شایسته‌سالاری - تعداد فیش : 20 ، تعداد مقاله : 2
    1390/07/24
    1390/03/14
    1387/09/27
    1385/06/06
    1384/07/17
    1384/02/17
    1383/05/22
    1383/03/06
    1382/11/24
    1382/11/21
    1382/09/25
    1382/08/08
    1381/04/26
    1380/06/15
    1379/11/25
    1377/06/12
    1377/02/07
    1374/12/01
    1371/03/30
    1369/05/07

    تغيير هم بايد متكى به اصول باشد. همين نگاهِ دوباره و نوسازى و بازسازى هم بايستى ناظر به اصول باشد؛ برگرفته و برخاسته‌ى از اصول اسلامى باشد. مثلاً فرض بفرمائيد شايسته‌سالارى. احساس بشود كه شايسته‌سالارى، به اين شكل، بهتر تحقق پيدا ميكند؛ يا عدالت، به اين شكل، بهتر تحقق پيدا ميكند.
    در زمينه‌ى شايسته‌سالارى، من باز اين حديث را از پيغمبر اكرم براى شما بخوانم. در فتح مكه، پيغمبر يك جوان نوزده ساله را گذاشتند حاكم مكه. پيغمبر مكه را كه فتح كردند، لازم بود حاكم يا فرماندارى آنجا بگذارند. اين همه پيرمردها و بزرگان بودند، اما پيغمبر يك جوان نوزده ساله را منصوب كرد. بعضى‌ها اشكال كردند كه آقا اين سنش كم است، چرا او را گذاشتيد؟ طبق اين روايت، پيغمبر فرمود: «لا يحتجّ محتجّ منكم فى مخالفته بصغر سنّه»؛ كسانى كه با انتصاب اين شخص براى فرماندارى مكه مخالفند، استدلالشان را اين قرار ندهند كه چون سنش كم است، جوان است؛ اين استدلال، استدلال درستى نيست. يعنى اگر استدلال ديگرى داريد، خيلى خوب، بيائيد بگوئيد؛ اما كم بودن سن، جوان بودن، استدلال درستى نيست. «فليس الاكبر هو الافضل بل الافضل هو الاكبر»؛ آن كسى كه بزرگتر است، لزوماً برتر نيست؛ بلكه آن كسى كه برتر است، در واقع بزرگتر است. افضل، يعنى شايسته‌تر. اين شايسته‌سالارى است؛ خب، اينها بايد رعايت شود. در همه‌ى نظامات جمهورى اسلامى، در قوه‌ى مجريه، در قوه‌ى مقننه، در قوه‌ى قضائيه، در نيروهاى مسلح، در نهادهاى گوناگون، اين اصل شايسته‌سالارى بايد رعايت شود. شايسته‌گزينى؛ گزينش بايد بر طبق معيارها و صلاحيتها باشد، نه بر طبق اميال و چيزهاى شخصى. اين در اسلام خودش يك اصل است. تمام اين تغييرها و تبديلهائى كه در اسلام وجود دارد، بر اساس اين است.

    آفت مسئوليت در يك نظامى كه متكى به آراء مردم و متكى به ايمان مردم است، اين است كه مسئولين به فكر رفاه شخصى بيفتند؛ به فكر جمع‌آورى براى خودشان بيفتند؛ در هوس زندگى اشرافيگرى، به اين در و آن در بزنند؛ اين آفت بسيار بزرگى است. امام خودش از اين آفت بكلى بركنار ماند و مسئولين كشور را هم بارها توصيه ميكرد كه به كاخ‌نشينى و به اشرافيگرى تمايل پيدا نكنند، سرگرم مال‌اندوزى نشوند، با مردم ارتباط نزديك داشته باشند. ماها كه آن روز جزو مسئولين بوديم، امام دوست ميداشت كه با مردم ارتباط داشته باشيم، مأنوس باشيم؛ اصرار داشت كه خدمات به اقصى‌ نقاط كشور برده شود؛ مردم نقاط دور، از خدمات عمومى كشور بهره‌مند شوند. اينها ناظر به آن بُعد عدالت امام بزرگوار بود. امام اصرار داشت كه مسئولين از ميان مردم انتخاب شوند، از خود مردم باشند، وابستگى‌ها ملاك قبول مسئوليتها نباشد. وابستگى به شخصيتها، به فاميلها، بلاى هزار فاميلى كه در دوران قاجار و دوران پهلوى بر سر اين كشور آمد، امام بزرگوار ما را نسبت به اين قضيه حساس كرده بود. گاهى در مقام تعريف از يك مسئولى ميگفتند: اين از دل مردم برخاسته است. ملاك را اين ميدانستند. از نظر امام بزرگوار، تكيه‌ى به ثروت و تكيه‌ى به قدرت براى گرفتن مسئوليت، جزو خطرهاى بزرگ براى كشور و براى انقلاب بود. خب، اينها ابعاد خط امام است.

    نگاه كنيم به دنياى اسلام و حكومتهاى اسلامى و به سطح عالم و مديريت‌هاى سياسى در دنيا و ببينيد فاصله چقدر است بين آنچه كه اسلام به بشريت ارائه كرد و آنچه امروز در واقعيت‌ها وجود دارد. ضربه‌اى كه بشريت می‌خورد، بخش عمده‌اى از اين ناحيه است. اسلام براى سعادت بشريت مديريتى از نوع مديريت اميرالمؤمنين را لازم می‌داند، كه البته اميرالمؤمنين در اين قسمت شاگرد و پيرو پيغمبر است. خود اميرالمؤمنين وقتى درباره‌ى زهد او سخن گفته شد، گفت زهد من كجا و زهد پيغمبر! در مجاهدت، در صبر و در همه‌ى اين مراتب، اميرالمؤمنين شاگرد برجسته و ارشد پيامبر خداست. و اين چنين كسى است كه شايسته است. همه‌ى ما بايد اين را به عنوان الگو در نظر بگيريم؛ نه فقط براى كشور خودمان، براى دنياى اسلام؛ داعيه اين است، توقع اين است.

    «شايسته‏سالارى»، «نظارت بر عملكرد زيرمجموعه» و «تلاش بى‏وقفه براى اين خدمات»، كه انصافاً اين مورد در اين دولت برجسته است. اين تلاش بى‏وقفه را حقيقتاً همه شاهدند و ما هم شاهديم. اين حركت پُرتلاشى كه همه‏ى دولت - بخصوص شخص آقاى رئيس‏جمهور - نشان ميدهند، خيلى باارزش است. «قانون‏گرايى»، «شجاعت و قاطعيت در بيان و اعمال آنچه كه حق است.

    يك جمله‌ى ديگر از اين نامه‌ى مبارك اين است: «ثم انظر فى امور عمالك»؛ كارها و امور كارگزاران خودت را مورد توجه قرار بده. اول، انتخاب كارگزاران است؛ «فاستعملهم اختبارا»؛ با آزمايش آنها را انتخاب كن؛ يعنى نگاه كن ببين چه كسى شايسته‌تر است. همين شايسته‌سالارى‌يى كه امروز بر زبان ماها تكرار مى‌شود، به معناى واقعى كلمه بايد مورد توجه باشد. اميرالمؤمنين (عليه‌السلام) هم در اين‌جا به آن سفارش مى‌كنند. «و لا تولهم محاباة و اثرة»؛ نه از روى دوستى و رفاقت كسى را انتخاب كن، كه ملاكها را در او رعايت نكنى - فقط چون رفيق ماست، انتخابش مى‌كنيم - نه از روى استبداد و خودكامگى؛ انسان بگويد مى‌خواهم اين فرد باشد؛ بدون اين‌كه ملاك و معيارى را رعايت كند يا با اهل فكر و نظر مشورت كند.

    جمهورى اسلامى، يعنى نظامى كه در آن، دربار حكومت طاغوت نيست؛ دخالت بيگانه نيست؛ دخالت خان و خان‌زدگى نيست؛ حكومت مردم و شايستگان است. در جمهورى اسلامى، رسيدن به مقامات مؤثر در سلسله مراتب حكومتى، تابع صلاحيت‌هاست. هر كه صلاحيت دارد، بايد در ميدان‌هاى فعاليت و تلاش و مسؤوليت جلو برود؛ از هر نقطه‌ى كشور و از هر قشر اجتماعى باشد؛ و همه‌ى اينها با هدايت اسلام و الهام‌گيرى از متون الهى و قرآنى صورت مى‌پذيرد. اين، معناى نظام جمهورى اسلامى است. فاصله انداختن بين فقير و غنى، بين اشراف و غيراشراف، و امتياز دادن به يك قشر خاص، با نظام جمهورى اسلامى سازگار نيست. هر بخشى از نظام جمهورى اسلامى در هر نقطه‌يى از نقاط اگر به يكى از اين آفت‌ها مبتلا شود، از صراط مستقيم جمهورى اسلامى و نظام اسلامى خارج شده و بايد اصلاح شود.

    توصيه‌هاى اين‌جانب همان است كه در حكم پيشين آمده و بر آن تاكيد مى‌ورزم ثبات تشكيلات،زمانبندى و اجرايى كردن برنامه تدوين شده، پرورش عناصر كارآمد و مؤمن، سپردن سررشته‌هاى اساسى به افراد شايسته و كاردان، اهتمام به مبارزه با فساد، بهره‌گيرى از نظر و مشورت نخبگان قضايى، افزايش تعامل با ديگر قوا، اولويتهاى قوه قضائيه در اين دوره است.

    استقلال نمايندگان و شخصيت متين و استوار آنان، مورد انتظار همه‌ى موكلان است. هيچ تطميع و تهديدى نبايد نماينده را تحت تأثير بگيرد و او را از شأن و وظيفه‌ى نمايندگى باز دارد. شايسته گزينى و ارزشگرائى و شجاعت، معيار درست براى قول و فعل نمايندگان است.

    جهت دوم اهميت انتخابات مجلس اين است كه شما با انتخاب نماينده‌ى مجلس، در واقع سرنوشت كشور را در چهار سال آينده رقم مى‌زنيد. انتخابات مجلس مظهر دخالت مردم در سرنوشت خود و كشورشان است؛ چون مجلس مركز قانونگذارى است. قانون يعنى جاده‌اى كه باز مى‌شود تا مسؤولان اجرايى از آن جاده حركت كنند و با تلاش خود گوشه و كنار و زواياى كشور را آباد و اصلاح كنند. اين جاده بازكنى به عهده‌ى قانون است و قانون را هم نماينده‌ى شما در مجلس وضع مى‌كند؛ بنابراين مجلس خيلى مهم است. علاوه بر اين، طبق قانون اساسى ما، مجلس ناظر بر دولت است. اگر دولت در جايى بد و يا كج حركت كند، پا در راه نادرستى بگذارد و خداى نكرده سوءاستفاده‌اى بشود و فسادى به‌وجود آيد، مركزى كه مى‌تواند جلو فساد و انحراف را بگيرد، مجلس است؛ ببينيد چقدر مهم است! اين مجلس با آراء مردم تشكيل مى‌شود. هرچه آراء بيشتر باشد، مجلس قويتر خواهد شد. شما وقتى كسى را صالح و شايسته دانستيد و او را به مجلس فرستاديد، توانسته‌ايد بخشى از توان خود را در ساختن و پيشرفت آينده به‌كار بگيريد؛ اهميت مجلس از اين‌جاست

    وقتى دولت مسؤول كارى مى‌شود، اداره‌ى اين مجموعه را بايد به كسانى واگذار كند كه حقيقتا شايسته باشند. البته بايد سعى شود كه اين مركز در دستگاههاى ادارى حل نشود و دستگاهى در كنار دستگاههاى ديگر و با مشكلات برخى از آنها به‌وجود نيايد؛ بخصوص رگه‌هاى سياسى و سياسى‌كارى و سياست‌بازى اصلا نبايد در اين مجموعه‌كارها بيايد و من به شما تأكيد مى‌كنم مراقب باشيد كه در آن منطقه‌اى كه كار علمى هست، اصلا رگه‌ى مسائل سياسى وارد نشود. معناى اين حرف اين نيست كه يك نخبه‌ى علمى نبايد سياسى باشد؛ چرا، ما معتقديم كه مردان خدا و مردان معنوى هم بايد سياسى باشند و در ميدان سياست فعاليت كنند؛ اما اين بدان معنا نيست كه انسان در آن جمع علمى، پژوهشى، صنعتى و كارى - هر نوع كارى - گرايشها و رغبتها و تمايلات سياسى را تأثيرگذار و تعيين كننده قرار دهد؛ اين قطعا كار را خراب مى‌كند.

    كسانى كه راه را عوضى بروند و عدالت را نديده بگيرند، اشتباه مى‌كنند. كسانى كه معنويت را نديده بگيرند، اشتباه مى‌كنند. كسانى كه شايسته‌سالارى را نديده بگيرند، اشتباه مى‌كنند. كسانى كه مردمى بودن مسؤولان را فراموش كنند، اشتباه مى‌كنند. راه از اين جهت دشوار است و حركت در اين راه از اين جهت با موانع بزرگ مواجه است كه در آن بايد همه‌ى اين معيارها رعايت شود

    همه‌ى اين كارها فقط احتياج به پول و استعداد ندارد، بلكه احتياج به مديريت شايسته دارد كه اين برمى‌گردد به بخشهاى مديريتى دانشگاه؛ چه رؤساى دانشگاهها و دانشكده‌ها و مراكز تحقيقاتى، چه مديران دستگاههاى دولتى كه مربوط به علمند؛ مثل وزارتخانه‌هاى علوم، بهداشت و آموزش و پرورش. اينها وظايف سنگينى دارند. چون ظاهرا وزراى محترم اين‌جا تشريف دارند، اين نكته را بگويم كه آنها بشنوند و دنبال كنند: كسانى كه در وزارتخانه‌ها و دانشگاهها مسؤوليت مديريتى دارند، با تشخيص درست و اهميت دادن به موضوع، مى‌توانند نقشى بسيار مهم و تعيين كننده در اين هدفى كه مورد علاقه‌ى همه‌ى ماست، ايفا كنند.

    اساس اصلاحات اين است كه ما با فقر و فساد و تبعيض مبارزه كنيم. هر اصلاحاتى - اگر واقعا اصلاحات باشد - بر محور اين مى‌چرخد. بدترين فسادها در جامعه، رواج فقر و افزايش شكاف بين فقير و غنى است. بدترين فسادها در جامعه اين است كه كسانى دچار فساد مالى و اقتصادى شوند و از بيت‌المال مردم براى منافع شخصى و پركردن جيب خود تغذيه كنند. بزرگترين فسادها اين است كه در اجرا و اعمال قانون در جامعه تبعيض باشد و به شايستگيها و صلاحيتها و قابليتهاى افراد توجه نشود. همان فقر و فساد و تبعيضى كه بارها عرض كرده‌ايم، مردم تأييد كردند كه مبارزه‌ى با اينها، همان اصلاحات واقعى است. اين را مردم مى‌خواهند؛ اما امريكاييها اين را نمى‌خواهند؛ رئيس جمهور امريكا به هيچ وجه چنين چيزى را در داخل كشور نمى‌خواهد

    از اول انقلاب تا امروز، بسيار طبيعى بود كه همه‌ى امكانات مخرب و بازدارنده‌ى خودشان را سر اين نظام بريزند؛ براى اين‌كه يا آن را از ميدان خارج كنند، يا مانع از پيشرفت آن شوند، يا در آن نفوذ كنند. اين كارها و تلاشها را كرده‌اند و در همه‌ى موارد هم ناموفق بوده‌اند. البته اين به معناى آن نيست كه نظام اسلامى ما چنان كه بايد و شايد - طبق انتظارى كه از يك نظام اسلامى هست - پيش رفته؛ نه، اين اشكالات بر مجموعه‌ى كسانى كه در نظام دست‌اندركارند - بخصوص كسانى كه داعيه‌ى دين و معنويت و روحانيت دارند - وارد است. واقعا اشكالاتى كه ذكر مى‌شود، در رفتارهاى شخصى ما، در ممشاى ما و در زمينه‌هاى گوناگون، همه وارد است. اگر اين اشكالات نبود، امروز جلوه‌ى نظام و موفقيتهايش در زمينه‌هاى مختلف، بيش از اين بود. با اين همه، اصالت نظام اسلامى و تأثير احكام نورانى اسلام طورى است كه به همان اندازه‌اى كه خداى متعال توفيق داده است و مسؤولان اين نظام توانسته‌اند عمل و حركت كنند و مردم هم در هر زمينه‌اى كه ما وارد شده‌ايم، با ايمان و رغبت، اين مشى اسلامى را دنبال كرده‌اند، توفيقات بزرگى نصيب ما شده است. ما بايد توفيقات عظيمى را كه اين نظام به دست آورده است، ببينيم؛ نظامى مستقل، نظامى متكى به احكام نورانى اسلام، نظامى مبتنى بر شايسته‌سالارى حقيقى، نظامى كه در آن مردم احساس ديندارى مى‌كنند. آينده به‌گونه‌اى است كه ان‌شاءالله تحقق كامل احكام اسلامى بايد در آن خودش را نشان دهد. همه، مسؤوليتهاى بزرگى را بر عهده داريم.

    من گاهى در سفرهايى كه به استانها مى‌كنم، مى‌بينم بعضى از استانداران و مسؤولان، برنامه‌هاى بسيار خوبى دارند و تلاشهاى بسيار خوبى در بخشهاى استانى مى‌كنند. در داخل دولت و رده‌هاى بالاى دولت هم تلاشهاى فراوانى وجود دارد. اگر با روشن‌بينى‌اى كه موجب مى‌شود هر كارى بموقع انجام گيرد و در آن تأخير نشود و با پيگيرى و به كار گرفتن عناصر شايسته و مناسب، بسيارى از كارها دنبال گردد، مى‌توانند مشكلات اقتصادى مردم را هم حل كنند. مسأله‌ى ايجاد اشتغال و مبارزه با فسادهايى كه در گوشه و كنار وجود دارد، امورى است كه همه از عهده‌ى مسؤولان نظام برمى‌آيد و مى‌توانند اين كار را انجام دهند. همه‌ى ما بايد به خداى متعال توكل كنيم و از او كمك بخواهيم و به هدايت او اميدوار باشيم و وارد ميدان كار شويم. هيچ كس نبايد به خود اجازه دهد كه از نيرو و توانش چيزى كم بگذارد. همه‌ى تلاش و نيرو را بايد گذاشت.

    شما بدانيد، من نيّتم اين است كه بهترين آدمها را در رأس مسؤوليتها ببينم و بگمارم؛ در اين شكّى نداشته باشيد. در اين زمينه‌هايى هم كه حالا مواردى را ذكر كرديد و من نام و مسؤوليت آنها را نخواندم، سعى كرده‌ام بهترينها را انتخاب كنم. البته گزينش سخت است. آدمْ كنار كه نشسته، عيبها را مى‌بيند. احياناً بعضى انگيزه‌ها ممكن است دخالت كند و آدم عيبى را بزرگتر از آنچه كه هست، ببيند؛ محسّنات را نبيند و مقايسه‌ى بين آدمهاى مختلف برايش ميسّر نباشد. اين كار خيلى سختى است. ما سعيمان اين است كه از آدمهاى خوب و توانا استفاده كنيم. البته بعضيها را در جاهايى مى‌گماريم، اما بعد از مدّتى احساس مى‌كنيم كه مناسب آن‌جاها نيستند؛ طبيعتاً آنها را برمى‌داريم؛ از اين كارها هم بلديم. اين‌طور نيست كه هميشه نصب باشد؛ گاهى هم عزل است. منتها عزل هم دوگونه است: گاهى از روى خشم و ناراحتى است؛ گاهى نه، از روى مصلحت‌انديشى است. اينها هم وجود دارد.

    از اوايل انقلاب، در كارهايى كه در اختيار من بوده، به جوانان مسؤوليت مى‌دادم؛ هم در نيروهاى مسلّح، هم در كارهاى دولتى، هم در دوران رياست جمهورى. تجربه‌ى من اين است كه اگر ما به جوان اعتماد كنيم - آن جوانى كه شايسته دانستيم به او مسؤوليت بدهيم و صلاحيتش را داشت؛ نه هر جوانى و هر مسؤوليتى - از غير جوان، هم بهتر و مسؤولانه‌تر كار را انجام مى‌دهد؛ هم سريعتر پيش مى‌برد، هم كار را تازه‌تر و همراه با ابتكار بيشترى به ما تحويل خواهد داد؛ يعنى روند پيشرفت در كار حفظ مى‌شود. برخلاف غير جوان كه ممكن است كار را بالفعل خوب انجام دهد، اما روند پيشرفت در آن متوقّف خواهد شد. غالباً اين‌گونه است.آن زمان كه ما در شوراى انقلاب بوديم، نسبت به همين موضوع، به ما و دوستان ديگرى كه در آن شورا بوديم، اعتراض مى‌شد. افراد مسنّى - عمدتاً شصت ساله، هفتاد ساله، هفتادوپنج ساله - هم در آن شورا بودند، كه خيلى عقيده به جوانان نداشتند و مى‌گفتند چرا شما به جوانان رو مى‌دهيد و اينها را بى‌خود وارد كارهاى عمده مى‌كنيد؟! اينها دوست نمى‌داشتند كه به جوانان خيلى ميدان داده شود. البته دوست مى‌داشتند كه جوانان از آنها اطاعت كنند و دنبالشان راه بروند! مى‌گفتند آنها جوانند، ما پيريم؛ بايد دنبال ما بيايند. خيلى حاضر نبودند به جوانان اعتماد كنند؛ ولى ما اعتماد مى‌كرديم و جواب آنها را هم در واقع با تجربه‌ى عملى‌اى كه مى‌ديدند خوب كار انجام مى‌گيرد و پيشرفت مى‌كند، مى‌داديم و داده مى‌شد.

    ببينيد و بفهميد چه كسى را به مجلس مى‌فرستيد. آن كسى كه به عنوان وكيل اين ملتِ انقلابى و مؤمن و شجاع به مجلس مى‌رود، بايد انقلابى و مؤمن و شجاع باشد. اگر نگوييم شجاعترين و مؤمن‌ترين و انقلابى‌ترين؛ لااقل در سطح اين توده‌ى عظيم مردم كه اين گونه از خود درخشش نشان مى‌دهند، باشد.آن كسى كه اسلام را نمى‌پسندد و مقرّرات اسلامى را قبول نمى‌كند و براى خاطر دل بيگانگان و خوشامد ديگران، به انقلاب و ارزشهاى انقلابى اهانت مى‌كند و يا به خاطر ترس از ديگران، به جاى اين‌كه به ملت گرايش نشان دهد، به دشمن گرايش نشان مى‌دهد و آن كسى كه تقواى لازم را ندارد و اهل معنويّات نيست و اهل دنياست و فقط براى نام و نشان و استفاده‌ى شخصى، اين مسؤوليت را مى‌خواهد، او لايق و شايسته‌ى اين كار نيست.دنبال آدمهاى مؤمن و شجاع و انقلابى و كسانى كه بتوانند قدرت اين ملت را - كه در سايه‌ى ارزشهاى انقلابى است - حفظ كنند، باشيد. كسانى كه وقتى قوانينى مى‌گذارند و موضعى مى‌گيرند و نطقى مى‌كنند، همه در اين جهت باشد. اين طور آدمى، شايسته‌ى آن است كه به عنوان وكيل اين ملت، به مجلس شوراى اسلامى برود؛ آن كسى كه بفهمد امام چه مى‌گفت، چه مى‌خواست و چرا مى‌خروشيد.

    با مطرح كردن اميرالمؤمنين عليه‌الصلاةوالسلام و با نصب آن بزرگوار براى حكومت، معيارها و ارزشهاى حاكميت، معلوم شد. پيغمبر، در قضيه‌ى غدير، كسى را در مقابل چشم مسلمانان و ديدگان تاريخ قرار دادند كه از ارزشهاى اسلامى، به طور كامل برخوردار بودند. يك انسان مؤمن؛ داراى حد اعلاى تقوا و پرهيزكارى؛ فداكار در راه دين؛ بى‌رغبت نسبت به مطامع دنيوى؛ تجربه شده و امتحان داده در همه‌ى ميدانهاى اسلامى: ميدانهاى خطر؛ ميدانهاى علم و دانش؛ ميدان قضاوت و امثال اينها. يعنى با مطرح شدن اميرالمؤمنين عليه‌الصلاةوالسلام به عنوان حاكم و امام و ولى اسلامى، همه‌ى مسلمانان در طول تاريخ بايد بدانند كه حاكم اسلامى، بايد فردى در اين جهت، با اين قواره‌ها و نزديك به اين الگو و نمونه باشد. پس، در جوامع اسلامى، انسانهايى كه از آن ارزشها نصيبى ندارند؛ از فهم اسلامى، از عمل اسلامى، از جهاد اسلامى، از انفاق و گذشت، از تواضع و فروتنى در مقابل بندگان خدا و آن خصوصياتى كه اميرالمؤمنين عليه الصلاة و السلام داشتند، بهره‌اى نداشته باشند، شايسته‌ى حكومت كردن نيستند. پيغمبر، اين معيار را در اختيار مسلمانان گذاشتند. و اين، يك درس فراموش نشدنى است.

    در نظام جمهورى اسلامى، تكريم شأن انسان - كه يكى از ويژگيهاى اسلام است - ارزش دادن به انسان، رشد دادن انسان، انسان را در كار شايسته‌ى خودش به كار گرفتن و نيروهاى او را در خدمت اهداف متعالى جوشاندن، يكى ديگر از گرايشهاى اصولى است.
    نمودار
    مقالات مرتبط
    آخرین مقالات
    پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی