
«وحدت بین مردم حفظ بشود؛ دعواهای جناحی و سیاسی و خطّی و غیره بین مردم رواج پیدا نکند. با هم یکی باشید؛ در دفاع از نظام اسلامی، در دفاع از کشور ایران، ایران عزیز، همه با هم باشند، در کنار هم باشند.»۱۴۰۴/۱۰/۲۷
این جملات اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی و در شرایطی که مردم با وحدت از فتنه آمریکایی عبور کرده بودند؛ ادامه دعوتی ثابت از سوی امام خمینی رحمهالله و رهبر انقلاب به وحدت است. نیک آنکه حضرت آیتالله خامنهای در زمانی که خودشان در جایگاه کنشگری سیاسی ایفای نقش میکرده، در عمل الگویی از این وحدت بودهاند.
بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به بهانه ایام دعوت امام به وحدت در شرایط پر التهاب بهمن ۱۳۵۸، به بخشهایی از وقایع آن روزگار و عملکرد حضرت آیتالله خامنهای میپردازد.

از سوم بهمن ۱۳۵۸ که نگرانی درباره عارضه قلبی امام خمینی منجر به تصمیم انتقال ایشان از قم به بیمارستان قلب تهران شد؛ یکی از نگرانیها، آینده انقلاب اسلامی بود.
«در کش و قوس انتخابات ریاستجمهوری، به ناگاه امام دچار ناراحتی قلبی و کسالت شدید شدند. وقتی این خبر به ما رسید، آقایان بهشتی، خامنهای، موسوی اردبیلی و من بلافاصله به قم رفتیم. در آنجا پس از مشورتهای لازم، معلوم شد که در قم امکان معالجه ایشان نیست؛ به همین دلیل قرار گذاشتیم ایشان را با وسیله نقلیه مناسبی که به همین منظور آماده شده بود به تهران منتقل کنیم. [...] امام را با کمترین آسیبی [در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۵۸] به بیمارستان قلب تهران برسانیم و ایشان را در آنجا بستری کنیم. حضور امام در بیمارستان، موجی از نگرانی در میان مردم حقشناس کشور ما برانگیخت و حتی گروه بسیاری را به حضور در مقابل بیمارستان کشاند و مراسم دعا و نیایش متعددی را در مساجد و راهپیماییهای گستردهای را در سراسر کشور موجب گردید.»
(۲) این ماجرا، ابعاد عاطفی جذابی دارد، همچون نامهنگاری یک ایرانی که خود را تا پشت بخش درمان امام رسانده بود و از خوابی گفته بود که او را نگران کرده است. امام در آن شرایط برای او پاسخی مرقوم کرده بود که «من بحمدالله حالم خوب است و خواب شما خیر است. خداوند به شما توفیق و
سعادت عنایت نماید.»
(۳)
نهادهای رسمی هنوز کاملاً مستقر نشده و «رهبری دارای مقبولیت عامه»ی آن، بدون آنکه هنوز جانشین یا بدیلی داشته باشد در شرایط نگرانکنندهای به سر میبرد. بههمین دلیل تکتک احکامی که امام در این ۳۹ روز و در ایام بستری صادر کردند، با حساسیت مضاعف دنبال میشد.
امام قبل از عزیمت به بیمارستان وصیت سابق را لغو و با نگارش وصیت نامه جدید و تعیین دو «وصی مطلق»
(۴) بر احتمال سفر به دیار باقی خود صحه گذاشتند و این بر نگرانی انقلابیون افزوده بود. تلگراف دعای مراجعی همچون آیتالله سید ابوالقاسم خویی و آیتالله سید عبد الله شیرازی برای سلامتی امام خبر از نگرانی گسترده برای فرجام نهضتی میداد که قبل از نخستین سالگرد پیروزی برای رهبر آن پدید آمده بود.
وحدتِ امت
بستری شدن امام در آخرین روزهای تبلیغات نخستین انتخابات ریاست جمهوری تاریخ ایران بود. انتخاباتی که فراز و فرود بسیاری را شاهد بود، از پیشنهاد مزورانه سازمان مجاهدین خلق (منافقین) برای نامزدی امام خمینی از طرف آن سازمان برای ریاست جمهوری تا انصراف اصلیترین رقیب بنیصدر که نامزد حزب جمهوری اسلامی بود، با فضاسازی رسانهای و تشکیک در ایرانی الاصل بودن او به دلیل تولد در هرات که منجر به تضمین شدن پیروزی بنیصدر گشت. فضای سیاسی در اوج التهاب بود و روز انتخابات آخرین ایستگاه این مرحله.

امام خمینی از بیمارستان قلب تهران پیام رادیو-تلویزیونی به ملّت ایران دادند که «اینطور نباشد که با هم اختلاف پیدا بکنید؛ یک مسئلهای است که برای کشور است. هر یک از اینها که ببرند، برای کشور لابد خدمت خواهند کرد. و اگر خدمت نکنند ملّت هست و آنها را برکنار خواهد کرد. از این جهت به طور خصمانه با هم رفتار نکنید. برادر باشید با هم. اگر یکی رئیسجمهور شد، شما هم به او اعانت کنید. اینطور نباشد که قبل از اینکه رئیسجمهور بشود بریزید به جان هم. [...] ریاستجمهور چیزی نیست که شما به آن اهمیت بدهید. اگر ریاستجمهور خوب باشد، آن است که خدمت به ملّت میکند و اگر بد باشد، آن است که راه جهنم را باید بپیماید. خیلی در صدد این نباشید که برای خاطر اینکه یکی بیشتر میخواهد رأی ببرد، یکی کمتر میخواهد رأی ببرد به هم بریزید و جنگ و نزاع باشد، و اسباب ناراحتی همه را فراهم کنید.»
(۵)
تذکر امام، ناظر به نگاهی متعالی بود که رقابت سیاسی را ذیل هدف کلانتری دنبال میکرد و برای آن اصالت قائل نبود. در آن هدف بلند، «وحدت امت» رمز عبور از بحرانها بود.
نقطه قوت
در روز انتخابات، مهمترین تریبون سیاسی نمازجمعه تهران بود که اقامه آن بر عهده آیتالله خامنهای بود. خطیب جمعه آغاز خطبه دوم خود را به همین موضوع اختصاص داد و تأکید کرد: «امام امت در پیامى که دیروز از بیمارستان براى امت فرستادند چه خوب بر روى حساسترین نکتهها تکیه کردهاند. بر روى ایجاد وحدتها، بر روى فراموش کردن حقدها و کینها، بر روى یکپارچهتر کردن صفوف. [... جامعه] علىرغم اختلاف سلیقهها و اختلاف نظرها، باید در یک جهت و در یک خط به راه بیفتد، اختلافها را در عمل فراموش بکند، نکتههاى اشتراک و اتحاد را قوىتر بکند، وقتى ملّتى این حساسیت، این دقت، این ادراک و شعور بالا را پیدا کرد مىتواند امیدوار باشد که مىماند و پیروز مىشود؛ مىتواند امیدوار باشد که دشمن بر او پیروز نمىشود.»
(۶)
پس از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۵۸ و انتخاب ابوالحسن بنیصدر بهعنوان نخستین رئیسجمهور ایران، امام خمینی
رحمهالله در ۱۵ بهمن ۱۳۵۸ حکم او را تنفیذ کردند. «اینجانب به موجب این حکم،
رأی ملّت را تنفیذ و ایشان را به این سمت منصوب نمودم؛ لکن تنفیذ و نصب اینجانب و
رأی ملّت مسلمان ایران محدود است به عدم تخلف ایشان از احکام مقدسه اسلام و
تبعیت از قانون اساسی اسلامی ایران.»
(۷) این مراسم در حالی برگزار شد که رهبر کبیر انقلاب در بیمارستان قلب تهران بستری بودند؛ در این جلسه که با حضور رئیسجمهور منتخب، اعضای شورای انقلاب و شخصیتهای برجسته سیاسی و مذهبی کشور برپا شد، متن تنفیذنامه توسط حجتالاسلام سیداحمد خمینی قرائت شد.
استفاده ابزاری
اما با پایان این انتخابات پرماجرا، التهاب سیاسی فرو ننشست؛ زیرا قریب به یکماه پس از آن، انتخابات مجلس شورای اسلامی در پیش بود. انتخاباتی که با توجه به ساختار پارلمانتاریستی وقت و انتخاب نخستوزیر و دیگر اعضای دولت بجز رئیسجمهور با رأی مجلس، اهمیت مضاعفی داشت. در این میان برخی با سوءاستفاده از ادبیات امام مراسمی با عنوان «کنگره وحدت» تدارک دیدند تا فهرستی نزدیک به بنیصدر را در این فضا به کرسی بنشانند.
(۸)
در آن کنگره، نزدیکان بنیصدر سخنرانی کردند و پیامی نیز از سوی کنگره خطاب به امام خمینی
رحمهالله صادر شد که در آن تصریح شده بود: «به برکت رهبری امام، امت بپا خاسته ما توانسته است علیرغم توطئههای بدخواهان وحدت خود را حفظ نموده و دستاوردهای انقلاب اسلامی را تحکیم بخشد. این کنگره [...] تجلی دیگری از این وحدت در آستانه انتخابات مجلس و پس از نخستین انتخابات ریاست جمهوری است. هدف کنگره تحکیم این وحدت و استمرار و تداوم بخشی به حضور فعال اقشار مختلف امت در ادامه انقلاب اسلامی است. وحدت و فعالیتی که ابزار پیروزی انقلاب تا کنون بوده و لازمه و ضامن پیروزی در مراحل دشوار آینده است
.»
(۹)
جواب امام به پیام آنها، پاسخی گرم بود: «امید آن دارم که با وحدت کلمه و کوشش در راه التیام بین قشرهای
مختلف، موفق شوید که نمایندگانی متعهد، متفکر، دلسوز به ملّت و خصوص طبقه
مستضعف و خدمتگزار به اسلام و مسلمین، در مجلس شورای اسلامی بفرستید، و ملّت
بزرگ را برای این امر اسلامی-ملی برانگیزید، و پس از تشکیل مجلس نیز از مجلس و
دولت پشتیبانی کنید.» اما تذکری دقیق در بر داشت: «از پیوستگیهای زمان
طاغوت به قدرتهای شیطانی احتراز و دست آنان را از این سفره یغمای عهد سلطنت
شیطانی قطع نمایید.» و نکتهای کلیدی که رمز وحدت بود: «
آخرین عرض من آن است که از اختلاف که منشأ همه بدبختیهاست و مخالف رضای
خدای متعال است احتراز[...] و در مخالفتهای
آرایی و سیاسی از حدود اخلاق انسانی تجاوز ننمایند.»
(۱۰)
حمله به حزب جمهوری
اما در کنار این صدای بلند برای وحدت، موج حملات بود که با اتهام قدرتطلبی سعی به از صحنه خارج کردن نزدیکان امام داشت. مؤسسان حزب جمهوری اسلامی که پنج فقیه از میان شاگردان نزدیک به امام بودند، از برخی صحنهآراییها احساس خطر کردند. آنها نامهای شامل گلایه از اقدامات برخی از نزدیکان امام بر ضد این حزب و همراهی صدا و سیما با این تحرکات نوشتند
(۱۱) و تأکید کردند: «متجددهای شرقزده و غربزده علی رغم تضادهای خودشان با هم در بیرون راندن اسلام از انقلاب همدست شدهاند (نمونه جلسهای که از مذهبیهای چپگرا و محافظهکاران غربگرا یا ملیگرا برای همکاری در مقابله با حزب جمهوری اسلامی در انتخابات اخیر تشکیل شده بود
.) احتمال اینکه روال موجود مانع تشکیل مجلس شورای اسلامی احتمالی گردد که جنابعالی بدان دل بستهاید و امیدوارید بتواند نارسائیها و کمبودهای رئیس جمهور را جبران کند قابل توجه و تکلیف آور است.» آنها نامه را به بیمارستان بردند اما به دلیل مشاهده حال نامساعد امام و شنیدن برخی توصیههای ایشان، از تحویل آن منصرف شده و بازگشتند.
(۱۲)

آنچنان که بعد به سند اضافه شده است، این مراعات نه تنها برای وحدت مفید بود، بلکه در رسیدن به مطلوب نیز آنها را یاری کرد. حال امام رو به بهبود رفت و امید دشمنان برای مانعتراشی در ساختارسازی در نظام نوپا بیحاصل ماند.
آیتالله خامنهای در خطبه بعدی نیز از وحدت گفتند و همزمان با سالگرد ورود امام، خبر از رفع نگرانی بابت حال ایشان دادند که محور وحدت بود: «شادمانى اول بهبودى رو به تزاید امام امت است. در جمعهى پیش غبار کدورت همهى چهرهها را مکدر کرده بود.»
(۱۳) جمعه سوم پس از پیام دعوت به وحدت امام نیز همان موضوع و افشاگری علیه خط ضد وحدت در دستور خطبهها قرار داشت: «سعى مىکنند در میان مردم با ایجاد اضطرابها، با ایجاد دودستگىها، با مطرح کردن شعارهاى درجهى سه و چهار، وحدت ملّى و وحدت اسلامى را از بین ببرند. سعى مىکنند از نقائص و کمبودهاى مادى -که میراث حکومت جبّاران است- میراث حکومت پنجاه سالهى دوران پهلوى است، استفاده کنند و برادران را در برابر یکدیگر قرار بدهند.»
(۱۴)
آنچنان که گفته شد، امام که برای تنفیذ رئیس جمهور منتخب شتاب داشت تا ارکان ثبات انقلاب نوپا بروز یابد در فاصله این دو خطبه او را تنفیذ کرده بودند و حزب جمهوری اسلامی نیز فردای آن روز با بیانیهای رسمی این تنفیذ را به بنیصدر تبریک گفت و ابراز امیدواری کرد با پیوند صادقانه و متعهدانه میان رئیس جمهور و ملّت و نمایندگان منتخب در مجلس شورا و با استفاده از رهنمودهای رهبر امت «وحدت ملّت ایران در راستای صراط مستقیم اسلام تأمین گردد.»
(۱۵)
اقدام عملی برای وحدت
مؤسسان حزب به این بیانیه اکتفا نکردند و در سخن متوقف نماندند. برای برداشتن گام عملی در این مسیر، بدون توجه به روحیات بنیصدر برای ایجاد هماهنگی و در حالی که پس از شهادت استاد مطهری و رحلت آیتالله طالقانی، دکتر بهشتی ریاست شورای انقلاب را برعهده داشت، او را در تاریخ ۱۶ بهمن ۱۳۵۸، به ریاست شورای انقلاب برگزیدند. جایگاهی که در حقیقت تا تکمیل مراحل قانونی تشکیل دولت و مجلس، ریاست همزمان قوه مجریه و مقننه وقت بود، همچنین پیشنهاد انتصاب بنیصدر به فرماندهی کل قوا را نیز به امام دادند.
(۱۶)
سی بهمن ماه و تنها دو هفته پس از تنفیذ بنیصدر در محوطه بیمارستان، امام در حکمی او را به فرماندهی کل قوا نیز منصوب کردند: «در این مرحله حساس که احتیاج به تمرکز قوا بیشتر از هر مرحله است جنابعالی به نمایندگی اینجانب به سمت فرماندهی کل نیروهای مسلح به ترتیبی که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تعیین کرده است منصوب میشوید
.»
(۱۷)
این امر با استقبال حزب جمهوری اسلامی مواجه شد و جدا از تیتر درشت در صفحه اول روزنامه حزب، آیتالله خامنهای، یکی از پنج عضو مؤسس حزب که در این مقطع سرپرست سپاه پاسداران و نماینده شورای انقلاب در وزارت دفاع بود در پیامی ضمن تبریک این انتصاب، نوشتند: «در شرایط کنونی کشور عزیز و دراین مرحله از انقلاب اسلامی ایران که وحدت فرماندهی و تمرکز نیروهای سازنده و پیشبرنده در شمار مهمترین نیازهای انقلاب است؛ تصمیم و فرمان رهبر ژرفاندیش حضرت امام خمینی مدظله مبنی بر نمایندگی جنابعالی در فرماندهی نیروی مسلح جمهوری اسلامی امیدبخش و دلگرمکننده است.»
(۱۸)
ساختاری بر پایه وحدت
اما امام بر رعایت توازن دقت داشتند. یکی دیگر از انتصابهای امام در این ایام پرالتهاب، انتصابی برای سامان دادن به قوه قضائیه بود.
نقض وحدت تنها از سوی لیبرالها نبود. در آن زمان کارمندان دادستانی کل انقلاب اسلامی، با شعارهای انقلابی به عملکرد آیتالله قدوسی، دادستان کل انقلاب معترض بودند
(۱۹) و آن را خارج از مسیر انقلابیگری میدانستند. به همین دلیل از ابتدای روز یکشنبه ۲۸ بهمنماه، دست از کار کشیده بودند و بهمرور کار دادگاههای انقلاب و دادسرا بهطور تقریباً کامل مختل شده بود.
(۲۰) عدهای از این جمع به ملاقات حاج احمد خمینی در دفتر امام رفتند و تا ساعت ۱۲ نیمه شب به بیان توضیحات خود پرداختند.
با مذاکرات دفتر امام ۳۰ بهمن ماه، آیتالله محمدی گیلانی بهعنوان حاکم شرع منصوب امام، حکم به بازگشت این افراد به کار خویش صادر کرد تا نمایندگان بیت امام در روزهای آتی به خواست آنها رسیدگی کنند. این معترضین شعارهای انقلابی داشتند، اما بعدها مشخص شد عناصری از سازمان مجاهدین خلق هم در بین آنها نفوذ داشته و روش بهدور از افراطیگری آیتالله قدوسی را نمیپسندیدند. روشی که اگرچه دچار کندی و دفع وقت نبود، اما با پرهیز از شتابزدگی و خروج از عدالت در مواجهه با ضدانقلاب مانع از خطاهای مورد مطالبه اعضای سازمان شده بود. بر خلاف مطالبههای پرحرارت، وحدت واقعی نیازمند تدبیر و دقت در اجرای عدالت بود.
امام در این موقعیت در تکمیل دیگر مسئولان قوه قضائیه سرعت به خرج دادند، چهارم اسفند، با انتصاب آیتالله بهشتی به ریاست دیوانعالی کشور و آیتالله موسوی اردبیلی بهعنوان دادستان کل کشور، شورای عالی قضایی رویکرد جدیدی را آغاز کرد. این حکم حزب جمهوری اسلامی را در تنگنا میگذاشت. دبیرکل و یک عضو عالی آن از مسئولان قضایی کشور شده بودند و این امر مانع از برخی کنشگریها از سوی آنها میشد. از طرف دیگر قوه قضائیه به ارث رسیده از طاغوت، کار گستردهای داشت.
امام هم در حکم صادر شده خواهان: «ایجاد تشکیلات نوین قضایی بر اساس تعالیم مقدس اسلام» و «تدوین لوایح قضایی جدید»
(۲۱) متناسب با دوره جدید شده بودند.
آیتالله خامنهای، بعدها از اثر آن انتصاب بر وحدت چنین یاد کردند: «وقتى ایشان را سر کار گذاشتند ما خوشحال شدیم، [...] گفتیم الحمدلله بهشتى آمد دستگاه قضائى دیگر اصلاح خواهد شد. یک مدتى گذشته بود [...] من گفتم چطور است وضع قوهى قضائیه؟ نگفت قوهى قضائیه را اصلاح کردیم، نگفت قوهى قضائیه اشتباه دیگر نمىکند، یک جملهى بسیار آموزنده و درست و متینى زد. گفت قوهى قضائیه در جهت درست شدن دارد حرکت مىکند، گفتم همین بس است. [...] امروز ما احتیاج داریم که خوشبینى و وحدت و انسجام در میان مردممان همچنان مستحکم باشد.»
(۲۲)
آیتالله خامنهای در اولین خطبههای پس از این انتصابات، به امت یادآور شدند: «در شرائط کنونى هر لحظهى ما و نه هر هفتهى ما، آموزنده و پربار و پرمعناست. قلم تاریخ هر ساعتى از ساعتهاى این ملّت را به عنوان فصلها و تیترها و عنوانهاى برجستهترین بخش یک تاریخ مىنویسد. همین اجتماع شما در این دانشگاه به عنوان عبادت نماز جمعه، این صفوف مستحکم شما، این پیوستگى شما به امام و رهبر، این پافشارى شما در پیشبرد اهداف اسلامى، همه سطرهاى زرّین تاریخ ما هستند.»
(۲۳) ایشان در روز انتخابات نیز به همین مسیر دعوت کردند: «تا چند روز دیگر نتیجهى انتخابات روشن خواهد شد، همچنانى که در انتخابات ریاست جمهورى این رشد را همه نشان دادند [...] در کنار مسؤول منتخب باید قرار گرفت نه در برابر او [...] آنهایى هم که انشاءالله منتخب و برگزیده خواهند بود باید سعى کنند کمال بىنظرى و بىطرفى و بزرگوارى را در مقابلهى با گروههاى دیگر به خرج بدهند. انشاءالله این ملّت باید با وحدت و با قوّت پیش برود.»
(۲۴)
اگرچه انتخابات مجلس به مرحله دوم کشیده شد، اما گام اصلی آن برداشته شد. این دقت دلسوزان انقلاب اسلامی برای حفظ وحدت، منجر به شکل گیری نهادها در همان سال اول انقلاب اسلامی شد. امری که منجر به تحسین بنیانگذار انقلاب اسلامی شد: «بحمدالله قریب یک سال از
انقلاب گذشته، همه نهادهای انقلابی به طور شایسته تحقق پیدا کرد و آرامشی که در
انتخابات مجلس شورای اسلامی دیده شد -و به من اطلاع دادند- آرامش چشمگیری
بود
.» و در ادامه آن جملهای که از امام در ذهنها باقی ماند: «توجه به خدای متعال و وحدت کلمه اساس پیروزی ما شد.»
(۲۵)