ماجراى عاشوراى سيّدالشهداء، حسين‏بن‏على عليه‏السّلام كه مظهر مقاومت و به‏ كارگيرى اراده الهى و انسانى و صف‏آرايى جنود رحمان در مقابل جنود شيطان بود.

 

پنجم محرم 1428

 

 

پیوند انقلاب اسلامی با حادثه عاشورا

شايد بسيارى در آن روزها بودند كه با توجه به اين‏كه در ماجراى ذكر عاشورا و روايت فداكارى اباعبداللَّه(عليه‏الصّلاةوالسّلام) چيزهايى وارد شده بود و احياناً به شكلهاى تحريف‏آميزى بيان مى‏شد، اين حرف برايشان مطلوب و شيرين بود و اين گرايش رشد مى‏كرد؛ ليكن در صحنه‏ى عمل، ما بوضوح ديديم كه تا وقتى اين مسأله از طرف امام بزرگوارمان، به صورت رسمى و علنى و در چارچوب قضاياى عاشورا مطرح نشد، هيچ كار جدى و واقعى انجام نگرفت.
در دو فصل، امام(ره) مسأله‏ى نهضت را به مسأله‏ى عاشورا گره زدند: يكى در فصل اول نهضت - يعنى روزهاى محرّم سال 42 - كه تريبون بيان مسايل نهضت، حسينيه‏ها و مجالس روضه‏خوانى و هيئات سينه‏زنى و روضه‏ى روضه‏خوانها و ذكر مصيبت گويندگان مذهبى شد.
و ديگرى، فصلِ آخر نهضت - يعنى محرّم سال 57 - بود كه امام(ره) اعلام فرمودند: «ماه محرّم گرامى و بزرگ داشته بشود و مردم مجالس برپا كنند». ايشان، عنوان اين ماه را ماه پيروزى خون بر شمشير قرار دادند و مجدداً همان طوفان عظيم عمومى و مردمى به وجود آمد؛ يعنى ماجراى نهضت كه روح و جهت حسينى داشت، با ماجراى ذكر مصيبت حسينى و ياد امام حسين(ع) گره خورد.

» آرشیو مطالب قبلی : 1   2   3   4