98/ 12/ 9

صفحه اصلی

اخبار

بيانات

پيام‌ها و نامه‌ها

احکام واستفتائات

دروس

دیدگاه‌ها

آثار و کتب

خاطرات و حکايات

صوت و تصوير

ویژه نامه

زندگی نامه

امام خمينی

» جستجوی پيشرفته

 

الف - شخصيت ممتاز حضرت امام خمينی(ره)
ب - خصوصيات و ويژگی‌های راه حضرت امام خمينی(ره)
ج - نتايج و برکات حرکت و راه حضرت امام خمينی(ره)
د - وظيفه ما در قبال راه و خط حضرت امام خمينی(ره)
ه : خاطرات

شخصيت ممتاز حضرت امام خمينی(ره)

شخصیت استثنایی و ممتاز
خصوصيات امام، استثنايى و ممتاز و بى‏نظير است و هرچه در ابعاد شخصيت ايشان تأمل كنيم، اين استثنا و امتياز را بهتر و بيشتر مى‏يابيم. حال كه اين داغ بزرگ، دلهاى ما را گداخته است و غم سنگينى قلبهاى ما را مى‏فشارد، خلأ وجود او را بيشتر احساس مى‏كنيم....

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نخست وزیر و هیئت وزیران 16/3/1368


محو در اراده‌ی الهی و تکلیف شرعی
شخصيت امام تا حد بسيار زيادى به اهميت و عظمت آرمانهاى او مربوط مى‏شد. او با همت بلندى كه داشت، هدفهاى بسيار عظيمى را انتخاب مى‏كرد. تصور اين هدفها، براى آدمهاى معمولى دشوار بود و مى‏پنداشتند آن هدفهاى والا، دست‏نيافتنى هستند؛ ليكن همت بلند و ايمان و توكل و خستگى‏ناپذيرى و استعدادهاى فراوان و تواناييهاى اعجاب‏انگيزى كه در وجود اين مرد بزرگ نهفته بود، به كار مى‏افتاد و در سمت هدفهاى مورد نظرش پيش مى‏رفت و ناگهان همه مى‏ديدند كه آن هدفها محقق شده‏اند.
نقطه‏ى اساسى كار او، اين بود كه در اراده‏ى الهى و تكليف شرعى محو مى‏شد. هيچ چيز برايش غير از انجام تكليف، مطرح نبود. واقعاً او مصداق ايمان و عمل صالح بود. ايمانش به استحكام كوهها مى‏مانست و عمل صالحش با خستگى‏ناپذيرىِ باورنكردنى توأم بود. آن‏چنان در تداوم عمل صبور و كوشا بود كه انسان را دچار حيرت مى‏كرد. به همين خاطر، هدفهاى بزرگ قابل وصول شد و دست يافتن به قله‏ها امكان‌پذير گرديد.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نخست وزیر و هیئت وزیران 16/3/1368


شخصیتی عظیم با جامع صفات
شخصيت عظيم رهبر كبير و امام عزيز ما، حقاً و انصافاً پس از پيامبران خدا و اولياى معصومين، با هيچ شخصيت ديگرى قابل مقايسه نبود. او وديعه‏ى خدا در دست ما، حجت خدا بر ما، و نشانه‏ى عظمت الهى بود. وقتى انسان او را مى‏ديد، عظمت بزرگان دين را باور مى‏كرد. ما نمى‏توانيم عظمت پيامبر(ص)، اميرالمؤمنين(ع)، سيّدالشّهداء(ع)، امام صادق(ع) و بقيه‏ى اوليا را حتّى درست تصور كنيم؛ ذهن ما كوچكتر از آن است كه بتواند عظمت شخصيت آن بزرگمردان را در خود بگنجاند و تصور كند؛ اما وقتى انسان مى‏ديد شخصيتى با عظمت امام عزيزمان و با آن همه ابعاد گوناگون: ايمان قوى، عقل كامل، داراى حكمت، هوشمندى، صبر و حلم و متانت، صدق و صفا، زهد و بى‏اعتنايى به زخارف دنيا، تقوا و ورع و خداترسى و عبوديت مخلصانه براى خدا، دست‏نيافتنى است، و مشاهده مى‏كرد كه همين شخصيت عظيم، چگونه در برابر آن خورشيدهاى فروزان آسمان ولايت، اظهار كوچكى و تواضع و خاكسارى مى‏كند و خودش را در مقابل آنها ذره‏يى به حساب مى‏آورد، آن‏وقت انسان مى‏فهميد كه پيامبران و اولياى معصومين(ع) چه‏قدر بزرگ بودند.

فرازی بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت گروهی از فرماندهان و اعضای سپاه 17/3/1368


فاتح فتح الفتوح
در پيامى به مناسبت يكى از فتوحات ارزنده‏ى شما در جبهه فرمودند: فتح‏الفتوح، عبارت از ساختن اين‏گونه انسانها و جوانهاست. در حقيقت، فاتح اين فتح‏الفتوح، خود او بود. او بود كه اين انسانها را ساخت. او بود كه اين فضا را مهيا كرد. او بود كه مسير را به وجود آورد. او بود كه ارزشهاى اسلامى را بعد از انزوا و خمول، دوباره احيا كرد. ميراث او، همين ارزشها و همين جمهورى اسلامى است. هر كدام از ما در هر مسؤوليتى كه هستيم، عشق و محبت وافرمان را به آن عزيز، بايد در حفظ و تداوم ارزشها و نظام جمهورى اسلامى مجسم كنيم.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت گروهی از فرماندهان و اعضای سپاه 17/3/1368


عبد صالح و نیایشگر گریان نیمه شب‌ها
شخصيتى آن‏چنان بزرگ بود كه در ميان بزرگان و رهبران جهان و تاريخ، به جز انبيا و اولياى معصومين(عليهم‏السّلام)، به دشوارى مى‏توان كسى را با اين ابعاد و اين خصوصيات تصور كرد.
آن بزرگوار، قوّت ايمان را با عمل صالح، و اراده‏ى پولادين را با همت بلند، و شجاعت اخلاقى را با حزم و حكمت، و صراحت لهجه و بيان را با صدق و متانت، و صفاى معنوى و روحانى را با هوشمندى و كياست، و تقوا و ورع را با سرعت و قاطعيت، و ابهت و صلابت رهبرى را با رقت و عطوفت و خلاصه بسى خصال نفيس و كمياب را كه مجموعه‏ى آن در قرنها و قرنها بندرت ممكن است در انسان بزرگى جمع شود، همه و همه را با هم داشت. الحق شخصيت آن عزيز يگانه، شخصيتى دست‏نيافتنى، و جايگاه والاى انسانى او، جايگاهى دور از تصور و اساطيرگونه بود.
او، رهبر و پدر و معلم و مراد و محبوب ملت ايران و اميد روشن همه‏ى مستضعفان جهان و بخصوص مسلمانان بود. او، عبد صالح و بنده‏ى خاضع خدا و نيايشگر گريان نيمه‏شبها و روح بزرگ زمان ما بود. او، الگوى كامل يك مسلمان و نمونه‏ى بارز يك رهبر اسلامى بود. او، به اسلام عزت بخشيد و پرچم قرآن را در جهان به اهتزاز درآورد. او، ملت ايران را از اسارت بيگانگان نجات داد و به آنان غرور و شخصيت و خودباورى بخشيد. و او، صلاى استقلال و آزادگى را در سراسر جهان سرداد و اميد را در دلهاى ملل تحت ستم جهان زنده كرد. و او، در عصرى كه همه‏ى دستهاى قدرتمند سياسى براى منزوى كردن دين و معنويت و ارزشهاى اخلاقى تلاش مى‏كردند، نظامى بر اساس دين و معنويت و ارزشهاى اخلاقى پديد آورد و دولت و سياستى اسلامى بنيان نهاد. و او، جمهورى اسلامى را ده سال در ميان طوفانهاى سهمگين و حوادث سرنوشت‏ساز، قدرتمندانه اداره و حراست و هدايت كرد و به نقطه‏يى مطمئن رسانيد. ده سال رهبرى او براى مردم و مديران ما، يادگارى فراموش‏نشدنى و ذخيره‏يى بس گرانبهاست.

فرازی از پیام به ملت شریف ایران در تجلیل از امام امّت 18/3/1368


شخصیت ممتاز
شخصيت امام(ره) با هيچكدام از رهبرهاى دنيا قابل مقايسه نيست؛ او را فقط با پيامبران و اوليا و معصومان(ع) مى‏توان مقايسه كرد. او شاگرد و دنباله‏روِ آنها بود و به همين خاطر نمى‏توان با رهبرهاى سياسى دنيا مقايسه‏اش كرد.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فرماندهان و اعضای کمیته‌های انقلاب اسلامی 18/3/1368


انسانی حکیم و حلیم و آینده‌نگر
امام(ره) انسانى بسيار عاقل، دورانديش، حكيم، آدم‏شناس، تيزبين، حليم، متين و آينده‏نگر بود؛ كه هركدام از اين صفات، كافى بود كه شخصى را در مرتبه‏يى والا جاى دهد و احترام همگان را جلب كند. متانت و بردبارى و حلم امام به‏گونه‏يى بود كه اگر صد نفر در مجلسى سخنانى مى‏گفتند كه او آنها را قبول نداشت، تا لازم نمى‏دانست، حرفى نمى‏زد و سكوت مى‏كرد؛ در صورتى كه اگر در حضور آدمهاى معمولى كلمه‏يى گفته شود كه برخلاف عقيده‏ى آنها باشد، طوفانى در روحشان به وجود مى‏آيد كه سريعاً پاسخ بدهند.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فرماندهان و اعضای کمیته‌های انقلاب اسلامی 8/3/1368


امیر بر هوی‌ها و خواهش‌ها
حقيقتاً براى انسان بزرگ و شخصيت بى‏نظيرى مثل امام عزيز و بزرگوارمان، جا دارد كه برگزيده‏ترين انسانها و هوشمندترين ذهنها و صافترين و پاكترين دلها و جانها، از احساس تعظيم و تكريم سرشار شوند. فرق است ميان شخصيتى كه به خاطر مقام و سمت ظاهريش مورد احترام و تجليل واقع مى‏شود، و كسى كه شخصيت و عظمت و عمق وجود و آراستگيهاى گوناگون او، هر انسان بزرگ و قوى و هوشمندى را به تعظيم و تجليل و ستايش و تكريم وادار مى‏كند. امام عزيز ما، از اين نوع انسانها بود.
امام(ره)، خصلتهاى گوناگونى داشت: بسيار خردمند و عاقل و متواضع و هوشيار و زيرك و بيدار و قاطع و رئوف و خويشتندار و متقى بود. نمى‏شد حقيقتى را در چشم او واژگونه جلوه داد. داراى اراده‏يى پولادين بود و هيچ مانعى نمى‏توانست او را از حركت باز دارد. انسانى بسيار دلرحم و رقيق بود؛ چه در هنگام مناجات با خدا كه از خود بى‏خود مى‏شد، و چه در هنگام برخورد با نقطه‏هايى از زندگى انسانها كه به‏طور طبيعى دلها را به عطوفت و رأفت وادار مى‏كند. انگيزه‏هاى نفسانى، جاذبه‏هاى مادّى، هوى‏ها و هوسها، نمى‏توانست به قله‏ى رفيع وجود باتقواى او دست‏اندازى كند. او امير هوى‏ها و خواهشهاى خود بود؛ ولى خواهشها بر او حكومت نمى‏كردند. صبور و بردبار بود و سخت‏ترين حوادث در اقيانوس عظيم وجود او، تلاطم ايجاد نمى‏كرد.
 
شخصیت درخشنده
من قادر نيستم خصلتهاى انسانى و والاى اين مرد بزرگ را كه مثل خورشيد در تاريخ ايران درخشيد، توصيف كنم. سالهاى متمادى خدمت امام بودم. از سال 37 با ايشان آشنا شدم و به درس او مى‏رفتم. در دوره‏هاى مختلف زندگى و در بحرانهايى كه پيش مى‏آمد، رفتار حساب‏شده‏ى آن مرد را ديده بودم. اين انسان استثنايى، اصلاً از نوع مردم زمان ما نبود. واقعاً نمى‏توانم خصلتها و خصوصيات اين مرد بزرگ را توصيف كنم.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نماینده‌ی امام در ارتش، وزیر دفاع و ... 18/3/1368


عابد و مخلص
نكته‏ى اصلى اين است كه اگر در مجموعه‏ى ذى‏قيمتى كه شخصيت معنوى امام(ره) را تشكيل داده بود، عنصر عبوديت و اخلاص وجود نمى‏داشت، او به اين موفقيتها نمى‏رسيد. بنابراين، كارهاى انجام شده، خيلى عظيمتر از آن است كه شخصيتى با همه‏ى آن خصوصيات منهاى ارتباط با خدا بتواند آن كارها را انجام دهد.
امام كه توانست اين حركت عظيم را در دنيا به وجود آورد، به خاطر آن بود كه با خدا ارتباط داشت و در اين راه ملاحظه‏ى هيچ چيزى را نمى‏كرد. امروز كه او در ميان ما نيست، سيل اعترافها و تعريفها سرازير شده است و همه‏ى دنيا به اقدام عظيم او كه اقيانوس انسانها را به حركت درآورد، معترفند. اين كار بزرگ، تنها در سايه‏ى قاطعيت و اراده و هوش و شجاعت و تيزبينى و آينده‏نگرى به وجود نيامد؛ اين خصلتها قادر نبودند اين طوفان عظيم را پيش آورند؛ عنصر اصلى، ارتباط با خدا و كمك خواستن از او بود كه نام امام(ره) و كار او را در تاريخ جاودانه كرد.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت جهادگران جهاد سازندگی 20/3/1368


شخصی ممتاز و جامع صفات
رهبر كبير عزيز و امام فقيد بزرگوار ما، چهره‏ى درخشانى در عالم بود و حقيقتاً مثل او را نه در اين زمان و نه در زمانهاى گذشته نداشتيم و در ميان چهره‏هاى معروف عالم - بعد از انبيا و اوليا(عليهم‏السّلام) - شخصيتى با اين عظمت و خصوصيات مثبت و جامع‏الابعاد و جامع‏الاطراف سراغ نداريم. من عقيده‏ى قاطع دارم كه اگر اين بزرگوار همه‏ى آن خصوصيات مثبت چون: علم و قاطعيت و هوش و شجاعت و اراده را دارا بود، ولى اخلاص و ارتباط با خدا و تنزه از شرك - به معناى تجنب از اهواى خود و ديگران - را نمى‏داشت، به اين توفيقات دست نمى‏يافت. اين توفيقات بزرگ در زمانى به وجود آمد كه تمام نشانه‏ها حكايت از انزواى دين و كهنه شدن و فرسوده شدن آن و روآمدن تفكرات و اخلاق و شيوه‏هاى مادّى و حاكميت هوسهاى
شيطانى و بشرى در دنيا داشت.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فقها و حقوقدانان شورای نگهبان 21/3/1368


راز موفقیت اخلاص و اتصال به خدا
به اعتقاد من، مهمترين و تعيين‏كننده‏ترين راز موفقيت او، همان اخلاص و توجه و اتصال به خدا بود. ايشان توانست معناى «ايّاك نستعين» را در عمل خود مجسم كند و به منبع لايزال قدرت الهى متصل شود. وقتى يك انسان كوچك و ضعيف و ظرف محدودى، خودش را به اقيانوس بى‏پايانى وصل مى‏كند، ديگر هيچ عاملى وجود ندارد كه بتواند بر او فايق آيد. اگر هر انسانى همين كار را بكند، همان‏گونه خواهد شد. البته انسانها به آسانى نمى‏توانند اين كار را بكنند؛ ولى ايشان توانست و كرد. ما بايد به قدر وسع خودمان تلاش كنيم. بزرگان در قله‏ها ايستادند، ما نيز از دامنه‏ها حركت كنيم و به آن سمت پيش برويم؛ هرچند به آن قله‏ها هم دست پيدا نكنيم؛ ولى به‏هرحال حركت و رفتن، فريضه و وظيفه‏ى همه‏ى ماست.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فقها و حقوقدانان شورای نگهبان 21/3/1368


عابد و مخلص
عامل موفقيت رهبر عظيم‏الشأن ما - آن امام استثنايى و بى‏نظير - اين بود كه توانست اقيانوس عظيمى را اين‏طور به حركت درآورد و ميليونها انسان را خدايى كند و راه اسلام را، راه زندگى قرار دهد و اسلامى را كه همه‏ى قدرتهاى دنيا عليه او بسيج شده بودند، عزيز كند و معنويت و ارزشهاى منزوى‏شده‏ى معنوى را دوباره احيا نمايد.
او چون مرد خدا بود و براى خود كار نمى‏كرد، خدا نيز بنده‏ى صالحش را هدايت كرد و به دل و ذهن او صفا و روشنى‏يى بخشيد، تا راه را پيدا كند. به او جرأت و شهامت داد، تا در مقابل دنيايى از دشمن بايستد؛ و با دل او انس گرفت، تا از روگردانى انسانها در روزگار غربت، وحشت نكند.
يك روزى امام ما مثل نوح و ابراهيم(عليهماالسّلام)، در غربت و تنهايى و اقليت بود؛ اما از تنهايى و تهديد نترسيد و خدا را از همه‏ى خلايق بزرگتر شمرد. برادران و خواهران! شما كه بندگان مؤمن خدا هستيد و به خاطر او قيام و حركت و اقدام كرديد و شعار داديد و تصميم گرفتيد جبهه را پُر كنيد و شهيد داديد و در راه خدا انفاق كرديد و تن‏هاى خود را به زحمت انداختيد، بدانيد كه راز اصلى اين است كه بايد با تكيه بر خدا، به دنبال اهداف الهى حركت كنيد.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت جمع کثیری از مردم استان همدان و ساری و ساوه 5/4/1368


امام ، علمدار اسلام ناب
امروز هم در دنيا اسلامى كه با ظلم و زورگويى درافتد و چپاولگرى و فساد را محكوم كند، وجود دارد. اين اسلام بايد در انتظار دشمنى ابرقدرتها و امريكا و صهيونيستها و كمپانيهاى غارتگر عالم و سلاطين فاسد و رؤساى مفسد امروز دنيا باشد.
روزى كه ما پشت سر امام عزيز و علمدار اسلام ناب، شعارهاى اسلام واقعى را مطرح مى‏كرديم، مى‏دانستيم كه دشمنها و قدرتها و ابرقدرتها در مقابل ما صف‏آرايى مى‏كنند. در صدر اسلام هم همين‏گونه بود. آن روزى كه يهوديها و منافقان و كفار و مشركان، اطراف مدينه‏ى پيامبر را محاصره كردند و جنگ احزاب و خندق را به وجود آوردند، مؤمنين واقعى گفتند: «هذا ما وعدنااللَّه و رسوله»؛ اين، چيز تازه‏يى نيست. خدا و رسولش به ما گفته بودند كه بدها و شريرها و فاسدها عليه شما همدست خواهند شد. بنابراين، آنها چون صدق وعده‏ى الهى را ديدند، ايمانشان قويتر شد.
هرجا كه اسلام واقعى آشكار شد، اگرچه قدرتهاى خبيث و پليد در مقابل آن صف‏آرايى كردند، اما انسانهاى پاك و دلهاى مطهر و روحهاى صاف و فطرتهاى پاك و ناآلوده، با همه‏ى توان و وجود از آن حمايت كردند. چرا ده ميليون انسان عزادار در ايام رحلت امام(ره) گرد پيكر مطهر آن بزرگوار جمع شدند و آن‏گونه بر سر و سينه‏ى خود مى‏زدند؟ چرا صدها ميليون مسلمان در سرتاسر عالم، به خاطر درگذشت يك انسان، اين‏طور عزادار و داغدار شدند؟ محبوبيت امام ما به خاطر چه بود؟ جواب، يك كلمه است: به خاطر اسلام. خود آن بزرگوار اين نكته را به ما ياد داد و خود او به ما فهماند و تأكيد كرد كه به خاطر اسلام، خدا دلها را متوجه انقلاب و رهبر و ملت ايران كرد.
آن چيزى كه به پاها و دلهاى شما قوّت داد، تا بتوانيد راههاى طولانى را طى كنيد و به اين‏جا بياييد، اسلام ناب و مدافع مظلوم و ناسازگار با ظالم بود. اين اسلام است كه دلها را جذب و جمع مى‏كند و نيرويى عظيم و شكست‏ناپذير به وجود مى‏آورد. راز اصلى همين نكته است، كه ما بايد آن را درست درك كنيم و هميشه به ياد داشته باشيم.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت روحانیون و مسئولان و مردم استانهای فارس، هرمزگان، شهرهای قزوی، تاکستان و .... 21/4/1368


دشمن شناسی، دوست شناسی
امام خصوصيات ممتاز فردى خيلى داشت؛ اما توفيقات او بالاتر از آن بود كه به خصوصيات فردى يك انسان - هرچه هم بالا - متكى باشد. شجاعت و آگاهى و عقل و تدبير و دورانديشى امام بسيار ممتاز بود - در اينها هيچ شكى نيست - اما توفيقاتى كه آن بزرگوار به دست آورد، خيلى بالاتر از اين است كه به شجاعت و عقل و تدبير و آينده‏نگرى زياد يك انسان متكى باشد.
آن توفيقها از جاى ديگر نشأت مى‏گرفت، كه در درجه‏ى اول از اخلاص او ناشى مى‏شد؛ «مخلصين له الدّين». مخلص خدا بود و كار را فقط براى او - ولاغير - انجام مى‏داد. لذا اگر همه‏ى دنيا هم در مقابل او قرار مى‏گرفتند و از او چيزى مى‏خواستند كه مورد رضاى خدا نبود، انجام نمى‏داد.
در درجه‏ى دوم، توكل و حسن ظن به خدا داشت. هيچ كارى در نظر او خارج از قدرت الهى نبود. كارهاى بزرگ، حركتهاى عظيم، كندن كوههاى راسخ و جبال راسيات براى او ميسور بود؛ چون عقيده داشت كه به خدا متكى است و خدا او را كمك مى‏كند؛ و چون به خدا توكل داشت، لذا با حسن ظن مى‏نگريست.
امام دو خصوصيت ديگر هم داشت، كه اين هم جز با نورانيت الهى ممكن نبود، و آن عبارت بود از: دشمن‏شناسى و دوست‏شناسى. در شناخت دشمنها و دوستها اشتباه نكرد. از اول دشمنها را شناخت و آنها را اعلام كرد و تا آخر هم در مقابلشان ايستاد، و نيز از اول دوستها را شناخت و آنها را اعلام كرد و تا آخر هم از دوستى آنها منتفع شد.

فرازی از خطبه‌های نماز جمعه 23/4/1368


ذات ممتاز و تربیت شده
مكرراً در طول اين چند سال فكر مى‏كردم و به ذهنم مى‏رسيد كه بخش مهمى از پيروزيهاى ما، ناشى از روحيات شخص امام(ره) است. يعنى آن بزرگوار، علاوه بر اين كه حقاً و انصافاً يك ذات ممتاز و تربيت شده و رياضت كشيده و روى خود كار كرده بود - همه‏ى كسانى كه از قديم ايشان را مى‏شناختند، اين نكته را تصديق مى‏كنند - اما احساس مى‏كرديم كه در همين دوران انقلاب هم، ايشان در درون خود متوقف نبودند و مثل اولياى خدا و وجود مقدس پيامبر و ائمه - كه دايماً در حال پيشرفت و تحول و تكامل بودند - سير پيشرفت و تكامل را طى مى‏كردند.
لحظه‏ى بعثت رسول‏اكرم(ص)، مثل لحظه‏ى رحلتشان نبود. در اين بيست‏وسه سال، ايشان خيلى پيشرفتها و ترقيات داشتند كه براى ما افراد عادى، دهشت‏انگيز است. مؤمن اين‏گونه است و لحظه به لحظه در حال پيشرفت مى‏باشد. امام(ره) نيز عيناً همين‏طور بودند و ما آن را - مخصوصاً در مواقع خاص - احساس مى‏كرديم. مثلاً در ماه رمضان، ايشان معمولاً هيچ ملاقاتى نداشتند و بيشتر به خودشان مى‏پرداختند. بعد از ماه رمضان كه انسان با ايشان ملاقات مى‏كرد، محسوس بود كه نورانيتر و معنويتر شده‏اند. يقيناً بسيارى از موفقيتهاى انقلاب و اين ملت، ناشى از همان كانون جوشان منوّر بود.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از علما، ائمه‌ی جمعه و نهادهای انقلابی، ... 26/7/1368


لطافت و روح عرفانی
هويت هنرى امام، بعد از رحلتشان براى همه آشكار شد. شايد خيليها اصلاً نمى‏دانستند كه امام اهل شعر يا شاعر است؛ آن‏هم شعر با اين مايه از لطافت عرفانى وآن سوخته حالىِ مخصوص يك انسان عارف دلباخته. اين بزرگوار، با آن روح عرفانى، همان كسى است كه صدايش قويترين صداها عليه استكبار جهانى بود. يعنى لطافت روحى با قوّت اراده‏ى آن‏چنانى همراه مى‏شود و بزرگترين كارهاى روزگار ما را انجام مى‏دهد.
واقعاً تشكيل جمهورى اسلامى، فقط تشكيل يك حكومت جديد و از بين بردن يك حكومت قديم نبود؛ كار خيلى مشكلتر از اين بود. در دنيايى كه همه چيز در جهت مادّيت است و شايد حدود دويست سال است كه به‏طور برنامه‏ريزى شده، عليه اديان و بخصوص عليه اسلام كار مى‏شود، تأسيس حكومت اسلامى در يكى از حساسترين نقاط دنيا، واقعاً كار معجزه‏آسايى بود. آن بزرگوار، با قوّت اراده‏ى خودش توانست همه‏ى نيروهاى عظيم مردمى را به‏كار گيرد و اين معجزه را به كمك پروردگار تحقق ببخشد.
خيلى مهم است كه آن روح لطيف، در طول سالهاى متمادى مبارزه - كه مشكلات فراوانى به همراه داشت - با قوّت اراده و استقامت در راه، يك سر مو به چپ و راست نرفت. به‏نظر من، ايشان براى همه‏ى ما و شما به‏عنوان هنرمندان متعهد و مؤمن و براى هر قشرى به عناوين مختلف، الگو هستند و بايستى از ايشان تعليم گرفت.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با شعرا، قصه‌نویسان، فیلمسازان و ... 21/8/1368


مرد استغاثه و مناجات و دعا
اعتقادم اين است كه اگر امامِ بزرگوارِ بى‏نظيرِ ما - كه واقعاً در ميان مردم اين زمان، نظيرى براى ايشان نمى‏شناسيم و بعد از ائمه‏ى هدى‏ و اولياءاللَّه(عليهم‏السّلام) نظير ايشان را بسيار كم سراغ داريم - با اين مفاهيم مأنوس نبود و با مناجات و دعا سروكار نداشت و اهل تضرع و استغفار و استغاثه و گريه و توسل نبود، بسيار بعيد بود كه خداى متعال اين همه توفيق را به ايشان ارزانى بدارد. موفقيتهاى اين بزرگوار، به‏ميزان زيادى مرهون همين ارتباط با خدا و باز بودن راه دلِ او با درگاه الهى و استغاثه و مناجات و دعا بود. انسان، پيشرفت لحظه به لحظه‏ى اين مرد معنوى و الهى را در طى سالهاى اخير احساس مى‏كرد. هر ماه رمضانى كه بر اين بزرگوار مى‏گذشت، انسان مى‏ديد كه نورانيتر شده و خداى متعال او را هدايت مى‏كرده‏است.

 فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمع کثیری از پاسداران 10/12/1368


سیر دائمی به سوی کمال
اين امامى كه شماها و دنيا را اين‏طور دلباخته كرد - دلباختگى هم نبود، دلها را از جا كند؛ همچنان‏كه دنيا را زيرورو كرد - راز كارش در يك كلمه بود. مشكل من و امثال من هم اين است كه اين كلمه را درست بفهميم و بتوانيم عمل كنيم. گفتنش به زبان آسان است؛ عمل كردنش سخت است. آن كلمه‏يى كه ماها شايد حتّى درست نتوانيم آن را بفهميم، او بدان عمل كرده بود. آن كلمه، عبارت از سير دايمى به سوى كمال بود. شما خيال نكنيد كه امامِ سال 68 كه به جوار الهى رفت، همان امامِ سال 57 بود كه وارد ايران شد. نخير، امام خيلى جلو رفته بود، خيلى پيشرفت كرده بود، خيلى بالا رفته بود.
درست است كه ما منازل امثال آن بزرگوار را نمى‏توانيم بفهميم؛ اما از همين پايين كه انسان نگاه مى‏كند، اوج آن باز بلندپرواز را مى‏بيند. خدا شاهد است كه بعد از هر ماه رمضان، گاهى كه خدمت امام مى‏رسيدم، برايم محسوس بود كه در اين ماه رمضان، امام نسبت به گذشته بالاتر رفته، پرواز كرده و از مادّه دورتر شده است. روزبه‏روز جلوتر مى‏رفت و خودش را كاملتر مى‏كرد. انسان مؤمن، اين است. «من ساوى يوماه فهو مغبون». اگر دو روزمان مثل هم باشد، سرمان كلاه رفته است. مغبون، يعنى فريب خورده، سركلاه‏رفته. و كسى كه فردايش از امروزش بدتر باشد، «فهو ملعون»؛ يعنى طرد شده است.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان و جمعی از سپاهیان و اعضای کمیته انقلاب اسلامی ... 29/11/1369


راز توفیقات پیوسته
امام عظيم‏الشأن كه فجر انقلاب اسلامى را در دل تاريكيهاى مادّيت و فساد و ظلم و فسق كنونى جهان به درخشش آورد، شاگرد صادق و مؤمن و مخلص مكتب نبوى بود؛ و اين بود سرّ توفيقات پيوسته و محيرالعقول او در برانگيختن مردم و در هراس افكندن به دل ظالمان و جهانخواران و در پيروزيش در صحنه‏هاى گوناگون.

فرازی از پیام مقام معظم رهبری به کنفرانس اندیشه‌ی اسلامی 15/11/1370

رهبر و زمامدار، زاهد و عارف
آنچه كه در دوره بعد از تشكيل نظام اسلامى، از ابعاد وجودى امام مشاهده شد، به نظر من به مراتب مهمتر و عظيمتر بود از آنچه كه قبلاً ديده شده بود. در اين دوران، امام - اين شخصيت برجسته و ممتاز - در دو بُعد و دو چهره مشاهده مى‏شود: در دوران حكومت، يك چهره، چهره رهبر و زمامدار است؛ يك چهره، چهره يك زاهد و عارف. تركيب اين دو با هم، از آن كارهايى است كه جز در پيامبران، جز در مثل داود و سليمان، جز در پيامبرى مثل پيامبر خاتم صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله‏وسلّم انسان نمى‏تواند ديگر پيدا كند. اينها حقايقى است كه ملت ايران در طول سالهاى متمادى آنها را لمس كرده؛ ما هم كه از نزديك شاهدش بوديم و ديديم. تربيت اسلامى و قرآنى اين است. امام به چنين چيزى همه را دعوت مى‏كرد؛ نظام اسلامى را براى تربيت انسانهايى از اين قبيل مى‏خواست و مى‏پسنديد؛ همان‏طور كه خود او مظهر اعلاى آن بود. در چهره يك حاكم و زمامدار و رهبر، امامِ بزرگوار مردى هوشيار، باشهامت، باتدبير، باابتكار و دريادل بود. امواج سهمگين در مقابل او چيز كم‏اهميتى محسوب مى‏شدند. هيچ حادثه سنگينى نبود كه بتواند او را شكست دهد و او را به خضوع در مقابل آن حادثه وادار كند...
امام در موضع يك انسان مقتدر و يك انسان بااراده بود؛ انسانى كه اگر جنگ پيش بيايد، مى‏تواند تصميم بگيرد؛ اگر صلح هم باشد، مى‏تواند تصميم بگيرد. براى اداره يك كشور و براى مواجهه با دشمنان، مى‏تواند تصميم‏گيرى كند. اما همين انسان، در چهره زندگى شخصى و خصوصى خود، يك انسان زاهد و عارف و منقطع از دنياست. البته منظور، دنياى بد است؛ همان چيزى كه خود او مى‏گفت دنياى بد، آن چيزى است كه در درون شماست. اين ظواهر طبيعت - زمين و درخت و آسمان و اختراعات و امثال اينها - دنياى بد نيست. اينها نعمتهاى خداست؛ بايد اينها را آباد كرد. دنياى بد، آن خودخواهى، آن افزون‏طلبى و آن احساس تعلّقى است كه در درون انسان است. امام از اين دنياى بد به‏كلّى منقطع بود.

فرازی از خطبه نماز جمعه 14/3/1378


دارای دو خصوصیت صبر و یقین
مايلم عرايض خود را با آيه‏اى از قرآن آغاز كنم كه امام بزرگوار ما مصداق آن بود. در سوره مباركه سجده، خداى متعال ضمن بيان حالات ملتها و اقوام و انسانهاى مبارز و پر تلاشِ مؤمن، اين تعبير را مى‏فرمايد: «و جعلنا منهم أئمّة يهدون بأمرنا لمّا صبروا و كانوا بأياتنا يوقنون»؛ كسانى‏كه دو خصوصيت و دو امتياز را در خود به‏وجود آوردند، به اين موهبت بزرگ سرافراز شدند كه خداى متعال زمام هدايت مجموعه‏هاى انسانى را به آنها سپرد. آن دو خصوصيت، يكى صبر و ديگرى يقين؛ «لمّا صبروا و كانوا بأياتنا يوقنون». يقين، همان ايمان آگاهانه و روشن‏بينانه است كه وسوسه‏ها نمى‏تواند آن را در دل انسان، سست‏بنياد كند. صبر، خصوصيتى است كه به يك انسان بزرگ اين امكان را مى‏دهد كه در راه آرمانهايى كه آگاهانه و روشن‏بينانه انتخاب كرده است، به هنگام مواجهه با مشكلات، خود و راه خود را گم نكند؛ هدف را فراموش نكند و منصرف نشود. همه پيغمبران، همه هدايتگران و همه كسانى‏كه توانسته‏اند در مسير تاريخِ بشر يك اثر ماندگار و تحسين برانگيز از خود به جا بگذارند،.... امام راحل ما، اين تجديد كننده حيات اسلام در ميان ملّت ما و امّت اسلامى، از اين دو خصوصيت برخوردار بود.
امروز بعد از چهل سال كه از واقعه پانزدهم خرداد مى‏گذرد، شما ملاحظه مى‏كنيد كه نهضت مظلوم امام، دنياى اسلام را فراگرفته است. يك روز در همين شهر تهران و در قم، مثل امروز و فردا، كسانى مظلومانه جان باختند؛ چون نام اسلام را به پيروى از امام بزرگوار فرياد مى‏كردند؛ چون با سلطه بيگانه بر اين كشور و با استثمار منابع حياتى اين كشور به وسيله بيگانگان مخالف بودند. آن روز هر كس به اين صحنه نگاه مى‏كرد، شايد گمان مى‏برد كه اين سخن و اين فرياد به پايان رسيده است. امام را با قساوتِ هرچه تمامتر دستگير و از خانه‏اش ربودند؛ مردم را با وحشيگرىِ هرچه بيشتر سركوب كردند؛ اما اين فكر با الهام از همين قاعده بزرگ الهى - يعنى توأم شدن صبر و يقين - راه خود را ادامه داد. امام پانزده سال مبارزه كرد و به بركت همان ايمانِ آگاهانه توانست ملت ايران را يكپارچه به صحنه رويارويى با استبداد داخلى و استكبار بين‏المللى بكشاند. وقتى ملت در معركه‏اى پاى خود را وسط گذاشت، پيروزى در آن معركه حتمى است.
فرق امام بزرگوار ما و ديگر مصلحان تاريخ اسلام در يكى دو قرن اخير همين بود. امام وارد صحنه شد، وسط ميدان آمد، ميان مردم بود، با مردم حرف زد، اصول خود را براى مردم تبيين كرد و آنها را به ايمان روشن‏بينانه و آگاهانه‏اى مثل ايمان خود رساند؛ آن‏گاه ايمان و انگيزه مردم و تعاليم اسلام، معركه را به سود حقّ و حقيقت تمام كرد. ديگران نمى‏توانستند و نتوانستند اين مرحله دشوار را پيش ببرند؛ اما امام توانست. ملت ايران به اين اصول اعتقاد پيدا كرد، ايمان آورد و در راه آن به مجاهدت پرداخت. نتيجه اين شد كه اوّلاً نظام اسلامى على‏رغم همه كارشكنيها و دشمنيها به پيروزى رسيد و روزبه‏روز تا امروز ريشه‏دارتر شد و ثانياً فكر تحقّق و حيات دوباره اسلام و نجات امّت اسلامى از ظلم و استكبار قدرتهاى مستكبر، در مرزهاى اين كشور محدود نماند

فرازی از بیانات رهبر مقام معظم رهبری در چهاردهمین سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی (ره)14/3/1382

برخورداری از روحیه حسینی
در تمام عمر ده ساله حيات مبارك امام رضوان اللَّه تعالى عليه، پس از پيروزى انقلاب، يك لحظه اتّفاق نيفتاد كه او به خاطر سنگينىِ بارِ تهديدِ دشمن، در هر بُعدى از ابعاد، دچار ترديد شود. اين، يعنى همان برخوردارى از روحيه حسينى.
جنگ، تلفات دارد. جان يك انسان، براى امام خيلى عزيز بود. امام بزرگوار، گاهى براى انسانى كه رنج مى‏بُرد، اشك مى‏ريخت و يا در چشمانش اشك جمع مى‏شد! ما بارها اين حالت را در امام مشاهده كرده بوديم. انسانى رحيم و عطوف، داراى دلى سرشار از محبّت و انسانيت بود. اما همين دل سرشار از محبّت، در مقابل تهديد شهرها به بمباران هوايى، پايش نلرزيد و نلغزيد. از راهْ برنگشت و عقب‏نشينى نكرد. همه دشمنان انقلاب در طول اين ده سال، فهميدند و تجربه كردند كه امام را نمى‏شود ترساند. اين، نعمت بسيار بزرگى است كه دشمن احساس كند عنصرى چون امام، با ترس و تهديد از ميدان خارج نمى‏شود. امام، با منش و شخصيت درخشان خود، كارى كرد كه همه در دنيا، اين نكته را فهميدند. فهميدند كه اين مرد را از ميدان نمى‏شود خارج كرد؛ تهديد نمى‏شود كرد؛ با فشار و با تهديدهاى عملى هم نمى‏شود او را از راه خود منصرف كرد. لذا مجبور شدند خودشان را با انقلاب تطبيق دهند...

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع پر شکوه زائران مرقد امام خمینی (ره)14/3/1375

خصوصيات و ويژگی راه حضرت امام خمينی(ره)

1- آرمانهای بزرگ امام
آرمانهاى بزرگى كه امام(ره) بيان مى‏كردند، عبارت بود از: مبارزه با استكبار جهانى، حفظ اعتدال قاطع در خط «نه شرقى و نه غربى»، اصرار فراوان بر استقلال حقيقى و همه‏جانبه‏ى ملت - خودكفايى به معناى كامل - پافشارى فراوان و تمام‏نشدنى بر حفظ اصول دينى و شرع و فقه اسلامى، ايجاد وحدت و همبستگى، توجه به ملتهاى مسلمان و مظلوم دنيا، عزت بخشيدن به اسلام و ملتهاى اسلامى و مرعوب نشدن در مقابل قدرتهاى جهانى، ايجاد قسط و عدل در جامعه‏ى اسلامى، حمايت بى‏دريغ و هميشگى از مستضعفان و محرومان و قشرهاى پايين جامعه و لزوم پرداختن به آنها. همه‏ى ما شاهد بوديم كه امام در اين خطوط، مصرانه و بدون تعلل، حركتش را ادامه داد. ما بايد راه و اعمال صالح و حركت مداوم او را دنبال كنيم.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نخست وزیر، هیئت وزیران 17/3/1368

مشخصات عصر امام خمینی(ره)
امام كبير ما عصر جديدى را آغاز كرد، و امروز كه دلها و جانهامان لبالب از حسرت فقدان آن عزيز بى‏همتاى امت اسلامى است، بزرگترين وظيفه‏ى ما اين است كه مشخصات عصرى را كه امام(ره) آغاز كردند و ملت را درفضاى آن قرار دادند و به جهان اعلام فرمودند، بدانيم و اين مشخصه‏ها را حفظ كنيم. عزادارى واقعى وقتى است كه ما به اين فريضه عمل كنيم.
عصرى كه امام بزرگ و عظيم‏الشأن ما آغاز كردند، مشخصه‏هايى دارد كه عمده‏ى آنها عبارت است از: ايجاد روح عزت و استقلال و استغنا و اعتماد به نفس براى ملتى كه در طول ساليان متمادى سعى شده بود اين روحيات از او گرفته شود و ديگران بر سرنوشت او تسلط پيدا كنند....
مشخصه‏ى ديگر عصرى كه امام موجد آن بودند، عبارت است از گرايش و احترام به ارزشهاى انسانى و عدالت و حريت و آراى مردم.
همان شخصيت باعظمت كه امروز مردم دنيا و دشمنان او نيز به عظمتش اعتراف مى‏كنند، مى‏گفت: اگر به من خدمتگزار بگويند، بهتر است از اين‏كه به من رهبر بگويند. راست مى‏گفت و تعارف و تظاهر نمى‏كرد. او تا آن اندازه براى مردم احترام قايل بود كه خود را خدمتگزار آنها بداند. ما مثل اين نمونه را در دنيا و تاريخ سراغ نداريم.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فرماندهان، نمایندگان ولی فقیه و ... 28/3/1368

ترسیم خط امام
خطى كه امام براى انقلاب ترسيم كردند و ده سال است كه ملت ايران بر اساس آن حركت مى‏كند، خط عظمت اسلام و مسلمين و دفاع از محرومان و مستضعفان در سراسر عالم است. خط و راهى است كه ملت ايران را در دنيا، به صورت يك ملت زنده و سرافراز و مستقلترين و زنده‏ترين و فعالترين ملتهاى دنيا درآورده و ما را از حالت ملت عقب‏افتاده‏ى وابسته‏ى مرده، خارج ساخته است. خطى است كه ايمان و محبت و عشق مردم به اسلام را برانگيخته و آنها را در اين راه، به فداكاريهاى اعجاب‏انگيز و بى‏نظير واداشته است. اين خط، زندگى و همه‏ى هستى و هويت ملى و انقلابى ماست و به فضل پروردگار اين خط، با قاطعيت و قدرت و اميد و با همان روحيه‏يى كه امام در طول دوران نهضت و انقلاب، عملاً به ما تعليم دادند، به پيش خواهد رفت. ما براى تحكيم راه امام و انقلاب و فداكارى و تلاش و كوشش شبانه‏روزى، آماده‏ايم. جانها و خونهاى ما، فداى اين راه و خط است. سعادت ما در اين است كه زندگى خود را در اين راه بگذرانيم. در اين، هيچ ترديدى نيست...

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری 12/5/1368

هدایت‌گر اصلی
راهى را كه ما در طول اين يازده سال پشت سر امام طى كرديم، راهى نبود كه به طور طبيعى و بدون هدايت و حمايت و كمك الهى بتوانيم آن را طى كنيم. از پيچ و خمهاى عجيبى عبور كرديم و به بركت رهبرى امام(ره)، فراز و نشيبهاى عجيبى را پشت سرگذاشتيم و اين نبود مگر آن كه هدايت الهى ما را كمك مى‏كرد.
عقيده‏ى خود ايشان هم همين بود و من از ايشان اين حرف را شنيده بودم كه مى‏گفتند: «من از اول انقلاب، احساس مى‏كنم دست هدايتى ما را كمك مى‏كند و پيش مى‏برد و راهها را در مقابل ما باز مى‏كند». حقيقت هم همين بود و خداى متعال اين هدايت را در مقابل مجاهدت و خلوص و صفا و نورانيّت، ارزانى مى‏دارد.
هدايت الهى، به انسانهاى غافل نمى‏رسد. اين كه در همين مناجات شعبانيه مى‏فرمايد: «و انر ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك»، اين نورانى كردن چشم دل و روشن كردن حقايق براى دل بيدار و چشم بصير مؤمن، رايگان به دست نمى‏آيد و بدون مجاهدت و تلاش و ارتباط با خدا، امكان ندارد تحقق پيدا كند.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمع کثیری از پاسداران در سالروز میلاد امام حسین (ع) و روز پاسدار 10/12/1368


دوران دهساله حیات امام الگوی حیات جامعه‌ی انقلابی
سخن آن است كه دوران دهساله‏ى حيات مبارك امام خمينى (رضوان اللَّه‏تعالى‏عليه)، الگو و نمونه‏ى حيات جامعه‏ى انقلابى ماست و خطوط اصلى انقلاب، همان است كه امام ترسيم فرموده است. دشمنان خام‏طمع و كوردل كه گمان كردند با فقدان امام خمينى، دوران جديد با مشخصاتى متمايز از دوران امام خمينى (قدّس‏سرّه) آغاز شده است، سخت در اشتباهند. امام خمينى، يك حقيقت هميشه زنده است. نام او پرچم اين انقلاب، و راه او راه اين انقلاب، و اهداف او اهداف اين انقلاب است. امت امام و شاگردان او كه از سرچشمه‏ى فياض آن موجود ملكوتى سيراب شده و عزت و كرامت اسلامى و انسانى خود را در آن جسته‏اند، اكنون شاهد آنند كه ملتهاى ديگر، حتّى ملتهاى غيرمسلمان، نسخه‏ى تعاليم انقلابى آن قائد عظيم را مايه‏ى نجات خود دانسته و آزادى و عزت خويش را در آن يافته‏اند. امروز به بركت نهضت آن يگانه‏ى دوران، مسلمانان در همه‏جا بيدار شده‏اند و كاخ امپراتوريهاى سلطه‏ى ظالمانه، رو به ويرانى نهاده است. ملتها ارزش قيام ملى را دريافته و غلبه‏ى خون بر شمشير را تجربه مى‏كنند و همه در همه‏جا، چشم به ملت مقاوم ونستوه ايران دوخته‏اند.

فرازی از پیام به مناسبت اولین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) 10/3/1369

عناصر اصلی در پایه‌گذاری جمهوری اسلامی
نکته اول –که اصلی ترین عنصر تشکیل دهنده ی نظام است –عبارت است از اسلام گرایی وتکیه برمبانی مستحکم اسلامی وقرآنی....
امام بر روى اسلام تكيه كرد؛ به اسم اسلام قانع نشد؛ بر اين اصرار ورزيد كه بايد قوانين اسلامى در تمام گوشه و كنار دستگاههاى دولتى و حكومتى حاكم شود. البته اين كار، يك كار بلندمدّت بود. امام هم اين را مى‏دانست كه در كوتاه‏مدّت، اين مقصود تحقّق پيدا نمى‏كند؛ اما راه را باز كرد و حركت را شروع نمود و جهت را نشان داد و همه فهميدند كه بايد به معناى حقيقى كلمه به سمت احكام و تعاليم اسلام و ساخت اسلامى براى نظام و جامعه حركت كنند تا بتوانند عدالت را تأمين، فقر را برطرف و فساد را ريشه‏كن كنند؛ تا بتوانند دردهاى مزمنى را كه بر اين ملت تحميل شده است، جبران كنند...
عنصر دومى كه امام به آن حدّاكثر توجّه را كرد، عنصر «مردم» بود...
به معنای حقیقی کلمه به اصالت عنصر مردمدر نظام اسلامی معتقد بود و مردم را در چند عرصه مورد توجه دقیق ...قرار داد0
عرصه اول عرصه اول عرصه تکیه ی نظام به ارای مردم است ....
عرصه دوم عرصه تکلیف مسئولان در قبال مردم است ...
عرصه سوم - كه باز بر محور مردم حركت مى‏كند - عبارت است از بهره‏بردارى از فكر و عمل مردم در راه اعتلاى كشور؛ يعنى استعدادها را شكوفا كردن و معطل نگذاشتن...
عرصه چهارم درخصوص توجه امام به مردم عبارت است از لزوم آگاه سازی دائمی مردم...
عنصر سومى كه براى امام اهميت داشت، نظم و قانون بود. لذا حتّى قبل از آن‏كه انقلاب به پيروزى برسد، امام دولت معيّن كرد.
عنصر اساسى چهارم كه امام آن را در پايه‏هاى نظام جمهورى اسلامى كار گذاشت - و بحمداللَّه مايه ماندگارى نظام شد - مسأله دشمن‏ستيزى و سلطه‏ستيزى است. امام يك لحظه نه خود از كيد و مكر و حيله دشمن غفلت كرد و نه گذاشت كه مسؤولان غفلت كنند.

فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع زائران مرقد امام خمینی(ره) 14/3/1380

هنر بزرگ امام(ره)
آن نظام سياسى‏اى كه امام بزرگوار ما با نهضت خود و به كمك اين ملت از بين برد - يعنى نظام فاسد و وابسته پادشاهى - نظامى بود كه سردمداران و مسؤولان و رؤساى آن، به سرنوشت ملت ايران و جوانان اين كشور اهميتى نمى‏دادند و كشور و ملت را به سمت وابستگى هر چه بيشتر سوق مى‏دادند. سعادت مردم به عنوان يك هدف، براى آنها مطلقاً مطرح نبود. اداره كشور، با الگوهاى غلط و نامتناسبى انجام مى‏شد، كه از كشورهاى بيگانه به طور ناقص گرفته شده بود و تازه همان هم اجرا نمى‏شد؛ يعنى يك نظام استبدادى و ديكتاتورى محض، تحت نامهاى گوناگون و با روشهايى كه هيچكدام از آن روشها، برخاسته از اراده و خواست ملت و متوجّه به مصالح آنها نبود.
در نظام وابسته منسوخ و برافتاده قبل از انقلاب، مردم دچار فساد و بى‏بند و بارى بودند، يا به تعبير درست‏تر، به سمت فساد و بى‏بند و بارى و خودباختگى و بى‏ايمانى سوق داده مى‏شدند. يعنى حركت ملت را اين طور تنظيم كرده بودند كه روز به روز در كشور، بى‏ايمانى همه‏گيرتر شود و مردم از ايمان معنوىِ درست محروم بمانند و به فساد و بى‏بند و بارى كشانده شوند و خودباختگى در مقابل بيگانگان در آنها تقويت گردد و استقلال اقتصادى و فرهنگى در كشور، مفهومى نداشته باشد. جهت كلّىِ حركت در آن نظام منسوخ و فاسد، اين بود.
در اين مرحله، هنر بزرگ امام بزرگوار در اين بود كه به جاى آن نظام فاسد، يك نظام سياسى در اين كشور برقرار كرد كه به جاى بى‏اعتنايى به مردم، عشق به مردم بر آن حاكم است. به جاى بى‏توجّهى به سرنوشت ملت، بخصوص سرنوشت جوانان، عشق به سرنوشت ملت و عشق به سرنوشت جوانان و اهميت فوق‏العاده به آنها در آن مطرح است. به جاى خودباختگى در مقابل بيگانگان، خودباورى در ميان مردم روز به روز توسعه پيدا مى‏كند. به جاى وابستگى سياسى و اقتصادى و فرهنگى به بيگانگان، استقلال سياسى و اقتصادى و فرهنگى هدف قرار گرفته است... .

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع با شکوه زائران مرقد مطهر امام خمینی (ره) 14/3/1376

امام(ره) شاگرد مکتب قرآن
امام بزرگوار در طرّاحى اين انقلاب و در تنظيم نظام سياسى بر اساس اين انقلاب - يعنى تشكيل حكومت و نظام جمهورى اسلامى - به فضل پروردگار و به هدايت الهى، روشى را برگزيد كه روش پيامبران و بندگان متّصل به منبع غيب است. اين، به خاطر آن است كه امام، قرآن را دوست مى‏داشت، خود شاگرد مكتب قرآن بود، با قرآن مأنوس بود، از قرآن استمداد مى‏كرد و قرآن براى او برنامه زندگى به حساب مى‏آمد. اين، يكى از نتايج و آثار بزرگ و شكوهمند آن حقيقت است.
مطلب دومى كه درباره امام است و من آن مطلب را امروز مى‏خواستم عرض كنم و به اختصار در ميان مى‏گذارم، اين است كه چنين حركت عظيمى، معمولاً و عادتاً با يكى از دو آفتِ «تحجّر» يا «انفعال» مواجه مى‏شود. چنين كار بزرگى، آفاتى دارد و آفت بزرگ چنين حركت عظيمى با اين ابعاد وسيع - همان‏طور كه گفتم - يكى از دو آفت «تحجّر» يا «انفعال» است....
معناى تحجّر آن است كه، كسى كه مى‏خواهد از مبانى اسلام و فقه اسلام، براى بناى جامعه استفاده كند، به ظواهر احكام اكتفا نمايد و نتواند كشش طبيعى احكام و معارف اسلامى را، در آن جايى كه قابل كشش است، درك كند و براى نياز يك ملت و يك نظام و يك كشور - كه نياز لحظه به لحظه است - نتواند علاج و دستور روز را نسخه كند و ارائه دهد. اين، بلاى بزرگى است.
اگر در رأس نظامهاى سياسى‏اى كه براساس اسلام، يا تشكيل شده است، يا در آينده تشكيل خواهد شد، چنين روحيه‏اى وجود داشته باشد، يقيناً اسلام بدنام خواهد شد و منبع لايزال معارف و احكام اسلامى نخواهند توانست جامعه را پيش ببرند. امام، خود را از اين آفت مبّرا كرد.....
آفت دومى كه در چنين مواردى، مسؤولان و رهبران و گردانندگان اجتماعات را تهديد مى‏كند، اين است كه آنها را دچار انفعال و خودباختگى كنند و و در موضع تأثيرپذيرىِ ناخواسته از اراده ديگران قرار دهند. امام بزرگوار، در مقابل اين آفت دوم هم مثل كوه ايستاد....
خطر بزرگى كه انقلابها و اصالت ملتها را تهديد مى‏كند، اين خطر است. خطر بزرگى كه صاحبان فكر و انديشه را در كشورها تهديد مى‏كند، اين خطر است. امام، در مقابل اين خطر، مثل كوه استوار ايستاد؛ «كالجبل لا تحركه‏العواصف». از ساعت اوّل، از نام نظام جمهورى اسلامى بگيريد، تا بقيه قضايا.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع با شکوه زائران مرقد مطهر امام خمینی (ره)14/3/1376


مستضعفان و محرومان، لشکر انقلاب اسلامی
دو نكته اساسى در حركت امام بزرگوار بود كه همين دو نكته، سرمايه ارزشمند اين انقلاب بود و هست: يكى اين است كه هدف اين انقلاب، اسلام است. دوم اين كه سربازان اين انقلاب و لشكر اين انقلاب، مستضعفان و پابرهنگان و همچنين قشر جوانند. اين انقلاب را، پابرهنگان به پيروزى رساندند. اين جنگ طولانىِ تحميلىِ هشت ساله را جوانان اين مملكت به نتيجه رساندند. امروز هم جوانان، در راه خدا و در راه اسلامند. امروز هم اگر خطرى اين انقلاب را تهديد كند، اوّلين كسانى كه به ميدان خواهند آمد، همين جوانانند؛ جوانان حوزه‏ها، دانشگاهها و جوانان سراسر كشور و قشرهاى مختلف.
امام بزرگوار، با همه وجود، از اسلام دم زد. امروز همه امام را با وجودشان و با دلشان قبول دارند. كلمات امام، كلمات واضحى است؛ محكمات و بيّنات است. فرمايشات امام، هنوز در فضا طنين‏افكن است. وصيتنامه امام، ميثاق هميشگى امام با امّت است. همه بايد اين كلمات را درست بفهميم و بر آن تدبّر كنيم، تا راه امام را اشتباه نكنيم. كسانى كه دم از امام مى‏زنند، اما حاضر نيستند فكر امام و راه امام را بپذيرند و به آن تن بدهند، اشتباه مى‏كنند

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع با شکوه عزاداران مراسم نهمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) 14/3/1377

عدالت اجتماعی و تکیه به مردم
من چند مشخّصه مهم را از مجموعه‏اى كه ما آن را راه امام و خطّ امام به حساب مى‏آوريم، عرض مى‏كنم. چند مطلب از نظر امام، در درجه اوّل بود؛ اوّل، اسلام و دين بود. امام، هيچ ارزشى را بالاتر از ارزش اسلام به حساب نمى‏آورد. انقلاب و نهضت امام، براى حاكميت اسلام بود. مردم هم كه اين نظام را قبول كردند، اين انقلاب را به پا كردند و امام را پذيرفتند، براى انگيزه اسلامى بود....
پس اوّل چيزى كه در خطّ امام، مهم است، تعقيب هدف اسلامى و حاكميت اسلامى در صحنه ايمان و در صحنه عمل است.
دومين مطلب، تكيه به مردم است - همان‏طور كه عرض كردم - هيچ كس در نظام اسلامى نبايد مردم، رأى مردم و خواست مردم را انكار كند. حالا بعضى، رأى مردم را پايه مشروعيت مى‏دانند؛ لااقل پايه اِعمال مشروعيت است. بدون آراءِ مردم، بدون حضور مردم و بدون تحقّق خواست مردم، خيمه نظام اسلامى، سرِ پا نمى‏شود و نمى‏ماند. البته مردم، مسلمانند و اين اراده و خواست مردم، در چارچوپ قوانين و احكام اسلامى است....
سوم از مشخصه‏هاى خطّ امام، عدالت اجتماعى و كمك به طبقات مستضعف و محروم است كه امام آنها را صاحب انقلاب و صاحب كشور مى‏دانست. امام، پابرهنگان را مهمترين عنصر در پيروزيهاى اين ملت مى‏دانست...؛
يك عنصر ديگر، دشمن‏شناسى و فريب نخوردن از دشمن است.
اوّلين كار دشمن اين است كه تبليغ مى‏كند هيچ دشمنى وجود ندارد! چطور نظام اسلامى دشمن ندارد؟! جهانخواران را از اين سفره به يغما رفته سالهاى متمادى، محروم كرده است؛ معلوم است كه دشمنند، مى‏بينيم كه دشمنى مى‏كنند - در تبليغات، در محاصره اقتصادى - هركارى كه مى‏توانند در تقويت دشمن عليه نظام، مى‏كنند؛ صريح هم مى‏گويند!...

فرازی از خطبه‌های نماز جمعه 14/3/1378

اسلام و مردم محور همه اصول
محور همه اصول و قواعد كار امام بزرگوار ما در دو چيز خلاصه مى‏شد: اسلام و مردم. اعتقاد به مردم را هم امام بزرگوار ما از اسلام گرفت. اسلام است كه روى حقّ ملتها، اهميت رأى ملتها و تأثير جهاد و حضور آنها تأكيد مى‏كند؛ لذا امام بزرگوار محور كار را اسلام و مردم قرار داد؛ عظمت اسلام، عظمت مردم؛ اقتدار اسلام، اقتدار مردم؛ شكست‏ناپذيرى اسلام، شكست‏ناپذيرى مردم

فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در جهاردهمین سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران 14/3/1382


شاخصهای مکتب سیاسی امام(ره)
من مى‏خواهم روى مكتب سياسى امام تكيه كنم. مكتب سياسى امام نمى‏تواند از شخصيت پُرجاذبه‏ى امام جدا شود. راز موفقيت امام در مكتبى است كه عرضه كرد و توانست آن را به‏طور مجسم و به‏صورت يك نظام، در مقابل چشم مردم جهان قرار دهد. البته انقلاب عظيم اسلامى ما به‏دست مردم به پيروزى رسيد و ملت ايران عمق توانايى‏ها و ظرفيت فراوان خود را نشان داد؛ اما اين ملت بدون امام و مكتب سياسى او قادر به چنين كار بزرگى نبود. مكتب سياسى امام ميدانى را باز مى‏كند كه گستره‏ى آن حتّى از تشكيل نظام اسلامى هم وسيع‏تر است. مكتب سياسى‏يى كه امام آن را مطرح و براى آن مجاهدت كرد و آن را تجسم و عينيت بخشيد، براى بشريت و براى دنيا حرف تازه دارد و راه تازه پيشنهاد مى‏كند. چيزهايى در اين مكتب وجود دارد كه بشريت تشنه‏ى آنهاست؛ لذا كهنه نمى‏شود. كسانى كه سعى مى‏كنند امام بزرگوار ما را به عنوان يك شخصيت متعلق به تاريخ و متعلق به گذشته معرفى كنند، در تلاشِ خود موفق نخواهند شد. امام در مكتب سياسى خود زنده است، و تا اين مكتب سياسى زنده است، حضور و وجود امام در ميان امت اسلامى، بلكه در ميان بشريت، منشأ آثار بزرگ و ماندگار است.
مكتب سياسى امام داراى شاخصهايى است. من امروز چند خط از خطوط برجسته‏ى اين مكتب را در اين‏جا بيان مى‏كنم. يكى از اين خطوط اين است كه در مكتب سياسى امام، معنويت با سياست در هم تنيده است. در مكتب سياسى امام، معنويت از سياست جدا نيست؛ سياست و عرفان، سياست و اخلاق. امام كه تجسم مكتب سياسىِ خود بود، سياست و معنويت را با هم داشت و همين را دنبال مى‏كرد؛ حتّى در مبارزات سياسى، كانون اصلى در رفتار امام، معنويت او بود. همه‏ى رفتارها و همه‏ى مواضع امام حول محور خدا و معنويت دور مى‏زد. امام به اراده‏ى تشريعى پروردگار اعتقاد و به اراده‏ى تكوينىِ او اعتماد داشت و مى‏دانست كسى كه در راه تحقق شريعت الهى حركت مى‏كند، قوانين و سنت‏هاى آفرينش كمك گار اوست. او معتقد بود كه: «وللَّه جنود السّماوات و الأرض و كان اللَّه عزيزاً حكيما». امام قوانين شريعت را بستر حركت خود مى‏دانست و علائم راهنماى حركت خود به‏شمار مى‏آورد. حركت امام براى سعادت كشور و ملت، بر مبناى هدايت شريعت اسلامى بود؛ لذا «تكليف الهى» براى امام كليد سعادت به‏حساب مى‏آمد و او را به هدفهاى بزرگِ آرمانى خود مى‏رساند...
شاخص دوم، اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم است؛ هم كرامت انسان، هم تعيين‏كننده بودن اراده‏ى انسان. در مكتب سياسى امام، هويت انسانى، هم ارزشمند و داراى كرامت است، هم قدرتمند و كارساز است. نتيجه‏ى ارزشمندى و كرامت داشتن اين است كه در اداره‏ى سرنوشت بشر و يك جامعه، آراء مردم بايد نقش اساسى ايفا كند. لذا مردم‏سالارى در مكتب سياسى امام بزرگوار ما - كه از متن اسلام گرفته شده است - مردم‏سالارىِ حقيقى است؛ مثل مردم‏سالارى امريكايى و امثال آن، شعار و فريب و اغواگرىِ ذهنهاى مردم نيست
شاخص سوم از شاخصهاى مكتب سياسى امام، نگاه بين‏المللى و جهانىِ اين مكتب است. مخاطب امام در سخن و ايده‏ى سياسى خود، بشريت است؛ نه فقط ملت ايران. ملت ايران اين پيام را به گوش جان شنيد، پايش ايستاد، برايش مبارزه كرد و توانست عزت و استقلال خود را به‏دست آورد؛ اما مخاطب اين پيام، همه‏ى بشريت است. مكتب سياسى امام اين خير و استقلال و عزت و ايمان را براى همه‏ى امت اسلامى و همه‏ى بشريت مى‏خواهد؛ اين رسالتى است بر دوش يك انسان مسلمان. البته تفاوت امام با كسانى كه براى خود رسالت جهانى قائلند، اين است كه مكتب سياسى امام با توپ و تانك و اسلحه و شكنجه نمى‏خواهد ملتى را به فكر و به راه خود معتقد كند. امريكايى‏ها هم مى‏گويند ما رسالت داريم در دنيا حقوق بشر و دمكراسى را توسعه دهيم. راه گسترش دمكراسى، كاربرد بمب اتم در هيروشيماست؟! توپ و تانك و جنگ‏افروزى و كودتاگرى در امريكاى لاتين و آفريقاست؟! امروز هم در خاورميانه اين همه دغل بازى و فريبگرى و ظلم و جنايت به چشم مى‏خورد. با اين وسايل مى‏خواهند حقوق بشر و رسالت جهانى‏شان را گسترش دهند! مكتب سياسى اسلام فكر درست و سخن نوى خود را با تبيين در فضاى ذهن بشريت رها مى‏كند و مثل نسيم بهارى و عطر گلها در همه‏جا مى‏پيچد...
شاخص مهم ديگر مكتب سياسى امام بزرگوار ما پاسدارى از ارزشهاست، كه مظهر آن را امام بزرگوار در تبيين مسأله‏ى ولايت‏فقيه روشن كردند. از اول انقلاب اسلامى و پيروزى انقلاب و تشكيل نظام اسلامى، بسيارى سعى كرده‏اند مسأله‏ى ولايت‏فقيه را نادرست، بد و برخلاف واقع معرفى كنند؛ برداشتهاى خلاف واقع و دروغ و خواسته‏ها و توقعات غيرمنطبق با متن نظام سياسى اسلام و فكر سياسى امام بزرگوار. اين‏كه گاهى مى‏شنويد تبليغاتچى‏هاى مجذوب دشمنان اين حرفها را مى‏پراكنند، مربوط به امروز نيست؛ از اول، همين جريانات و دست‏آموزها و تبليغاتِ ديگران اين حرفها را مطرح مى‏كردند....
آخرین نکته ‌ای که به عنوان شاخصه ی مکتب سیاسی امام عرض می کنم مسئله عدالت اجتماعی است 0عدالت اجتماعی یکی از مهمترین و اصلی ترین خطوط در مکتب سیاسی امام بزرگوار ماست. در همه ی برنامه‌های حکومت –در قانونگذاری و در اجرا و در قضا-باید عدالت اجتماعی وپرکردن شکافهای طبقاتی- مورد نظر و هدف باشد.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم پانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) 14/3/1383

راه خوشبختی ملت ایران
راه ما - همان‏طور كه اين مرد بزرگ برايمان ترسيم كرده است - راه استقامت و پيگيرى هدفهاى نظام اسلامى است. طبق درسهاى امام بزرگوارمان و طبق وصيّت او، راه اين ملت همين است. برادران و خواهران عزيز من در سراسر كشور توجّه كنند كه راه خوشبختى ملت ايران، تمسّك به احكام اسلامى و الهى است. راه خوشبختى ملت ايران، تكيه به خود و تواناييهاو استعدادهاى خود است. راه خوشبختى اين ملت، قطع اميد از قدرتهاى مسلّط جهانى و نيز نترسيدن از آنهاست. نه از آنها اندكى بترسيد و نه به آنها سرِسوزنى اميد بورزيد.
عزيزان من! بزرگترين هديه‏اى كه انقلاب اسلامى به اين ملت داده است، اين است كه شرِّ حكومتهاى فاسد و وابسته را كه ساليان و ساليان بر اين كشور و ملت و اين مواهب الهى مسلّط شده بودند، از سراسر اين ملت واين كشور كم كرده است. امروز به فضل پروردگار، اداره كنندگانِ كشور، از خود اين مردمند. امروز به همّت و هوشيارى اين ملت، بهترين شكلِ حكومتِ مردمى و دخالت آراء مردم در اين كشور است.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم پنجمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره)14/3/1373

دستاوردهای عظیم ملت ایران
من عرض مى‏كنم: ملت ايران، اگر مى‏خواهد راه عزّت و پيشرفت را ادامه دهد - همچنان كه بحمداللَّه در اين چند سال به بركت بازوان توانا و خدمتگزارى كه در دولت جمهورى اسلامى تلاش و فعّاليت، و در بخشهاى مختلف كار و پيشرفت كردند - اگر مى‏خواهد راه توسعه، سازندگى و رفاه زندگى را ادامه دهد و به نتيجه برساند، بايد به استقامت و ايستادگى در مقابل دشمنان و استكبار بپردازد. ملت ايران در اين چند سال، دستاوردهاى عظيمى داشته است. لذا وظيفه دارد كه اين دستاوردها را حفظ كند. ملت و بخصوص مسؤولين جمهورى اسلامى، وظيفه دارند با حركت عاقلانه، خردمندانه و حكيمانه، مانع شوند كه دستاوردهاى مردم ايران، خداى ناكرده از بين برود. چه دستاوردهايى كه مستقيماً به وسيله انقلاب به اين ملت داده شده است - مثل حكومت مردمى، دولت مردمى، رئيس جمهور مردمى، نمايندگان مردمى و از اين قبيل - و چه دستاوردهايى كه متعلق به انقلاب است، اما غير مستقيم به اين ملت داده شده است - مثل حركات سازندگى؛ كه همه، كار انقلاب و هنر انقلاب است و به وسيله عناصر انقلابى، در دولت و بخشهاى مختلف انجام گرفته است -. دستاوردهايى چنين را ملت ايران و مسؤولين، بايد خردمندانه و حكيمانه حفظ كنند.
بديهى است كه راهِ حفظ اين دستاوردها و به وجود آوردن دستاوردهاى بيشتر، اين است كه ملت ايران و مسؤولين، خطِّ نشانى را كه امام بزرگوار با عمل خود كشيده است؛ يعنى خطّ استقامت و ايستادگى در مقابل توقّعات دشمنان و ايستادگى در مقابل ياوه‏گوييها و پرگوييهاى كسانى كه در بيرونِ اين مرزها نسبت به اين ملت ابراز توقّع مى‏كنند، ادامه دهند. اما اين‏كه مكرّر گفته مى‏شود «راه امام و خطِّ امام» منظور چيست؟ اگر بگوييم «خطِّ امام، اسلام و انقلاب است» اين، مطلبى كلّى است. معلوم است كه خطِّ امام، انقلاب و اسلام است! هيچ كس هم مخالف با اسلام و انقلاب نيست. آن عاملى كه مى‏تواند مقصود امام بزرگوار را - كه پدر اين انقلاب و معمار ايران اسلامى است - برآورده كند، استقامتى است كه او در رفتار خود نشان داد. در مقابل دشمن، كوتاه نيامد؛ از دشمن نهراسيد و نترسيد و تهديدها او را متزلزل نكرد

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع با شکوه زائران مرقد امام خمینی (ره)14/3/1375

نتايج و برکات حرکت و راه حضرت امام خمينی(ره)

او، آن روح‏اللَّه بود كه با عصا و يد بيضاى موسوى و بيان و فرقان مصطفوى، به نجات مظلومان كمر بست؛ تخت فرعونهاى زمان را لرزاند و دل مستضعفان را به نور اميد روشن ساخت. او به انسانها كرامت، و به مؤمنان عزت، و به مسلمانان قوّت و شوكت، و به دنياى مادّى و بى‏روح معنويت، و به جهان اسلام حركت، و به مبارزان و مجاهدان فى‏سبيل‏اللَّه شهامت و شهادت داد.
او بتها را شكست و باورهاى شرك‏آلود را زدود. او به همه فهماند كه انسان كامل شدن، على‏وار زيستن و تا نزديكى مرزهاى عصمت پيش رفتن، افسانه نيست. او به ملتها نيز فهماند كه قوى شدن و بند اسارت گسستن و پنجه در پنجه‏ى سلطه‏گران انداختن، ممكن است. لمعات قرب حق را صاحبان بصيرت در چهره‏ى منور او ديدند و طعم برّ الهى را كه در حيات و ممات بر او مى‏باريد، همه چشيدند. دعاى او مستجاب شد كه مى‏گفت: «الهى لم يزل برّك علىّ ايام حياتى، فلاتقطع برّك عنّى فى مماتى».

پیام به ملت شریف ایران در پایان چهلمین روز ارتحال امام خمینی (ره) 23/4/1368


ده کار بزرگ امام(ره)
اولين كار بزرگ او، احياى اسلام بود. دويست سال است كه دستگاههاى استعمارى سعى كردند تا اسلام به دست فراموشى سپرده شود. يكى از نخست‏وزيرهاى انگليس در جمع سياستمداران استعمارى دنيا اعلام كرده بود كه ما بايد اسلام را در كشورهاى اسلامى منزوى كنيم! قبل و بعد از آن نيز پولهاى گزافى خرج شد تا اسلام در درجه‏ى اول از صحنه‏ى زندگى، و در درجه‏ى دوم از ذهن و عمل فردى انسانها خارج شود؛ چون مى‏دانستند اين دين، بزرگترين مانع در راه چپاول قدرتهاى بزرگ و استكبارى است. امام ما اسلام را دوباره زنده كرد و به ذهن و عمل انسانها و صحنه‏ى سياسى جهان برگرداند.
دومين كار بزرگ او، اعاده‏ى روح عزت به مسلمين بود. اين‏گونه نبود كه اسلام صرفاً در بحثها و تحليلها و دانشگاهها و صحن جامعه و زندگى مردم مطرح شود؛ بلكه بر اثر نهضت امام ما، مسلمانها در همه جاى عالم احساس عزت كردند.
يك نفر مسلمان از كشورى بزرگ كه مسلمين در آن در اقليت قرار دارند، به من مى‏گفت: قبل از انقلاب اسلامى، مسلمان بودن خود را هرگز اظهار نمى‏كرديم. طبق فرهنگ آن كشور، همه اسم محلى داشتند، و هرچند خانواده‏هاى مسلمان روى بچه‏هاى خود اسم اسلامى مى‏گذاشتند، اما جرأت نمى‏كردند آن اسم را اظهار كنند و از بيان آن خجالت مى‏كشيدند! اما بعد از انقلاب شما، مردم ما با افتخار اسم اسلامى خود را مى‏گويند، و اگر از آنها بپرسند كه شما چه كسى هستيد، اول آن اسم اسلامى را با افتخار بر زبان مى‏آورند.
بنابراين، با كار بزرگى كه امام(ره) انجام داد، مسلمانها در همه جاى دنيا احساس عزت مى‏كنند و به مسلمانى و اسلام خود مى‏بالند.
سومين كار بزرگ او اين بود كه به مسلمانها احساس درك امت اسلامى داد. قبل از اين، مسلمانها در هر جاى دنيا كه بودند، چيزى به نام امت اسلامى برايشان مطرح نبود و يا اصلاً جدى تلقى نمى‏شد. امروز همه‏ى مسلمانها در اقصاى آسيا تا قلب آفريقا و تمام خاورميانه و در اروپا و امريكا، احساس مى‏كنند كه جزو يك جامعه‏ى جهانىِ بزرگ به نام امت اسلامى هستند. امام احساس شعور نسبت به امت اسلامى را ايجاد كرد، كه بزرگترين حربه براى دفاع از جوامع اسلامى در مقابل استكبار است.
چهارمين كار بزرگ او، ازاله‏ى يكى از مرتجعترين و پليدترين و وابسته‏ترين رژيمهاى منطقه و جهان بود. ازاله‏ى حكومت پادشاهى در ايران، يكى از بزرگترين كارهايى بود كه كسى مى‏توانست آن را تصور كند. ايران مهمترين دژ استعمار در منطقه‏ى خليج‏فارس و خاورميانه بود. اين دژ، به دست امام ما در هم فرو ريخته شد.
كار پنجم او، ايجاد حكومتى بر مبناى اسلام بود؛ چيزى كه به ذهن مسلمانها و غيرمسلمانها خطور نمى‏كرد، و خواب خوشى بود كه مسلمانهاى ساده‏لوح هم هرگز آن را با خود تصور نمى‏كردند و نمى‏ديدند. امام(ره) در حد يك معجزه، به اين خيال افسانه‏آميز لباس واقعيت پوشاند.
كار ششم او، ايجاد نهضت اسلامى در عالم بود. قبل از انقلاب اسلامى، در بسيارى از كشورها و از جمله كشورهاى اسلامى، گروهها و جوانها و ناراضيها و آزادى‏طلبها، با ايدئولوژيهاى چپ وارد ميدان مى‏شدند؛ اما بعد از انقلاب اسلامى، پايه و مبناى حركتها و نهضتهاى آزاديبخش، اسلام شد. امروز در هر نقطه‏يى از دنياى وسيع اسلام كه جمعيت يا گروهى به انگيزه‏ى آزاديخواهى و ضديت با استكبار حركت مى‏كنند، مبنا و قاعده‏ى كار و اميد و ركنشان، تفكر اسلامى است.
هفتمين كار بزرگ او، نگرشى جديد در فقه شيعه بود. فقاهت ما پايه‏هاى بسيار مستحكمى داشته و دارد. فقاهت شيعه، يكى از محكمترين فقاهتها و متكى به قواعد و اصول و مبانى بسيار مستحكمى است. امام عزيزمان اين فقه مستحكم را در گستره‏يى وسيع و با نگرشى جهانى و حكومتى مورد توجه قرار داد و ابعادى از فقه را براى ما روشن كرد كه قبل از آن روشن نبود.
كار هشتم او، ابطال باورهاى غلط در باب اخلاق فردى حكام بود. در دنيا پذيرفته شده است كه كسانى كه در رأس اجتماعات قرار مى‏گيرند، اخلاق فردىِ خاصى داشته باشند! تكبر ورزيدن، برخوردار بودن از زندگى راحت و مسرفانه، تجمل‏گرايى، خودرأيى و خودخواهى و امثال اينها، چيزهايى است كه مردم دنيا قبول كردند كه كسانى كه در رأس حكومتها قرار مى‏گيرند، اين اخلاق را داشته باشند. حتّى در كشورهاى انقلابى، انقلابيونى كه تا ديروز زير چادرها زندگى مى‏كردند و در دخمه‏ها مخفى مى‏شدند، به مجرد اين‏كه به حكومت مى‏رسند، وضع زندگيشان عوض مى‏شود و اخلاق حكومتيشان تغيير مى‏كند و همان وضعيتى را به خود مى‏گيرند كه بقيه‏ى سلاطين و رؤساى عالم داشتند! ما از نزديك چنين چيزى را ديده‏ايم؛ براى مردم هم مايه‏ى تعجب نيست.
امام ما اين باور غلط را عوض كرد و نشان داد كه رهبر محبوب و معشوق يك ملت و ديگر مسلمانان عالم، مى‏تواند زندگى زاهدانه‏يى داشته باشد و به جاى كاخهاى مجلل، در يك حسينيه از ديداركنندگان پذيرايى كند و با لباس و زبان و اخلاق انبيا با مردم برخورد كند.
اگر دلهاى حكام و زمامداران به نور معرفت و حقيقت روشن شده باشد، تجمل و تشريفات و اسراف و برخورداريهاى زياد و خودرأيى و تكبر و استكبار، جزو لوازم حتمى زمامدارى آنها محسوب نمى‏شود. از معجزات بزرگ آن بزرگوار اين بود كه هم در زندگى خود و هم در آن دستگاهى كه به وجود آورده بود، نور معرفت و حقيقت تجلى يافته بود.
كار نهم او، احياى روحيه‏ى غرور و خودباورى در ملت ايران بود. برادران عزيز! حكومتهاى استبدادى و فردى، سالهاى متمادى ملت ما را به صورت ملتى ضعيف و مستضعف و توسرى‏خور در آورده بودند؛ ملتى كه از استعداد جوشان و خصلتهاى جمعىِ فوق‏العاده ممتاز برخوردار است و در طول تاريخ بعد از اسلام، اين‏همه افتخارات علمى و سياسى دارد.
قدرتهاى خارجى - مدتى انگليسيها و مدتى هم روسها و ديگر دولتهاى اروپايى، و پس از آن امريكاييها - ملت ما را تحقير كرده بودند. ملت ما هم باور كرده بود كه قابليت و لياقت كارهاى بزرگ را ندارد، سازندگى از او بر نمى‏آيد، ابتكار از او ساخته نيست و ديگران بايد بر او آقايى كنند و به او زور بگويند! بنابراين، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ما كشته بودند؛ ولى امام عزيز ما، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ايران بيدار و زنده كردند.
در همان حال كه ملت ما از احساسات و نخوتهاى بيجاى ناسيوناليستى - كه استكبار عامل آن، و رژيم منحوس پهلوى مروجش بود - مبرا هستند، اما احساس عزت و قدرت مى‏كنند. امروز ملت ما از دست به دست هم دادن و توطئه‏ى مشترك شرق و غرب و ارتجاع نمى‏ترسند و احساس ضعف هم نمى‏كنند. جوانهاى ما احساس مى‏كنند كه خودشان مى‏توانند كشورشان را بسازند. مردم ما احساس مى‏كنند كه قدرت و توان آن را دارند كه در مقابل تحميلها و زورگوييهاى شرق و غرب بايستند. اين روح عزت و خودباورى و غرور ملى و افتخارات حقيقى و اصيل را امام(ره) در ملت ما زنده كرد.
و بالاخره دهمين كار بزرگ او، اثبات اين نكته بود كه «نه شرقى و نه غربى»، يك اصل عملى و ممكن است. ديگران خيال مى‏كردند كه يا بايد به شرق متكى بود و يا به غرب، يا بايد نان اين قدرت را خورد و ستايشش كرد و يا آن قدرت را ! فكر نمى‏كردند كه يك ملت بتواند هم به شرق و هم به غرب «نه» بگويد و بايستد و بماند و خود را روزبه‏روز ريشه‏دارتر كند؛ اما امام(ره) اين نكته را ثابت كرد.

فرازی از خطبه‌های نماز جمعه 23/4/1368


افتخار امام(ره) به بسیجی بودن
آرى، رهبر كبير انقلاب اسلامى كه خود را بسيجى مى‏شمرد و بدان افتخار مى‏كرد، جهانى را در مقابله با استكبار و قدرتهاى ستمگر عالم بسيج كرد و خواب راحت را از چشم زورگويان زدود و نور اميد را كه كليد همه‏ى پيروزيها و پيشرويهاست، در دل ملتها تابانيد. بى‏شك همه‏ى دستگاههاى استكبار نيز به آسانى نخواهند توانست بذرى را كه او پاشيده، جمع كنند و بنايى را كه او پى افكنده، ويران سازند؛ اگرچه بشدت و قساوتى عنادآميز، با نتايج و ثمرات جهاد بزرگ او در مبارزه و معارضه‏اند.

فرازی از پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به گردهمایی سراسری فرماندهان بسیج 2/9/1368


امام(ره) زنده در راه انقلاب
آرى، امام عزيز و بزرگ ما، اكنون در ميان ما نيست؛ همان‏طور كه شهدا در ميان ما نيستند. اما هم او و هم آنان، در ذهن و دل ما، در راه زندگى ما و در صراط مستقيم انقلاب ما، حاضر و زنده و فعال است. اثر وجود آن بزرگمرد و ياران شهيدش، تنها به دوران زندگيشان متعلق نبود؛ همچنان كه فقط به ايران اختصاص نداشت. امروز، به‏بركت وجود و عمر مبارك او و آنان، اسلام روزبه‏روز درخشانتر مى‏شود و ابر غليظ تحريفها و جهالتها و فتنه‏ها، ناپايدارتر و ضعيفتر مى‏گردد.
انقلابى كه امام پديد آورد و شهيدان با خون خود آن را رنگ و بوى گل سرخ بخشيدند، اكنون در سراسر جهان، در بيدارى ملتهاى مظلوم و در تجديد حيات جوامع مسلمان و در استحكام روزافزون مبانى معنويت و در فروپاشى مادّيگرى صريح و نفاق‏آلود و خلاصه در سرافرازى حق و سرافكندگى باطل، خود را مى‏نماياند. پرچم عروج انسان به بام معنويت كه امروز در گوشه و كنار دنيا برافراشته مى‏شود، در حقيقت پرچم امام ما و شهيدان اوست. آنها زنده‏اند و روزبه‏روز زنده‏تر خواهند شد.

فرازی از پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی در تجلیل از شهدا، جانبازان، اسرا و ... 19/11/1368


هنر بزرگ امام(ره)
هنر بزرگ و خدمت بى‏بديل امام بزرگوارمان اين بود كه اسلام را از غربت درآورد. مسلمانان، حتّى در خانه‏ها و شهرهاى خودشان غريب بودند. اسلام، حتّى در مواطن اصلى خود غريب بود. دشمنان اسلام، با فرهنگ الحاد و فساد و نظامهاى طاغوتى، فرصت به‏خودانديشيدن را هم از مسلمانان گرفته بودند. در چنين شرايطى، امام بزرگوار ما، آن سلاله‏ى پيامبران و دست قدرت خدا در اين روزگار، اين گرد غربت را از چهره‏ى اسلام زدود و سترد.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اولین گروه از میهمانان خارجی مراسم دومین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) 15/3/1370

امام(ره) معلم انقلاب «ما می‌توانیم»
بعد از انقلاب، انقلاب و معلم انقلاب - كه امام بزرگوار ما بود - به ما ملت تفهيم كردند كه ما مى‏توانيم خودمان كار كنيم؛ خودمان تلاش كنيم؛ خودمان بسازيم؛ خودمان قاعده‏ى سازندگى و توليد و مصرف را - كه همان فرهنگ ماست - بنيانگذارى كنيم. ما بايد اين را در همين دوران سازندگى هم به كار بگيريم. ما هرگز به داشته‏هاى ديگران پشت نمى‏كنيم. هر كسى هرچه دارد؛ چه علم، چه امكانات، چه تكنولوژى و موجودى فنى او - وقتى كه ناگزير باشيم - اگر بتوانيم همه‏ى آنها را در خدمت هدفهاى خودمان قرار بدهيم، لحظه‏يى دريغ نخواهيم كرد. ما همه‏ى اينها را بايستى وسيله و پلى براى جوشيدن استعداد سازندگى از درون كشور قرار بدهيم. هرجا كه مى‏توانيم در داخل كشور توليد كنيم، بايستى اين را بر استفاده‏ى از مصنوعات خارجى ترجيح بدهيم. هر چيزى كه در داخل كشور توليد مى‏شود، براى ما مبارك‌تر از مشابه خارجى آن است؛ حتّى اندكى بهتر از آن كه از دست ديگرى و دروازه‏يى از دروازه‏هاى كشور وارد بشود.

فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با وزیر، جمعی از مسئولان و کارشناسان وزارت نفت و ... 12/9/1370


روشن‌نگری و تشخیص امام(ره)
جهاد سازندگى از جمله دستگاههايى است كه بيش از همه، ما را به ياد امام عزيزمان مى‏اندازد. چه‏قدر ايشان به اين مجموعه‏ى جوان و انقلابى و بااخلاص و كارآمد اهميت مى‏دادند، و چه‏قدر لذت مى‏بردند وقتى مى‏شنيدند جهاد سازندگى موفقيتهايى را در جبهه‏ى جنگ و مناطق دورافتاده‏ى روستايى به دست آورده است. آن دل بزرگ، از ديدن اين‏همه تلاش، پُر از اميد و شادى مى‏شد. تيزبينى و روشن‏نگرى و تشخيص آن عزيز، درست و بجا بود و مى‏دانست اين مجموعه كه از عناصر مؤمن و انقلابى و جوان و فعال و كارآمد و باسواد تشكيل يافته است، تا چه اندازه مى‏تواند براى كشور مفيد باشد.
شما كه عاشق امام بوديد و هستيد، شما كه رگ جانتان به امام وصل بود، شما كه ارتباط با او را هويت اصلى جهاد به حساب مى‏آورديد، بايد براى تعظيم روح و شادى آن پروازكرده به ملكوت اعلى‏، كه بى‏شك ناظر و نگران كارهاى ماست، از امروز تلاشتان را مضاعف كنيد.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت جهادگران جهاد سازندگی 20/3/1368

ایجاد و تأسیس نماز جمعه
يكى از بزرگترين كارهاى امام بزرگوارمان(رضوان‏اللَّه‏تعالى‏عليه)، همين ايجاد و تأسيس نمازهاى جمعه بود. نماز جمعه را ايشان به اين ملت دادند. سالهاى متمادى بود كه ما از نماز جمعه محروم بوديم، يا آن را نداشتيم. در جاهايى هم كه خيلى بندرت پيدا مى‏شد، آن تأثيرى را كه نماز جمعه مى‏توانست در حكومت اسلامى داشته باشد، قهراً نداشت. در جاهايى هم اصلاً افراد ناجورى بودند كه محل بحث نيست. اين، مسأله‏ى نماز جمعه است.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با ائمه‌ی جمعه‌ی سراسر کشور 7/3/1369


امام(ره) قوّت و عزّت مسلمین
من امروز چند حقيقت بديهى و روشن را عرض مى‏كنم و بعد از آن، يك نتيجه‏گيرى براى ملت ايران، و يك نتيجه‏گيرى براى همه‏ى ملتهاى مسلمان جهان خواهم كرد.
حقيقت اول كه كسى منكر آن نيست و هيچ منصفى نمى‏تواند آن را انكار كند، اين است كه امام بزرگوار ما به اسلام و مسلمين قوّت و عزت بخشيد. دشمنان اسلام، اسلام را ضعيف مى‏خواستند. آنها تلاش كرده بودند تا اسلام را از صحنه‏ى عمل، بلكه از ذهن ملتهاى مسلمان - چه برسد به غير آنها - خارج كنند؛ متأسفانه تا حدود زيادى هم موفق شده بودند. در اين سياست پليد، حكومتهاى فاسد و وابسته، با استكبار و شبكه‏ى جهانى دشمنان اسلام هماهنگى كامل داشتند.
امام بزرگوار با اين انقلاب، مسلمانان را نشاط بخشيد و اسلام را زنده كرد. امروز در كشورهاى بسيارى، اسلام آرزو و آرمان نسلهاى جوان و به‏پاخاسته و روشنفكر است. يك نمونه، فلسطين عزيز است. سالها به نام فلسطين حرف زده شد و مبارزه گرديد؛ اما ناكام و ناموفق. امروز ملت فلسطين، به نام اسلام مبارزه و مقاومت مى‏كند؛ لذا مبارزه از شكل سازمانها و گروهها و شخصيتها و سردمدارها، به ميان توده‏ى مردم كشيده شده است. چنين مبارزه‏يى، هرگز ناكام نخواهد شد. مبارزه‏ى مردمى اگر باقى بماند، بى‏شك در نهايت به پيروزى خواهد رسيد. اين، به بركت اسلامى بود كه امام نام آن را زنده كرد و وجدان اسلامى را در مسلمين بيدار نمود.
امروز در كشورهاى اسلامى شمال آفريقا، گروههايى به نام اسلام و با هدف ايجاد حكومت و نظام اسلامى مبارزه مى‏كنند؛ پيشرفت هم كرده‏اند. قبل از نهضت امام بزرگوار ما، چه كسى چنين چيزى را حتّى به خاطر مى‏گذرانيد؟ در شرق و غرب جهان اسلام، مسلمانان بيدار شده‏اند. اقليتهاى مسلمان در كشورهاى اروپايى و غير اروپايىِ داراى حاكميت كفر و الحاد، احساس شخصيت مى‏كنند. هويت و شخصيت اسلامى، در ميان مسلمانان زنده شد. اين، به بركت امام و حركت عظيم امام بود.

بصيرت و صبر در مبارزه، عامل موفقيت امام(ره) و امت‏
حقيقت دوم اين است كه آنچه امام بزرگوار و ملت شجاع ما را در راه اين مبارزه‏ى بزرگ موفق كرد، بصيرت و صبر بود - مقاومتى همراه با بصيرت - همان‏طور كه اميرالمؤمنين (عليه‏الصّلاةوالسّلام) فرمود: «و لا يحمل هذا العلم الّا اهل البصر والصّبر»(9). علت آن هم اين است كه امروز مبارزه با كفر خالص و شرك خالص نيست، تا مطلب روشن، و صف‏بنديها مجزا و جداى از هم باشد؛ بلكه امروز مبارزه با نفاق و دورويى و تزوير و شعارهاى توخالى و دروغ‌زنيها و لاف‌زنيهايى است كه بلندگوهاى استكبار را در همه‏ى انحاى عالم پُر كرده است. بسيارى دم از طرفدارى از حقوق بشر مى‏زنند و دروغ مى‏گويند. بسيارى دم از اسلام مى‏زنند و دروغ مى‏گويند. اسلام آنها، اسلام باب طبع و ميل سردمداران استكبار است. بسيارى دم از مساوات و برابرى انسانها مى‏زدند و مى‏زنند و دروغ مى‏گفتند و مى‏گويند. بنابراين، مبارزه در دوران كنونى، مبارزه‏يى دشوار است؛ هم به خاطر قدرت زر و زور استكبار، و هم به خاطر قدرت تبليغاتى و توجيه‏گر دروغگوييها و نفاقهاى استكبار و اياديش.
انسانهاى بى‏بصيرت، زود فريب مى‏خورند. همين امروز هم در دنيا آدمهاى دلسوزى هستند كه فريب خورده‏اند؛ دشمن را نشناخته‏اند و صف را تشخيص نداده‏اند. در ايران، امام عظيم‏الشأن ما، به بركت بصيرت مردم - كه با صبر و مقاومت آنها همراه بود - اين راه را طى كرد و به موفقيت رسيد. خود او، در ايجاد اين بصيرت و صبر در مردم، بزرگترين مؤثر بود. هرجا در انحاى عالم مبارزه‏يى صورت مى‏گيرد، حركتى مى‏شود، انسان دلسوزى در پى نجات توده‏هاى مردم حركت مى‏كند، بايد بداند كه اين راه، با هوشمندى و بصيرت و نيز با صبر و مقاومت طى‏شدنى است، و لاغير.

ايران اسلامى، مركز و محور حركت عظيم جهانى مسلمانان‏
حقيقت سوم اين است كه همه‏ى دنيا - هم توده‏هاى مسلمان و مستضعف و محروم عالم، و هم اردوگاه استكبار - تشخيص داده و فهميده‏اند كه كانون و محور و مركز اين حركتى كه امروز در جهت آرمانهاى اسلامى در دنيا مشاهده مى‏شود، جمهورى اسلامى است؛ لذا در درجه‏ى اول، همه‏ى دشمنيهاى عالم متوجه ماست. ما در لابلاى سخنان گرم و به‏ظاهر دوستانه، همواره نشانه‏هاى خصومت و كينه را مى‏شناسيم. ما مى‏دانيم كه استكبار نسبت به جمهورى اسلامى و شما ملت و اين امام بزرگوار، چه‏قدر دشمن است. دشمن چون او را زنده مى‏داند، يك سر سوزن از دشمنيش با او كم نشده است. اگر بوقهاى استكبارى و اردوگاه استكبار و دشمنان امام فكر مى‏كردند كه او مرده و تمام شده است، بعد از گذشت دو سال از رحلت جانسوز او، اين‏قدر با شخص او و با نام او دشمنى نمى‏كردند، كه امروز مى‏كنند.
ايران اسلامى، ايران امام، ايران انقلاب، مركز و محور حركت عظيم جهانى مسلمانان است، و به همين نسبت محور دشمنيهاست. اين، به‏جاى آن‏كه ما را غمگين كند، خوشحال مى‏كند؛ و به‏جاى آن‏كه ما را وحشت‏زده كند، اميدوار مى‏كند؛ چون نشان مى‏دهد كه ما قدرتمنديم و عليه منافع استكبار و منافع دزدان و غارتگران، همچنان تهديد بزرگى به شمار مى‏رويم. دشمنى استكبار، ما را مطمئنتر مى‏كند كه راهى را كه در حركت پيشرونده‏ى انقلاب و سازنده‏ى كشور و جامعه انتخاب كرده‏ايم، درست و موفق و صائب بوده است. اگر ما در حركتمان عليه منافع دشمنان بشريت و در جهت مصالح انقلاب و كشور، راه خطا را پيموده بوديم، دشمن اين‏قدر با ما دشمنى نمى‏كرد.
امروز همه‏ى تبليغات جهانى با شيوه‏هاى مختلف عليه ماست. ممكن است بعضى از راديوها و بعضى از دستگاههاى خبرى و تبليغاتى به ما صريحاً دشنام ندهند، اما اين دليل دوستى آنها نيست. آنها مى‏دانند كه دشنام صريحشان به ما، دل ملتهاى عالم را به ما بيشتر نزديك مى‏كند. به همين خاطر، به جاى دشنام صريح، تهمت مى‏زنند؛ خودشان را به ما نزديك، و ما را به خودشان خوشبين نشان مى‏دهند! اين هم از همان ترفندها و خباثتهاست.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم دومین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) 14/3/1370

آزادی و استقلال توأم با معنویت و اخلاق
هنر بزرگِ امام بزرگوار ما اين بود كه چارچوب محكمى را براى اين انقلاب به وجود آورد و نگذاشت اين انقلاب در هاضمه قدرتها و جريانهاى سياسىِ مسلّط هضم شود. شعار «نه شرقى، نه غربى، جمهورى اسلامى»، يا شعار «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» كه تعاليم امام و خطّ اشاره انگشت ايشان در دهان مردم انداخت، معنايش اين بود كه اين انقلاب متّكى به اصول ثابت و مستحكمى است كه نه به اصول سوسياليزمِ اردوگاه آن روز شرق ارتباطى دارد، نه به اصول سرمايه‏دارىِ ليبرال اردوگاه غرب. علّت اين‏كه شرق و غرب با اين انقلاب دشمنى كرده‏اند و سرسختى نشان داده‏اند، همين بود.
اين انقلاب بر پايه اصول مستحكمى بنا شد؛ هم اجراى عدالت را مورد نظر قرار داد، هم آزادى و استقلال را - كه براى ملتها از مهمترين ارزشهاست - مورد توجّه قرار داد، هم معنويت و اخلاق را. اين انقلاب، تركيبى از عدالتخواهى و آزاديخواهى و مردم‏سالارى و معنويت و اخلاق است؛

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ زائران حرم امام خمینی (ره)14/3/1381

امام(ره) و احیای حقایق فراموش شده اسلام
مهمترين كارى كه امام بزرگوار ما در سطح دنياى اسلام انجام داد، اين بود كه ابعاد سياسى و اجتماعى اسلام را احياء كرد. از روزى كه استعمار وارد كشورهاى اسلامى شد، همه تلاش استعمارگران و سلطه‏گران اين بود كه ابعاد سياسى و اجتماعى اسلام، عدالتخواهى، آزاديخواهى و استقلال‏طلبى اسلام را از اسلام حذف كنند. سلطه‏گران براى اين‏كه استيلاى خود را بر ملتها و منابع كشورهاى اسلامى هرچه بيشتر گسترش دهند، خود را ناچار مى‏ديدند كه ابعاد سياسى اسلام را از اسلام جدا كنند و اسلام را به معناى تسليم در مقابل حوادث، تسليم در مقابل اشغالگر و تسليم در مقابل دشمن ظالم و قوى پنجه تفسير كنند. امام حقايق فراموش‏شده اسلام را احياء كرد؛ عدالتخواهى اسلام را سرِ دست بلند كرد؛ ضدّيت اسلام را با تبعيض و اختلاف طبقاتى و اشرافيتها علنى كرد. از روز اوّل تا روزهاى آخر عمر، امام بزرگوار روى قشرهاى مستضعف، پابرهنه‏ها و محرومان تكيه كرد. بارها و بارها در آغاز تشكيل نظام اسلامى و در طول ده سال عمر با بركتش در مقام رهبرى نظام اسلامى، به مسؤولان و به همه ما تأكيد كرد كه بايد رعايت حال ضعفا را بكنيد؛ شما مرهون طبقه پابرهنه اين كشوريد. عزيزان من؛ ملت بزرگ ايران! هر جا و در هر موردى ما به اين توصيه امام توجّه نموديم و در برنامه‏ريزيها، قانونگذاريها، اجرا و عزل و نصبها، به اين نصيحت عمل كرديم، پيروزى نصيب ما شد....
در مورد مردم، مهمترين كارى كه امام كرد، اين بود كه مفهوم مردم‏سالارى را از چيزى‏كه طرّاحان دمكراسى غربى و عوامل آنها در صحنه‏هاى عملى مى‏خواستند نشان دهند، به‏كلّى دور كرد. سعى آنها اين بود كه اين‏طور القاء كنند كه مردم‏سالارى با دين سالارى و ديندارى سازگار نيست. امام اين مفهوم باطل را زايل كرد و مردم‏سالارى دينى - يعنى همان جمهورى اسلامى - را در دنيا مطرح نمود. او به زبان هم اكتفا نكرد؛ صرفاً استدلال فكرى هم نكرد؛ عملاً اين را نشان داد

فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در چهاردهمین سالگرد رحلت امام خمینی 14/3/1382

وظيفه ما در قبال راه و خط حضرت امام خمينی(ره)

دشمنان زخم‏خورده و كمين‏كرده‏ى انقلاب، سالها انتظار چنين روزهايى را كشيده‏اند و اكنون همچون خفاشانى كه غروب خورشيد را انتظار مى‏برند، در صدد تحركات خبيث و پليد خود مى‏باشند. اگرچه طوفان احساسات مقدس ملت، كه اين روزها همچون آتشفشانى فضاى كشور را گداخته، به بدخواهان و فتنه‏انگيزان داخلى و نيز به دشمنان كينه‏ورز خارجى، مجال هيچ‏گونه شرارت نخواهد داد و هر حركتى بر عليه نظام مقدس جمهورى اسلامى را، كه ارزنده‏ترين ميراث رهبركبير و فقيد ماست، به آتش خواهد كشيد، ولى حفظ آمادگى و هشيارى و حضور در صحنه و حساس بودن در برابر تحركات مشكوك، امروز از جمله‏ى فرايض عمومى است.
استكبار جهانى از لحظه‏ى پيروزى انقلاب اسلامى تاكنون، هرگز سوداى تضعيف، بلكه محو جمهورى اسلامى را از سر بيرون نكرده؛ همچنان كه از هيچ اقدام ممكن و مقرون‏به‏صرفه نيز در اين راه خوددارى نورزيده است، و تا آنگاه كه ملت و مسؤولان جمهورى اسلامى، پايبند به استقلال و عزت ملى و اصول اسلامى خود مى‏باشند، اين انگيزه را در خود نگاه خواهد داشت؛ منتها به فضل و مدد الهى و بنابر قوانين خلقت و تاريخ، در برابر عزم و اراده و آمادگى ملت، كارى از او ساخته نبوده و كيد و مكر او به جايى نرسيده است و به خواست خداوند، همواره نيز همين‏گونه خواهد بود؛ ان‏شاءاللَّه.
لذا اين‏جانب، از همه‏ى آحاد ملت و اقشار گوناگون مى‏خواهم كه حفظ آمادگى و هشيارى و توجه به توطئه‏هاى دشمنان را فريضه‏ى انقلابى خود بدانند و نيات پليد دشمنان را از موضعگيريهاى سياسى و تبليغاتى جهانى آنان و نيز از شايعه‏پردازيها و ايجاد مضيقه‏هاى اقتصادى كشف كنند و بدانند كه در صورت آمادگى و هشيارى، همه‏ى توطئه‏هاى دشمن خنثى مى‏گردد و پيروزى از آنِ ملت ايران خواهد بود.
همان‏طور كه رهبر كبير و عزيز ما بارها تكرار مى‏كردند و در وصيت‏نامه‏ى سياسى، الهى خود نيز بر آن تأكيد ورزيده‏اند، وحدت كلمه و وحدت صفوف ملت ما كه رمز پيروزى انقلاب بود، رمز بقا و سلامت و تداوم آن نيز هست. تقسيم شدن ملت به گروهها و دسته‏هاى متعارض و عمده كردن اختلافات كم‏اهميت و احساسات غيرمنطقى و به فراموشى سپردن اصول مهمى كه ميان همه‏ى ملت ما و لااقل ميان اكثريت عظيمى از آنان مشترك است، و به فراموشى سپردن حضور دشمن و خطرات جبران‏ناپذير ناشى از آن، بزرگترين فاجعه براى ملتى است كه مى‏خواهد حق تضييع‏شده‏ى خود را احيا كند و خود را از وابستگى به بيگانگان برهاند....

فرازی از پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به ملت شریف ایران در تجلیل از امام خمینی(ره) 18/3/1368


وفاداری به امام (ره) و حرکت در خط امام (ره)
اگر ما امام را دوست داريم - كه واقعاً همين‏گونه است و هيچ‏كس نمى‏تواند ترديد كند كه ملت ايران در عشق و محبت به امام صادق نيست - بايد راه و درس او را زنده نگهداريم و هدفهايش را، هدفهاى حقيقى و اصلى انقلاب به حساب آوريم و به سمت آنها حركت كنيم و هدف ديگرى از خودمان درست نكنيم. هدفهاى امام(ره) مشخص و روشن است و احتياج به كار زياد ندارد.
حال كه خداى متعال اين‏طور مقدر كرد كه بنده‏ى صالحش در نيمه‏ى اين راه بار را به ديگران بسپارد و به ملكوت اعلى‏ بپيوندد و در جوار او آرام بگيرد، ما نخواهيم گذاشت اين بار روى زمين بماند. بايد همه‏ى آحاد ملت - كوچك و بزرگ - مسؤولان در سطوح مختلف و هركس كه كارى در دستش است، اين نكته را حديث نفس خود كند و پيمان ببندد كه راه امام را ادامه دهد و به سمت هدفهاى او حركت كند. در اين صورت، عشق و محبت و ارادت و شاگردى ما نسبت به او صادق خواهد بود؛ والّا اگر در فراق او گريه كنيم و بر سر و سينه‏ى خود بزنيم، ولى راه او را از سمت ديگر ادامه دهيم، محبت و احترام و وفادارى ما صادقانه نخواهد بود. وفادارى اين است كه عيناً در همان خط و هدف او حركت كنيم و به بيراهه نرويم.

از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت با فرماندهان و اعضای کمیته‌های انقلاب اسلامی 18/3/1368


اخلاص امام(ره) عامل موفقیت
برادران عزيز! عامل اخلاص امام(ره) و رابطه‏ى او با خدا و نيز اخلاص مردم، تاكنون ما را به اين‏جا رسانده است؛ بعد از اين هم بايد همين‏گونه باشد. اگر هدفها و راه ما، هدفها و راه امام است، وسايل ما هم بايد وسايل امام باشد. وسيله‏ى امام(ره)، كمك گرفتن از خدا بود. بياييد از خدا كمك بگيريم. اين كار، با زبانِ تنها ميسر نيست؛ بلکه با خلوص و اخلاص عمل و ترک گناه و ...

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت با فرماندهان و اعضای کمیته‌های انقلاب اسلامی 18/3/1368


پیمان ما با راه امام خمینی (ره)
ما با خدا پيمان بسته‏ايم راه امام خمينى(اعلى‏اللَّه‏قدره) را كه راه اسلام و قرآن و راه عزت مسلمين است، دنبال كنيم. سياست «نه شرقى و نه غربى»، حمايت از مستضعفان و مظلومان، دفاع از وحدت و حركت امت بزرگ اسلامى و فايق آمدن بر عوامل اختلاف و دوگانگى مسلمين در سطح جهان، و مجاهدت براى ايجاد مدينه‏ى فاضله‏ى اسلامى، و تكيه بر جانبدارى از قشرهاى محروم و كوخ‏نشين، و به كار گرفتن همه‏ى عوامل و امكانات براى بازسازى كشور در سطح داخلى كشور، خطوط اصلى برنامه‏هاى ماست. هدف اصلى از اين‏همه، زنده كردن دوباره‏ى اسلام و بازگشت به ارزشهاى قرآن است و ما يك سر مو از اين هدف عقب نخواهيم نشست.

فرازی از پیام مقام معظم رهبری به حجاج بیت‌الله الحرام 14/4/1368


درس امام به امت: اتصال به خدا و ایمان مردم به اسلام و وحدت کلمه
جمله‏اى در وصيت‏نامه‏ى امام عزيزمان هست كه هرگز نبايد آن را فراموش كنيم. ايشان فرمودند: آن عاملى كه انقلاب را به پيروزى رساند، همان عامل، انقلاب را تداوم خواهد داد. يعنى اتكال به خدا و ايمان مردم به اسلام و تصميم قاطع بر انجام وظيفه‏ى الهى و اسلامى و وحدت كلمه، رمز پيروزى و تداوم انقلاب است. اين، يك درس هميشگى براى همه‏ى ماست.
امروز شاهديم كه بر كشور ما، وحدت و صميميت و صفاى همگانى حاكم است. اين، حادثه‏اى بسيار عظيم و از بركات روح مطهر امام بزرگوار ماست. اخلاص آن مرد بزرگ الهى، بعد از رحلت او هم در فضاى اين جامعه اثر گذاشت و دلها را به هم انس داد و پيوندها را محكم كرد. اتحاد كلمه و همراهى شما مردم با هم و پيوند محكمى كه بين شما و مسؤولان ابراز شد، همه‏ى دنيا آن را ديدند و باعث يأس دشمنان گرديد.
با ورود امام به صحنه‏ى داخلى كشور در سال 57، انقلاب طراوت ديگرى يافت و برگ و بارى پيدا كرد و ثمربخش شد. لطف خدا بر امام بود كه در وجودش اين بركات را قرار داد. روح مطهر او در هنگام وفات و عروج ملكوتيش نيز مشمول بركات و لطف الهى شد و موجب گرديد تا انقلاب در ايام رحلت آن بزرگوار هم مثل روزهاى اول پيروزى، برگ و بار تازه‏تر پيدا كند و از هيمنه و هيبت برخوردار بشود و دشمنان را مأيوس كند.
ما امروز به بركت امام(ره) مى‏توانيم از موضع قدرت و قوّت با دنيا حرف بزنيم. هيچ‏كس در دنيا نبايد تصور كند كه جمهورى اسلامى اندكى در خود احساس ضعف مى‏كند. به فضل پروردگار، ما امور داخلى خودمان را با قوّت و اعتمادبه‏نفسِ كامل پيش خواهيم برد و ارتباطات خارجى را تا آن‏جا كه با اصول ما منطبق باشد و براى اسلام و مسلمين و ملت ايران و انقلاب و جمهورى اسلامى مقرون به صلاح و صرفه باشد، با قوّت و قدرت و از موضع بالا گسترش خواهيم داد.
اين جمله را كه امام بزرگوارمان بارها و بارها روى آن تاكيد مى‏كردند، به ياد داشته باشيد كه: رمز همه‏ى پيروزيها، وحدت كلمه و حضور در صحنه است. اگر وحدت كلمه و حضور مردم در صحنه نباشد، ملت ايران نخواهد توانست گامى به جلو بگذارد؛ ولى اگر همه‏ى مردم اين رمز را شناختند و حفظ كردند، البته خداوند به آنها كمك خواهد كرد. اين وعده‏ى الهى است كه: «والّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا»، «من‏كان للَّه‏كان‏اللَّه له». اينها وعده‏ى حق و صدق و قطعى الهى است.
بحمداللَّه خدا با ملت ايران است و وجود بزرگوار آن رهبر عالى‏قدر و انسان والا و بى‏نظير، واقعاً بزرگترين نعمتها براى ما بوده است. امروز هم كلمات و نصايح او كه براى ما باقى مانده، بزرگترين نعمت براى ماست؛ چون كلمات خدا و انبياست و بايد قدرشان را بدانيم و ان‏شاءاللَّه به آنها عمل كنيم.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت روحانیون، مسئولان و مردم استان خوزستان 21/4/1368


لزوم مرور و تدبر در درسهای امام(ره)
امروز بزرگترين وظيفه‏ى ما ملت ايران كه مريدان قديم و اولين ياران امام‏خمينى(ره) بوديم، اين است كه درسهاى آن امام بزرگوار را مرور كنيم. شخصيت عظيم رهبر كبير انقلاب و جوهر درخشانى كه همه‏ى دنيا را تحت تأثير قرار داد، در درسها و بيانات و رهنمودهاى او آشكار شده است. البته همه‏ى ما با شناخت كامل آن شخصيت عظيم خيلى فاصله داريم و بدون مبالغه و اغراق بايد گفت كه هنوز ابعاد بسيارى ازشخصيت آن روح ملكوتى و انسان بزرگ و والا براى ما شناخته‏شده نيست.
ما از نزديك قضايا را مى‏ديديم و همه‏ى كسانى كه از چنين فاصله‏يى در كنار وقايع قرار مى‏گيرند، به آسانى قدرت جمع‏بندى ندارند. جمع‏بندى آن شخصيت و تحليل ابعاد گوناگون آن انسان بزرگ و والا، قدرى تدبر و تأمل لازم دارد، كه به اين زوديها براى ما كه در عصر امام و نزديك به او بوديم، ميسر نخواهد شد؛ ولى بيانات آن بزرگوار براى ما درس است، و درس چيزى است كه در دسترس و اختيار ماست.
تدبر در درسهاى آن بزرگوار، خواهد توانست ما را با ابعاد شخصيت آن راحل عظيم‏الشأن آشنا كند و راه را بر ما بنماياند. اين درسها را نمى‏شود در چند جمله خلاصه كرد. در هر بخشى از زمان و در هر حادثه‏يى از حوادث، يكى از آن درسها مى‏تواند به عنوان رهنمود راهگشاى ما باشد.
با توجه به شرايطى كه امروز در جهان براى كشور ما و موقعيت عظيم ملت ايران در اذهان عالم به وجود آمده است، درس بزرگ امام عزيزمان عبارت است از قدردانى از وحدت و انسجامى كه به اراده‏ى الهى براى ما پيش آمد. امروز دلهاى ملت ايران از غالب اوقاتِ دوران دهساله‏ى انقلاب به هم نزديكتر است؛ اين هم از بركات روح ملكوتى امام بزرگوارمان بود.

از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت با روحانیون، مسئولان و مردم استان زنجان و نهاوند و کاشمر و ... 15/4/1368

اكنون در كنار خاطره‏ى تلخ چهاردهم خرداد، اين واقعيت شيرين در برابر چشم ماست كه امام راحل، اگر نه به جسم، اما با فكر و راه و وصيت هميشه‏زنده‏ى خود در كنار ماست و زنده است و به فضل و قدرت خدا، هيچ قدرتى نخواهد توانست اين حضور و اين حيات را سلب كند و جمهورى اسلامى را از پدر و بنيانگذار و معلم بزرگ خود جدا سازد.

فرازی از پیام مقام معظم رهبری به مناسبت دومین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی 13/3/1370

خاطراتی از دوران حیات امام(ره)

خدا مى‏داند كه در طول اين ده سال، فكر چنين روزى، هميشه دل ما را لرزانده بود. نمى‏دانستيم دنياى بدون «خمينى» چگونه قابل تحمل است. به همين خاطر، چندين بار به ايشان عرض كردم: دعاى بزرگ من در پيشگاه خدا اين است كه من قبل از شما بميرم.
در همان روز تلخ كه حال امام مساعد نبود، من جمعى از اعضاى شوراى بازنگرى قانون اساسى را دعوت كردم و به آنها گفتم كه حال امام خوب نيست؛ كار بازنگرى را قدرى تسريع كنيم و مژده‏ى اتمام آن را به ايشان در بيمارستان بدهيم، تا دل امام شاد شود. واقعاً از تصور آن چيزى كه ممكن بود پيش آيد، قلب من مى‏لرزيد؛ صدايم شكست و نتوانستم حرفم را تمام كنم. شايد چند ساعت بعد از آن بود كه اطلاع پيدا كرديم اين وديعه‏ى الهى و اين گوهر ارزنده را از دست داده‏ايم.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت گروه کثیری از فرماندهان و اعضای سپاه 17/3/1368


سخت‏ترين كار اين است كه درباره‏ى فقدان امام عزيز و جان ملت سخن بگوييم. حقيقتاً همه‏ى ما يتيم شديم. ده سال پيش كه ايشان دچار عارضه‏ى قلبى شدند، با جمعى از دوستان - كه امروز بسيارى از آنها جزو شهدا هستند و در جوار رحمت الهى آرميده‏اند - خود را در آن هواى سرد و برفى به قم رسانديم و آن وجود عزيز را كه حيات انقلاب مرهون او بود، به تهران آورديم و در بيمارستان قلب بسترى كرديم. چه روزهاى سختى گذشت و چه دلهره‏ها و نگرانيهاى غيرقابل توصيفى را پشت سر گذاشتيم.
از آن روزها تا پايان حيات ايشان، دايماً نگران اين حادثه‏ى تلخ بوديم و بارها به پروردگار متعال عرض مى‏كرديم كه دعاى شوق‏انگيز امت مؤمن و مخلص ما به درگاه تو، سلامت و بقاى اين قلب تپنده است؛ با بزرگوارى خود، دعاى امت ما را مستجاب كن. هروقت تصور فقدان اين موجود عظيم و عزيز را مى‏كرديم، واقعاً دنيا براى همه‏ى ما بى‏معنى و تاريك جلوه مى‏كرد. امروز ما در مقابل چنين مصيبت بزرگ و سختى قرار داريم، كه حقيقتاً حادثه‏يى جانكاه و باورنكردنى است و با هيچ مصيبت ديگرى قابل مقايسه نيست.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فرماندهان و اعضای کمیته‌های انقلاب اسلامی 18/3/1368


همه‏ى شما ديديد كه در پايان وصيت‏نامه‏ى ايشان، به مواردى اشاره شده بود كه امام قبلاً نسبت به طرح آنها سكوت كرده بودند. در زمان بنى‏صدر كه من خدمت امام(ره) رسيده بودم، ايشان مى‏گفتند: حرفهايى كه او از قول من مى‏گويد، همه‏اش خلاف واقع است و حقيقت ندارد. بنابراين، هر حرفى كه زده مى‏شد، فوراً او را نمى‏آشفت و تحريك نمى‏كرد و در صدد پاسخ سريع برنمى‏آمد. اين متانت، بردبارى، حلم، تسلط بر نفس و سعه‏ى صدر، در هركس كه باشد، از او يك انسان بزرگ خواهد ساخت. درعين‏حال اگر امام(ره) آن عوامل اصلى معنويت، ارتباط با خدا، كار براى رضاى او، تقوا و انجام تكليف را نمى‏داشت، نه انقلاب به پيروزى مى‏رسيد، نه شما مردم اين‏گونه عاشقش مى‏شديد، نه مى‏توانست اين طوفان را در دنيا به وجود آورد، و نه قادر بود در مقابل تهديد و ارعاب دشمن، مثل كوه بايستد.
در همين خصوص خاطره‌اى در ذهنم مانده است كه نقل مى‏كنم: چند روز قبل از پايان سال 65 كه خدمت امام بوديم، چون يكى از روزهاى فروردين 66 با ولادت يكى از ائمه(ع) مصادف مى‏شد، من و ... و حاج احمد آقا اصرار كرديم كه ايشان در حسينيه‏ى جماران با مردم ديدارى داشته باشند. امام استنكاف كردند و قاطع گفتند: حالش را ندارم. من در ايام نوروز به مشهد رفته بودم ... در همان روزها، ناگهان قلب امام مشكلى پيدا مى‏كند و چون حاج احمدآقا - كه حق بزرگى بر گردن همه‏ى ملت دارد و امام را در اين چند سال حفظ كرد - همه‏ى وسايل را براى بهبود امام(ره) مهيا كرده بود، فوراً به وضعيت جسمى ايشان رسيدگى شد و خطر برطرف گرديد.
وقتى در بيمارستان بر بالين ايشان حاضر شدم، عرض كردم: چه‏قدر خوب شد كه آن شب اصرار ما را براى ملاقات با مردم نپذيرفتيد؛ والّا اگر خبر اين ملاقات اعلام مى‏شد، مردم به زيارت شما مى‏آمدند و آن‏وقت شما با اين حال نمى‏توانستيد مردم را ملاقات كنيد و انعكاس آن در دنيا خوب نبود. اين كار شما، خواست خداوند و كمك الهى بود و در آن زمان تصميم بجايى گرفتيد. ايشان در پاسخ من گفتند: آن‏طور كه من فهميدم، مثل اين‏كه از اول انقلاب تا حالا، يك دست غيبى در همه‏ى كارها دارد ما را هدايت و پشتيبانى مى‏كند.
معنويت مردم و خانواده‏ى شهدا و اخلاص رزمندگان در جبهه‏ها، امام را به هيجان مى‏آورد. من چند بار گريه‏ى امام را - نه فقط به هنگام روضه و ذكر مصيبت - ديده بودم. هر دفعه كه راجع به فداكاريهاى مردم با امام صحبت مى‏كرديم، ايشان به هيجان مى‏آمدند و متأثر مى‏شدند. مثلاً موقعى كه در محل نماز جمعه‏ى تهران، قلكهاى اهدايى بچه‏ها به جبهه را شكسته بودند و كوهى از پول درست شده بود، امام(ره) در بيمارستان با مشاهده‏ى اين صحنه از تلويزيون متأثر شدند و به من كه در خدمتشان بودم، گفتند: ديدى اين بچه‏ها چه كردند؟ در آن لحظه مشاهده كردم كه چشمهايشان پُر از اشك شده است و گريه مى‏كنند.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت با فرماندهان و اعضای کمیته‌های انقلاب اسلامی 18/3/1368


ايشان تا آخرين لحظات حياتشان، ذكر و نماز و دعا را از دست ندادند. حاج احمدآقا فرزند عزيز حضرت امام مى‏گفتند: پيش از ظهر روز آخر حيات امام(ره)، ايشان روى تخت دايماً نماز مى‏خواندند. مدتى گذشت، بعد پرسيدند: ظهر شده است؟ گفتم: بلى. آن وقت خواندنِ نماز ظهر و عصر با نوافلش را شروع كردند. بعد از اتمام نماز، مشغول ذكر گفتن شدند و تا لحظاتى كه در حالت اغما بسر مى‏بردند، مرتب پشت سر هم مى‏گفتند: «سبحان‏اللَّه والحمدللَّه ولااله‏الّااللَّه واللَّه‏اكبر، سبحان‏اللَّه والحمدللَّه ولااله‏الّااللَّه واللَّه‏اكبر». اين كار براى ما درس است. ما كه رهبرمان را دوست داريم، بايد به كارها و روحيات او توجه كنيم و از آن درس بگيريم.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت با فرماندهان و اعضای کمیته‌های انقلاب اسلامی 18/3/1368


او هميشه بر مردم و ملتها تكيه مى‏كرد. در سفرى كه مى‏خواستم به خارج از كشور بروم، خدمت امام بزرگوارمان رفتم. در آن زمان جريانى وجود داشت، كه به ايشان گفتم در دنيا نسبت به اين جريان عليه ما خيلى حرف است. (البته مى‏خواستم به ايشان گزارش بدهم؛ والّا من هم هيچ رعب و خوفى از آن جنجالهاى جهانى نداشتم و بعداً هم وارد آن ماجرا شدم). ايشان تمام خبرهاى دنيا را هميشه به صورت نزديك و نقد در اختيار داشتند و غالباً خبرهاى جهانى را زودتر از ديگران به دست مى‏آوردند. امام(ره) در پاسخِ من با لبخند رضايتى گفتند: بلى، اطلاع دارم؛ اما همه‏ى ملتها با ما هستند. واقعاً همين‏طور بود كه ايشان مى‏فرمودند. در همان سفر، آن‏چنان حضور ملتها در كنار ما آشكار شد كه همه را مبهوت كرد. بنابراين، او هم دوستانش را مى‏شناخت، و هم دشمنانش را. از دوستانش منتفع مى‏شد و به آنها اعتماد و تكيه مى‏كرد. بزرگترين دوستانش شما ملت وفادار بوديد، و امام چه خوب شما را شناخته بود.

فرازی از خطبه‌های نماز جمعه 24/4/1368


در دوران مسؤوليت ممتدى كه از روزهاى اول انقلاب داشتم، بارها به ياد اين جمله‏ى اميرالمؤمنين(عليه‏الصّلاةوالسّلام) مى‏افتادم كه مى‏فرمايد: «اذا اشتدّ بنا الحراق التجينا برسول‏اللَّه». اميرالمؤمنين مى‏فرمايند: وقتى در جنگها كار بر ما سخت مى‏شد و احساس مى‏كرديم كه در مقابل حادثه ضعيفيم، به رسول خدا پناه مى‏برديم. وقتى اين جمله‏ى اميرالمؤمنين(صلوات‏اللَّه‏عليه) به يادم مى‏آمد، مى‏ديدم بر وضع ما نيز صادق است.
مكرّر اتفاق افتاد كه سر قضاياى مختلف، با برادران مسؤول مى‏نشستيم و فكرهايمان را تبادل مى‏كرديم و مشكل را در مجموعه‏يى مى‏گذاشتيم و خدمت امام(ره) مى‏برديم و او بود كه با نظر صايب و اراده‏ى قوى و ايمان و توكل بى‏نظير خود، مشكل را حل مى‏كرد. خدا شاهد است كه در مدت عمر خود، كسى را در اين حد از توكل و حسن‏ظن به خدا نديده و نشنيده‏ام. او، مشكل را حل و گره را باز مى‏كرد. امروز، اين پدر خانواده و آن متّكاى محكم و كسى كه خاطرمان آسوده بود كه در مشكلات، به او مراجعه خواهيم كرد، در ميان ما نيست.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری 12/5/1368


مادر اسيرى - نمى‏دانم در تبريز بود، يا در جاى ديگر - به من گفت كه بچه‏ام اسير بود، امروز خبر آمد كه شهيد شده است. شما برو به امام بگو كه فداى سرتان، من ناراحت نيستم. اين زن، وضع خيلى عجيبى داشت. ديدم جمعيت را مى‏شكافد و مى‏آيد. نمى‏گذاشتند بيايد؛ من گفتم بگذاريد بيايد، ببينم چه مى‏گويد. آمد اين حرف را زد. از اين حرف، من خيلى تحت تأثير قرار گرفتم. وقتى كه خدمت امام آمدم، يادم هم رفت اول بگويم؛ بعد كه بيرون آمدم، يادم آمد. به يكى از آقايانى كه در آن‏جا بود، گفتم به امام عرض بكنيد، يك جمله ماند. ايشان، پشت درِ حياط اندرونى آمدند، من هم به آن‏جا رفتم. وقتى حرف آن‏ زن را گفتم، امام آن‏چنان چهره‏يى نشان دادند و آن‏چنان رقتى پيدا كردند و گريه‏شان گرفت كه من از گفتنش پشيمان شدم.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای ستاد برگزاری مراسم اولین سالگرد ارتحال امام خمینی 1/3/1369


او براى خودش هيچ چيز نمى‏خواست. براى تنها پسرش - كه عزيزترين انسانها براى امام، مرحوم حاج احمد آقا بود و ما بارها اين را از امام شنيده بوديم كه مى‏فرمود اعزّ اشخاص در نظر من ايشان است - در ده سال آن حكومت و آن زمامدارى و رهبرى بزرگ، يك خانه نخريد. ما مكرّر رفته بوديم و ديده بوديم كه عزيزترين كس امام، در آن باغچه‏اى كه پشت حسينيه منزل امام بود، داخل دو، سه اتاق زندگى مى‏كرد. آن بزرگوار براى خود، زخارف دنيوى و ذخيره و افزون‏طلبى نداشت و نخواست؛ بلكه بعكس، هداياى فراوانى برايش مى‏آوردند كه آن هدايا را در راه خدا مى‏داد. آنچه را هم كه داشت و متعلّق به خود او بود و مربوط به بيت‏المال نبود، براى بيت‏المال مصرف مى‏كرد. همان آدمى كه حاضر نبود آن روز با ده پانزده ميليون تومان خانه قابل قبولى براى پسرش بخرد - ولو از مال شخصى خودش - صدها ميليون تومان مال شخصى خود را براى نقاط مختلف - براى آبادانى، براى كمك به فقرا، براى رسيدگى به سيل‏زدگان و جاهاى مختلف ديگر - صرف مى‏كرد. ما اطلاع داشتيم كه در مواردى پولهاى شخصى خود امام بود كه به اشخاصى داده مى‏شد، تا بروند آنها را مصرف كنند؛ اينها هدايايى بود كه مريدان و علاقه‏مندان و دوستان براى امام آورده بودند.
آن مردى كه چهره باصلابتش دشمنانِ ملت ايران را مى‏ترساند و به خود مى‏لرزاند - آن سدّ مستحكم و كوه استوار - وقتى كه مسائل عاطفى و انسانى پيش مى‏آمد، يك انسان لطيف، يك انسان كامل و يك انسان مهربان بود. من اين قضيه را نقل كرده‏ام كه يك وقت در يكى از سفرهاى من، خانمى خودش را به من رساند و گفت از قول من به امام بگوييد كه پسرم در جنگ اسير شده بود و اخيراً خبر كشته شدن او را برايم آورده‏اند. من پسرم كشته شده، اما برايم اهميت ندارد؛ براى من سلامت شما اهميت دارد. آن خانم اين جمله را در اوج هيجان و احساس به من گفت. من خدمت امام آمدم و داخل رفتم. ايشان سرِ پا ايستاده بود و من همين مطلب را برايش نقل كردم؛ ديدم اين كوه استوار و وقار و استقامت، مثل درخت تناورى كه ناگهان بر اثر توفانى خم شود، در خود فرورفت. مثل كسى كه دلش بشكند؛ روح و جان و جسم او تحت تأثير اين حرف مادر شهيد قرار گرفت و چشمانش پُر از اشك شد!

فرازی از خطبه‌های نماز جمعه 14/3/1378

شبى در يك جلسه خصوصى، با دو سه نفر از دوستان، منزل مرحوم حاج احمدآقا نشسته بوديم؛ ايشان هم نشسته بود. يكى از ما گفتيم: آقا شما مقامات معنوى داريد، مقامات عرفانى داريد؛ چند جمله‏اى ما را نصيحت و هدايت كنيد. آن مردِ با عظمتى كه آن گونه اهل معنا و اهل سلوك بود، در مقابل اين جمله ستايش‏گونه كوتاه يك شاگردش - كه البته همه ما مثل شاگردان و مثل فرزندان امام بوديم؛ رفتار ما مثل فرزند در مقابل پدر بود - آن چنان در حال حيا و شرمندگى و تواضع فرو رفت كه اثر آن در رفتار و جسم و كيفيّت نشستن او محسوس شد! در حقيقت ما شرمنده شديم كه اين حرف را زديم كه موجب حياى امام شد. آن مرد شجاع و آن نيروى عظيم، در قضاياى عاطفى و معنوى، اين‏گونه متواضع و با حيا بود.

فرازی از خطبه‌های نماز جمعه 14/3/1378




مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی - دفترحفظ ونشرآثارحضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای (مدظله العالی)