همه [شما پاسداران] باید آماده باشید. در هرجایی که هستید، باید آمادهی خدمتگزاری باشید؛ «و منهم من ینتظر». «ینتظر» یعنی چه؟ یعنی منتظر مردنند؟ نه، یعنی منتظر انجام وظیفهاند؛ کجا وظیفه آنها را صدا خواهد زد، تا آنجا حاضر باشند. ما باید منتظر انجام وظیفه باشیم. هرچه که تکلیف الهی ما ایجاب کرد، بخواهیم آن را انجام بدهیم. این، ما را پیروز خواهد کرد و به موفقیت بزرگ خواهد رساند.1370/06/27
لینک ثابت
شما عزیزان سپاهی هرجا حضور داشته باشید، جهاد دشوار ده ساله و صحنههای خونین و فداکاریهای بزرگ و عطر شهادت را با خود به همراه میآورد.1370/06/27
لینک ثابت
درجه برای شما پاسداران مقدس است.1370/06/27
لینک ثابت
شما پاسداران از چیزهایی که لازمهی انضباط است، رویگردان نباشید.1370/06/27
لینک ثابت
به عنوان پاسدار به برادران ارتشی و نیروهای انتظامی، به چشم تکریم نگاه کنید.1370/06/27
لینک ثابت
به عنوان پاسدار در چشم سازمانهای نظامی دیگر، به چشم برادری و محبت و عطوفت نگاه کنید؛ مبادا به چشم کبر نگاه کنید؛ این شأن شما را پایین میآورد.1370/06/27
لینک ثابت
همه شما پاسداران باید آماده باشید.1370/06/27
لینک ثابت
شما پاسداران در هرجایی که هستید، باید آمادهی خدمتگزاری باشید.1370/06/27
لینک ثابت
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
به نظر من، سپاه در تاریخ شناختهشدهی خود ما، یک پدیدهی کمنظیر، شاید هم بینظیری است؛ یعنی موجودی است که ولادت و رشد و نمای آن، در صحنهی انقلاب، آن هم در عرصهی دشوارترین آزمونهای انقلاب بود. در اول جنگ، سپاه چیز کوچکی بود؛ طفل تازهبهدنیاآمدهیی بود؛ منتها تغذیهی صحیح و پیدرپی این موجود پدیدآمدهی در بستر انقلاب اسلامی از مواد جاری انقلاب، او را خوشبنیه و قوی و بالنده کرد و کرد، تا آن روزی که حقایق انقلابی، اولین معجزنماییها را به دست این جوانان در جبهه انجام داد: تودههای بی شکل، به شکل یگانهای منظم درآمدند؛ عشقها و شورهای بی مهار، در چارچوب قواعد و قوانین زبدهی رزمی مشغول کار شدند؛ عشاق فداکاری و جهاد، راه منطقی و عاقلانهی جهاد موفق و منظور نظر پروردگار را در تجربهها پیدا کردند. هر کدام از اینها، یک مرحلهی حرکت شما به پیش بود. اگر شما خیال کنید که سپاهِ مثلاً سال ۶۰ یا سال ۶۱ - سال عملیات فتحالمبین و بیتالمقدس - بنا بود مثل سپاه سال ۵۹ عمل بکند، چنانچه عدهاش ده برابر آنی هم بود که شما در صحنههای جلوی دزفول و اهواز و سوسنگرد و خرمشهر داشتید، نمیتوانست این کارها را انجام بدهد. این، سنت خدا و طبیعت الهی در این عالم است؛ روزبهروز بزرگتر و عالمتر و پیچیدهتر و از آزمایشها بهرهورتر. اینگونه است که یک موجود انسانی به تکامل میرسد. ببینید قرآن چهقدر به علم و نظر کردن و تدبر کردن و از گذشته درس گرفتن تکیه میکند؛ ببینید چهقدر شکر نعمت را بزرگ میشمارد. شکر نعمت یعنی چه؟ معنای شکر نعمت این است که شما آن نعمتی را که خدا داده، اول بشناسید؛ بعد آن را در جای شایستهی خود - که خدا برحسب حکمت خود معین کرده - مصرف کنید. اگر ما تاکتیک به کار نبریم، اگر در جنگ دانش بخرج ندهیم، تودهی انبوه، کاری صورت نخواهد داد. همان عشق و علاقه و دلباختگی به هدفهای انقلاب، همچنان که به شکل یک عمل انتحاری - که در جای خود، یک ایثار و یک صدقه و یک حسنه است - تحقق پیدا میکند، در جای خود هم به شکل یک تاکتیک رزمی پخته و کارآمد، خودش را نشان میدهد؛ و نتیجه این میشود که شما بر دشمنی که به سلاح و تاکتیک و عِده و عُده مجهز است، پیروز میشوید. سپاه قدمبهقدم پیش رفت و بالنده شد. هرجایی که شما خاطرهی خوشی از موفقیتها دارید، آنجایی است که شکر نعمت خدا شده و دقایق حکمتآمیز دستورالعمل الهی به کار رفته است.1370/06/27
لینک ثابت
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سپاه بایستی... پایهی مستحکم باشد. سپاه بایستی به علو معنوی و به پایهگذاری تکامل بشریت، دل خوش بکند؛ در این راه باید حرکت بکند و دنبال این هدف برود. ما دیگر مثل این مجموعه نداریم؛ نه اینکه در زمان حاضر، بلکه در تاریخمان هم دیگر نداریم؛ مجموعهیی از بهترین عناصر مؤمن و انقلابی که در سختترین میدانها وارد شدند و در طول امتحانهای دشوار، قدمبهقدم پیش رفتند و تکامل پیدا کردند. الان سپاه در ریعان شباب و در اوج جوانی و قدرت و نشاط است. هرچه میتوانید، باید بنیهی سپاه را تقویت کنید. شما برادران فرمانده و هرکدام که مسؤولیتتان بالاتر است، در این زمینه بیشتر موظف و مسؤولید.1370/06/27
لینک ثابت
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سپاه بایستی به علو معنوی و به پایهگذاری تکامل بشریت، دل خوش بکند؛ در این راه باید حرکت بکند و دنبال این هدف برود... البته تقویت بنیهی سپاه، به آموزش و تجهیزات و سازماندهی و انضباط و همین چیزهایی است که ما همیشه سفارش میکنیم؛ اما بالاتر از همهی اینها، به معنویت است. معنویت، راز و نیاز با خدا، ارتباط دلها با خدای متعال، هدف را خدا قرار دادن، فریب ظواهر را نخوردن، دلبستگی به زر و زیور دنیا و زخارف دنیا پیدا نکردن، اینهاست که یک مجموعهی مؤمن و یک فئهی مؤمنه را به وجود میآورد؛ آن وقت، «کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن اللَّه». کم هم که باشید، با داشتن آن جنبهی معنوی، زیادها را در مقابل خودتان مجبور به هزیمت میکنید.1370/06/27
لینک ثابت
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
چند اصل در سپاه، اصول تخلفناپذیر است؛ اول، اصل تدین و تقواست. آدم بیتدین و بیتقوا، سپاهی نیست. نمیگوییم که از حوزهی اعتبار کشور ما خارج است؛ نه، به ارگان دیگر، یا جای دیگر برود؛ باب این مجموعه نیست. این مجموعه، آدم متدین و متقی لازم دارد... توقعی را که انقلاب از سپاه دارد، از بقیهی سازمانها ندارد؛ چون مسؤولیتی که این مجموعه میتواند انجام بدهد، از بقیهی مجموعهها این مسؤولیت را نخواستهاند. هر کسی که مسؤولیتش بیشتر است، ارزشش بیشتر و سطحش بالاتر است. این تدین، آن چیزی است که بایستی در سپاه موج بزند و روزبهروز بیشتر بشود.1370/06/27
لینک ثابت
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
چند اصل در سپاه، اصول تخلفناپذیر است؛ اول، اصل تدین و تقواست... اصل دوم، نظامیگری است. خیال نکنند که ما اینجا مقدسبازی درآوردهایم؛ یک عده برادران مقدس دور هم میلولند، نوحه میخوانند و سینه میزنند، در میدان جنگ هم باری به هر جهت؛ نخیر، بچههای سپاه بحمداللَّه درجات نظامی و مراتب آموزش نظامی را بهتر و سریعتر از اقران خودشان آموختهاند و خوب پیشرفت کردهاند؛ و این افتخاری است برای هر انسانی که یک مسؤولیت جدی بر دوش خود قایل است. آموزش نظامی و به طور کلی نظامیگری، شامل همه چیز یک مجموعهی نظامی است. مبادا کسی خیال کند که ما برای آموزش و انضباط و تجهیزات و سازماندهی و سلسلهمراتب باید ارزش چندانی قایل نشویم؛ نه، برای یکایک اینها باید ارزش قایل شد... آنچه امروز به عنوان دانش نظامی در دنیا وجود دارد، متعلق به یک ملت خاص و یک دولت خاص و یک جناح خاص نیست؛ این ذخیرهی تمدن و فرهنگ طولانی بشری در طول قرنهای مختلف است. همیشه جنگ بوده، مرتب جنگ پیدا شده، دایماً تجربه به وجود آمده، این تجربهها روی هم جمع شده، و امروز دانش نظامیگری پدیدار شده است. ما که مسلمان و انقلابی هستیم، ما که پیشاهنگ حرکت نوین عالم هستیم، باید بهتر از دیگران این دانش را بلد باشیم...؛ پیشرو شمایید، پیشقراول شمایید، نوآور شمایید، پیام جدید را شما برای دنیا دارید، در عرصهی هر دانشی که بشود و بتوان - از جمله، دانش نظامی و فنون نظامیگری و روشهای نوین سازماندهی نظامی - شما باید بهترین را داشته باشید. گروههای مشخصی باید دایماً در حال مطالعه باشند، تا در مجموعهی سپاه پاسداران، هر روش نوینی در سازماندهی که کارآمدتر به نظر میرسد، روی آن کار کنند. من طرفدار این نیستم که ما هر روز سازماندهی سپاه را عوض کنیم؛ اما طرفدار تحجر در این سازماندهی هم نیستم. ما باید ببینیم که این مجموعه چگونه میتواند در میدانی که مسؤولیت متوجه اوست، سبکتر و کارآمدتر و قویدستتر حضور پیدا بکند. در باب نظامیگری نباید کوتاه آمد. این مسألهی درجات که شما دیدید من اینقدر به آن اهتمام دارم، به خاطر همین است که به نظامیگری کمک کند، و البته کمک هم میکند؛ والّا من همان روزی که درجهها داده میشد، اینجا گفتم که ما ارزش برادر رزمندهی فداکار مجاهد فیسبیلاللَّه را از روی درجه اندازه نمیگیریم؛ ارزش او از روی اصالتهای دیگری قابل اندازهگیری است؛ اما این درجهبندی برای انضباط لازم است و بدون این درجهبندی نمیشود. این، جزو تازهترین و نوترین و زندهترین تجربههای نظامیگری امروز دنیاست؛ تقلید از هیچکس هم نیست. این، استفاده کردن از تجربهی گذشته است. این، مجاز و لازم است و باید بکنیم. انضباط، منافاتی با تواضع و روح برادری ندارد... هر کسی در همان چارچوب ضابطهها و مقررات انضباطی، بایستی از مافوق خود اطاعت کند؛ اما هر دو با هم برادرند؛ مثل آنچه که در مجموعههای دینی و در حوزههای علمیه هست. این استاد است، آن هم شاگرد، اما حدود هم مشخص است؛ با هم برادرانه حرف میزنند، یا بحث میکنند، یا تحقیق میکنند. درجه به معنای این نیست که تندخویی و ستیزهگری و تحقیر و بیاعتنایی از ما فوق به زیردست انجام بگیرد؛ آن مقولهی دیگری است. آن برادرىِ اسلامی باید به جای خود محفوظ باشد.1370/06/27
لینک ثابت
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
چند اصل در سپاه، اصول تخلفناپذیر است؛ اول، اصل تدین و تقواست... اصل دوم، نظامیگری است... اصل سوم برای برادران سپاه، در جای خود قرار گرفتن است؛ عدل. عدل این است که هر چیزی را در جای خود قرار بدهید. سپاه در جای خود باید قرار بگیرد. جای سپاه کجاست؟ وظیفهی سپاه تعریف شده است؛ دفاع نظامی از انقلاب. خیلیها ممکن است از انقلاب دفاع کنند؛ حوزهی علمیه هم دفاع میکند؛ اما دفاع او، دفاع دیگری است. مسؤولان دولتی هم هر کدام در جای خودشان ممکن است دفاع بکنند، یا باید بکنند؛ که آن هم نوع دفاع دیگری است. این، دفاع از انقلاب است و هیچ ابهامی هم در این مسؤولیت وجود ندارد. در آنجا باید قرار بگیرند و ببینند برای این مسؤولیت چه لازم است؛ آنچه را که لازم است، بایستی تحصیل کنند.1370/06/27
لینک ثابت
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
شأن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این است که ضمن آموزش نظامی و انضباط و در یک کلمه نظامیگری - همانطور که قبلاً گفتم - از آگاهی هم برخوردار باشد؛ روشنبین باشد، شم سیاسی داشته باشد، از زمان و مکان آگاهی داشته باشد؛ والّا سرش کلاه خواهد رفت و اشتباه خواهد کرد؛ و اشتباه سپاهی، با اشتباه غیرسپاهی، خیلی تفاوت میکند و خسارت این خیلی سنگینتر است. سپاه باید در جای خود قرار بگیرد؛ آنچه را که لازم دارد، کسب کند؛ آنچه را هم که لازم ندارد، کسب نکند. گاهی ممکن است فرضاً ما خیال کنیم که یک دورهی تحصیلی کذایی برای برادران سپاه لازم است؛ در حالی که اینطور نیست؛ نه در مسؤولیتش، نه در آموزشش و نه در عملیاتش، لازم هم نیست؛ چنین دورهیی را باید کنار بگذاریم. البته مورد خاصی در نظرم نیست، اما گاهی از این قبیل پیش میآید؛ باید آگاه باشید.1370/06/27
لینک ثابت
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سپاه پاسداران انقلابی، با همهی ممیزات و محسنات بزرگ، جزیی از مجموعهی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با مسؤولیت خاص خودش است؛ این را فراموش نکنید. البته به تشخیص من، مسؤولیت سپاه حقاً و انصافاً سنگینتر از مسؤولیت بقیهی بخشهاست. این مسؤولیت، خیلی ظرافت و دقت لازم دارد؛ چون مسؤولیت اصلی، حمایت و دفاع از انقلاب در مقابلهی با حرکات ضد انقلاب است - که خطرناک است - و عنداللزوم باید برود از مرزها هم دفاع بکند؛ که الان عملاً هر دو مسؤولیت را بر دوش دارد و قاعدتاً کمتر وقتی هم خواهد بود که سپاه بتواند این مسؤولیت دوم را نداشته باشد. پس، مسؤولیت سنگین است؛ لیکن درعینحال به عنوان جزیی از نیروهای مسلح. به برادران ارتشی و برادران نیروهای انتظامی، به چشم تکریم نگاه کنید. در چشم سازمانهای نظامی دیگر، به چشم برادری و محبت و عطوفت نگاه کنید؛ مبادا به چشم کبر نگاه کنید؛ این شأن شما را پایین میآورد. ما تا توجه پیدا کردیم که از این برادری که اینجا پهلوی ما نشسته، بهتر هستیم، به مجردی که این احساس پیدا شد، او همان جایی که هست، هست؛ ولی ما از او تنزل میکنیم و پایین میرویم؛ «و لا ترفعنی فی النّاس درجة الّا حططتنی عند نفسی مثلها». در دعای مکارمالاخلاق میخوانیم: خدایا! من را در چشم مردم یک درجه رفعت مبخش، مگر اینکه به همان اندازهی یک درجه، در چشم خودم من را تنزل بدهی. این خوب است. اگر شما یک درجه بالا رفتید، باید در پیش خودتان یک درجه پایین بیایید. این میشود کمال؛ جزیی از نیروهای مسلح بودن.1370/06/27
لینک ثابت