تروریسم بین‌المللی - تعداد فیش : 54 ، تعداد مقاله : 0
1393/11/01
1392/12/15
1392/11/28
1390/08/11
1390/07/09
1389/01/22
1388/10/19
1388/02/29
1388/02/23
1387/12/14
1387/03/14
1387/02/12
1386/06/23
1384/05/28
1384/01/01
1383/11/19
1383/10/29
1383/07/15
1383/02/18
1382/03/14
1382/02/10
1381/01/16
1380/11/30
1380/11/23
1380/11/11
1380/09/16
1380/09/16
1380/07/04
1380/07/04
1380/05/03
1380/01/01
1379/12/09
1379/12/09
1377/10/28
1377/08/08
1377/06/02
1377/04/21
1376/10/26
1376/01/01
1375/09/19
1375/02/04
1375/01/04
1374/12/16
1374/08/10
1373/04/29
1372/03/14
1372/02/28
1372/02/18
1372/01/04
1371/01/07
1370/11/30
1368/05/23
1368/04/19
1368/04/07

منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند.

آرامش ظاهری جبهه‌ی مسلط جهانی امروز به‌هم خورده، نشانه‌های این به‌هم‌خوردگی را انسان میبیند.
...
[در عرصه‌ی اخلاقی هم اینها شكست خورده‌اند؛] حمایت صریح از تروریسم. خب ملاحظه میكنید دیگر در همین قضایای منطقه، كسانی هستند كه جگر طرف را از سینه‌اش درمی‌آورند و جلوی دوربین تلویزیون‌ها گاز میزنند، قدرتهای اروپایی هم می‌نشینند در اروپا، منتها احتیاط میكنند و نمیگویند ما به او كمك میكنیم، میگویند ما به این جبهه‌ی معارض كمك میكنیم؛ این جوری است دیگر؛ یعنی صریح از تروریسم، آن هم تروریسم خشن، وحشی، سبُع، اینها حمایت میكنند.

یك عدّه سعی نكنند چهره‌ی آمریكا را بزك كنند، آرایش كنند، زشتی‌ها و وحشت‌آفرینی‌ها و خشونتها را از چهره‌ی آمریكا بزدایند در مقابل ملّت ما، به‌عنوان یك دولت علاقه‌مند، انسانْ‌دوست معرّفی كنند؛ اگر سعی هم بكنند، سعی‌شان بی‌فایده است. در طول تاریخِ اقلاًّ هفتاد هشتاد سال اخیر - البتّه قبل هم خیلی حرفها در تاریخ آمریكا هست [كه] نمیخواهیم حالا وارد آن حرفها بشویم - شما نگاه كنید در دنیا، ببینید آمریكا چه‌كار كرده؟ جنگهایی كه آمریكا به راه انداخته است، انسانهای بی‌گناه و غیرنظامی‌ای كه در این جنگها و در غیر این جنگها به خاك و خون كشانده است؛ دیكتاتورهایی كه در شرق و غرب دنیا مورد حمایت آمریكا قرار گرفته‌اند - یكی از آنها محمّدرضای پهلویِ ایران بود و ده‌ها نفر از قبیل او در كشورهای آسیایی، در كشورهای آفریقایی، در كشورهای آمریكای لاتین، از نظامی و غیرنظامی - و سالهای متمادی به مردم خودشان ظلم كردند، خون مردم را به شیشه كردند، ثروتهای مردم را غارت كردند، پدر مردم را درآوردند. حمایت از اینها در كارنامه‌ی عمل آمریكا وجود دارد. حمایت از تروریسم بین‌الملل و حمایت از تروریسم دولتی؛ این دولت جعلی جنایتكار صهیونیستی كه غاصب فلسطین است، ده‌ها سال است كه مورد حمایت آمریكا است؛ مردم را میكُشد، خانه‌ها را خراب میكند، ظلم میكند، جوانها را، زنها را، مردها را، كودكان را به زندان و حبس میكشاند؛ به بیروت حمله كردند، صبرا و شتیلا را نابود كردند، چه، چه؛ همه مورد حمایت آمریكا است. اینها در سیاهه‌ی اعمال آمریكا ثبت است. حمله‌ی به عراق و كشتن ده‌ها هزار انسان - آمارها را ما دقیق نمیدانیم، بلكه گفته میشود تا حدود یك میلیون عراقی را در طول این چند سال اینها مستقیم و غیر مستقیم از بین بردند؛ حالا من نسبت نمیدهم، اقلاًّ ده‌ها هزار، [در صورتی كه] یكی‌اش هم زیاد است - انسانها را در عراق از بین بردند. در افغانستان یك‌جور دیگر، شركتهای آدم‌كشی و ترور را - كه من یكی [از آنها] را یك‌وقتی در یك سخنرانی، اسم آوردم: شركت معروف «بِلَك‌واتِر» آمریكایی كه كار آن آدم‌كشی است، ترور است - انداختند به جان مردم؛ همین گروه‌های تندروِ افراطیِ آدم‌كشِ تكفیری را اوّل اینها راه انداختند كه حالا در یك‌جاهایی كمانه كرده و به خودشان هم دارد میخورد. آمریكا یك‌چنین دولتی است. بحث سر ملّت آمریكا و مردم آمریكا نیست، آنهاهم مثل بقیّه‌ی مردمند؛ بحث سر رژیم آمریكا است، بحث سر دولت آمریكا است. چطور میشود این چهره را با بزك و آرایش تغییر داد در مقابل چشم ملّت ایران؟

دشمن تلاش میکند. نباید فکر کرد که دشمن از فعالیت منصرف خواهد شد؛ نه، دارید می‌بینید. در همین روزها، در بحبوحه‌ی گرفتاری‌های آمریکا در قضیه‌ی این حرکت مردمیِ وسیعِ جنبش وال استریت در نیویورک و در سایر شهرها و ایالات آمریکا، دولت آمریکا به نظرش رسید که به خیال خودش و به قول خودش، باز یک برگ دیگری رو کند. یک سناریوی مسخره‌ی تروریستی درست کردند که جمهوری اسلامی را متهم کنند به یک حرکت تروریستیِ مهمل، بی‌منطق و غلط؛ که هر کس از اهل معرفت و فن در دنیا آن را دید، رد کرد، محکوم کرد. متوسل و متشبث به این چیزها میشوند، برای اینکه شاید بتوانند خودشان را از آن گرفتاری‌ها نجات بدهند، آن را تحت تأثیر و تحت‌الشعاع قرار بدهند؛ شاید بتوانند بر جمهوری اسلامی فشار وارد کنند. البته این مسئله را دنبال خواهند کرد. قصدشان این است که شریف‌ترین عناصر مبارز و مجاهد در جمهوری اسلامی را متهم به تروریست کنند. آنها خودشان تروریستند. امروز تروریست بزرگ در دنیا، دولت آمریکاست.
در این قضیه هم دست ما پر است. ما امروز صد سند غیر قابل خدشه در اختیار داریم که نشان میدهد دولت آمریکا پشت سر ترورها و تروریستهائی بوده است که در ایران یا در منطقه واقع شده است. ما با این صد سند، آبروی آمریکا را در دنیا خواهیم برد؛ آبروی این مدعیان حقوق بشر و مبارزه‌ی با تروریسم را در دنیا پیش افکار عمومی خواهیم ریخت؛ اگرچه امروز هم آبروئی ندارند.

سازمانهای مقاومت اسلامی که بار سنگین جهاد را در سالهای گذشته بر دوش داشته‌اند، امروز نیز با همان تکلیف بزرگ روبه‌رویند. مقاومت سازمان‌یافته‌ی آنان، بازوی فعالی است که میتواند ملت فلسطین را به سوی این هدف نهائی به پیش ببرد. مقاومت شجاعانه از سوی مردمی که خانه و کشورشان اشغال شده، در همه‌ی میثاقهای بین‌المللی به رسمیت شناخته شده و مورد تحسین و تجلیل قرار گرفته است. تهمت تروریزم از سوی شبکه‌ی سیاسی و رسانه‌ایِ وابسته به صهیونیزم، سخن پوچ و بی‌ارزشی است. تروریست آشکار، رژیم صهیونیستی و حامیان غربی آنهایند؛ و مقاومت فلسطینی، حرکتی ضد تروریستهای جرّار و حرکتی انسانی و مقدس است.

دنیا هم دنیای زورگوئی است؛ دنیای ظلم است؛ دنیای خوبی نیست؛ دنیای بدی است؛ دنیای جاهلیت است؛ دنیای غلبه‏ی شهوترانها و زورگوها بر اکثر مردم جهان است. در یک چنین دنیائی خیلی باید مراقب بود، خیلی باید هوشیارانه عمل کرد، مدبرانه عمل کرد، شجاعانه عمل کرد. می‏بینید رفتار این سران دنیا را؛ برای اطماع خودشان، برای حرص خودشان، برای پشتیبانی و حمایت از کمپانی‏های مورد تأیید خودشان، برای پر کردن جیبهای کمپانی‏داران و سرمایه‏داران بزرگ، می‏بینید چه فجایعی در دنیا دارد اتفاق می‏افتد؛ البته زیر نام نیک شعارهای توخالی و دروغین. جنگ‏طلبند، اسم صلح را می‏آورند و زیر تابلوی صلح می‏ایستند؛ برای انسانها و بشر هیچ حق و اعتباری قائل نیستند، زیر تابلوی حقوق بشر قرار می‏گیرند؛ اهل تجاوزند، تجاوز جزو سیاستهای اصلی کارهایشان است، ادعای مقابله با تجاوز می‏کنند؛ در سیاستهای خودشان، در رفتارهای خودشان، از همه‏ی شیوه‏های کثیف استفاده می‏کنند و بهره می‏گیرند؛ از ترور استفاده می‏کنند، سازمانهای تروریست به وجود می‏آورند، شرکتهای تروریست استخدام می‏کنند- که این‏ها چیزهای واضح امروز دنیاست- در عراق شما نمونه‏اش را ملاحظه می‏کنید، در افغانستان نمونه‏اش را ملاحظه می‏کنید؛ در آنجاهائی که کودتا راه انداخته‏اند، می‏بینید؛ تجاوزی که به کشورها شده، این‏ها را می‏بینید؛ در عین حال یک ظاهر آرام، اتوکشیده، ادکلن‏زده، با الفاظ مناسب، می‏آید در مقابل چشم مردم ظاهر می‏شود، به عنوان رئیس‏جمهور فلان کشور یا فلان کشور؛ با افکار عمومی مردم بازی می‏کنند، فریب می‏دهند؛ اصلًا مبنای کار بر فریب‏کاری است. دنیا یک چنین دنیائی است؛ دنیای مبتنی بر دروغ، بر فریب، بر ظلم و زور نقابدار؛ اگرچه حالا گاهی هم نقابها برطرف می‏شود. گاهی اوقات غرور و اعتماد به پایه‏های پوشالیِ قدرتی که در اختیارشان هست، اختیار را از دستشان خارج می‏کند. دیدید دیگر؛ همین چند روز قبل از این، رئیس‏جمهور آمریکا تلویحاً تهدید به استفاده‏ی از سلاح اتمی کرد! این خیلی حرف عجیبی است؛ از این حرف اصلًا دنیا نباید بگذرد. در قرن بیست و یکم، قرن این همه دعوی صلح و حقوق بشر و تشکیلات جهانی و سازمانها و مبارزه‏ی با تروریسم و این‏ها، رئیس یک کشور بیاید آنجا بایستد و تهدید به حمله‏ی اتمی کند! این خیلی حرف عجیبی است در دنیا.

بزرگترین ثروت برای یک نظام همین است که مردم پشت سرش باشند. آمدند به اصطلاح خواستند این حرکت مردمی را خراب کنند؛ گفتند راه‏پیمائی حکومتی! بی‏عقلها نفهمیدند که با این حرف دارند حکومت را تعریف می‏کنند؛ دارند از حکومت تمجید می‏کنند. این چه حکومتی است که در ظرف دو روز- روز عاشورا (یکشنبه) آن خباثتها را راه انداختند، روز چهارشنبه این حرکت عظیم راه افتاد- می‏تواند یک چنین بسیج عظیم ملی را در سرتاسر کشور بکند؟ امروز کدام کشور دیگر، کدام حکومت دیگر چنین قدرتی دارد؟ قوی‏ترین حکومتهای دنیا و ثروتمندترینشان- که ولخرجی‏های زیادی هم برای جاسوس‏پروری و خراب‏کاری و تروریست‏پروری دارند- اگر همه‏ی تلاششان را هم بکنند، نمی‏توانند ظرف دو روز، صد هزار نفر آدم را بیاورند توی خیابانهای شهرشان یا کشورشان. چند ده میلیون انسان در سرتاسر کشور بیایند! اگر به دستور حکومت آمده باشند، این خیلی حکومت مقتدری است؛ پس خیلی حکومت قوی‏ای است که این‏جور امکان بسیج را دارد. اما حقیقت غیر از این است؛ حقیقت این است‏ که در کشور ما حکومت و مردمی وجود ندارد- همه یکی‏اند- مسئولین حکومت، از شخص حقیر این بنده گرفته تا دیگران، هرکدام قطره‏هائی هستیم در اقیانوس عظیم این ملت.

متأسفانه در پشت مرزهای غربی ما، آمریکائی‏ها مشغول توطئه‏اند، مشغول تروریست‏پروری هستند. پول، سلاح، سازماندهی، تشکیلات به وسیله‏ی آمریکائی‏ها به طور مستقیم در پشت مرزهای غربی کشور ما صرف می‏شود برای موذی‏گری کردن و پنجه انداختن و معارضه کردن با نظام جمهوری اسلامی؛ باید بیدار باشیم.

امروز متأسفانه سررشته‏ی ترورها و عملیات خشونت‏آمیزِ غیر انسانی در بسیاری از نقاط این منطقه، در دست سرویسهای امنیتی مستکبرین است. اشغالگران عراق در بسیاری از عملیات تروریستی که جان مردم بی‏گناه را هدف قرار می‏دهد، متهم درجه‏ی اولند. آن کسانی که دم از مقابله‏ی با تروریسم می‏زنند، کورترین و سیاه‏ترین شیوه‏های تروریستی را اداره و هدایت می‏کنند. نظام جمهوری اسلامی که از جمله‏ی اصلی‏ترین هدفهای این توطئه‏ی خیانت‏آمیز است، باید هشیار باشد و هشیار است. ملت ما هشیارند؛ نیروهای مسلح ما، مسئولان جمهوری اسلامی احساس سنگینیِ این مسئولیت بزرگ را می‏کنند؛ آمادگی دارند و باید آمادگی داشته باشند.

حتی رئیس‏جمهور جدید آمریکا هم که با شعار تغییر در سیاستهای دولت بوش بر سر کار آمده است، از تعهد بی‏قید و شرط به امنیت اسرائیل دم می‏زند، یعنی دفاع از تروریسم دولتی، دفاع از ظلم و زورگوئی، دفاع از قتل عام صدها مرد و زن و کودک فلسطینی در 22 روز، این یعنی همان کژراهه‏ی دوران بوش و نه چیزی کمتر.

امروز شما نگاه کنید به رفتار زمامداران آمریکا- رئیس‏جمهور و تیم دور و ورش- ببینید چه جوری حرف می‏زنند. حرف زدنِ آن‏ها مثل حرف زدن آدم‏های روانی است؛ گاهی تهدید می‏کنند، گاهی دستور ترور می‏دهند، گاهی تهمت می‏زنند، گاهی از روی استیصال درخواست کمک می‏کنند، گاهی ثبات و امنیت یک ملت را آماج خودشان قرار می‏دهند؛ مثل دیوانه‏ها به این طرف و آن طرف می‏زنند. رفتار آن‏ها، رفتار سیاستمداران منطقی و عاقل و باتدبیر نیست. البته بخش مهمی از این، انعکاس ناکامیهای آمریکا در مناطق مختلف است: ناکامی در افغانستان، ناکامی در عراق؛ این‏ها با وعده‏ی دموکراسی و آزادی و حقوق بشر وارد افغانستان و عراق شدند. امروز بعد از گذشت چند سال، وضعیت این دو کشور جوری است که هیچ ملتی آرزو نمی‏کند چنین وضعیتی داشته باشد؛ ناامنی، عقب‏افتادگی، فقر، تسلط روزافزون قدرتهای استکباری، پنجه انداختن به منافع ملیِ آن کشورها و نادیده گرفتنِ حقوق آن ملتها و البته پشت سرش ناکامیِ کامل در تأمین مقاصدی که اعلام کرده بودند یا مقاصدی که در دل داشتند و اعلام نکرده بودند.

ملت ایران ابرقدرت‏ها را شناخت، امروز هم می‏شناسد. موضع‏گیری‏های ملت ایران و مسئولان نظام جمهوری اسلامی در مقابل آمریکای جنایت‏کار، بر اساس همین معرفت عمیق است. امروز کیست که نداند دوران رئیس‏جمهوریِ کنونی آمریکا ناامن‏ترین دورانهای تاریخ اخیر بشری است؟ دوران بوش، دوران سیاه و تاریک، دوران ناامن‏تر شدن دنیا، دوران رشد تروریزم در سراسر دنیاست. این مُهر باطل و سیاه در تاریخ به نام او خواهد ماند. او البته تا چند ماه دیگر خواهد رفت، مشکلات را به نفر بعدی خود منتقل خواهد کرد، اما این پرونده در تاریخ همیشه گشوده است؛ هرگز بسته نخواهد شد. این‏ها برای جوانان هوشمند ما درس عبرت است. خود را بشناسید، عظمت آن فکری که این انقلاب و این نظام مقدس را پی‏ریزی کرد، بدانید. شعار «نه شرقی، نه غربی»، شعار رد و نفی استکبار و مستکبران، شعار استقلال ملت ایران، شعار اعتماد به این جوانهای مؤمن در هر نقطه‏ای از کشور، شعارهای زنده و جاوید ماست؛ هرکدام از دل پرحکمتی برخاسته است که با ارتباط با عالم غیب، با ارتباط با خدا، با بندگی خدا، آن مرد بزرگ، آن پیر فرزانه، آن حکیم دلاور آن‏ها را به ما ملت ایران آموخت.

من اعتقاد راسخ دارم که روزی خواهد آمد که همین رئیس‏جمهور کنونی امریکا و مسئولین امریکائی در یک دادگاه عادلانه‏ی بین‏المللی به خاطر فجایعی که در عراق به وجود آورده‏اند، گریبانشان گرفته شود و محاکمه شوند. آمریکائی‏ها باید جواب بدهند چرا از اشغال عراق دست برنمی‏دارند؛ باید جواب بدهند که چرا عراق را این‏طور امواج ناامنی و طوفانهای ناامنی و تروریستی فراگرفته. تروریسم را آمریکائی‏ها آوردند به عراق تحمیل کردند. باید جواب بدهند که در این کشور ثروتمند چرا پنجاه درصد مردم امروز بیکارند؛ چرا از خدمات عمومی در این کشور اثری نیست. مردم مشکل برق دارند، مشکل سوخت دارند، مشکل آب سالم و آب آشامیدنی دارند، مدارسشان ویران شده، دانشگاه‏هایشان ویران شده، مدرسه‏ای ساخته نشده، بیمارستان‏هایشان از حیّز انتفاع خارج شده. مردم نیازمند به بیمارستانند؛ کدام بیمارستان را آمریکائی‏ها ساختند؟ کدام بیمارستان را تجهیز کردند؟ کدام دانشگاه را ساختند یا تعمیر کردند؟ کدام جاده را درست کردند؟ کدام خط لوله را کشیدند؟ کدام آب آشامیدنی را وصل کردند؟ این‏ها جواب لازم دارد؛ این‏ها را بایستی آمریکائی‏ها جواب بدهند؛ نمی‏توانند شانه خالی کنند.

آرزوی ما رفاه مردم و آبادی و امنیت عراق است. از ناامنی‏هایی که در عراق اتفاق می‏افتد- کشتارهایی که روزانه در مسجدها، در حسینیه‏ها، در خیابان‏ها و اجتماعات رخ می‏دهد- و مردم بیچاره‏ی عراق را قربانی می‏کند، ما به‏شدت آزرده هستیم. کشتن مردم مظلوم جرم بزرگی است و فرقی نمی‏کند که این جرم را چه کسی مرتکب شود. مسلسل امریکایی‏ها هم که مردم عراق را قربانی می‏کند، مجرم است؛ عوامل بمب‏گذاری هم که اجتماعات مردم را منفجر می‏کنند و کودک و زن و مرد را می‏کُشند، مجرمند. البته ما متهم اولِ این حوادث را امریکا می‏دانیم. چرا؟ چون تروریسم عراق زیر چشم امریکاست. هزاران نیروی نظامی و اطلاعاتی و امنیتی و سیاسی از امریکایی‏ها امروز در همه جای عراق گسترده‏اند. اگر می‏خواستند ناامنی را در عراق از بین ببرند، می‏توانستند. بعضی‏ها معتقدند که قراینی هم بر این اعتقاد وجود دارد که این ترورها کار خود سرویس‏های جاسوسی امریکا و صهیونیست‏هاست؛ چرا؟ چون نمی‏خواهند این دولت موفق شود. ناامنی بهانه‏ی ادامه‏ی اشغال است. چون ناامن است، ما باید بمانیم؛ اگر برویم، آسمان به زمین می‏آید! آنچه در عراق پیش آمده، چیزی نیست که امریکایی‏ها می‏خواستند. آن‏ها یک دولت دست‏نشانده‏ی خودشان می‏خواستند؛ آن‏ها می‏خواستند عراق بظاهر حکومت مردمی داشته باشد، اما در باطن مزدور آن‏ها بر عراق حاکم باشد؛ ولی این‏طور نشد. ملت عراق همت کردند، مرجعیت همت کرد، نخبگان سیاسی عراق همت کردند و نگذاشتند این کار انجام بگیرد. کمااینکه امروز در تدوین قانون اساسی عراق هم دارند دخالت می‏کنند. امریکایی‏ها رسماً در تدوین قانون اساسی عراق دارند دخالت می‏کنند. به شما چه؟ بگذارید عراقی‏ها کارشان را بکنند. دخالت می‏کنند: فلان چیز باشد، فلان چیز نباشد. البته امریکا در عراق شکست خورده؛ در این تردیدی نیست. خرج زیادی کردند، اما وعده‏هایشان هیچ‏کدام تحقق پیدا نکرد؛ نفرت مردم عراق هم روز به روز از آن‏ها بیشتر شده. شاید امروز در کشور عراق هیچ عنصری منفورتر از جورج بوش نباشد. روز به روز هم نفرت ملت عراق از امریکایی‏ها بیشتر می‏شود. این نفرت، مخصوص ملت عراق هم نیست؛ در دنیای اسلام، در سطح جهان، بلکه در خود امریکا اعتراض‏ها علیه دولت امریکا به خاطر مداخله‏ی نظامی در عراق روزافزون است. در داخل امریکا هم همین‏طور است. اعتراض‏ها کشیده شده به نخبگان سیاسی امریکا؛ تند و زننده به دولتِ خودشان اعتراض می‏کنند. نظرسنجی هفته‏ی گذشته در امریکا نشان داد که اکثر مردم امریکا مخالف مداخله‏ی امریکا در عراق و ماندن امریکا در این کشور و ادامه‏ی اشغال هستند. نتایج را منفی می‏دانند، که درست هم فهمیده‏اند. امریکا در عراق شکست خورده است. این هیاهوی ظاهری دلیل موفقیت نیست. متهم کردن این و آن هم مایه‏ی تبرئه‏ی از اتهام نیست که امریکایی‏ها ایران و سوریّه را متهم می‏کنند که از مرزهای شما تروریست و مواد منفجره می‏آورند. این‏ها حرفهای بی‏معنا و مهملی است که تکرار می‏کنند. امنیت، دست آن‏ها و زیر چشم آن‏هاست. کیست در دنیا که نداند گروههای تروریستی‏ای که به نام آن‏ها امروز در عراق کاری انجام می‏گیرد، بعضی از آن‏ها ساخته‏ی دست خود آمریکایند؛ بعضی‏ها هم زیر نفوذ آمریکایند؟ کیست که نداند این‏ها دارند در عراق اختلاف بین سنی و شیعه ایجاد می‏کنند؟ کیست که نتواند حدس بزند که این‏ها می‏خواهند ناامنی باشد تا بتوانند بیشتر به‏ اشغال غیر قانونی و غیر مشروعِ خودشان ادامه دهند؟ آن‏ها مسئول و متهم‏اند. تروریست‏ها زیر چشم خود آن‏ها دارند حرکت می‏کنند؛ ما اطلاع داریم؛ این دیگر حدس نیست. در بعضی از مرزهای عراق تروریست‏ها زیر چشم خود امریکایی‏ها- و شاید با کمک خود آن‏ها- از اینجا به آنجا منتقل می‏شوند؛ آن وقت می‏آیند بیخود ایران یا سوریّه را متهم می‏کنند. ما 1300 کیلومتر با عراق مرز داریم؛ این مرزها را هم محکم گرفته‏ایم. البته در هر مرز محکمی ممکن است خروج غیر قانونی باشد. امریکایی‏ها بعد از سالهای متمادی هنوز نتوانسته‏اند مرزهای خودشان با مکزیک را ببندند؛ مرتب غیر قانونی افراد می‏آیند و می‏روند. بنابراین ممکن است غیر قانونی ترددی بشود، لیکن ما ایستاده‏ایم و نمی‏گذاریم. امنیت عراق، امنیت ماست؛ پیشرفت عراق برای ما یک دستاورد بزرگ است؛ ما این را می‏خواهیم. امیدواریم ملت عراق هرچه زودتر از محنتهایی که دچار آن شده است، نجات پیدا کند و این کشور ثروتمند از لحاظ طبیعی، بتواند به نقطه‏یی که شایسته‏ی آن است، برسد.

البته این را هم به شما عرض کنم؛ ملت ایران بدانند؛ کسانی که در گوشه و کنار نق می‏زنند و می‏گویند چرا به انرژی هسته‏یی چسبیده‏اید، غافلانه به نفع دشمنان ملت حرف می‏زنند؛ آن‏ها هم بدانند امروز مسأله‏ی انرژی هسته‏یی بهانه‏ی تهدیدهای امریکاست. ابرقدرت، شأن خود را در تهدید کردن می‏داند. قدرت سلطه‏گر و زورگو کارش با تهدید پیش می‏رود و ملتهای دنیا و خیلی از دولتها متأسفانه در مقابل تهدیدهای این‏ها کوتاه می‏آیند و این‏ها را بیشتر بر امورِ خودشان مسلط می‏کنند. کار آن‏ها تهدید است، و امروز بهانه‏ی تهدید آن‏ها انرژی هسته‏یی است. این هم که نباشد، بهانه‏ی دیگری مطرح می‏کنند. خودشان تروریست‏پرورترینِ دولت‏هایند، اما ایران اسلامی و مسلمانها را متهم به تروریسم می‏کنند! سربازان و نیروهای امنیتی امریکا بدترین جنایتها را در نقاط اشغالی عراق و در زندان ابو غریب مرتکب می‏شوند- که یک نمونه از این همه، جنایت زندان ابو غریب است؛ و الّا نظایر آن زیاد است- به انسانها اهانت می‏کنند، حقوق انسانها را لگدمال می‏کنند؛ چه در اینجا، چه در افغانستان، چه در زندانهای خودشان، چه در گوانتانامو؛ آنگاه دیگران را به نقض حقوق بشر متهم می‏کنند! تا آنجایی که بنده اطلاع دارم، هیچ دولتی را نمی‏شناسم که به قدر دولت امریکا ناقض حقوق بشر باشد.

شما به عرصه‏ی تحولات سیاسی دنیا نگاه کنید و اظهارات سخنگویان سیاستهای استکباری را در دنیا بشنوید؛ ببینید نقطه‏ی اصلی توجه آن‏ها چیست. البته شعار حقوق بشر و شعار مبارزه‏ی با تروریسم می‏دهند- در مورد ایران، علاوه‏ی بر این‏ها، نگرانی از ساخت بمب اتمی و دستیابی به انرژی هسته‏یی برای جنگ را هم مطرح می‏کنند- اما حقیقت قضیه غیر از این‏هاست. آن‏ها با استبداد مخالف نیستند. آن‏ها امروز به کشورهایی که در دولت‏هایشان حتّی دریچه‏ای به انتخاب و آزادی مردم باز نشده، دارند کمک می‏کنند؛ با آن‏ها همسو و همراه هستند و با استبداد مخالفتی ندارند. رژیم ایالات متحده چقدر حکومتهای کودتایی را تغذیه کرده، حمایت کرده، حفظ کرده؛ بنابراین آن‏ها به این مسئله اهمیتی نمی‏دهند. تروریسم را خود آن‏ها راه انداختند. همین کسانی که امروز نامشان به‏عنوان معروف‏ترین تروریست‏های دنیا در سرلوحه‏ی اظهارات آمریکایی‏هاست، مستقیم و غیر مستقیم ساخته و پرداخته‏ی سازمان جاسوسی امریکا هستند. این، چیزی نیست که از نگاه صاحب‏نظران سیاسی دنیا پوشیده باشد؛ این را همه می‏دانند. یک روز فکر می‏کردند حضور این افراد در مرز شرقی ما خواهد توانست جمهوری اسلامی را تضعیف کند؛ لذا خرج کردند، پول دادند، آموزش دادند، سلاح دادند. دو سه سال قبل، همین شارون جلاد، همین گرگ در لباس آدمی، روزی که سر کار آمد، صریحاً گفت من این تعداد از فلسطینی‏ها را ترور خواهم کرد- کلمه‏ی «ترور» را هم به کار برد!- امریکایی‏ها از او حمایت کردند؛ نگفتند تروریسم بد است؛ بخصوص اگر دولتی باشد. بنابراین این‏ها با ترور مخالف نیستند. این‏ها مخالفان خودشان را ترور کرده‏اند، بازهم می‏کنند. مسأله‏ی آن‏ها، مسأله‏ی دیگری است.

استکبار، همه‏ی ظرفیت توانائیهای خود را به میدان آورده است. در یک جا با فشار سیاسی، در یک جا با تهدید اقتصادی، در جائی با ترفند تبلیغاتی و در جائی دیگر- مانند عراق و افغانستان و پیش از آن در فلسطین و قدس با بمب و موشک و تانک و چکمه‏پوشان نظامی، به عرصه‏ی نبرد سرنوشت ساز وارد شده است.
مهم‏ترین ابزار این ددمنشان آدمی‏خوار، پرده‏ی نفاق و فریبی است که بر چهره‏ی خود کشیده‏اند. جوخه‏های تروریستی را تجهیز و به قصد جان بی‏گناهان روانه می‏کنند، و دم از مبارزه با تروریسم می‏زنند. از دولت تروریست و جلادی که فلسطین را غصب کرده، علناً پشتیبانی می‏کنند و مدافعان جان به لب رسیده‏ی فلسطینی را تروریست می‏نامند.

امروز شما مشاهده می‏کنید که در کشور عراق اشغالگران و سلطه‏طلبان با مردم چه جور رفتار می‏کنند؛ درحالی‏که ادعا می‏کنند به دنبال تروریست‏ها هستند، آحاد مردم را قتل عام می‏کنند. بمباران‏های مکرر شهرهای عراق، بمباران فلوجه، شهرک صدر، سامرا و دیگر شهرها، چطور می‏تواند برای مقابله‏ی با مشتی تروریست باشد؟! معنای مقابله‏ی با تروریسم و تروریست‏ها این است؟! کودکان معصوم و زنهای بی‏دفاع و انسانهای بی‏گناهی که در این بمباران‏های کور نابود می‏شوند، تروریستند؟! آیا با این رفتارها تروریسم ریشه‏کن شد یا تشویق شد؟ اگر نگوییم سازمانهای تروریستی شناخته‏شده، زیر نفوذ دستگاه‏ها و سرویسهای جاسوسی امریکا و اسرائیلند- که اگر کسی چنین ادعایی هم بکند، معلوم نیست خیلی گزافه گفته باشد- کمترین سخن این است که بگوییم تجاوز، زورگویی، قتل عام، قلدری، نادیده گرفتن حق یک ملت در کشور خود، تشویق‏کننده‏ی مقاومتهای مردمی و رشددهنده‏ی احساس گرایش به تروریسم در میان همین ملتهاست.
این رفتار، نسخه‏ی زشت دیگری در فلسطین اشغالی دارد. ببینید چه می‏کنند با این مردم! اردوگاه آوارگان را بمباران می‏کنند؛ به توپ می‏بندند؛ خانه‏های مردم را ویران می‏کنند؛ مزارع مردم را خراب می‏کنند؛ دهها نفر کودک و زن و مرد بی‏دفاع را به قتل می‏رسانند؛ به عنوان اینکه به دنبال مبارز فلسطینی می‏گردند!
دنیایی که چشم را بر این جنایتهای وقیحانه می‏بندد، نمی‏تواند ادعا کند که طرف‏دار حقوق بشر است و نمی‏تواند امیدوار باشد که خواهد توانست با تروریسم رو به رشد در دنیا مقابله کند؛ این‏ها مشوق تروریسمند.

به وضع دنیای اسلام نگاه کنید! ما سالها مسأله‏ی فلسطین را به‏عنوان زخم عمیق پیکر اسلامی همواره به یاد خودمان می‏آوردیم، امروز عراق هم اضافه شده است! ببینید که قدرتمندان با تکیه‏ی به زور چه می‏کنند. همه‏ی حرفهای غیر منطقی و غلط را با اتکاء به زور و با اتکاء به منطق سلاح و قدرت سیاسی و پولی به شکل حرف قابل دفاع و منطقی در دنیا مطرح و عمل می‏کنند. جرائمی را که در عرف همه‏ی ملتهای جهان جنایت و جرم است، علنی انجام می‏دهند و گاهی برای ظاهرسازی نامی هم روی آن می‏گذارند، درحالی‏که می‏دانند کسی آن را قبول نمی‏کند؛ اما گاهی حتّی اسم و نقابی هم روی آن نمی‏گذارند. دولت غاصب صهیونیست صریحاً اعلام می‏کند که من زبدگان فلسطینی را ترور می‏کنم و دولت امریکا هم رسماً و علناً از او حمایت می‏کند! این وضع نظام امروز جهانی است.
تروریسم- که مبارزه‏ی با آن بهانه‏ای برای قدرتمداری و اعمال زور دولت مستکبر امریکا شده است- صریحاً به‏عنوان یک کار مجاز و مشروع در زبان آن‏ها و در عمل حکام صهیونیست تحقق پیدا می‏کند، و همه هم با تکیه‏ی بر زور و قدرت سلاح. اشغال و تصرف نظامی عراق و تحقیر و به ذلت کشاندن یک ملتِ بافرهنگ و بزرگ، جرم بین‏المللی است؛ اما آن‏ها این کار را صریحاً و تحت عناوین حقوق بشر و دفاع از دموکراسی و آزادی انجام دادند، که هیچ‏کس هم در دنیا باور و قبول نمی‏کند؛ چون رفتار اشغالگران در داخل عراق درست عکس این موضوع را نشان می‏دهد و پیداست که به حقوق انسانها و به حق مردم برای تعیین حکومت هیچ اعتنایی ندارند و برای آن هیچ ارزشی قائل نیستند؛ خودشان نصب می‏کنند، خودشان حاکم معین می‏کنند، خودشان قانون می‏گذرانند و خودشان متخلف از قانون را بدون هیچ‏گونه محاکمه‏یی مجازات می‏کنند؛ آن‏هم مجازات کشتار. ببینید در عراق چه می‏گذرد! این وضع امروز امت اسلامی است.

ایران اسلامی را در تبلیغات جهانی خود مورد تهمت قرار می‏دهند و می‏گویند از تروریسم حمایت می‏کند، یا تروریست‏ها را پناه می‏دهد. این یک دروغ بی‏شرمانه و بسیار وقاحت‏آمیز است. اگر منظور از تروریست کسی است که برای اغراض خود، جان بی‏گناهان را هدف قرار می‏دهد، پس امروز بزرگترین تروریست‏ها زیر دامان امریکا فعالیت می‏کنند. امروز رژیم صهیونیستی مظهر کامل تروریسم است. شما ملاحظه کنید؛ هر روز که می‏گذرد، عناصر تروریستِ رژیم صهیونیستی، انسان‏هایی را که در خانه‏ی خود، روی خاک خود و در سرزمین خود زندگی می‏کنند، مورد تهاجم قرار می‏دهد. افکار عمومی ما فراموش نکرده است که در چند سال قبل و در همسایگی ما، دلارهای امریکا و وابستگان امریکایی یک عدّه تروریست متعصّب را برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی به وجود آوردند؛ اما نتوانستند از طرح خائنانه‏ی خود استفاده کنند و امروز همان لقمه در گلوی خودشان گیر کرده است. با ایجاد تعصّبات تند و شدیدِ ضدّ ایرانی و ضدّ نظام اسلامی، عدّه‏ای را به کارهای تروریستی وادار کردند؛ اما امروز خودشان اسیر آن‏ها شده‏اند.
ایران را به تروریسم متّهم می‏کنند! ایران طرف‏دار تروریست‏ها نیست، به هیچ تروریستی هم پناه نمی‏دهد و نداده است؛ اما جمهوری اسلامی معتقد است در سرتاسر دنیای اسلام، میلیونها جوان و انسان آزاده، لبریز از کینه و نفرتِ ستمگران و اشغالگران امریکایی هستند. شما نمی‏توانید این‏ها را تروریست بدانید. نمی‏توانید اسم میلیونها انسان را در عراق و مصر و عربستان و شمال آفریقا و پاکستان و افغانستان تروریست بگذارید. امروز میلیونها انسان هستند که ظلم نیروهای امریکایی را می‏بینند- چه به افغانستان دیروز و چه به کشور مظلوم عراق امروز- این‏ها تروریستند؟! مجاهدین فلسطینی که از سرزمین خود دفاع می‏کنند، تروریستند؟! مردمِ مظلومِ فلسطین که هر روز با تانکها و آتش پُرحجم و انبوه نظامیان صهیونیست مواجهند و از خود دفاع می‏کنند، تروریستند؟! جوانانِ مؤمنِ لبنانی که در مقابل تهاجمِ بی‏وقفه‏ی اسرائیل ایستادند و با نثار جان خود توانستند صهیونیستها را از لبنان عقب برانند و امروز هم وجود آن‏ها موجب شده است که اسرائیل جرأت نکند به لبنان حمله کند، تروریستند؟! اگر جوانان مؤمنِ مبارز لبنانی نبودند، اسرائیل برای آمدن تا شهر بیروت هم برای خودش مانعی نمی‏دید؛ کمااینکه آمد. جنوب لبنان سالها در اشغال آن‏ها بود؛ تا بیروت آمدند و آن همه فاجعه‏آفرینی کردند، که ممکن نیست از یاد کسی برود. جوانان مؤمن لبنانی دست را از آستین درآوردند؛ به بیداری‏ای که امام بزرگوار ما به دنیای اسلام داد، لبّیک گفتند و ایستادند. امروز به‏خاطر وجود این جوانان، اسرائیل جرأت نمی‏کند به لبنان حمله کند. این‏ها تروریستند؟! تروریست‏ها کسانی هستند که با ملتها در خانه‏های خودشان مقابله و مبارزه می‏کنند.

پرچم مبارزه با تروریسم را به دست گرفته‏اند و هنوز هم بدون خجالت، ادّعای خود را تکرار می‏کنند؛ اما با منافقین که دستشان به خون ملت ایران و کردهای عراق و شیعیان این کشور آغشته است- که در قضیه‏ی انتفاضه‏ی سال 1369 عراق که صدّام شیعیان را در جنوب عراق و در مناطق زیادی از این کشور قتل عام کرد، منافقین در کنار صدّامیها با شیعیان جنگیدند- همکاری می‏کنند! ترور، کار آن‏هاست؛ خودشان هم اقرار و به آن افتخار می‏کنند؛ دنیا هم این‏ها را تروریست شناخته است؛ اما امریکا این‏ها را زیر بال گرفت! معلوم شد تروریسم بد است، آن‏وقتی که نوکر امریکا نباشد؛ اما اگر تروریسم نوکر امریکا شد، نه، خیلی خوب است و هیچ اشکالی هم ندارد! این، بوته‏ی آزمایش است؛ نشان می‏دهد که مبارزه با تروریسم یعنی چه؛ دمکراسی یعنی چه.

همین رئیس‏جمهور امریکا از حرکات حکومت غاصب اسرائیل دفاع کرده و می‏گوید اسرائیل از خودش دفاع می‏کند! اسرائیل این کشتارها را انجام می‏دهد و او می‏گوید اسرائیل از خودش دفاع می‏کند و کار او را مبارزه با تروریسم به حساب می‏آورد! آیا کشتن زن و کودک و جوان و خراب کردن خانه‏های گِلی فلسطینیان با بولدوزر، این دفاع از خود است؟! آن کسی که از خود دفاع می‏کند ملت فلسطین است. آن کسی که از جور و ستم غاصبِ اشغالگر به جان آمده است، همین زن و مرد فلسطینی است که دیگر قدرت تحمّلش را از دست داده و راه چاره را در این دانسته که به صحنه بیاید. کی حاضر است جوانش برود در یک واقعه‏ی خونین و یک ساعت دیگر به قتل برسد! این است که یک مادر، جوان خودش را در آغوش می‏گیرد، می‏بوسد اما گریه نمی‏کند. می‏گوید من این را می‏فرستم. ببینید شما بر سر این مادر چه آورده‏اید؟! شما ببینید بر سر این ملت چه آورده‏اید که حاضر است به این نحو جوانش را به میدان بفرستد و می‏گوید اگر صد جوان هم داشته باشم می‏فرستم که این‏گونه کشته شوند. شما با این ملت چه کرده‏اید که یک دختر هفده، هجده‏ساله حاضر است به خودش بمب ببندد، در بین دشمنان صهیونیست برود و خودش را از بین ببرد که آن‏ها از بین بروند. شما همه‏ی راه‏ها را جلوِ این‏ها بسته‏اید. آن وقت می‏گوید دولت اسرائیل از خودش دفاع می‏کند! دفاع این است؟! این حرف منطقی است؟ این حرف شایسته‏ی یک‏ رئیس‏جمهور است؟ این حرف شایسته‏ی آن دولتی است که خودش را رهبر دنیا می‏داند و می‏گوید همه‏ی دنیا باید از من اطاعت کنند؟ مردم دنیا بیایند از این برهان سخیف و از این منطق ضعیف پشتیبانی و اطاعت کنند؟ یک ملت را تحقیر کرده‏اید، با حیله و خشونت خانه‏اش را از او گرفته‏اید، زندگیش را تباه و سیاه کرده‏اید، روزانه او را تحقیر می‏کنید، از این شهر به آن شهر که می‏رود، در خانه‏ی خود و در کشور خود باید به وسیله‏ی بیگانه‏ها کنترل شود. یک‏وقت اگر هجوم بیاورند یکی را بکشند، هیئت دولتشان می‏نشیند تصویب می‏کند که این آدم‏ها را هرجا دیدید ترور کنید! دنیا چنین چیزی را دیگر کجا سراغ دارد، غیر از این صهیونیستها؟ آن وقت به این ملت می‏گوید تروریست و در دفاع از این تروریست‏های وقیح و درنده و مفتضح می‏گوید: از خودشان دفاع می‏کنند. آیا می‏شود دولت امریکا موضعی بدتر از این بگیرد؟ اقدام اسرائیل هم با همین تأییدهای آمریکا شروع شد. اگر آمریکا تأیید نمی‏کرد، اگر چراغ سبز نشان نمی‏داد، اگر قول حمایت نمی‏داد، این‏ها جرأت نمی‏کردند این طور وارد شوند. پشتشان به حمایتهای بی‏منطق امریکا گرم است، لذا این همه جنایت می‏کنند. بنابراین امریکا در همه‏ی جنایاتی که امروز در فلسطین اتّفاق می‏افتد، شریک جرم است.
توجّه کنید! انتفاضه‏ی ملت فلسطین، قیام یک ملت است. ملت فلسطین دست خود را از آستین بیرون آورده است؛ این را به گردن این و آن نیندازید. یک ملت قیام کرده، شرف او و عزّت او و هویّت و آگاهی او، او را به میدان کشانده، حال به این‏ها می‏گویید تروریست؟! این‏ها تروریستند؟! اگر دولت اسرائیل ادّعا می‏کند که با یک گروه معدود مواجه است پس چرا وارد خانه‏ی مردم می‏شوند؟ چرا خانه‏ها را ویران می‏کنند و چرا در کوچه و بازار این همه جنایت می‏آفرینند؟ بروید با همان گروه معدود روبه‏رو شوید. زن و بچه‏ی مردم چه گناهی کرده‏اند؟ منطق غلط اندر غلط، مقدّمات غلط، استنتاج غلط؛ آن وقت چنان حرفهایی را یک رئیس‏جمهور جلوِ چشم مردم دنیا بر زبان می‏آورد و برای خالی نبودن عریضه هم این دولت و آن دولت- جمهوری اسلامی، عراق، سوریّه و دیگران- را متّهم می‏کند. این ادّعاها امریکا را در چشم مردم جهان منفور می‏کند؛ این‏ها توجّه ندارند. امروز در دنیای اسلام هیچ دولتی منفورتر از دولت امریکا نیست.

حوادث شهریورماه نیویورک بهانه‏ی زورگوئی‏های روزافزون کاخ سفید و جنایتهای بی‏سابقه‏ی دولت صهیونیست در فلسطین شده است. پس از عملیات فاجعه‏باری که آمریکا در افغانستان به بار آورد، چهره نظامی و خشن دولت ایالات متحده، روز به روز بیش از گذشته فضای جهانی را به ناامنی و جنگ و کشتار تهدید می‏کند. مبارزه با تروریسم و دفاع از صلح در خاورمیانه به بهانه‏هائی برای خشونت‏طلبی و زورگوئی آمریکا و پوششی برای سلطه‏طلبی و دست‏اندازی به منافع و منابع حیاتی ملتها تبدیل شده‏اند.
شوخی زشتی است که بانی بیشترین ترورها، و به راه‏اندازنده‏ی بیشترین کودتاها، و تولیدکننده‏ی مهلکترین سلاحها، و پشتیبانی‏کننده‏ی خطرناک‏ترین تروریست‏ها، مدّعی رهبری مبارزه‏ی بحقّ جهانی با تروریسم باشد. و طعنه‏زنیِ وقیحانه‏ای به حقیقت است که کشتار زن و مرد و کودک فلسطینی و خراب کردن خانه‏ی فلسطینیان بر سرشان و بیرون راندن آنان از میهن آباء و اجدادیشان، طرف‏داری و دفاع از صلح نام گیرد.
ایران اسلامی از سوی سردمداران کاخ سفید به اخلال در روند صلح خاورمیانه متصف می‏گردد. غافل از اینکه تجاوز ناعادلانه به حقوق ملت فلسطین و غصب سرزمین آنان که به‏دروغ، صلح نام گرفته است برای ناکامی و بی‏سرانجامیِ خود، محتاج اخلال کسی و دولتی نیست. این روند ظالمانه به خودیِ خود، محکوم به زوال و ناکامی است، و بیداری غیورانه و فداکارانه‏ی امروز ملت فلسطین از نشانه‏های حتمی آن است.
ایران اسلامی پرچم اسلامِ عزّتمند و و روشن بین و رستگارکننده و آزادی‏بخش را با تهدید زورگویانه‏ی مستکبران از دست فرونمی‏نهد. ایران اسلامی تروریسم را دشمن سعادت بشر می‏داند و بهای گزافی را در مبارزه با تروریست‏های دست‏پرورده‏ی آمریکا و اسرائیل پرداخته است. ایران اسلامی تسلیم زور و تهدید و مرعوب چهره‏ی عبوس استکبار نمی‏شود. ملت و دولت ایران مواضع شجاعانه و مستقل و خردمندانه‏ی خود را که درس ماندگار امام خمینی عظیم است، قدر می‏دانند و از آن دفاع می‏کنند. راه‏پیمائی پرصلابت و سراسری ملت ایران در 22 بهمن امسال پاسخ هوشمندانه‏ای بود به یاوه‏سرایانی که به گمان باطل خود خواستند میان مردم و نظام اسلامی یا میان ارکان اصلی نظام، جدائی و فاصله را القاء و یا تبلیغ کنند. ملت و دولت ایران تهدیدها و جنگ‏افروزی‏های آمریکا را که حاکی از تجاوزطلبی و وحشیگری است محکوم می‏کنند و منطق ضعیف و رویکرد خشونت‏طلبی آن رژیم را نشانه‏ی ضعفها و گسست‏های اساسی و عمیق در بنیان نظام ظالمانه‏ی استکباری می‏دانند.

رژیم آمریکا که بیشترین ترورها را در طول سالهای متمادی به راه انداخته، بیشترین دشمنی را با حکومتهای مستقل آسیا و آفریقا و آمریکای جنوبی سازمان‏دهی کرده، مرتجع‏ترین حکومتهای کودتائی و تحمیلی را زیر حمایت خود گرفته، پرشمارترین سلاح مرگ‏بار را به سراسر جهان فرستاده، خطرناک‏ترین تروریست‏ها را به دست خود به میدان گسیل داشته یا در دامن خود بزرگ کرده، بیشترین افراد غیر نظامی را به خاک و خون کشیده، مظلوم‏ترین ملت جهان یعنی ملّت فلسطین را از طبیعی‏ترین حقوق انسانی محروم دانسته و به درنده‏ترین رژیم‏های جهان یعنی رژیم صهیونیستی بیشترین کمک را کرده، دهها سال رژیم جبّار و فاسد پهلوی را برپا نگهداشته و با ملّت ایران در صحنه‏ی اقتصادی و نظامی و سیاسی زشت‏ترین جفاها و خیانتها را روا داشته، اکنون نظام مردمی و مستقل و آزاده‏ی ایران را به طرف‏داری از تروریسم و نقض حقوق بشر و تولید یا فروش سلاح متهم می‏کند!

آمریکاییها باطن خود را نشان دادند. رئیس‏جمهور امریکا در نطق اخیرش، مثل کسی حرف می‏زند که تشنه خون انسان‏هاست! کشورها و ملتها را تهدید و متّهم می‏کند. همه دنیا می‏دانند که شیطان بزرگ، امریکاست؛ این یک حرف متّکی به دلیل است. این عنوان «شیطان بزرگ» برای امریکا، یک نام‏گذاری بی‏دلیل نبود. شما به تاریخ سی، چهل سال گذشته نگاه کنید؛ بیشترین کارشکنی را نسبت به نهضتهای مردمی و مستقل، امریکا کرده است. بیشترین ترور شخصیتهای مؤمن پاک‏دامن را در دنیا، دستگاه جاسوسی سیای امریکا کرده است. بیشترین حمایت را از رژیمهای ضدّ مردمی در دنیا، امریکا کرده است. بیشترین فروش اسلحه و سلاحهای مرگ‏بار را در دنیا امریکا کرده است. بیشترین چپاول و غارت را نسبت به ثروتهای ملتها، امریکا کرده است. این‏ها شیطنت است؛ پس بزرگترین شیطانهاست. البته این کارها را شیطانهای دیگری هم در دنیا می‏کنند، اما هیچ‏کدام به شیطنت امریکا نیستند؛ پس او حقّاً شیطان بزرگ است.

از سوی دیگر در چند روز اخیر، چنین تهاجمی را همدست امریکا- یعنی دولت غاصب صهیونیستی- در شهرهای فلسطین علیه مردم مسلمان این سرزمین به راه انداخته است و با تانک و هواپیما و چرخ‏بال و ناوچه‏ی جنگی، به خانه‏های بی‏دفاع مردم، غیر نظامیان، کودکان، مدرسه‏ها و بیمارستانها حمله کرده است. اوضاع عجیبی است! امّت اسلامی باید خیلی زود استنتاج کند و از این غفلت خارج شود. گوشه گوشه‏ی دنیای اسلام مورد تهاجم است. آقایان مژده هم می‏دهند که ما به اینجا اکتفا نخواهیم کرد؛ به بعضی کشورهای دیگر هم حمله می‏کنیم! اسم عراق و سومالی را می‏آورند. بناست دنیای اسلام مورد تهاجم کسانی باشد که به نام مبارزه با تروریسم، وارد میدانهای گوناگونی می‏شوند تا منافع خود را تأمین کنند و با بزرگترین دستگاه تروریستی عالم- یعنی حکومت صهیونیستی- نه فقط مبارزه نمی‏کنند، بلکه از آن پشتیبانی نیز می‏کنند. اگر حمله کردن با تانک به خانه‏های مردم، تروریسم نیست، پس تروریسم چیست؟! اگر موشک‏باران خانه‏های مردم به وسیله‏ی هواپیماهای اف- 16 و چرخ‏بالهای جنگی، تروریسم نیست، پس تروریسم چیست؟!

آمریکاییها با شعار مبارزه با تروریسم، به ملت افغانستان حمله کردند. در افغانستان چند نفر را به عنوان تروریست معرفی کردند؛ اما با ترور مردم فلسطین و حملات وحشیانه علیه آن‏ها، نه فقط مخالفت نکردند؛ بلکه تأیید هم کردند! واقعاً برای مردم و افکار عمومی دنیا، بسیار مایه‏ی عبرت است. این‏ها چه می‏گویند؟ چه طور رویشان می‏شود دم از حقوق بشر و آزادی و حقوق ملتها بزنند؟! با ملتی در خانه‏ی خودش، این‏گونه رفتار خشن و سبعانه و بی‏رحمانه‏ای بشود؛ اما نه فقط مخالفتی صورت نگیرد، بلکه همراهی هم بشود! متأسفانه هم دولت امریکا و هم دولت انگلیس، در مقابل افکار عمومی، بسیار بد امتحان دادند. به نظر من مسئولان امریکا، ملت امریکا را در تاریخ شرمنده کردند. مسئولان انگلیس، ملت انگلیس را در تاریخ منفعل و شرمنده و خجالت‏زده کردند. این‏ها در رأس حکومتها و ملتهایی قرار دارند و با این همه ادّعا، در مقابل این جنایت عظیم بشری حتّی بی‏تفاوت نمی‏مانند؛ بلکه حمایت هم می‏کنند!

رفتار و اظهارات دولت امریکا و مسئولان امریکایی در این قضیه، بسیار متکبّرانه و مغرورانه و برخاسته‏ی از روح استکبار بود و هست. اظهاراتی می‏کنند که با هیچ منطقی سازگار نیست. البته به حیثیّت آن‏ها خیلی لطمه خورده و آبروی امنیّتی‏شان در دنیا به شدّت خدشه‏دار شده است؛ اما این دلیل نمی‏شود که برای جبران یک تحقیر، باز چهره‏ی استکباری و قیافه‏ی خشمگین به خود بگیرند؛ یعنی‏ مردم دنیا! ما عصبانی هستیم؛ روی حرف ما حرفی نزنید! یعنی کسی جرأت نکند در مقابل حرفی که آن‏ها می‏زنند، حرفی بر زبان جاری کند؛ به خیال اینکه می‏شود ملتها و انسانها و دولتهای مستقل را با این شیوه‏ها از میدان خارج کرد. از جمله‏ی این حرفها این است که هرکسی با ما- یعنی با آمریکاییها- نباشد، با تروریست‏هاست! این حرفِ بسیار غلطی است؛ نخیر، این‏طور نیست. خیلی‏ها در کنار امریکا هستند، اما از همه‏ی تروریست‏های عالم خطرناک‏ترند. امروز دولت اسرائیل خطرناک‏ترین تروریست‏ها را در خود دارد. آن‏هایی که در رأس این دولتند، کسانی هستند که در فاجعه‏بارترین قضایای تروریستی، خودشان شخصاً دستور داده‏اند و شرکت داشته‏اند؛ الآن هم هر روز ترور می‏کنند و در کنار امریکا هم هستند. بنابراین، این‏طور نیست که هرکس با شما بود، با تروریست‏ها نیست. نخیر؛ سرسخت‏ترین و خبیث‏ترین تروریست‏ها الآن در کنار شمایند. نقطه‏ی مقابل نیز همین‏طور است؛ هرکس با ما نباشد، با تروریست‏هاست؛ نخیر، ما با شما نیستیم، با تروریست‏ها هم نیستیم.

در ذهن مسئولان امریکا، مفهوم تروریسم، مفهوم غلطی است. آن‏ها تروریسم را بد معنا می‏کنند؛ به گونه‏ای معنا می‏کنند که کشتار دسته‏جمعی و قتل عامِ مردم صبرا و شتیلا- که دو اردوگاه فلسطینی بودند- در یک شب به دستور همین کسی که امروز در رأس حکومت غاصب صهیونیستی است، تروریسم به حساب نمی‏آید!
چند سال قبل از این، گروه زیادی از مردم قانای لبنان جلوِ دفتر نمایندگی سازمان ملل در این کشور برای شکایت جمع شده بودند؛ اما هلیکوپترهای اسرائیلی آمدند و چند صد نفر آدم را- که در میانشان زن بود، مرد بود، بچه بود، گرسنه بود، تشنه بود- به رگبار بستند و همه را کشتند! آمریکاییها این را تروریسم نمی‏دانند! بارها به لبنان آمده‏اند و افرادی را ربوده‏اند و یا کشته‏اند؛ اما هیچ‏کدام از این‏ها مصداق تروریسم نیست! دولت غاصب صهیونیستی در یکی دو ماه پیش رسماً تصویب کرد که باید عناصری از فلسطینیها ترور شوند- حتّی اسم ترور را آوردند- ترور هم کردند؛ ماشین‏شان را منفجر کردند و افراد متعدّدی را کشتند؛ اما هیچ‏کدام از این‏ها مصداق تروریسم نیست؛ ولی مردم فلسطین که برای دفاع از سرزمین و استنقاذ حقِّ پامال‏شده‏ی خودشان قیام می‏کنند، فریاد می‏کشند و سنگ در دست دارند، اسلحه هم ندارند، تروریستند! منطق آمریکاییها این است. این منطقِ غلطی است و دنیا آن را قبول نمی‏کند.
مطلب بعدی این است که می‏گویند تروریستِ خوب و تروریستِ بد نداریم؛ همه‏ی تروریست‏ها بدند؛ اما خودشان عملًا تروریسم را به تروریسمِ خوب و تروریسمِ بد تقسیم می‏کنند! در آسمان خلیج فارس، هواپیمای ایران را با صدها نفر مسافر، بدون هیچ دلیل و بهانه‏ای منفجر می‏کنند؛ افراد را در دریا تکّه‏پاره و غرق می‏کنند؛ بعد فرمانده آن ناو را نه فقط محاکمه و توبیخ نمی‏کنند، و نه فقط از ایران عذرخواهی نمی‏کنند، بلکه به فرمانده آن ناو جایزه می‏دهند! این شد
تروریسمِ خوب! منطق، منطقِ غلطی است. مفهوم، مفهومِ نادرستی است که توقّع دارند برای همین مفهوم نادرست، همه‏ی دنیا بسیج شوند و پشت سر آن‏ها راه بیفتند و هر کاری که آن‏ها می‏خواهند بکنند، بقیه نه فقط اعتراض نکنند، بلکه همه باید به آن‏ها کمک هم بکنند!

در دنیا آبروی خیلی‏ها رفت. در قضیه‏ی فلسطین و ایران، آبروی قدرتهای بزرگ جهانی بر زمین ریخت؛ ملتهای دنیا شناختند که در اظهارات این‏ها، ادّعاهای پوچ حقوق بشر و ضدّیت با تروریسم چقدر حقیقت دارد. شما ببینید امروز دولت امریکا ادّعا می‏کند که با تروریسم مخالف است؛ در همین حال رژیم صهیونیستی در سطح دولت تصمیم می‏گیرد که افراد مشخصی را- بیست و چند نفر را معیّن کرده است- ترور کند! این یک تروریسم رسمی دولتی است؛ درعین‏حال دولت امریکا از این‏ها حمایت می‏کند! آیا این، دروغ‏گویی رژیم امریکا را اثبات نمی‏کند؟! ادّعا می‏کنند که طرف‏دار حقوق بشر و حقوق کودکان و حقوق زنانند؛ اما در داخل فلسطین، ناگهان با بلدوزرهای صهیونیستها، سقف روی سر کودک چندماهه و زن بی‏پناهِ در خانه‏ی خود نشسته، فرود می‏آید و این‏ها لب نمی‏جنبانند و اخم نمی‏کنند! این کار، آبروی این‏ها را در برابر ملتهای دنیا می‏برد.

کاری را که سیاستمداران دنیا- چه امروز و چه در طول قرنهای گذشته- انجام می‏دادند و حرفی را که بر زبان می‏آوردند و به آن اعتقاد قلبی نداشتند و چهره و قیافه‏ای را که به خود می‏گرفتند و با باطن آن‏ها به‏کلّی متفاوت بود، در امیر المؤمنین وجود نداشت. امروز شما نگاه کنید؛ حرفهای زیبا و قشنگ بر زبان سیاستمداران عالم بسیار جاری می‏شود- نام انسان، نام حقوق بشر، نام مردم‏سالاری، نام صلح، نام قداست- اما در دلها و در عملها، از این حقایق هیچ‏گونه خبری وجود ندارد. این وضعیت، قبل از دوران امیر المؤمنین هم بود؛ امروز هم وجود دارد. امیر المؤمنین- آن قلّه‏ی بلند انسانیت- در این جهت برخلاف اغلب سیاستمداران عمل کرده است. خصوصیت او این بود که اگر اسم مردم را می‏آورد، برای آن‏ها حقیقتاً ارزش قائل بود؛ نه مثل کسانی که در سطح بین‏المللی از هرچه تروریست حرفه‏ای است- که امروز حکّام صهیونیست در دنیا تروریست‏های حرفه‏ای هستند- از هرچه غارتگر بین‏المللی است- که امروز پشت صحنه‏ی قدرتهای استکباری، زرسالاران و چپاولگران بین‏المللی هستند- از هرچه انسان نانجیب و متجاوز به حقوق انسان است، عملًا حمایت و پشتیبانی می‏کنند و خجالت هم نمی‏کشند و بر زبان نام حقوق بشر و انسان و مردم‏سالاری را جاری می‏کنند و طلبکار ملتها هم می‏شوند! نظام جمهوری اسلامی را که یقیناً یکی از مردمی‏ترین نظامهای عالم و متّکی به آرای قشرهای عظیم مردم و گره‏خورده‏ی با عواطف و احساسات و ایمان آن‏هاست، به عنوان نظام مردم‏سالار قبول ندارند؛ اما نظامهای حکومت مطلقه‏ی فردی و سلطنتهای موروثی و نظامهای کودتا و آنجایی که بچه‏های دبستانیِ آن از آسیب نیروهای امنیتی‏شان در امان نیستند و به دست آن‏ها به قتل می‏رسند، آن‏ها را به عنوان نظامهای معتقد به حقوق بشر می‏شناسند! این یک مضحکه‏ی سیاسی و جهانی است. سیاستمداران نظامهای غیر الهی مایلند همه‏ی انسانهای عالم، دستخوش چنین بازیچه‏هایی باشند.

مسأله‏ای که برای نظام به اصطلاح لیبرال دمکراسی که نه لیبرال است، نه دمکراسی؛ یعنی نظام استکبار و استثمار جهانی و کمپانیهای صهیونیستی و همپیمانان و همراهانشان مطرح است، هیچ‏چیز نیست جز اینکه بتوانند از مراکز قدرت خودشان، کاملًا انحصارطلبانه و تمامت‏خواهانه، کنترل همه‏ی مراکز اساسی منافع جهانی را در اختیار داشته باشند. انقلاب را به انحصارطلبی متّهم می‏کنند، برای اینکه انقلاب از سر راه انحصارطلبی آن‏ها برخیزد. دنیا را به عنوان دهکده‏ی جهانی معرفی می‏کنند، برای اینکه کدخدایی این دهکده را در اختیار بگیرند. شعار وحدت فرهنگی و جهانی‏گری فرهنگی می‏دهند، برای اینکه فرهنگ خودشان را بر تمام فرهنگهای عالم مسلّط کنند. در زمینه‏ی مسائل مربوط به خودشان، در زمینه‏ی فرهنگ غربی، در زمینه‏ی فرهنگهایی که زمینه‏ساز استعمار بوده، اجازه‏ی کوچک‏ترین خدشه و مناقشه‏ای در سطح بین‏المللی به هیچ‏کس نمی‏دهند؛ اما از شما می‏خواهند که در فرهنگ و باورها و عواطف و اصولِ خودتان معتقد به تکثّر و چندقرائتی باشید؛ اجازه بدهید در ایمان و فکر و فرهنگ و پایه‏های مستحکم اصولی شما هرکس طبق برداشت خودش حرف بزند و اظهار نظر کند؛ اما نسبت به خودشان چنین چیزی را اجازه نمی‏دهند! هیچ‏کس در سطح دنیا اجازه ندارد نسبت به منافع امریکا نگاه چند قرائتی داشته باشد. هرجا منافعشان اقتضاء کند، با قاطعیت وارد می‏شوند. اگر بپرسند بر چه اساس وارد شده‏اید، یک مبنای فکری هم برایش درست می‏کنند! همین چند روز قبل از این، گفته شد که طرحی در کنگره‏ی امریکا مطرح شده که رئیس‏جمهور این کشور حق داشته باشد مخالفان خودش را در هر نقطه‏ای از دنیا ترور کند! اگر بپرسند چرا، استدلالی برای آن مطرح می‏کنند؛ استدلالی که توجیه‏کننده‏ی منافع امریکاست؛ اما از من و شما می‏خواهند ما هم با همان دید به آن استدلال نگاه کنیم و با همه‏ی وجود و با همه‏ی ایمان آن را بپذیریم. زورگویی از این بالاتر؟!

اوّلین بار چه کسانی اسم خشونت را به عنوان یک نقطه‏ی منفی برای کشور ما در دنیا مطرح کردند؟ همان کسانی که دستشان تا مرفق در خون بی‏گناهان فرورفته است یعنی آمریکاییها همان کسانی که تابه‏حال هرکسی را می‏خواستند، در دنیا غیر قانونی ترور می‏کردند؛ اما حالا می‏خواهند آن را قانونی کنند! این‏ها هستند که از خشونت دم می‏زنند و خشونت را تقبیح می‏کنند. رادیوی صهیونیستی و صهیونیستها هستند که راجع به خشونت بحث می‏کنند. این‏ها به صورت مسائل سیاسی و تبلیغاتی مطرح می‏شود. چیزی نیست که انسان بتواند آن را به عنوان یک واقعیت در نظر بگیرد، تا بخواهد در باره‏ی آن اظهار نظری کند. از این هم نباید غفلت کرد. عدّه‏ای تشنه‏ی قدرتند، یا مریضند و یا سفیه‏اند؛ لذا همان حرفها را مجدّداً تکرار می‏کنند.

همچنان که می‏بینید، دستگاه‏های استکباری بیست سال است جمهوری اسلامی ایران و ملت ایران و امام بزرگوار ما و دلسوزان این ملت را به اموری متّهم می‏کنند که با خود آن‏ها مناسب است. می‏گویند ناقضین حقوق بشر؛ در حالی که بزرگترین ناقض حقوق بشر آن‏ها هستند. می‏گویند طرف‏داران تروریسم؛ در حالی که بانیان و طرف‏داران تروریسم خود آن‏ها هستند. امروز از دولت صهیونیسم، تروریست‏تر در دنیا کیست؟ از بسیاری از دولتمردانی که امروز در سطح دنیا مطرحند، ظالم‏تر و متجاوزتر به حقوق انسان کیست؟ بشریّت از چه کسانی و از چه قدرتهایی بیشتر صدمه دیده و رنج برده است؟ مایه‏ی عقب‏افتادگی آسیا و آفریقا و امثال آن‏ها کیست؟ کدام دولت‏هایند که سالهای متمادی ملتها را در زیر تیغ استعمار نگاه داشته‏اند؟ آنچه آن‏ها داشتند، ربودند؛ نفت آن‏ها را مفت و ارزان بردند؛ ثروتهای زیر زمینی آن‏ها را بردند؛ فرهنگشان را نابود کردند؛ از پیشرفت و ترقّی و پیمودن قافله‏ی علم، آن‏ها را مانع شدند. این‏ها مستکبرین عالم و همین دولتهایی که امروز در دنیا دم از حقوق انسان می‏زنند، هستند. این‏ها بزرگترین بلاهای بشریّتند.

صهیونیستها اوّل با کمک انگلیس، بعد با کمک امریکا و بسیاری از کشورهای دنیا و با انواع و اقسام کارهای خیانتکارانه و تروریستی و ایجاد وحشت و ارعاب، توانستند این حکومت صهیونیستی را در داخل اراضی اشغالی به وجود آورند. چهل، پنجاه سال را هم که بگذرانند، باز یک نکته‏ی اصلی حل نشده است و آن این است که آدم صهیونیستِ غاصب نمی‏تواند در این خانه‏ی غصبی خواب راحت بکند؛ امنیت ندارد. بله؛ این واقعیت است. پول دارند، فناوری مدرن و فوق مدرن دارند، حمایت سیاسی قدرتهای استکباری را دارند، اسلحه دارند، وسایل شکنجه دارند، فلسطینیها را در همه جا، حتی نوجوانان را در داخل مدارسشان تعقیب می‏کنند همه‏ی این‏ها به جای خود محفوظ اما خدای متعال آسایش و راحتی را از آن جمعِ آسایش و راحت‏طلب و ترسو باز گرفته است؛ چون فلسطین زنده است، چون ملت فلسطین زنده است، چون جوانان فلسطین زنده‏اند.

در همین قضایای اخیر، آنچه که در سودان و افغانستان اتّفاق افتاد، به‏هیچ‏وجه مورد قبول انسانهای مستقلّ دنیا نیست. نمی‏شود قبول کرد که دولتی به اتّکای اینکه می‏تواند به خاک یک کشورِ دوردست و به یک ملت دیگر حمله کند، تهاجم نماید. استدلالش هم فقط این باشد که من می‏توانم، پس می‏کنم! این غلط است. این روش، روشِ مردود ملتهای مستقلّ دنیاست. ما به عنوان جمهوری اسلامی، از اوّل این شجاعت را داشتیم که این روش را محکوم کنیم. بعضی از کشورهای دیگر، بااینکه این روش را نمی‏پسندند، حاضر نیستند آن را محکوم کنند. ما هرگز زیر بار این‏گونه قدرت‏نماییها نرفتیم و نخواهیم رفت.
این کاری که در افغانستان یا در سودان انجام گرفت، دو اشکال بزرگ دارد:
اوّلًا از لحاظ انسانی، یک عملِ جنایت‏آمیز است. من «اسامه بن‏لادن» را نمی‏شناسم و کشتن مردم بومی غیر نظامی کنیا و تانزانیا را هم به‏هیچ‏وجه تأیید نمی‏کنم به این چیزها ما راضی نیستیم اما این حرکتی که این‏ها در افغانستان انجام دادند، به همان اندازه محکوم است که آن حرکتی که در آنجا از لحاظ کشتار انسانهای غیر نظامی و غیر دخیل در یک اقدام نظامی انجام گرفت. به عنوان حمله به دشمن، به یک عدّه انسان بی‏دفاع حمله می‏کنند؛ دهها موشک پرتاب می‏کنند؛ یا در سودان کارخانه‏ای را از بین می‏برند؛ معلوم نیست چه تعداد انسان را از بین می‏برند و نابود می‏کنند؛ فقط به این عنوان که ما تشخیص دادیم، یا حدس زدیم، یا فهمیدیم که دست دشمن ما در اینجاست! این روشِ غلطی است؛ این یک جنایت است. هرکس مرتکب این جنایت شود، محکوم است. دولت امریکا هم محکوم است؛ او یک تروریسم است. حرکت او، یک حرکت تروریستی است؛ تروریسم دولتی است. جرمش هم بزرگتر از این است که افراد غیر مسئول مرتکب کارهای تروریستی شوند.

ملتهای مسلمان باید باهم متّحد شوند. امروز یکی از بزرگترین مصائب دنیای اسلام این است که دشمنان اسلام کاری کرده‏اند که آنچه باید وسیله‏ی اتّحاد مسلمین شود یعنی وجود دشمن، وجود صهیونیستهای غاصب وسیله‏ی اختلاف آن‏ها شده است! کاری کرده‏اند که بعضی از دولتهای مسلمان، این را وسیله‏ای برای قرار گرفتن در مقابل برادران خود بکنند و حقیقتاً اختلاف به وجود آید؛ در حالی که بودنِ چنین دشمنی در قلب کشورهای اسلامی، باید مسلمانان را به هم نزدیک کند؛ جبهه‏ی واحد تشکیل دهد و ید واحد به وجود آورد. این گناه هم به دخالت و دست‏اندازی‏های استکبار برمی‏گردد. اگر حمایتهای استکبار و در رأس آن‏ها امریکا از اشغالگران فلسطین و تروریست‏های بین‏المللی، که در قلب کشورهای اسلامی متمرکز شده‏اند یعنی همین حاکمان فعلی دولت جعلی اسرائیل نبود، قدرتِ ماندن نداشتند. الآن هم همین‏طور است.

تروریسم دولتی که در همان مصاحبه گفته شد که حرف بسیار درستی هم هست امروز مظهرش حکومت غاصب صهیونیستی است. این حرف، خیلی هم به صهیونیستها برخورده است! این حرفِ کاملًا درستی است. شما دیدید با مردمشان چه می‏کنند! دیدید با فلسطینیها چه می‏کنند! دیدید با مردم لبنان چه می‏کنند! با هلیکوپتر به روستاهای لبنان می‏آیند و آدم‏ها را از خانه‏هایشان می‏دزدند و می‏برند! کجا دیگر چنین چیزی در دنیا هست؟ آمریکاییها بزرگترین و جدّی‏ترین حامی صهیونیستها هستند. این جرم، بزرگ نیست؟ این جرم، کافی نیست؟ این بس نیست برای اینکه ملت حق‏طلبی مثل ملت ایران بگوید من با شما کاری ندارم، من شما را رد می‏کنم، من رفتار شما را محکوم می‏کنم؟ ملت ایران به امریکا همین را می‏گوید.

کسانی که اهل خبر و مطبوعاتند، به یاد دارند که چند سال قبل در ایالات متّحده جماعتی را زنده زنده در آتش سوزاندند! هفتاد، هشتاد مرد و زن و کودک را در امریکا در همان جایی که به خیال خودشان سگها و حیوانات حقوق دارند و اگر کسی به گربه یا سگ خود در خانه ظلم کند، ادّعا می‏کنند که علیه‏اش اعلام جرم خواهد شد در روز روشن و جلوِ چشم مردم دنیا در آتش سوزاندند! همین کشور، از تروریست‏ترین کشورها و دولتهای دنیا یعنی صهیونیستها صریحاً حمایت می‏کند. امروز در دنیا، هیچ نظام و رژیمی از لحاظ گرایش به تبعیض و ظلم و فاشیزم و تروریزم، زشت‏عمل‏تر و سیاه‏روتر از رژیم صهیونیستی نیست. رژیم صهیونیستی، تروریست و غاصب و نژادپرست و ظالم و متقلّب و خدعه‏گر و حیله‏گر و اخلالگر در امور دولتها و کشورها و ملتهاست، که اگر کسی اسناد افشاشده‏ی امنیتی آن‏ها را ملاحظه کند، همه‏ی این‏ها را خواهد دید. چنین کشوری، در مقابل چشم مردم دنیا، بزرگترین ظلمها را به اعراب مسلمانِ صاحب آن سرزمین نه فقط ساکن آن سرزمین؛ مالک آن سرزمین می‏کند. از صد مورد ظلم آن‏ها، یکی هم مورد تعرّض قدرتهای جهانی قرار نمی‏گیرد و تازه اگر یک مورد از ظلمشان مانند مورد اخیر در شورای امنیت مورد تعرّض قرار گیرد و قطعنامه‏ای علیه رژیم صهیونیستی صادر شود، امریکا آن را وتو می‏کند! شما ببینید چقدر این‏ها بدکردارند؛ چقدر این‏ها طرف‏دار سیاهی و ظلم و زشتی‏اند.

متأسفانه امروز، بزرگترین جرائم استکبار جهانی این است که دروغ‏گویی، فریب، تقلّب و باطل‏گرایی را، با رفتار خود در دنیا توسعه و رشد می‏دهد و ترویج می‏کند. الآن شما ملاحظه کنید در حکومتهای مستکبر دنیا که دولت آمریکا در رأس همه‏ی حکومتهای مستکبر است- کسانی هستند که بیشترین ترور را در اطراف دنیا کرده‏اند. همین اواخر نقل شد که یکی از سیاستمداران امریکایی ادّعا کرده است که کشته‏ها و مفقودینی که در گواتمالا، دنیا را به خودشان متوجّه کرده بودند، کار «سیا» است. سازمان سیای جاسوسی امریکا، تک‏تک انسانها و مخالفین سیاسی را شکار و نابود و مفقود کرده است و حالا کشف می‏شود!
در همه جای دنیا بخصوص در آمریکای لاتین و در بسیاری از نقاط دنیا، این‏ها آدم‏کشی و ترور کردند؛ کودتا راه انداختند؛ کارهای خلاف کردند. در ایران هم خود ما شاهد بودیم و دیدیم. در جاهای دیگر هم همین‏طور است. این‏ها از زشت‏ترین تروریست‏های عالم حمایت کردند؛ به آن‏ها پناه دادند؛ با آن‏ها مبادلات دوستانه انجام دادند؛ از آن‏ها تجلیل کردند؛ به آن‏ها کمک مالی کردند؛ الآن هم می‏کنند. از دولت اسرائیل که یک دولت مبنی بر تروریسم و مبنی بر غصب و ظلم و عدوان است، بیشترین حمایت و کمک را کرده‏اند؛ آشکارا حمایت می‏کنند! حتّی آن‏ها از دوستان عرب خودشان هم، به قدر اسرائیل حمایت نمی‏کنند! الآن امریکا در این منطقه، به دولتهایی که به صورت سنّتی با او دوست هستند، به قدری که به اسرائیل کمک می‏کند، کمک نمی‏کند و در واقع دوست حقیقی او اسرائیل است و او را به همه‏ی آن دولتها ترجیح می‏دهد. در حالی که اسرائیل دولتی است که مبنی بر تروریسم است. از اوّل که این حکومت به وجود آمده است، با ترور، شکار مخالفین، دروغ، ظلم، نابودی افراد و انسانها و کشتارهای دسته‏جمعی به وجود آمده است! این حمایت آن‏ها از ترور و تروریسم است. درعین‏حال امروز پرچم مبارزه با تروریسم را هم، آمریکا بر دوش گرفته است!

آن‏ها جمهوری اسلامی را به توسعه‏طلبی و جنگ‏طلبی و صدور ناامنی متهم می‏کنند تا در برابر افکار عمومی مردم جهان و مسلمین، دلیلی برای کین‏توزی و دشمنی خباثت‏آمیز خود تراشیده باشند. رادیوهای مزدور آنان و مطبوعاتی که با سرمایه‏های صهیونیستها یا دست‏نشاندگان امریکا و صهیونیسم در همه جا از جمله در کشورهای اسلامی منتشر می‏شود، بی‏وقفه تهمتها و شایعه‏ها و تحلیلها و خبرهای دروغ و غرض‏آلود را بر ضد جمهوری اسلامی منتشر می‏کنند، تا مدّ نفوذ معنوی انقلاب اسلامی و قداست و محبوبیت نام امام راحل ما (قدس الله نفسه) را بشکنند و متوقف کنند. آن‏ها با مدرن‏ترین روش‏های تبلیغی نامردانه می‏کوشند با لجن‏پراکنی بر ضد جمهوری اسلامی، طرف‏دارانش در دنیای اسلام را از آن روی‏گردان کنند و حائلی از دروغ و تهمت میان ایران سربلند اسلامی و دیگر کشورهای اسلامی که آنان از تکرار تجربه‏ی ایران در آن‏ها می‏هراسند پدید آورند. رسواترین تروریست‏های عالم یعنی سران حکومت غاصب صهیونیست و حامیان بد سرشت آنان در دولت امریکا، ایران اسلامی را به تروریسم متهم می‏کنند. سردمداران امریکا و اسرائیل به هر بهانه یا بی‏بهانه، انگشت اشاره‏ی تهمت‏آمیز خود را به سوی جمهوری اسلامی نشانه می‏روند و در هرچند کلمه‏ی سیاسی خود یک‏بار، نام مقدس و عزیز و درخشان ایران اسلامی نشانه می‏روند و در هرچند کلمه‏ی سیاسی خود یک‏بار، نام مقدس و عزیز و درخشان ایران اسلامی را با خشم و نفرت بر زبان می‏آورند.

آن وقت رئیس‏جمهور امریکا- که واقعا انسان تعجّب می‏کند- خجالت نمی‏کشد و روز روشن در مقابل افکار عمومی دنیا می‏ایستد و با صدای بلند می‏گوید که ما می‏خواهیم برای جلوگیری از تروریسم، با اسرائیل همکاری کنیم! واقعا انسان تعجّب می‏کند که اسم این موضع‏گیری چیست؟ این، اسمش غفلت و بی‏انصافی و استکبار و زورگویی است. معنای این حرف چیست؟ الآن هم خطرناک‏ترین و پلیدترین تروریست‏های عالم، همین کسانی هستند که در رأس قدرت کشور فلسطین اشغال‏شده‏ی مظلوم قرار دارند. شما می‏خواهید در مقابل تروریسم و تروریست‏ها با این‏ها همکاری کنید؟! کدام تروریست‏ها؟ آن کسانی که از وطن خود آواره شده‏اند و بعد از سالهای متمادی، در اثر فشارها به جان آمده‏اند و دستی از آستین در می‏آورند و مشتی گره می‏کنند و فریاد می‏کشند تروریستند؟!

همین حالا، در رسانه‏های وابسته به صهیونیستهای تروریست، ملت ایران و دولت جمهوری اسلامی و مردان سربلند این کشور، به «تروریسم» متّهم می‏شوند. ما از تروریسمْ بیزار و متنفریم و از تروریست‏ها که در رأس آنان، زمامداران غاصب فلسطینِ اشغالی و حامیان آمریکاییِ آن‏ها هستند، متنفّر و بیزاریم. ایران اسلامی، چون با عنوان اسلام و با هدف اسلامی در میان کشورها و ملتهای جهان می‏درخشد، هدفِ فعّالیتهای تروریستی دشمنان، سیای امریکا، دستگاه‏های صهیونیستی و همکاران بداندیش و بدخواهِ آن‏هاست. تروریست‏ها کسانی هستند که شرم نمی‏کنند و برای خراب‏کاری در یک کشور مستقل، در دستگاه قانون‏گذاری خود، بودجه می‏گذرانند! ما از آن‏ها متنفّریم و ملت ایران هم از کارِ آن‏ها متنفّر است. آن‏ها شایسته‏ی نام «تروریست‏اند». دوستی و دشمنی ملت ایران، آشکار و منطقی، و با روشهای صحیح و عاقلانه است. کارِ تروریستی، کار کسانی است که در ذات خود، دچار انحرافند. مثل همین تروریست‏هایی که امروز بر فلسطین اشغالی حکومت می‏کنند، و پشتیبان‏های آمریکاییِ آن‏ها.

امروز همه پذیرفته‏اند که در دنیا دولتهایی وجود دارند که ظلم و ستم می‏کنند و عناصری از ملتهای مورد ظلم واقع شده هم، با آن‏ها به مبارزه برمی‏خیزند. دنیا به عناصری چنین نه به چشم تروریست که به چشم مبارز نگاه می‏کند. امروز کسانی با دولت ظالم و اشغالگر و غاصب و خشن صهیونیستی مبارزه می‏کنند. جوان مؤمنی که چند روز پیش به دست مجرم و جنایت‏کار صهیونیستها و مزدورهایشان به خون غلتید، از جمله این کسان بود. جرم سازمان و جمعیّتی که آن جوان به او منسوب است این است که با رژیم غاصب خانه‏ی خود، مبارزه می‏کند. البته به زعم صهیونیستها، جرم بزرگ دیگری که آن عناصر مبارز دارند، این است که دم از اسلام و تبعیّت از امام می‏زنند و به صراحت افتخار می‏کنند که پیرو امام بزرگوار ما هستند. این دیگر جرم بسیار بزرگی است! مزدوران صهیونیست، آن جوان را به قتل رساندند. این هم چندان غیر طبیعی نیست. بدیهی است که رژیمی مثل رژیم تروریست اسرائیل، اگر به دشمنان خود دست پیدا کند آن‏ها را می‏کُشد. غیر از آن جوان هم اگر کسانی را پیدا کنند، به قتل خواهند رساند.
قضیه تا اینجا چندان خلاف انتظار نیست. ما از اسرائیل غیر از این انتظار نداریم؛ زیرا رژیمی تروریست است. لکن مهم این است که در دنیای غرب، هیچ‏کس این حرکت تروریستی را محکوم نکرد. این نظام سلطه است؛ چهره‏ی زشتی که امروز دنیا را پر کرده و بشریّت در هرجای دنیا حق دارد علیه آن، مشت گره کند و فریاد بکشد. این سکوت، بسیار دردآور است. روزنامه‏نگاران، سازمانهای حقوق بشر، سیاستمدارانی که لقلقه‏ی زبانشان ترور و تروریسم است، به راحتی سکوت می‏کنند. رئیس‏جمهور امریکا در مقابل نمایندگان همه‏ی دولتها و ملتهای دنیا، با بی‏شرمی تمام، جمهوری اسلامی را متّهم به تروریست‏پروری کرده است. آن‏ها این قدر در تهمت زدن، بی‏تقوا و بی‏ملاحظه‏اند. نه گزارشی دارند و نه دقّتی در واقعیّات. فقط به خاطر خوشامد صهیونیستها، راست یا دروغ، چیزهایی می‏گویند؛ آن وقت جنایات صریح تروریستی صهیونیستها را محکوم نمی‏کنند و به رو نمی‏آورند. این موضوعِ بسیار کریه و زشتی است که اگر کسی از وجود آن در دنیا غفلت کند، باید خود را غافل بداند.

امنیت در سطح دنیا و در سطح بین‏المللی، برای ملتها امر مهمّی است. امروز در دنیا حرفی رایج شده که به نظر ما از آن حرفهای درست است؛ ولی متأسفانه، مثل خیلی از حرفهای درست، آدم‏های نادرست این حرف را به زبان می‏آورند و اطمینان انسان را سلب می‏کنند. این حرفِ درستِ رایج در دنیا، مبارزه با تروریسم است. تروریسم یعنی چه؟ یعنی اینکه مجموعه‏ای، سازمانی، گروهی یا دولتی بخواهد کار خود را با ایجادِ ترور و وحشت و قتل و ناامنی پیش ببرد. مثل همین کاری که گروهِ منافقینِ روسیاه، در حرم مطهّر علی بن موسی الرّضا علیه الصّلاة و السّلام انجام دادند. این کار، مظهر زشت‏ترین نوع تروریسم است. به خیال خودشان، نشستند، جمع و تفریق و محاسبه و تحلیل کردند تا به این نتیجه رسیدند که باید جمهوری اسلامی و ملت ایران را به بحران بکشانند. بیچاره‏ها، قضایا را این‏طور بین خودشان تمام کردند که به بحران بکشانند! به بحران کشاندن هم این است که در مناطق مختلفِ کشور، دست به انفجار بزنند و کارهای تروریستی انجام دهند. به خیال خودشان، بدین وسیله، هم مردم را متوحّش و هم دستگاه را مضطرب کنند و اگر هم توانستند، اختلافات قومی و طایفه‏ای به وجود آورند. تحلیل و تصمیم‏گیری آن‏ها، مقصودی را برایشان فراهم کرد. راهِ رسیدن به آن مقصود هم‏ این بود که حرم امام رضا علیه الصّلاة و السّلام را که به نظر ملت ایران، مقدّس‏ترین اماکن مذهبی در داخل کشور است، منفجر و هتک کنند و بی‏گناه‏ترین و پاک‏ترین آدم‏ها را که در آنجا مشغول تضرّع و راز و نیاز و دعا و توجّه بودند و مهمان علی بن موسی الرّضا علیه الصّلاة و السّلام محسوب می‏شدند، در روز عاشورا قطعه قطعه نمایند.
لعنت خدا بر آن دلهای سیاه باد! این، تروریسم است. برای یک مقصودِ احمقانه‏ی خیالیِ فرضی، به چنین کار زشت و ننگین و کشتار سبُعانه‏ای اقدام کردند. آن‏ها می‏خواستند شبیه آن انفجار را در حرم حضرت معصومه سلام‏الله‏علیها و مرقد امام رضوان اللّه علیه هم انجام دهند که بحمد اللّه خدای متعال تفضّل کرد و جلوِ فاجعه گرفته شد. این، تروریسم است. این، زشت‏ترین کاری است که یک مجموعه می‏تواند انجام دهد. مجموعه‏ای برای رسیدن به مقاصد شوم خود، یک عدّه انسان را، از هر نوع و جنس، در هرجایی، بدونِ دشمنیِ خاص و بدون جرم و گناهی، نابود کند.
البته دولتِ تروریست هم داریم که به کارش «تروریسم دولتی» اطلاق می‏شود. امروز واضحترین نمونه‏ی دولت تروریست، رژیم غاصب صهیونیست است. در واقع، از روزی که دستِ پلید و سیاستِ ضدّ اسلامی، ضدّ مردمی و ضدّ شرقیِ انگلیس، در کشور فلسطینِ اسلامی به صهیونیستها حکومت داد- یعنی از سال 1948 میلادی و قبل از آن- تروریسم دولتی هم شکل گرفت و به ترور پرداخت. صهیونیستها کارهایشان را با ترور پیش می‏بردند و می‏برند. به عنوان مثال، قتل عام در «دیریاسین» که قضیه‏اش را شنیده‏اید، از مظاهر تروریسم است.
وقتی به یک روستا حمله کنند، مردها، زنها و بچه‏ها را به رگبار ببندند و یا مردها را بکشند و زنهای تنها و بی‏پناه را در بیابان رها کنند و به آن‏ها بگویند «هرجا می‏خواهید بروید» و سپس همه‏ی خانه‏ها را آتش بزنند، یکی از بارزترین مظاهر تروریسم رخ می‏نماید.
دولت غاصبِ اسرائیل، از بدو تشکیل تا امروز- به عبارتی: در تمام طولِ تقریباً نیم قرنی که این غدّه‏ی سرطانی در پیکره‏ی اسلامی پیدا شده است- همیشه کارش را با ترور پیش برده و مظهر کامل تروریسم دولتی است. حتماً شنیده‏اید که اخیراً این دولت غاصب، در یک هجوم شبانه، چند فروند چرخ‏بال و هواپیما، همراه با کماندو و اسلحه به لبنان فرستاد، تا روستایی را به محاصره درآورند و مردی را از خانه‏اش بربایند و به زندان منتقل کنند! آیا تروریسم دولتی از این واضح‏تر وجود دارد؟!
جالب اینجاست که چندی پیش، رؤسای هفت دولت صنعتی جهان، نشستند، ریش جنباندند و راجع به تروریسم حرف زدند. آیا شما نمی‏دانید که امروز مظهر تروریسم کیست؟! آیا شما انصاف دارید؟! آیا شما از افکار عمومی جهان، اندکی ملاحظه دارید؟! آیا شما که این‏قدر مدّعیِ حقوق بشر هستید، انسانها را دارای عقل و تشخیص می‏دانید؟! امروز مظهر تروریسم دولتی و دولت تروریست در دنیا کیست؟ آن دولتی که هر روز به لبنان حمله می‏کند و به کشتار و آدم‏ربایی می‏پردازد کیست؟ کیست که دولتش، از اوّل براساس ترور، ایجاد وحشت و کشتار و قتل عام به وجود آمده است؟ آیا غیر از دولت اسرائیل، دولت دیگری هم هست که از این ویژگیها برخوردار باشد؟ دنبال تروریسم دولتی می‏گردید؟ بفرمایید: اسرائیل! چرا در مقابل اقدامات تروریستیِ این دولت ساکت می‏مانید و حتّی از آن حمایت می‏کنید؟! چرا دروغ می‏گویید؟! دولت غاصبِ اسرائیل، بلایی جهانی است.
ببینید! امروز در سطح جهان، دو بلا وجود دارد: یک بلا، بلای تروریسم است؛ که مظهر اعلایش از لحاظ دولتی، حکومت غاصبِ صهیونیستها، و از لحاظ حزبی، منافقین و امثال منافقینند؛ که مثل میکروبی که در محیط مناسبی در زباله‏دان رشد می‏کند و تکثیر می‏شود، زیر بال دولتهای بزرگ، رشد و نمو کردند. بلای دوم، که شاید از بلای اوّل هم بزرگتر است، حق‏کشیِ کسانی است که مدّعیِ زمامداری امور بشرند. این‏ها ترور را می‏بینند، تروریست را می‏شناسند و تروریسم دولتی را هم تشخیص می‏دهند، اما حق را می‏پوشانند و انکار می‏کنند. کار این‏ها واقعاً برای بشریّت، بلای بزرگی است.
امروز در دنیا کسی به ترور متوسّل می‏شود که منطق ندارد. پس بیهوده به خودشان زحمت ندهند که بخواهند جمهوری اسلامی را متّهم کنند. اتهام تروریسم زدن به جمهوری اسلامی، حرفِ چرند و بی‏قاعده‏ای است. جمهوری اسلامی به ترور احتیاج ندارد. خودِ شما می‏گویید که شعارهای انقلاب اسلامی، مصر و الجزائر و کجا و کجا و کجا را به هم ریخته است. ما که در این کشورها حضور نداریم. این، حرف و فکر ماست که در این سرزمینها رسوخ کرده است. خودِ شما می‏گویید که تفکّرات اسلامیِ ایران، در دنیا، خطر بزرگی برای سرمایه‏داری غرب و قدرتهای غربی به حساب می‏آید. مگر خودِ شما این را نمی‏گویید؟ پس، این فکر و اندیشه‏ی ماست که به همه جا می‏رود و دلها را متحوّل می‏کند. دولتهای غربی، از ترسشان اجازه نمی‏دهند که افکار ما، در غرب منتشر شود. آیا با این اوصاف، ما احتیاج به ترور داریم؟! ما که از چنین سلاح برّایی- فکر و اندیشه- برخورداریم.

جمهوری اسلامی را به حمایت از تروریسم متّهم می‏کنند. این هم خلاف واقع است. خودشان هم می‏دانند که خلاف واقع است. واقعیت این است که نظامی که امروز در دنیا حامی تروریسم است، رژیم ایالات متّحده امریکاست. حمایت از رژیم تروریست صهیونیستی در کشور غصب‏شده‏ی فلسطین، بزرگترین حمایت از تروریسم است. روشهای خود آمریکاییها، یعنی دخالتشان در کشورها، ربودن افراد و اشخاص مخالف، کشتن افراد، دخالت سازمان جاسوسی سیا در کشورهای مختلف و ایجاد کودتاهای نظامی و از بین بردن حکومتها و دولتهای ضعیفی که امریکا با آن‏ها مخالف بوده است، همه از قلمهای درشت تروریسم است. با این وضع، خیلی روشن است که اگر امریکا، جمهوری اسلامی را متهم به تروریسم کند، خودش هم می‏داند که این ادّعایی کذب و سخنی خلاف واقع است. یا در موضوع نقض حقوق بشر، خودِ آن دولتها و از جمله رژیم امریکا، که جمهوری اسلامی ایران و هر نظام اسلامی را در هرجا که بخواهد به وجود بیاید یا به وجود آمده باشد به نقض حقوق بشر متّهم می‏کنند، می‏دانند که قلمهای درشت نقض حقوق بشر، در نزدِ خودِ آن‏هاست.

دشمن پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، همواره تا امروز سیاهه‏یی از اتهامات را متوجه ایران اسلامی کرده است. می‏بینیم که همان تهمتها امروزه به همه‏ی نهضتهای اسلامی در هرجای دنیا که باشند نیز زده می‏شود. تهمت تعصّب و جمود فکری که از آن، با عنوان «بنیادگرایی» نام می‏برند، تهمت تروریسم، تهمت بی‏اعتنایی به حقوق بشر، تهمت ضدیّت با دموکراسی، تهمت بی‏اعتنایی به حقوق زنان، تهمت ضدیّت با صلح و طرف‏داری از جنگ. اندکی انصاف، هرکسی را به دروغ بودن این تهمتها و بی‏شرمی واردکنندگانش آگاه می‏سازد. ایران اسلامی در حالی متهم به مخالفت با دموکراسی می‏شود که از پنجاه روز پس از پیروزی انقلاب کبیر اسلامی تا 14ماه پس از آن، دو همه‏پرسی عمومی، که در یکی از آن‏ها مردم ایران، جمهوری اسلامی را به عنوان نظام سیاسی کشور برگزیدند، و در دیگری به قانون اساسی رأی دادند، و سه انتخابات که در آن‏ها به ترتیب: اعضای مجلس خبرگان برای نوشتن قانون اساسی، رئیس‏جمهور، و نمایندگان در مجلس شورای اسلامی معین شدند، در آن برگزار شده، و تا امروز همواره انتخابات آزاد، با شرکت پرشور مردم برای تعیین رئیس‏جمهور و نمایندگان مجلس، در موعد قانونی خود انجام گرفته است. تهمت به تروریسم را، کسانی به ایران اسلامی می‏زنند، که خود از دولت تروریست صهیونیستی بیشترین پشتیبانی را کرده و گروههای تروریست ضدّ انقلاب ایرانی را در زیر چتر حمایت خود قرار می‏دهند و حقوق‏بگیران آنان صدها بار در داخل ایران اسلامی بمب‏گذاری کرده و هزاران نفر از مردم عادی و عناصر انقلابی و مرد و زن و کودک بی‏گناه را به قتل رسانده‏اند. ضدیّت با صلح را کسانی به جمهوری اسلامی نسبت می‏دهند که جنگی هشت‏ساله را با تشویق رژیم بعثی عراق و به دست او بر ایران تحمیل کردند و در همه‏ی آن مدّت، انواع کمکها را به آن رژیم که به خاطر حمله به ایران اسلامی، رژیم محبوب آنان به شمار می‏رفت مبذول داشته‏اند.

ما با این شَلتاقها و قرشمال‏بازی‏هایی که علیه انقلاب در رادیوها و جنجالهای مطبوعاتی به وجود می‏آورند، از اصول اسلام و انقلاب و ارزشهایی که جوانان این ملت برایش خون دادند و جوانان جانباز، برای آن، سلامتی‏شان را از دست دادند و این ملت برایش سرمایه‏گذاری معنوی کرده، یک سرِ سوزن دست برنخواهیم‏داشت. یک‏بار دیگر هم من این را عرض کنم اگرچه قبلًا هم بارها گفته‏ام آن‏هایی که از جمهوری اسلامی خشمگینند و مدام بحث تروریسم و طرف‏داری ما از تروریسم و نقض حقوق بشر در ایران و از این حرفهای بی‏معنا و بی‏محتوا را مطرح می‏کنند، حرف دلشان چیز دیگر است. آن‏ها که می‏گویند «ایران طرف‏دار تروریسم است»، خودشان هم می‏دانند که دروغ می‏گویند. تروریست خودشانند. خودشان طرف‏دار خشن‏ترین تروریست‏های دنیا، یعنی صهیونیستها هستند. خودشان می‏دانند که ایران طرف‏دار تروریسم نیست. اگر گاهی می‏گویند که «در جمهوری اسلامی، حقوق بشر نقض می‏شود»، خودشان می‏دانند که دروغ می‏گویند و می‏فهمند که این، حرف بی‏محتوا و بی‏ربطی است. وانگهی، خودشان به حقوق بشر اصلًا علاقه‏ای ندارند! حقوق بشر یعنی چه؟ دیدید که در امریکا چطور آدم‏ها را سوزاندند؟ دیدید چطور سیاهان را، که شهروندان امریکا بودند، چگونه تارومار کردند؟ حقوق بشر یعنی چه؟ به حقوق بشر اعتقادی ندارند! این‏ها حرف است؛ این‏ها ظاهر کار است! باطن کار، چیز دیگری است.

و اما در قضیه‏ی تروریسم! می‏گویند «جمهوری اسلامی ایران، از تروریست‏ها حمایت می‏کند» و با این بهانه ما را تهدید می‏کنند. من می‏گویم اوّلًا تهمتِ حمایت از تروریسم به جمهوری اسلامی ایران، یک دروغ و افترای آشکار است. ما از هیچ تروریستی حمایت نمی‏کنیم. شما نگاه کنید ببینید تروریست‏های عالم چه کسانی هستند، آن‏وقت بگویید ما از این‏ها حمایت می‏کنیم! بزرگترین تروریست‏های دنیا، امروز صهیونیستهایند. می‏بینید که صهیونیستها با ملت فلسطین چه می‏کنند! صِرف اینکه دولت شدند، موجب نمی‏شود تروریست نباشند. چه کسی از تروریست‏های صهیونیست حمایت می‏کند؟ سازمانهای جاسوسی غربی، طبق اعترافهای خودشان، جزو قلمهایِ درشتِ تروریستی در دنیا به شمار می‏روند. چقدر این‏ها با نظامها و دولتهای مردمی مبارزه کردند! این تروریسم نیست!؟
ما از این‏ها حمایت نمی‏کنیم. هرکس که در گوشه‏ای از دنیا؛ در شهری، در روستایی، در خیابانی، در هرجایی بمب‏گذاری کند و مردم بی‏پناه، مردم بی‏گناه، زن و مرد و غیر نظامیان را از بین ببرد، تروریست است. ما از چنین کسانی هرگز حمایت نکرده‏ایم و نمی‏کنیم. شما هستید ای قدرتهای غربی که از تروریست‏ها حمایت می‏کنید. آن کوردلانی که در میدان راه آهن تهرانْ بمب گذاشتند و مرد و زن و کودک و بزرگ را تکّه‏پاره‏ کردند؛ کسانی که در نماز جمعه‏ی تهران بمب گذاشتند و جوانان و مردان ما را قطعه قطعه کردند، بدون اینکه آن‏ها گناهی داشته باشند؛ کسانی که در مرکز حزب جمهوری اسلامی بمب گذاشتند و هفتاد و تن از اصیل‏ترین و شیواترین چهره‏های این کشور را نابود کردند و داغ آن‏ها را به دل این ملت گذاشتند، تروریستند. امروز هم اگر می‏بینید خبری از بمب‏گذاری نیست، به این سبب است که نمی‏توانند کاری بکنند. امروز هم اگر بتوانند، باز در میدانها، در خیابانها، در نمازها و در مجامع، بمب‏گذاری می‏کنند. تروریست این‏ها هستند. این‏ها کجایند؟ تروریست‏هایی که میدان راه آهن و میدان امام خمینی تهران را با بمب‏گذاری خودشان منهدم و منفجر کردند و بچه و بزرگ و زن و مرد را نابود کردند، امروز کجا زندگی می‏کنند؟ از چه کسانی کمک و حمایت می‏گیرند؟ آن‏ها در همین کشورهای اروپایی هستند؛ آن‏ها در امریکا هستند؛ آن‏ها در اروپا هستند. تروریست‏ها زیر سایه‏ی همان کسانی زندگی می‏کنند که ادّعای مخالفت با تروریسم را مطرح می‏کنند!
جمهوری اسلامی، طرف‏دار تروریسم نیست. شما که جمهوری اسلامی را متّهم می‏کنید، طرف‏دار تروریسم هستید و از تروریست‏ها حمایت می‏کنید! چرا کشور فرانسه، کشور آلمان، کشور امریکا و بقیه‏ی کشورها، همین تروریست‏هایی را که خودشان اعتراف کردند و بمب‏گذاری‏ها را در ایران پذیرفتند، در کشورهای خودشان دستگیر نمی‏کنند؟! چرا آن‏ها را محاکمه نمی‏کنند؟! چرا آن‏ها را به عنوان تروریست تعقیب نمی‏کنند؟! اگر راست می‏گویند و مخالف تروریسم هستند، چرا آن‏ها را مجازات نمی‏کنند؟! آن‏وقت به جمهوری اسلامی تهمت و افترا می‏زنند که طرف‏دار تروریسم است! نه؛ ما با بمب‏گذاری مخالفیم؛ ما با کشتن زن و بچه‏ی مردم مخالفیم؛ ما با روبه‏رو شدن با غیر نظامیان که به زندگی روزمرّه‏ی خود مشغولند به شدّت مخالفیم؛ ما تروریست‏ها را محکوم می‏کنیم. آنکه با این کارها مخالف نیست، شما هستید؛ دولتهای غربی هستید؛ استکبار هستید؛ همین شماها هستید که جمهوری اسلامی را متّهم می‏کنید!
و اما نکته‏ی چهارم. قدرتهای استکباری، در پی متّهم کردن جمهوری اسلامی به تروریسم و صدور انقلاب، با سلاح تهدید هم به میدان آمده‏اند. من به آن‏ها می‏گویم: شما به شدت در اشتباهید که جمهوری اسلامی را تهدید می‏کنید. جمهوری اسلامی را به چه چیز تهدید می‏کنید؟ در باره‏ی جمهوری اسلامی چه خیال کرده‏اید؟

حقیقت قضیه این است که ملتی را از خانه و زندگی خود آواره کرده‏اند و این ملت حق دارد برگردد و خانه‏ی خودش را پس بگیرد. این مبارزه، مبارزه‏ای حق‏طلبانه است. امریکا، این مبارزه را «تروریسم» می‏نامد؛ اما خباثت صهیونیستها نسبت به مبارزین فلسطینی را تروریسم نمی‏داند! ببینید در ذهن و عمل کسانی که امروز مدعی شبانی بشریت و رهبری دنیا هستند، چقدر حقایق، وارونه شده است! ببینید چقدر از حقیقت و انسانیت دورند! ببینید این سیاست، چه اندازه غیر انسانی است! صهیونیستها وارد کشور لبنان می‏شوند و انسان والا و شایسته‏ای مثل سید عباس موسوی را به شهادت می‏رسانند. تنها خود او را هم نمی‏کشند؛ بلکه زن و کودک او را هم می‏کشند، بی‏آنکه آن‏ها در میدان جنگ بوده باشند. آن‏ها در اتومبیل بودند و در جاده‏ای تردد می‏کردند. آمریکاییها این جنایت را محکوم نمی‏کنند! پس معلوم می‏شود که شما طرف‏دار ظلمید. چرا این را انکار می‏کنید؟ شما طرف‏دار خباثتید، طرف‏دار تجاوزید، طرف‏دار ترورید. ترور از این بالاتر و واضح‏تر نیست. از آن طرف، هنگامی که چند جوان فلسطینی که فلسطین خانه‏ی آن‏هاست، برمی‏خیزند و با فداکاری، اقدامی علیه دولت غاصب صهیونیستی انجام می‏دهند، می‏گویند «حرکتی تروریستی است!» شما به چه حقی اسم‏گذاری وارونه می‏کنید و خودتان را محق می‏دانید؟!
این را ملتها باید بفهمند! خود آمریکاییها یعنی سردمداران رژیم امریکا خوب می‏فهمند چه می‏کنند؛ ولی من گمان می‏کنم حتی ملت امریکا هم نمی‏داند که آمریکاییها، امروز در سطح عالم چه خباثتی انجام می‏دهند. همه جا همین‏طور است. تروریسم دولتی، امروز جزو واضحترین کارهای آمریکاییهاست. تروریسم دولتی یعنی اینکه یک دولت، دست به کارهای تروریستی بزند. کار تروریستی چیست؟ کار تروریستی این است که یک دولت، با هواپیماهای جنگنده‏ی خود به یک کشور حمله‏ور شود و خانه‏ی رئیس آن کشور را مثلًا بمباران کند. در لیبی این کار را کرد و گفتند کودکی هم در آن حمله کشته شد. کار تروریستی این است که دولتی برود و دولت دیگری را در کشوری سرنگون کند؛ کاری که آمریکاییها در گرانادا کردند. کار تروریستی این است که مردم را در یک کشور نابود کنند؛ کاری که آمریکاییها در عراق کردند. مبارزه‏ی آمریکاییها با رژیم عراق، یک مسأله‏ی دیگر بود؛ اما مردم عراق را نابود کردند. عده‏ی زیادی را کشتند و زندگی مردم و کارخانه‏های مردم را خراب کردند. حتی بسیاری از مراکز غیر نظامی را بمباران کردند.
شما ببینید عملی را که امروز صهیونیستها انجام می‏دهند و مورد تأیید امریکاست. کدام حرکت تروریستی، از این خشن‏تر و ظالمانه‏تر است؟! بعضاً در گزارشهای خبری تلویزیون می‏بینیم که در کشوری، مردم جنجالی می‏کنند و پلیس آن کشور در مقابل آن‏ها با خشونت رفتار می‏کند. منظره‏هایی چنین، در بسیاری از کشورها دیده می‏شود؛ اما در هیچ کشوری برخورد پلیس با مردم، به خشونت، خباثت و عصبانیت مقابله‏ی صهیونیستها با مردم فلسطین نیست. این در حالی است که پلیس حمله‏کننده به مردم فلسطین، بیگانه است و جوانی که پلیس او را گرفته و آن‏طور با خشونت کتکش می‏زند، صاحبخانه است!

این کارهایی که امروز اسرائیل می‏کند، اگر کمتر از آن را دولتی انجام می‏داد که در خدمت منافع امریکا نبود، می‏دانید تبلیغات امریکایی با آن دولت چه می‏کرد؟! در همین جریان شهادت دبیر کلّ حزب اللّه لبنان مرحوم سیّد عباس موسوی؛ این مجاهد شهید و بااخلاص هلیکوپترهای صهیونیست وارد فضای کشور دیگری می‏شوند؛ آزادانه در آن رفت و آمد می‏کنند؛ نقطه‏یی را زیر نظر می‏گیرند و کاروان اتومبیل‏های غیر نظامی را با موشک می‏زنند؛ مرد را می‏کُشند، زن را می‏کُشند، فرزند خردسال را می‏کُشند؛ اما شما ببینید در مقابل این جنایت واضح که هیچ‏کس در جنایت بودن این رفتار نمی‏تواند کمترین تردیدی بکند دنیای استکباری چه موضعی می‏گیرد؟! مگر معنای تروریسم چیست؟! مگر تروریسم غیر از این است؟! به غیر مسلحی حمله کنند؛ به زن و فرزند مردم حمله کنند؛ به خانه‏ی مردم حمله کنند؛ از داخل خانه، صاحبِ خانه را بربایند؛ شکنجه کنند و بکُشند؛ مگر تروریسم چیست؟! آیا رژیم ایالات متحده‏ی امریکا و سازمانهایی که دم از طرف‏داری از حقوق بشر و مخالفت با تروریسم می‏زنند، نمی‏فهمند که تروریسم یعنی این؟! نمی‏دانند که تروریسم دولتی، یعنی آن کاری که چهل و چند سال است که رژیم غاصب صهیونیست دارد انجام می‏دهد؟! یا می‏فهمند و به رو نمی‏آورند؟! آیا وقتی ملتی می‏بیند که این‏طور فرهنگها و واژه‏ها و لغات، در قاموس استکبار امریکایی، نابجا و غلط مصرف می‏شود، جا دارد که از اینکه امریکا به او تروریست بگوید، تحاشی کند؟ آمریکاییها عده‏یی را در لیست تروریست‏ها قرار دادند؛ غلط کردند! اگر بناست کسانی در لیست تروریست‏ها قرار بگیرند، اول خود رژیم امریکاست که تروریست‏تر از دیگران است و حامی خبیث‏ترین رژیمهای دنیا یعنی رژیم صهیونیست است.
امروز کار دشمنان اسلام و حاکمیت قرآن به جایی رسیده است که پوشیده نمی‏دارند که با اسلام و حاکمیت اسلام مخالف و دشمنند؛ یک روز این را مخفی می‏کردند؛ یک روز ادعا می‏کردند که هرچه ملتها بخواهند؛ یک روز می‏گفتند که ما با ادیان، با مذاهب و با افکار و عقاید مردم مخالفتی نداریم؛ اما گذشت زمان موجب شد که سنتهای الهی عمل کند. امروز بیداری مردم، اسلام‏خواهی مردم، حضور مردم در صحنه‏ها، فعالیتهای تلاشگرانه‏ی ملتهای مسلمان، استکبار را در موضع ضعف و
انفعال قرار داده است؛ مجبورند صریحاً بگویند که ما با حکومت اسلامی و با حاکمیت اسلام مخالفیم؛ ناگزیرند این را اعتراف کنند؛ این یکی از تناقضهایی است که در زندگی آن‏ها وجود دارد؛ این یکی از چیزهایی است که سنتهای الهی بر آن‏ها تحمیل می‏کند.

الآن در همین قضایای لبنان، بزرگترین خباثت را امریکا نسبت به مردم لبنان و مردم مسلمان انجام می‏دهد. اسرائیل را که دست‏نشانده‏ی خودشان است، به گروگان‏گیری و آدم‏ربایی تشویق می‏کنند که بلند شود با هلیکوپتر به یک کشور دیگر بیاید و داخل یک شهرِ مربوط به یک کشور دیگر بنشیند و صریحاً و علناً یک روحانی محترم را از داخل خانه‏اش برباید و ببرد!! دیگر از این تروریسم و گروگان‏گیری، زشت‏تر و واضح‏تر در دنیا هست؟! کدام دولتی چنین کاری را انجام می‏دهد؟ ولی دیدیم که اسرائیل کرد. چنین کاری، جز به تشویق امریکا و خاطرجمعی اسرائیل از امریکا ممکن نبود. برای چه این کار را کردند؟ برای اینکه از مبارزان و مجاهدان و مسلمانان باج بگیرند و همه‏ی دستگاه‏های این کشور و دیگر دولتهایی را که فکر می‏کنند نسبت به مسائل لبنان ارتباط یا انگیزه‏ای دارند، وادار کنند تا برای آزادی گروگانهای امریکایی تلاش نمایند؛ یعنی باج‏ستانی به وسیله‏ی گروگان‏گیری!

کیست که امروز به دولت غیر قانونی مستقر در شرق بیروت و همپیمان با اسرائیل و امریکا، برای کوبیدن مسلمانها سلاح و مهمات و موشک می‏دهد؟ تروریسم کار امریکاست. دولت امریکا که هواپیمای مسافربری را با صدها سرنشین منهدم می‏کند، تروریست است. دولت سعودی که صدها زن و معلول و بیمار را در مثل چنین روزی در حریم امن الهی با آن وضعیت رقت‏بار به شهادت می‏رساند، تروریست است. از شأن انقلابی جمهوری اسلامی و اسلام و ملت ایران، کارهای تروریستی به دور است. نامهایی از قبیل تروریست، شایسته‏ی همان آدم‏های پَست است که خودشان بزرگترین تروریست‏های دنیا هستند.

گروه دوم، قدرتهای جهانی مدعی حقوق بشر و ضدیت با تروریسم بودند. البته بازهم سردمداران سیاستهای جهانی، با وقاحت و گستاخی همین شعارها را می‏دهند و هنوز هم سردمداران رژیم امریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی ادعا می‏کنند که با تروریسم مخالفند! لیکن مسأله‏ی تبلیغات و هیاهو و جنجال یک مسئله است، و واقعیتهایی که برای مردم آگاه و بصیر در سطح عالم روشن می‏شود، مسأله‏ی دیگری است.
کاملًا واضح است که وقتی دولتی مثل امریکا یا بعضی از کشورهای اروپایی، از گروهکهای تروریستی که دستشان به خون آحاد ملت آغشته است، حمایت می‏کنند و آن‏ها را در کشورهای خود راه می‏دهند و پناهنده‏ی سیاسی قلمداد می‏کنند، نمی‏توانند در ادعای مبارزه با تروریسم صادق باشند. این‏ها مروج تروریسم هستند و تروریست‏ها را برای تحقق مقاصد شوم خود، در دامان خویش تربیت می‏کنند.
کیست که نداند بسیاری از گروهکهای داخل ایران- حتّی آن‏هایی که صبغه‏ی چپ داشتند- از منابع مالی دولتهای غربی و امریکا تغذیه می‏شدند و هنوز هم می‏شوند؟! ملت ایران، این ادعاهای دروغین را شناخت. دیرباورترین افراد هم فهمیدند که دولت امریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی و جوامع به اصطلاح متمدن طرف‏دار حقوق بشر، کمترین خبری از حقوق بشر ندارند و کوچک‏ترین دفاعی از آن‏ها نمی‏کنند!
کسانی که در حادثه‏ی هفتم تیر و دیگر حوادث انقلاب به شهادت رسیدند و خونشان ریخته شد، نفوس زکیه‏ای از افراد بشر و انسانهای ممتاز جامعه بودند. در بین این‏ها، علما و دانشمندان و مبارزان قدیمی و توده‏های مردم و انسانهای فداکار و کسانی که برای ملت و کشور و آرمان و انقلابشان فداکاری می‏کردند، وجود داشتند. کشتن آن‏ها طبق کدام میزان از موازین مجاز است، و چه کسی می‏تواند کُشندگان آن‏ها را تروریست نداند و جنایت‏کار نخواند و محکوم نکند؟ این، یک حقیقت روشن است.
ما به ادعاهای طرف‏داری از حقوق بشر، که امروز از طرف دولتها و سازمانهای وابسته به ابرقدرت‏ها در دنیا اعلام می‏شود، کوچک‏ترین اعتقادی نداریم. ما این‏ها را فریب و خدعه و دروغ می‏دانیم. ما معتقدیم تروریسم در دامان رژیم امریکا و بسیاری از حکومتهای غربی و قدرتهای زورگوی جهانی پرورش می‏یابد و رشد می‏کند.
نمودار
    آخرین مقالات
    پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی