
تحول
در حوزههای علمیه (سخنان رهبر انقلاب در دیدار جمعى از
اساتید، فضلا، مبلّغان و پژوهشگران حوزههاى علمیه كشور-
8/9/86)
اگر امروز...
اگر امروز اركان حوزه یعنى مدیران، صاحبنظران، اساتید و
برجستگان همت كنند، درست فكر كنند و برنامهریزى كنند،
حوزه بیست سال دیگر از لحاظ سطح و عمق و عرض و طول و
توسعهى نفوس، از حالا بهمراتب بهتر خواهد بود. اگر حالا
پیشبینى نكنیم، نه؛ هیچ معلوم نیست حوزهى قمى در آینده
با همین عرض و طول فعلى هم وجود داشته باشد! بزرگانى،
محققانى، علماى خوبى، فقهایى، فلاسفهاى از حوزه گرفته
میشوند؛ مىروند- ننقصها من أطرافها- جاى اینها باید
شخصیتهایى رشد كنند؛ ببالند. جاى اینها را پر كنند و بیش
از آنچه كه آنها انجام دادند، انجام بدهند. اگر این كار
شد، این آیندهنگرى انجام گرفت، فردا خوب خواهد بود. اگر
این آیندهنگرى امروز در حوزهى قم انجام نگیرد و به وضع
موجود راضى باشیم- به همین كه حالا حوزه را یك جورى اداره
كنیم، اگر به این قناعت كنیم- فردا یا حوزهاى نداریم یا
حوزهاى رو به انحطاط خواهیم داشت!
ما مسؤول خواهیم بود!
باید این فكر را در حوزه نهادینه كنید. هم مدیران حوزه، هم
شوراى عالى حوزه، هم بزرگان حوزه، هم حضرات مراجع باید این
را بدانند و به این توجه كنند كه ما امروز باید به فكر
حوزهى قم یا اصفهان یا مشهد یا بقیهى شهرها در بیست یا
سى سال آینده باشیم. سى سال آینده یعنى چه؟ یعنى دنیایى كه
احتمالاً هیچ شباهتى با امروز ندارد! از لحاظ امكان
اثرگذارى، امكان تسخیر دلها، امكان تسخیر سرزمینها. بیست
سال قبل این فناورى اطلاعات وجود نداشت؛ چیزكى بود. امروز
ببینید چه خبر است! آن روز اى بسا صاحبان افكار گوناگون،
مكاتب گوناگون، نحلههاى منحرف، صاحبان اغراض فاسده
بتوانند خیلى آسان كلاسهاى درس دانشگاههاى شما را،
مدرسههاى شما را، فرزندان شما را در خانههایتان در مشت
بگیرند، در تصرف بگیرند؛ شما هم هیچ كار نتوانید بكنید!
فكر آنروز را حوزهى علمیه باید بكند. مسؤول، حوزهى
علمیه است. مسؤول دیندارى مردم، روحانیت است. روحانیت هم
مولود و ساختهى دست حوزهى علمیه است. با این نگاه
مسؤولیت را بسنجید؛ اینجوری مسؤولیت را توزین كنیم، تا
بفهمیم بر دوش ما، بار سنگینى كه هست، چیست. این یك نكته؛
مسئلهى آیندهنگرى.
تحول را مدیریت كنید!
آقایان و خواهران عزیز! تحول اجتنابناپذیر است. تحول،
طبیعت و سنت آفرینش الهى است؛ این را بارها من مطرح
كردهام، گفتهام. تحول رخ خواهد داد. حالا یك واحدى را،
یك موجودى را فرض كنیم كه تن به تحول ندهد؛ از یكى از دو
حال خارج نیست: یا خواهد مُرد یا منزوى خواهد شد! یا در
غوغاى اوضاعِ تحول یافته مجال زندگى پیدا نمیكند؛ زیر دست
و پا له میشود و از بین میرود؛ یا اگر زنده بماند، منزوى
خواهد شد... میشود از تحول دورى گزید، اما با انزوا! اگر
حوزه بخواهد از تحول بگریزد، منزوى خواهد شد؛ اگر نمیرد،
اگر زنده بماند! البته مایهى دین مانع مردن میشود، اما
منزوى خواهد شد؛ روزبهروز منزوىتر خواهد شد.
پس تحول حتمى است؛ البته دو طرف دارد: تحول در جهت صحیح و
درست، تحول در جهت باطل و غلط. ما باید مدیریت كنیم كه این
تحول در جهت درست انجام بگیرد. این وظیفهى مؤثرین در حوزه
است. مدیران حوزه، فضلاى حوزه، صاحبنظران حوزه باید
همتشان این باشد. از تحول نباید گریخت. شما بیان كردید: در
شیوهى آموزش، در شیوهى پژوهش، در شیوهى پذیرش، در كتاب
درسى؛ همهى اینها تحول میخواهد. نگویید ده سال پیش،
پانزده سال پیش لازم بود، این برنامه را نوشتیم. خیلى خوب،
آن برنامه مال ده سال پیش بود، ببینید شكل تكمیل یافتهى
این برنامه چیست؟ تحول یعنى این؛ یعنى بهروز بودن؛
بههنگام جلو رفتن؛ از حوادث عقب نماندن. البته حوزههاى
علمیه در زمان معاصر بهطور طبیعى كمى از زمان عقب
ماندند. البته از این جهت تقصیرى هم متوجه كسى نیست؛ چون
پیدایش انقلاب و سرعت تحولاتى كه ناشى از پیدایش این برق
عظیم در جامعه بود، همه چیز را عقب نگه داشت. روشنفكرى
جامعهى ما هم عقب است. دانشگاههاى ما هم از آنچه كه باید
باشند، عقباند. حوزهى علمیه هم عقب است؛ یعنى متناسب با
تحول جامعهى ما- تحول عظیمى كه پیدا شد و در همهى اطراف
خودش و در سطوح گوناگون و تا اعماق زیادى تأثیر گذاشت- از
این تحول عقبیم. حوزه یك مقدارى عقب است، لیكن میتواند با
سرعت لازم و با جدیت این را جبران كند.
حوزه مدرک مستقل بدهد!
بنده جزو كسانى هستم كه از اوایل بر روى مدرك مستقل
حوزهاى تكیه كردم؛ الان هم اصرار دارم. حوزه با اعتبار
خودش نه به اعتبار وزارت علوم- چون اعتبار حوزه عمیقتر،
ثابتتر و مهمتر از اعتبار هر وزارتى است- مدرك بدهد؛
حالا اسم مدرك را هر چه میخواهند بگذارند.
تغییر كتاب درسى لازم است؛ حتماً هم باید تغییر پیدا كند!
بنده در قم-
در یكى از سفرها؛ یكى از آقایان گفتند: ده سال پیش!- در
جلسهى فضلا بحث كتاب درسى و تغییرات كتاب درسى را مطرح
كردم، بلافاصله بازخوردش به من رسید؛ مخالفتها! البته این
مخالفتها از طرف من نادانسته هم نبود؛ میدانستم عدهاى
با این قضیه مخالفت میكنند. اما تغییر كتاب درسى لازم
است؛ حتماً هم باید تغییر پیدا كند؛ در این هیچ شكى
نیست... استدلال بسیار متینى است كه اگر قرار بود ما كتاب
درسى را عوض نكنیم، باید همان «معالم» را میخواندیم؛ دیگر
«قوانین» چرا نوشته شد؟ «رسائل» چرا نوشته شد؟ «فصول»
چرا نوشته شد؟ «كفایه» چرا نوشته شد؟ الان هم همین است؛
بایستى كتاب درسى تغییر كند. بایستى كارى كرد كه همِّ
طلبه، فهمیدن مطلب باشد، نه فهمیدن عبارت! هیچ هنرى نیست
در اینكه ما عبارت را جورى مغلق بگیریم- یا اگر تعمداً هم
مغلق نگیریم، بىمبالاتى كنیم كه عبارت مغلق شود- تا طلبه
مبالغى وقتش صرف این كار بشود. این چه هنرى است؟ آن طرف
قضیه، گفتیم باید تحول مدیریت شود. باید توجه شود كه
مایهى علمى رقیق نشود؛ سطح مطلب شیخ پایین نیاید؛ سطح
مطلب آخوند در اصول پایین نیاید. طلبه در خلأ دانایى نسبت
به این مبانى كه امروز در فقه و اصول ما عناصر مهم و
اثرگذارى هست، قرار نگیرد.
كلید همهى اقدامهاى مثبت سازمانیافته، مدیریت است!
شما دوستان پیشنهادهایى ارائه كردید:
اساسنامه نوشته شود، نظامنامه نوشته شود، چشمانداز نوشته
شود... همهاش هم خوب است، همهاش هم درست است؛ منتها هیچكدام
از اینها بدون یك مدیریت كارآمد امكانپذیر نیست. كلید
همهى اقدامهاى مثبت سازمان یافتهى قابل انتظارِ نتیجه
كه آدم بتواند نتیجه را از آنها انتظار ببرد، مدیریت است!
ما باید مدیریت را در حوزه تكمیل كنیم.
خوب، خوشبختانه در این سالهاى اخیر بحث شوراى عالى مدیریت
و بحث نهاد مدیریت در حوزه مورد قبول قرار گرفت و اقدام شد
و فوائد و بركاتش را هم دارید مىبینید.
اولاً: شوراى عالى باید به مسئلهى سیاستگذارى خیلى اهمیت
بدهد. مهمترین كار در مراحل اول و مراحل اصولى، سیاستگذارى
در حوزههاى علمیه است. این سیاستگذارى ابعاد گوناگونى
دارد. مگر ما نمیگوییم میخواهیم علم تولید بشود و پیشرفت
كند؟ خوب كدام علم؟ معناى پیشرفت علم فقه چیست؟ معناى
پیشرفت علم اصول مثلاً چیست؟ پیشرفت كند یعنى چه؟ سمت و
سوى این پیشرفت به سوى چیست؟ اینها همه سؤالهایى است كه
پاسخ لازم دارد. سیاستهایى كه در مركز شوراى عالى نهاده
میشود، به این سؤالها پاسخ میگوید.
دوم اینكه باید یك بدنهى كارشناسى بسیار قوى داشته
باشند. خوشبختانه ما در حوزه این بدنهى كارشناسى را
داریم. اینها یقیناً یك بدنهى كارشناسى خودكفا را تشكیل
میدهند. ما از جهت مسائل حوزهاى، هیچ احتیاجى به كس
دیگرى نداریم و میتوان از این فضلا استفاده كرد. البته
این بدنهى كارشناسى باید كار كنند، تلاش كنند. اینها یكى
از كارهایى است كه شوراى عالى میتواند انجام بدهد.
براى آیندهى حوزه علمیه، چشمانداز ترسیم کنید!
چشمانداز روشنى براى آیندهى حوزه علمیه باید ترسیم شود.
همانطور كه در مسائل كشور چشمانداز بیست ساله تدوین شد،
بیائید یك چشم انداز بیست ساله، ده ساله براى حوزه تشكیل
بدهید. این كارِ شوراى عالى حوزهى علمیه است.
یك هئیت برنامهریزِ آگاه از پیشرفتهاى برنامهریزى مدرن!
در زمینهى تشكیلات و سازماندهى حوزه- در كنار شوراىعالى-
مسئلهى نهاد مدیریت حوزه است كه بسیار مهم است. حتماً
باید یك شوراى برنامهریزى براى حوزه وجود داشته باشد. در
بیانات آقایان هم بود كه برنامهها گاهى ناهمخوانند.
در زمینهى برنامههاى مربوط به خواهران گفتند كه در سطوح
مختلف، برنامهها غیرمنعطف است. اینها كاملاً اشكالات
واردى است. چه كسى میتواند این اشكالات را برطرف كند؟ یك
هئیت برنامهریزِ واقف و آگاه از پیشرفتهاى برنامهریزى
مدرن!
ما آمارگیرى نداریم!
یكى از كارهایى كه در سازماندهى حوزه لازم است، آمارگیرى
است. ما از حوزه، آمار درستى نداریم. به طریق اولى،
آنوقت از مجموعهى روحانیت در كشور آمار درستى نداریم.
تعداد روحانیون در كشور، حدود تحصیلى اینها، میزان فضل
اینها، تواناییهاى تبلیغى اینها، تأثیرگذارى اینها در
محیطشان؛ اینها چیزهایى است كه اصلاً در آمارها و اطلاعات
ما منعكس نیست.
چرا كرسیهاى آزاداندیشى در قم تشكیل نمیشود؟
چه اشكالى دارد؟ حوزههاى علمیهى ما همیشه مركز و مهد
آزاداندیشىِ علمى بوده و هنوز كه هنوز است، ما افتخار
میكنیم و نظیرش را در حوزههاى درسىِ غیر حوزهى علمیه
نداریم كه شاگرد پاى درس به استاد اشكال كند، پرخاش كند و
استاد از او استشمام دشمنى و غرض و مرض نكند! طلبه آزادانه
اشكال میكند، هیچ ملاحظهى استاد را هم نمیكند. استاد هم
مطلقاً از این رنج نمیبرد و ناراحت نمیشود؛ این خیلى چیز
مهمى است.
هیئتهای علمى تشكیل دهید!
مسئلهى منزلت اجتماعى فضلا و اساتید هم جزو مشكلات ماست.
بعضى از دوستان پیشنهادى ارائه كردند كه من مطرح میكنم:
یک هیئت علمى در قم تشكیل شود؛ یعنى هیئتهاى علمى براى
سطوح مختلف، براى رشتههاى مختلف رسمیت پیدا كنند كه یك
نفرى به یك حدى كه رسید، از یك آزمونى كه عبور كرد، جزو
هیئت علمى قم بشود. |