نقاط قوت جمهوری اسلامی, نقاط ضعف جمهوری اسلامی, دشمنشناسی
آنچه برای ما مهم است این است كه ما در رفتار خودمان، در گذشتهی خودمان تأمّل كنیم و از ضعفهای خودمان و از قوّتهای خودمان درس بگیریم؛ امروز هم همین است. كسی توهّم نكند كه آن كسانی كه در مقابل انقلاب اسلامی با همهی قوا ایستاده بودند، امروز منصرف شدهاند؛ نه، امروز هم ایستادهاند؛ منتها هر دشمنی اگر چنانچه ناچار شد، عقبنشینی میكند؛ اگر مجبورشان كردید و وادارشان كردید به عقبنشینی، ناچار عقبنشینی میكنند؛ امّا از دشمنی منصرف نمیشوند؛ امروز مسئله در دنیا این است. دشمن را باید شناخت، جبههی دشمن را باید شناخت، لبخند دشمن را نباید جدّی گرفت، نباید فریفتهی آن شد، هدف را نباید فراموش كرد؛ هدف جمهوری اسلامی عبارت است از رسیدن به آرمانهای اسلام، یعنی سعادت مادّی و معنوی بشر، یعنی پیشرفت در امور زندگی مادّی و معنوی. این هدف را نباید فراموش كرد، باید دنبال كرد و باید یقین داشت كه با ایمان راسخ، با ادامهی راه، با بصیرت در امور پیرامونی و مسائل جاری، با بصیرت نسبت به دشمن و بصیرت نسبت به میدان عمل و جبههی مبارزه، پیروزی قطعی است؛ این را بایست توجّه داشت. اینكه بنده مكرّر عرض میكنم افق دید نظام جمهوری اسلامی، افق روشنی است، بهخاطر این است؛ چون بحمدالله مردم ما، جوانان ما، مرد و زن ما، هم دارای ایمانند، هم دارای بصیرتند، هم دشمن را میشناسند، هم اهل كار و اهل عمل و اهل ابتكارند.1392/10/19
لینک ثابت
دشمن را باید شناخت، جبههی دشمن را باید شناخت، لبخند دشمن را نباید جدّی گرفت، نباید فریفتهی آن شد، هدف را نباید فراموش كرد؛ هدف جمهوری اسلامی عبارت است از رسیدن به آرمانهای اسلام، یعنی سعادت مادّی و معنوی بشر، یعنی پیشرفت در امور زندگی مادّی و معنوی.1392/10/19
لینک ثابت
ما با برخورد غیرخردمندانه در همهی عرصهها مخالفیم؛ ما معتقدیم در همهی عرصهها، در همهی برنامهریزیها، در همهی جهتگیریهای جمعی و فردی باید با درایت و حكمت عمل كرد. اگر صحنه را نشناسیم، اگر دوست را نشناسیم، دشمن را نشناسیم، اگر امروز نظام سلطه را نشناسیم، استكبار را نشناسیم، چطور میتوانیم با حكمت و درایت حركت كنیم؟ چطور میتوانیم درست برنامهریزی كنیم؟ لذا باید بشناسیم.1392/08/29
لینک ثابت
علاج بنیانی و اساسی[تقابل جبهه استکبار با هویت یابی مسلمانان و بیداری اسلامی] را میتوان در دو جملهی كلیدی خلاصه كرد كه هر دو از بارزترین درسهای حج است:
اوّل: اتّحاد و برادری مسلمانان در زیر لوای توحید،
و دوّم: شناخت دشمن و مقابله با نقشهها و شیوههای او.
(...)
شناخت دشمن و شیوههای او نیز دوّمین ركن است. اوّلاً وجود دشمن كینتوز را نباید به دست غفلت و فراموشی سپرد و مراسم چندبارهی رمی جمرات در حج، نشانهی نمادین این حضور ذهن همیشگی است. ثانیاً در شناخت دشمن اصلی كه امروزه همان جبههی استكبار جهانی و شبكهی جنایتكار صهیونیسم است، نباید دچار خطا شد. و ثالثاً شیوههای این دشمن عنود را كه تفرقهافكنی میان مسلمانان، و ترویج فساد سیاسی و اخلاقی، و تهدید و تطمیع نخبگان، و فشار اقتصادی بر ملّتها، و ایجاد تردید در باورهای اسلامی است، باید بخوبی تشخیص داد و وابستگان و ایادیِ دانسته و نادانستهی آنان را از این راه شناسایی كرد.
دولتهای استكباری و پیشاپیش آنان آمریكا، به كمك ابزارهای رسانهای فراگیر و پیشرفته، چهرهی واقعی خود را میپوشانند و با دعوی طرفداری از حقوق بشر و دموكراسی، رفتاری خدعهآمیز در برابر افكار عمومی ملّتها در پیش میگیرند. آنان در حالی دم از حقوق ملّتها میزنند كه ملّتهای مسلمان، هر روز بیشتر از گذشته، آتش فتنههای آنان را با جسم و جان خود لمس میكنند. یك نگاه به ملّت مظلوم فلسطین كه دهها سال است روزانه زخمِ جنایات رژیم صهیونیستی و حامیانش را دریافت میكند؛ یا به كشورهای افغانستان و پاكستان و عراق كه تروریسمِ زاییدهی سیاستهای استكبار و ایادی منطقهای آنان، زندگی را به كام ملّتهای آنان تلخ كرده است؛ یا به سوریّه كه به جرم پشتیبانی از جریان مقاومت ضدّ صهیونیستی، آماج كینهی سلطهگران بینالمللی و كارگزاران منطقهای آنان شده و به جنگ خونین داخلی گرفتار آمده است؛ یا به بحرین یا به میانمار كه در هر یك به نحوی، مسلمانان محنتزده و مغفول، و دشمنانشان مورد حمایتند؛ یا به ملّتهای دیگری كه از سوی آمریكا و متّحدانش، پیدرپی به تهاجم نظامی یا تحریم اقتصادی یا خرابكاری امنیّتی تهدید میشوند؛ میتواند چهرهی واقعی این سردمداران نظام سلطه را به همه نشان دهد. نخبگان سیاسی و فرهنگی و دینی در همه جای جهان اسلام باید خود را به افشای این حقایق، متعهّد بدانند. این وظیفهی اخلاقی و دینی همهی ما است. كشورهای شمال آفریقا كه متأسّفانه امروز در معرض اختلافات عمیق داخلی قرار گرفتهاند، بیش از همه باید به این مسئولیّت عظیم، یعنی شناخت دشمن و شیوهها و ترفندهایش توجّه كنند. ادامهی اختلافات میان جریانهای ملّی و غفلت از خطر جنگ خانگی در این كشورها، خطر بزرگی است كه خسارت آن برای امّت اسلامی به این زودیها جبران نخواهد شد.1392/07/22
لینک ثابت
دولت، مسئولان، سیاسیون، دیپلماتها و مردم باید تحركات و رفتارهای پیچیده و ظاهرسازیهای حقوق بشری غرب و امریكا را با نگاه واقع بینانه و در چارچوب رویارویی عمیق و مبنایی غرب با اسلام تحلیل كنند زیرا در غیر اینصورت در تمایز میان تاكتیك ها و راهبردهای طرف مقابل و حتی شناخت دشمن دچار اشتباه خواهیم شد.1392/06/18
لینک ثابت
نمیشود از دشمن و روشهای خصمانهای كه كرده، انتظار دوستی و محبّت و صمیمیّت داشت.1392/06/06
لینک ثابت
امروز ما مسلمانها احتیاج داریم به هوشیاری؛ احتیاج داریم به اینكه نقشهی كلی زندگی خود و مواجههی دشمنان با خود و با اسلام را بشناسیم. اگر نقشه را شناختیم، راه را درست انتخاب خواهیم كرد. اشكال آنجاست كه گاهی ما مسلمانها خودمان نقشهی دشمن را درست نمیشناسیم، خود ما جزئی از آن نقشهی دشمن میشویم؛ كه امروز متأسفانه دنیای اسلام مبتلای به این است. نقشهی دشمن، اختلافافكنی در بین مسلمانان است؛ نقشهی دشمن، تحریك عصبیتهای مذاهب مختلف اسلامی علیه یكدیگر است؛ نقشهی دشمن این است كه توجه امت اسلامی را از نقطهی حقیقی خصومت و دشمنی - یعنی سرمایهداریِ فاسد و مفسد و صهیونیزم - منحرف كند و به جاهای دیگری متوجه كند.
یك روزی دنیای اسلام با صهیونیسم غاصب مقابله میكرد، دشمنان در تبلیغاتشان گفتند این یهودیستیزی است؛ در حالی كه یهودیستیزی نبود. در كشورهای اسلامی، یهودیها هم مثل دیگر ادیان - یهودی، مسیحی، مسلمان - در كنار همدیگر زندگی میكنند. امروز در كشور ما یهودی هست، مسیحی هست، مسلمان هست، بعضی از ادیان دیگر حضور دارند و در زیر سایهی امنیت اسلام، همه باهم زندگی میكنند. بحثِ یهودیستیزی نیست، بحثِ مقابلهی با صهیونیسم غاصبِ متجاوزِ ظالمِ قسیالقلب است؛ این را بدروغ تحریف میكردند، میگفتند یهودیستیزی؛ اما امروز خود غربیها مبتلا به اسلامستیزی و مسلمانستیزی هستند. در دنیای غرب شما مشاهده كنید؛ امواج مسلمانستیزی را تحریك میكنند، از آنها حمایت میكنند، از اهانتكنندگان به اسلام و پیامبر اعظم پشتیبانی میكنند - این اسلامستیزی است، این مال آنجاست - در درون جامعهی اسلامی هم مذاهب مخالف ستیزی را ترویج میكنند، شیعهستیزی را ترویج میكنند؛ این سیاست آنهاست: مسلمانها باید با یكدیگر مبارزه كنند، سرگرمِ هم شوند؛ شیعه علیه سنی، سنی علیه شیعه؛ برای اینكه حواسها از نقطهی اصلی دشمنی منعطف شود، نفهمند كیست كه امروز دارد با دنیای اسلام مقابله میكند، نفهمند كیست كه برای امت اسلامی دامهای خطرناكی گذاشته. اینها را ما باید بفهمیم؛ هم ملتها بفهمند، هم سیاستمداران بفهمند، هم روشنفكران بفهمند.
نقشهی دشمن را بشناسیم. اگر نقشهی دشمن را شناختیم، امكان تدبیر در مقابل این نقشه به وجود میآید؛ اما اگر نقشهی دشمن را نشناختیم، امكان تدبیر وجود نخواهد داشت؛ در پیدا كردن راهِ خودمان اشتباه میكنیم، در عملكردِ خودمان اشتباه میكنیم. نقشهی دشمن این است: ملتهای مسلمان را به یكدیگر مشغول كنند، بین اینها اختلاف به راه بیندازند - كمااینكه امروز میبینید به راه انداختهاند - هزاران نفر كشته شوند، خونها بر زمین ریخته شود، ملتهای مسلمان از مسائل اصلی خود غافل بمانند، از پیشرفت ضروریای كه باید به دنبال آن باشند، غفلت كنند، برای اینكه منافع استعمارگران، منافع صاحبان قدرت ظالم و ستمگر تأمین شود؛ همچنان كه یك روز با استعمار، این كار را كردند.
من به شما عرض بكنم؛ در تاریخ، غربیها نخواهند توانست لكهی ننگ استعمار را از دامان خود پاك كنند. شعارهای طرفداری از حقوق بشر، شعارهای طرفداری از دموكراسی، نخواهد توانست عملكرد غربیهای مدعی و پرادعا را در آسیا و در آفریقا و در آمریكای لاتین و در نقطهنقطهی كشورهائی كه سالها تحت استعمار بودند، به فراموشی بسپرد. آن روز با استعمار این كار را كردند، امروز به شكل دیگری همان نقشه را دنبال میكنند، همان هدفها را دنبال میكنند؛ خب، ما باید بیدار باشیم؛ ما باید بفهمیم كه چه میكنیم؛ ما باید نقشهی راه خودمان را بشناسیم.
امروز برای مسلمانها، اتحاد و اتفاق، همدلی و همكاری، جزو فوریترین و ضروریترین است. ما دعوت میكنیم از همهی كشورهای اسلامی، از همهی دولتهای اسلامی، بصیرت را به كار بگیرند؛ ببینند كه در مقابل كی قرار دارند؛ در شناخت دشمن اشتباه نكنند، در شناخت نقشههای دشمن اشتباه نكنند؛ بفهمند دشمن دنبال چیست و بدانند كه سعادت ملتهاشان در چیست.1392/03/17
لینک ثابت
روحانیان و رجال دینشناس کمابیش در همه جا مرجع فکری و سنگ صبور روحی مردم بودهاند و هرجا که در هنگامهی تحولات بزرگ، در نقش هدایتگر و پیشرو ظاهر شده و در پیشاپیش صفوف مردم در مواجهه با خطرات حرکت کردهاند، پیوند فکری میان آنان و مردم افزایش یافته و انگشت اشارهی آنان در نشان دادن راه به مردم، اثرگذارتر بوده است. این به همان اندازه که برای نهضت بیداری اسلامی دارای سود و برکت است، برای دشمنان امت و کینهورزان با اسلام و مخالفان حاکمیت ارزشهایاسلامی ، دغدغهآفرین و نامطلوب است و سعی میکنند این مرجعیت فکری را از پایگاههای دینی سلب کرده و قطبهای جدیدی برای آن بتراشند؛ که به تجربه دریافتهاند که با آنان میتوان بر سر اصول و ارزشهای ملی براحتی معامله کرد! چیزی که در مورد عالمان باتقوا و رجال دینیِ متعهد هرگز اتفاق نخواهد افتاد.
این، وظیفهی عالمان دین را سنگینتر میکند. آنها باید با هوشیاری و دقت فراوان، و با شناخت شیوهها و ترفندهای فریبندهی دشمن، راه نفوذ را بکلی ببندند و فریب دشمن را ناکام کنند. نشستن بر سفرهی رنگین متاع دنیا، از بزرگترین آفتها است. آلوده شدن به صله و احسانِ صاحبان زر و زور و نمکگیر شدن در برابر طاغوتهای شهوت و قدرت، خطرناکترین عامل جدائی از مردم و از دست دادن اعتماد و صمیمیت آنها است. منیّت و قدرتطلبی که سستعنصران را به گرایش به سوی قطبهای قدرت فرا میخواند، بستر آلودگی به فساد و انحراف است. این آیهی قرآن را همواره باید در گوش داشته باشند که: «تلک الدّار الأخرة نجعلها للّذین لایریدون علوّا فی الأرض و لا فسادا و العاقبة للمتّقین».1392/02/09
لینک ثابت
امروز یکی از خطرناکترین چیزهائی که نهضت بیداری اسلامی را تهدید میکند، اختلافافکنی و تبدیل این نهضتها به معارضههای خونین فرقهای و مذهبی و قومی و ملّی است. این توطئه هماکنون از سوی سرویسهای جاسوسی غرب و صهیونیزم، با کمک دلارهای نفتی و سیاستمداران خودفروخته، از شرق آسیا تا شمال آفریقا و بویژه در منطقهیعربی ، با جد و اهتمام دنبال میشود و پولی که میتوانست در خدمت بهروزی خلق خدا باشد، خرج تهدید و تکفیر و ترور و بمبگذاری و ریختن خون مسلمانان و برافروختن آتش کینههای درازمدت میگردد. آنها که قدرت یکپارچهی اسلامی را مانع هدفهای خبیث خود میدانند، دامنزدن به اختلافها در درون امت اسلامی را آسانترین راه برای مقصود شیطانی خود یافتهاند و تفاوتهای نظری در فقه و کلام و تاریخ و حدیث را - که طبیعی و اجتنابناپذیر است - دستاویز تکفیر و خونریزی و فتنه و فساد ساختهاند.
نگاه هوشمندانه به صحنهی درگیریهای داخلی، دست دشمن را در پس این فاجعهها بروشنی نشان میدهد. این دست غدّار، بیشک از جهلها و عصبیتها و سطحینگریها در میان جوامع ما بهرهبرداری میکند و بر روی آتش، بنزین میریزد. وظیفهی مصلحان و نخبگان دینی و سیاسی در این ماجرا بسیار سنگین است.
اکنون لیبی به گونهای، مصر و تونس به گونهای، سوریه به گونهای، پاکستان به گونهای، و عراق و لبنان به گونهای درگیر یا در معرض این شعلههای خطرناکند. باید بشدت مراقب و در پی علاج بود. سادهاندیشی است که این همه را به عوامل و انگیزههای عقیدتی و قومی نسبت دهیم. تبلیغات غرب و رسانههای منطقهایِ وابسته و مزدور، جنگ ویرانگر در سوریه را نزاع شیعه و سنّی وانمود میکنند و حاشیهی امنی برای صهیونیستها و دشمنان مقاومت در سوریه و لبنان پدید میآورد. این در حالی است که دو طرف نزاع در سوریه، نه سنّی و شیعه، بلکه طرفداران مقاومت ضدصهیونیستی و مخالفان آنند. نه دولت سوریه یک دولت شیعی، و نه معارضهی سکولار و ضد اسلامِ آن یک گروه سنّیاند. تنها هنر گردانندگان این سناریوی فاجعهآمیز آن است که توانستهاند از احساسات مذهبیِ سادهاندیشان در این آتشافروزی مهلک استفاده کنند. نگاه به صحنه و دستاندرکاران سطوح مختلف آن، میتواند مسئله را برای هر انسان منصفی روشن کند.
این موج تبلیغات در مورد بحرین نیز به گونهای دیگر به دروغ و فریب سرگرم است. در بحرین، اکثریتی مظلوم که سالهای متمادی است از حق رأی و دیگر حقوق اساسییک ملت، محرومند، به مطالبهی حق خود برخاستهاند. آیا چون این اکثریتِ مظلوم شیعهاند و حکومت جبارِ سکولار، متظاهر به سنیگری است، باید این را نزاع شیعه و سنّی دانست؟ استعمارگران اروپائی و آمریکائی و همپیالههای آنان در منطقه البته میخواهند چنین وانمود کنند، ولی آیا این حقیقت است؟
اینها است که علمای دین و مصلحان منصف را به تأمل و دقت و احساس مسئولیت فرا میخواند و شناختن هدفهای دشمنان در عمده کردن اختلافات مذهبی و قومی و حزبی را بر همه فرض میسازد.1392/02/09
لینک ثابت
عرض کردیم دشمنانی هستند. این دشمنان چه کسانی هستند؟ لانهی اصلی توطئه علیه ملت ایران کجاست؟ پاسخ به این سؤال، دشوار نیست. امروز سی و چهار سال است که هرگاه نام «دشمن» برده میشود، ذهن ملت ایران متوجه دولت آمریکا میشود. خوب است دولتمردان آمریکا به این نکته توجه کنند و این را بفهمند که ملت ایران در طول این سی و چند سال چیزهائی دیده است، مراحلی را گذرانده است، که تا میگویند دشمن، ذهن ملت ایران متوجه به آمریکا میشود. این مسئلهی بسیار مهمی است برای یک دولتی که میخواهد در دنیا با آبرو زندگی کند؛ این مسئله، مسئلهی قابل توجه و قابل دقتی است؛ باید روی این مسئله تکیه کنند. مرکز توطئه اینجا است، اساس دشمنی اینجا است.
البته دشمنهای دیگری هم هستند که ما اینها را در درجهی اول و در ردیف اول به حساب نمیآوریم: دشمن صهیونیستی هم هست، منتها رژیم صهیونیستی در قواره و اندازهای نیست که در صف دشمنان ملت ایران به چشم بیاید. گاهی سردمداران رژیم صهیونیستی، ما را تهدید هم میکنند؛ تهدید به حملهی نظامی میکنند؛ اما بهنظرم خودشان هم میدانند، و اگر نمیدانند، بدانند که اگر غلطی از آنها سر بزند، جمهوری اسلامی «تلآویو» و «حیفا» را با خاک یکسان خواهد کرد. دولت انگلیسِ خبیث هم با ملت ایران دشمنی میکند؛ این هم یکی از دشمنان سنتی و قدیمی ملت ایران است؛ منتها دولت انگلیس نقش مکمل آمریکا را در این میدان بازی میکند. خود دولت انگلیس استقلالی ندارد که انسان او را یک دشمن مستقلی به حساب بیاورد؛ دنبالهروِ آمریکا است.
بعضی از دولتهای دیگر هم دشمنیهائی دارند. من اینجا مناسب میدانم که بگویم مسئولین دولت فرانسه هم در چند سال اخیر دشمنیهای آشکاری با ملت ایران کردهاند؛ این یک ناهوشمندی از سوی دولتمردان فرانسه است. انسان عاقل، بخصوص سیاستمدار عاقل، هرگز نباید انگیزهی این را داشته باشد که موجودی را که دشمن او نیست، تبدیل به دشمن کند. ما با دولت فرانسه، با کشور فرانسه مشکلی نداشتیم؛ نه در طول تاریخ مشکلی داشتیم، نه در دوران حاضر؛ اما سیاست غلط از زمان سارکوزی ــ که دولت امروز فرانسه هم متأسفانه همان راه را میرود ــ دشمنی با ملت ایران است. به نظر ما این کار غلطی است، کار غیرمدبرانه و غیرعاقلانهای است، کار ناهوشمندانهای است.1392/01/01
لینک ثابت
این هم یکی از آن لطائف عالم است که آمریکائیها دشمنی میکنند، میگویند شما نفهمید که ما با شما دشمنیم؛ مخالفت و عناد میورزند، متوقعند که ملت ایران نفهمد که آنها معاندند و دشمنی میکنند! این سیاست از اواخر دوران بوش در مقابل ایران شروع شده است، امروز هم متأسفانه همان سیاست را دولتمردان آمریکا ادامه میدهند؛ همان پنجهی چدنیِ زیر دستکش مخملی. من چند سال پیش اینجا در جوار بقعهی علیبنموسیالرضا (علیه السّلام) در همین سخنرانیِ اول فروردین گفتم مراقب باشید اظهار محبت شما، اظهار دوستی و موافقت شما به معنای این نباشد که دستکش مخملی بر روی پنجهی چدنی کشیدید و میخواهید تظاهر به دوستی کنید، اما در باطن دشمنی میکنید.1392/01/01
لینک ثابت
امروز سی و چهار سال است که هرگاه نام «دشمن» برده میشود، ذهن ملت ایران متوجه دولت آمریکا میشود.1392/01/01
لینک ثابت
ما در برنامهریزیها همیشه باید جلوتر از دشمن حرکت کنیم. در مقابل فعالیت دشمن، کشور نباید در حال انفعال به سر ببرد.1392/01/01
لینک ثابت
دشمنشناسی, لحظهشناسی, پیشرفت علمی ایران, وعدههای الهی
مصداق عینی تحقق وعدهی الهی، نظام جمهوری اسلامی است كه بهرغم همهی فشارها و طراحیهای دشمن، بعد از گذشت 34 سال، اكنون یك نظام محترم، مقتدر، اثرگذار در مسائل منطقهای و جهانی، دارای ملتی بزرگ، فهیم، دشمنشناس و لحظهشناس و دارای پیشرفتهای بزرگ علمی است.1391/10/27
لینک ثابت
دشمن را باید شناخت، ابزارهای دشمن را باید شناخت، حیلههای دشمن را باید شناخت؛ از کجا وارد میشود؟ ما با این نگاه در قضیهی سوریه موضعگیری کردیم. ما با آمدن خون از بینی یک انسان مسلمان هم موافق نیستیم و دردمان میآید. ما میگوئیم آن کسانی که سوریه را به جنگ داخلی دارند میکشانند، مقصرند. آن کسانی که سوریه را دارند به سمت تخریب و برادرکشی میکشانند و کشاندهاند، مقصرند. همهی خواستههای ملتها باید از طرق متعارف، معمولی و بدون خشونتهای اینجوری حل شود.1391/09/21
لینک ثابت
بصیرت در این دوران و در همهی دورانها به معنای این است كه شما خط درگیری با دشمن را تشخیص دهید؛ كجا با دشمن درگیری است؟ بعضیها نقطهی درگیری را اشتباه میكنند؛ خمپاره و توپخانهی خودشان را آتش میكنند به سمت یك نقطهای كه آنجا دشمن نیست، آنجا دوست است. بعضیها رقیب انتخاباتی خودشان را «شیطان اكبر» به حساب میآورند! شیطان اكبر آمریكاست، شیطان اكبر صهیونیسم است؛ رقیب جناحی كه شیطان اكبر نیست، رقیب انتخاباتی كه شیطان اكبر نیست. من طرفدار زیدم، شما طرفدار عمروئی؛ من شما را شیطان بدانم؟ چرا؟ به چه مناسبت؟ در حالی كه زید و عمرو هر دو ادعای انقلاب و اسلام میكنند، در خدمت اسلام و در خدمت انقلابند. خط درگیری با دشمن را مشخص كنیم. گاهی هست كه یك نفری در لباس خودی است، اما حنجرهی او سخن دشمن را تكرار میكند! خب، او را باید نصیحت كرد؛ اگر با نصیحت عمل نكرد، انسان با او باید حد و مرز تعریف كند: خط فاصل. جدا میشویم. اگر بناست شما با همان احساساتی كه رژیم صهیونیستی نسبت به جمهوری اسلامی دارد - ولو با یك ادبیات دیگری - بخواهی در مقابل جمهوری اسلامی بایستی و حرف بزنی، خب با رژیم صهیونیستی چه فرقی داری؟ اگر با همان منطقی كه آمریكا در مقابل جمهوری اسلامی عمل میكند، شما بخواهی با آن منطق با جمهوری اسلامی تعامل كنی، خب شما با آمریكا فرقی نداری. این مسئله جداست. اما یك وقت هست كه نه، اینجوری نیست. ممكن است اختلافات، اختلافات عمیقی هم باشد، اختلافات بزرگی هم باشد، اما انسان دشمن را با غیردشمن نباید اشتباه كند؛ دشمن حساب دیگری دارد، غیردشمن حساب دیگری دارد. خط درگیری با دشمن را باید ترسیم كرد، مشخص كرد؛ این بصیرت میخواهد. بصیرتی كه ما عرض میكنیم، این است.
یك عدهای از آن طرف میافتند، یك عدهای از این طرف میافتند. یك عدهای با دشمن هم معاملهی دوست میكنند، فریاد دشمن را هم نمیشناسند، چون از حنجرهی دیگری در میآید؛ یك عده هم از این طرف، هركسی كه اندك اختلاف سلیقهای با آنها دارد، به حساب دشمن میگذارند! بصیرت، آن خط وسط است؛ آن خط درست است.1391/07/24
لینک ثابت