سند چشم انداز ۱۴۰۴ - تعداد فیش : 59 ، تعداد مقاله : 0
    1393/01/01
    1392/11/30
    1392/06/06
    1392/02/10
    1391/07/19
    1391/07/12
    1390/07/20
    1390/06/06
    1390/05/26
    1389/07/14
    1389/07/14
    1389/01/31
    1389/01/31
    1389/01/16
    1389/01/01
    1388/07/02
    1388/06/16
    1388/05/06
    1388/02/26
    1387/10/21
    1387/06/05
    1387/06/02
    1386/07/09
    1386/06/04
    1386/04/09
    1386/01/01
    1385/12/08
    1385/11/30
    1385/06/06
    1385/06/06
    1385/05/23
    1385/02/12
    1384/12/08
    1384/10/14
    1384/10/13
    1384/07/03
    1384/05/12
    1384/02/18
    1384/02/12
    1384/02/11
    1384/01/01
    1384/01/01
    1383/12/27
    1383/12/27
    1383/10/17
    1383/09/26
    1383/06/04
    1383/04/17
    1383/04/16
    1383/04/15
    1383/03/27
    1382/11/24
    1382/10/22
    1382/10/22
    1382/09/26
    1382/08/23
    1382/08/12
    1382/05/15

    یک ظرفیّت دیگری که در کشور وجود دارد، زیرساخت‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری است؛ نرم‌افزاری مثل این سیاستهای اصل ۴۴، سند چشم‌انداز و این کارهایی که در این چند سال انجام گرفته و همچنین زیرساخت‌های گوناگون مثل جاده و سدّ و پل و کارخانه و امثال اینها؛ اینها زمینه‌های بسیار خوبی برای پیشرفت اقتصاد کشور است، اینها ظرفیّتهای یک کشور است.

    ایران اسلامی با استعدادهای سرشار معنوی و مادی و ذخائر و منابع غنی و متنوع و زیرساخت‌های گسترده و مهم‌تر از همه، برخورداری از نیروی انسانی متعهد و كارآمد و دارای عزم راسخ برای پیشرفت، اگر از الگوی اقتصادی بومی و علمی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی كه همان اقتصاد مقاومتی است، پیروی كند نه تنها بر همه‌ مشكلات اقتصادی فائق می‌آید و دشمن را كه با تحمیل یك جنگ اقتصادی تمام عیار در برابر این ملت بزرگ صف‌آرایی كرده، به شكست و عقب‌نشینی وا می‌دارد، بلكه خواهد توانست در جهانی كه مخاطرات و بی‌اطمینانی‌های ناشی از تحولات خارج از اختیار، مانند بحران‌های مالی، اقتصادی، سیاسی و ... در آن رو به افزایش است، با حفظ دستاوردهای كشور در زمینه‌های مختلف و تداوم پیشرفت و تحقق آرمان‌ها و اصول قانون اساسی و سند چشم‌انداز بیست ساله، اقتصاد متكی به دانش و فناوری، عدالت بنیان، درون‌زا و برون‌گرا، پویا و پیشرو را محقق سازد و الگوئی الهام‌بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد.
    اكنون با مداقه لازم و پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام، سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی كه در ادامه و تكمیل سیاست‌های گذشته، خصوصاً سیاست‌های كلی اصل ۴۴ قانون اساسی و با چنین نگاهی تدوین شده و راهبرد حركت صحیح اقتصاد كشور به سوی این اهداف عالی است، ابلاغ می‌گردد.
    لازم است قوای كشور بی‌درنگ و با زمان‌بندی مشخص، اقدام به اجرای آن كنند و با تهیه قوانین و مقررات لازم و تدوین نقشه راه برای عرصه‌های مختلف، زمینه و فرصت مناسب برای نقش‌آفرینی مردم و همه فعالان اقتصادی را در این جهاد مقدس فراهم آورند تا به فضل الهی حماسه‌ اقتصادی ملت بزرگ ایران نیز همچون حماسه سیاسی در برابر چشم جهانیان رخ نماید. از خداوند متعال توفیق همگان را در این امر مهم خواستارم.

    شاخص بعدى [دولت اسلامی]، مسئله‌ى قانون‌گرايى است. خب قانون‌گرايى خيلى مهم است. قانون ريل است؛ از اين ريل اگر چنانچه خارج شديم، حتماً آسيب و صدمه است. گاهى قانون ناقص است، گاهى قانون معيوب است؛ امّا همان قانون معيوب هم اگر چنانچه عمل نشود - [ قانونى‌] كه منتهى به بلبشو و هر كه هر كه خواهد شد - ضرر آن عمل نشدن، بيشتر از ضرر عمل كردن به قانون [ است‌]. اين را بايد نهادينه كرد؛ در مجموعه‌ى دستگاهها اين بايد نهادينه بشود. و جزو رعايت قانون، رعايت اسناد بالادستى است كه امروز خوشبختانه در كشور وجود دارد؛ مثل سياستهاى كلّى، سند چشم‌انداز، مصوّبات شوراهاى عالى از قبيل شوراى عالى انقلاب فرهنگى، از قبيل شوراى عالى مجازى؛ كه من ديروز پريروز بود با آقاى دكتر روحانى راجع به آن مختصراً صحبت كردم، بيشتر از اين هم صحبت خواهيم كرد، شوراى عالى مجازى - كه ما در همين اتاق شايد چهار جلسه‌ى سه چهار ساعته با حضور رؤساى سه قوّه، و مجموعه‌اى از قوا نشستيم و اين شورا تشكيل شده و بسيار مسئله‌ى مهمّى است - مصوّباتى دارد، اين مصوّبات را بايستى معتبر بدانند و بر طبق اين مصوّبات بايد عمل بشود. اين قانون‌گرايى و قانون‌مدارى اگر چنانچه جا افتاد، مسلّماً خيلى از آسيبها از بين خواهد رفت.

    سیاست های كلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش كشور ...
    ارتقاء جایگاه آموزش و پرورش از نظر شاخص‌های كمّی و كیفی در سطح منطقه و جهان به منظور تحقق اهداف سند چشم انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران.

    ملت ايران يك عرصه‌ى روياروئى با يك مجموعه‌ى دشمن دارد، دشمنى را هم آنها شروع كردند، در رأس دشمنها هم شبكه‌ى خطرناك خبيث صهيونيستى است، كه متأسفانه بعضاً دولتهاى غربى و بخصوص دولت آمريكا تحت تأثير اين شبكه‌اند. اينها از اول انقلاب با انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى مخالفت كردند؛ كينه‌ى اين مردمى را كه انقلاب كرده‌اند، به دل گرفته‌اند؛ الان هم همين جور است. حالا در اين صحنه‌ى روياروئى، يك طرف ملت ايران است، يك طرف هم برخى از قدرتهائى كه كينه‌ورزانه با ملت ايران دشمنى ميكنند. وقتى عرصه را نگاه ميكنيم، اگر يك نگاه به ملت عزيزمان بكنيم، مى‌بينيم ملت ما داراى عزم است، داراى اميد است، داراى استعداد برتر است، داراى نسل جوانِ پرانگيزه و پرتلاش است. اين حضور نسل جوان، در همه‌ى ميدانها خودش را دارد نشان ميدهد: در ميدان علم، كه امروز در دنيا به آن اعتراف ميكنند؛ در ميدان فناورى، در ميدانهاى گوناگون اجتماعى؛ آن وقتى كه پيش آمد، در دفاع مقدس؛ امروز هم در آمادگى‌هاى گوناگون. اينها را امروز ملت ايران دارد؛ چشم‌انداز بيست ساله را هم دارد، ابزارهاى لازم براى حركت به سمت جلو را هم دارد، منابع طبيعى هم دارد، معادن ارزشمند هم دارد.
    آنچه را كه در كشورمان از منابع اساسى در اختيار داريم، از متوسط جهان بيشتر است. من بارها گفته‌ام: ما تقريباً يك‌صدم جمعيت دنيائيم، كشور ما هم تقريباً يك‌صدم وسعت دنياست؛ اما منابع اصلى‌اى كه ما داريم، از يك‌صدم بسيار بيشتر است. در بعضى از منابع، در ميان همه‌ى كشورهاى دنيا درجه‌ى اوّليم؛ مثل منابع انرژى - نفت و گاز - كه امروز در ميان همه‌ى كشورهاى دنيا، در رأس فهرست، ما هستيم. اين خصوصيات ماست.

    اما در مورد مسئوليت شما نخبگان عزيز. عرض كرديم خود را در آغاز راه بدانيد. سعى كنيد در طراز نخبگى باقى بمانيد. امروز شما نخبه‌ايد، اما مسابقه است؛ ممكن است سطح علمى كشور به حدى برسد كه اين مقدار، نصاب نخبگى نباشد؛ لازم باشد انسان به نصاب بالاترى دست پيدا كند. ما در سند چشم‌انداز بيست ساله آورديم كه در سال 1404 از لحاظ علمى، در رتبه‌ى اول منطقه باشيم. بعضى از مسئولين ميگويند آقا شما گفتيد سال 1404، اما حالا كه 1391 است، از لحاظ علمى در رتبه‌ى اول منطقه هستيم. خب، اين حرف درست است؛ اما اين، آن حرف نيست. حالا آخر راه نيست، وسط راهيم، اول كاريم. بايد بتوانيد اين رتبه‌ى اوّلى را از 1391 - كه امسال است - تا 1404 نگه داريد؛ ببينيد اقتضاى اين نگهدارى چيست؟ خيلى كار لازم دارد. يك ياعلى گفتيد و يك جهشى كرديد؛ خيلى خوب، رسيديد به رتبه‌ى اول؛ اما ديگران كه بيكار ننشسته‌اند. در منطقه، ديگران هم ميخواهند رتبه‌ى اول باشند، رتبه‌ى بالاتر باشند؛ آنها هم دارند تلاش ميكنند. بنابراين بايد بتوانيد اين نخبگى را حفظ كنيد. در مورد اشخاصِ شما هم عيناً اين صدق ميكند؛ بايد اثرگذارى داشته باشيد. همان طور كه عرض كرديم، در اين شبكه‌ى نخبگانى، بايد بتوانيد فضاى پيرامون خودتان را به سمت نخبه شدن سوق دهيد؛ اين يك كار مهمى است، جزو وظائف مهم نخبگان است.

    هر جائى كه مسئولين كشور توانائى‌هاى مردم را شناختند و به كار گرفتند، ما موفق شديم. هر جائى كه ناكامى هست، به خاطر اين است كه ما نتوانستيم حضور مردم را در آن عرصه تأمين كنيم. ما مسائل حل نشده كم نداريم. در همه‌ى مسائل گوناگون كشور، مسئولين بايد بتوانند با مهارت، با دقت، با ابتكار، راه‌هائى را براى حضور مردم پيدا كنند - همچنان كه در عرصه‌ى بسيار دشوارِ جنگ اين اتفاق افتاد، راه باز شد؛ كسانى توانستند راه را باز كنند - تا هر جوانى، هر پيرى، هر مردى، هر زنى كه بخواهد در اين كار بزرگ شركت كند، راه برايش باز باشد. در زمينه‌هاى گوناگون هم ميشود، در اقتصاد هم ميشود. اقتصاد كشور، توليد كشور ميتواند به وسيله‌ى همت مردم، با پول مردم، با ابتكارهاى مردم، با انگيزه‌هاى مردم، چندين برابر شكوفائى پيدا كند. سياستهاى اصل 44 را كه ما تدوين كرديم، بر اساس همين نكته بود. براى آينده‌ى كشور، هدفهائى مشخص شده است. ما اين دهه را «دهه‌ى پيشرفت و عدالت» ناميديم؛ ما سياستهاى اصل 44 را تدوين كرديم؛ ما چشم‌انداز بيست‌ساله را تدوين كرديم؛ سياستهاى برنامه‌هاى پنج‌ساله را تدوين كرديم و ميكنيم. همه‌ى اين سياستگذارى‌ها بر اساس واقع‌بينى است. اينجور نيست كه يك عده‌اى نشسته باشند و با توهمات خودشان سياست پنج‌ساله يا چشم‌انداز بيست‌ساله بنويسند؛ نه، اين با واقعيتها تطبيق ميكند؛ متكى به واقعيتهاى كشور است.

    خب، اينها هدفهاى تعيين شده است. اگر حضور مردم در اين راه‌ها و براى اين هدفها تأمين شود، اين هدفها حتّى زودتر از دورانى كه در نظر گرفته شده است، حاصل خواهد شد. حضور مردم چه جورى است؟ اين، همان نكته‌ى اصلى است. اينجاست كه مسئولين بايد زمينه‌ها را، مدلها را، فرمولهاى عملى و قابل فهم عموم را، فرمولهاى اعتمادبخش را براى مشاركت مردم فراهم كنند. در هر بخشى ميشود اين كارها را كرد. هم قوه‌ى مجريه، هم قوه‌ى قضائيه، هم قوه‌ى مقننه به شيوه‌ى خاص خود ميتوانند اين را تأمين كنند؛ از ابتكار مردم، از فكر مردم، از نيرو و انگيزه‌ى مردم، از نشاط جوانىِ جوانان ما - كه قشر عظيم و وسيعى هستند - ميتوانند استفاده كنند؛ اين جزو كارهائى است كه بايد ان‌شاءاللَّه با سازوكار شفاف از سوى مسئولين انجام بگيرد. البته كارهائى در زمينه‌هاى مختلف شده است، راه‌هائى باز شده است؛ اما بيش از اين ميشود كار كرد و حضور همه‌ى مردم را تأمين كرد، تا يك جوان، يك پير، يك صنعتگر، يك مبتكر بداند كه در اين حركت عمومى در كجا قرار ميگيرد. همه چيز با يك چنين سازوكارى به سامان ميرسد؛ مثل گذشته.

    يك مسئله‌ى ديگر، مسئله‌ى رسيدن به چشم‌انداز است. اين چشم‌انداز هدفگذارى شده است، يك سند بالادستى است؛ بايد ما اين را حتماً رعايت كنيم. بدون جهاد اقتصادى، به چشم‌انداز نخواهيم رسيد. در چشم‌انداز، قدرت اول اقتصادى منطقه هم مطرح شده. در اين ميدان - كه ميدان مسابقه است - اگر چنانچه عقب مانديم، ضربه خواهيم خورد. آن روز در آن جلسه هم مطرح شد كه مسئله‌ى چشم و همچشمى مطرح نيست؛ مسئله اين است كه در اين چالش عمومى و ميدان تحركات عمومىِ دولتها در اين برهه‌ى از زمان، اگر كسى عقب ماند، پامال خواهد شد. پيشرفت اقتصادى ما و رسيدن به اهداف چشم‌انداز، به خاطر اين است كه اگر چنانچه به آنجا نرسيديم، ملت ما و كشور ما دچار ضربات سختى خواهد شد؛ احياناً ضربات مهلكى به ما وارد خواهد آمد. بايد به آنجا برسيم؛ اين نياز ماست. با شعارى كه ما داريم ميدهيم، با اهداف انقلاب اسلامى، جز اين چاره‌اى وجود ندارد. حقيقت اين است كه نظام اسلامى، امروز نظام استكبار و سلطه و الحاد را به چالش گرفته؛ اين يك حركتى است كه آغاز شده. شكست خوردن در اين ميدان، خسارتهايش غير قابل توصيف است و مخصوص به ملت ما هم نخواهد شد؛ لذا بايد در اين ميدان قطعاً پيروز شد. اين پيروزى با اين ابزار ممكن نيست؛ ابزارهاى گوناگون ديگرى هم لازم است؛ از جمله‌ى اينها، پيشرفت اقتصادى است.

    از دوران بيست ساله‌ى چشم‌انداز - همين طور كه اشاره شده - حدود يك چهارمش گذشته. يك برنامه، كه برنامه‌ى چهارم توسعه باشد، تمام شده؛ امسال سال اول برنامه‌ى پنجميم. البته در برنامه‌ى چهارم خيلى كارها انجام گرفته. طبق گزارشهائى كه دادند و شنيديد و اين گزارشها درست هم هست، كارهاى بسيار مهمى انجام گرفته؛ ليكن در عين حال برخى از كارها هم هست كه انجام نگرفته و بايد انجام بگيرد. سياستگذارى‌ها درست است. سياستهاى اعلام شده در حوزه‌ى اصلاح الگوى مصرف، سياستهاى كلى نظام ادارى، سياستهاى كلى اشتغال و سياستهاى اصل 44 - اينهائى كه ابلاغ شده - همه‌اش با هم هماهنگ است. اگر بتوانيم برنامه را بر طبق اين سياستها تنظيم كنيم و پيش ببريم و در عالم واقعيت تحقق پيدا كند، ما خيلى خواهيم توانست از اين ظرفيتى كه اشاره كردم، استفاده كنيم. اين سياستها يك انسجامى را به وجود مى‌آورد و انسجام لايه‌هاى مختلف تحرك اقتصادى را تأمين ميكند.

    در اين مسير، شتاب و موفقيت، در طول چندين سال گذشته محسوس است. شما اين را بدانيد - شايد هم ميدانيد؛ البته من آمارهاى بيشترى دارم، اطلاعات وسيع‌تر و جزئى‌ترى دارم - كه در هفت هشت ده سال اخير، كشور يك حركت عظيمى در اين زمينه انجام داده و كارهاى بزرگى انجام گرفته. البته بعضى گوشه كنار، توى دانشگاه و بيرون دانشگاه، يأس‌آفرينى و منفى‌بافى ميكنند؛ اما بيخود ميگويند، دروغ ميگويند. بعضى از اينها غافلند، بعضى هم بدتر از غافل. حركت، انصافاً حركت موفقى بوده است. در اين سالها كارهاى بزرگى انجام گرفته. ملت، جوانان، مجموعه‌ى علمى، دانشگاه‌ها، مديران علمى نشان دادند كه استعداد خوبى وجود دارد براى اين حركتى كه مورد نظر ماست. بنابراين ما پيشرفت كرده‌ايم.
    اين پيشرفت اقتضاء ميكند كه ما اميدوارانه‌تر پيش برويم. نظر تعداد قابل توجهى از كارشناسان ايرانى و غير ايرانى اين است كه كشور ما قبل از موعد معين، يعنى 1404 - كه پايان دوره‌ى برنامه‌ى چشم‌انداز بيست ساله است - به آن چيزى كه در چشم‌انداز وعده داده شده، خواهد رسيد؛ يعنى رتبه‌ى اول علمى در ميان كشورهاى اسلامى. برآوردها اين است؛ اين به خاطر شتابى است كه وجود دارد. پس اميدوار باشيم، لحظه‌ها را از دست ندهيم، به نيروى خودمان اتكاء كنيم و حركت را با جديت، با صميميت و با شرائط لازم ادامه دهيم.

    مسئله‌ى تجارى‌سازى خيلى مهم است. يافته‌هاى علمى و صنعتى بايستى بتوانند در كشور توليد ثروت كنند. برادران مسئول در دفتر ما يك محاسبه‌اى كردند؛ نظر آنها اين است كه تا سال 1404 ما بايد بتوانيم حداقل بيست درصد از درآمد كشور را از راه صنايع دانش‌بنيان و فعاليتهاى تجارى دانش‌بنيان تأمين كنيم؛ يعنى از محل فروش محصولات علمى. اين چيزى است كه بايد خيلى از دسترس دور نباشد.

    چابك سازی، متناسب سازی و منطقی ساختن تشكيلات نظام اداری در جهت تحقق اهداف چشم انداز.

    كل نگری، همسوسازی، هماهنگی و تعامل اثربخش دستگاههای اداری به منظور تحقق اهداف فرابخشی و چشم انداز.

    من توصيه‌ى مؤكد دارم به همكارى دستگاه‌هاى سه‌گانه و قواى سه‌گانه، تا بتوانيم ان‌شاءاللَّه چشم‌انداز را تأمين كنيم. اهداف چشم‌انداز، اهداف خيلى مهمى است. البته اگر همت مضاعف كنيد، از آن اهداف، جلوتر هم ميرويد؛ اين ممكن است و هيچ استبعادى هم ندارد. الان مشاهده ميكنيم كه ما از زمان‌بندى فرضى در مورد اهداف چشم‌انداز، در بعضى از بخشها جلو هم هستيم. ممكن است در بعضى از بخشها هم يك خرده عقب باشيم، اما در بعضى از بخشها حتماً طبق آن زمان‌بندى فرضى كه انسان در ذهن دارد، جلو هم هستيم و مشكلى نداريم. ميتوان از آن اهداف جلوتر هم برويم. احتياج به اين معنا هست كه ما بتوانيم جلوتر برويم، بتوانيم حركت كنيم، تلاش كنيم. پس همت مضاعف لازم است.

    چشم‌انداز روشنى تعيين شده است - يعنى سند چشم‌انداز بيست ساله‌ى جمهورى اسلامى - اين سند باارزشى است. دولتهائى كه پشت سر يكديگر با انتخاب مردم بر سر كار مى‌آيند، ميتوانند بر اساس اين سند چشم‌انداز، اهداف را مشخص كنند؛ هر كدام بخشى از راه را بروند و دنباله‌ى كار را به دولت بعدى بسپارند. وجود سند چشم‌انداز، يكى از امكانات باارزش نظام جمهورى اسلامى است.

    ما يك سند چشم‌‌انداز داريم كه تا سال 1404، مشخص كرده كه خط ما از لحاظ پيشرفتهاى كشورى و مادى كجاست؛ خيلى چيز مهمى است. معلوم كرديم كه به كجا بايد برسيم و از چه طريقى بايد حركت بكنيم. اينها عوامل اميد است، اينها نقطه‌‌هاى قوت است. ميخواهند اينها را به موجبات يأس تبديل كنند؛ راجع به سندچشم‌‌انداز صحبت بشود، ميگويند آقا به اين سند توجهى نشده؛ راجع به پيشرفتهاى علمى بحث بشود، ميگويند اينها خيلى اهميتى ندارد؛ راجع به انتخابات بحث بشود، اين شبهه‌‌ها و خدشه‌‌ها را پيش مى‌‌آورند؛ راجع به جوانها صحبت بشود، اشاره ميكنند به تخلف چند تا جوان در يك طرفى! يعنى همه‌‌ى اين نقاط مثبت، اين قله‌‌هاى برجسته‌‌اى كه همه‌‌اش اميدافزا هست، اينها را سعى ميكنند در چشمها كمرنگ كنند.

    جهتگيرى‌‌‌‌‌‌هاى برنامه‌‌‌‌‌‌اى و كارى دولت را با شاخص سند چشم‌‌‌‌‌‌انداز بسنجيد. اين سند چشم‌‌‌‌‌‌انداز چيز مهمى است؛ اين را دست‌‌‌‌‌‌كم نبايد گرفت. شايد بتوان گفت كه بعد از قانون اساسى، ما هيچ سندى را در كشور به اين اهميت نداريم. يك نگاه كلان و بلندمدت است. سند چشم‌‌‌‌‌‌انداز مهم است. نگاه كنيد ببينيد الان چهار سال از سند چشم‌‌‌‌‌‌انداز گذشته، يعنى ما شانزده سال به پايان اين چشم‌‌‌‌‌‌انداز داريم. چقدر پيش رفته‌‌‌‌‌‌ايم؟ يك ادعا اين است كه از چهار سال بيشتر پيش رفته‌‌‌‌‌‌ايم؛ يك ادعا اين است كه نه، كمتر پيش رفته‌‌‌‌‌‌ايم؛ نصف اين چهار سال پيش رفته‌‌‌‌‌‌ايم. اينها بايد درست سنجيده بشود؛ درست بايد ملاحظه بشود. در اين سند چشم‌‌‌‌‌‌انداز، آينده‌‌‌‌‌‌اى در نظر گرفته شده كه براى ملت ايران اين آينده لازم و شايسته است. اگر به آن آينده نرسيم، عقب ميمانيم. آن وقت بايد هم بدانيم كه همين طور كه ما داريم به سمت آن هدف حركت ميكنيم، اطراف ما هم همه ثوابت نيستند؛ آنها هم دارند حركت ميكنند. بايد سرعت را تنظيم كنيم، زمان‌‌‌‌‌‌بندى‌‌‌‌‌‌هاى برنامه‌‌‌‌‌‌ها را تنظيم كنيم؛ جورى اين سرعت را تنظيم كنيم كه بتوانيم واقعاً به هدف چشم‌‌‌‌‌‌انداز برسيم. يعنى اين دولت در سهم خود كار درست خودش را انجام داده باشد.

    انتظار ميرود در چارچوب سند راهبردی بنياد و با رعايت ساير دستورالعملهای ابلاغی و در جهت سند چشم انداز سياستهای كلی نظام، از تمامی توان و امكانات موجود بهره گيريد.

    امروز بحمدالله جمهورى اسلامى اين فرصت را پيدا كرده است كه بر روى طرحهاى بلندمدت براى رفع كمبودها و نقيصه‌ها و تخريبهاى دورانهاى گذشته برنامه‌ريزى كند. چشم‌انداز بيست ساله يك سند بسيار معتبر و مهم است كه مسئولان كشور - چه در قوه‌ى مجريه، چه در قوه‌ى مقننه - و در بخشهاى مختلف موظف شده‌اند گام به گام اين سند چشم‌انداز را تعقيب كنند و به آن اهداف نزديك شوند. مردم هوشمند و جوانان بااستعداد در هر نقطه‌ى كشور مسئوليت بزرگى در اين زمينه بر دوش دارند. من به شما مردم عزيز و بخصوص به جوانان عرض ميكنم كه ساختن كشور، پيش بردن كشور يك وظيفه‌ى مشترك است؛ مشترك بين مسئولان و مردم؛ مردم هم داراى مسئوليتند. خيلى بايد مراقب باشيم كه دشمنان پيشرفت كشور نتوانند ذهن و حواس ما را به نقاط فرعى و درجه‌ى دوم منعطف كنند، تا همه با وحدت كامل بتوانيم به سمت اين هدفها حركت كنيم.

    پيش روی بودن دومين پنجسال از سند چشم انداز دوره ی بيست ساله كشور و ابلاغ بعضی از سياستهای كلی اصولی مانند سياستهای كلی اصلی 44 از يكطرف و بعضی تحولات جهانی از طرف ديگر اقتضاء می كند كه هرچه زودتر قانون برنامه ی پنجساله پنجم كشور با جهت گيری دستيابی به اهداف مرحله ای متناسب با سند چشم انداز بيست ساله تهيه گردد. اينك سياستهای كلی برنامه پنجم كه بايد مبنای تهيه و تدوين قانون برنامه ی پنجساله پنجم توسعه ی جمهوری اسلامی ايران باشد، ابلاغ می گردد.
    ...
    ايجاد درك مشترك از چشم انداز بيست ساله و تقويت باور و عزم ملى براى تحقق آن.
    ....
    برقرارى ارتباط كمى و كيفى ميان برنامه پنج‌ساله و بودجه‌هاى ساليانه با سند چشم‌انداز با رعايت شفافيت و قابليت نظارت.

    سند چشم‌انداز هم مطلقا يك قطعه‌اى از نگاههاى غربى نيست. ما جهت را عوض كرده‌ايم. ببينيد، يك نكته‌اى كه شما جوانها خوب است به آن توجه كنيد، اين است كه خيلى از چيزها هست كه قالب آن ايرادى ندارد، اما جهتش اشكال دارد؛ ما در اسلام هم از اين قبيل چيزها داشتيم. همين حج و عمره‌اى كه شماها ميرويد و اينقدر دختر جوان ما و پسر جوان ما - با آن دلهاى پاكشان - تحت تأثير آن قرار ميگيرند، اين حج يك رسم جاهلى است و در جاهليت بوده. همين طوافى كه شما ميكنيد، اين طواف را در دوران جاهليت ميكردند. در موسم حج، كه موسم حج هم همين ماه‌هاى حرام بود، از اطراف عربستان - حالا در بيرون عربستان كسى اعتقاد نداشت - راه مى‌افتادند و به مكه مى‌آمدند، براى اينكه اطراف كعبه طواف كنند. قالب كار، همين قالب كارى است كه شما انجام ميدهيد؛ اما محتوا و جهت كار، صد و هشتاد درجه تفاوت دارد.

    نقشه‌ى راه، سند چشم‌انداز است. سند چشم‌انداز را هيچ نبايستى مورد غفلت قرار داد. اين حقيقتا يك سند واقعى و يك نقشه‌ى راه حقيقى است. بايد دستگاههاى نظارتى خودتان را محاسبه كنيد. حالا ديگران ممكن است نظارت بكنند، ممكن است نكنند؛ ممكن است نظارتشان درست باشد، ممكن است ناقص باشد؛ اما در درون خود مجموعه‌ى قوه‌ى مجريه - كه نقشش در رسيدن به اهداف چشم‌انداز، بسيار حساس است - دستگاههاى نظارتى را فعال كنيد، بعد ساز و كارهاى نظارتى را بكار بيندازيد تا ببينيم برنامه‌ها و سياستها چقدر جلو رفته؛ يعنى اينجور نباشد كه سال دهم سند چشم‌انداز، نگاه كنيم و ببينيم پيشرفتى پيدا نكرده‌ايم؛ نه، بايستى اينها را مرتبا رصد كنيد كه معلوم شود چقدر پيش رفته‌ايم و چقدر به آن اهداف نزديك شده‌ايم و چقدر زمينه‌ها فراهم شده است.

    چرا ما اين اهتمام و اين انگيزش را در زمينه‏ى مسائل مربوط به دانشگاه و دانش و پژوهش به خرج ميدهيم؟ چون عقبيم؛ عقب نگه داشته شديم. و چون پيشرفت ما، عزت ما، هويت ملى و اسلامىِ ما وابسته به اين است كه در اين بخش كار جدى كنيم. اين علتش است. ما فرق داريم با فلان كشورى كه فرض بفرمائيد از يك تمدن كوتاه‏مدت برخوردار است. بعضى از كشورها در منطقه‏ى ما هستند كه همه‏ى موجوديت اينها به عنوان يك كشور به صدسال نميرسد؛ اصلاً چنين هويت جغرافيائى‏اى در صد سال گذشته به اين معنا و به اين نام وجود نداشته و بعضى از ملتها هم در همين منطقه‏ى ما هستند كه هيچ سابقه‏ى قابل ذكرى در تاريخ ندارند. در جاهاى ديگر دنيا هم هستند؛ در امريكاى لاتين، در اروپا و در جاهاى مختلف ديگر اينجور كشورهائى وجود دارند. اما كشور و ملت ما يك كشور ريشه‏دار است؛ ما در تاريخ، ريشه داريم؛ ما سابقه داريم؛ ما تازه نروئيديم؛ از گذشته‏ى خودمان هم ميتوانيم تغذيه بشويم و بايد تغذيه ميشديم . اگر چنانچه با نواخت و آهنگ رشد علم بعد از اسلام تا قرنهاى پنجم و ششم و هفتم هجرى به اين كشور نگاه كنيد، اگر با آن نواخت ما پيش ميرفتيم، امروز در قله بوديم. با آن آهنگ و با آن نواخت پيش نرفتيم؛ چرا نرفتيم؟ خوب، جاى بررسى و تحليل دارد؛ حكومتها ناباب بودند، همتها كوتاه بود، بعد در دورانهاى دويست سيصد سال اخير عوامل خارجى تأثير گذاشته و بالاخره واقعيت اين است كه: ما با آن نواخت حركت نكرديم، بلكه به طرف حضيض هم رفتيم.
    حالا ميخواهيم جبران كنيم. حالا حكومت، حكومتى است لايق، با كفايت؛ ملت، ملتى است بيدار؛ نخبگان، نخبگانى هستند ميداندار و صحنه‏گردان؛ حالا ميخواهيم جبران كنيم. خوب، يك وقت سند چشم‏انداز را به عنوان يك سند شناسنامه‏ى افتخار در جيب ميگذاريم و گاهى به سر و دست ميگيريم، يك وقت هست نه، سند چشم‏انداز را به عنوان يك دستورالعمل به حساب مى‏آوريم و براى جزء جزء آن، راه‏كار پيدا ميكنيم. اگر ما بخواهيم الهام‏بخش باشيم، در منطقه مرجع علمى باشيم، اين راه‏كار دارد. راه‏كارش را در سند چشم‏انداز ما نبايد معين كنيم، مسئولان در منطقه‏ى اجرا بايد اينها را مشخص كنند؛ اصرار ما اين است. ما ميخواهيم اين كار در زمينه‏ى مسائل علم و پژوهش به صورت درست، به صورت خوب و كامل انجام بگيرد. علت اين اهتمام و اين انگيزش اين است.
    ما اگر بخواهيم سند چشم‏انداز تحقق پيدا كند و آن مرجعيت علمى كه براى كشور پيش‏بينى شده، به وجود بيايد و عملى بشود، ناچاريم كه اين كارها را انجام بدهيم، كه مهمترينش تهيه‏ى نقشه‏ى جامع علمى است. اين يعنى يك گام مهم، يك دروازه‏ى مهم به سوى اجرائى كردن اهداف و شعارهائى است كه مطرح شده و امروز بحمداللَّه در محيطهاى علمى به صورت يك گفتمان در آمده است.

    سفارش اول ما مسأله‏ى «سند چشم‏انداز» است. در گزارش آقاى رئيس‏جمهور يك جمله‏ى كوتاهى گفته شد و اسم سند چشم‏انداز آمد؛ لكن اين كافى نيست. سند چشم‏انداز، يك مسأله‏ى فرادولتى است؛ مال اين دولت و آن دولت و اين سياست و آن سياست و اين جريان و آن جريان نيست؛ محصول يك كار فشرده و متراكم است؛ كارِ كارشناسى شده است؛ و درست هم هست. اين سند، در واقع برنامه‏ى كلان بيست‏ساله‏ى ماست و يك سند به معناى حقيقى كلمه است. آنچه كه در اين سند گفته شده، تعارف نشده. بايد در همه‏ى برنامه‏ريزيها - چه در قانون‏گذارى كه قانون‏گذارها مسؤولش هستند، چه در اجرا و مقررات اجرائى كه شماها مسؤولش هستيد - سند چشم‏انداز را مورد ملاحظه قرار بدهيد؛ بسنجيد و ببينيد كجاها در جهت سند چشم‏انداز نيست، آن‏جا را تصحيح كنيد و نگذاريد زاويه بخورد. اين فقط مسؤوليت رئيس‏جمهور نيست - اگرچه رئيس‏جمهور، بيشترين مسؤوليت را در اين زمينه دارد - بلكه مسؤوليت يكايك شما آقايانى است كه در رأس دستگاههاى اجرائى قرار داريد. يعنى واقعاً سند چشم‏انداز را بعنوان يك ميثاق، مبناى عمل قرار بدهيد. اين يك نكته و سفارش مؤكد من است.

    در همه‏ى برنامه‏ريزيها، سند چشم‏انداز در نظر باشد و اين را در همه‏ى سطوح ملاحظه كنند. ثبات در برنامه‏ريزى، شرط موفقيت است. اگر ثبات در برنامه‏ريزى و استمرار در جهت درست نباشد - كه البته اين حركت در طول راه تصحيح هم خواهد شد، لكن جهتگيرى يكى است و استمرار دارد - سازندگى و پيشرفت كشور به نتيجه نخواهد رسيد. بيست سال را در نظر بگيريد. هر سال ما يك برنامه داريم - برنامه‏ى يك‏ساله كه با بودجه به مجلس داده ميشود - كه اگر بنا باشد جهتگيرى منظم نباشد، امكان دارد تناقض در اين برنامه‏ها، اصلاً كارهائى را هم كه انجام ميگيرد، خنثى كند. ما برنامه‏هاى پنج ساله درست كرده‏ايم - در همه‏ى دنيا معمول است - اما اگر برنامه‏ى پنج‏ساله‏ى امروز در جهت مقابل برنامه‏ى پنج‏ساله‏ى ديروز يا در جهت مقابل برنامه‏ى پنج‏ساله‏ى فردا باشد، اين كارها همديگر را از بين خواهد برد و اصلاح هرگز صورت نخواهد گرفت؛ چون فعاليتها همديگر را خنثى ميكنند و نتيجه، ضايع شدن سرمايه‏هاى ملى است. ما براى اينكه اين اتفاق نيفتد، برنامه‏ى بلندمدت كلىِ عام را به عنوان سند چشم انداز تهيه كرديم. اين، برنامه‏ى كلىِ بيست ساله است. برنامه‏ها زير اين سقف بايد شكل بگيرند؛ برنامه‏هاى پنج ساله در اين جهت بايد حركت كنند. هر دولتى سر كار مى‏آيد، اين جهت را حفظ كند؛ آن وقت برنامه‏ها ميشوند مكمل هم. البته دولتها همه يك‏جور نيستند؛ بعضيها كند كار ميكنند، بعضيها تند كار ميكنند، بعضيها همه‏ى نيرويشان را به صحنه مى‏آورند، بعضيها آن جور نيستند، بعضى ممكن است اشتباهات بكنند، بعضى نكنند؛ اينها همه‏اش قابل اصلاح است؛ ولى جهتگيرى بايد يكى باشد. بنابراين در همه‏ى برنامه‏ريزيها اين را هم ملاحظه كنيد.

    دشمن را بايد شناخت، بعد بايد نقشه‏ى او را دانست. امروز دشمنان بيرونى ما هم براى ملت ايران نقشه دارند. ما سياستهاى پنج‏ساله‏ى خودمان را تعريف مى‏كنيم؛ افق چشم‏انداز بيست‏ساله را تعريف مى‏كنيم؛ براى اينكه راه خودمان را مشخص كنيم. دشمن ما هم همين‏طور؛ او هم براى ما برنامه دارد؛ او هم سياستى دارد. بايد سياست او را بشناسيم.

    خداوند متعال را سپاس ميگويم كه مجمع تشخيص مصلحت نظام با هدايت و تاييد او در يكدوره ی پنجساله ی ديگر توانست به خدماتی در چهارچوب وظايف قانونی خود توفيق يابد. تنظيم و پيشنهاد سند چشم انداز بيست ساله ی كشور و سياستهای كلی در صدر فهرست متنوع اين خدمات قرار گرفته است.

    سند چشم‏انداز هدفهايى را معين كرده، كه ما ديديم با اين وضعيت، ما به سند چشم‏انداز و اهداف آن، نخواهيم رسيد. سرمايه‏گذاريهايى بايد انجام بگيرد كه طبق محاسباتى كه كرده‏اند، رشد آنها بايد حدود دوازده درصد در سال باشد. اين، خيلى رقم بالايى مى‏شود. فقط در بخش نفت محاسبه كردند كه در طول ده سال آينده، 170 ميليارد دلار بايد سرمايه‏گذارى كنيم؛ يعنى سالى 17 ميليارد. دولت قادر است اين سرمايه‏گذارى را انجام بدهد؟ اينها خارج از توان دولت است. علاوه‏ى بر همه‏ى اينها، دولت وظائف سنگينى در حوزه‏هاى راهبردى، در فعاليتهاى جديد، سرمايه‏گذاريهاى فراوان در زمينه‏ى فناوريهاى پيشرفته دارد. كارهايى كه بخش خصوصى به طور طبيعى انجام نمى‏دهد، اينها را بايد دولت انجام بدهد و آينده‏ى كشور متوقف به اينهاست؛ مثل همين مسئله‏ى هسته‏اى.

    اين سند چشم‏انداز، مسئله‏ى مهمى است. نبايد هم تصور شود كه اين سند يا سياستهاى كلى را كسانى نشسته‏اند و دارند تنظيم ميكنند؛ نه. درست است كه اينها يك فرايندى دارد و از يك جاهايى شروع ميشود؛ ليكن آن كسى كه در اين زمينه كار و فكر ميكند و تصميم مى‏گيرد، خودِ رهبرى است؛ اين سياستها، سياستهاى رهبرى است. اينها چيزهايى است كه با توجه به همه‏ى جوانب ملاحظه شده و اين سند چشم‏انداز درآمده است و بر اساس سياستهاى كلى‏اى كه در اين مدت وجود داشته، اعلام شده است. اينها بايد در برنامه‏ها رعايت شود و نبايد تخلف شود. البته ممكن است بعضى از تاكتيكها به ظاهر با سياستها متناسب نباشد؛ اما انسان دقت كه بكند، مى‏بيند اين تاكتيك در نهايت به همان چيزى كه در سياستها يا در سند چشم‏انداز ترسيم شده است، برميگردد. ما از اين امتناعى نداريم. مثل اينكه شما با اتومبيل داريد به طرف شرق حركت ميكنيد، يك جا جاده پيچ ميخورد؛ اگر كسى آنجا نگاه كند، مى‏بيند جاده به طرف غرب يا شمال يا جنوب ميرود؛ اما اين پيچ طبيعىِ جاده است. بعد از اينجا كه عبور كرديم، باز به همان مسير طبيعى ميرسيم. اين‏طور حركتها و مانورهاى تاكتيكى و بين‏راهى را من ايراد نميگيرم؛ اما جهتگيرى حتماً بايد جهتگيرى سند چشم‏انداز باشد.

    كار جديدى كه شروع كرده‌ايد، ماهيتا با خدمات قبلى شما متفاوت است. همه‌ى شما - غير از تعداد معدودى كه در دولت قبل مشغول انجام خدمت بودند - قبلا مشغول خدماتى بوديد؛ آن خدمات هم باارزش است؛ ليكن اين كار جديد ماهيت ديگرى دارد؛ اين كار، دسته‌جمعى است؛ آن هم در يك گستره‌ى عظيم ملى. بنابراين، اين مجموعه دارد يك كار انجام مى‌دهد. بايد همواره متوجه اين حقيقت بود كه كارهاى شما اگرچه انواع مختلفى دارد، اما همه‌ى آنها در حقيقت يك كار است؛ مظهرش هم هيأت وزيران است كه دور هم جمع مى‌شويد. هدايت كننده و به تعبيرى كه بنده تكرار مى‌كنم، پليس راهنماى اين بيست و چند راه، رئيس جمهور محترم است كه هماهنگى ايجاد مى‌كند تا بشود اين كار واحد بزرگ را انجام داد؛ و آن كار واحد بزرگ عبارت است از پيشرفت و ارتقاء كشور به سمت و سوى اهدافى كه براى خودمان ترسيم كرده‌ايم، كه همان اهداف انقلاب اسلامى است و ريزتر شده، آنچه در سند چشم‌انداز بيست‌ساله تبيين شده است. براى اين كار بزرگ، همه‌ى اين مدت را قدر بدانيد. شما چهار سال، يعنى حدود 1450 روز وقت داريد. هر روزى كه مى‌گذرد، يكى از اين عددها برداشته مى‌شود و مجموعه به صفر نزديك مى‌شود. هر يك روزتان غنيمت است. اين 1450 روز، چشم‌انداز و گستره‌ى وسيعى است. براى اين مدت نسبتا طولانى خيلى كارها مى‌شود كرد. اميركبير كه يك چهره‌ى ماندگار در تاريخ ماست و واقعا كارهاى بزرگى هم كرده، همه‌ى حكومت او سه سال بود؛ يعنى يك سال از مدتى كه بناست على‌العجاله شما در اين مسؤوليت مشغول باشيد، كمتر است؛ اما آنقدر اين كار، مهم و بزرگ و جدى بود كه تاريخ اميركبير را فراموش نمى‌كند؛ والا قبل از اين‌كه بيايد در رأس صدارت قرار بگيرد، و بعد كه به كاشان تبعيد شد، ديگر چيزى در پرونده‌ى او وجود ندارد؛ همين سه سال است. بنابراين، اين چهار سال وقت كمى نيست؛ يك گستره‌ى طولانى است. از الان كه شما شروع كنيد و به آفاق بلندى كه جلوى چشم داريد، نگاه كنيد، همه كار مى‌توانيد انجام دهيد. روزى خواهد رسيد كه شما وقتى به جلوى رويتان نگاه مى‌كنيد، مى‌بينيد ديگر فرصتى باقى نمانده؛ مثلا سه ماه يا شش ماه مانده. در آن سه ماه و شش ماه، ديگر نمى‌شود كار جدى انجام داد؛ مگر استمرار و به نتيجه رساندن اين كارها. از الان به فكر باشيد و يك روز را هم غنيمت بشماريد؛ يعنى يك روز هم نبايد هدر برود. اين‌طور نباشد كه بگوييم چهار سال وقت هست؛ ان‌شاءالله سر فرصت به‌كار مى‌رسيم؛ نه، از همين روز اول و ساعت اول بايد كار را به‌طور جدى شروع كنيد.

    ما در كشور به نقشه‏ى جامع علمى احتياج داريم. ما بايد بدانيم كه براى رسيدن به هدف چشم‏انداز بيست ساله - كه نام آن مكرر برده ميشود - نقشه‏ى جامع علمى ما چيست؟ اين را بايد ترسيم كنيم. بعد، اين نقشه را طبق راهبردهاى عملياتى و برنامه‏ريزيهاى زمان‏دار و منظم، مثل يك پازل، بتدريج بايد پُر و كامل كنيم. اين كار انجام نگرفته و ما آن را نياز داريم؛ و بايد انجام بگيرد. اين كار با زبدگان و نخبگان و صاحبان انديشه‏ى كشور در حوزه‏ى دانشگاهها و آموزش و پرورش و حوزه‏هاى ذى‏ربط عملى است و بايستى تحقق پيدا كند.

    نكته‏ى بعدى، اين است كه در كلمات و اظهارات ما تكرار ميشود كه بايد در دانشگاه به رشد كيفى دست پيدا كنيم؛ من اين را قبول دارم، ليكن اين به معناى نفى رشد كمّى نباشد. ما رشد كمّى هم لازم داريم. ما از زياد شدن دانشگاه و مركز تحقيقات و پژوهشگاه، به هر اندازه‏اى كه باشد، حالا حالاها سود خواهيم برد. توجه بكنيد كه در چشم‏انداز بيست ساله، حد ما رسيدن به رتبه‏ى اول علمى در منطقه است. اين همچنان كه به حركت كيفى و صيرورت احتياج دارد، به حركتهاى كمّى و توسعه‏ى كمّى هم احتياج دارد؛ افزايش دانشجو، افزايش مراكز دانشجويى، افزايش مراكز تحقيقاتى و چيزهايى كه در اين زمينه روزبه‏روز پيش مى‏آيد و بايستى به اينها رسيد. بايد به حد نصابى برسيم كه تأمين كننده‏ى سند چشم‏انداز باشد.

    دوره‏ى خوبى است. دولت كار و تلاش خوشبختانه بر سر كار است. اهداف انقلاب و مسائل گوناگون اساسى مورد توجه است. حداكثر استفاده را بايد كرد. همه‏ى كسانى كه در مقوله‏ى آموزش و پرورش يك دستى و مهارتى دارند، بايد در اين زمينه همكارى كنند. البته مسئولان محترم بايد از اين امكانات و تواناييها استفاده كنند تا بتوان يك بناى مستحكمى براى آموزش و پرورش ساخت و با توجه به تحولى كه امروز كشور دارد و آينده‏اى كه خودمان براى كشورمان ترسيم كرده‏ايم، (كه معيارش هم همين چشم‏انداز بيست‏ساله است و اين سند چشم‏انداز، بسيار چيز باارزشى است.) بايد آموزش و پرورشمان را تحول بدهيم؛ ما در آموزش و پرورش احتياج به تحول داريم.

    از نيروهاى مخلص و باكفايت غفلت نكنيد. در سرتاسر كشور نيروهايى هستند كه اى بسا براى مركزنشينان - كه ماها باشيم - شناخته شده نيستند، اما كفايت و اخلاص لازم را دارند؛ اينها را در چرخه‌ى كارها قرار دهيد و از نيرويشان استفاده كنيد. حتما اهداف اساسى نظام و دولت، يعنى سند چشم‌انداز و برنامه‌ى پنج ساله را كه مصوب است، در برنامه‌هاى خودتان در نظر بگيريد و اينها حتما در برنامه‌هاى شما ديده بشود؛ در چارچوب آنها حركت كنيد.

    عزيزان من! امروز كشور شما، كشورى است در حال حركت به جلو. اين حرف‌ها مربوط به كشاورزى است؛ ولى ما در قضيه‌ى صنعت، در قضيه‌ى تحقيقات، در امر سياست، در رشته‌هاى گوناگون علوم، در پديد آوردن مسائل نو، در همه جا، حركت‌هايى را به بركت انقلاب و به بركت نظام جمهورى اسلامى مشاهده مى‌كنيم، كه كشور به بركت آنها خواهد توانست اين فاصله‌ى ژرفى را كه دشمنان ميان اين كشور و ميان كشورهاى پيشرفته به‌وجود آورده‌اند، پر كند. حركت امروز كشور، حركت مباركى است؛ حركت سرشار از اميد و نگاه به آينده. كارى كه امروز دستگاه‌هاى مختلف مى‌كنند، چه در اين بخش - بخش كشاورزى - چه در بخش‌هاى ديگر، بايد يك قاعده‌ى محكمى باشد كه بتوانند بعد از بيست سال - وقتى دوران سند چشم‌انداز بيست ساله تمام شد - احساس افتخار كنند و بگويند ما بوديم كه اين تدابير را انديشيديم و امروز كشور بعد از گذشت بيست سال، به اين رشد و اعتلاء رسيده است؛ كه مى‌رسيم ان‌شاءالله. جوان‌هاى ما - شماها - خواهيد ديد ان‌شاءالله آن روز را؛ و دشمنان مستكبر نظام جمهورى اسلامى از همين مى‌ترسند و علت دشمنى‌ها، همين است. آنها از اين‌كه يك كشورى، يك ملتى، با تمسك به اسلام بتواند به اين قله‌ى عظيم زندگى مدنى و افتخارات تمدنى خود برسد، نگرانند؛ چون مى‌دانند اين بهترين مروج اسلام و بهترين مروج معنويت است؛ مى‌دانند كه اگر اين راه را اين ملت طى كرد، جلوى زياده‌خواهى‌ها و زياده‌خوارى‌هاى آنها گرفته خواهد شد. كمپانى‌هاى غاصب صهيونيست‌ها و ديگران، مى‌خواهند دنيا را بچاپند؛ سختشان است كه ببينند يك ملتى در مقابل داعيه‌هاى آنها اين‌طور در همه‌ى بخش‌ها جلو مى‌رود؛ اما على‌رغم آنها ملت ايران به پيش خواهد رفت و اسلام عزيز سربلندتر از آنچه كه هست، خواهد شد و ان‌شاءالله پرچم عزت اسلامى بر بلنداى اين ملت و همه‌ى دنياى اسلام به اهتزاز در خواهد آمد.

    گزارش مصوبات، غير از گزارش واقعيت‌هايى است كه براساس اين مصوبات در عالم واقع و روى زمين انسان مشاهده مى‌كند؛ بايد اين مصوبات منعكس شود. شما فرض بفرماييد براى صدا و سيما وظايفى معين كرده‌ايد كه بايد در صدا و سيما منعكس شود؛ براى آموزش و پرورش يا براى دانشگاه‌ها يا براى فرهنگ عمومى با ابزارهايى كه دارد، وظايفى را معين كرده‌ايد كه بايستى تحقق پيدا كند؛ اما نگاه كنيد به آينده‌ى دور؛ يعنى آينده‌ى معين‌شده در سند چشم‌انداز بيست ساله. كسانى‌كه امروز وارد مدرسه مى‌شوند، در پايان دوران بيست ساله، يك جوان بيست‌وشش، هفت ساله هستند - امسال، سال اول چشم‌انداز است - شما مى‌خواهيد اين جوان بيست‌وشش، هفت ساله چه‌جور انسانى باشد؛ اگر مى‌خواهيد اين جوان، يك جوان خلاق، داراى ابتكار، شجاع، آراسته از لحاظ اخلاقى، سالم از لحاظ جسمى و فكرى و روانى، صاحب فكر و انديشه، داراى احساس مسؤوليت نسبت به كشورش و ملتش و آينده‌اش باشد، امروز بايد طرح صيرورت اين كودك را به آن جوان اين‌جا طراحى كنيد؛ حاضر داشته باشيد و به دستگاه‌ها ابلاغ كنيد.

    من مكرر گفتم، الان هم دارم به شما جوانهاى عزيز مى‌گويم؛ سند چشم‌انداز يك انشاى مدرسه‌يى نبوده كه كسى بنشيند بنويسد؛ يك آرزوى محض و آرزوى خام هم نبوده؛ اينها چيزهايى است كه با ملاحظه و محاسبه‌ى همه‌ى جهات روى كاغذ آمده و معنايش اين است كه اين شدنى است. اين‌كه ما گفتيم در ظرف بيست سال بايد رتبه‌ى بالا را در منطقه، در علم و در اقتصاد داشته باشيم، با محاسبه‌ى همه‌ى جوانب قضيه نوشته و تنظيم شده؛ و اين شدنى است.


    البته همه‌ى كارهاى شدنى، رفتن، دنبال كردن، همت گماشتن و انجام دادن مى‌خواهد. شكى نيست كه اگر بنشينيم تماشا كنيم، هيچ كارى نخواهد شد. با دنبال‌گيرى، كار شدنى است. ان‌شاءاللَّه پيگيرى خواهيم كرد و به توفيق الهى و به حول و قوه‌ى الهى خواهد شد. البته ما آن روزها را على‌القاعده نمى‌بينيم، اما شماها مى‌بينيد؛ مال شماهاست، آينده‌ى شماست.

    اهدافى كه مطرح شده است، اهداف والايى است. اين اهداف با حركت مستمر، با كار و تلاش مداوم، با به‌كارگيرى همه‌ى نيروهاى مستعد و بانشاطى كه در كشور ما بحمدالله فراوان هستند، امكان‌پذير است. البته نبايد شتابزدگى كرد. من، هم به رئيس جمهور محترم عرض مى‌كنم كه از شتابزدگى اجتناب شود، آرمانها با جديت تعقيب شود، اما هيچ‌گونه شتابزدگى به‌وجود نيايد؛ هم به مردم عزيزمان توصيه مى‌كنم كه در درخواست‌ها شتابزدگى را اعمال نكنند. دولت محترم و خدمتگزار با برنامه‌ريزى صحيح، به همان كيفيتى كه در سند چشم‌انداز بيست ساله تصويب شده و سياست‌هايى كه اعلام شده است - كه جهت اين سياست‌ها هم عدالت، رفاه عمومى و توسعه‌ى علمى و فنى و همه‌جانبه و عدالت‌محور است - در اين جهت حركت كند. دستيابى به اين اهداف والا، دور از دسترس نيست. با تلاش، با توكل به خدا، با تكيه‌ى به مردم، با استفاده از نيروهاى بانشاطى كه در جامعه‌ى جوان ما بحمدالله فراوانند، مى‌توان به اين هدفها دست يافت.

    من بار ديگر شما مردم عزيز و همه‌ى مردم كشورمان را دعوت مى‌كنم كه در تجربه‌ى انتخاباتى كه در پيش است، فعالانه شركت و حضور پيدا كنيد. شخصيت‌هاى صالحى كه به شما معرفى مى‌شوند، آنها را به تناسب اهداف والاى اين ملت و اين انقلاب و اين نظام انتخاب كنيد. با پشتوانه‌ى آراء مردمى بايد دولتى سركار بيايد كه با قدرت گره‌ها را باز كند و كارهاى بزرگ را انجام دهد؛ كارهايى كه در نيمه‌ى راه است و بايد با تلاش مضاعف و با جد و جهد به نتيجه برسد، آنها را به نتيجه برساند. كشور ما مى‌تواند ملتى بزرگتر از آمار كنونى ملت ما را هم اداره كند؛ مى‌تواند خود را در سطح بالايى از پيشرفت و توسعه در ميان ملت‌هاى عالم قرار دهد؛ و همچنان كه در سند چشم‌انداز بيست ساله اعلام شده است، مى‌تواند از جهات مختلف رتبه‌ى اول را در منطقه حائز شود. اينها توانايى‌هاى ملت ماست؛ اينها را ملت ما به بركت وحدت كلمه، به بركت پرچم برافراشته‌ى اسلام، و به بركت ايمان عميقى كه در دل‌هاى شماست، تا كنون به‌دست آورده است و باز هم مى‌تواند پيش برود و به چشم‌انداز زيبا و شايسته‌ى ملت ايران دست پيدا كند

    از همه‌ى اينها مهمتر، مسأله‌ى ديانت است. اگر مى‌خواهيد كار معلمى شما مورد رضاى خدا و نسل‌هاى آينده قرار گيرد و در انجام وظيفه‌تان از شما به نيكى ياد شود، بچه‌ها را متدين بار بياوريد. متدين بارآوردن بچه فقط كار معلم تعليمات دينى نيست؛ يك معلم رياضى، يك معلم فيزيك، يك معلم فارسى و ادبيات هم با يك نكته‌گويى بجا و با يك تك مضراب مى‌تواند تفكر دينى را در اعماق دل شاگرد و مخاطب خود جا دهد تا يادش نرود. گاهى حتى بيش از معلم دينى مى‌توانند اثر بگذارند. وقتى معلم دينى سر كلاس مى‌آيد، يك تكليف است و بچه‌ها و همه‌ى انسان‌ها نسبت به تكليف، حالت امتناع دارند. اين آقا مى‌خواهد بيايد تكليف بدهد؛ اگر خيلى خوش‌بيان و خوش‌برخورد و خوش‌اخلاق و خوش‌تدريس باشد، يك مقدار حرفش قابل قبول است؛ اگر اينها هم نباشد، كه ديگر هيچ. اما يك معلم فيزيك، يك معلم رياضى، يك معلم شيمى، يك معلم ادبيات فارسى، يك معلم تاريخ، گاهى در خلال صحبت، با يك كلمه‌ى بجا - حقيقتا يك كلمه - مى‌تواند تأثيرى در روح كودك و نوجوان و جوان بگذارد كه او را به معناى واقعى كلمه متدين و پابند كند. شماها مى‌توانيد اين كار را بكنيد؛ هم در دبستان، هم در راهنمايى، هم در دبيرستان. بچه‌ها را متدين بار بياوريد. متدين بار آوردن بچه‌ها همان چيزى است كه مى‌تواند آينده‌ى اين كشور را آباد كند. اگر ما مى‌خواهيم اين كشور پيشرفت صنعتى كند، پيشرفت مادى كند، پيشرفت فرهنگى كند، رتبه‌ى اول منطقه را - همان‌طور كه در سند چشم‌انداز آمده - حائز شود، اين در سايه‌ى انگيزش دينى و ايمان امكان‌پذير است. وقتى ايمان بود، انسان دنبال ايمان حركت مى‌كند و با همه‌ى سختى‌ها هم مى‌سازد.

    سند چشم‌انداز بيست ساله‌ى كشور - كه امسال، سال شروع آن است - يك كار اساسى و مهم است؛ افق آينده‌ى كشور را براى آحاد مردم روشن و مشخص مى‌كند. در ضمن اجراى چند برنامه، اين چشم‌انداز بايد تحقق پيدا كند. امسال همچنين سال شروع برنامه‌ى چهارم است، كه بايد بتواند سند چشم‌انداز را پنج سال جلو ببرد و از لحاظ زمان‌بندى، آن را به اهداف خود در طول اين پنج سال برساند. اينها اهميت اين سال‌ها را براى ما معنا مى‌كند.

    نكته‌ى بعدى اين است كه انتخابات رياست‌جمهورى امسال نسبت به ساير انتخابات‌ها اهميت بيشترى هم دارد؛ و آن به‌خاطر اين است كه در سال 1384 برنامه‌ى چهارم توسعه و پيشرفت كشور آغاز مى‌شود. اين اولين برنامه در طول مدت اجراى سند چشم‌انداز بيست ساله است. امروز كشور ما به حول و قوه‌ى الهى به اين توانايى و قدرت رسيده است كه بتواند آينده‌ى بيست ساله‌ى ايران را طراحى كند و چشم‌انداز روشنى براى اين مدت در جهت اهداف والا و حقوق طبيعى و شايسته‌ى اين ملت ترسيم كند. اين مدت بيست ساله، يعنى چهار برنامه‌ى پنج ساله. اولين برنامه، امسال آغاز خواهد شد. در آغاز برنامه، يك مديريت كارآمد، با كفايت و پرنشاط بايد سر كار باشد تا بتواند سازه‌هاى اين برنامه را مستحكم و استوار كند و پايه‌هاى اين برنامه را به‌طور عميق و محكم پى‌ريزى كند.
    يك انسان قوى، با كفايت، داراى نشاط و شادابى و شوق به كار و احساس مسؤوليت خواهد توانست حركت بيست ساله به سمت چشم‌انداز را - كه امسال اين شروع انجام مى‌گيرد - با قوت و قدرت آغاز كند. مديرى كه ملت ايران در انتخابات برخواهد گزيد، شروع‌كننده است؛ در واقع وارد كننده‌ى كشور در يك دوره‌ى جديد و در يك حركت تازه به سمت همان چيزهايى است كه ملت ايران به آن احتياج دارد. در طول سالهاى گذشته، از بعد از جنگ تا امروز، كارهاى فراوانى در اين كشور انجام شده؛ هر كس انكار كند، بى‌انصافى كرده است. ساخت زيربناهاى كشور، كارهاى عمرانى فراوان، پيشرفت‌هاى علمى و فناورى؛ بنابراين در همه‌ى زمينه‌ها كار شده است.

    سالى‌كه در پيش داريم، سال مهمى است؛ هم از اين جهت كه در آغاز اين سال انتخاباتى برگزار مى‌شود كه براى ملت ايران و سرنوشت كشور در يك دوره‌ى چهارساله حايز اهميت است، و هم از اين لحاظ كه سال شروع سند چشم‌انداز بيست ساله‌يى است كه نظام براى آينده‌ى خود پيش‌بينى كرده است. از امسال برنامه‌هاى پنج‌ساله بر اساس چشم‌انداز بيست ساله تنظيم خواهد شد؛ بودجه‌ها بر آن اساس نوشته خواهد شد و تلاش مسؤولان در اين رويكرد قرار خواهد گرفت. بنابراين امسال، سال دو آغاز بسيار مهم است: هم مسأله‌ى انتخابات و هم شروع سند چشم‌انداز بيست ساله. آنچه اهميت دارد، اين است كه مسؤولان به وظايف خود با چشم مسؤولانه نگاه كنند و قواى سه‌گانه آنچه را كه سند چشم‌انداز بيست ساله بر عهده‌ى آنها گذاشته است، بار مسؤوليت عظيمى براى آينده‌ى كشور بدانند. اگرچه مسؤوليتها در دوران بيست ساله، دوره‌هاى كوتاه‌مدت و چهارساله است، ليكن هر كدام از اين حلقه‌هاى چهار ساله، تشكيل دهنده‌ى زنجيره‌ى بسيار مهم و تعيين‌كننده‌ى سرنوشت كشور در بيست سال آينده خواهد بود. بخصوص در سالهاى اول لازم است زيرساختهاى اين چشم‌انداز مهم و سازه‌ها و ساز و كارهاى آن، آن‌چنان تنظيم و چيده شود كه بتوان بر اساس آن، اين بناى مستحكم را بالا برد و ان‌شاءالله براى آينده‌ى كشور و ملت جاده‌ى هموارى را براى پيشرفت فراهم كرد.

    البته بعضى از اظهارات داخلى هم اين اميد را در آنها تقويت مى‌كرد؛ چه در زمينه‌هاى فرهنگى، چه در زمينه‌هاى سياسى، چه در زمينه‌هاى اقتصادى. اين‌كه نظام اسلامى به‌عنوان يك معترض، و به قول خود حضرات، به‌عنوان اپوزيسيون نظام جهانى، در نقطه‌يى از دنيا - كه خيلى هم حساس است - ظاهر شده بود، در واقع اين را كمرنگ مى‌كرد. ناگهان سند چشم‌انداز بيست‌ساله به عنوان سياست‌هاى نظام و مطالبات و سياست‌هاى رهبرى مطرح مى‌شود؛ آن‌وقت در پيشانى اين چشم‌انداز، اين‌طورى مى‌آيد كه «ايران كشورى است توسعه يافته»، تا مى‌رسد به اين‌جا: «با هويت اسلامى و انقلابى و الهام‌بخش در جهان اسلام». معلوم مى‌شود خواب آشفته‌يى كه در دل آنها اميد به‌وجود آورده بود، خواب بى‌تعبيرى است. يعنى همه‌ى برنامه‌هاى پنج ساله‌يى كه از سال 1384 شروع خواهد شد و بر اساس سند چشم‌انداز بيست‌ساله خواهد بود، بايد در اين خط و در اين جهت باشد؛ همه بايد اسلام انقلابى و ايران اسلامى را به معناى واقعى كلمه دنبال كنند و در جهان اسلام الهام‌بخش باشند.

    امروز در سرتاسر دنياى اسلام، جمهورى اسلامى مطرح است؛ علت هم اين است كه بر سر حرف و شعار اصلى خود - كه اسلام است - ايستاده است. امريكايى‌ها وقتى سند چشم‌انداز منتشر مى‌شود و مى‌بينند چشم‌انداز بيست‌ساله عبارت است از پديد آمدن يك كشور پيشرفته‌ى طراز اول در منطقه از لحاظ فناورى و دانش، با جهتگيرى و باطن و روح اسلامى و انقلابى و اثرگذار و الهام‌بخش در دنياى اسلام، درصدد مقابله برمى‌آيند. البته اينها نمى‌توانند با اسلام مقابله كنند.

    يكى از نكاتى‌كه به‌نظر من خيلى مهم است، مسأله‌ى سند چشم‌انداز بيست‌ساله است. اين سند، يك سند كارشناسى شده است. هركس از كارشناسان اقتصادى وابسته‌ى به بخشهاى مختلف راجع به اين سند اظهارنظر كرده، ستايش‌آميز اظهارنظر كرده است. در خارج هم ما بازتابش را در مذاكرات سياسى، در اسناد سياسى و در انطباع‌هاى سياسى در ذهن مخاطبان، يافته‌ايم. جا دارد روى اين سند كار كنيد. در اين سند، بخشهايى مربوط به دانشگاه‌هاست - فصولى كه آقاى دكتر توفيقى هم اشاره كردند - جا دارد روى بخشهاى مختلف اين سند تحقيق شود؛ پروژه‌هاى تحقيقى و علمى از اين سند استخراج شود؛ بعد با پيشرفت كار در ظرف يك‌سال، دو سال، مقايسه شود. بالاخره بيست‌سال را كه با يك قدم نمى‌شود برداشت؛ حركت بيست‌ساله را در بيست سال مى‌شود انجام داد؛ البته اگر خوب انجام بگيرد. بنابراين بعد از يك‌سال يا دو سال بايد معلوم شود كه ما در اين بخش پيش رفته‌ايم يا نرفته‌ايم. اين كار اساتيد و دانشگاه‌هاست كه بنشينند روى اين سند كار كنند؛ موانع را بسنجند؛ مسؤولان دولتى و مسؤولان كشور را كمك و راهنمايى كنند تا موانع برداشته شود. اين، يكى از كارهاى بسيار مهم است.

    افق كار در كشور، بسيار خوب است؛ استعدادها خوب است؛ امكانات موجود كشور، قابل قبول است؛ اين امكانات را مى‌شود افزايش داد. دستگاه‌هاى مسؤول دولتى و اجرايى علاقه‌مندند به علم اهميت بدهند و اين را قبول كرده‌اند كه علم، محور توسعه‌ى حقيقى براى كشور است. ما بدون علم نمى‌توانيم به‌جايى برسيم؛ هم در سند چشم‌انداز بيست‌ساله اين آمده، هم در مذاكراتى كه حول‌وحوش اين مسأله وجود دارد، اين معنا بوضوح براى همه تبيين شده است. همت لازم است؛ هم در دستگاه‌هاى مديريتى، هم در شما اساتيد محترم و كسانى‌كه بالمباشره مسؤوليد.

    نكته‌ى بعد اين‌كه ممكن است فعاليتهاى كارى ما با ابتكارها و ديدگاه‌هاى نو و نيروهاى پرنشاط و نوبه‌نو تغيير پيدا كند، ليكن سياستهاى كلى‌مان نبايد دچار التهاب و اغتشاش شود؛ يعنى خط سياسى مستمرى كه در سند «چشم‌انداز» ديده شده، بايستى ادامه پيدا كند. البته وقتى ما هدفى داريم، كاركنان و عاملان و بازيكنان نوبه‌نويى وارد صحنه مى‌شوند، ابتكارهاى خودشان را به كار مى‌زنند، كارهاى جديدى را انجام مى‌دهند، رأى و نظر خودشان را به كار مى‌بندند و ممكن است از صحنه كنار بروند و كس ديگرى بيايد و در بخشى از بخشها جاى آنها را بگيرد - اين ايرادى ندارد - و ابتكار جديدى را به كار بزند و نگاه جديدى به مسائل و اجرائيات داشته باشد، ليكن سعى كنيم ثبات سياسى در كشور و در سياستهاى كلى كشور دچار التهاب نشود. يكى از چيزهايى كه اطمينان و اعتماد را به كار بلندمدت اقتصادى و اجتماعى در كشور تضمين مى‌كند، ثبات سياستهاست؛ ما بايستى به اين موضوع هم در اظهاراتمان، هم در عملكردمان و هم در انعكاس كارهايمان توجه كنيم و اهميت دهيم.

    امروز دست اينها از ايران بريده شده است. علاوه بر اين‌كه دست اينها بريده شده، ما ملت ايران نشان داده‌ايم كه تصميم هم داريم راه استقلال و تكيه‌ى به خودمان، و راه مرعوب نشدن از تشر قدرتهاى بزرگ را ادامه دهيم و اعتقاد راسخ هم داريم كه مى‌توانيم. بنده به‌عنوان يك مسؤول - كه آماج اولين دشمنى‌هاى دشمن هستم - و به عنوان كسى كه اطلاعاتش از كشور وسيع است؛ يعنى هم از امكانات، هم از تهديدها، و هم از دشمنى‌هاى دشمنان باخبر است؛ وقتى نگاه مى‌كنم، مى‌بينم مى‌توانيم. اين استنباط، احساساتى نيست؛ بررسى شده و محاسبه شده است. ما مى‌توانيم سند چشم‌انداز بيست ساله را - كه چند ماه قبل تصويب و به دستگاه‌ها ابلاغ شد - در طول اين مدت تحقق ببخشيم؛ اين كارشناسى شده و بررسى شده است.
    شما جوانهاى عزيز اين سند چشم‌انداز را مطالعه كنيد. اگر كسى دقت نكند، ممكن است خيال كند افرادى نشسته‌اند و انشاء نوشته‌اند؛ ولى نه، بدانيد انشاء نيست. كلمه كلمه‌ى اين چشم‌انداز - با تأكيد مى‌گويم - محاسبه شده است. اين‌كه ما گفتيم در بيست سال آينده مى‌خواهيم كشور اول منطقه در اين خصوصيات باشيم و اين شاخصها را داشته باشيم - كه در سند دو صفحه‌يى چشم‌انداز ذكر شده - كلمه كلمه‌ى اينها بررسى و محاسبه و كارشناسى شده است. ما مى‌توانيم؛ منتها اين توانستن شروطى دارد.

    ما معتقديم اين چشم‌انداز، تحقق يافتنى است؛ اما بايد برنامه‌ريزى و راه حركت را پيدا كرد. كسى هم كه عامل و مباشر اين كار است، نسل جوان است. اين‌كه مى‌گويم ما مى‌توانيم، يك تحليل اسلامى قرآنى دقيق دارد. ما در اسلام و در تعبيرات دينى چيزى داريم به نام تقدير، چيزى داريم به نام قضا، كه روى هم گفته مى‌شود قضا و قدر. ما به قضا و قدر اعتقاد داريم؛ هم قدر حق است، هم قضا حق است. بعضى‌ها خيال مى‌كنند آدم اگر معتقد به قضا و قدر شد، نمى‌تواند اراده و قدرت انتخاب انسان را مؤثر بداند؛ اين همان بد فهميدن معناى قضا و قدر است. نخير، ما كاملا به قضا و قدر و حق انتخاب انسان معتقديم؛ اينها مكمل يكديگرند. من در چند جمله، اين را براى شما تبيين مى‌كنم

    اين چشم‏انداز بيست‏ساله‏يى كه به عنوان سند ملى و تاريخى براى كشور ما تنظيم شده، توصيه مى‏كنم شما جوانها آن را بگيريد و بخوانيد. اين چشم‏انداز با نظر كارشناسانِ مسائل اقتصادى، سياسى و اجتماعى تنظيم شده و دست‏يافتنى است؛ مى‏شود به اين چشم‏انداز رسيد. اگر اين چشم‏انداز تحقق پيدا كند، بخش مهمى از خواسته‏هاى ما - همين‏هايى كه گفتم - تحقق پيدا كرده است؛ اما تلاش و كار مى‏خواهد.

    اميد به بهبود اوضاع و اصلاح حقيقى در اين كشور از گذشته بيشتر است. در يك سال گذشته سند چشم‏انداز بيست ساله‏ى كشور تنظيم شده است؛ سندهاى استانىِ هر استان جداگانه تنظيم شده است؛ برنامه‏ى چهارم مورد توجه و دقت همه‏جانبه قرار گرفته است؛ مجلس هفتم آمادگى خود را براى حركت به سمت سازندگى كشور اعلام كرده است؛ بنابراين اميدها براى رفع اشكالات، از گذشته بيشتر است. بايد ببينيم راه رسيدن به اين آينده چيست.

    آنچه همواره بايد مورد نظر باشد، چشم‌انداز بيست‌ساله است؛ اين چشم‌انداز خيلى مهم است. و من به شما عرض كنم؛ به شهادت افرادى كه كارشناس و متخصص اين كار هستند، اين چشم‌انداز كاملا عملى است؛ يعنى به‌هيچ‌وجه در آن، بلندپروازى‌هاى بيهوده و بى‌پشتوانه وجود ندارد. درست نگاه كنيد، دقت كنيد و چشم‌انداز بيست‌ساله را بخوانيد. ما ملت ايران با اين قانون اساسى جامع و با اين اركان نظام - اگر خوب كار كنند و درست كار كنند - مى‌توانيم در ظرف بيست سال كشور خود را به نقطه‌ى اوج و قله‌يى كه در اين چشم‌انداز تصوير شده، برسانيم. سياستها را در نظر داشته باشيد. سياستها بر اساس اين چشم‌انداز تنظيم شده است. قانونها بايد با سياستها هماهنگ باشد؛ يعنى در دل سياستها جا بگيرد و به سمت اين چشم‌انداز حركت كند. آن چشم‌انداز هم بر پايه‌ى اسلام است. بايد همه‌ى وقت و همت و شغل را مصروف همين اهداف كرد و در واقع ذوب در اين اهداف شد.

    البته مجلس هفتم يك خصوصيت اضافه هم دارد و آن اين است كه اوّلين قدم دوره‌اى به سمت چشم‌انداز بيست‌ساله را بايد بردارد. چشم‌انداز بيست‌ساله‌اى تصويب و به دستگاهها ابلاغ شده است كه حقيقتاً جاده‌ى بسيار مستحكمى به سمت يك آينده‌ى روشن، زير پاى ملت و مسؤولان باز مى‌كند. اوّلين دوره‌ى چهار ساله به سمت آن چشم‌انداز، به‌وسيله‌ى اين مجلس بايد طى شود و اوّلين حركت را اين نمايندگان بايد انجام دهند كه اهميت دارد.

    قبل از پرداختن به مسائل مورد توجه بعضى از آقايان، به نظر من مطالبى مهمتر از مسأله‌ى انتخابات وجود دارد. انتخابات چون مسأله‌ى روز است، اگرچه گذراست، اما بالاخره هيجانى دارد و توجهات را به خودش جلب مى‌كند؛ من هم خلاف انتظارم نيست كه شما به عنوان استاندار و مسؤول يك مجموعه، توجهتان به اين مسأله جلب شود؛ ليكن بايد مراقب بود كه مسائل اصلى جاى خودش را با مسائل موسمى عوض نكند. به اعتقاد من الان مسأله‌ى اصلى ما در استانها اين است: برنامه‌ى چهارم - كه على‌القاعده با تغييرات مختصرى در مجلس تصويب خواهد شد - و چشم‌اندازى كه اين برنامه متكى به آن است و در مسير رسيدن به آن چشم‌انداز، اين برنامه تنظيم شده است، ايجاب مى‌كند كه استانها هر كدام يك مسؤوليت جدى، فورى و بى‌وقفه براى تحقق اين برنامه احساس كنند. البته به زبان مى‌شود گفت كه بله، همين‌طور است؛ منتها در عمل، بسيار دشوار و تلاش‌طلب است. دشوار كه مى‌گوييم، به معناى نشدنى نيست؛ يعنى بالاخره حركت مى‌خواهد، همت مى‌خواهد، چشم‌پوشى از خيلى چيزها مى‌خواهد، تا انسان حركت كند و اين محقق شود. به‌نظرم من در قزوين در يك سخنرانى اين نكته را گفتم كه در موقع تنظيم چشم‌انداز بيست ساله، بر اساس محاسبه، اين‌طور فهميده شد كه اين چشم‌انداز قابل تحقق است؛ مشروط بر اين‌كه ما حركت و تلاش كنيم و مجموعه راه بيفتد.

    من بارها گفته‌ام راه را اگرچه ناهموار، اما روشن و مستقيم و پيمودنى مى‌بينم. مطالبى هم كه بعضى از شما دوستان از استانهاى خود نقل كرديد، همه مؤيد همين نظر است. در انگيزه و قوت حركتمان هيچ كمبودى وجود ندارد؛ بنابراين هيچ دليلى ندارد كه ما نتوانيم در اين راه دشوار و ناهموار و احيانا پيچ در پيچ پيش برويم و به قله برسيم. چشم‌انداز بسيار روشن است و افق روشنى در مقابل ما قرار دارد. البته گاهى متأسفانه مى‌شنوم كه بعضى از مسؤولان در گوشه و كنار كشور حرفهاى حاكى از يأس خود مى‌زنند. به‌نظر من اگر كسى چنين فكر كند، خيلى كوته‌بينى و كوته‌نظرى است. نه؛ اركان نظام، مستحكم است؛ استعداد درونى و ظرفيت نظام، بسيار بالاست؛ قدرت موجود، هم در اركان نظام و هم در پشتيبان آن اركان - كه مردم هستند - بسيار بالاست.

    برنامه چشم‌انداز بيست ساله، به فضل پروردگار سند حركت برنامه‌ريزى شده‌ى دولت و مجلس شوراى اسلامى و ملت ايران است. من مى‌خواهم به شما جوانان بگويم كه شما در تحقق اين چشم‌انداز مى‌توانيد نقشهاى بسيار كارآمدى را ايفا كنيد. همين حرفهايى كه اين جوانان عزيز گفتند؛ همين خواسته‌هايى كه استادان و رؤساى دانشگاهها مطرح كردند، جزو مطالبى است كه تأمين كننده‌ى مقدمه‌هاى برنامه‌ى چشم‌انداز بيست ساله است. ما بايد به سمت اين برنامه پيش برويم. چشم‌انداز بالاى قله است، جاده‌ى اسفالته نيست كه انسان پايش را روى گاز بگذارد و به آن‌جا برسد؛ نه. حركت كردن، عزم داشتن، فشار به خود آوردن و جريان سريع و سالم خون و تغذيه آن در رگهاى اين كالبد بزرگ، كه اسمش ملت ايران است، و حركت به سمت قله را لازم دارد. وقتى آن‌جا رسيديم، ديگر بالاى قله‌ايم. رسيدن به بالاى قله براى يك ملت هم شرف و آبروست، هم مصونيت و امنيت. آن وقت ديگر هيچ‌كس نمى‌تواند به ملت ايران تعرض و گستاخى كند و جلو منافعش را بگيرد. همچنين اين كار الگويى براى دنياى اسلام، بلكه وسيعتر از دنياى اسلام، خواهد شد؛ و اين تلاش لازم دارد.

    موضوعاتى كه در خطبه‌ى دوم عرض مى‌كنيم، يكى راجع به چشم‌انداز بيست ساله‌ى جمهورى اسلامى براى مشخص كردن خط سياستگذاريها و برنامه‌ريزيهاست، كه تهيه و ابلاغ شد. آنچه مردم عزيز ما خوب است مطلع باشند و بدانند، اين است كه چشم‌انداز بيست ساله‌ى ابلاغ شده به مسؤولان سياستگذارى و برنامه‌ريزى، يك امر عملى و منطقى و قابل تحقق است. نبايد تصور شود كلماتى كه در چشم‌انداز بيست‌ساله پشت سر هم نوشته مى‌شود، صرفا يك آرزوست و بدون محاسبه‌ى عملى است. به فضل پروردگار، ملت ايران و كشور عزيز ما مى‌تواند در طول بيست سال به اين آينده برسد. اين يك آينده‌ى مطلوب و يك گام بلند در راه رسيدن به آرمانهاى والاى اسلامى است كه در آن، پيشرفت مادى، پيشرفت اقتصادى، پيشرفت فرهنگى، تعالى معنوى و اخلاقى و هويت اسلامى وجود دارد. امروز نظام جمهورى اسلامى در سايه‌ى كار و تلاشى كه در سالهاى گذشته شده است، به عنوان يك چشم‌انداز روشن براى آينده، مى‌تواند اين را مشخص و ترسيم كند. خود اين يك پيشرفت است كه جمهورى اسلامى بتواند با توجه به واقعيات كشور و واقعيات جهانى، آينده‌ى بيست ساله را به شكل منطقى و محاسبه شده ترسيم كند. به فضل پروردگار اين آينده محقق خواهد شد. تصميم داريم با همكارى مسؤولان دلسوز، اين آينده تحقق پيدا كند و ان‌شاءالله تحقق پيدا خواهد كرد.
    آنچه اين جرأت را به مسؤولان كشور داد تا بتوانند چشم‌انداز بيست‌ساله‌اى را تنظيم و اين آينده را ترسيم كنند، اين بود كه بحمدالله زيربناهاى پيشرفت كشور آماده شده است. تلاشهايى كه دولتها بخصوص در ده دوازده سال اخير كردند، توانسته است كشور را در وضعيتى قرار دهد كه بتواند روى اين زيرساختها يك بناى مطلوب را به‌وجود آورد. منظور از كارهاى زيربنايى فقط چيزهايى نيست كه به چشم مى‌آيد - مثل سد و سيلو و كارخانه و جاده و از اين قبيل - بلكه مهمتر از اينها عبارت است از بروز استعدادهاى جوانان كشور و رسيدن به اين معنا كه بايد براى علم تلاش كنند؛ و تلاش مى‌كنند و به مناطقى دسترسى پيدا مى‌كنند كه مژده‌بخش است؛ نشان‌دهنده‌ى اين است كه اين ملت در راه علم و فنآورى حركت كرده است و پيش مى‌رود. اعتماد به نفسى كه امروز در محيط تحقيق و علم در اين كشور وجود دارد، بسيار باارزش است. اين را نبايد به هيچ قيمتى از دست داد و يا دست كم گرفت.

    با اتكال به قدرت لايزال الهی و در پرتو ايمان و عزم ملی و كوشش برنامه‌ريزی شده و مدبرانه‌ی جمعی و در مسير تحقق آرمان‌ها و اصول قانون اساسی‌، در چشم‌انداز بيست‌ساله، ايران كشوری است توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه با هويت اسلامی و انقلابی، الهام‌بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بين‌الملل.
    جامعه‌ی ايرانی در افق اين چشم‌انداز چنين ويژگی‌هايی خواهد داشت:
    توسعه يافته، متناسب با مقتضيات فرهنگی، جغرافيايی و تاريخی خود، متكی بر اصول اخلاقی و ارزش‌های اسلامی، ملی و انقلابی، با تأكيد بر مردم‌سالاری دينی، عدالت اجتماعی، آزادی‌های مشروع، حفظ كرامت و حقوق انسان‌ها و بهره‌مندی از امنيت اجتماعی و قضايی.
    برخوردار از دانش پيشرفته، توانا در توليد علم و فناوری، متكی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمايه‌ی اجتماعی در توليد ملی.
    امن، مستقل و مقتدر با سامان دفاعی مبتنی بر بازدارندگی همه‌جانبه و پيوستگی مردم و حكومت.
    برخوردار از سلامت، رفاه، امنيت غذايی، تأمين اجتماعی، فرصت‌های برابر، توزيع مناسب درآمد، نهاد مستحكم خانواده، به دور از فقر، تبعيض و بهره‌مند از محيط زيست مطلوب.
    فعال، مسئوليت‌پذير، ايثارگر، مؤمن، رضايت‌مند، برخوردار از وجدان كاری، انضباط، روحيه‌ی تعاون و سازگاری اجتماعی، متعهد به انقلاب و نظام اسلامی و شكوفايی ايران و مفتخر به ايرانی بودن.
    دست يافته به جايگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه‌ی آسيای جنوب غربی (شامل آسيای ميانه، قفقاز، خاورميانه و كشورهای همسايه) با تأكيد بر جنبش نرم‌افزاری و توليد علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقاء نسبی سطح درآمد سرانه و رسيدن به اشتغال كامل.
    الهام‌بخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام با تحكيم الگوی مردم‌سالاری دينی، توسعه‌ی كارآمد، جامعه‌ی اخلاقی، نوانديشی و پويايی فكری و اجتماعی، تأثيرگذار بر همگرايی اسلامی و منطقه‌ای بر اساس تعاليم اسلامی و انديشه‌های امام خمينی(ره).
    دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان بر اساس اصول عزت، حكمت و مصلحت.
    ملاحظه: در تهيه، تدوين و تصويب برنامه‌های توسعه و بودجه‌های ساليانه، اين نكته مورد توجه قرار گيرد كه شاخص‌های كمی كلان آن‌ها از قبيل نرخ سرمايه‌گذاری، درآمد سرانه، توليد ناخالص ملی، نرخ اشتغال و تورم، كاهش فاصله‌ی درآمد ميان دهك‌های بالا و پايين جامعه، رشد فرهنگ و آموزش و پژوهش و توانايی‌های دفاعی و امنيتی، بايد متناسب با سياست‌های توسعه و اهداف و الزامات چشم‌انداز، تنظيم و تعيين گردد و اين سياست‌ها و هدف‌ها به صورت كامل مراعات شود.

    سياستها و برنامه بايد به چشم‏اندازى متوجّه باشد، كه آقاى رئيس‏جمهور اشاره كردند و اين نكته مهمّى است. ما در اواخر سال هشتادويك به مجمع تشخيص مصلحت گفتيم كه چشم‏انداز ده ساله را - كه شامل دو برنامه پنجساله خواهد شد - پيشنهاد كنند تا بر اساس چشم‏اندازى كه تصوير خواهد شد، سياستهاى كلّى را تنظيم كنيم. اين چشم‏انداز، نگاه و توقّع ما را از كشور در ده سال آينده مشخّص خواهد كرد؛ البته نه به‏طور دقيق - چون محاسبات و پيشامدها كم و زياد خواهد كرد - اما به‏طور تقريبى مشخّص مى‏كند كه در ده سال آينده بايد در كجا قرار داشته و در چه وضعى باشيم؛ يعنى يك نگاه ميان‏مدّت. مسؤولان كشور از سه قوّه اين‏جا هستيد؛ بنابراين شاخصهايى را در زمينه اين چشم‏انداز و سياستهاى كلّى عرض مى‏كنم تا در ذهنها باشد.
    در زمينه اقتصادى، چيزهايى كه ما به آنها اهميت مى‏دهيم، رونق اقتصادى و اشتغال و كاهش تورّم و خودكفايى در مواد اساسى كشاورزى است؛
    در عرصه اجتماعى، توسعه بايد با مردم گره بخورد؛ مردم بايد محور توسعه باشند. عدالت حتماً يكى از شاخصهاى اصلى است. برنامه‏ريزى و سياستگذارى‏اى كه عدالت و توزيع عادلانه ثروت را در جامعه نديده بگيرد، نمى‏تواند چشم‏انداز مورد نظر ما را تأمين كند و برنامه مطلوب ما نيست.
    رفع فقر و ايجاد امنيت مدنى و قضايى هم بسيار مهمّ است و بايد حتماً ملاحظه شود. آزادى بايد به شكل منطقى و صحيح در جامعه تأمين شود؛
    در زمينه ديپلماسى، كارآمدى، تحرّك بى‏وقفه، جهتدار بودن و حضور فعّال در معاهدات و مجموعه‏ها و هسته‏هاى منطقه‏اى و جهانى مورد نظر است. در زمينه علمى، نهضت نرم‏افزارى و توليد علم - كه ما دو سه سال است مرتّب آن را مطرح كرده‏ايم - بايد تحقّق پيدا كند.
    در زمينه فرهنگى، بايد به تقويت روحيه ايمان توجّه شود.
    تبيين مبانى ارزشى و تقويت قانون اساسى هم مهمّ است.
    نمودار
      آخرین مقالات
      پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی