آسیب‏‌‌های فرهنگی / تهاجم فرهنگی / آسیب‌شناسی فرهنگی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
آسیب‏‌‌های فرهنگی, تهاجم فرهنگی

بازی تولید و ترویج كنید، ما همه‌اش نباید نگاه كنیم ببینیم كه غربی‌ها از چه‌جور بازی‌ای حمایت میكنند، ما هم از همان بازی حمایت بكنیم.1392/09/19
لینک ثابت
آسیب‏‌‌های فرهنگی, فرهنگ, کار فرهنگی, خلاف شأن فرهنگ, سیاست زدگی

با شیوه‏های سیاسی - شیوه‏های سیاستگران و سیاستمداران – نمی شود در عالم فرهنگ حرکت کرد، این خلاف شأن فرهنگ است.1388/06/14
لینک ثابت
کار فرهنگی, آسیب‏‌‌های فرهنگی

اشكالی كه ما همواره به بخش‌های فرهنگی داشته‌ایم، این بوده كه به نقش خودشان به عنوان یك دولت اسلامی در صحنه‌ی كارزار فكری درست عمل نمی‌كنند.1384/06/08
لینک ثابت
نظام سلطه, تهاجم فرهنگی, آسیب‏‌‌های فرهنگی, فرهنگ

اگر نظام سلطه‌ی جهانی بر كشوری تسلط فرهنگی پیدا كند، خاطرش آسوده است، همان چیزی كه او می‌خواهد، به‌طور خودكار و با اندك تلاشی انجام می‌گیرد.1378/11/04
لینک ثابت
ضعف عملکرد مسئوولین فرهنگی در تقویت جبهه خودی

یکی از عوامل سایش در جبهه‌ی [فرهنگی] خودی، این است که مسؤولینِ خودىِ فرهنگ، مانند وزارت ارشاد و بعضی دستگاههای دیگر، به آن کم توجّهی کردند. از ابتدا که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل شد، بایستی دفتر گزینش دایر میکرد و به سراغ کسانی که اهل نویسندگی، شعر، فیلمسازی، موسیقی حلال و دیگر رشته‌های هنری بودند، میرفت. حتی به سراغ کسانی میرفت که صدای خوبی برای خوانندگی داشتند. بنده گاهی اوقات که میبینم نوجوانی را به تلویزیون میآورند که از صدای خوبی برخوردار است، دلم میلرزد که آیا بناست این نوجوان، فردا، پس فردا خواننده‌ی خوبِ جبهه‌ی مستضعفین و جبهه‌ی حق شود، یا قرار است به خود و مادر و پدرش پولی بدهند، بعد هم ببرندش و یک استودیوی مجّانىِ پر زرق و برق در اختیارش بگذارند و یکی دیگر بر خیل آدمهاىِ ناباب اضافه کنند؟

دایر کردن چنان دفتر گزینشی در وزارت ارشاد لازم بود تا مراجعه کنندگانِ دارای استعداد هنری را جذب میکردند، یا حتی به سراغشان میرفتند. اگر چنین میشد، وزارت ارشاد را که گاهی لانه‌ی مراکز فساد فرهنگ گذشته بود، بتدریج و به مرور استحاله و تبدیل به مرکزی برای انقلاب و اسلام و خدا و حقّ و آزادگی میکردند و مسلّماً پس از گذشت ده سال، میتوانستند در همه‌ی رشته‌های هنری، شخصیتهای عظیمی را پرورش دهند و معرفی کنند. اما چنین کاری نکردند. حال «مقصّر چه کسی است؟» ما که این‌جا قاضی نیستیم. «با مقصّرین باید چه کار کنیم؟» ما که دادستان نیستیم. فعلاً میخواهیم وصف‌الحال کنیم و ببینیم از حالا به بعد باید چه کار کرد؟

مسلّماً وقتی یک مرکزِ دارای قدرت و امکانات، به جذب استعدادها نپردازد، استعدادهای سرگردان و یا حتّی غیر سرگردان، دچار ضعفهایی خواهند شد که آن ضعفها به سایش و ریزش منتهی میشود. من خود ناظر بودم و میدیدم که مسؤولین وزارت ارشاد، غالباً به همان قدیمیها چشم میدوختند. کسی که هیکلش درشت‌تر و ظاهرش چشمگیرتر است، چگونه عوام را جذب میکند؟ آنها هم به همین حالتِ عوامانه، پیوسته به نام و نشان‌دارها نگاه میکردند و گاهی هم، نه هوشمندانه که ناشیانه، به سراغشان میرفتند.

و چنین بود که این سبزه‌های نو دمیده، این نهالهای نورسته و این جستهای پای درخت پیر را، که خون جوانی در رگها داشتند، نادیده گرفتند. یکی از عوامل سایش در جبهه‌ی خودی، این بود.1373/04/22

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی