آرامش سیاسی - تعداد فیش : 29 ، تعداد مقاله : 0
1394/12/20
1392/02/25
1391/11/28
1391/09/01
1391/07/24
1390/11/14
1389/12/19
1388/09/22
1388/04/29
1388/03/29
1388/03/26
1388/03/23
1387/03/07
1385/03/29
1385/03/14
1384/04/03
1383/08/15
1382/10/22
1381/01/16
1380/04/10
1380/02/28
1379/03/06
1379/02/01
1378/12/11
1378/11/13
1378/11/13
1378/10/18
1376/05/12
1375/09/24

یک خصوصیّت دیگری که مهم و قابل توجّه است و باید واقعاً خدا را شکر کنیم، امنیّت و آرامش فضای انتخابات بود؛ حتّی در آنجاهایی که انگیزه‌های اختلاف وجود دارد؛ مثل مواردی که قومیّتهایی هست، بین دو شهر اختلاف هست، بین دو شهر رقابت هست؛ از این قبیل در سراسر کشور داریم؛ هیچ‌جا حادثه‌ی تلخی اتّفاق نیفتاد. حالا در شهرهای بزرگ و امثال اینها که واضح است، در گوشه‌وکنار کشور هم همین‌جور بود؛ حادثه‌ای که فضای انتخابات را تلخ کند و خدای نکرده به جان افراد صدمه‌ای وارد بشود، اتّفاق نیفتاد. امروز محیط اطراف ما را مشاهده کنید؛ در شرق ما، در غرب ما، در شمال ما، در جنوب ما کشورها دچار ناامنی‌اند. نه اینکه [فقط] انتخابات آرام و سالم نمیتوانند برگزار کنند؛ زندگی سالم و آرام هم ندارند؛ [فرد] از خانه که خارج میشود، نمیداند که به خانه برمیگردد یا نه. وضع ناامنی در کشورهای اطراف ما تقریباً این‌جوری است. در کشور ما بحمدالله انتخاباتی با این عظمت، با این شرکت وسیع اتّفاق می‌افتد؛ در تهران مردم از ساعت هشت صبح تا دوی بعد از نیمه‌شب [رأی میدادند]؛ به من گزارش دادند در بعضی از حوزه‌های انتخاباتی در تهران، نه تا دوازده [بلکه] تا دوی بعد از نصف‌شب مردم می‌آمدند، رأی میدادند و میرفتند؛ با کمال آرامش، با کمال امنیّت. این خیلی چیز مهمّی است؛ این برای کشور یک موجودی است، یک نعمت بزرگ الهی است برای یک کشور؛ این را باید قدر بدانیم. ما از کسانی که این امنیّت را توانستند تأمین کنند برای ما -از وزارت کشور تا نیروی انتظامی تا سپاه تا بسیج و دیگرانی که تأثیر در این معنا داشتند- حقیقتاً بایستی تشکّر کنیم.

راه درست، راه قانون است. همه تابع قانون باشند، همه تسلیم قانون باشند. گاهی ممكن است یك قانون، صددرصد درست هم نباشد، اما از بی‌قانونی بهتر است. گاهی ممكن است در یك بخشی، یك خطائی هم از مجری قانون سر بزند كه من و شما بفهمیم او در اجرای قانون این خطا را كرده است؛ اما اگر نتوانیم آن را از طریق قانونی اصلاح كنیم، تحمل آن بهتر است از این‌كه باز بی‌قانونی كنیم؛ از راه بی‌قانونی بخواهیم آنچه را كه به نظر ما خطا است، درست كنیم. قانون، معیار بسیار خوبی است؛ وسیله‌ای است برای آسایش كشور، آرامش كشور، حفظ وحدت ملی، ادامه‌ی راه عمومی.

قضیه‌ای در مجلس پیش آمد؛ قضیه‌ی بدی بود، قضیه‌ی نامناسبی بود؛ هم ملت را ناراحت کرد، هم نخبگان را ناراحت کرد. بنده‌ی حقیر هم از دو جهت ناراحت شدم: هم خودم در مقابل این قضایا احساس تأثر میکنم؛ هم به خاطر ناراحتی مردم، انسان احساس تأثر میکند. خب، رئیس یک قوه به استناد یک اتهامِ ثابت نشده و مطرح نشده‌ای در دادگاه، دو قوه‌ی دیگر را متهم کرد؛ این کار بدی بود، این کار نامناسبی بود؛ اینجور کارها، هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است، هم خلاف اخلاق است، هم تضییع حقوق اساسی مردم است. یکی از حقوق اساسی مهم مردم این است که در آرامش روانی و در امنیت روانی زندگی کنند؛ در کشور امنیت اخلاقی برقرار باشد. اگر یک فردی متهم به فساد است، نمیشود به خاطر او انسان دیگران را متهم کند؛ حتّی اگر ثابت هم میشد، چه برسد به اینکه ثابت نشده است، دادگاهی نرفته، محاکمه‌ای نشده. به استناد متهم کردن یک نفر، انسان بیاید دیگران را، مجلس را، قوه‌ی قضائیه را متهم کند؛ این کار درست نیست، این کار غلط است. بنده فعلاً نصیحت میکنم. این کار، کار شایسته‌ای برای نظام جمهوری اسلامی نیست. آن طرف قضیه هم، اصل این استیضاحی که در مجلس انجام گرفت، غلط بود. خب، استیضاح باید یک فایده‌ای داشته باشد. چند ماه به پایان کار دولت، استیضاح یک وزیر، آن هم باز با یک علت و دلیلی که مربوط به خود آن وزیر نیست، چه معنی دارد؟ چرا؟ این هم غلط بود. این هم که شنیدم در داخل مجلس کسانی حرفهای نامناسبی بر زبان آوردند، این هم غلط است. همه‌ی این قضایا، قضایای نامتناسبی است با نظام جمهوری اسلامی؛ نه آن متهم کردن، نه آن برخورد کردن، نه آن استیضاح. دفاعی هم که رئیس محترم قوه از خودش کرد، آن هم یک قدری زیاده‌روی بود؛ لزومی نداشت.
وقتی ما همه با هم برادریم، وقتی دشمن مشترک جلوی روی ما هست، وقتی توطئه را می‌بینیم، چه کار باید بکنیم؟ تا امروز مسئولین در مقابل توطئه‌های دشمن همیشه کنار هم ایستاده‌اند، حالا هم باید همین جور باشد، همیشه هم باید همین جور باشد.

این کاری هم که الان در مجلس محترم شورای اسلامی هست، این هم یکی از همان مسائلی است که یک جنبه‌ی تحسین و تمجید درش هست. این را من عرض بکنم؛ شما برادران و خواهران عزیز و ملت عزیز ما توجه داشته باشید؛ اینی که از مسئولان کشور سئوال بکنند، حالا یا از رئیس جمهور یا از سایر مسئولان اجرائی، این از دو جهت کار مثبتی است: یکی اینکه نشان میدهد که نمایندگان مردم در قوه‌ی مقننه احساس مسئولیت میکنند نسبت به مسائل کشور؛ این مثبت است. جنبه‌ی دیگر این است که مسئولان کشور با اعتماد به نفس و با شجاعت قابل تحسین میگویند آماده هستند که بیایند توضیح بدهند، این سئوالات را بیان کنند؛ این هم مثبت است. هم مسئولان قوه‌ی مقننه‌ی ما به وظیفه عمل میکنند، هم مسئولان قوه‌ی مجریه ما نشان میدهند که به صحت عمل خودشان و صداقت خودشان اطمینان دارند و اعتماد دارند. انسان چه میخواهد دیگر، از همه بهتر، این است. حالا این کار اتفاق افتاده است؛ یعنی مجلس میگوید میخواهد بپرسد، این احساس وظیفه است؛ دستگاه دولتی میگوید میخواهد با اعتماد به نفس پاسخ بدهد و از عهده‌ی پاسخ برمی‌آید - که این را به ما هم گفتند - این هم قابل تحسین هست؛ هر دو قضیه خوب است، لکن من معتقدم که این دو نقطه‌ی مثبت تا اینجا انجام گرفته، از اینجا به بعد دیگر ادامه پیدا نکند. همین جا تمامش بکنند؛ همین جا تمام کنند قضیه را. مجلس یک امتحان خوبی داده است، یک امتحان خوبی مسئولین اجرائی داده‌اند؛ این امتحان، امتحان خوبی بود. مردم هم با بصیرتند، مردم میفهمند، تشخیص میدهند. ادامه‌ی این کار همان چیزی است که دشمنان میخواهند؛ دوست میدارند این دو قوه را در مقابل هم قرار بدهند؛ یک عده‌ای تحت تأثیر احساسات از این طرف، یک عده‌ای تحت تأثیر احساسات از آن طرف، یک عده‌ای قلمها و وسائل تبلیغ را در روزنامه و در پایگاه اینترنتی و غیره به کار بگیرند و یک فضای شلوغی درست کنند. نه، کشور احتیاج دارد به آرامش. همه‌ی مسئولین، چه مسئولین تقنین، چه مسئولین قضا، چه مسئولین اجرا، برای اینکه کار خود را انجام بدهند، آرامش لازم دارند، مردم هم آرامش را دوست دارند. آنچه که وظیفه‌ی مجلس بود، انجام گرفت؛ دولت هم در مقابل آنچه که وظیفه‌ی مجلس است، اعتماد به نفس لازم را نشان داد؛ این از هر دو طرف خرسند کننده است. از حالا من از آن برادران و مجموعه‌ی چند ده نفری در مجلس که این کار را شروع کردند، تقاضا میکنم قضیه را تمام کنند و نشان بدهند عملاً هم مسئولین دولتی، هم مسئولین قوه‌ی مقننه و قوه‌ی قضائیه که بیش از همه چیز به وحدت این ملت و آرامش کشور احترام میگذارند.

خود آحاد ملت پشتوانه‌ی این ثبات و استقراری هستند که در کشور وجود دارد؛ و البته متقابلاً بیشترین فایده‌ی این ثبات و استقراری که در نظام سیاسی کشور هست، متوجه و عاید خود مردم است. یک ملت اگر امنیت داشته باشند، ثبات سیاسی داشته باشند، از آرامش دستگاه‌های حاکمیت نظام برخوردار باشند، آن ملت فرصت پیدا خواهند کرد که در میدانهای گوناگون، به مسابقه‌ی بزرگ بشری وارد شوند و پیشتاز باشند. امنیت و آرامش برای یک کشور، جزو مهمترین خواسته‌ها و مفیدترین عواید یک ملت است. در قرآن کریم، خدای متعال در سوره‌ی فتح - که فتح مسلمانان را برای پیغمبر و برای مردم، به صورت یک نعمت بزرگ معرفی میکند - میفرماید: «فأنزل اللّه سکینته علی رسوله و علی المؤمنین و الزمهم کلمة التّقوی و کانوا احقّ بها و اهلها»؛ به عنوان یک نعمت بزرگ، نزول سکینه‌ی الهی را بر جامعه‌ی اسلامی ذکر میکند. سکینه یعنی آرامش، یعنی اطمینان، یعنی آن طمأنینه‌ای که وجود دارد. یک وقت در میان یک ملتی تلاطم هست، آرامش وجود ندارد؛ همه نسبت به هم بدبین، همه نسبت به یکدیگر ستیزه‌گر؛ دستگاه‌های حاکم در مقابل مردم، مردم در مقابل دستگاه‌های حاکم؛ یک چنین کشوری که دارای امنیت نباشد، نمیتواند نه در علم، نه در اقتصاد، نه در صنعت، نه در عزت ملی، خودش را به پیش و به جلو بکشد؛ اما وقتی استقرار و امنیت و آرامش در یک کشور بود، ملت فرصت پیدا میکند که آمادگی‌های خود را، استعدادهای خود را بروز دهد؛ همچنان که شما می‌بینید علی‌رغم تهدیدهای دشمنان، تحریمهای دشمنان، خباثتهای دشمنان، ملت ایران و جوانان عزیز ما توانسته‌اند در میدانهای گوناگون، خود را نشان دهند؛ عظمت خود را، استعداد خود را، آمادگی خود را در زمینه‌های مختلف به رخ دنیا بکشند؛ این به برکت ثبات است.
دشمنان ما بارها کوشش کردند که با شیوه‌های گوناگون، این ثبات سیاسی را به هم بزنند. در اول انقلاب، با ایجاد درگیری‌های قومیتی در شرق و غرب کشور، شمال و جنوب کشور، سعی کردند نگذارند انقلاب اسلامی به آرامش دست پیدا کند و کشور را از تلاطم انقلاب بیرون بیاورد؛ اما موفق نشدند. بعد از آن سعی کردند با تهاجم یک همسایه‌ی دیوانه - صدام به معنای واقعی کلمه، یک انسان وحشی و دیوانه و افسارگسیخته و خطرناک بود - امنیت کشور را به هم بریزند؛ از داخل هم گروهکها کمکش کردند؛ همان گروهکهائی که بعد هم به دامان خود او پناه بردند. دیدید آنچه که آنها خواستند، صد و هشتاد درجه برخلاف میل آنها تمام شد. جنگ تحمیلی، حمله‌ی دشمن، نه فقط ثبات و استقرار کشور را به هم نزد، بلکه اتحاد ملت را بیشتر کرد.
شما ببینید در همین مناطق شما، در منطقه‌ی شمال خراسان، که امروز استان خراسان شمالی است، با فاصله‌ی فراوانی که با میدان جنگ دارد - منطقه‌ی جنوب و منطقه‌ی شمال غربی کشور کجا؟ استان خراسان شمالی و شیروان و بجنورد کجا؟ - اما همین مردم در عرصه‌ی مقابله‌ی با دشمن، با هم متحد شدند؛ دیگر مسئله‌ی ترک و فارس و کُرد و کُرمانژ و ترکمن و بقیه‌ی قومیتها مطرح نبود، مسئله‌ی شیعه و سنی مطرح نبود؛ همه با هم متحد شدند، در مقابل دشمن ایستادند؛ جوانهاشان را دادند، مردها رفتند. از یک خانواده گاهی چهار جوان به میدان جنگ میرفتند. پدر این چهار جوان میگفت یکی‌تان بمانید، خانه را اداره کنید تا من به میدان جنگ بروم. این مسابقه‌ی در جانفشانی را دیگر در کجا میشود سراغ کرد؟
دشمن میخواست کشور را متلاطم کند، میخواست آرامش و ثبات و استقرار را از ملت ایران بگیرد؛ درست بعکس، خدای متعال در مقابل کید دشمنان آنچنان تقدیری کرد که «و مکروا و مکر اللّه و اللّه خیر الماکرین». ملت به برکت دفاع مقدس، از آنجائی که بود، جلوتر رفت؛ آمادگی‌اش بیشتر شد. این توطئه‌ی دشمنان مستکبر و گرگهای آدمیخوار هم در مقابل ملت ایران اثری نکرد.
بعد سعی کردند این ثبات را از داخل به هم بریزند. من فقط اشاره کنم؛ نمیخواهم وارد تفاصیل شوم. هم در سال 78، هم در سال 88 - با فاصله‌ی ده سال - نقشه و توطئه‌ی دشمن یک جور بود. در هر دو مورد سعی‌شان این بود که بتوانند ثبات سیاسی را در کشور به هم بزنند؛ سعی‌شان این بود که تلاطم ایجاد کنند؛ این آرامش عمومی را، این ثبات را از این ملت بگیرند.
این ثبات و آرامش را باید قدر بدانیم. ملت قدر میدانند. من که به شما عرض میکنم، در واقع خطابم به کسانی است که میخواهند قدرنشناسی کنند در مقابل این ثباتی که وجود دارد؛ آن کسانی که با حرکات خود، با اعمال نادرست خود، با کج‌تابی‌های خود سعی میکنند این ثبات و آرامش را، این استقرار را، این طمأنینه و ثبات را در کشور به هم بزنند. البته مسئولین کشور، با تدبیر، حواسشان هست؛ من هم تأکید میکنم؛ هم به مسئولین قوه‌ی مجریه، هم به مسئولین قوه‌ی مقننه، هم به مسئولین قوه‌ی قضائیه، که مراقب باشند بدخواهان و دشمنان با توطئه‌ی خود نتوانند این آرامشی را که در سطح کشور وجود دارد - که نشانه‌ی بزرگترین اقتدار این ملت است، که میتواند همه‌ی خیرات را به طرف آنها جلب کند - به هم بزنند.
ما در چند ماه بعد از این، مسئله‌ی انتخابات را داریم. تا قبل از انتخابات و در خود انتخابات، باید همت همه‌ی مسئولین این باشد که آرامش سیاسی کشور را حفظ کنند؛ نگذارند فضای سیاسی کشور، جنجالی و متلاطم شود؛ این جزو چیزهائی است که هوشمندی مسئولان کشور ان‌شاءاللّه باید بتواند این را تحقق ببخشد.
البته مردم واقعاً هوشیار و بصیرند. انسان چه بگوید در قبال این هوشیاری و بصیرت مردم؟ عامه‌ی مردم همیشه به مصالح کشور با نظر درستی نگاه کرده‌اند؛ این تجربه‌ی ماست. در طول این سه دهه، هر جا مسئولیتی متوجه مردم بوده است، به بهترین وجه آن را انجام داده‌اند. دشمنان خواستند مردم را از میدانهای لازم‌الحضورِ خودشان دور کنند، نتوانستند؛ خواستند مردم را دچار تشتت آراء کنند، اختلاف کنند، که گریبان یکدیگر را بگیرند، از مصالح کشور و پیشرفت کشور غافل شوند، نتوانستند. مردم از خودشان بصیرت نشان دادند. حقاً و انصافاً بصیرت مردم مثال‌زدنی است؛ این هم کار خداست. دلها دست خداست، اراده‌ها مقهور اراده‌ی الهی است. مردم مؤمنند، متوجه به حقایقند؛ سفارش ما بیشتر به مسئولین است، به سیاستمداران است، به مدیران گوناگون است؛ مراقب باشند دشمن نتواند این آرامش و استقرار و طمأنینه‌ای را که به فضل الهی در کشور وجود دارد و دشمن سعی کرده این را به هم بزند و نتوانسته، به هم بزند؛ سعی کنند این آرامش و استقرار را حفظ کنند؛ نگذارند تلاطم به وجود بیاید. گاهی یک حرف، گاهی یک عمل نسنجیده، گاهی یک اقدام نابجا، موجب تلاطم در محیط سیاسی میشود؛ باید خیلی مراقب باشند.

مسائل کوچک را نباید بزرگ کرد. نباید القاء بحران کرد. سعی میکنند با هزار وسیله اثبات کنند که در ایران بحران هست. چه بحرانی؟ کدام بحران؟ کشورِ آرام، ملتِ قوی، بانشاط؛ این همه کار از سوی دستگاه‌های گوناگون، از سوی آحاد مردم در این کشور دارد انجام میگیرد. به توفیق پروردگار، امنیت کامل برقرار است. دستگاه‌ها با همدیگر همکاری داشته باشند. اگر همکاری بکنند، کارها خیلی بهتر هم خواهد شد. دشمن این را نمیخواهد.

فضای اهانت و هتک حرمت در جامعه، یکی از آن چیزهائی است که اسلام مانع از آن است؛ نباید این اتفاق بیفتد. فضای هتک حرمت، هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سیاسی است. انتقاد، مخالفت، بیان عقاید، با جرأت، هیچ اشکالی ندارد؛ اما دور از هتک حرمتها و اهانتها و فحاشی و دشنام و این چیزها. همه هم در این زمینه مسئولند. این کار علاوه بر اینکه فضا را آشفته میکند و اعصاب آرام جامعه را به هم میریزد - که امروز احتیاج به این آرامش هست - خدای متعال را هم از ما خشمگین میکند. من میخواهم این پیامی باشد به همه‌ی آن کسانی که یا حرف میزنند، یا مینویسند؛ چه در مطبوعات، چه در وبلاگها. همه‌ی اینها بدانند، کاری که میکنند، کار درستی نیست. مخالفت کردن، استدلال کردن، یک فکر سیاسی غلط یا یک فکر دینی غلط را محکوم کردن، یک حرف است، مبتلا شدن به این امرِ خلاف اخلاق و خلاف شرع و خلاف عقل سیاسی، یک حرف دیگر است؛ ما این دومی را به طور کامل و قاطع نفی میکنیم؛ نباید این کار انجام بگیرد. متأسفانه بعضی این کار را میکنند. من بخصوص به جوانها توصیه میکنم. بعضی از این جوانها بلاشک مردمان بااخلاص و مؤمن و خوبی هم هستند، اما خیال میکنند این وظیفه است؛ نه، من عرض میکنم این خلاف وظیفه است، عکس این وظیفه است.

در این قضایای اهانت به امام راحل (رضوان اللَّه علیه)، مردم ما عصبانی شدند، خشمگین شدند؛ حق هم دارند. اعلام برائت کردند، جا هم داشت، خوب هم بود؛ لکن آرامش‌شان را حفظ کنند. از دانشجوها هم ما همین درخواست را داریم: آرامش را حفظ کنید. این کسانی که در مقابل شما قرار دارند، اینها کسانی نیستند که ریشه‌ای داشته باشند، بتوانند بمانند، بتوانند در مقابل عظمت این ملت و عظمت این انقلاب، مقاومت کنند؛ نه. با آرامش؛ همه کار با آرامش. اگر یک وقتی لازم بشود، خود مسئولین، خود قانون و حافظان قانون، آنچه که وظیفه‌شان باشد، انجام میدهند. البته شناسائی کنند؛ خود دانشجوها موظفند در محیط دانشگاه، افرادی را که منشأ فسادند، اینها را بشناسند و دیگران را آگاه کنند. این خودش یک تبلیغ درست و صحیحی است. آگاه کنند؛ بدانند ارتباطات اینها را، جهتگیری اینها را؛ لکن همه کار با آرامش باید انجام بگیرد. در سطح جامعه، تشنج، اغتشاش، درگیری مصلحت نیست؛ این چیزی است که دشمن میخواهد. دشمن میخواهد جامعه آرام نباشد. امنیت، مهم است. دشمنان امنیتِ مردم دوست دارند که مردم در ناامنی زندگی کنند، ناراحت بشوند، کلافه بشوند، عصبانی بشوند؛ ما این را نمیخواهیم. ما میخواهیم مردم زندگی‌شان، زندگی آرامی باشد؛ دانشجو بتواند درس بخواند؛ طلبه بتواند درس بخواند؛ دانشمند بتواند تحقیق خودش را بکند؛ صنعتگر، کشاورز، بازرگان، بتوانند همه کارشان را انجام بدهند. محیط دانشگاه هم باید محیط امنی باشد؛ جوانهای مردم توی این مجموعه‌ی دانشگاه جمعند، مردم میخواهند جوانهاشان در محیط امنی باشند. این کسانی که محیط دانشگاه را با این اغتشاشگری ناامن میکنند، با مردم مواجه‌اند، با مردم طرفند. البته دستگاه‌های قانونی هم وظائفی دارند؛ باید به این وظائف عمل کنند.

در حوادث این روزها - ما در این سی سال روزی نبود که تجربه‏ای نیندوزیم، مطلبی یاد نگیریم - خیلی چیزها یاد گرفتیم، خیلی چیزها فهمیدیم؛ برای ملت ما تجربه شد؛ همه فهمیدند که در آن وقتی که ملت در عین استقرار و آرامش و ثبات یک حرکت بزرگ را انجام می‌دهد، نباید غافل بماند از دشمنی دشمنانی که دارند برایش نقشه می‌کشند. همه گفتند یک انتخابات چهل میلیونی، یک عظمت بی‏نظیر از اول انقلاب تا حالا، حضور مردم در صحنه بعد از سی سال، قدرت جذب مردم و به صحنه آوردن مردم برای نظام؛ این یک عظمت بود؛ نباید غفلت کنند؛ همه فهمیدند که در چنین وضعیتی نباید غفلت کنند که دشمن کمین گرفته است؛ مراقب است. حالا تا گفته میشود دشمن خارجی، فوراً خارجی‏ها با چهره‏ی حق‏به‏جانب می‏آیند که نه، نه، ما دخالتی نداریم، ما کاری نکردیم. این بی‏حیائی است؛ همه می‏بینند. حالا آن کاری که دستگاه‏های اطلاعاتی و دیگران کشف می‌کنند و دخالت‌ها را می‌دانند، آن به کنار؛ آن چیزی که همه دارند مشاهده می‌کنند، نقش رسانه‏هاست که مهمترین نقش را در این چند ده سال اخیر، رسانه‏ها در تحولات ملتها داشته‏اند.
من یک وقتی، چند سال قبل از این به عنوان هشدار، اینجا گفتم که رسانه‏ها و دستگاه‏های تبلیغاتی و اطلاعاتیِ وابسته‏ی به استکبار، میداندارترین عناصر دشمنان استقلال ملتها برای به آشوب کشیدن ملتها هستند؛ برای اینکه اینها را از مسیری که دارند حرکت میکنند، منصرف کنند. و چند تا کشور را مثال زدم. خوب، امروز نسبت به آن چند سال قبل که ما این حرف را زدیم، وسائل ارتباطاتی خیلی گسترده‏تر، وسیع‏تر، همگانی‏تر و متنوع‏تر شده است. دشمنان دارند کار میکنند، آن وقت میگویند ما هیچ کاری نمیکنیم! ما هیچ اقدامی نمیکنیم! دستورالعمل‏هایشان برای گروه‏های غافل و نادانِ اغتشاشگر توی رسانه‏های خودشان به طور علنی دارد پخش میشود: اینجوری با پلیس درگیر بشوید؛ اینجوری علیه بسیج حرف بزنید؛ اینجوری توی خیابان اغتشاش ایجاد کنید؛ اینجوری تخریب کنید؛ اینجوری آتش بزنید؛ اینها دخالت نیست؟ از این دخالت واضح‌تر؟ علنی‏تر؟ این را مردم ما به چشم دیدند. اینها برای ملت ما تجربه است. اشتباه است اگر کسی خیال کند که یک گروه معدود، آن هم در تهران، فرض بفرمائید به ظرف زباله‏ی شهرداری تعرض میکند - زورش به او میرسد - یا فرض کنید به اموال مردم - به موتورسیکلتشان، به ماشینشان، به بانکشان، به دکانشان - تعرض میکند، این مردمند؛ نه، مردم نیستند. بله، بلندگوی استکباری وقتی میخواهد از اینها حمایت کند، میگوید مردم. اینها مردمند؟! مردم آن میلیونهائی هستند که تا این اغتشاشگران را، این مفسدین را در صحنه می‏بینند، کنار میکشند و آنها را با نفرت نگاه میکنند؛ برهم‏زنندگان امنیت عمومی را، آرامش اجتماعی را با انزجار نگاه میکنند.
هر کسی امروز جامعه را به سمت اغتشاش و ناامنی سوق بدهد، از نظر عامه‏‌ی ملت ایران انسان منفوری است؛ هر که میخواهد باشد. هر هدفی را که این ملت بخواهد به آن برسد، در سایه‏ی آرامش و امنیت خواهد رسید. وقتی امنیت بود، تحصیل هم هست، علم هم هست، پیشرفت هم هست، صنعت هم هست، ثروت هم هست، آسایش گوناگون هم هست، عبادت هم هست؛ دنیا و آخرت در سایه‏ی امنیت وجود دارد. وقتی ناامنی ایجاد شد، همه‏ی اینها مخدوش میشود. به هم زدن امنیت یک ملت بزرگترین گناهی است که ممکن است کسی مرتکب بشود. این را البته آن کسی که مأمور است، مزدور است، او که حرف گوش نمیکند؛ خطاب ما به او نیست؛ خطاب ما به نخبگان است. آحاد ملت هم هوشیارند؛ نخبگان ما هوشیار باشند.

همیشه دشمنان اسلام خواسته‌اند دل مسلمانان را مشوش و مضطرب کنند. در طول تاریخ اسلام موارد زیادی پیش آمده است، قبل از اسلام هم در مورد حرکتهای عظیم جهادی پیامبران قبل از نبی مکرم، مؤمنینی که توانستند ایمان خودشان را استوار نگه دارند، آرامش روحی پیدا کردند. این آرامش روحی حرکات آنها را در اختیار جهت ایمانی قرار داد؛ مشوش نشدند، مضطرب نشدند، راه را گم نکردند؛ چون در حال تشویش و اضطراب، پیدا کردن راه درست دشوار میشود. انسانی که از آرامش روحی برخوردار است، درست فکر میکند، درست تصمیم میگیرد، درست حرکت میکند. اینها نشانه‌های رحمت الهی است.

امروز جامعه‌ی انقلابی ما، مردم مؤمن ما، نیاز به این دارند که این آرامش را، این سکینه را، این طمأنینه و وقار را در خودشان هرچه بیشتر به وجود بیاورند. «الا بذکر اللَّه تطمئن القلوب». یاد خداست که دلها را در ماجراهای طوفانی دنیا و زندگی حفظ میکند. یاد خدا را مغتنم بشمارید. ایام ماه رجب - همانطور که گفتیم - نزدیک است. دعاهای ماه رجب یک دریائی از معرفت است. در دعا فقط این نیست که انسان دل را به خدا نزدیک میکند؛ این هست، فراگیری هم هست. در دعا هم تعلیم است، هم تزکیه هست. دعا هم ذهن را - این دعاهای مأثور از ائمه (علیهم‌السّلام) - روشن میکند، حقایقی را، معارفی را به ما می‌آموزد که در زندگی به آنها نیاز داریم، و هم دل را متوجه به خدا میکند. ذکر الهی را خیلی باید مغتنم بشمرید. همین نماز جمعه‌ی شما مصداق ذکر الهی است. «فاسعوا الی ذکر اللَّه». در اینجا آنچه بر دل شما، بر زبان شما، بر حرکات شما باید غالب باشد، یاد خداست. دل به یاد خدا، زبان متذکر به نام مقدس پروردگار، حرکات دست و پا و جسم هم حرکاتی در جهت یاد پروردگار و اطاعت اوامر الهی. این چیزی که مورد نیاز یکایک ماست، همین است.
من به شما عرض بکنم از اول انقلاب تا امروز - که سی سال میگذرد - در حوادث گوناگون، حوادثی که بعضی از آنها میتوانست یک ملت را، یک نظام را از جا بکند، میتوانست یک کشور را دچار دریای طوفانی‌ای بکند که ندانند چه میکنند و چه باید بکنند - همین طور که می‌بینیم در بعضی از کشورهای همسایه‌ی‌مان - برای این کشور پیش آمد، اما این کشتی استوار که متکی به ایمانهای شما، به اراده‌ی شما، به دل نورانی شما به ذکر خدا متکی بود، در این طوفانهای گوناگون اندک‌اضطرابی پیدا نکرد. این نشانه‌ی رحمت الهی است؛ این نشانه‌ی تفضلات خداوند به شما ملت عزیز است.

این تخریبهائی که انجام میگیرد، این کارهای زشتی که انجام میگیرد، بعضاً جنایاتی که واقع میشود، مربوط به هیچکدام از این اطراف قضیه نیست؛ این مربوط به مردم نیست، مربوط به نامزدها نیست؛ مربوط به خرابکارهاست، مربوط به اخلالگرهاست. نبادا کسی توهم کند و تصور بکند که این مربوط به این است که اینها طرفدار فلان نامزدند؛ نه، اینها مثل همان کسانی هستند که اختلافات مذهبی را بین مسلمانها راه می‏اندازند که ما مکرر گفته‏ایم اینها نه سنی‏اند، نه شیعه؛ شیعه را علیه سنی، سنی را علیه شیعه تحریک میکنند، و در وضع اتحاد جامعه‏ی عظیم ما هم همین جور است. کسانی که یک طرف را علیه یک طرف تحریک میکنند، کارهائی میکنند به عنوان طرفداری از یک جهت، در حالی که حقیقتاً طرفداری از او نیست؛ اینها نه از این طرفند، نه از آن طرف. اینها کسانی هستند که با اصل نظام مخالفند، با آرامش کشور مخالفند، طرفدار تشنجند، طرفدار اغتشاشند، میخواهند آرامش نباشد.
هر کس سرِ کار باشد، اگر نتائج انتخابات غیر از این هم میشد، بنده به طور اطمینان میتوانم عرض بکنم که باز اینجور حوادثی دیده میشد، باز این حوادث پیش می‏آمد، برای اینکه اصلاً آرامش در کشور نباشد. آنها امنیت کشور را و آرامش کشور را هدف گرفته‏اند و میخواهند این را از بین ببرند. هیچکس نباید به این تشنج‏آفرینی و اغتشاش‏آفرینی کمک کند و همه باید در مقابل او صریح موضع بگیرند. کما اینکه مواضع حقیقی شماها هم جز این نیست. صریح موضع بگیرند، روشن کنند که این خواستِ آنها نیست. و هر کاری که تشنج‏آفرین باشد، واقعاً نکنند؛ یعنی همدیگر را عصبانی نکنند. این را هم من بد نیست در اینجا خطاب به مردمی که خارج از این مجموعه‏ی شما برادران عزیز هستند، توصیه بکنم، که اگر این صحبتها پخش شد، خطاب به مردم هم باشد. من به مردم عزیزمان هم عرض میکنم: دو جناح و دو گروه، همدیگر را عصبانی نکنند؛ نه آن کسانی که نامزد مورد علاقه‏شان پیروز شده، جوری حرف بزنند، جوری رفتار کنند که آن طرف مقابل را عصبانی کند، جریحه‏دار کند؛ نه آن کسانی که نامزد مورد علاقه‏شان رأی نیاورده، جوری حرف بزنند، جوری اقدام کنند که آن طرف را عصبانی کند؛ نه، همه یک جهت مشترک دارید که آن عبارت است از حضور در این صحنه‏ی انتخابات و دفاع از نظام اسلامی؛ این اساس قضیه است، این آن چیزی است که دل ولی‏عصر (ارواحنا فداه) را راضی میکند و خشنود میکند. این آن چیزی است که ان‏شاءاللَّه موجب رحمت الهی و جریان رحمت الهی در این کشور میشود. این به نظر من درست است.

ملت عزیز ایران!
مردان و زنان آگاه و شجاع و زمان‌شناس!
سلام خدا بر شما که شایستگی خود را برای دریافت سلام و رحمت الهی به اثبات رساندید. جمعه‌ی حماسی شما،‌ حادثه‌ئی خیره‌کننده و بی‌همتا بود که در آن، رشد سیاسی و چهره‌ی مصمّم انقلابی و توان و ظرفیت مدنی ملت ایران، در نمائی زیبا و پرشکوه در برابر چشم جهانیان به نمایش درآمد.
اقتدار و عزتی که شما با آرامش و متانت و کمالِ خود در تاریخ کشور به ثبت رساندید، و اراده‌ی خلل‌ناپذیری که در میان آتشبار جنگ‌روانی دشمنان، با حضور در این عرصه‌ی تعیین‌کننده نشان دادید، از چنان اهمیتی برخوردار است که با هیچ بیان معمولی و متعارفی نمی توان آن را توصیف کرد.

همچنین لازم است كه به اقتضای قدرشناسی و انصاف، از عموم نمایندگان مجلس هفتم بویژه از رئیس فرزانه و پرتلاش و بُردبار مجلس جناب آقای دكتر حدادعادل و هیئت رئیسه محترم آن تشكر كنم.
مجلس هفتم با رویكرد ارزشی و شجاعانه‌ی خود در مسائل جهانی و ملی،‌ و با دفاع از حقوق ملت در برابر بیگانگان، و با تلاش در راه رفع مشكلات مردم و با حرمت نهادن به آرامش فضای سیاسی و پرهیز از آشفته‌سازی و جنجال‌آفرینی،‌ كارنامه‌ی تحسین‌برانگیزی به جای گذاشت.

یکی دیگر ازنقاط مثبت، آرامش سیاسی است، که همه‌ی تلاشهای دستهای پنهان خنثی شده است. شما مشاهده کردید که سعی کردند اختلاف مذهبی راه بیندازند، نشد؛ اختلاف قومی راه بیندازند، نشد؛ اختلاف صنفی راه بیندازند، نشد. این، نشان‌دهنده‌ی این است که این دریای عمیق، آرامشی دارد که این تحرکهای تدبیر شده و برنامه‌ریزی شده‌ی به وسیله‌ی دستهای پنهان یا پنهان و آشکار، نمی‌تواند این دریا را به تلاطم در بیاورد.
هماهنگی قوا با یکدیگر، یکی از بزرگترین نقاط مثبت ماست. امروز مجلس، دولت، قوه‌ی قضائیه، به هم حسن ظن دارند؛ این کجا و اینکه مجلس به دولت بدبین، دولت به مجلس بی‌اعتنا، قوه‌ی قضائیه از هر دو گله‌مند، کجا؛ این خیلی وضعیت بدی است. امروز بحمداللَّه این‌طور نیست؛ هماهنگی هست، همدلی هست و دستگاههای مختلف و جریانهای گوناگون با هم همکاری می‌کنند؛ اتفاق و اتحاد وهماهنگی هست.

آنچه که زمینه و بستر به کار گرفتن ایمان و عدالت و علم است، اتحاد ملی و آرامش در سطح کشور است. اگر در کشور آرامش نباشد، نه از علم می‌شود بهره‌برداری کرد، نه از ایمان، و نه می‌شود عدالت را در جامعه مستقر کرد.

طرفداران این دو نامزد محترم هیچ حرکت و عملی که نشان‌دهنده‌ی تعرض به نامزد دیگر است، نسبت به دیگری انجام ندهند؛ و همین‌طور هم خواهد بود. من مطمئنم که مردم ما بسیار متین، هوشمند و عاقل هستند؛ می‌دانند که در این شرایط، نیاز کشور به چیست. امروز نیاز کشور به آرامش و حالت سکینه‌ی مردم است و این را بایستی در صندوق‌های رأی رعایت کنند.

در این یکی دو سال اخیر شنیدید که شعار حاکمیت دوگانه داده شد! عده‌یی بی‌عقل هم در داخل همان حرفهای آنها را تکرار و نشخوار کردند. حرف مال آنهاست. حاکمیت دوگانه یعنی در مسائل اساسی و اصولی کشور، رؤسای کشور با هم دعوا داشته باشند؛ این معنای حاکمیت دوگانه است. حاکمیت دوگانه چیز نامطلوب و مضر و سمّ مهلک است؛ اما بعضی‌ها این را شعار دادند! این مالِ آنهاست. پیداست که مسؤولان کشور هیچ وقت در همه‌ی مسائل گوناگون و سلائق و سیاستهای مختلف، یک جور فکر نمی‌کنند؛ این که معلوم است؛ ممکن نیست که یک فکر و یک عقیده در همه ی زمینه‌ها مسلط بر همه ی ارکان کشور باشد؛ اما آن چه که آنها می‌خواهند، این نیست؛ آن چه که آنها می‌خواهند، اختلاف در مسائل اساسی کشور است؛ از نبودِ این ناراحت می‌شوند. از این که مدیریتهای مؤمن، فعال، علاقه‌مند و پرنشاط وارد میدان مدیریتهای کلان کشور بشوند و امور را با قدرت تمام به همان راهی که اصول اسلامی و منافع و مصالح ملی ایجاب می کند پیش ببرند، ناراحتند؛ از این که مردم پشتیبان حکومت باشند، ناراحتند؛ از این که جوانهای ما روح جهادگر داشته باشند، ناراحتند؛ از این که جوانهای ما مؤمن باشند، ناراحتند؛ از این که جوانهای ما در مراسم مذهبی شرکت کنند، ناراحتند. در همین شبها و در مراسمی که در این شبهای احیا هست، جوانها از طیفهای مختلف در این مراسم شرکت می کنند، اشک می ریزند، دلها را نرم و به هم نزدیک می‌کنند. اگر اینها را نشان بدهند، دشمنان ملت ایران تمام دلشان پر از غم می‌شود. بحمدالله ملت ایران حواسش جمع است. هشیار هستید؛ اما هشیار و متوجه باشید. آنها دلشان می خواهد التهاب سیاسی در این کشور باشد؛ آنها می‌خواهند آرامش و استقرار سیاسی در این کشور نباشد؛ آنها می‌خواهند دایم همه یقه‌ی هم را بگیرند؛ این علیه آن حرف بزند، آن علیه این حرف بزند. در محیط دانشگاه، در محیط بازار، در محیط سیاست، در محیط اداره، در محیط کارگری، می‌خواهند دایم التهاب و دعوا باشد؛ آنها این را می‌خواهند و برای این کار همه‌ی تلاش خودشان را هم می کنند. ملت مواظب باشند؛ جوانها مواظب باشند؛ قشرهای مختلف مواظب باشند؛ ما بحمدالله پیش می‌رویم.

بعضی از آقایان گفتند حالا که موضوع به شورای نگهبان رسیده، تبلیغ عدم تشنّج شده است. لابد می‌گویید رادیو و تلویزیون این کار را کرده است. ممکن است اشکال به رادیو و تلویزیون وارد باشد؛ ولی بنده وکیل مدافع رادیو و تلویزیون هم نیستم؛ همه این را بدانید و خیلیها هم می‌دانند؛ اما فراموش نکنید که عدّه‌ای از چندی پیش تهدید به تشنّج می‌کنند. بله؛ وقتی تهدید به تشنّج می‌شود، از آن طرف هم باید کسانی بگویند مبادا تشنّج شود. من هم به شما می‌گویم که تشنّج به‌کلّی غیرقابل قبول است. وظیفه اوّلِ شما این است که در استان مراقب آرامش و امنیت باشید تا بتوانید انتخابات را واقعاً خوب، سالم و قوی برگزار کنید. خیلیها هستند که منتظر بهانه‌اند، برای این‌که جنجال و تشنّج کنند. البته شکّی نیست که شما باید با این قضیه مقابله کنید.

مردم نسبت به یکدیگر ترّحم و عطوفت و حُسن‌ظن و محبّت هست، فضای جامعه، فضای بهشت می‌شود. آن‌گاه که در دلِ افراد، با انگیزه‌های سیاسی یا شخصی، کینه، بددلی و سوءظن وجود داشته باشد، فضای جامعه فضایی تاریک و تلخ می‌شود. با هم همکاری کنیم، به هم کمک کنیم، نسبت به یکدیگر گذشت داشته باشیم. مجادلات سیاسی برای کشور زیانبار است. نه فقط امروز که دشمن ما را تهدید می‌کند، بلکه همیشه مضرّ است؛ برای سازندگی و راه انداختن چرخهای اقتصادی مضرّ است. اگر بعضیها هر روزی به نحوی مسأله جدیدی درست کنند و افکار عمومی را متوجّه به یک مسأله موهوم کنند، اینها به ضرر کشور است. امسال همه، بخصوص گویندگان، نویسندگان، سیاسیّون، منبردارها و تریبون‌دارها، تصمیم بگیرند فضا را، فضای محبّت و عطوفت قرار دهند؛ ذهنها و دلها را نسبت به یکدیگر تحریک نکنند؛ در این مملکت کار زیاد داریم. مسؤولین کار دارند، دولت کار دارد، دستگاه قضاییه کار دارد، مجلس کار دارد؛ همه کارهای مهم و اساسی دارند؛ همه باید با همه توان و با همه وجود تلاش کنیم تا بتوانیم کشور را به سرمنزل امن و سعادت برسانیم و این کاری است ممکن؛ این کاری است ممکن. ما یک ملت بزرگ، دارای عناصر فراوان قدرت در میان خودمان هستیم، ما ایمان داریم، عزم و همّت داریم؛ ملت ما این‌گونه است و این را در میدانهای مختلف نشان داده است. جوانان ما هوش و استعداد و ابتکار دارند؛ مسؤولین ما علاقه و اخلاص و کارایی دارند. ما باید خیلی زودتر از این و بهتر از این می‌توانستیم کارهایمان را راه بیندازیم. آنچه که به این امر کمک می‌کند عبارت است از آرامش فضای جامعه از لحاظ سیاسی و از لحاظ اجتماعی. این آرامش را حفظ کنیم، این کمک را به خودمان بکنیم، این کمک به خود است و این مصداقی از همان تقوایی است که در صدر عرایضم عرض کردم تقوای الهی را پیشه کنیم؛ این مصداق آن تقواست. خدا را شکر می‌کنیم که دل ملت ما را با معرفت خود و با معرف اولیای خود نورانی کرده است. خدا را شکر می‌کنیم که ملت ما را ملتِ آگاه و حسّاسی قرار داده است که مسائل مهم جهانی برای او مطرح است؛ مسائل را می‌فهمد و نسبت به حوادث جهانی بی‌تفاوت نیست. این، قدرت تصمیم‌گیریِ ملت را بالا می‌برد. از این فرصتهای بزرگ بایستی استفاده کنیم.

جمع شما، مجموعه قابل توجّهی از دست‌اندرکاران اقتصاد کشور است. مسأله اقتصاد - که ما مکرّراً بر روی آن تکیه کرده‌ایم - امروز بیش از دوره بیست و دو ساله گذشته حائز اهمیت است. از یک طرف به خاطر امکاناتی که امروز وجود دارد - جنگ نداریم؛ آرامش و استقرار سیاسی در کشور برقرار است؛ ذخایر ارزی کشور بحمداللَّه معتنابه است؛ نیروی کار به قدر نیاز کشور وجود دارد و مسؤولان کشور تجربه‌های فراوانی دارند؛ چون انواع و اقسام روشهای مختلف اقتصادی را به صورت آزمون و خطا در این چند سال تجربه کرده‌اند - اگر مجموعه‌ای از مسؤولان، از این‌گونه امکانات یک دولت استفاده نکند، جفا کرده است.

در میان اینها دو چیز از همه مهمتر است که ان‌شاءاللَّه در فردای رأی‌گیری، هر کس با انتخاب اکثریت مردم، به‌سلامت و با عافیت و امنیّت و آرامش رأی آورد و رئیس‌جمهورِ قانونی این کشور شد، در برنامه‌ریزیها باید به این دو چیز اهمیت بدهد: یکی از این دو چیز عبارت است از گشایش اقتصادی و ایجاد غنا در کشور - رفع مشکلات و اصلاح امور اقتصادی - دیگری ارتقاء فرهنگ دینی.

مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ می‌تواند سرچشمه‌ و مظهر وفاق‌ ملی‌ و آرامش‌ و اعتماد عمومی‌، و یا خدای‌ نخواسته‌ منشاء دودستگی‌ و تشویش‌ و اضطراب‌ دلها و فکرها شود. محسوس‌ترین‌ و نقدترین‌ هدیه‌ی‌ نمایندگان‌ محترم‌ به‌ مردمی‌ که‌ آنان‌ را به‌ مجلس‌ فرستاده‌اند، آن‌ است‌ که‌ با منش‌ و گفتار خود، امید و نشاط و آرامش‌ را بر فضای‌ عمومی‌ کشور حاکم‌ سازند و گفتارها و نطقهای‌ خود را همچون‌ الگویی‌ از رفتار سیاسی‌ سالم‌ و سرشار از سماحت‌ و تحمل‌ و انصاف‌، تنظیم‌ کنند.

من نمی‌دانم مدل اینها کجاست و کیست!؟ مطبوعات غربی هم این‌طور نیستند! این یک نوع شارلاتانیزم مطبوعاتی است که امروز بعضی از مطبوعات در پیش گرفته‌اند! در دنیایی که برای بعضی از روزنامه‌های ما مدل روزنامه‌نگاری است، اگر مسؤولی، وزیری، حتی رئیس جمهوری دزدی کند، می‌نویسند و افشا می‌کنند؛ اگر جنایت کند، افشا می‌کنند؛ اگر رشوه‌خواری کند، تیتر می‌زنند و می‌گویند؛ اما به قانون اساسی کشور حمله نمی‌کنند؛ به مجلس قانونگذاری حمله نمی‌کنند. ممکن است از قوانین مصوّب انتقاد کنند، تحلیل کنند؛ اما در قبال یک قانون، هوچی بازی راه نمی‌اندازند. اینها از صاحبان اصلی این روشها هم قدم جلوتر گذاشته‌اند! قانون اساسی، مورد اهانت؛ سیاستهای اصلی کشور، مورد اهانت؛ قضایای کوچک، درشت‌نمایی شده!
در هر حادثه‌ای، جوّ تهمت فضا را پر می‌کند! تروری اتّفاق می‌افتد. هنوز هیچ اطّلاعی در دست نیست؛ هنوز از این‌که این حادثه را چه کسی انجام داده، هیچ‌کس سرنخی ندارد؛ اما می‌بینید که در روزنامه تیتر می‌زنند؛ سپاه را متهم می‌کنند؛ بسیج را متهم می‌کنند؛ روحانیت را متهم می‌کنند! هدف از این کارها چیست؟! چرا با بسیج این‌قدر بدند؟! من در بخش اوّلِ صحبتم به شما عرض کردم که جوان سرشار از انرژی است؛ جوان هیجان‌طلب است. روزی که کشور دچار یک جنگ مسلّحانه باشد، جوانان با میل و رغبت به میدان می‌روند. وقتی که کشور در آرامش و صلح است، برای ارضای سالمِ هیجان طلبی جوانان، چه چیزی بهتر از بسیج؟ این ابتکار امام بود. روح هیجان طلب جوان، اگر بنا باشد در راه سازنده، در راه ایمانی، در راه سالم، در راهی که می‌تواند برای کشور مفید واقع شود، به‌کار بیفتد، چه سازمانی مهمتر و مطمئن‌تر از سازمان بسیج است؟ چرا این‌قدر با بسیج دشمنی می‌کنند؟! با چه دشمنند؟! چرا این‌قدر بسیج را زیر سؤال می‌برند؟! اینهاست که آن انگیزه‌های باطنی را برملا می‌کند.
من می‌دانم که در بسیاری از این مطبوعات، آدمهای خوب و مؤمنی مشغول کارند - چه کسانی که قلم می‌زنند، چه کسانی که اداره می‌کنند - اما در لابلای همینها اثرِ انگشت «عبداللَّه‌بن‌ابی‌ها» را می‌بینم: تفرقه‌افکنیها، اختلاف‌افکنیها، تشنج آفرینیها، تشویش افکار عمومی، نا امید کردنها، یأس پراکنیها، چهره‌سازی عناصر وابسته و مرید دشمن، از نظر انداختن عناصر مفید و مؤمن و مخلص و دلسوز! البته این کارها به جایی هم نخواهد رسید؛ خدای متعال رسوا می‌کند.

نکته دیگر این است که این انتخابات را این ملتْ با امنیتِ کامل و آرامش انجام داد. شاید ما خودمان که از اوّلِ انقلاب تاکنون بیست و یک انتخاباتِ آرام و همراه با امنیت داشته‌ایم، درست ندانیم که این نعمت چقدر بزرگ است! عزیزان من! بدانید که در خیلی از کشورهای دنیا برای این‌طور انتخاباتی، پای صندوقهای رأی و در کشمکشهای تبلیغاتی، نزاعها درمی‌گیرد؛ بحرانها ایجاد می‌شود؛ صدمه‌ها وارد می‌گردد و نفوس بریئه‌ای به قتل می‌رسند. این ملت، ملتی است که در هنگامی که باید شجاعت نشان داد - یعنی در میدانهای نبرد، در مقابل دشمن - شجاعت نشان داده است و آن‌جا که پای مصالح ملی در میان است، این‌طور با امنیت، با آرامش و با متانت این کار بزرگ را به انجام رسانید. مسؤولان باید از این جهت هم از مردم تشکّر کنند.

من به شما عرض کنم که دشمنانْ این آرامش و امنیت ما را نمی‌پسندند. یکی از هدفهای محافل و مراکز تصمیم‌گیری استکبار در سرویسهای جاسوسیشان، ایجاد ناامنی در این کشور است. البته نمی‌گذارند نقشه‌هایشان افشا شود و وقتی نتیجه گرفتند، انسان می‌فهمد؛ همچنان که در تابستان امسال ملاحظه شد که دشمن چگونه درصدد آشوب و بحران‌سازی در کشور بوده است؛ بعد مسؤولان این را فهمیدند و برایشان مسلّم شد. حالا هم یکی از نظامیان مسؤول امریکایی بعد از این انتخاباتِ باشکوه و با عظمت، باز می‌گوید که در دو، سه ماه آینده در ایران بحران و ناامنی خواهد شد! معلوم می‌شود که چیزی در آستین دارند؛ نقشه‌ای در سر دارند؛ ملت عزیز! بیدار و هوشیار باشید. البته این فرد مسؤول نظامیِ امریکایی، پُرحرفی و بی‌عقلی کرده که این را با این بیان بروز داده است. سیاسیونشان نمی‌گویند و نمی‌گذارند معلوم شود؛ اما مشخص می‌شود که اینها نقشه‌ای دارند. امنیت این ملت، خاری در چشم آنهاست.

اکثریت بزرگی در این کشور، جوانان ما هستند. جوانان در جاهای دیگر دنیا چه می‌کنند؟ شما ببینید در کشورهای اروپایی جوانان چه‌کار می‌کنند. در امریکا هر چند وقت یک بار خبر از ناامنیهای داخل مجامع مدنی و مردم به گوش می‌رسد؛ روز روشن در مدرسه جوانان را می‌کشند؛ در رستوان آدم می‌کشند؛ در مجلس میهمانی آدم می‌کشند! می‌بینند که در کشور ما این خبرها نیست. این‌جا امنیت و آرامش برقرار است؛ اما نمی‌توانند این را تحمّل کنند! می‌دانند که ناامنی، پایه یک نظام را متزلزل می‌کند؛ در آرزوی آن هستند؛ یقیناً هم برایش طرّاحی می‌کنند؛ اما مردم باید هوشیار باشند. البته دشمنان بدانند که این ملت و مسؤولان کشور، در مقابل بحران‌سازی و آشوب، ساکت نمی‌نشینند. نظام اسلامی برای پاسداری از امنیت مردم و امنیت این جوانان، با قدرت عمل خواهد کرد. گمان نکنند که اجازه داده خواهد شد که در داخل مردم بیایند و این جوانان بی‌گناه و فرزندان این مردم را در معرض تندباد ناامنی بگذارند و نظام اسلامی هم بایستد و تماشا کند؛ مگر چنین چیزی ممکن است؟! اگر دشمنان خیال می‌کنند که با ایجاد ناامنی و تشنّج در این کشور خواهند توانست در ارکان این نظام نفوذ کنند، بدانند این آرزو را به گور خواهند برد.

انتخابات باید در فضایی انجام گیرد که هم پُر شور و زنده و با نشاط باشد، هم آرام و متین باشد؛ یعنی شور و نشاط باشد، اما تشنّج نباشد؛ متانت و آرامش و اطمینان و استقرار باشد. این فضای مطلوب انتخابات است. هرکس این‌طور عمل کند، خدمت کرده است؛ هرکس عکس این عمل کند، یا مردم را نسبت به انتخابات بدبین کند، یا آن‌ها را از نتایج انتخابات ناامید کند، یا فضا را با شایعه‌پراکنی و تهمت‌زنی و درگیریهای دروغین ملتهب کند و از آرامش بیرون بیاورد، خیانت کرده است؛ هرکس می‌خواهد باشد؛ این را همه بدانند.

در مورد آحاد مردم و چهره‌ها و شخصیتهای سیاسی، آنچه مهمّ است، این است که انتخابات باید در فضایی انجام گیرد که هم پُر شور و زنده و با نشاط باشد، هم آرام و متین باشد؛ یعنی شور و نشاط باشد، اما تشنّج نباشد؛ متانت و آرامش و اطمینان و استقرار باشد. این فضای مطلوب انتخابات است. هرکس این‌طور عمل کند، خدمت کرده است؛ هرکس عکس این عمل کند، یا مردم را نسبت به انتخابات بدبین کند، یا آنها را از نتایج انتخابات ناامید کند، یا فضا را با شایعه‌پراکنی و تهمت‌زنی و درگیریهای دروغین ملتهب کند و از آرامش بیرون بیاورد، خیانت کرده است؛ هرکس می‌خواهد باشد؛ این را همه بدانند.
مردم با دقّت نگاه می‌کنند و در این قضایا، دوستان و دشمنان و خیرخواهان و بدخواهان خود را می‌شناسند. خیرخواه آن کسی است که فضا را با نشاط و با شور نگه می‌دارد و در عین حال با حرفهای آرامش‌بخش خود، فضا را برای انتخابات آماده می‌کند تا مردم بیایند و در انتخابات شرکت کنند. ان‌شاءاللَّه این انتخابات، از انتخاباتهای قبلی هم بالاتر و پُرشورتر باشد و تعداد شرکت کنندگان بیشتر باشند. آدمِ بدخواه و بددل کسی است که اوّلاً نیش می‌زند که مردم را بدبین کند، بعد هم فضا را ملتهب می‌کند؛ یعنی فضای تهمت، فضای بدبینی و فضای تشنّج سیاسی درست می‌کند؛ اینها بسیار بد است. بعضی طرفدار این هستند که همیشه دعوا وجود داشته باشد! چرا باید دعوا باشد؟! یک ملت در سایه دعوای بین خود، به جایی نمی‌رسد. یک ملت هرچه می‌خواهد و هر آرزویی که دارد، با اتّحاد، با وحدت، با همدلی و با همدستی، به آن آرزوها می‌رسد. چرا بعضی همه تلاششان این است که دلها را با هم بد کنند؛ دلها را پُر از کینه از هم بکنند و دائماً علیه یکدیگر جوّ تهمت به‌وجود آورند؟! چه چیزی برای مملکت و ملت و آینده و نظام به‌دست می‌آید، جز این‌که دستشان از حقایق و از صفا و امانت و صداقت خالی است؟! می‌خواهند چیزی گفته باشند؛ این‌طوری حرف می‌زنند؛ این‌طوری می‌نویسند! باید فضای کشور را به سمت همدلیِ پُرنشاط و پُرشور پیش ببرند؛ وظیفه همه است.

ما تا امروز پنج دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی داشته‌ایم. در هر دوره‌ای، گروههای مختلفی در این مجلس آمده‌اند و رفته‌اند. هرکس خوب کار کرده است، اجر او پیش خدا محفوظ است و اگر کسی کوتاهی کرده باشد، باید خود را آماده پاسخگویی به خدای بزرگ کند. این پنج دوره انتخاباتی که گذشته است، برای ملت ما مایه افتخار بوده است. در دنیا، انتخابات در محیطهای متشنّج، در محیطهای تنازع، در میان دعوا، با درگیری و گاهی با خونریزی انجام می‌شود! بیست سال است که انتخابات پُرشور مردم در بخشهای مختلف - از جمله انتخابات مجلس شورای اسلامی - با سلامت، با متانت و با آرامش صورت می‌گیرد. این بار هم به فضل پروردگار انتخاباتی با آرامش، با شور و شعور مردم و با گسترش شرکت همگانی صورت خواهد گرفت. البته احتمالاً دستهایی در کار است که در آستانه انتخابات، محیط کشور را محیط متشنّج کند؛ اگر نتواند تشنّج عملی هم به‌وجود آورد، محیط تشنّج فکری و ذهنی و بحران‌سازی مصنوعی کند. این دستها، دستهای خدومی نیستند؛ دستهای خودیها نیستند؛ دستهای بیگانه و دستهای خائنند. ملت ایران باید هشیار باشد و بحمداللَّه هست.

خدای بزرگ را سپاس می‌گویم و جبهه‌ی ستایش و خضوع بر درگاه عظمت و قدرت الهی می‌سایم که در دنیای کنونی که بیشتر ملتها یا دچار درگیریهای خونین، یا سرگرم اختلافات خودخواهانه، یا در چنگ حکام دیکتاتور، یا فریفته‌ی اغواگری‌های تبلیغات و یا دنباله رو احزاب سیاسی و رؤسای دنیا طلب آنند، ملت ایران با عزمی راسخ و برخاسته از ایمان، و با شور و همتی خیره‌کننده، یک بار دیگر رشد عقلانی و سیاسی خود را به صحنه آورد. انتخابات ریاست جمهوری در امنیت و نظم و آرامش کامل و با شکوهی کم‌نظیر برگزار شد. ملت ایران یک بار دیگر به وصیت جاودان امام کبیرش عمل کرد و به رغم تلاش حساب شده‌ی دشمنان که با ترفندهای گوناگون می‌خواستند صحنه‌ی کار و سیاست را از ملت تهی کنند و میان او با نظام انقلابی و الهی‌اش فاصله بیندازند، صحنه‌ی انتخابات را با حضور مبارک خود، سرشار از شور و شعور و اراده و انتخاب کرد.

اینها باید ملت ایران را خوب شناخته باشند. ملت ایران ملتی است که بیشترین قوام منطقه حسّاس خلیج فارس، به او و کشور اوست. آن روزی که ایران امنیت و آرامش داشته باشد - کما این که بحمداللَّه همین طور بوده است و همین‌طور است و ان‌شاءاللَّه در آینده هم خواهد بود - منطقه روی آرامش خواهد دید. مگر این که آنها برای خودشان دردسر درست کنند. در جاهای دیگر که به ما ربطی ندارد؛ امّا چنانچه بخواهند ملت ایران را مورد تعرّض قرار دهند، بدانند که منطقه بر دشمنان ملت ایران، بخصوص بر کسانی که در خانه‌های شیشه‌ای نشسته‌اند، به مراتب نا امنتر خواهد شد. به مراتب وضع برای آنها سخت‌تر خواهد شد.
ملت ایران ملتی بزرگ و شجاع است؛ ملتی است که متّکی و متوکّل علی‌اللَّه است. راه او هم راه روشنی است. راهش عبارت است از راه فراهم آوردن یک نظام انسانی سالم، مرفّه، آباد، امن و امان برای افراد این کشور، تا برای ملتهای دیگر الگو شود. دفاع این ملت برای ملتهای دیگر، الگو و نمونه و اسوه بود و ان‌شاءاللَّه دیگران از آن درس گرفته باشند و ملتهای مسلمان، آن وقتی که لازم است، بتوانند از خودشان دفاع کنند. امروز هم سازندگی این کشور برای ملتهای دیگر الگوست و باید از آن درس بگیرند. متّکی به خود شوند و کشورشان را بسازند. از دیگران احساس استغنا کنند و بی‌نیاز شوند.
ایجاد امنیت ایران برای خود و همسایگانش نیز همین طور است. ملت ایران بحمداللَّه در مسائل گوناگون ، هر جا که حضور پیدا می‌کند، حضوری آرامش بخش و ضدّ تشنّج است. هرجا که وارد شدیم، همین طور بوده است - اعتمادی که بحمداللَّه دولتها و ملتها به دولت و ملت ایران می‌کنند - که این هم از تفضّلات الهی است. اینها برای ملتها و دولتهای دیگر الگوست. این به خاطر توکّل و اعتماد به خداست. این هم راه روشن اوست.
نمودار
    آخرین مقالات
    پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی