newspart/index2
حجاب / چادر/مانتو / حجاب اسلامی / پوشش اسلامی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
حجاب

شما ببینید وقتی زن مسلمان به فطرت و به اصل خود برمیگردد، چه معجزه عظیمی درست میکند! آن‌چنان که در انقلاب ما و در نظام اسلامی ما بحمدالله مشاهده شد و امروز هم مشاهده میشود. ما کجا آن قدرت و عظمت را از زنان دیده‌بودیم که امروز از مادران شهدا میبینیم؟ کجا ما آن فداکاریها را از زنان جوان دیده بودیم، که با فرستادن همسران محبوبشان به جبهه‌های جنگ، آنها با خاطر آسوده در این میدانها باشند؟ این، عظمت اسلام است که در چهره زنان انقلابی ما، در دوران انقلاب و امروز، بحمدالله آشکار است. تبلیغ نکنند که با حفظ حجاب، با حفظ عفّت، با خانه‌داری و با تربیت فرزند، انسان نمیتواند کسب علم کند. ما امروز بحمدالله چقدر زنان دانشمند و عالم در رشته‌های مختلف در جامعه‌مان داریم: دانشجویان کوشا و با استعداد و با ارزش، فارغ‌التّحصیلان سطح بالا، پزشکان ممتاز و طراز بالا! امروز در جمهوری اسلامی رشته‌های گوناگون علمی در اختیار خانمهاست؛ زنهایی که عفاف و عصمتشان را هم حفظ کردند، طهارت زنانه را هم حفظ کردند، حجاب را هم -به شکل کامل- حفظ کردند، به تربیت فرزند هم به شیوه اسلامی میرسند، شوهرداری را نیز همان‌طوری که اسلام گفته است انجام میدهند، فعّالیت علمی و سیاسی هم میکنند.
...
من بارها به گویندگان و مبلّغین قضیه زن عرض کرده‌ام: این ما نیستیم که باید از موضع خودمان دفاع کنیم؛ این فرهنگ منحط غرب است که باید از خودش دفاع کند. آنچه را که ما برای زن عرضه میکنیم، چیزی است که هیچ انسان اندیشمند با انصافی نمیتواند منکر شود که «این برای زن خوب است.» ما زن را به عفّت، به عصمت، به حجاب، به عدم اختلاط و آمیزش بیحد و مرز میان زن و مرد، به حفظ کرامت انسانی، به آرایش نکردن در مقابل مرد بیگانه -برای آن‌که چشم او لذّت نبرد- دعوت میکنیم. این بد است؟ این کرامت زن مسلمان است. این کرامت زن است. آنهایی که زن را تشویق میکنند که خود را به گونه‌ای آرایش دهد که مردان کوچه و بازار به او نگاه کنند و غرایز شهوانی خودشان را ارضا کنند، باید از خودشان دفاع کنند که چرا زن را تا این حد پایین می‌آورند و تذلیل میکنند!؟ آنها باید جواب بدهند. فرهنگ ما، فرهنگی است که انسانهای والا و اندیشمند غرب هم آن را میپسندند و رفتارشان همین‌طور است. در آن‌جا هم خانمهای عفیف و سنگین و متین و زنهایی که برای خودشان ارزشی قائلند، حاضرنیستند خودشان را برای ارضای غرایز شهوانی بیگانگان و هرزه‌چشمها وسیله‌ای قرار دهند.
...
تربیت اسلامی و انقلابی زن مسلمان، مایه افتخار و مباهات جمهوری اسلامی است. ما به زنان مسلمان خودمان افتخار میکنیم. در این راهپیماییها، وقتی دوربینها میرود روی چهره خانمهایی که با حجاب کامل، فرزندانشان را هم در بغل گرفته‌اند و در شرایط دشوار به راهپیمایی آمده‌اند، یا برای اعلام موضع سیاسی، یا در نماز جمعه شرکت‌کرده‌اند و یا برای کار عبادی، سیاسی به پای صندوقهای رأی رفته‌اند، برای ما افتخار است. خانمهایی که در دانشگاهها مراتب عالیه را در راه تحصیل علم به‌دست آورده‌اند و یا در کنکورهای سراسری در رشته‌های گوناگون رتبه اول و دوم شده‌اند، وقتی در جامعه ما نمود پیدا میکنند، جمهوریاسلامی سربلند میشود و افتخار میکند. این، افتخاری است برای احکام نورانی اسلام که در این دوران، این‌گونه مشغول سازندگی است و در جهانی که از همه طرف امواج تبلیغات غلط انحرافی در جریان است، زن مسلمان، با این شجاعت و استقلال رأی، خودش را میتواند نشان دهد. اینها از برکاتِ اسلام است.
محیط دانشگاهها بسیار مهمّ است. در محیط دانشگاهها، خانمهای دانشجو و استاد باید بکوشند روحیه و فرهنگ اسلامی را ترویج کنند. اجازه ندهید به کسانی -اگر خدای نکرده در دانشگاههای کشور هستند- که نسبت به حجاب اسلامی یا زنان و دانشجویان دخترِ مسلمان بیاحترامی کنند. اجازه ندهید که اینها بتوانند افکار فاسد را منتشر کنند. محیط دانشگاه باید محیط اسلامی باشد؛ محیطی برای رشد انسان طراز اسلام؛ انسانی که الگویش فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیهاست. و این، برای آینده کشور فوق‌العاده مهم است. مخصوصاً بعضی از دانشگاهها، مثل دانشگاه تربیت مدرّس که در حقیقت یک نهاد انقلابی است، عنایت بیشتری داشته باشند.1371/09/25

لینک ثابت
حجاب

حال چون راجع به مقوله‌ی هنر صحبت می‌کنیم، من آن وظیفه‌ی اولی را که «ارشاد اسلامی» است، در همین زمینه‌ی هنر عرض می‌کنم که فراموش نشود. حقیقت این است که آنچه امروز به صورت هنر رایج ارائه می‌شود، توسط کسانی که پایه‌ای از هنر درشان هست، به سمت نقطه‌ی مقابل هدفهای اسلامی کشیده می‌شود. حالا بعضی تعمداً، بعضی تقلیداً و بعضی «لاعن‌توجه» این کار را می‌کنند. مثلاً فرض بفرمایید مسأله‌ی حریم جنسی برای ما یک اصل است. این، حقیقتاً یک اصل است. ما به این معنا اعتقاد داریم؛ اگر چه یکی از فروع دین است. حجاب، جزو فروع دین است. حرمت آمیزش جنسی حرام، جزو فروع دین است. اما نفس مقوله‌ی حریم جنسی، یعنی بین دو جنس حریمی وجود داشتن، یک اصل است. صحبت چادر سیاه نیست؛ صحبت روگیری نیست؛ صحبت این‌که حریم باید چطور باشد، نیست. ممکن است این مقوله، در زمانهای مختلف و به مناسبتهای مختلف و در جاهای مختلف، شکلهای مختلفی پیدا کند. اما نفس این حریم، یکی از اصول تفکر اسلامی ماست. اسلام، زن را دارای آن‌چنان عزت و غروری می‌طلبد، که اصلاً مبالات این را نداشته باشد که آیا مردی به او نگاه می‌کند یا نمی‌کند. توجه می‌کنید؟ یعنی زن باید آن چنان غرور و آن چنان عزتی داشته باشد که اصلاً اعتنا نکند به این‌که مردی به او نگاه می‌کند یا نمی‌کند. این کجا و این‌که زن، لباسش، آرایشش، حرف‌زدنش و راه رفتنش را چطور انتخاب کند که مردم به او نگاه کنند کجا!؟ شما ببینند بین اینها چقدر فاصله است! حالا فیلمهایی درست می‌کنند که می‌بینیم سعی دارند یک عنصر جنسی از همین مقوله‌ی انحرافی، در آن حتماً گنجانده شود و جا بگیرد! این انحراف است. این چرا به وجود آمده؟ این می‌شد نباشد. الان هم می‌شود نباشد و باید جلوش را گرفت. یعنی شما باید سر این مسأله، خیلی قوی بایستید. صحبت این نیست که بگویند «آقا، مقدس‌بازی در می‌آورید! حالا این دختر، در این فیلم، قدری رویش را بازتر گرفته؛ یا فرض کنید زیر ابرویش را برداشته. شما بیخودی مقدس بازی و آخوند بازی در می‌آورید!» نه؛ قضیه این نیست که حالا یکی صورتش را نشان بدهد یا ندهد. قضیه این است که ما ذره ذره، از طریق هنر - آن هم این هنر مهم - یک قضیه‌ی به این مهمی را که اوجش آن است که عرض کردم «زن آن‌طور باید زندگی کند»، مخدوش می‌کنیم.
اصلاً تکبر برای همه حرام و گناه است، مگر برای زن. تکبر برای مرد حرام است، ولی برای زن مستحب است که نسبت به مرد بیگانه، متکبر باشد. زن باید این‌طور برخورد کند. حالا گاهی همین تکبر را این خانم با همان غرور اسلامی دارد و فرض کنید چادر مشکی هم سرش نیست. البته ما معتقدیم که چادر، بهتر از اشکال دیگر حجاب است؛ یعنی حجاب را چادر بهتر حفظ می‌کند. این اعتقاد من است. این یک نظر است. ممکن است کسی نظر دیگری داشته باشد. دعوایی هم با آن نظر مخالف نداریم. لکن می‌خواهم عرض کنم: آن عزت و مناعت و غرور زنانه در مقابل جنس مرد، می‌تواند حتی با بی‌چادری هم تحقق یابد و صدق کند و وجود داشته باشد. من می‌گویم: این را ما خدشه‌دار می‌کنیم. این را ما خراب می‌کنیم. این باور را در زن تأیید و تقویت می‌کنیم که اروپا و غرب خواسته به ما تلقین کند و نشان دهد که «زن، به عنوان یک بازیچه است.» این میراث دو هزار ساله‌ی اروپاست. مسأله این است. البته در اروپا این‌طور نیست که همه‌ی مردم لخت بگردند و همه‌ی زنها با بی‌عفتی زندگی کنند. نخیر؛ این نیست. اما این‌که زن به عنوان یک متاع عمومی و همگانی است که هرکس بتواند از او به نحوی التذاذ ببرد، جایز است.1371/09/04

لینک ثابت
حجاب

حقیقت این است که آنچه امروز به صورت هنر رایج ارائه می‌شود، توسط کسانی که پایه‌ای از هنر درشان هست، به سمت نقطه‌ی مقابل هدفهای اسلامی کشیده می‌شود. حالا بعضی تعمداً، بعضی تقلیداً و بعضی «لاعن‌توجه» این کار را می‌کنند. مثلاً فرض بفرمایید مسأله‌ی حریم جنسی برای ما یک اصل است. این، حقیقتاً یک اصل است. ما به این معنا اعتقاد داریم؛ اگر چه یکی از فروع دین است. حجاب، جزو فروع دین است. حرمت آمیزش جنسی حرام، جزو فروع دین است. اما نفس مقوله‌ی حریم جنسی، یعنی بین دو جنس حریمی وجود داشتن، یک اصل است. صحبت چادر سیاه نیست؛ صحبت روگیری نیست؛ صحبت این‌که حریم باید چطور باشد، نیست. ممکن است این مقوله، در زمانهای مختلف و به مناسبتهای مختلف و در جاهای مختلف، شکلهای مختلفی پیدا کند. اما نفس این حریم، یکی از اصول تفکر اسلامی ماست. اسلام، زن را دارای آن‌چنان عزت و غروری می‌طلبد، که اصلاً مبالات این را نداشته باشد که آیا مردی به او نگاه می‌کند یا نمی‌کند. توجه می‌کنید؟ یعنی زن باید آن چنان غرور و آن چنان عزتی داشته باشد که اصلاً اعتنا نکند به این‌که مردی به او نگاه می‌کند یا نمی‌کند. این کجا و این‌که زن، لباسش، آرایشش، حرف‌زدنش و راه رفتنش را چطور انتخاب کند که مردم به او نگاه کنند کجا!؟ شما ببینند بین اینها چقدر فاصله است! حالا فیلمهایی درست می‌کنند که می‌بینیم سعی دارند یک عنصر جنسی از همین مقوله‌ی انحرافی، در آن حتماً گنجانده شود و جا بگیرد! این انحراف است. این چرا به وجود آمده؟ این می‌شد نباشد. الان هم می‌شود نباشد و باید جلوش را گرفت. یعنی شما باید سر این مسأله، خیلی قوی بایستید. صحبت این نیست که بگویند «آقا، مقدس‌بازی در می‌آورید! حالا این دختر، در این فیلم، قدری رویش را بازتر گرفته؛ یا فرض کنید زیر ابرویش را برداشته. شما بیخودی مقدس بازی و آخوند بازی در می‌آورید!» نه؛ قضیه این نیست که حالا یکی صورتش را نشان بدهد یا ندهد. قضیه این است که ما ذره ذره، از طریق هنر - آن هم این هنر مهم - یک قضیه‌ی به این مهمی را که اوجش آن است که عرض کردم «زن آن‌طور باید زندگی کند»، مخدوش می‌کنیم.
اصلاً تکبر برای همه حرام و گناه است، مگر برای زن. تکبر برای مرد حرام است، ولی برای زن مستحب است که نسبت به مرد بیگانه، متکبر باشد. زن باید این‌طور برخورد کند. حالا گاهی همین تکبر را این خانم با همان غرور اسلامی دارد و فرض کنید چادر مشکی هم سرش نیست. البته ما معتقدیم که چادر، بهتر از اشکال دیگر حجاب است؛ یعنی حجاب را چادر بهتر حفظ می‌کند. این اعتقاد من است. این یک نظر است. ممکن است کسی نظر دیگری داشته باشد. دعوایی هم با آن نظر مخالف نداریم. لکن می‌خواهم عرض کنم: آن عزت و مناعت و غرور زنانه در مقابل جنس مرد، می‌تواند حتی با بی‌چادری هم تحقق یابد و صدق کند و وجود داشته باشد. من می‌گویم: این را ما خدشه‌دار می‌کنیم. این را ما خراب می‌کنیم. این باور را در زن تأیید و تقویت می‌کنیم که اروپا و غرب خواسته به ما تلقین کند و نشان دهد که «زن، به عنوان یک بازیچه است.» این میراث دو هزار ساله‌ی اروپاست. مسأله این است. البته در اروپا این‌طور نیست که همه‌ی مردم لخت بگردند و همه‌ی زنها با بی‌عفتی زندگی کنند. نخیر؛ این نیست. اما این‌که زن به عنوان یک متاع عمومی و همگانی است که هرکس بتواند از او به نحوی التذاذ ببرد، جایز است.
این، یک میراث دو، سه هزار ساله است که ریشه در روم قدیم دارد. این، از آن زمان قدیم، در سرشت جامعه‌ی اروپایی - با همه‌ی اختلاف نژادی و فرهنگی‌ای که دارند - باقی مانده است و اکنون هم وجود دارد. ما چه الزامی داریم که این را از آنها قبول کنیم؟ شما می‌بینید که آنها در تبلیغات نسبت به قضیه‌ی جنسی چه می‌کنند و تا به حال چه کرده‌اند! اینها برای شما روشن است. ما چرا باید تسلیم آنها شویم؟ ما چرا باید در این مورد، نقش انسانهای منفعل را ایفا کنیم؛ که اگر نمی‌توانیم آن‌طور زندگی کنیم، خجالت بکشیم؟ آنها باید خجالت بکشند.
یک وقت درخصوص قضیه‌ای از من پرسیدند «شما چه دفاعی در این مورد دارید؟» گفتم «من دفاعی ندارم، من حمله‌ای دارم! دفاع کدام است؟» ما در این قضیه، در موضع دفاع نیستیم؛ ما در موضع حمله هستیم؛ ما در موضع تهاجم هستیم. آن فرهنگ، غلط است. حال ما بیاییم به آن فرهنگ غلط اجازه دهیم که در هنر ما - آن هم هنر سینما با این اهمیت و عظمت - وارد شود!؟1371/09/04

لینک ثابت
حجاب

من خواهش می‌کنم آقایان رؤسای دانشگاهها، به این مهم توجه فرمایند. چنین چیزی امکان ندارد که یک پسر دانشجوی ما به‌خاطر ظاهر مذهبی‌اش مورد بی‌مهری قرار گیرد، یا یک دختر دانشجوی ما به خاطر حجابش مورد بی‌مهری یا خدای نکرده اهانت قرار گیرد. البته گزارشهایی که تاکنون به من رسیده، قطعی نشده است. اما چندی پیش، یکی دو مورد در حد نزدیک به یقین بود که بنده هم عکس‌العملی نشان دادم. این‌طور نباشد استادی که نسبت به مسائل انقلابی، چندان اهمیت نمی‌دهد و ما هم شفاعت کردیم و چندی پیش به دانشجویان گفتیم «عیبی ندارد، بگذارید چنین استادی بیاید درسش را بدهد و برود»، حالا در کلاس، یا در موقع امتحان، به گونه‌ای برخورد کند که دانشجوی مسلمان و انقلابی احساس ناامنی کند. این، اصلاً قابل قبول نیست. این را آقایان توجه فرمایند. اگر با چنین استادی برخورد کردید یا پیدا کردید، باید برخورد خشن بکنید. مسأله‌ی پایبندی به ضدیت با مباحث و مسائل انقلابی، تا این حد که موجب شود یک استاد که شاگردش را مثل فرزند خودش باید دوست بدارد، برای خاطر چادر با او برخورد کند!؟ معلوم می‌شود این استاد نسبت به دین و مسائل اسلامی و انقلابی، خیلی در دل عناد دارد. اگر چنین کسی هست و چنین عنادی وجود دارد، چه لزومی دارد از چنین استادی استفاده کنید!؟1371/08/19
لینک ثابت
حجاب

شما می‌بینید که در بعضی از همین کشورهای عربی و به اصطلاح اسلامی امروز، دولتهایشان با همه نوع احزاب موافقت می‌کنند مگر با احزاب دینی! صریحاً می‌گویند «ما نمی‌گذاریم احزاب اسلامی و دینی رشد کنند.» با همه نوع آداب و عادات موافقت می‌شود، مگر آداب و عادات اسلامی. مثلاً همین حجاب. دیدید در یکی از همین کشورهای همسایه‌ی ما، با حجاب چه مبارزه‌ای کردند! البته علی‌رغم میل آنها، مردم روزبه‌روز به طرف اسلام می‌روند. این است آن اسلامی که شما می‌خواهید از آن دفاع کنید و آن را تبلیغ نمایید.1371/07/15
لینک ثابت
حجاب

بنده در شهر سارایوو، پیاده در خیابانها حرکت کردم. همین مردم بیچاره‌ای که امروز کشته می‌شوند؛ همین زنان و مردان که شنیده بودند از جمهوری اسلامی کسی آمده، اطراف این خیابانها اجتماع و ازدحام کرده بودند که ما را تماشا کنند و ببینند. به کتابخانه‌ی «غازی» هم رفتم، که یکی از کتابخانه‌های قدیمی است و هزاران جلد کتاب خطی فارسی و عربی در آن است. کتابخانه‌ی مذکور از یادگارها و مواریث اسلامی است. یکی از مهمترین آنها این بود که بعضی از نسخ آن نسخ نفیسی است. ساعتی در آن کتابخانه گردش کردم. حالا شنیده‌ام همان کتابخانه آتش گرفته؛ آن‌جا را با بمب زده‌اند و نابود کرده‌اند!
مدرسه‌ی قدیمی و مسجد قدیمی آن‌جا را رفتیم و از نزدیک دیدیم. بعد هم پیاده در خیابانها، با گروهی که همراه ما بودند حرکت کردیم. این جمعیت هم اظهار علاقه می‌کرد. زنان بی‌حجاب بودند و ظواهراسلامی از لحاظ پوشاک و رفتار صفر بود؛ اما دلهایشان مالامال از اسلام و احساس مسلمانی بود. در مسجدشان که وارد شدیم، چند نفر از خانمهای حزب اللهی در هیأت ما بودند و با چادر و آن وضعیت و آن زی، وارد مسجد شدند. زنان مسلمانی که برای نماز به آن مسجد آمده بودند، خانمهای چادری را محاصره کرده و، آنها را می‌بوسیدند و به آنها دست می‌کشیدند. این، احساسات اسلامی آن مردم است. از ظواهراسلامی هم چیزی نیست جز همین نماز. فقط نماز آن‌جا هست. اما احساس مسلمان بودن، فراوان. عشق به امت اسلامی، احساس هویت اسلامی، بسیار عالی و در حد اعلی.1371/06/31

لینک ثابت
حجاب

بنده در شهر سارایوو، پیاده در خیابانها حرکت کردم. همین مردم بیچاره‌ای که امروز کشته می‌شوند؛ همین زنان و مردان که شنیده بودند از جمهوری اسلامی کسی آمده، اطراف این خیابانها اجتماع و ازدحام کرده بودند که ما را تماشا کنند و ببینند. به کتابخانه‌ی «غازی» هم رفتم، که یکی از کتابخانه‌های قدیمی است و هزاران جلد کتاب خطی فارسی و عربی در آن است. کتابخانه‌ی مذکور از یادگارها و مواریث اسلامی است. یکی از مهمترین آنها این بود که بعضی از نسخ آن نسخ نفیسی است. ساعتی در آن کتابخانه گردش کردم. حالا شنیده‌ام همان کتابخانه آتش گرفته؛ آن‌جا را با بمب زده‌اند و نابود کرده‌اند!
مدرسه‌ی قدیمی و مسجد قدیمی آن‌جا را رفتیم و از نزدیک دیدیم. بعد هم پیاده در خیابانها، با گروهی که همراه ما بودند حرکت کردیم. این جمعیت هم اظهار علاقه می‌کرد. زنان بی‌حجاب بودند و ظواهراسلامی از لحاظ پوشاک و رفتار صفر بود؛ اما دلهایشان مالامال از اسلام و احساس مسلمانی بود. در مسجدشان که وارد شدیم، چند نفر از خانمهای حزب اللهی در هیأت ما بودند و با چادر و آن وضعیت و آن زی، وارد مسجد شدند. زنان مسلمانی که برای نماز به آن مسجد آمده بودند، خانمهای چادری را محاصره کرده و، آنها را می‌بوسیدند و به آنها دست می‌کشیدند. این، احساسات اسلامی آن مردم است. از ظواهراسلامی هم چیزی نیست جز همین نماز. فقط نماز آن‌جا هست. اما احساس مسلمان بودن، فراوان. عشق به امت اسلامی، احساس هویت اسلامی، بسیار عالی و در حد اعلی.1371/06/31

لینک ثابت
حجاب

مثلاً فرض کنید کسی - نه این‌که بخواهد از مجموعه‌ی اسلام چیزی بفهمد - می‌گوید: «آقا، راجع به حجاب، شما چه می‌فرمایید؟ راجع به حقوق زوجین، نظرتان چیست؟ راجع به حقوق بشر - مسأله‌ای که این قدر در دنیا جنجال به پا کرده است - کتابی دارید که من بخوانم و استفاده کنم؟ راجع به سیاست خارجی اسلام، حرف اسلام چیست؟ راجع به حقوق کارگر، نظر اسلام به طور ساده چیست؟»
آیا برای همه‌ی اینها کتاب داریم؟ کتابی موجود نیست که بگوییم: فلان کس ترجمه‌ای کرده؛ چطور می‌گویید نیست؟ یا بگوییم: فلان کس ترجمه‌ای کرده و فلان کس چیزی نوشته. قضیه این‌طور نیست. اینها موضوعاتی است که باید درباره‌شان نوشت.1371/06/29

لینک ثابت
حجاب

بعضی کسان، اگر همپا با فساد جهانی نشوند، خجالت می‌کشند! این، ضعف نفس است. دنیا باید خجالت بکشد که در کجی و انحراف و فساد حرکت می‌کند. من این خواهران را که در آن میدان، با آن حجاب بسیار زیبا دیدم، که با شکوه حرکت می‌کردند، در دلم گفتم: «آفرین به شما دختران مسلمان!» بعضی افراد گفتند «دختران، مدال نیاوردند.» من می‌گویم دختران، با این حرکت و با این رفتار سنگین و بزرگوارانه‌شان، بالاترین مدال را به گردن زن مسلمان آویختند. این، عزتی است که انسان در حرکت آنها احساس می‌کند. همچنین است احساس همگی ما، در قبال شما بچه‌های ورزشکار و خوب؛ چه آنها که مدال طلا گرفتند، چه آنها که نقره گرفتند، چه آنها که برنز گرفتند و چه آنها که مدال نیاوردند. البته بعضی دو تحسین دارند: هم از جهت معنوی و هم از جهت بازی. بعضی یک تحسین دارند؛ بعضی تحسین مضاعف دارند. اما رفتار همه‌تان، عالی بود.1371/06/26
لینک ثابت
حجاب

بعضی کسان، اگر همپا با فساد جهانی نشوند، خجالت می‌کشند! این، ضعف نفس است. دنیا باید خجالت بکشد که در کجی و انحراف و فساد حرکت می‌کند. من این خواهران را که در آن میدان، با آن حجاب بسیار زیبا دیدم، که با شکوه حرکت می‌کردند، در دلم گفتم: «آفرین به شما دختران مسلمان!» بعضی افراد گفتند «دختران، مدال نیاوردند.» من می‌گویم دختران، با این حرکت و با این رفتار سنگین و بزرگوارانه‌شان، بالاترین مدال را به گردن زن مسلمان آویختند. این، عزتی است که انسان در حرکت آنها احساس می‌کند. همچنین است احساس همگی ما، در قبال شما بچه‌های ورزشکار و خوب؛ چه آنها که مدال طلا گرفتند، چه آنها که نقره گرفتند، چه آنها که برنز گرفتند و چه آنها که مدال نیاوردند. البته بعضی دو تحسین دارند: هم از جهت معنوی و هم از جهت بازی. بعضی یک تحسین دارند؛ بعضی تحسین مضاعف دارند. اما رفتار همه‌تان، عالی بود.1371/06/26
لینک ثابت
حجاب

من بخصوص تأکید میکنم، نسبت به رفتار زن و مرد و پوشش زنان در داخل ادارات. بعضی شکوه دارند؛ گله دارند. خانواده‌های شهدا و زنان مؤمن به ما شکایت میکنند. به این‌جا تلفن میکنند، نامه مینویسند، یا ما را که میبینند، مکرّر میگویند که رفتار بعضی از زنان جامعه ما، رفتار مناسب و شایسته شأن زن مسلمان نیست. با اصلاح این زنانی که در ادارات مشغول کارند، بخش عمده‌ای از این موضوع، اصلاح میشود. این بانوان مسلمانی که در اداراتند، باید رفتارشان، لباسشان، زىّ‌شان و منششان مسلمانی باشد؛ و شما در این زمینه تکلیف و مسؤولیت دارید. البته با روش اسلامی؛ با همان شیوه‌ای که نهی از منکر اسلامی دارد و نه با روشهای غیراسلامی و خشونتهای نادرست.1371/06/04
لینک ثابت
حجاب

انجمنهای اسلامی، چشمی از مرکزیّت نظام در همه بخشهای نظامند. اینها چشم بینا و زبان گویای اسلام و انقلابْ در مناطق مختلف این نظامند. البته زبان گویا، یعنی این‌که مفاهیم و تعالیم اسلامی را در فضای محیط کار، احیا کنید. طوری شود که در محیط کار، اسلام حسّ شود. نه مثل دوران طاغوت که انسان وقتی به داخل محیطی میرفت، احساس میکرد در آن محیط، همه چیز ضدّ اسلام است. به یک مسلمان و به یک آدم متدیّن که میرسیدند، نگاهها از روی بغض، از روی سردی و از روی بیاعتنایی بود. رفتار زنان؛ پوشش زنان؛ برخورد مردان؛ جلف‌گریهایی که گاهی بعضی از مردان و زنان میکردند؛ همه چیز غیر اسلامی بود. نقطه مقابل آن، فضای اسلامی است؛ به نحوی که وقتی انسان وارد اداره‌ای میشود، نگاه کند ببیند آثار اسلام همه جا پیداست. وقت ظهر میشود، مردم میروند نماز. مُراجع که می‌آید، با او با چهره بشّاش برخورد میکنند؛ کارش را انجام میدهند و حدود اسلامی را رعایت میکنند. زنان با پوشش مناسب میآیند. مردان و زنان ارتباطات و برخوردشان در داخل اداره، متین و محترمانه است. این محیط، اسلامی است.1371/06/04
لینک ثابت
حجاب

تهاجم فرهنگی، مثل خودِ کار فرهنگی، اقدامِ آرام و بی سر و صدایی است. یکی از راههای تهاجم فرهنگی، این بوده است که سعی کنند جوانان مؤمن را از پایبندیهای متعصّبانه به ایمان، که همان عواملی است که یک تمدّن را نگه میدارد، منصرف کنند. همان کاری را که در اندلس، در قرنهای گذشته کردند. یعنی جوانان را در عالم، به فساد و شهوت‌رانی و میگساری و این چیزها مشغول کردند. این کار، حالا هم انجام میگیرد. من بارها گفته‌ام: عدّه‌ای وقتی در خیابان نگاه میکنند و زنانی را میبینند که حجابشان قدری ناجور است، دلشان خون میشود. بله؛ این کارِ بدی است. اما کارِ بد اصلی، این نیست. کارِ بد اصلی آن است که شما در کوچه و خیابان نمیبینید! کسی به کسی گفت: «چه کارمیکنی؟» گفت: «دهل میزنم.» گفت: «چرا صدای دهلت در نمی‌آید؟» گفت: «فردا صدای دهل من درمی‌آید!» صدای فروریختن ایمان و اعتقاد ناشی از تهاجم پنهانی و زیرزیرکی دشمن -اگر شما ملت و عناصر فرهنگی بیدار نباشید- خدای نخواسته، آن وقتی درمی‌آید که دیگر قابل علاج نیست! جوان جبهه رفته ما را اگر محاصره کردند؛ اگر اوّل یک ویدئو در اختیارش گذاشتند و بعد او را به تماشای فیلمهای جنسىِ وقیح وادار کردند؛ شهوت او را تحریک کردند و بعد او را به چند مجلس کشاندند، چه خواهد شد؟! وقتی تشکیلاتی وجود داشته باشد، جوان را در اوج نیروی جوانی، فاسد میکنند. و حالا دشمن این کار رامیکند.1371/05/21
لینک ثابت
حجاب

روشنفکری ایران، متأسفانه بیمار و وابسته متولّد شد. چند نفری هم که آدمهای سالم و خالصی بودند، گم شدند. بقیه، وابسته بودند. بعضی وابسته به روسیه آن روز -مثل میرزافتحعلی آخوندزاده(۳)- یا وابسته به اروپا و غرب -مثل‌میرزاملکم‌خان و امثال اینها- بودند. این کارها در داخل ایران شده بود؛ لکن بُردی نداشت. کسی که به نفع فرهنگ غربی -یعنی درحقیقت، به‌نفع سلطه غرب برایران- و به نفع استعمار به وسیله انگلیس، در آن روز بزرگترین قدم را برداشت، رضاخان بود. شما ببینید این کارها در وضع امروز چقدر رسواست، که پادشاهی بیاید و یکباره لباس ملی یک کشور را عوض کند! مثلاً شما به هند که تشریف ببرید یا در اقصی نقاط عالم که بگردید، ملتها لباسهای خودشان را دارند؛ احساس افتخار هم میکنند؛ احساس سرشکستگی هم نمیکنند. اما اینها آمدند و یکباره گفتند: این لباس قدغن است! چرا؟ چون با این لباس، نمیشود عالِم شد! عجب! ما بزرگترین دانشمندانمان -دانشمندان ایرانی که امروز آثارشان هنوز در اروپا تدریس میشود- با همین فرهنگ و در همین محیط پرورش یافتند. مگر لباس چه تأثیری دارد؟ این چه حرفیاست؟! چنین منطق مسخره‌ای را مطرح کردند. لباس یک ملت را عوض کردند. چادر زنان را برداشتند. گفتند: «با چادر نمیشود که یک زن، عالم و دانشمند شود و در فعّالیت اجتماعی شرکت کند.» من سؤال میکنم: با برداشتن چادر، در کشور ما، چقدر زنان در فعّالیت اجتماعی شرکت کردند؟ مگر فرصتی داده شد برای این‌که زنان ما، در دوران رضاخان و پسر رضاخان، در فعّالیتهای اجتماعی شرکت کنند؟! به مردان هم فرصت داده نمیشد؛ به زنان هم فرصت داده نمی شد. آن روز که زنان ایران وارد فعّالیت اجتماعی شدند و کشور رابا دو دست توانای خود بلند کردند و مردان این کشور را به دنبال خودشان به میدانهای مبارزه کشاندند، با همان چادر به میدانها آمدند. چادر چه تأثیر منفیای دارد؟! لباس چه تأثیری دارد در این‌که مانع شود از فعّالیت یک زن یایک مرد؟! عمده این است که‌این مرد، دلش چگونه است؛ فکرش چگونه است؛ ایمانش چقدر است؛ روحیه‌اش چگونه است؛ چه انگیزه‌ای برای فعالیّت اجتماعی یا علمی، در او گذاشته شده است؟ این مردِ قلدرِ نادانِ بیسواد -رضاخان- آمد و در اختیار دشمن قرار گرفت. ناگهان لباس این کشور را عوض کرد؛ بسیاری از سنّتها را عوض کرد؛ دین را ممنوع کرد! کارهایی کرد که همه شنیده‌اید و در دوران پهلویها انجام گرفته است؛ آن هم با قلدری. او به چهره محبوب غرب -یعنی استعمارگران- تبدیل شد.1371/05/21
لینک ثابت
حجاب

بعضى از دانشجویان سؤال مى‌کنند: «آقا! در دانشگاه جلساتى درست مى‌کنند که در وضع دانشگاهى‌مان بى‌اثر نیست. البته مشروب هم هست. اجازه مى‌دهید برویم؟» من مى‌گویم: «نه آقا؛ نروید.» اثر کدام است!؟ اینها توهمات است! اگر به این توهمات راه دادید، تا بى‌نهایت، شما را مى‌برد. براى خود بنده هم - البته در دوران ریاست جمهورى - تجاربى از این قبیل پیش آمده بود.
پس، در عمل شخصى‌تان، رعایت موازین اسلامى، به صورت دقیق باید انجام گیرد. حجاب اسلامى؛ محرم و نامحرم اسلامى؛ طهارت و نجاست اسلامى؛ نماز اسلامى؛ روزه‌ى اسلامى؛ شرکت در نماز جمعه، و اگر بشود ارتباطات اسلامى؛ ارتباطات با مسلمانان. یادتان باشد، خود و خانواده. یعنى زنتان هم مثل خودتان؛ بچه‌هایتان هم مثل خودتان. اگر همراهى دارید - برادرى، برادر زنى - او هم مثل خودتان است. نمى‌شود گفت که «من خودم رعایت مى‌کنم؛ اما این جوان آمده این‌جا تحصیل مى‌کند؛ برادر من است؛ او رعایت نمى‌کند.» نه دیگر؛ نشد! او هم باید رعایت کند. بالاخره برادر سفیر است دیگر. برادر سفیر هم، این محدودیت را دارد. مى‌خواست برادر سفیر نشود! ...1371/05/19

لینک ثابت
حجاب

قوام حکومت اسلامی و بقای حاکمیت اخیار، به این است که در جامعه امربه‌معروف ونهیازمنکر باشد. امربه‌معروف فقط این نیست که ما، برای اسقاط تکلیف، دو کلمه بگوییم. آن هم در مقابل منکراتی که معلوم نیست از مهمترین منکرات باشند. وقتی یک جامعه را موظّف میکنند که آحادش باید دیگران را به معروف امر و از منکر نهی کنند، این به چه معناست؟ چه وقت ممکن است آحاد یک ملت آمر به معروف و ناهی از منکر باشند؟ وقتی که همه، به معنای واقعی در متن مسائل کشور حضور داشته باشند؛ همه کار داشته باشند به کارهای جامعه؛ همه اهتمام داشته باشند؛ همه آگاه باشند؛ همه معروف شناس و منکر شناس باشند. این، به معنای یک نظارت عمومی است؛ یک حضور عمومی است؛ یک همکاری عمومی است؛ یک معرفت بالا در همه است.
امربه‌معروف، اینهاست. والّا اگر ما امربه‌معروف را در یک دایره محدود، آن هم به وسیله افراد معلومی، زندانی کنیم، دشمن هم در تبلیغات خودش بنا میکند سمپاشی کردن؛ که در ایران بناست از این به بعد، نسبت به زنهای بدحجاب، این‌طور عمل شود! این واجبِ به این عظمت را، که قوام همه چیز به آن است، بیاورند در دایره‌ای محدود، در خیابانهای تهران؛ آن هم نسبت به چند نفر زنی که وضع حجابشان مثلاً درست نیست. این است معنای امر به معروف!؟ این است معنای حضور نیروهای مؤمن در صحنه‌های گوناگون جامعه!؟ قضیه، بالاتر از این حرفهاست. تخلّفها یک اندازه و یک نوع نیست. تخلّفها، تخلّفهای فردی نیست. بالاترین تخلّفها، آن تخلّفها و جرایمی است که پایه‌های نظام را سست میکند.1371/05/07

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی