آیت الله مصباح یزدی / آقای مصباح/آقای مصباح یزدی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
شفاء, آیت الله مصباح یزدی, عبودیت، عبدالرسول, ملاصدرا, ابو علی سینا, علامه طباطبایی, بدایة الحکمة, نهایة الحکمة

من قبلاً در جمع آقایان راجع به فلسفه‌ی ملاصدرا مطالبی گفتم و خب، یكی دو تا كارِ خوب شد. جناب آقای مصباح هم یكی از كتابهائی را كه یكی از آقایان نوشتند - آقای عبودیت - كه خلاصه‌ی آراء ملاصدرا در مسائل گوناگون فلسفی است، برای من آوردند. اینها خوب است، اما كم است. به یك كتاب اكتفاء نشود؛ از نگاه‌های مختلف نوشته شود. در خود فلسفه‌ی ملاصدرا، در بخشهای مختلف میتواند یك منظومه‌سازی‌هائی بشود. عین همین قضیه، در مورد فلسفه‌ی اشراق است؛ عین همین قضیه، در مورد فلسفه‌ی مشّاء است. ما باید منظومه‌سازی كنیم. بالاخره مجموعه‌ی تفكرات فلسفی و عرفانی ابن‌سینا با همدیگر همراه است، غیر قابل انفكاك است. اینها چیست؟ كسی بخواهد اینها را بداند، حتماً لازم نباشد كه برود بنشیند مثلاً «شفاء» را بخواند؛ این خیلی لازم نیست. گاهی اوقات خواندن كتابی كه در هزار سال پیش نوشته شده است، با ادبیات آن روز، با مشكلاتی كه فهم این كلمات دارد، اصلاً خودش تضییع وقت محسوب میشود؛ ممكن است افرادی را از فلسفه دور كند؛ در حالی كه اگر شما بنشینید مثلاً یك كتابی درباره‌ی آراء فلسفی ابن‌سینا تبیین كنید، از آراء او منظومه‌سازی كنید، این مسلّماً جاذبه‌ی زیادی خواهد داشت. این جزو كارهای لازم است، اما این كار در حوزه انجام نمیگیرد. خب، مرحوم آقای طباطبائی این كار را در «بدایة» و «نهایة» به یك شكلی انجام دادند؛ منتها این كارِ آقای طباطبائی است، این كه كار نهائی نیست؛ كار یكی از بزرگانِ این قضیه است؛ و تازه، آراء خود آقای طباطبائی است، آراء ملاصدرا نیست؛ یعنی در كتاب «بدایة» و «نهایة» برای آراء ملاصدرا منظومه‌سازی نشده، بلكه خود ایشان نظراتی دارند، نظرات ابتكاری هم دارند، حرفهای خاصی هم دارند، چیزهائی هم اضافه كردند، اینها را ایشان بیان كردند. فرق میكند كه انسان خودش در فلسفه تألیفی بكند، یا اینكه یك فلسفه‌ی معروفی را تبیین و ارائه كند. این دومی جایش خالی است.1391/11/23
لینک ثابت
امام خمینی(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه), علامه طباطبایی, آیت الله جوادی آملی, آیت الله مصباح یزدی, فخر المحققین حلی, شیخ حیدر آملی, علامه حلی, آثار علامه حلی

خب، حالا جزئیاتی هم مطرح شد؛ مثل مسئله‌ی مَدرس و اینها. این مطلبی كه آقای غروی فرمودند، بنده هم همین جور فكر میكنم؛ به این معنا كه اگر چنانچه فلسفه حساب خودش را از حوزه جدا نكند - یعنی همان دعوای قدیمی و سنتیِ علوم عقلی و علوم نقلی تشخص پیدا نكند - بهتر است. مثلاً امام (رضوان الله تعالی علیه) صبح و عصر به مسجد سلماسی می‌آمد و درس میگفت - صبح فقه میگفت، عصر هم اصول میگفت - مرحوم آقای طباطبائی هم پیش از ظهر در همان مسجد فلسفه میگفت؛ فقط تفاوتش این بود كه امام آنجا می‌نشست، آقای طباطبائی اینجا می‌نشست؛ جایشان فرق داشت. هر دو، روی زمین می‌نشستند - هم امام روی زمین می‌نشست، هم آقای طباطبائی - و درس میگفتند؛ آن هم در «مسجد». واقعاً چه اشكالی دارد كه ما درس فلسفه را در مسجد آقای بروجردی بگوئیم؟ بزرگان فلسفه‌ی ما - آقای جوادی، آقای مصباح، آقایان دیگر - آنجا فلسفه بگویند؟ فلسفه را باید به عنوان یك علم دینیِ محض به حساب آورد. خب، جایش كجاست؟ جایش در مسجد است.1391/11/23
لینک ثابت
برگزاری جلسه بررسی روایات توسط علامه طباطبایی برای خواص

شما [گروه معارف اسلامی رادیو] باید یک گروه مشاوره‌ی محتوایی از مناسبترین شخصیتهایی که امروز می‌توانید پیدا کنید، داشته باشید؛ مثلاً از آقای مصباح دعوت کنید و اصرار هم بکنید؛ یا مثلاً از شاگردان آقای مصباح دعوت کنید. خوشبختانه یکی از موفقیتهای آقای مصباح یزدی در قم این است که ایشان برخلاف خیلی از فضلای ما که فضلشان در خودشان منحصر مانده، فضلش در شاگردانِ خوب سرریز شده است؛ فرضاً از همین آقای محمّدی عراقی که از شاگردان آقای مصباح است و طلبه‌ی بسیار فاضل و چیزفهمی هم است، استفاده کنید. سراغ شخصیتهایی هم که کنار هستند و در صحنه‌ی معارف مذهبی خیلی حضور پیدا نمی‌کنند، اما آماده هستند که به شما کمک کنند، بروید؛ مثلاً سراغ آقای محمّدرضا حکیمی بروید و از ایشان استفاده کنید. بنابراین، یک گروه مشاوره درست کنید و از اینها خوراک فکریِ محتوایی بخواهید؛ اینها هم برنامه‌ریزی کنند و اصلاً به شما بگویند که امروز چه چیزی لازم است...
زندگی ائمه، عرض عریضی دارد؛ از تاریخ تولد و عدد فرزندان و نام ازواج و سالهای عمر گرفته، تا بحثهای علمی، مباحثات، مناظرات، مجادلات، ورود در معرکه‌‌‌های سیاسی، برخورد با حکام، فرارها، تبعیدها، زندانها و تحریکها. سال 38 و 39 که بنده تازه به قم رفته بودم، مرحوم آقای طباطبایی آن فیلسوف و عارف بزرگ جلسه‌‌‌ی خواصی داشتند که روی روایتهای مختلفی بحث می‌‌‌کردند؛ مثلًا یک روایت را که آدم خیال می‌‌‌کرد روایت معروفی است و همه‌‌‌ی زوایای آن شناخته‌‌‌شده است، از «کافی» انتخاب می‌‌‌کردند، بعد آن‌‌‌چنان در آن تعمق می‌‌‌کردند که ابعاد جدیدی از آن روایت برای حاضران در جلسه مکشوف می‌‌‌شد.
ما واقعاً در برنامه‌های معارفیِ خود کدام قسمت از این معارف عجیب را می‌خواهیم بیان کنیم؟ کدامیک بیشتر مورد نیاز مردم است؟ با چه زبانی می‌خواهیم آن را بیان کنیم؟ اینها مسائلی است که از عهده‌ی کسی که حالا مثلاً چند تا مدرک و مرجع و کتاب را نگاه می‌کند و مطالبی را جمع‌آوری می‌کند، برنمی‌آید؛ این محقق مذهبی می‌خواهد. شما نمی‌توانید در زمینه‌ی ادبیات کسی را بیاورید که اصلاً از ادبیات سابقه‌یی ندارد؛ مثلاً یک گلستان و یک بوستان و یک شاهنامه و یک خمسه‌ی نظامی در دستش باشد و بخواهد مطالبی را از آنها انتخاب کند؛ مگر می‌شود؟! پس امکان ندارد؛ باید کسی باشد که متخصص باشد، تا محتواها را معین کند و به برنامه‌سازان شما بدهد.1370/12/13

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی