
حضرت آیتالله خامنهای: «بعثت پیغمبر، مظهر تمدّن واقعی بشر است؛ یعنی اگر بشریّت بخواهد به بهترین وجه زندگی کند، باید با برنامهای که در بعثت ارائه شد [زندگی کند]؛ با آن برنامه است که میتواند خوب زندگی کند.» ۱۴۰۴/۱۰/۲۷
«اقدام سریع در برابر تعرض دشمن»، «برقراری پیماننامه با گروهها» و «مقابله با فتنههای داخلی» از جمله راهبردهایی است که رسول اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلم در راستای تأمین امنیت جامعه اسلامی به کار میبست. در ادامه این راهبردها به همراه مثالهای تاریخی تبیین شده است.
رسانهی KHAMENEI.IR به همین مناسبت در این یادداشت به بررسی راهبردهای نبوی در مواجهه با دشمنان داخلی و خارجی و تأمین امنیت پایدار جامعه پرداخته است.
با وجود اقتدار روزافزون جمهوری اسلامی ایران پس از مواجهه عزتمندانه با هجمه نظامی دشمن و فائق آمدن بر فتنه دیگر آمریکایی-صهیونی اخیر، همچنان ضروری است تا نخبگان با اتکا به آموزههای فرستادگان الهی، راهبردها و راهکارهای خود را در مواجهه با دشمنیهای بیپایان نظام سلطه مطابقت دهند. به ویژه آن که نبی اکرم
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم در دوره حکمرانی خود و با تصمیمات و اقدامات به هنگامشان بارها نقشه دشمنان را که قصد ایجاد یک برزخ امنیتی و ایجاد رخوت و ناامیدی در مسلمانان داشتند را برملا نمودند.
مراجعه به آموزههای نبوی با عنایت به فرمایشات و تأکید رهبر معظم انقلاب اهمیت دوچندان پیدا میکند. ایشان تأکید نمودند: «روحیهی کار و تلاش را غلبه بدهیم بر حالت «نه جنگ، نه صلح» که دشمن میخواهد بر ما تحمیل کند. یعنی یکی از ضررها و خطرهای کشور همین حالت «نه جنگ، نه صلح» است که خب خوب نیست، فضای خوبی نیست.»
۱۴۰۴/۰۶/۱۶
باید بدانیم که مراجعه به ادبیات رایج علوم سیاسی و روابط بینالملل نیز برای مواجهه با چنین وضعیتی از توانایی کافی برای تبیین نقش مؤثر عوامل معنوی، اخلاقی و آرمانهای هویتبخش در بسیج اراده ملّی برخوردار نیست و بالعکس، بافت و وضعیت فرهنگی ایران اسلامی ما را وا میدارد تا به راهبردهایی که نبی اکرم
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم برای عبور از این وضعیت منظور داشتهاند، مراجعه نماییم. همین راهبردهای کلان که در ادامه خواهد آمد میتواند مسیر پیشِ روی خواست و حرکت نخبگان را تا حد زیادی روشن کند و شرایط کنونی را فرصتی برای قوی شدن و پیشرفت جمهوری اسلامی ایران مبدّل نماید.
۱. راهبرد تأمین امنیت پایدار و بازدارندگی فعّال
نخستین درسی که از نبی اکرم میآموزیم آن است که در وضعیت کنونی کشور، یکی از خطرناکترین امور، غفلت از آمادگی دفاعی و سادهانگاری در تهدیدات دشمن خواهد بود. پیامبر اکرم
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم با درک این واقعیت، راهبردی را در پیش گرفتند که در آن، بازدارندگی فعّال نقش محوری را داشت. بررسیها نشان میدهد که اقدامات بازدارنده ایشان در شرایط مورد نظر، تنها در حالت انفعالی و نمایش قدرت خلاصه نمیشد، بلکه شامل نظارت مستمر بر تحرکات دشمن و واکنش به موقع، مؤثر و قاطع به هرگونه احساس تعرض در کوچکترین سطح بود. همین وجه از روحیه و اقدامات نبی اکرم
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم است که منجر به این تعبیر از سوی رهبر انقلاب اسلامی شده است که فرمودند: «اخلاق حکومتی پیامبر چنین است که در مقابل وسوسههای دشمن، هوشیار بودند.»
۱۳۷۹/۰۲/۲۳
به نظر می رسد راهبرد مورد نظر از سوی پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم، دو هدف اصلی را دنبال میکرد: نخست، القای این پیام به دشمن که هرگونه اقدام با پاسخ سریع و سخت مواجه خواهد شد و دوم، ایجاد حس امنیت و اطمینان در درون جامعه اسلامی و جلوگیری از بروز رخوت و بیعملی.
برای نمونه در سالهای اولیه هجرت، زمانی که هنوز درگیری تمامعیاری با قریش رخ نداده بود، اما تهدید آنان به خوبی احساس میشد، پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم دست به سلسله اعزامهایی زدند که اگرچه عموماً به درگیری منجر نشد، اما نقش حیاتی در نظارت و کنترل تحرکات دشمن ایفا کرد.
سریههایی مانند سریه حمزة بن عبدالمطلب، سریه عبیدة بن حارث و سریه سعد بن ابیوقاص، همگی در فضایی انجام شد که جنگ مستقیمی در جریان نبود، اما احتمال آن وجود داشت. همچنین، یکی از بارزترین مصادیق این راهبرد، واکنش سریع و قاطع پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم به هرگونه تعرض محدود دشمن بود. هنگامی که به ایشان خبر رسید کرز بن جابر فهری به مسلمانان تعرض کرده است، حضرت بلافاصله و خود شخصاً به تعقیب مهاجمان پرداختند. این اقدام نشان میداد که حکومت اسلامی کوچکترین تعرضی را تحمل نخواهد کرد و پاسخی سریع و سخت را به دشمن میدهد.
۲. راهبرد عقد پیمانهای هوشمند و متحدسازی
در کنار آمادگیهای نظامی، یکی از پیچیدهترین و در عین حال مؤثرترین راهبردهای پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم در مدیریت وضعیت مشابه ما -از حیث مداخلات و هجمه های دشمن- دیپلماسی فعال و عقد پیمانهای راهبردی با گروههای همراه و مقاوم بود.
این پیمانها ابزاری هوشمندانه برای متحدسازی، انزوای دشمنان اصلی، تأمین امنیت جبهه داخلی و زمینهسازی برای گسترش آینده اسلام محسوب میشدند. بررسیها نشان میدهد که پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم با درک و اطلاع دقیق از ابعاد روابط گروهها در درون مدینه، روابط بین قبیلهای و حتی چگونگی موازنه قوا در منطقه، از این پیمانها برای تغییر تدریجی فضای سیاسی به نفع مسلمانان استفاده میکردند.
برای نمونه میتوان به پیماننامه مدینه اشاره نمود که نمونهای بینظیر از مدیریت تنوع و ایجاد امنیت داخلی در یک فضای پرتنش است. مدینه شهری متشکل از قبایل مختلف و همچنین یهود بود که پیشینه طولانی از خصومتهای داخلی با یکدیگر را نیز داشتند.
پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم به جای حذف یا نادیده گرفتن هر یک از این گروهها، با انعقاد این پیمان، چارچوبی برای همزیستی و ایجاد یک امت واحد تعریف کردند. مفاد این پیمان، از جمله شکلگیری امت واحده، پاسخگویی جمعی در برابر ناهنجاریها، همبستگی در مقابل متجاوزان خارجی و محوریت تصمیمگیری پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم در اختلافات، باعث شد تا مدینه از یک شهر با امکان پراکندگی و تعارض، به پایگاهی مستحکم برای اسلام تبدیل شود. این پیمان در حقیقت، مؤلفه اجتماعی-روانشناختی وضعیتی که دشمن در تلاش برای ایجاد رعب و هراس است را با ایجاد اعتماد و انسجام داخلی تقویت میکرد. جا دارد در اینجا به این فرمایش رهبر معظم انقلاب اشاره نماییم که فرمودند یکی از فصول زندگی رسول اکرم
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم این بود که فضای بیتفاوتی را، به فضای محبت و همکاری و برادری و ایجاد یک مجموعهی همکار با یکدیگر تبدیل کند.
۱۳۶۸/۰۷/۲۸
اقدام مهم دیگر که میتوان در تبیین نگرش پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم کمک کند پیمان با قبایل اطراف مدینه و روابط منطقهای است. پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم در این جهت، به گسترش دایره امنیت خود پرداختند. عقد پیمان با قبیله بنیضمره در منطقه ابواء، نمادی از این سیاست است.
بستن چنین پیمانهایی به معنای شکستن حلقه محاصره قریش و کاستن از متحدان بالقوه آنان بود. متن این پیمان که بر اساس گزارشها شامل تعهد دو طرف به یاری یکدیگر در برابر دشمنان بود، نشان میدهد که پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم به دنبال ایجاد یک اتحاد دفاعی بودند، نه صرفاً یک توافقنامه عدم تعرض. اینگونه پیمانها، امنیت راهبردی منطقه را افزایش میداد و فضای مانور بیشتری به پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم در مواجهه با دشمن اصلی، به وجود میآورد.
۳. راهبرد مقابله قاطع با نقض پیمانها و فتنهانگیزیهای داخلی
راهبرد مؤثر دیگری که نبی اکرم
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم اتخاذ میکردند و میتواند ناظر به شرایط کنونی کشور باشد، راهبرد وفاداری همپیمانان و ثبات داخلی است. پیامبر اکرم
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم با وجود مدارا و انعطاف در عقد پیمانها، در برابر هرگونه نقض عهد و فتنهانگیزی که امنیت جامعه اسلامی را تهدید میکرد، با قاطعیت کامل عمل مینمودند. این قاطعیت مبتنی بر حکمت و مصلحتاندیشی بود تا هم پیام روشنی به تمام بازیگران داخلی و خارجی بدهد که عهدشکنی هزینه دارد، و هم مانع از نفوذ و گسترش فتنه در پناه ابهام وضعیت موجود شود. رهبر انقلاب این ویژگی پیامبراکرم
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم را به شخصیتی شجاع که هیچ جبهه عظیمی از دشمن، او را متزلزل و ترسان نمیکرد، تعبیر مینمایند.
۱۳۷۹/۰۲/۲۳
برای نمونه زمانی که برخی از قبایل یهود مانند بنیقینقاع، بنینضیر و بنیقریظه به صورت مکرّر و سازمانیافته به نقض پیمان پرداختند، پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم قاطعانه با آنان برخورد کردند. اقدامات این قبایل شامل توطئه برای قتل پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم، همکاری با دشمنان خارجی (قریش و احزاب) در بحرانیترین شرایط (جنگ احزاب)، و توهین به مقدسات مسلمانان بود. برخورد پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم با هر یک از این قبایل، متناسب با شدّت و نوع عهدشکنی آنان بود.
بنیقینقاع پس از محاصره، تبعید شدند. بنینضیر نیز پس از کشف توطئه قتل پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم و محاصره، مجازات تبعید را دریافت کردند. اما برخورد با بنیقریظه که در اوج بحران جنگ احزاب پشت جبهه مسلمانان را خالی کرده و با دشمن همپیمان شده بودند، به دلیل شدّت خیانت، سختتر بود و مطابق عرف و قوانین جنگی آن زمان، به حاکمیت سعد بن معاذ واگذار شد. این برخوردهای قاطع، پیام واضحی داشت: پیمان با حکومت اسلامی تعهّدی جدّی است و نقض آن، به ویژه در مواقع بحرانی، عواقب سنگینی در پی خواهد داشت.
اما گاهی امنیت جامعه اسلامی نه از سوی یک قبیله، بلکه توسط افراد خاصی که نقش محوری در تحریک و فتنهانگیزی داشتند، تهدید میشد. در این موارد، پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم با اقداماتی مستقیم و هدفمند، این تهدیدات را خنثی میکردند. نمونه بارز آن، دستور قتل کعب بن اشرف، شاعر یهودی بود که با هجو مسلمانان و تحریک قریش برای انتقامگیری پس از جنگ بدر، به یک تهدید امنیتی و تبلیغاتی تبدیل شده بود. اقدام مشابهی در مورد سلام بن ابی الحقیق صورت گرفت که از سران یهودیان خیبر بود و در شکلگیری جنگ احزاب نقش داشت. این اقدامات نشان میدهد که پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم برای مقابله با تهدیدات نامتقارن (مانند جنگ روانی و تحریک) نیز برنامه داشتند و اجازه نمیدادند افراد با استفاده از ابزارهای غیرنظامی، امنیت ملی جامعه اسلامی را مختل کنند.
۴. راهبرد مدیریت روانی جامعه و مقابله با رخوت اجتماعی
در شرایط کنونی کشور که دشمن در تلاش برای القاء ناامیدی و حتی ایجاد رعب و وحشت در جامعه است، یکی از خطرناکترین تهدیدها، فرسایش روانی جامعه و ایجاد رخوت و بیعملی است و اصل این موضوع و مواجهه با آن را میتوان در سیره پیامبر اکرم
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم به خوبی مشاهده کرد. ایشان با درک این خطر، راهبردی همهجانبه برای مدیریت روانی جامعه اسلامی به کار بستند که هم بر تقویت معنویت و امید استوار بود و هم بر فعالسازی جامعه و حفظ روحیه جهادی تأکید داشت. این راهبرد مانع از آن میشد که ابهام موجود، به یأس و انفعال بینجامد.
در سختترین شرایط، پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم همواره با توکل بر خدا و یادآوری وعدههای الهی، روحیه مسلمانان را تقویت میکردند. رهبر انقلاب اسلامی نیز بارها به این روحیه پیامبراکرم
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم اشاره داشتهاند و برای نمونه فرمودهاند: «در روز عزت، در روز ذلت، در روز سختی، در روز راحتی، در همهی حالات خدا را به یاد داشتن، به خدا تکیه کردن، از خدا خواستن؛ این، آن درس بزرگ پیامبر به ماست»
۱۳۷۰/۰۷/۰۵
در جنگ احزاب، هنگامی که مدینه از هر سو محاصره شده بود و شرایط به ظاهر غیرقابل تحمل مینمود، استقامت و توکل پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم و ایمان عمیق یاران خاص ایشان، کلید گشایش شد. بیعت رضوان در حدیبیه نمونهای درخشان دیگر از مدیریت روانی جامعه است. در شرایطی که صلحی به ظاهر تحقیرآمیز در شرف وقوع بود و امکان بروز اختلاف نظر وجود داشت، این بیعت، وحدت و انسجام مسلمانان حول محور پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم را به نمایش گذاشت و روحیه فداکاری و ایثار را در آنان زنده نگه داشت.
اقدام دیگر پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم در میان مسلمانان، تقویت روحیه بزرگواری و عزت نفس بود. ایشان در میان تازهمسلمانان و عموم مردم، ترس و کینه را از دلها زدود و آنان را به آغوش جامعه اسلامی جذب کرد. بسیار مهم است که پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم جامعه را در حالت انفعال رها نمیکردند. برای نمونه اعزام مبلغان به مناطق مختلف و فعال شدن نخبگان مؤثر بر جامعه، وضعیت را در حالت پویایی و فعالیت نگاه میداشت. در عین حال پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم به خوبی میدانستند که رخوت اجتماعی میتواند از درون جامعه و توسط منافقان ایجاد شود. در غزوه تبوک، هنگامی که برخی با توجیهات مختلف از حضور در جهاد سرباز زدند، آیات قرآن به شدت آنان را مورد سرزنش قرار داد و موضع پیامبر
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم در قبال این افراد، روشن و قاطع بود.
هدایت نبوی و شرایط کنونی
همچنانکه جامعه پیرو پیامبر اکرم
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم با به پیروی از راهبردهای چهارگانه یاد شده، در دام رخوت و انفعال گرفتار نشدند و با تبدیل تهدیدها به فرصت، این دوره مبهم را به سکوی پرشی برای تثبیت و گسترش حکومت اسلامی تبدیل کردند، امروز نیز نخبگان مسلمان باید به ایشان تکیه و تأسی نمایند.
صد البته کاربست عملی راهبردهای استنباطشده از سیره نبوی در نظام جمهوری اسلامی ایران، مستلزم درکی واقعبینانه از ماهیت پیچیده تصمیمگیری راهبردی در عصر حاضر است. اما باید تأکید نمود که در فضای بینالملل کنونی که با اطلاعات ناقص، جنگ روایتها و محاسبات چندلایه مواجهیم، نقطه قوت و تمایز اصلی رویکرد اسلامی و نبوی در برابر نظریههای متغیرمحور غربی آشکار میشود. نظریههای رایج علوم سیاسی و روابط بینالملل، اغلب اسیر تحلیل متغیرهای ناپایدار زمانی و موقعیتی (مانند ساختار قدرت در دورهای خاص، فرضیات روانشناختی گذرا، یا الگوهای رفتاری وابسته به فرهنگ سیاسی معین) هستند و با تغییر این متغیرها، کارآمدی خود را از دست میدهند. در مقابل، راهبردهای مستخرج از سیره پیامبر اکرم
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم، ریشه در مبانی ثابت و جهانشمول اسلام دارند و دارای اعتبار و کارآمدی در کشور ما هستند.
در پایان بار دیگر راهبردها و اصول حرکت پیامبراکرم
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم را که به بخشی از نمونههای آن در یادداشت حاضر اشاره شد، برمیشماریم:
پیامبراکرم
صلّیاللهعلیهوآلهوسلم راهبرد تأمین امنیت پایدار و بازدارندگی فعال را با تکیه بر اصل نظارت فعال و اقدام به مؤقع و مؤثر، اصل پاسخ قاطع و متناسب و اصل حفظ ابتکار عمل راهبردی، دنبال میفرمودند.
در بعد سیاسی-دیپلماتیک، نگرش عزتمندانه غلبه داشت و متحدسازی با محوریت اصل انعقاد پیمانهای هوشمند مبتنی بر مصلحتسنجی بلندمدت و اصل ایجاد اتحادهای راهبردی با محوریت منافع مشترک مدنظر قرار میگرفت.
در حوزه مقابله با تهدیدات داخلی، راهبرد نبی اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلم مقابله قاطع با نقض پیمانها و فتنهانگیزی با تأکید بر اصل برخورد قاطع و متناسب با نقض پیمانها، اصل مقابله هدفمند با محورهای فتنه و اصل واکنش سریع و قاطع به توطئههای خزنده بود، این روش برای حفظ ثبات داخلی ضروری بود.
و در نهایت، در بعد اجتماعی-فرهنگی، راهبرد آن حضرت، مدیریت روانی جامعه و مقابله با رخوت اجتماعی با محوریت اصل تحکیم وحدت و انسجام درونی، اصل خروج از انفعال و اصل مدیریت هوشمندانه پیروزیها با رویکرد جذب حداکثری، پادزهر مناسبی برای مقابله با جنگ روانی دشمن بود.
با مرور این راهبردها و اصول کارآمد برای شرایط فعلی، اکنون بهتر میتوان به این بیان حضرت آیتالله خامنهای پی برد که فرمودند: «امروز ما مسلمانها بر روی شخصیت پیغمبر اکرم اگر تمرکز کنیم، دقت کنیم، بخواهیم درس بگیریم، برای دین و دنیای ما کافی است.»
۱۳۹۰/۱۱/۲۱