محاصره اقتصادی - تعداد فیش : 105 ، تعداد مقاله : 0
1393/03/14
1392/10/19
1391/05/03
1391/05/03
1391/05/03
1391/04/07
1390/10/19
1390/08/11
1389/12/01
1389/03/03
1387/11/28
1387/09/24
1387/09/17
1387/05/09
1387/02/16
1387/02/15
1387/02/11
1384/10/19
1384/06/31
1383/10/29
1383/08/15
1383/07/22
1383/04/16
1382/11/15
1381/11/28
1381/10/04
1381/05/05
1380/10/19
1380/08/20
1380/08/12
1380/08/08
1379/12/09
1379/10/07
1379/08/24
1379/02/14
1378/12/11
1378/11/13
1378/03/14
1378/03/14
1378/03/14
1377/09/23
1377/07/05
1377/01/12
1377/01/01
1376/11/28
1376/10/26
1376/10/26
1376/10/26
1376/09/05
1376/08/14
1376/05/12
1376/03/14
1376/03/14
1376/01/01
1375/11/12
1375/10/19
1375/09/24
1375/08/09
1375/08/06
1375/03/14
1375/03/03
1375/02/12
1375/01/04
1374/11/20
1374/11/20
1374/10/05
1374/06/08
1374/03/25
1374/03/14
1373/10/15
1373/06/04
1373/03/17
1373/03/14
1372/10/06
1372/02/08
1371/05/21
1371/03/30
1371/01/15
1371/01/07
1370/11/30
1370/11/19
1370/10/19
1370/10/12
1370/10/11
1370/07/05
1370/06/25
1370/05/30
1370/05/30
1370/05/23
1370/04/13
1369/08/13
1369/08/02
1369/03/14
1369/02/07
1368/11/12
1368/09/21
1368/08/03
1368/07/12
1368/06/30
1368/06/22
1368/04/23
1368/04/22
1368/04/14
1368/04/04
1362/09/04

کنجکاوى که در نسل جوان امروز، در دنیا - بخصوص در دنیاى اسلام - درباره‌ى پدیده‌ى مردم‌سالارى دینى وجود دارد، ناشى از این است که جمهورى اسلامى یک پدیده‌اى بود که ۳۵ سال از آغاز ولادت آن گذشت، و در تمام این مدت ۳۵ سال، با واکنش خشن و خصمانه‌ى قدرتهاى مسلط دنیا مواجه بود: هم واکنش نظامى نشان دادند، هم واکنش تبلیغاتى نشان دادند، هم واکنش خصمانه‌ى اقتصادى نشان دادند - که از اول انقلاب تحریمها آغاز شد و روزبه‌روز تا امروز تشدید شده است - [هم] واکنش سیاسى نشان دادند؛ این جبهه‌ى پرقدرت غربى، در مقابل جمهورى اسلامى ۳۵ سال است که هر کارى از دستش برآمده، کرده است؛ تلاش نظامى کرده است، به مهاجمِ نظامىِ به کشور کمک کرده است، دشمنان را در هر نقطه‌اى علیه جمهورى اسلامى حمایت کرده است، تبلیغات پرحجم علیه آن به‌کار برده است، تلاش تحریمى و محاصره‌ى اقتصادى را در اعلى‌ درجه‌ى ممکن و بدون سابقه به‌کار برده است، اما در مقابلْ جمهورى اسلامى، دربرابر این‌همه هجمه و این‌همه مخالفت خشن و بى‌ملاحظه، هم از بین نرفت، هم دچار محافظه‌کارى نشد، هم به غرب باج نداد، روزبه‌روز هم کشور پیشرفت کرد؛ این آن چیزى است که ماهیت این کنجکاوى را تشکیل میدهد.

امروز شما ملاحظه میكنید دشمنان ما - كه البتّه همیشه ملّت ایران را بد شناختند و نشناختند، همیشه دچار این اشتباه بودند، الان هم همین اشتباه را دارند میكنند؛ ملّت ما را نمیشناسند، كشور ما را نمیشناسند - خیال میكنند كه به‌خاطر فشار تحریم و محاصره‌ی اقتصادی، ملّت دستهایش را در مقابل آنها بالا برده و تسلیم شده؛ نه آقا، اشتباه میكنید. این ملّت، ملّتی كه دستهایش را به علامت تسلیم بالا ببرد نیست. در شرایطی سخت‌تر از این [هم‌]، این ملّت تسلیم نشده است. یك نمونه‌ی واضحِ روشن غیرقابل انكار هشت سال جنگ تحمیلی است؛ شوخی است؟ هشت سال! همه‌ی قدرتهای بزرگ جهانی به یك مجرمی كمك كنند كه علیه كشور و ملّت كار بكند و این ملّت بر همه‌ی آنها فائق بیاید؛ این كار كوچكی است؟ این چیز كمی است؟ آنجا هم «وَ كانَ حقًّا عَلَینا نَصرُ المُؤمِنین» بود، آنجا هم همین عزم راسخ، تصمیم قاطع، آوردن موجودیِ خداداده به میدان عمل و صحنه‌ی عمل، گره‌ها را یكی یكی باز كرد.

توانائی و ظرفیت ملت ایران در حفظ انقلاب و پاسداری انقلاب عظمت و اهمیتی دارد که شاید بشود گفت از اهمیت خود اصل انقلاب کمتر نیست. ملت ایران در طول این سی‌وسه سال توانست این دستاورد عظیم را با کیفیت بالا حفظ کند. شما به این انقلابهائی که در این یک سال و نیم اخیر در منطقه اتفاق افتاده است، نگاه کنید. شما که به طور مجموعی نگاه میکنید، میتوانید قضاوت کنید که این انقلابها در جهت درست حرکت میکند یا نمیکند. دشمنان، مستکبرین، به طور مشخص رژیم صهیونیستی، دولت آمریکا، دولتهای غربی، دارند تلاشهائی میکنند برای اینکه بر این انقلابها سوار شوند و آنها را منحرف کنند. شما ببینید اینها دچار چه چالشهای بزرگی هستند.
با توجه به این چالشها انسان میفهمد چه کار بزرگی در کشور ما انجام گرفته است که این انقلاب در جهت درست به سمت آرمانها راه خودش را حفظ کرده است؛ از ریل ارزشها و آرمانها بیرون نیفتاده است و حرکت خود را به جلو ادامه داده است. این در حالی است که چالشها و تهدیدها هم روند فزاینده‌ای داشته. از روز اول، تهدیدهائی که انقلاب و کشور با آنها مواجه بوده، دائماً پیچیده‌تر شده؛ هم ترور بود، هم شورشهای قومی بود، هم جنگ بود، هم تحریم بود، هم محاصره بود. هرچه جلوتر آمدیم، تهدیدها را پیچیده‌تر کردند؛ دشمنان و مخالفین نظام، سردمداری کردند. ماجراهای تیر سال 78، ماجراهای سال 88 ، همه انواع و اقسام تهدیدهائی است که این انقلاب و این کشور و این ملت با آنها مواجه بود. این ملت از همه‌ی اینها عبور کرد و با استحکام در راه خودش دارد پیش میرود. اینها چیزهائی است که ما امروز و همیشه نیاز داریم که آنها را مورد نظر قرار بدهیم؛ ما را کمک خواهد کرد در پیمودن راههای دشوار، گذشتن از پیچهای تند و گردنه‌های سخت.

یک لغزش دیگر این است که ما بخشی از واقعیتها را ببینیم، بخش دیگری از واقعیتها را نبینیم؛ این هم موجب خطاست؛ خطای در محاسبه را به دنبال خواهد داشت. واقعیتها را باید با هم دید و دانست.
حالا من یک تعدادی از این واقعیتها را میگویم. مدعی نیستیم که همه‌ی واقعیتهای کشور را در اینجا بیان خواهیم کرد؛ لیکن یک مدخلی است، میتواند چشم ما را به سوی واقعیتهای گوناگون باز کند. ما در چه وضعی هستیم؟ کجا قرار داریم؟ چه داریم؟ چه نداریم؟ ملاحظه‌ی این واقعیتها، با قضاوتی که بنده در این مسئله پیش خودم دارم، بسیار امیدبخش است. وقتی ما واقعیتها را کنار هم میگذاریم، اینها را ملاحظه میکنیم؛ احساس میکنیم که راه ملت ایران به سوی آرمانهای بلند، یک راهِ گشوده است. این راه، چالش دارد؛ اما راه باز است، بن‌بست وجود ندارد. هدف جبهه‌ی مخالف نظام اسلامی و انقلاب اسلامی و دشمن ما این است که راه را بن‌بست نشان بدهد. خودشان هم میگویند ما بایستی این کارها را بکنیم، این فشارها را وارد کنیم، این محاصره را بکنیم، این تحریم را بکنیم، تا مسئولان جمهوری اسلامی در محاسبات خودشان تجدیدنظر کنند. من عرض میکنم؛ ملاحظه‌ی واقعیتها نه فقط موجب میشود ما در محاسبات گذشته‌مان تجدیدنظر نکنیم، بلکه ما را به درستیِ راهی که پیمودیم و راهی که انقلاب جلوی ما گذاشته، مطمئن‌تر میکند.

ما با زورآزمائی چند دولت و چند قدرت استکباری مواجه‌ایم. اینها یک سیاهی‌لشکر هم پشت سرشان دارند، که آنها هم با ما مخالفند؛ اما آنها موجودیتی از خودشان ندارند، توانی ندارند. اگر دست حمایت قدرتی مثل آمریکا از روی سرشان برداشته شود، صفرند؛ در معادلات جهانی و بین‌المللی به حساب نمی‌آیند؛ لیکن حالا به عنوان سیاهی‌لشکر، پشت سر آمریکا و پشت سر رژیم صهیونیستی و شبکه‌ی صهیونیسم دنیا دارند حرکت میکنند. این یک واقعیتی است، این در مقابل ماست، این از اول انقلاب شکل گرفته؛ کم هم نشده و افزایش هم پیدا کرده. البته در بزرگنمائیِ این واقعیت هم همه همدستند؛ این جزو همان لغزشگاه‌هاست. سعی میکنند این واقعیت را هرچه بزرگتر و شدیدتر و سخت‌تر و تلخ‌تر نشان بدهند. ما این را قبول داریم که در مقابل ما فشار هست، تحریم هست، توانائی‌های اقتصادی، توانائی‌های سیاسی، امنیتی و امثال اینها و بخصوص رسانه‌ای پشت سر این حرکت وجود دارد؛ این یک واقعیت است.
واقعیت دیگری که در کنار این واقعیت باید دیده شود، این است که وانمود میشود این زورآزمائی به خاطر مثلاً مسئله‌ی هسته‌ای یا مسئله‌ی حقوق بشر است؛ و این دروغ است. دروغ بودن این ادعا، یکی از واقعیتهاست. نه اینکه ما بگوئیم این واقعیت است؛ امروز در دنیا کسی نیست که باور کند آمریکا دنبال حقوق بشر است، دنبال حقوق ملتهاست؛ یا رژیم صهیونیستیِ نسل‌کش و کودک‌کش دنبال اجرای دموکراسی در کشورهای دنیاست. پرونده‌ی آمریکا، پرونده‌ی رژیم صهیونیستی، پرونده‌ی همین چند قدرت که در مقابل جمهوری اسلامی قرار دارند، از لحاظ مسئله‌ی حقوق بشر و طرفداری از حقوق ملتها و حقوق انسانها، پرونده‌ی بسیار سیاهی است. شصت سال نسل‌کشی در فلسطین، نقض حقوق بشر نیست؟ دادن سلاح اتمی به دولت غاصب صهیونیستی، نقض صلح جهانی نیست؟ اینهائی که این کارها را کردند، میتوانند مدعی دفاع از صلح جهانی باشند؟ دادن سلاح شیمیائی به کسی مثل صدام، نقض حقوق بشر نیست؟ کارهائی از قبیل آنچه که در ابوغریب و گوانتانامو و افغانستان و عراق و نقاط دیگری از دنیا به وسیله‌ی آمریکائی‌ها، به وسیله‌ی غربی‌ها، به وسیله‌ی انگلیس اتفاق افتاده است، جائی برای ادعای دفاع از حقوق بشر باقی میگذارد؟ بنابراین اینکه اینها میگویند مقابله‌ی ما با جمهوری اسلامی برای حقوق بشر است، دروغ است؛ این هم که میگویند مقابله‌ی با جمهوری اسلامی برای سلاح هسته‌ای است، دروغ است؛ این را ما اول با حدس بیان میکردیم، بعد در مذاکرات و مبادلات بین‌المللی برای ما روشن شد که آنها میدانند جمهوری اسلامی دنبال سلاح هسته‌ای نیست؛ این را باور کردند و قبول دارند، و واقعیت هم همین است؛ در عین حال مسئله‌ی سلاح هسته‌ای را مطرح میکنند. پس ادعای اینکه این فشارها، این تحریمها، این محاصره‌ها، این دشمنی‌ها و خصومتها به خاطر مسئله‌ی سلاح هسته‌ای و مسئله‌ی توان هسته‌ای است، یک دروغ است؛ این دروغ بودن هم یک واقعیت است.

امروز آمریکا همه‌ی نیروی خود را متمرکز کرده است برای اینکه بتواند به خیال خود جمهوری اسلامی را محاصره‌ی اقتصادی کند. خودشان محاصره‌اند، خودشان دچار مشکلند. امروز اروپا و آمریکا دچار مشکلات اساسی و غیر قابل حلند؛ حقیقتا هم مشکلات آنها قابل حل نیست. وضع آنها با وضع ما فرق میکند. ما بحمداللّه‌ همه چیز داریم. ما امکانات داریم، ثروت داخلی داریم، مردمِ خوب داریم، منابع مالی داریم، منابع انسانی داریم، بدهکاری جهانی نداریم. امکانات کشور، امکانات بسیار خوبی است. اذیت دشمن، تلاشی که دشمن میکند، برای این است که بتواند دسترسی جمهوری اسلامی را به این امکانات کاهش بدهد. تلاش مسئولین ما هم این است که این توطئه‌ی دشمن را خنثی کنند؛ ان‌شاءاللّه‌ موفق هم میشوند، تلاش خوبی هم دارد انجام میگیرد.
در یک چنین شرائطی، آنچه که برای کشور ما لازم، فریضه و قطعی است، این است که همه‌ی دستگاه‌های مسئول در کشور برای مقابله‌ی با این تمرکز دشمن، دست به دست هم بدهند؛ اینها در اینجا بر نقطه‌ی حق تمرکز کنند. هرگونه واگرائی نیروها از یکدیگر، واگرائی قوای سه‌گانه از یکدیگر، به ضرر کشور است، به ضرر نظام است. همه باید با هم همکاری کنند، همه باید به هم کمک کنند. دولت، مجلس، قوه‌ی قضائیه، همه در یک جبهه قرار دارند؛ آن جبهه، جبهه‌ی دفاع از اسلام است؛ دفاع از ملت عزیز و شریف است؛ دفاع از استقلال کشور است؛ دفاع از هویت انقلاب است، که به ملت ما و مردم ما هویت داد، بلکه به امت اسلامی هویت داد. امروز اهداف برجسته‌ی ما اینهاست. لذا باید همکاری انجام بگیرد.

یک روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسید که با شِعب ابی‌طالب و محاصره‌ی اقتصادی مسلمانها، آنها را از پا بیندازند؛ اما نتوانستند. این روسیاه‌های بدمحاسبه‌گر خیال میکنند ما امروز در شرائط شِعب ابی‌طالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابی‌طالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم. ما در شرائطی هستیم که ملت ما نشانه‌های پیروزی را به چشم دیده است؛ به آنها نزدیک شده است؛ به بسیاری از مراحل پیروزی، با سرافرازی دست پیدا کرده است. امروز مردم ما را از محاصره‌ی اقتصادی میترسانند؟ با این حرفها، با این ترفندها میخواهند مردم را از صحنه بیرون کنند؟ مگر چنین چیزی ممکن است؟ امروز میخواهند در اراده‌ی مسئولین اختلال ایجاد کنند؟ «قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتّبعنی»؛ این راهی است که با بصیرت انتخاب شده است، این راهی است که با مجاهدت باز شده است، این راهی است که با خون عزیزترینها هموار شده است. ما از این راه رفتیم، به قله‌هائی هم دست پیدا کردیم. ما متوقف نمیشویم، ان‌شاءالله پیش میرویم؛ ولی تا امروز هم به قله‌های بسیاری دست پیدا کرده‌ایم. جمهوری اسلامی، امروز کجا، بیست سال و سی سال قبل کجا؟ دشمنان جمهوری اسلامی، هیمنه و باد و بروتِ آن روزشان کجا، ضعف و انکسار امروزشان کجا؟ اینها نشانه‌هائی است که ملت ایران را تشویق میکند. نخیر، در ادامه‌ی راه اسلام - که راه خداست، راه دین است، راه سعادت دنیا و آخرت است - اراده‌ی مسئولین همچنان مستحکم خواهد ماند؛ مردم هم امروز و در آینده، پای ثابت این حرکت عظیم خواهند بود.

جوانهای عزیز! در این سی و دو سال، هیچ سالی نبوده است که از سوی استکبار به رهبری آمریکا و صهیونیسم، علیه ایران توطئه‌ای یا توطئه‌هائی شکل نگیرد؛ به قصد شکست دادن ملت ایران، به قصد شکست دادن انقلاب و نظام جمهوری اسلامی. و به فضل الهی، به حول و قوه‌ی الهی، به همت مردم عزیز ما، و در هر دوره، به همت پیشروی جوانان عزیز ما، ایران اسلامی در همه‌ی این توطئه‌ها پیروز شد و آمریکا شکست خورد. بعد از این هم همین جور خواهد بود. تحلیل درست، این است. نگاه درست به آینده، این است. شماها ان‌شاءالله پنجاه سال، شصت سال، هفتاد سال، پیش روی خودتان عمر دارید. برای این عمر طولانی - که خدای متعال ان‌شاءالله با برکت و رحمت و فضلِ خود به شما عنایت کند - باید برنامه‌ریزی کنید. پایه‌ی برنامه‌ریزی این است: تصمیم بگیرید، هدف را درست انتخاب کنید و دنبال این هدف، با استقامت حرکت کنید؛ در این صورت هیچ قدرتی در مقابل شما یارای ایستادگی نخواهد داشت. هدفهای شما در زمینه‌ی علمی، در زمینه‌ی اقتصادی، در زمینه‌ی اجتماعی، در زمینه‌ی اخلاق، در زمینه‌ی گسترش تفکر اسلامی و بیداری اسلامی در جهان است؛ اینها آرزوهای بزرگ شماست. راه فقط همین است. درست تشخیص بدهید، تصمیم قطعی بگیرید، حرکت کنید، راه بیفتید، به خدای متعال تکیه و اعتماد کنید؛ به نتیجه خواهید رسید. دشمنان شما هر که باشد، هر چه باشد، با هر حجم قدرتی که در دنیا باشد، مجبور به عقب‌نشینی خواهد شد؛ همچنان که در قضیه‌ی انقلاب، در قضیه‌ی 13 آبان، در قضایای جنگ تحمیلی، در قضیه‌ی محاصره‌ی اقتصادی و در همه‌ی توطئه‌های دیگر تا امروز اینجوری بوده.

ما حسن‌ظن به خدا داریم، و خدای متعال با ما طبق حسن‌ظنمان عمل کرده است. در طول این سی و چند سال، خدای متعال طبق همان حسن‌ظنی که به او داشتیم، با ما عمل کرده. ما مشکلات فراوانی داشتیم. از همه‌ی این مشکلات پیروز بیرون آمدیم. محاصره‌ی اقتصادی چیز کوچکی نبوده و نیست. ما محاصره را زیر پا گذاشتیم. در همین اواخر به ما گفتند که بنزین به شما نمیفروشیم. ما یک کشوری هستیم تولیدکننده‌ی نفت، اما واردکننده‌ی بنزین؛ گفتند به شما بنزین نمیفروشیم. این یک نمونه‌ی خیلی کوچکی است؛ صدها نمونه از این قبیل هست. نیروهای ما با امید به خدا تلاش کردند و ما در ظرف کمتر از یک سال خود را از واردات بنزین بی‌نیاز کردیم. هشت سال بر ما جنگ تحمیل کردند. ما را در مقابل دشمنِ عنودِ بدِ بسیار خبیثی مثل صدام حسین قرار دادند و با همه‌ی نیروها هم از او دفاع و حمایت کردند. ما الحمدللَّه توانستیم بر این حادثه فائق بیائیم.

نظام جمهوری اسلامی، یک جمهوری مثل بقیه‏ی دولتها و جمهوری‏ها و غیر جمهوری‏های دنیا نیست؛ یک نظامِ دارای پیام است. پیام نظام اسلامی پیامی است که ملتهای جهان تشنه‏ی آنند؛ فرق می‏کند با یک کشوری، با یک دولتی، با هرگونه نظام سیاسی که فقط در فکر یک محدوده‏ی جغرافیائی است؛ آن هم با آدم‏هائی، در رأس آن، آمیخته و آلوده‏ی به شهوات گوناگون بشری. اینجا مسئله، مسئله‏ی ارزشهاست؛ مسئله‏ی انسانیت است؛ مسئله‏ی نجات ملتها از کمند قدرتهای مداخله‏گر و سلطه‏طلب است. نظام اسلامی ما برای بشریت پیام دارد. همین پیام است که جهان‏خواران عالم را در مقابل ملت ایران قرار داده. اگر امروز روز اول این رویاروئی بود، ممکن بود دل بعضی بلرزد؛ اما امروز روز اول نیست. سی و یک سال است که این رویاروئی به شکلهای مختلف وجود دارد: حمله‏ی نظامی، حمله‏ی سیاسی، محاصره‏ی اقتصادی، تهدیدهای گوناگون. سردمداران گوناگون در کشورهای قدرت‏طلب آمدند و رفتند، اما ملت ایران ایستاده است. این بنای مستحکم روز به روز سرافرازتر شده است. این نهال بارور و خدائی، این شجره‏ی طیبه در این سرزمین مستعد و آماده، روز به روز ریشه‏دارتر شده است. اگر دشمنان معنویت و ارزشهای اسلامی و دشمنان ایران اسلامیِ عزیز، آن روز امیدی داشتند، امروز امیدی ندارند؛ با نومیدی دارند تلاش می‏کنند. آن‏ها راه را نمی‏شناسند، ملت ایران را نمی‏شناسند، محاسبات امروز را با محاسبات سی سال قبل و چهل سال قبل و پنجاه سال قبل و دوران سلطه‏ی بی‏رقیب ابرقدرت‏ها مقایسه می‏کنند؛ این مقایسه غلط است. دنیا عوض شده است، ملتها هم بیدار شده‏اند؛ لذا امروز شما ملت ایران و شما جوانانی که زبدگان و برجستگان جوانان این ملت هستید- جوانهای عزیز سپاه پاسداران- امیدآفرین دلهای ملتها هستید. خیلی از دولتها هم به شما امید دارند، به شما نگاه می‏کنند. بااینکه می‏دانند جمهوری اسلامی اهل مداخله‏ی در کشورها نیست، اما نفس این پیامها، نفس این ایستادگی، نفس این قدرت معنوی که در همه‏ی عرصه‏ها خود را نشان می‏دهد، آن‏ها را دلگرم می‏کند، آن‏ها را به ایستادگی وادار می‏کند. امروز در قاره‏ی آسیا، در قاره‏ی آفریقا، در قاره‏ی آمریکا، حتّی در قاره‏ی اروپا، ملتهای کمی نیستند که به شما چشم دوخته‏اند و شما را تحسین می‏کنند.

امروز ملت ما در مقابل خود یک جبهه‏ی گسترده‏ای را ملاحظه می‏کند که با همه‏ی توان خود درصدد این است که انقلاب اسلامی را از خاصیت و اثر ضد استکباری بیندازد. از اول پیروزی انقلاب، همان جبهه سعی‏اش این بود که نگذارد جمهوری اسلامی که مولود انقلاب است، پا بگیرد؛ همه‏ی تلاش خودشان را کردند که جمهوری اسلامی را از بنیان نگذارند رشد کند، و البته نتوانستند. اقدام سیاسی کردند، محاصره‏ی اقتصادی کردند، جنگ تحمیلی را هشت سال بر این ملت تحمیل کردند، دشمنان این ملت را تجهیز کردند، وسوسه‏های درونی را به جان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی انداختند، نتوانستند. به این نتیجه رسیدند که نظام جمهوری اسلامی را نمی‏شود ساقط کرد؛ چون مدافع آن، حامی آن، سینه‏های سپرکرده‏ی مردم مؤمن است؛ میلیونها انسان مؤمن این نظام را نگه داشته‏اند.

ما دیدیم که چطور انقلاب‏هائی که سر کار آمدند، چند سالی هم بودند؛ چه از نوع چپ، چه از نوع میانه، اما نفوذ و دخالت آمریکا- دخالت سیاسی‏اش، دخالت نظامی‏اش، محاصره‏ی اقتصادی‏اش- این‏ها را نابود کرد؛ از بین برد. شما امروز نگاه کنید به اروپای شرقی- که یک مرکز عمده‏ی حکومتهای سوسیالیستی و چپ بود- و ببینید که کارشان به آنجا رسیده که پایگاه‏های نظامی و موشکی آمریکا در همان کشورهای چپِ سابقِ اروپای شرقی گذاشته می‏شود و آمریکائی‏ها آنجا حضور پیدا می‏کنند! بنابراین، هیچ نظامی جز جمهوری اسلامی نمی‏توانست در مقابل نفوذ و فشار آمریکا مقاومت کند.

فلسطین و انتفاضه‏ی اسلامی و قیام دولت فلسطینی و مسلمان، لبنان و پیروزی تاریخی حزب الله و مقاومت اسلامی بر رژیم مستکبر و خونخوار صهیونیست؛ عراق و تشکیل دولت مسلمان و مردمی بر ویرانه‏های رژیم ملحد و دیکتاتور صدام؛ افغانستان و هزیمت خفت‏بار اشغالگران کمونیست و رژیم دست‏نشانده‏ی آن؛ شکست و ناکامی همه‏ی طرحهای استکباری امریکا برای سیطره بر خاورمیانه؛ گرفتاری و آشفتگی علاج‏ناپذیر در درون رژیم غاصب صهیونیست؛ فراگیر شدن موج اسلام‏خواهی در بیشتر یا همه‏ی کشورهای منطقه و به‏ویژه در میان جوانان و روشن‏فکران؛ پیشرفت شگفت‏آور علمی و فناوری در ایران اسلامی به رغم تحریم و محاصره‏ی اقتصادی؛ شکست جنگ‏افروزان در امریکا در عرصه‏ی سیاسی و اقتصادی؛ احساس هویت و تشخص در اقلیت‏های مسلمان در بیشتر کشورهای غربی؛ همه و همه نشانه‏های آشکار پیروزی و پیشروی اسلام در هماوردی با دشمنان در این قرن یعنی قرن پانزدهم هجری است.

ملت فلسطین محق است؛ حق با اوست؛ مظلوم است. شرم باد بر آن مدعیان آزادی، مدعیان حقوق بشر که بر این همه ظلمی که به این ملت شده است، چشم می‏بندند، باز ادعای طرف‏داری از حقوق بشر می‏کنند؛ خجالت هم نمی‏کشند. من تعجب می‏کنم؛ در کجای دنیا یک انسان منصف اگر فلسطینی‏ها یک اقلیت بیگانه بودند توی کشورشان- نمی‏گوئیم صاحبان کشور، فرض کنید فلسطینی‏ها در سرزمین خودشان اقلیتی بودند؛ مهاجرینی بودند که به فلسطین آمده بودند- این همه ظلم را نسبت به این‏ها تحمل می‏کرد؟ خانه‏هایشان را خراب کنند، جوانهایشان را بکشند، مردانشان را زندان ببرند، دائم این‏ها را تهدید کنند، خانه‏هایشان را بمباران کنند، جلوی ارزاقشان را بگیرند، محاصره‏ی اقتصادی کنند، باغاتشان را خراب کنند، همه‏ی زندگی آن‏ها را به هم بزنند. آن وقت آقای بوش خجالت هم نمی‏کشد، و می‏ایستد می‏گوید ما متعهد به آزادی هستیم! این آزادی است؟! شرم باد بر شما! این است طرف‏داری از آزادی؟!

امروز دشمنان ملت ایران درمانده‏اند در مقابل حرکت این ملت؛ نمی‏دانند با این ملت چه کنند. من به شما مردم عزیز کازرون و این منطقه و شما جمعیت صمیمی که در اینجا جمع شده‏اید عرض کنم: دشمن نظام جمهوری اسلامی، یعنی شبکه‏ی استکبار جهانی- نه فقط حکومت آمریکا یعنی آن مجموعه‏ی سردمداران قدرت اقتصادی ظالمانه‏ی امروز دنیا که دولتها را می‏آورند و می‏برند؛ در همین کشورهائی که به نام دموکراسی معروف شده‏اند، در خود آمریکا و در بعضی از کشورهای دیگر که با شبکه‏ی صهیونیستی پیوند استوار دارند، این‏ها هستند. دولتهائی که با این شبکه‏ی پرنفوذ و پرقدرتِ مستکبر جهانی در ارتباطند، منافع خودشان را در برابر نهضت اسلامی و بیداری اسلامی در خطر می‏بینند؛ این منافع نامشروع را در تهدید می‏بینند. دشمن، آن‏هایند. این دشمن از همه‏ی وسائل ممکن برای مواجهه‏ی با این ملت استفاده کرده است و در مانده است. شما ببینید در این سی سال چه کار می‏توانستند بکنند که نکردند. هر کاری نکردند، به خاطر این بوده است که در حساب زیان و سود، در حساب فایده و ضرر وقتی محاسبه کردند، دیده‏اند فایده ندارد، برایشان ضرر بیشتری دارد. اگر کاری نکردند، به خاطر این است که محاسبه کرده‏اند، دیده‏اند برایشان مضر است اگر این کار را انجام دهند. و الّا هر کاری که توانستند و برایشان مضر نبوده، انجام داده‏اند؛ محاصره‏ی اقتصادی کرده‏اند، حمله‏ی نظامی کرده‏اند، کودتای نظامی در داخل راه انداخته‏اند، در بین جمعیت کشور افراد ضعیف‏النّفسی را گوشه و کنار پیدا کرده‏اند، با خودشان همراه کرده‏اند، تبلیغات با زبان آن‏ها، با نفَس آن‏ها علیه انقلاب انجام داده‏اند، حتّی با کمونیستها در این مملکت ساخته‏اند.

از جمله‏ی آنچه که بنده در اول امسال خطاب به ملت ایران و مسئولین کشور بیان کردم، همین مسئله‏ی تکیه بر گسترش فضای فعالیت اقتصادی است. چرا؟ چون بخصوص دشمن روی این نقطه تکیه کرده است و تکیه می‏کند. عزیزان من! دشمن انقلاب اسلامی، در طول این سالهای متمادی- قریب سی سال- از همه‏ی راههای ممکن برای شکستن عزم و اراده‏ی ملت ایران پیش آمده و وارد عمل شده؛ از توطئه‏ی سیاسی، از کودتای نظامی، از تحمیل جنگ هشت‏ساله، از تبلیغات زهرآلودی که به طور شبانه‏روز- متصل- از بلندگوهای صهیونیستی و استکباری علیه ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی پخش می‏شود. همه‏ی کارها را کرده‏اند؛ به این نتیجه رسیده‏اند که بلکه بتوانند ملت ایران را در یک توطئه‏ی اقتصادی گرفتار کنند. این تازگی هم ندارد؛ از اول انقلاب تحریم اقتصادی و محاصره‏ی اقتصادی، به شکلهای مختلف در کشور ما جریان داشته است؛ فشار آوردند، ملت ایستاد؛ در عین حال آن‏ها می‏خواهند همین را ادامه بدهند، بازهم ملت ما می‏ایستد. همان طوری که در طول این سی سال گذشته، ملت ما بر توطئه‏ی محاصره‏ی اقتصادی فائق آمد و گامهای بلندی را در راه پیشرفت کشور از همه جهت‏ برداشت، امروز هم علی‏رغم بددلی و سوء نیت سیاستمداران استکبار جهانی، ملت ما در مقابل هر توطئه‏ای- و بخصوص این توطئه- خواهد ایستاد.

راهِ کار هم این است که ملت ما دست به دست هم بدهند و کشور را از وابستگی اقتصادی نجات بدهند. انقلاب، ما را از وابستگی سیاسی نجات داد. در راه استقلال اقتصادی هم کارهای زیادی شده است؛ اما همت همه‏ی ملت ایران از قشرهای مختلف را می‏طلبد تا کشور بتواند از لحاظ اقتصادی کاری بکند که دیگر تهدید به تحریم و محاصره‏ی اقتصادی معنا پیدا نکند. این خطاب به همه‏ی ملت است، فقط خطاب به مردم ممسنی نیست؛ همه باید دست به دست هم بدهند. این کشور سرمایه‏های انسانی فراوانی دارد؛ سرمایه‏های مادی فراوانی هم دارد. با سرمایه‏گذاریِ لازم، با برنامه‏ریزی درست و متین و با پشتکار و جدیت، ما خواهیم توانست در مدت یک برنامه‏ی مشخصی، کاری بکنیم که دیگر کشور در عرصه‏ی اقتصادی دنیا از تحریم اقتصادی و محاصره‏ی اقتصادی، هیچ باکی نداشته باشد. این وظیفه‏ی ملی ماست، باید انجام بدهیم. هرکسی می‏تواند نقش داشته باشد. سرزمین وسیع و امکانات فراوانی هم داریم.

هزینه‏ای که ملت ایران پرداخت کرد هشت سال جنگ تحمیلی بود؛ این هزینه‏ی استقلال‏طلبی و آزادی‏طلبی و عزت‏طلبی ملت ایران بود؛ ملت ایران آن را پرداخت کرد و خم به ابرو نیاورد. هشت سال جنگ را تحمل کرد، چون این هزینه‏ی دست یافتن به استقلال ملت و قدرت ملی و افتخار ملی بود. قربانیان تروریسم کور دهه‏ی شصت در این کشور، هزینه‏ی دیگری بود که ملت ایران پرداخت کرد. از اول انقلاب تا امروز تحریمهای اقتصادی و محاصره‏ی اقتصادی که بر ملت ما تحمیل کرده‏اند، هزینه‏هایی بود که ملت ایران پرداخت کرد. همین حالا که من با شما صحبت می‏کنم، دو سال است که قدرتهای استکباری مرتب تهدید می‏کنند که ما ملت ایران را تحریم می‏کنیم و محاصره می‏کنیم! انگار تا حالا این کار را نکرده‏اند.

اردوگاه سرمایه‏داری و استعماری با همه‏ی توان سیاسی خود، با همه‏ی قدرت مالی و اقتصادی خود و با همه‏ی شبکه‏های تبلیغاتی خود، دارد فشار می‏آورد تا شاید بتواند ملت ایران را وادار به عقب‏نشینی و تسلیم بکند؛ نه فقط از حق هسته‏ای- حق هسته‏ای یکی از حقوق ملت ایران است- بلکه می‏خواهند ملت ایران را از حق عزتش، از حق استقلالش، از حق قدرت تصمیم‏گیریش و از حق پیشرفت علمیش، وادار به عقب‏نشینی کنند. ملت ایران امروز در جاده‏ی پیشرفت علمی و پیشرفت فنّاوری افتاده و می‏خواهد دو قرن عقب‏افتادگی خود را در دوران‏ طاغوتها، جبران کند. این‏ها دستپاچه شده‏اند و نمی‏خواهند ملت ایران- که در این نقطه‏ی حساس دنیا قرار گرفته است و به عنوان پرچم‏دار اسلام شناخته شده- به این توفیقات دست پیدا کند؛ لذا فشار می‏آورند. اما ملت ایران ایستاده است.

تهدید می‏کنند که شما را تحریم می‏کنیم و محاصره‏ی اقتصادی می‏کنیم! خب، در این سی سالی که ملت ایران را گاهی شدیدتر و گاهی ضعیف‏تر محاصره‏ی اقتصادی کردید، چه کسی ضرر کرد؟ ملت ایران ضرر کرد؟ ابدا! ما از تحریم به نفع پیشرفت خودمان استفاده کردیم. یک روزی بود که ما احتیاج به ابزارهای نظامی داشتیم؛ ساده‏ترین ابزار نظامی را به ما نمی‏فروختند و می‏گفتند: تحریم! ما توانستیم از این تحریم استفاده کنیم؛ امروز ملت ایران توانائی‏هایی به دست آورده که همان تحریم‏کنندگان دیروز، امروز از اینکه ملت ایران دارد به قدرت اول نظامی منطقه تبدیل می‏شود، دارند دست و پا می‏زنند! خب، این بر اثر تحریم شما بود. این تحریم به ما ضرر نزد؛ ما از این تهدید توانستیم یک فرصت به وجود بیاوریم. امروز هم همین‏جور است. ما از تحریم غرب نمی‏ترسیم. ملت ایران به حول و قوه‏ی الهی در مقابل هر تحریمی و هر محاصره‏ی اقتصادی‏ای آن‏چنان تلاشی از خود نشان خواهد داد که پیشرفت او را مضاعف و چند برابر خواهد کرد.

در تمام طول این سال‏ها، دشمنان سعی کرده‏اند بمب‏های تبلیغاتی را در محیط ذهنی مردم منفجر کنند، که معنای این تبلیغات همه‏اش این است که: ای ملت! شما نمی‏توانید؛ ایرانی! نمی‏توانی؛ جوان ایرانی! مجبوری تسلیم بشوی؛ مجبوری دست‏هایت را بالا ببری. البته آن‏ها در داخل هم عواملی دارند- من بارها اشاره کرده‏ام- که هر وقت احتیاج دارند که یک فکری را در داخل تزریق کنند، این عوامل به کار می‏افتند و با قلم‏های حقیر و مزدور خودشان، بنا می‏کنند اهداف دشمن را در اینجا پخش کردن و ترویج کردن؛ اما تا الآن تأثیری نکرده است، بازهم باید تأثیر نکند. نخیر، همه چیز ما را به «امید» تشویق می‏کند؛ همه چیز ما را به «اعتماد به خودمان» تشویق می‏کند. چرا امیدوار نباشیم؟ مایی که یک روز در فشار دو ابرقدرت- ابرقدرت امریکا و شوروی سابق- توانستیم خودمان را نگه داریم و بالا بکشیم، مایی که با محاصره‏ی اقتصادی در طول این سال‏های متمادی- که هر زمانی به نحوی محاصره‏ی اقتصادی وجود داشته- توانستیم خودمان را به این رتبه از فناوری و علم برسانیم و بخشی از این خلأها و شکاف‏ها را پُر کنیم، چرا به خودمان امیدوار نباشیم؟ چرا به ملتمان اعتماد نداشته باشیم؟ تاریخ و سرگذشت ما، امید و اعتماد را به ما املاء می‏کند؛ ما را وادار می‏کند که امیدوار باشیم. بله، امیدواریم؛ ما می‏توانیم؛ توانستیم.

اینهایی که امروز دم از محاصره‏ی اقتصادی می‏زنند؛ تهدید به تحریم اقتصادی می‏کنند، کسانی هستند که در طول سال‏های گذشته، هرجا توانسته‏اند، این تحریم را اعمال کرده‏اند. همین الآن بعضی از دولت‏های اروپایی، هنوز وسایلی را که از زمان رژیم طاغوت خریداری شده و پول آن‏ها را هم شاید چند برابر گرفته بودند، به ما نمی‏دهند! تحریم از این بالاتر؟ آن‏ها در مواردی هم ابزارها و قطعات لازم را به ما ندادند. جوان‏های ما وقتی دیدند راه از این طرف بسته است، از درون راه باز کردند. برای یک ملت مستقل، این درست است که به درون خودش مراجعه کند؛ در درون خود کاوش کند؛ درمان خود را به دست خودش بسازد؛ و الّا اگر می‏خواستیم پشت درِ خانه‏ی دیگران دست به سینه بایستیم- همچنان که سال‏های متمادی در دوران رژیم طاغوت، این کشور و این ملت را به این روش عادت داده بودند- زندگی مستقلی نداشتیم و همان وضع سابق بود. وقتی ما را تحریم کردند، امام اظهار خوشوقتی کردند و گفتند بهتر! حق با ایشان بود. ما بر اثر تحریم، به خود آمدیم و تحرک پیدا کردیم؛ حالا هم همین‏طور است. با این حرف‏ها، ملت ایران را تهدید می‏کنند؛ این تهدید، فایده‏یی دارد؟

از زمان شروع جنگ تا الآن- این بیست و چهار پنج سال- ما از زمین به آسمان رفته‏ایم. ما را تهدید می‏کنند به تحریم اقتصادی و محاصره‏ی اقتصادی! ما در همین دوره‏ی محاصره‏ی اقتصادی بوده که این‏همه امکانات را به‏دست آوردیم. در سخت‏ترین دوره‏های محاصره‏ی اقتصادی جوانهای ما توانستند سلاح‏هایی را بسازند که در همه‏ی دنیا آن سلاح‏ها را غیر از امریکایی‏ها و یکی دو دولتِ عزیزکرده‏ی امریکا هیچ‏کس نداشت. همین موشک ضد تانک «تاو» را جوانهای ما در چه شرایطی ساختند؟ همه‏ی درها رویشان بسته بود، اما ساختند. همین پیشرفت‏های علمی‏یی که امروز شما ملاحظه می‏کنید دارد بروز می‏کند، بنده از سالهای متمادی می‏گفتم جوانهای ما دارند کارهای بزرگی می‏کنند، که الآن یکی پس از دیگری در بخش‏های مختلف دارد بروز می‏کند. البته موضوع انرژی هسته‏یی‏اش به‏خاطر حساسیت دنیا روی آن، برجسته و شاخص شده؛ و الّا در ردیف این کار، کارهای دیگری که در بخش‏های گوناگون انجام گرفته، واقعاً اهمیتش کمتر از این کار نیست؛ منتها جنبه‏ی نظامی و دفاعی ندارد. این‏ها همه در شرایط محاصره‏ی اقتصادی بوده، در شرایط فشار سیاسی و اقتصادی بوده، در شرایط بدحسابی و سخت‏گیری دولتهایی که حتّی با ما رابطه‏ی اقتصادی هم داشتند، لیکن بدجنسی و ناخن‏خشکی و بدحسابی می‏کردند، بوده؛ ولی ما توانستیم. این، ظرفیت خیلی بزرگی برای یک ملت است که می‏تواند. این ظرفیت را جوانهای ما باید بشناسند.

امروز جهان اسلام در محاصره‏ی علمی و اقتصادی و تبلیغاتی و اینک نظامی است. اشغال قدس و فلسطین به اشغال عراق و افغانستان انجامید، و اختاپوس صهیونیزم و استکبار وقیح و نفرت‏انگیز آمریکا، اکنون برای همه‏ی خاورمیانه و شمال آفریقا و همه‏ی دنیای اسلام، توطئه و نقشه در سر می‏پرورانند و نهضت بیداری را که امروز جان تازه‏ای در پیکر امت اسلامی دمیده است، هدف کینه و انتقام خویش ساخته‏اند.

نظام جمهوری اسلامی به وجود آمد؛ قدرتهای مسلط دنیا در آن روز می‏فهمیدند که نظام جمهوری اسلامی برای مقاصد قدرت‏طلبانه‏ی آن‏ها یک تهدید است؛ این‏ را درک می‏کردند، لذا از اول با او مخالفت کردند؛ اما این تهدید به‏خاطر خودِ کشور ایران نبود، بلکه به‏خاطر این بود که جمهوری اسلامی حرف نو و حرف تازه‏ای است؛ در دنیای اسلام و در عرصه‏ی سیاست بین‏الملل، حرف و ایده‏های نُوِ جمهوری اسلامی، جزو ایده‏های جذاب است و خیلی از مبانی آن‏ها را متزلزل می‏کند. آن‏ها این مسائل را می‏دانستند؛ لیکن به خودشان تسلا می‏دادند که جمهوری اسلامی قادر بر ماندن نیست؛ چون در دنیایی که علم و فناوری حرف اول را می‏زند و ثروت هم از راه علم و فناوری به‏دست می‏آید، وقتی کشوری از لحاظ علمی و فناوری توانایی نداشت و محاصره هم شد؛ نگذاشتند به آن برسد، به خودیِ خود خواهد خشکید؛ مثل درختی و نهالی که به آن آب و هوا ندهی؛ بتدریج می‏خشکد و احتیاجی نیست که آن را قطع کنید؛ خودش از بین می‏رود. آن‏ها درباره جمهوری اسلامی این‏طور خیال می‏کردند؛ لذا در اوایل انقلاب می‏گفتند تا دو ماه دیگر، گاهی می‏گفتند تا یک سال دیگر و گاهی می‏گفتند تا پنج سال دیگر، جمهوری اسلامی رفتنی و نابودشدنی است! مرتب به خودشان وعده می‏دادند. آن‏ها هم محاصره‏ی اقتصادی کردند، هم محاصره‏ی علمی کردند، هم محاصره‏ی فناوری و تکنولوژیک کردند، هم جنگ را تحمیل کردند، هم از طرف مقابل ما در جنگ، هرچه توانستند حمایت کردند و کمکش کردند که بلکه بتوانند این مشکلات را آوار کنند روی سر جمهوری اسلامی و آن را از بین ببرند؛ اما حالا می‏بینند که بعد از بیست و پنج سال، جمهوری اسلامی از زیر آوارها قد کشیده و بیرون آمده؛ روی پای خودش ایستاده و به خود متکی و امیدوار است و به آینده خوش‏بین و در زمینه‏ی علمی و فناوری هم پیشرفت کرده است؛ این‏ها واقعیاتی است؛ این واقعیات را آن‏ها می‏فهمند و می‏دانند که در بعضی از زمینه‏های بسیار مهم و حساس، رتبه‏های اول را در دنیا به‏دست آورده است.

جوانان، این ملت بزرگ و این زن و مرد غیور و مؤمن در این کشور، در همه‏ی شرایط، راه را بر سلطه‏ی دشمن می‏بندند و دشمن را بار دیگر و برای چندمین بار ناکام می‏گذارند. نظامیگری در یک چنین نظامی، مایه‏ی افتخار است و به نظامیگریِ خود ببالید و افتخار کنید. به لفظ اکتفا نکنید؛ در عمل، نظامیِ مؤمن- یعنی مجاهد فی سبیل الله- باشید. شرط مجاهد، آماده بودن است. با دانش و فن و تجربه و پیشرفتهایی که ذهن بشر در همه‏ی اقطار عالم به آن دست یافته است، خود را آشنا و مجهز کنید و به دیگران نیز بیاموزید؛ ذهن‏هایتان را پیچیده کنید و از تجربه‏های‏ دوران دفاع مقدس حد اکثرِ استفاده را بکنید. در آن روز، همین نیروی هوایی و همین ارتش و سپاه و بسیج، با امکانات کم، با محاصره‏ی اقتصادی و با تحریم عمومی توانستند در مقابل جبهه‏ای بایستند که اگرچه صفوف مقدمش نظامیان بعثی صدام بودند؛ اما صفوف مؤخر آن، همه‏ی قدرتهای نظامیِ شرق و غرب بودند و پشتیبانی فنی و علمی و اطلاعاتی و سازماندهی و مدیریتی از سوی آن‏ها انجام می‏گرفت. در مقابل چنین جبهه‏ی وسیعی، ما توانستیم به همت جوان‏هایمان، به همت بسیجمان، سپاهمان، ارتش‏مان، خلبانان و فنی‏های شجاع‏مان و عناصر کارآمد رسته‏های مختلف نیروهای مسلحمان بر دشمن پیروز شویم. از این تجربه درس بگیرید و با آن آشنا شوید. حضورِ در ارتش را مغتنم بشمارید.

امروز داستان جمهوری اسلامی، داستان بیست سال قبل نیست؛ آن روزها طمع دشمنان به نابودی این انقلاب از لحاظ منطق سیاسی موجود دنیا یک چیز نشدنی نبود؛ اما امروز نشدنی است؛ چرا؟ چون این نهال ریشه دوانده است؛ تنه بزرگ کرده و شاخ و برگ داده است. به همین دلیل است که امروز دشمنان ما نسبت به این پدیده‏ی عظیم که روز به روز رشد می‏کند، عصبانی‏ترند و غیظشان بیشتر است. چه کسی خیال می‏کرد نظام جمهوری اسلامی در سال پنجاه و نه که جنگ را بر ما تحمیل کردند و آر پی جی برای زدن نداشت و نمی‏توانست تولید کند، امروز در مقوله‏ی تسلیحات، پیشرفتهایی کرده باشد که برای آن‏ها خیره‏کننده است؛ اسم موشک شهابِ 3 الآن در همه‏ی خبرها و تلکس‏ها و خبرگزاری‏های دنیا مرتب تکرار می‏شود. در زمینه‏ی علوم پیشرفتش آن‏چنان است که مجموعه‏ی جوانان دانشمند و نخبه‏ی این نظام، که متصل و متعلق به این نظامند، در اغلب آزمونهای جهانی سرآمد می‏شوند. در زمینه‏ی فناوری به جایی رسیده که برخلاف همه‏ی اقران خود بدون استفاده‏ی از کمک و راهنمایی و دستگیری دیگران می‏تواند فناوری و غنی‏سازی هسته‏یی را خودش تولید کند؛ این پیشرفتها تن قدرتهای متجاوز را می‏لرزاند. آن‏ها وقتی بعد از بیست و پنج سال به صحنه‏ی جامعه نگاه می‏کنند و این قشر جوانِ مؤمنِ پُرشور و بااخلاص- مثل شماها- و ایمان اسلامی، خلوص، صفا و نشاط جوانی و میل حرکت به جلو را در شما می‏بینند، هرکدام از این‏ها مثل تیری به چشم و به قلب آن‏ها فرومی‏رود. چه بکنند در مقابل این پدیده‏ی عظیم؟ تهدید به حمله‏ی نظامی می‏کنند، فایده‏یی ندارد؛ تهدید به محاصره‏ی اقتصادی می‏کنند، فایده‏یی ندارد؛ محاصره‏ی اقتصادی‏ را تا حدود زیادی عمل می‏کنند، اثر نمی‏بخشد؛ سعی می‏کنند در داخل کشور قشر جوانِ فعال را به سمت مسائلی که اخلال‏کننده‏ی کارهاست بکشانند، با برخوردها مواجه می‏شوند.

چیزی که در این بیست و پنج سال کشور و ملت ما را در مقابل تهاجم وحشیانه‏ی زیاده‏خواهان بین‏المللی حفظ کرد، همین بود که می‏دیدند ملت، صاحب دولت و مجلس و صاحب مسئولان است. تا امروز پشتوانه‏ی حضور ملی بوده که همیشه دولتهای متجاوز و مقتدر جهانی را ترسانده است. این حضور، مثل سنگری برای کشور ما محسوب شده است؛ این چیز خیلی مهمّی است. اگر در کشور ما انتخابات و مردم‏سالاری و حضور مردمی و اراده‏های جوشان شما مردم در وسط صحنه و میدان نمی‏بود، بدانید یک سال هم این انقلاب دوام نمی‏آورد؛ در مقابلِ یکی از تهاجمهای سیاسی و محاصره‏های اقتصادی هم دولتها نمی‏توانستند ایستادگی کنند؛ آن سنگر اصلی، شما بودید.

به شما جوانان عرض می‏کنم: عزیزان من! این کشور مال شماست. نوبتِ شماست. باید خودتان را از لحاظ علمی و اخلاقی و از لحاظ روحیه همیشه در حال آماده نگه دارید. بدانید که برای سربلندی یک کشور، باید نسلها پی‏درپی مجاهدت و تلاش کنند. یک نسل تلاش کرد این انقلاب را به وجود آورد. جمعیت عظیم دیگری تلاش کردند این کشور را از فشارهایی که بر اثر این انقلاب بر این ملت وارد می‏شد، در جنگ، در محاصره‏ی اقتصادی و در بقیه‏ی چیزها حفظ کردند. امروز هم دوران دیگری است، و من به نسل جوانِ امروز کشورمان اعتماد دارم. من با همه‏ی وجود معتقدم که نسل جوانِ امروز خواهد توانست نقش تاریخی خود را در همه‏ی امتحانهای دشوار ایفا کند.

ملت ایران تا کنون در این مقاطع توانسته است در ذهنیّت جامعه‏ی جهانی، ارزش و احترامی برای خود به وجود بیاورد که کم‏نظیر است. ملت ایران در مقاطع دفاع مقدّس، محاصره‏ی اقتصادی و فشار سیاسی و تبلیغاتی، به‏طور جامع توانست وضعیتی را برای خود به وجود آورد که دشمنانش هم اقرار و اعتراف کنند که ملتی است بزرگ و قدرتمند و پُراستعداد و شایسته‏ی عزت و سربلندی.

دشمنان علیه هر چیزی که با سلطه‏طلبی و منافع نامشروع آن‏ها تقابل داشته باشد، تبلیغات می‏کنند. در داخل کشور ما هم همین‏طور است. راهی که این‏ها برای مقابله با این ملت بزرگ و عظیم‏الشّأن و این نظام و کشور عزیز ما در پیش گرفته‏اند و تشخیص داده‏اند، همین تبلیغات است. این‏ها می‏دانند که اگر در این کشور مداخله‏ی نظامی کنند، این ملت آن‏چنان توی دهنشان خواهد زد که پشیمان شوند. می‏دانند که محاصره‏ی اقتصادی و تلاشهای اقتصادی هم که تقریباً بیست و سه سال است علیه ما اعمال می‏کنند، اثر چندانی ندارد. محاصره‏ی اقتصادی موجب می‏شود که نیروهای مؤمن و بااخلاص و پُراستعدادِ داخل کشور، بیشتر به تحرّک وادار شوند و تلاش کنند؛ کمااینکه در دوران جنگ تحمیلی که ما را محاصره کردند و ملت ما به ابزارهای جنگی احتیاج داشت، جوانان و مغزهای متفکّر ما دنبال ساخت ابزارهای جنگی رفتند و چیزی را که آن روز لازم داشتند، تولید کردند. در بخشهای گوناگونِ دیگر هم همین‏طور است. وقتی ملتی را محاصره کنند، آن ملت بیشتر به خود و درون خود متوجّه می‏شود و سعی می‏کند از استعداد درونی خود استفاده نماید. پس محاصره‏ی اقتصادی هم فایده‏ی آن‏چنانی ندارد. البته به ملت لطمه می‏زنند؛ لیکن آن چیزی که آن‏ها می‏خواهند، تأمین نمی‏شود.

شما امروز می‏بینید که قدرتهای استکباری برای تسلّط بر دنیا و ملتها و کشورها چه می‏کنند. اگر در کشوری یک ملت توانست این سلطه‏ی جهنّمی و شیطانی را از خود دور و برای اقامه‏ی حق و عدل قیام کند، اوّلین دشمنِ او همین مراکز جهانی هستند. تا آنجایی که بتوانند، مانع می‏شوند که آن ملت بساط ظلم و ستم را از بین ببرد؛ کمااینکه در دوران انقلاب- کسانی که بودند و هستند، به یاد دارند- و در مقابل حرکت مردم، همین مراکز جهانی، با همه‏ی قوا سعی کردند ملت ایران را از این راه منصرف کنند؛ چه با سلاح، چه با توپ و تانک، چه با تبلیغات و چه با وسوسه‏ها. اگر توانستند مردم را منصرف کنند، به مقصود خود رسیده‏اند و سلطه‏ی غاصبانه‏ی خود را ادامه خواهند داد؛ اما اگر به مقصود نرسیدند و مردم توانستند بساط ظلم و ستمِ طاغوت را از کشوری برچینند، آن‏گاه شکل دشمنیِ مراکز استکباری و استعماری عوض می‏شود. همّت آن‏ها این می‏شود که نگذارند این ملت به هدف و آرمان خود- که استقرار عدالت و تقوا در کشور است- دست پیدا کند. انواع مختلف کارشکنیها و دشمنیها و مخالفتها را به وجود می‏آورند، که این را هم در این بیست و سه سال شاهد بوده‏اید. جنگ را تحمیل کردند، بمباران کردند، حمله‏ی تبلیغاتی کردند، محاصره‏ی اقتصادی کردند، تبلیغات سراسریِ جهانی علیه این انقلاب به راه انداختند؛ همه برای یک هدف. آن هدف چیست؟ نگذارند نظام اسلامی به پشتیبانی ملت ایران- این پشتوانه‏ی قوی- به هدفها و آرمان‏های خود دست پیدا کند. کاری کنند که ملت خسته شود و مسئولان به ستوه آیند. وقتی ملت و مسئولان از ادامه‏ی راه خسته شوند، آن‏گاه اوّلِ تجدید سلطه‏ی دشمنی است که او را بیرون کردید. برگردد، سلطه‏ی جهنّمی خود را دوباره شروع کند و وضع را به همان شکلی برگرداند که مردم آن را به هم زده و از بین برده بودند.

عزیزان من! بدانید همه‏ی تلاش دشمنان جمهوری اسلامی این است که این کار اتّفاق نیفتد؛ یعنی این سازندگی بر اساس نظام جمهوری اسلامی تحقّق پیدا نکند. این محاصره‏ی اقتصادی که می‏شنوید، برای این است. این کارشکنیهای گوناگون در قضیه‏ی نفت و بقیه‏ی مسائل دیگری که از سوی دشمنان برای کشور ما پیش می‏آید، به خاطر این است. می‏خواهند نگذارند نظام جمهوری اسلامی و کشور ایران در پرتو این نظام به نقطه‏ی مورد نظر خود از آبادانی و عمران و پیشرفت و ترقّی و توسعه برسد، تا برای کشورهای دیگر الگو نشود و نظریه‏ی سیاسی اسلام در دنیا رواج پیدا نکند.

در دوره جنگ تحمیلی، شخصیّتهای متعدّدی به ایران می‏آمدند و می‏رفتند. یکی از شخصیّتهایی که من او را فراموش نمی‏کنم، احمد سکوتوره است. او رئیس جمهور گینه کوناکری در غرب آفریقا و یکی از شخصیّتهای برجسته و بسیار محترم در قارّه آفریقا بود. متأسفانه مطالعات تاریخی، سیاسی جوانان ما ضعیف است. اینها را باید شما خیلی مطالعه کنید و بدانید. در کشور غنا در غرب آفریقا انقلاب شد و شخصیت آفریقاییِ بسیار برجسته‏ای به نام قوام نکرومه بر سر کار آمد که بعد علیه او توطئه‏های زیادی - توطئه‏های غربی و امریکایی و غیرامریکایی - صورت گرفت. در یکی از سفرهایی که قوام نکرومه به خارج رفته بود، در غیاب او یک کودتای دستِ راستیِ غربی در این کشور راه انداختند که او دیگر مجبور شد به کشورش نیاید. همان موقع احمد سکوتوره از قوام نکرومه دعوت کرد و گفت به کشور من بیا و تو رئیس جمهور کشور من باش. چنین شخصیتی، قوام نکرومه را به کشور خودش آورد. در زمان ریاست جمهوری و آن دوره‏ای که بنده در سیاست خارجی به طور اجرایی و عملی فعّال بودم، از رجال سیاسی دنیا، کمتر شخصیتی را به قوّت او دیدم. او تقریباً سه مرتبه به ایران آمد. البته فشار آورده بودند تا برای میانجیگری جنگ به ایران بیاید. او در دیدارهای خصوصی - داخل اتومبیل و در رفت و آمدها - حرفهای خوبی می‏زد. می‏گفت اگر بعد از انقلاب به شما حمله نظامی نمی‏شد، من تعجّب می‏کردم؛ بنابراین تعجبی ندارد که به شما حمله کرده‏اند. تصریح می‏کرد که حمله عراق علیه شما، سازمان‏یافته، از پیش طرّاحی شده و کار بین‏المللی است، نه کار کشور عراق. راست هم می‏گفت، همین‏طور بود. حمله نظامی کردند، به خیالشان قضایا تمام می‏شود، اما نشد. محاصره اقتصادی کردند، اما نشد. این بیست‏ودو سال مرتّب فشار می‏آورند و اذیّت می‏کنند. این دشمنیها طبیعی است. راه مقابله با این دشمنیها تسلیم شدن نیست.

ما در اوّلِ انقلاب، بسیاری از مسائل مهم مربوط به کشور و دفاع از نظاممان را نمی‏شناختیم؛ اما امروز مدیران و مسئولان کشور، تجربه‏ی جنگ تحمیلی و محاصره‏ی اقتصادی امریکا و روگردانی برخی از دولتهای سلطه‏طلب و نفوذگر را پشت سر گذاشته‏اند. این‏ها تجربه‏های ماست. عقب‏نشینی نیروهای شوروی از افغانستان، حمله‏ی عراق به کویت، برگشتن ورق دفاع جهانی از رژیم عراق به حمله‏ی جهانی به رژیم عراق، تجربه‏ها و درسهایی است که مسئولان و مدیران کشور در عملکردشان، و هوشمندان جامعه و آحاد مردم در قضاوتهایشان، از آن‏ها استفاده می‏کنند.

من به عنوان خدمتگزار شما و برادر مجموعه‏ی جمع حاضر و به عنوان کسی که دل‏بسته و علاقه‏مند به حیثیّت شماست و مجموعه‏ی دانشجویان را دوست می‏دارد، به شما عرض کنم: جمهوری اسلامی و مسئولان آن بعد از این نه حق دارند و نه تصمیم دارند که در مقابل کسانی که می‏خواهند با شعار آزادی علیه منافع مردم، علیه خود آزادی و علیه سرنوشت این ملت اقدام و حرکت کنند، مماشات کنند. در محافلِ خودشان نشستند و گفتند ما می‏خواهیم براندازی قانونی کنیم! چیز عجیبی است! ما چیزی به اسم براندازی قانونی نمی‏شناسیم. هر حرکت و تلاشی که به قصد براندازی صورت گیرد، شروع به محاربه است. حکم محارب هم در اسلام معلوم است. این مخصوص ما هم نیست؛ ما که این همه دشمن و معاند داریم و این‏گونه در دنیا محاصره‏ی اقتصادی و تبلیغاتی شده‏ایم، باید بیشتر به فکر باشیم؛ اما دیگران نیز همین‏طور فکر می‏کنند.

اگر ما امروز وحدت می‏داشتیم و اگر به معنویت اسلام تکیه می‏کردیم، دشمن نمی‏توانست با این وضوح ملت فلسطین را در خانه‏ی خودش این‏گونه مورد شکنجه و فشار و تعقیب و آزار قرار دهد. قضایای فلسطین دل هر انسان غیرتمندی را و لو زیاد تدیّن هم نداشته باشد خون می‏کند و راحت و آرام را از او می‏گیرد. کیست که منظره‏ی حمل پُراحساس کودکِ یکی دوساله‏ای را که کشته شده است، ببیند و بتواند راحت بخوابد؟ کیست که محاصره‏ی مردم را در خانه‏ها و کوچه‏ها و خیابانها و شهرهایی که متعلّق به آن‏هاست و زمینی که استخوان اجداد آن‏ها قرنهاست در آن دفن است، ببیند و متأثّر نشود؟ امروز مردم بیت‏المقدّس و الخلیل و غزّه و بقیه‏ی مناطق سرزمین مغصوب را محبوس کرده‏اند؛ آن‏ها را در خانه‏ی خودشان می‏کُشند؛ در خانه‏ی خودشان پدران و مادران را به داغ فرزندانشان می‏نشانند؛ به آن‏ها گرسنگی می‏دهند و آن‏ها را محاصره‏ی اقتصادی می‏کنند. اگر امّت اسلامی متّحد بود، مگر چنین چیزی ممکن بود؟ امروز هم واجب‏ترین فرایضِ ما ملتها و دولتهای مسلمان این است که در این قضیه باهم وحدت کلمه پیدا کنیم.

الآن چند سال است که رژیم امریکا علیه نظام جمهوری اسلامی ایران همه‏ی تلاش خود را برای محاصره‏ی اقتصادی و برای تحریم تجاری شرکتهای ممالک دیگر به کار می‏برد؛ اما کسی به حرف او گوش نمی‏کند! اوایل مدتی توفیقی پیدا کردند برای اینکه بتوانند اروپا یا بعضی کشورهای آسیایی را با خودشان همراه کنند؛ اما اکنون چند سال است که دیگر این حنای امریکایی رنگی ندارد!

یقیناً بعضی از شما می‏دانید که بسیار سعی و تلاش شد که جمهوری اسلامی با اعتصابهای کارگری مواجه شود. چه کسانی در مقابل این‏ها ایستادند؟ خودِ کارگران. خواستند مدارس را تعطیل کنند؛ چه کسی در مقابلشان ایستاد؟ خود معلمان. این‏ها پیش خدا بسیار اجر و قیمت دارد. امروز هم همین‏طور است. امروز هم انسان زمزمه‏هایی را می‏شنود که به مناسبت فلان مسئله، فلان قانون، فلان بهانه، عدّه‏ای سعی می‏کنند، یا بعضی از مراکز تلاشِ سازمان یافته می‏کنند، شاید بتوانند به‏نحوی بدنه‏ی کارگری کشور را فلج کنند! می‏دانید چه بر سر کشور می‏آید؟ آن‏ها این را می‏خواهند. آن‏ها حقوق کارگر را دنبال نمی‏کنند. سعی آن‏ها این است که این راه سختی را که امروز دولت و مسئولان در پیش دارند و عرق‏ریزان و تلاش‏کنان و با توکّل به خدا در مقابل این همه توطئه‏ی متراکم محاصره‏های اقتصادی، خباثتهای استکبار جهانی، کارشکنیها، مانع‏تراشیها پیش می‏روند، متوقّف کنند. چگونه؟ نگذارند کار در کشور باقی بماند و بدنه‏ی کارگری را از کار منفک کنند تا فلج شود. اگر در جامعه رونق اقتصادی نباشد، اگر تولید کار و تولید ثروت نباشد، از جمله کسانی که در درجه‏ی اوّل بیشترین صدمه را خواهند دید، بازهم همین قشرهای مستضعف و محروم و بخصوص قشرهای کارگری هستند. دشمن این را می‏خواهد.

ما در داخل کشورمان کم گرفتاری نداریم. ریشه‏ی گرفتاریها از دو چیز است: اوّل، از غفلتها و کوتاهیها و تنبلی‏ها و احیاناً بدعمل کردنهای خود ماست؛ در رابطه‏ی با اموال عمومی، در رابطه‏ی با تجمّل‏گرایی، در رابطه‏ی با پاسخگویی به مردم در دستگاه‏های مختلف. ریشه‏ی دوم، دشمنانی هستند که از همین مایه‏ها و زمینه‏ها سوءاستفاده می‏کنند؛ بر این مردم تنگ می‏گیرند؛ تهدید می‏کنند؛ ایجاد اختلاف می‏کنند؛ دودستگی می‏اندازند؛ محاصره‏ی اقتصادی می‏کنند. مردم، یکپارچه و مؤمنند؛ اگر بزرگان و مسئولان کشور هم یکپارچه و یک دست باشند، دشمن جرأت نمی‏کند. در این صورت، دیگر هیچ تلاشی علیه این ملت و این کشور به ثمر نمی‏رسد. این اختلافات را رها کنند. بزرگان بایستی کوچک‏ترها را به طریق مستقیم و راه راست بکشانند. آن‏ها اگر اشتباهی می‏کنند، نبایستی آن اشتباه را برایشان توجیه کنند و خودشان هم دنبال سرِ آن‏ها راه بیفتند، یا احیاناً آن‏ها را به اشتباه بکشانند. نتیجه‏ی این اختلافات، همین چیزهاست. بعضیها هم همّشان این است که بنشینند و ذهن و چشم و دست و قلم و زبان مصرف کنند، برای اینکه آتش اختلافی بیفروزند و به اسم مسائل خطّی و حزبی و گروهی و جناحی، دو دسته را به جان هم بیندازند! این کارها را باید رها کنند.

عزیزان من! این بیست سالی که با دهه فجر سال 1357 شروع شد، تا امروز، بیست سال افتخارات و درخشندگی‏های ملت ایران از یک طرف است و رنجهایی که بر ملت ایران تحمیل کردند، از طرف دیگر است. این رنجهایی که بر ملت ما تحمیل شد که یکی از آن‏ها، جنگ هشت‏ساله و محاصره اقتصادی و محاصره سیاسی و تبلیغی و فشارهای گوناگون در طول این بیست سال تا امروز بود برای چه بود؟ استکبار و محافل قدرت طلبِ جهانی و سرمایه‏داران بزرگی که بر خیلی از کشورهای غربی حاکم هستند، از جان ملت ایران چه می‏خواهند؟ این سؤال مهمّی است. من به شما عرض می‏کنم که عامل اصلی این دشمنیها، عبارت از این بود که ملت ایران در عمل و زبان به همه نشان داد و گفت که می‏خواهد زیر بار سلطه بیگانگان نباشد؛ چون این ملت، رنج تسلّط بیگانگان را سالهای متمادی تحمّل کرده است.

آنچه که در دوره‏ی بعد از تشکیل نظام اسلامی، از ابعاد وجودی امام مشاهده شد، به نظر من به مراتب مهم‏تر و عظیمتر بود از آنچه که قبلًا دیده شده بود. در این دوران، امام این شخصیت برجسته و ممتاز در دو بُعد و دو چهره مشاهده می‏شود: در دوران حکومت، یک چهره، چهره‏ی رهبر و زمامدار است؛ یک چهره، چهره‏ی یک زاهد و عارف. ترکیب این دو باهم، از آن کارهایی است که جز در پیامبران، جز در مثل داود و سلیمان، جز در پیامبری مثل پیامبر خاتم صلّی الله علیه و آله و سلّم انسان نمی‏تواند دیگر پیدا کند. این‏ها حقایقی است که ملت ایران در طول سالهای متمادی آن‏ها را لمس کرده؛ ما هم که از نزدیک شاهدش بودیم و دیدیم. تربیت اسلامی و قرآنی این است. امام به چنین چیزی همه را دعوت می‏کرد؛ نظام اسلامی را برای تربیت انسان‏هایی از این قبیل می‏خواست و می‏پسندید؛ همان‏طور که خود او مظهر اعلای آن بود. در چهره‏ی یک حاکم و زمامدار و رهبر، امامِ بزرگوار مردی هوشیار، باشهامت، باتدبیر، با ابتکار و دریادل بود. امواج سهمگین در مقابل او چیز کم‏اهمیتی محسوب می‏شدند. هیچ حادثه‏ی سنگینی نبود که بتواند او را شکست دهد و او را به خضوع در مقابل آن حادثه وادار کند. در همه‏ی حوادث تلخ و سختی که در زمان ده‏ساله‏ی رهبریِ آن بزرگوار پیش آمد که خیلی زیاد هم بود امام از همه‏ی آن‏ها بزرگتر بود. هیچ‏کدام از این حوادث آن جنگ، آن حمله‏ی امریکا، آن توطئه‏های کودتا، آن ترورهای عجیب و غریب، آن محاصره‏ی اقتصادی، آن کارهای عظیم و عجیب و غریبی که دشمنان با شکلهای مختلف می‏کردند نمی‏توانست این مرد بزرگ را دچار احساس ضعف و شکست کند او از همه‏ی این حوادث، قوی‏تر و بزرگتر بود. او معتقد به مردم بود؛ حقیقتاً به آراءِ مردم اعتقاد داشت. او به نظر و به رأی مردم اعتقاد داشت که من در خطبه‏ی دوم در این باره مختصری صحبت خواهم کرد به مردم از صمیم قلب علاقه داشت؛ به مردم عشق می‏ورزید و آن‏ها را دوست می‏داشت.

. جنگ پیش آمد؛ در نقش فرمانده‏ی نیروهای مسلّح ظاهر شد. مسأله‏ی محاصره‏ی اقتصادی پیش آمد؛ امام پشتیبان کامل بود؛ پشتیبان روحی دستگاه‏های دولتی. اوّل انقلاب، برای کارهای گوناگون و برای حمایت از مستضعفان و محرومان، امام دستورات فراوانی داد و کارهای زیادی انجام گرفت. مؤسّساتی مثل جهاد سازندگی، مثل بنیاد مسکن، مثل کمیته‏ی امداد، مثل بنیاد مستضعفان و جانبازان و مثل بنیاد پانزده خرداد، برای کمک‏رسانی به مردم تشکیل شد. مسائلی که برای امام در حاکمیت و در اداره‏ی کشور مطرح بود، این‏ها بود. این، بُعد حاکم و رهبر بودن امام در موضع یک انسان مقتدر و یک انسان بااراده بود؛ انسانی که اگر جنگ پیش بیاید، می‏تواند تصمیم بگیرد؛ اگر صلح هم باشد، می‏تواند تصمیم بگیرد. برای اداره‏ی یک کشور و برای مواجهه با دشمنان، می‏تواند تصمیم‏گیری کند.

اوّلین کار دشمن این است که تبلیغ می‏کند هیچ دشمنی وجود ندارد! چطور نظام اسلامی دشمن ندارد؟! جهان‏خواران را از این سفره‏ی به یغما رفته‏ی سالهای متمادی، محروم کرده است؛ معلوم است که دشمنند، می‏بینیم که دشمنی می‏کنند در تبلیغات، در محاصره‏ی اقتصادی هر کاری که می‏توانند در تقویت دشمن علیه نظام، می‏کنند؛ صریح هم می‏گویند!

چندی پیش، صاحب‏نظران صهیونیست و غیر صهیونیستِ امریکا در جلسه و کنفرانسی دور هم نشستند و گفتند نباید بگذاریم در دنیای اسلام الگوی زنده‏ای به وجود آید که برای مسلمانانِ دیگر سرمشق شود! این الگو که جمهوری اسلامی و کشور مبارک و مقدّس امام زمان و کشور ایمان و کشور جهاد و ایثار است، برایشان خطر مهمّی است؛ لذا از اطراف سعی می‏کنند در کار این کشور اختلال ایجاد کنند که از جمله‏ی آن کارهایی که می‏کنند، فشارهای تبلیغاتی است؛ از جمله‏ی آن کارهایی که می‏کنند، محاصره‏ی اقتصادی است؛ از جمله‏ی آن کارهایی که می‏کنند، همین ناامنیهایی است که اخیراً در این کشور به راه انداخته‏اند.

ملتی که اهل شهادت است، مسأله‏ی شهادت در راه خدا برایش حل شده است. نه اینکه همه‏اش بخواهند مردم بروند و کشته شوند؛ نه، بلکه به این معنا که اگر یک‏وقت لازم شد و کشور و تاریخ آن کشور و عزّت و منافع آن ملت، احتیاج داشت که عدّه‏ای بروند و جان‏فشانی کنند، عدّه‏ای در این ملت حاضر باشند جان‏فشانی کنند. این معنای حل شدنِ معنای «شهادت» است؛ شهادت برایشان حل شده است. ملتی که این‏گونه باشد، ملتی که شهیدپرور باشد، ملتی که توانسته باشد برای جوانان خود، برای مردان و زنان خود، قضیه‏ی کشته شدن در راه خدا را حل کند، آیا تحت تأثیر تهدید قرار می‏گیرد؟! آیا رشوه می‏گیرد؟! آیا تسلیم قدرتمندان می‏شود؟! آیا به استکبار بار می‏دهد؟! ابداً. لذا امروز نگاه کنید؛ عزّت و عظمت کشورِ شما به برکت خون همین عزیزان شماست. دولتش، ملتش، مسئولینش و آحاد طبقات مختلفش، هیچ‏کدام حاضر نیستند خدشه‏ای به عزّت اسلامی این ملت وارد شود و مثل کوه ایستاده‏اند. حالا استکبار جهانی فشار می‏آورد؛ بیاورد. او خسته خواهد شد؛ کمااینکه بیست سال است از اوّل انقلاب تابه‏حال فشارهای استکبار ادامه دارد: همسایه‏ای را تحریک کنند، جنگی را راه بیندازند، محاصره‏ی اقتصادی کنند، تبلیغات مخرّب کنند و تهمت بزنند، حرفهای گوناگون بگویند و سعی کنند بین ملت اختلاف ایجاد نمایند و باورهای ملت را بگیرند!

رژیم امریکا از اولین سالهایی که در نیم قرن پیش در صحنه‏ی سیاسی ایران قدم نهاد، به ایران و ایرانی جفا و خیانت کرد، از رژیم فاسد و ضد مردمی پهلوی حمایت کرد، دولتهای وابسته و ضعیف و نوکرمآب را بر سر کار آورد، اراده‏ی خود را بر ملت ما تحمیل و منابع ملی را غارت کرد، ثروت عظیمی از این ملت را از طریق معاملات خسارت‏بار نفت و سلاح، ربود، نیروهای مسلّح ایران را در قبضه‏ی خود گرفت، دستگاه ضدّ امنیتی شاه و شکنجه‏گران آن را آموزش داد، موجب اختلاف میان ملت ایران و بسیاری از ملتهای مسلمان، از جمله اعراب شد، فساد و فحشا را در ایران ترویج کرد، با رژیم شاه در سرکوب نهضت اسلامی در مقاطع گوناگون، همکاری و آن را راهنمایی کرد!

و پس از آنکه علی‏رغم مجموعه‏ی آن جبهه‏ی ظلمت و کفر و طغیان، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، از نخستین روزهای تشکیل جمهوری اسلامی، انواع دشمنیها و کارشکنیها و تهاجم‏ها و توطئه‏ها را بر ضد ایران و ملت انقلابی آن، به کار بست! از کمک فعال به رژیم عراق در جنگ هشت‏ساله، تا فعالیت برای محاصره‏ی اقتصادی کامل ایران، تا کمک به عناصر خائن و فراری، تا تبلیغات دایمی در همه‏ی دستگاه‏های تبلیغی مربوط به خود، تا آتش‏بیاری در اختلافات منطقه‏ای، و سعی وافر برای ایجاد اختلاف میان ایران و همسایگانش، تا تلاشهای براندازی و تروریستی به وسیله‏ی مزدبگیران سازمان سیا، تا فعّالیت شدید برای جلوگیری از انعقاد قراردادهای اقتصادی میان ایران و کشورهای گوناگون جهان، تا دهها حرکت موذیانه و تهدیدآمیز دیگر در همه‏ی جبهه‏ها و همه‏ی زمینه‏های ممکن!

انقلاب آمد و به دنیا نشان داد که ملت ایران، آن ملتی است که در مقابل خواستِ قدرتهای استکباری می‏ایستد و حرف خود را می‏زند و اگر همه‏ی قدرتهای استکباری نیز همدست شوند، در هیچ زمینه‏ای نمی‏توانند اراده‏ی خود را بر او تحمیل کنند! امروز، چه آمریکاییها بخواهند، چه نخواهند؛ چه صهیونیستها بخواهند، چه نخواهند؛ چه دشمنان این ملت بخواهند، یا نخواهند، ملت ایران در دنیا این طور شناخته‏شده است: ملتی قوی، مصمّم، بااراده، نترس و شجاع که خودش می‏اندیشد، تصمیم می‏گیرد و انتخاب می‏کند! هیچ‏کس نمی‏تواند بگوید: ای دولت ایران، ای ملت ایران، رابطه‏ات را با فلان کشور قطع کن، یا با فلان کشور، رابطه برقرار کن و یا فلان‏جا تجارت کن، فلان‏جا نکن! هیچ‏کس نمی‏تواند به ما دستور بدهد. این امروز آبروی ملت ایران است.

در جنگ، این مطلب فهمیده شد. در اصلِ انقلاب، در مقابله با محاصره‏ی اقتصادی و در قضایای گوناگون سیاسی و دیپلماسی فهمیده شد. در همین قضیه‏ی دادگاه میکونوس هم فهمیده شد! ما قضیه را بزرگوارانه، با سکوت برگزار کردیم و گذراندیم؛ اما حقیقتِ قضیه که جایی نمی‏رود. همه‏ی اروپا باهم همدست شدند تا سرِ قضیه‏ی دادگاه میکونوس که بنده گفته بودم «چون در این قضیه، آلمان این‏گونه رفتار کرده است و سفرا رفتند، اگر سفرای دیگرمی‏خواهند بیایند، بیایند؛ ولی سفیر آلمان، باید بعداً بیاید. حق ندارد با آن‏ها برگردد» این حرف را از بین ببرند، که سفیر آلمان، اگر شده با یک نفر دیگر باهم بیایند. دولت و ملت ایران ایستادند.

به خاطر تسویه‏حساب دو دولت با یکدیگر، الآن چند سال است که بر اثر محاصره‏ی اقتصادی امریکا نسبت به عراق، مردم عراق در سخت‏ترین شرایط زندگی می‏کنند؛ بچه‏ها شیر ندارند، مادران نان ندارند، پدران کار ندارند. ملت مرفّه و نسبتاً ثروتمندی مثل ملت عراق، الآن چند سال است که به خاطر محاصره‏ی اقتصادی امریکا و بعضی از همپیمانانش، به یک ملت محتاج نان شب تبدیل شده است! چقدر خانواده‏ها در فشار زندگی می‏کنند؛ چقدر کودکانی که دچار بیمارهای صعب‏العلاج می‏شوند؛ چقدر خانواده‏هایی که جواب بچه‏هایشان را که از گرسنگی گریه می‏کنند، نمی‏توانند بدهند. این‏ها انسانی است؟! این‏ها با ادّعای طرف‏داری از حقوق بشر سازگار است؟! این مصیبت چندساله کم است که بعد از حد اقل دو مرتبه تهاجم نظامی به عراق، بار دیگر اعلام می‏کنند که می‏خواهند به عراق حمله کنند! ملت عراق با این حمله‏ای که ممکن است پیش آید، یقیناً مظلوم واقع خواهد شد و خون مردم به گردن تصمیم‏گیرندگان امریکایی است.

بسیاری از کشورها هستند که دولت‏هایشان از دوستان دولت امریکا محسوب می‏شوند؛ یعنی تحت نفوذ و تسلیم دولت امریکا قرار دارند، مواضع سیاسیشان تابع دولت امریکاست و کلًاّ تابع امریکا هستند؛ با فلان‏جا قطع رابطه کنید، فلان‏جا را معامله کنید، فلان‏جا را معامله نکنید، نفت را این‏گونه کنید، مس را آن‏طور کنید. این دولتهایی که تسلیم امریکا هستند، بتدریج این فکر برایشان به وجود می‏آید که دولتی به نام جمهوری اسلامی ایران هست که به امریکا هیچ اعتنایی نمی‏کند؛ امریکا هم نسبت به آن دولت نمی‏تواند هیچ آسیب جدّی بزند. پس، علّت اینکه ما از امریکا این‏قدر می‏ترسیم، چیست؟

این سؤال امروز در ذهن بسیاری از مسئولان کشورهای اسلامی و غیر اسلامیِ به اصطلاح خودشان جهان سومی وجود دارد و برای دستگاه امریکا موجب زحمت جدّی شده است؛ خارج شدن از حالت تبعیت و تسلیم، به خاطر وجود جمهوری اسلامی، که جمهوری اسلامی‏ هست، هیچ اعتنایی هم به امریکا نمی‏کند و امریکا نمی‏تواند هیچ کار مهمّی با آن انجام دهد. چرا؛ گاهی اوقات هارت‏وهورت می‏کنند؛ مثلًا قانون «داماتویی» می‏گذرانند، قانون هم بعد از چند ماه به‏خودی‏خود منسوخ می‏شود؛ کار اساسی نمی‏توانند بکنند. پس، چرا ما خودمان را بیخودی معطّل کردیم و اسیر امریکا شدیم؟

برای امریکا خیلی خطرناک است که این فکر در دوستان و در تبعه‏ی دولتهای تابع و پیرو او رسوخ پیدا کند. امریکا در پی یک جواب است؛ باید کاری کند که به آن‏ها این‏طور تفهیم شود که: «دیدید، این محاصره‏ی اقتصادی و همین فشارهایی که ما علیه جمهوری اسلامی به خرج دادیم، بالأخره جمهوری اسلامی را هم خسته کرد و مجبور نمود که او هم بیاید و زانو بزند و از آن پایگاه و از آن گردن برافراشته‏ای که داشت، به‏ناچار پایین آید!». این را به دولتهایی که پیرو و تابعش هستند، تفهیم کند که: «نخیر؛ این‏طور هم نیست که شما خیال کنید کسی که با ما نباشد، می‏تواند از آسیب در امان بماند. جمهوری اسلامی هم بالاخره مجبور شد بیاید»!

.کسی که خیال کند اگر ما با امریکا مذاکره کردیم، محاصره‏ی اقتصادی و قانون «داماتو» و ... از بین خواهد رفت، اشتباه کرده است. اوّلًا هرکدام از رفتارهای امریکا با ایران، بعد از مدّتی محکوم به شکست شده است. مگر بار اوّلی است که این‏ها این‏طور با ما رفتار می‏کنند؟ مگر بار اوّلی است که تهدید می‏کنند؟ مگر بار اوّلی است که محاصره‏ی اقتصادی می‏کنند؟ مگر بار اوّلی است که این‏ها راه می‏افتند و به این کشور و آن کشور می‏گویند که شما با ایران فلان معامله را نکنید، یا فلان قرارداد را نبندید؟ بار اوّل که نیست؛ همیشه این‏طور کرده‏اند. ما در این هجده، نوزده سال، همه‏ی پیشرفتهایی که به دست آورده‏ایم؛ همه‏ی کارهای برجسته‏ای که دولتهای ما در این چند سال کرده‏اند، در همان حالی بوده که امریکا نمی‏خواسته است. مگر به خواست امریکاست؟!

.خیال نکنید که حالا اگر با امریکا رابطه برقرار شد، یا مذاکره شد، دیگر از سوی امریکا، اندکی حرف نازک‏تر از گل هم به جمهوری اسلامی گفته نخواهد شد؛ نه. بسیاری از کشورها با امریکا رابطه هم دارند، خیلی هم روابطشان علی‏الظّاهر در سطح جهانی خوب و صمیمی و مؤدّبانه است؛ درعین‏حال امریکا هرجایی که لازم باشد، ضربه‏ی خودش را می‏زند؛ محاصره‏ی اقتصادی می‏کند، تحریم می‏کند!

توطئه‏ی دشمن، در گذشته یک تفاوت با امروز داشت. در گذشته، توطئه‏ی دشمن از روی بی‏تجربگی بود. یعنی امریکا، استکبار جهانی، کمپانی‏داران بزرگِ صهیونیست و امثال آن‏ها که می‏خواستند با ملت و انقلاب ایران مبارزه کنند، از روشهای ساده‏تری استفاده می‏کردند که برای همه، قابل افشا بود. مثلًا تحریک به حمله‏ی نظامی و راه انداختن جنگ، توطئه بود؛ اما همه، این را می‏شناختند. توطئه روشن می‏شد؛ مردم به پا می‏خاستند و مقابله می‏کردند. یا مثل حمله‏ی آمریکایی‏ها به صحرای طبس و از این قبیل، آنچه که انجام دادند محاصره‏ی اقتصادی، حملات تبلیغی و غیره کارهایی آشکار بود. به مرور فهمیدند که نمی‏شود ملت ایران و انقلاب اسلامی را با این توطئه‏ها و کارها شکست داد. این تجربه، موجب شده است که روشهای خودشان را پیچیده‏تر کنند. به همان نسبتی که آن‏ها روشها را پیچیده‏تر می‏کنند، ملت ایران هم بایستی هوشیاریش را بیشتر کند. جوانان بایستی آمادگیشان را بیشتر کنند. نه آمادگی جنگی؛ چون امروز بحث جنگِ نظامی نیست. البته آمادگی رزمی هم برای روز مبادا ضروری است؛ اما آن چیزی که برای همه لازم است، آمادگی معنوی؛ یعنی آمادگی فکری، آمادگی روحی، آمادگی سیاسی و حفظ وحدت، اتّصال و ارتباط نیروها با یکدیگر، ارتباط مستحکم و دوستانه ملت و دولت و شناختن چهره‏ی دشمن در هر لباسی است. دشمن با شکلهای مختلفی خود را به مقابله با انقلاب می‏کشاند. همیشه با لباس نظامیِ وابسته به فلان دولتِ بیگانه، جلو نمی‏آید.

یکی از توطئه‏های امریکا، تشویق عراق به راه‏اندازی جنگ هشت‏ساله بود. یکی از توطئه‏های امریکا، کمک به عراق در اغلب قضایای جنگ بود که حتّی با حضور افسران امریکایی در مرحله‏ای از مسائل در کشور عراق انجام می‏شد. این‏ها بتدریج آشکار می‏شود. در اسنادی که منتشر می‏شود، در خاطراتی که می‏نویسند، این‏ها کم‏کم رو می‏شود. یکی از خیانتهای امریکا، محاصره و فشار اقتصادی برای ساقط کردن دولت در سالهای پنجاه و نه و شصت و آن وقتها بود. چند بار این قضیه تکرار شده است. یکی از دشمنیهای امریکا با ایران این بوده که در تمام این مدّت نگاه کرده است که ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی در هرجایی خواستند پیشرفتی بکنند، هرطور توانسته، خواسته است جلوِ این قضیه را بگیرد. همین‏جا من به شما بگویم که به توفیق پروردگار و لطفی که خدای متعال به این کشور داشته است، اکثر قریب به اتّفاق توطئه‏هایی که امریکا علیه این ملت طرّاحی کرد، به شکل آشکار و مقابل چشم همه مقرون به شکست شد.

نه کمیّت آنچه قبل از جمهوری اسلامی در این مملکت انجام گرفته است، و نه کیفیّت آن، قابل مقایسه با آنچه این نظام مردمی و خدایی جمهوری اسلامی انجام داده است، نیست. نظام مرتبط با معنویّت و ایمان، معنایش این است؛ نظامی که پشتوانه‏ی عظیم مردمی، آرا، عواطف، پشتیبانی و کمک مردم را دارد؛ ایمان، معنویّت، برادری و هماهنگی، اتّکال به خدا و ایمان به غیب را هم دارد. آن، نتیجه‏اش می‏شود این. علی‏رغم این همه توطئه و مخالفتی که با این ملت شد؛ با این محاصره‏های گوناگون سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی، این ملت توانسته است یکی پس از دیگری، دولت‏هایش را حمایت کند و دولتها توانسته‏اند این‏گونه کشور را از لحاظ عمران و آبادی و از جهات سیاسی و آبروی بین‏المللی و اقتدار ملی، پیش ببرند. این‏ها آن ارزشهایی است که کشور ما دارد و بحمد اللّه، دولتهای ما، همه از آن برخوردار هستند و خواهند بود. این مظهر نعمِ بزرگ الهی و همان دست قدرتی است که عرض کردم خدای متعال دائماً در پشتیبانی این نظام داشته است و خواهد داشت.

آفت دومی که در چنین مواردی، مسئولان و رهبران و گردانندگان اجتماعات را تهدید می‏کند، این است که آن‏ها را دچار انفعال و خودباختگی کنند و و در موضع تأثیرپذیریِ ناخواسته از اراده‏ی دیگران قرار دهند. امام بزرگوار، در مقابل این آفت دوم هم مثل کوه ایستاد. آن چیزی که باید مورد توجّه قرار گیرد و من اصرار دارم که مردم عزیز ما بخصوص جوانان و همچنین مسئولان بخشهای مختلف نظام مقدّس جمهوری اسلامی به آن توجّه کنند، این است که دشمنان نظامِ جمهوری اسلامی، وقتی نمی‏توانند در میدان مبارزه‏ی رویاروی، کار مؤثّری با این نظام انجام دهند؛ یعنی نمی‏توانند به آن ضربه‏ی نظامی بزنند؛ نمی‏توانند انفجار داخلی درست کنند؛ نمی‏توانند ضربه‏های امنیتی بزنند؛ نمی‏توانند با محاصره‏ی اقتصادی، آن را به زانو درآورند وقتی از همه‏ی این‏ها مأیوس می‏شوند یک راه برایشان باقی می‏ماند و آن، این است که نظام اسلامی و انقلابی را به مواضعی برخلاف اصولِ خود سوق دهند، یا به عبارت ساده‏تر و روشن‏تر، آن را وادار کنند که از گفته‏های خود در زمینه‏ی مسائل انقلاب برگردد؛ حرف و مواضع خود را تخطئه کند و خودش را دچار تناقض نماید! این را از چه راهی انجام می‏دهند؟ از راه فشارهای تبلیغاتی، فشارهای سیاسی، فشارهای فرهنگی. جو را آن‏چنان از فشار انباشته می‏کنند که انسانهای ضعیف‏النّفس، در مقابل این فشار نمی‏توانند مقاومت کنند.

ملت کنونیِ صهیونیستِ اشغالگر، یک ملت ساختگی است. هیچ عنصری از عناصر اصلی یک ملت در اشغالگران نیست، از جاهای مختلف عالم، با دیدگاه‏های مختلف، با مناشئ اجتماعی مختلف و با عقاید گوناگون آمده‏اند؛ صرفاً از جهت اینکه به نژاد بنی اسرائیل اتّصال و ارتباط دارند! قرنها از هم جدا بوده‏اند، ولی آن‏ها را به عنوان یک ملت تلقّی کرده‏اند. یک ملت تصنّعی و دروغین؛ برای اینکه بتوانند در این نقطه‏ی حسّاس از جهان یعنی قلب خاورمیانه و قلب جهان اسلام پایگاهی برای استکبار باشند. روز اوّل، انگلیسی‏ها آن‏ها را به وجود آوردند؛ امروز هم رژیم امریکا حد اکثر استفاده را از آن می‏برد و اهداف استکباری خود را تأمین می‏کند.
همانهایی که این زمینه را به وجود آورده‏اند، شروع به ایجاد فشارهای تبلیغاتی و سیاسی بر روی دولتها و شخصیّتها و نظامهای سیاسی کرده‏اند و باب گفتگوهای پشت پرده و رشوه دادن‏ها و رشوه گرفتنها را باز گشوده‏اند و کاری کرده‏اند که این شعار عمومی مسلمانان را بتدریج از زبان دولتها بگیرند؛ و الّا از ملتها که نمی‏توانند بگیرند. همان کسانی که پانزده یا بیست سال قبل، دولت صهیونیست را به عنوان دولت غاصب، مورد قطع رابطه و محاصره‏ی اقتصادی قرار داده بودند، امروز برای ایجاد ارتباط اقتصادی با او، مسابقه می‏گذارند! این، همان انفعال است. فشار گوناگون دستگاه‏های متمرکز استکبار، چه از لحاظ تبلیغات و چه از لحاظ مسائل اقتصادی و غیره، به قدری بر این‏ها به طور متوالی وارد می‏آید، که احساس می‏کنند ناچارند عقب‏نشینی کنند، و عقب‏نشینی می‏کنند. این، خودباختگی و انفعال در زمینه‏ی مسائل سیاسی است.

اسلام در سایه‏ی عوامل درونی خود که عرض کردیم منطق و استدلال از یک‏سو و عدالت‏ اجتماعی از سوی دیگر است بر دنیا سیطره خواهد یافت. نه از راه توطئه‏گری، نه از راه شمشیر، نه از راه کارهایی که دشمنان خدا در جاهای دیگر همیشه کرده‏اند و دشمنان جمهوری اسلامی همین حالا هم می‏کنند؛ بلکه از راه منطق و از راه اجرای عدالت. این، یک آیه. آیه‏ی قبلی هم این است که «یریدون لیطفئوا نور اللّه بافواههم»؛ هرچه می‏خواهند تهدید کنند. اینکه خدای متعال، کید دشمن را در مقابل اسلام ضعیف می‏شمارد، فقط کید کفّار قریش در روزگار پیامبر نیست. این، یعنی همه‏ی توطئه‏ی دشمن، یکجا علیه جمهوری اسلامی. یعنی محاصره‏ی اقتصادی. یعنی توطئه‏ی تبلیغاتی گسترده در همه جا. یعنی فشارهای سیاسی. یعنی شب و روز نشستن صهیونیستهای وسوسه‏گر با دیگر قدرتهای ضدّ جمهوری اسلامی و علیه جمهوری اسلامی شب و روز تلاش کردن. همه‏ی این‏ها را شامل می‏شود و قرآن می‏گوید که در مقابل پایبندی این ملت به اسلام و راه خدا؛ در مقابل وحدت و همبستگی این ملت؛ در مقابل عشقی که این ملت را از روز اوّل به راه خدا و قرآن به حرکت واداشته است؛ در مقابل استقامت و صبر و حکمت و هوشیاری این ملت، همه‏ی این قدرتها، همه‏ی این توطئه‏ها، همه‏ی این خدعه‏گریها و همدستیها و همه‏ی این دشمنیها، یکجا محکوم به شکست است.

عزیزان من! ناکامی دشمنان شما به خاطر اتّحاد شما بوده است. به خاطر ملتِ یکپارچه، متّحد، دست در دست هم و حاضر در صحنه و پشت مسئولین دست‏اندرکارِ کارهای بزرگ کشور بوده است که نتوانستند کاری بکنند. فشار عمده‏ی دشمن برای این است که لشکر انقلاب را از انقلاب جدا کند. هر حرکتی که بتوانند بکنند، می‏کنند تا شاید بتوانند لشکر انقلاب- یعنی ملت- را از انقلاب جدا کنند. تبلیغات می‏کنند تا اینکه مردم را دلسرد و از انقلاب جدا کنند. محاصره اقتصادی می‏کنند، برای اینکه شاید بتوانند وضع اقتصادی کشور را خراب و بحرانی کنند و مردم را دلسرد و از انقلاب جدا کنند.

این نظام در طول سالهای اوّل ولادت خود، دست‏اندرکار مبارزه با یک توطئه‏ی حساب‏شده‏ی همه‏جانبه‏ای از سوی قدرتمندان درجه‏ی یک عالم- شوروی آن روز و امریکا- شد. بحمد اللّه شوروی متلاشی شد و از بین رفت و این یکی با هزار مشکل و دردسر برای خودش مانده است و دیگر قدرتهایی که در دنیا بودند و مجموعه‏های نظامی و غیره که به صورت جنگ تحمیلی جلوه کرد. این ملت و این انقلاب توانست در مقابل همه‏ی این‏ها بایستد و آن‏ها را ناکام کند. مگر شوخی است؟! هریکی از اینهایی که گفتم، می‏تواند یک نظام و یک رژیم حکومتی را خُرد و خمیر کند؛ از بین ببرد و یک ملت را به زانو درآورد! آن محاصره‏ی اقتصادی، آن مقابله‏های نظامی، آن جنگ طولانی و آن جنگ تبلیغاتی عظیم! بازهم نتوانستند. جنگ را هشت سال هم کش دادند، اما نتوانستند یک وجب از خاک این کشور را تصرف کنند و نگهدارند. هرچه را گرفته بودند، این ملت از چنگشان بیرون کشید.

برای خونهای به ناحق ریخته‏ی مردم فلسطین، یک‏ذرّه ارزش قائل نیستند. برای هزاران نفری که به وسیله‏ی رژیم بعثی عراق، در قضایای حلبچه و غیر آن، دچار آسیب شیمیایی شدند، اهمیتی قائل نشدند. برای فاجعه‏آفرینیهای گوناگون در دنیا و برای بشر، اصلًا ارزش قائل نیستند. این دولت آمریکا و اشباه و نظایرش- که من نمی‏خواهم دانه دانه اسم اشخاص و دولتها را بیاورم. بدتر از همه آمریکاست؛ دیگران هم مقداری به او دور یا نزدیک هستند- می‏آیند و جمهوری اسلامی را به عدم رعایت حقوق انسان متّهم می‏کنند! این طور هم نیست که فقط را دیوها بگویند؛ روزنامه‏ها می‏نویسند و قطعنامه می‏کنند. شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل مطرح می‏کنند و هر اقدامی بتوانند از قبیل پول دادن و تهدید کردن، انجام می‏دهند!

حالا این یک‏قلم است. در قضایای مختلف، در محاصره‏ی اقتصادی و در کارهای گوناگون و تهدیدهای مختلف هم این‏گونه است. البته معارضه‏ی سیاسی و فرهنگی دولتها، بخش کوچک معارضه با جمهوری اسلامی است. بخش مهم‏تر، معارضه‏ی فرهنگی غرب با نظام جمهوری اسلامی است که یک معارضه‏ی عمیق و بلند مدّت است. ایستادگی در مقابل این‏ها روح حسینی می‏خواهد. آن کسانی که امروز در مقابل تهاجم و توطئه آفرینیهای دشمنان ما در جبهه‏ی استکبار، در کار جهادی و سیاسی ایستادگی می‏کنند، کار حسین بن علی علیه‏السّلام را می‏کنند. پس عظمت حرکت حسین بن علی علیه‏السّلام، اینجاست.

آمریکاییها در قضیه‏ی خاورمیانه، با انواع و اقسام شیوه‏های خود، سعی کردند که دولت جمهوری اسلامی را به روند سازش خائنانه‏ای که خودشان اسمش را گفتگوی صلح گذاشتند، ملحق و نزدیک کنند؛ ولی ایران اسلامی با قوّت و قدرت ایستاد و قبول نکرد. ما از روز اوّل گفتیم که این روند، محکومت به شکست است؛ چون برخلاف حقّ است. دیدید که همین‏طور هم شد. امروز همه‏ی دنیا تصدیق می‏کنند که حرف ما درست بود. مبارزه با استکبار، یعنی اینکه هرجایی در سطح جهان، اگر آمریکاییها علیه ملتی، علیه اصلی از اصول اسلامی و علیه حقیقتی که ما به آن پایبند هستیم، حیله و ترفندی به کار ببندند، ما آن حیله را برملا و خنثی خواهیم کرد و تابه‏حال هم کرده‏ایم.

در این مبارزه، امریکا شکست‏ناپذیر نیست؛ اتفاقاً بسیار هم آسیب‏پذیر است. شما امروز نگاه کنید، خواهید دید که امریکا در چندین جبهه شکست خورده است. در افغانستان وارد شدند، تا دولتی را که علی‏الظّاهر دولت قانونی بود، به سود خودشان برکنار کنند و یک دولت وابسته بیاورند؛ ولی نتوانستند. در عراق، طور دیگری تلاش کردند؛ ولی نتوانستند. در خاورمیانه، تلاش بسیار وسیعی کردند؛ ولی نتوانستند. در مسائل سیاسی جهانی و در طرف کردن اروپا با ایران، تلاش کردند؛ ولی نتوانستند. در محاصره‏ی اقتصادیِ جمهوری اسلامی تلاش کردند؛ ولی نتوانستد. سعی کردند افکار عمومی ملتها را علیه ما تحریک کنند؛ ولی جز یک عده ملتهایی که مثل خود آن‏ها فکر می‏کنند و در اقلیتند، در بقیه‏ی کشورها نتوانستند.

امروز در سطح جهان- در آسیا، در آفریقا و حتّی در اروپا- به نام جمهوری اسلامی و به نام آن اسطوره‏ی تمام‏نشدنیِ این نظام- یعنی امام بزرگوارِ راحل ما مردم به هیجان می‏آیند و در آن جایی که بتوانند، شعار هم می‏دهند. پس، این طور نیست که امریکا، آسیب‏ناپذیر باشد؛ آسیب‏پذیر است. در داخل کشور، همه‏ی تلاشهایشان را انجام دادند، بلکه بتوانند مقدّسات این نظام را از نظر افکار عمومی مردم، زیر سؤال ببرند؛ ولی نتوانستند. پس، این حرفِ غلطی است که بعضی خیال کنند و ترویج نمایند و بنویسند و بگویند که چرا بی‏خود زحمت می‏کشید! نه؛ بی‏خود زحمت نمی‏کشیم. اگر بی‏خود زحمت کشیده بودیم، حالا باید پانزده سال باشد که جمهوری اسلامی، استخوانهایش هم خاک شده باشد و کفنش هم پوسیده باشد! می‏بینید که امروز بحمد اللّه جمهوری اسلامی، اگر در آن روز یک نهال بود، امروز یک درخت تناور است.

یکی دیگر از تلاشهای استکبار- که جوانان عزیز، به این نکته توجّه داشته باشند جوسازی علیه کسی است که می‏خواهند او را از بین ببرند و از میدان خارج کنند. این کار، علیه جمهوری اسلامی، در طول این هفده سال، به اشدّ وجهی انجام گرفته است. واقعاً لازم است که جوانان و روشن‏فکران ما و کسانی که می‏خواهند در مسائل جهانی و سیاسی و مورد علاقه‏شان، روشن بینی پیدا کنند، باید به این نکته توجّه کنند.
آمریکاییها، نه فقط نسبت به ایران، بلکه نسبت به هر دولتی که در هر گوشه از دنیا، آن را نپسندند، سیاستی دارند. البته، دولتی مثل دولت جمهوری اسلامی است که با اصل وجودش مخالفند. دولتی هم هست که فقط حرکتی از حرکتهای او و یک موضع‏گیریش را نمی‏پسندند. این سیاست هم، مخصوص آمریکاییها نیست. همه‏ی قلدرهای دنیا، در دوران جدید ارتباطات و در عصر فناوری مدرن، این سیاست را دارند؛ منتها امروز برای ما، آمریکاییها این موضع غیر شریف را اتّخاذ کرده‏اند.

آن سیاست این است که از یک طرف، روی آن دولت، انواع فشارها را بیاورند و به قدری این کار را بکنند که به خیال خودشان، آن دولت را عاجز نمایند. یعنی در دنیا، علیه او تبلیغات کنند؛ در داخل آن کشور، مردم را از آن دولت و آن نظام برگردانند؛ در صحنه‏ی اقتصادی، او را دچار محاصره‏ی اقتصادی کنند و در زمینه‏ی علوم و روشها و معارف و صنایع جدید، او را از پیشرفتها بازبدارند.

دشمن در مقابل این وضعیت چه می‏تواند بکند؟! دشمنان ایران، دشمنان اسلام و دشمنان جمهوری اسلامی، در مقابل این سنّت لایتغیّر الهی چه می‏توانند بکنند؟! کدام جنگ نظامی، کدام جنگ تبلیغاتی، کدام جنگ سیاسی و کدام محاصره‏ی اقتصادی، قادر است ملتِ راه خود یافته‏ای را، از پیشرفت، تحرّک و تکامل بازدارد؟! کافی است که ما راه خود را از بُن دندان و اعماق جان باور داشته باشیم. و ملت ایران، نشان داده‏اند که باور دارند. دشواری جنگ تحمیلی و دشواریهای گوناگون این هفده سال، باور ملت ایران را به همه‏ی دنیا نشان داده است. جوانان عزیز این مرزوبوم، خودشان را برای فردایی به مراتب برخوردارتر از عزّت و سربلندی امروز، آماده کنند. شما هم آماده باشید که در چنان ایران و چنان فضا و جامعه‏ای، به وظایف بزرگ و خطیر خودتان عمل کنید. خودتان را برای آن روز آماده کنید.

ما دنباله‏رُوِ راهِ امامِ بزرگواریم. می‏خواهم به شما ملت عزیز عرض کنم: ملت بزرگ ایران! شما در طول این هفده سال که از اوّل انقلاب گذشته است، تا امروز، علی‏رغم تهدیدها و فشارهای دشمن، روز به روز پیشرفت کرده‏اید. هیچ‏کس نمی‏تواند انکار کند که دستهای خدمتگزار و بازوان توانا در بخشهای مختلف این کشور، طی این هفده سال، مملکت را پیش بردند. این کشور، ایرانی نیست که در دوران ستم‏شاهی، با آن همه نابسامانی، با آن همه محرومیت و با آن همه تبعیض بود. در این کشور، در طی این هفده سال انقلاب، کار و تلاش و خدمتی انجام گرفته است که در همه‏ی عمرِ آن رژیمِ پلیدِ فاسد، انجام نگرفته بود. این، نکته‏ی اوّل.
نکته‏ی دوم این است که همه‏ی این پیشرفتها در حالی انجام گرفته است که دشمنان ما- یعنی امریکا و همپیمانهای امریکا در مسائل سیاسی و اقتصادی و غیره- به طور مداوم ما را تهدید کردند. مدام به ما گفتند: «محاصره‏ی اقتصادی می‏شوید.» پیوسته گفتند: «از گرسنگی می‏میرید.» دائم گفتند: «راه سازندگی در این کشور، بسته خواهد شد.» و دهها تهدید دیگر. بحمد اللّه، این همه پیشرفتی که انجام گرفته است، علی‏رغم تهدیدها، دشمنیها و فشارهای آن‏ها انجام گرفته است.

جمهوری اسلامی- به فضل پروردگار- بر اساس استقلالی که آن را با قدرت و همّت ملت خود به دست آورده و به کمک خدا توانسته است آن را حفظ کند، مواضع خود را صریحاً اعلام می‏نماید. استقلال جمهوری اسلامی، بزرگترین موهبت الهی برای این ملت و کشور است. امروز قدرت استکباری امریکا می‏خواهد بر سرِ استقلال جمهوری اسلامی، معامله کند. مضاف بر این، جمهوری اسلامی را به تحریم و محاصره‏ی اقتصادی هم تهدید می‏کند! جمهوری اسلامی، استقلال خود را با مبارزه به دست آورده است و با مبارزه هم آن را حفظ خواهد کرد. این ملت در تاریخ صد سال گذشته‏ی خود- قبل از استقرار جمهوری اسلامی- آثار شئامت بارِ تسلّط بیگانه را در کشورش، با همه‏ی وجود لمس کرده است. لذا این استقلال برای ملت ایران خیلی ارزشمند است. روزی در این کشور، بیگانگان هر کاری می‏خواستند می‏کردند و آن را متعلّق به خودشان می‏دانستند. روزی- در گذشته‏ای نه‏جندان دور- همه‏ی زمینها، بیابانها و مناطقی را که شما در کشور مشاهده می‏کنید، آمریکاییها از آنِ خود می‏دانستند و روی آن‏ها سرمایه‏گذاری می‏کردند تا استفاده ببرند؛ بی‏آنکه برای صاحبان آن‏ها- یعنی ملت ایران- کمترین احترامی قائل باشند.

جمهوری اسلامی با مبارزه به وجود آمد. ملت ایران با مبارزه توانست دست دشمنان را قطع کند و با مبارزه هم این استقلال را حفظ خواهد کرد. تحریم و محاصره‏ی اقتصادی از سوی رژیم ایالات متّحده‏ی امریکا و هر رژیم دیگری، ملت ایران را متزلزل نمی‏کند؛ نظام جمهوری اسلامی را متوحّش نمی‏سازد و بر زندگی مردم ما هیچ اثری نمی‏گذارد. ملت ما، ملتی بیدار، زنده، مستقل و متّکی به نفس است. چگونه می‏توانند چنین ملتی را با این تهدیدها بترسانند؟! اگر دو، سه برابر این تحریم هم نسبت به ملت ایران اعمال شود، این ملت، استقلال خود را از دست نمی‏دهد. ملت ایران، ملتی شجاع، کارآمد و قدرتمند است. می‏ایستد، می‏سازد، روز به روز تلاش می‏کند و خود را بیش از پیش مستغنی از دیگران می‏سازد. این ملت تهدیدپذیر نیست.

ما در باره‏ی وضع خودمان، به قضاوت رادیوهای بیگانه گوش نمی‏کنیم. معلوم است که رادیوهای بیگانه را یک عدّه آدم مزدوری که پول گرفته‏اند و نشسته‏اند مقاله‏ی سرتاپا فحش تنظیم کرده‏اند، تغذیه می‏کنند. کسی که به کسی فحش می‏دهد، مگر در دادن این فحش، مراعات واقع را می‏کند؟ مگر کسی که می‏گوید تو پدر فلان هستی، رفته پدر او را دیده است؟ مثلًا بناست فحش بدهد دیگر! علیه جمهوری اسلامی، دشنام و فحش می‏دهند که ارزشی ندارد. ما قضاوت را از واقعیات می‏گیریم. امروز، واقعیات دنیا این است و هرچه این کشور اسلامی و مستقل و این ملت شجاع پیشتر برود و علم و کار و تجربه و دانشگاه و مدرسه و کارخانه و آزمایشگاهش بهتر شود، تأثیر این عامل روانی در ملتها بیشتر خواهد شد. آن‏هایی که محاصره‏ی اقتصادی می‏کنند، می‏خواهند جمهوری اسلامی نتواند از طریق رشد صنعتی و فنّی و علمی، روی ملتها تأثیرگذاری کند. بحمد اللّه نمی‏توانند و روز به روز هم، ما جلوتر و پیشتر رفته‏ایم.

من همیشه به کسانی که احساس ضعف می‏کردند، می‏گفتم: چرا شما فریب تبلیغات را بخورید؟ چرا باید خیال کنید که وقتی امریکا از حقوق بشر می‏گوید، واقعاً نگران ضایع شدن حقوق بشر در ایران است؟ آن‏ها برای بشر دل نمی‏سوزانند. آن‏ها خودشان بزرگترین نقض‏کنندگان حقوق بشرند. آن‏ها کسانی هستند که در روز روشن، هشتاد نفر آدم را در یکی از شهرهای امریکا، زنده زنده، در یک خانه سوزاندند و خم به ابروشان نیامد. آن‏ها به بشر و حقوق بشر چه کار دارند؟ حقوق بشر را چه می‏شناسند؟

مسأله‏ی آن‏ها در جای دیگر است. دردشان از جای دیگر است. آن‏ها می‏گویند شما چرا با اسرائیل کنار نمی‏آیید و مثل دیگران، حکم قتل ملت فلسطین را امضاء نمی‏کنید؟! حرفشان این است. من همیشه این موضوع را به همه می‏گفتم. حالا خود آن‏ها اعتراف می‏کنند و به ما می‏گویند که فشارهای امریکا و محاصره‏ی اقتصادی و تبلیغات خصمانه و رذالت‏آمیزِ عناصری از دستگاه قانون‏گذاری و اجرایی امریکا علیه جمهوری اسلامی، همه و همه به قضیه‏ی اسرائیل مربوط است. می‏گویند شما چرا صلح خاورمیانه را قبول ندارید؟ چرا می‏گویید این صلح نیست و سازش گرگ‏ومیش است؟ چرا نمی‏آیید این سازش را امضاء کنید؟ آن‏ها حکم قتل فلسطینیها را از ما می‏خواهند! قضیه این

ببینید چقدر فاصله است با انقلابی که شما به وجود آوردید و توانایی و کارآییِ معجزآسایی که انقلاب شما دارد. بنده، باز در همان دوران، به کشور دیگری رفتم که قبلًا مستعمره‏ی پرتغالی‏ها بود. آنجا هم ظاهراً هشت، نُه سال از انقلابشان می‏گذشت. رئیس‏جمهور آن کشور هم یکی از شخصیتهای معروف آن منطقه به شمار می‏رفت که البته اکنون از دنیا رفته است. در حال عبور از خیابانها، به نظرم رسید که مغازه‏ها خالی است. بعد، اعضای هیئت ما که خیابانها را گشته بودند، آمدند و گفتند در مغازه‏ها اصلًا جنسی نیست! چند قلم جنس، آن هم به مقدار کم و کوپنی وجود دارد. با گذشت هشت، نُه سال از انقلاب، هنوز مردم در نهایت عسرت زندگی می‏کردند. البته، در محاصره‏ی اقتصادی بودند؛ دشمنانی به آن‏ها هجوم می‏آوردند و مثل دیگر انقلابها، عرصه را بر آن‏ها تنگ کرده بودند. یک شب هم که برای ما مهمانی دادند، من دیدم آن آقا- که مردمش در گرسنگی به سر می‏بردند و مغازه‏های پایتختش خالی از جنس بود- با آن ملت و کشور و انقلاب، رفتاری مثل رفتار حکّام قبل از خودش داشت؛ همان حکّامی که علیهشان انقلاب کرده بود. رفتار او تداعی‏کننده‏ی رفتار همان سردار پرتغالی بود که در آنجا حکومت می‏کرده است؛ همان رفتار، همان تبختر و همان حالت کبریایی! برای ما تعجّب‏آور بود. آن روز بنده رئیس‏جمهور بودم. یک طلبه بودم، زندگی ما هم زندگی طلبگی بود. بالاتر از ما هم امام بزرگوار قرار داشت که زندگی‏اش مظهر صفا و سادگی بود و آن‏طور زندگی می‏کرد. ملت هم با آن عشق و علاقه، امام را واقعاً دوست می‏داشتند و حاضر بودند حتی جانهایشان را در راه او بدهند. غرض اینکه، انقلاب‏های دیگر این‏طور بوده‏اند. انقلاب ما واقعاً استثنایی بوده است؛ هم از لحاظ شعارها و هدفها، هم از لحاظ روشها، هم از لحاظ کیفیّتِ به قدرت رسیدن و نابود کردن دشمن و از بین بردن رژیم فاسد قبلی و هم از نظر استمرار راه و قوّت و قدرت سازندگی که از خود نشان داده است. این انقلاب، انصافاً از جهات مختلف فوق‏العاده است؛

اگر بتوانند چنین کاری بکنند، برای مسلمانان عالم تجربه می‏شود و می‏گویند: «خوب؛ چه فایده‏ای دارد! ما زحمت بکشیم، کشته بدهیم، این همه مشکل برای خود درست کنیم و آخرش هم بعد از پنج سال، ده سال، پانزده سال، مثل ایران شویم. جمهوری اسلامی از بین رفت، تمام شد.» این یک تجربه می‏شود. خطر از سر دشمن، به خیال خودش، برطرف می‏گردد. این تحلیل آن‏هاست. البته ما در این خصوص هم حرف داریم. اگر این کارِ نشدنی و رؤیای بی‏تعبیر؛ یعنی از بین بردن جمهوری اسلامی- العیاذ باللّه- روزی انجام گیرد، باز مشکل استکبار لاینحل باقی خواهد ماند؛ هرچند آن‏ها خیال می‏کنند مشکلشان حل خواهد شد. به این دلیل تلاش می‏کنند بلکه بتوانند این نظام را با محاصره‏ی اقتصادی، جنگ و تهدید، مضمحل کنند و از بین ببرند. تا کنون چندین بار هم تصمیم گرفتند کارهای خطرناک بکنند؛ اما دیدند نمی‏شود. به‏هرحال گیر کرده‏اند؛ مانده‏اند که با جمهوری اسلامی چه کنند!

امام شصت و سه سالش بود که از همان دوران پیر مردی، شروع به مبارزه کرد و چون موقعیت آن روز مناسب بود، ایشان تمام زحمات را در دوران پیری، تحمّل کرد. در هشتادسالگی هم رهبری این انقلاب باعظمت را به عهده گرفت و تا نودسالگی، آن را با قضایای عظیمی که شما شاهدش بودید، هدایت کرد. تهدید امریکا و شوروی و اتّحاد دو ابرقدرت و جنگ هشت‏ساله و حمله به طبس و محاصره‏ی اقتصادی و تبلیغاتی و سیاسی و ... هیچ‏گاه این کوه استوار را تکان نداد: «لا تحرکه العواصف». هیچ توفانی نتوانست او را تکان دهد و لذا پیروز شد.

این تجربه، یک‏بار عمل شده است و آن، داستان انقلاب ماست که ملت و کسانی که دلِ مبارزه داشتند، پشت سر این مرد ایستادند و صفوف متّحدی را تشکیل دادند و حتّی ضعیف‏ترین انسانها نیز پی‏درپی آمدند و ایستادند تا بالاخره دشمن مغلوب شد و امروز، دشمن مغلوبِ ماست. امروز دشمن، مغلوب انقلاب اسلامی است. همه‏ی این تشرها و سر و صداها و جنجالهای تبلیغاتی و اداهای قدرت‏مندانه‏ای که از خود در می‏آورند؛ نشانه‏ی شکست و ترس آن‏ها از این انقلاب است. اینکه رؤسای امریکا به هم افتاده‏اند و بین خود مسابقه گذاشته‏اند تا علیه جمهوری اسلامی و نظام اسلامی حرف بزنند و طرح بدهند و تصمیم‏ تصمیم‏گیری کنند، نشانه‏ی احساس شکست آن ابرقدرت از انقلاب اسلامی است و بیانگر ایستادگی و پیروزی ملت ایران در این صحنه‏ی عظیم هفده‏ساله، از اوّل تا به حال است. دشمن، با دقّت نگاه می‏کند تا لحظه‏ی ضعف را در چهره‏ی این انقلاب و این ملت، تفرّس و جستجو کند و در همان لحظه، بی‏رحمانه حمله نماید. البته، مواردی که در این روزها مطرح می‏شود، حمله نیست و ارزش و اهمیتی هم ندارد. می‏گویند محاصره‏ی اقتصادی می‏کنند؛ مگر تا به حال نکرده‏اند؟! امروز دنیا، آن دنیایی نیست که اروپا و کشورهای بزرگ آسیا، تحمیل سیاستمداران پررو و زیاده‏طلب و گستاخ و بداخلاق امریکا را قبول کند. امروز، دنیایی است که هر ملتی برای خود، جایگاه و موقعیتی دارد. ملتهای کوچک هم اگر رهبران خوبی داشته باشند، حاضر نیستند از ملتهای بزرگ، تحمیل قبول کنند؛ چه رسد به اینکه آمریکاییها بیایند برای دولتها و شرکتهای اروپایی تعیین تکلیف کنند! چه کسی به این‏ها اعتنا می‏کند؟ چه کسی تحمیلهای آن‏ها را می‏پذیرد؟

امسال خوشبختانه هفته‏ی دولت در شرایط بسیار خوبی از لحاظ جوّ عمومی کشور ما آغاز شد. مردم شاهد موفّقیتهای خوبی از نظام جمهوری اسلامی و دولت کریمه‏ی خدمتگزارند. از جهت سیاسی نیز در همین ایامِ نزدیک به این هفته، قدرتهای بزرگ و به طور مشخّص امریکا در سه ماجرا با انقلاب و ملت و کشور ما درگیر شدند و به لحاظ سیاسی در هر سه ماجرا هم شکست خوردند: اوّل قضیه‏ی قرارداد هسته‏ای ایران با روسیه و سپس مسأله‏ی تلاش برای حصر اقتصادی کشور و نهایتاً قرارداد ما با کشور آفریقای جنوبی بود که امریکا با تمام توان علیه ما به میدان آمد؛ ولی عملًا مجبور به عقب‏نشینی شد. هر سه قضیه را خدای متعال پیش آورد و دولت امریکا با داعیه‏ی ابرقدرتی و با امکانات فراوان تبلیغاتی و سیاسی خود، جنجالی را در دنیا علیه جمهوری اسلامی به راه انداخت و با نظام جمهوری اسلامی سینه به سینه شد؛ ولی در هر سه مورد به نتیجه‏ی مورد نظر خود نرسید. در این سه ماجرا عملًا واضح شد که وقتی نظامی دارای اقتدار و استحکام حقیقی است و به دیگران اتّکا ندارد و قدرت و موجودیّت و مشروعیّتش را از خارج از وجود خود به دست نمی‏آورد، به موفقیّت می‏رسد. در قضایای مهمّ جهانی وقتی کشوری به ناحق با کشورهای دیگر مواجه شود، اوست که مجبور می‏شود عقب‏نشینی کند و امروز دولت جمهوری اسلامی بحمد اللّه با قدرت، کار و راه خودش را ادامه می‏دهد و از توطئه‏های استکبار نمی‏هراسد. این موفقیّتها را مردم می‏بینند و دوستان ما هم در دنیا مشاهده می‏کنند. بنابراین از لحاظ تقویت روحیه، این موفقیّت برای همه یک دستاورد بود و این لطف الهی را می‏رساند.

البته محافظت فرهنگی داریم، محافظت اقتصادی داریم، محافظت علمی و سیاسی داریم. اما اگر محافظت نظامی نباشد؛ اگر این آمادگیها نباشد، همه‏ی آن‏ها در یک نصف روز، قابل به هدر رفتن هستند. علیه ما جنجال می‏کنند که «جمهوری اسلامی، نظامیگر است.» بوق و قلم و همه چیز در دست دشمن است؛ شما از دشمن چه انتظاری دارید؟! از دشمن انتظار دارید که از اسلام و امام بزرگوار و امّت اسلامی و جمهوری اسلامی ستایش و تعریف کند؟! معلوم است که بد می‏گویند! معلوم است که تهمت می‏زنند؛ تهمت نظامیگری هم می‏زنند! این نباید موجب شود که ما آمادگی نداشته باشیم.

دنیا بداند که ما اهل تهاجم، فساد، ظلم و ایجاد بی‏عدالتی نیستیم؛ اما اهل تسلیم هم نیستیم. دنیا بداند که تهدید نظامی، تهدید اتمی، تهدید محاصره‏ی اقتصادی و تهدید همدست شدن، در ملت ایران اثر نمی‏کند؛ چون ملت ایران متّکی به خداست.

ملت ایران، وحدت و عزّت خود را حفظ کرد؛ آبادسازی و بازسازی کشور را ادامه داد؛ رشد خود را نشان داد؛ فرهنگ خود را پیش برد؛ دانشگاههای خود را، روز به روز آبادتر و شلوغتر کرد؛ علم و معرفت را روز به روز در کشور گسترش داد. پیشرفتهای کشور، روز به روز بیشتر شد. ملتها کور که نیستند! نگاه می‏کنند، این وضع را می‏بینند؛ لذا به اسلام رو می‏آورند. بیداری اسلامی و بازگشت به اسلام، روز به روز بیشتر می‏شود. اگر می‏خواهید اسلام بازهم پیش برود و بیداری اسلامی دنیای اسلام را فراگیرد؛ اگر می‏خواهید حتّی ملتهای غیر مسلمان به معنویت رو کنند و راه صحیح زندگی را بیابند، شما ملت ایران، باید همین اصولی را که تا امروز محترم شمرده‏اید، همیشه محترم بشمارید. وحدت و برادری‏تان را حفظ کنید. در ساختن و بازسازی کشور، همکاریتان را با دولتمردان دلسوز و علاقه‏مند، ادامه دهید.
بحمد اللّه مسئولین کشور مشغولند. مردمان خوبی امروز در رأس امور قرار دارند و کارهای این کشور را دنبال می‏کنند. دشمن، تبلیغات، زهرپراکنی و لجن‏پراکنیِ زیادی می‏کند. از دشمن، غیر از دشمنی انتظاری نیست. دشمن یا باید محاصره‏ی اقتصادی کند، یا تبلیغات دروغ کند، یا تهاجم امنیتی و توطئه کند. دشمن، دشمن است. اما ملت ایران، به خدای بزرگ معتقد و متّکی است. با خدای بزرگ رابطه دارد. از قدرت پروردگار عالم برخوردار است که به برکت اسلام و مسلمین، به یک ملت آن قدرت را بخشیده است.

مسائل اساسی انقلاب را ما با چه کسانی در میان بگذاریم؟ چه کسی نسبت به این انقلاب و نظامِ اسلامی، دلسوزتر، علاقه‏مندتر و خودی‏تر از شماست؟! مخاطب این بیان، شما جوانان مؤمنِ مخلصِ پاک نهادِ حقیقتاً دلسوز انقلاب، چه در لباس شما و چه در لباسهای دیگر- لباسهای نظامی؛ اعم از ارتشی و بسیجی و نیروی انتظامی، و لباسهای عادّی و روحانی و غیر روحانی- هستید. من می‏خواهم این را عرض کنم که: آقایان! دشمن بزرگ انقلاب در درون انقلاب، همین میکروب ارتجاع است؛ این میکروبی که در جوامع انقلابی رشد می‏کند، تکثیر می‏شود، نفوذ می‏کند، بیماری می‏آورد، و بیماری‏اش هم واگیر است. از روز اوّل، امریکا و بلوک شرقِ آن روز و دیگر دشمنان و مرتجعین منطقه، فکر کردند که با دخالت نظامی، تحریک همسایه، محاصره‏ی اقتصادی و غیره، خواهند توانست این نهال را ریشه کن کنند. اما هرچه کلف زدند، اره مالیدند و کارهای دیگر کردند، این نهال، روز به روز تناورتر و ریشه‏دارتر شد. واقعاً مصداق آیه‏ی شریفه‏ی «أ لم تر کیف ضرب الله مثلًا کلمة طیّبة کشجرةٍ طیّبه اصلها ثابت و فرعها فی السّماء» شد. ریشه‏ها محکم و شاخه‏ها در آسمان بود.

قدرتهای استکباری در اشتباهند اگر خیال می‏کنند که می‏توان جمهوری اسلامی را هم مثل هر دولتی با همین ابزارهای معمولی- محاصره‏ی تبلیغاتی، فشارهای سیاسی، محاصره‏ی اقتصادی و امثال این‏ها- به زانو درآورد. نه؛ این خطاست. اینجا مسأله‏ی اعتقاد در میان است. مسأله‏ی پایبندی به دین، مسأله‏ی یک وظیفه‏ی الهی برای مردم و اینکه از این حکومت و دولتی که پرچم اسلام را در دست دارد دفاع کنند؛ همچنان که وظیفه‏ی مسلمانان دیگر دنیا نیز همین‏طور است. بنابراین، از اوّلِ انقلاب هر قدر که توانستند مخالفتها، خصومتها و درگیریهای گوناگون سیاسی، اقتصادی و نظامی را علیه جمهوری اسلامی سازماندهی کردند. همواره سخن امام بزرگوار ما رضوان الله تعالی علیه این بود که این دشمنیها نه با ما که در حقیقت با اسلام و قرآن است. این نکته‏ای است که باید همه‏ی مسلمانان عالم به آن توجّه کنند. کسانی که امروز با جمهوری اسلامی در میدان تبلیغات، در برخورد سیاسی و با تلاشهای گوناگون اقتصادی درگیری دارند، کسانی هستند که دشمنی خود را با اسلام علنی کرده و نشان داده‏اند. تلاشهای این افراد، پوشیده نیست. البته در گذشته دشمنی خود را با اسلام چندان نشان نمی‏دادند؛ اما پیشرفت حرکت اسلامی آن‏ها را وادار کرد تا باطن خود را نشان دهند. حادثه‏ی اخیری که به وسیله‏ی امریکا و اسرائیل- که در حکم سگِ زنجیری دولت امریکاست- بر سر قضیه‏ی آرژانتین پیش آمد، نمونه‏ای از این دشمنیهاست. البته برای ما این‏گونه تبلیغات، تازگی و اهمیت ندارد.

امروز اگرچه دشمن از همه‏ی جهات مشغول تلاش است تا شاید بتواند به نحوی، به جمهوری اسلامی ضربه بزند- یعنی تبلیغات می‏کند، محاصره‏ی اقتصادی می‏کند، کار سیاسی می‏کند- و هر کاری از دستش برآید، علیه ما انجام می‏دهد؛ اما علی‏رغم خواست او و به کوری چشم کسانی که نمی‏توانند حاکمیت اسلام را ببینند، و به فضل پروردگار، روحیه‏ی ایمان و شور و شوق و ارادت به جمهوری اسلامی و امید به آینده و عزم و تصمیم جدّی بر ادامه‏ی راه انقلاب و امام، سرتاسر کشور عظیم و پهناور ما را فراگرفته است.
دشمن می‏خواهد مردم ایران ناامید شوند؛ اما ملت ایران امیدوار است. دشمن می‏خواهد مردم ایران به اسلام پشت کند؛ اما ملت ایران با همه‏ی وجود به اسلام و قرآن متمسّک است. دشمن می‏خواهد میان ملت و مسئولین فاصله و شکاف ایجاد کند؛ اما علقه و رابطه‏ی عاطفی میان مردم و مسئولینِ دلسوزِ کشور، روزافزون است. دشمن می‏خواهد مردم به کار و تلاش پشت کنند؛ اما بحمد اللّه روحیه‏ی کار و تلاش، روز به روز در میان مردمِ ما بیشتر می‏شود.این وضع کشور ماست. و این کشور امام زمان و مورد توجه ولیّ‏عصر أرواحنا فداه است. و این نیست، مگر توجّهات آن بزرگوار.

اگر چشمان باانصاف، وضع کنونی کشور را هم نگاه کنند، این موضوع را تصدیق می‏کنند. امروز این ملت و این دولت و این کشوری که هشت سال جنگ را بر آن‏ تحمیل و مسلّط کردند؛ کارخانه‏هایش را خراب کردند؛ راههایش را نابود کردند؛ محاصره‏ی اقتصادی‏اش کردند؛ امکانات را از او بازگرفتند؛ هیچ دولتی هیچ کمکی به او نکرد و از داخل به وسیله کارهای سیاسی و تبلیغاتی هم انواع فشارها را بر آن وارد آوردند، برنامه‏های بازسازی و بخصوص کارهای زیربنایی را چنان دنبال می‏کند که ناظران هم به تحسین می‏پردازند. کسانی که می‏آیند و می‏بینند، هم برنامه و هم مجریان برنامه را تحسین می‏کنند. اگر فشار دشمن نبود؛ اگر دستهای خائن و تحریک‏شده‏ی دشمن نبود؛ اگر حضور تبلیغاتی و اقتصادی و سیاسی دشمن در پشت مرزهای ما نبود، وضع ما به مراتب بهتر از این بود و بسیاری از مشکلاتی که امروز از لحاظ اقتصادی در کشور هست، وجود نداشت.

پانزده سال است تبلیغاتچی‏های دنیا و امروز بیشتر از گذشته سعی می‏کنند ملت ایران را، که می‏رود تا به قلّه برسد، مأیوس کنند. می‏گویند: «آقا، وضع اقتصاد خراب است! آقا، دنیا نمی‏گذارد! آقا، امریکا نمی‏گذارد! آقا، مردم ناراحتند!» دائم در گوش مردم این چیزها را می‏خوانند؛ آن هم با روشهای تبلیغاتی بسیار زیرکانه. بنده حرفهای این‏ها را گوش می‏دهم. حرفهایشان را گاهی مستقیماً گوش می‏دهم و بسیاری اوقات هم می‏نویسند یا ضبط می‏کنند و برایم می‏آورند. من می‏بینم این‏ها چه می‏گویند. می‏بینم که نشسته‏اند و کلماتی را انتخاب کرده‏اند که مردم این حرف را باور کنند! یک دروغ مسلّم را می‏خواهند مردم باور کنند! متأسّفانه بعضی در داخل، هرچه حرف می‏زنند برای مأیوس کردن مردم است. یا سکوت می‏کنند، یا اگر یک‏کلمه حرف هم زدند، برای این است که مردم را مأیوس کنند!

چرا مردم را مأیوس می‏کنید؟! چرا به این ملت قدرتمند و شجاع، که می‏تواند راههای دشوار را برود و دشوارترین بخش راه را هم تا کنون رفته است می‏گویید: «نمی‏توانید به حکومت و جامعه و نظام عادلانه اسلامی برسید»؟! چرا؟! همه‏ی راه‏ها را دشمن رفت، بلکه بتواند شما ملت را شکست دهد؛ و نتوانست. همه‏ی راه‏ها را رفتند: راه جنگ نظامی، راه محاصره‏ی اقتصادی، راه تبلیغات، راه فحّاشی، راه تهمت زدن به مسئولین. چقدر تهمتها زدند بعد از این هم، البته خواهند زد کسی باور نکرد. حرفهایی می‏زنند با شواهد دروغین، و مطلبی را ادّعا می‏کنند تا مردم را مأیوس کنند.

مردم بوسنی بیشتر از یک سال است که زیر فشارند. شما می‏گویید ما دل می‏سوزانیم؛ آذوقه می‏فرستیم، صربها را محاصره‏ی اقتصادی می‏کنیم. این‏ها همه‏اش حرف مفت است؛ این‏ها ادّعای دروغ است؛ این‏ها منافقانه عمل کردن و حرف زدن است! اگر این‏ها راست می‏گفتند و دلشان برای مسلمانان می‏سوخت، بایستی محموله‏های سلاح را می‏بردند به دست آن مسلمانان می‏دادند. آن مسلمانان احتیاج به نان و غذای کسی ندارند؛ احتیاج به کاروان غذای سازمان ملل ندارند؛ احتیاج به دلسوزی دروغانه‏ی این و آن ندارند. اگر سلاح داشتند، از خودشان دفاع می‏کردند. می‏بینید چه فاجعه‏ای را همین امریکا و بعضی از کشورهای اروپایی، به پشتیبانی از قصّابان و ستمگران صرب و کروات، انجام می‏دهند!؟

انقلاب اسلامی که آمد، مثل مشتی به سینه‏ی مهاجم خورد؛ او را عقب انداخت و تهاجم را متوقف کرد. در دوران اول انقلاب، شما ناگهان دیدید که مردم ما در ظرف مدت کوتاهی، تغییرات اساسی در خلقیات خودشان احساس کردند: گذشت در بین مردم زیاد شد؛ آز و طمع کم شد؛ همکاری زیاد شد؛ گرایش به دین زیاد شد؛ اسراف کم شد؛ قناعت زیاد شد فرهنگ این‏هاست؛ فرهنگ اسلامی این‏هاست جوان به فکر فعالیت و کار افتاد، دنبال تلاش رفت؛ خیلی‏ها که به شهرنشینی عادت کرده بودند، به روستاها رفتند؛ گفتند: «بگذار کار کنیم. بگذار تولید کنیم.»؛ شبه کارهایی که به صورت گیاه هرزی در زندگی اقتصادی مردم رشد پیدا کرده بود کم شد. این، مربوط به یکی دو سال اول انقلاب بود. این، مربوط به همان زمانی است که تلاش روز به روز دشمن برای پاشیدن بذر اخلاقیات منفی متوقف شده بود و یک گرایش و یک توجه به اسلام پیش آمده بود. مجدداً آن فرهنگ و اخلاق و آداب و خلقیات اسلامی که در خمیره‏ی مردم ما بود، در آنان زنده شد. البته عمیق نبود. عمق، آن زمانی پیدا می‏کند که روی موضوع، چند سالی کار شود. این فرصت پیش نیامد و آن تهاجم، بتدریج و به مرور، از سرگرفته شد. تهاجم، در اواسط دوران جنگ به وسیله‏ی ابزارهای تبلیغی و گفتارهای غلط و کج‏اندیشانه شروع شد و آن ته‏نشین‏ها و رسوب‏های ذهنی و روحی خود ما مردم هم در تأثیرگذاری‏اش مؤثر بود. اما باز حرارت جنگ، مانع بود، تا جنگ تمام شد. بعد از جنگ، این جبهه‏ی جدید، به شکل جدی مشغول کار شد. دشمن با یک محاسبه فهمید که جمهوری اسلامی را با تهاجم نظامی نمی‏شود از بین برد. محاسبه‏ی قبلی، غلط از آب درآمده بود. دیدند با محاصره‏ی اقتصادی هم نمی‏شود. وقتی ملتی را محاصره‏ی اقتصادی کنند، اگر آن ملت یک ملت قانع، صبور، متکی به نفس و متوکل علی الله باشد، مگر شکست خواهد خورد؟! هرگز شکست نمی‏خورد! این را، هم ما در گذرگاههای تاریخی در گذشته تجربه کردیم و هم ملتهای دیگر تجربه کرده‏اند. مخصوص ما نیست. دیدند با محاصره‏ی اقتصادی هم نمی‏شود. فهمیدند باید عقبه‏ی ما را بمباران کنند.

اگر بخواهیم تشبیه کنیم، این طور است که وقتی یک گروه نظامی، در جلو با دشمن مشغول جنگ است، غذایش از عقب می‏آید، نیروی تازه نفس از عقب می آید، ملزومات از عقب می‏آید، نامه دوستانه از پدر و مادر و یاران از عقب می‏آید. عقبه تا سالم است، این نیروی در خطّ مقدّم، می‏تواند بجنگد. اگر دشمن آمد عقبه‏ها رابمباران کرد؛ غذا از بین رفت، ملزومات ازبین رفت، نیروی تازه نفس ازبین رفت؛ نامه «دست شما درد نکند» از بین رفت، پدر و مادرِ «زهی» و «مرحبا»گو از بین رفت؛ کسی که در جلو مبارزه می‏کند، چطور قدرت مبارزه خواهد داشت؟! دو روز تلاش می‏کند؛ ولی از بین خواهد رفت. عقبه ما، در مبارزه ملت ایران با قلدری استکبار جهانی، عبارت بود از «فرهنگ» ما. منطقه عقبه ما عبارت بود از اخلاق اسلامی، توکّل به خدا، ایمان و علاقه به اسلام. یعنی علاقه آن مادری که چهار پسرش شهید شده‏اند و می‏گوید من اینها را در راه اسلام دادم، و به این راضی است. بنده خانواده‏هایی را ازنزدیک دیده‏ام - یعنی به خانه آنها رفته‏ام و باپدران و مادران صحبت کرده‏ام. روایت نیست؛ خودم از نزدیک دیده‏ام. - خانواده‏ای که دو پسر داشتند، هر دو شهید شدند. خانواده‏ای که سه پسر داشتند و هر سه شهید شدند. این مگر شوخی است؟! این مصیبت، مگر قابل تحمّل است؟! این پدر و مادر باید از غصّه دیوانه شوند . آن وقت، مادر، که عواطف جوشانتری هم دارد، با کمال قدرت می‏گوید: «مااینها را در راه اسلام دادیم، و حرفی نداریم.» عجب!

پس تأثیراسلام این است! تأثیر ایمان به خدا این است! این را دشمن فهمید. پدر و مادری به جوان خود می‏گویند «تو هنوز شانزده سالت است، هفده سالت است؛ برو درست رابخوان؛ برو بازیت رابکن؛ لذّتت را ببر. برادرت رفت و شهید شد.»؛ جوان می‏گوید: «نه! من سهم خودم راباید برای اسلام ادا کنم.» این، عبارتی است که ما در وصیتنامه‏های شهدا دیده‏ایم و ازپدران و مادران شهدا و خانواده‏ها شنیده‏ایم. اثر اسلام، این است. یک روز امام فرمود: «امروز اسلام محتاج کمک شما جوانهاست.» بعد از ظهرش بنده به خیابانها آمدم و کاری داشتم. دیدم مثل روزهای اول انقلاب شده و مردم به طرف پاوه در حرکتند. این ماجرا و این صحنه، بارها تا آخر جنگ تکرار شد. هر وقت که اسم اسلام و فرمان امام به گوش مردم می‏رسید فرمان امام، فرمان اسلام بود و مردم برای امام به خاطر اسلام اهمیت قائل بودند ناگهان می‏دیدید این ملت، به جوش و خروش در می‏آید. جوانان شهر را، ده را، دانشگاه را، بازار را، کار و کسب را، میدان فوتبال را، همه را رها می‏کنند و می‏روند. برای چه؟ برای اینکه جانشان را در معرض خطر مرگ بگذارند! این شوخی نیست! دشمن که کور نبود. دشمن این‏ها را دید، دشمن این‏ها را تحلیل کرد و فهمید این ملت عقبه‏ای دارد. فهمید تا آن عقبه هست، این ملت را با محاصره‏ی اقتصادی و با محاصره‏ی نظامی و یا چه و چه، نمی‏شود به زانو درآورد. پس، آن عقبه را باید بمباران کرد؛ فرهنگ او را، اخلاق او را، ایمان او را، ایثار او را، اعتقاد به دین او را، اعتقاد به رهبری او را، اعتقاد به قرآن و جهاد و شهادت او را؛ این‏ها را باید از بین برد. و شروع کرد.

امروز جامعه‏ی اسلامی ما، این را می‏خواهد و ابرقدرت‏ها حاضر نیستند چنین چیزی را تحمل کنند. زندگی ابرقدرت‏ها، بر زورگویی بنا شده است؛ بر زیاده‏طلبی بنا شده است؛ بر تصرف محیطهای زندگی ملتها و محروم کردن آن‏ها به نفع خود، بنا شده است. لذا می‏بینید از جمهوری اسلامی، ناخشنود و ناراضی‏اند. تبلیغات می‏کنند؛ فشارهای تبلیغاتی وارد می‏آورند؛ فشارهای سیاسی وارد می‏کنند؛ محاصره‏ی اقتصادی می‏کنند و با هرچه که در توان و قدرت دارند، سعی می‏کنند جمهوری اسلامی را در انزوا و در زیر لطمات و ضربات خود قرار دهند. این، به خاطر ترس از عدالت است؛ ترس از آن عدالت اسلامی که منادی آن، شما ملت ایران هستید.

آمریکاییها به آنجا رفتند تا شاید مانع شوند. اصل قضیه، مبارزه‏ی آن‏ها با اسلام است؛ اما این مبارزه، در محور و مرکز اصلی‏اش، متوجه جمهوری اسلامی است. چرا؟ برای اینکه می‏دانند اگر بتوانند جمهوری اسلامی را از صحنه خارج کنند، دیگر ملل مسلمان، حساب کار خودشان را می‏کنند و مأیوس می‏شوند. می‏خواهند آن‏ها را مأیوس کنند. اما چگونه می‏خواهند جمهوری اسلامی را از صحنه خارج کنند؟ راههایی دارد که هرکدام را بتوانند، عمل می‏کنند. یکی از راههایش این بود که جنگ را تحمیل کنند؛ و کردند. یکی از راههایش این بود که محاصره‏ی اقتصادی کنند؛ که سالهای متمادی کردند. چنان‏که امروز هم محاصره‏ی اقتصادی بسیار ظریف و و درعین‏حال محکمی، علیه جمهوری اسلامی وجود دارد. یکی از راههایش این است که محاصره‏ی تبلیغاتی کنند. شما، هر رادیویی از رادیوهای وابسته به شبکه‏ی تبلیغاتی «صهیونیستی امریکایی استکباری» را که باز کنید، به طریقی با انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی مبارزه می‏کند. بعضی صریح و بعضی غیر صریح و ظریف. اینکه شما ملاحظه می‏کنید در همین روزهایی که تب‏وتاب انتخابات در کشور ماست، از اطراف دنیا، رادیوها روی انتخابات تفسیر می‏گذارند، به چه قصدی است؟ حرفهایی که می‏زنند دقیقاً به قصد ضربه زدن است. می‏دانند که انتخابات با حضور مردم، تثبیت و محکم‏کننده‏ی نظام جمهوری اسلامی است. می‏دانند که یک مجلس قوی، یک مجلس مردمی با دویست و هفتاد نماینده‏ی سالم و صالح، برای این نظام پشتوانه است. می‏دانند که قوانین مردمی و به نفع مردم، از چنین مجلسی صادر می‏شود. می‏خواهند این مجلس را ضعیف کنند. اگر امریکا و استکبار بدانند می‏توانند کاری کنند که پنج میلیون رأی‏دهنده کم کنند، سه میلیون رأی‏دهنده کم کنند، یک میلیون رأی‏دهنده کم کنند؛ هرچه داشته باشند خرج می‏کنند که این کار انجام شود؛ چون برایشان مهم است. اینکه میلیونها انسان از تمام اکناف کشور، پای صندوقهای رأی بروند و نمایندگان خودشان را معین کنند، چه دموکراسی روشن و سالمی را نشان می‏دهد! می‏دانند که اگر این کار انجام گیرد، تبلیغاتشان باطل می‏شود.

آن‏ها در نشریاتشان، اوضاع اقتصادی ما را ناامیدکننده وانمود می‏کنند؛ در حالی که چنین نیست، و امیدوارکننده است. آن‏ها نمی‏خواهند مردم این امیدواری را احساس کنند. قصدشان این است که مردم را دل‏مرده کنند و میان آن‏ها و دستگاه و دولت و مسئولین و خدمتگزاران، فاصله بیندازند. دشمنیهای استکبار با ما، این‏هاست. امروز امریکا می‏داند اگر این کشور را مورد تهاجم نظامی قرار دهد، خودش ضرر می‏کنند؛ چنان‏که سالهای متمادی، رژیم صدام را پشتیبانی کرد و خودش زیان دید. امریکا می‏داند که امروز هرگونه تهاجم نظامی علیه جمهوری اسلامی و این ملت، به ضررش تمام خواهد شد. این را به خوبی می‏فهمد. لذا ضربه‏ای که می‏خواهد بزند، از راههای دیگر است. البته محاصره‏ی اقتصادی می‏کند، خباثتهای دیگر می‏کند، کارشکنی در امر تجارت و دادوستد می‏کند و تبلیغات سوء هم می‏کند. تبلیغات می‏کند که وضع کشور، وخیم و خراب است؛ دیگر کاری نمی‏شود کرد و در مملکت، آزادی نیست! یک عده آدم‏های مزدور بیچاره‏ی قلم به دست، که واقعاً حالشان ترحم‏انگیز است، به اروپا و امریکا رفتند و جیره‏خوار دولتهای بیگانه و دشمن شدند. آن‏ها در نشریات خارج کشور، حرفهایی علیه جمهوری اسلامی عنوان می‏کنند؛ اما واقعیات، غیر از این‏هاست. حقیقت این است که بحمد اللّه، اسلام در این کشور رشد کرده است. ملت به رشد رسیده و دارای توان روز افزون می‏شود. همچنین، دستگاه، تجربه‏های روزافزونی به دست می‏آورد.

امروز هم وعده‏های الهی به ما می‏گوید که شما ملت مقاوم و شجاع؛ شمایی که این همه توطئه را از سر گذرانیده‏اید؛ شمایی که در کوره‏ی حوادث آبدیده شده‏اید؛ شما پدران و مادران شهدا، شما خانواده‏های شهیدپرور و رزمنده‏پرور، شما دلهای مؤمن در سرتاسر کشور، این جمعیتهای میلیونیِ عظیمِ مردمِ مؤمن به خدا و قرآن، همچنان که ایستاده‏اید، همچنان که کارتان را بحمد اللّه تا امروز پیش برده‏اید، هم‏چنان که کشورتان را از دست جهان‏خواران بیرون کشیده‏اید و دست گرگها و سگهای ولگرد را از این کشور کوتاه کرده‏اید که کشور متعلق به خودتان و در اختیار خودتان و وابسته به ابتکار و اداره‏ی خودتان است همچنان که جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشته‏اید و محاصره‏ی اقتصادی را به زانو درآورده‏اید، همچنان که تا امروز بحمد اللّه این مشکلات را تحمل کرده‏اید و از خطرهای بزرگ گذشته‏اید، اگر همین اتحاد و ایمان و ایستادگی در میدانهای انقلاب و همین وفاداری به خط امام عظیم‏الشّأن و همین نترسیدنِ از استکبارِ مسلطِ جهان‏خوار را ادامه بدهید، به فضل پروردگار همه‏ی هدفهای دیگر شما هم برآورده خواهد شد؛ که یکی از این هدفها، نابود شدن و از هم پاشیده شدن پیکره‏ی استکبار جهانی است؛ این وعده‏ی الهی است و وعده‏ی الهی بلاشک عمل خواهد کرد؛ اگرچه بسیاری در دنیا آن را نپسندند و نخواهند؛ این همان چشم‏اندازی است که به ما امید می‏دهد؛ و این همان امیدی است که در جریان انتظار فرج، آموزش‏های اسلامی به ما یاد داده است. إن شاء اللّه افقهای روشن، یکی پس از دیگری، در مقابل آن ملتی است که در حال راه رفتن و حرکت است.

بعد از تشکیل جمهوری اسلامی، قضیه ابعاد بسیار وسیع‏تری پیدا کرد و دارای ابعاد جهانی شد. چرا؟ زیرا ملتهای عالم و بخصوص ملتهای اسلامی، ناگهان احساس کردند که درد مشترکی میان ملت ایران و مجموعه‏ی یک میلیارد مسلمان وجود دارد و آن، درد دور افتادن از اصل خود و دچار شدن در دست بتهای قدرت استکباری است که بر تمام شئون زندگی این ملتها دارد اثر می‏گذارد و زندگی آن‏ها را تباه می‏کند.

امت بزرگ اسلامی، این آگاهی را به‏طور وسیعی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به دست آورد. این موجب شد که دشمنی با اسلام و به‏طور مشخص دشمنی با جمهوری اسلامی، آن روز جزو برنامه‏های اساسی استکبار جهانی و دو ابرقدرت شرق و غرب قرار بگیرد و تصمیم بگیرند که این نظام اسلامی را که این‏قدر برای آن‏ها مشکل به وجود آورده بود از کارایی و قدرت تأثیر بر روی ملتها بیندازند. دشمنیها شروع شد؛ از جمله‏ی این دشمنیها، تحمیل جنگ بود؛ از جمله‏ی این دشمنیها، محاصره‏ی اقتصادی بود؛ از جمله‏ی این دشمنیها، تلاشهای ضد امنیتی و خصمانه در داخل صفوف قشرهای مختلف ملت بود؛ از جمله‏ی این دشمنیها، تبلیغات گوناگون علیه جمهوری اسلامی و علیه این ملت بود؛ از جمله‏ی این دشمنیها، نسبتهای دروغ به این کشور و این ملت و مسئولان این کشور بود. در طول این سیزده سال، یک روز گردونه‏ی این توطئه‏ها متوقف نشده است و هر روز به شکلی ظهور کرده و ادامه دارد؛ تا امروز هم ادامه داشته و قاعدتاً بعدها هم تا مدتها ادامه خواهد داشت.

نکته‏ی دوم هم که بسیار حایز اهمیت است، مسأله‏ی مردمی بودن این انقلاب و این نظام مقدس است. هرچه کردند و هرچه شد، مردم کردند. امام بزرگوار هم متکی به همین آحاد و نفوس مؤمنه‏ی مردم بود. مسئولان کشور خدمتگزارانی که بوده‏اند و هستند قدرتشان، جرأتشان، توان معنوی و روحیِ مقابله‏شان با تهدیدها و مبارزطلبیهای استکبار و قدرتهای شیطانی، به پشتوانه و پشتیبانی همین ملت است. اتصال نظام، دولت، حکومت و مسئولان با مردم، یکی از همان نعمتهای معجزه‏آسای الهی است. اگر مردم نبودند و این اخلاصها و این شورها و این فداکاریهای بی‏نظیر و محیرالعقول نبود که انسان از این مایه‏ی ایثاری که در آحاد مردم مشاهده‏ می‏کند، واقعاً مبهوت می‏ماند انقلاب هم پیروز نمی‏شد، جنگ هم به پیروزی نمی‏رسید، در میدانهای سیاست هم پیروزی نبود، در مقابل محاصره‏ی اقتصادی دشمن هم توان مقاومت باقی نمی‏ماند؛ و الّا شما تصور می‏کنید که شیاطین حاضرند یک حکومت و یک پرچم اسلامی را این‏طور برافراشته در عالم تحمل کنند؟

اگر در یک نقطه‏ی دنیا مثل همین الجزائر یا سودان یا بعضی از کشورهایی که گرایش اسلامی و نشانه‏های اسلامی در آنجا پیدا می‏شود صدایی از اسلام بلند می‏شود، ببینید دستگاه‏های تبلیغاتی چه می‏کنند؛ چه تبلیغاتی، چه سیاست‏بازی‏هایی، چه فشارهایی از خود بُروز می‏دهند و چطور از غیظ به خود می‏پیچند و نمی‏توانند تحمل بکنند! دیدید که در این سیزده سال، بازوهای شیطانی و دستهای شیطانی در سرتاسر عالم، در مقابل انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی چه کردند؛ نمی‏توانند تحمل کنند. آنچه آن‏ها را تا امروز ناکام کرده است که نتوانسته‏اند مقاصد شومشان را عملی کنند، همین پیوند و اتصال و ارتباط با مردم و حضور مردم در صحنه است.

هرکس امروز چشم و گوش خود را درست باز کند، چیز واضحی را مشاهده می‏کند، و آن این است که تمام دستگاه‏های تبلیغاتی و سیاسی و برنامه‏ریزی دنیا، تا آنجا که به استکبار جهانی و بخصوص به شیطان بزرگ امریکا مربوط می‏شود، دارند سعی می‏کنند، شاید بتوانند این ملت را از انقلابشان، از نظامشان، از دولتشان و از مسئولانشان جدا کنند. تبلیغات دروغ بکنند، آیه‏های یأس بخوانند، فشارهایی وارد بکنند، تهمتهایی بزنند، جلوه‏های دروغین و پوچی از دور نشان بدهند، تا شاید بتوانند بین مردم و مسئولان و نظام و دولت که تبلور انقلاب، همین‏هاست جدایی بیندازند.

همین فشار و محاصره‏ی اقتصادی که امروز هم هنوز وجود دارد، نباید گمان بشود که از پیرامون جمهوری اسلامی آن را بکلی برداشته‏اند؛ نخیر، از طرق مختلف فشار اقتصادی هست، محاصره‏ی اقتصادی هست؛ خیلی هم پیچیده است. همین که این فشارها را وارد می‏آورند، همین که امروز تبلیغات و کارشکنی وسیع و گسترده و بسیار خباثت‏آمیزی علیه جمهوری اسلامی در سطح دنیا وجود دارد، به‏خاطر آن است که شاید بتوانند این ملتی که لیاقت خودش را ثابت کرده است، از جمهوری اسلامی جدا کنند.

ما باید اعتراف کنیم که آن مقداری که نیاز و حق این مناطق بوده، هنوز به آن‏ها نرسیده‏ایم؛ اما باید منصفانه قبول هم بشود که این از روی تقصیر نبوده است؛ زیرا کشوری که هشت سال جنگ داشته، بخشی از تواناییهای عمرانیش صرف جنگ شده است. کشورها یک سال که جنگ دارند، ده سال خرده‏ریزهای جنگ را جمع می‏کنند! ما هشت سال جنگ داشتیم؛ آن هم آن‏طور جنگی. در کنار جنگ، ما محاصره‏ی اقتصادی شده بودیم؛ خباثت‏هایی با ما می‏شد؛ کمبودهای زیربنایی هم که از سابق وجود داشت. باید گفت که الآن به‏طور فوق معمولی دارد کارهای عمرانی انجام می‏گیرد. من شاهدم و می‏بینم که رئیس‏جمهور عزیز و فعالمان و نیز وزرا چه کار دارند می‏کنند؛ دائم دارند تلاش می‏کنند، برای اینکه بتوانند کارها را به ثمر برسانند.

چگونه ملتی می‏تواند در زیر حکومت کسانی راحت زندگی کند که آن‏ها خودشان گوش به فرمان دشمنان خدا و بیگانگانند؟! چرا کشور پهناور و آباد و پُراستعداد ایران، با این همه منابع طبیعی، با این همه استعداد، با این همه زمین، با این همه آب قابل مهار، با این همه منابع زیرزمینی، در طول پادشاهیِ ننگین سلسله‏های پهلوی و قاجار، روزگاری را در فقر و مسکنت و ویرانی گذراند و ملت روی خوشی و آسایش ندیدند؟ همین استان بوشهر شما، از لحاظ امکانات کشاورزی، امکانات طبیعی و امکانات انسانی، یکی از مناطق بسیار بااستعداد کشور ماست؛ اما شما شاهد هستید و زندگی استان و شهر خودتان را مشاهده می‏کنید و می‏بینید که در طول سالیان طولانی حکومت پهلوی، و قبل از آن در دوران حکومت قاجارها، به این استان رسیدگی نشد؛ این منابع به کار گرفته نشد؛ این زمینها کِشته نشد؛ آنچه را که این مردم مؤمن و خدوم احتیاج داشتند و از خود طبیعتِ خداداد قابل بهره‏برداری بود، در اختیار آن‏ها گذاشته نشد. زندگی یک جامعه‏ی بشری، آن وقتی‏که در زیر حکومت کسانی باشد که با خدا کاری ندارند، پس با مردم هم کاری ندارند، بهتر از این نخواهد شد.

در همین مدت کوتاه بعد از انقلاب تا امروز یعنی نزدیک سیزده سال بااینکه هشت سال از آن را ما جنگ داشتیم، این همه مشکلات داشتیم، محاصره‏ی اقتصادی داشتیم، کاری که در این چند سال در این استان شده است، در همه‏ی طول پنجاه و چند سال حکومت رژیم پهلوی انجام نشده بود؛ در حالی که آنچه امروز هم انجام گرفته است، نسبت به آنچه باید انجام بگیرد، بسیار کم است.

صحنه‏ی اول از زندگی پیامبر، صحنه‏ی دعوت و جهاد بود. کار مهم پیامبر خدا، دعوت به حق و حقیقت، و جهاد در راه این دعوت بود. در مقابل دنیای ظلمانی زمان خود، پیامبر اکرم دچار تشویش نشد. چه آن روزی که در مکه تنها بود، یا جمع کوچکی از مسلمین او را احاطه کرده بودند و در مقابلش سران متکبر عرب، صنادید قریش و گردنکشان، با اخلاقهای خشن و با دستهای قدرتمند قرار گرفته بودند، و یا عامه‏ی مردمی که از معرفت نصیبی نبرده بودند، وحشت نکرد؛ سخن حق خود را گفت، تکرار کرد، تبیین کرد، روشن کرد، اهانتها را تحمل کرد، سختیها و رنجها را به جان خرید، تا توانست جمع کثیری را مسلمان کند؛ و چه آن وقتی‏که حکومت اسلامی تشکیل داد و خود در موضع رئیس این حکومت، قدرت را به دست گرفت. آن روز هم دشمنان و معارضان گوناگونی در مقابل پیامبر بودند؛ چه گروههای مسلح عرب وحشی‏هایی که در بیابانهای حجاز و یمامه، همه جا پراکنده بودند و دعوت اسلام باید آن‏ها را اصلاح می‏کرد و آن‏ها مقاومت می‏کردند و چه پادشاهان بزرگ دنیای آن روز دو ابرقدرت آن روز عالم؛ یعنی ایران و امپراتوری روم که پیامبر نامه‏ها نوشت، مجادله‏ها کرد، سخنها گفت، لشکرکشی‏ها کرد، سختیها کشید، در محاصره‏ی اقتصادی افتاد و کار به جایی رسید که مردم مدینه گاهی دو روز و سه روز، نان برای خوردن پیدا نمی‏کردند. تهدیدهای فراوان از همه طرف پیامبر را احاطه کرد. بعضی از مردم نگران می‏شدند، بعضی متزلزل می‏شدند، بعضی نق می‏زدند، بعضی پیامبر را به ملایمت و سازش تشویق می‏کردند؛ اما پیامبر در این صحنه‏ی دعوت و جهاد، یک‏لحظه دچار سستی نشد و با قدرت، جامعه‏ی اسلامی را پیش برد، تا به اوج عزت و قدرت رساند؛ و همان نظام و جامعه بود که به برکت ایستادگی پیامبر در میدانهای نبرد و دعوت، در سالهای بعد توانست به قدرت اول دنیا تبدیل شود.

امروز دشمنیها با اسلام و با نظامی که این حقیقت و این مکتب را ترویج می‏کند و پرچم آن را به دست گرفته، بیش از پیش است. این هم آن طرف دیگر قضیه است. امروز ما باید منتظر دشمنیهای بسیار عمیق و پیچیده‏یی از طرف استکبار باشیم. البته بعید است که این دشمنیها به صورت حمله‏ی نظامی و به صورت تجربه‏های گذشته باشد؛ به احتمال زیاد راههای دیگری را برای این کار انتخاب خواهند کرد. یکی از راه‏ها، تنگ کردن محاصره‏ی اقتصادی است. یکی از راه‏ها، فشارهای روزافزون سیاسی است.

من به شما عرض کنم که امروز دارند توطئه‏های بزرگی علیه امت اسلام طراحی می‏کنند؛ علیه ملت ما هم توطئه درست می‏کنند. همین محاصره‏ی اقتصادی ما، توطئه است. تبلیغاتی که می‏کنند، توطئه است. فساد و فحشایی که به جامعه‏ی ما تزریق می‏کنند، تا جوانان ما را مبتلا کنند، توطئه است. دروغ‏پراکنی‏هایی که می‏کنند، همه توطئه است. توطئه است تا این بنا را از بیخ و بن برکنند، این پایه‏های محکم را فروبریزند، و باز در اینجا مثل دوران ستم‏شاهی، بنای استعماری به پا کنند؛ اما غافلند که ملت ما بیدار شده و هوشیار است، و خانواده‏های شهدا هوشیارند.

این هدف دشمنان اسلام است که نگذارند کشور بزرگ و ملت عظیم‏الشّأن ما به وظایف خویش در صحنه‏ی بین‏المللی و در صحنه‏ی کشور خود عمل بکند. اگر بین مردم اختلاف می‏اندازند، برای همین است. اگر محاصره‏ی اقتصادی را ادامه می‏دهند، برای همین است. اگر علیه ملت ما در سطح عالم تبلیغات می‏کنند، برای همین است. نمی‏خواهند بگذارند که این انقلاب در مرحله‏ی سازندگی به توفیق دست پیدا کند؛ اما به کوری چشم آن‏ها، ملت ایران در این مرحله هم مثل مراحل قبل، بر دشمنان خود پیروز خواهد شد.

در جبهه‏ها چه کسانی بودند؟ نسبتها را ملاحظه بکنید؛ خیلی از این پولداران، از این مرفهان جامعه، از این بی‏دردها و بی‏احساسها، هشت سال جنگ آمد و رفت، اما اینها جنگ را حس نکردند؛ همان غذا، همان راحتی و همان آرامش! اگر چهار روز هم آن شهر مورد تهاجمی بود، سوار ماشینشان می‏شدند و به یک‏جای دیگر می‏رفتند و راحت استراحت می‏کردند؛ نفهمیدند که بر سر این مملکت چه گذشت! اینها آن مردمی نیستند که دولت و دستگاهها باید برای خدمت به آنها خودکُشان کنند. نه، آن کس که جنگ و بمباران و محاصره‏ی اقتصادی و کم‏آبی و کم‏برقی و گرانی و سایر مشکلات را با همه‏ی وجود در این ده، دوازده سال احساس کرده، در درجه‏ی اول او باید مورد توجه باشد. مردم که می‏گوییم، یعنی اینها؛ همان عامه‏یی که امیرالمؤمنین(سلام‏اللَّه‏علیه) در آن فرمان تاریخیشان به مالک اشتر فرمودند که عامه را داشته‏باش، خاصه را رها کن. عامه، یعنی همانهایی که در جنگ با تو هستند، در مشکلات با تو هستند، سختیها را با تو تقسیم می‏کنند، غم تو را از دلت می‏زدایند، خودشان را سپر بلای تو قرار می‏دهند و صادقند؛ نه عافیت‏طلبهای پُررویِ پُرخورِ پُرخواهی که هیچ‏وقت هم قانع نمی‏شوند. تا وقتی که خیری به آنها برسد، تو را می‏خواهند؛ به مجرد این‏که ذره‏یی کم شود، رویشان را برمی‏گردانند.

من به شما برادران عزیزی که اعضای انجمنهای اسلامی اصناف هستید و ما به این انجمنهای اسلامی اعتقاد داریم و مسئولان شما چهره‏هایی انقلابی و سابقه‏دار و مورد اعتماد امام و مورد اعتماد ما بوده‏اند و هستند، می‏خواهم این مطلب را عرض کنم که در سالهای جنگ و کلًا در سالهای بعد از انقلاب، بعضی از اصناف و کسبه و تجار بسیار بد عمل کردند. کاری کردند که اگر کسی قصد داشت نسبت به کسبه و بازاری، زبان به بدگویی باز بکند، به‏طور وفور و فراوان، بهانه و نمونه در اختیارش بود.
بعضی سوءاستفاده‏ها کردند، قوانین را زیر پا گذاشتند و به ثروتهای کلان دست پیدا کردند. در حالی که مردم قشرهای حقوق‏بگیر، کارگران و کارمندان و نظامیان به خاطر مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ و محاصره‏ی اقتصادی، فشارهایی را تحمل می‏کردند، آنان در تحمل فشار، خودشان را با این مردم سهیم نکردند؛ بلکه جمعی از آن‏ها حتّی این فشار را زیاد کردند! این، مناسب چهره‏ی اسلامی و انقلابی اصناف مسلمان جمهوری اسلامی نیست.

خدا را شکر می‏گوییم که ملت ایران با گوش حق‏نیوش و چشم حق‏بین، درسهای بزرگ زندگی را از انقلاب بزرگ و رهبر حکیم خود آموخت و روز به روز با تحقق وعده‏های الهی، ایمانش به حقانیت این راه عمیق‏تر شد. ملت ما، پیروزی بر رژیم وابسته‏ی شاهی را، پیروزی بر ترفندها و توطئه‏های امریکایی را، پیروزی بر جبهه‏ی نظامیِ پیش‏کرده‏ی شرق و غرب را، پیروزی بر محاصره‏ی اقتصادی را، پیروزی بر جبهه‏ی سیاسی و تبلیغاتی جهانی را و پیروزی بر بسیاری از مشکلاتی را که به دست همان دشمنان برایش فراهم شده بود، یکی پس از دیگری با همه‏ی وجود حس کرد و طعم شیرین آن را چشید. همه‏ی این پیروزیها، به برکت تمسک به اسلام و حفظ استقلال و استغناء از بیگانگان و توکل به خدا و تلاش یکپارچه‏ی ملت پشت سر رهبر یگانه و بی‏بدیلش به دست آمد.

آن‏قدری که در ده، دوازده سال گذشته در این کشور، خدمت به محرومان و قشرهای مظلوم انجام گرفته، به روستاها، به روستایی‏ها، به بخشهای دوردست کشور، به کارهای بی‏زرق‏وبرق اما پُرفایده، با وجود جنگ، با وجود محاصره‏ی اقتصادی، چند برابر آن حجم و تعدادی است که در طول سالهای متمادیِ حکومتِ گذشتگان انجام گرفته است. ما خیلی پیش رفتیم؛ اما بدانید که هنوز کارهای زیادی در پیش داریم و مسائل زیادی پیش رویمان است. این ملت، برای به دست آوردن پیروزیهای بعدی، باید همان عواملی را که تا اینجا او را پیروز کرده و پیش آورده، با کمال قدرت حفظ کند. هنوز ما خیلی کار داریم.

ملت شجاع و بزرگ ایران! شما در دوران حیات امام بزرگوار و عالی‏قدرتان، امتحان خوبی دادید. شما کسانی بودید که توانستید پشت سر امام و پابه‏پای ایشان حرکت کنید و به جلو بروید. شما خسته نشدید. سختیهایی که دشمنان بر شما ملت ایران تحمیل‏ کردند و قصدشان این بود که شما را خسته کنند، نتوانست شما را خسته کند. از اول پیروزی انقلاب، سیاست قطعی امریکا و همپیمانانش این بود و هنوز هم هست که کاری کنند، تا شاید بتوانند ملت ایران را خسته کنند؛ اما شما از محاصره‏ی اقتصادی و جنگ تحمیلی و دشنام‏هایی که از دهان یاوه‏گوی سخنگویان استکبار جهانی بیرون می‏آمد، خسته نشدید و نشان دادید که آگاه و مؤمن و صادق و ملت شایسته‏اید. خدای متعال که شما ملت ایران را برای اولین پایگاه اشتعال انوار معنویت و اسلام در دوران سلطه‏ی مادّیگری انتخاب کرد، به‏خاطر همین خصوصیاتتان بود.

مردم، پشت سر دولت و مسئولان و مدیران لایق این کشور که حقیقتاً نعمت خدایند حرکت می‏کنند و همکاری خود را ادامه می‏دهند. بارها به دوستان، این نکته را گفته‏ام که من هر وقت یادم می‏آید که چنین رئیس‏جمهوری و چنین مسئولانی داریم، از اعماق دل و با همه‏ی وجود، خدا را شکر می‏کنم. مردم قدر بدانند، که می‏دانند؛ پشت سر مسئولانشان همکاری کنند، که می‏کنند؛ محکم بایستند. بدون شک، محاصره‏ی اقتصادی و خباثتهای گوناگون امریکا و اذنابش هم، نخواهد توانست کاری بکند. تمام این مشکلاتی که وجود دارد، با سرانگشت لیاقت و کفایت مسئولان مؤمنی که مردم را پشت سر خودشان دارند، حل می‏شود؛ هیچ تردیدی در این نیست. برای همین هم است که دشمنان ما در خارج، این حقایق یعنی صلابت ملت ایران را می‏دانند و می‏بینند. آن‏هایی هم که بی‏هوش و گیج و دیرفهم باشند و در روال معمولی شما ملت، قدرتتان را نفهمند، در مثل روز قدسی که پیش می‏آید، می‏فهمند.

جنگ تحمیلی را که به راه انداختند، نه فقط نتوانستند جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی در ایران را شکست بدهند و با محاصره‏ی اقتصادی و تبلیغاتی و فرهنگی، نه فقط نتوانستند به این انقلاب و نظام ضربه بزنند، بلکه حتّی نتوانستند جلوی ساطع شدن نور حقیقت این انقلاب را در سراسر عالم بگیرند. ببینید امروز در اروپا و در قلب مدنیت و فرهنگ غربی که اسلام را خصم خود می‏داند و با اسلام مبارزه می‏کند، دعوت اسلامی چه شور و نشاطی به وجود آورده است. حقیقت همین است و آینده نیز محکومِ همان حقیقتی می‏باشد که انبیای عظام خبر داده‏اند و اسلام به ما وعده داده است.

معلمان و اساتید- چه در دانشگاهها و چه در مدارس- دچار مشکلات فراوان هستند. آن شوق و انگیزه‏ای که یک نفر آدم را به سراغ تعلیم بکشاند، به چیزهای گوناگونی وابسته است که انصافاً بعضی از آن‏ها لنگ است. مسائل مادّی و نیز احترامات معنوی تأثیر دارد. حرمت گذاشتن برای استاد- همین چیزی که در اسلام این‏قدر به آن اهمیت داده شده که شاگرد باید استاد را احترام بکند- تا چه اندازه وجود دارد؟ همه‏ی این‏ها نقایصی را به وجود آورده است؛ علاوه بر اینکه از نظر کمیّت هم، ما استاد کم داریم و آن تعدادی که داریم، شاید مثلًا از نیمِ آن میزانی که احتیاج داریم، مقداری بیشتر باشد. طبق آماری که من دیده‏ام، شاید در دانشگاهها چهل‏درصد استاد کم داشته باشیم. وضع فضای آموزشی مدارس و دانشگاهها هم از همین قبیل است. این نقایص وجود دارد.
البته نمی‏توان نقایص را به اشخاص یا مدیران و تدبیرکنندگان نسبت داد. بسیاری از این‏ها، ناشی از وضعیت ماست؛ این را همه می‏دانند. ما در این چند سال گذشته، گرفتار جنگ و کمبودها و محاصره و فشارهای گوناگون اقتصادی دشمن و امثال این‏ها بودیم. طبیعی است که عمده‏ی این نواقص، ناشی از این‏هاست؛ لیکن چیزی که امروز می‏توان آن را مورد نظر قرار داد، این است که دستگاه فرهنگی کشور همت بگمارد که این نواقص را یکی پس از دیگری برطرف بکند.

بسیاری از مشکلات، مشکلاتی است که دشمن بر ما تحمیل کرده و با دست او در کشور مشکل به وجود آمده است. این‏طور نیست که ما به‏خودی‏خود، مشکل داشته باشیم. دشمنان خارج از این مرزها- نه دشمنان حقیری که احیاناً در داخل هستند- با محاصره‏ی اقتصادی و فشار و تحمیل جنگ و با بسیاری از کارهای دیگر، مشکلات را سازماندهی می‏کنند. اگر ملت ایران بخواهد مشکلات خود را برطرف بکند، کافی نیست که در داخل مرزها دور خودش بچرخد و به تک‏تک مشکلات و گرهها فکر کند و بیندیشد که چگونه باید آن‏ها را باز کند. می‏باید توطئه‏ی دشمن را در بیرون هم خنثی کند. در جبهه‏ی جهانی‏ هم باید در مقابل دشمن قرار بگیرید و بهترین شیوه و طریق آن، عبارت از افکار عمومی ملتهاست. پس، ما نباید این رابطه را از این طرف قطع کنیم. البته، دشمن از این‏گونه تبلیغات دارد.

نظامی که آحاد مردم، خودشان دست به دست هم می‏دهند و آن را به وجود می‏آورند و بعد با همه‏ی وجود، به ایجادکننده‏ی آن نظام عشق می‏ورزند نظام حقی است. اگر این ابراز عشق مردم را در زمان حضرت امام (رضوان اللّه علیه) می‏گفتیم، در آن وقت یاوه‏گویانی بودند که بگویند: نخیر، این طور نیست، مردم به امام عشق نمی‏ورزند!! لیکن رحلت این بزرگوار و آن حوادث عظیم، واقعیتها را نشان داد. ده سال و چند ماه، امام در میان ما مردم زندگی کرد و در تمام این لحظات، آحاد مردم به آن مرد بزرگ عشق ورزیدند و هرچه گفت، آن را دین خودشان دانستند و فریضه‏ی الهی فرض کردند.

چنین نظامی، حق است و مردم او را می‏خواهند؛ چون برای مردم است، نه بر مردم و چون آن‏ها را به راه حق و هدایت می‏کشاند؛ در حالی که شما می‏دانید در این ده سال، سخت‏ترین حوادث بر این ملت وارد آمد. در همین ده سال، جنگ هشت‏ساله‏یی بر مردم وارد آمد و تحمیل شد. چه قدر مردم شهید دادند، چه قدر جوانان معلول و از سلامتی محروم شدند، چه قدر بر اثر فشار و محاصره‏ی اقتصادیِ دشمنان جهانی، از لحاظ وضع معیشت بر ضعفا و مردم سخت گذشت. درعین‏حال، عاشقترین عشاقِ امام و انقلاب، همان ضعفا بودند. چرا؟ چون می‏دانستند که راه درست است و فشارها هم ناشی از درستی راه می‏باشد.

از صدور قطعنامه تا قبول رسمی آن از سوی جمهوری اسلامی، دنیا شاهد سنگین‏ترین ضربات نیروهای اسلام بر دشمن و فتوحات بزرگ رزمندگان ما بر دشمن در جبهه‏های جنگ از سویی و فشارهای همه‏جانبه از سوی حامیان رژیم عراق علیه ایران اسلامی از سوی دیگر بود. حصر اقتصادی، حمله به تأسیسات ما در خلیج فارس و تمرکز بی‏سابقه‏ی نیروهای نظامی امریکا و ناتو در اطراف مرزهای آبی و هوایی و حتّی تجاوز به آن‏ها، بخشی از این فشارها بود؛ به طوری که تقریباً هیچ فشار ممکن باقی نماند، مگر آنکه بر ملت ایران وارد شد و رژیم امریکا تقریباً به‏طور مستقیم وارد صحنه شد. تهدیدها، بمباران‏های وسیع شیمیایی و جنایت حمله به شهرها و هواپیمای مسافربری و کشتی غیر نظامی و اثبات اینکه استکبار در حمایت از عراق آمادگی برای دست یازیدن به هر جنایتی دارد، بخشی از حوادث این دوران است و جا دارد در موقع مقتضی، این حقایق هشداردهنده برای ملت ایران شکافته و برملا گردد.

آمریکاییها توسعه طلبند و می‏خواهند در همه جای دنیا دستی داشته باشند و حضوری پیدا کنند و استثمار نمایند. منافع ملتها هرچه باشد، برای آن‏ها مهم نیست! منافع آن‏ها نباید به خطر بیفتد؛ و لو با از بین رفتن منافع ملتهای دیگر! وقتی این‏گونه است، معلوم می‏شود حرکت اسلامی برایشان مضر است و درصدد برمی‏آیند انتقام بگیرند. انتقام امریکا همین سخت‏گیریهای سیاسی و نظامی و محاصره‏ی اقتصادی است که در چنته دارد. انتقام امریکا همین است که یک دولت بی‏عقل و آدم خامی را پیدا نماید و او را وادار به جنگ با ما کند. البته، این موضوع بر اثر فداکاریهای شما، دیگر تکرار نخواهد شد و هیچ‏کس آن‏قدر بی‏عقل نیست که خودش را در چنین چاهی بیندازد؛ گرچه همیشه باید بیدار بود و هیچ‏گاه خطر را بکلی منتفی ندانست. بیداری و آمادگی ملت، دستور اسلام است. دشمن، علیه ما بیدار است و اگر ما خواب بودیم، صدمه خواهیم خورد.

به همان اندازه که ملت ایران به ساختن و پرداختن کشور و جامعه‏ی خود مشتاق است، دشمنان از آن هراسان و نسبت به آن خشمگینند. آن‏ها نیز می‏دانند که توفیق ملت ایران در بنای جامعه‏ای آباد و برخوردار از خیرات مادّی و معنوی، مشوق دیگر ملتها به پیمودن راه این ملت بزرگ خواهد شد، و این به معنای خط بطلان کشیدن بر مطامع استعماری و استکباری قدرتهای جهانی است. اینجاست که داستان طولانی و پُرماجرای توطئه‏های استکبار در مقابله با جمهوری اسلامی آغاز می‏شود. جنگ تحمیلی، محاصره‏ی اقتصادی، دروغ‏پراکنی دایمی در رسانه‏های جهانی وابسته به استکبار و ارتجاع و صهیونیسم، حمایت از ضد انقلاب- از چپ افراطی تا راست افراطی، و منافقین روسیاه و امثال آن- همه به خاطر این بود که ملت انقلابی ما را از رسیدن به آن آینده‏ی روشن بازدارند.

دولتهای استکباری تصور می‏کنند با تحمیل جنگ هشت‏ساله بر ما و محاصره‏ی اقتصادی و تبلیغاتی و شایعه‏پراکنی و تهمت در سطح عالم، خواهند توانست به ما ضربه زنند؛ غافل از آنکه اسلام و بیداری مسلمانان، تختهای قدرت آن‏ها را به لرزه درآورده است، و هر روز که بگذرد، امواج سهمگین بیداری اسلامی، تختهای قدرت فرعون‏های عالم را بیشتر خواهد لرزاند. برادران مسلمان ما در سراسر عالم بدانند که ملت ایران با اتکال به خدا و با ذخیره‏ی ارزشمندی که از رهبریها و هدایتها و درسهای ماندگار امام عظیم‏الشّأن و فقید خود در اختیار دارد و با تجربه‏ی ذی‏قیمتی که در طول ده سال و نیم بعد از پیروزی انقلاب به دست آورده است، امروز از همه‏ی دوران بعد از پیروزی انقلاب، بانشاطتر و آماده‏تر و مجرب‏تر و در مقابل دستگاه‏های استکبار و سلطه‏ی جهانی، باجرأت‏تر است.

امروز یکی از مسائل مهم جهان اسلام، دشمنیِ کینه‏توزانه و دیوانه‏وار جبهه‏ی شیطان و بخصوص شیطان بزرگ، با اسلام و مفاهیم و عقاید اسلامی است. اگرچه دشمنیِ برنامه‏ریزی‏شده و همه‏جانبه با اسلام، از آغاز پیدایش استعمار سابقه دارد و استعمارگران در سده‏های اخیر که کشورهای اسلامی را جولانگاه غارت و چپاول و کشتار و تجاوز خود کرده بودند، به اسلام به چشم مانع و سد مستحکمی در برابر فتنه‏انگیزیهای خود نگریسته و آن را آماج حملات سیاسی و فرهنگی شدید قرار دادند و برنامه‏ی جدایی مسلمین از قرآن و اسلام را با مکرهای شیطانی خود و از جمله با ترویج فساد و ابتذال و فحشا به اجرا گذاشتند، و لیکن از هنگامی که آتشفشان انقلاب اسلامی، خرمن امیدهای آنان را به آتش کشید و فروغ امید را بر دل مسلمانان جهان تابانید و حیات دوباره‏ی اسلام در جهان را نوید داد، قدرتهای استکباری همچون گرگ زخم‏خورده، به هجومی همه‏جانبه و سراسیمه و دیوانه‏وار علیه اسلام دست زدند، که البته دور از انتظار نبود، و به طور حتم سنتهای الهی در شکست و فضیحت آنان محقق خواهد شد- إن شاء اللّه- چنان‏که قرآن فرموده است: «و لا یزال الّذین کفروا تصیبهم بما صنعوا قارعة»؛ به شرط آنکه مؤمنین به اسلام، به وظایف خود در قبال این توطئه‏ها آشنا باشند و از انجام آن غفلت نورزند.

بدیهی است که آماج اصلی همه‏ی توطئه‏هایی که در ده سال گذشته علیه اسلام طراحی شد، جمهوری اسلامی بود، که ام‏القرای اسلام و پیشاهنگ حرکت جهانی آن محسوب می‏شود، و در این ده سال ملت ایران انواع ضرباتی را که در واقع به سمت اسلام و نیروی عظیم انقلابی آن هدف‏گیری شده بود، پذیرا شدند. جنگ تحمیلی هشت‏ساله، محاصره‏ی اقتصادی و انواع حملات بی‏شمار سیاسی و تبلیغاتی و اقتصادی علیه جمهوری اسلامی، در حقیقت با انگیزه‏ی فشار بر اسلام و دشمنی با آن انجام گرفت و ما افتخار می‏کنیم که به خاطر گوهر عزیز یک‏دانه‏یی که با خود داشتیم- یعنی ایمان به خدا و عمل به اسلام- سالها مورد خشم جنون‏آمیز و انتقام سبعانه‏ی قدرتهای جهانی قرار گرفته و سپر بلا شدیم. آری، «ما نقموا منهم الّا ان یؤمنوا باللّه العزیز الحمید»

اگر به عقب برگردیم و راههای خطرناکی را که طی کرده‏ایم، نگاه کنیم، وحشت می‏کنیم. گاهی انسان در میان پیچ‏وخم‏های یک جاده‏ی کوهستانی و صعب‏العبور، با احتیاط و دقت قدم برمی‏دارد؛ بعد که به قله‏ی کوه رسید، پشت سر خود را نگاه می‏کند و با تعجب می‏بیند که از چه جاهای خطرناکی عبور کرده است. ده سال گذشته‏ی ما این وضعیت را دارد. جنگ، محاصره‏ی اقتصادی، همدستی قدرتهای بزرگ علیه جمهوری اسلامی، تبانی نیروهای نظامی اروپا و امریکا و ارتجاع علیه ما، توطئه‏های داخلی، نفوذی‏های دشمن، طراحی کودتا، نفوذ لیبرالها و ملی‏گراها و بی‏اعتقادان به اسلام و مردم، مسیرهای صعب‏العبوری بوده‏اند که ما آن‏ها را با سلامت پشت سر گذاشته‏ایم.

فرمان رهبر كبیر انقلاب و امام امت مبنی بر تشكیل بسیج مستضعفان در شرایطی كه ایران اسلامی و انقلاب شكوهمند ما از هر سو مورد تجاوز و تهاجم دشمنان قرار گرفته بود حركتی آگاهانه در جهت خنثی‌سازی نقشه‌های ابرقدرتها بود كه با تحمیل جنگ و محاصره‌ی اقتصادی میخواستند به خیال خود انقلاب را متوقف كنند و دستاوردهای ملت مسلمان ایران را برباد دهند.
نمودار
    آخرین مقالات
    پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی