newspart/index2
کتاب و کتاب‏خوانی / نشر/نشر کتاب/نشر مکتوب/کتابخانه / مطالعه/کتاب/کتاب‌خوانی/کتابخوانی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
کتاب و کتاب‏خوانی

وقتی از ناشران درباره مشکلشان و فروش کتاب میپرسم، بعضی بعد از سؤال من و بعضی بدون سؤال، به مشکل کاغذ اشاره میکنند. کاغذ در جامعه ما نباید یک کالای تزیینی و تجمّلاتی به حساب بیاید؛ بلکه باید یک کالای اصلی محسوب شود. کما این‌که دولت هم، برای کاغذ، واقعاً یارانه میدهد.علی اىّ‌ حال، الان دولت به روزنامه‌ها، مطبوعات و ناشرین، کمک میکند. این کارها میشود؛ لکن درعین‌حال، مشکلات دارند. من میبینم کتابی را به قیمت گزافی میفروشند؛ در حالی که خریدار نمیتواند بخرد. من به مواردی برخورد کردم که قیمتها به نظرم زیاد و بیش از اندازه‌ای که امروز مقتضی است، بود. این بدین خاطر است که ما از لحاظ کاغذ مشکل داریم1374/02/26
لینک ثابت
کتاب و کتاب‏خوانی

از نوع کتابهایی که عرضه میشود، نوع مطالبه، رغبت و تقاضای مردم را درک و احساس میکنم. من از بعضی از ناشرین میپرسیدم که «شما فروشتان چطور است؟» یا «مراجعه مردم به این کتابی که شما چاپ کرده‌اید، چطور است؟» پاسخهایی که میدادند، برای ما روشن میکند که مردم به چه موضوعاتی بیشتر رغبت دارند. حالا ممکن است این رغبت، بعضیش هدایت شده باشد؛ یعنی دستگاه فرهنگی کشور، مردم را به سمت یک علاقه خاص یا به نوعی از کتابها هدایت کرده باشد. ممکن هم هست که بدون هدایت آنها باشد و مردم خودشان خواسته باشند. به هر تقدیر، یک جهتگیرىِ کلّىِ نسبتاً مطلوب، مشاهده میشود1374/02/26
لینک ثابت
کتاب و کتاب‏خوانی

امروز کتاب جزو لوازم و اشیاء لوکس، تشریفاتى و خوبى است که اگر باشد بهتر است، اگر نبود هم، آسمان به زمین نمى‌آید! باید از این حالت خارج شود. اگر کتابخوانى فرهنگ رایج شد و در بین مردم ما جا افتاد، آن‌وقت کسانى پیدا میشوند که «صدقه‌ى کتاب» درست میکنند که الان نیست. شما ببینید چقدر روضه‌خوانى میشود! چقدر احسان میشود! چقدر به ایتام کمک میشود! چقدر پول و جنس و پارچه و چیزهاى دیگر داده میشود! آیا به همین نسبت، کتاب هم داده میشود؟! به همین نسبت پول براى چاپ کتاب داده میشود؟! خیلى کم. حالا یک وقتی در گذشته، زمانى، کسانى از تجّار و بازاریهاى مؤمن -مثلاً آقاى «کوشان‌پور»- پیدا میشدند؛ فرضاً کتابى چاپ میکردند و مجّانى به طّلاب میدادند. قبلاً در حدّ معدودى، این کارها معمول بود؛ امّا الان این کارها نمیشود، این کارها کم میشود. خب، حالا اگر معلوم شد یک کتاب خیلى خوب هست، باید چاپ شود. خرج این کار، باید جزو صدقات جاریه باشد. شما که روشنفکرید و به اهمّیّت این کار آگاهید، این را ترویج کنید، که اگر اهمّیّت کتاب و کتابخوانى جا افتاد، این هم متحقّق میشود. این هم کار دیگرى است که گمان میکنم براى رفع مشکلات نشر کتاب، در جامعه باید انجام گیرد1374/02/18
لینک ثابت
کتاب و کتاب‏خوانی

ما در زمینه‌ی کتاب، چند تکلیف مهم بر عهده داریم: یک تکلیف این است که در عرصه‌های فکری مختلف، کتاب تولید کنیم؛ آن هم کتاب خوب. چنین تکلیفی نه فقط بر عهده‌ی مسؤولان کشور است، بلکه کل کشور و طبقه‌ی اهل فرهنگ، چنین تکلیفی دارند.
تکلیف بعدی این است که کتابخوانی به عنوان یک سنت رایج در آید؛ به طوری که همه‌ی قشرها در کشور کتابخوان شوند و کتابخوانی، مخصوص عده‌یی از افراد جامعه‌ی ما نباشد؛ کمااین‌که در گذشته این طور بوده است؛ یعنی عده‌یی کتابخوان و اهل کتاب و اهل مراجعه‌ی به کتاب بودند، اکثریت هم دور از کتاب و فارغ از همّ آن به سر می‌بردند؛ این درست نیست. البته امروز وضع بهتر شده است و انسان میتواند این را حس کند. بعضی از ناشران به من میگفتند: ما تشکر میکنیم از این‌که میبینیم فرهنگ کتابخوانی توسعه پیدا کرده است و مردم به کتاب تمایل بیشتری نشان میدهند. پس این کار هم در حال پیشرفت است. البته اگر ما به حدی برسیم که مورد نظر من در این صحبت است، باید تعداد کتابهایی که هر بار چاپ میشود، از دو هزار و پنج هزار و ده هزار به دویست هزار و سیصد هزار برسد؛ یعنی با چنین کمیت بالایی باید کتاب در جامعه پخش شود. امروز... جمعیت کشور ما، تعداد کثیری اهل سواد و کتابند و بیشتر هم خواهند شد؛ چون جمعیت رو به تزاید است. اگر همه کتابخوان شوند، باید کتاب زیادی داشته باشیم تا در دسترس آنها بگذاریم.
تکلیف سومی که ما در زمینه‌ی کتاب بر عهده داریم، نقد و بررسی کتاب است... وقتی کتاب با کمیت بالا در اختیار همه قرار میگیرد، یک نوع حیرت برای بعضیها به وجود می‌آید که آیا این کتاب را بخوانیم، نخوانیم؛ خوب است، بد است؛ مفید است، یا بی‌فایده است. کتاب بی‌فایده، یعنی مضر. انسان وقتی را برای مطالعه صرف میکند و اگر کتاب، بی‌فایده باشد، حکم مضر دارد. البته خیلی بندرت میشود کتابی پیدا کرد که بکلی بی‌فایده باشد؛بالاخره هر کتابی یک نوع فایده دارد؛ لیکن وقت انسان محدود است. کسانی که اهل مراجعه به کتابند، احتیاج دارند که اهل نظر و اطلاع، کتابها را به آنها معرفی کنند. ما متأسفانه مطبوعاتی که از لحاظ وسعت و کیفیت، مخصوص این‌کار و شایسته‌ی این زمان باشد، نداریم؛ در گذشته هم اگر بود، خیلی نادر بود و سطح چندان بالایی نداشت. البته امروز هم در گوشه و کنار مواردی وجود دارد که کافی به نظر نمیرسد. من میخواهم از اهل فکر و نظر و قلم و کتاب و کسانی که به کتاب اهمیت میدهند، خواهش کنم که به نقد کتاب بپردازند. امروز کتابهای بسیاری نوشته و چاپ و منتشر میشود. اگر خواننده‌یی درباره‌ی این کتابها آگاهی لازم داشته باشد، آنها را بسرعت خواهد خرید و مطالعه خواهد کرد و بلکه دوباره خواهد خواند؛ اما وقتی آگاهی ندارد، سراغ این کتابها نمیرود. البته بسیاری از کتابها بعکس‌اند و اگر خواننده‌ی مشخصی آگاهی داشته باشد، به آنها نگاه نخواهد کرد؛ زیرا وقتش را ندارد یا مثلاً نیازی به مقولات مطرح شده در این کتابها ندارد و یا به دلیل اشکالی که در این کتابها هست، سراغ آنها نمیرود. پس نقد کتاب، جزو کارهای لازم است. الان در بعضی از مجلات که در قم و تهران منتشر میشوند، به نقد کتاب پرداخته میشود؛ لیکن خیلی ضعیف و بسیار کمتر از چیزی است که امروز لازم است. اگر من بخواهم در این زمینه حدسی بزنم، باید بگویم شاید بیست برابرِ نقدی که در این مجلات چاپ میشود، در حال حاضر لازم است؛ یعنی واقعاً چندین مجله‌ی مخصوص نقد لازم داریم؛ بعلاوه‌ی مقالات نقدآمیزی که میتواند در همه‌ی مطبوعات چاپ شود. چون دایره‌ی کتاب و کتابخوانی در حال گسترش است، پس مسأله‌ی نقد هم باید گسترش پیدا کند؛مضاف بر این‌که بعضی اشخاص میتوانند یک سلسله کتاب را انتخاب کنند و اصلاً درباره‌ی آنها به طور منظم نقد بنویسند؛ مثلاً فرض بفرمایید سلسله کتابهای فلان نویسنده‌ی معروفِ داخلی یا خارجی را بردارند و در یک جلد، دو جلد یا سه جلد نقد کنند؛ یا سلسله کتابهای فلان گروه از نویسندگان را در پنجاه جلد نقادی کنند و آنها را در دسترس علاقه‌مندان بگذارند؛ چنین کارهایی بسیار لازم است.1373/02/20

لینک ثابت
کتاب و کتاب‏خوانی

کسی‌ که‌ با کتاب‌ انس‌ گرفته‌ باشد بطور طبیعی‌ از معرفت‌ و پایه‌ فکری‌ والاتری‌ نیز برخوردار است‌ و با او بهتر می‌توان‌ با زبان‌ قانون‌، علم‌، ادب‌ و انضباط اجتماعی‌ سخن‌ گفت‌ و بر این‌ اساس‌ در جامعه‌ اسلامی‌ پذیرفتنی‌ نیست‌ که‌ اکثریت‌ مردم‌ با کتاب‌ سروکار چندانی‌ نداشته‌ باشند لذا باید تلاش‌ کنیم‌ تا توجه‌ به‌ کتاب‌ و کتابخوانی‌ در میان‌ مردم‌ فراگیر شود.1372/10/06
لینک ثابت
کتاب و کتاب‏خوانی

برگزاری‌ هفته‌ی‌ کتاب‌ در کشور عزیز ما و اعلام‌ آن‌ بوسیله‌ی‌ وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌ برای‌ اینجانب‌، مژده‌ و مایه‌ی‌ امیدواری‌ است‌. امروز هر اقدامی‌ که‌ به‌ گسترش‌ سطح‌ آگاهی‌ عمومی‌ بینجامد و نیروی‌ تفکر و قدرت‌ و درک‌ معارف‌ را در مردم‌ با استعداد ما تقویت‌ کند، حسنه‌ئی‌ بزرگ‌ است‌. کتاب‌، دروازه‌ئی‌ به‌ سوی‌ جهان‌ گسترده‌ی‌ دانش‌ و معرفت‌ است1372/10/04
لینک ثابت
کتاب و کتاب‏خوانی

کتاب‌، دروازه‌ئی‌ به‌ سوی‌ جهان‌ گسترده‌ی‌ دانش‌ و معرفت‌ است‌ و کتاب‌ خوب‌، یکی‌ از بهترین‌ ابزارهای‌ کمال‌ بشری‌ است‌. همه‌ی‌ دستاوردهای‌ بشر در سراسر عمر جهان‌، تا آنجا که‌ قابل‌ کتابت‌ بوده‌ است‌، در میان‌ نوشته‌هائی‌ است‌ که‌ انسانها پدید آورده‌اند و می‌آورند. و در این‌ مجموعه‌ی‌ بی‌نظیر، آموزشهای‌ آسمانی‌، و درسهای‌ پیامبران‌ به‌ بشر، و دانش‌ها و شناخت‌هائی‌ است‌ که‌ سعادت‌ بشر بدون‌ آگاهی‌ از آن‌ امکان‌پذیر نیست‌. کسی‌ که‌ با این‌ دنیای‌ زیبا و زندگی‌ بخش‌، دنیای‌ کتاب‌، ارتباط ندارد بیشک‌ از مهمترین‌ دستاورد انسانی‌ و نیز از بیشترین‌ معارف‌ الهی‌ و بشری‌ محروم‌ است‌. برای‌ یک‌ ملت‌، خسارتی‌ بزرگ‌ است‌ که‌ افراد آن‌، با کتاب‌ سروکاری‌ نداشته‌ باشند، و برای‌ یک‌ فرد، توفیق‌ عظیمی‌ است‌ که‌ با کتاب‌، مأنوس‌ و همواره‌ در حال‌ بهره‌گیری‌ از آن‌ یعنی‌ آموختن‌ چیزهای‌ تازه‌ باشد. با این‌ دیدگاه‌، به‌ روشنی‌ می‌توان‌ ارزش‌ و مفهوم‌ رمزی‌ عمیق‌ این‌ حقیقت‌ تاریخی‌ را دریافت‌ که‌ اولین‌ خطاب‌ خدواند متعال‌ به‌ پیامبر گرامی‌ اسلام‌ صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ این‌ است‌ که‌: بخوان‌! و در اولین‌ سوره‌ئی‌ که‌ بر آن‌ فرستاده‌ی‌ عظیم‌الشأن‌ خداوند فرود آمده‌، نام‌ قلم‌ به‌ تجلیل‌ یاد شده‌ است‌: اقرأ و ربک‌ الاکرم‌، الذی‌ علم‌ بالقلم1372/10/04
لینک ثابت
کتاب و کتاب‏خوانی

با تلخی‌ باید اعتراف‌ کنیم‌ که‌ رواج‌ کتاب‌ و روحیه‌ی‌ کتابخوانی‌ در میان‌ ملت‌ عزیز ما که‌ خود یکی‌ از مشعلداران‌ فرهنگ‌ و کتاب‌ و معرفت‌ در طول‌ تاریخ‌ پس‌ از ظهور اسلام‌ بوده‌ است‌، بسی‌ کمتر از آنچیزی‌ است‌ که‌ از چنین‌ ملتی‌ انتظار می‌رود. و این‌ پدیده‌ نیز مانند بیشتر پدیده‌های‌ ناگوار در کشور ما، نتیجه‌ی‌ فرمانروائی‌ پادشاهان‌ و فرمانروایان‌ ظالم‌ و فاسد و بی‌فرهنگ‌ و بی‌سواد بر این‌ کشور در دویست‌ سال‌ گذشته‌ است‌. در دورانی‌ که‌ برخی‌ ملت‌های‌ دیگر به‌ سوی‌ دانش‌ و پژوهش‌ و معرفت‌ روی‌ آورده‌ بودند، ملت‌ کهن‌ و با استعداد ما در زیر سلطه‌ی‌ آن‌ انسانهای‌ پلید و خودپرست‌ و زورگو و نااهل‌، از دانش‌ و معرفت‌ دور ماند و در دوره‌ی‌ اخیر که‌ حکومت‌ دست‌ نشانده‌ و فاسد پهلوی‌ همه‌ی‌ کارها را برابر خواست‌ بیگانگان‌ و دشمنان‌ این‌ ملت‌ و به‌ زیان‌ این‌ ملت‌ انجام‌ می‌داد، نه‌ تنها تلاشی‌ برای‌ ترویج‌ کتاب‌ و کتابخوانی‌ نشد بلکه‌ با ایجاد سرگرمی‌های‌ ناسالم‌ و دامن‌زدن‌ به‌ آتش‌ غرائز جنسی‌ در میان‌ جوانان‌، این‌ ضرورت‌ فوری‌ و فوتی‌ را هر چه‌ بیشتر، از میدان‌ دید و توجه‌ مردم‌، بیرون‌ راندند و در یکی‌ از بهترین‌ دورانهائی‌ که‌ شرائط جهانی‌، دگرگونی‌های‌ اساسی‌ در وضع‌ نابسامان‌ ملت‌ ایران‌ را بر می‌تافت‌، ملت‌ مظلوم‌ ما را از آن‌ محروم‌ ساختند و کار را به‌ آنجا رساندند که‌ برابر گزارش‌های‌ همان‌ روزگار، در شهر تهران‌ و برخی‌ شهرهای‌ دیگر، شماره‌ی‌ میخانه‌ها بیش‌ از شماره‌ی‌ کتابخانه‌ها و کتابفروشی‌ها و یا چند برابر آنها بود.
اکنون‌ ملت‌ ایران‌ باید عقب‌افتادگی‌ها را جبران‌ کند. اینک‌ فرصت‌ بی‌نظیری‌ از حکومت‌ دین‌ و دانش‌ بر ایران‌، پدید آمده‌ است‌ که‌ باید از آن‌ در جهت‌ اعتلای‌ فکر و فرهنگ‌ این‌ کشور بهره‌ جست‌. امروز کتابخوانی‌ و علم‌آموزی‌ نه‌ تنها یک‌ وظیفه‌ی‌ ملی‌، که‌ یک‌ واجب‌ دینی‌ است‌. از همه‌ بیشتر، جوانان‌ و نوجوانان‌، باید احساس‌ وظیفه‌ کنند، اگر چه‌ آنگاه‌ که‌ انس‌ با کتاب‌ رواج‌ یابد، کتابخوانی‌ نه‌ یک‌ تکلیف‌، که‌ یک‌ کار شیرین‌ و یک‌ نیاز تعلل‌ناپذیر و یک‌ وسیله‌ برای‌ آراستن‌ شخصیت‌ خویستن‌، تلقی‌ خواهد شد، و نه‌ تنها جوانان‌، که‌ همه‌ی‌ نسل‌ها و قشرها از سردلخواه‌ و شوق‌ بدان‌ رو خواهند آورد.
لازم‌ است‌ آن روی‌ این‌ سکه‌ی‌ زرین‌ نیز مورد توجه‌ قرار گیرد: نویسندگان‌ و مترجمان‌ و فراهم‌ آوردگان‌ کتاب‌، اینان‌ کاری‌ با ارزش‌ و پاداشی‌ بزرگ‌، در کنار مسئولیتی‌ سنگین‌ دارند. در جامعه‌ی‌ کتابخوان‌، پدید آورنده‌ی‌ کتاب‌ و عرضه‌ کننده‌ی‌ آن‌ باید گرامی‌ داشته‌ شود، و او نیز باید کار خود را با عنایت‌ به‌ تأثیر و اهمیت‌ آن‌ انجام‌ دهد. غذای‌ فکر و روح‌، باید سالم‌ و مقوی‌ عرضه‌ شود و آن کس‌ که‌ جز این‌ عمل‌ کند، خطا یا جنایتی‌ بزرگتر از عرضه‌ کننده‌ی‌ مواد غذائی‌ ناسالم‌ یا بی‌مایه‌، مرتکب‌ شده‌ است.1372/10/04

لینک ثابت
کتاب و کتاب‏خوانی

میخواهم به آقایانی که در وزارت ارشاد مشغول خدمتند، توصیه کنم که این کار را، هم در سطح کشور و هم از لحاظ زمانی گسترش دهند. چه خوب است نمایشگاههایی در مراکز استانها تشکیل گردد، یا انگیزه‌هایی برای مطرح شدن موضوع کتاب ایجاد شود و همچنان که اکنون به بهترین مؤلّفان، نویسندگان و مترجمان جایزه میدهند، مثلاً بهترین کتابداران و بهترین کتابخانه‌داران را نیز تشویق کنند. مثلاً ببینند بیشترین کتابخانه‌ها در کدام شهر است؛ در کدام محلّه است؛ مربوط به کدام قشر از قشرهای مردم است و آنها مورد تشویق قرار گیرند. یعنی هر آنچه که مربوط به کتاب و کتابخانه و کتابخوانی و تولید کتاب است، مورد توجّه و تشویق و تقدیر قرار گیرد. من فکر میکنم اگر بتوانیم فرهنگ کتابخوانی را در کشور رایج کنیم و در کنار آن، تولید کتاب را هم خوب گسترش دهیم، بخش عمده‌ای از وظایف فرهنگی دولت جمهوری اسلامی، بدین وسیله انجام خواهد گرفت.
کتاب، مقوله‌ی بسیار مهمی است. من البته به کارهای هنری و تصویری، تلویزیون یا سینما یا از این قبیل مقولات، خیلی اعتقاد دارم؛ اما کتاب، نقش و جایگاه مخصوصی دارد. جای کتاب را هیچ چیز پر نمیکند و باید کتاب را ترویج کرد. این توصیه برای کسانی است که مربوط به وزارت ارشادند و امور کتاب، از لحاظ مقرّرات کشور به آنها ارتباط پیدا میکند.1372/02/21

لینک ثابت
کتاب و کتاب‏خوانی

مردم باید به کتابخوانی عادت کنند و باید کتاب وارد زندگی آنان شود. در مصاحبه‌ای که ... تلویزیون با بعضی از جوانها کرده بود، پرسیده بودند: «آیا شما کتاب میخوانید؟» متأسفانه اغلب جوابها منفی بود.
برخی کتاب را اصلاً جزو ضروریات زندگی نمیدانند. خوب؛ چطور شما اگر در جایی نشسته باشید و بغل دستتان اتاقی باشد و در آن‌جا رویدادی بگذرد و یا خبر تازه‌ای باشد، طاقت نمیآورید بنشینید و برمیخیزید ببینید در آن اتاق چه میگذرد! به‌هرحال اطراف ما را خبرهای تازه، پر کرده است. آن‌قدر معلومات و آن‌قدر معارف در همه‌ی زمینه‌ها وجود دارد. پس، چطور حاضر نیستیم سرک بکشیم و نگاهی بیندازیم و ببینیم چه خبر است!؟ اگر بخواهیم بدانیم که در دنیای معارف چه میگذرد، راهش این است که کتاب بخوانیم. هر کس کتاب بخواند، به بخشی از معارف موجود عالم دست خواهد یافت و از خبرهایی که در دنیا هست از خبرهایی که بوده است و حتی از آنچه که در همه‌ی زمینه‌ها خواهد بود مطّلع خواهد شد.1372/02/21

لینک ثابت
کتاب و کتاب‏خوانی

مردم باید به کتابخوانی عادت کنند و باید کتاب وارد زندگی آنان شود. در مصاحبه‌ای که ... تلویزیون با بعضی از جوانها کرده بود، پرسیده بودند: «آیا شما کتاب میخوانید؟» متأسفانه اغلب جوابها منفی بود.
برخی کتاب را اصلاً جزو ضروریات زندگی نمیدانند. خوب؛ چطور شما اگر در جایی نشسته باشید و بغل دستتان اتاقی باشد و در آن‌جا رویدادی بگذرد و یا خبر تازه‌ای باشد، طاقت نمیآورید بنشینید و برمیخیزید ببینید در آن اتاق چه میگذرد! به‌هرحال اطراف ما را خبرهای تازه، پر کرده است. آن‌قدر معلومات و آن‌قدر معارف در همه‌ی زمینه‌ها وجود دارد. پس، چطور حاضر نیستیم سرک بکشیم و نگاهی بیندازیم و ببینیم چه خبر است!؟ اگر بخواهیم بدانیم که در دنیای معارف چه میگذرد، راهش این است که کتاب بخوانیم. هر کس کتاب بخواند، به بخشی از معارف موجود عالم دست خواهد یافت و از خبرهایی که در دنیا هست از خبرهایی که بوده است و حتی از آنچه که در همه‌ی زمینه‌ها خواهد بود مطّلع خواهد شد.
لذا، کتابخوانی را باید جزو عادات خودمان قرار دهیم. به فرزندانمان هم از کودکی عادت بدهیم کتاب بخوانند. مثلاً وقتی میخواهند بخوابند، کتاب بخوانند. یا وقتی ایام فراغتی هست؛ روز جمعه‌ای هست که تفریح میکنند، حتماً بخشی از آن روز را به کتاب خواندن اختصاص دهند. در تابستانها که نوجوانان و جوانان محصّل، تعطیلند حتماً کتاب بخوانند. یعنی کتابهایی را معیّن کنند، بخوانند و تمام کنند. افرادی که کار روزانه دارند مثلاً کارمند اداری، کارگر، کاسب و یا کشاورز هستند وقتی به خانه میآیند، بخشی از زمان را ولو نیم ساعت برای کتاب خواندن بگذارند.1372/02/21

لینک ثابت
کتاب و کتاب‏خوانی

کتابخوانی را باید جزو عادات خودمان قرار دهیم. به فرزندانمان هم از کودکی عادت بدهیم کتاب بخوانند. مثلاً وقتی میخواهند بخوابند، کتاب بخوانند. یا وقتی ایام فراغتی هست؛ روز جمعه‌ای هست که تفریح میکنند، حتماً بخشی از آن روز را به کتاب خواندن اختصاص دهند. در تابستانها که نوجوانان و جوانان محصّل، تعطیلند حتماً کتاب بخوانند. یعنی کتابهایی را معیّن کنند، بخوانند و تمام کنند. افرادی که کار روزانه دارند مثلاً کارمند اداری، کارگر، کاسب و یا کشاورز هستند وقتی به خانه میآیند، بخشی از زمان را ولو نیم ساعت برای کتاب خواندن بگذارند. چقدر کتابها را در همین نیم ساعتها میشود خواند! بنده دوره‌های بیست جلدی و بیست و چند جلدی کتاب را در همین فاصله‌های ده دقیقه، بیست دقیقه و یک ربع ساعته خوانده‌ام. پشت این کتابها را هم یادداشت میکنم که معلوم باشد. شاید صدها جلد کتاب را همین‌طور در این فاصله‌های کوتاه ده دقیقه‌ای خوانده‌ام. بسیاری از افراد را هم میشناسم که این گونه‌اند.
من یک دوره‌ی کتاب هشت جلدی را که یک نویسنده‌ی عرب نوشته است و از کتابهای معروف هم هست نمیخواهم اسم بیاورم در سالهای دور، وقتی به تهران میآمدم و در اتوبوس زیاد معطل میشدم، خواندم. همه‌ی این دوره‌ی هشت جلدی را که راجع به تاریخ ادبیات و علوم و معارف اسلامی است، تقریباً در اتوبوس خواندم.1372/02/21

لینک ثابت
کتاب و کتاب‏خوانی

کتابخوانی باید یک سیره و سنّت رایج بین مردم ما بشود. کتاب بخوانند و به فرزندانشان هم یاد بدهند. خانمها در خانه کتاب بخوانند و معلومات بیندوزند. البته در کنار این مسائل، باید به فکر باشیم و دغدغه‌ی نوع کتابهایی که تولید میشود نیز در ما باشد. باید کتابِ خوب تولید شود. کتاب یک غذاست؛ یک غذای روح است؛ یک نوشیدنی روح است و چنانچه مقوّی باشد، روح را تقویت میکند. ما که سفارش میکنیم از این نوشیدنی بخورید، نوع نوشیدنی را معیّن نکرده‌ایم. باید مواظب باشیم که مبادا نوشیدنی مسموم، خطرناک، فاسد، گندیده و مضر، با رنگ‌آمیزیهای خیلی خوب، دست مردم داده شود؛ بدون این‌که مردم بدانند. همان‌طور که اماکن و سازمانهای ویژه، اگر ببینند غذایی فاسد به مردم فروخته میشود، با تولید کننده مقابله میکنند؛ اگر کتاب فاسدی هم به مردم داده میشود، باید با آن مقابله شود.
البته من اعتقاد ندارم که باید هر کتاب و نوشته‌ای را که با سلیقه‌ی خاصی نمی‌سازد و مضر به نظر میرسد، جلوش را بگیریم. لکن کتب و نوشته‌هایی هست که مضر بودنشان برای مردم، واضح است. یعنی ترویج فحشا و فساد و از این قبیل است که برای مردم زیان‌آور است. نباید اجازه بدهند که چنین کتب و نوشته‌هایی منتشر شود. اما بیشتر باید تلاش کرد که کتابهای خوب، چاپ و منتشر شود و برای این‌که مردم به کتابخوانی روی آورند، وسایلی هم باید ایجاد کرد.1372/02/21

لینک ثابت
کتاب و کتاب‏خوانی

حضور بنده... که هر سال به این نمایشگاه [کتاب] می آیم و شرکت میکنم، به دو منظور است: یک منظور، اشباع و پاسخگویی به خواست قلبی خودم است. بنده هم مثل همه‌ی شهروندانی که در این فصل به سراغ کتاب میآیند تا مقصود و مطلوب خودشان را پیدا کنند، با همان انگیزه به این‌جا میآیم. مقصود دوم، که شاید در مواقعی بر مقصود اوّل برتری پیدا کند، این است که میخواهم این کار و این سنّت، یعنی سنّت کتابخوانی و کتابخواهی و در جستجوی کتاب حرکت کردن، مقداری قدردانی شود1372/02/21
لینک ثابت
کتاب و کتاب‏خوانی

چند جلد کتاب و چند عنوان رمان در باب این انقلاب نوشته‌ایم؟... من گمان می‌کنم که هیچ تاریخی از انقلاب اکتبر شوروی، نمی‌تواند گویایی آن رمانهایی را که در باب این تاریخ نوشته شده، داشته باشد. شما اگر این رمانها را خوانده باشید، می‌فهمید چه می‌گویم؟ مثلاً «دن آرام» را فرض بفرمایید. نمی‌دانم شما این رمان را خوانده‌اید یا نه؟ یکی از رمانهای تبلیغاتی مارکسیستها در دوران اختناق بود. از کتابهایی بود که در دوران شاه، آن را به عنوان تبلیغ - با این‌که قصه بود - به همدیگر می‌دادند. یا کتاب دیگری که از آن الکسی تولستوی است؛ آن تولستوی دومی که خوشایند تولستوی بزرگ است. من این کتاب را دارم و آن را خوانده‌ام. حالا اسمش یادم نمی‌آید ... معلوم می‌شود شماها هم هیچ‌کدامتان نخوانده‌اید؛ والّا چیزی می‌گفتید ...! این کتاب درباره‌ی انقلاب اکتبر است. به قدری این کتابها را خوب نوشته‌اند و انقلاب را خوب تصویر کرده‌اند که شما در این کتابها می‌توانید ابعاد آن انقلاب به آن عظمت را پیدا کنید. البته نقطه ضعفهایشان را هم در همین کتابها می‌شود فهمید. اگرچه، کسی که آن را نوشته، به عنوان نقطه ضعف ننوشته است.
ما در این مقوله چه نوشته‌ایم؟ البته چیزهایی نوشته شده، ولی دروغ ... کتابی درباره‌ی انقلاب نوشته شده، البته آن هم درباره‌ی همان چند صباح قبل از ورود امام به ایران؛ آن هم خلاف واقع است. ما که در متن این انقلاب بودیم، در این کوچه‌ها و خیابانهای تهران و جاهای دیگر بودیم، کتاب را که می‌خوانیم، می‌بینیم دروغ نوشته است. طبق نظرات خودشان برداشته‌اند چیزهایی را نوشته‌اند ... چرا فیلمی در باب انقلاب ساخته نمی‌شود؟ یا چرا گوشه‌هایی از انقلاب ساخته نمی‌شود؟ من چند سال قبل از این، به چند نفر از دوستان گفتم که چرا فیلمی از زندگی جانبازان نمی‌سازید؟ مثل کتابی که برای یک جانباز روسی نوشته بودند. کتابی بود که من آن را خواندم. بعد شنیدم تبدیل به فیلم هم شده است. البته فیلمش را ندیدم؛ ولی گفتند در تلویزیون نشان داده‌اند. داستانش مربوط به خلبانی است که سقوط می‌کند و بعد پایش قطع می‌شود و ... این هم از کتابهای تبلیغاتی است. کتاب را خود روسها چاپ کردند و اوایل انقلاب، این‌جا، کتابش دستم افتاد. اسم کتاب «داستان یک انسان واقعی» است. من دیدم هر خلبانی که پایش قطع شده باشد، یک چشمش کور شده باشد، یک دستش قطع شده باشد و یا هر سربازی این کتاب را بخواند، احساس آرامش و رضایت می‌کند. ما این همه جانباز داریم؛ چرا چنین کتابی نداریم؟ چرا چنین فیلمی نداریم؟ اینها نقصهای ماست. بایستی در مقوله‌ی هنر، هرچه می‌توانیم کار کنیم. مقوله‌ی کتاب هم البته مقوله‌ی مهمی است.1371/09/04

لینک ثابت
کتاب و کتاب‏خوانی

لازم میدانم که‌ به مردم عزیزمان و بخصوص به‌قشر و نسلی که‌باکتاب سروکار و انس دارند، توصیه کنم که با این‌گونه نمایشگاهها و نمایشگاه کتاب، بالخصوص، ارتباط برقرار کنند. ... یک فرصت بسیار خوب است برای کتابخوانها که بتوانند از تازه‌ترین آثار، مطّلع شوند. بنده با این‌که از فهرستها و اخبارِ کتاب و مطبوعات بیخبر نیستم، لکن در عین حال، وقتی که‌در نمایشگاه [کتاب]به هر یک از غرفه‌ها وارد میشوم، میبینم کتابها و عناوین زیادی هست که ما از آنها خبر نداریم. چقدر خوب است که کتابخوانها، با کتابهایی که تازه منتشر شده، آشنا شوند و فرصت پیداکنند آنها را بیابند، ببینند، و ازآنها، استفاده کنند1371/02/17
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی