روسو، پیر / تاریخ علوم
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
روسو، پیر

ذهن جوان دانشجو، ذهن پرسشگری است؛ این خیلی چیز خوبی است. بعضی خیال می‏کنند این نقطه‏ی ضعف است؛ نه، این نقطه‏ی قوّت است. گاهی این‏قدر از ما نمی‏پرسند که دلمان می‏گیرد؛ می‏گوییم بپرسند تا بتوانیم یک چیزی را بگوییم. دانشجو باید بپرسد، تا آنچه را که می‏شود گفت، به او بتوان گفت. بهترین کسانی که می‏توانند در مسائل دینی، اعتقادی، سیاسی، معرفتی، توحیدی، پرسشگری کنند، جوانانِ دانشجو هستند. با این زمینه و استعداد، ما بایستی برای محیط دینی دانشجو و فضای تربیتی، دینی و فرهنگی دانشگاهها تلاش کنیم. در همین زمینه، مسئله‏ی اعتماد به نفس ملی را- که حالا چون متداول است، می‏گویند غرور ملی؛ چون کلمه‏ی غرور، کلمه‏ی قشنگ خوش‏معنایی نیست؛ اما حالا متداول است. مراد همان احساس افتخار و اعتماد به نفس ملی است- باید در دانشجو زنده کرد. ما از اول، درس‏هایمان این‏طور بوده که اسم دانشمند یونانیِ قدیم- طالس فرض بفرمایید- تا دانشمندان گوناگون غربی در قاعده‏ی هندسه یا در فرمول شیمی را می‏شناختیم؛ و همین‏طور دانشمندان دیگر را تا امروز؛ اما به قدر یک تاریخ علم‏نویس مانند «جرج سارتُن»- من سی چهل سال پیش، هم کتاب «پیر روسو» را که تاریخ علوم است، هم کتاب «جرج سارتن» را دیده بودم- که دوره‏های علمی اسلامی را تقسیم می‏کند به دوره‏ی جابر بن حیان، دوره‏ی خوارزمی و دوره‏ی فلان، دانشمندان خودمان را نمی‏شناسیم! دانشجوی ما آن‏ها را نمی‏شناسد، ولی آن‏ها می‏شناسند! خیام را به عنوان یک دانشمند و یک ریاضی‏دان بزرگ در دنیای غرب می‏شناسند؛ اما دانشجوی ما خیام را مثلًا با کوزه‏ی گلیِ می‏شناسد؛ اگر هم بشناسد. نمی‏داند خیام که بوده است. ببینید این‏ها موجب می‏شود که آن اعتماد به نفس ملی از دست برود و دانشجوی ما سابقه‏ی علمی، گذشته‏ی علمی و میراث عظیم علمی خودش را نشناسد و افتخارات علمی خودش را در گذشته نداند. این از جمله‏ی کارهایی است که باید حتماً در محیط دانشگاه انجام بگیرد. درس می‏گذارید، رشته می‏گذارید، تبلیغات می‏کنید، هر کاری می‏کنید، من نمی‏دانم، این کار باید بشود.1385/05/23
لینک ثابت
روسو، پیر

شما به کتاب پیر روسو- «تاریخ علوم»- نگاه کنید؛ آنجا می‏گوید: چهار پنج قرن قبل تاجری در یکی از کشورهای اروپایی به استادی مراجعه می‏کند و می‏گوید می‏خواهم فرزندم درس بخواند؛ او را به کدام مدرسه بفرستم؟ استاد در جواب می‏گوید اگر به همین چهار عمل اصلی- جمع و ضرب و تفریق و تقسیم- قانع هستی، می‏توانی او را به هرکدام از مدارس کشور ما یا دیگر کشورهای اروپایی بفرستی؛ امّا اگر بالاتر از آن را لازم داری، باید او را به کشور اندلس یا به مناطق مسلمان‏نشین بفرستی. این را پیر روسو می‏نویسد؛ این حرف من نیست. جنگهای صلیبی به آن‏ها کمک کرد تا از ما بیاموزند. هجرت دانشمندان آن‏ها به این مناطق، کمک کرد تا از ما بیاموزند. هجرت دانشمندان ما به مناطق آن‏ها و منتقل شدن کتابهای ما به آن‏ها، کمک کرد تا از ما بیاموزند. یک روز آن‏ها از ما یاد گرفتند و شاگرد ما بودند، بعد شدند استاد ما؛ الآن هم ما از آن‏ها یاد می‏گیریم و شاگرد آن‏ها می‏شویم و بعد می‏شویم استاد آن‏ها. پس نسل دانش‏پژوه و محقق و پژوهنده‏ی کشور ما بداند؛ امروز اگر برتری علمی با غربی‏هاست، در آینده‏ی نه‏جندان دوری با همت و اراده‏ی شما می‏توان کاری کرد که فردا آن‏ها از شما یاد بگیرند.1383/04/17
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی