شنیدم در آموزش و پرورش مطرح شده است که بخش تربیت را با تعلیم همراه کنیم تا معلّم در کلاس، تربیت هم بکند. این حرف بسیار درستی است؛ بنده هم معتقدم که معلّم فیزیک، معلّم زیستشناسی، معلّم ریاضی، یا هر معلّم دیگری، میتواند با یک کلمه و تلنگر، آن چنان تأثیری روی ذهن دانشآموز بگذارد و چنان تربیتی بکند که گاهی با یک کتاب نشود آن تأثیر را گذاشت؛ اما این منافاتی ندارد با اینکه بخش تربیت با همان استحکام، در آموزش و پرورش باقی بماند و مورد اعتنا قرار گیرد.1381/04/26
لینک ثابت
ما... با فساد مبارزه میکنیم - این یک نقطه روشن در نظام است - اما عدّهای میخواهند این را به نقطه تاریک تبدیل کنند و بگویند فساد همه جا را گرفته است. نه آقا! فساد همه جا را نگرفته است. باید با فسادِ کم هم - هر جا بود - مبارزه کرد. ممکن است روزنامهای بردارد یک مورد فساد را درشت کند؛ مگر همه جا فساد هست؟ فساد در گوشههایی وجود دارد. انسانها لغزش دارند و دچار گناه میشوند؛ باید با این گناه مبارزه کرد. ما وقتی گناهکاریم که با فساد - ولو کمِ آن - مبارزه نکنیم؛ چون گسترش پیدا خواهد کرد. مبارزه با فساد لازم است؛ اما ناامید کردن مردم که بگوییم فساد همه جا را گرفته، یک خطای واضح و ناشی از نادانی و فریبخوردگىِ کسانی است که آدم میداند خودشان آدمهای مغرضی نیستند؛ مغرضان که جای خود دارند.1381/04/26
لینک ثابت
شاید اغراق نباشد اگر بگوییم حسّاسترین و مهمترین بخش اداره کشور، آموزش و پرورش است. این هم نعمتی است که خدای متعال بر شما [مسئولان وزارت آموزش و پرورش] ارزانی داشته است که اشتغال معمول زندگیتان در خدمت علم و معرفت و تربیت و پرورش کودکان و نوجوانانِ امروز - که اداره کنندگانِ فردای کشورند - باشد. خیلی جاها انسان میتواند مشغول کار شود و نانی هم به دست آورد؛ شاید نانی خیلی چربتر از نانی که انسان در آموزش و پرورش به دست میآورد؛ اما این افتخار و قداست در همه جا نیست. از این جهت آموزش و پرورش یک نقطه ممتاز است. خدای متعال را شکر کنید که این مسؤولیت را به شما داده است و از او بخواهید که توفیق دهد انشاءاللَّه این کار را کما هو حَقّه انجام دهید.1381/04/26
لینک ثابت
دو قشر با شما [مسئولان وزارت آموزش و پرورش] سر و کار دارند که هر دو هم از قشرهای بسیار حسّاس کشور و جامعه ما و هر جامعهای هستند: یکی قشر کودکان و نوجوانان و جوانان - دانشآموزان - یکی قشر معلّمان. ...
مسؤولیت عمده آموزش و پرورش این است که بتواند با این دو قشر، آن چنان که شایسته آنهاست، تعامل کند.
در مورد معلّمان، تلاشهای خوبی شده است ... لیکن هرچه برای معلّمان تلاش شود، جا دارد. این تلاش هم فقط مسأله معیشت نیست - اگر چه مسأله معیشت هم رکن مهمی است که باید به آن توجّه کرد - بلکه کرامت و حرمت هم مطرح است. حرمت معلّمی در جامعه باید احیاء شود؛ آن چنان که اسلام برای معلّم معیّن کرده است. گمان نمیکنم هیچ فرهنگ و مجرای فکری و دینیای، به قدر اسلام برای معلّم اهمیت و ارزش و کرامت قائل شده باشد. ما باید کاری کنیم که معلّم در دلهای خانوادهها و آحاد مردم و جوانان و دانشآموزانمان همان کرامت و ارزش را داشته باشد. البته این، تدابیری لازم دارد. باید کارهای فرهنگی در این زمینه انجام گیرد؛ همچنان که در بخش تربیتِ معلّم باید سرمایهگذاری معنوی و مادّی شود و افراد برای معلّمی پرورش پیدا کنند و علم و تعهّد و تدیّن و روحیه انقلابی به عنوان ذخیرههای حقیقی و مؤلّفههای اصلی شخصیت آنها به وجود آید و این افراد به مدارس بروند. در این صورت، تأثیر کار این گونه معلّمان چشمگیر خواهد بود و در چنین حالتی، کرامت و حرمت معلّم در چشمها بیشتر آشکار خواهد شد. معلّمی که عالِم و وارد است، کار خود را بلد است، در علمی که تدریس میکند، متبحّر است و به شیوه تعلیم آگاهی دارد، کرامت و حرمت پیدا میکند. این، نیمی از تلاشی است که باید انجام گیرد. نیمی دیگر از تلاش هم برای اداره زندگی اینها صرف شود.1381/04/26
لینک ثابت
دو قشر با شما [مسئولان وزارت آموزش و پرورش] سر و کار دارند که هر دو هم از قشرهای بسیار حسّاس کشور و جامعه ما و هر جامعهای هستند: یکی قشر کودکان و نوجوانان و جوانان - دانشآموزان - یکی قشر معلّمان. ...
مسؤولیت عمده آموزش و پرورش این است که بتواند با این دو قشر، آن چنان که شایسته آنهاست، تعامل کند. ...
در مورد دانشآموز عرض میکنم: تعلیم کاری بسیار ظریف و دقیق است. تعلیم فقط این نیست که ما مجموعهای از معلومات را در کاغذ بگذاریم و به دانشآموز بدهیم و بگوییم بخوان؛ بعد هم برههای از سال را معیّن کنیم تا بیایند امتحان دهند؛ این، تعلیم حقیقی نیست. تعلیم باید طوری باشد که ذهن را بسازد، مغز را فعّال کند و در درجه اوّل، شوق به دانستن را در دل متعلّم ایجاد نماید. کسانی که بدون شوق، رشتهای را میخوانند، هر چه در آن رشته معلوماتشان زیاد شود، کارایی آن کسی را پیدا نخواهند کرد که با شوق و ذوق به سمت آن رشته رفته است. در همه رشتههای علمی همین طور است؛ باید این شوق و ذوق، چه در اساس معلومات، چه در رشتههای خاص معلومات - که بناست شما پایه آن را از دوره راهنمایی بریزید و آماده کنید - در دل متعلّم ایجاد شود تا در درون او، این فعّالیت فکری و مغزی و این شوق قلبی و نیز تلاشی که معلّم شما پیش دست دانشآموز میگذارد، او را به یک عالمِ واقعی تبدیل کند. فقط «علم» نیست؛ «تربیت» کنار علم حتماً هست، لذا شما آموزش و پرورشید. امور تربیتیها که از اوّل انقلاب مطرح بود... باید جدّی گرفته شود. خدا رحمت کند شهید «رجایی» و شهید «باهنر» را که عالمانه این بخش را فعّال کردند. نمیشود در همه سطوح این بخش را از آموزش و پرورش حذف کرد؛ باید به آن توجّه نمود. حدّاقل نیمی از کار آموزش و پرورش، پرورش و تربیت است. ... گنجینههای ملت - یعنی کودکان و نوجوانان و جوانان - در دست شماست؛ هیچ گنجی از این بالاتر نیست. اگر از استعداد اینها در راه پرورش فکری و رشد علمی استفاده نشود؛ یا رشد علمی پیدا کنند، اما از لحاظ انسانی و اخلاقی و تربیتی انسانهای منحرف و معوجی بار بیایند؛ انسانی بیاعتقاد و بیاعتنای به همه موازین اخلاقی باشند؛ نه به ملت، نه به کشور، نه به مردم، نه به اسلام و انقلاب، نه به خدمتگزاران و مسؤولان کشور و نه به سرنوشت و تاریخشان هیچ اعتنایی نداشته باشند؛ اینها هر چه هم عالم باشند، این علم ارزش منفی دارد؛ یعنی میزان علم هر چه بیشتر شد، ضربه و ضررش هم بیشتر خواهد بود؛ مصداق همان شعر معروف خواهند بود:
چو دزدی با چراغ آید
گُزیدهتر برد کالا
بنابراین باید برای تربیت دانشآموزان هم خیلی اهمیت قائل شد. البته شنیدم در آموزش و پرورش مطرح شده است که بخش تربیت را با تعلیم همراه کنیم تا معلّم در کلاس، تربیت هم بکند. این حرف بسیار درستی است؛ بنده هم معتقدم که معلّم فیزیک، معلّم زیستشناسی، معلّم ریاضی، یا هر معلّم دیگری، میتواند با یک کلمه و تلنگر، آن چنان تأثیری روی ذهن دانشآموز بگذارد و چنان تربیتی بکند که گاهی با یک کتاب نشود آن تأثیر را گذاشت؛ اما این منافاتی ندارد با اینکه بخش تربیت با همان استحکام، در آموزش و پرورش باقی بماند و مورد اعتنا قرار گیرد. البته این را تطوّر و پیشرفت دهید و تکمیل کنید.1381/04/26
لینک ثابت
وقتی شما [مسئولان وزارت آموزش و پرورش] قشر جوان را پرورش میدهید، در واقع نیروی انسانی کشور را تربیت میکنید. هیچ کشوری بدون برخورداری از نیروی انسانىِ کارآمد، عالم، عاقل و متعهّد، قادر نیست به پیشرفت نائل شود؛ ولو منابع زیرزمینی و ثروتهای گوناگون داشته باشد. ثروت اصلی برای هر ملتی، نیروی انسانی است. شما این ثروت را از حالت بالقوّه به بالفعل در میآورید؛ ببینید چقدر این کار حائز اهمیت است!1381/04/26
لینک ثابت
مسؤولان آموزش و پرورش، از وزیر تا سطح معلّم و مدیر مدرسه، به معنای حقیقی کلمه برای بنده عزیزند. اینکه عرض میکنم، تعارف نیست... اگر بخواهید در کارتان موفّق باشید، باید بعد از توکّل به خدای متعال و مستقیمتر کردن و مستحکمتر کردن رابطه قلبی خودتان به طور دائم با ذات مقدّس ربوبی، از ورود در مناقشات جناحی و حزبی - که عدّهای میخواهند در کشور ما اینها را روزبهروز بیشتر کنند - پرهیز کنید. راز موفقیّت شما این است. ... خودتان را از این مسائل برکنار بدارید. البته هر کسی در مسائل گوناگون سیاسی، مجاری سیاست کشور و موضعگیریها و گفتارهای اشخاص دیدی دارد و نظر پیدا میکند. این هیچ اشکالی ندارد؛ باید هم انسان صاحبنظر باشد؛ بنده هم همیشه روی این مسأله تأکید میکنم که باید سیاستدان بود و قدرت تحلیل سیاسی داشت. ... اما این غیر از جناحبندی و موضعگیری و جنجال و مناقشه سیاسی است. از این پرهیز کنید و به کار اصلی که آینده کشور در گرو آن است و در اختیار شماست، بپردازید. شما باید کاملاً بتوانید این را تدارک کنید.1381/04/26
لینک ثابت
تعلیم کاری بسیار ظریف و دقیق است. تعلیم فقط این نیست که ما مجموعهای از معلومات را در کاغذ بگذاریم و به دانشآموز بدهیم و بگوییم بخوان؛ بعد هم برههای از سال را معیّن کنیم تا بیایند امتحان دهند؛ این، تعلیم حقیقی نیست. تعلیم باید طوری باشد که ذهن را بسازد، مغز را فعّال کند و در درجه اوّل، شوق به دانستن را در دل متعلّم ایجاد نماید. کسانی که بدون شوق، رشتهای را میخوانند، هر چه در آن رشته معلوماتشان زیاد شود، کارایی آن کسی را پیدا نخواهند کرد که با شوق و ذوق به سمت آن رشته رفته است. در همه رشتههای علمی همین طور است؛ باید این شوق و ذوق، چه در اساس معلومات، چه در رشتههای خاص معلومات - که بناست شما پایه آن را از دوره راهنمایی بریزید و آماده کنید - در دل متعلّم ایجاد شود تا در درون او، این فعّالیت فکری و مغزی و این شوق قلبی و نیز تلاشی که معلّم شما پیش دست دانشآموز میگذارد، او را به یک عالمِ واقعی تبدیل کند. فقط «علم» نیست؛ «تربیت» کنار علم حتماً هست.1381/04/26
لینک ثابت
گنجینههای ملت - یعنی کودکان و نوجوانان و جوانان - در دست شماست؛ هیچ گنجی از این بالاتر نیست. اگر از استعداد اینها در راه پرورش فکری و رشد علمی استفاده نشود؛ یا رشد علمی پیدا کنند، اما از لحاظ انسانی و اخلاقی و تربیتی انسانهای منحرف و معوجی بار بیایند؛ انسانی بیاعتقاد و بیاعتنای به همه موازین اخلاقی باشند؛ نه به ملت، نه به کشور، نه به مردم، نه به اسلام و انقلاب، نه به خدمتگزاران و مسؤولان کشور و نه به سرنوشت و تاریخشان هیچ اعتنایی نداشته باشند؛ اینها هر چه هم عالم باشند، این علم ارزش منفی دارد؛ یعنی میزان علم هر چه بیشتر شد، ضربه و ضررش هم بیشتر خواهد بود؛ مصداق همان شعر معروف خواهند بود:
چو دزدی با چراغ آید
گُزیدهتر برد کالا
بنابراین باید برای تربیت دانشآموزان هم خیلی اهمیت قائل شد. البته شنیدم در آموزش و پرورش مطرح شده است که بخش تربیت را با تعلیم همراه کنیم تا معلّم در کلاس، تربیت هم بکند. این حرف بسیار درستی است؛ بنده هم معتقدم که معلّم فیزیک، معلّم زیستشناسی، معلّم ریاضی، یا هر معلّم دیگری، میتواند با یک کلمه و تلنگر، آن چنان تأثیری روی ذهن دانشآموز بگذارد و چنان تربیتی بکند که گاهی با یک کتاب نشود آن تأثیر را گذاشت؛ اما این منافاتی ندارد با اینکه بخش تربیت با همان استحکام، در آموزش و پرورش باقی بماند و مورد اعتنا قرار گیرد.1381/04/26
لینک ثابت
تعلیم کاری بسیار ظریف و دقیق است. تعلیم فقط این نیست که ما مجموعهای از معلومات را در کاغذ بگذاریم و به دانشآموز بدهیم و بگوییم بخوان؛ تعلیم باید طوری باشد که ذهن را بسازد، مغز را فعّال کند و در درجه اوّل، شوق به دانستن را در دل متعلّم ایجاد نماید. 1381/04/26
لینک ثابت
گنجینههای ملت یعنی کودکان و نوجوانان و جوانان در دست شماست؛ هیچ گنجی از این بالاتر نیست.1381/04/26
لینک ثابت
باید برای تربیت دانشآموزان خیلی اهمیت قائل شد.1381/04/26
لینک ثابت
رئیس جمهور امریکا خیال میکرد که روز ۱۸ تیر [سال 1378] در تهران علیه نظام اسلامی قیام خواهد شد؛ اما دانشجویان ما با آگاهىِ خود امید دشمن را ناامید کردند. در کشور ما، دانشجو و مسؤولانش آگاهند. آحاد ملت با آگاهی خود نمیگذارند دشمن سوءاستفاده کند. دشمن، بد و اشتباه فهمیده است.1381/04/26
لینک ثابت
بنده ..همیشه روی این مسأله تأکید میکنم که باید سیاستدان بود و قدرت تحلیل سیاسی داشت. این یک ملت را مصونیّت میبخشد که بفهمد جریان سیاسی در دنیا چیست؛ یعنی میخواهند چه بر سر او بیاورند و او را به کجا بکشانند و او باید به کجا برود و چه باید اراده کند. اینها جزو چیزهای لازم برای ملت است و خوشبختانه ملت ما از جهت آگاهی سیاسی جزو ملتهای پیشرفته است؛ اما این غیر از جناحبندی و موضعگیری و جنجال و مناقشه سیاسی است. از این پرهیز کنید .1381/04/26
لینک ثابت
برادران و خواهران عزیز! آنچه صلابت این ملت را حفظ خواهد کرد، عبارت است از وحدت حول محور ایمان و انقلاب؛ این چیزی است که دشمن را ناامید میکند. آنها خیال میکنند ما برای استحکام نظام خود دنبال سلاح کشتار جمعی و دنبال اتم و این چیزها هستیم. اشتباه میکنند؛ این هم تحلیل غلط و اطّلاعات نادرستی است. ما میدانیم آن چیزی که بمب اتم هم در آن کارگر نمیشود، عبارت است از یک ملت مصمّم، عازم، مؤمن، متّحد و یکپارچه؛ این است که کسی نمیتواند بر آن فائق شود و غلبه پیدا کند، والّا مگر از اوّل انقلاب تا بهحال با ما دشمنی کم بوده است؟ مگر ما از اوّل انقلاب تا الان بمب اتم داشتهایم؟ آنچه عزّت و کیان این ملت را حفظ کرد؛ نظام اسلامی را سربلند و نام امام را جاودانه کرد، ایمان و عزم راسخ این مردم و ایستادگی و وحدت و یکپارچگی آنها بود. 1381/04/26
لینک ثابت
برادران و خواهران عزیز! آنچه صلابت این ملت را حفظ خواهد کرد، عبارت است از وحدت حول محور ایمان و انقلاب؛ این چیزی است که دشمن را ناامید میکند.1381/04/26
لینک ثابت