ما معتقدیم باید کوشش شود تا حوزهها حتی در دوران جمهوری اسلامی مستقل بمانند. این معنا، بحمدالله حاصل است. اما گاهی در گوشه و کنار، انسان حرفها را یا ابداع شبهههایی را میشنود مبنی بر اینکه مسألهی جدا بودن حوزهی علمیهی قم، یا تنظیمات روحانی از تشکیلات مملکتی و دولتی، مربوط به زمانی بود که حکومتهای غیر اسلامی و ضداسلامی بر سر کار بودند. میگویند حالا که بحمدالله حکومت، حکومت دینی و اسلامی است و بعضی از علمای دین و روحانیون، در مراکز حساس و مصادر امورند، این دیگر چه حرفی است که حوزهها باید مستقل بمانند!؟ برای اینکه این شبهه از ذهنها رفع شود، این را عرض میکنیم که: حوزه یک نهاد هزار ساله و متکی به ریشههای بسیار مستحکم است. این نهاد هزارساله و مستحکم و بالنده، با این سابقهی عظیم و این تأثیر عمیق را نمیشود به چیزی غیر از خودش بست. این، کار خطرناکی است و آیندهی حوزه را تهدید میکند. حوزه باید از درون خود اداره شود. باید استقلال داشته باشد. از لحاظ مالی هم باید استقلال داشته باشد. از لحاظ مدیریتی هم باید استقلال داشته باشد. اینکه منافاتی با همکاری دستگاههای مسؤول کشور با حوزهی علمیه ندارد! اینکه لازم است؛ و به معنای برکنار بودن حوزه از دستگاههای جاری کشور نیست. یا به معنای این نیست که عناصر حوزه، با کارهای خارج از حوزه ارتباطی برقرار نکنند، نسبت به آنها احساس مسؤولیتی نکنند و در آنها شرکتی نداشته باشند! معنایش این نیست. معنایش این است که روحانیت شیعه اختصاصاً - تا آنجا که ما از سازمانهای روحانی ادیان مختلف اطلاع داریم - تاکنون مستقل و به خود متکی بوده است و مدیریت آن از درون خودش جوشیده و به طور طبیعی به دست آمده و کمتر به صورت تحمیلی بوده است. و این حالت، باید ادامه پیدا کند.۱۳۷۱/۰۶/۲۹
لینک ثابت