اقتصاد نفتی / اقتصاد بدون نفت / اتکا به نفت/وابستگی به نفت
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
اقتصاد نفتی, اقتصاد بدون نفت, چپاول نفت ایران

وابسته بودن به نفت را باید بتدریج کم کنیم. سیاست نفت و بالا پایین شدن نفت، دست دیگران است؛ نفت مال ما است امّا اختیارش دست دیگران است.1395/10/19
لینک ثابت
تحریم اقتصادی, اقتصاد نفتی, حاکمیت دولت بر اقتصاد, اقتصاد دولتی, حضور مردم در اقتصاد, اصلاح ساختار اقتصاد, سیاست‌های اقتصادی

حالا مثلاً فرض بفرمایید ما از تحریم صدمه دیدیم و آسیب‌هایی از تحریم به اقتصاد ما، به مسائل گوناگون ما وارد شده است؛ این آسیب‌ها ناشی از چیست؟ انسان اگرچنانچه درست موشکافی کند، میبیند این آسیب‌ها بیشتر ناشی از وابستگی ما به نفت است مثلاً؛ یا بیشتر ناشی از عدم حضور مردم در متن میدان اقتصادی است، [یعنی] دولتی کردن اقتصاد؛ بیشتر ناشی از اینها است اگر ما نگاه کنیم و عامل اصلی را بشناسیم و آن عامل اصلی را به‌نحوی علاج کنیم، تحریم یا بی‌اثر خواهد شد یا کم‌اثر خواهد شد .1393/12/21
لینک ثابت
اقتصاد دولتی, تحریم اقتصادی, اصلاح ساختار اقتصاد, اصلاح ساختار اقتصاد, حاکمیت دولت بر اقتصاد, سیاست‌های اقتصادی, حضور مردم در اقتصاد, اقتصاد نفتی

اینکه دشمن میتواند ما را تحریم کند و مثلاً دست روی نفت ما بگذارد و این ما را آزار میدهد، به‌خاطر این است که ما نفت را در زندگی خودمان و در اقتصاد خودمان عمده کرده‌ایم؛ اینکه وقتی با دولت برخورد میکند، دستگاه‌های گوناگون دولتی مورد تحریم قرار میگیرند، به‌خاطر این است که این دستگاه‌ها متعلّق به دولتند.1393/12/21
لینک ثابت
اقتصاد نفتی, اقتصاد بدون نفت

حرف بسیار درستى را آقاى ستّارى عزیزمان اینجا الان گفت: در کشورى و اقتصادى که متّکى به منابع زیرزمینى است و ثروت باد آورده در آن کشور حاکم است، نخبه، نه شناسایى میشود، نه جذب میشود، نه اصلاً احتیاج به نخبه احساس میشود. وقتى قرار شد که ما این ثروت ذخیره‌ى تاریخى خودمان را از زیرِ زمین بکشیم بیرون، مدام خام‌فروشى کنیم، به حالت «بچّه‌پول‌دارىِ ملّى» - این‌جورى بگوییم؛ مثل بچّه‌پول‌دارها که قدر پول را نمیدانند، هرجور دستشان بیاید خرج میکنند - کشور را بخواهیم اداره کنیم، آنجا نه نخبه شناسایى میشود، نه به نخبه احساس احتیاج میشود، نه نخبه میتواند نقش ایفا کند. نتیجه هم همین میشود که سرنوشت کشور مى‌افتد دست آن کسانى که سیاست‌گذاران کلانِ دنیاى نفت و منابع زیرزمینى‌اند. امروز این‌جور است: سیاست آنها این است که یک روز قیمت نفت تنزّل پیدا کند؛ ناگهان شما مى‌بینید ۲۰ دلار قیمت نفت تنزّل پیدا کرد؛ تا دیروز مثلاً ۱۰۵ دلار میفروختند، حالا باید ۸۵ دلار بفروشند؛ اینها سیاستهاى جهانى است. کشورى که اقتصاد خودش را بسپرد دست سیاست‌گذاران و طرّاحان و برنامه‌ریزانِ خارج از محدوده‌ى مصالح او، حال آینده‌ى آن کشور معلوم است. کشور باید با نیروى درونى اداره بشود؛ به تعبیر درست ایشان، با ذخایر روى زمین یعنى استعدادهاى درونى ما، نیروى انسانى ما، هوش جوانان ما، با اینها باید اداره بشود؛ اگر این شد، هیچ قدرتى در دنیا قادر نخواهد بود که سرنوشت اقتصادى کشور را یا هر آنچه به اقتصاد کشور ارتباط پیدا میکند، در دست بگیرد و ملعبه‌ى(۵) خودش قرار بدهد. بنابراین باید دنبال علم و تحقیق رفت. این کار، کار لازمى است.1393/07/30
لینک ثابت
اقتصاد نفتی, نخبگان

در کشورى و اقتصادى که متّکى به منابع زیرزمینى است و ثروت باد آورده در آن کشور حاکم است، نخبه، نه شناسایى میشود، نه جذب میشود، نه اصلاً احتیاج به نخبه احساس میشود.1393/07/30
لینک ثابت
اقتصاد نفتی, نخبگان

وقتى قرار شد که ما این ثروت ذخیرهى تاریخى خودمان را از زیرِ زمین بکشیم بیرون، مدام خامفروشى کنیم، به حالت «بچّهپولدارىِ ملّى» کشور را بخواهیم اداره کنیم، آنجا نه نخبه شناسایى میشود، نه به نخبه احساس احتیاج میشود، نه نخبه میتواند نقش ایفا کند.1393/07/30
لینک ثابت
تبدیل ايران به انبار كالاهای وارداتىِ كم ارزش غربی در رژیم پهلوی

در ایران قبل از انقلاب، نه فقط از لحاظ اقتصاد زمان پهلوی، بلكه از لحاظ حتی پایه‌های اقتصادی كه تا سالها بعد هم اثرش باقی ماند بزرگترین خیانت را رژیم پهلوی به اقتصاد ایران كرده است! ایران را به انبار كالاهای وارداتیِ كم ارزش و بی‌فایده‌ی غربی تبدیل كردند؛ ابزارهای بنجل و چیزهای زیادی و غیر لازم را با پولهای كلان خریدند! كشاورزی این كشور را كه یك روز به‌كلّی خودكفا بود، به‌كلّی نابود كردند؛ به‌طوری‌كه بعد از گذشت سالها هنوز هم كه هنوز است، كشاورزی ما به حال اوّل برنگشته است، چون سیل مهاجرتهایی كه با تشویق آن‌ها به سمت شهرها به راه افتاد، چیزی نبود كه به آسانی بشود جلوش را گرفت. ملت را از لحاظ كشاورزی، وابسته‌ی به بیگانه كردند. آن روز گندم ایران را از امریكا می‌خریدند؛ سیلوی گندم را هم شورویها می‌ساختند! یعنی هم از لحاظ گندم، هم از لحاظ جای نگهداری گندم، وابسته بودند. آن روز روستاها را تخریب كردند. صنعت كشور را كه وقتِ پیشرفت آن بود متوقّف نگه داشتند. آن پیشرفتی كه باید در صنعت پیش می‌آمد، برای اینكه بتواند جلوِ واردات را بگیرد، ایجاد نشد. جلوِ صنعت فعّال در این كشور گرفته شد و آن صنعتی ترویج شد كه وابستگی‌اش به خارج، به قدر كالاهای تولید شده یا حتی بیشتر بود. علم را متوقّف كردند. آن همه دم از دانشگاه و دانشجو زدند، اما عملًا دانشگاههای كشور از كمترین فعالیت علمی برخوردار بودند! هركس مغز فعّال و استعداد درخشانی بود، اگر می‌خواست كار كند، اگر در داخل كشور سركوبش نمی‌كردند، مجبور بود برود بیرون كار كند؛ اینجا نمی‌شد. كمپانیهای خارجی را بر بیشترین منابع اقتصادی كشور مسلّط كردند و بیشترین ذخایر نفتی را به صورت رایگان از دست دادند. البته امروز هم قیمت نفت ارزان است. امروز هم پولی كه تولیدكنندگان نفت برای نفت می‌گیرند، حقیقتاً شاید بشود گفت یك دهم پولی است كه باید بگیرند. من این را به شما عرض كنم، پولی كه امروز دولتهای واردكننده‌ی نفت به عنوان مالیات دریافت می‌كنند، بیشتر از سودی است كه كشورهای صادركننده‌ی نفت از پولِ فروش نفت به دست می‌آورند. امروز نیز همین‌طور است؛ اما آن روز با امروز قابل مقایسه نبود. سالهای متمادی تا اوایل دهه‌ی پنجاه قیمت هر بشكه نفت زیر یك دلار بود. بعد خودِ اروپاییها و آمریكاییها برای اینكه بتوانند اجناس خودشان را به قیمت گران به این‌ها بفروشند، و چون این‌ها توان پولی نداشتند، به اراده‌ی خود آن‌ها قیمت نفت تكانی خورد و به حدود هشت، نه دلار رسید؛ تا این‌ها پولی پیدا كنند و بتوانند با آن، اجناس كارخانجات آن‌ها را بخرند. همین‌طور هم شد. در ایرانِ زمان رژیم شاه، در صندوقهای متعلّق به آمریكاییها پولهایی بی‌حساب ریخته می‌شد، تا در مقابل آن‌ها قطعات یدكی هواپیما و چیزهایی كه لازم بود، باز بی‌حساب و كتاب به این‌ها بدهند و بفروشند و اصلًا مسأله‌ی ساخت مطرح نبود. اقتصادِ آن روز ایران، برای ملت ایران بدترین اقتصادها بود. البته برای غارتگران و آمریكاییها چیز بسیار خوبی بود. این جناب، امروز بعد از گذشت سالهای متمادی كه هر تحلیلگر و اقتصاددانی می‌داند آن روز هم می‌دانستند و بر افرادِ وارد پنهان نبود كه رژیم شاه چه بلایی بر سر اقتصاد كشور درآورده است، می‌گوید كه آن رژیم، اقتصاد كشور ایران را شكوفا كرده است! چرا این حرف را می‌زند؟ برای اینكه جوانی كه امروز در این كشور است و احیاناً از شرایط اقتصادی موجود رنج می‌برد، تصوّر كند كه در دوران رژیم گذشته، شرایط اقتصادی خوب بوده است! این شیطنت را آن جناب سیاسی، بسیار ساده با این قصد بیان می‌كند و نیّت این است كه بگوید و شایع كند كه اقتصاد ایران در زمان گذشته، اقتصاد شكوفایی بود! بدترین دوران برای طبقات فقیر، بدترین دوران از لحاظ غارتگری و چپاولگریِ منابع طبیعی توسط بیگانگان بخصوص امریكا در این كشور، این دوران بوده است؛ اما وی امروز می‌گوید كه از لحاظ اقتصادی، شكوفا بوده است!1379/01/06
لینک ثابت
اتکا اقتصاد به نفت؛ یکی از خیانتهای رژیم پهلوی

این [متکی شدن اقتصاد به نفت]خشت كجی است كه در زمان رژیم پهلوی گذاشته شده است. آن جوانانی كه نمی‌دانند رژیم گذشته با این كشور چه كرده است، بدانند یكی از دهها كار خیانت‌آمیزی كه كردند، این است! اقتصاد این كشور را متّكی به نفت كردند كه به آسانی هم نمی‌شود آن را تغییر داد و دگرگون كرد! این ملت اگر بتواند، باید با صادرات گوناگون صادرات میوه، صادرات معادن گوناگونی كه در این كشور هست، تولیدات صنعتی، كشاورزی و خدمات این كشور را اداره كند. نفت، ذخیره‌ی همیشگی این ملت است و می‌ماند. اوّلًا از آن برای ساخت زیربناهای ماندگار و دیگر سرمایه‌های اساسی كشور استفاده می‌شود. ثانیاً به وسیله‌ی قدرت نفت، ملت ایران می‌تواند در صحنه‌ی سیاست بین‌المللی، ابراز قدرت كند. یك‌وقت اعلان كند كه من می‌خواهم نفتم را شش ماه نفروشم! همه‌ی دنیا را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ همه‌ی سیاستها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. یا بگوید می‌خواهم این قدر كم كنم، یا این قدر زیاد كنم! این در طول زمان انجام می‌گیرد.1377/01/01
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی