تربیت قرآنی - تعداد فیش : 9 ، تعداد مقاله : 1
1389/07/14
1388/08/04
1388/05/03
1380/06/28
1378/03/14
1377/09/01
1375/08/06
1374/08/17
1369/01/10

آن علمی که ما میخواهیم، همراه با تزکیه است. همین آیاتی که اول این جلسه تلاوت کردند، به این نکته اشاره دارد: «هو الّذی بعث فی الأمّیّین رسولا منهم یتلوا علیهم ایاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمه». اول، تزکیه است. تربیت دین، تربیت قرآن، تربیت اسلام این است. چرا اول تزکیه؟ برای اینکه اگر تزکیه نبود، علم منحرف میشود. علم یک ابزار است، یک سلاح است؛ این سلاح اگر در دست یک انسان بدطینت، بددل، خبیث و آدمکش قرار بگیرد، جز فاجعه چیز دیگری نمی‏آفریند؛ اما همین سلاح میتواند در دست انسان صالح، وسیله‏ی دفاع از انسانها، دفاع از حقوق مردم، دفاع از خانواده باشد. این علم را بایستی آن وقتی در دست گرفت که با تزکیه همراه باشد. این توصیه‏ی من به شماست.

حاجی‏ای که در مسجد الحرام یا مسجد النبی، یا در بقیع، یا در زیارت شهدای احد و امثال این‏ها- در منا، در عرفات- رفتارش رفتار انسان مؤدب به آداب اسلامی است؛ رفتار انسانی است که مربای به تربیت قرآنی است؛ اهل خشوع است، اهل تواضع است، اهل محبت است، اهل اهانت به این و آن نیست، اهل جمع است، نه اهل تفرقه. این‏قدر ما در روایات در ثواب شرکت در نماز جماعت اهل سنت در زمان ائمه (علیهم‏السّلام) داریم که روایت دارد که در مسجد الحرام پشت سر این‏ها نماز بخوانید، مثل اینکه پشت سر پیغمبر نماز خوانده‏اید. این معنایش چیست؟ معلوم است که امام صادق نماز آن امام جماعت را با نماز پیامبر مقایسه‏ نمی‏کند. مقایسه با نماز یک پیرو خودش هم نمی‏کند، اما می‏گوید پشت سر او نماز بخوانید. این یعنی چه؟ این نمایش وحدت است. عملًا وحدت را نشان بدهید. روی همین فکر بود که امام‏ بزرگوار ما (که رضوان خدا بر او باد)- آن مرد بیدار، آگاه- به همه‏ی ماها، همه‏ی حاجی‏های ایرانی، توصیه کرد که در نماز جماعتها در مسجد الحرام، در مسجد النبی شرکت کنید؛ در این اجتماعات حضور داشته باشید، که یکی از مصادیقش این است. این‏جور نباشد که وقت نماز جماعت که همه مشغول نمازند، چشم کسی بیفتد به یک زائر ایرانی که مشغول حمل بار- حمل وزر- به سمت مسافرخانه‏ی خود هست. این‏ها چیزهائی است که مضر است. رفتار مؤدب به آداب اسلامی، یکی از بالاترین چیزهاست. شما زبان هم بلد نباشید، تماس هم نگیرید، همین قدر که معلوم است که شما زائر ایرانی هستید و این رفتار را دارید؛ مؤدبید، محترمید، نظیفید، اهل دعائید، اهل ذکرید- این دعای کمیلی که بحمد اللَّه سالهاست باب شده است- بزرگترین تبلیغ همین‏هاست. این از بسیاری از تبلیغها مهم‏تر است. این جمعیتِ عظیم مؤمن می‏نشینند پیش خدای متعال تضرع می‏کنند، استغفار می‏کنند، اشک می‏ریزند؛ این می‏شود تبلیغ.

امروز شما می‏بینید در بعضی از کشورهای اسلامی، طرح مسئله‏ی جهاد جرم است؛ در کتاب درسی نباید مسئله‏ی جهاد مطرح بشود، در گفتگوهای کسانی که به نحوی با دستگاه‏های دولتی مرتبطند، اسم جهاد و اسم شهادت نباید مطرح بشود. به این چیزها و به عمل ما حمله می‏کنند. اتحاد اسلامی را ضربه می‏زنند، دلها را نسبت به یکدیگر بدبین می‏کنند، مسئله‏ی سنی و شیعه، مسئله‏ی فِرق گوناگون بین شیعیان، مسئله‏ی فِرق گوناگون بین اهل تسنن؛ این‏ها موضوع کارهای دشمنان اسلام است. نمی‏گوید من با قرآن مخالفم، اما با آنچه که محور تربیت و تعلیم قرآنی است، با او مخالفت می‏کند، که مثالش همین مثال وحدت است. چقدر خیرخواهان زحمت می‏کشند که بین برادران در دنیای اسلام اتحاد ایجاد کنند، یک‏وقت می‏بینیم از یکجا بمبی منفجر شد- بمبِ ضد وحدت- یا از آن طرف یا از آن طرف؛ فرقی نمی‏کند.

خیلی خوشحالیم که بحمد اللّه امواج بابرکت تعلیم و تعلّمِ قرآن در کشور فراگیر شده است. شما عزیزان بدانید، سالهای سال در کشور ما با گسترش قرآن مبارزه کردند؛ به خیال خودشان کاری کردند که قرآن متروک و فراموش شود. سالهای متمادی، درس قرآن را از مراکز تعلیمات برداشتند و آهنگ قرآن و پخش آن را محدود کردند. چه کسانی این کار را کردند؟ همان کسانی که با زور بیگانگان بر این کشور مسلّط شده بودند؛ یعنی رژیم فاسد و گنهکار و آلوده‏ی پهلوی. قصد آن‏ها این بود که این کشور را با همه‏ی منابع انسانی و مادّی‏اش، دودستی در اختیار قدرتهای جهان‏خوار غربی قرار دهند. آن‏ها بودند که این کار را برنامه‏ریزی و اجرا کردند. می‏دانستند تعالیم قرآن، فکر قرآنی و تربیت قرآنی نمی‏گذارد خائنان، کار خود را به‏راحتی انجام دهند؛ لذا با قرآن مبارزه می‏کردند.

آنچه که در دوره‏ی بعد از تشکیل نظام اسلامی، از ابعاد وجودی امام مشاهده شد، به نظر من به مراتب مهم‏تر و عظیمتر بود از آنچه که قبلًا دیده شده بود. در این دوران، امام این شخصیت برجسته و ممتاز در دو بُعد و دو چهره مشاهده می‏شود: در دوران حکومت، یک چهره، چهره‏ی رهبر و زمامدار است؛ یک چهره، چهره‏ی یک زاهد و عارف. ترکیب این دو باهم، از آن کارهایی است که جز در پیامبران، جز در مثل داود و سلیمان، جز در پیامبری مثل پیامبر خاتم صلّی الله علیه و آله و سلّم انسان نمی‏تواند دیگر پیدا کند. این‏ها حقایقی است که ملت ایران در طول سالهای متمادی آن‏ها را لمس کرده؛ ما هم که از نزدیک شاهدش بودیم و دیدیم. تربیت اسلامی و قرآنی این است. امام به چنین چیزی همه را دعوت می‏کرد؛ نظام اسلامی را برای تربیت انسان‏هایی از این قبیل می‏خواست و می‏پسندید؛ همان‏طور که خود او مظهر اعلای آن بود. در چهره‏ی یک حاکم و زمامدار و رهبر، امامِ بزرگوار مردی هوشیار، باشهامت، باتدبیر، با ابتکار و دریادل بود. امواج سهمگین در مقابل او چیز کم‏اهمیتی محسوب می‏شدند. هیچ حادثه‏ی سنگینی نبود که بتواند او را شکست دهد و او را به خضوع در مقابل آن حادثه وادار کند. در همه‏ی حوادث تلخ و سختی که در زمان ده‏ساله‏ی رهبریِ آن بزرگوار پیش آمد که خیلی زیاد هم بود امام از همه‏ی آن‏ها بزرگتر بود. هیچ‏کدام از این حوادث آن جنگ، آن حمله‏ی امریکا، آن توطئه‏های کودتا، آن ترورهای عجیب و غریب، آن محاصره‏ی اقتصادی، آن کارهای عظیم و عجیب و غریبی که دشمنان با شکلهای مختلف می‏کردند نمی‏توانست این مرد بزرگ را دچار احساس ضعف و شکست کند او از همه‏ی این حوادث، قوی‏تر و بزرگتر بود. او معتقد به مردم بود؛ حقیقتاً به آراءِ مردم اعتقاد داشت. او به نظر و به رأی مردم اعتقاد داشت که من در خطبه‏ی دوم در این باره مختصری صحبت خواهم کرد به مردم از صمیم قلب علاقه داشت؛ به مردم عشق می‏ورزید و آن‏ها را دوست می‏داشت.

قدم اوّل برای عمل کامل به قرآن، آشنایی با متن قرآن است. در دوره‏ی رژیم طاغوت، مردم ما با قرآن آشنا نبودند. کسانی که می‏توانستند قرآن را از رو بخوانند آن هم به صورت غلط محدود بودند. جوانان و کسانی که در مدارس دوره‏ی پهلوی رشد پیدا کرده بودند، هیچ با قرآن آشنایی نداشتند. اگر یک‏وقت پدر و مادر مؤمنی داشتند، آن‏ها را در گوشه‏ای دوره‏ی قرآنی می‏گذاشتند و خودشان یاد می‏گرفتند. مدارس ما در آن روز، حامل مسئولیت تربیت قرآنی نبود؛ قرآن در فضای جامعه، غریب بود. در این شهر تهران بزرگ، دوره‏های قرآن که چند نفر دور هم می‏نشستند و استادی به آن‏ها درس می‏داد تجوید، یا قرائت معدود بودند. در شهرهای دیگر هم همین‏طور بود. وقتی قرآن وارد جامعه می‏شود، حضور قرآن، حلاوت خود را به کامها می‏چشاند. امروز قرآن در کشور ما سیطره دارد. قدمِ اوّل، یاد گرفتن متن قرآن است و این باید روز به روز زیاد شود. اگر بخواهیم همه قرآن را بیاموزند، عدّه‏ای باید در اوج قرار گیرند مثل همه چیز دیگر همین‏طور که اگر بخواهید ورزش، همگانی شود، بایستی عدّه‏ای قهرمان را جلوِ چشم مردم نگهدارید. اگر بخواهید قرآن در خانه‏ها، بین بچه‏ها، بین بزرگها، بین زنها و مردها رواج پیدا کند، بایستی قهرمانان قرآنی را احترام کنید. این است که ما به این‏ها احترام می‏کنیم. این‏ها حامل قرآنند، این‏ها عزیزند. زبان این‏ها عزیز است، لبها و دلهای این‏ها عزیز است؛ چون با قرآن مأنوس است. جان ما به قربان قرآن! اما اینجا تمام نمی‏شود؛ حفظ قرآن، فهمیدن مفاهیم و ترجمه‏ی کلمه کلمه‏ی قرآن، برای کسانی که به زبان عربی آشنایی ندارند، لازم است. وقتی‏که کلمات قرآن را فهمیدید، آن وقت تدبّر لازم است. حتی آن کسی که الفاظ عربی را هم خوب بلد است، اگر تدبّر نکند، بهره‏ی کمی از قرآن خواهد برد. در قرآن، تدبّر لازم است تدبّر یعنی اندیشیدن در مفاهیم قرآنی این سخن عمیقی است، این سخن بزرگی است؛ باید در آن تدبّر کرد. گوینده‏ی آن، ذات اقدس الهی است. کلمات آن هم مال ذات اقدس الهی است یعنی الفاظش، نه فقط مفاهیمش لذا بایستی در آن دقّت کرد، باید آن را فهمید، باید در آن غور کرد. این‏ها حاصل نمی‏شود، مگر با انس با متن قرآن.

خدا را سپاسگزاریم که در مزرعِ الهیِ عظیم و بالنده‏ای به وسعت ایران اسلامی، در هر گوشه، به برکت قرآن و تعالیم اسلامی، نهالهای برومند در حال روییدن و بالیدن است. برکت یک نظام الهی و اسلامی و انسانی و مردمی، در همین است که استعدادها می‏جوشد و شکوفا می‏شود؛ انسانها سرزمینهای ناشناخته و ناپیموده‏ای از تکامل بشری را طی می‏کنند و جامعه، بتدریج، به سمت کمال پیش می‏رود. همان‏طور که مزارع گیاهی را، سرزمینِ بااستعداد و باران رحمت حق و تربیت باغبان ماهر، شکوفا می‏کند و رنگین کمانی از میوه‏ها و گلها می‏سازد؛ در مزارع انسانی و بشری هم، یک کشور آزاد و مستقل، با تربیت قرآنی و اسلامی و باران رحمت احکام و معارف نورانی اسلام، همین بالندگی و شکوفایی را پیدا می‏کند.

شما جوان، مؤمن و انقلابی هستید. بحمد اللّه، تربیت‏شده‏ی قرآنید. محیط پیشرفت آماده است. چشم و دل شما روشن است. پس، باید پیش بروید. لذا، همان‏طور که برادر عزیزمان، سردار فرمانده دانشگاه، یادآوری کردند، من بر همان اصول و موازین گفته‏شده‏ی قبلی، یعنی علمی بودن، نظامی بودن، معنوی و عرفانی بودن، و دائم در حال پیشرفت بودن، تأکید می‏ورزم.

اگر در آیات قرآن تأمل بکنیم، اراده و استقامت ما قوی‏تر و بیشتر از این خواهد شد. همین آیات قرآنی است که توانست در روزگاری، انسان‏هایی را تربیت کند که با دنیای کفر و ظلمات بستیزند. همین معارف است که ملت بزرگ ما را وادار کرد و مجهز نمود که با دنیای مدرن مظلَم جاهلیت جاهلیت مدرن و جاهلیت قرن بیستم مقابله کند. امیدواریم که ملت ما روز به روز به قرآن و حقایق قرآنی نزدیک‏تر بشوند.
نمودار
مقالات مرتبط
آخرین مقالات
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی