اسلام ناب محمدی - تعداد فیش : 102 ، تعداد مقاله : 2
    1391/09/21
    1390/02/14
    1389/11/23
    1389/08/03
    1389/03/14
    1388/12/13
    1388/11/22
    1388/07/02
    1388/02/28
    1388/02/26
    1387/01/01
    1386/05/28
    1386/03/14
    1385/08/17
    1385/05/31
    1385/01/25
    1384/10/29
    1383/11/24
    1382/06/19
    1382/03/14
    1382/02/29
    1382/01/01
    1381/07/04
    1380/09/03
    1378/09/03
    1378/07/09
    1378/03/12
    1378/03/12
    1377/12/28
    1377/09/23
    1377/09/23
    1377/08/26
    1377/07/15
    1377/07/15
    1377/03/14
    1376/11/14
    1376/07/24
    1376/03/03
    1376/01/01
    1374/03/03
    1374/03/03
    1372/11/24
    1372/10/01
    1372/06/15
    1372/05/12
    1372/04/23
    1372/02/28
    1372/02/15
    1371/04/08
    1371/03/14
    1371/03/14
    1371/02/20
    1370/11/30
    1370/07/05
    1370/06/25
    1370/06/25
    1370/03/26
    1370/03/13
    1369/12/14
    1369/11/17
    1369/09/13
    1369/09/07
    1369/08/05
    1369/06/26
    1369/06/04
    1369/05/07
    1369/03/14
    1369/03/14
    1369/03/10
    1369/03/10
    1369/03/10
    1369/03/10
    1369/03/02
    1369/02/12
    1369/01/22
    1369/01/04
    1369/01/02
    1368/11/16
    1368/10/18
    1368/10/02
    1368/09/07
    1368/09/07
    1368/09/02
    1368/09/02
    1368/09/01
    1368/08/24
    1368/08/24
    1368/08/04
    1368/07/26
    1368/07/15
    1368/07/12
    1368/05/12
    1368/05/12
    1368/04/21
    1368/04/14
    1368/04/14
    1368/04/14
    1368/04/14
    1368/04/11
    1368/04/04
    1368/03/29
    1368/03/24

    البته دشمنان از كلمه‌ى «بيدارى اسلامى» ميترسند؛ سعى ميكنند عنوان «بيدارى اسلامى» براى اين حركت عظيم به كار نرود. چرا؟ چون وقتى اسلام در هيئت حقيقى خود، در قواره‌ى واقعى خود بروز و ظهور پيدا ميكند، تن اينها ميلرزد. اينها از اسلامِ برده‌ى دلار نميترسند؛ از اسلامِ غرق در فساد و اشرافيگرى نميترسند؛ از اسم اسلامى كه امتداد و انتهائى در عمل و در توده‌ى مردم نداشته باشد، نميترسند؛ اما از اسلام عمل، اسلام اقدام، اسلام توده‌ى مردم، اسلام توكل به خدا، اسلام حسن ظن به وعد الهى كه فرمود: «و لينصرنّ الله من ينصره»، ميترسند. وقتى اسم اين اسلام مى‌آيد، نشانى از اين اسلام پيدا ميشود، مستكبرين عالم به خودشان ميلرزند - «كأنّهم حمر مستنفرة. فرّت من قسورة» - لذا نميخواهند عنوانِ بيدارى اسلامى باشد. ولى ما معتقديم نخير، اين يك بيدارى اسلامى است، بيدارى حقيقى است، و رسوخ پيدا كرده است، امتداد پيدا كرده است، به اين آسانى‌ها هم دشمنان نميتوانند آن را از راه خودش منحرف كنند.

    اقتصاد ما، معمارى ما، زندگى عرفى و فرهنگى ما و خيلى چيزهاى ديگر ما به خاطر خيانت يا بدفهمى نخبگان سياسى دورانهاى طاغوت، به اين بلا مبتلا شد. خب، الحمدللَّه انقلاب اسلامى آمد مسير را عوض كرد. ما آمديم به سمت خودجوشى، خوددانى و خودفهمى؛ ليكن هنوز بسيارى از بنيانها به همان حال سابق موجود است؛ از جمله همين مسئله‌ى آموزش و پرورش. ما بايد از تجربه‌هاى دنيا - چه دنياى غرب، چه دنياى شرق؛ ملتهاى گوناگون - حتماً استفاده كنيم براى كيفيت بخشيدن به الگوى خودمان. نياز ما به تحول، از اينجاست.
    اين تحول بايد بر اساس ايجاد يك الگوى مستقل ايرانى و برخاسته‌ى از معنويات و نياز اين كشور باشد؛ يعنى در واقع برخاسته‌ى از اسلام ناب، اسلامِ مورد اعتقاد ما باشد. ما بايستى يك چنين الگوئى به وجود بياوريم. تحول بايد ناظر به اين باشد. هدف اين الگوى جديد، اين تركيب و ساخت جديد براى آموزش و پرورش بايد چه باشد؟ هدف، تربيت نيروى انسانىِ طراز جمهورى اسلامى است. اگر جمهورى اسلامى ميخواهد پرچم اسلام را در دست بگيرد، ميخواهد خودش به سعادت برسد، دنيا و آخرت خود را آباد كند - همچنان كه قرآن به ما ياد ميدهد كه ميتوان دنيا و آخرت را با هم آباد كرد و بايد اين كار انجام بگيرد - اگر ميخواهد به ملتهاى ديگر كمك برساند، كه »كنتم خير امّة اخرجت للنّاس«، شاهد و مبشر ملتهاى ديگر باشد، خب، طبيعتاً نيازهائى دارد: بايد انسانهاى شريف، دانا، با استعدادهاى جوشان، داراى ابتكار، داراى اخلاق نيك انسانى، داراى شجاعت، قوّت خطرپذيرى، ورود در ميدانهاى جديد، بدون هيچگونه عقده‌ى خودكم‌بينى يا خودبرتربينى، انسانهاى دلداده‌ى به خداى متعال و متكى به قدرت الهى و داراى توكل كامل، انسانهاى صبور، انسانهاى بردبار و حليم، انسانهاى خوشبين و انسانهاى اميدوار تربيت كنيد. اسلام همه‌ى اينها را به صورت بسته‌ى كامل در اختيار همه‌ى معتقدين و مؤمنين خود قرار داده. اين بسته را باز كنيم، دانه‌دانه از اين مواد استفاده كنيم، بهره‌مند شويم، آنها را بچشيم و درون وجود خودمان ذخيره كنيم. خروجى آموزش و پرورش بايد اينجور انسانى باشد. انسانهاى تنگ‌نظر، انسانهاى بدبين، انسانهاى نااميد، انسانهاى افسرده، انسانهاى بى‌تقوا، ناپرهيزگار و آلوده‌دامن نميتوانند جوامع را پيش ببرند و ملتها را خوشبخت كنند؛ طبعاً نميتوانند الگو هم باشند. تحول آموزش و پرورش ناظر به اين است.

    در آستانه پايان يافتن دوره‌ی مسئوليت هيئت اُمناء محترم دفتر تبليغات اسلامی، اكنون حضرات حجج اسلام جناب آقای محمّدجعفری‌گيلانی، جناب آقای محمّدی‌عراقی، جناب آقای احمد واعظی، جناب آقای سيّدعباس صالحی، جناب‌آقای عبدالرضا ايزدپناه، جناب آقای حميد پارسانيا، جناب آقای احمد عابدی، جناب آقای عليرضا امينی و جناب آقای عبدالحسين خسروپناه و معاونت تبليغ مديريت حوزه‌ی علميه قم را به عضويت هيئت اُمناء و نيز با اطلاع از رأی و نظر آقايان محترم، جناب حجت‌الاسلام آقای احمد واعظی را به مدت پنج‌سال به رياست آن دفتر منصوب می نمايم. اميدوارم رياست جديد آن دفتر كه خود از چهره‌های برجسته و فاضل حوزه می‌باشد، با بهره‌مندی از توان ارزشمند و بالای فكری و نظری آقايان هيئت اُمناء و به بركت وجود نيروهای كارآمد و متعهد در درون مجموعه دفتر تبليغات و نيز با جلب هر چه بيشتر همكاری فضلای متعهد و روشن‌بين و انقلابی حوزه‌ی علميه، بتواند آن دفتر را بيشتر از گذشته در توليد فكر و انديشه‌ی مبتنی بر معارف اسلام ناب(قرآن و اهل بيت عليهم‌السلام) و اقدامات نرم‌افزاری فاخر موفق و روزآمد نمايد.

    خيلى خوشوقتم از اينكه امروز اين توفيق را پيدا كردم كه در جمع شما طلاب و فضلاى عزيز غير ايرانى، همچنين در كنار مدرسان و اساتيد و مديران اين مجموعه، اين دقايق باارزش را داشته باشم. طلاب و فضلاى غير ايرانى بدانند كه آنها در ايران اسلامى غريبه نيستند. شما حتّى مهمان هم نيستيد، شما صاحبخانه‏ايد. شما فرزندان عزيز من هستيد. ما مقدم اين پروانه‏هاى عاشق را كه به شوق فراگيرى معارف اسلام ناب به اين ديار سفر كرده‏اند، گرامى ميداريم. ما وظيفه‏ى خودمان ميدانيم كه شما عزيزان را در حد توان خودمان، از آنچه كه از معارف اسلام ناب و معارف اهل‏بيت (عليهم‏السّلام) در اختيار ماست، برخوردار كنيم.
    اولين درسى كه انقلاب اسلامى و نظام مبارك جمهورى اسلامى به ما داد، اين بود كه ما نگاهمان را از حصار و چهارديوارى ملت ايران منعطف كنيم به عرصه‏ى وسيع امت اسلامى. امام بزرگوار ما به ما تعليم كرد كه نگاه ما بايد به ساحت عظيم امت باشد. درست است كه كشور ايران در دوران طاغوت در زير فشار استبداد و استعمار به جان آمده بود و له ميشد و بايد نجات داده ميشد، اما فشار اساسى و تهاجم اساسى، تهاجم تاريخى به امت اسلام بود. امت بزرگ اسلامى كه در يكى از حساس‏ترين نقاط جغرافيائى عالم استقرار داشته است، بر اثر دخالت قدرتهاى بزرگ، طمع‏ورزى دولتهاى بزرگ و مقتدر، تجاوز و تعدى استكبار در طول چند قرن، دچار ضعف، انكسار، عقب ماندگى، استعمار زدگى، فقر- هم فقر مادى، هم فقر علمى- شده بود. انقلاب اسلامى نگاهش به دنياى اسلام بود؛ نگاهش به برداشتن دست ظالم و متجاوز استكبار از روى سر امت اسلامى و از زندگى امت اسلامى بود. لذا وقتى انقلاب در ايران پيروز شد، ملتهاى مسلمان در شرق و غرب عالم احساس كردند كه در زندگى آنها نسيم تازه‏اى وزيد، هوا عوض شد؛ احساس كردند گشايشى در كارهاشان پيدا شد؛ لذا در آفريقا، در آسيا، در همه‏ى مناطقى كه مسلمانها زندگى ميكردند، مسلمانان احساس كردند كه با پيروزى انقلاب اسلامى و تشكيل نظام اسلامى، راه تازه‏اى در مقابل آنها گشوده شد. اين را ما از امام آموختيم و اين خط روشنِ نظام جمهورى اسلامى از آغاز تا امروز بوده است.
    بخشى از كار بزرگ، همين كارى است كه شما داريد انجام ميدهيد. شما از نزديك به صد كشور در اينجا جمع شده‏ايد تا با معارف اسلام ناب نجاتبخش آشنا شويد.

    اولين و اصلى‏ترين نقطه در مبانى امام و نظرات امام، مسئله‏ى اسلام ناب محمدى است؛ يعنى اسلام ظلم‏ستيز، اسلام عدالتخواه، اسلام مجاهد، اسلام طرف‏دار محرومان، اسلام مدافع حقوق پابرهنگان و رنج‏ديدگان و مستضعفان. در مقابل اين اسلام، امام اصطلاح «اسلام آمريكائى» را در فرهنگ سياسى ما وارد كرد. اسلام آمريكائى يعنى اسلام تشريفاتى، اسلام بى‏تفاوت در مقابل ظلم، در مقابل زياده‏خواهى، اسلام بى‏تفاوت در مقابل دست‏اندازى به حقوق مظلومان، اسلام كمك به زورگويان، اسلام كمك به اقويا، اسلامى كه با همه‏ى اين‏ها مى‏سازد. اين اسلام را امام نام‏گذارى كرد: اسلام آمريكائى. فكر اسلام ناب، فكر هميشگى امام بزرگوار ما بود؛ مخصوص دوران جمهورى اسلامى نبود؛ منتها تحقق اسلام ناب، جز با حاكميت اسلام و تشكيل نظام اسلامى امكان‏پذير نبود. اگر نظام سياسى كشور بر پايه‏ى شريعت اسلامى و تفكر اسلامى نباشد، امكان ندارد كه اسلام بتواند با ستمگران عالم، با زورگويان عالم، با زورگويان يك جامعه، مبارزه‏ى واقعى و حقيقى بكند. لذا امام حراست و صيانت از جمهورى اسلامى را اوجب واجبات مى‏دانست. اوجب واجبات، نه از اوجب واجبات. واجب‏ترين واجبها، صيانت از جمهورى اسلامى است؛ چون صيانت اسلام- به معناى حقيقى كلمه- وابسته‏ى به صيانت از نظام سياسى اسلامى است. بدون نظام سياسى، امكان ندارد.

    روز هفدهم ربيع‏الاول، روز بسيار بزرگى در تاريخ بشر است. ولادت زبده‏ى بشر، صفوت خوبان و خلاصه‏ى فضائل الهى كه در وجود ابناء بشر قرار داده است، در يك چنين روزى است. همچنين ولادت امام صادق (عليه الصّلاة و السّلام) كه وصى بحق پيغمبر و ناشر افكار صحيح اسلامى و اسلام ناب است، در يك چنين روزى است.

    آيا حضور دهها ميليون انسان بصير و پُر انگيزه در جشن سى و يك‏سالگى انقلاب كافى نيست كه معاندان و فريب‏خوردگان داخلى را كه گاه رياكارانه دَم از «مردم» مى‏زنند، به خود آورد و راه و خواست مردم را كه همان صراط مستقيم اسلام ناب محمدى صلّى الله عليه و آله و راه امام بزرگوار است، به آنان نشان دهد؟

    مسئله‏ى ولايت هم پايبندى به همين مجموعه است؛ چه ولايت معصومين (عليهم‏السّلام)، چه ولايت فقيه كه دنباله‏ى ولايت معصومين و ادامه‏ى او هست. مسئله‏ى پايبندى به اين مجموعه و رعايت حفظ اين مجموعه در كشور و در نظام است، كه زاويه‏اى پيدا نكند، مشكلى برايش به وجود نيايد، در او تنقيصى و تبعيضى حاصل نشود، با همين جامعيت حركت كند و پيش برود. و اين اسلام ناب هم كه در فرمايش امام بود، ناظر به همين است؛ چون امام اسلام ناب فرمودند، در مقابل اسلام آمريكائى. اسلام آمريكائى فقط آن نيست كه آمريكاپسند باشد؛ هر چيزى كه خارج از اين اسلام ناب است؛ اسلام سلطنتى هم همين‏جور است، اسلام التقاطى هم همين‏جور است، اسلام سرمايه‏دارى هم همين‏جور است، اسلام سوسياليستى هم همين‏جور است، اسلام‏هائى كه با شكلها و رنگهاى مختلفى عرضه بشود و آن عناصر اصلى در او وجود نداشته باشد، همه‏اش مقابل اسلام ناب است؛ در واقع اسلام آمريكائى است. انسان مشاهده مى‏كند در اين معارضه‏هائى كه با نظام در طول اين سى سال انجام گرفته، اين اسلام‏هاى گوناگون حضور داشته‏اند؛ هم اسلام التقاطى وجود داشته، هم اسلام سلطنتى وجود داشته، هم اسلام سوسياليستى وجود داشته؛ انواع و اقسام اين اسلامها در مواجهه‏ى با نظام جمهورى اسلامى وجود داشته‏اند. خوب، در اين نگاه به اسلام و درك و فهم از اسلام، فرد و جامعه باهم ملاحظه مى‏شوند، معنويت و عدالت باهم ملاحظه مى‏شوند، شريعت و عقلانيت با يكديگر ملاحظه مى‏شوند، عاطفه و قاطعيت در كنار هم ديده مى‏شوند؛ اين‏ها همه بايد باشد. قاطعيت در جاى خود، عواطف در جاى خود، شريعت در جاى خود، عقلانيت- كه آن هم خارج از شريعت البته نيست- در جاى خود؛ همه در كنار هم بايستى مورد استفاده قرار بگيرند؛ انحراف از اين منظومه‏ى مستحكم، موجب انحراف از نظام اسلامى خواهد بود.

    من در اين سفر كردستان، خدا را شاكر هستم كه بااينكه اطلاعات زيادى از اين منطقه از پيش، به طور شنيدارى و خواندنى داشتم، اما مطالب زيادتر و حقائق بيشترى از اين مردم عزيز، از شما مردم خونگرم و بامحبت و وفادار و شجاع و نجيب، پيدا كردم و حقائق بيشترى به دست آوردم. اميدوارم إن شاء اللَّه مسئولين كشور قدر شما مردم خوب و نجيب و مؤمن و وفادار را بدانند. شما هم قدر اين مسئولين خدمتگزار را بدانيد. با اين اتحاد و همدستى ملت و مسئولان است كه ايران عزيز ما خواهد توانست به آن اهدافى كه اسلام انقلابى و اسلام ناب ترسيم كرده است، خود را برساند.

    ملت ما، جوانان ما، انديشمندان ما، دانشجويان ما، آينده‏سازان ما، ناتوانى شيوه‏هاى مديريت كشورهاى غربى را ببينند و ناتوانى آن‏ها را در اداره‏ى اين مهم‏ترين بخش مديريتشان يعنى اقتصاد را ببينند- فرهنگ به جاى خود، آداب انسانى به جاى خود، بى‏اعتنائى به حرمت بشر به جاى خود، تبعيض‏هائى كه در قلمرو قدرت خودشان انجام مى‏دهند به جاى خود؛ در همه‏ى اين موارد، تمدن غربى امتحان بدى پس داده است- و آنگاه ملت ما، مسئولين ما، جوانان ما بالخصوص، اين را محور فكر خودشان قرار بدهند و بر اساسِ اين تأمل كنند كه براى مديريت كشور، براى روشهاى گوناگون اداره‏ى اين ملت بزرگ، به فكر نسخه‏هاى خودى، به فكر نسخه‏هاى بومى باشيد. اين ايجاب مى‏كند به اسلام توجه دقيق‏ترى كنيد. اسلام نگاه روشن و روشنگرى به انسان و انسانيت و شيوه‏هاى انسانى دارد. از اسلام متحجر دفاع نمى‏كنيم؛ از اسلامى كه با كمال تنگ‏نظرى به همه‏ى مسائل نگاه كند، مثل آنچه كه بعضى از مدعيان اسلام مى‏گويند، ما به او دعوت نمى‏كنيم؛ اسلام ناب، اسلام هشداردهنده‏ى انسان و توجه‏دهنده‏ى انسان به تعقل و تفكر و تدبر؛ اسلامِ قرآن، اسلامِ سنت، اسلامِ اهل بيت؛ اسلامى كه يك نمونه‏اش در كشور بزرگ ما با اين گرفتارى‏هاى فراوانِ چندين ده‏ساله‏ى دوران تسلط دشمن، توانست يك چنين حركتى را ساماندهى كند و اين آزادى و اين استقلال را از خود نشان دهد؛ ما به اين اسلام دعوت مى‏كنيم.

    يك جمله هم در باب ميلاد مسعود امام به حق ناطق، جعفر بن محمّد الصّادق (عليه الصّلاة و السّلام) عرض كنم. اين امام بزرگوار در دوران زندگى، بيش از ديگر امامان فرصت پيدا كردند كه معارف اهل بيت را- يعنى معارف اسلام ناب را- به دلهاى مشتاق و تشنه‏لبان برسانند اشتباه است اگر كسى خيال كند همه‏ى آن هزاران نفرى كه از امام صادق درس آموختند، شيعيان و معتقدان به امامت آن بزرگوار بودند؛ نه، بسيارى بودند كه به امامت امام صادق- آن‏چنانى كه شيعه معتقد است- معتقد نبودند؛ اما از دانش امام صادق و از معارف اسلامى كه در اختيار آن بزرگوار بود استفاده مى‏كردند. در روايات ما بسيار است رواياتى كه راويان آن‏ها از اهل سنتند- از غير شيعه هستند- اما از حضرت ابى عبد الله الصّادق نقل مى‏كنند و روايت مى‏كنند. معناى اين حرف اين است كه امروز هم دنياى اسلام و امت اسلامى نيازمند معارف امام صادق و اهل بيت است. دنياى اسلام محتاج دانستن معارف اهل بيت و تعاليم امام صادق و ساير ائمه است؛ بايد استفاده كنند. قشرهاى مختلف و اقسام مختلف امت اسلامى، به اين وسيله بايد با يكديگر هم‏افزايى كنند تا سطح معارف اسلامى بالا برود. لازمه‏ى اين كار اين است كه حجاب خصومت و دشمنى و كينه‏ورزى ميان فرقه‏هاى مسلمان فاصله نيندازد؛ وحدت اسلامى كه مى‏گوييم يعنى اين.

    اصل «ايجاد اختلاف»، يك انگيزه‏ى ديگر هم دارد كه آن بعد از قيام ملت ايران و برافراشته شدن پرچم انقلاب اسلامى در اين كشور به آن انگيزه‏ى قبلى اضافه شد و آن اين است كه مى‏ترسند از اينكه تفكرات اسلام ناب، اسلام جهاد، اسلام استقلال، اسلام عزت و هويت، اسلامى كه تسلط بيگانگان و دشمنان را بر امت اسلامى گناه مى‏داند و آن را به هيچ قيمت نمى‏پذيرد، از ايران به بقيه‏ى جوامع اسلامى سرايت كند و مشكله را براى آن‏ها چند برابر كند. سعى مى‏كنند بين ايران اسلامى و بين ساير مناطق جهان اختلاف بيندازند. مى‏دانند كه تفكراتى كه يك ملت را- يك ملت استعمارزده مثل ملت ما را در دوران طاغوت- بيدار مى‏كند، به صحنه مى‏آورد، به مجاهدت وادار مى‏كند، ترس او را مى‏ريزد، او را به وسط ميدان كارزار عظيم بين‏المللى مى‏كشاند و او را در همه‏ى مراحل از ميدان پيروز خارج مى‏كند، براى جهان‏خواران، براى كسانى كه برنامه براى منطقه‏ى خاورميانه و براى نفت اينجا و براى بقيه‏ى چيزهاى اينجا دارند، خيلى خطرناك است. نمى‏خواهند بگذارند؛ البته خيلى هم تلاش كرده‏اند، موفق هم نشده‏اند تا امروز.

    من با اصرار مى‌خواهم به نخبگان سياسى و فرهنگى خودمان اين توصيه را بكنم كه مبانى اسلام را آن‌چنانى كه از كتاب و سنت فهميده مى‌شود، بيان كنند و در مقابل نگاه پرسشگر مردم دنيا يا مردمى از داخل كشور خودمان قرار بدهند. اين بسيار بد است كه بعضى از ما احياناً به خاطر احساس حقارتى كه در مقابل غربى‌ها مى‌كنند، سعى كنيم افكار اسلامى را آن‌جورى بيان كنيم كه با نظرات غربى تطبيق بكند؛ اين بسيار نامناسب و ناشايسته است. ما امروز معارفى داريم؛ ادبيات سياسىِ ما در دنياى امروز داراى جذابيت است. يك عده‌اى چون خودشان دل‌باخته‌ى به مفاهيم غربى هستند، افكار اسلامى، مبانى حكومتى و قواعد گوناگون اجتماعى در اسلام را جورى بيان مى‌كنند كه با مبانى غربى تطبيق كند؛ براى اينكه آن‌ها خوششان بيايد!ما بايد اين فكر را بكنيم كه اين نوآورى اسلامى را كه تاكنون بركات خودش را به اين روشنى نشان داده است- بااينكه ما در عمل نواقص زيادى داشته‌ايم- بتوانيم به دنيا تفهيم كنيم؛ به دنيا بشناسانيم. امروز مشتاقان معارف معنوى واقعى و راستين- معارف معنوى راستين، نه آنچه كه بعضى از مكاتب انحرافى به عنوان معنويت بيان مى‌كنند- در دنيا بى‌شمارند؛ زيادند. زندگى مادى، چرخ و پَر زندگى ماشينى، مردم بسيارى را به ستوه آورده است. مكتب اسلام مى‌تواند دريچه‌اى در مقابل آن‌ها باز كند؛ عالَم نوى را به آن‌ها نشان بدهد. ما نبايد در بيان حقايق اسلامى، نوآوريهاى اسلامى را با تطبيق با مبانى غلط ديگران از بين ببريم و اين جلوه را خراب كنيم. ما از ياد گرفتن از ديگران ننگ نداريم. هرچه را كه بلد نيستيم، از ديگران ياد مى‌گيريم. آن حرف خوبى كه ديگران بگويند، آن را از آن‌ها مى‌پذيريم؛ اين دستور اسلام است؛ اما آنجايى كه مى‌خواهيم سخن اسلام را بيان كنيم، بايد سخن اسلامِ ناب را فراهم بكنيم.

    در كنار ترويج و تبليغ معارف اصيل دينى و اسلام ناب، بايد با خرافات مبارزه كرد. كسانى دارند روز به روز خرافات جديدى را وارد جامعه‏ى ما مى‏كنند. مبارزه‏ى با خرافات را بايد جدى بگيريد. اين روش علماى ما بوده.

    اين ملت توانا، اين ملت باهوش، اين ملت داراى اين سابقه‏ى تاريخى عظيم، اين ملتى كه امروز در ميدان علم، در ميدان جهاد، در ميدان فناورى، در ميدان سياست درخشش خودش را نشان مى‏دهد، زير دست و پا له مى‏شد. امام، ملت را به صحنه آورد؛ به مردم اعتماد كرد، مردم هم خودشان را نشان دادند. وقتى او به مردم اعتماد كرد، مردم هم به او اعتماد كردند. اينجا، نقطه‏اى كه محل اميد كفر بود، شد پرچم‏دار اسلام ناب محمدى و روز به روز إن شاء اللّه ملت ايران در اين صراط پيش خواهند رفت. آن كسانى كه خيال كردند با فاصله گرفتن از مبدأ انقلاب و با غيبت امام بزرگوارمان و وفات او، مردم از ارزشها فاصله خواهند گرفت، به خطا رفته‏اند؛ اشتباه كرده‏اند و مى‏بينند كه اشتباه كرده‏اند. ما به اين ارزشهاى متمسك هستيم؛ ما ارزشهاى اسلامى را مايه‏ى عزت ملى خودمان مى‏دانيم؛ ما اين ارزشها را موجب رشد استعدادها در ملتمان مى‏دانيم. ما به بركت اسلام، به حول و قوه‏ى الهى خواهيم توانست با سرعتى بيش از سرعت متعارف و معمول، قله‏هاى علم را بالا برويم و اين قله‏ها را فتح كنيم. ما بر ضعفى كه در ساليان متمادى بر ما تحميل شده است، فائق خواهيم آمد و خودمان را قوى خواهيم كرد

    امروز ملت فلسطين، وسط ميدانِ يك جهاد دشوار و بلندمدت است و اين نه تنها جهاد فلسطين كه بخش برجسته‏اى است از جبهه‏ى گسترده‏ى جهاد دنياى اسلام با مستكبرين متجاوز و سفّاك و غارتگر. دنياى اسلام بيدار شده، شعار حاكميت اسلام در همه‏ى كشورهاى اسلامى جايگاه نخست را در ميان جوانان و دانشگاهيان و روشن‏فكران اين كشورها بازيافته. ايران اسلامى كه پروراننده و بعمل‏آورنده‏ى انديشه‏ى مردم‏سالارى دينى است، روز به روز قوى‏تر و پيشرفته‏تر شده، اسلام ناب كه امام خمينى آن را پيراسته از التقاط و انحراف و جمود و تحجّر معرفى كرد، در عرصه‏ى سياسى بسيارى از كشورها امتداد يافته و در شرق و غرب دنياى اسلام ريشه دوانيده است. طعم تلخ و زهرآگين ليبرال دمكراسى غرب كه تبليغات امريكايى، مزوّرانه مى‏خواست آن را داروى شفابخش معرفى كند، جان و تن ملت اسلامى را آزرده و دل آنان را گداخته است. عراق و افغانستان و لبنان، گوانتانامو و ابو غريب و سياه‏چال‏هاى پنهان ديگر و پيش از همه، شهرهاى غزه و ساحل غربى، واژه‏ى آزادى و حقوق بشر غربى را كه رژيم امريكا بى‏شرم‏ترين و وقيح‏ترين مبلّغ آن است، براى ملت‏هاى ما ترجمه كرده است. امروز ليبرال دمكراسى غرب به همان اندازه در دنياى اسلام رسوا و منفور است كه سوسياليزم و كمونيزمِ ديروز شرق. ملت‏هاى مسلمان مى‏خواهند آزادى و كرامت و پيشرفت و عزت را در سايه‏ى اسلام به دست آورند؛ ملت‏هاى مسلمان از سلطه‏ى دويست‏ساله‏ى بيگانگان و استعمارگران به ستوه آمده و از فقر و ذلت و عقب‏ماندگى تحميلى خسته شده‏اند. ما حق داريم و مى‏توانيم تحقير و تكبر دولت‏هاى سلطه‏گر را به خودشان برگردانيم؛ اين احساس صادق ملت‏هاى ما و نسل كنونى دنياى اسلام از شرق آسيا تا قلب آفريقاست و اين، ميدانِ جهادى پيچيده و متنوع و دشوار و بلندمدت است، و اگر فلسطين را پرچم اين جهاد بناميم، سخنى به گزاف نگفته‏ايم‏

    امروز مهم‏ترين نياز دنياى اسلام اين است كه، آن جوهر اسلام ناب و گوهر تابناك- با شكلى كه تهمت بى‏سوادى، تحجّر، مقدس‏مآبى و از زمان عقب ماندن و عقب‏مانده بودن ديگر به آن وارد نيايد- بتواند به اهداف خودش برسد؛ ما در دنياى اسلام و امت اسلامى اين را نياز داريم. حركت ملت‏ها به سمت اين آرمان‏هاى بلند، آن وقت منطقى خواهد شد؛ آن‏ وقت نخبگان جوامع، خودشان سربازان و بسيجيان اين راه خواهند شد. شما مى‏دانيد كه در دنياى اسلام، پول‏هاى زيادى خرج شد. در طول اين سال‏ها، از طرف دستگاه استكبار، براى خريدن نخبگان اقداماتى انجام شد؛ نخبگانى كه اگرچه از لحاظ علمى يا سياسى نخبه بودند؛ اما ارزش درونى‏شان، خيلى پايين بود و خيلى راحت خريده شدند؛ قلم‏ها و زبان‏هايشان را فروختند، حتى فكرها و وجودشان را فروختند؛ اين از زمان‏هاى خيلى قديم شروع شد؛ يعنى از قديمِ در دوران معاصر؛ از زمانى كه روشن‏فكرى غربى در اين كشور به وجود آمد- كه من يك‏وقتى گفتم روشن‏فكرى در كشور ما بيمار متولد شد-. از آن روز اين‏ها سراغ اين نخبه‏ها رفتند و با پول تطميعشان كردند. اين‏ها هم حقير، ضعيف و اسير بودند و تن دادند و خودشان را به پول فروختند. چهل سال قبل از اين، مرحوم آل احمد مى‏نويسد: «اگر مى‏فروشى، همان به كه بازوى خود را؛ اما قلم خود را هرگز.» اين را آل احمد در دهه‏ى چهل، در يكى از كتاب‏هايش نوشته است. انسان بازو و تنش را بفروشد؛ اما قلمش را- يعنى جان و فكرش را- نفروشد. اما آن‏ها فروختند و ديگران هم خريدند؛ نخبگان را گرفتند. لذا حركت‏هاى عمومى مردمى در بسيارى از جاها، نه فقط از سوى نخبگان همراهى نشد؛ بلكه حتى نخبگان مثل يك ديوارى در مقابل آن ايستادند. آن وقت بهانه‏ى نخبگان در مقابل حركت‏هاى اسلامى، پيش خودشان چه بود؟ مى‏گفتند اين‏ها قديمى است، اين‏ها متحجّرانه است، اين‏ها آخوندبازى است، اين‏ها نمى‏دانم فلان است.

    اگر شما بتوانيد گوهر اسلام ناب و آن درخشندگى‏ها را، به آن شكلى كه بتواند در جامه‏ى آراسته‏ى علم، خودش را نشان بدهد، ارائه دهيد، كار بزرگى كه كرده‏ايد، اين است كه راه را براى ورود نخبگان در اين ميدان‏ها باز كرده‏ايد. آميزش علم و معنويت، علم و ايمان، علم و اخلاق، آن خلأ امروز دنياست. دانشگاه اسلامى، علم و ايمان، علم و معنويت، علم و اخلاق را باهم همراه مى‏كند. علم را مى‏آموزد و جهت‏گيرى علم را از اخلاق و ايمان مى‏گيرد. اينكه گفتند علم با دين مى‏سازد يا نمى‏سازد، اين نديدن منطقه‏ى نفوذ علم و دين است؛ اين‏ها هركدام يك منطقه‏ى نفوذى دارند؛ تلفيق اين‏ها، اين است كه علم- يعنى اين سلاح را- ايمان- يعنى آن به كار برنده- مى‏گيرد و جهتش را مشخص مى‏كند؛ با اين سلاح مى‏شود بهترين و بدترين آدم‏ها را هدف قرار داد؛ منتها تا اين سلاح دست كه باشد؟ اين سلاح «علم» است و «ايمان» جهت آن را مشخص مى‏كند. اگر ايمان بر دانش غربى تسلط داشت، دانش غربى به بمب اتم نمى‏رسيد، تا بعد اين‏قدر تويش گير كنند كه چه كارش كنيم؛ محدودش كنيم؛ نگذاريم تا دنيا ويران نشود. كارشان اصلًا به اينجا نمى‏رسيد. اگر ايمان با دانش همراه بود، اصلًا استعمار و استعمار نو- كه استعمار نو مخلوق دانش بود- به وجود نمى‏آمد. تسلط بر كشورها، تصرف كشورها، تسلط قهرآميز بر ملت‏ها و بردن ثروت ملت‏ها- كه اين بلاى اين دويست سال گذشته‏ى دنيا و ملت‏هاست- اين‏ها اصلًا به وجود نمى‏آمد. علمِ جدا از ايمان، اين است و شما در دانشگاه اسلامى، مى‏خواهيد اين خلأ را پُر و علم را با ايمان آميخته كنيد؛ يعنى دانش را چه در بافت درونى خودش، چه در استنتاجش و چه در جهت‏گيرى‏هايى كه در آن به كار خواهد رفت، از ايمان سيراب كنيد.

    ملت ما راه اسلام ناب محمدى (ص) را كه راه نويدبخش پيشرفت و توسعه همگام با عدالت و آزادى و استقلال ملى است، آگاهانه انتخاب كرده و آن را آگاهانه ادامه خواهد داد.

    میدان دوم، نشر فرهنگ اسلام ناب و تفكّر دينى و ترويج تفكّرى است كه به بيدارى دنياى اسلام انجاميد. نام اسلام و حقيقت اسلام، به شكل فردى در سراسر دنياى اسلام بود- در بين بعضى غليظ، در بين بعضى رقيق‏تر- اما نگاه اسلام به دنيا، به ملت و به امّت اسلامى به‏عنوان يك موجود عظيم و داراى استعداد فراوان و قادر به حركت و بيدار شدن، نگاهى است كه در ايران اسلامى ريشه گرفت و ظاهر شد و به همه‏ى دنيا اشعاع كرد. نگاه به اسلام از اين ديد و ترويج اين تفكّر در دنياى اسلام- تفكّرى كه حكومتى به وجود آورده است كه توانسته آزادى، مردم‏سالارى و حكومتِ متّكى به آراءِ مردم را از درون مفاهيم و تعاليم اسلام بيرون آورد- چيزى است كه در هيچ نقطه‏اى از دنياى اسلام در زمان ما و لااقل قرنهاى پيش از زمان ما سابقه نداشته است. آنچه از حكومت اسلامىِ دوران خلفاى عثمانى و خلفاى قبل از آن- عبّاسى و اموى- در ذهن مردم وجود داشت، مفهوم ديگرى بود كه با مفهومى كه امروز دنياى اسلام از حكومت با ديد ايران اسلامى درك مى‏كند، به‏كلّى متفاوت است. اين فرهنگ دينىِ برخاسته از نظام اسلامى كه خود منشإِ نظام اسلامى هم بوده است و حركت به سمت وحدت اسلامى- كه در همين تفكّر، يكى از چيزهايى كه وجود دارد، وحدت امّت اسلامى است؛ يعنى نگاه اسلام به امّت به‏عنوان يك مجموعه‏ى واحد- و همچنين پرهيز از اختلافات قومى و طايفه‏اى در دنياى اسلام و در جوامع اسلامى، چيزى است كه پيام‏آور آن، انقلاب اسلامى بود. از اين‏ها نبايد غفلت نمود و اين‏ها را نبايد فراموش كرد.
    ما بايد به آزادى، مردم‏سالارى و عدالت‏طلبى- كه انقلاب اسلامى شعار آن‏ها را داد و اسلام را با اين نگاهها و شعارها و نقطه نظرها به دنيا معرفى كرد- توجّه داشته باشيم. امروز هم در دنيا و در سطوح مختلف، با همه‏ى مفاهيمى كه در مجموعه‏ى تفكّرات نظام اسلامىِ برخاسته از اسلام است، مقابله و مبارزه مى‏شود. با حاكميت دين، با تكفّل دين نسبت به امور زندگى مردم، با سازگارى مردم‏سالارى با دين، هم در ميدان نظر و هم در ميدان عمل، مقابله و مبارزه مى‏شود؛ همچنان كه با وحدت امّت اسلامى هم به شدّت مبارزه مى‏شود، كه اين از تجربه‏هاى قديمى استعمار است. امروز ما مى‏بينيم در نقاط مختلف دنيا دشمنان مسأله‏ى جنگ طايفه‏اى و عقيدتى را بين مسلمانان به‏جد تعقيب مى‏كنند. همين الآن در عراق به بخشى از دنياى اسلام اين‏طور تفهيم مى‏كنند كه حكومت آينده‏ى عراق دستِ شيعه خواهد افتاد و اين براى آن‏ها خطر است. به شيعه هم اين‏گونه تفهيم مى‏كنند كه دشمنان شما سنّيها هستند. آن‏ها سياستهاى خود را اين‏طور پيش مى‏برند تا بين شيعه و سنّى و بين طوايف مختلف اسلامى اختلاف بيندازند. اين از سياستهاى كهنه و قديمى استعمار است، كه انگليسى‏ها هم در اين سياست جزو كهنه كارها هستند و خوب بلدند؛ در داخل كشور ما هم تلاش‏هايى در اين زمينه مى‏كنند. شعار اسلام ناب و اسلامى كه نظام اسلامى بر پايه‏ى آن به وجود آمد، اين است كه مسلمانان با وجود اختلافشان در عقايد و در مبانى مذهبى خود، بايد اتّحاد كلمه داشته باشند؛ روى مواردِ اتّفاقى تكيه كنند و از جريحه‏دار كردن احساسات يكديگر خوددارى نمايند. اين فرهنگ دينى با اين معنا و با اين نگاه كه در آن، آزادى و عدالت و مردم‏سالارى و بسط وحدت در دنياى اسلام و ميان امّت اسلامى وجود دارد، يكى از ميدانهاى مجاهدت ماست كه بايد در آن تلاش كنيم.

    اسلام سعادت مردم را دنبال مى‏كند. اسلام با فساد و ظلم و تبعيض مخالف است. اسلام براى رفاه مردم در كنار معنويت مردم به ميدان آمده است. امام اين را از آغاز شروع مبارزات تا تشكيل نظام اسلامى و تا آخر عمر، مكرّر بيان كرد. امامِ‏ عظيم‏الشّأن ما در دنياى اسلام اين را نشان داد كه فقه اسلام- يعنى مقرّرات اداره‏ى زندگى مردم- در كنار فلسفه‏ى اسلام- يعنى تفكّر روشن‏بينانه و عميق و استدلالى- و عرفان اسلام- يعنى زهد و انقطاع إلى اللّه و دامن برچيدن از هواهاى نفسانى- چه معجزه‏ى بزرگى مى‏تواند بيافريند. امام عملًا نشان داد كه اسلام سياسى، همان اسلام معنوى است. در طول دوران استعمار، دشمنان اسلام و دشمنان بيدارى ملتهاى اسلامى، تبليغ مى‏كردند كه اسلامِ معنوى و اسلامِ اخلاقى از اسلامِ سياسى جداست. امروز هم همين را تبليغ مى‏كنند. امروز هم دستگاه‏هاى تبليغاتى دشمن و جبهه‏ى دشمنِ نظام اسلامى با انواع و اقسام وسايل تبليغاتى سعى مى‏كند اسلامِ سياسى و اسلامِ عدالتخواه و اسلامِ اجتماعى را به عنوان چهره‏اى خشن در دنيا معرفى كند و مردم را به اسلامِ منزوى، اسلامِ تسليم‏طلبانه و اسلامى كه در مقابل متجاوز و ظالم و زورگو هيچ عكس‏العملى از خود نشان نمى‏دهد، سوق دهد. امام اين را شكست و اين انگاره‏ى دروغين از اسلام را باطل كرد و اسلام ناب را مطرح نمود. اسلام نابى كه امام مطرح كرد، يعنى ضدّ اسلام متحجّر و خرافى و همچنين ضد اسلام رنگ باخته در مقابل مكاتب بيگانه و التقاطى. هم آن روز، هم در طول سالهاى مبارزه براى تشكيل نظام اسلامى، و هم تا امروز، اين يكى از نقاطى است كه جبهه‏ى دشمن اسلام روى آن تأكيد مى‏كند: سياست را از معنويت جدا كردن؛ يعنى اگر كسى مى‏خواهد مسلمان باشد، بايد سرِ خود بگيرد و گوشه‏اى بنشيند و به اينكه دشمن چه مى‏كند، متجاوز چه مى‏كند، اشغالگر چه مى‏كند، كارى نداشته باشد. امروز هم اين را تبليغ مى‏كنند. امام نقطه‏ى مقابلِ اين را در دنياى اسلام مطرح كرد و امروز دنياى اسلام اين موج عظيم را در درون خود دارد. شما به هر كشورى از كشورهاى اسلامى برويد، مى‏بينيد اسلامِ زنده، در نظر نخبگان، جوانان، دانشگاهيان، دانشمندان، علما و آزادگانِ آنجا، اسلامى است كه بتواند ملت خود را در مقابل زورگويان و قلدران و قدرت‏طلبان و متجاوزان عالَم حفظ و حمايت كند و به آن مصونيّت ببخشد و اجازه‏ى دخالت و تسلّط و سيطره‏ى دشمن را بر مردم ندهد. آن‏ها اين اسلام را مى‏خواهند و اسلام ناب محمّدى يعنى همين.

    امروز دنياى اسلام براى به دست آوردن عزّت و موجوديّت و هويّتِ خود يك راه بيشتر ندارد و آن برگشت به اسلام است؛ البته اسلام واقعى، نه يك اسلام متحجّرِ آميخته با خرافات كه دشمنان اسلام تبليغ مى‏كنند و مى‏گويند اسلام اين است- اين‏طور اسلامى كارآمد نيست- و نه اسلامِ تطبيق‏داده‏شده‏ى با اصول امريكايى و مورد نظر غربى‏ها كه آن هم اسلام نيست؛ هر دوى اين‏ها اسلام امريكايى است، كه امام بزرگوار ما تقابل ايجاد كردند و فرمودند: «اسلام امريكايى» و «اسلام ناب محمّدى». اسلام ناب و خالص، اسلامِ توحيد و وحدت بين امّت اسلامى، اسلامِ «و لن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلا »، اسلامِ «الاسلام يعلو و لا يعلى عليه »، اسلامى كه مى‏گويد: «و لو انّ اهل القرى آمنوا و اتّقوا لفتحنا عليهم بركات من السّماء و الأرض ». برگشت به اين اسلام، تنها علاج و نسخه‏ى درمان امّت اسلامى است و اين ممكن است. امروز حركت به سمت اين اسلام، از شرق تا غرب دنياى اسلام، همه جا را فراگرفته و اين همان چيزى است كه دشمنان اسلام را دستپاچه كرده است.

    فرهنگ و ادبيّات انقلاب در دنياى اسلام مفاهيمى را زنده كرد. درست است كه سازماندهى و تأسيس از طرف خود آمريكاييها و دست‏ نشانده‏هاى آن‏ها بود؛ اما فرهنگ ضدّ استكبارى، ضدّيت با تسلّط دنياى كفر بر اسلام، ضدّيت با وابستگى سياسى و اقتصادى بتدريج همه‏ى توطئه‏هاى آن‏ها را عليه خودشان تربيت كرد. اين فرهنگها به وسيله‏ى انقلاب و با تعاليم امام راحل گسترش پيدا كرده است. كار به آنجا رسيد كه مجبور شدند افغانستان را اشغال كنند و هنوز هم نظاميهاى امريكايى در افغانستانند. فرهنگ انقلاب اسلامى در دنياى اسلام به‏طور كامل رسوخ و نفوذ كرده است. دشمنان مى‏دانند تا وقتى‏كه دنياى اسلام و امّت اسلامى معتقد به اسلامند و فرهنگ قرآنى بر ذهن آن‏ها حاكم است و اسلام ناب محمّدى- به تعبير امام راحل- براى مردم هدف و آرمان است، نمى‏توانند كارى از پيش ببرند. لذا سعى كرده‏اند اسلام را در افكار عمومى دنيا خراب كنند.

    بار ديگر فرارسيدن روز شهيدان در هفته‏ى دفاع مقدس، دلها را به ياد عزيزترين فرزندان ملت ايران به تپش مى‏افكند و خاطره‏ى هميشه زنده‏ى اين زندگان جاويد را جلوه‏اى تازه مى‏بخشد. ملت ما استقلال و عزت خود را مرهون خون پاك رادمردانى است كه سرمايه‏ى حيات و نشاط خود را به آرمان‏هاى والا و ارزشهاى متعالى نظام اسلامى تقديم كردند و پرچم اسلام ناب محمدى صلى الله عليه و آله را كه به دست امام و امت به اهتزاز درآمد، برافراشته نگاه داشتند.

    جناب حجة الاسلام و المسلمين آقاى شيخ محسن اراكى دامت افاضاته‏
    سلام‏عليكم، با عنايت به درخواست مكرر مؤمنين جهت برگزارى نماز وحدت آفرين جمعه در مركز اسلامى لندن حضرت‏عالى را جهت اقامه اين فريضه الهى منصوب مى‏نمايم. انتظار مى‏رود جناب‏عالى كه از مراتب علم و عمل برخوردار هستيد نماز جمعه را به پايگاهى جهت بيان انديشه‏هاى اسلام ناب محمدى (صلّى الله عليه و آله) و انقلاب اسلامى و محور وحدت و همدلى مسلمين تبديل نمائيد.

    انقلاب اسلامى، عزّت اسلام را بر روى دست گرفت و به همه‏ى دنيا نشان داد. انقلاب اسلامى نشان داد كه اسلام مى‏تواند به يك ملت، سرافرازى و عزّت دهد؛ يك ملت را از زير بار فشار و تحميل بيگانگان نجات دهد و از حالت تحقيرى كه بر آن ملت تحميل كرده‏اند، بيرون بكشد. مى‏تواند استعدادهاى يك ملت را در همه‏ى ميدانها بروز و ظهور بخشد؛ مى‏تواند به يك ملت، قدرت دفاع از خود، قدرت دفاع از عقايد و از هويت و شخصيت خود بدهد. انقلاب اسلامى اين را نشان داد. لذا آن وقتى‏كه انقلاب اسلامى پيروز شد و وقتى امام بزرگ ما آن شخصيت عظيم، آن شخصيت بى‏نظير در زمان ما توانست از زبان اين ملت، سخن بگويد، همه‏ى مسلمانان عالم احساس افتخار و حيات كردند؛ احساس كردند كه زنده شده‏اند. اين خون تازه‏اى كه در رگهاى امّت اسلامى دويد، دشمنان را بسيار دستپاچه و سراسيمه كرد. آن‏ها نيروهايشان را روى هم گذاشتند تا با اين پديده‏ى عظيم يعنى اسلام انقلابى كه امروز آن را يك ملت فرياد مى‏كند مبارزه كنند. از روزِ اوّل تا امروز در طول اين بيست سال مبارزه كردند! مبارزه با چيست؟ مبارزه با عزّت و استقلال ملت ايران و مبارزه با هويت ملت ايران است؛ اما چون اسلام است كه اين عزّت را داده و به ملت ايران، هويت بخشيده است؛ چون اسلام است كه به ملت ايران قدرت بخشيده است تا بتواند آرمان‏ها، آرزوها و خواستهاى خود را علناً بر زبان آورد و آن را دنبال كند و از اخم قدرتها و دست‏نشاندگان آن‏ها و حكومتهاى فاسد نترسد؛ چون اسلام است كه اين امتياز را به ملت ايران بخشيده است، با اسلام دشمنند. دشمنى با اسلام انقلابى، اسلام امام، اسلام زندگى‏بخش، اسلامى كه وقتى پرچمش برافراشته مى‏شود، همه‏ى دنيا را به خود متوجّه مى‏كند؛ همچنانى كه امروز هم همين‏طور است. دشمنى با اين اسلام به‏خاطر اين است كه اسلام، دست بيگانگان را از اينجا كوتاه كرد و منابع اين كشور را از دست بيگانگان نجات داد. لذا امروز خدمت به ايران و خدمت به ملت ايران، عبارت از خدمت به اسلام است. هركس كه امروز اسلام انقلابى، اسلام امام، اسلام زندگى‏بخش و اسلام مبارزه با ظلم و ستم را گرامى بدارد نه آن چيزى كه به نام اسلام در مقابل ظلم و ستم، تعظيم مى‏كند! آن اسلام نيست، فريب است هركس كه امروز اسلام حقيقى و به تعبير امام بزرگوار ما اسلام ناب محمّدى را تأييد و حمايت كند، اوست كه براى ايران و ملت ايران، براى تاريخ ايران و آينده‏ى ايران و يكايك آحاد اين ملت خدمت مى‏كند. بسيجيان اين امتياز را دارند كه در ميدان اين خدمت آماده‏اند. بسيج به معنى حضور و آمادگى در همان نقطه‏اى است كه اسلام و قرآن و امام زمان أرواحنا فداه و اين انقلاب مقدّس به آن نيازمند است؛ لذا پيوند ميان بسيجيان عزيز و حضرت ولى عصر أرواحنا فداه مهدى موعود عزيز يك پيوند ناگسستنى و هميشگى است.

    دومين چيزى كه امام بر روى آن نهايت اهتمام را داشت، احياى روح دينى و تقويت ايمان در مردم بود؛ همان ايمانى كه در خودش وجود داشت؛ لذا روى مسائل دين تعبّد و هرآنچه كه به دين مربوط مى‏شد نهايت كوشش و دقّت را داشت و هيچ حاضر نبود در اين زمينه كوتاه بيايد؛ چون دين علاج‏كننده است. وقتى روح دينى در ملتى بود، اثر آن فقط اين نيست كه از لحاظ شخصى، مردمِ خوب و پاكيزه و پارسايى خواهند شد؛ اثر روح دينى، در زندگى اجتماعى منعكس مى‏شود؛ اگر دينِ درست باشد. براى همين هم بود كه با دينى كه امام ترويج مى‏كرد، اسلامى كه امام آن را اسلام ناب مى‏ناميد، همه‏ى دشمنان بزرگ دنيا و دنباله‏هايشان در داخل كشور، شروع به مخالفت كردند؛ به‏عنوان اينكه اين دين، سياسى و حكومتى است. گاهى هم دايه‏ى دلسوزتر از مادر مى‏شدند حالا هم گاهى مى‏شوند كه آقا شما دينِ سياسى و دينِ حكومتى را كه مطرح مى‏كنيد، دين از نظر مردم ضعيف مى‏شود؛ ايمان دينى مردم سست مى‏شود! اين، درست عكس واقعيت است. وقتى دين در يك جامعه بود، روح فداكارى در آن جامعه هست. وقتى دين در يك جامعه بود، آگاهى و هوشيارى و احساس مسئوليت در يك جامعه هست. اينكه شما مى‏بينيد امروز در جامعه و كشور ما نسبت به مسائل دينى تا آنجايى كه به اطّلاع مردم مى‏رسد در مردم احساس مسئوليت و احساس غيرت هست، اين به‏خاطر روح دينى است. دشمن مى‏خواهد اين روح را تضعيف كند. امام اين روح را در همه‏ى اركان جامعه چه اركان حكومتى، چه آحاد مردم به شدّت تقويت مى‏كرد؛ يعنى در دولت، در مجلس، در قوّه‏ى قضائيّه، در قوانين، در شوراى نگهبان، در انتخابات و در همه چيز، امام بر روى ايمان دينى و تعبّد دينى و تقيّد دينى تكيه مى‏كرد.

    امام جمهورى اسلامى را مطرح كرد. جمهورى اسلامى، يعنى يك نظام حكومتىِ نوبنياد و نوآورده شده كه با هيچ‏يك از نظامهاى متعارف دنيايى شباهت نداشت؛ اما همه‏ى خصوصيّات مثبتى را كه مى‏شود در يك نظام پيش‏بينى كرد، در جمهورى اسلامى هست: اسلام هست، آراءِ مردم هست، ايمان مردم هست، احساس عزّت هست، تعبّد هست، احكام و مقرّرات اسلامى كه احياكننده‏ى زندگى انسان است هست. بله؛ اگر ما اسلام را به معناى شناخته‏شده‏ى به‏وسيله‏ى امام يعنى به همان معناى صحيح و ناب و متّكى به مبانى و اصول به مرحله‏ى عمل بياوريم، همه جا جواب خواهد داد؛ همچنان كه هرجا به ميدان آمديم و دفاع كرديم و اصرار ورزيديم، جواب داد. اين اسلام، در نظام حكومتى جواب داد؛ كه حالا مجال نيست من بگويم اين قواره‏ى حكومتى كه امروز در ايران وجود دارد، از همه‏ى قواره‏هايى كه امروز در بخشهاى مختلف جهان هست، براى آزادى و پيشرفت يك ملت متناسب‏تر است؛ هم از دمكراسى‏هاى غربى، هم از انواع و اقسام نظامهاى حكومتى ديگر؛ چه برسد به آن نظامهاى بسته‏ى استبدادى كه راجع به آن‏ها اصلًا بحثى نداريم. آنجايى كه پيشنهاد نظام اسلامى، هرچه بود، عمل شد، جواب داد؛ در زمينه‏ى پايبندى به مسائل فرهنگى و مقابله‏ى با دشمن، جواب داد. تا آن روز، هميشه كشور و ملت ما گيرنده‏ى فرهنگ غرب بود؛ اما به بركت اقدام امام، جريان فرهنگى دوسويه شد؛ يك جريان فرهنگى هم از سوى مركز ما يعنى از سوى جامعه‏ى اسلامى به سمت بيرون اين جامعه به حركت درآمد؛ آن‏چنان شد كه سران استكبار را بارها و بارها به وحشت انداخت و تا امروز هم آن را تكرار مى‏كنند؛ البته اين روزها كمتر. فرياد مى‏كردند كه شما مى‏خواهيد انقلابتان را صادر كنيد؛ درحالى‏كه ما انقلابمان را بسته‏بندى نكرده بوديم تا به جايى صادر كنيم!

    تجليل از امام بزرگوار ما فقط به‏عنوان يك قدردانى و تجليل از گذشته نيست، بلكه به معناى اصرار و پافشارى بر آن خطّ و راهى است كه امام بزرگوار با انقلاب خود، با قيام خود، با سيره‏ى خود، با درسهاى خود، با وصيت‏نامه‏ى خود، براى ملت ايران و همه‏ى مسلمانان عالم باقى گذاشت. امام به‏عنوان يك الگو، به‏عنوان يك معلّم، به‏عنوان يك رهبر، در ذهن ما و در واقعيت جامعه‏ى ما حضور دارد. جسم او نيست، اما فكر او هست، راه او هست، درس او هست و اين درس، همان چيزى است كه ملت ايران و همه‏ى مسلمانان عالم به آن احتياج دارند؛ ديروز هم احتياج داشتند، امروز هم احتياج دارند. لذا درس امام زنده است، راه امام زنده است، خطّ امام زنده است، انگشت اشاره‏ى امام جلوِ چشم همه است. اگر ما بخواهيم اين درس را براى مسلمانان عالم خلاصه كنيم، اين خلاصه عبارت است از بازگشت به اسلام ناب؛ اسلامى كه مى‏تواند براى مردم و ملتها همه چيز را به ارمغان آورد.

    ساده‏انگارى است اگر اميد و طمع دشمن بر رجعت دانشگاه به آن گذشته‏ى آفت‏زا، ناديده گرفته شود. امروز آماج بسيارى از تبليغات خصمانه‏ى دشمنان، در درجه‏ى اول، دانشجويان و دانشگاهيانند. امروز درحالى‏كه نسل جوان روشن‏فكر در بسيارى از كشورهاى اسلامى، مجذوب امام و انقلاب و اسلام ناب محمدى (صلّى الله عليه و آله) است، طراحان تبليغاتى نظام سلطه‏ى جهانى، در صدد آنند كه نسل جوان و نوخاسته‏ى كشورِ انقلاب را با آرمان‏هاى انقلاب، بيگانه و از ريشه‏ى خود جدا كنند. دستهاى طرار و مغزهاى مكار و دلارهاى بى‏شمار در تلاشى بيهوده، نسل جوان انقلاب را هدف گرفته‏اند. آنان از بيدارى جوانان و قدرت تحليلى كه در پرتو انقلاب به آنان داده شده، غافل‏اند. بااين‏حال جوانان دانشور، طلبه و دانشجو، و اساتيد متعهد، دانشگاهى و روحانى، بايد مسئوليت سنگين روشنگرى و جهاد فكرى و علمى را بيش از پيش بر دوش خود احساس كنند و در ميدان علم و دين و آرمان‏گرايى به مسابقه‏يى الهى كه پاداش آن بهشت دنيوى و اخروى است، بپردازند.

    برادران مسلمان ما در همه جاى جهان بدانند كه نظام جمهورى اسلامى با قدرت و استحكام در راه روشنى كه اسلام ناب محمدى (صلّى الله عليه و آله و سلّم) ترسيم كرده، به پيش مى‏رود و ايران سرافراز با يكپارچگى مسئولان كشور و وحدت كلمه‏ى مردم مؤمن و رشيدش در ادامه‏ى خط امام خمينى عظيم راحل همه‏ى توطئه‏هاى اقتصادى و سياسى و امنيتى و غوغاهاى تبليغاتى دشمن را پشت سر گذارده و روز به روز به هدفهاى بزرگ خود نزديك‏تر خواهد شد، و همان‏طور كه در اين بيست سال بارها با نصرت الهى، دشمن را ناكام ساخته بازهم با ايمان و عمل صالح خود، نصرت و رحمت الهى را شامل حال خويش خواهد ساخت إن شاء اللّه.

    حقيقت ناب و اسلام ناب كه امام بزرگوار بر روى آن اين همه تأكيد مى‏كردند، براى اين است كه ما اين متاع را كه متاع ذهن مردم و متاع مغزها و متاع دلهاست خالص، بدون غلّ و غش، بدون تقلّب و بدون كم و زيادهايى كه دستهاى خائن و گنهكار يا غافل و جاهل به وجود آورده‏اند، به مخاطبان برسانيم. اين بزرگترين امانت الهى است؛ «ان الله يأمركم ان تؤدّوا الامانات الى اهلها» . بزرگترين و نفيس‏ترين و مؤثّرترين و گرانبهاترين امانتى كه خداى متعال به ما داده است، معارف الهى و حقايق الهى است. اين‏ها را بايستى به صورت ناب و به صورت خالص، هرچه نزديك‏تر به واقع به دست بياوريم و آن را به مخاطب برسانيم.

    نقطه‏ى بسيار حسّاسِ اوّل براى امريكا همان‏طور كه عرض كردم مبارزه با اسلام ناب و نهضت اسلامى و بيدارى اسلامى است و كه امروز در همه‏ى دنياى اسلام، مظاهر آن به نحوى از انحاء مشاهده مى‏شود و خود آن‏ها هم به شدّت نگران اين قضيه هستند. با تمركز بر روى ايران اسلامى هم مبارزه مى‏كنند و مى‏دانند كه كوره‏ى اصلى اين حركت و كانون اصلى اين غوغاى انسانى و الهى اينجاست. با هر شكلى كه مى‏توانند، مى‏خواهند نظام و دولت جمهورى اسلامى و كشور اسلامى و ملت مسلمان ما را دچار فلج و اختلال كنند.

    من اعتقاد ندارم كه بايستى هركس فهم خود را در اسلام مطلق كند؛ نه. اين فهميدنِ اسلام و فهميدنِ قرآن، مثل همه‏ى استنباطها و فهمهاى ديگر، احتياج به مقدّماتى دارد؛ احتياج به كار كردن دارد؛ احتياج به داشتن استعدادى در حدّى دارد و با تنگ‏نظرى‏ها، با تحجّرها و با تعصّبها سازگار نيست همچنان كه با بى‏بندوبارى‏ها هم سازگار نيست ليكن حرف اين است كه آنچه از اسلام فهميده مى‏شود، آنچه از اسلام مورد قبول قرار مى‏گيرد، آنچه به عنوان هدايت اسلامى جلوِ راه ما قرار مى‏گيرد، آن را بايستى با قدرت، با شجاعت، با ايمان، با اميد و با خوش‏بينى به آينده گرفت و رفت. راه را بايد طى كرد و حركت را بايد ادامه داد و اين كارى است كه امروز ملت ايران مى‏كند. امروز دولت و ملت ايران در راه اسلام ناب، در راه اسلامى كه به بركت انقلاب توانستند با آن آشنا شوند، طى طريق مى‏كنند. البته متّهم مى‏كنند؛ گاهى مى‏گويند متعصّبند، گاهى مى‏گويند مرتجعند، گاهى مى‏گويند افراطى‏اند، گاهى مى‏گويند تندروند. خوب؛ بگويند. از دشمن كه انتظارى نيست. ما اسلام را شناخته‏ايم؛ به اسلام ايمان آورده‏ايم؛ به پيامبر اسلام عشق مى‏ورزيم؛ به راهى كه مى‏رويم، اعتقاد داريم؛ اين راه را تجربه كرده‏ايم و اين راه را خواهيم رفت. ملت ايران اين راه را خواهد رفت.

    حقيقتِ درخشان نظام و انقلاب اسلامى، اين حركت عظيم را انجام داد، كه هيچ‏كس هم خيال نمى‏كرد چنين چيزى اتّفاق بيفتد. بعضى از آن به اصطلاح روشن‏فكرانى كه آن روز گاهى يك كلمه‏ى سياسى مى‏گفتند و دل خودشان را خوش مى‏كردند كه در ميدان مبارزه كار مى‏كنند، غايت مطلوبشان اين بود كه مثل اقمار شوروى سابق، مثل اين كشورهاى كمونيستى بيچاره‏ى آفريقا و آسيا و غيره، يا مثل كشورهايى از قبيل تركيه و پاكستان و امثال اين‏ها شوند! بيشتر از اين به ذهنشان نمى‏رسيد. اينكه اين ملت، مستقل شود، روى پاى خود بايستد، استعدادهاى خود را شكوفا كند، حرف خود را خودش بزند، راه خود را خودش برگزيند، مسئولين خود را خودش انتخاب كند، كشور را متعلّق به خود بداند و سرمايه‏هاى كشور را صرف‏شده‏ى در خود كشور بداند، به ذهن آن‏ها خطور نمى‏كرد! اين كار را انقلاب كرد. اين كار به رهبرى امام و به همّت اين مردمى شد كه ايمان داشتند. ستون اين خيمه‏ى عظيم، ايمان است؛ ايمان به آن حقيقت درخشنده‏اى كه چنين معجزه‏اى را مى‏كند. ايمان به اسلام انقلابى و اسلام ناب محمّدى. دشمن هم اين را فهميد. از روز اوّل، دشمن اين را فهميد و تلاش كرد بلكه بتواند اين ايمان را متزلزل كند. بيست سال است كه دشمن از راههاى مختلف، دائم براى ضعيف كردن ايمان مردم وارد مى‏شود. به وسيله‏ى انقلاب، تودهنى مى‏خورد، ولى باز از راه ديگر مى‏آيد!

    انتخابات، خودش مهمّ است. حضور مردم در انتخابات مهمّ است. البته مجلس خبرگان هم حائز اهميت است؛ اما اهميت انتخابات و حضور مردم، اهميت نقد است و كشور را بالفعل بيمه مى‏كند. همه‏ى جناحهاى سياسى در كشور بايستى به اين نكته توجّه كنند. كسانى كه به نظام معتقدند؛ حالا اسم خودشان را هرچه مى‏گذارند بنده كه به اين تعبيرات چپ و راست و اين‏ها هيچ اعتقادى ندارم؛ هركس اسم خودش را چپ مى‏گذارد، هركس اسم خودش را راست مى‏گذارد، هركس اسم خودش را ميانه مى‏گذارد، هرچه و هركه هستند مسائل جناحى را كنار بگذارند؛ مسائل خطّى و درگيريهاى برادر با برادر را فعلًا كنار بگذارند. درگيريهاى جناحهاى گوناگون در كشور ما، درگيرىِ برادر با برادر است. وقتى بيگانه جلو مى‏آيد، اگر برادر با برادر اختلاف هم داشته باشد، اگر با همديگر قهر هم باشند، باهم مى‏آيند و متّحد در مقابل بيگانه قرار مى‏گيرند. قضيه‏ى انقلاب اين‏گونه است. البته در درون دايره‏ى معتقدينِ به امام و انقلاب و معتقدينِ به اسلام ناب، اختلاف سليقه‏هاى گوناگونى هست؛ باشد. وجود اين‏گونه اختلافات، در نهايت هيچ ضررى هم نمى‏زند؛ به شرط اينكه مراقب باشند دشمن از اين اختلافات، استفاده نكند. آنجايى كه لازم است، همه باهم همدست شوند و پشتيبانِ انقلاب و پشتيبانِ نظام باشند؛ نگذارند دشمن از حرف آن‏ها، از اشاره و از كار آن‏ها سوءاستفاده كند. اين مسئله مهمّ است.

    امام بزرگوار، با همه‏ى وجود، از اسلام دم زد. امروز همه امام را با وجودشان و با دلشان قبول دارند. كلمات امام، كلمات واضحى است؛ محكمات و بيّنات است. فرمايشات امام، هنوز در فضا طنين‏افكن است. وصيت‏نامه‏ى امام، ميثاق هميشگى امام با امّت است. همه بايد اين كلمات را درست بفهميم و بر آن تدبّر كنيم، تا راه امام را اشتباه نكنيم. كسانى كه دم از امام مى‏زنند، اما حاضر نيستند فكر امام و راه امام را بپذيرند و به آن تن بدهند، اشتباه مى‏كنند. امروز ملت، دولت، رئيس‏جمهور، مجلس شوراى اسلامى، قوّه‏ى قضائيّه، همه‏ى مسئولان بلندپايه‏ى نظام، آحاد مردم، دانشگاهها و حوزه‏هاى علميّه، دلشان براى اسلام مى‏تپد. دنيا هم كه براى انقلاب ما ارزش قائل است، به خاطر همين است كه پشتيبانى عظيم ميليونى از اين انقلاب را مى‏بيند. اسلام عزيز، اسلام ناب، اسلامى كه امام بزرگوار ما عمرش را وقف آن كرده بود و اين ملت در راهش اين همه فداكارى كرد، كارايى خود را نشان داده است. ملت ايران، هم در به وجود آوردن اين انقلاب، هم در جنگ تحميلى و دفاع از كشور در مقابل دشمنان متجاوز و هم در دوران سازندگى، نشان داد كه اين اسلام كارآمد است و مى‏تواند كشور ويرانه‏اى را بسازد؛ و إن شاء اللّه در ميدانهاى ديگرى كه باقى است در زمينه‏هاى مختلف اقتصادى و فرهنگى اسلام عزيز كارايى خود را نشان خواهد داد.

    ملت ايران هم مظلوم است. شيعيان در بسيارى از نقاط عالم همين‏طورند. علّت هم اين است كه مكتب اهل بيت عليهم‏السّلام از اوّل بر اساس مبارزه با تحريف و كشاندن جريان ايران اسلامى به ميل قدرتهاى حاكم، حركت كرده است. كسى كه در زندگى ائمّه عليهم‏السّلام مطالعه و تفحّص كند، اين را به وضوح مى‏يابد. در دوران سلاطين بنى اميّه و بنى عبّاس، اهل بيت عليهم‏السّلام مثل عَلَمها و پرچمهايى بودند كه راه اسلام ناب و برى از تحريف را به مردم نشان مى‏دادند؛ اسلامى كه قدرتها نمى‏توانستند به خاطر حفظ حكومت خودشان، يا به خاطر تأمين تعيّش و عياشيهاى خودشان، به آن چيزى بيفزايند، يا از آن چيزى كم كنند. اين چيزى نيست كه ما بگوييم شيعه فقط روايت كند؛ در همه تواريخ اسلامى مى‏شود از كسانى كه به خاطر يك مقتدر و يك حاكم، به جعل حديث مى‏پرداختند و تفسير آيات كريمه قرآن وضع مى‏كردند، نمونه‏هايى پيدا كرد. ائمّه در مقابل اين مى‏ايستادند. هركس كه در مقابل تحريف و در مقابل كشاندن مذهب به اين طرف و آن طرف به ميل صاحبان قدرت بايستد، مورد ستم قرار مى‏گيرد. نفس اين مكتب و اين عقيده، اين خصوصيت را دارد؛ چاره‏اى هم نيست. با اين دشمنيها، مجاهدت را هم نمى‏شود تعطيل كرد.

    هم جوانان اين ملت، هم مسئولان اين كشور، هم قشرهاى مختلف و همه‏ى كسانى كه ايران را سربلند مى‏خواهند، مى‏دانند كه تا وقتى پرچم اسلام بر اين كشور گسترده است و پرتو اسلام ناب محمّدى از اين كشور به سرتاسر دنياى اسلام مى‏تابد، اين كشور عزيز است؛ اين كشور در ميان ملتها سربلند است و اين كشور هم از لحاظ مادّى، هم از لحاظ معنوى، هم از جهات علمى و فرهنگى و هم از همه‏ى جهاتى كه براى يك ملت داراى اهميت است آينده‏دار است. اين ملت با اين خصوصيات، از اسلام و از قرآن و از ارزشهايى كه قرآن آن‏ها را در مقابل ارزشهاى طاغوتى مطرح كرده است، دست برنخواهدداشت و به وسيله‏ى اسلام خواهد توانست ملتهاى ديگر را هم به فضل پروردگار نجات دهد. اين، وضع ملت ايران است كه دشمن يا عمداً و يا از روى غلط و اشتباه، آن را بد مى‏فهمد، بد تفسير مى‏كند و بد تبليغ مى‏نمايد.

    صحنه‏ى زيبا و پرشورى كه در روز جمعه‏ى دوم خرداد و در پاى صندوقهاى رأى آفريديد، حقيقتاً يك حماسه‏ى تاريخى بود. آگاهى و هوشيارى سياسى شما يك‏بار ديگر به كمك خداوند، درست در لحظه‏ى مقتضى، كار خود را كرد و از ايران اسلامى چهره‏اى بانشاط، مصمم، و سرشار از ايمان و آگاهى به دنيا نشان داد و بحمد اللّه كشور را در برابر توطئه‏ى دشمنان و وسوسه‏ى بدخواهان تا مدتها بيمه كرد. شركت شما در يك مسابقه‏ى سالم و مسئولانه براى انتخاب رئيس‏جمهور، با امنيت و انضباط تمام، و با رعايت بيشتر ملاحظاتى كه در چنين حركت عظيمى با ابعاد يك ملت بزرگ، در دنيا كمياب و كم‏نظير است، براى دوست و دشمن ثابت كرد كه ملت ما به بركت عمل به اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله) در صحنه‏ى جهاد سياسى نيز مانند صحنه‏ى جهاد نظامى، از انسجام و ابتكار و نظم و قاعده‏ى درست برخوردار است و نَفَس زهرآگين دشمنان كه از ماهها پيش به قصد دلسرد كردن مردم، صورى بودن و جدى نبودن انتخابات را با زبانهاى مختلف در همه‏ى تبليغات فرامرزى خود تكرار مى‏كردند، در او كمترين تأثير را ندارند. اكنون با حضور بسيار گسترده‏ى شما ملت عزيز در اين آزمايش الهى، و با اختصاص اكثريت قاطع آراء به رئيس‏جمهور منتخب مردم، ايران اسلامى از آزمايشى ديگر، موفق و سرافراز بيرون آمده و دوران تازه‏اى در تاريخ درخشان جمهورى اسلامى آغاز شده است. ملت عزيز ما بايد در دل از خداوند متعال شاكر باشد كه او را به اين حركت افتخارآميز هدايت كرد و دشمنان او را ناكام ساخت.

    شما امروز اسلام را با پنجاه سال قبل مقايسه كنيد. امروز در كشورهايى كه رژيمهاى آن‏ها با همه‏ى ابزارهاى ممكن با اسلام مى‏جنگند، اسلام رو به گسترش است. به‏عنوان مثال رژيم ايالات متّحده‏ى امريكا با هر وسيله‏اى كه به دستش برسد و بتواند، با اسلام مبارزه مى‏كند البته ظاهر مطلب را هم حفظ مى‏كند و مى‏گويد من با اسلام معارضه‏اى ندارم، يا با مسلمانان دشمنى ندارم؛ اما اين، يك ظاهر نفاق‏آلود است، بر اى اينكه مسلمين را از آنچه كه مى‏گذرد، غافل كند اما در همين كشورى كه رژيم آن با اسلام مخالف است و اگر اسلام صحيح و ناب را جايى سراغ كند، با هر وسيله‏ى ممكن با آن مبارزه مى‏كند، آن‏گونه كه آمارها نشان مى‏دهد، اسلام دين دوم است. يعنى تعداد مسلمانان در اين كشور، بسيار زياد است و روز به روز نه فقط سياهان امريكا، بلكه سفيدپوستان امريكا آمريكايى‏هاى نژاد بومى اصلى كه شايد چند نسل است كه در اين كشور هستند به اسلام گرايش پيدا مى‏كنند. در اروپا همين‏طور است. در آفريقا همين‏طور است. در شرق دور همين‏طور است.

    در عصر تسلّط ظلم، كفر و الحاد بر سرتاسر عالم؛ در عصرى كه عدالتْ خلاف قانون و ظلمْ قانون و مقرّراتِ بين‏المللى شده است، حق به حكومت رسيد. اينكه شما مى‏بينيد ابرقدرت‏ها زورگويى مى‏كنند و مى‏خواهند نظام جديدى را بر دنيا حاكم كنند- كه البته همان نظام قبلى هم نظام حاكميّت ابرقدرت‏ها بود- اين، همان سلطه‏ى ظلم است. براى هرآنچه در دنيا ظلم، حق‏كشى و تبعيض مى‏شود، اسمهاى قانونى مثل «حقوق بشر»، «دفاع از ارزشهاى انسانى» و از اين قبيل مى‏گذارند. بدترين نوع سيطره‏ى ظلم اين است كه ظلم به اسم عدل و ناحق به اسم حق، بر دنيا مسلّط شود. در چنين زمانى، ناگهان به بركت عاشورا، حجاب ظلمت شكافته و خورشيد حقيقت آشكار شد. حق، به قدرت و حكومت رسيد. اسلام كه همه‏ى دستها سعى مى‏كردند آن را منزوى كنند، در وسط عرصه، خودش را مطرح كرد و دنيا مجبور شد كه حضور اسلامِ راستين و ناب را در شكل حكومت جمهورى اسلامى بپذيرد. شروع نهضت پانزده خرداد هم به بركت عاشورا بود. امسال بعد از گذشت سى و دو سه سال از حادثه‏ى پانزده خرداد، مثل آن سال اوّل، دوباره خرداد با محرّم هم‏زمان و مقارن شده است.

    درست است كه امروز تبليغات دشمن، همه‏ى فضاى ذهن بشريّت را فراگرفته است. در اين، شكّى نيست. درست است كه اموال كلانى براى تشويش چهره‏ى اسلام، بخصوص تشيّع، خرج مى‏شود. درست است كه هركس كه منافع نامشروعى در زندگى ملتها و كشورها دارد، خود را موظّف به فعاليت عليه اسلام و حكومت اسلامى مى‏بيند. درست است كه كفر، با همه‏ى تفرّق و تشتّتش، با استفاده از همه‏ى امكانات، در يك امر اتّفاق كرده و آن ضدّيت با اسلامِ ناب است و حتّى اسلام محرّف را هم به جنگِ اسلامِ ناب آورده و به ميدان كشانيده است. اين‏ها همه درست؛ اما آيا جناح حق و جبهه‏ى اسلامِ نابِ نمى‏تواند در مقابل اين تبليغات خصمانه و خباثت‏آلود، به بركت روح، پيام و حقيقت عاشورا و پيام محرّم، همان معجزه را يك‏بار ديگر تكرار كند؟! چرا نتواند؟! سختى دارد؛ اما ممكن است. همّت و فداكارى لازم دارد. راه باز است؛ بن‏بست نيست.

    گردشكار در سازمان صدا و سيما بايد در جهت رسيدن به كيفيت برتر در همه‏ى برنامه‏هاى آن باشد و گسترش كمى در درجه‏ى دوم قرار گيرد با اين حال پوشش حد اقل لازم در سراسر كشور و در همه‏ى گوشه‏ها و راه‏ها و روستاهاى آن بر هر چيز ديگر مقدم است. تشكيلات آن سازمان مورد بازنگرى قرار گيرد و در جهت سبك و كار آمد كردن دگرگونيهاى لازم در آن پديد آيد. از همكارى دانشگاهيان و محافل دانشگاهى براى مطرح كردن مباحث علمى و اجتماعى و ارائه‏ى ديدگاه‏هاى تازه براى عموم مردم بهره گرفته شود. در مباحث اسلامى به كيفيت و عمق و والايى مطالب توجه شود و از طرح مطالب ضعيف و آميخته به اوهام و سلائق شخصى پرهيز گردد و براى برآمدن اين مقصود همكارى متين و سنجيده‏يى با حوزه‏هاى علميه و علماى دين بخصوص فضلاء و علماى عالى‏مقام حوزه‏ى مباركه‏ى قم برقرار گردد. بطور كلى صدا و سيما مدرسى گسترده براى طرح حقايق اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله) و معارف اهل بيت (عليهم‏السّلام) به گونه‏ى اصيل و صحيح گردد. در توليد برنامه‏هاى هنرى از همكارى نهادهاى فرهنگى كشور مانند وزارت ارشاد و سازمان تبليغات و حوزه‏ى هنرى و غير آن‏ها بيشترين بهره شايسته گرفته شود.

    كيهان از جمله‏ى مطبوعاتى است كه بحمد اللّه در طريق رشد و صلاح پيش رفته و به آن آلودگيها دچار نشده است. با اين حال انتظار از آن مؤسسه آن است كه نقش مثبت خود را هرچه برجسته‏تر و عميق‏تر سازد و همه‏ى نشريات وابسته به خود را به سمت برترين حدّ ممكن پيش ببرد. در اين مأموريت بزرگ، هدايت و توفيق و كمك پروردگار را متضرّعانه در خواست نماييد و از كمك همكاران شايسته و مشاوران و مجريان متعهّد و كار آمد بهره بگيريد. با حُسن عمل و صدق گفتار و شجاعت ادبى و بكارگيرى زبان استوار فارسى و اتقان مطالب و روح اين همه، حفظ جهت‏گيرى اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله) و اصول انقلاب اسلامى، اعتماد مردم را جلب كنيد و تلاش خود را در معرض تعداد هرچه بيشترى از اذهان اين ملت بااستعداد و برجسته و باعظمت بگذاريد. خداوند جناب‏عالى و همكاران محترمتان را مشمول كمك خود و عنايات ويژه‏ى حضرت بقية اللّه الاعظم (أرواحنا فداه) قرار دهد.

    ضايعه‏ى درگذشت عالم مجاهد بزرگوار جناب حجة الاسلام و المسلمين آقاى حاج سيد ابو طالب محمودى امام‏جمعه‏ى خدوم و پرتلاش اراك كه حقاً يكى از علماى عاملين و يكى از خدمتگزاران صادق و مخلص اسلام و مسلمين بود موجب تأسف عميق اين‏جانب گرديد. اين روحانى آگاه و روشن‏بين چه در سنگر محراب و مسجد و چه در صحنه‏ى مجلس شوراى اسلامى كه سالها در آن به خدمت اشتغال داشت، نمايشگر نقش مهمّ عالم دين در روزگار فرصت براى خدمت به مردم و انجام تكليف نسبت به اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله) بود، به ويژه دوران كوتاه ولى پربركت امامت جمعه‏ى اراك، چنان‏كه شايسته است، محور تلاش آگاهانه و مركز هدايت دينى و انقلابى مردم مؤمن و فداكار آن سامان به‏ حساب مى‏آمد. ارتحال اين سلاله‏ى دودمان نبوت و امامت و شاگرد مكتب دين و قرآن ضايعه و خسارتى براى حوزه‏ى جهاد مباركِ آن عالم عزيز است. اين‏جانب اين مصيبت را به حوزه‏ى علميه و علماى اعلام و دوستان و علاقه‏مندان آن مرحوم و عموم مردم استان مركزى و گلپايگان بخصوص خانواده‏ى محترم و فرزندان مكرّم ايشان تسليت مى‏گويم و صبر جميل و اجر جزيل براى آنان و مغفرت و ثواب الهى براى روح آن عزيز مسئلت مى‏نمايم.

    اين‏جانب ضمن تبريك به ملّت عزيزمان براى اين حسن انتخاب و با معرفت به مقام و مرتبت والاى شخصيّت برجسته و چهره‏ى منور نظام جمهورى اسلامى و ركن ركين انقلاب و بازوى توانا و زبان گوياى آن جناب آقاى هاشمى رفسنجانى (دام عُلاه) رأى ملت را تنفيذ و ايشان را به رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب مى‏كنم. بديهى است كه تنفيذ اين‏جانب نيز مانند رأى ملّت تا زمانى است كه ايشان در همان صراط مستقيم و منهاج قويمى قدم برمى‏دارند كه سالهاى عمر بابركت خود را در طى مراحل نورانى آن گذرانيده‏اند يعنى راه دفاع اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله) و مجاهدت براى تحقق حاكميت كامل قرآن و عمل به شريعت و حمايت از محرومان و مستضعفان و كوشش براى ريشه‏كن كردن فقر و تبعيض و استقرار عدالت اجتماعى و تمسك به اصول پايدار انقلاب اسلامى، كه البته همواره چنين خواهد بود.

    به مناسبت انتساب اين ايام به امام چهارم عليه الصّلاة و السّلام است. چون بيست و پنجم ماه محرّم، بنا به روايتى كه شايد هم روايت و قولِ قوى‏تر باشد وفات امام چهارم است. آن بزرگوار، تقريباً سى و چهار سال بعد از حادثه‏ى كربلا، در محيط اسلامى آن روز زندگى كرد و اين زندگى، از همه جهت يكى از زندگيهاى پر از درس است كه اى‏كاش كسانى كه از كيفيّات عالى اين زندگى آگاهى دارند، آن را براى مردم، براى مسلمين و حتّى براى غير مسلمانان تشريح مى‏كردند، تا معلوم مى‏شد كه چگونه چهارمين امام بزرگوارِ ما، بعد از حادثه‏ى عاشورا كه ضربه‏ى عظيمى بر پيكر اسلام ناب و راستين بود، توانست يك‏تنه بايستد و مانع از ويران شدن بناى دين شود. اگر تلاشهاى امام سجّاد عليه الصّلاة و السّلام نبود، شهادت امام حسين عليه الصّلاة و السّلام ضايع شده بود و آثار آن نمى‏ماند. سهم امام چهارم، سهم عظيمى است. در زندگى امام چهارم، چند رشته كار وجود دارد كه يكى از آن‏ها، همين رشته‏ى اخلاق است. يعنى تربيت و تهذيب اخلاق جامعه‏ى اسلامى.

    اصول جمهورى اسلامى كه همان راه امام و مبانى مسلّم اسلام است، به رغم دشمن، در ايران اسلامى، معتبر و مبناى زندگى سياسى و اجتماعى ما است و دولت و ملّت ايران، زندگى در سايه‏ى اسلام ناب محمّدى (صلى الله عليه و آله) را كه با فداكارى و بذل عزيزترين جانها به دست آمده، در هيچ شرائطى از دست نخواهند داد و اصول امام خمينى (رضوان اللّه عليه) و در رأس آن اصل عدم انفكاك دين از سياست و مقاومت در برابر فشار مادّى‏گرى مدرن، براى منزوى كردن اسلام و قرآن، اصول هميشه زنده‏ى جمهورى اسلامى باقى خواهد ماند.

    دشمنى كه مطهّرى را بر زمين انداخت و خون او را جارى كرد، دشمنى بود كه از ارشادها و آگاهيهايى كه او به مردم مى‏داد، صدمه مى‏ديد. چون شهيد مطهّرى در مقابل التقاط ايستاد، در مقابل نفاق ايستاد، در مقابل تهاجم فرهنگ غرب و شرق ايستاد و اسلام ناب و اسلام فقاهتى را ترويج كرد، لذا كسانى كه با اين چيزها مخالف بودند، او را بر زمين انداختند. اگر دستشان مى‏رسيد، هركسى را هم كه شبيه مطهّرى و كوچك‏تر از مطهّرى و در راه مطهّرى بود، بر زمين مى‏انداختند؛ اما خداى متعال به آن‏ها اين فرصت را نداد و إن شاء اللّه، هرگز هم نخواهد داد.

    بر همه‏ى مسئولان محترم آن سازمان و بر همه‏ى دست‏اندركاران تبليغات اسلامى لازم است كه به دشمنى‏هاى بى‏درنگ اردوگاه استكبار با اسلام ناب، توجهى هوشمندانه داشته و ترفندهاى آنان را براى تحريف حقائق و زشت نشان دادن چهره‏ى پاك اين آئين مقدس، به درستى بشناسند و فراخور تلاش بى‏امان دشمن، كمر به تبيين حقايق اسلام و معرفى اين آئين نجات‏بخش ببندند.

    ششم، اصرار بر شكستن حصار تحجّر و التقاط در فهم و عمل اسلامى و التزام به اسلام ناب. هم تحجّر، از ديدگاه امام - در بيان و عمل - مردود بود، هم التقاط.

    من از همه‏ى ارگانهاى جمهورى اسلامى، به خاطر پايبندى‏شان به معيارها و موازين خط امام، تشكر مى‏كنم. از قوه‏ى قضائيه، از قوه‏ى مقنّنه، از مسئولين و اعضاى آن‏ها؛ به خاطر اينكه همه‏ى دستگاه‏هاى كشور، يك معيار اساسى دارند و آن، اسلام ناب است و مجسم‏كننده‏ى اسلام ناب، يعنى امام امت، رضوان اللّه عليه و خط و راه او. اين، چيز باارزشى است. ملت و دولت، همين‏طور فكر و همين‏گونه عمل مى‏كنند. بنده انتظار دارم در آينده هم، ملت ما همين‏طور حركت و مشى كند. پشت سر مسئولين، كمك كار مسئولين، دلسوز مسئولين، و صميمى و ناصح نسبت به مسئولين باشد. از مسئولين هم انتظار دارم همين راه را ادامه دهند. بخصوص طبقات محروم، پابرهنگان و مستضعفين جامعه، بايد براى تمام تلاشها و فعاليتها محور و معيار باشند. كسانى كه به تعبير امام، صاحبان اين كشورند؛ كسانى كه جنگ را، بسيج را، دفاع فداكارانه در مقابل تجاوز دشمن را، با جان خودشان تحمل كردند. همه چيز بايد براى آن‏ها و در جهت منافع آن‏ها باشد.

    انقلاب اسلامى به رهبرى حضرت امام خمينى قدس الله نفسه الزكيّة احياگر اسلام ناب محمدى (ص) و سرآغاز تحولات عميق و سريع در جهان و مبشر سقوط و اضمحلال قدرتها و امپراتورى‏هاى بزرگ شد. بيدارى و خوديابى و ايستادگى مسلمانان موجب شد كه ما جلوه‏هائى از قدرت و حكمت الهى را شاهد باشيم و وعده‏ى حتمى خداوند در ظهور دين و مكنت مسلمين و وراثت صالحين و خلافت مستضعفين را در آينه‏ى تجارب زمانه، به يقين دريابيم و قيام مهدى موعود أرواحنا فداه و استقرار دولت الهى جهانى آن حضرت را به حقيقت منتظر باشيم.

    صحنه‏هاى مبارزه و انقلاب، شايد به شكلهاى ديگر همچنان ادامه دارد. استكبار جهانى، دشمنان خونى اسلام، آن‏هايى كه از اسلام مى‏هراسند و مى‏دانند كه اسلام مانع غارتگرى آن‏هاست، بيكار ننشسته‏اند. دشمنان بزرگ و پُر مكر و فن ما، از اين اسلام عزيز و ناب، از اين نظام جمهورى اسلامى كه براى اولين بار بعد از صدر اسلام، در دنيا نظامى بر پايه‏ى مقررات اسلام تشكيل مى‏شود و از اين حركت عظيمى كه موجب شد دست دشمن از اين كشور كوتاه بشود، حاضر نيستند بگذرند.

    دشمن مى‏خواهد ميان فرقه‏هاى اسلامى نزاع باشد؛ بخصوص بعد از پيروزى انقلاب اسلامى دشمن خواسته است بين ايران انقلابى و اسلامى و بقيه‏ى ملتها جدايى بيندازد. از خدا مى‏خواهند كه در دنياى اسلام گفته شود: «اين‏ها شيعه هستند و انقلابشان انقلاب شيعى است و به ما سنى‏ها ربطى ندارد»! ملت ايران از اول انقلاب گفته است بله، ما شيعه و مواليان اهل بيت پيامبريم؛ اما اين انقلاب، يك انقلاب اسلامى بر اساس قرآن، بر اساس توحيد، بر اساس اسلام خالص و ناب، بر اساس وحدت و برادرى بين همه‏ى مسلمين است. اين را از اول ملت ما گفتند و امام ما نيز اين را فرياد كشيد و بيان كرد.

    تذكر مشفقانه‏ى اين‏جانب به شما عزيزان كه مى‏دانم شما خود با همه‏ى دل آگاه، آن را در مى‏يابيد آن است كه تا حركت در خط اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله) هست، دشمن كمين‏گرفته و دست‏كين‏گشاده نيز هست، و توطئه و خيانت و مفسده‏انگيزى نسبت به نظام مقدس اسلامى نيز هست. و تا اين تهديدها هست، حضور فداييان انقلاب و فرزندان صميمى و بازوان قدرتمند آن نيز ضرورتى حياتى است. شما با اين بينش و دريافت است كه بايد سپاه را سازماندهى و فرماندهى كنيد و آن را منضبط و آموزش‏ديده و روشن‏بين و كارآمد سازيد.

    امروز مكتبى كه به انسانها تعليم بدهد كه بايد با اين شيطان زر و زور جنگيد، وجود ندارد؛ ناسيوناليسم و حس مليت هم در مقابل آن قدرت قرار ندارد. يك روز در آفريقا و در امريكاى لاتين و در بعضى كشورهاى آسيا، استعمارگران مستقيماً قدرت را به دست مى‏گرفتند؛ روحيه‏ى قوميت و مليت مردم را جريحه‏دار مى‏كردند و در مقابل خودشان قرار مى‏دادند؛ امروز آن هم نيست. امروز سياست استعمارى، خيلى دقيق‏تر از آن است كه حس ناسيوناليسم و مليت‏گرايى و قوميت‏گرايى مردم را بر عليه خود تحريك بكند. قوميت عربى، يك نمونه است. آيا قوميت عربى در مقابل امريكا خواهد ايستاد، يا در خدمت امريكاست و به نفع آن‏ها به كار خواهد رفت؟ هيچ مكتبى، هيچ سنگرى و هيچ نقطه‏ى اتكاء و اميدى وجود ندارد. البته انسانهاى حق‏طلب هيچ‏وقت از بين نمى‏روند. خفقان ناشى از قدرت استكبار و قدرت‏نماييهاى او و خلافهايى كه هم‏اكنون مرتكب مى‏شود و بعدها بيشتر مرتكب خواهد شد، اين‏ها هيچ‏كدام از بين نخواهد رفت و از نظر انسانهاى دقيق و حساس، مغفول نخواهند ماند. نسل جوان در كشورهاى مختلفِ فقير و وابسته و در خدمت استكبار غربى، مطمئناً مثل گذشته جوش و خروش خواهند داشت؛ اين‏ها كه از بين نمى‏روند؛ اما سنگرى هم ندارند و وسيله‏اى كه پشت سر آن قرار بگيرند و آن را براى اطفاى غيظ خود در مقابل مستكبران و ظالمان به كار ببرند، در اختيارشان نيست. يك وسيله باقى است، و آن اسلام است؛ آن هم اسلام با تفسير درست و انقلابى و به تعبير امام بزرگوارمان، اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله). اين اسلام است كه امروز در مقابل اين همه قدرت‏نمايى در دنيا حضور دارد و از آن مى‏ترسند؛ اين اسلام است كه هنوز ملتها را به خود جذب مى‏كند؛ اين اسلام است كه امروز شما به هر نقطه از نقاط عالم كه سفر كنيد چه كشور اسلامى باشد، چه غير اسلامى انسانها و جوانان زيادى را مى‏يابيد كه به شوق آن، به همان شبحى كه از دور مى‏بينند و مى‏شنوند، اميد و دل بسته‏اند؛ لذا به شما نزديك مى‏شوند، با شما حرف مى‏زنند، از شما استفسار مى‏كنند و خيلى‏ها از شما كمك مى‏خواهند.

    امروز به جز اسلام و انسانهاى مؤمن و مصمم، هيچ نقطه‏ى اميد ديگرى براى مقابله با اين تهديد بزرگ نيست. و خدا را سپاس كه امروز خورشيد منور اسلام حيات‏بخش، دوباره بر دل و جان انسانها تابيدن گرفته و بسيارى ملتهاى مسلمان در راه تحقق بخشيدن اسلام در زندگى خود، با عوامل دورى مردم از دين خدا مبارزه را آغاز كرده‏اند. اين، حركتى فرخنده و اميدبخش است و به توفيق الهى همين است كه زنجير سلطه‏ى شيطانى امريكا و هر قدرت طغيان‏گر ديگر را خواهد گشود و همه را نجات خواهد داد؛ «كتب الله لأغلبنّ انا و رسلى». ملتها و دولتها در قبال روحيه‏ى گرايش به اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله) اسلامى كه سرلوحه‏اش، قطع نفوذ شيطان بزرگ و بقيه‏ى شياطين از زندگى ملتهاست به يك اندازه مسئولند. دولتهاى اسلامى اگر به كشور و ملت خود علاقه‏مندند، بايد بدانند اين آن چيزى است كه زندگى و شرف و استقلال ملتها و كشورها و قدرت دولتها را تأمين مى‏كند.

    دشمنان كه نتوانسته‏اند و به يارى خدا هرگز نخواهند توانست ايران اسلامى را از راه امام راحل و خط فكرى، سياسى او جدا كنند، تلاش مى‏كنند در تبليغات زهرآگين خود وانمود كنند كه چنين چيزى اتفاق افتاده و جمهورى اسلامى از مبدأ و ريشه و بنيان خود جدا افتاده است. آنان به‏ويژه در مواردى اين سخن باطل را با جنجال بيشترى از بوق‏هاى تبليغاتى دشمنان تكرار مى‏كنند كه جمهورى اسلامى در يكى از صحنه‏هاى جهانى يا داخلى، به موفقيت و موقعيتى دست يافته باشد. هدف آنان از اين سمپاشى، تحت تأثير گرفتن افكار عمومى مسلمانان به‏پاخاسته و انقلابى در كشورهاى اسلامى است، كه با بيدارى و اميدى كه از پيروزى و پايدارى ايران اسلامى سرچشمه گرفته، هم‏اكنون كار را بر ايادى استكبار در بسيارى از اين كشورها دشوار ساخته‏اند. استكبار و شبكه‏ى تبليغاتى وابسته به آن، همت گماشته‏اند كه اميد و خوش‏بينى اين مسلمانان به‏پاخاسته را مبدل به نوميدى و بدبينى كنند، و براى اين مقصود، هيچ‏چيز بهتر و مؤثرتر از آن نيست كه انقلاب اسلامىِ پيشاهنگ و بن‏بست‏شكن ملت ايران را ناكام و ناتوان جلوه دهند و چنين قلمداد كنند كه ايران اسلامى در مواجهه با مشكلات، مجبور شده است از راه اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله و سلّم) و خط روشن امام خمينى (قدّس سرّه) روى بگرداند.

    اين‏جانب، با قوّت و قاطعيت اعلام مى‏كنم كه اين ترفند استكبار، خود دليل محكمى بر عجز آنان در مقابله با انقلاب اسلامى ايران و نشان بارزى بر تداوم اين راه مقدس در زادگاه نظام نوين اسلامى است. ملت ايران، بهتر از هركس دانسته است كه يگانه سنگر مستحكم در برابر زر و زور اردوگاه استكبار و به‏ويژه امريكاى غدار كه امروز علناً دم از سلطه‏گرى بر ملل مظلوم و ضعيف مى‏زند تمسك به اسلام و قرآن و پايبندى به اصول نجات‏بخش آن است، و انحراف از اين اصول، راه را بر نفوذ دشمنان اسلام باز، و آنان را در سلطه‏ى انتقام‏جويانه بر ملتى كه بزرگترين ضربه را بر منافع نامشروع و حيثيت دروغين مستكبرين وارد آورده، كامياب مى‏سازد. از آن روست كه اين ملت هوشمند و شجاع، از لحظه‏ى اوج‏گيرى نهضت عظيم خود، همواره با همه‏ى وجود، از اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله و سلّم) دفاع كرده و هوشيارانه با ترفندها و توطئه‏هايى كه از سوى سردمداران استكبار و متوليان اسلام امريكايى هدايت مى‏شده، مبارزه كرده است؛ و إن شاء اللّه همواره چنين خواهد بود.

    هدف اين است كه ما صدا و سيما را به آن اوج و كمالى برسانيم كه كليه‌ى برنامه‌هاى آن، با بهترين كيفيتها، در جهت رسوخ و نفوذ دادن انديشه‌ى اسلام ناب و همه‌ى ملحقاتش از اخلاق و عمل در زندگى مخاطبانش باشد. هر برنامه‌ى آن، بايد اين خصوصيت را داشته باشد. اين، هدف ماست. از اول صبح تا آخر شب كه پيچ راديو و تلويزيون را باز مى‌كنيم، تك‌تك برنامه‌ها، حتّى آرم برنامه‌ها، موزيك متن فيلمها و برنامه‌هاى گوناگون، حتّى چهره‌ى گويندگان و مجريانى كه ديده مى‌شوند و لحن كلام گويندگانى كه صدايشان شنيده مى‌شود، بايد اين خصوصيات را داشته باشد. ببينيد، اين كار چقدر مهم است.

    پيام ديگر انقلاب ما اين بود كه قدرتهاى مادّى، از مقابله‏ى با ارزشهاى معنوى و حركت و اراده‏ى انسانها عاجزند. امروز كسانى كه در دنيا، اين حقيقت را نفهميده باشند، كمند؛ مگر آن‏هايى كه به حوادث عالم، با دقت نظر نمى‏كنند. بزرگترين نشانه‏ى ضعف دستگاه‏هاى استكبارىِ متكى به قدرت مادّى، همين است كه اين انقلاب و اين نظام و اسلام ناب، در كشور ايران اسلامى ماند و روز به روز قوى‏تر و ريشه‏دارتر شد. اينكه يك نظام اسلامى، در عالم به وجود بيايد و بتواند بماند و روز به روز قوى‏تر بشود، نشانه‏ى پوچى و ناتوانى قدرتهاى مادّى است؛ زيرا آن‏ها اگر بتوانند، صبر و تحمل نمى‏كنند و چنين قدرتى را نمى‏توانند بگذارند بماند و با همه‏ى قدرت، با آن روبه‏رو مى‏شوند و شدند.

    امروز بعد از اينكه انقلاب اسلامى، بُرندگى اسلام را نشان داد، دشمنان اسلام و مسلمين جدى‏تر شدند. انقلاب اسلامى، جبهه‏هاى جديدى عليه اسلام به وجود آورد؛ فقط به خاطر اينكه اسلام را معرفى كرد و نشان داد كه اسلام با ظلم مخالف است و فهماند كه مسلم واقعى، آن كسى است كه در مقابل قلدرى و سركشى و نظام سلطه‏ى جهانى، تسليم نمى‏شود و زير بار نمى‏رود. اين، سلطه‏گران را به‏شدت خشمگين كرد و در مقابل اسلام، جبهه‏هاى جديدى به وجود آورد. نمونه‏هايش را در همه جاى دنيا مشاهده مى‏كنيد. هم در اروپا مشاهده مى‏كنيد كه عليه گروهها و افراد مسلمان، چه كارهايى انجام مى‏گيرد؛ هم در آفريقا مشاهده مى‏كنيد كه اين حركات تبشيرى را فقط براى مقابله‏ى با اسلام ناب به راه انداخته‏اند؛ هم در خود كشورهاى اسلامى مشاهده مى‏كنيد كه روى حركات اسلامى، چقدر فشار است. در هرجايى، به يك نحو است. مظاهرى از آن را در كشورهاى ديگر مثل هند مشاهده مى‏كنيد. اين ماجراى مسجد بابرى، يكى از آن مسايلى است كه اگرچه موضوع آن، يك مسجد است و شايد به نظر بعضى كوچك بيايد؛ اما كوچك نيست. اين، نشان‏دهنده‏ى آن است كه دشمنان اسلام، تا اينجا ايستاده‏اند كه يك عده را عليه مقدسات اسلام تحريك كنند و زندگى را بر مسلمانان تلخ نمايند.

    مگر ممكن است كه ملت ما، دشمنيهاى استكبار و بيش از همه امريكا را فراموش كنند؟ مگر ممكن است طمع‏ورزيها و زياده‏طلبى‏ها و تجاوزهاى پنهان و آشكار امريكا را نديده بگيرند؟ فهميدند كه دشمنى ملت ايران نسبت به دشمنان اسلام و در رأس آن‏ها رژيم امريكا، تمام‏شدنى نيست. فهميدند كه ملت ايران ايستاده است، تا از اسلام انقلابى و اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله و سلّم) دفاع كند. فهميدند كه دولت و ملت و مسئولان، اهل سازش و معامله نيستند. حالا كه اين‏ها را فهميده‏اند، از همه طرف خباثتهايشان را شروع كرده‏اند متوقف نشده بود؛ تشديد كردند و مثل زمان حضرت امام و همين دوران فاصله‏ى رحلت حضرت امام تا امروز، بلندگوهاى جهانى را از تبليغ عليه نظام اسلامى پُر كردند. امروز، چنين وضعيتى است.

    آن عاملى كه مى‏تواند بشر را نجات بدهد، آن دست قدرتمند و معجزه‏گر، جز اسلام ناب و قرآن كريم و احكام مقدس آسمانى نيست. بشر حقيقتاً در سختى و بدبختى است. اكثريت انسانها مورد ظلمند. بخش اعظم طيبات روى زمين، به انسانهاى خبيث اختصاص پيدا مى‏كند. عدل در دنيا نيست. علاوه بر اينكه عدل نيست، شعور به فقدان عدل هم نيست و مهم‏تر اينكه نجات‏بخش را هم كه اسلام و قرآن و احكام الهى است كسى در دنيا درست نمى‏شناسد. با استنباط از بينش قرآنى، برحسب تكليف و تحليل تاريخى، اسلام بايد ملتها را نجات بدهد.

    ملتها اميد بسته‏اند و بيدار شده‏اند. مسلمانان، امروز به اسلام خودشان افتخار مى‏كنند و احساس عزت مى‏نمايند. امروز ترس قدرتمندان و زورگويان عالم، فقط از اسلام و قرآن و مسلمانان واقعى است. امروز واهمه‏ى مرتجعان و پيروان و علم‏داران اسلام امريكايى، از اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله) است. همه فهميدند و دانستند كه اسلام از جا برخاسته و حركت را آغاز كرده و بازوان خود را باز كرده است و به مسلمانان اميد و به مستضعفان نويد مى‏دهد؛ و اين هم خواهد شد. اگر مشكلاتى بر اثر نفوذ ابرقدرت‏هاست، برطرف مى‏شود.

    اگر مى‏بينيد كسانى با نام اسلام، در مقابل دشمنان اسلام كوتاه مى‏آيند، به خاطر اين است كه آنان اسمشان، اسم اسلام است، ولى باطنشان از اسلام خبرى ندارد. بعضى از اين مرتجعان منطقه اين مسلمان‏نامها، اين مدعيان مسلمانى با نيرنگهاى گوناگون، براى فريب دادن اذهان ملتها، اسم اسلام و ادعاى آن را بر زبان جارى مى‏كنند، ولى از اسلام خبرى ندارند! معلوم است كه اين‏گونه كسان، در مقابل قدرت كفر، متزلزل و مرعوب مى‏شوند؛ اما اسلام واقعى و ناب، در مقابل هيچ‏چيزى مرعوب نمى‏شود و هيچ‏چيز نمى‏تواند او را شكست بدهد.

    صدا و سيما را دانشگاهى براى تدريس اصول اسلام انقلابى بدانيد. برداشت ما از صدا و سيما اين است. امام كه فرمودند «دانشگاه»، در دانشگاه چيزى تدريس مى‏شود؛ در اين دانشگاه چه چيزى مى‏خواهد تدريس بشود؟ آنچه كه در اين‏ دانشگاه تدريس مى‏شود، عبارت از پيامها، پايه‏ها، مفاهيم و درسهاى اسلام ناب و اسلام انقلابى و اسلام واقعى است. اين، آن چيزى است كه در صدا و سيما ايده‏آل است. ما مى‏خواهيم به اين نقطه برسيم؛ ولى فاصله داريم. شما بيش از من هم اين را مى‏دانيد. من عيوب صدا و سيما را خيلى مى‏دانم؛ اما مطمئناً هركدام از شما در بخش خودتان، بيش از من معايب را مى‏دانيد. البته بيش از من هم تلاشها و اخلاصهايى را كه در آنجا خرج شده و مى‏شود، مى‏دانيد؛ در اين هم بحثى نيست.

    امام بزرگوار ما، مجسمه‏يى از ارزشهاى انقلاب ما بود. از يكى از همسران پيامبر اكرم (صلّى الله عليه و آله و سلّم) خواستند كه آن بزرگوار را توصيف كند. در جواب گفت: «كان خلقه القرآن» . يعنى قرآن مجسم بود. ما امروز در باره‏ى امام بزرگوارمان بايد عرض كنيم كه او اسلام انقلابى مجسم، اسلام ناب مجسم در زندگى و اخلاق و احساسات و تصميم‏گيرى‏ها و نيز فانى براى خدا بود. خداى متعال هم به او پاداش داد. كارى كه به دست اين بزرگوار در اين دوران انجام گرفت، كارى بى‏نظير بود. بعد از كار پيامبران أولوالعزم، كسى چنين حركت عظيمى انجام نداده بود.

    ما بايد به اميد خدا و با توكل به او، اين راه را ادامه بدهيم. ما از دشمن اسلام و انقلاب نمى‏ترسيم. ما در راه خدا، إن شاء اللّه احساس خستگى و ضعف نمى‏كنيم. ابهت قدرتهاى پوشالى مادّى، نخواهد توانست ما را در اين راه و به سمت اين هدف، متزلزل كند. ما آن روزى را در مقابل چشم داريم كه اسلام توانسته باشد به همه‏ى مسلمانان عالم عزت بدهد، به آن‏ها زندگى شرافتمندانه عطا كند و شرّ غده‏ى سرطانى اسرائيل را از پيكر اسلامى و ميهن اسلامى بكند. ما چشم به روزى داريم كه امت مسلمان، يكپارچه و متحد، از همه‏ى كشورهاى اسلامى، پرچم اسلام را به‏دست گيرند و اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله) را در مقابل چشمهاى مردم جهان عرضه كنند و شوق و محبت انسانها در همه جاى عالم را به سمت آن جلب نمايند. هدف ما اين‏هاست. راه ما همان راهى است كه امام بزرگوارمان ترسيم كردند. هم‏سفر ملت ايران در اين راه طولانى، دلهاى مشتاق ملتهاى مسلمان ديگر است. در اين راه بايد اتحادمان را حفظ كنيم و يك آن، هدفهاى متعالى را از چشم دور نداريم.

    امروزه غالب كشورهاى اسلامى، پس از ده سال كه جيب كمپانيها و دولتهاى غربى از منابع آن‏ها پُرشده، هنوز در وادى عقب‏ماندگى سرگردانند و هنوز محتاج صنعت و علم و كالاى غربى و هنوز در عالم سياست، طفيلى و پيرو ناگزير آنان. اين، همان خسران عظيمى است كه از روز اول بر اثر عدم توجه به اصل بنيادين اسلام يعنى توحيد اسلامى پيش آمده و هرچه زمان پيشتر رفته و علم كامل‏تر شده و دولتها و كشورهايى را مجهزتر كرده، كشورهاى اسلامى ناتوان‏تر، وابسته‏تر، كم‏جرأت‏تر و بى‏ابتكارتر شده‏اند. راه علاج آن است كه مسلمانان به اسلام ناب كه در آن، توحيد و نفى عبوديتِ غير خدا، از هر چيز برجسته‏تر و درخشنده‏تر است برگردند و عزت و قدرت خود را در اسلام بجويند. و اين چيزى است كه طراحان توطئه‏هاى ضد اسلامى، هميشه از آن بيمناك بوده و در راه پيدايش آن، موانع جدى مى‏نهاده‏اند. هنگامى كه انقلاب اسلامى در ايران پيروز شد، از آنجا كه پيش‏بينى مى‏شد كه جاذبه و محبوبيت انقلاب، ملتهاى مسلمان و حتّى بعضى غير مسلمانها را شيفته‏ى اسلام كند، همه‏ى دستهاى استعمارى به كار افتاد، تا از نفوذ معنوى اسلام جلوگيرى كند. تلاش وسيع و همه‏جانبه‏ى استكبار در برابر نفوذ اسلام، هيچ موجبى جز اين ندارد كه گسترش اسلام و مفاهيم اسلامى در هر نقطه‏ى جهان، به معناى جمع شدن بساط استكبار و ايادى آن در آن نقطه است.

    طبيعت اسلام ناب، طبيعتى پُرجاذبه است و دلهايى را كه آلوده‏ى غرض‏ورزى و كينه‏توزى نباشد، به خود جلب مى‏كند و اين همان است كه انقلاب ما و امام ما، دوباره در جهان مطرح كردند و بر دلها و چشمهاى نيازمند و جستجوگر عرضه داشتند. در مدرسه‏ى انقلاب كه امام ما بنيان گذارد، بساط اسلام سفيانى و مروانى، اسلام مراسم و مناسك ميان‏تهى، اسلام در خدمت زر و زور و خلاصه اسلام آلت دست قدرتها و آفت جان ملتها برچيده شده و اسلام قرآنى و محمّدى (صلّى الله عليه و آله و سلّم)، اسلام عقيده و جهاد، اسلام خصم ظالم و عون مظلوم، اسلام ستيزنده با فرعونها و قارونها و خلاصه، اسلام كوبنده‏ى جباران و برپاكننده‏ى حكومت مستضعفان، سر بركشيده است. در انقلاب اسلامى، اسلام كتاب و سنت، جايگزين اسلام خرافه و بدعت؛ اسلام جهاد و شهادت، جايگزين اسلام قعود و اسارت و ذلت؛ اسلام تعبد و تعقل، جايگزين اسلام التقاط و جهالت؛ اسلام دنيا و آخرت، جايگزين اسلام دنياپرستى يا رهبانيت؛ اسلام علم و معرفت، جايگزين اسلام تحجر و غفلت؛ اسلام ديانت و سياست، جايگزين اسلام بى‏بندوبارى و بى‏تفاوتى؛ اسلام قيام و عمل، جايگزين اسلام بى‏حالى و افسردگى؛ اسلام فرد و جامعه، جايگزين اسلام تشريفاتى و بى‏خاصيت؛ اسلام نجات‏بخش محرومين، جايگزين اسلام بازيچه‏ى دست قدرتها؛ و خلاصه اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله و سلّم)، جايگزين اسلام امريكايى گرديد. و مطرح شدن اسلام بدين صورت و با اين واقعيت و جديت است كه موجب خشم سراسيمه و ديوانه‏وار كسانى شده است كه دل به زوال اسلام در ايران و در همه‏ى كشورهاى اسلامى بسته بودند و يا از اسلام، فقط نامى بى‏محتوا و وسيله‏اى براى تحميق و اغفال مردم را مى‏پسنديدند. و لذا از روز اول پيروزى انقلاب تا امروز، هيچ فرصتى را براى تهاجم و ضربه زدن و توطئه و بدخواهى نسبت به جمهورى اسلامى و كانون حركت جهانى اسلام يعنى ايران از دست نداده‏اند.

    پيش از هر چيز، زنده داشتن ياد و راه و درس جاودانه‏ى امام خمينى (أعلى اللّه كلمته) است، كه مشعل راه و ترسيم‏كننده‏ى خط اساسى حركت و تعيين‏كننده‏ى شاخصهاى اصلى و حياتى اين جاده‏ى مبارك و فرجام تابناك آن است. حيات و شخصيت خمينى كبير، تجسم اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله و سلّم) و تبلور انقلاب اسلامى بوده و او خود و سخنش و انگشت اشاره‏اش، خضر راه اين حركت الهى و روشنگر نقاط مبهم‏ و برطرف‏كننده‏ى همه‏ى ترديدها بوده و همچنان خواهد بود. ملت ايران و از همه بيشتر مسئولان كشور، بايد اين درس بزرگ را هرگز از ياد نبرند.

    بعضى از پادشاهان و رؤساى عرب، به خاطر جلب نظر معبودشان امريكا، حتّى انگيزه‏هاى عربى و عرق قوميت را كه دائماً از آن دم مى‏زنند، در برابر اسرائيل به فراموشى مى‏سپارند و به جاى آن، ميدان مسابقه با اسرائيل در گرفتن كمك از امريكا را هرچه بيشتر گرم مى‏كنند. اين داغ ننگ را چه كسى از پيشانى ملت عرب خواهد زدود؟ و آيا جوانان مسلمان بيدار در كشورهاى عربى، اين خيانت را بر خودفروختگان خواهند بخشيد؟! در نظر اين زمامداران خائن، قوميت و وحدت عربى، فقط هنگامى بايد مورد استفاده قرار گيرد كه امريكا بخواهد از آن در برابر ايران اسلامى و اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله) بهره‏بردارى كند. اف بر وجدانهاى خفته و دلهاى ناپاكى كه لطف و عنايت امريكا را به قيمت از دست دادن همه چيز، هم ثروتهاى خداداد طبيعى، هم شأن و كرامت انسانى و ايمان اسلامى و آبرو و اعتبار و تشخص ملت خود طلب كردند و با كفران نعمتهاى خدا، خود و ملتهايشان را در سراشيب انحطاط و ابتلا به غضب الهى دچار ساختند. «أ لم تر الى الّذين بدّلوا نعمت اللّه كفراً و احلّوا قومهم دار البوار جهنّم يصلونها و بئس القرار».

    ما در شكل‏دهى و راه‏اندازى حركت اسلامى در جهان، هيچ نقش مستقيم و غير مستقيمى كه از روى برنامه‏ريزى و طراحى ما باشد، نداريم؛ از اول هم نداشتيم. نقش، از آنِ اسلام است؛ يعنى همين كه ملت ايران توانسته‏اند پرچم اسلام زندگى و زندگى‏ساز و اسلام مبارز، نه اسلام تسليم در مقابل دشمنان خدا، نه اسلام طاغوت و نه اسلام امريكايى همان‏طورى كه امام عزيزمان تعبير كردند بلكه اسلام ناب محمّدى (ص) را بلند كنند، در دست محكم نگهدارند و متزلزل نشوند. نفس همين، براى ملتهاى مسلمان دنيا اميدبخش است.

    مذاكره، يعنى چه؟ صرف اينكه شما برويد با امريكا بنشينيد حرف بزنيد و مذاكره كنيد، مشكلات حل مى‏شود؟ اين‏طورى كه نيست. مذاكره در عرف سياسى، يعنى معامله. مذاكره با امريكا، يعنى معامله با امريكا. معامله، يعنى دادوستد؛ يعنى چيزى بگير، چيزى بده. تو از انقلاب اسلامى، به امريكا چه مى‏خواهى بدهى، تا چيزى از او بگيرى؟ آن چيزى كه شما مى‏خواهيد به امريكا بدهيد، تا در مقابل از او چيزى بگيريد، چيست؟ ما چه مى‏توانيم به امريكا بدهيم؟ او از ما چه مى‏خواهد؟ آيا مى‏دانيد كه او چه مى‏خواهد؟ «و ما نقموا منهم الّا ان يؤمنوا باللّه العزيز الحميد». و اللّه كه امريكا از هيچ‏چيز ملت ايران، به قدر مسلمان بودن و پايبند بودن به اسلام ناب محمّدى، ناراحت نيست. او مى‏خواهد شما از اين‏ پايبنديتان دست برداريد. او مى‏خواهد شما اين گردنِ برافراشته و سرافراز را نداشته باشيد؛ حاضريد؟

    بعد از صلح امام حسن مجتبى (عليه الصّلاة و السّلام)، كار به شكلى هوشمندانه و زيركانه تنظيم شد كه اسلام و جريان اسلامى، وارد كانال آلوده‏يى كه به نام خلافت و در معنا سلطنت به وجود آمده بود، نشود. اين، هنر امام حسن مجتبى (عليه‏السّلام) بود. امام حسن مجتبى كارى كرد كه جريان اصيل اسلام كه از مكه شروع شده بود و به حكومت اسلامى و به زمان امير المؤمنين و زمان خود او رسيده بود در مجراى ديگرى، جريان پيدا بكند؛ منتها اگرنه به شكل حكومت زيرا ممكن نبود لااقل دوباره به شكل نهضت جريان پيدا كند. اين، دوره‏ى سوم اسلام است. اسلام، دوباره نهضت شد. اسلام ناب، اسلام اصيل، اسلام ظلم‏ستيز، اسلام سازش‏ناپذير، اسلام دور از تحريف و مبرّا از اينكه بازيچه‏ى دست هواها و هوسها بشود، باقى ماند؛ اما در شكل نهضت باقى ماند. يعنى در زمان امام حسن (عليه الصّلاة و السّلام)، تفكر انقلابىِ اسلامى كه دوره‏يى را طى كرده بود و به قدرت و حكومت رسيده بود دوباره برگشت و يك نهضت شد. البته در اين دوره، كار اين نهضت، به مراتب مشكل‏تر از دوره‏ى خود پيامبر بود؛ زيرا شعارها در دست كسانى بود كه لباس مذهب را بر تن كرده بودند؛ درحالى‏كه از مذهب نبودند. مشكلىِ كار ائمه‏ى هدى (عليهم‏السّلام)، اينجا بود.

    هركسى كه به خط انقلاب و اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله و سلّم) نزديك‏تر است، به ضربات و حملات و تهمتها و هوچى‏گريها و سوءقصدها و بدجنسى‏ها و موذى‏گريهاى جناح استكبار هم نزديك‏تر است. با هر آخوندى بد نيستند؛ با بعضى از آخوندها خيلى هم خوبند؛ همچنان كه در دستگاه سلطنت هم همين‏طور بود. آن دستگاهى كه مى‏خواست ريشه‏ى روحانيت را بكند، خاطر بعضى از آخوندها را هم مى‏خواست! به آخوندهاى دربارى پول مى‏داد و به آن‏ها سفارش مى‏كرد كه عمامه‏تان را يك مقدار بزرگتر و ريشتان را هم يك مقدار بلندتر كنيد! اين‏ها را ديده بوديم، ما از اين‏ها خبر داريم. رژيم طاغوت، خاطر اين‏گونه روحانيون را هم مى‏خواست و با آن‏ها ملاقات هم مى‏كرد.

    مردم نبايد فراموش بكنند كه ما هرچه داريم، به بركت اسلام ناب و اسلام انقلابى است؛ اسلامى كه به فكر طبقات مستضعف و محروم است، نه اسلامى كه در خدمت قدرتمندان و اغنياست. بله، در دنيا كسان ديگرى هستند كه ادعاى اسلام مى‏كنند؛ اما اسلام آن‏ها اسلام محمّد نيست؛ اسلام ابو جهل و ابو لهب است؛ اسلام امريكاست. كسانى هستند كه ادعاى اسلام و اسم اسلام را وسيله‏اى براى چاپيدن و سوءاستفاده و تحميق بيشتر قرار داده‏اند. آن اسلام، اسلامى است كه به نفع سرمايه‏داران و زراندوزان و صاحبان ميلياردها دلار در بانك‏هاى خارجى است. ما آن اسلام را قبول نداريم.

    جناب حجة الاسلام آقاى آقا سيّد ساجد على نقوى (دامت افاضاته)
    با تكريم و احترام نسبت به برادران ايمانى و اصدقاى مخلص و غيور از مؤمنين پاكستان (ايّدهم الله و اعزّهم و نصرهم و إجابة لمسئولكم)، جناب‏عالى را به نمايندگى خود در امور دينى و مذهبى براى مردم آن سامان منصوب مى‏كنم. اهمّ وظايف جناب‏عالى و ساير علما و روحانيون در آن خطه‏ى اسلامى آن است كه با مدد گرفتن از توفيقات و تفضلات الهى و توجهات حضرت نبى اكرم و رسول معظم (صلّى الله عليه و آله و سلّم) و ائمه‏ى اطهار (عليهم‏السّلام) بالخصوص حضرت ولىّ الله الاعظم صاحب العصر و الزّمان (ارواحنا فداه)، بر گسترش معارف اسلامى و تبيين حقايق قرآنى مخصوصاً در ميان قشر جوان همت گماشته، چهره‏ى منوّر اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله) را بر قلوب مشتاق و مستعد آنان عرضه نماييد و با هوشيارى در برابر توطئه‏هاى دشمنان اسلام و ايادى استكبار و بندگان زر و زور، با اتكال به خدا مبانى وحدت ميان مسلمين را مستحكم ساخته، آنان را از تشتت و تفرقه برحذر داريد و نيز براى ايجاد يگانگى كامل ميان برادران شيعه و مخلصين اهل بيت (عليهم الصّلاة و السّلام) سعى بليغ مبذول فرماييد. و جناب‏عالى از طرف اين‏جانب مجازيد در اخذ وجوه شرعيه از جمله سهمين مباركين و صرف آن در مصارف مقرره.

    مجلس شوراى اسلامى، نقطه‌ى اميد نظام و مظهر اقتدار و اختيار ملت است. جايگاه مقدسى است كه هميشه و در همه‌ى احوال، مى‌تواند و مى‌بايد رأى و اراده‌ى ملت مسلمان و انقلابى را به كرسى بنشاند و مصلحت مردم را در شكل مقررات لازم الاتباع در بافت و رفتار نظام و حكومت، تضمين كند. خانه‌ى مردم و ملجأ دولت مردمى و مظهر ارزشهاى اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله) و به تعبير امام حكيم و فقيدمان، عصاره‌ى فضايل ملت است. در اين مجلس، دور شدن از فضايل و پايبند شدن به اغراض شخصى و گروهى و آلوده شدن به هواهاى سياسى و نفسانى، از هركس كه باشد، مردود و محكوم است. در اين مجلس، رأى بايد تابع معرفت، و بحث بايد دور از تنازع و جدال باشد. در هر موضع‌گيرى و هر سخنى، بايد رضاى خدا و مصلحت انقلاب و خواست و نياز مردم در نظر گرفته شود. همواره در اين مجلس، معدود افرادى بوده‌اند كه از اين تكاليف غفلت ورزيده و راه، كج كرده‌اند و شايد امروز نيز باشند؛ ليكن اكثريت قاطع نمايندگان محترم كه بحمد اللّه در همه‌ى دوره‌ها و امروز، در راه راست اسلام و انقلاب حركت مى‌كرده‌اند و مى‌كنند، بايد پاس نعمت بزرگ جمهورى اسلامى را بدارند و در اعمال و آراء و گفتار خود، خدا را حاضر و ناظر بدانند و مصلحت انقلاب و كشور را با هيچ‌چيز ديگر معاوضه ننمايند. البته، مجلس همواره بايد به وظايف قانونى خود عمل و از حق قانونى خود استفاده كند؛ اما هم نمايندگان محترم و هم مردم رشيد ما قادرند تفاوت ميان عمل به تكليف قانونى و عمل برطبق غرض شخصى و سياسى را درك كنند.

    جناب حجة الاسلام و المسلمين آقاى حاج سيد ساجد على نقوى دامت تأييداته‏
    با سلام و تحيت، تلگراف تسليت جناب‏عالى به مناسبت فقدان عالم عامل مرحوم حجة الاسلام و المسلمين آقاى حاج سيد صفدر على نقوى واصل شد. مردى كه عمر خود را در اعتلاء اسلام، بسط معارف و فرهنگ اسلامى و دفاع از حريم اهل بيت عليهم‏السّلام و انقلاب اسلامى گذراند. اين‏جانب نيز متقابلًا اين مصيبت را به جناب‏عالى، علماى محترم پاكستان و عموم شيعيان و مسلمانان پاكستان تسليت مى‏گويم. بى‏شك فقدان اين قبيل عالمان متعهد و متخلق و تلاشگر براى جامعه اسلامى و وحدت مسلمانان ثلمه‏اى‏
    جبران‏ناپذير است و لازم است كه حوزه‏هاى علميه، طلاب و علما و جوانان غيور مسلمان با شناخت دقيق از توطئه‏ها و شگردهاى پيچيده‏ى استكبار جهانى در محو فرهنگ و آرمان‏هاى اسلام ناب محمدى (ص) و وحدت صفوف مسلمين، با تلاش مجدانه كمر همت ببندند و با فعاليت مستمر خود در جهت رشد و توسعه انديشه، فرهنگ و معارف اسلامى بپاخيزند و از هجوم فرهنگ مبتذل غرب در بين توده‏هاى مسلمان جلوگيرى بعمل آورند. اين‏جانب به همه‏ى برادران و خواهران در پاكستان ضمن تحيت و سلام يادآورى مى‏كنم كه هوشيارى در برابر دشمنان اسلام و دست‏هاى تفرقه‏افكن و فسادانگيز را روز به روز قوى‏تر كنند و مخصوصاً به جوانان عزيز توصيه مى‏كنم كه بر علم و عمل خود بيفزايند و مايه سربلندى اسلام و تشيع شوند. توفيقات جناب‏عالى و ديگر علماء محترم پاكستان و ساير برادران را از خداوند خواهانم.

    امروز تهاجم فرهنگى عظيمى عليه اسلام هست كه ارتباط مستقيمى با انقلاب ندارد. اين تهاجم، وسيع‏تر از انقلاب و عليه اسلام است. چيز عجيب و فوق‏العاده‏يى است كه با تمام ابعاد فرهنگى و اجتماعى و سياسى، عليه اسلام- و حتّى اسلامى كه در توده‏ى مردم الجزائر نفوذ دارد- وارد كارزار شده است. فقط يك استثنا دارد و آن اسلامِ وابسته به دستگاه‏هاى استعمارى و فهدگونه است؛ و الّا حتّى اسلام‏هاى به معناى اعتقاد عوامانه‏ى مردم هم مورد تهاجم است؛ چه برسد به اسلام ناب و انقلابى- و به تعبير آن‏ها اسلام ايران- كه ديگر وضعش روشن است.

    امروز، همان تفكر ضد اسلام ناب، يا اگر بخواهيم دقيق‏تر بگوييم، ضد مذهب ناب- كه دايره‏اش از انقلاب وسيع‏تر است- به كليت اسلام و به يك معنا به هر مذهبى كه احساس مى‏كنند در آن اصالتى وجود دارد، متوجه است. امروز، كاردينالهاى مسيحى امريكاى لاتين، به همان اندازه مغضوبند كه علماى انقلابى مصر يا تونس مورد غضب واقع شده‏اند. الآن تمام دنيا متوجه اين است؛ منتها همه مى‏دانند و متوجهند كه ايران، كانون اصلى است.

    در سالگرد بسيج، نكته‏ى مهمى كه بسيجيان و همه‏ى ملت ايران بايد بدان توجه كنند، اين است كه قدرتهاى استكبارى غرب، امروز در همه جا خود را با اسلام روبه‏رو مى‏بينند. آنان از اسلام احساس خطر مى‏كنند. آنان هر نشانه‏ى اسلام‏خواهى را، طليعه‏ى خطرى جدى براى قدرت و منافع خود تلقى مى‏كنند. بديهى است كه اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله) كه ظلم و فساد و انحطاط اخلاقى را در محيط زندگى بشر تحمل نمى‏كند، براى نظامهايى كه بر پايه‏ى ظلم و فساد و انحطاط بنا شده‏اند، خطرى حقيقى است. اين است كه همه‏ى قدرتهاى شيطانى عالم، امروز در مصاف جلوه‏هاى اسلام، از خشن‏ترين روشهاى برخورد استفاده مى‏كنند و بديهى‏ترين اصولى را كه تا كنون شعار داده‏اند، زير پا مى‏گذراند.

    امروز قدرت‏مداران عالم و اداره‏كنندگان نظام سلطه در جهان، اسلام را خطرى بزرگ مى‏شمارند و تجديد حيات اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله) را در ايران، نه تنها براى منافع منطقه‏اى، بلكه براى منافع جهانى خود كه عملًا در حفظ و استقرار نظام سلطه- يعنى تقسيم كشورهاى جهان به سلطه‏گر و سلطه‏پذير- متبلور شده است، تهديدى جدى به حساب مى‏آورند، و بر اين اساس با همه‏ى توان خود به مصاف اسلام آمده، و بيش از همه با سرچشمه‏ى اميدبخش اين فيض الهى- يعنى انقلاب پيروز اسلامى و نظام مقدس اسلامى در ايران- دشمنى و عناد مى‏ورزند.

    امروز، در سرتاسر عالم حقيقت روشنى محسوس است كه اگر كسى از مسائل جهان مطلع باشد، اين حقيقت را خواهد ديد و نخواهد توانست انكار كند و آن اين است كه اسلام در اجتماعات بشرى در حال نفوذ و رشد است؛ چه اجتماعاتى كه از ظلم و ستم قدرتهاى شيطانى و نظامهاى طاغوتى بجان آمده‏اند و به دنبال فكر و راه جديدى هستند- مثل جوامع كشورهاى آفريقايى و آسيايى و امثال اين‏ها- و چه حتّى جوامع كشورهاى اروپايى. البته، كدام اسلام؟ اين، قابل بحث است؛ چون دو نوع اسلام وجود دارد كه شايد بعضى از ظواهر اين دو، باهم شبيه باشند، اما روح و جهت‏گيرى آن‏ها يكسان نيست: يكى اسلام حقيقى و قرآنى و ناب محمّدى (ص) است؛ يعنى همان اسلامى كه پيروان خود را به وضع جديدى از زندگى دعوت مى‏كند و در خدمت صاحبان قدرت و رؤساى شرق و غرب قرار نمى‏گيرد. ديگرى هم همان اسلامى است كه ظواهر و اسم اسلام را دارد؛ امّا به آسانى در خدمت امريكا و غرب و شرق قرار مى‏گيرد- مثل اسلامِ همين قلدرهايى كه بر بعضى از كشورهاى اسلامى مسلطند. آن‏ها هم از اسلام دم مى‏زنند؛ اما اسلام براى آن‏ها يك دكان و وسيله‏ى حيات و قدرت است؛ و الّا اسلام اگر همان اسلامِ قرآن باشد، تسلط امريكا بر مخازن نفتى و سرنوشت مسلمين را صريحاً رد مى‏كند. چطور ممكن است كه كسى هم مسلمان باشد و هم مطيع و منقاد امريكا؟! هم مسلمان باشد و هم اهل فساد و انحطاط و عيش و طرب و انواع و اقسام گرفتاريهاى اخلاقى؟! هم مسلمان باشد و هم به مردم ظلم كند و در رأس قدرت ظالمانه‏يى قرار داشته باشد و به ميل دشمنان اسلام بر مسلمانها فشار وارد كند. پس، همان تعبير «اسلام امريكايى»- كه امام فقيد و بزرگوارمان مكرّر بيان مى‏كردند- تعبير درستى براى اسلام آن‏چنان افراد و مدعيانى است. آنچه امروز در دلها و جوامع بشرى نفوذ مى‏كند، اسلام حقيقى و ناب و سازش‏ناپذير است. لذا شما مى‏بينيد در كشورهايى كه مردمِ آن مسلمان هستند- مثل بعضى از كشورهاى عربى و آفريقايى كه توده‏ى مردم مسلمانند- مساجد معمور است؛ اما جمعى به‏عنوان طرف‏دارى از اسلام قيام مى‏كنند و حكومتهاى وابسته، اين جمع را زير فشار قرار مى‏دهند و آن‏ها را با انواع شكنجه‏ها، شكنجه مى‏كنند و نهايتاً هم آن‏ها را خراب‏كار مى‏نامند!! اين، به چه معناست؟ معنايش اين است كه آنچه در آن كشورها رايج است، چون از لُب و حقيقت اسلام فاصله دارد، لذا افراد مؤمن و داراى وجدانِ آگاه و آزاد در صدد برمى‏آيند كه اسلام واقعى و سازش‏ناپذير را حاكم كنند و به همين خاطر اصطكاك پيش مى‏آيد.

    تجهيزاتى كه امروز در اختيار دشمنان اسلام است، هيچ‏وقت در طول تاريخ در اختيار دشمنان اسلام قرار نداشته است. مثلًا در دوره‏يى از صدر اسلام، خلفاى ظالم و غاصب مى‏خواستند نسبت به امير المؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) سمپاشى كرده و در متن جامعه‏ى اسلامى، عليه امير المؤمنين و عليه اسلام ناب و عليه تفسير صحيح قرآن تبليغات كنند تا مردم را به راهى كه خودشان مايلند، بكشانند. اين كار را چگونه انجام مى‏دادند؟ در چه مدتى و با چه وسايلى بايد كسانى را به سرتاسر عالم مى‏فرستادند؟ اينكه در عالم اسلام هركسى برود جمعيتى را پيدا كند، خطبه‏يى بخواند، حرفى بزند و مطلبى را كه حكام جور مى‏خواهند، در اختيار مردم و اذهان آنان قرار بدهد، كارى مشكل بود. البته، كارِ مشكل را مى‏كردند؛ اما طبيعتاً توفيقات آن‏ها زياد نبود.

    امريكا، از اسلامِ نوكرمآبهايى مثل بعضى از دولتهاى ديگر نمى‌ترسد - آن اسلام ترس ندارد - از آن اسلامى مى‌ترسد كه اسلام ناب است، اسلام قرآنى است، اسلام جهاد و مبارزه و اسلام توكل به خداست؛ يعنى همان اسلامى كه در دست مردم انقلابى ما و در دست شماست و دست جوانهايتان بود كه رفتند و جنگيدند و شهيد شدند. از اين اسلام مى‌ترسند.

    از آنجا كه نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، به عنوان پشتيبان و بازوى مسلح انقلاب اسلامى، بايد باقى و كارآمد بماند، لازم است عقيده، آگاهى، اخلاق اسلامى در آن، روزافزون و متناسب با وظيفه‏ى ايثار و دفاع مخلصانه از اسلام ناب محمدى (ص) متزايد شود و خاطرات جاويد شهادتها و رشادت‏ها، دلاوريها و اخلاصها در آن همواره متبلور باشد. لذا بنا به پيشنهاد نماينده‏ى اين‏جانب در سپاه- جناب حجة الاسلام آقاى نورى (حفظه اللّه)- جناب‏عالى را كه از بيت علم و تقوا و فضيلت و شهادت و پرورش‏يافته‏ى مكتب بزرگوارانى چون شهيد بهشتى و شهيد قدوسى (رضوان الله تعالى عليهما) و داراى سوابق درخشان مجاهدت در قبل و بعد از انقلاب- به‏ويژه در كوران جنگ و دفاع مقدس- و حايز مراتب فضل و آگاهى و بينش سياسى مى‏باشيد، به سمت قائم‏مقام نماينده‏ى ولىّ فقيه در سپاه با كليه‏ى اختيارات مصرحه منصوب مى‏كنم‏

    صدها حادثه‏ى توجه برانگيز و پرمعنى و درعين‏حال ظاهراً بى‏ارتباط و گاه متناقض با يكديگر در زندگى موسى بن جعفر (عليهم‏السّلام) هنگامى معنى مى‏شود و ربط مى‏يابد كه ما آن رشته‏ى مستمرى را كه از آغاز امامت آن بزرگوار تا لحظه‏ى شهادتش ادامه داشته، مشاهده كنيم. اين رشته، همان خط جهاد و مبارزه‏ى ائمه (عليهم‏السّلام) است كه در تمام دوران دويست‏وپنجاه‏ساله و در شكلهاى گوناگون استمرار داشته و هدف از آن، اولًا تبيين اسلام ناب و تفسير صحيح قرآن و ارايه‏ى تصويرى روشن از معرفت اسلامى است و ثانياً، تبيين مسأله‏ى امامت و حاكميت سياسى در جامعه‏ى اسلامى و ثالثاً، تلاش و كوشش براى تشكيل آن جامعه و تحقق بخشيدن به هدف پيامبر معظّم اسلام (صلّى الله عليه و آله) و همه‏ى پيامبران؛ يعنى اقامه‏ى قسط و عدل و زدودن أنداد اللّه از صحنه‏ى حكومت و سپردن زمام اداره‏ى زندگى به خلفاء اللّه و بندگان صالح خداوند.

    حضور آقايان در دانشگاهها، متكفل تبيين اسلام و رفع اشكالات فكرى و سد راه انحرافات و كج‏انديشيها و كج‏رويها در امور اسلامى و جلوه‏گر ساختن ارزشهاى والاى اسلام ناب محمّدى (صلّى الله عليه و آله) است كه با بهره‏گيرى از انواع وسايل و ابزارهاى معمول و نيز شركت مؤثر در گروههاى معارف اسلامىِ دانشگاهها بايد تحقق پذيرد. بديهى است مسئولان امور دانشگاهها، همه‏گونه همكارى و هماهنگى را با آقايان خواهند داشت و هر نوع پشتيبانىِ لازم را از آنان خواهند كرد. لازم است حضرات آقايان محترم، كليه‏ى خطوط اساسى و چگونگى فعاليت فضلاى روحانى مزبور را در اساسنامه‏اى تدوين نماييد تا بدون دخالت در امور اجرايى دانشگاهها و با اشراف پدرانه بر تشكل‏هاى اسلامى موجود در آن‏ها، وظايف دقيق خود را بشناسند.

    همه‏ى قدرتمندان عالم، همان كسانى كه در دنيا به دخالتِ در كشورها و اقدام عليه مصالح آن‏ها شناخته شده‏اند و استعمار را به وجود آوردند و جنگهاى خونين را به راه انداختند و ملتها را ذليل كردند و سرمايه‏هاى مردم را نابود و ضايع كردند، در تلاشند تا به قول خودشان براى مسأله‏ى لبنان راه حلى پيدا كنند. اين راه حل چيست؟ آيا راه حلِّ مشكل مردم است يا راه حلِّ مشكل استكبار؟! چون در لبنان فقط مردم نيستند كه مشكل دارند؛ امريكا و دولتهاى مرتجع هم در لبنان به‏خاطر بيدارى مردم و شيوع و رواج تفكر اسلام ناب محمدى (صلّى الله عليه و آله و سلّم) و اعتقاد مردم به مجاهدت و مبارزه و عدم سكوت و عدم ذلت، مشكل پيدا كرده‏اند. اين راه حلى كه مى‏خواهند پيدا كنند، راه حلِّ كيست؟ آيا راه حلِّ مشكل استكبار را مى‏خواهند جستجو كنند يا راه حلِّ مشكل مردم را؟ اينجاست كه حق و باطل، ملاك و معيار و علامت پيدا مى‏كند.

    حمد بى‏پايان پروردگار را كه حيات طيبه‏ى خود را به ملتى بخشيد كه حضرت روح اللّه را چون جان شيرين در خود پذيرا گشت و به هدايت و زعامت او، پرچم اسلام ناب محمدى (صلّى الله عليه و آله) و ولايت علوى و حسينى را برافراشت، چشم جهانيان را در او خيره ساخت و آيات فرج مستضعفان را در سرگذشت پُرماجراى او آشكار ساخت و پس از ارتحال امامش و جان عزيزش به سوى رفيق اعلى، قلب او را محكم و راه او را روشن داشت و بر عزم و اراده‏ى پولادينش در ادامه‏ى راه خود استوار ساخت.

    اين‏جانب، ضمن سپاس مجدد از الطاف نهان و آشكار حضرت حق‏تعالى (جلّت عظمته)، به پيروى از ملت عظيم‏الشّأن و با معرفت به مقام و مرتبت ياور صميمى امام و شخصيت برجسته‏ى نظام جمهورى اسلامى و بازوى توانا و زبان گوياى آن، جناب آقاى هاشمى رفسنجانى (دامت تأييداته)، رأى ملت را تنفيذ و ايشان را به رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب مى‏كنم و بديهى است كه اين رأى و تنفيذ تا زمانى است كه ايشان در همين صراط مستقيم و نورانى كه عمر شريف خود را تاكنون در آن گذرانيده‏اند- يعنى راه دفاع از اسلام ناب محمّدى (صلى الله عليه و آله) و مجاهدت براى تحقق حاكميت كامل قرآن و عمل به شريعت و طرف‏دارى از محرومين و مستضعفين و كوشش براى ريشه‏كن كردن فقر و محروميت و استقرار عدالت اجتماعى- راه خود را ادامه دهند كه البته چنين خواهد بود.

    هرجا كه اسلام ناب و حقيقى ظاهر شد، گروههاى شر و فساد در مقابل آن صف مى‏بستند و با همه‏ى توان با آن مبارزه مى‏كردند؛ اما اسلامى كه از شعارهاى اصلى و روح خود خالى شد و با ظلم درنيفتاد و با انواع و اقسام فساد اخلاقى دمساز و دمخور شد و از اصول خود چشم‏پوشى كرد و به بعضى از شعاير اكتفا نمود، قدرتها با آن مبارزه نمى‏كنند و شريرها در مقابل آن صف نمى‏كشند. اين موضوع در تاريخ فصل عريض و مشبعى دارد كه شما مى‏توانيد در كتابها بخوانيد و مانند آن را در دوران تاريك و سرشار از فساد و تباهى سلطنت رژيم گذشته و ديگر رژيمهايى كه بر ايران حاكم بودند، ببينيد. امروز هم در دنيا اسلامى كه با ظلم و زورگويى درافتد و چپاولگرى و فساد را محكوم كند، وجود دارد. اين اسلام بايد در انتظار دشمنى ابرقدرت‏ها و امريكا و صهيونيستها و كمپانيهاى غارتگر عالم و سلاطين فاسد و رؤساى مفسد امروز دنيا باشد. روزى كه ما پشت سر امام عزيز و علم‏دار اسلام ناب، شعارهاى اسلام واقعى را مطرح مى‏كرديم، مى‏دانستيم كه دشمن‏ها و قدرتها و ابرقدرت‏ها در مقابل ما صف‏آرايى مى‏كنند. در صدر اسلام هم همين‏گونه بود. آن روزى كه يهوديها و منافقان و كفار و مشركان، اطراف مدينه‏ى پيامبر را محاصره كردند و جنگ احزاب و خندق را به وجود آوردند، مؤمنين واقعى گفتند: «هذا ما وعدنا اللّه و رسوله» ؛ اين، چيز تازه‏اى نيست. خدا و رسولش به ما گفته بودند كه بدها و شريرها و فاسدها عليه شما همدست خواهند شد. بنابراين، آن‏ها چون صدق وعده‏ى الهى را ديدند، ايمانشان قوى‏تر شد. هرجا كه اسلام واقعى آشكار شد، اگرچه قدرتهاى خبيث و پليد در مقابل آن صف‏آرايى كردند، اما انسانهاى پاك و دلهاى مطهر و روحهاى صاف و فطرتهاى پاك و ناآلوده، با همه‏ى توان و وجود از آن حمايت كردند. چرا ده ميليون انسان عزادار در ايام رحلت امام (ره) گرد پيكر مطهر آن بزرگوار جمع شدند و آن‏گونه بر سر و سينه‏ى خود مى‏زدند؟ چرا صدها ميليون مسلمان در سرتاسر عالم، به خاطر درگذشت يك انسان، اين‏طور عزادار و داغ‏دار شدند؟ محبوبيت امام ما به خاطر چه بود؟ جواب، يك‏كلمه است: به خاطر اسلام. خود آن بزرگوار اين نكته را به ما ياد داد و خود او به ما فهماند و تأكيد كرد كه به خاطر اسلام، خدا دلها را متوجه انقلاب و رهبر و ملت ايران كرد. آن چيزى كه به پاها و دلهاى شما قوّت داد، تا بتوانيد راههاى طولانى را طى كنيد و به اينجا بياييد، اسلام ناب و مدافع مظلوم و ناسازگار با ظالم بود. اين اسلام است كه دلها را جذب و جمع مى‏كند و نيرويى عظيم و شكست‏ناپذير به وجود مى‏آورد. راز اصلى همين نكته است، كه ما بايد آن را درست درك كنيم و هميشه به ياد داشته باشيم. انقلاب اسلامى تا وقتى‏كه در خط صحيح اسلام ناب- يعنى خط امام- با دقت حركت مى‏كند و شما مردم دين و اسلام را بر هر چيز ديگر ترجيح مى‏دهيد و روحيه‏ى دفاع از اسلام و ارزشهاى اسلامى را زنده نگه مى‏داريد و شعارهاى كوبنده و برخاسته از متن اسلام را مورد توجه قرار مى‏دهيد، نه امريكا و نه شرق و غرب و نه ارتجاع و نه هيچ قدرت ديگر، قادر نخواهند بود كه شما و كشور و نظام جمهورى اسلامى را از حركت به سمت هدفهاى خود بازدارند.

    آرى، اگرچه يوسف عزيز امت اسلام اكنون در ميان ما نيست و جاى او كه همه‏ساله در وجود يكايك حاجيان دل‏باخته و سر از پا نشناخته‏ى ايرانى تجلى مى‏كرد، خالى است، ولى هم‏اكنون نيز او را در هر دل ذاكر و عارف و در هر جان پُرشور و در هر زبان حق‏گو و در وجود هر مسلمان غيور و دل‏سوخته و در هرجا كه در آن، سخن از عزت اسلام و وحدت مسلمين و برائت از مشركين و نفرت از «انداد الله» و اصنام جاهليت هست، مى‏توان يافت. او زنده است، تا اسلام ناب محمّدى زنده است؛ و او زنده است، تا پرچم عظمت اسلام و وحدت مسلمين و نفرت از ظالمين برافراشته است.

    آيا تضعيف اسلام و مسلمين، ايجاد تفرقه، مقابله با انقلاب اسلامى و تبرّى از اولياى خدا و تهمت و بهتان به آن‏ها و افكار آيات خدا- و لو سياسى هم باشد اشكالى ندارد؛ ولى حمايت از مظلومان و برائت از مشركان و همنوايى با محرومان و ستم‏ديدگان و اعتراض به تسلط امريكا و اسرائيل بر كشورهاى اسلامى و مخالفت با غارتگرى كمپانيهاى خارجى و محكوم كردن خيانت رؤسا و سلاطين مسلمان‏نام و حمايت از مبارزات مسلمانان واقعى و امثال آن جرم است؟! اينجاست كه سخن امام فقيد ما، آن داعى إلى اللّه و فانى فی الله آشكار مى‏شود كه اسلام را به اسلام ناب محمّدى (ص) و اسلام امريكايى تقسيم مى‏كرد. اسلام ناب محمّدى، اسلام عدل و قسط است؛ اسلام عزت و اسلام حمايت از ضعفا و پابرهنگان و محرومان است؛ اسلام دفاع از حقوق مظلومان و مستضعفان است؛ اسلام جهاد با دشمنان و سازش‏ناپذيرى با زورگويان و فتنه‏گران است؛ اسلام اخلاق و فضيلت و معنويت است.

    آرى، اين اسلام امريكايى است كه مردم را به دورى از سياست و فهم و بحث و عمل سياسى مى‏خواند؛ ولى اسلام ناب محمّدى، سياست را بخشى از دين و غير قابل جدايى از آن مى‏داند و همه‏ى مسلمين را به درك و عمل سياسى دعوت مى‏كند؛ و اين چيزى است كه ملتهاى مسلمان بايد همواره از امام فقيد خود و زبان گوياى اسلام به ياد داشته باشند

    نزديك به چهل روز است كه امت اسلام در سوگ امام و مراد و مقتداى خود در التهاب و سوز و خروش است. نزديك چهل روز است كه امام خمينى، آن بنده‏ى مطيع خدا، آن دشمن آشتى‏ناپذير مستكبران، آن طرف‏دار و خدمتگزار مستضعفان و محرومان و مظلومان، آن برافرازنده‏ى پرچم اسلام ناب محمّدى و افشاگر اسلام امريكايى، آن فريادرس مسلمانان جهان، آن مجمع خصال والاى اسلامى و آن مسلمان كامل، در ميان ما نيست. او به ملكوت اعلى پيوست و ملت انقلابى ايران و ديگر فرزندانش در سراسر جهان را داغ‏دار و ماتم‏زده كرد؛ اما طنين صداى او كه نداى حق و عدل بود، در دلهاى امتش و در فضاى جهان هست و خواهد بود. او نمرده است و نخواهد مرد. براى او كه راهرو راه پيامبران بود- همچون خود پيامبران- مرگ جسم به معناى مرگ شخصيت نيست.

    اسلامى كه پيام پيامبر اسلام (ص) را با خود همراه داشته باشد، حتماً دشمنى ابو جهل و ابو لهب را برخواهد انگيخت. اگر شما در جايى ديديد ابوجهل‏ها و ابولهب‏ها و بقيه‏ى صناديد كفر جهانى، در مقابل پيام اسلام بى‏تفاوتند، بدانيد اين اسلام، اسلام صدر اسلام و پيامبر اكرم (ص) نيست و روح و تپش حقيقى اسلام در آن مشاهده نمى‏شود. آن اسلامى كه صناديد زر و زور و اقطاب قدرت جاهلى و طاغوتى را در دنيا مى‏ترساند، اسلام ناب محمّدى (ص) است.

    از آنجا كه انقلاب اسلامى ايران بر پايه‏ى شريعت اسلام ناب محمّدى (ص) استوار شده است، نمى‏تواند به مرز و مليت و قوميت خاصى محدود باشد. مسئله اين نيست كه ملت ايران يا مسئولان اين كشور بخواهند با روشهاى معمول دنيا، انقلاب را به جايى و براى كسى صادر كنند؛ بلكه موضوع اين است كه وقتى تفكر و درك اسلامى و الهى و بينش نوين براى جمعى از مسلمين مطرح مى‏شود، به‏طور طبيعى همه‏ى فضاى عالم اسلام بنا بر ظرفيت و موقعيت خود، از آن بينش و درك استفاده خواهند كرد.

    از خداى متعال، تفضل و امداد ربوبى را براى تحمل بار مسئوليت و حركت در راه اهداف عاليه مسئلت مى‏نمايم. اكنون كه بحمد اللّه با فداكاريهاى ملت بزرگ ايران، پرچم اسلام برافراشته و پيام قرآن در جهان مطرح شده است، بزرگترين وظيفه آن است كه به شكرانه‏ى اين نعمت عظما، هدف اصلى- يعنى تحكيم پايه‏هاى اسلام ناب محمّدى و تحقق شريعت در نظام زندگى- را بيش از پيش ارج نهاده، هيچ فرصت و امكانى را براى وصول آن از دست ندهيم. اميد است توفيقات الهى شامل حال همه‏ى رهروان اين راه باشد.

    اميدوارم خداى متعال توفيق دهد، تا بتوانيم در همين خط صحيح و درستى كه به اعتقاد ما همه‏ى آرمان‏هاى انقلاب: رفع محروميت و فقر، كمك به مستضعفان، زنده كردن و احياى ارزشهاى اصيل اسلام ناب و ... با تداوم اين خط تأمين مى‏شود، حركت كنيم و إن شاء اللّه با تقويت و ترويج و توسعه‏ى آن، به طرف اهداف مقدسمان پيش برويم.
    نمودار
    مقالات مرتبط
    آخرین مقالات
    پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی