|
خطرپذیری شرط انجام تکلیف
... امام حسين، هم در مقابل چنين انحرافى قرار گرفته
است، پس بايد آن تكليف را انجام بدهد، هم موقعيت مناسب
است؛ پس ديگر عذرى وجود ندارد.... اين تكليف، هميشه
خطر دارد. آيا ممكن است انسان، عليه قدرتى آنچنان
مقتدر - به حسب ظاهر - قيام كند و خطر نداشته باشد؟!
مگر چنين چيزى مىشود؟! اين تكليف، هميشه خطر دارد.
همان تكليفى كه امام بزگوار انجام داد. به امام هم
مىگفتند آقا، شما كه با شاه درافتادهايد، خطر دارد.
امام نمىدانست خطر دارد؟! امام نمىدانست كه دستگاه
امنيتى رژيم پهلوى، انسان را مىگيرند، مىكشند، شكنجه
مىكنند، دوستان انسان را مىكشند و تبعيد مىكنند؟!
امام اينها را نمىدانست؟!
كارى كه در زمان امام حسين انجام گرفت، نسخهى كوچكش
هم در زمان امام ما انجام گرفت؛ منتها آنجا به
نتيجهى شهادت رسيد، اينجا به نتيجهى حكومت رسيد.
اين همان است؛ فرقى نمىكند. هدف امام حسين، با هدف
امام بزرگوار ما يكى بود. اين مطلب، اساس معارف حسين
است. معارف حسينى، بخش عظيمى از معارف شيعه است. اين
پايهى مهمى است و خود يكى از پايههاى اسلام است.
... بنده آن روز - بيستوچند سال پيش - به آن برادران
و خواهرانى كه اين حرف را مىشنيدند، گفتم عزيزان من،
امام حسين، به چه زبانى بگويد كه تكليف شماها چيست؟
شرايط، همان شرايط است، زندگى، همانجور زندگى است،
اسلام هم همان اسلام است؛ خوب، امام حسين به همهى
نسلها عملاً نشان داد. اگر يك كلمهى حرف هم از امام
حسين نقل نمىشد، ما بايد مىفهميديم كه تكليفمان
چيست.
ملتى كه اسير است، ملتى كه در بند است، ملتى كه دچار
فساد سران است، ملتى كه دشمنان دين بر او حكومت
مىكنند و زندگى و سرنوشت او را در دست گرفتهاند،
بايد از طول زمان بفهمد كه تكليفش چيست؛ چون پسر
پيغمبر - امام معصوم - نشان داد كه در چنين شرايطى
بايد چه كار كرد.
با زبان نمىشد. اگر اين مطلب را با صد زبان مىگفت و
خودش نمىرفت، ممكن نبود اين پيغام، از تاريخ عبور كند
و برسد؛ امكان نداشت. فقط نصيحت كردن و به زبان گفتن،
از تاريخ عبور نمىكند؛ هزار جور توجيه و تأويل
مىكنند. بايد عمل باشد؛ آن هم عملى چنين بزرگ، عملى
چنين سخت، فداكارى با چنين عظمت و جانسوز، كه امام
حسين انجام داد!
|