طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
نقشه‏ جامع علمی

ما در کشور به نقشه‏ی جامع علمی احتیاج داریم. ما باید بدانیم که برای رسیدن به هدف چشم‏انداز بیست ساله - که نام آن مکرر برده میشود - نقشه‏ی جامع علمی ما چیست؟ این را باید ترسیم کنیم. بعد، این نقشه را طبق راهبردهای عملیاتی و برنامه‏ریزیهای زمان‏دار و منظم، مثل یک پازل، بتدریج باید پُر و کامل کنیم. این کار انجام نگرفته و ما آن را نیاز داریم؛ و باید انجام بگیرد. این کار با زبدگان و نخبگان و صاحبان اندیشه‏ی کشور در حوزه‏ی دانشگاهها و آموزش و پرورش و حوزه‏های ذی‏ربط عملی است و بایستی تحقق پیدا کند.1385/05/23
لینک ثابت
اعتماد به نفس ملی

ذهن جوان دانشجو، ذهن پرسشگری است؛ این خیلی چیز خوبی است. بعضی خیال میکنند این نقطه‏ی ضعف است؛ نه، این نقطه‏ی قوّت است. گاهی این‏قدر از ما نمی‏پرسند که دلمان میگیرد؛ میگوییم بپرسند تا بتوانیم یک چیزی را بگوییم. دانشجو باید بپرسد، تا آنچه را که میشود گفت، به او بتوان گفت. بهترین کسانی که میتوانند در مسائل دینی، اعتقادی، سیاسی، معرفتی، توحیدی، پرسشگری کنند، جوانانِ دانشجو هستند. با این زمینه و استعداد، ما بایستی برای محیط دینی دانشجو و فضای تربیتی، دینی و فرهنگی دانشگاهها تلاش کنیم. در همین زمینه، مسئله‏ی اعتماد به نفس ملی را - که حالا چون متداول است، میگویند غرور ملی؛ چون کلمه‏ی غرور، کلمه‏ی قشنگ خوش‏معنایی نیست؛ اما حالا متداول است. مراد همان احساس افتخار و اعتماد به نفس ملی است - باید در دانشجو زنده کرد. ما از اول، درسهایمان این‏طور بوده که اسم دانشمند یونانیِ قدیم - طالس فرض بفرمایید - تا دانشمندان گوناگون غربی در قاعده‏ی هندسه یا در فرمول شیمی را می‏شناختیم؛ و همین‏طور دانشمندان دیگر را تا امروز؛ اما به قدر یک تاریخ علم‏نویس مانند «جرج سارتُن» - من سی چهل سال پیش، هم کتاب «پیر روسو» را که تاریخ علوم است، هم کتاب «جرج سارتن» را دیده بودم - که دوره‏های علمی اسلامی را تقسیم میکند به دوره‏ی جابربن‏حیان، دوره‏ی خوارزمی و دوره‏ی فلان، دانشمندان خودمان را نمی‏شناسیم! دانشجوی ما آنها را نمی‏شناسد، ولی آنها می‏شناسند! خیام را به عنوان یک دانشمند و یک ریاضی‏دان بزرگ در دنیای غرب می‏شناسند؛ اما دانشجوی ما خیام را مثلاً با کوزه‏ی گلیِ می می‏شناسد؛ اگر هم بشناسد. نمیداند خیام که بوده است. ببینید اینها موجب میشود که آن اعتماد به نفس ملی از دست برود و دانشجوی ما سابقه‏ی علمی، گذشته‏ی علمی و میراث عظیم علمی خودش را نشناسد و افتخارات علمی خودش را در گذشته نداند. این از جمله‏ی کارهایی است که باید حتماً در محیط دانشگاه انجام بگیرد. درس میگذارید، رشته میگذارید، تبلیغات میکنید، هر کاری میکنید، من نمیدانم، این کار باید بشود.1385/05/23
لینک ثابت
سند چشم انداز ۱۴۰۴

ما در کشور به نقشه‏ی جامع علمی احتیاج داریم. ما باید بدانیم که برای رسیدن به هدف چشم‏انداز بیست ساله - که نام آن مکرر برده میشود - نقشه‏ی جامع علمی ما چیست؟ این را باید ترسیم کنیم. بعد، این نقشه را طبق راهبردهای عملیاتی و برنامه‏ریزیهای زمان‏دار و منظم، مثل یک پازل، بتدریج باید پُر و کامل کنیم. این کار انجام نگرفته و ما آن را نیاز داریم؛ و باید انجام بگیرد. این کار با زبدگان و نخبگان و صاحبان اندیشه‏ی کشور در حوزه‏ی دانشگاهها و آموزش و پرورش و حوزه‏های ذی‏ربط عملی است و بایستی تحقق پیدا کند.

نکته‏ی بعدی، این است که در کلمات و اظهارات ما تکرار میشود که باید در دانشگاه به رشد کیفی دست پیدا کنیم؛ من این را قبول دارم، لیکن این به معنای نفی رشد کمّی نباشد. ما رشد کمّی هم لازم داریم. ما از زیاد شدن دانشگاه و مرکز تحقیقات و پژوهشگاه، به هر اندازه‏ای که باشد، حالا حالاها سود خواهیم برد. توجه بکنید که در چشم‏انداز بیست ساله، حد ما رسیدن به رتبه‏ی اول علمی در منطقه است. این همچنان که به حرکت کیفی و صیرورت احتیاج دارد، به حرکتهای کمّی و توسعه‏ی کمّی هم احتیاج دارد؛ افزایش دانشجو، افزایش مراکز دانشجویی، افزایش مراکز تحقیقاتی و چیزهایی که در این زمینه روزبه‏روز پیش می‏آید و بایستی به اینها رسید. باید به حد نصابی برسیم که تأمین کننده‏ی سند چشم‏انداز باشد.1385/05/23

لینک ثابت
تولید علم

مسئله‏ی نهضت تولید علم است، که ما از شش هفت سال قبل از این، این قضیه را گفتیم، مطرح کردیم و دنبال کردیم. خوب، حالا بعضی از بحثهای پیرامون این مسئله، حقیقتاً وقت تلف کردن و خود را مشغول کردن است، که: حالا اصلًا تولید علم معنایش چیست؟ آیا علم تولیدکردنی است؟ آیا کشف‏کردنی است؟ (ما به یاد آن جمعی می‏افتیم که- البته سالها پیش برای ما نقل کردند- راجع به مسأله‏ی سینما بحث می‏کردند و پیش یک نفری رفتند تا از او نظر بخواهند. ایشان گفته بود: حالا ببینیم آیا سینِماست یا سینَماست یا سینُماست؟! اول این را حل کنیم!) حالا کشف‏کردنی است، تولیدکردنی است، تحقیق‏کردنی است؛ هرچه هست، مقصود معلوم است. ما می‏گوییم پایه‏ی فناوریهای پیشرفته و رشد تمدن مادی، تمدن مرتبط با مسائل زندگی، دانش است؛ اگر بخواهید این دانش را از دیگران بگیرید و خودتان مصرف‏کننده باشید، به هیچ جا نخواهید رسید. باید این دانش در داخل برویَد. فرق می‏کند که انسان یک چیزی را از دیگری در حدی که او می‏خواهد به ما تعلیم بدهد، یاد بگیریم و شاگردی کنیم، یا اینکه همواره شاگرد نمانیم؛ همان‏طور که من مکرر عرض کرده‏ام. همیشه که نمی‏شود یک ملت شاگرد بماند. ما یک روزی در دنیای علم و مدنیت استاد بودیم؛ حالا به مرحله‏ی شاگرد تنزل پیدا کرده‏ایم؛ یک مدت هم شاگرد بسیار تنبل بودیم! اما امروز مشغول حرکتیم و بایستی پیش برویم؛ بخصوص در زمینه‏ی علوم پایه که در حقیقت پایه‏ی نظری هر تحرک علمی و هر فناوری پیشرفته است؛ من تأکید کرده‏ام و می‏کنم. و البته در کنار این توجه یافتن و سمت‏گیری دانش، باید به سوی عمل و کاربردی کردن و نیازهای کشور را در نظر گرفتن و در آن جهت حرکت کردن، توجه داشته باشیم. این نکته‏ی دوم که باید به این اهمیت داد. البته خوشبختانه امروز که ما در هر اجتماع دانشگاهی و دانشجویی شرکت می‏کنیم، می‏بینیم صحبت نهضت تولید علم و نهضت نرم‏افزاری را خیلی خوب تکرار می‏کنند؛ این حالا به یک عرفی تبدیل شده است. اما حالا باید ما به معنای حقیقی کلمه، این را دنبال کنیم که تحقق پیدا کند. علم را باید برویانیم؛ این چیزی نیست که بدون مدیریت کردن و سرمایه‏گذاری، به‏خودی‏خود به طور مطلوب صورت بگیرد.1385/05/23
لینک ثابت
تولید علم

نکته‏ی بعد مسئله‏ی تحقیقات است، که حالا چون زیاد تکرار شده، به آن درست توجه نمی‏شود؛ مثل این اذکار عبادی که آدم تکرار می‏کند و همین‏طور عادت می‏کند، در حالی که ذهن انسان جای دیگر است! در برنامه‏ی چهارم، تا سه درصد تولید ناخالص را برای بودجه‏ی تحقیقات در نظر گرفته‏اند. از قبل گفتند باید تا آخر برنامه‏ی چهارم، بودجه‏ی تحقیقات به سه درصد برسد. در سال گذشته هم- به نظرم یا آخر 83 بود یا اوایل 84- که در اینجا و در جمع اساتید صحبت بودجه‏ی تحقیقات شد، یک نفر گفت بودجه تحقیقات فلان درصد شده، من گفتم نه، به یک درصد رسیده و تا آخر امسال هم به یک و نیم درصد خواهد رسید؛ اما اخیراً به من گزارش دادند که شش‏دهم درصد شده است! حالا ظاهراً همه‏ی همان شش‏دهم را هم نداده‏اند؛ چهل‏وپنج‏صدمِ درصد داده‏اند! اینکه نمی‏شود. اولًا آن برنامه‏ی پنج‏ساله، برنامه و قانون است، باید تحقق پیدا بکند؛ تخلف از برنامه، تخلف از قانون است؛ وانگهی این حیات آینده‏ی کشور است. این همه راجع به علم و تولید علم و تحقیقات و این مسائل حرف می‏زنیم، آن وقت بودجه‏ی تحقیقات کشور، اعتباراتش داده نشود، کم بشود، بی‏اعتنایی بشود؛ این نمی‏شود. خوب، حالا ما یقه‏ی چه کسی را بگیریم؟ اگر به آقای رئیس‏جمهور بگوییم، می‏گوید در دولت مطرح کنند. باید یقه‏ی همین دوتا آقایان وزیر را بگیریم! و از این‏ها بخواهیم که در دولت این مسئله را دنبال کنند؛ یعنی حقیقتاً این مسئله‏ی تحقیقات، قضیه‏ی کوچکی نیست.1385/05/23
لینک ثابت
علوم پایه, پیشرفت‏ علمی و فناوری, تولید علم, پیشرفت علمی ایران, حرکت علمی ایران, دانشگاهیان

بخصوص در زمینه‌ی علوم پایه که در حقیقت پایه‌ی نظری هر تحرک علمی و هر فناوری پیشرفته است؛ من تأکید کرده‌ام و میکنم.1385/05/23
لینک ثابت
خیام

ما از اول، درس‏هایمان این‏طور بوده که اسم دانشمند یونانیِ قدیم- طالس فرض بفرمایید- تا دانشمندان گوناگون غربی در قاعده‏ی هندسه یا در فرمول شیمی را می‏شناختیم؛ و همین‏طور دانشمندان دیگر را تا امروز؛ اما به قدر یک تاریخ علم‏نویس مانند «جرج سارتُن»- من سی چهل سال پیش، هم کتاب «پیر روسو» را که تاریخ علوم است، هم کتاب «جرج سارتن» را دیده بودم- که دوره‏های علمی اسلامی را تقسیم می‏کند به دوره‏ی جابر بن حیان، دوره‏ی خوارزمی و دوره‏ی فلان، دانشمندان خودمان را نمی‏شناسیم! دانشجوی ما آن‏ها را نمی‏شناسد، ولی آن‏ها می‏شناسند! خیام را به عنوان یک دانشمند و یک ریاضی‏دان بزرگ در دنیای غرب می‏شناسند؛ اما دانشجوی ما خیام را مثلًا با کوزه‏ی گلیِ می‏شناسد؛ اگر هم بشناسد. نمی‏داند خیام که بوده است. ببینید این‏ها موجب می‏شود که آن اعتماد به نفس ملی از دست برود و دانشجوی ما سابقه‏ی علمی، گذشته‏ی علمی و میراث عظیم علمی خودش را نشناسد و افتخارات علمی خودش را در گذشته نداند. این از جمله‏ی کارهایی است که باید حتماً در محیط دانشگاه انجام بگیرد. درس می‏گذارید، رشته می‏گذارید، تبلیغات می‏کنید، هر کاری می‏کنید، من نمی‏دانم، این کار باید بشود.1385/05/23
لینک ثابت
روسو، پیر

ذهن جوان دانشجو، ذهن پرسشگری است؛ این خیلی چیز خوبی است. بعضی خیال می‏کنند این نقطه‏ی ضعف است؛ نه، این نقطه‏ی قوّت است. گاهی این‏قدر از ما نمی‏پرسند که دلمان می‏گیرد؛ می‏گوییم بپرسند تا بتوانیم یک چیزی را بگوییم. دانشجو باید بپرسد، تا آنچه را که می‏شود گفت، به او بتوان گفت. بهترین کسانی که می‏توانند در مسائل دینی، اعتقادی، سیاسی، معرفتی، توحیدی، پرسشگری کنند، جوانانِ دانشجو هستند. با این زمینه و استعداد، ما بایستی برای محیط دینی دانشجو و فضای تربیتی، دینی و فرهنگی دانشگاهها تلاش کنیم. در همین زمینه، مسئله‏ی اعتماد به نفس ملی را- که حالا چون متداول است، می‏گویند غرور ملی؛ چون کلمه‏ی غرور، کلمه‏ی قشنگ خوش‏معنایی نیست؛ اما حالا متداول است. مراد همان احساس افتخار و اعتماد به نفس ملی است- باید در دانشجو زنده کرد. ما از اول، درس‏هایمان این‏طور بوده که اسم دانشمند یونانیِ قدیم- طالس فرض بفرمایید- تا دانشمندان گوناگون غربی در قاعده‏ی هندسه یا در فرمول شیمی را می‏شناختیم؛ و همین‏طور دانشمندان دیگر را تا امروز؛ اما به قدر یک تاریخ علم‏نویس مانند «جرج سارتُن»- من سی چهل سال پیش، هم کتاب «پیر روسو» را که تاریخ علوم است، هم کتاب «جرج سارتن» را دیده بودم- که دوره‏های علمی اسلامی را تقسیم می‏کند به دوره‏ی جابر بن حیان، دوره‏ی خوارزمی و دوره‏ی فلان، دانشمندان خودمان را نمی‏شناسیم! دانشجوی ما آن‏ها را نمی‏شناسد، ولی آن‏ها می‏شناسند! خیام را به عنوان یک دانشمند و یک ریاضی‏دان بزرگ در دنیای غرب می‏شناسند؛ اما دانشجوی ما خیام را مثلًا با کوزه‏ی گلیِ می‏شناسد؛ اگر هم بشناسد. نمی‏داند خیام که بوده است. ببینید این‏ها موجب می‏شود که آن اعتماد به نفس ملی از دست برود و دانشجوی ما سابقه‏ی علمی، گذشته‏ی علمی و میراث عظیم علمی خودش را نشناسد و افتخارات علمی خودش را در گذشته نداند. این از جمله‏ی کارهایی است که باید حتماً در محیط دانشگاه انجام بگیرد. درس می‏گذارید، رشته می‏گذارید، تبلیغات می‏کنید، هر کاری می‏کنید، من نمی‏دانم، این کار باید بشود.1385/05/23
لینک ثابت
سارتن، جرج

ذهن جوان دانشجو، ذهن پرسشگری است؛ این خیلی چیز خوبی است. بعضی خیال می‏کنند این نقطه‏ی ضعف است؛ نه، این نقطه‏ی قوّت است. گاهی این‏قدر از ما نمی‏پرسند که دلمان می‏گیرد؛ می‏گوییم بپرسند تا بتوانیم یک چیزی را بگوییم. دانشجو باید بپرسد، تا آنچه را که می‏شود گفت، به او بتوان گفت. بهترین کسانی که می‏توانند در مسائل دینی، اعتقادی، سیاسی، معرفتی، توحیدی، پرسشگری کنند، جوانانِ دانشجو هستند. با این زمینه و استعداد، ما بایستی برای محیط دینی دانشجو و فضای تربیتی، دینی و فرهنگی دانشگاهها تلاش کنیم. در همین زمینه، مسئله‏ی اعتماد به نفس ملی را- که حالا چون متداول است، می‏گویند غرور ملی؛ چون کلمه‏ی غرور، کلمه‏ی قشنگ خوش‏معنایی نیست؛ اما حالا متداول است. مراد همان احساس افتخار و اعتماد به نفس ملی است- باید در دانشجو زنده کرد. ما از اول، درس‏هایمان این‏طور بوده که اسم دانشمند یونانیِ قدیم- طالس فرض بفرمایید- تا دانشمندان گوناگون غربی در قاعده‏ی هندسه یا در فرمول شیمی را می‏شناختیم؛ و همین‏طور دانشمندان دیگر را تا امروز؛ اما به قدر یک تاریخ علم‏نویس مانند «جرج سارتُن»- من سی چهل سال پیش، هم کتاب «پیر روسو» را که تاریخ علوم است، هم کتاب «جرج سارتن» را دیده بودم- که دوره‏های علمی اسلامی را تقسیم می‏کند به دوره‏ی جابر بن حیان، دوره‏ی خوارزمی و دوره‏ی فلان، دانشمندان خودمان را نمی‏شناسیم! دانشجوی ما آن‏ها را نمی‏شناسد، ولی آن‏ها می‏شناسند! خیام را به عنوان یک دانشمند و یک ریاضی‏دان بزرگ در دنیای غرب می‏شناسند؛ اما دانشجوی ما خیام را مثلًا با کوزه‏ی گلیِ می‏شناسد؛ اگر هم بشناسد. نمی‏داند خیام که بوده است. ببینید این‏ها موجب می‏شود که آن اعتماد به نفس ملی از دست برود و دانشجوی ما سابقه‏ی علمی، گذشته‏ی علمی و میراث عظیم علمی خودش را نشناسد و افتخارات علمی خودش را در گذشته نداند. این از جمله‏ی کارهایی است که باید حتماً در محیط دانشگاه انجام بگیرد. درس می‏گذارید، رشته می‏گذارید، تبلیغات می‏کنید، هر کاری می‏کنید، من نمی‏دانم، این کار باید بشود.1385/05/23
لینک ثابت
قدرت تحلیل سیاسی

یك نكته‌ی دیگر، مسئله‌ی جریانهای دانشجویی است. حركت سیاسی دانشجویان و كار سیاسی در دانشگاهها چیز مثبتی است. من سالها پیش در همین حسینیه، یك جمله‌ای گفتم كه آن وقت بعضی از مسئولان هم گله‌مند شدند. آن جمله راجع به تحرك سیاسی دانشجویان در دانشگاهها بود؛ این لازم است؛ نه فقط برای اینكه دانشجو تخلیه بشود. بعضی خیال میكنند كه تحرك سیاسی دانشجویان در دانشگاهها، فقط فایده‌اش این است كه این جوان یك خُرده تخلیه بشود؛ نه، این جوان را ما برای فردای اداره‌ی كشور لازم داریم. این باید سیاست را بفهمد؛ مغزش در زمینه‌ی سیاست، مغز پخته و كارآمدی باشد؛ والّا فریبش میدهند و زمینش میزنند. خوب، این لازم است؛ منتها آنچه كه لازم است، قدرت تحلیل و فهم سیاسی است؛ آن چیزی كه متأسفانه جریانهای سیاسی بیرون از دانشگاه - كه دائم برای پیشبرد مقاصد سیاسی خودشان به دانشگاهها دست‌اندازی كردند - مطلقاً به این توجه نكردند. همان استثماری كه ما مدتهای طولانی در زمینه‌ی اقتصاد و فرهنگ و سیاست و ... دچارش بودیم، متأسفانه جریانهای سیاسی، بخصوص در این چند سال اخیر، این را نسبت به دانشجو در دانشگاه اعمال كردند. این، غلط است؛ لیكن باید فكری بكنید تا این جریانهای سالم دانشجویی - چه انجمنها، چه بسیج، چه تشكلهای گوناگون دیگری كه بحمداللَّه امروز تشكلهای دانشجویی خوبی در دانشگاه هست - در كنار حركت فكری علمی، به سمت یافتن قدرت تحلیل سیاسی كشانده شوند. قدرت تحلیل كه نبود، انسان فریب تحلیلِ فریبگرِ بیگانه را میخورد. در دنیای سیاست هیچ‌كسی صریحاً نمی‌آید بگوید كه من میخواهم به تو ظلم كنم؛ نه به یك ملت، نه به یك شخص؛ این‌طور كه نمیگویند. می‌آیند با «مغالطه‌های سیاسی» كاری میكنند كه بتوانند بر او تسلط پیدا كنند. درست مثل مغالطه‌های فلسفی، ذهن طرف را با یك چشم‌بندی علمی - در واقع یك تردستی - منحرف میكنند. یك مغالطه‌ی سیاسی درست میكنند، میخ خودشان را میكوبند. ما باید كاری كنیم كه این جوان ما بتواند مغالطه را بشناسد؛ كما اینكه در فلسفه و منطق، شناخت مغالطه یكی از هنرهاست. ما بتوانیم جوان خودمان را آشنا كنیم به اینكه مغالطه چیست، تا بتواند مچ مغالطه‌كننده را بگیرد. بگوید این قضیه‌ای كه درست كردی، اینجایش اختلال و اشكال دارد. قدرت تحلیل سیاسی این است؛ بایستی این را در جوان به وجود آورد.1385/05/23
لینک ثابت
مسئله هسته‌ای ایران

باید تلاش كرد این اتفاق نیفتد كه این جوان را كه حالا تا اینجا با شوق و ذوق دویده، به خیال اینكه حالا یك كاری خواهد شد، ببیند كه هیچ كاری دستش نیست و هیچ مسئولیتی به گردنش نیست - مسئولیت اداری مورد نظر من نیست، مسئولیت علمی؛ یعنی كار و تلاش علمی كه او را خرسند و خوشحال كند - عده‌ای از جوانها به اینجا آمدند و در این حسینیه در مورد برنامه‌های هسته‌ای ما نمایشگاه گذاشتند و غرفه‌های گوناگونی درست كردند كه بنده این بخشهای مختلف را ببینم؛ من چند ساعت این غرفه‌ها را دیدم. یكی از چند نكته‌ی بسیار برجسته و خوشحال‌كننده‌ای كه بنده را متوجه خودش كرد، این بود كه من دیدم این جوانها - غالباً شاید صدی نود جوانها بین بیست و سی ساله بودند - احساس اشتغال، احساس كار كردن و احساس هویت علمی و عملی میكنند. این، چیزِ خیلی باارزش و مهمی است. ما باید این احساس را در كل مجموعه‌ی جوانان و دانشجویانی كه مقاطع مختلف دوره‌های تحصیلاتی تكمیلی را میگذرانند، به وجود بیاوریم؛ اینها هم رشد میكنند، هم فایده میدهند.1385/05/23
لینک ثابت
بسیج مستضعفین

یک نکته‌ی دیگر، مسئله‌ی جریانهای دانشجویی است. حرکت سیاسی دانشجویان و کار سیاسی در دانشگاهها چیز مثبتی است. من سالها پیش در همین حسینیه، یک جمله‌ای گفتم که آن وقت بعضی از مسئولان هم گله‌مند شدند. آن جمله راجع به تحرک سیاسی دانشجویان در دانشگاهها بود؛ این لازم است؛ نه فقط برای اینکه دانشجو تخلیه بشود. بعضی خیال میکنند که تحرک سیاسی دانشجویان در دانشگاهها، فقط فایده‌اش این است که این جوان یک خُرده تخلیه بشود؛ نه، این جوان را ما برای فردای اداره‌ی کشور لازم داریم. این باید سیاست را بفهمد؛ مغزش در زمینه‌ی سیاست، مغز پخته و کارآمدی باشد؛ والّا فریبش میدهند و زمینش میزنند. خوب، این لازم است؛ منتها آنچه که لازم است، قدرت تحلیل و فهم سیاسی است؛ آن چیزی که متأسفانه جریانهای سیاسی بیرون از دانشگاه - که دائم برای پیشبرد مقاصد سیاسی خودشان به دانشگاهها دست‌اندازی کردند - مطلقاً به این توجه نکردند. همان استثماری که ما مدتهای طولانی در زمینه‌ی اقتصاد و فرهنگ و سیاست و ... دچارش بودیم، متأسفانه جریانهای سیاسی، بخصوص در این چند سال اخیر، این را نسبت به دانشجو در دانشگاه اعمال کردند. این، غلط است؛ لیکن باید فکری بکنید تا این جریانهای سالم دانشجویی - چه انجمنها، چه بسیج، چه تشکلهای گوناگون دیگری که بحمدالله امروز تشکلهای دانشجویی خوبی در دانشگاه هست - در کنار حرکت فکری علمی، به سمت یافتن قدرت تحلیل سیاسی کشانده شوند. قدرت تحلیل که نبود، انسان فریب تحلیلِ فریبگرِ بیگانه را میخورد. در دنیای سیاست هیچ‌کسی صریحاً نمی‌آید بگوید که من میخواهم به تو ظلم کنم؛ نه به یک ملت، نه به یک شخص؛ این‌طور که نمیگویند. میآیند با «مغالطه‌های سیاسی» کاری میکنند که بتوانند بر او تسلط پیدا کنند. درست مثل مغالطه‌های فلسفی، ذهن طرف را با یک چشم‌بندی علمی - در واقع یک تردستی - منحرف میکنند. یک مغالطه‌ی سیاسی درست میکنند، میخ خودشان را میکوبند. ما باید کاری کنیم که این جوان ما بتواند مغالطه را بشناسد؛ کما اینکه در فلسفه و منطق، شناخت مغالطه یکی از هنرهاست. ما بتوانیم جوان خودمان را آشنا کنیم به اینکه مغالطه چیست، تا بتواند مچ مغالطه‌کننده را بگیرد. بگوید این قضیه‌ای که درست کردی، اینجایش اختلال و اشکال دارد. قدرت تحلیل سیاسی این است؛ بایستی این را در جوان به وجود آورد.1385/05/23
لینک ثابت
زبان فارسی

ما به پزشک، مهندس و این علما و فنانین خدماتی و اجرایی نیاز داریم. یک پزشک مثل آب، هوا و نان برای انسان لازم است، و همین‌طور برخی از رشته‌های دیگر؛ در این هیچ شکی نیست. من این‌طور رشته‌ها را - که زندگی روزمره‌ی مردم متوقف به اینهاست - به آن پولی تشبیه کردم که انسان در جیبش میگذارد که برود خرج کند. یک جامعه این پول، این ثروت، این پزشک و این مهندس را برای توی جیبش لازم دارد که بتواند خرج و زندگی کند؛ اما این پول، سرمایه نمیشود. اگر بخواهید این پول برای شما ماندگار شود، به یک سرمایه‌ی پولساز احتیاج دارید که پشتوانه‌ی این پول باشد. همه‌ی زندگی که همین پول امروزِ ما نیست؛ این، آن رشته‌های پشتیبانیکننده و اساس تشکیل دهنده را احتیاج دارد که علوم پایه از این قبیل است. اینها مدتها در این کشور فراموش شد و سراغ همان رشته‌هایی رفتند که حکم پول توجیبی را برای خرج روزمره‌ی یک کشور دارد. اگر کسی اینها را دقت کند، ممکن است رگه‌های سوءنیت را هم در این کار پیدا کند. من میگویم نگاه به رشته‌های علمی باید نگاه متوازن و برخاسته‌ی از آن نگاه کلی باشد. مثلاً یک مدتی واقعاً علوم انسانی در کشور ما مغفولٌ‌عنه واقع شد؛ مدتی ادبیات فارسی - هویت ملی ما به زبان و خط ماست - اصلاً مورد غفلت و بیاعتنایی قرار گرفت؛ و خیلی چیزهای دیگر. این، نباید اتفاق بیفتد.1385/05/23
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی