![]() 1389/07/29 نگاهی به بیانات حضرت امام خمینی(ره) درباره قم و حوزهطرح موضوع آخوند حكومتى از سوی دشمن به عنوان یك تاكتیك اين را كه « ديانت بايد از سياست جدا باشد و علمای اسلام در امور اجتماعی و سياسی دخالت نكنند » استعمارگران گفته و شايع كردهاند. اين را بیدينها میگويند. مگر زمان پيغمبر اكرم(ص) سياست از ديانت جدا بود؟ مگر در آن دوره، عدهای روحانی بودند و عده ديگر سياستمدار و زمامدار؟! مگر زمان خلفای حق يا ناحق، زمان خلافت حضرت امير(ع) سياست از ديانت جدا بود؟ دو دستگاه بود؟ اين حرفها را استعمارگران و عمال سياسی آنها درست كردهاند تا دين را از تصرف امور دنيا و ازتنظيم جامعه مسلمانان بركنار سازند و ضمناً علمای اسلام را از مردم و مبارزان راه آزادی و استقلال جدا كنند. در اين صورت میتوانند بر مردم مسلط شده و ثروتهای ما را غارت كنند. منظور آنها همين است. كتاب ولايت فقيه، متن، ص: 22 نقش و جايگاه شهر قم قم حرم اهل بيت است. قم مركز علم است. قم مركز تقواست.قم مركز شهادت و شهامت است.از قم، علم به همه جهان صادر شده است و مىشود و از قم شهامت به همه جا صادر مىشود. قم شهرى است كه در آن ايمان و علم و تقوا پرورش يافته. صحيفه امام، ج13، ص: 165 ضرورت حفظ روشهای سنتی اجتهاد اين مسأله نبايد فراموش شود كه به هيچ وجه از اركان محكم فقه و اصول رايج در حوزهها نبايد تخطى شود. البته در عين اينكه از اجتهاد «جواهرى» به صورتى محكم و استوار ترويج مىشود، از محاسن روشهاى جديد و علوم مورد احتياج حوزههاى اسلامى استفاده گردد. پيام [به شوراى مديريت حوزه علميه قم (حفظ اركان فقه و اصول در حوزهها)] صحيفه امام، ج21، ص: 380 ... در مورد دروس تحصيل و تحقيق حوزهها، اين جانب معتقد به فقه سنتى و اجتهاد جواهرى هستم و تخلف از آن را جايز نمىدانم. اجتهاد به همان سبك صحيح است ولى اين بدان معنا نيست كه فقه اسلام پويا نيست، زمان و مكان دو عنصر تعيينكننده در اجتهادند. مسئلهاى كه در قديم داراى حكمى بوده است به ظاهر همان مسأله در روابط حاكم بر سياست و اجتماع و اقتصاد يك نظام ممكن است حكم جديدى پيدا كند، بدان معنا كه با شناخت دقيق روابط اقتصادى و اجتماعى و سياسى همان موضوع اول كه از نظر ظاهر با قديم فرقى نكرده است، واقعاً موضوع جديدى شده است كه قهراً حكم جديدى مىطلبد. مجتهد بايد به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد. براى مردم و جوانان و حتى عوام هم قابل قبول نيست كه مرجع و مجتهدش بگويد من در مسائل سياسى اظهار نظر نمىكنم. آشنايى به روش برخورد با حيلهها و تزويرهاى فرهنگ حاكم بر جهان، داشتن بصيرت و ديد اقتصادى، اطلاع از كيفيت برخورد با اقتصاد حاكم بر جهان، شناخت سياستها و حتى سياسيون و فرمولهاى ديكتهشده آنان و درك موقعيت و نقاط قوّت و ضعف دو قطب سرمايه دارى و كمونيزم كه در حقيقت استراتژى حكومت بر جهان را ترسيم مىكنند، از ويژگيهاى يك مجتهد جامع است. يك مجتهد بايد زيركى و هوش و فراست هدايت يك جامعه بزرگ اسلامى و حتى غير اسلامى را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدى كه در خور شأن مجتهد است واقعاً مدير و مدبر باشد. حكومت در نظر مجتهد واقعى فلسفه عملى تمامى فقه در تمامى زواياى زندگى بشريت است، حكومت نشان دهنده جنبه عملى فقه در برخورد با تمامى معضلات اجتماعى و سياسى و نظامى و فرهنگى است، فقه، تئورى واقعى و كامل اداره انسان از گهواره تا گور است. هدف اساسى اين است كه ما چگونه مىخواهيم اصول محكم فقه را در عمل فرد و جامعه پياده كنيم و بتوانيم براى معضلات جواب داشته باشيم و همه ترس استكبار از همين مسأله است كه فقه و اجتهاد جنبه عينى و عملى پيدا كند و قدرت برخورد در مسلمانان به وجود آورد. صحيفه امام، ج21، ص: 289 وظيفه بودن حمايت از نظام برای روحانيون حجت بر روحانيون و بر خطبا و بر گويندگان، بر ائمه جماعت و همه قشرهاى روحانى از طرف خدا، تمام است. شما در زمان محمد رضا و رضا عذر داشتيد كه ما چه بكنيم؟ ما كه با دست خالى نمىتوانيم به جنگ مسلحانه اينها برويم. مردم هم كه به ما گوش نمىدهند كه ما حرف بزنيم. حرفها را هم نمىگذارند گفته بشود. اينها عذرهايى بود كه در آن وقت بود، لكن امروز اين عذر هست؟ پيش خدا پذيرفته است؟ امروز گويندگان، نويسندگان، علما، در هر جا كه هستند، پذيرفته است از آنها كه اين انقلاب اسلامى به اينجا كه رسيده، ديگر ما بيطرف باشيم، كنار برويم؟ در جنبش مشروطيت، همين علما در رأس بودند و اصل مشروطيت اساسش از نجف به دست علما و در ايران به دست علما شروع شد و پيش رفت؛ اين قدرى كه آنها مىخواستند كه مشروطه تحقق پيدا كند و قانون اساسى در كار باشد شد. ...امروز دشمنهاى انقلاب بيشتر از آن روز و دشمنهاى مشروطه بودند. امروز دو قدرت بسيار بزرگ در مقابل ايستاده است كه آن وقت از اينها اين قدرها خبرى نبود. امروز در مقابل اين نهضت، در مقابل اين انقلاب، تمام قدرتهاى بزرگ عالَم كه شامل همه قدرتهاى وابسته است- و ما قدرت وابستهاى كه وابستگى نداشته باشد، الآن در دنيا نداريم يا بسيار كم است- اينها همه در مقابل اين جنبش و اين انقلاب- انقلاب الهى- ايستادهاند تا اينكه از حركت اين و از موج اين جلوگيرى كنند و خودش [را] هم در همين جا خفه كنند. صحيفه امام، ج15، ص: 328 ![]() برگزیدهها آخرینها
|








