آیت الله سید عبدالحسین لاری / علمای شیعه/علمای مبارز
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
ایستادگی مردم لار به رهبری سیدعبدالحسن لاری در مقابل متجاوزان انگلیسی

نام لار در تاریخ اخیر ایران از نام مرحوم آیةاللَّه العظمی سید عبدالحسین لاری قابل جداكردن نیست. هر جا یادی از لار و نگاهی به تاریخ صد ساله، صد و بیست ساله‌ی اخیر كشور بشود، نام این مرد بزرگ در این تاریخچه، برجسته و درخشنده است.
منطقه‌ی لارستان در صد و اندی سال پیش به همت این مرد بزرگ و كمك مردم این منطقه - مردم شهرها و عشایر - یك حركت اسلامی بسیار پرماجرائی را در تاریخ ما ثبت كردند. اگر ارزیابی ما در باره‌ی ملتها تابع این است كه مقدار آگاهی آنها را بسنجیم، مقدار عزم و اراده‌ی ملی آنها را بسنجیم، روشن‌بینی و شجاعت آنها در اقدام را بسنجیم - اگر این وسیله‌ی سنجش قدر و قیمت جمعیتها و ملتهاست - باید بگوئیم مردم لار و منطقه‌ی لارستانِ بزرگ، به حسب این مقیاسها و معیارها جزو برجسته‌ترین مردم كشورِ پهناور ما هستند. آن روزی كه مسئله‌ی آزادیخواهی و مبارزه‌ی با استبداد در كمتر نقطه‌ای از كشور مطرح بود، در این منطقه به بركت روحانیتِ این مجتهد بزرگ و آگاه، مسئله‌ی مبارزه با استبداد برای مردم مطرح شد. آن روزی كه مقاومت در مقابل اشغالگران خارجی برای بسیاری از ملتهای منطقه‌ی ما و ملت خود ما چندان معنای روشنی نداشت، مردم منطقه‌ی لارستان به رهبری این سید بزرگوار در برابر اشغال انگلیس ایستادند؛ در مقابل زورگوئی انگلیسها جان خودشان را كف دست قرار دادند. مرحوم آیةاللَّه آ سید عبدالحسین لاری در نامه‌ای كه به فرزند خودش مینویسد، مینویسد فشارها زیاد است، اما من تا آخرین قطره‌ی خون خودم ایستاده‌ام. وقتی رهبر اینجور است، وقتی پیشوای مردم اینجور صادقانه می‌ایستد، به طور طبیعی عزم و اراده‌ی ملی در جهت درست به كار می‌افتد و ملتها را هدایت میكند.
بعد از آن بزرگوار هم فرزند او، مرحوم آیةاللَّه آ سید عبدالمحمد - كه شخصیت برجسته‌ی روحانی است - هم مبارزاتی را انجام دادند.

از این گذشته‌ی لار یك بهره‌مندی عبرت‌آموز برای وضع امروز خودمان و آینده‌ی ملت عزیز و نیرومند خودمان باید بكنیم و آن این است كه این الگو نشان داد كه اگر یك ملتی با یك رهبری درست، رهبری‌ای كه دل به دنیا و مطامع دنیا نسپرده باشد، وارد دشوارترین میدانها شود، خواهد توانست بر بزرگترین و لجوج و عنودترین دشمنها پیروز شود.1387/02/19

لینک ثابت
مصادیق مبارزات علمای شیراز

علمای مبارزی که از این استان[شیراز] به تاریخ دانش دین در کشور معرفی شدند، در کمتر نقطه‌ای از نقاط ایران نظیر دارند. میرزای شیرازی را که همه می‌شناسند. مرحوم سیدعلی‌اکبر فال‌اسیری - عالم بزرگ - که در همین شهر شیراز قیام کرد و با نفوذ انگلیسها و نفوذ خارجیها مخالفت کرد، بعد هم آمدند و او را گرفتند و تبعید کردند؛ لکن اثر کار او ماند. نوشته‌اند که سیدعلی‌اکبر فال‌اسیری در نزدیک حافظیه - شاید در همین نقاطی که الان شما حضور دارید - مشغول زیارت عاشورا بود که ریختند و او را گرفتند و تبعید کردند. میرزای دوم - میرزا محمدتقی شیرازی - که در سالهای بعد از جنگ جهانی اول، رهبر مبارزه‌ی ملت عراق در مقابل تهاجم انگلیسها و اشغال انگلیسها بود. مرحوم سید عبدالحسین لاری چهره‌ی برجسته و ممتازی بود که در حدود صد سال قبل، در همین استان و به کمک عشایر غیور و دلیر استان فارس، مبارزات خودش را شروع کرد؛ با سلطه‌ی انگلیسها مبارزه کرد؛ برای استقرار نظام قانونی و مشروطیت مبارزه کرد؛ برای تشکیل حکومت اسلامی مبارزه کرد. روحانیت استان از این نمونه‌ها بسیار دارد که همه هم به کمک مردم مؤمن و غیور استان فارس - چه عشایر و چه مردم شهرها و چه بخصوص شهر شیراز - مستظهر بوده‌اند. مرحوم سیدنورالدین حسینی، در همین شهر شیراز عضو سفارت بیگانه را - که به مقدسات مردم اهانت کرده بود - خواباند و با دست خودش به او شلاق زد و حدّ الهی را جاری کرد و با دستگاه جبار، با شجاعت تمام به مبارزه‌ی سیاسی و اجتماعی برخاست. بعد هم در دوران شروع مبارزات روحانیت، مرحوم آیت‌اللَّه شهید دستغیب و مرحوم آیت‌اللَّه محلاتی و دیگر علما، مسجد جامع عتیق شیراز را مرکز مبارزات خودشان قرار دادند و آوازه‌ی مبارزات علمای شیراز و سخنرانیهای مرحوم آیت‌اللَّه دستغیب - به عنوان سخنگوی آن روحانیت - در همان روزها در اکناف ایران منتشر شد. بنده خودم در آن وقت در قم بودم، نوار سخنرانی مرحوم شهید دستغیب دست به دست میان طلاب می‌گشت! ما هم‌آن وقت شنیدیم. این موضع روحانیت مبارز شیراز بود که با پشتیبانی مردم هم همراه بود.1387/02/11
لینک ثابت
سابقه ورود علمای قبل و بعد از میرزای شیرازی به صحنه سیاست

این پرچم پُرافتخاری است که میرزای شیرازی آن را بلند کرد و بعد از او این پرچم نخوابید. اگرچه قبل از میرزا هم از این‌‌‌گونه قضایا بود زمان میرزای قمی، زمان کاشف الغطاء و دیگران و دیگران، که در دفاع از منافع ملت اسلامی و اسلام و مسلمین و ورود در مسائل اجتماعی سعی وافری داشتند لیکن نمونه‌‌‌ی کامل آن، این حرکت بود. بعد از میرزا نیز شاگردان او و بزرگان حوزه‌‌‌ی علمیه‌‌‌ی نجف و کربلا و سامرا و قم و بقیه‌‌‌ی مراکز اسلامی، هرجا که محل حضور یک رهبر اسلامی و حضور قدرت‌‌‌مندانه‌‌‌ی اسلام بود، این‌‌‌ها حضور داشتند؛ و این یکی از عجایب تاریخ ایران است؛ و عجیب‌‌‌تر این است که این حادثه برای مردم ما شناخته‌‌‌شده نیست! مردم ما نمی‌‌‌دانند که وقتی ایتالیایی‌‌‌ها وارد لیبی شدند و آن کشور را اشغال کردند، مرحوم سیّد محمّد کاظم طباطبایی صاحب عروه و بعضی دیگر از مراجع قم، به نفع مردم مسلمان لیبی و علیه ایتالیایی‌‌‌ها فتوای جهاد دادند. مردم نمی‌‌‌دانند که وقتی انگلیسی‌‌‌ها در بوشهر نیرو پیاده کردند، مرحوم آیت‌‌‌اللّه العظمی سیّد عبد الحسین لاری آن ملای مجاهد طراز اول اعلام جهاد داد و مردم را مسلح کرد و خودش نیز مسلح شد و پیشاپیش مردم حرکت و جهاد کرد. مردم ایران نمی‌‌‌دانند که مرحوم شیخ الشریعه‌‌‌ی اصفهانی مرجع تقلید بزرگ ساکن نجف فتوا داد که استعمال اجناس مصنوعه‌‌‌ی در داخل کشور لازم است و مردم باید از استفاده از مصنوعات خارجی اجتناب کنند، ، تا به این ترتیب دیگران در داخل کشور نفوذ نکنند. همه می‌‌‌دانند که در ژاپن، حدود صد سال پیش از این گفتند که مردم حق ندارند از مصنوعات خارجی استفاده کنند، تا در داخل آن کشور چرخ اقتصاد به کار بیفتد؛ اما نمی‌‌‌دانند که در همان زمان، بلکه زودتر از آن، عین همین پیشنهاد و همین فتوا، از طرف مراجع و علمای شیعه صادر شد؛ منتها متأسفانه در داخل کشور، هیچ‌‌‌کس از سرجنبانها و اهل قلم و اهل سیاست و روشن‌‌‌فکران کمکشان نکرد! فتوای میرزای شیرازی دوم مرحوم میرزا محمّد تقی شیرازی در مقابله‌‌‌ی با انگلیسی‌‌‌ها، و فتوای تحریم انتخابات قلابی انگلیسی‌‌‌ها در عراق، نمونه‌‌‌یی دیگر از حضور علما در صحنه‌‌‌ی سیاست است. آن روز مرحوم شریعت اصفهانی فتوا داد که شرکت در انتخابات قلابی انگلیسی‌‌‌ها حرام است؛ کار سیاسی از این روشن‌‌‌تر، از این قوی‌‌‌تر، از این روشن‌‌‌بینانه‌‌‌تر؟ امروز مسأله‌‌‌ی آن انتخابات یواش‌‌‌یواش دارد از لابلای کتابها خارج می‌‌‌شود! آن علما و مراجع، سلف صالح شما هستند. این است معنای آن مطلبی که امام بزرگوار ما مکرر می‌‌‌فرمودند که علما پیشوایان نهضت مردم علیه ظلم و استبداد در طول سالیان متمادی بوده‌‌‌اند؛ و این‌‌‌هاست که به شخصیتهایی مثل مرحوم سیّد حسن مدرس و مرحوم آیت‌‌‌اللّه کاشانی منتهی شد؛ این‌‌‌ها طلبه‌‌‌های همان مدرسه و شاگردان همان اساتید بودند که این‌‌‌طور در ایران درخشیدند.1370/12/14
لینک ثابت
حیثیت عمومی ذخیره شده از تلاش علما؛ زمنیه پیروزی نهضت اسلامی

این لباس ما و شأن ما، همیشه دارای مسئولیت بوده است. نه اینکه ما فرض کنیم زمانی را می‌شود پیدا کرد که در آن، عالم دینی از مسئولیتهای خطیری که فوق مسئولیتهای مردم معمولی بوده، فارغ بوده؛ نه، همیشه این‌طور بوده است. این به خاطر طبیعت علم است که «صنفان من امّتی اذا صلحا صلحت امّتی و اذا فسدا فسدت امّتی»؛ که اولش فقهاست، بعد هم امراست. تلفیق این دو هم در زمان ما اتفاق افتاده است، که واویلاست! پس، مسئولیت سنگینی بر دوش کسانی که این دو را باهم داشته باشند، قرار دارد. در زمانهای گذشته همیشه این‌طور بوده است؛ لذا ما علمای بزرگی را از میان مسلمین ایران می‌بینیم که شئون بسیار تعیین‌کننده‌یی در امر حرکت تاریخ بر عهده گرفته‌اند. اگر به مبارزات دوران مشروطه و بعد از مشروطه و قبل از مشروطه و مبارزات علمای همین استان فارس و مبارزات و مجاهدات عجیب و بسیار برجسته‌ی مرحوم آسید عبد الحسین لاری و مبارزات علمای همین بوشهر خودتان، مثل مرحوم آسید عبد الله بلادی و بعد حضور مراجع عظام تقلید در اغلب قضایای مهم این کشور و سپس مبارزات علمای سایر شهرها را در سرتاسر کشور نگاه کنید، نقش تعیین‌کننده‌ای را از علمای بزرگ مشاهده خواهید کرد.البته ممکن است از دیگر علما نقشی ثبت نشده باشد؛ به خاطر اینکه عظمت آن‌ها آن‌قدر نبوده است؛ و الّا مثلًا مرحوم میرزای قمی (رضوان الله تعالی علیه) نقشش در دفاعی که ایرانیها در مقابل تهاجم روسها می‌کردند، مشخص است. ایشان آن «رساله‌ی عباسیه» را در جهاد نوشته است. یا مرحوم کاشف الغطاء (رضوان اللّه علیه) که در همان زمان، همین نقش را ایفا کرد و احکام بسیار مهمی را بیان نمود؛ و هلمّ جرّا. این نقش، زیاد است؛ مگر آن وقتی‌که علمای ما در انزوا قرار داشتند؛ یعنی مغلوبٌ علی أمرهم بوده‌اند و از طرف کسانی که سررشته‌ی کارها در دستشان بوده، به آن‌ها اعتنایی نمی‌شده است.همین مجاهدتها و از خودگذشتگی‌ها بود که یک ذخیره‌ی تمام‌نشدنی را پدید آورد. البته همه چیز تمام می‌شود؛ حتّی این ذخایر آبرویی هم دیر یا زود تمام می‌شود؛ بسته به عمل ماست. علمای اسلام بخصوص علمای شیعه در ایران ذخیره‌ی عظیمی از حیثیت عمومی به وجود آوردند، که آن ذخیره توانست این انقلاب را به پیروزی برساند. اگر کسی خیال کند که این انقلاب عظیم با آن قدرت روحی و آن صلابت معنوی امام که آن‌طور که ما دیده‌ایم و تجربه کرده‌ایم، در هزاران هزار انسان، یکی آن‌طور پیدا نمی‌شود بدون آن اعتقاد معنوی عمیق مردم ایران به علما که این ذخیره، همین اعتقاد است ممکن بود با همان رهبری پیروز بشود، مطمئن باشید اشتباه کرده است. اگر آن ذخیره‌ی ایمان عمیق نسلهای پی‌درپی نمی‌بود، هیچ دستی نمی‌توانست به صورت خلق الساعه چنین انقلابی را به وجود بیاورد و به پیروزی برساند. امام، یکی از همان سلسله‌ی اطیاب بود؛ یکی از همان کسانی بود که خود بر این ذخیره، سهم بسیار عظیمی را اضافه کرد؛ به روحانیت و به رهبران اسلامی آبرو داد؛ اما از آن ذخیره، این بزرگوار حد اکثر استفاده را در جای خود و به نحو صحیح انجام داد. وقتی‌که امام بزرگوار ما در سال 1341 نهضت را شروع فرمود، آن کسانی که به ندای او پاسخ گفتند، از هزار نفر، یک نفر نمی‌شناخت این مرد کیست. خیلی‌ها اسم ایشان را هم درست نمی‌توانستند تلفظ کنند، اما اجابت کردند؛ می‌دانستند عالِم بزرگی است که برای حفظ اسلام در قم سینه سپر کرده و ایستاده است. جاذبه این بود: عالِم دین. بعد که مردم با ایشان آشنا شدند و ایشان را شناختند، آن وقت آن پیوند عاشقانه‌ی بی‌نظیر پدید آمد، که در بین علمای ما چنین چیزی نبود و به این آسانی‌ها هم نخواهد بود. این، آن ذخیره‌ی معنوی است. هر عالمی از علمای بزرگ که آمد، چیزی بر آن ذخیره افزود. میرزای شیرازی و شیخ انصاری و آخوند خراسانی و آشیخ عبد الله مازندرانی و آسیّد محمّد کاظم یزدی و آشیخ میرزا محمّد حسن آشتیانی و مرحوم مدرّس و مرحوم آیت‌اللّه کاشانی و مرحوم آیت‌اللّه بروجردی و دیگران، برگی بر این دفتر افزودند و این کتاب مفصل و مطوّلِ پُر از فضایل دین و افتخارات علمای دین پدید آمد؛ این شوخی نیست. این، زمینه‌ی پیروزی این نهضت بود؛ و این متعلق به گذشته است.1370/10/11
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی