من از وضع کنونی ورزش در کشورمان رضایت کامل ندارم. البته حرکتی هست؛ اما نه «ورزش همگانی» خیلی همگانی است و نه «ورزش در میدانهای بینالمللی» آنچنان که باید موفّق است. ...من اعتقادم این است که ایران نباید در میدانهای بینالمللی ورزشی، جزو آن ردههای آخر باشد؛ باید یکی از سه کشور اوّل در مجموعه ورزشهای جهانی باشد. نمیگویم حتماً اوّل یا دوم باشد؛ نه، طبعاً در صدر باید قرار گیرد. علّتش این است که ما سابقه زیاد ورزشی داریم؛ ما جوانان سالمی داریم؛ ما آب و هواهای مناسب رشد بدنی داریم؛ انسانهای با استعدادی داریم و باید در دنیا پیشرفت داشته باشیم.1377/11/13
لینک ثابت
من همه را به ورزش توصیه میکنم. پهلوانان و قهرمانان و متخصصان و فنّانان ورزش را به نوآوری، به جدّیت و کوشش در کسب مهارتهای بیشتر و قدرت بدنی بیشتر، برای این که در میدانهای بینالمللی پیش بروند، توصیه میکنم. کسانی را هم که مسؤولان این مجموعههای ورزشی هستند، توصیه میکنم به این که هرچه میتوانند، برای ورزشکاران امکان فراهم کنند که اینکارها انجام گیرد1377/11/13
لینک ثابت
من ورزش را برای عموم مردم لازم میدانم1377/11/13
لینک ثابت
من ورزش را برای جوانان لازم میدانم.1377/11/13
لینک ثابت
اگر ورزش برای جوانان لازم است، برای غیرجوانان واجب است؛ برای افراد میانسال، مسأله مرگ و زندگی است.1377/11/13
لینک ثابت
همیشه بایستی یک قلّه داشته باشیم، تا در دامنهها افراد زیادی حرکت کنند؛ لذا ورزش قهرمانی به این دلیل واجب و لازم است1377/11/13
لینک ثابت
من همه را به ورزش توصیه میکنم1377/11/13
لینک ثابت
من ورزش را برای عموم مردم لازم میدانم. من ورزش را برای جوانان لازم میدانم؛ برای غیرجوانان - میانسالان و پیرمردان و پیرزنان - هم واجب میدانم. بنابراین، اگر ورزش برای جوانان لازم است، برای امثال ما واجب است؛ چون برای افراد میانسال، مسأله مرگ و زندگی است. یعنی اگر ورزش کنند، زندگی سالمی خواهند داشت و خواهند گذراند و اگر ورزش نکنند، دچار بیماری و افسردگی خواهند شد. البته ورزش برای جوانان هم لازم است؛ چون آنها هم اگر به ورزش روی آورند، سلامت و نشاط و شادابی و زیبایی خواهند داشت. بنابراین، من برای عموم مردم - از زن و مرد - ورزشِ متناسب با خودشان را لازم میدانم.
ورزش، لزوماً به معنای ورزشهای قهرمانی و شرکت در مسابقات نیست. بعضی خیال میکنند که ورزشکار بودن، یعنی این که حتماً در مسابقات شرکت کنند. اگر میگوییم زنان ورزش کنند، یعنی حتماً باید در مسابقات شرکت کنند؟ نه. ورزش کنند، مثل این که غذا میخورند؛ مثل اینکه کارهای روزانهشان را انجام میدهند؛ مثل اینکه درس میخوانند. ورزش باید یکی از برنامههای حتمی زندگیشان باشد.
از طرف دیگر، من اعتقاد دارم که ورزش قهرمانی هم لازم است. اگر ورزش قهرمانی نباشد، این ورزش همگانی اصلاً تحقّق پیدا نخواهد کرد. همیشه بایستی یک قلّه داشته باشیم، تا در دامنهها افراد زیادی حرکت کنند؛ لذا ورزش قهرمانی به این دلیل واجب و لازم است. البته ورزش قهرمانی و شرکت در میدانهای بینالمللی، منافع دیگری هم دارد و آن، سربلندی و اشتهار ملت است. نشان دادن این است که ملت ما با عزم و اراده است؛ چنین جوانانی دارد، چنین کارهایی میکند، چنین برنامهریزیای میکند. این در واقع بروز ملی در یک میدان جهانی است. ورزشهای قهرمانی و شرکت در میدانهای بینالمللی، این فواید را هم دارد.1377/11/13
لینک ثابت
من از وضع کنونی ورزش در کشورمان رضایت کامل ندارم. البته حرکتی هست؛ اما نه «ورزش همگانی» خیلی همگانی است و نه «ورزش در میدانهای بینالمللی» آنچنان که باید موفّق است.
...من اعتقادم این است که ایران نباید در میدانهای بینالمللی ورزشی، جزو آن ردههای آخر باشد؛ باید یکی از سه کشور اوّل در مجموعه ورزشهای جهانی باشد. نمیگویم حتماً اوّل یا دوم باشد؛ نه، طبعاً در صدر باید قرار گیرد. علّتش این است که ما سابقه زیاد ورزشی داریم؛ ما جوانان سالمی داریم؛ ما آب و هواهای مناسب رشد بدنی داریم؛ انسانهای با استعدادی داریم و باید در دنیا پیشرفت داشته باشیم.
البته ورزشهای بومی ما - ورزشهایی که مربوط به سابقه و فرهنگ گذشته ماست - متأسّفانه مهجور است و دست خود ما نیست. خیلی از ورزشها در کشور ما مهجور است... چوگان که جزو ورزشهای قدیمی ماست؛ بعضی از این ورزشهای زورخانهای هم، ورزشهای خیلی خوبی است. اینها میتواند در دنیا مطرح شود. اصلاً ما میتوانیم ورزشهایی را در دنیا ابداع کنیم. یک روز فوتبال در دنیا نبود؛ اما آن را بهوجود آوردند. یک روز بسکتبال در دنیا نبود؛ اما آن را بهوجود آوردند. بنابراین چرا ورزشکاران ایرانی و صاحبنظران ایرانی در ورزش، نوآوری نکنند؟ الان صحبت نوآوری بود؛ یکی از میدانهای نوآوری، ورزش است. نوآوری کنند، کارهای جدید بکنند؛ هم در مسائل ورزشی، هم در خود ورزش.1377/11/13
لینک ثابت
در ورزش همگانی هم باید گامهای اساسی برداریم... من واقعاً همه را به ورزش سفارش میکنم. بنده گاهی صبحها به ارتفاعات شمال تهران میروم و از این که بعضی وقتها میبینم آن جا خلوت است، واقعاً غصهام میشود. گاهی اوقات هم اتّفاق میافتد که جمعهها وقت شلوغی میروم و میبینم که جمعیت زیاد است، خوشحال میشوم. معتقدم که خدای متعال یک وسیله مفت و مجّانی برای ورزش تهرانیها در این ارتفاعات البرز قرار داده است؛ ولی اکثراً استفاده نمیکنند. این ارتفاعات البرز را نه برایش پول دادهایم ونه کاری کردهایم؛ پس برویم از این موهبت خدادادی استفاده کنیم. این ورزش است، این حرکت است؛ تحرّک در سطح باز و هوای آزاد. تقریباً همه شهرهای کشور این امکانات مجّانی را دارند. امکانات، لزوماً تشک کشتی یا میدان و زمین چمن فوتبال و امثال اینها نیست - البته آن هم جزو امکانات است و باید حتماً داشت و اگر نداریم به فکرش باشیم - اما آنچه که ورزش عمومی و همگانی احتیاج دارد، همّت ما و وجود فضایی است که بشود به این شکل در آن ورزش کرد و این خوشبختانه کم و بیش در همه جا هست1377/11/13
لینک ثابت
من همه را به ورزش توصیه میکنم. پهلوانان و قهرمانان و متخصصان و فنّانان ورزش را به نوآوری، به جدّیت و کوشش در کسب مهارتهای بیشتر و قدرت بدنی بیشتر، برای این که در میدانهای بینالمللی پیش بروند، توصیه میکنم. کسانی را هم که مسؤولان این مجموعههای ورزشی هستند، توصیه میکنم به این که هرچه میتوانند، برای ورزشکاران امکان فراهم کنند که اینکارها انجام گیرد1377/11/13
لینک ثابت
قبلها در دوران مبارزات... کتابهایی را میخواندم، به قصد این که ببینیم به درد چه کسی میخورد، یا کجاهایش به درد چه کسانی میخورد و یادداشت میکردم. جوانانی که با من رفت و آمد داشتند - عمدتاً در مشهد، یا در دورهای که مشهد نبودم؛ تبعید بودم - من اسم میدادم که این کتابها را بخوانید؛ این کتابها هم متنوّع بود. الان هم میشود این کار را کرد و مجموعهای را در نظر گرفت. البته پخش آن از رسانهها مصلحت نیست؛ بهخاطر این که وقتی ما یکسری کتاب را رسماً از رسانهها معرفی میکنیم، در واقع کأنّه دایره کتابخوانی را محدود میکنیم. این مصلحت نیست که ما بگوییم این کتابها مجاز است و معنایش این است که خوب است؛ معنایش این است که غیر این کتابها خوب نیست؛ شاید این شکلش صحیح نباشد. اما این که هرکس به ما مراجعه کرد و گفت من چه کتابی را بخوانم، بشود یک فهرست و سیاهه خوبی به او داد1377/11/13
لینک ثابت
در سالهای آینده و در همه دورههای عمر شما جوانان... با بسیاری از مسائل مواجه خواهید شد. هر انسان زندهای طبعاً با مسائل فراوانی مواجه میشود. حالا آیا این مسائلی که در سالهای آینده وجود خواهد داشت، دشوارتر از مسائلی خواهد بود که ما آن را فرضاً در دهههای گذشته تجربه کردیم، یا آسانتر خواهد بود؛ این هم قابل تشخیص نیست. یعنی نمیشود الان گفت که مسائل آینده ما دشوارتر خواهد بود از آنچه که در گذشته داشتیم؛ نخیر، ما این را نمیتوانیم یقیناً بگوییم - ممکن است باشد، ممکن است نباشد - اما آن که من میتوانم به شما جوانان سفارش کنم، این است که ... بصیرت و آگاهی داشته باشد.1377/11/13
لینک ثابت
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
امام به جوانان اعتماد و اعتقاد داشتند. لذا مثلاً فرماندهان اوّلیه سپاه پاسداران - که هسته اوّلیه سپاه را اینها گذاشتند - این مجموعه عظیم را تشکیل دادند و سپاه در جنگ آن همه نقش آفرید. وقتی اینها به امام معرفی شدند و امام اینها را شناختند، به هیچ وجه نگفتند که شما جوانید، چطور میخواهید این کار را بکنید؛ نخیر، بلکه استقبال هم کردند.1377/11/13
لینک ثابت
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
جوانان به عنوان فرماندهان اوّلیه سپاه پاسداران، این مجموعه عظیم را تشکیل دادند و سپاه در جنگ نقش آفرید.1377/11/13
لینک ثابت
امام به اسلام تکیه داشتند... امام طبیعتاً یک شخص مردمی بودند و به مردم اتّکاء داشتند. من فراموش نمیکنم که در سال چهل و یک - که هنوز امام بزرگوار ما اینقدر هم معروفیت و شهرت نداشتند - در یکی از سخنرانیهایی که آن سال در قم و در همان محلّ درس انجام میدادند، خطاب به دولت آن زمان گفتند که اگر مثلاً به این رفتارتان ادامه دهید، من این صحرای بیپایان قم را از مردم پُر میکنم! همه تعجّب میکردند که امام چطور از گوشه مسجدی در قم، اینطور به مردم متّکی و معتقد و خاطرجمع از مردمند. چند ماه بیشتر نگذشت؛ در سال چهلودو که امام آن سخنرانی را در مدرسه فیضیّه کردند، دو روز بعدش در تهران حادثه پانزده خرداد اتّفاق افتاد و با آن وضع خونین، مردم در مقابل تانکها و مسلسلها و تفنگها ایستادند. البته... خصوصیّات شخصِ امام خیلی دخیل بود. امام به معنای حقیقی کلمه، مردی با اراده و عزم پولادین بودند؛ شخصی بودند صددرصد مؤمن به راه خود؛ همانطور که در قرآن نسبت به پیامبر آمده که «امن الرسول بما انزل الیه من ربّه». ایشان به راه خود ایمان کامل داشتند؛ مردی بودند صادق و صریح؛ اهل سیاستبازی و سیاستکاری نبودند؛ مردی بودند بسیار هوشمند و آیندهنگر. هوشمندی امام، آیندهنگری امام و قدرت تشخیص قدمهای بعدی، در امام بسیار بالا بود. ایشان پیگیر و خستگیناپذیر بودند. بد نیست بهیاد بیاورید که امام این مبارزات را در سن شصت و سه سالگی شروع کردند. یادم هست که در همان سال چهل و یک ایشان در سخنرانی خود گفتند که من امسال شصت و سه سال دارم، که اگر مرا بکُشند، تازه در سنّی از دنیا رفتهام که پیامبر و امیرالمؤمنین در این سن از دنیا رفتند. مرد شصت و سه ساله، جوانان را گرم میکرد و به آنان نیرو و نشاط میداد. ایشان وقتی که وارد تهران شدند و وقایع روزهای دوازده بهمن به بعد و حادثه پیروزی انقلاب اتّفاق افتاد، مردی نزدیک هشتاد ساله بودند. ببینید پیرمردی در این سن - که وقت بازنشستگی و خستگی و بیکارگی است - اینگونه با نشاطِ جوانان وارد میدان میشوند. بنابراین، خصوصیّات شخصی امام بسیار مؤثّر بود.1377/11/13
لینک ثابت