ارتباط با ماجستجوآرشیو پیشرفتهنسخه سریعتلکس رهبریویژه نامه هاصفحه اصلی
    RSS دیگران
    صفحه اصلیRSS سایت رهبریدرباره سایت رهبریتماس با مازبانهای دیگر
    امروز جمعه، ۲۹ فروردین ۱۳۹۳
    • يادداشت
    • گفتگو
    • خاطره
    • گزارش
    • پرونده
    • صفحات ویژه‌
    • مقالات جستار
    1390/03/16نسخه قابل چاپ
    در همایش «نوآوری و اجتهاد از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای» بیان شد:

    ناگفته‌های سیدحسن نصرالله از ولی امر مسلمین

    همایش «نوآوری و اجتهاد از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای» در بیروت آغاز به كار كرد. در این همایش به بررسی ابعاد علمی و اجتهادی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پرداخته می‌شود و اندیشمندان و صاحب‌نظرانی از كشورهای مختلف اسلامی حضور دارند. سیدحسن نصرالله، اولین سخنران این همایش بود كه متن كامل سخنان دبیركل حزب‌الله لبنان را در ادامه می‌خوانید.
    همچنین می‌توانید فایل صوتی سخنرانی به زبان عربی را از این قسمت دریافت كنید و ترجمه فارسی آن را از پخش‌كننده‌ی زیر بشنوید.


    http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif اعوذ بالله من الشيطان الرجيم‬

    بسم الله الرحمن الرحيم

    والحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على سيدنا ونبينا خاتم النبيين ابی القاسم محمد بن عبد الله وعلى آله الطيبين الطاهرين واصحابه الاخيار المنتجبين وعلى جميع الانبياء والمرسلين.

    دانش‌مندان، نمایندگان، برادران و خواهران، سلام بر همه‌ی شما و رحمة الله و بركاته.

    این افتخار را دارم كه كنفرانس شما را افتتاح كنم. كنفرانسی كه آن را گامی ویژه كه در این زمینه اوّل‌بار است صورت می‌گیرد، می‌دانم. چرا كه این اوّلین باری است كه كنفرانسی فكری و علمی خارج از ایران از چند منظر به اندیشه و شخصیّت حضرت امام خامنه‌ای دام ظلّه می‌پردازد. هم‌چنین در ابتدا از تمام دست‌اندركاران و حاضرین، مؤسّسان، سازمان‌دهندگان، حضّار و شركت‌كنندگان در این جلسه، جلسه‌ی افتتاح، و كارگاه‌ها بسیار تشكّر می‌كنم. و مخصوصا از برادران و خواهرانی كه رنج سفر را پذیرفتند و از خارج لبنان به این جلسه تشریف آوردند.

    شناخت شخصی و مستقیم و نزدیك بنده از امام خامنه‌ای به سال ۱۹۸۶ باز می‌گردد، سالی كه دیدارهای متعدّد و فشرده‌ای برای بنده فراهم شد و باعث شد تا با افكار، آرا، مبانی، طرز تفكّر و تحلیل وقایع، روش ره‌بری و حكومت و تصمیم‌گیری و شاخصه‌های اخلاقی دل‌پذیر ایشان كه با تواضع، نرم‌خویی، مهربانی، صبر، سعه‌ی صدر، زهد و ساده‌زیستی و… هم‌راه بود، بیش‌تر آشنا شوم.

    بنده اكثر كتاب‌های ایشان را خوانده‌ام و می‌توانم ادّعا كنم قریب به اتّفاق نگاشته‌ها، گفت‌گوها و بیانات ایشان را از هنگام رحلت امام خمینی قدّس سرّه الشّریف تا كنون دنبال كرده‌ام. این‌ها را می‌گویم تا شهادتی بدهم. هم‌چنین حجم وسیعی از دروس فقهی ضبط شده‌ی ایشان، در چند باب از فقه، را گوش كرده‌ام. و پس از اطّلاع از شهادت تعداد پر شماری از كسانی كه ایشان را از نزدیك می‌شناسند، حال یا فقها، متفكّران، سران یا نخبگان سیاسی و فرهنگی و پس از كنكاش در سیره‌ی شخصی، علمی، فكری، جهادی و سیاسی ایشان، می‌توانم با اطمینان كامل بگویم: ما در برابر امامی هستیم در ره‌بری و حسن حكومت، در تقوا و زهد، در فقه و اجتهاد، در تفكّر و تفكیك ساحات و نوآوری، عظیم الشان. ما در برابر امامی هستیم كه نگاهی همه‌جانبه، عمیق، مستحكم و استوار دارد. نگاهی كه بر مبانی زیر بنا نهاده شده:

    اوّل: مبانی اصیل فكری و علمی.

    دوّم: شناخت نیازهای معاصر و مشكلات موجود.

    سوّم: شناخت ظرفیّت‌های انسانی و مادّی موجود در امّت.

    چهار: شناخت راه حل‌های مناسب و تنیده در اصول و مبانی اسلام.
    به واسطه‌ی این نگاه همه‌جانبه است كه می‌بینیم ایشان در تمام رخ‌دادها، تحوّلات و موضوعات، روشن و عمیق وارد می‌شود. از هر زاویه‌ای و با هر تخصّص و روی‌كردی كه با ایشان برخورد داشته باشید، خود را در برابر ره‌بری خواهید یافت كه موضوع را حتّی با جزئیّات می‌شناسد و مانند یك متخصّص در این باره صحبت می‌كند، و مدام مسائلی جدید و در عین حال كاملا مرتبط با آن زمینه طرح می‌نماید.
    آیت‌الله خامنه‌ای معتقد است كه چه در روندهای سازش یا جریان‌های مقاومت و یا خیزش فلسطین روی می‌دهد، بیانگر این حقیقت است كه ما امروز در برابر نسل‌های جدید ملت فلسطین قرار داریم كه بیش از هر زمان دیگری به بازگشت به سرزمین خود ایمان دارند.

    برای مثال برخی از این زمینه‌ها را كه از طریق پی‌گیری رسانه‌ای دیدارهای سید القائد دست‌گیرم شده نام می‌برم:

    - علما و اساتید حوزه‌های عملیّه: وقتی با علما و اساتید و طّلاب حوزه‌های علمیّه دیدار می‌كند، هم‌چون یك فرد آگاه حوزوی از راه و روش تدریس، الگوهای تحوّل، حفظ اصالت و نقاط مثبت تقلید و روش تحصیل سنّتی و [در عین حال] تطبیق با شرایط روز سخن می‌گوید.

    - متفكّران، فرهنگیان و اساتید دانش‌گاه و دانش‌جویان آن: مانند یك استاد آگاه، مطّلع و چندبعدی دانش‌گاه از روش تدریس در دانش‌گاه‌ها و مشكلات و افق‌های پیش روی آن سخن می‌گوید.

    - فعّالیّت‌های زنان: در این دیدارها نگاه خود را پیرامون زن و منزلت، نقش و مسئولیّتش در چالش‌های معاصر ارائه می‌كند.

    - اهالی اقتصاد و بن‌گاه‌های اقتصادی: در زمینه‌ی اقتصاد نگاه خود را در بیان می‌كند و هم‌چنین سیاست‌هایی اقتصادی را كه نظام اسلامی را به التزام به آن‌ها فرا می‌خواند.

    - مدیران و معلّمان مدارس، پزشكان، مهندسان و كشاورزان: چندی پیش ایشان دیداری با صنعت‌گران داشت و سخنانی طولانی در این باره ایراد كرد.

    - با اهالی سینما: از فیلم، فیلم‌سازی، اهداف، تحوّل و پیش‌رفت آن سخن می‌گوید.

    - با هنرمندان: سخنانی در زمینه‌ی شعر، موسیقی، نقاشی و چاپ.

    - با حافظان و قاریان قرآن، مدّاحان پیام‌بر و اهل بیت ایشان.

    - در مسائل روز.
    - و هم‌چنین سران سیاسی و حتّی در زمینه‌ی نظامی.

    بنده به صورت اتّفاقی در یكی از جلساتی كه ایشان در زمینه‌ی نظامی صحبت می‌كرد حاضر بودم و دریافتم ایشان انواع سلاح، استراتژی‌های نظامی و حتّی روش‌های جنگ و كاربرد اسلحه را نیز می‌داند.

    حقیقت آن است كه ما در برابر شخصیّتی عظیم و استثنائی هستیم. ولی می‌بینیم بسیاری در این امّت از ایشان چیز زیادی نمی‌دانند. و احساس می‌كنیم كه این امام و این ره‌بر چه قدر در امّت خویش و حتّی، با پوزش از برادران ایرانی، در ایران مظلوم و تنها است؛ حتّی در جنبه‌ی آشكار و روشن شخصیّتش یعنی جنبه‌ی ره‌بری و سیاسی كه در قالب ره‌بری بیست و دو ساله‌ی امّت تجلّی یافته. شما در حقیقت در برابر شخصیّتی قرار دارید كه، به معنای واقعی كلمه، دشمنان وی را محاصره كرده‌اند و دوستان حقّش را ادا نمی‌كنند. دشمنان محاصره‌اش كرده‌اند و مانع رسیدن حقیقت و نور وی به جهان و امّت می‌شوند، دوستان هم كه حقّش را ادا نمی‌كنند.

    مسئولیّت ماست كه این امام عظیم را به امّت بشناسانیم تا از بركات وجود این‌چنین ره‌بر، فقیه و متفكّری بهره‌مند شود. متفكّری كه به خیر امروز و فردا و دنیا و آخرت امّت می‌اندیشد. كسی كه در تمام سطوح با چالش‌هایی پنجه در پنجه می‌اندازد كه در هیچ یك از دهه‌ها و قرون اخیر سابقه نداشته. این است هدف پر اهمّیّت و حسّاس این كنفرانس.

    در زمان موجود دوست دارم سریعا شواهدی از جنبه‌ی ره‌بری و سیاسی شخصیّت امام ارائه كنم. شواهدی برگرفته از برخوردهای مستقیم و تجربه‌های شخصی بنده از ایشان كه دامنه‌ی اشراف، دقّت، عمق، صحّت تحلیل‌ها و انتظارات و در نتیجه صحّت مواضع حكیمانه و شجاعانه‌ای كه ایشان در مورد برخی اتّفاقات خاورمیانه و به خصوص منطقه‌مان اتّخاذ كرده‌اند و می‌كنند را نمایان می‌سازد.

    بنده تنها بعضی از آن‌ها را نام خواهم برد. در حالی كه از این شواهد بسیار [در ذهن] دارم. ولی به واسطه‌ی ضیق وقت و با در نظر داشتن ملاحظات و شرایط سیاسی، تعداد كمی از آن‌ها را بیان خواهم كرد. و تا جایی پیش خواهم رفت كه وارد محذوریّت‌ها نشوم. هم‌چنین شرایط سیاسی لبنان و منطقه را در نظر خواهم داشت.

    در حقیقت بنده شواهدی از منطقه برگزیده‌ام كه در آن‌ها فقیهی، متفكّری اسلامی یا ره‌بری در ایران با دقّت و روشنی با اتّفاقات منطقه‌مان رو به رو می‌شود. كه این بسیار مهم و نشانی از تفاوت است. ما از فردی كه در لبنان، سوریه، فلسطین، مصر یا اردن، یعنی در میادین رویارویی مستقیم، زندگی می‌كند، حرف نمی‌زنیم. اتّفاقاتی را هم انتخاب كرده‌ام كه یك اشاره‌ام به آن‌ها [برای یادآوری شما] كافی است. و اتّفاقاتی است كه همگی در دو دهه‌ی پیش در آن‌ها زندگی كرده‌ایم.

    از كنفرانس مادرید ۱۹۹۱ آغاز می‌كنم. همگی به یاد داریم زمانی را كه آمریكا پس از جنگ دوّم خلیج فارس آمد و معادلات منطقه و جهان را تغییر داد، بقیّه را كنار زد و شد تنها ابرقدرت. [پیام رهبر انقلاب به مناسبت برگزاری كنفرانس مادرید را از ایـنجا بخوانید]

    اوّلین بار بود كه گروه‌هایی عربی از تمام حكومت‌های عرب حتّی لبنان و سوریه پشت یك میز می‌نشستند. آن زمان نتیجه این شد كه معادلات بین‌المللی تغییر كرده و تغییرات بزرگی در جهان و منطقه روی داده. از سوی دیگر دولت آمریكا تصمیمش را برای اجرای آن‌چه خود صلح عادلانه و فراگیر می‌نامید و ما آن را سازشی تحمیلی می‌خواندیم، اعلام كرد. این اعتقاد در بسیاری پیدا شد و اجماع یا چیزی شبیه اجماع در منطقه‌مان صورت گرفت، كه می‌گفت: سازش به یك قدمی ما رسیده و چاره‌ای جز پذیرش آن نیست. چرا كه آمریكایی‌ها سازش را به تك‌تك دولت‌های مرتبط با این مسئله [نهایتا به روش لازم] تحمیل خواهند كرد.

    به یاد دارم آن روز امام خامنه‌ای نظری متفاوت با این اجماع یا شبه اجماع داشت. در دیگر شواهدی كه از آن‌ها یادخواهم كرد نیز خواهید دید كه چنین است.

    ایشان گفت: این كنفرانس به نتیجه نخواهد رسید و سازشی رخ نخواهد داد. قطعا آمریكا نمی‌تواند سازشی به دولت‌ها و ملّت‌های منطقه تحمیل كند.
    امروز و پس از نزدیك بیست سال، از طرف‌های مذاكره و برخی شخصیّت‌هایی كه در كنفرانس مادرید حضور داشتند و مذاكرات را ادامه دادند می‌شنویم كه از دو دهه ناكامی، هدردادن وقت، سرگردانی و تباهی سخن می‌گویند كه نتیجه‌ی هم‌آن چیزی است كه آن را مذاكره می‌نامیدند.

    همگی تحوّل و خلل بزرگی را كه در مذاكرات اسرائیل-سوریه در سال ۱۹۹۶ رخ داد، به یاد می‌آورید و آن‌چه «ودیعه‌ی رابین» نامیده می‌شد و آمادگی اسحاق رابین را، چنان كه می‌گفت، برای عقب نشینی به مرزهای چهار ژوئن ۱۹۶۷ یعنی عقب‌نشینی از منطقه‌ی اشغال‌شده‌ی جولان سوریه تا خطّ چهار ژوئن ۱۹۶۷. [آن زمان] حالتی در منطقه‌مان، در لبنان، سوریه، فلسطین، اردن، مصر و تمام این مناطق به وجود آمده بوده كه همه می‌گفتند: سازش صورت خواهد پذیرفت چرا كه در ۱۹۹۳ در پیمان اسلو [برای تشكیل دولت‌های خودگران] زمان‌بندی تعیین شده بود و فلسطین هم‌چنان در حال مذاكره بود.

    كار مصر كه تمام شده، اردن هم پیمان وادی عربه [=پیمان صلح اسرائیل با اردن] را امضا كرده، حكومت‌های فلسطین هم كه پیمان اسلو را بستند و می‌ماند لبنان و سوریه. پذیرش بازگشت به خطوط چهار ژوئن توسّط اسرائیل شرط اساسی تحقّق سازش میان اسرائیل و سوریه بود. این را خود اسحاق رابین گفته بود. كارها تمام شده‌بود و آن‌چه مانده‌بود تنها مقداری جزئیات بود كه می‌شد طی چند مذاكره حل شود.

    بنده به یاد دارم آن زمان شرایط این بود. هر كس نزد ما می‌آمد -و می‌دانید كه مقاومت در سال ۱۹۹۶ رو به رشد بود- می‌گفت خودتان را خسته نكنید، كار تمام شده و دیگر مجالی برای خون‌دادن و شهید دادن، جنگ، فداكاری و نبرد نیست. عدّه‌ای از ما می‌خواستند كم‌كم كارها را طوری سامان دهیم كه گویی سازش صورت  پذیرفته است و طبیعتا می‌گفتند نه تنها در ماهیّت‌مان به عنوان حركتی مقاومتی كه حتّی در نام، وجهه و سخنرانی‌ها و برنامه‌های سیاسی‌مان نیز تجدید نظر كنیم. و با فرض این كه همه چیز تمام شده، برای سلاح و تجهیزات فراوان نظامی‌مان در آن دوره، فكری كنیم.

    طبعا هر پیش‌بینی اشتباهی در آن دوره، آثار مخرّبی در پی داشت. چرا كه اگر مقاومت به كار خود پایان می‌داد یا افق‌هایش دچار خلل می‌شد از ۱۹۹۶ به بعد دیگر پیروزی رخ نمی‌داد، چیزی نبود كه پیروزی سال ۲۰۰۰ را بیافریند.

    بیرون از این اجماع موجود در لبنان -و بنده به شما می‌گویم این تحلیل بسیاری از مسئولین در ایران در سطوح بالا هم بود- هنگامی كه بنده و تعدادی از برادران رفتیم خدمت حضرت امام خامنه‌ای دام ظلّه؛ و این نگاه را شرح دادیم و گفتیم این نگاه در منطقه موجود و مطرح است، حضرت امام خامنه‌ای به وضوح گفتند:«بنده معتقدم این امر محقّق نخواهد شد و معتقدم سازشی میان اسرائیل و سوریه و پس از آن لبنان صورت نخواهد گرفت. بنده به شما پیش‌نهاد می‌دهم…» و این از ادب حضرت سید القائد است كه همیشه این گونه سخن می‌گویند «…بنده به شما پیش‌نهاد می‌دهم كار و تلاش در راه مقاومت را پی بگیرید بل‌كه این كار و تلاش را گسترش دهید تا پیروزی صورت پذیرد. هوش و گوش خود را هم با هیچ یك از این فرضیّه‌ها، احتمالات و پیش‌نهادات پر نكنید.» طبعا در آن زمان، این حرفی بود كه ما آن را با هر تحلیل، اطّلاعات و روش‌های مرسوم در لبنان و منطقه، بی‌گانه می‌یافتیم.

    بنده به یاد دارم پس از دو یا سه هفته پس از آن دیدار، نه بیش‌تر، اسحاق رابین در تل‌آویو سخن‌رانی می‌كرد كه یك صهیونیست افراطی، كه البته همه‌ی آن‌ها افراطی هستند، جلو آمد و بر وی آتش گشود و وی كشته شد و شیمون پرز جای‌گزین او شد.

    و در حالی كه مشخّصا حماس و جهاد اسلامی ضربه‌های بسیار سختی خورده بودند، به گونه‌ای كه برخی فكر كردند دیگر مقاومت فلسطین هیچ‌گونه توانی برای اجرای عملیّات ندارد، عملیّات‌های استشهادی در قدس و تل‌آویو صورت گرفت كه، هم‌آن طور كه به یاد می‌آورید، در آن روزها دژ اسرائیل را لرزاند و پس از آن [نیز] ناآرامی‌های جنوب لبنان پیش آمد. نشست شرم الشّیخ برگزار شد و سران جهان را در ۱۹۹۶ برای دفاع از اسرائیل و محكوم‌ساختن آن‌چه تروریسم نامیده می‌شد، جمع‌آورد. مشخهصا از حماس، حركت جهاد اسلامی و حزب الله نام برده شد. تهدیدهایی صورت گرفت و تصمیم‌هایی برای تحریم، منع پشتیبانی‌های مالی و فشار بر، به زعم آن‌ها، گروه‌های تروریستی گرفته شد. پس از آن نبرد خوشه‌های خشم در آوریل ۱۹۹۶ صورت گرفت و بعد از ان شیمون پرز در انتخابات شكست خورد و نتنیاهو آمد. و برگشتند به نقطه‌ی شروع، خانه‌ی اوّل. امام خامنه‌ای از كجا به چنین نتیجه و اعتقاد روشن و جازمی رسیده بود؟ آن هم در زمانی كه تمام اهالی، تحلیل‌گران و سران سیاسی منطقه اوضاع را در حال حركت در جهت مخالف می‌دیدند. این شاهد دوّم.

    شاهد سوّم. [می‌دایند امروز] سخنان درباره‌ی مقاومت لبنان همیشه حول پیروزی می‌گردد. ولی ایشان پیش از سال ۲۰۰۰ بدون این كه به زمان بندی بپردازد، از عامل پیروزی صحبت می‌كرد و به ما می‌گفت به واسطه‌ی فهم عقیدتی‌اش از سخن خداوند متعال كه «اِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ- اگر خداوند را یاری كنید، خداوند هم شما را یاری می‌كند- سوره‌ی مباركه‌ی محمّد آیه‌ی ۷» به پیروزی مقاومت ایمان دارد. و برای اوّلین بار بنده شنیدم كه كسی به ما گفت:«خداوند چرا باید شوخی كند؟ خداوند شوخی نمی‌كند!» به همین سادگی. خداوند با ما جدّی صحبت می‌كند و می‌گوید:«اِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ» این مقاومت خدا را یاری می‌كند و خداوند نیز حتما آن را یاری خواهد كرد. پس از ۱۹۹۶ می‌گفت اسرائیل مانند كسی است كه در باتلاق است. نه می‌تواند پیش بیاید و دوباره در لبنان جولان دهد و نه، به واسطه‌ی خطرات این عقب‌نشینی بدون قید و شرط، می‌تواند به فلسطین عقب‌نشینی كند و نه می‌تواند در جای خود بماند! پس در باتلاق مانده و شدیدا در تنگ‌ناست. باید منتظر باشیم و ببینیم اسرائیل با این وضع چه خواهد كرد. ولی طبیعتا این مسئله نیاز دارد به ادامه‌ی مقاومت.

    در اواخر سال ۱۹۹۹ در دژ اسرائیل انتخابات نخست‌وزیری صورت گرفت. رقابت میان ایهود باراك و نتنیاهو بود، هر دو نیز وعده داده بودند اگر پیروز شوند از لبنان عقب‌نشینی خواهند كرد. ایهود باراك زمان هم مشخّص كرده بود و گفته بود ۷ جولای ۲۰۰۰. هفته‌ها و ماه‌ها می‌گذشت. جوّ حاكم بر لبنان، سوریه و منطقه چه بود؟ این بود كه به موعد می‌رسیم و اسرائیل از مرزهای فعلی سرزمین‌های اشغالی عقب‌نشینی نخواهد كرد. باراك از طریق آمریكاییان، اروپاییان و برخی حكومت‌های جهان سعی می‌كرد به برنامه‌ها یا توافقاتی امنیّتی با دولت لبنان یا مرحوم حافظ اسد دست پیدا كند كه شكست خورد. جوّ این بود كه ارتش اسرائیل عقب‌نشینی نمی‌كند و وقتی هم زمان معیّن‌شده برسد، برای باراك كاری ندارد زیر قولش بزند و به مردمش بگوید:«من وعده‌ی عقب‌نشینی در ۷ تمّوز را داده بودم ولی از آن‌جا كه هیچ ضمانت، برنامه یا شروط امنیّتی در دست نداریم، عقب‌نشینی خطرناك و به منزله‌ی اشتباهی استراتژیك است و بنده چنین نخواهم كرد.» و بنده از شما پنهان نمی‌كنم كه حتّی اوضاع ما در حزب الله در سطح سیاسی و جهادی مانند دیگر نیروهای سیاسی كشور و منطقه بود و این گونه به موضوع نگاه می‌كردیم.

    این‌جا نیز سفری داشتیم به جمهوری اسلامی و دیداری با حضرت امام خامنه‌ای. دیدگاهمان را درباره‌ی اتّفاقات و انتظارات را شرح دادیم. ولی حضرت امام خامنه‌ای نظری مخالف و تعجّب برانگیز داشتند. ایشان گفتند، برخی برادران هم حضور داشتند، كه:«پیروزی شما در لبنان بسیار بسیار نزدیك است، بسیار نزدیك‌تر از آن چیزی كه انتظارش را دارید و این را با چشم خود خواهید دید.» و این مخالف تمام تحلیل‌ها، اطّلاعات، اسناد و مدارك بود. در آن برهه هیچ‌گونه نشانه‌ای از آغاز تدارك اسرائیل برای عقب‌نشینی از جنوب لبنان وجود نداشت. ایشان به برادران گفتند:«به لبنان كه بر می‌گردید، خود را برای این پیروزی آماده كنید كه سخن‌رانی سیاسی‌تان چه باشد و هنگام عقب‌نشینی دشمن اسرائیلی به مرزها چه كارهایی انجام دهید.»
    ما با یك دید رفتیم، با دید دیگری برگشتیم. به همین خاطر بود كه از عقب‌نشینی ناگهانی ۲۵ می شگفت‌زده نشدیم. ما خود را برای مواجه شدن با مناطق مرزی و ساكنین و كسبه‌ی آن و رفتارمان را هنگام رسیدن‌مان به مرزها، به خوبی آماده كرده بودیم.

    در جنگ سی و سه روزه كه جنگی بود جهانی از حیث تصمیم‌گیری، عربی از حیث پشتیبانی و اسرائیلی از حیث اجرا -عربی یعنی برخی دولت‌های عربی كه در تصمیم‌گیری جنگ شریك بودند- و جنگی بود كه عنوان آن نابودی مقاومت لبنان بود. و همگی قدرت و شدّت هجوم اسرائیل را، مخصوصا در روزهای اوّل، دیدید. به گونه‌ای كه هر حرفی درباره‌ی پیروزی و بل‌كه نجات و خروج سالم از این جنگ شبیه جنون بود. چرا كه [سرنوشت] حركتی مقاومتی با امكانات معیّن، در كشوری كوچك [كه] جهان علیه‌ش توطئه كرده و چنین جنگ وحشی و سختی را به راه انداخته [معلوم است].

    این را اوّلین بار است كه می‌گویم. نامه‌ای شفاهی از طریق یكی از برادران به بنده، در ضاحیه‌ی جنوبی، رسید. در حالی كه ساختمان‌ها تحت بمب‌باران اسرائیل فرو می‌ریختند. نامه‌ای شفاهی كه چند صفحه بود ولی بنده به برخی جملات مرتبط با موضوع بسنده می‌كنم. ایشان در آن نامه‌ی شفاهی می‌گویند: برادرانم. این جنگ هم‌چون جنگ خندق است، جنگ احزاب، كه قریش، یهود مدینه، عشایر و قبایل با تمام نیرو گرد آمدند و رسول الله صلّی الله علیه و آله و اصحابش را محاصره كردند و تصمیم گرفتند این جمعیّت مؤمن را ریشه‌كن كنند. این جنگ این طور است. پس جان‌ها به گلو خواهد رسید «وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا- و جان ها به گلو رسید، و به خدا آن گمان ها را می بردید.- احزاب ۱۰» ولی به خدا توكّل كنید، بنده به شما می‌گویم كه شما پیروز هستید، حتما.» و این در روزهای اوّل بود. «شما پیروز هستید، حتما. حتّی بیش‌تر از این. بنده به شما می‌گویم: وقتی این جنگ با پیروزی شما به پایان برسد، به قدرتی تبدیل خواهید شد كه قدرت دیگری جلودارش نیست.» چه كسی می‌توانست چنین برداشتی داشته باشد؟ آن هم در روزهای اوّل جنگ؟

    شاهد پیش از آخر. چرا كه می‌خواهم در پایان درباره‌ی فلسطین صحبت كنم. پس از رخ‌دادهای ۱۱ سپتامبر و تصمیم آمریكا برای حمله به افغانستان. این همان اوایل و طلیعه‌ی امر است، در اوایل جنگ افغانستان كه نیروی دریایی و نیروهای آمریكا می‌رسیدند و حرف از اشغال عراق، پس از افغانستان هم بود.

    به یاد دارید كه آن روزها عقل‌ها، قلب‌ها و جان‌ها می‌لرزید. بسیاری باور كرده بودند كه منطقه‌مان وارد عصر آمریكا و سلطه و سیطره‌ی مستقیم آمریكا شده و این سلطه‌ی آمریكایی برای یكی دو صده خواهد ماند. برخی نیز جنگ‌های جدید آمریكا را به جنگ‌های صلیبی تشبیه و اشغال‌ها را با آن زمان مقایسه می‌كردند و از صد یا دویست سال حرف می‌زدند.

    بنده در سفری به جمهوری اسلامی به دیدار امام خامنه‌ای مشرّف شدم و از ایشان نظرشان را پرسیدم.

    صحبت درباره‌ی ایران است، از انسانی كه در ایران زندگی می‌كند و ره‌بر و مسئولی ایرانی است. در حالی كه آمریكاییان آمده‌اند برای هجوم به افغانستان و عراق در هم‌سایگی این كشور و نیروهای دریایی و گردان‌های نظامی از هر سو این كشور را در بر گرفته‌اند. ما از تحلیل‌گر، متفكّر یا محقّقی در حوزه‌ی سیاست یا مركزی پژوهشی چنین سؤالی نكردیم. ما با ره‌بری صحبت می‌كردیم كه بر اساس دیدگاهش می‌خواست تصمیم بگیرد و سیاست وضع كند. ایشان به ما چیزی گفت مخالف تمام آن‌چه كه در منطقه شایع بود.

    آن روز بسیاری حكومت‌ها و قدرت‌های سیاسی شروع كرده‌بودند به تحقیق كه چه‌گونه می‌توانند كارهای خود را با آمریكایی‌ها سامان دهند و چه‌گونه با ایشان وارد گفت‌وگو شوند و راه‌حل‌هایی بیابند. حتّی برخی مسئولین جمهوری اسلامی، و این سخن سید القائد است در ماه رمضان، و اگر ایشان این را نمی‌گفتند بنده كوچك‌تر از آن بودم كه بگویم. حتّی برخی مسئولین جمهوری اسلامی نزد حضرت سید القائد رفتند و به ایشان گفتند: آن‌چه رخ می‌دهد جدید [و بی سابقه] است باید راه‌های فرار و گفت‌وگو و برخی سازش‌ها را با دولت آمریكا بیابیم. ولی ایشان بر پایه‌ی نگاه استراتژیك‌شان به اتّفاقات امروز و آی‌نده، این [پیش‌نهاد] را رد كردند. آن روز ایشان در جواب سخن بنده كه گفتم: نوعی نگرانی در منطقه وجود دارد كه طبیعی هم هست و حتّی ما هم نگرانیم. به بنده گفتند:«به برادران بگو نگران نباشند. ایالات متّحده‌ی آمریكا به قلّه رسیده و این آغاز افول است.» دستشان را این طور گرفتند. «آن‌ها با آمدن به افغانستان و عراق به چاه سقوط می‌كنند. این‌ها شروع افول ایالات متّحده و پروژه‌ی آمریكا در منطقه‌ی ماست و باید بر اساس این [نگاه] رفتار كنید.» طبعا این سخن مبتنی بر مطالعه و مدارك بود.

    با این حال بنده پرسیدم: سیّدنا، آخر چه گونه می‌شود؟ یعنی چیز دیگری نیز برای تببین بگویید.

    گفتند:«وقتی پروژه‌ی آمریكا یا ایالات متّحده ناتوان شده و نمی‌تواند منافعش را از طریق نظام‌های دنباله‌رو‌اش در منطقه كسب كند و ارتش‌ها، كادرها و نیروهای دریایی موجود در منطقه برایش كافی نیست و مجبور می‌شود از تمام جهان كادرنظامی و نیروی دریایی‌اش را به این منطقه بیاورد، این دلیل عجز است، نه دلیل قدرت. ثانیا این بر جهل دولت‌مردان و صاحب تصمیمان آمریكا درباره‌ی ملّت‌های این منطقه صحه می‌گذارد. ملّت‌هایی كه اشغال‌ها، سلطه‌ها و سیطره‌ها را بر نمی‌تابند و به فرهنگ و تاریخ جهاد و مقاومت تعلّق دارند. به همین خاطر وقتی آمریكایی‌ها می‌آیند، در باتلاق‌ها فروخواهند رفت و به دنبال راه فرار خواهند گشت. پس این‌ها باعث نگرانی نیست بل‌كه موجب ایجاد آرزوی رسیدن برهه‌ای است كه در آن امّت از یوغ مستكبرین آزاد خواهد شد.»

    این‌جاست كه انسان متوجّه جنبه‌ی روشن و پراهمیّت ره‌بری این امام می‌شود، جنبه‌ای كه بسیاری آن را نمی‌شناسند. می‌توانم بگویم در دهه‌ی گذشته، امّت و منطقه‌ی ما شاید خطرناك‌ترین جنگ تاریخش را به خود دید. ایالات متّحده‌ی آمریكا و هم‌پیمانان غربی‌اش، سروران جهان، با تمام نیروی نظامی، امنیّتی، اطّلاعاتی، امكانات رسانه‌ای، فنّی، مالی و اقتصادی‌شان و جنگ‌های روانی‌شان، با هر چه داشتند آمدند تا بر این منطقه سیطره پیدا كنند، كشورهایمان را اشغال و باقی‌مانده‌ی حكومت‌های بازدارنده و حركات مقاومت را سرنگون كنند. و این پروژه‌ی آشكار جورج بوش بود. و تا خاورمیانه‌ای جدید بنا كنند. امام خامنه‌ای ره‌بر این  خطرناك‌ترین، سنگین‌ترین و سخت‌ترین جنگ بود. جنگی كه به عقل، حكمت، درایت و شجاعت مضاعفی نیاز داشت. ولی حتّی امروز نیز نمی‌شود بر ابعاد مختلف نقشی كه این ره‌بر عظیم بازی كرد، احاطه پیدا كرد.
    با شاهد پایانی، موضوع اسرائیل، سخن را خاتمه می‌دهم.

    حضرت امام خامنه‌ای معتقدند -و سخن بنده از جلسات داخلی است نه از سخن‌رانی‌‌ها، البته این را ایشان در سخن‌رانی‌ها هم می‌گویند- كه اسرائیل، این دژ، رو به نابودی است. ایشان كاملا به این معتقد هستند.

    و اعتقاد دارند نابودی اسرائیل دور نیست، به عبارتی در آی‌نده‌ای دور نیست، ایشان آن را نزدیك می‌بینند و معتقدند این سازش به جایی نمی‌رسد.

    تمام آن‌چه امروز اطراف ما در فلسطین و در منطقه‌مان رخ می‌دهد، حال در زمینه‌ی مذاكرات، یا دست‌آوردها و پیروزی‌های حركات مقاومت لبنان و فلسطین، یا طوفان اخیر ملّت فلسطینی ساكن خارج اراضی اشغالی ثابت می‌كند كه [این ملّت] اراده‌ی مستحكمی برای مقاومت دارد. به عبارتی ۶۰ سال، دردها، مصائب و عذاب‌هایی كه به این ملّت چشانده‌اند آن‌ها را به یاس و سرخوردگی دچار نكرده، سرخوردگان، سران سیاسی هستند، و این نسل جوانی كه «نكبة» و «نكسة» را شنیده امّا «عصر پیروزی‌ها» را دیده، این نسل تایید می‌كند كه ما در برابر نسل‌هایی از ملّت فلسطین هستیم كه سخت امیدوارانه زندگی می‌كنند و شتابشان در مسیر بازگشت به سرزمین‌شان بسیار زیاد است.

    وقتی ركود قدرت آمریكا در منطقه و سلطه‌ی آن را در جهان در نظر می‌آوریم، ظهور تحوّلاتی در جهت منافع مقاومت و بازدارندگی در منطقه را مشاهده می‌كنیم، ناامیدی از راه مذاكره و این آمادگی برای فداكاری را در چشمان جوانان فلسطینی، عرب و مسلمان می‌بینیم. هم‌چنین در اسرائیل، سستی، ضعف و عدم حضور زمام‌داران و سرانی تاریخی را مشاهده می‌كنیم. و تجربه‌ی جنگ سی و سه روزه و غزّه را در ارزیابی لحاظ می‌كنیم. می‌توانیم آن‌چه را امام خامنه‌ای درباره‌ی اسرائیل می‌گویند، به سادگی بفهمیم. و ما هم با ایشان هم‌عقیده خواهیم شد كه اسرائیل در زمانی بسیار نزدیك نابود خواهد شد، ان شاءالله.

    بنده نمی‌خواهم این‌جا از بعدی فرامادّی و غیر محسوس در این فهم و این انتظارات سخن بگویم. این هوش و درایت از: ثبات و سلامت پایه‌ها و زیربنای حوزه‌ی اندیشه‌ی سیاسی، درك صحیح از اتّفاقات و هم‌چنین شجاعت امام و ره‌بر، امام خامنه‌ای سرچشمه می‌گیرد.

    نگاه كنید، حتّی اگر پایه‌های فكری سالم و درك صحیحی از اتّفاقات وجود داشته باشد، در یك شخص بزدل و ترسو، بناهای فكری و اتّفاقات برای هم‌آهنگی با موضعی ضعیف، سست و تسلیم‌گونه تغییر خواهند كرد. مشخّصا، شجاعت این ره‌بر با یاری خداوند سبحان و تعالی، كه وعده‌اش به مجاهدین این است كه:«وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَاِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ- و كسانی كه برای ما كوشیدند، بی تردید آنان را به راه های خود راهنمایی می كنیم؛ و یقیناً خدا با نیكوكاران است.- عنكبوت ۶۹» چنین ره‌بری هوش‌مند و عارفی را می‌سازد. ره‌بری كه حتّی چیزهایی می‌بیند خارج از آن‌چه: اجماع عقول سیاست‌مداران، تحلیل‌گران، پژوهش‌گاه‌ها و انتظارات عادّی نامیده می‌شود.

    امروز و در حالی كه این كنفرانس را افتتاح می‌كنیم، در انتهای كلام، باید بار دیگر بزرگ‌داشت، احترام و تقدیری عظیم داشته باشیم از فلسطینیان؛ مخصوصا آن جوانان مجاهد، مقاوم، شجاع و بی‌باك فلسطینی و سوریه‌ای كه در مرزهای منطقه‌ی اشغالی جولان سوریه تجمّع كردند و اصرارشان به حضور، مشاركت، مبارزطلبی، نبرد و مقابله و هم‌چنین شهادت ده‌ها نفر و جراحت صدها تن پیامی روشن بود از تصمیم و عزم این امّت؛ و نمایان ساختن دوباره‌ی حقیقت دولت آمریكا، حكومت‌های غربی و مخصوصا دولت آمریكایی بود كه خواب مصادره‌ی انقلاب‌ه و فریب جوانان عرب را می‌بیند. این خون جدید آمد تا فضاحت مواضع، زمینه‌ها و انگیزه‌های این دولت را به نمایش بگذارد و تا تاكید كند بر التزام مطلق آن به اسرائیل. چنان كه اوباما و كنگره‌ی آمریكایی كه چند روز پیش برای نتنیاهو كف زده بودند نیز گفتند. دولت آمریكا موضع می‌گیرد و می‌گوید آن‌چه دیروز در مرزها رخ داد، یك دفاع مشروع از خویشتن بود. و این یعنی عدم محكومیّت، ملامت و یا چیز دیگر. یعنی به اسرائیل گفتند: خدا خیرت دهد!

    این است آمریكایی كه از حقوق بشر، كرامت و آزادی برای ما سخن‌رانی می‌كند. این خون‌های پاكی كه دیروز ریخته‌شد شاهد جدیدی بود از فزونی هش‌یاری سیاسی و تاریخی كه امام خمینی قدّس سرّه الشّریف آن را به وجود آورد و پیش برد و پس از ایشان حضرت امام خامنه‌ای آن را ادامه داد.

    این بود شواهدی از یكی از ابعاد شخصیّت این امام. پس وقتی از ره‌بری حكمت‌دان، شجاع، مدیر و تدبیرگر صحبت می‌كنیم، به واسطه‌ی این شواهد است، شواهدی كه در برابر آن‌چه می‌دانیم و [هنوز] امكان بیانش نیست، اندكند.

    امید دارم كنفرانس شما بتواند، در زمانه‌ی فتنه‌های عظیم، بخشی از وظیفه‌ی علما، متخصّصان، متفكّران و اهالی فرهنگ را در معرّفی نشانه‌ها و ره‌بران این امّت ادا كند.

    والسلام علیكم ورحمت الله وبركاته.

    منبع: moqawama.ir

    برچسب‌ها: دشمن‌شناسی؛ استكبارستیزی؛ رژیم صهیونیستی؛ حزب الله لبنان؛
    لطفاً نظر خود را بنویسید:

    نام :

    پست الکترونیکی :

    نظر شما :


    پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی