خدمات صفویه
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
ساخته شدن حوزه های علمیه نواب و باقریه و حاج حسن در مشهد به دستور یکی از سلاطین صفویه

در اینجا[بحث استقلال حوزه های علمیه]هم مراقب باشید یك مغالطه‌ی دیگری به وجود نیاید؛ استقلال حوزه‌ها به معنای عدم حمایت نظام از حوزه و حوزه از نظام تلقی نشود؛ یك عده‌ای این را میخواهند. بعضی‌ها میخواهند به عنوان استقلال و به نام استقلال، رابطه‌ی حوزه را با نظام قطع كنند؛ این نمیشود. وابستگی غیر از حمایت است، غیر از همكاری است. نظام به حوزه مدیون است؛ باید به حوزه‌ها كمك كند. البته معیشت طلاب به صورت سنت معمول و بسیار پرمعنا و پررمز و راز باید به وسیله‌ی مردم اداره شود؛ مردم بیایند وجوهات شرعی‌شان را بدهند؛ این اعتقاد من است.
انسان هرچه به اعماق این عادت و سنت دیرین كه شاید از صد سال، صد و پنجاه سال قبل در میان حوزه‌های ما رائج است، دقت میكند، آن را مهمتر، پرمعناتر، پررمز و رازتر مشاهده میكند. راز ارتباط مستحكم مردم با حوزه‌ها همین است كه احساس خویشاوندی میكنند. مردم توقع زیادی هم از روحانی ندارند، اما خودشان را به پشتیبانی مالی حوزه‌ها و روحانیون متعهد میدانند؛ و همین درست است.
اما مسائل حوزه‌ها فقط مسئله‌ی معیشت نیست. در حوزه‌ها هزینه‌هائی وجود دارد كه جز با كمك بیت‌المال مسلمین و كمك دولتها امكان ندارد آن هزینه‌ها تحقق پیدا كند. دولتها موظفند این هزینه‌ها را بدهند، دخالتی هم نباید بكنند. بسیاری از مدارس مهم در شهرهای گوناگون به وسیله‌ی امراء و سلاطین و بزرگان ساخته شده. در مشهد سه مدرسه بغل هم ساخته شده - مدرسه‌ی نواب و باقریه و حاج حسن - هر سه هم در زمان یكی از سلاطین صفویه و به امر او یا به امر امرای او ساخته شده بود؛ اشكالی ندارد. مدرسه‌ی باقریه، محل تدریس محقق سبزواری - ملا محمدباقر سبزواری، صاحب «ذخیره» و «كفایه» - به وسیله‌ی آنها ساخته شده؛ این اشكالی ندارد. باید هزینه كنند، دخالت هم نباید بكنند. حوزه پشتیبانی‌های گوناگون را از سوی نظام میپذیرد، با عزت و با مناعت. این پشتیبانی‌هائی كه امروز نظام از حوزه‌های علمیه میكند و باید هم بكند و باید هم بیشتر بشود، اینها وظائفی است كه دارد. فقط هم پشتیبانی مادی نیست. امروز بحمداللَّه مهمترین و عمومی‌ترین تریبونهای ملی در اختیار فضلای حوزه‌های علمیه، در اختیار مراجع معظم است؛ اینها حمایت است، اینها حمایتهای نظام است. نظام اسلامی باید این حمایتها را بكند، به دلیل همان پیوندی كه گفته شد. پس این مسئله‌ی دخالت و استقلال را نبایستی با آن حقایقی كه در این باب وجود دارد، مخلوط كرد.1389/07/29

لینک ثابت
اتحاد ایران و احیای مذهب شیعه؛ خدمات اردبیل در دوران صفويّه

در تاریخ گذشته، در دوران طلوع صفویّه، سرزمین اردبیل توانست دو خدمت بزرگ به این كشور بكند. اوّل اینكه توانست از كشوری كه بخشهای آن از هم جدا و باهم در حال اختلاف و درگیری بودند، یك كشور متّحد، بزرگ و مقتدر، به وجود آورد. قبل از طلوع صفویّه و بعد از دوران سلجوقیان، ایران كشوری بود كه هر بخشی از آن آهنگ جداگانه‌ای می‌نواخت و از عزّت و عظمت ایران در آن دورانها خبری نبود. این عزّت را صفویّه دادند. و صفویّه از اردبیل طلوع كردند و خاندان عرفای مجاهد و مبارز یعنی اولاد شیخ صفی الدّین اردبیلی توانستند این زمینه را به وجود آورند، تا فرزندان آن‌ها ایران را به همه‌ی عالمیان در دنیای آن روز، متّحد، مقتدر، عزیز، سربلند و پیشرفته معرفی كنند.
خدمت دوم، عاملی بود كه در واقع پشتیبانی معنویِ عامل اوّل محسوب می‌شود؛ یعنی احیای مذهب شیعه، مذهب اهل بیت و ارادت به خاندان پیامبر. مردم همین مردم شجاع، همین عشایر غیور از این سرزمین با نام امیر المؤمنین، با نام امام حسین، با نام شهدای كربلا، با نام ائمه‌ی معصومین علیهم‌السّلام توانستند بروند و نام خدا، یاد اهل بیت و آئین مقدس اسلام و فقه متین جعفری را در سرتاسر این كشور، مستقر كنند و كشوری یكپارچه، محكم و مقتدر به وجود آورند.
این اقتداری بود كه از معنویت، از دین و از تعالیم اهل بیت به وجود آمد. بزرگانی كه در این مدت در طول چند قرن در اردبیل پرورش پیدا كرده‌اند، همه همین خط مستقیم را نشان می‌دهند. خودِ شیخ صفی الدّین اردبیلی، برخلاف آنچه كه بعضی گمان می‌كنند، یك صوفی‌مسلك از قبیل آنچه كه ادّعا می‌شود، نبود. یك عالم، یك عارف، یك مفسّر و یك محدّث بود. آن‌گونه كه مرحوم علّامه‌ی مجلسی بنا بر آنچه از او نقل كرده‌اند ذكر می‌كند، شیخ صفی الدّین اردبیلی در ردیف سید بن طاووس و ابن فهد حلّی علمای فقیه و درعین‌حال عارف قرار داشت و كسی بود كه در كنار علّامه‌ی حلی در دستگاه شاه خدا بنده توانستند جوانه‌های شیعه را در قرن هفتم و هشتم در این كشور به وجود آورند و پایه‌ی فقهی و متین و استدلالی آن را در حوزه‌های علمیه، رایج كنند.
بعد هم فرزندان او عرفای مجاهد بودند؛ لذا گفته‌اند اردبیل «دارالارشاد» است. یعنی اینجا كسانی هستند كه ارشاد به دین می‌كنند. بحث، بحث دارالارشاد است؛ بحث صوفی‌گری و كارها و سخنها و دعواهایی از این قبیل نیست. بحث بر سر معنویّت دین و معنویّت شیعه و خاندان اهل بیت است. لذا بعد از گذشت یكی دو قرن، در اوایل صفویّه در قرن دهم خورشید درخشان فقاهت شیعه اوّل كس از بزرگانی كه بعد از چند قرن در دنیای فقاهت اسلامی و شیعی از ایران درخشید یعنی مرحوم ملا احمد محقّق اردبیلی از این شهر سر بلند كرد. قرنها، فقهای شیعه از بلاد لبنان، شام، حِلّه و عراق بودند و علمایی از ایران در ردیف بزرگان فقهای شیعه، از بعد از قرون اول، تا قرنهای متوسط نداشتیم. اوّل كسی كه در این میدان قدم گذاشته است، یك فحل اردبیلی است؛ یك عالم بزرگ، یك زاهد، یك عارف و یك محقّق.
خدا را شكر می‌كنیم كه سلسله دیانت و شجاعت مردم و قوّت معنوی این مردم، در كنار سلسله پیشرفت علم و تقوا در طول زمان در این سرزمین امتداد پیدا كرده است. مردم اردبیل از قبل از دوران صفویّه هم جزو معدود مردمی در كشور ایران هستند كه توانستند لشكریان مغول را دو مرتبه شكست دهند. لشكریان مغول، هرجا می‌رفتند، مردم را با ارعاب وادار به عقب‌نشینی می‌كردند. در اردبیل، لشكریان مغول، دو مرتبه از مردم شكست خوردند و عقب‌نشینی كردند. بعد هم این طوایف و ایلات شجاع و مردم مؤمن توانستند این‌جا را نقطه شروعی قرار دهند كه ایران بزرگ شیعی و مقتدر - در دوران صفویّه - به وجود آید.
البته به شما بگویم در دوران حكومت قاجاریه و حكومت پهلوی، صفویّه مورد بغض بودند و به دلایل معیّنی اردبیل هم مورد بی‌اعتنایی قرار گرفت. همان قدری كه صفویّه به اردبیل پرداختند، قاجاریه و بعداً پهلوی، در این نقطه مرزی و دوردست، بی‌اعتنایی كردند. آن چیزی كه به یاد آنها نیامد، اردبیل بود! لذا این شهر و این منطقه سرسبز، حاصلخیز و بااستعداد كه هم استعداد كشاورزی دارد، هم استعداد صنعتی، هم امكان بازرگانی سالم خارجی، یكی از مناطق فقیر و محروم، شمرده می‌شود.
چرا؟ به خاطر انتقامی است كه بعضی از حكام بعد از صفویّه، می‌خواستند از این منطقه، از این مردم و از قبایل قزلباشی آن روز - كه از آنها دل پُری داشتند و بخشی از آنها در اردبیل بودند - بگیرند.1379/05/03

لینک ثابت
حوزه علمیه قم ، مستحصل حوزه هاى شیعه در طول تاریخ

حوزه‌ى علمیه‌ى قم که ما امروز نام آن را با افتخار و تعظیم و تجلیل مى‌بریم، در واقع مصطفى و مستحصل حوزه هاى شیعه در طول تاریخ حوزه‌هاست. یعنى از اواخر قرن دوم و حدّاقل اوایل قرن سوم هجرى که مراکزى به عنوان حوزه‌ى علمیه درست شده است، حوزه‌ى قم در دوران ائّمه‌ى ثلاثه‌ى اخیر (حضرت جواد و حضرت هادى و حضرت عسکرى علیهم السّلام) که دوران قمیین است، یک حوزه‌ى علمیه به معناى حقیقى کلمه است که در آن، درس و بحث و جمع و تدوین و اشاعه و نشر و استادى و شاگردى به چشم مى‌خورد. با این حال، از اجتماعات صحابه و محدّثین و حَمَله‌ى علم در اطراف ائّمه علیهم السّلام در شهرهایى مثل مدینه و کوفه و... مى‌گذریم و نمى‌خواهیم اصطلاح حوزه‌ى علمیه را بر این مراکز اطلاق کنیم.
بنابراین، شاید قدیمیترین حوزه هاى علمیه‌ى ما، همین قمِ قمیین است که در آن، آثار بزرگانى مثل اشعریین و آل بابویه و دیگران، تا امروز باقى است. البته بعد از آن، حوزه‌ى علمیه با این عظمت باقى نمانده است و به اکناف دیگرى از عالم، مثل شرق دنیاى اسلام و ماوراءالنّهر و شرق خراسان منتقل شده است و رجالى مثل «شیخ عیاشى»، «شیخ کشّى» و سمرقندیین و نساییین و دیگر اسمهایى که ما آنها را در زمره‌ى محدّثین و روات و مؤلّفین مى‌شناسیم، در آن به سر برده‌اند. همچنین به حوزه‌ى بغداد باید اشاره کردکه حوزه‌ى «شیخ مفید» و بعد از او، «سید مرتضى» و «شیخ طوسى» (علیهم‌الرّحمةوالرضوان) است و نیز حوزه‌ى نجف که با هجرت «شیخ طوسى» به این شهر در حدود سال 450 یا 448 یا 449 و تشکیل مرکزى به نام حوزه‌ى علمیه‌ى فقاهت و حدیث و دیگر علوم اسلامى،رونقى میگیرد و مقطع مهمّى به‌وجود مى‌آید.
بعداً حوزه‌ى علمیه‌ى شیعه در شامات و طرابلس و حلب و سپس در حلّه تشکیل مى‌شود که بزرگان فقهاى حلّىِ ما، اسمشان در تاریخ و آثارشان در کتابخانه‌هاى عظیم فقاهت شیعه محفوظ و موجود است و این روند ادامه پیدا مى‌کند تا زمانى که سلطنت صفویه در ایران تشکیل مى‌شود و مقطعى عظیم به وجود مى‌آید.
على‌رغم کسانى که سعى کردند صفویه را ضّد شیعه و اسلام و مفاهیم و ارزشهاى دینى معرفى کنند، سلاطین صفویه با همه‌ى بدیهایى که در جانب حکومت و شخصیتهاى خودشان داشتند، حرکتهاى بزرگِ ماندگارِ فراموش نشدنى‌اى انجام دادند که یکى از آنها گسترش حوزه‌هاىِ علمى شیعه است که در آن وقت، حوزه‌ى علمیه‌ى اصفهان و خراسان و قم و نجف و بقیه‌ى مناطق، به برکت آنها آباد شد که اگر کسى وارد مطالعه شود، شگفتیهاى عظیمى را خواهد دید. اگر شما تا قبل از دوران صفویه، فقهاى شیعه را نگاه کنید، تعداد ایرانیان انگشت شمار است؛ امّا بعد از صفویه، هر کدام از بزرگان علما را که نگاه کنید شاید نود درصد آنان فقهاى ایرانى هستند.
بعد از این دوره، اوج حوزه‌ى نجف و کربلا و حضور تلامذه‌ى مرحوم «وحید بهبهانى» و سپس «شیخ» و «صاحب جواهر» و تلامذه‌ى این بزرگواران تا دوره‌ى اخیر است. بعد مرکزیت عظماى حوزه‌ى فقاهت به وسیله‌ى مرحوم «آیةاللَّه حایرى» و بعد مرحوم «آیةاللَّه بروجردى»، باز به قم منتقل مى‌شود و تا امروز ادامه دارد. این حوزه، محصول این سیر تاریخى و نتیجه و مستحصل و زبده گُزینِ همه‌ى این حرکت عظیم علمى است که با مهاجرت و تحقیق و علم، همراه بوده است و امروز در اختیار شماست.1374/09/13

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی