treatise/content
لوح | حضرت آیتالله العظمی شهید سیدعلی حسینی خامنهای
لوح | به نام نامی حیدر علیهالسلام
نماهنگ | رزوهداری؛ هدیه الهی به انسانها
مثبت ۱۰۰ ثانیه | ۴۷ سال تهدید
نماهنگ | ملت ایران را نترسانید
صفحه اصلی
اخبار
صفحه اخبار
حاشیه دیدارها
دیدارنگار
بیانات
صفحه بيانات
گزیده بیانات
پیامها و نامهها
نقشه راه
مرور سریع
پیشخوان
ابلاغیه
موضوعی
قرآن
حدیث
نهجالبلاغه
خانواده ایرانی
استفتائات
صفحه استفتائات
رساله آموزشی
راهنمای فتاوا
دیگران
صفحه دیگران
يادداشت
گفتگو
خاطرات
گزارش
پرونده
مقالات جستار
آرشیو پیشرفته
جستجو
عکس
صفحه عکس
دیدارها
ویژه
گفتگو
لوح
صوت
صفحه صوت
صوت کامل بیانات
صوت گزیده بیانات
کلیپ صوتی
نسخه پادکست
فیلم
صفحه فیلم
فیلم دیدارها
گزیده دیدارها
نماهنگ
گزارش خبري
زندگی نامه
درس خارج
شرح حدیث
خاطرات
جستار
صفحه جستار
مقالات جستار
کلیدواژه
صفحه ویژه
کتاب
صفحه کتاب
تلمیحات و اشارات
کتابخانه
انتشارات
عضویت
ارتباط با ما
صفحه نخست
صفحه ویژه
دیگران
آرشیو پیشرفته
درباره ما
خبر
حاشیه دیدارها
دیدارنگار
زندگینامه
بيانات
گزیده بیانات
پیامها و نامهها
نقشه راه
مرور سریع
پیشخوان
ابلاغیه
موضوعی
قرآن
حدیث
نهجالبلاغه
خانواده ایرانی
استفتائات
رساله آموزشی
راهنمای فتاوا
درس خارج
شرح حدیث
آرشیو خاطرات
جستار
مقالات جستار
تلمیحات و اشارات
کتابخانه
انتشارات
دیدارها
ویژه
گفتگو
لوح
صوت کامل بیانات
صوت گزیده بیانات
کلیپ صوتی
نسخه پادکست
فیلم دیدارها
گزیده دیدارها
نماهنگ
گزارش خبري
استفتائات
احکام سفر
مناسک حج
احکام خمس
ارسال استفتاء
فضیلت، اهمیت و انواع حج؛ حکم ترککنندگان حج
مناسک حج
حج در اصطلاح شرع مقدس، مجموعهای از مناسك خاص است كه یكی از اركان زیربنایی اسلام به شمار میآید، چنان كه در روایتی از حضرت امام باقر (علیه السلام) آمده است: «بُنی الاسلام علی خمس؛ علی الصلاة والزكاة والصوم والحج والولایة»(1)؛ اسلام بر پنج پایه بنا شده است: نماز، زكات، روزه، حج و ولایت. حج خواه حج واجب باشد یا مستحبّ، فضیلت و پاداش فراوان دارد و از پیامبر اعظم و اهل بیت مطهّر آن حضرت ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ روایات بسیاری در فضیلت حج وارد شده است. امام صادق (علیه السلام) میفرمایند: «الحاجّ والمعتمر وَفدُ الله، إن سألوهُ أعطاهم و إن دَعوهُ اجابهم و إن شفعوا شفّعهم و إن سكتوا ابتدأهم ویُعوّضون بالدّرهم ألف ألف درهم»(2). «حجگزاران و عمرهگزاران، رهپویان راه خدایند؛ اگر از او طلب كنند، عطا فرماید و چون او را بخوانند، پاسخ دهد و چون شفاعت كنند، بپذیرد و آن گاه كه خاموشی گزینند، با آنان سخن گوید و آنان در مقابل هر درهم [كه در حج هزینه كنند] هزار هزار درهم باز پس گیرند».
1- وسائل الشیعة، ج1، ص7، باب 1، م 1 ـ و الکافی، ج2، ص 18، م1 2. الکافی، ج4، ص 255، م14
مسأله 1
حج از ضروريات دين به شمار ميآيد، و وجوب آن با دلايل فراوان در كتاب و سنت به اثبات رسيده است، و كسی كه با دارا بودن شرايط و علم به وجوب حج، آن را ترك كند، گناه كبيره مرتكب شده است. خداوند متعال در قرآن كريم ميفرمايد: (وَلِلّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِيُّ عَنِ الْعَالَمِينَ)(3)؛ «حج گزاردن بيت الله، برای خداوند، بر آنان كه استطاعت دارند، واجب است، و هر كه كفر ورزد (و حج نگزارد)، البته خداوند از جهانيان بی نياز است». و از حضرت امام صادق (عليه السلام) چنين روايت شده است: «من ماتَ و لم يَحُجَّ حَجّةالاسلام و لم يَمنعهُ من ذلك حاجةٌ تجحفُ به أو مرض لا يطيق فيه الحج أو سلطان يمنعه، فليمت يهودياً أو نصرانياً». «هر كه بميرد و حج نگزارده باشد، در حالی كه نيازی كه اجحاف به حالش باشد، يا بيماری سخت يا پادشاه (ستمگر) او را از حج باز نداشته باشد، پس بايد يهودی يا نصرانی بميرد.» 3. آل عمران: 97
مسأله 2
حجّی كه انسان انجام میدهد، يا آن را برای خود به جا ميآورد و يا به نيابت از ديگران؛ كه اين نوع حج را «حج نيابي» مينامند. حجّی كه انسان برای خود به جا میآورد، دو نوع است: واجب و مستحب.
مسأله 3
حج واجب، يا بر اساس اصل شريعت واجب ميشود كه آن را حَجّةالاسلام مینامند؛ و يا بالعرض به جهتی مانند نذر يا بطلان حج، واجب میشود.
مسأله 4
هر يك از انوع حج، يعنی حَجّةالاسلام و حج نيابي، دارای احكام و شرايطی است كه در باب اول و در دو فصل بيان خواهد شد.
مسأله 5
همچنين حج به سه نوع تمتّع، اِفراد و قران تقسيم ميشود. نوع اول (حج تمتّع) بر افرادی واجب است كه وطن آنها بيش از 48 ميل (تقريباً 90 كيلومتر) از مكه فاصله داشته باشد. نوع دوم و سوم حج (اِفراد و قِران) نيز بر كسانی واجب ميشود كه ساكن مكه هستند و يا محل اقامت آنان كمتر از مسافت مذكور از مكه فاصله دارد. حج تمتع در برخی مناسك و اعمال، با دو نوع ديگر حج تفاوتهايی دارد كه در باب دوم و در چندين فصل به بيان آنها خواهيم پرداخت.
مسأله 6
تفاوت حج تمتّع با حج اِفراد و قِران در اين است که حج تمتع، عبادتي است متشکل از عمره و حج؛ و عمره ـ که بخش اوّل آن است ـ مقدّم بر حج است و ميان آن دو، فاصلهي زماني وجود دارد، و در آن فاصله انسان از احرام خارج ميشود و تا زمان مُحرم شدن براي حج، بهرهگيري (تمتع) از آنچه بر مُحرم حرام است، براي او حلال ميگردد، و از اين رو عنوان «حج تمتّع» براي آن مناسب است. و حج، بخش دوم آن بهشمار ميآيد، و بايد هر دو آنها در يک سال انجام شود، بر خلاف حج اِفراد و قِران که تنها حج را شامل ميشوند، و عمره، عبادتي مستقل از آنها بهشمار ميآيد و «عمرهي مفرده» ناميده ميشود، از اين رو ممکن است عمرهي مفرده در يک سال؛ و حج اِفراد يا قِران در سال ديگر انجام شود.
مسأله 7
عمرهي تمتع و عمرهي مفرده، احکام مشترکي دارند که در بخش دوم خواهد آمد و تفاوتهايى دارند که در مسأله 16 بيان خواهد شد.
مسأله 8
عمره نيز مانند حج، گاهي واجب و گاهي مستحب است.
مسأله 9
عمره در آيين اسلام بر كسي كه شرايط استطاعت را ـ آنگونه كه در مورد حج بيان ميشود(1) ـ داشته باشد، يك بار در تمام عمر واجب ميشود و وجوب آن مانند وجوب حج، فوري است. و در وجوب آن استطاعت براي انجام حج معتبر نيست، بلكه اگر فرد براي عمره مستطيع باشد، عمره بر او واجب ميشود هرچند براي حج مستطيع نباشد، همچنانكه عكس آن نيز چنين است، يعني اگر شخص براي حج استطاعت داشته باشد، ولي براي عمره مستطيع نباشد، بايد حج را بهجا آورد. اين حكم درباره كساني است كه در مكه يا در كمتر از چهل و هشت ميلي مكه هستند. ولي براي كساني كه از مكه دور هستند و وظيفه آنان حج تمتع است، هيچگاه استطاعت عمره از استطاعت حج و استطاعت حج از استطاعت عمره جدا نيست، زيرا حج تمتع مركب از هر دو عمل است و هر دو بايد در يك سال بهجا آورده شوند.
مسأله 10
بر شخص مکلف جايز نيست بدون احرام وارد مكّهي مكرّمه شود، و اگر در غير موسم حج ميخواهد وارد مكه شود، واجب است با احرام عمره مفرده وارد شود. دو گروه از اين حكم مستثني هستند: 1ـ كساني كه مقتضاي شغل آنان اين است كه زياد به مكه رفت و آمد كنند. 2ـ كساني كه پس از اعمال حج يا عمره از مكه خارج شدهاند و ميخواهند در همان ماه انجام حج يا عمره، دوباره وارد مكه شوند.
مسأله 11
تكرار عمره مانند تكرار حج مستحب است، و بين دو عمره وجود فاصلهي معيّن شرط نيست. ولي بنابراحتياط در هر ماه فقط يك عمره براي خود ميتواند بهجا آورد. و اگر دو عمره براي افراد ديگر انجام دهد يا يك عمره براي خود و يك عمره هم براي ديگري بهجا آورد، احتياط مذكور لازم نيست. بنابراين اگر عمره دوم را به نيابت از ديگري انجام دهد، جايز است نايب در برابر آن اجرت بگيرد و از عمرهي مفردهي منوبٌعنه هرچند واجب باشد، كفايت ميكند.
ساختار کلي حج تمتع و عمرهي آن
مناسک حج
مسأله 12
حج تمتع مركّب از دو عمل است: يكي عمره تمتّع و ديگري حج تمتّع. عمره تمتّع مقدّم بر حج است و هر يك از آن دو داراي اعمال مخصوصي است كه به آنها اشاره ميشود:
مسأله 13
اعمال عمره تمتّع عبارتند از: 1ـ احرام در يكي از ميقاتها 2ـ طواف كعبه 3ـ نماز طواف 4ـ سعي بين صفا و مروه 5ـ تقصير (كوتاه كردن مقداري از مو يا ناخن)
مسأله 14
اعمال حج تمتّع عبارتند از: 1ـ احرام بستن در مكّهي مكرّمه 2ـ وقوف در عرفات از ظهر روز نهم ذيالحجّه تا غروب شرعی 3ـ وقوف در مشعرالحرام در شب دهم ذيالحجّه تا طلوع خورشيد 4ـ زدن ريگ به جَمَرهي عقبه (رَمْي) در روز عيد قربان (روز دهم ذيالحجّه) 5ـ قرباني 6ـ تراشيدن سر يا تقصير 7- طواف حج 8- نماز طواف 9- سعي بين صفا و مروه 10- طواف نساء 11- نماز طواف نساء 12- بيتوته در مِني در شب يازدهم 13- زدن ريگ (رمي) به جمرات سهگانه در روز يازدهم 14- بيتوته در مِني در شب دوازدهم 15- زدن ريگ (رمي) به جمرات سهگانه در روز دوازدهم.
حج اِفراد و عمره مفرده؛ حج قِران
مناسک حج
مسأله 15
كيفيّت حج اِفراد مانند حج تمتّع است، با اين تفاوت كه قرباني در حج تمتّع واجب؛ اما در حج اِفراد مستحب است.
مسأله 16 عمرهي مفرده نيز مانند عمرهي تمتع است، جز در مواردي که عبارتند از:
1- در عمره تمتع فرد حتماً بايد تقصير كند ولي در عمره مفرده مخيّر است بين سر تراشيدن و تقصير. البته اين حكم مربوط به مردان است، ولي زنان هم در عمره مفرده و هم در عمره تمتع واجب است فقط تقصير كنند. 2- در عمره تمتع طواف نساء و نماز طواف نساء واجب نيست، هرچند احتياط آن است كه آن دو را قبل از تقصير به قصد رجا بهجا آورد. ولي در عمرهي مفرده طواف نساء و نماز آن واجب است. 3- عمره تمتع بايد در يكي از ماههاي حج يعني شوّال يا ذيقعده يا ذيحجّه بهجا آورده شود، در حالي كه انجام عمره مفرده در همهي ايام سال صحيح است. 4- ميقات عمره تمتع يكي از مواقيت پنجگانه است كه شرح آن خواهد آمد. در حالي كه ميقات عمره مفرده براي كسي كه داخل شهر مكّهي مكرّمه است اَدنَي الحِلّ (نزديكترين نقطهي خارج از حرم) است، هرچند احرام بستن از يكي از مواقيت پنجگانه نيز جايز است، و اما كسي كه خارج مكّه است، و ميخواهد عمرهي مفرده بهجا آورد، بايد براي آن از يكي از مواقيت پنجگانه مُحرم شود.
مسأله 17
كيفيت حج قِران مانند حج اِفراد است با اين تفاوت كه در حج قِران بايد در حال احرام قرباني همراه محرِم باشد، بنابراين در اين صورت قرباني بر او واجب است. همچنين در حج قِران، احرام هم با لبيك گفتن محقّق ميشود و هم با اِشعار يا تقليد. ولي در حج اِفراد فقط با لبيك گفتن محقق ميشود.
احكام كلي حج تمتع
مناسک حج
مسأله 18 ـ شرايط صحّت حج تمتع عبارتند از:
شرط اول: نيت، يعني از زماني كه ميخواهد به احرام عمرهي تمتع محرم شود، قصد انجام حج تمتع را داشته باشد. در غير اين صورت حج او صحيح نيست. شرط دوم: مجموع عمره و حج، در ماههاي حج واقع شود. شرط سوم: حج و عمره، هر دو در يك سال واقع شوند. شرط چهارم: مجموع عمره و حج براي يك شخص و توسط يك شخص باشد. بنابراين اگر فردي دو نفر را اجير كند كه يكي از آن دو از طرف ميّت حج تمتع بهجا آورد و ديگري عمرهي تمتع، مُجزي نيست.
مسأله 19
كسي كه وظيفهاش حج تمتع است نميتواند به اختيار خود و عمداً به حج اِفراد يا قران عدول كند.
مسأله 20
كسي كه وظيفهاش حجّ تمتع است و ميداند كه به علت تنگي وقت نميتواند عمره را تمام كند و حج را درك نمايد، واجب است از حج تمتع به حج اِفراد عدول كند و سپس بعد از تمام كردن اعمال حج، عمرهي مفرده بهجا آورد.
مسأله 21
زني كه بنا دارد حج تمتّع انجام دهد، چنانچه هنگام رسيدن به ميقات، مبتلا به عادت ماهانه باشد، اگر احتمال بدهد تا پيش از ضيق وقت براي احرام حج تمتع، پاك ميشود و ميتواند پس از غسل كردن اعمال عمرةي تمتع را انجام دهد، سپس با احرام حج، وقوف در عرفات را از اول ظهر روز عرفه درك كند، واجب است در ميقات به عمرهي تمتع مُحرم شود، سپس اگر پاك شد و وقت كافي براي انجام اعمال عمره و درك وقوف اختياري در عرفات را داشت، بايد همين كار را بكند، و اگر اتفاقاً پاك نشد يا وقت كافي براي انجام اعمال عمره تا وقت درك وقوف در عرفات را نداشت، بايد با همان احرام عمرهي تمتع عدول كند به حج اِفراد، و پس از آن عمرهي مفرده انجام دهد، و اين عمل او مُجزي از حج تمتع است. و اگر اطمينان دارد تا وقت احرام براي حج و درك وقوف عرفات پاك نميشود يا اگر پاك شود، وقت كافي براي انجام اعمال عمره تا درك وقوف عرفات را نخواهد داشت، در اين صورت بايد در همان ميقات به قصد ما فىالذّمه و يا حج اِفراد محرم شود، و پس از انجام اعمال حج، عمرهي مفرده بهجا آورد، و عمل وي مجزي از حج تمتع خواهد بود. ولي اگر هنگام احرام در ميقات پاك بود، سپس در بين راه يا در مكّهي مكرّمه پيش از انجام طواف عمره و نماز آن يا در اثناي طواف پيش از اتمام شوط چهارم، عادت ماهانه برايش عارض شد، و تا وقت انجام اعمال عمره و درك وقوف اختياري عرفه پاك نميشود، در اين صورت، مخيّر است بين اينكه عدول نمايد با همان احرام عمرهي تمتع به حج اِفراد، و پس از انجام حج اِفراد، عمرهي مفرده انجام دهد كه اين عمل او مجزي از حج تمتع است، و بين اينكه طواف عمره و نماز آن را رها كند و با انجام سعي و تقصير از احرام عمره خارج شود، سپس با احرام حج و درك وقوفين و انجام اعمال مِني، در مراجعت به مكه، طواف عمره و نماز آن را ـ پيش از انجام طواف حج و نماز آن و سعي، يا بعد از انجام آنها ـ قضا كند، و اين عمل او نيز مجزي از حج تمتع است و چيز ديگري بر او نيست. و چنانچه در اثناي طواف، پس از اتمام شوط چهارم، عادت شد، با رهاكردن بقيه طواف و نماز آن، سعي و تقصير را انجام ميدهد و از احرام عمره خارج ميشود، سپس بعد از درك وقوفين و انجام اعمال مِني، در مراجعت به مكه، پس از انجام طواف و نماز آن و سعي يا پيش از انجام آن، طواف عمره و نماز آن را تدارك ميكند، كه اين عمل او مجزي از حج تمتّع است و چيز ديگري بر او نيست.
مسأله 22
تفصيل اعمال و احكام حج، در بخش سوم و در چندين فصل بيان خواهد شد.
حَجَةالاسلام و حج نیابی
مناسک حج
مسأله 23
در اصل شريعت، بر هر شخص مستطيع در طول عمر، بيش از يك بار حج واجب نيست كه آن «حَجَّةالاسلام» نام دارد.
مسأله 24
وجوب حج فوري است بدين معنا كه در صورت تحقق شرايط استطاعت، بايد در همان سال نسبت به انجام حج مبادرت نمايد و به تأخير انداختن آن بدون عذر، جايز نيست، و اگر به تأخير اندازد، معصيت كرده است، و حج بر ذمهي او باقي است، و واجب است كه در سال بعد (و در صورت بهجا نياوردن، در سالهاي بعد) آن را بهجا آورد.
مسأله 25
اگر بهجا آوردن حج در سالي كه استطاعت پيدا كرده، منوط به فراهم آوردن برخي مقدمات ـ مانند سفر كردن و تهيهي اسباب و امكانات آن ـ باشد، بايد نسبت به تهيهي آن مقدمات اقدام كند، به گونهاي كه مطمئن باشد در آن سال حج را درك ميكند؛ پس اگر شخص مكلّف در اين كار كوتاهي كند و حج را بهجا نياورد، معصيت كرده و حج بر ذمّهي او باقي است، و بايد آن را ادا كند، هرچند شرايط استطاعت از ميان برود.
مسأله 26
حَجةالاسلام در صورت وجود شرايط زير واجب ميگردد: 1. عقل، 2. بلوغ، 3. استطاعت
مسأله 27
شرط اول: عقل است؛ بنا بر اين، حج بر مجنون واجب نيست.
مسأله 28
شرط دوم: بلوغ است؛ بنا بر اين، حج بر غير بالغ واجب نيست، هرچند نزديک به بلوغ باشد؛ و اگر غير بالغ حج انجام دهد گرچه حج او صحيح است؛ ليكن از حَجةالاسلام كفايت نميكند.
مسأله 29
اگر پسر غيربالغ مُحرم شود و سپس در حالي كه بالغ شده، وقوف در مشعر الحرام (مزدلفه) را درك كند و مستطيع هم باشد، حج او از حَجةالاسلام كفايت ميكند.
مسأله 30
اگر غيربالغ يكي از مُحرّمات احرام را مرتكب شود، چنانچه آن عمل حرام، شكار باشد، كفارهي آن بر عهدهي ولي اوست، اما در مورد كفارات ديگر، ظاهر آن است كه پرداخت آن واجب نيست، نه بر ولي و نه از مال خود غير بالغ.
مسأله 31
بهاي قرباني حج شخص نابالغ بر عهدهي ولي اوست.
مسأله32
در حج واجب، اجازهي شوهر براي زن شرط نيست، بنابراين حتي در صورت عدم رضايت شوهر، حج بر زن واجب ميشود.
مسأله 33
در صحت حَجةالاسلام شخص مستطيع، اذن والدين شرط نيست.
مسأله 34
شرط سوم: استطاعت است؛ كه مشتمل بر چند امر مىباشد: الف ـ استطاعت مالي ب ـ استطاعت بدني و جسمي ج ـ استطاعت طريقي (ايمن بودن راهها) د ـ استطاعت زماني
تفصيل هر يك از موارد فوق بدين شرح است: الف: استطاعت مالي
مسأله 35
استطاعت مالي مركّب از چند امر است: 1. زاد و توشهي سفر و مَركب. 2. هزينهي زندگي خانواده در زمان سفر. 3. ضروريات زندگي و آنچه در زندگي بدان نياز دارد. 4. بهرهمندي از زندگي متعارف پس از بازگشت. اينك به بيان توضيحاتى درخصوص موارد فوق ميپردازيم: 1. توشهي راه و مَركب
مسأله 36
مراد از توشهي راه، همهي چيزهايي است كه در سفر بدان نياز دارد، مانند خوراك، نوشيدني و ديگر لوازم و مايحتاج سفر؛ و منظور از مَركب، وسيلهي نقليهاي است كه با آن راه مىپيمايند.
مسأله 37
بر كسي كه توشه و مركب ندارد و مالي هم ندارد كه بتواند براي تهيهي آنها هزينه كند، حج واجب نيست، هرچند بتواند با كسب و كار و تجارت آن را تهيه كند.
مسأله 38
وجوب حج مشروط بر آن است كه هزينهي بازگشت به وطن خود يا محل ديگري كه ميخواهد به آنجا برود را در اختيار داشته باشد.
مسأله 39
اگر مالي ندارد که با آن به حج رود، اما کسي از او مالي به قرض گرفته که در صورت برگرداندن آن، هزينهي رفت و برگشت حج با آن تأمين يا تکميل ميشود، چنانچه زمان پس گرفتن قرض فرا رسيده يا گذشته باشد و قرض گيرنده نيز توان پس دادن آن را داشته باشد و مطالبهي آن براي قرض دهنده موجب حرج نشود، واجب است آن را مطالبه کند.
مسأله 40
زنی كه مهریهاش برای مخارج حج كافی است و آن را از شوهرش طلبكار است، در صورتی كه شوهر او توانایی پرداخت آن را نداشته باشد، نمی تواند آن را از او مطالبه كند و مستطیع نیست. ولی اگر شوهر او تمكّن دارد و مطالبه مهر نیز برای زن مفسدهای ندارد، واجب است مهریه را مطالبه كرده و به حج برود. و اگر مطالبه آن برای او مفسده داشته باشد مثل اینكه منجر به نزاع و طلاق شود، مطالبه مهریه واجب نبوده و مستطیع نیست.
مسأله 41
کسي که هزينهي رفتن به حج را در اختيار ندارد، اما ميتواند قرض بگيرد و سپس به سادگي قرض خود را ادا کند، واجب نيست که خود را با قرض گرفتن مستطيع کند، اما اگر بگيرد، حج بر او واجب ميشود.
مسأله 42
كسی كه بدهی دارد و مالی غیر از مخارج حج كه با آن بتواند بدهی خود را بپردازد ندارد، اگر بدهی او مدتدار باشد و اطمینان داشته باشد كه در وقت ادای بدهی، توانایی پرداخت آن را دارد؛ و همچنین در صورتی كه وقت ادای بدهی فرا رسیده، ولی طلبكار به تأخیر در پرداخت راضی است و بدهكار مطمئن است كه در وقت مطالبه میتواند بدهی را بپردازد، واجب است به حج برود. در غیر این دو صورت حج بر او واجب نیست.
مسأله 43
كسی كه نیاز به ازدواج دارد و ترك ازدواج موجب مشقّت یا حرج او شود و بتواند ازدواج كند، زمانی مستطیع میشود كه علاوه بر مخارج حج هزینههای ازدواج را نیز داشته باشد.
مسأله 44
اگر اجرت ماشين يا هواپيما و يا ساير وسايل نقليه در سال استطاعت بيشتر از حدّ متعارف باشد، در صورتي كه توانايي پرداخت مازاد را بدون حرج و مشقّت داشته باشد، واجب است آن را بپردازد تا به حج برود. و صِرف گراني و افزايش قيمتها ضرري به استطاعت نمي زند. ولي اگر توانايي پرداخت مازاد را ندارد يا پرداخت آن اجحاف بر او باشد، واجب نيست آن را بپردازد و مستطيع نيست، و حكم خريد يا اجاره چيزهاي ديگري كه در سفر حج به آنها نياز دارد نيز چنين است. همچنين در صورتي كه بخواهد مال خود را به كمتر از قيمت معمولي بفروشد و پول آن را صرف حج كند، همين حكم را دارد.
مسأله 45
ملاك استطاعت براي حجّ، توانايي انجام آن به نحو متعارف بين مردم است و اگر كسي اعتقاد دارد كه به اين نحو استطاعت ندارد لكن احتمال ميدهد كه اگر تحقيق و تلاش كند بتواند راهي بيابد كه با وضع مالي فعلياش مستطيع بر انجام حج شود، واجب نيست تحقيق نمايد. ولي اگر شك در استطاعت داشته باشد و بخواهد بداند كه آيا مستطيع شده يا خير، ظاهراً واجب است وضعيت مالي خود را بررسي كند. 2ـ مخارج خانواده در طول مدت سفر
مسأله 46
در تحقق استطاعت مالي، شرط است كه مخارج خانوادهاش را تا بازگشت از حج داشته باشد.
مسأله 47
مراد از عائله كه داشتن مخارج آنان در تحقق استطاعت مالي شرط است، كساني هستند كه عرفاً عنوان عائله بر آنها صدق ميكند، هرچند از نظر شرعي نفقه دادن به آنان بر او واجب نباشد. 3ـ ضروريات زندگي و معيشت
مسأله 48
از جمله شرايط وجوب حج آن است كه ضروريات زندگي و آنچه را كه عرفاً شايسته موقعيت اوست و به آن نياز دارد، داشته باشد. اما لازم نيست عين آنها موجود باشد، بلكه كافي است پول يا چيزي كه بتواند آن را صرف تأمين نيازهاي زندگياش كند، در اختيار داشته باشد.
مسأله 49
شئون عرفی اشخاص با هم متفاوت است. كسی كه داشتن مسكن شخصی از ضروریات زندگی او میباشد و یا عرفاً مناسب با شأن او است، و یا سكونت در منزل استیجاری یا عاریهای و یا وقفی برای او حرج و مشقت دارد و یا موجب وهن او میشود، برای تحقق استطاعت او داشتن خانه ملكی شرط است.
مسأله 50
اگر مالی داشته باشد که برای رفتن به حج کفایت کند، اما برای یک نیاز ضروری مانند تهیّهی مسکن یا علاج بیماری و یا تأمین مایحتاج زندگی به آن نیاز داشته باشد، مستطیع نیست و حج بر او واجب نمی شود.
مسأله 51
داشتن عین توشه و مرکب برای مستطیع شدن مکلف شرط نیست، بلکه اگر پول یا مالی داشته باشد که بتواند آن را برای زاد و توشهی سفر هزینه کند، کافی است و مستطیع محسوب میشود.
مسأله 52
كسی كه ضروریات زندگی از قبیل مسكن، لوازم خانه، وسیله نقلیه و ابزار كار و مانند آن را بیشتر از شأن خود دارد، اگر میتواند با فروش آنها و خرید مایحتاج زندگیاش، مقدار زاید را صرف مخارج حج كند و این كار موجب حرج و وهن و منقصت او نمی شود، و مقدار مازاد به اندازه مخارج حجّ و یا مكمّل آن است، باید این كار را انجام دهد و مستطیع است.
مسأله 53
اگر مكلّف زمین یا جنس دیگری را بفروشد تا با پول آن خانه بخرد، در صورتی كه منزل شخصی جزء نیازهای ضروری او باشد و یا مالكیت آن با موقعیت عرفی او مناسب است، با گرفتن پول زمین مستطیع نمی شود هر چند به مقدار مخارج حج و یا مكمّل آن باشد.
مسأله54
كسي كه بعضي از اموالش ـ مانند کتابهايش ـ از مورد نياز او خارج شده، و پول حاصل از فروش آنها براي استطاعت او كافي باشد و يا آن را تكميل كند، با وجود شرايط ديگر حج بر او واجب ميشود. 4ـ رجوع به كفايت
مسأله 55
يكي از شرايط تحقق استطاعت مالي، رجوع به كفايت است (البته اين شرط در حج بذلي وجود ندارد كه توضيح آن ذکر خواهد شد)7. يعني بعد از برگشت از حجّ، تجارت يا زراعت يا صنعت يا شغل و يا منفعت ملك مثل باغ و مغازه و غير اينها از منابع درآمد، داشته باشد، به طوري كه براي زندگي مناسب با شأن عرفي خود و خانوادهاش كافي باشد. و طلاب علوم ديني اگر بعد از مراجعت از حج زندگي آنان با شهريه حوزههاي علوم ديني اداره يا تكميل ميشود، كافي است.
مسأله56
رجوع به كفایت در استطاعت زن نیز شرط است، بنابراین اگر زن شوهر داشته باشد و در حال حیات شوهرش مستطیع شود، بعد از بازگشت از حج، نفقهای كه شوهرش به او میپردازد رجوع به كفایت است. ولی زنی كه شوهر ندارد، در تحقق استطاعت او شرط است كه علاوه بر داشتن مخارج حج، بعد از بازگشت دارای یك منبع درآمد مالی باشد كه برای اداره زندگی مناسب با شأن عرفی او كافی باشد. در غیر این صورت برای حج مستطیع نیست.
مسأله 57
اگر شخصی زاد و هزینهی سفر نداشته باشد، ولی دیگری مخارج حج او را بدهد، مثل اینكه به او بگوید: حج به جا آور و نفقهی تو بر عهدهی من، در این صورت حج بر او واجب میشود و لازم است آن را قبول كند. این حج را «حج بذلی» گویند. در حج بذلی رجوع به كفایت شرط نیست و لازم نیست عین مال را داده باشد، بلكه پرداخت قیمت آن كافی است. اما اگر مال را برای بهجا آوردن حج به او ندهد و صرفاً مالی را كه كافی برای هزینهی حج است به او ببخشد، اگر آن هدیه را بپذیرد، حج بر او واجب میشود، اما قبول آن بر او واجب نیست و میتواند نپذیرد و خود را مستطیع نکند.
مسأله 58
حج بذلی از حَجةالاسلام كفایت میكند، و در صورتی كه بعداً خودش مستطیع شد لازم نیست حج بهجا آورد.
مسأله 59
كسي كه از طرف مؤسسه يا شخصي دعوت به حج شده باشد، در صورتي كه در ازاي دعوت به حج، متعهد به انجام كاري شود، عنوان حج بذلي بر او صدق نميكند. مسائل متفرقه استطاعت مالي
مسأله 60
كسی كه مستطیع شده، نمیتواند بعد از رسیدن زمانی كه باید مال را برای رفتن به حج، صرف كند، خود را از استطاعت خارج سازد. بلكه احتیاط واجب آن است كه قبل از آن زمان نیز خود را از استطاعت خارج نكند.
مسأله 61
در تحقق استطاعت مالی شرط نیست كه استطاعت در کشور و شهر خودش حاصل شود، بلكه حصول آن هر چند در میقات باشد كافی است. بنابراین اگر هنگامی كه به میقات رسید مستطیع شود، حج بر او واجب میشود و از حَجةالاسلام كفایت میكند.
مسأله 62
برای كسی كه هنگام رسیدن به میقات قادر به انجام حج شده نیز استطاعت مالی شرط است. بنابراین كسانی كه با رسیدن به میقات، متمكن از حج میشوند مانند خدمه كاروانها و غیر آنان، اگر سایر شرایط استطاعت از قبیل مخارج عائله و ضروریات زندگی و چیزهایی كه در معیشتِ مناسب شأن خود به آنها نیاز دارند و رجوع به كفایت را داشته باشند، حج بر آنان واجب است و از حَجةالاسلام كفایت میكند. در غیر این صورت حج آنان مستحبی خواهد بود و در صورتی كه بعداً مستطیع شوند، واجب است حَجةالاسلام را بهجا آوردند.
مسأله 63
كسی كه برای خدمت در راه حج، در برابر اجرتی كه با آن مستطیع میشود اجیر شود، بعد از پذیرش اجاره، حج بر او واجب میشود، به شرط آنكه انجام مناسك حج مزاحم با خدماتی كه برای آن اجیر شده نباشد، وگرنه با چنین اجرتی مستطیع نمیشود، همچنین قبول کار در ازای اجرت، بر او واجب نیست.
مسأله 64
كسی كه استطاعت مالی ندارد، اگر برای نیابت از دیگری اجیر شود و سپس بعد از عقد اجاره به واسطهی مالی غیر از مال الاجاره مستطیع شود، باید در آن سال حجّ را برای خود انجام دهد و اگر عقد اجاره او برای همین سال بوده، اجاره باطل است، و در غیر این صورت، باید حج استیجاری را در سال بعد بهجا آورد.
مسأله 65
اگر شخص مستطيع بر اثر غفلت و يا عمداً قصد حج استحبابي كند، هرچند هدف او تمرين براي انجام هر چه بهتر مناسك در سال بعد باشد يا با اعتقاد به اينكه مستطيع نيست، قصد حج استحبابي كند و بعد معلوم شود كه مستطيع بوده، كفايت آن از حَجةالاسلام محل اشكال است و بنابر احتياط، واجب است در سال بعد حجّ را بهجا آورد، مگر آن كه به توهّم اينكه وظيفه فعلي او امتثال امر استحبابي است، قصد امتثال امر فعلي شارع مقدس را داشته باشد كه در اين صورت كفايت از حَجةالاسلام ميكند. ب ـ استطاعت بدني
مسأله 66
مراد از استطاعت بدنی، توانایی جسمی لازم برای انجام اعمال حج است. بنابراین حج بر بیمار و سالمندی كه قدرت رفتن به حج را ندارد، یا رفتن به حج برای او حرج و مشقّت دارد، واجب نیست.
مسأله 67
بقاي استطاعت بدني در وجوب حج شرط است، بنابراين اگر كسي به قصد حج، سفر كند ولي بيماري، او را قبل از احرام از ادامه راه باز دارد، كشف ميشود كه استطاعت بدني درباره او تحقق پيدا نكرده است و بر امثال او واجب نيست براي انجام حج نايب بگيرند. ولي اگر حجّ از قبل بر او مستقر شده و امسال، براي انجام حج حركت كند و در بين راه بر اثر بيماري از ادامه مسير باز بماند، در صورتي كه از بهبودي و توانايي انجام حج بدون حرج و مشقّت هرچند در سالهاي آينده نااميد باشد، بايد نايب بگيرد. ولي اگر اميد به بهبودي و انجام حج هرچند در سالهاي آينده داشته باشد، وجوب مباشرت شخص خودش در انجام حج از او ساقط نميشود. اما اگر پس از احرام بيمار شود، احکام خاصخود را دارد. ج ـ استطاعت طريقي
مسأله 68
استطاعت طریقی، یعنی راه برای رفتن به حج باز و امن باشد، بنابراین كسی كه راه به روی او بسته است، به طوری كه نمی تواند به میقات برسد یا اعمال حج را تكمیل كند، و همچنین كسی كه راه حج برای او باز است ولی امن نیست مانند زمانی که در راه، خطری جان یا بدن یا آبرو و یا مال او را تهدید میكند، حجّ بر او واجب نیست.
مسأله 69
کسي که هزينهي رفتن به حج را دارد و بدون تأخير براي اعزام، نامنويسي کرده، اما قرعه به نامش در نيامده و نتوانسته در آن سال به حج برود، مستطيع نيست و حج بر او واجب نشده است، اما اگر رفتن به حج در سالهاي بعد از آن، منوط به نامنويسي و پرداخت مبلغي در همان سال باشد، بنا بر احتياط واجب بايد نسبت به اين کار اقدام کند. د ـ استطاعت زماني
مسأله 70
استطاعت زمانی یعنی استطاعت در زمانی محقق شود كه انسان فرصت كافی برای رسیدن به حج در ایام خاص را داشته باشد. بنابراین كسی كه استطاعت او در زمانی حاصل شده، كه به سبب تنگی وقت نمیتواند حج را درك كند، یا برایش مشقّت و حرج شدید دارد، حج در آن سال بر او واجب نیست. قبل از بيان شرايط نايب و منوبٌ عنه، بعضي از موارد جواز نيابت و وصيت به حج و احكام آنها را متذكّر ميشويم.
مسأله 71
كسی كه حج بر او مستقر شده، اگر بر اثر پیری یا بیماری قدرت رفتن به حج را ندارد، یا برای او حرج و مشقّت دارد و امیدی به بهبودی و قدرت پیدا كردن بر انجام حج بدون مشقّت را ـ هر چند در سال های آینده ـ نداشته باشد، واجب است نایب بگیرد. ولی كسی كه حج بر او مستقر نشده، واجب نیست نایب بگیرد.
مسأله 72
بعد از بهجا آوردن اعمال توسط نایب، حج از منوبٌعنه معذور ساقط میشود، و لازم نیست خود او حجّ بهجا آورد، اگر چه بعداً عذرش برطرف شود. ولی اگر عذر او در حین انجام حج توسط نایب، برطرف شود، واجب است حجّ را اعاده كند و در این صورت حج نایب برای او كفایت نمیكند.
مسأله 73
اگر كسی كه حج بر او مستقر شده در طول راه بمیرد، در صورتی كه بعد از احرام بستن و داخل شدن در حرم فوت كند، از حَجةالاسلام كفایت میكند. ولی اگر قبل از احرام بستن بمیرد، مُجزی نیست. همچنین عمل كسی كه بعد از محرم شدن و قبل از ورود به محدودهی حرم فوت كند، بنا بر احتیاط واجب از حَجةالاسلام كفایت نمیكند.
مسأله 74
كسی كه حجّ بر او مستقر شده، اگر پیش از انجام حج فوت كند، و ارثی كه برای هزینه سفر حج كافی باشد از خود باقی گذاشته باشد، ورثه او باید از اصل مال از طرف او نایب بگیرند، مگر آنكه وصیت كرده باشد كه مخارج حجّ از ثلث پرداخت شود، كه در این صورت عمل به آن، بر وصایای مستحب اولویت دارد و اگر ثلث مالش برای انجام آن كافی نباشد، كمبود آن از اصل مال برداشته میشود.
مسأله 75
در مواردی كه گرفتن نایب مجاز است، باید فوراً به انجام آن اقدام شود، و تفاوتی ندارد كه نیابت از طرف انسانِ زنده باشد یا میّت.
مسأله 76
واجب نیست انسان زنده از وطن خود نایب بگیرد و اگر از میقات نایب بگیرد، كافی است. همچنین كسی كه از دنیا رفته و حجّ بر او واجب بوده، گرفتن نایب از میقات برای او كفایت میكند. ولی اگر نایب گرفتن فقط از وطن میّت و یا شهر دیگری امكانپذیر است، واجب است ورثه از همان جا كه ممكن است، برای او نایب بگیرند، و مخارج آن از اصل دارایی میّت خارج میشود. و در صورتی كه وصیّت به حجِّ بلدی كرده باشد باید به وصیت او عمل كنند و هزینه مازاد بر اجرت حج میقاتی از ثلث محاسبه میشود.
مسأله 77
اگر كسی وصیت كند كه برای او حجّ مستحب به جا آورند، هزینه آن از ثلث برداشته میشود.
مسأله 78
هرگاه ورثه یا وصی بدانند كه حجّ بر میّت مستقر شده و در ادای آن شك داشته باشند، واجب است از طرف او حج بهجا آورند. ولی اگر علم به وجوب و استقرار حجّ نداشته باشند و میّت هم وصیّت نكرده باشد، چیزی بر آنان واجب نیست.
مسأله 79
نايب بايد شرايطي داشته باشد که عبارتند از: 1ـ بلوغ بنابر احتياط واجب، پس نيابت غير بالغ در حج كفايت از حَجةالاسلام و بلكه مطلق حج واجب نميكند. 2ـ عقل؛ بنابراين نيابت مجنون اعم از دائمي و ادواري، در صورتي كه عمل را در حالت جنون انجام دهد صحيح نيست. 3ـ ايمان (يعني شيعهي اثني عشري بودن)؛ بنا بر احتياط واجب، پس نيابت غير مؤمن كفايت نميكند. 4ـ آگاهي از احكام و مناسك حج، بهطوري كه بتواند مناسك حج را ـ هرچند با راهنمايي ديگران ولو در وقت عمل ـ صحيح انجام دهد. 5 ـ ذمّه نايب در آن سال به حج واجبي مشغول نباشد، اما اگر نايب از واجب بودن حج بر خود بيخبر باشد، بعيد نيست که حج نيابي او صحيح باشد. 6ـ نايب در ترك بعضي از افعال حج معذور نباشد. توضيح اين شرط و احكام مترتب بر آن خواهد آمد.(1) **1- مسأله 90 به بعد.**
مسأله 80
برای اكتفا به حج نیابی باید اطمینان حاصل شود كه نایب حج را از طرف منوبٌ عنه انجام داده است، ولی بعد از آنكه احراز شد نایب حج را بهجا آورده، كسب اطمینان از صحّت عمل نایب لازم نیست، بلكه باید عمل او را حمل بر صحّت نمود.
مسأله 81
منوبٌعنه بايد داراي شرايط زير باشد: 1ـ اسلام؛ پس انجام حج به نيابت از كافر صحيح نيست. 2ـ در حج واجب شرط است منوبٌ عنه فوت شده باشد، و يا اگر زنده است، بر اثر پيري يا بيماري نتواند خودش حج را بهجا آورد يا براي او حرج و مشقّت داشته باشد و اميدي هم به قدرت پيدا كردن بر انجام حج بدون مشقّت ـ هرچند در سالهاي آينده ـ نداشته باشد، ولي در حج مستحبي نيابت از ديگري بهطور مطلق جايز است.
مسأله 82
عقل و بلوغ در منوبٌ عنه شرط نيست.
مسأله 83
همجنس بودن نايب و منوبٌ عنه شرط نيست، بنابراين زن ميتواند نايب مرد و مرد ميتواند نايب زن شود.
مسأله 84
نيابت صروره يعني كسي كه تاكنون حج بهجا نياورده، از صروره و غير صروره جايز است، اعم از آنكه نايب يا منوبٌ عنه مرد باشد يا زن.
مسأله 85
قصد نيابت و تعيين منوبٌ عنه و لو به صورت اجمالي، در حج نيابي شرط است، ولي لازم نيست نايب نام منوبٌ عنه را ذكر كند.
مسأله 86
اجیر كردن كسی كه وظیفه او به سبب كمی وقت عدول به حجّ اِفراد است، صحیح نیست. اما اگر نایب را در وسعت وقت اجیر كنند و سپس اتفاقاً وقت بر او تنگ شود، واجب است که به حج اِفراد عدول كند و عمل او از حج تمتع منوبٌ عنه كفایت میكند و مستحق دریافت اجرت نیز هست.
مسأله 87
هرگاه نایب پس از احرام و ورود به حرم بمیرد، اگر نایب گرفتن برای بری شدن ذمّهی منوبٌ عنه باشد، كما اینكه ظاهر حال اطلاق قرارداد اجاره چنین است، اجیر، مستحق تمام اجرت خواهد بود و باید آنرا به ورثهاش بپردازند.
مسأله 88
اگر كسی در مقابل اجرت معیّنی برای انجام حج اجیر شود و آن مبلغ از هزینههای او كمتر باشد، واجب نیست شخص اجیر کننده آن را تكمیل كند، همچنین اگر از مبلغ پرداختی چیزی باقی بماند، حق ندارد مقدار باقی مانده را پس بگیرد.
مسأله 89
در مواردی كه حكم به عدم كفایت حج نایب از منوبٌ عنه میشود، در صورتی كه برای انجام حج در همان سال اجیر شده باشد، واجب است اجرت را به اجیركننده برگرداند، و در غیر این صورت باید در سالهای بعد از طرف منوبٌ عنه حج بهجا آورد.
مسأله 90
كسی كه از انجام برخی از اعمال حج معذور است، نمیتواند برای نیابت حج اجیر شود. معذور كسی است كه نتواند اعمال اختیاری حج مانند تلبیه و نماز طواف به نحو صحیح، و راه رفتن با پای خود در طواف و سعی، و رمی جمرات به دست خودش، و وقوف در عرفات و مشعر در وقت مقرّر، و بیتوته در منی را انجام دهد بهطوری كه منجر به نقص بعضی از اعمال حج شود. و اگر منجر به نقص بعضی از اعمال حج نشود و فقط در ارتكاب بعضی از محرّمات احرام معذور باشد، نیابت او صحیح است.
مسأله 91
اگر نایبی در اثنای حج نیابی معذور شود، در صورتی كه عذر او منجر به نقص در اعمال حج شود، بطلان اجاره بعید نیست. و احوط آن است که حج برای منوب عنه اعاده شود و بین نایب و منوبٌ عنه در مورد اجرت، مصالحه صورت گیرد.
مسأله 92
نیابت كسانی كه از وقوف اختیاری در مشعرالحرام معذورند، صحیح نیست و اگر نایب شوند، مستحق دریافت اجرت نیستند، مانند خدمه كاروانها كه باید با افراد ناتوان همراهی كنند و یا برای انجام برخی از كارهای خدماتی كاروان قبل از طلوع فجر از مشعر به منی بروند. و در صورتی كه این افراد برای انجام حج نیابی اجیر شوند، باید وقوف اختیاری را درك كنند و حج را بهجا آورند.
مسأله 93
در عدم كفایت حج نایبی كه معذور است، فرقی نیست بین اینكه نایب اجیر باشد و یا نیابت مجّانی و تبرّعی انجام شود. و نیز فرقی نیست بین اینكه نایب جاهل به عذر باشد یا نایبگیرنده جاهل به آن باشد، و همچنین فرقی نیست بین اینكه نایب یا نایبگیرنده جاهل باشد به این كه آن عذر از عذرهایی است كه نیابت با آن صحیح نیست، مانند آن که نایب جاهل باشد كه نمیتواند به وقوف اضطراری در مشعرالحرام اكتفا كند.
مسأله 94
واجب است نایب طبق وظیفه خود عمل كند، اعم از این كه از روی تقلید باشد یا اجتهاد.
مسأله 95
اگر نایب پس از احرام و ورود به حرم بمیرد، همین مقدار برای تحقق حج برای منوبٌعنه مجزی است، اما اگر بعد از احرام و پیش از ورود به حرم بمیرد، بنا بر احتیاط واجب عمل او مجزی نیست و تفاوتی ندارد که نیابت او مجانی بوده یا با اجرت، و برای حَجةالاسلام بوده یا حج واجب دیگر.
مسأله 96
كسی كه به نیابت از دیگری به حج رفته، در صورتی كه خود حَجةالاسلام به جا نیاورده باشد، احتیاط مستحب آن است كه بعد از اعمال حجّ تا زمانی كه در مكه است، اگر میتواند برای خودش نیز عمرهی مفرده بهجا آورد.
مسأله 97
برای نایب جایز است بعد از انجام نیابت، برای خود یا دیگری طواف كند یا عمرهی مفرده بهجا آورد.
مسأله 98
شرط ایمان (شیعه بودن) همانگونه كه در اصل نیابت بنا بر احتیاط واجب معتبر است، در سایر اعمالی كه نیابت در آنها جایز است ـ مانند طواف، سنگ زدن و قربانی كردن ـ نیز بنا بر احتیاط واجب شرط است.
مسأله 99
واجب است که نایب اعمال حج را به قصد نیابت از منوبٌ عنه بهجا آورد و نیز واجب است که به نیابت از منوبٌ عنه، طواف نساء را انجام دهد.
اعمال عمره
مناسک حج
مسأله100
ميقاتهاي احرام مكانهايي هستند كه براي احرام بستن تعيين شدهاند و عبارتند از:
1ـ مسجد شجره
مسأله 101
مسجد شجره در منطقه ذوالحليفه در نزديكي مدينه منوّره واقع شده است، و آن ميقات كساني است كه از راه مدينه به مكه ميروند.
مسأله 102
تأخير احرام از مسجد شجره به جُحفه جايز نيست مگر در صورت ضرورت، از قبيل بيماري و ضعف و عذرهاي ديگر.
مسأله 103
احرام بستن در بيرون مسجد شجره مجزي نيست، ولي احرام بستن از همهي قسمتهاي مسجد حتي قسمتهاي توسعه يافته و جديد آن مجزي است.
مسأله 104
زني كه داراي عذر است، ميتواند در حال عبور از مسجد محرم شود، به شرطي كه مستلزم توقف در مسجد نباشد. ولي اگر مستلزم توقف در مسجد هرچند بر اثر ازدحام و مانند آن باشد و نتواند احرام را تا برطرف شدن عذر به تأخير بيندازد، بايد از جُحفه يا مُحاذات آن محرم شود و جايز است با نذر از هر مكان ديگري قبل از ميقات محرم شود.
مسأله 105
در صحت نذر زوجه براي احرام پيش از ميقات در صورتي كه شوهر او غايب باشد، اذن شوهر شرط نيست؛ ولي اگر حضور داشته باشد، احتياط واجب آن است كه از او اذن بگيرد. و اگر بدون اذن شوهر نذر كند، نذر او منعقد نميشود.
2ـ وادي عقيق
مسأله 106
وادى عقيق، ميقات مردم عراق و نَجد و كساني است كه از آنجا براي انجام عمره عبور ميكنند و داراي سه بخش است: بخش اول را مَسلخ و وسط آن را غَمره و پايان آن را ذات عِرق مينامند و احرام بستن از همهي قسمتهاي آن صحيح است.
3ـ جُحفه
مسأله 107
جُحفه ميقات اهل شام، مصر، مغرب و همهي كساني است كه از آن جا براي انجام عمره عبور ميكنند، و احرام بستن از داخل مسجد و يا ساير مواضع جُحفه صحيح است.
4ـ يَلَمْلَم
مسأله 108
يَلَملَم نام كوهي است در جنوب مكّهي مكرّمه، و ميقات مردم يمن و همهي كساني است كه از آن جا براي انجام عمره عبور ميكنند. احرام بستن از همهي قسمتهاي آن صحيح است.
5ـ قَرنُ المنازل
مسأله 109
قَرنُ المنازل ميقات مردم طائف و كساني است كه از آن جا براي انجام عمره عبور ميكنند. محرم شدن از قَرنُالمنازل، خواه از داخل مسجد باشد يا خارج آن در ساير مواضع قَرنُ المنازل، كافي است.
مُحاذات ميقاتهاي پنجگانه
مسأله 110
هرگاه فردي از راهي برود كه به هيچ يك از ميقاتها عبورش نيفتد و به مكاني برسد كه مُحاذي يكي از ميقاتها است، بايد از مُحاذات ميقات محرم شود. مُحاذات يعني در راهِ رفتن به مكّهي مكرّمه به نقطهاي برسد كه ميقات در سمت راست يا چپ او واقع شود، به گونهاي كه اگر بخواهد از آن جا بگذرد ميقات متمايل به پشت او شود.
مسأله 111
اين ميقاتها محل احرام عمرهي تمتع هستند. در اينجا ميقاتهاي ديگري هم هست كه عبارتند از: 1ـ مكّهي مكرّمه، و آن ميقات حج تمتع است. 2ـ منزل خود شخص و آن ميقات كسي است كه منزل او بين ميقات و مكه واقع شده است. بر چنين شخصي واجب نيست براي احرام بستن به يكي از ميقاتهايي كه قبلاً ذكرشد، مراجعه كند. 3 ـ اَدني الحِلّ، و آن ميقات عمرهي مفرده براي خصوص كسي است كه در داخل شهر مكّه است و ميخواهد براي عمرهي مفرده محرم شود، و افضل آن است كه از حديبيّه يا جِعرّانه يا تنعيم محرم شوند.
مسأله 112
ميقات يا مُحاذات آن در صورت عدم علم، با بيّنهي شرعي يعني گواهي دو شاهد عادل يا شهرتي كه موجب اطمينان شود ثابت ميشود و بررسي و تحقيق براي يقين پيدا كردن لازم نيست. اگر علم و بيّنه و شهرت وجود نداشته باشد، فرد ميتواند به ظن حاصل از پرسيدن از كساني كه اهل اطلاع از آن مكانها هستند، اكتفا كند.
مسأله 113
احرام بستن پيش از رسيدن به ميقات صحيح نيست مگر آنكه فرد نذر كند از محلي كه پيش از ميقات است احرام ببندد، مثل اينكه نذر كند از مدينه يا شهر خودش محرم شود، كه در اين صورت بايد از همان مكان محرم شود و احرام او صحيح است.
مسأله 114
اگر از ميقات بدون احرام عمداً يا از روي غفلت يا ندانستن مسأله گذشته باشد واجب است براي احرام به ميقات برگردد.
مسأله 115
اگر از ميقات بدون احرام در اثر غفلت يا فراموشي يا ندانستن مسأله گذشته، و نميتواند از جهت ضيق وقت يا عذر ديگر به ميقات برگردد، لكن هنوز داخل حرم نشده است، به احتياط واجب بايد به هر مقدار كه ممكن باشد به طرف ميقات برگردد تا از آنجا محرم شود، و اگر داخل حرم شده و ميتواند از حرم براي احرام خارج شود، بايد براي احرام از حرم خارج شود و اگر به علت تنگي وقت و مانند آن نميتواند از حرم خارج شود، بايد داخل حرم از همان جايي كه عذرش برطرف شده است محرم شود.
مسأله 116
تأخير احرام از ميقات از روي اختيار جايز نيست، چه ميقات ديگري در پيش رو داشته باشد يا خير.
مسأله 117
اگر كسي از احرام بستن در يكي از ميقاتها منع شود، جايز است از ميقات ديگر محرم شود.
مسأله 118
هرگاه كسي از روي علم و عمد احرام بستن از ميقات را ترك كند و به جهت تنگي وقت يا عذر ديگر نتواند به ميقات برگردد و ميقات ديگري نيز در پيش رو نداشته باشد و در نتيجه وقت براي انجام عمره تنگ شود، عمرهي او فوت شده و حج وي باطل ميشود و در صورتي كه حج بر او مستقر شده يا مستطيع باشد، بايد سال ديگر حج بهجا آورد.
مسأله 119
جدّه ميقات محسوب نميشود و مُحاذي هيچ يك از ميقاتها هم نيست. بنابراين احرام بستن از جدّه براي عمرهي تمتع از روي اختيار صحيح نيست، بلكه واجب است انسان براي محرم شدن به يكي از ميقاتها برود. و در صورتي كه نتواند به يكي از ميقاتها برود، احتياط واجب آن است كه با نذر از جدّه احرام ببندد.
مسأله 120
هرگاه كسي پس از احرام بستن از ميقات و گذشتن از آن متوجه شود كه احرام او صحيح نبوده، اگر ميتواند به ميقات برگردد، واجب است به ميقات برگردد و از آنجا محرم شود. و اگر بازگشت به ميقات جز با آمدن به مكه برايش ممكن نباشد، بايد براي ورود به مكّه از اَدني الحِلّ به نيت عمرهي مفرده محرم شود و پس از انجام اعمال عمرهي مفرده به يكي از ميقاتها باز گردد و براي عمرهي تمتع احرام ببندد.
مسأله 121
خروج از مكّهي مكرّمه بعد از عمرهي تمتع و قبل از اعمال حج براي كسي كه مطمئن است ميتواند براي انجام حج تمتع به مكه برگردد جايز است. هرچند احتياط مستحب آن است كه از مكّهي مكرّمه خارج نشود مگر براي نياز و كار ضروري. در اين صورت بنابر احتياط ابتدا در مكه براي حج مُحرم شود و بعد خارج شود. و اگر مُحرم شدن براي او مشقت داشته باشد، ميتواند براي انجام كار خود بدون احرام خارج شود. افرادي كه قصد عمل به اين احتياط را دارند و ناچارند يك يا چند مرتبه به مكه وارد و از آن خارج شوند مانند خدمهي كاروانها، ميتوانند براي ورود به مكّهي مكرّمه، اول عمرهي مفرده انجام دهند و عمرهي تمتع را به تأخير بيندازند تا زماني كه بتوانند در آن وقت عمرهي تمتع را قبل از اعمال حج بهجا آورند، در اين صورت بايد از ميقات براي عمرهي تمتع محرم شوند و هنگامي كه از عمرهي تمتع فارغ شدند از مكّه براي حج محرم شوند.
مسأله 122
ملاك خروج از مكّهي مكرّمه بين عمره تمتع و حج، خروج از شهر كنوني مكه است. بنابراين رفتن به مكانهايي كه در حال حاضر جزو مكّه است، هرچند در گذشته خارج از مكّهي مكرّمه محسوب ميشده، خروج از مكّه محسوب نميشود.
مسأله 123
اگر بعد از انجام عمرهي تمتع از شهر مكه بدون احرام خارج شود، اگر در همان ماهي كه عمره انجام داده به مكه برگردد، نياز به تجديد احرام براي ورود به شهر مكه ندارد، ولي اگر در ماه بعد از ماه انجام عمره به مكه برگردد، مثل اينكه عمره را در ذيالقعده انجام دهد و خارج شود، و در ماه ذيالحجه به مكه برگردد، و يا در ذي القعده عمره انجام دهد و در ذي الحجه خارج شده و مجدداً برگردد واجب است با احرام جديد براي عمره جهت دخول مكه محرم شود، و عمرة تمتع وي كه متصل به حج ميشود همين عمرهي تمتع دوم خواهد بود. و اگر مجدداً محرم نشود و عمره دوّم را انجام ندهد حج تمتع وى صحيح نيست.
مسأله 124
بنا بر احتياط واجب نبايد بعد از انجام عمرهي تمتع و قبل از حج تمتع، عمرهي مفرده بهجا آورد. ولي اگر بهجا آورد، به صحت عمره و حج تمتع او خللي وارد نميکند.
مسأله 125
مسائل مربوط به احرام به چهار بخش تقسيم ميشود: 1. اعمال واجب در حال احرام يا براي احرام 2. مستحبات احرام 3. محرّمات احرام 4. مکروهات احرام
اول ـ نيت
مسأله 126
شرايط و کيفيت نيّت به اين شرح است: الف) قصد انجام اعمال حج يا عمره، بنابراين كسي كه ميخواهد براي عمرهِي تمتع محرم شود، بايد از زمان احرام قصد انجام آن را داشته باشد. ب) قصد قربت و نيّت خالص براي اطاعت خداوند داشته باشد، زيرا عمره و حج و همهي اعمال و مناسك آنها عبادت هستند و بايد به قصد تقرّب و نزديكي به خداوند تبارك و تعالي بهجا آورده شوند. ج) كسي كه ميخواهد محرم شود بايد هنگام احرام قصد و نيت خود را تعيين كند يعني معيّن كند كه قصد انجام حج دارد يا عمره، و همچنين مشخص كند كه آيا حج تمتع است يا اِفراد يا قِران، حج را براي خود بهجا ميآورد يا به نيابت از ديگري، حَجةالاسلام است يا حج نذري و يا حج مستحب.
مسأله 127
در قصد لازم نيست صورت تفصيلي اعمال و مناسك عمره يا حج در ذهن انسان خطور كند، بلكه خطور صورت اجمالي آن كافي است. و همين اندازه كه قصد انجام واجبات مناسك حج يا عمره را بهطور اجمالي داشته باشد و سپس آنها را به تدريج انجام دهد كافي است.
مسأله 128
كسي كه محرم ميشود لازم نيست قصد ترك محرّمات را داشته باشد، بلكه قصد انجام بعضي از محرّمات هم ضرري به صحت احرام نميزند، مگر آنكه قصد انجام محرّماتي را داشته باشد كه ارتكاب آنها عمره يا حج را باطل ميكند مثل نزديكي با زن در بعضي از موارد كه خواهد آمد. زيرا قصد انجام اين امور با قصد انجام مناسك حج قابل جمع نيست بلكه با قصد احرام منافات دارد.
مسأله 129
اگر بر اثر ناآگاهي از مسأله يا غفلت، به جاي نيت عمره، نيت حج کند، احرام او صحيح است. مثلاً اگر در نيت احرام عمره تمتع بگويد: «مُحرم ميشوم براي حج تمتع قربةً الي الله»؛ ليكن قصد انجام اعمالي را داشته باشد که ديگران انجام ميدهند، به تصور اين که آن اعمال «حج» نام دارد، احرامش صحيح است.
مسأله 130
به زبان آوردن نيت يا خطور دادن آن در ذهن در نيت شرط نيست، بلكه همين اندازه كه قصد انجام عمل را داشته باشد كافي است.
مسأله 131
نيت بايد همراه با احرام بستن باشد، بنابراين نيت قبلي كفايت نميكند مگر آنكه تا زمان احرام استمرار داشته باشد.
مسأله 132
تلبيه در احرام، همانند تکبيرةالإحرام در نماز است، و هنگامي که حاجي تلبيه بگويد، محرم ميشود و اعمال عمرهي تمتع را آغاز ميکند. در حقيقت، تلبيه به منزلهي اجابت دعوت پروردگار مهربان است که مکلّفان را به حج فرا خوانده است، از اين رو شايسته است که ذکر تلبيه با خضوع و خشوع کامل ادا شود.
مسأله 133
صورت تلبيه بنا بر اصحّ، جملات ذيل است: «لَبّيكَ اللّهُمَّ لَبّيك، لَبّيكَ لا شريكَ لكَ لَبّيك». و اگر به اين مقدار اكتفا كند، احرامش صحيح است؛ و احتياط مستحب آن است كه بعد از تلبيات چهارگانه بگويد: «إنّ الحمدَ و النِّعمَةَ لَكَ و المُلك لا شريكَ لَكَ لَبَّيك». و اگر بخواهد بيشتر احتياط كند، پس از گفتن آنچه ذكر شد، بگويد: «لَبّيكَ اللّهُمَّ لَبّيك، إنَّ الحمدَ و النِّعمةَ لَكَ و المُلك، لا شريكَ لَكَ لَبّيك». و مستحب است اين عبارات که در روايت معتبر آمده، بعد از آن گفته شود: «لَبَّيكَ ذَا الْمَعارِجِ لَبَّيكَ، لَبَّيْكَ داعِياً إِلي دارالسَّلامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ غَفّارَ الذُّنُوبِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ أَهْلَ التَّلْبِيَةِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا الْجَلالِ وَالاِكْرامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تُبْدِئُ وَ الْمَعادُ إِلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تَسْتَغْنِي و يُفْتَقَرُ إِلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ إِلهَ الْحَقِّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا النَّعْماءِ وَالفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ كَشّافَ الْكُرَبِ الْعِظامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ عبدُ كَ وَابْنُ عَبْدَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ يا كَرِيمُ لَبَّيْكَ».
مسأله 134
مقدار واجب لبّيك يك بار است ولي مستحب است هر چه ميتواند آن را تكرار كند.
مسأله 135
واجب است شخص مقدار واجب تلبيه را صحيح و بيغلط تلفظ كند و اگر شخص با آنكه ميتواند آن را بهطور صحيح ياد بگيرد و يا كسي به او در وقت گفتن تلقين كند، آن را اشتباه بگويد كافي نيست، ولي اگر نتواند ياد بگيرد هرچند بر اثر تنگي وقت باشد و نتواند آن را با تلقين نيز صحيح ادا كند، به هر نحو كه ميتواند بگويد. و در اين صورت احتياط آن است كه علاوه بر گفتنِ خودش، نايب هم بگيرد.
مسأله 136
هرگاه كسي عمداً تلبيه را نگويد، حكم كسي را دارد كه عمداً احرام بستن از ميقات را ترك كرده باشد.
مسأله 137
هرگاه كسي تلبيه را بهطور صحيح نگويد و عذري نيز نداشته باشد، حكم كسي را دارد كه عمداً تلبيه را ترك كرده باشد.
مسأله 138
كسي كه براي عمرهي تمتع محرم شده، واجب است هنگام مشاهدهي خانههاي مكّهي مكرّمه ـ ولو خانههاي جديد البناء در اطراف مكه كه در حال حاضر جزو شهر مكه محسوب است ـ از لبيك گفتن خودداري كند. و كسي كه براي حج احرام بسته واجب است از ظهر روز عرفه لبيك گفتن را ترك كند.
مسأله 139
احرام در حج تمتع و عمرهي تمتع و حج اِفراد و عمرهي مفرده فقط با لبيك گفتن محقق ميشود، ولي احرام در حج قِران هم با لبيك گفتن محقق ميشود و هم با اِشعار و تقليد. اشعار مخصوص شتر است ولي تقليد در مورد همهي قربانيها مصداق دارد.
مسأله 140
اشعار عبارت است از اينكه كوهان شتر، مجروح و به خون آغشته گردد تا معلوم باشد كه قرباني است. و تقليد عبارت است از اينكه حاجي نعلين يا نخي را به گردن حيوان آويزان كند تا معلوم باشد كه آن حيوان قرباني است.
مسأله 141
يكي از دو جامه، «لُنگ» است كه بايد به كمر بسته شود و ديگري «رداء» است كه به دوش انداخته ميشود. اين دو جامه بايد بعد از بيرون آوردن همه لباسهايي كه پوشيدن آنها بر محرم حرام است، پوشيده شوند.
مسأله 142
بنا بر احتياط واجب، بايد دو جامهي مذکور را پيش از نيت احرام و تلبيه بپوشد.
مسأله 143
لازم نيست لُنگ، از ناف تا زانو را بپوشاند بلكه همين كه لُنگ بر آن صدق كند و به نحو متعارف باشد كفايت ميكند.
مسأله 144
گره زدن لُنگ به گردن جايز نيست ولي سنجاق زدن و امثال آن و گره زدن بعض آن به بعض ديگر مانعي ندارد تا وقتي كه از صدق عنوان اِزار خارج نشود. و همچنين در رداء گره يا سنجاق يا گيره زدن آن يا گذاشتن سنگريزه در دو طرف و بستن آن با نخ به نحو متعارف تا زماني كه عنوان رداء بر آن صدق كند، جايز است.
مسأله 145
در پوشيدن جامهي احرام، احتياط واجب آن است كه قصد تقرّب الي الله داشته باشد.
مسأله 146
جامهي احرام بايد شرايط لباس نمازگزار را داشته باشد. بنابراين احرام بستن در جامهي حرير يا جامهاي كه از اجزاي حيوان حرام گوشت يا مردار تهيه شده باشد يا جامهاي كه به نجاستي نجس شده باشد كه در نماز از آن عفو نشده است كفايت نميكند.
مسأله 147
لازم است جامهاي كه لُنگ قرار داده ميشود نازك و بدننما نباشد، ولي بدننما بودن رداء اشكالي ندارد؛ مشروط بر اينكه رداء بر آن صدق كند.
مسأله 148
وجوب پوشيدن دو جامهي احرام مخصوص مردان است. زنان ميتوانند در همان لباس خودشان به هر نحو كه هست مُحرم شوند، چه دوخته باشد يا نباشد، مشروط بر اينكه شرايط لباس نمازگزار رعايت شده باشد.
مسأله 149
لباس احرام زن نبايد از حرير خالص باشد.
مسأله 150
لازم نيست لباس احرام، منسوج و بافتني و از جنس پنبه يا پشم و مانند آن باشد، بلكه اگر از پوست يا نايلون و پلاستيك باشد و عنوان لباس بر آن صدق كند و پوشيدن آن متعارف باشد نيز كافي است. همچنين اگر مثل نمد ماليده شده باشد و به آن «جامه» گفته شود و پوشيدن آن متعارف باشد، مانعي ندارد.
مسأله 151
اگر از روي عمد و علم در هنگام احرام لباس دوخته را از بدن خود بيرون نياورد، صحّت احرام او خالي از اشكال نيست و احتياط واجب آن است که پس از بيرون آوردن آن، نيت و تلبيه را تکرار کند.
مسأله 152
اگر بر اثر سرما و مانند آن، ناگزير از پوشيدن جامهي دوخته باشد، ميتواند از لباس هاي معمولي مانند پيراهن استفاده کند، اما نبايد آن را بپوشد، بلکه آن را به صورت برعکس بالا به پايين يا پشت و رو، به روي خود بيندازد.
مسأله 153
فرد محرم ميتواند جامهي احرام را براي استحمام و غسل يا تعويض به جامهي ديگر و مانند آنها، از تن بيرون آورد.
مسأله 154
فرد محرم ميتواند براي پرهيز از سرما و مانند آن، بيش از دو جامه بپوشد و دو قطعه يا بيشتر بر روي شانه بيندازد يا دور کمر ببندد.
مسأله 155
اگر جامهي احرام نجس شود، بنا بر احتياط واجب بايد آن را تطهير يا تعويض کند.
مسأله 156
طهارت از حدث اصغر يا اكبر شرط صحت احرام نيست، بنا بر اين ميتواند در حال جنابت يا حيض، محرم شود، البته غسل کردن پيش از احرام، مستحب مؤکد است و اين غسل مستحب، «غسل احرام» ناميده ميشود و احوط آن است که آن را ترک نکند.
مسأله 157
مستحب است قبل از احرام، بدن پاك باشد. و موهاي زائد بدن را زايل كرده و ناخنها را كوتاه نموده باشد. مسواك زدن پيش از احرام نيز مستحب است. همچنين مستحب است كه پيش از محرم شدن در ميقات و يا پيش از رسيدن به ميقات ـ مثلاً در مدينه ـ غسل كند و گفته شد(1) كه احوط آن است كه اين غسل را ترك نكند. و مستحب است كه بعد از نماز ظهر، يا بعد از هر نماز واجب ديگر و يا بعد از دو ركعت نماز مستحب محرم شود، و در برخي احاديث آمده است كه [پيش از احرام] شش ركعت نماز مستحب است و فضيلت بيشتري دارد. و نيز براي کسي که ميخواهد حج بجا آورد مستحب است كه از ابتداي ماه ذيقعده، موي سر و صورت خود را كوتاه نكند. **1- مسأله 156**
مسأله 158
احرام در جامهي سياه رنگ و كثيف و راه راه مكروه است، و بهتر آن است كه جامهي احرام سفيد رنگ باشد. همچنين خوابيدن بر بالش يا بستر زرد رنگ در حال احرام مكروه است. استعمال حنا پيش از احرام نيز در صورتي كه رنگ آن تا زمان احرام باقي بماند، مكروه است. و نيز مكروه است در پاسخ كسي كه او را صدا كرده، واژهي «لبيك» را به كار ببرد. رفتن به حمام و شستن بدن با كيسه و مانند آن نيز در حال احرام مكروه است.
مسأله 159
بر شخص واجب است كه از لحظهي شروع احرام تا آن گاه كه محرم است، از برخي امور اجتناب كند كه به آنها «محرمات احرام» گفته ميشود.
مسأله 160
محرمات احرام بيست و دو چيز است، كه برخي از آنها فقط بر مردان يا فقط بر زنان حرام است. ابتدا به بيان اجمالي محرمات احرام و سپس به ذكر احكام و مسائل مورد ابتلا در هر يك از آنها ميپردازيم. محرمات احرام عبارتند از: 1ـ پوشيدن لباس دوخته براي مردان 2ـ پوشانيدن تمام روي پا براي مردان 3ـ پوشانيدن سر براي مردان و پوشانيدن صورت براي زنان 4ـ سايه بر سر قرار دادن براي مردان هنگام حركت و طي مسافت در طول روز 5 ـ استعمال بوي خوش 6 ـ نگاه كردن در آينه 7ـ انگشتر به دست کردن 8 ـ استعمال حنا 9ـ روغن ماليدن به بدن 10ـ كندن مو از بدن خود يا شخص ديگر 11ـ سرمه كشيدن 12ـ ناخن گرفتن 13ـ بيرون آوردن خون از بدن 14ـ فسوق (دروغ گفتن و همچنين دشنام دادن و فخر فروشي) 15ـ جدال كردن يعني گفتن «لا والله» و «بلي والله» 16 ـ كشتن حشراتي كه در بدن ساكن ميشوند. 17ـ كندن و بريدن درختان يا گياهان حرم 18ـ حمل سلاح 19ـ شكار حيوان وحشي صحرايي 20ـ جماع كردن و هر گونه لذت و تمتع بردن از زن مانند نگاه کردن، بوسيدن و لمس کردن 21ـ عقد كردن زن 22ـ استمناء
مسأله 161
برخي از اين اعمال در حالت عادي نيز حرام است و حرمت آن در حال احرام بيشتر است.
مسأله 162
پوشيدن لباس دوخته از قبيل پيراهن، قبا، شلوار، كت، پالتو، زير جامه و امثال آنها، همچنين پوشيدن لباسهاي دكمهداري كه با بستن دكمهي آن به صورت پيراهن و مانند آن در ميآيد، براي مردان در حال احرام جايز نيست.
مسأله 163
در مسألهي قبل، تفاوتي ميان لباس دوخته شده يا بافته و مانند آنها وجود ندارد.
مسأله 164
پوشيدن چيز دوخته که لباس محسوب نمي شود، مانند كمربند يا هميان كه پول در آن ميگذارند و همچنين استفاده از بند ساعت و مانند آن اشکال ندارد.
مسأله 165
شستن و خوابيدن بر روي زيرانداز دوخته شده يا لباسي که پوشيدن آن حرام است، مانعي ندارد.
مسأله 166
انداختن لحاف يا پتو و مانند آن که حاشيهي آن دوخته شده بر روي شانهها مانعي ندارد.
مسأله 167
دوخته بودن حاشيهي جامهي احرام بلا مانع است.
مسأله 168
اگر عمداً لباس دوخته بپوشد، بايد يك گوسفند کفاره بدهد، همچنين اگر چندين لباس دوخته مانند شلوار و پيراهن و کت و لباس زير بپوشد، بايد براي هر کدام از آنها جداگانه كفاره بدهد.
مسأله 169
هرگاه محرم به علت سردي هوا يا بيماري و يا عذرهاي ديگر به پوشيدن لباس دوخته ناچار شود، جايز است بپوشد، ولي بنابر احتياط واجب بايد يک گوسفند كفاره بدهد.
مسأله 170
پوشيدن هر نوع لباس دوخته براي زنان بلامانع است و کفاره ندارد، اما پوشيدن دستکش براي آنان جايز نيست.
مسأله 171
مرد محرم نبايد چكمه و جوراب بپوشد، و احتياط واجب آن است كه از پوشيدن هر چيزي که تمام روي پا را ميپوشاند مانند: کفش و گيوه و امثال آن اجتناب کند.
مسأله 172
پوشيدن نعلين و کفشي که بند پهن دارد، اما تمام روي پا را نميپوشاند، اشکال ندارد.
مسأله 173
قرار دادن لحاف و روانداز و مانند آن بر روي پا در هنگام نشستن يا خواب اشکال ندارد و قرار گرفتن لباس احرام بر روي پاها نيز بلا مانع است.
مسأله 174
اگر شخص محرم ناگزير از پوشيدن کفش و مانند آن كه تمام روي پا را ميپوشاند باشد، ميتواند بپوشد، ولي بنا بر احتياط واجب بايد روي آن را شكاف دهد.
مسأله 175
پوشيدن کفش و جوراب و مانند آن که در مسائل پيشين ذکر شد، كفاره ندارد، اما در مورد پوشيدن جوراب، احتياط مستحب آن است که يک گوسفند به عنوان کفاره قربانى كند.
مسأله 176
حکم مذکور(پوشيدن جوراب و کفش و مانند آن) مختص مردان است، اما احتياط مستحب آن است که زنان نيز آن را مراعات کنند.
مسأله 177
براي مرد محرم جايز نيست سر خود را با كلاه يا عمامه يا حوله و دستمال و مانند آن بپوشاند.
مسأله 178
بنا بر احتياط واجب، بايد از گذاشتن هر چيز كه موجب پوشيده شدن سر ميگردد، مانند حنا و كف صابون، يا حمل اشياء بر روي سر و مانند آن اجتناب كند.
مسأله 179
گوش نيز بخشي از سر است و پوشاندن آن در حال احرام جايز نيست.
مسأله 180
پوشاندن قسمتي از سر به نحوي كه عرفاً مصداق پوشاندن سر باشد، ـ مانند گذاشتن كلاه كوچك در وسط سر ـ جايز نيست، اما در غير اين صورت، مانند گذاشتن قرآن و مانند آن بر روي سر و يا خشك كردن تدريجي بخشي از سر، اشكال ندارد، هرچند احوط آن است كه از آن نيز اجتناب كند.
مسأله 181
فرو بردن تمام سر در آب براي محرم جايز نيست، و بنا بر ظاهر، در اين مسأله تفاوتي ميان زن و مرد وجود ندارد؛ اما اگر تمام سر را در آب فرو برد، كفارهاي بر عهدهاش نخواهد بو
مسأله 182
كفاره پوشاندن سر، بنابراحتياط واجب يك گوسفند است.
مسأله 183
اگر از روي فراموشي يا غفلت سر خود را بپوشاند، كفاره بر او واجب نميشود.
مسأله 184
پوشاندن صورت در حال احرام بهگونهاي كه متعارف زنان در حجاب از نامحرم يا خودداري از شناخته شدن است براي زنان جايز نيست. بنابراين پوشاندن بخشي از صورت به نحوي كه پوشاندن صورت بر آن صدق كند، مانند پوشاندن گونهها و بيني و دهان و چانه جهت حجاب يا شناخته نشدن، مانند پوشاندن تمام صورت است و جايز نميباشد.
مسأله 185
استفاده از ماسك براي پوشش بيني و دهان براي زنان در حال احرام مانع ندارد.
مسأله 186
پوشاندن اطراف صورت از بالا يا پايين و يا دو طرف آن، به طوري كه زنان هنگام پوشيدن مقنعه به نحو متعارف و يا هنگام پوشاندن سر در نماز انجام ميدهند و پوشاندن صورت بر آن صدق نميكند، اشكال ندارد، چه در نماز باشد و چه در حال ديگر.
مسأله 187
پوشاندن صورت با بادبزن و مانند آن(كاغذ و روزنامه و...) براي زنان حرام است، اما گذاشتن دستها بر روي صورت اشكال ندارد.
مسأله 188
جايز است زن در حال احرام، چادر يا جامهاي را كه بر سر انداخته طرف آن را بر روي صورت بياويزد، به نحوي كه بخشي از صورت و پيشانياش را تا بالاي بيني بپوشاند، اما احوط آن است كه اگر مرد نامحرم او را نميبيند، از اين كار اجتناب نمايد.
مسأله 189
در مسألهي قبل، احوط آن است كه پوشش مذكور با صورت تماس نداشته باشد.
مسأله 190
پوشاندن صورت كفاره ندارد، هرچند احوط آن است كه كفاره بدهد.
مسأله 191
سايه بر بالاي سر قراردادن در حال احرام و در حال حركت (مانند رفتن از ميقات به مكه و از مكه به عرفات و مانند آن) بر مردان جايز نيست، اما چنانچه در بين راه توقف كند، رفتن به زير سايه بلا مانع است و زماني كه در مقصد به خانه يا رستوران وارد شود، اشكال ندارد. بنا بر اين سفر كردن با اتوبوس مسقّف جايز نيست، اما پس از رسيدن به مكه، قرار گرفتن در زير سايه هنگام راه رفتن در منازل و رستورانها و مانند آن اشكال ندارد.
مسأله 192
احوط آن است كه شخص محرم پس از رسيدن به مكه پيش از انجام مناسك عمره و همچنين در حال احرام در عرفات و مني، از قرار گرفتن در زير سايههاي متحرك مانند اتوبوس مسقف و چتر، اجتناب كند.
مسأله 193
حكم مذكور در دو مسألهي قبل، به طول روز اختصاص دارد و سوار شدن به اتوبوس مسقّف در شب مانع ندارد، هرچند رعايت احتياط در اينباره مطلوب است.
مسأله 194
احوط آن است كه در شبهاي باراني و سرد، از سوار شدن به اتوبوس مسقّف و مانند آن اگر براي فرار از باران و سرما باشد اجتناب كند.
مسأله 195
قرار گرفتن در سايهي ديوار و درخت و مانند آنها و نيز عبور از زير سقفهاي ثابت مانند پل و تونل، حتي در روز اشكال ندارد.
مسأله 196
سايه بر سر قرار دادن فقط براي مرد حرام است و براي زنان اشكال ندارد.
مسأله 197
كفارهي رفتن به زير سايه، يك گوسفند است
مسأله 198
اگر بر اثر بيماري و عذر، ناگزير از رفتن به زير سايه باشد، انجام آن برايش جايز است، اما بايد يك گوسفند كفاره بدهد.
مسأله 199
قرار گرفتن در زير سايه، در هر احرام فقط يك كفاره دارد، هرچند به دفعات انجام شود. بنا بر اين اگر در احرام عمره چندين بار به زير سايه برود، بيش از يك كفاره بر او واجب نميشود. در احرام حج نيز چنين است.
مسأله 200
استعمال انواع عطر مانند مشك و عود و گلاب و ديگر عطرهاي رايج، در حال احرام حرام است.
مسأله 201
پوشيدن لباسي كه قبلا معطر شده، تا زماني كه از آن بوي خوش به مشام برسد، جايز نيست.
مسأله 202
بنا بر احتياط، استعمال صابون و شامپوي معطّر [در حال احرام] جايز نيست.
مسأله 203
بنا بر احتياط واجب، بايد محرم از بوييدن هر چيز معطر اجتناب كند، هرچند به آن عطر اطلاق نشود، مانند گلها، سبزيجات و ميوههاي خوشبو.
مسأله 204
خوردن غذايي كه در آن زعفران وجود دارد، براي محرم جايز نيست.
مسأله 205
خوردن ميوههاي خوشبو مانند سيب و پرتقال و مانند آنها براي محرم اشكال ندارد، اما بنا بر احتياط واجب بايد از بوييدن آنها خودداري كند.
مسأله 206
فرد محرم نبايد بيني خود را از بوي نامطبوع بگيرد، اما بيرون رفتن از محلي كه بوي نامطبوع دارد و يا عبور از آنجا اشكال ندارد.
مسأله 207
احتياط واجب آن است كه براي استفادهي عمدي از عطريات و بوي خوش، چه آنهايى كه در خوراك از آن استفاده مىشود مانند زعفران و چه غير آنها، يك گوسفند كفاره بدهد.
مسأله 208
در حال احرام، نگاه كردن در آينه به قصد زينت حرام است، ولي نگاه كردن در آن بدون قصد زينت (مانند نگاه راننده در آينهي خودرو)، اشكال ندارد.
مسأله 209
نگاه كردن در آب صاف يا در اجسام صيقلي كه تصاوير در آن ديده ميشود نيز همانند نگريستن در آينه است، كه اگر براي زينت باشد، جايز نيست.
مسأله 210
اگر در اتاقي كه آينه در آن است سكونت دارد و ميداند كه سهواً چشمش به آن ميافتد، ماندن در آن اتاق اشكال ندارد، اما بهتر است كه آينه را بيرون ببرد يا روي آن را بپوشاند.
مسأله 211
عينك زدن اگر براي زينت نباشد، اشكال ندارد.
مسأله 212
در حال احرام تصويربرداري با دوربين عكاسى يا فيلمبرداري اشكال ندارد.
مسأله 213
نگاه كردن به آينه كفاره ندارد، اما احتياط واجب آن است كه پس از نگاه كردن در آن، لبيك بگويد.
مسأله 214
احتياط واجب آن است كه فرد محرم از به دست كردن انگشتر ـ اگر زينت به شمار آيد ـ اجتناب كند.
مسأله 215
اگر انگشتر براي زينت نباشد و به نيت استحباب يا غرض ديگر آن را به دست كند، اشكال ندارد.
مسأله 216
انگشتر به دست كردن در حال احرام كفاره ندارد.
مسأله 217
احتياط واجب آن است كه فرد محرم از استعمال حنا و رنگ كردن مو ـ اگر زينت بهشمار آيد ـ بلكه از هر چيزي كه زينت محسوب ميشود، اجتناب كند.
مسأله 218
اگر پيش از احرام بر دست ها و پاها و ناخن هايش حنا گذاشته يا موهايش را رنگ كرده باشد و اثر آن تا زمان احرام باقي باشد، اشكال ندارد.
مسأله 219
استعمال حنا و رنگ مو كفاره ندارد.
مسأله 220
روغن ماليدن به بدن و مو براي فرد محرم جايز نيست، خواه با روغنهايي باشد كه براي زينت استعمال ميشود يا با غير آن، و خواه معطر باشد يا نباشد.
مسأله 221
اگر بوي روغن هاي خوشبو تا زمان احرام باقي ميماند، پيش از احرام نيز استعمال آنها جايز نيست.
مسأله 222
خوردن روغن و چربي در صورتي كه بوي خوش نداشته باشد، اشكال ندارد.
مسأله 223
اگر براي مداوا يا جلوگيري از تابش اشعهي مضرّ خورشيد يا عرق كردني كه موجب التهاب و سوزش بدن ميشود، مجبور به استعمال روغن باشد، اشكال ندارد.
مسأله 224
بنا بر احتياط، كفارهي ماليدن روغن خوشبو به بدن، يك گوسفند است، و در مورد روغنهاي غير خوشبو، سير كردن يك فقير است، اگر چه بعيد نيست در هر دو مورد واجب نباشد.
مسأله 225
در حال احرام، زايل نمودن موي هر قسمتي از سر و بدن حرام است و در حرمت زايل نمودن مو فرقي بين موي كم يا زياد و بين كندن و تراشيدن نيست و تفاوتي ندارد كه از بدن و سر خود مو زايل كند و يا از بدن و سر شخص ديگر.
مسأله 226
اگر در حال وضو يا غسل يا تيمم، مويي بدون قصد كنده شود، اشكال ندارد.
مسأله 227
اگر ناگزير از ازالهي مو باشد، مانند موي زير پلك چشم كه موجب آزار او شود و يا موي سر كه باعث ايجاد سردرد باشد، ازالهي آن اشكال ندارد.
مسأله 228
اگر فرد محرم موي سر خود را از روي علم و عمد بتراشد، بايد يك گوسفند كفاره بدهد، اما اگر از روي غفلت يا سهو و يا ندانستن مسأله باشد، كفاره ندارد.
مسأله 229
اگر ناچار شود موي سر خود را بتراشد، كفارهي آن دوازده مُدّ طعام است كه به شش مسكين داده ميشود، يا سه روز روزه و يا يك گوسفند.
مسأله 230
اگر محرم موي سر خود را با قيچي يا ماشين كوتاه كند، بنا بر احتياط واجب بايد يك گوسفند كفاره بدهد.
مسأله 231
اگر محرم دست به سر خود بكشد و يك مو يا بيشتر بيفتد، احتياط مستحب آن است كه به قدر يك مشت گندم يا آرد و مانند آن صدقه بدهد.
مسأله 232
سرمه كشيدن اگر زينت محسوب شود، بر محرم جايز نيست، همچنين خط كشيدن به دور چشمها كه زنان انجام ميدهند، جايز نميباشد و در اين مورد تفاوتي ميان رنگ سياه و ديگر رنگ ها وجود ندارد.
مسأله 233
بر محرم حرام است ناخن دست يا پاي خود را بگيرد، چه تمام آن را بگيرد و چه قسمتي از آن را، و تفاوتي ندارد كه ناخن را ببرد يا كوتاه كند و يا بكَند، چه با قيچي يا ناخنگير يا چاقو باشد و يا با وسيلهي ديگر.
مسأله 234
اگر ناچار شود ناخن خود را بگيرد ـ مانند زماني كه بخشي از ناخن جدا شود و قسمت باقي مانده موجب آزار شخص باشد ـ اشكال ندارد.
مسأله 235
گرفتن ناخن افراد ديگر اشكال ندارد.
مسأله 236
كفارهي گرفتن ناخن بدين ترتيب است: اگر يك ناخن يا بيشتر را از دست يا پاي خود بگيرد، براي هر ناخن بايد يك مد طعام كفاره دهد. اگر تمام ناخنهاي دست يا پا را كوتاه كند، بايد يك گوسفند كفاره دهد. اگر تمام ناخنهاي دست و پا را در يك نوبت كوتاه كند، بايد يك گوسفند كفاره بدهد و اگر ناخنهاي دست را در يك نوبت و ناخنهاي پا را نيز در نوبت ديگر بگيرد، بايد دو گوسفند كفاره دهد.
مسأله 237
احتياط واجب آن است كه محرم كاري نكند كه خون از بدن او بيرون بيايد.
مسأله 238
تزريق آمپول در حال احرام مانع ندارد، اما اگر موجب بيرون آمدن خون از بدن شود، احتياط واجب آن است كه جز در موارد ضرورت، از آن اجتناب كند.
مسأله 239
احتياط واجب آن است كه از كشيدن دندان ـ اگر موجب بيرون آمدن خون ميشود ـ جز در موارد ضرورت و نياز خودداري كند.
مسأله 240
بيرون آوردن خون از بدن كفاره ندارد، اما مستحب است كه يك گوسفند كفاره دهد.
مسأله 241
فسوق به معناي دروغ گفتن و ناسزا گفتن و فخر فروشي است، بنا بر اين حرمت دروغ و ناسزا در حال احرام بيشتر است، اما فخر فروشي كه در حالت معمول حرام نيست، در حال احرام حرام است.
مسأله 242
فسوق، كفاره ندارد و فقط بايد استغفار كند.
مسأله 243
جدال كردن با ديگران اگر در بردارندهي سوگند به خداوند باشد، براي محرم حرام است، مانند آن كه در مقام منازعه، «لا والله» و «بلي والله» بگويد.
مسأله 244
احتياط واجب آن است كه از قسم خوردن به نامهايي كه ترجمهي واژهي الله به زبانهاي ديگر است ـ مانند كلمهي خدا در زبان فارسي ـ اجتناب كند. همچنين بنا بر احتياط واجب، بايد از قسم خوردن به نامهاي ديگر خداوند مانند رحمن، رحيم، قادر، متعال و... در حال منازعه خودداري نمايد.
مسأله 245
قسم خوردن به ديگر مقدسات (بهجز خداوند متعال) جزء محرمات احرام نيست.
مسأله 246
اگر سوگند راست بر زبان آورد، در مرتبهي اول و دوم فقط بايد استغفار كند و كفارهاي بر عهدهاش نيست، اما اگر بيش از دو بار چنين كند، بايد يك گوسفند كفاره بدهد.
مسأله 247
اگر سوگند دروغ ياد كند، در مرتبهي اول و دوم بايد يك گوسفند كفاره دهد، و احوط آن است كه در مرتبهي دوم، دو گوسفند بدهد، اما اگر بيش از دو بار چنين كند، در مرتبههاي بعد بايد يك گاو كفاره بدهد.
مسأله 248
بنا بر احوط، كشتن شپش بدن در حال احرام جايز نيست و در مورد ديگر انواع حشرات مانند كك نيز چنين است.
مسأله 249
قطع كردن و بريدن و شكستن درختان و گياهان روييده در حرم، بر محرم و غير محرم حرام است.
مسأله 250
گياهاني كه بر اثر راه رفتن كنده ميشوند و يا به عنوان علوفهي حيوانات از آن استفاده ميشود، از اين حكم مستثني است.
مسأله 251
كندن گياه و بوته هاي خشك حرم كفاره ندارد ولي واجب است استغفار كند، اما اگر درختي را كه بريدن آن حرام است، ببرد، بنا بر احتياط واجب بايد يك گاو كفاره بدهد.
مسأله 252
حمل سلاح براي محرم جايز نيست.
مسأله 253
اگر براي حفظ جان خود و ديگران نياز به حمل سلاح داشته باشد، حمل آن جايز است.
مسأله 254
شكار حيوان صحرايي در حال احرام حرام است، مگر آن که از آزار آن بيمناک باشد. شکار پرندگان و ملخ نيز حرام است.
مسأله 255
خوردن گوشت شکار بر محرم حرام است، چه آن را خودش شکار کرده باشد يا ديگري، و خواه شکار کننده محرم باشد يا نباشد.
مسأله 256
صيد حيوانات دريايي مانند ماهي و خوردن آن براي محرم اشکال ندارد.
مسأله 257
ذبح و خوردن گوشت حيوانات اهلي مانند گوسفند و مرغ و مانند آنها براي محرم اشکال ندارد.
مسأله 258
شکار کردن در محدودهي حرم جايز نيست، خواه محرم باشد يا نباشد.
تذکر:
احکام مربوط به شکار و کفارهي آن بسيار مفصل است، اما از آنجا که در حال حاضر مورد ابتلا نيست، از بيان آن صرف نظر ميکنيم.
مسأله 259
در حال احرام، آميزش جنسي و هرگونه لذت و تمتّع از زن مانند بوسيدن، لمس كردن و نگاه همراه با شهوت حرام است.
مسأله 260
نگاه کردن زن و شوهر به يکديگر و نيز لمسکردن دست يکديگر اگر از روي شهوت نباشد، اشکال ندارد.
مسأله 261
محارم انسان مانند پدر و مادر و برادر و خواهر و عمو و عمه و مانند آنها، در حال احرام نيز به او مَحرم هستند و نظر به آنان بدون قصد ريبه اشكال ندارد.
مسأله 262
کفارهي آميزش با همسر، يک شتر است و در برخي موارد اين كار موجب بطلان حج ميشود که تفصيل آن در کتب فقهي بيان شده است.
مسأله 263
هر يک از تمتّعات ديگر نيز کفارهاي دارد که در کتب فقهي به تفصيل بيان شده است.
مسأله 264
بر مُحرم جايز نيست كه در حال احرام زني را براي خود يا ديگري عقد كند، هرچند آن شخص ديگر در حال احرام نباشد و چنين عقدي باطل است.
مسأله 265
در حرمت اجراي عقد، تفاوتي ميان عقد دائم و موقت وجود ندارد.
مسأله 266
استمنا در حال احرام، حرام است و حکم آن همانند حکم جماع است، و مراد از آن انجام کاري است که موجب خروج مني شود.
مسأله 267
اگر يکي از محرمات احرام را سهواً و يا از روي غفلت مرتکب شود، کفاره بر او واجب نيست؛ جز در مورد شکار کردن که در هر حال کفاره دارد.
مسأله 268
محل ذبح كفارهى صيد در عمره، مكّهي مكرّمه، و در حج، مِني است. و احتياط آن است كه در كفارات ديگر نيز به همين صورت عمل كند، اما اگر در مكّهي مكرّمه يا در مِني ذبح نكند و پس از بازگشت از حج، در وطن خود يا در مكان ديگر ذبح نمايد، كفايت ميكند.
مسأله 269
کسيکه کفاره بر او واجبشده، نبايد از گوشت آن بخورد، اما خوردن گوشت قرباني واجب يا مستحب و يا نذري اشکال ندارد.
مسأله 270
كفّارهى محرّمات احرام بايد به فقرا داده شود.
مسأله 271
پس از محرم شدن در ميقات، حجاج براي انجام ساير اعمال عمره، به سوي مکه حرکت ميکنن
مسأله 272
پيش از ورود به شهر مکه، محدودهي حرم آغاز ميشود و ورود به حرم و نيز ورود به مکه و مسجدالحرام، ادعيه و آداب فراوان دارد که برخي از آنها را در اينجا ذکر ميکنيم. کسي که بخواهد به ساير اعمال و مستحبات عمل کند، به کتب مفصّلي که در اينباره وجود دارد، مراجعه نمايد.
مسأله 273
مستحب است هنگام ورود به محدودهي حرم اين دعا را بخواند: «اَللّهُمَّ اِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتابِكَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ: (وَ أَذِّنْ فِي النّاسِ بِالْحَجِّ يَأتُوكَ رِجالاً وَ عَلي كُلِّ ضامِرٍ يَاْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَميق). اَلّلهُمَّ اِنّي اَرْجُو اَنْ اَكُونَ مِمَّنْ اَجابَ دَعْوتَكَ، وَقَدْ جِئْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعيدَةٍ وَ فَجٍّ عَميق، سامِعاً لِنِدائِكَ، وَ مُستَجيباً لَكَ، مُطيعاً لاَِمْرِكَ وَ كُلُّ ذِلكَ بِفَضْلِكَ عَلَي وَاِحْسانِكَ إلَي، فَلَكَ الْحَمْدُ عَلي ما وَفَّقْتَنِي لَهُ، أبْتَغِي بِذلِكَ الزُّلْفَةَ عِنْدَكَ، وَالْقُرْبَةَ إلَيْكَ، وَالْمَنْزِلَةَ لَدَيْكَ، وَالْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِي، وَالتَّوْبَةَ عَلَي مِنْهَا بِمَنِّكَ، اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ حَرِّمْ بَدَنِي عَلَي النَّارِ، وَ آمِنِّي مِنْ عَذابِكَ وَ عِقابِكَ، بِرَحْمَتِكَ يَا أرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».
مسأله 274
مستحبات ورود به مسجدالحرام عبارتنداز: 1ـ غسل كردن براي ورود به مسجدالحرام. 2ـ خواندن ادعيهي مخصوص ورود به مسجدالحرام.
مسأله 275
دومين عمل واجب عمره، طواف است. كسي كه به قصد عمرهى تمتع احرام ميبندد و براي انجام ساير اعمال عمره وارد مكّهي مكرّمه ميشود، اولين عملي كه بايد انجام دهد هفت دور طواف دور كعبهى معظّمه است.
مسأله 276
شرايط صحت طواف چند چيز است: 1ـ نيت 2ـ طهارت از حدث اكبر و اصغر 3ـ طهارت از نجاست 4ـ ختنه بودن براي مردان 5 ـ پوشاندن عورت 6 ـ غصبي نبودن جامهي طواف 7 ـ موالات
مسأله 277
نيت يعني بايد طواف عمره يا حج را به قصد «قربة الي الله» بهجا آورد. بنا بر اين اگر طواف را ـ حتي در بعضي از شوطها ـ بدون نيّت انجام دهد، مُجزي نيست.
مسأله 278
در نيت، قصد قربت و اخلاص براي خداوند تعالي شرط است. بنابراين بايد عمل را به قصد اطاعت امر الهي انجام دهد، و اگر آن را به قصد ريا بهجا آورد، معصيت كرده و عمل او باطل است.
مسأله 279
در نيت طواف بايد تعيين كند كه طواف عمرهى مفرده است يا طواف عمرهى تمتع. طواف حَجّةالاسلام است يا حج نذري يا حج استحبابي. و در صورتي كه طواف را به نيابت از ديگري بهجا ميآورد، آن را نيز قصد كند.
مسأله 280
لازم نيست نيت طواف را بر زبان جاري كند و يا از دل بگذراند، بلكه همين اندازه كه قصد انجام عمل را دارد كافي است.
مسأله 281
شايسته است كه در حال طواف، همواره خشوع و حضور قلب داشته و به ذکر خدا مشغول باشد و ادعيهي وارده را قرائت کند.
مسأله 282
در همهى اقسام طواف واجب بايد طواف کننده از جنابت و حيض و نفاس پاک باشد و وضو هم داشته باشد.
تذكر:
طواف واجب، طوافي است كه بخشي از اعمال عمره و حج به شمار ميآيد، بنا بر اين طواف حج و عمرهي مستحبي نيز طواف واجب محسوب ميشوند.
مسأله 283
اگر شخصي كه حدث اكبر يا اصغر از او سر زده، طواف واجب بهجا آورد ، طواف او باطل است و بايد طواف و نماز آن را تكرار كند، هرچند از روي ناآگاهي يا فراموشي باشد و يا بعد از اتمام اعمال عمره يا حج متوجه عدم طهارت خود شده باشد.
مسأله 284
طهارت از حدث اصغر در طواف مستحب شرط نيست، ولي براي نماز آن بايد طهارت داشته باشد. ليكن كسي كه جنب يا حايض يا در حال نفاس است علاوه بر آنكه دخول در مسجدالحرام بر او حرام است، طواف او بنا بر احتياط واجب صحيح نيست. تذکر: طواف مستحب، طوافي است که جدا از اعمال عمره و حج انجام ميشود، خواه به نيت خود، آن را بهجا آورد و يا به نيابت از ديگران؛ و اين عمل از مستحبات مکهي مکرّمه است و مستحب است که هرچه بتواند، طواف کند و اين عمل موجب اجر و پاداش خواهد بود.
مسأله 285
اگر هنگام طواف كردن حدث اصغر عارض شود، دو حالت دارد: 1ـ در صورتي كه حدث اصغر پيش از تمام شدن نصف دور چهارم، يعني قبل از رسيدن به مقابل ركن سوم كعبه عارض شود، واجب است طواف را قطع كند و بعد از طهارت آن را اعاده نمايد. 2ـ در صورتي كه بعد از نصف دور چهارم عارض شود، بايد طواف را قطع كند و بعد از طهارت، آن را از همانجا ادامه دهد، به شرطي كه مُوالات عرفي به هم نخورد، اما اگر مُوالات عرفي از بين رفته باشد، بايد پس از وضو، بنا بر احتياط طواف قبلي را به نيت اتمام، كامل كند و يك طواف كامل جديد نيز بهجا آورد؛ و ميتواند به جاي آن يك طواف كامل به قصد اتمام طواف ناقص گذشته يا طواف مستقل جديد بهجا آورد، همچنين ميتواند آن طواف را به طور كلّي رها كرده و بعد از طهارت، طواف را دوباره از سر بگيرد.
مسأله 286
اگر در اثناي طواف حدث اكبر بر او عارض شود، واجب است فوراً از مسجدالحرام خارج گردد. در اين صورت اگر پيش از اتمام نصف دور چهارم باشد، طواف او باطل است و بايد آن را بعد از غسل اعاده كند. و اگر بعد از اتمام نصف دور چهارم باشد، بايد بعد از غسل طواف را از همانجا كه قطع كرده تمام كند، مشروط بر اينكه مُوالات عرفي به هم نخورده باشد. و اگر مُوالات عرفي از بين رفته باشد، احوط آن است كه همان طواف را تمام كرده و دوباره آن را انجام دهد. و همچنين ميتواند يك طواف كامل به قصد اعم از اتمام و تمام بهجا آورد، و نيز ميتواند طواف قبلي را رها کند و بعد از غسل، طواف جديدي انجام دهد.
مسأله 287
كسي كه از وضو گرفتن و غسل كردن معذور است، بايد به جاى وضو و غسل تيمم كند.
مسأله 288
اگر به سبب عذر نتواند وضو بگيرد يا اگر غسل بر او واجب است نتواند غسل كند، چنانچه بداند تا پيش از پايان وقت طواف عذرش برطرف ميشود؛ مانند بيماري که بداند تا پايان فرصت بهبود مييابد بايد تا هنگام برطرف شدن عذر صبر کند و سپس وضو بگيرد يا غسل كند؛ و احوط آن است که اگر اميد دارد که عذرش از وضو يا غسل مرتفع شود صبر کند تا وقت تنگ شود، يا از برطرف شدن عذر خود مأيوس گردد و آنگاه تيمم کند و طواف بهجا آورد.
مسأله 289
كسي كه وظيفه او تيمم يا وضوي جبيره است، اگر بر اثر جهل به حكم، طواف يا نماز طواف را بدون طهارت انجام دهد، واجب است در صورت امكان خودش آنها را اعاده نمايد و اگر ممكن نيست، نايب بگيرد.
مسأله 290
اگر زن بعد از مُحرمشدن براي عمره مفرده، حايض شود و نتواند منتظر بماند تا از حيض پاك شود و غسل كند و اعمال عمرهى مفرده را بهجا آورد، بايد براي طواف و نماز آن نايب بگيرد، ولي سعي و تقصير را خودش انجام دهد، و با انجام اين اعمال از احرام خارج ميشود. و چنانچه با حالت حيض محرم شده باشد نيز همين حكم را دارد، ولي اگر زن در حال حيض محرم به عمرهى تمتع شد، يا بعد از احرام عمرهى تمتع حايض شد، و متمكّن از منتظر ماندن تا پاك شدن و انجام طواف عمره و نماز آن نباشد، براي او حكم ديگري است كه در سابق(1) گفته شد. **1- مسأله 21 **
مسأله 291
در اعمال عمره، داشتن وضو فقط براي بهجا آوردن طواف و نماز آن واجب است و براي انجام اعمال ديگر عمره، لازم نيست وضو داشته باشد، هرچند داشتن وضو در همه حال افضل است.
مسأله 292
اگر شك كند كه طهارت دارد، وظيفهاش در حالات مختلف بدين ترتيب است: 1 ـ اگر پيش از شروع طواف شك كند كه وضو دارد يا نه، بايد وضو بگيرد. 2 ـ اگر قبلاً غسل بر او واجب بوده و پيش از شروع طواف شك كند كه غسل كرده يا نه، بايد غسل كند. 3 ـ اگر وضو داشته و شك دارد كه وضويش باطل شده يا نه، لازم نيست وضو بگيرد. 4 ـ اگر قبلاً از جنابت پاك بوده و شك كند كه جنب شده يا نه؛ يا زن شك كند كه حايض شده يا نه، غسل بر آنان واجب نيست. 5 ـ اگر كسي بعد از تمام شدن طواف و پيش از بجا آوردن نماز آن شك كند كه طهارت داشته يا خير، نسبت به طواف به شك خود اعتنا نكند، ولي براي نماز طواف بايد طهارت تحصيل كند. 6 ـ اگر طواف را در حال طهارت آغاز كند و سپس در حين طواف شك كند كه حدث از او سر زده و وضويش باطل شده يا نه، به شك خود اعتنا نكند و بنا را بر طهارت بگذارد. 7 ـ اگر كسي در هنگام طواف شك كند كه در هنگام شروع طواف، وضو داشته يا خير، اگر پيش از آن وضو داشته، بنا را بر آن بگذارد و به شك خود اعتنا نكند و طوافش صحيح است. اما اگر وضو نداشته يا شك دارد كه وضو داشته يا نه، بايد تحصيل طهارت نموده و طواف را اعاده كند. 8 ـ اگر غسل بر او واجب بوده و هنگام طواف شك كند كه غسل كرده يا نه، بايد فوراً از مسجد خارج شود و غسل كند و سپس طواف را اعاده نمايد.
مسأله 293
در حال طواف بايد بدن و لباس از خون پاك باشند و بنا بر احتياط واجب، بايد از ساير نجاسات نيز پاك باشند، اما پاك بودن جوراب و دستمال و انگشتر و مانند آنها شرط نيست.
مسأله 294
خوني كه از يك درهم كمتر باشد؛ و نيز خون جراحتها و زخمها كه موجب بطلان نماز نميشود، به صحت طواف نيز خللي وارد نميكند.
مسأله 295
اگر بدنش نجس باشد و بتواند طواف را به تأخير اندازد تا بدن را از نجاست تطهير كند، بايد چنين كند، البته تا هنگامي كه وقت تنگ نشود.
مسأله 296
اگر در پاكبودن بدن يا لباس خود شك كند، طواف در آن حال جايز و صحيح است، اما اگر بداند كه بدن يا لباسش قبلاً نجس بوده و شك كند كه آنها را تطهير كرده يا نه، طواف كردن با آنها جايز نيست.
مسأله 297
اگر پس از پايان طواف بفهمد بدن يا لباسش نجس بوده، طوافش صحيح است.
مسأله 298
اگر در حين طواف، نجاستي به بدن يا لباس او عارض شود، مثلاً بر اثر ازدحام، جراحتي در پايش پديد آيد، چنانچه بدون قطع طواف نتواند آن را تطهير كند، واجب است طواف را قطع كند و بدن يا لباسش را تطهير كند و بلافاصله بازگردد و اگر موالات از بين نرفته طواف را از جايي كه قطع كرده، ادامه دهد و طوافش صحيح است.
مسأله 299
اگر در حال طواف، در بدن يا لباس خود نجاستي ببيند و نداند كه آيا پيش از شروع طواف وجود داشته يا در حين طواف پديد آمده، بايد مانند مسألهي قبل عمل كند.
مسأله 300
اگر در حال طواف دريابد كه بدن يا لباسش نجس است و يقين كند آن نجاست پيش از شروع طواف وجود داشته، همانند مسألهي قبل (298) عمل كند.
مسأله 301
اگر كسي نجاست بدن يا لباسش را فراموش كند و در حين طواف به ياد آورد، حكم او همانند مسألهي قبل (298) است.
مسأله 302
اگر كسي نجاست بدن يا لباسش را فراموش كند و با همان حال طواف كند و بعد از انجام طواف به ياد بياورد، طوافش صحيح است، اما اگر نماز طواف را نيز با همان بدن يا لباس نجس بهجا آورده، بايد نماز را پس از تطهير اعاده نمايد؛ و احتياط مستحب آن است كه پس از تطهير، طواف را نيز تكرار كند.
مسأله 303
ختنه بودن شرط صحّت طواف مردان است و براي زنان شرط نيست. بنابراين طواف مردي كه ختنه نشده، باطل است؛ چه بالغ باشد و چه غير بالغ.
مسأله 304
بنا بر احتياط واجب، پوشاندن عورت در طواف شرط است.
مسأله 305
اگر زن هنگام طواف مقداري از موهاي سر يا جاهاي ديگر بدن خود را كه بايد پوشيده باشد نپوشاند، طواف او صحيح است، اگر چه مرتكب گناه شده است.
مسأله 306
از شرايط صحت طواف آن است كه جامهاش غصبي نباشد، پس اگر با لباس غصبي طواف كند، بنا بر احتياط واجب طوافش باطل است.
مسأله 307
بنابر احتياط واجب، بايد ميان اجزاى طواف، موالات عرفي وجود داشته باشد، يعنى ميان دورهاي طواف به اندازهاي فاصله نباشد كه آن را از شكل طواف واحد خارج كند، البته اگر بعد از نصف طواف (سه و نيم دور)، آن را براي اقامهي نماز و مانند آن قطع كند، اشكال ندارد.
مسأله 308
اگر طواف واجب را پس از انجام نيمي از طواف براي اقامهي نماز واجب قطع كند، پس از نماز ادامهي آن را انجام داده و هفت دور را كامل ميكند، و اگر پيش از اتمام نصف طواف چنين كند، در صورتي كه فاصلهي زيادي ايجاد شود، احتياط آن است كه طواف را از ابتدا انجام دهد، ولي اگر فاصلهي زياد حاصل نشده باشد، عدم وجوب رعايت احتياط در اين مورد، بعيد نيست، اما رعايت احتياط در هر حال پسنديده است. در اين مورد، تفاوتي ندارد كه نماز جماعت باشد يا فرادى؛ و وقت نماز تنگ باشد يا نباشد.
مسأله 309
قطع طواف مستحبي و حتي طواف واجب، جايز است؛ هرچند احوط آن است كه طواف واجب را به اندازهاي كه عرفاً موالات از ميان برود، قطع نكند.
مسأله 310
واجبات طواف هفت چيز است: اول: شروع کردن طواف از حَجَرالاَسود دوم: پايان دادن هر دور از طواف به حَجَرالاَسود سوم: طواف کردن از سمت چپ چهارم: طواف کردن از بيرون حَجَر اسماعيل(عليه السلام) پنجم: بيرون بودن طواف از کعبه معظّمه و شاذروان ششم: بنابر مشهور واقع شدن طواف در فاصله ميان کعبه معظّمه و مقام ابراهيم(عليه السلام) هفتم: هفت دور بودن طواف
مسأله 311
واجب است طواف را از حَجَرالاَسود آغاز كند، بهگونهاي كه شروع طواف از مُحاذات حَجَر باشد، اما لازم نيست كه از ابتداي حَجَر آغاز كند و تمام بدنش از برابر همهي قسمتهاي حَجَرالاَسود عبور كند، بلكه همين كه عرفاً، شروع از ابتداي حَجَر صدق كند، كافي است، بنا بر اين ميتواند طواف را از مُحاذات هر نقطه از آن آغاز كند، اما بايد طواف را در همان نقطه كه آغاز كرده، پايان دهد، مثلاً اگر از وسط حَجَرالاَسود آغاز كرده، بايد به وسط نيز ختم كند؛ و مانعى ندارد از باب احتياط اندكى زودتر وارد مسير طواف شود، با اين نيّت كه طواف او از مقابل حَجَرالاَسود باشد.
مسأله 312
واجب نيست در پايان هر دور، مقابل حَجَرالاَسود بايستد و سپس دور بعدي را آغاز كند، بلكه همين كه هفت دور را بدون توقف طي كند و دور هفتم را در نقطهاي كه آغاز كرده، پايان دهد، كفايت ميكند، و البته ميتواند اندكي بيش از اين مقدار با نيت احتياط طي نمايد تا يقين كند كه در همان نقطهي آغاز، طواف را پايان داده است.
مسأله 313
در طواف بايد مثل همهي مسلمانان كه طواف ميكنند، بدون دقتهاي وسواسگونه، از مقابل حَجَرالاَسود طواف را آغاز كند و لازم نيست در هر دور، مقابل حَجَرالاَسود بايستد
مسأله 314
واجب است طواف كردن از سمت چپ، بهگونهاي كه هنگام طواف، كعبه در سمت چپ او باشد و مراد از آن، تعيين جهت حركت است.
مسأله 315
معيار آنكه كعبه در سمت چپ قرارگيرد، مصداق عرفي آن است، نه معيار دقيق عقلي، پس اگر هنگام عبور از حِجراسماعيل(عليه السلام) و چهار گوشه كعبه، اندكي منحرف شود، طواف او صحيح است و نيازي نيست در چنين حالتي شانههاي خود را كج كند تا کعبه در سمت چپ او قرار گيرد.
مسأله 316
اگر بخشي از مسير طواف را بر خلاف حالت متعارف طي كند، مثلاً براي بوسيدن كعبه در هنگام طواف، به سوي آن رو كند، يا بر اثر ازدحام جمعيت، ناخواسته رو يا پشت به سوي آن كند و يا كعبه را در سمت راست خود قرار دهد، طوافش صحيح نيست و بايد مقداري را كه در اين حالت طي كرده اعاده نمايد.
مسأله 317
واجب است طواف كردن از بيرون حَجَر اسماعيل(عليه السلام)، بهگونهاي كه هنگام طواف، حَجَر اسماعيل در داخل دايرهي طواف قرار گيرد.
مسأله 318
اگر از داخل حَجَر اسماعيل(عليه السلام) طواف كند و يا از روي ديوار آن بگذرد، طوافش باطل است و بايد آن را اعاده كند، و اگر در يكي از دورهاي طواف از داخل حَجَر بگذرد، فقط همان دور باطل است.
مسأله 319
اگر عمداً از داخل حَجَر طواف كند، همانند كسي است كه طواف را عمداً ترك كرده است؛ و اگر سهواً طواف را از داخل حَجَر اسماعيل انجام داده، مثل كسي است كه طواف را سهواً ترك كرده، كه احكام آن خواهد آمد.
مسأله 320
واجب است خارج از كعبهي معظّمه و بيرون از پايههاي ديوارهي كعبه كه به آن شاذروان ميگويند، طواف كند.
مسأله 321
دست گذاردن بر ديوار حَجَر اسماعيل(عليه السلام) و ديوار كعبه در هنگام طواف مانعي ندارد.
مسأله 322
بنا بر مشهور، طواف بايد در فاصلهي ميان كعبه و مقام ابراهيم (عليه السلام)؛ و در جهتهاي ديگر نيز در همين فاصله انجام شود، اما اقوي آن است كه طواف كردن در اين فاصله شرط نيست و ميتواند در خارج از اين فاصله و در ساير بخشهاي مسجدالحرام نيز طواف كند، به ويژه هنگامي كه ازدحام شديد مانع از طواف در آن فاصله باشد، البته بهتر است در صورت عدم ازدحام، در فاصلهي مذكور طواف كند.
مسأله 323
بعيد نيست كه طواف كردن در فضاي واقع ميان زمين مسجدالحرام تا مُحاذات ديوار كعبهي معظّمه به نحوي كه صدق كند دور كعبه طواف كرده، صحيح باشد، هرچند خلاف احتياط است.
مسأله 324
هرگاه به هر جهت نتواند در صحن مسجدالحرام طواف كند، و ناچار باشد طواف را در طبقهى دوم انجام دهد، به احتياط واجب بايد چنين شخصي خودش در طبقهي دوم طواف كند و كسي را هم نايب بگيرد كه براي او در صحن مسجد طواف كند، و نماز را هم خودش در طبقهى دوم، و نايبش در صحن مسجد بخواند، و اگر خودش بتواند در صحن مسجد نماز بخواند همان نماز او كفايت ميكند.
مسأله 325
واجب است كه هفت دور طواف كند.
مسأله 326
طواف از اركان عمره است و اگر عمداً تا زمان از دست رفتن فرصت ترك كند، عمرهاش باطل ميشود و تفاوتي ندارد كه از حكم اين مسأله آگاه باشد يا نباشد.
مسأله 327
لازم نيست به محض ورود به مكه، طواف را بهجا آورد، بلكه ميتواند تا زماني كه وقت وقوف اختياري در عرفات تنگ نشده، آن را به تأخير اندازد. (زمان وقوف اختياري در عرفات از ظهر روز نهم ذيحجه تا غروب شرعى است.) به گونهاي كه بتواند پس از انجام طواف و اعمال پس از آن، و احرام براي حج وقوف در عرفات را درك كند.
مسأله 328
اگر عمرهي شخص باطل شود ـ مانند حالتي كه ذكر شد و حالتهاي ديگري كه بيان خواهيم كرد ـ بنا بر احتياط، بايد حج خود را از تمتع به حج اِفراد تبديل كند و بعد از آن عمرهي مفرده بهجا آورد و سپس در سال بعد، عمره و حج تمتع را اگر بر او واجب بوده بهجا آورد.
مسأله 329
اگر طواف را فراموش كند و پيش از فوت وقت به ياد آورد، بايد طواف و نماز طواف را بهجا آورد و سپس سعي انجام دهد.
مسأله 330
اگر طواف را فراموش كند وبعد از فوت وقت بهياد آورد، بايد در هر فرصت ممكن قضاي طواف و نماز را بهجا آورد، اما اگر پس از بازگشت به وطن خود آن را به ياد آورد، اگر بتواند بدون مشقت و دشواري باز گردد، واجب است كه چنين كند، در غير اين صورت بايد نايب بگيرد، اما پس از قضاي طواف و نماز طواف، بهجا آوردن سعي واجب نيست.
مسأله 331
كسي كه عمداً يا از روي فراموشي طواف را ترك كند و نيز كسي كه سهواً بخشي از طواف را انجام نداده باشد، تا زماني كه خود يا نايبش طواف را بهجا نياورده، چيزهايي كه حلال شدنش مشروط به انجام طواف بوده بر او حلال نميگردد.
مسأله 332
كسي كه بر اثر بيماري يا شكستگي و مانند آن، حتي با كمك ديگران نتواند پيش از فوت وقت طواف كند، بايد در صورت امكان او را در حال حمل طواف دهند و در غير اين صورت بايد نايب بگيرد.
مسأله 333
اگر پس از انجام طواف و بازگشتن ـ يعني خارج شدن از مطاف ـ در تعداد دورهاي طواف شك نمايد، نبايد به شك خود اعتنا كند، بلكه بنا را بر صحت بگذارد، ولي اگر در اثناي طواف، در تعداد اشواطي كه انجام داده شك كند، و نداند كه در دور هفتم يا كمتر است، طوافش باطل است و بايد اعاده كند.
مسأله 334
سومين واجب از واجبات عمره، نماز طواف است.
مسأله 335
واجب است بعد از طواف، دو ركعت نماز بهجا آورد، و ميتواند آن را به صداي بلند (جَهر) يا آهسته (اِخفات) بخواند، و لازم است كه همانند طواف، در نيت، نوع آن را ذكر كند و آن را با اخلاص و قصد قربت بهجا آورد.
مسأله 336
نبايد ميان طواف و نماز آن فاصله ايجاد شود، و معيار تشخيص ايجاد فاصله يا عدم آن عرف است.
مسأله 337
نماز طواف مانند نماز صبح است و ميتواند در آن، بعد از حمد هر يك از سورههاي قرآن (بهجز چهار سورهي داراي سجدهي واجب) را قرائت كند و مستحب است كه در ركعت اول پس از حمد، سورهي توحيد؛ و در ركعت دوم سورهي كافرون را بخواند.
مسأله 338
واجب است نماز طواف پشت مقام ابراهيم و در صورت عدم ايجاد زحمت براي ديگران نزديك به مقام اقامه شود؛ و در صورتي كه اين امر ميسر نشود، ميتواند آن را در مسجدالحرام، پشت مقام و با فاصله از آن، بهجا آورد.
مسأله 339
اگر نماز طواف را عمداً ترك كند تا وقت تدارك آن بگذرد، حجش باطل است، اما اگر سهواً ترك نمايد، پس اگر پيش از خروج از مكه به ياد آورد و برگشت به مسجدالحرام براي او حرجي نباشد، بايد [براي انجام نماز طواف] برگردد به مسجدالحرام و اگر پس از خروج از مكّهي مكرّمه بيادش آمد كه نماز طواف را نخوانده است، بايد آن را در همان محلي كه به ياد آورده بخواند.
مسأله 340
در مسألهي قبل، كسي كه مسأله را نميداند، چه قاصر باشد و چه مقصر، در حكم كسي است كه آن را فراموش كرده باشد.
مسأله 341
اگر در هنگام سعي بين صفا و مروه به ياد آورد كه نماز طواف را فراموش كرده، بايد سعي را قطع كند و نماز را در محل آن بهجا آورد، سپس باز گردد و سعي را از همان جايي كه قطع كرده بود، ادامه دهد.
مسأله 343
جايز بودن اقامهي نماز طواف به جماعت معلوم نيست.
مسأله 344
بر هر فرد مكلف، به ويژه كسي كه ميخواهد حج بهجا آورد، لازم است نماز صحيح را فرا گيرد تا تكليف خود را به درستي به انجام رساند.
مسأله 345
چهارمين واجب از واجبات عمره، سعي است.
مسأله 346
واجب است پس از طواف و خواندن دو ركعت نماز طواف، ميان صفا و مروه سعي كند. سعي عبارت است از راه پيمودن ميان آن دو، به گونهاي كه دور اول را از صفا شروع كند و در مروه پايان دهد و دور دوم را از مروه تا صفا طي كند و به همين صورت هفت دور را بپيمايد و در مروه به پايان برد، بنا بر اين آغاز سعي از مروه و پايان دادن آن در صفا صحيح نيست.
مسأله 347
براي انجام سعي بايد نيت كند. در نيت سعي نيز مانند نيت احرام، بايد نوع عمل تعيين شود و با قصد قربت و اخلاص همراه باشد.
مسأله 348
براي انجام سعي، داشتن وضو و طهارت از جنابت و حيض لازم نيست.
مسأله 349
سعي بايد پس از طواف و نماز آن انجام شود و انجام آن پيش از طواف صحيح نيست.
مسأله 350
به تأخير انداختن سعي پس از طواف و نماز طواف تا روز بعد از آن جايز نيست، اما تأخير در انجام آن تا شبِ همان روز مانعي ندارد.
مسأله 351
در هر دور، بايد تمام فاصلهي ميان صفا و مروه را بپيمايد، اما بالا رفتن از بلندي صفا و مروه لازم نيست.
مسأله 352
در زمان انجام سعي، هنگام رفتن به سوي مروه بايد رو به سوي مروه؛ و در هنگام رفتن به سوي صفا بايد رو به سوي آن داشته باشد و اگر در حال رفتن به طرف صفا يا مروه پشت به آن كرده، عقب عقب برود، سعي او صحيح نيست، اما گرداندن صورت به چپ يا راست يا به پشت سر مانعي ندارد.
مسأله 353
سعي بايد در مسير متعارف آن انجام شود.
مسأله 354
انجام سعي در طبقهي دوم مَسعي صحيح نيست، مگر آنكه برايش محرز باشد كه طبقهي دوم، ميان دو كوه واقع است نه بالاتر از آن، و كسي كه نميتواند در طبقهي همكف سعي كند، بايد براي خود نايب بگيرد، و سعيش در طبقهي دوم صحيح و مجزي نيست.
مسأله 355
در هنگام انجام سعي، نشستن و خوابيدن در فاصلهي ميان صفا و مروه براي استراحت، حتي بدون عذر، جايز است.
مسأله 356
در صورت توانايي، هركس بايد سعي را شخصاً انجام دهد و انجام سعي به صورت پياده يا سواره اشكال ندارد، ولي پياده راه رفتن افضل است، و اگر راه رفتن بر وي متعذّر باشد، بايد از ديگران كمك بگيرد تا او را با كول كردن يا به نحو ديگر سعي دهند، و اگر آن هم برايش متعذر بود، بايد نايب بگيرد.
مسأله 357
سعي نيز همانند طواف، ركن است و حكم ترك آن، عمداً يا سهواً، همانند ترك طواف است كه پيشتر بدان اشاره شد.
مسأله 358
اگر سعي را فراموش كند و از احرام عمره خارج شود و با همسر خود آميزش كند، بايد علاوه بر قضاي سعي، بنا بر احتياط واجب يك گاو كفاره بدهد.
مسأله 359
اگر بهخاطر فراموشى يك دور يا بيشتر بر سعي بيفزايد، سعي او صحيح است و كفارهاي بر او نيست و كسي كه مسأله را نميداند، در حكم كسي است كه آن را فراموش كرده باشد.
مسأله 360
اگر هفت دور اضافه سعي بهجا آورد ـ بدين معنا كه گمان كند هر رفت و برگشت، يك دور به حساب ميآيد ـ سعي او صحيح است و نيازي به تكرار آن نيست. همچنين اگر در حال سعي، به ياد آورد كه بيش از هفت شوط سعي انجام داده، سعي او صحيح است، ولي بايد از زمان يادآوري، بقيهي مقدار اضافه را ادامه ندهد.
مسأله 361
اگر كسي سهواً سعي را ناقص بهجا آورد، پس از به يادآوردن بايد آن را به اتمام برساند، و اگر پس از بازگشت به وطن به ياد آورد، واجب است براي اتمام آن به مكه بازگردد، اما اگر در اين كار عسر و حرجي باشد، ميتواند نايب بگيرد.
مسأله 362
پنجمين واجب از واجبات عمره، تقصير است.
مسأله 363
واجب است پس از انجام سعي، تقصير كند يعنى اندكي از موي سر يا ريش يا سبيل؛ يا كمي از ناخن دست يا پاي خود را كوتاه كند.
مسأله 364
تقصير همانند ديگر اعمال عمره از عبادات است و بايد براي آن نيت كند، به گونهاي كه در مورد نيت احرام بيان شد.
مسأله 365
حلق (تراشيدن سر) براي خارج شدن از احرام عمره تمتع كافي نيست و براي خروج از احرام عمره تمتع، حتماً بايد تقصير كند. بلكه اگر پيش از تقصير، سر خود را عمداً و با علم به مسأله بتراشد، علاوه بر آنكه مجزي نيست بايد يك گوسفند هم كفاره دهد. اما اگر براي عمرهي مفرده مُحرم شده باشد، ميتواند بين تقصير يا حلق، يكي را برگزيند.
مسأله 366
براي خارج شدن از احرام عمرهي تمتع، كَندن مو كافي نيست، بلكه بايد به نحوي كه گفته شد، تقصير كند و اگر به جاي تقصير، موي خود را عمداً و با علم به مسأله بكَند، علاوه بر آنكه مجزي نيست بايد كفارهي ازالهي مو را هم بدهد.
مسأله 367
اگر به علت ندانستن مسأله، به جاي تقصير، موي خود را بكَند، سپس حج بهجا آورد، عمرهاش باطل است و حجي كه بهجا آورده، حج اِفراد خواهد بود. در اين صورت اگر حج واجب بر عهدهاش بوده، بنا بر احتياط واجب بايد بعد از انجام مناسك حج، عمرهي مفرده بهجا آورد، و در سال بعد، عمرهي تمتع و حج را اعاده كند. حكم كسي كه به علت ناآگاهي از مسأله به جاي تقصير، حلق كرده و سپس حج بهجا آورده باشد نيز چنين است.
مسأله 368
لازم نيست بلافاصله پس از سعي، تقصير كند.
مسأله 369
اگر عمداً يا به سبب ندانستن مسأله، تقصير نكند و بدون آن براي حج مُحرم شود، بنا بر اقوي عمرهاش باطل است و حج او به حج اِفراد تبديل ميشود، و بنا بر احتياط واجب بايد پس از حج، عمرهي مفرده بهجا آورد، و اگر حجّ او حجّ واجب بوده بايد در سال بعد، عمره و حج بهجا آورد.
مسأله 370
اگر سهواً تقصير نكند و براي حج مُحرم شود، احرامش صحيح است و عمره و حج او نيز صحيح خواهد بود و كفارهاي بر او واجب نيست، البته مستحب است كه يك گوسفند كفاره دهد، بلكه احوط آن است كه دادن كفاره را ترك نكند.0
مسأله 371
پس از تقصير و خارج شدن از احرامِ عمرهي تمتع، همهي مُحرّمات احرام، حتي زن بر او حلال ميگردد.
مسأله 372
در عمرهي تمتع، طواف نساء واجب نيست، هرچند احوط آن است كه طواف نساء و نماز آن را به اميد ثواب قبل از تقصير بهجا آورد، اما اگر به نيت عمره مفرده مُحرم شده باشد، پس از تقصير يا حلق در صورتي زن بر او حلال ميشود كه طواف نساء و نماز آن را نيز بهجا آورد، كه احكام و نحوهي انجام آن با طواف عمره ـ كه پيشتر بيان شد ـ تفاوت ندارد.
مسأله 373
بنا بر ظاهر، براي هر عمرهي مفرده و هر حج، بايد يك طواف نساء جداگانه بهجا آورد، مثلاً چنانچه دو عمرهي مفرده يا يك حج و يك عمرهي مفرده انجام داده باشد، براي حلال شدن زن بر او گرچه بعيد نيست يك طواف نساء كافي باشد، ولي براي تكميل اعمال، بايد براي هريك از دو عمره يا يك عمره و يك حج، يك طواف نساء جداگانه بهجا آورد.
اعمال حج
مناسک حج
مسأله 374
ـ نخستين واجب از واجبات حج، احرام است. احرام حج، از نظر كيفيت، شرايط، مُحرّمات، احكام و كفارات، مثل احرام عمره است، تنها نيت آن متفاوت است و بايد به نيت انجام اعمال حج مُحرم شود. تمام اموري كه در احرام عمره ذكر شد، در احرام حج نيز معتبر است. احرام با نيت آغاز ميشود و زماني كه شخص نيت كند و لبيك بگويد، مُحرم است. البته احرام حج ويژگيهايي دارد كه در مسائل آتى به بيان آنها خواهيم پرداخت.
مسأله 375
ميقات احرام حج تمتع، مكّهي مكرّمه است، و بهتر است براي حج تمتع از مسجدالحرام مُحرم شود. محرم شدن در همه جاي مكه، حتي بافت جديد شهر، صحيح است، اما احوط آن است كه در مناطق قديمي آن مُحرم شود، و اگر شك كند كه محلي جزء شهر است يا نه، مُحرم شدن در آن محل صحيح نيست.
مسأله 376
لازم است زماني مُحرم شود، که بتواند وقوف اختياري در عرفات را درك كند. بهترين زمان احرام بستن، هنگام زوال (ظهر) روز ترويه (هشتم ذيحجه) است و مُحرم شدن پيش از آن نيز جايز است، به خصوص براي سالمندان و بيماراني كه از ازدحام و شلوغي هراسانند، چنان كه پيشتر گفته شد(1) كساني كه ميخواهند پس از انجام عمره بنا به ضرورت از مكه خارج شوند نيز ميتوانند پيش از زمان ياد شده مُحرم شوند. 1. مسأله 121.
مسأله 377
اگر احرام بستن را فراموش كند و به مِني و عرفات برود، واجب است كه به مكه باز گردد و در آنجا مُحرم شود، و اگر به سبب تنگي وقت يا عذر ديگر، اين كار ممكن نباشد، ميتواند در همان محلي كه يادش آمده مُحرم شود و حج او صحيح است. حكم كسي كه مسأله را نميداند نيز چنين است.
مسأله 378
كسي كه احرام بستن را فراموش كند و اعمال حج را به پايان ببرد، حج او صحيح است، كسي كه حكم مسأله را نميداند نيز چنين است، و احتياط مستحب آن است كه در صورت ندانستن مسأله يا فراموش كردن آن، در سال بعد حج را اعاده كند.
مسأله 379
اگر كسي آگاهانه و عمداً احرام را ترك كند، چندان كه وقوف در عرفات و مشعر را از دست بدهد، حجش باطل است.
مسأله 380
كساني كه پيش از وقوف در عرفات و مشعر، مجاز به انجام اعمال مكه ميباشند، بايد آن اعمال را در حال احرام بهجا آورند، و اگر بدون احرام انجام دهند بايد آن را با احرام اعاده كنند.
مسأله 381
دومين واجب از واجبات حج، وقوف در عرفات است. عرفات محل مشهوري نزديك مكه است و محدودهى آن از درهي عُرنه و ثويّه و نمره تا ذي مجاز؛ و از دو «مأزم»(1) تا آخرين حد موقف است و اين محدودهها خارج از عرفات قرار دارند.
مسأله 382
وقوف در عرفات از عبادات است و بايد با نيت همراه باشد كه شرايط آن در نيت احرام بيان شد.
مسأله 383
منظور از وقوف، حضور در عرفات است، خواه سواره باشد يا پياده، خوابيده يا ايستاده.
مسأله 384
احوط آن است كه از لحظهى زوال روز نهم تا غروب شرعي (وقت نماز مغرب) همان روز در عرفات حضور داشته باشد، هرچند بعيد نيست كه به تأخير انداختن آغاز وقوف از لحظهى زوال به اندازهي اداي نماز ظهر و عصر (به صورت جمع) به همراه مقدمات آن، جايز باشد
مسأله 385
وقوف مذكور از ظهر روز عرفه تا وقت نماز مغرب واجب است، اما بخشي از آن كه ركن حج به شمار ميآيد، به اندازهاي است كه تعبير وقوف بر آن صدق كند، هرچند يك يا دو دقيقه باشد. بنا بر اين اگر عمداً و با اختيار خود، مصداق وقوف را بهجا نياورد، حج او باطل است.
مسأله 386
خارج شدن از عرفات پيش از غروب شرعی، حرام است و اگر عمداً پيش از غروب خارج شود، يا از محدودهي آن بيرون رود و باز نگردد، معصيت كرده و بايد يك شتر كفاره بدهد، اما حج او صحيح است، و اگر از دادن قرباني ناتوان باشد، هجده روز روزه بگيرد. بنا بر احتياط بايد قرباني را در روز عيد قربان در مِني ذبح كند، هرچند عدم وجوب ذبح كفاره در خصوص مني بعيد نيست. و اگر پيش از غروب به عرفات باز گردد، كفارهاي بر او واجب نميشود.
مسأله 387
اگر بر اثر فراموشي يا ناآگاهي از مسأله، پيش از غروب از عرفات بيرون رود، در صورتي كه قبل از پايان وقت وقوف به ياد آورد، واجب است باز گردد و اگر باز نگردد، معصيت كرده، اما كفارهاي بر عهدهاش نيست؛ و اگر پس از پايان وقت متوجه شود، چيزي بر او واجب نيست.
مسأله 388
سومين واجب از واجبات حج، وقوف در مشعرالحرام است و منظور آن است كه از عرفات به سوي مشعرالحرام كوچ کند و در آنجا ـ که محل مشهور و شناخته شدهاي است ـ حضور يابد.
مسأله 389
وقوف در مشعرالحرام از عبادات است و بايد با نيت همراه باشد، با شرايطي كه در نيت احرام بيان شد.
مسأله 390
زمان وقوف واجب از طلوع فجر تا طلوع آفتاب روز عيد قربان است، و بنا بر احتياط بايد هنگام ورود به مشعر پس از كوچ كردن از عرفات، براي وقوف نيت كند.
مسأله 391
ماندن در مشعر از سپيده دم تا طلوع آفتاب، واجب است، اما آنچه ركن به شمار ميآيد، تحقق مصداق وقوف است، هرچند يك يا دو دقيقه باشد؛ و اگر فقط به همين اندازه توقف كند و بقيهي مدت را عمداً توقف ننمايد، حج او صحيح است، اما مرتكب حرام شده، ولى اگر ـ از روي اختيار ـ به اندازهي مصداق وقوف نيز توقف نكند، حجش باطل است.
مسأله 392
زنان، ناتوانان، كودكان و سالمنداني كه عذري همچون ترس از ازدحام يا بيماري دارند؛ و نيز كساني كه آنان را مراقبت و همراهي ميكنند، مانند پرستار و خدمتكار، ميتوانند در شب عيد قربان و پس از اندكي وقوف در مشعر، به مِني كوچ كنند.
مسأله 393
چهارمين واجب از واجبات حج و نخستين عمل از اعمال مِني، رمي است. در روز دهم ذيحجه، بايد جَمَرهي عقبه (كبري) رمي شود.
مسأله 394
در انجام رمي، شرايطي وجود دارد كه عبارتند از: 1. نيت؛ به گونهاي كه در نيت احرام بيان شد. 2. رمي با سنگريزههايي انجام شود كه به آنها «ريگ» اطلاق ميشود و كوچكتر از ريگ (شن) يا بزرگتر از آن (سنگ) نبايد باشد. 3. زمان رمي براي كسي كه بتواند، از طلوع خورشيد تا غروب آن است. 4. ريگها به جَمَره برخورد كند، بنا بر اين اگر برخورد نكند يا گمان كند كه اصابت كرده، كافي نيست و بايد ريگ ديگري را به جاي آن بزند، و رسيدن ريگها به دايرهي پيرامون جَمَره، بدون برخورد با آن، كافي نيست. 5. هفت ريگ پرتاب كند. 6. پرتاب ريگها به دنبال هم باشد، پس اگر همه را يكباره پرتاب كند، فقط يك بار محسوب ميشود، خواه همهي آنها به جَمَره برخورد كند يا بعض آنها برخورد نكند.
مسأله 395
با توجه به اينكه اخيراً بر عرض جَمَره از سوي مكه و مشعر اضافه نمودند (كه ظاهراً جاي جَمَره قديمي در وسط آن قرار دارد) اگر بتواند جاي جَمَره قديمي را بشناسد و آنرا رمي كند، بايد همانجا را رمي كند، و اگر شناختن جاي جَمَره قديمي يا رمي آن براي او مشقت داشته باشد، هرجاي جَمَره فعلي را رمي كند كافى است.
مسأله 396
بنا بر ظاهر، انجام رمي از طبقهي بالا (پل جمرات) جايز است، هرچند احوط آن است كه از محل پيشين رمي كند.
مسأله 397
ريگهايي كه براي رمي انتخاب ميشود، بايد داراي اين ويژگيها باشد: 1. از محدودهي حرم باشد، پس اگر از بيرون حرم برداشته شده باشد، كفايت نميكند. 2. بِكر باشد، يعني پيشتر، حتي در سالهاي گذشته، كسي با آن رمي صحيح انجام نداده باشد. 3. مباح باشد، بنابر اين رمي با ريگ غصبي يا ريگي كه شخص ديگر جمع كرده، بدون اجازهي او صحيح نيست؛ اما در رمي، پاك بودن ريگها شرط نيست.
مسأله 398
زنان و ناتوانان ـ كه اجازه دارند شب عيد از مشعر به مِني بروند ـ در صورت ناتواني از انجام رمي جَمَرهي عقبه در روز عيد، ميتوانند رمي را در شب انجام دهند، بلكه به طور كلي همهي زنان ميتوانند در شب رمي كنند به شرط آنكه رمي براي حج خودشان ولو حج نيابتي باشد، ولي اگر زن بخواهد به نيابت از ديگري رمي كند، رمي او در شب بنا بر احتياط واجب صحيح نيست هرچند عاجز از رمي در روز باشد، اما همراهان آنان اگر خود معذور باشند، ميتوانند شبانه رمي جَمَرهي عقبه را انجام دهند و در غير اين صورت، لازم است در روز رمي كنند.
مسأله 399
غير از زنان که رمي شب عيد وظيفهي اختياري آنان است، كساني كه از انجام رمي در روز عيد معذورند، ميتوانند در شب عيد يا شب پس از آن رمي كنند، همچنين كساني كه از انجام رمي در روز يازدهم يا دوازدهم ذيحجه معذورند، ميتوانند شب قبل يا شب بعد از آن رمي كنند.
مسأله 400
پنجمين واجب از واجبات حج و دومين عمل از اعمال مِني، قرباني است.
مسأله 401
كسي كه حج تمتع بهجا ميآورد، بايد يكي از چهارپايان سهگانه، يعني شتر يا گاو يا گوسفند يا بز را قرباني كند، تفاوتي ندارد كه قرباني نر باشد يا ماده و بهتر آن است كه شتر باشد، اما غير از چهارپايان مذكور، قرباني كردن ساير حيوانات كفايت نميكند.
مسأله 402
قرباني كردن از عبادات است و بايد با نيت همراه باشد، با شرايطي كه در مورد نيت احرام بيان شد.
مسأله 403
قرباني بايد شرايط و مشخصاتي داشته باشد كه عبارتند از: 1. سن آن بنا بر احتياط واجب، در مورد شتر، ورود به شش سالگي و در مورد گاو و بز، ورود به سه سالگي و در مورد گوسفند، ورود به دو سالگي است؛ و حدود سني كه ذكر شد، بيانگر حداقل سن قرباني است، اما در مورد سنين بالاتر، محدوديتي وجود ندارد و اگر سن قرباني بيش از آن باشد، كفايت ميكند به شرط آنكه زياد پير نباشد. 2. قرباني سالم و صحيح باشد. 3. لاغر نباشد. 4. اعضا و اندامهاي آن، كامل باشد، بنا بر اين قرباني كردن حيوان ناقص، مانند حيواني كه اخته شده يا بيضهاش كشيده شده باشد، كافي نيست، اما اگر بيضههايش كوفته شده و اخته نشده باشد، قرباني كردن آن كفايت ميكند، و نيز قرباني كردن حيوان دمبريده، كور، شَل، گوشبريده و حيواني كه قسمت داخلي شاخ آن شكسته باشد، يا از ابتدا با يكي از اين عيوب به دنيا آمده باشد، كافي نيست. بنا بر اين قرباني كردن حيواني كه فاقد يكي از اندامهايي باشد كه در ديگر هم نوعان آن وجود دارد، به گونهاي كه فقدان آن عضو يك نقص به شمار آيد، كافي نيست. اما اگر بخش بيروني شاخ آن (كه مانند غلاف و پوشش بخش داخلي است) شكسته باشد، يا گوش آن شكافته يا سوراخ شده باشد، مانعي ندارد.
مسأله 404
اگر حيواني را به گمان اين كه سالم است ذبح كند و سپس معلوم شود كه بيمار و يا ناقص بوده است، در صورت داشتن توان مالي واجب است كه قرباني ديگري ذبح نمايد.
مسأله 405
بنا بر احتياط واجب، ذبح قرباني بايد پس از رمي جَمَرهي عقبه صورت گيرد.
مسأله 406
بنا بر احتياط، نبايد ذبح قرباني را به اختيار خود تا بعد از روز عيد به تأخير اندازد، و اگر عمداً يا سهواً يا از روي ناآگاهي، يا بر اثر عذر يا سبب ديگر، ذبح را به تأخير اندازد، بنا بر احتياط واجب، در صورت امكان بايد در ايام تشريق؛ و در غير اين صورت در روزهاي ديگر ماه ذيحجه ذبح كند، و بنا بر ظاهر، تفاوتي ندارد كه ذبح را در روز انجام دهد يا در شب.
مسأله 407
محل انجام ذبح، مني است و در صورتي كه از ذبح در مِني ممانعت شود، انجام آن در محل تعيين شده در حال حاضر، بلا مانع است.
مسأله 408
بنا بر احتياط واجب، نائب در ذبح بايد شيعهي اثني عشري باشد، اما اگر نيت را خودش انجام دهد و فقط براي اجراي آن نايب بگيرد، در اين صورت بعيد نيست كه شيعه بودن ذبح كننده شرط نباشد.
مسأله 409
قرباني كردن بايد به وسيلهي خود شخص يا با وكالت از سوي او انجام شود، اما اگر شخص ديگري بدون وكالت گرفتن از او برايش ذبح انجام دهد، صحت آن محل اشكال است و بنا بر احتياط، نميتوان به آن اكتفا كرد.
مسأله 410
ابزاري كه ذبح با آن انجام ميشود، بايد از آهن باشد، و استيل (كه فولاد مخلوط با ماده ضد زنگ است) در حكم آهن است، اما اگر در مورد آهني بودن ابزار ذبح ترديد دارد، تا زماني كه آهني بودن آن محرز نشده، ذبح كردن با آن كفايت نميكند.
مسأله 411
ششمين واجب از واجبات حج و سومين عمل از اعمال مِني، تقصير (كوتاهكردن مو يا ناخن) يا حلق (تراشيدن سر) است.
مسأله 412
واجب است پس از قرباني، سر خود را بتراشد، يا مو يا ناخن خود را كوتاه كند. زنان حتماً بايد تقصير كنند و براي آنان حلق كفايت نميكند، و احوط آن است كه در تقصير، اندكي از مو و ناخن خود (هر دو) را كوتاه كنند، اما مردان ميتوانند يكي از دو عمل حلق يا تقصير را انتخاب كنند و تراشيدن سر براي آنان ضرورت ندارد، اما اگر براي نخستين بار حج بهجا ميآورند، احتياط واجب آن است كه حلق كنند.
مسأله 413
حلق و تقصير از جمله عبادات هستند و انجام آنها بايد با قصد قربت و نيت خالصانه و به دور از ريا باشد و اگر بدون چنين نيتي حلق يا تقصير كند كافى نيست و چيزهايي كه حلال شدنشان منوط به حلق يا تقصير است، بر او حلال نميشود.
مسأله 414
اگر در حلق يا تقصير از كسي كمك بگيرد، واجب است كه نيت را خودش انجام دهد.
مسأله 415
بنا بر احتياط واجب، بايد حلق يا تقصير واجب را در روز عيد قربان انجام دهد، و اگر چنين نكند، واجب است در شب يازدهم يا پس از آن، آن را انجام دهد و همان كفايت ميكند.
مسأله 416
كسي كه ذبح قرباني را بنا بر هر دليلي از روز عيد به تأخير انداخته، لازم نيست حلق يا تقصير را هم به تأخير اندازد، بلكه بنا بر احتياط واجب انجام حلق يا تقصير در روز عيد واجب است، اما صحت انجام طواف حج و ديگر اعمال پنج گانهي مكه در چنين حالتي (تأخير در انجام قرباني) محل اشكال است و بايد براي انجام آن اعمال تا ذبح قرباني منتظر بماند.
مسأله 417
حلق يا تقصير بايد در مِني انجام شود و انجام آن از روي اختيار در محلي غير از مِني جايز نيست.
مسأله 418
گر عمداً يا بر اثر فراموشي يا عدم آگاهي از مسأله، در خارج از مِني حلق يا تقصير نمايد، يا بدون حلق يا تقصير از مِني خارج شود و سپس ساير اعمال را انجام دهد، واجب است براي حلق يا تقصير به مِني باز گردد و بقيه اعمال را نيز اعاده نمايد.
مسأله 419
واجب است در روز عيد قربان، ابتدا جَمَرهي عقبه را رمي كند، سپس ـ در صورتي كه ذبح قرباني در روز عيد برايش ميسر است ـ قرباني نمايد و پس از آن، حلق يا تقصير كند؛ و اگر عمداً ترتيب اعمال مذكور را رعايت نكند، معصيت كرده؛ اما بنا بر ظاهر، تكرار اعمال به ترتيب فوق بر او واجب نيست، هرچند تكرار آنها در صورت امكان، موافق احتياط است. حكم كسي كه بر اثر ناآگاهي يا فراموشي ترتيب مذكور را رعايت نكرده نيز چنين است.
مسأله 420
اگر نتواند در روز عيد در مِني قرباني كند، ليكن قرباني كردن در روز عيد در قربانگاهي كه در حال حاضر در خارج از مِني براي قرباني در نظر گرفته شده، برايش ميسر باشد، بنا بر احتياط، واجب است ابتدا قرباني كند، سپس حلق يا تقصير نمايد؛ و اگر اين كار هم برايش ممكن نباشد، بنا بر احتياط واجب بايد در روز عيد حلق يا تقصير كند كه با انجام آن از احرام خارج ميشود، اما بايد اعمال پنجگانهي مكه را تا پس از ذبح قرباني به تأخير اندازد والا صحت آن اعمال محل اشکال است.
مسأله 421
پس از حلق يا تقصير، تمام چيزهايي كه با احرام حج بر شخص مُحرم حرام شده ـ بهجز زن و بوي خوش ـ بر او حلال ميگردد.
مسأله 422
اعمال واجب در مكهى معظّمه كه بعد از اعمال روز عيد قربان در منى انجام میشود پنج عمل است كه عبارتند از: طواف حج (كه نام ديگر آن طواف زيارت است) و نماز آن، سعي بين صفا و مروه، طواف نساء و نماز آن.
مسأله 423
جايز، بلكه مستحب است پس از انجام اعمال روز عيد قربان، در همان روز از مِني به مكه باز گردد و بقيهي مناسك حج، شامل دو طواف و دو نماز آنها و سعي را انجام دهد، و به تأخير انداختن آن تا آخرين روز از ايام تشريق، بلكه تا پايان ماه ذيحجه نيز جايز است.
مسأله 424
نحوهي انجام طواف و نماز آن و سعي بين صفا و مروه، مانند طواف و نما ز و سعي عمره است و تنها در نيت تفاوت وجود دارد و در اينجا بايد براي حج نيت كند.
مسأله 425
بهجا آوردن اعمال فوق، پيش از وقوف در عرفات و مشعر و اعمال مِني در حال اختيار جايز نيست، اما اين كار براي سه گروه جايز است: نخست: زناني كه ميترسند با ابتلا به حيض يا نفاس پس از بازگشت به مكه از انجام طواف و نماز آن باز بمانند و نتوانند تا پاك شدن منتظر بمانند. دوم: مردان و زناني كه از طواف و نماز آن پس از بازگشت به مكه به سبب زيادي ازدحام ناتوان باشند، و يا اصولاً ناتوان از بازگشت به مكه باشند. سوم: بيماراني كه پس از بازگشت به مكه، بر اثر ازدحام يا ترس از آن، از انجام طواف ناتوان باشند.
مسأله 426
اگر گروههاي مذكور، طوافها و نمازهاي طواف و سعي را پيشاپيش انجام دهند و سپس عذرشان برطرف شود، اعادهي اعمال بر آنان واجب نيست، هرچند احوط آن است كه اعاده كنند.
مسأله 427
كسي كه بهخاطر عذر، اعمال مكه را پيشاپيش انجام دهد (مانند گروههاي مذكور)، زن و بوي خوش بر او حلال نميشود، بلكه همهي مُحرّمات بر چنين اشخاصي پس از حلق يا تقصير حلال ميگردد.
مسأله 428
طواف نساء و نماز آن، واجب است، اما ركن حج نيست، بنا بر اين اگر آن دو را عمداً ترك كند، حجش باطل نميشود، اما زن بر او حلال نخواهد بود.
مسأله 429
طواف نساء به مردان اختصاص ندارد، بلكه بر زنان نيز واجب است، پس اگر مردي طواف نساء را انجام ندهد، زن بر او حلال نميشود و اگر زني آن را انجام ندهد، مرد بر او حلال نخواهد بود.
مسأله 430
انجام سعي پيش از طواف حج و نماز آن، از روي اختيار جايز نيست؛ همچنين بهجا آوردن طواف نساء پيش از طواف حج و نماز آن و سعي، از روي اختيار جايز نميباشد و اگر ترتيب مذكور را رعايت نكند، بايد اعمال را اعاده نمايد.
مسأله 431
اگر سهواً يا عمداً طواف نساء را انجام ندهد و به وطن خود مراجعت كند در صورتي كه بدون مشقت بتواند به مكه باز گردد، واجب است چنين كند، و در غير اين صورت، بايد نايب بگيرد و پيش از انجام طواف توسط خود شخص يا نايب او، زن بر او حلال نميشود.
مسأله 432
س از مُحرم شدن به احرام حج، آنچه در مُحرّمات احرام عمره ذكر گرديد، بر شخص حرام ميشود، و حلال شدن آنها به تدريج و در سه مرحله انجام ميگيرد: نخست: پس از حلق يا تقصير؛ همه چيز ـ جز زن و بوي خوش ـ بر او حلال ميشود، حتي شكار كردن، هرچند شكار كردن در محدودهي حرم همواره حرام است. دوم: پس از سعى؛ كه بوي خوش بر او حلال ميشود. سوم: پس از طواف نساء و نماز آن؛ كه زن بر او حلال ميشود.
مسأله 433
وازدهمين واجب از واجبات حج و چهارمين عمل از اعمال مِني، بيتوته است.
مسأله 434
بيتوته در مِني در شبهاي يازدهم و دوازدهم ذيحجه واجب است، بنا بر اين اگر در روز عيد قربان براي بهجا آوردن دو طواف و نمازهاي آنها و سعي، از مِني به مكّهي مكرّمه رفته باشد، بايد براي بيتوته به مِني بازگردد.
مسأله 435
بيتوته در مِني در شبهاي مذكور، بر گروههاي زير واجب نيست: الف ـ بيماران و همراهان و مراقبان آنها، بلكه همهي كساني كه عذري دارند كه از جهت آن بيتوته براي آنان دشوار است. ب ـ كساني كه از گم شدن يا به سرقت رفتن مال و توشهي خود در مكه بيمناكاند. ج ـ كساني كه اين دو شب را تا طلوع فجر در مكه به عبادت بگذرانند و جز عبادت، كاري انجام ندهند، مگر براي ضرورتي مانند خوردن و آشاميدن به اندازهي احتياج و يا قضاي حاجت و تجديد وضو.
مسأله 436
بيتوته در مِني از عبادات است و بايد با نيت همراه باشد، با شرايطي كه پيشتر بيان شد.
مسأله 437
بيتوته از غروب آفتاب تا نيمه شب كفايت ميكند، و كسي كه بدون عذر، نيمهي نخست شب يا بعض آن را بيتوته نكرده، بايد در نيمهي دوم شب بيتوته كند، هرچند بعيد نيست كه بيتوته كردن در نيمهي دوم شب، در حال اختيار نيز جايز باشد.
مسأله 438
كسي كه بيتوته واجب در مِني را ترك كرده، بي آن كه شب را در مكه به عبادت گذرانده باشد، بايد به ازاي هر شب يك گوسفند كفاره بدهد، و بنا بر احتياط، در اين حكم ميان معذور و غير معذور و ميان كسي كه بر اثر ناآگاهي يا فراموشي چنين كرده، تفاوتي نيست.
مسأله 439
كسي كه روز دوازدهم مجاز به خروج از مِني باشد، بايد پس از زوال از مِني خارج شود و خروج پيش از زوال بر او جايز نيست.
مسأله 440
سيزدهمين واجب از واجبات حج و پنجمين عمل از اعمال مِني، رَمي جمرات است. نحوهي انجام و شرايط آن با رَمي جَمَرهي عقبه در روز عيد قربان تفاوتي ندارد.
مسأله 441
در روز بعد از شبي كه در آن بيتوته واجب است، بايد جمرات سه گانه يعني اُولي، وُسطي و عقبه را رمي كند.
مسأله 442
زمان انجام رمي از طلوع خورشيد تا غروب آن است، بنا بر اين در حال اختيار نميتواند در شب رمي كند، و چوپان و كساني كه عذري براى رمي در روز دارند، مثل بيم بر جان يا مال يا عرض خود، از اين اصل مستثني هستند. همچنين زنان و سالمندان و كودكاني هم كه از شدت ازدحام در روز، بيم دارند که رمي در روز برايشان مشقت داشته باشد، ميتوانند شبانه رمي كنند.
مسأله 443
كسي كه از انجام رمي در روز معذور است، اما شب ميتواند رمي كند، جايز نيست نايب بگيرد، بلكه بايد خودش در شبِ پيش و يا شبِ بعد، رمي كند، اما كساني كه از انجام رمي حتي در شب معذورند (مانند بيماران)، ميتوانند نايب بگيرند، ليكن اگر هنگام نايب گرفتن، از برطرف شدن عذر خود مأيوس نبودند، احتياط واجب آن است كه در صورت برطرف شدن عذر در شب خودشان نيز رمي را تكرار كنند.
مسأله 444
كسي كه از انجام رمي معذور است، اگر نايب بگيرد و نايب او رمي را انجام دهد و سپس پيش از گذشتن وقت رمي، عذرش برطرف شود، اگر در زمان گرفتن نايب نسبت به برطرف شدن عذرش اميد نداشته و نايب به جاي او رمي كرده، همان رمي كفايت ميكند و نيازي نيست كه خودش آن را تكرار كند، اما اگر نسبت به برطرف شدن عذر نااميد نبوده، هرچند گرفتن نايب در هنگام پديد آمدن عذر جايز بوده است، ولي بايد بنا بر احتياط واجب پس از برطرف شدن عذر، خودش رمي را تكرار كند.
مسأله 445
رمي جمرات سه گانه واجب است، اما از اركان حج به شمار نميآيد.
مسأله 446
بايد در انجام رمي، ترتيب را رعايت كند، بدين صورت كه ابتدا جَمَرهي اُولي، سپس وُسطي و پس از آن عقبه را رمي كند، و براي هر جَمَره، هفت ريگ با شرايط و كيفيتي كه بيان شد، پرتاب نمايد.
مسأله 447
اگر رمي جمرات سهگانه را فراموش كند و از مِني بيرون رود، در صورتي كه در ايام تشريق به ياد آورد، واجب است در صورت امكان خودش به مِني باز گردد و رمي كند، و در غير اين صورت، نايب بگيرد؛ و اگر بعد از ايام تشريق به ياد آورد، يا عمداً رمي را تا پس از ايام تشريق به تأخير اندازد، بنا بر احتياط واجب بايد خود او يا نايبش به مِني باز گردد و رمي كند، و سپس در سال بعد آن را قضا كند يا نايب بگيرد، و اگر رمي جمرات سه گانه را فراموش كند و از مكه بيرون رود، بنا بر احتياط واجب بايد در سال بعد آن را قضا كند، يا براي اين كار نايب بگيرد.
مسأله 448
رمي جمرات از هر طرف آن جايز است و رو به قبله بودن هنگام رمي جمرههاي اُولي و وُسطي، و نيز پشت به قبله بودن هنگام رمي جَمَرهي عقبه (كبري) شرط نيست.
استفتائات حج
مناسک حج
س1. کسي که از وجوه شرعي نظير خمس و زکات ارتزاق ميکند، اگر از آن خمس يا زکات اضافه آيد که به قدر مخارج حجّ باشد، آيا با وجود ساير شرايط مستطيع خواهد بود يا نه؟
ج: اگر استحقاق دريافت را به وجه شرعي داشت و باقيمانده وافي به هزينه حج بود و ساير شرايط را هم دارا بود، مستطيع است.
س2. با توجه به اينکه موقع اعزام زائران به حج معاينات پزشکي صورت ميپذيرد و کساني که توانايي جسمي ندارند در معاينات پذيرفته نميشوند، آيا مردودين معاينات پزشکي که تاکنون هم راه براي آنان باز نبوده، استطاعت شرعي هنوز دارند؟ يا آنکه با پذيرفته نشدن استطاعت هم تحقق نمييابد؟
ج: در فرض مرقوم استطاعت ندارند.
س3. در مسأله مهر مدّتدار زوجه که بر زوج هنگام توانايي در پرداخت، واجب است آن را بپردازد، ولي زوجه هنوز مطالبه نکرده و به مهريه احتياج ندارد؛ نظرتان را بفرماييد. آيا پرداخت مهريه مدتدار بر انجام حج واجب مقدّم است؟
ج: اداي مهريه بدون مطالبه زوجه، واجب نيست و در فرض مذکور اداي حج بر آن مقدّم است.
س4. آيا با پسانداز كردن پول در مدت چندين ماه، شخص مستطيع ميشود؟ بهويژه زماني كه بداند جز از اين طريق، مستطيع نخواهد شد.
ج: ايجاد استطاعت از اين طريق واجب نيست، اما اگر به قدر هزينهي حَجّةالاسلام پسانداز نمود و مستطيع شد، انجام حَجّةالاسلام بر او واجب است و نيز كسي كه ميخواهد حَجّةالاسلام بهجا آورد، میتواند از هر راه مشروع، مال كسب كند.
س5. آيا ديدار پدر و مادر يك ضرورت اجتماعي يا شرعي و يا شخصي به شمار ميآيد؟ و اگر چنين است، آيا شخص مستطيع ميتواند حجّ را به تأخير اندازد و مال خود را براي اين كار هزينه كند؟ (با فرض اين كه لازمهي ديدار پدر و مادر، انجام سفر و مانند آن باشد.)
ج: بر شخص مستطيع واجب است حجّ بهجا آورد و جايز نيست خود را با كاري حتي با صلهي رحم از حال استطاعت خارج سازد. صلهي رحم نيز تنها به ديدار منحصر نميشود، بلكه ميتواند نامه بنويسد يا تماس تلفني برقرار كند، ولي اگر ديدار والدين در شهر ديگر بر حسب حال آنان يا حال خودش بر او لازم باشد بهنحوي كه از نيازهاى عرفى او محسوب شود، و مال كافي براي ديدار والدين و هزينهي حجّ نداشته باشد، در اين حالت مستطيع نيست.
س6. اگر زني كه به نوزاد خود شير ميدهد، مستطيع شود، چنانچه رفتن او به سفر حجّ براي كودك شيرخوارش ضرر داشته باشد، آيا ميتواند به حجّ نرود؟
ج: اگر ضرر بهگونهاي باشد كه شيردهنده بايد در كنار كودك باقي بماند، يا بهنحوي باشد كه شيردهنده با رفتن به سفر حجّ دچار عسر و حرج گردد، حجّ بر او واجب نيست.
س7. زني كه مقداري زيورآلات طلا براي زينت داشته باشد، كه در صورت فروش آن، مستطيع ميشود و مال ديگري ندارد، آيا زيورآلات زنان از حكم استطاعت خارج است، يا بايد آنها را بفروشد و مستطيع شود؟
ج: اگر به زيورآلات نياز داشته باشد و اضافه بر شأن او نباشد، با داشتن آن مستطيع نيست و واجب نيست آن را براي هزينهي سفر حجّ بفروشد.
س8. اگر زن براي بهجا آوردن حجّ مستطيع باشد، اما شوهرش به او اجازه ندهد، زن چه وظيفهاي دارد؟
ج: اجازهي شوهر براي انجام حجّ واجب شرط نيست، اما اگر رفتن زن به حجّ بدون كسب اجازهي شوهر، موجب عسر و حرج براي زن شود، مستطيع نخواهد بود و حجّ بر او واجب نيست.
س9. شوهرم هنگام عقد ازدواج به من قول داده كه مرا به حجّ ببرد. آيا حجّ بر من واجب شده و بر ذمّهام خواهد بود؟
ج: با چنين وعده و قولي، حجّ بر شما واجب نميگردد.
س10. آيا جايز است كه انسان در نيازهاي ضروري زندگي بر خود سخت بگيرد تا براي حجّ استطاعت كسب كند؟
ج: جايز است، اما شرعاً واجب نيست. البته جايز بودن اين كار تنها در مورد خود انسان است، اما سخت گرفتن بيش از حدّ متعارف بر خانواده كه نفقه دادن به آنها واجب است، جايز نيست.
س11. من در گذشته چندان به مسائل ديني پايبند نبودم و اموالي نيز داشتم كه براي انجام سفر حجّ كافي بود (مستطيع بودم)، اما به سبب شرايطي كه در آن دوره داشتم، به حجّ نرفتم. در حال حاضر وظيفهي من چيست؟ لازم به ذكر است كه اكنون مبلغ كافي براي رفتن به حجّ را در اختيار ندارم و از طرفي، براي اين كار دو روش وجود دارد؛ يكي از طريق ثبتنام در سازمان حجّ، و ديگري با صرف هزينهي بيشتر. آيا ثبتنام در سازمان حجّ كفايت ميكند؟
ج: اگر در گذشته تمام شرايط استطاعت شرعي را داشتهايد، حجّ بر ذمّهي شما قرار گرفته است و بايد به هر روش ممكن و مشروع، البته در صورتي كه به عسر و حرج دچار نشويد آن را بهجا آوريد، اما اگر در گذشته از تمام جهات مستطيع نبودهايد، در فرض مذكور حجّ بر شما واجب نيست.
س12. اخيراً طي توافقي كه سازمان حجّ و زيارت با بانك ملّي ايران بهعمل آورده، متقاضيان حجّ تمتع با مراجعه به بانك، مبلغ يك ميليون تومان به صورت قرارداد مضاربه اي به نام خود به حسابي در بانك ملي واريز نموده، فيش آن را دريافت ميدارند، اين پول تا هنگام تشرف به نام واريزكننده و در حساب شخصي او باقي ميماند وطبق قرارداد مكتوب، مبلغي به دارنده حساب، در پايان هر سال منفعت مضاربه تعلّق مي گيرد. سازمان حجّ و زيارت فقط براي كساني كه زودتر ثبت نام كردهاند اولويت قائل شده و پس از حدود سه سال، نوبت اشخاص را اعلام و در صورت تمايل، آنها را به حجّ اعزام مي كند. زمان اعزام كه فرا رسيد، واريز كننده، پولي را كه در حساب مضاربه اي خود دارد، از بانك اخذ و همراه با مانده هزينه ها به حساب حجّ و زيارت واريز مينمايد و سپس به حجّ مشرف ميشود. حال خواهشمند است با عنايت به اينكه قرارداد مذكور به صورت كتبي بوده و شفاهاً گفتگويي بين صاحب پول و بانك ردّ و بدل نمي شود بفرماييد: مبلغ درصدي كه صاحب مال به عنوان منفعت مضاربه دريافت مي كند، چه صورتي دارد؟
ج: عمليات بانكي به صورت قرارداد كتبي بهنحو فوق الاشاره بي اشكال است، و سود حاصله از معامله ي مضاربه اي براي سپرده گذار حلال است، و اصل سپرده اگر از درآمد كسب غير مخمّس بوده خمس دارد؛ و سود حاصله اگر پيش از سال عزيمت به سفر حجّ قابل وصول نبوده، جزو در آمد سال وصول محسوب است، كه اگر در همان سال به حساب هزينه سفر حجّ محسوب شود خمس ندارد.
س13. شخصي با فيش ميّت اگر از ساير ورثه اجازه بگيرد ميتواند به حجّ مشرف شود، آيا استجازه از ساير ورثه به عنوان مقدمه واجب (مثل ثبتنام و تهيه بليط و امثال آن) واجب است يا نه؟ و نيز با فرض عدم استجازه چنانچه با همان فيش به حجّ برود و ساير شرايط را داشته باشد، حجّ او صحيح است و کفايت از حَجةالاسلام ميکند يا نه؟
ج: در استفاده از فيش ميّت اجازه ورثه لازم است، و چنانچه بدون اجازه از آن استفاده نمايد، اگر از ميقات به بعد هم استطاعت از ناحيه فيش باشد، حجّ او حَجةالاسلام محسوب نيست ولي اگر از ميقات به بعد خودش هزينه حجّ را داشته باشد و ساير شرايط هم متحقّق باشد حجّ او مُجزي از حَجةالاسلام است.
س14. کسي که ثبتنام کرده و فيش گرفته و وصيت کرده بعد از او پسرش با آن فيش به مکه رود و به نيابت از پدر حج انجام دهد، و بعد از فوت پدر فرزند استطاعت مالي پيدا کرده ولي راه رفتن با فيش پدر براي او باز ميشود، آيا با استفاده از فيش مزبور و رسيدن به ميقات بايد به نيابت پدر حج انجام دهد يا خودش استطاعت پيدا ميکند و بايد براي خودش حج بهجا آورد؟
ج: در فرض سؤال که راه با فيش مورد وصيت براي پسر باز شده و وصيت نسبت به زائد بر حج ميقاتي، از ثلث بيشتر نيست، يا ورثه اجازه کردهاند، بايد پسر حج را به نيابت از پدر بهجا آورد.
س15. در مسأله قبل اگر وصيت نباشد ولي ورثه فيش را به يکي از فرزندان که خود استطاعت مالي پيدا کرده بدهند که به نيابت پدر به حج برود، آيا با استفاده پسر از فيش و رسيدن به ميقات، بايد حج به نيابت بهجا آورد يا خودش مستطيع ميشود و بايد براي خودش حج بهجا آورد؟
ج: در اين فرض هم حج نيابي مقدم است.
س16. در دو مسأله قبل اگر وظيفه او حج به نيابت پدر است، چنانچه حج را براي خودش بهجا آورد کفايت از حجةالاسلام ميکند يا خير؟
ج: کفايت از حجةالاسلام محل اشکال است.
س17. کسي که پدرش فوت شده و پدر مستطيع بوده و با فيش او به قصد حج براي پدر حرکت کرده و به ميقات رسيده و در آنجا خودش هم مستطيع است چه کند؟ توضيح آنکه نه وصيتي بوده و نه از او خواسته شده که نيابت کند مثلاً وارث منحصر است و راه براي او باز نبوده مگر به اينطور؟
ج: پدر فرض مرقوم بايد براي خودش حج بهجا آورد و براي پدر نايب بگيرد.
س18. فردي که نائب شده تا بعضي از اعمال حج را که نائب گيرنده از انجام آنها عاجز است انجام دهد ـ مثل طواف يا رمي جمرات يا قرباني کردن ـ آيا لازم است مُحرم باشد؟ و آيا احرام جزء يا شرط آن است؟
ج: در صحّت نيابت از اعمال مذکور، احرام ـ نه به صورت جزء و نه به صورت شرط ـ معتبر نميباشد.
س19. حکم کسي که هنگام بستن احرام در ميقات از افراد مشخصّي نيت نيابت ميکند، ولي هنگام انجام اعمال از طرف افراد ديگري نيت ميکند يا از طرف افرادي کمتر يا بيشتر نيت مينمايد چيست؟ و حکم اين مسأله در صورت جهل و يا عمد چيست؟
ج: واجب است نائب همانگونه که هنگام احرام نيت کرده، اعمال نيابي را انجام دهد.
س20. آيا کسي که در اعمال عمره يا حج يا خصوص طواف اجير غير باشد، ميتواند به نيابت از شخص ديگري تبرّعاً يا استيجاراً قرآن تلاوت کند؟
ج: اشکال ندارد.
س21. اگر نايب عصياناً رمي در روز را ترک کند، نيابت او چه حکمي دارد؟ و اگر به تصور اين که ميتواند به مِني برگردد، به مکه آمد و روز دوازدهم نتوانسبت براي رمي به مِني برود، نيابتش چه حکمي دارد و وظيفهاش چيست؟
ج: رمي جمرات از مناسک است، که اگر آن را به نحو صحيح انجام ندهد صحت نيابتش محل اشکال است مخصوصاً اگر در ايام تشريق تدارک نکند.
س22. چنانچه در اثناء عمل نايب، عذر منوبعنه مرتفع شود اين حجّ آيا كفايت از منوبعنه میكند و آيا فرق است ميان تمكن منوبعنه از حجّ كامل يا عدم تمكن؟
ج: حجّ نايب در اين صورت، كفايت از تكليف منوبعنه نمیكند.
س23. چنانچه اجاره مطلق باشد (نه بر تفريغ ذمه و نه بر اعمال) و اجير بعد از احرام و دخول حرم بميرد آيا مستحق تمام اجرت است يا تقسيط میشود؟
ج: اگر اجاره براى تفريغ ذمّهى منوبعنه باشد ـ كه ظاهر حال در اجارهى حجّ همين است ـ مستحق تمام اجرت است.
س24. نايبى در مقدارى از وقت توان انجام عمل نيابى را داشت و با توجه به وسعت وقت انجام نداد. حال اگر انجام عمل غير ممكن شود، حكم عمل نيابى وى چيست؟ مثلاً قبل از ظهر دوازدهم میتوانست رمى جمرات را انجام دهد ولى تأخير انداخت و بعد از ظهر بهخاطر ازدحام و يا مريضى و يا جهتى ديگر نتوانست انجام دهد و يا اعمال مكه را چند روزى به تأخير انداخت اما بعداً بهخاطر مريضى و يا جهتى ديگر نتوانست انجام دهد عمل نيابى وى چه حكمى دارد؟
ج: اگر اجاره متعيّناً براى همين سال است بنا بر احتياط واجب اجاره باطل است و احتياط بيشتر آن است كه براى عمل فوت شده، نايب بگيرد و در مورد اجرت با مستأجر مصالحه كند و اگر اجاره براى سال معينى نيست بنا بر احتياط واجب بايد حجّ نيابى را در سال بعد بهجا آورد.
س25. نايب ميداند براي حج تمتع اجير شده، اما نميداند براي حجّةالاسلام نايب شده يا حج نذري يا حج مستحب. اگر نيت کند «...حج تمتع براي منوب عنه خودم» يا «حجي که براي آن اجير شدهام» آيا کافي و صحيح است يا نه؟
ج: قصد اجمالي حجّي که براي آن نائب شده، مجزي است.
س26. سؤال: آيا کساني که در معاينات پزشکي رد ميشوند، ميتوانند در زمان حيات خود فرد ديگري را به عنوان نائب اعزام کنند يا نه؟
ج: از موارد نيابت نيست.
س27. اگر مكلّفى در آخرين روز يكى از ماههاى قمرى جهت ورود به مكّهي مكرّمه مُحرم شود ولى بقيه اعمال عمره مفرده را در شب و يا روز اول يا ساير ايام ماه قمرى جديد انجام دهد، آيا اين عمره به حساب ماه قمرى قبل محاسبه میشود يا ماه قمرى جديد؟ و اگر تا پايان ماه قمرى جديد از مكّهي مكرّمه خارج و مجدداً وارد مكّهي مكرّمه گرديد، آيا میتواند بدون احرام مجدد وارد شود يا خير؟ و آيا فرقى است بين اينكه ماه اول و يا ماه جديد رجب باشد يا ساير ماههاى قمری؟
ج: معيار در محاسبهى ماه قمرى براى كسى كه میتواند در آن ماه بدون احرام وارد مكّه شود، واقع شدن اعمال عمره در آن ماه است. پس اگر در روز آخر ماه مُحْرم شود و طواف و بقيه اعمال عمره را در ماه بعد بهجا آورد عمره به حساب ماه جديد گذاشته میشود و در طول آن ماه اگر از مكه خارج شد، جايز است بدون احرام وارد مكّهى مكرّمه شود. مگر در خصوص ماه رجب كه ظاهر روايات اين است كه اگر كسى در روز آخر رجب مُحرم شود عمرهى او عمرهى رجبيّه محسوب میگردد. پس احتياط واجب آن است كه اگر اين شخص در طول ماه شعبان از مكه خارج شد، براى دخول به مكه احرام ببندد. و رعايت اين احتياط در ماههاى ديگر هم خوب است.
س28. اگر شخصي در يكي از ماههاي حج مثل شوّال، عمرهي تمتّع خود را انجام دهد و سپس در ماه بعد از مكه خارج شود، لازم است عمرهي تمتع خود را مجدداً بهجا آورد، حال مسائل زير مورد سؤال است: 1. در صورت انجام عمره تمتع جديد، آيا عمره سابق تبديل به مفرده گرديده و براي تكميل آن نياز به انجام طواف نساء ميباشد؟ 2. اگر مجدداً عمره تمتّع را بهجا نياورد آيا عمرهي تمتّع قبل باطل شده و نميتواند حج تمتّع بهجا آورد؟ 3. آيا ميقات احرام عمرهي تمتع جديد نيز يكي از مواقيت خمسه ميباشد و يا ميتوان از ادني الحِلّ محرم شد؟
ج1: انقلاب عمرهي سابق به مفرده ثابت نيست و بنابراين وجوب طواف نساء وجهي ندارد ولكن احتياط به اتيان آن ترك نشود. ج2: عمرهي قبلي متعهي لازم در حج تمتّع محسوب نميشود پس حج تمتع صحيح نيست. ج3: عليالظاهر بايد از يكي از مواقيت پنجگانه مُحرم شود.
س29. شخصي در ماه شوال يا ذيالقعده عمره تمتع بهجا ميآورد، و به مدينه برگشته و در ماه جديد مجدداً به مکه ميرود. وظيفه او نسبت به احرام در مسجد شجره چيست، عمره مفرده يا تمتّع مجدد يا عمرهاي که بر ذمّه دارد؟
ج: در فرض سؤال بايد از ميقات به عمره تمتّع محرم شود، و عمره تمتّع حج وي همين عمره اخيره است.
س30. شخصي بيش از يك ماه در مكّه بوده و همين مدت از عمره قبلي او گذشته، براي كاري به جدّه ميرود و در برگشت، بدون احرام وارد مكه شده است، وظيفهاش چيست؟
ج: فعلاً وظيفه خاصي ندارد ولي اگر از روي عمد بدون احرام وارد مكه شده، عمل حرام انجام داده و بايد توبه كند.
س31. شخصي حجّش باطل شده و سال بعد به مکّه مکرّمه آمده تا قضاي حجّش را بهجا آورد. آيا با اينکه حجّ بر گردنش ميباشد، ميتواند عمره مفرده انجام دهد؟
ج: اشکالي ندارد.
س32. زن حائضي که ميداند ايام عادتش اجازه انجام اعمال عمره مفرده را نميدهد و همراهانش منتظر او نميمانند تا اعمال را انجام دهد و ميداند براي طواف و نماز آن مجبور ميشود نائب بگيرد و فقط ميتواند سعي و تقصير را خودش انجام دهد، آيا ميتواند احرام عمره مفرده ببندد؟
ج: مانعي ندارد احرام ببندد و در فرض مذکور براي طواف و نماز آن نائب بگيرد.
س33. اگر زن در ميقات حائض باشد و يقين داشته باشد که نميتواند عمره تمتع را در وقت خود انجام دهد، به چه نيّتي مُحرم شود؟
ج: ميتواند به نيّت حج افراد محرم شود و نيز ميتواند به قصد ما فيالذّمه داخل احرام شود ولي در صورت اوّل اگر زودتر از موعد مقررّ پاك شود، لازم است براي عمره تمتّع بار ديگر مُحرم شود و اما در صورت دوم اگر پيش از موعد پاك نشد، احرام او براي حج خواهد بود و اگر پيش از موعد پاك شد با همان احرام ميتواند عمره تمتّع بهجا آورد.
س34. كسي كه حجّ اِفراد واجب يا مستحب بهجا ميآورد و پيش از آن بارها عمره بهجا آورده است، آيا واجب است براي اين حجّ اِفراد، عمرهي ديگري بهجا آورد؟
ج: بهجا آوردن عمره بر او واجب نيست، مگر در مواردي كه حجّ او از تمتع به اِفراد تبديل شده باشد.
س35. خارج شدن از شهر مکه و مني، مثلاً رفتن به جدّه، مدينه يا طائف در موارد ذيل چه حکمي دارد؟ الف: پس از اعمال روز عيد قربان پيش از اعمال مکه. ب: در روز يازدهم پس از رمي جمرات. ج: پس از بيتوته نيمه اول شب يازدهم يا دوازدهم. د: پس از اعمال ايام تشريق، پيش از اعمال مکه.
ج: در همهي صور ياد شده بياشکال است ولي بايد خروج به نحوي باشد که بتواند مناسک باقيمانده را در وقت خودش انجام دهد.
س36. اگر مكلفى در يك ماه قمرى عمره مفرده انجام دهد و در ماه قمرى بعد، از شهر مكّهي مكرّمه خارج ولى از محدوده حرم خارج نشود (مثلاً به منى برود)، آيا میتواند بدون احرام مجدّد وارد مكّهي مكرّمه شود؟ ـ در فرض قبلي، اگر تنها تا عرفات برود، آيا انجام عمره مفرده مجدّد براى ورود به مكّهي مكرّمه واجب است؟
ج: ميزان خروج از شهر مكه است ولو از محدودهى حرم خارج نشود. پس اگر به هر نقطه خارج از مكه برود اگر در آن ماه، عمره نگزارده بايد براى دخول به مكه مُحرم شود. و مراد از شهر مكه همان شهر كنونى است با همهى وسعت متجدّد آن.
س37. برخي از رانندگان براي رهايي از ازدحام و شلوغي خيابانهاي مكه، جادهها و تونلهاي احداث شده براي رفتن به مِني و مشعر را به عنوان راههاي داخل مكه استفاده ميكنند و براي رفتن از محلهاي به محلهي ديگر در داخل مكه، راههايي را انتخاب ميكنند كه از مِني ميگذرد. آيا اين كار خروج از مكه به شمار ميآيد؟
ج: بنا بر ظاهر، ممنوع بودن خروج از مكه، چنين مواردي را شامل نميشود، و به هر حال اين امر به صحّت عمره و حجّ خللي وارد نميكند.
س38. كسي كه در نيروهاي نظامي كار ميكند، و گاهي براي اطاعت از دستورات اجتنابناپذير در شرايط اضطراري مانند وقوع حوادث، فرمان مييابد كه به مكّه وارد شود، و پيش از آن عمره انجام نداده و بهخاطر تنگي وقت نميتواند در حال احرام وارد مكه شود، آيا در صورت ورود به مكه بدون احرام در اين حالت، معصيت كرده و بايد كفاره بدهد؟
ج: در فرض مذكور، ورود به مكه بدون احرام جايز است، و كفاره ندارد.
س39. اگر در ماه ذيقعده براي عمرهي مفرده وارد مكه شود، و بخواهد بار ديگر در ذيحجّه وارد مكه شود، و ده روز از زمان انجام عمره نگذشته باشد، آيا بايد دوباره احرام ببندد، يا ميتواند بدون احرام وارد شود؟
ج: با فرض اينكه در ماه بعد از ماهِ انجام عمره، دوباره وارد مكه ميشود بايد مُحرم شود.
س40. كسي كه محل كارش در مكّه است و در جدّه سكونت دارد و بهجز ايام تعطيل بقيه روزها پي در پي به مكه ميرود و يا اين كه نيمي از روزهاي هفته را به مكّه ميرود، يعني سه روز وارد مكّه ميشود و چهار روز را در جدّه ميماند، اگر ماهي كه در آن عمره بهجا آورده، به پايان رسيده باشد، آيا بايد بار ديگر عمره بهجا آورد؟
ج: در فرض مذكور تكرار عمره واجب نيست.
س41. در فرض قبلي، اگر عمره پايان يابد و او در مكّه باشد، آيا بايد آن را تكرار كند؟ و در صورت لزوم، از كجا بايد آن را آغاز كند؛ از حدّ حرم يا از مسجد تنعيم؟
ج: تا زماني كه در مكّه حضور دارد، تكرار آن واجب نيست و اگر بخواهد آن را تكرار كند، ميتواند براي مُحرم شدن به نزديكترين نقطهي خارج از محدودهي حرم مثل مسجد تنعيم برود.
س42. كسي كه شغلش رانندگي تاكسي است و مسافران از او ميخواهند به مكه برود، و او پيش از آن عمره بهجا نياورده، آيا بايد با احرام وارد مكه شود؟ و ورود بدون احرام در اين حالت چه حكمي دارد؟
ج: در فرض مذكور بايد براي ورود به مكه مُحرم شود و مناسك عمره مفرده را بهجا آورد، و اگر بدون احرام وارد شود، معصيت كرده، اما كفاره بر عهدهاش نيست.
س43. آيا كسي كه براي حجّ اِفراد مُحرم شده، ميتواند پس از طواف حجّ و سعي به اختيار خود از مكه به جدّه برود و از آنجا مستقيماً به حجّاج در عرفه ملحق شود؟
ج: پس از احرام حجّ اِفراد، رفتن به جدّه يا محل ديگر ـ خواه پيش از طواف حجّ و نماز آن باشد يا بعد از آن ـ مانع ندارد، مشروط بر آن كه بتواند وقوف عرفات و مشعر را درك كند.
س44. كساني که بعد از عمره تمتّع و قبل از احرام حجّ تمتّع بايد براي سرکشي به چادرهاي عرفات و استقبال و راهنمايي حجّاجي که از طائف و جدّه ميآيند، از مکّه خارج شوند (مثل مدير و کارمند کاروان حجّ)، در صورتي که اطمينان دارند در زماني که براي احرام از مکّه و درک وقوف اختياري عرفات کافي است، به مکّه بر ميگردند، آيا ميتوانند از مكّه خارج شوند؟
ج: کسي که نميترسد حجّش در آن سال از دست برود، ميتواند بعد از عمره تمتّع با اختيار از مکّه مکرّمه خارج شود و اگر از مکّه خارج و در همان ماهي که عمره تمتع را بهجا آورده داخل مكّه شود، عملش صحيح است و چيزي بر عهده او نيست.
س45. كسى كه در مكه میباشد و میخواهد عمره تمتّع بهجا آورد و از رفتن به ميقات معذور است، آيا اَدنى الحِلّ براى احرام او كافى است؟
ج: از اَدنیالحِلّ مُحرم شود.
س46. کسي که از ميقات بدون احرام چه براي عمره تمتع يا مفرده عبور نموده است چه وظيفهاي دارد؟ و چنانچه ميقات ديگري بعد از آن ميقات باشد چهطور؟
ج: در صورتي که وقت تنگ نيست، واجب است برگردد و از همان ميقاتي كه از آن عبور كرده است مُحرم شود، چه ميقات ديگري در جلو باشد يا نه.
س47. آيا فرد مكلّفي كه در فاصلهي كمتر از 16 فرسخي مكه ساكن است، بايد از منزل خود مُحرم شود يا اين كه در هر نقطه از شهر خود ميتواند احرام ببندد؟
ج: ميتواند در هر نقطه از شهر خود مُحرم شود، هرچند اَولي و احوط آن است كه از منزل خود مُحرم گردد.
س48. زني به تصور اينکه مستحاضه است در ميقات محرم شده و با انجام وظايف مستحاضه اعمال عمره تمتع را بهجا آورده پس از اعمال متوجه شده که حائض بوده، وظيفه او نسبت به اعمال عمره و حج چيست؟
ج: اگر نتواند با تدارک اعمال عمره، مُحرم به احرام حج شود، چنانچه عادت او پيش از احرام از ميقات حادث شده باشد، حجّ او مبدّل به حجّ اِفراد ميشود، که بايد پس از انجام مناسک حجّ، عمره مفرده بهجا آورد، ولي اگر عادت ماهانه بعد از احرام از ميقات عارض شده باشد، عمره تمتّع او صحيح است، فقط طواف و نماز آن باطل است، که بايد بعد از برگشت از عرفات و مشعر و مني و مناسک آن، طواف عمره و نماز آن را تدارک کند.
س49. آيا ميتوان به اختيار نذر احرام قبل از ميقات نمود و براي اداي نذر، قبل از ميقات مُحرم شد، در حالي كه ميداند در اين حالت مجبور است در حال حركت زير سقف قرار گيرد، مانند زماني كه نذر كند از شهر خود احرام بندد و سپس سوار هواپيما شود؟
ج: نذر احرام قبل از ميقات و احرام بستن پيش از ميقات براي اداي نذر صحيح است، و زير سقف رفتن در روز حرام است؛ و حكم هر مسأله در مسائل ديگر جاري نميشود.
س50. آيا كسي كه در مدينه منورّه يا حومهي آن سكونت دارد و ميخواهد عمره بهجا آورد، ميتواند در راه مكّه، به جدّه برود و از آنجا در نزديكترين محل خارج از حرم ـ مانند مسجد تنعيم ـ مُحرم شود؟
ج: اگر در هنگام خروج از مدينه قصد بهجا آوردن عمره دارد، بايد از مسجد شجره مُحرم شود و نميتواند بدون احرام از ميقات عبور كند، هرچند بخواهد در راه مكه، ابتدا به جدّه برود؛ و اگر به قصد رفتن به جدّه از مدينه بدون احرام از ميقات خارج شد و در جدّه قصد انجام عمره نمود، بايد براي احرام آن به يكي از ميقاتها برود و احرام از جدّه يا از اَدنَيالحِلّ براي او مُجزي نيست.
س51. براي رفتن به مكّه از مدينه، دو راه وجود دارد: يكي از آنها از جُحفه ميگذرد كه تقابل با ميقات (مُحاذات) در آن ثابت شده است؛ و ديگري بزرگراهي است كه آن هم از جُحفه ميگذرد، اما بيش از صد كيلومتر دورتر است و مسير آن غير مستقيم است. آيا در اين مسير نيز تقابل (مُحاذات) صورت ميگيرد؟
ج: منظور از تقابل يا مُحاذات براي كسي كه به سوي مكّهي مكرّمه ميرود، رسيدن به نقطهاي است كه در آن، ميقات در سمت چپ يا راست او قرار گيرد، بنا بر اين در دو مسير فوق، نقطهي تقابل يا مُحاذات، تفاوتي با هم ندارد.
س52. در سؤال قبل، با فرض اين كه در مسير دوم تقابل (مُحاذات) وجود نداشته باشد، آيا براي كسي كه از آن مسير ميگذرد، جايز است به نزديكترين نقطهي خارج از حرم برود و در آنجا براي عمره يا حجّ مُحرم گردد؟
ج: نميتواند بدون احرام، از ميقات و يا نقطهي تقابل (مُحاذات) با ميقات عبور كند.
س53. آيا كسي كه از مُحرم شدن در ميقات، بر خودش و يا بر عيال خود بيم و هراس دارد، ميتواند از ميقات بگذرد و در نزديكترين نقطهي خارج حرم مُحرم گردد؟
ج: اگر در احرام بستن از ميقات عذر دارد و آن عذر پس از عبور از ميقات برطرف شود، در صورت امكان واجب است كه براي احرام به ميقات بازگردد؛ در غير اين صورت، چنانچه ميقات ديگري بر سر راهش نيست و نميتواند به يكي از ميقاتها برود، بايد از محلي كه در آن قرار دارد مُحرم شود.
س54. آيا حياط (فضاي باز اطراف) مسجد شجره براي احرام در حکم مسجد است؟ يا اينکه منظور از مسجد، فقط محلّي است که در آن نماز برگزار ميشود؟ و آيا زن حائض ميتواند داخل حياط مسجد شجره و در مقابل مسجد سمت راست يا سمت چپ آن احرام ببندد؟ و حکم احرام در حياط پشت مسجد شجره چيست؟
ج: ميقات مسجد شجره فقط داخل مسجد است، هرچند قسمتي باشد که اخيراً ساخته شده؛ و زني که عذر شرعي دارد، نميتواند در حياط مسجد احرام ببندد. بلکه بايد در حالي که از يک درب مسجد وارد و از درب ديگر خارج ميشود در داخل مسجد در حال عبور مُحرم شود، يا با نذر، قبل از مسجد مُحرم شود، يا از روبروي ميقات جُحفه يا از خود ميقات جُحفه مُحرم گردد.
س55. سؤال: اگر لباس احرام را بعد از گفتن تلبيه بپوشد، آيا تكرار تلبيه واجب است؟
ج: تكرار تلبيه واجب نيست، اگر چه متقضاى احتياط است. مگر اينکه در هنگام نيت و تلبيه عمداً لباس دوخته را بيرون نياورده باشد که در اين صورت بعد از بيرون آوردن آن بنابر احتياط واجب نيّت و تلبيه را تکرار کند.
س56. آيا استحباب غسل ورود به مسجدالحرام تنها براي ورود اول و كسي است كه اعمال عمره بهجا ميآورد يا براي هر مرتبه رفتن به مسجدالحرام نيز مستحب است؟
ج: اختصاص به ورود اوّل ندارد.
س57. اگر كسي پس از بازگشت به وطن دريابد كه جامهي احرامش در زمان انجام مناسك نجس بوده، آيا از احرام خارج شده است؟
ج: با فرض اينكه از وجود نجاست در لباس احرام خود در هنگام انجام اعمال بيخبر بوده، از احرام خارج شده و طواف و حجّ او صحيح است.
س58. آيا هنگام احرام بستن، بايد انجام تمام اعمال حجّ را نيّت کند؟ کسي که نميداند حجّ تمتّع شامل طواف و سعي غير از طواف و سعي عمره تمتّع است و به همين خاطر هنگام احرام، طواف و سعي حجّ تمتّع را نيت نکرده و فقط بهصورت کلّي حجّ را قصد کرده چه حکمي دارد؟
ج: توجه تفصيلي هنگام احرام براي مناسک واجب نيست. بلکه نيّت اجمالي براي عمره و حجّ ـ در صورتي که هر يک از اعمال را بهصورت صحيح در محلّش انجام دهد ـ کافي است.
س59. آيا مرد و زن در حال احرام ميتوانند صورت خود را با حوله خشك كنند؟
ج: اين كار براي مرد مانعي ندارد و براي زنان، در صورتي كه پوشاندن صورت بر آن اطلاق نشود اشكال ندارد و در غير اين صورت جايز نيست و در هر حال پوشاندن صورت كفاره ندارد.
س60. خشک کردن صورت با حوله براي زن چه حکمي دارد؟
ج: اگر حوله را بر روي همه صورت بيندازد اشكال دارد و در غير اينصورت مانع ندارد.
س61. خشک کردن سر با حوله و امثال آن براي مرد چه حکمي دارد؟
ج: اشکال ندارد مگر در صورتي که حوله را بر روي تمام سر بيندازد و سر را با آن خشک کند.
س62. آيا مُحرم ميتواند تمام يا بعض سر را زير آب کند؟
ج: جايز نيست تمام سر را زير آب کند، ولي حرمت آن نسبت به بعض سر معلوم نيست.
س63. کفاره پوشاندن سر چيست؟ و آيا بعض سر حکم تمام سر را دارد؟
ج: بنا بر احتياط يک گوسفند قرباني کند و بعض سر حكم تمام سر را ندارد مگر در صورتي که عرفاً برآن صدق كند كه سر را پوشانيده است؛ مثل اينكه كلاه كوچكي كه فقط قسمت وسط سر را ميپوشاند بر سر بگذارد.
س64. کسي که حسّ بويايي ندارد يا به علت زکام و سرماخوردگي بويي را احساس نميکند، استعمال طيب و عطر زدن به بدن و لباس و گرفتن بيني از بوي بد بر او حرام است يا نه؟
ج: استعمال طيب در هر صورت جايز نيست اگرچه بوي آن به مشامش نرسد؛ و در گرفتن بيني حکم ساير مُحرمين را دارد.
س65. حکم تکرّر استعمال طيب در يک وقت يا اوقات متعدّد بدون تخلّل کفاره چيست؟
ج: تكرّر استعمال طيب در يك زمان تا حدّي كه عرفاً آن را يكبار استعمال كردن بدانند، كفّاره را متعدّد نميكند و در غير آن عليالظاهر بايد كفّاره را به تعداد استعمال، تكرار كند و عدم تخلّل كفاره تأثيري ندارد.
س66. آيا مفاخره در حال احرام مطلقاً حرام است يا در صورتى كه مستلزم اهانت به ديگران باشد؟
ج: فخرفروشى در حال احرام حرام است هرچند متضمّن اهانت و دشنام به ديگران نباشد.
س67. حكم بستن دستمال به سر جهت سر درد چيست؟
ج: اشكال ندارد.
س68. آيا براي کسي که خودش مُحرم نيست جايز است چيزي روي سر مرد مُحرمي بيندازد، مثلاً مُحرمي که خوابيده پتو را روي سر او بيندازد و چنانچه خودش مُحرم باشد، چه حکمي دارد؟
ج: بر مُحرم پوشاندن سر خودش حرام است خواه خودش بپوشاند يا به ديگري دستور دهد که سر او را بپوشاند، ولي پوشاندن سر ديگري ولو مُحرم باشد از محرّمات احرام نيست.
س69. اگر مرد مُحرم به غير مُحرم بگويد وقتي که خواب رفتم، پتو را روي سرم بينداز چه حکمي دارد؟ و بر فرض که او هم به اين درخواست عمل کند کفّاره واجب ميشود يا نه و بر فرض وجوب، کفّاره بر عهده چه کسي است؟
ج: مُحرم مجاز به چنين درخواستي از ديگري نيست، و اگر آن شخص به درخواست مُحرم عمل کند، ثبوت کفّاره معلوم نيست، و در هر صورت بر آن شخصي که درخواست را انجام داده کفّارهاي نيست.
س70. آيا پناه گرفتن از باران در حال حركت در شب براي مُحرم (به مثل چتر يا ماشين مسقّف) جايز است؟
ج: به احتياط واجب بايد ترك كند، مگر آنكه بر او حرجي باشد، كه در اين صورت برايش جايز است، ولي بايد به احتياط واجب كفاره تظليل (زير سايه رفتن) را بپردازد.
س71. گاهي باران بهصورت قطرات ريز و ضعيف (نمنم) ميبارد؛ بهگونهاي که بسيار کم است و بيشتر از چند دقيقه طول نميکشد. آيا اين از جمله مواردي است که زير سايهبان رفتن براي باران جايز نيست؟
ج: در صورتي که بهاندازهاي نباشد که بر زمين سفت جاري شود، حکمي ندارد. گرچه احتياط آن است که بهخاطر آنچه عرفاً به آن باران ميگويند ـ گرچه به مقداري نباشد که بر زمين جاري شود ـ زير سايهبان نروند.
س72. آيا در صورت تکرّر پوشاندن سر کفاره نيز تکرار ميشود؟
ج: احتياط تكرّر كفّاره در صورت تكرّر ستر است مطلقاً.
س73. اگر مُحرم با زن خود ملاعبه كند و منى خارج شود، كفاره آن چيست؟
ج: كفاره ملاعبه منتهى به اِمناء يك شتر است.
س74. آيا در وجوب کفاره بوسيدن فرقي بين با شهوت و بدون شهوت ميباشد و آيا خروج مني نيز شرط است؟
ج: كفاره بوسيدن همسر اگر با شهوت باشد، شتر است و اگر بدون شهوت باشد گوسفند و ظاهراً بوسيدن غير همسر مانند مادر و فرزند حرام نيست و كفاره هم ندارد.
س75. چنانچه بعد از وقوفين و قبل از اتمام طواف نساء حاجي جماع کند، حکمش چيست؟
ج: اگر ما بين مشعر و اتمام طواف نساء آميزش جنسي شود حجّ صحيح است و فقط بايد کفاره بدهد، ولي اگر پس از طواف نساء باشد کفاره هم ندارد. در باب حکم اثناي طواف نساء و اينکه آيا عبور از نصف در حکم تمام طواف است يا عبور از شَوط پنجم، ميان فقها بحث است که محل ابتلاء نيست.
س76. در منطقه خليج فارس مرسوم است که زنان صورتشان را ميپوشانند؛ به اين صورت که با تکّه پارچهاي جدا از چادر که «پوشيه» ناميده ميشود، صورت را ميپوشانند. الف. حکم پوشاندن صورت با آن در حال احرام چيست؟ ب. آيا در صورتي که پوشيه به چادر دوخته شده باشد و قسمتي از چادر محسوب شود، حکمش فرق ميکند؟ ج. اگر براي زن جايز باشد در حال احرام با چادر يا پوشيه صورتش را بپوشاند، آيا واجب است آن را از صورت دور کند و از برخورد آن به صورت جلوگيري کند؟ د. اگر چادر را بهگونهاي درست کند که تکّهاي اضافي از همان پارچه بدون دوختن به آن متصل باشد، آيا جايز است اين قسمت اضافي را جلوي صورتش آويزان کند؟
ج: جايز نيست زن در حال احرام صورتش را بپوشاند،چه با چادر باشد چه با پوشيه و فرقي ندارد که پوشيه به چادر دوخته شده باشد يا از آن جدا باشد؛ و نيز پوشاندن صورت با تکّه پارچهاي از جنس خود چادر ـ چه متّصل به آن باشد و چه جداي از آن ـ جايز نيست. بله، زنان ميتوانند چادر، پوشيه، مقنعه يا هر لباس ديگري را از سر خود آويزان کنند، بهگونهاي که قسمتي از پيشاني و صورت را تا محاذات بالاي بيني بپوشاند. ولي احوط آن است که نگذارند اين پوشش به صورت برخورد کند.
س77. آيا استفاده از گوشي تلفن ثابت و همراه بهصورت معمولي، پوشاندن گوش شمرده ميشود كه با اين كار پوشاندن سر ـ که در حال احرام ممنوع است ـ محسوب شود؟ حکم گوشي کوچکي(هدست و مانند آن) که با تلفن همراه استفاده ميشود چيست؟
ج: استفاده از تلفن همراه يا گوشي تلفن ثابت يا گوشي تلفن همراه در حال احرام اشکال ندارد.
س78. کسي که به توصيه پزشکي از هواي سرد يا مانند آن مجبور است در حال احرام، سر يا گوش را بپوشاند چه حکمي دارد؟ آيا بايد کفّاره بدهد؟
ج: اضطرار فقط حکم تکليفي ـ يعني حرمت پوشاندن سر ـ را برميدارد؛ امّا در مواردي که پوشاندن سر کفّاره دارد، با اضطرار به پوشاندن آن، کفّاره ساقط نميشود.
س79. به نظر شما محدوده شب بنا بر جايز بودن سايه بر سر گرفتن (تظليل) در شب، چه مقدار است؟ آيا از غروب آفتاب تا طلوع فجر است يا تا طلوع خورشيد؟
ج: مقدار شب در رابطه با حکم سايه بر سر گرفتن، تا طلوع خورشيد است.
س80. اگر مکلّفي در حال احرام در منتهياليه سمت چپ جاده که خط سريع السير در جادّههاي ماست و يا در خط وسط با خودرويي سقفدار حرکت ميکند و در حال حرکت باران ببارد و بهخاطر خطر حوادث رانندگي نتواند توقف کند و رفتن به خطي که توقّف در آن ممکن است به مدّت زماني نياز دارد که باعث ميشود از باران سايه بر سر بگيرد، آيا حرکت در اين مدّت که بيش از چند دقيقه طول نميکشد تا به منتهياليه سمت راست برسد؛ موجب کفّاره ميشود؟
ج: اگر تا زمان توقّف خودرو، سايه بر سر گرفتن از باران در مورد اين فرد صدق کند، کفّاره بر او واجب ميشود؛ و کفّاره با اضطرار به سايه بر سر گرفتن از باران ساقط نميشود؛ هرچند در مثل اين مورد بعيد نيست که سايه بر سر گرفتن اختياري صدق نکند.
س81. استفاده از ماسکهايي که جهت جلوگيري از تنفس هواي آلوده به دهن ميزنند و بند آن را پشت سر مياندازند، که بخش کوچکي از سر را ميپوشاند، براي مردان و زنان مُحرم چه حکمي دارد؟
ج: استفاده از ماسک براي زنان اگر در حدّ متعارف باشد، مانعي ندارد و انداختن بند آن بر سر براي مردان جايز است.
س82. كسي كه در زمان اوج ازدحام در مسجد الحرام طواف مستحب انجام دهد و براي حجّاجي كه طواف واجب انجام ميدهند مزاحمت ايجاد كند، آيا طوافش اشكال دارد؟ به خصوص اگر وقت كافي براي طواف مستحب در زمان ديگر وجود داشته باشد.
ج: اشكال ندارد، اما بهتر بلكه احوط آن است كه در هنگام ازدحام، طواف مستحب بهجا نياورد.
س83. آيا براي عمرهي مفرده و حجّ تمتع، بهجا آوردن يك طواف نساء كفايت ميكند؟
ج: عمرهي مفرده و حجّ تمتع، هر كدام يك طواف نساء جداگانه دارند و يك طواف براي هر دو كفايت نميكند، البته بعيد نيست كه براي حلال شدن زن بر مرد و بالعكس، يك طواف كافي باشد.
س84. آيا نماز طواف مستحب را ميتوان در حال حرکت و راه رفتن خواند؟
ج: صحت نماز طواف ولو نماز طواف مستحبي باشد در حال راه رفتن محل اشکال است و احوط استقرار در حال نماز طواف مستحبي است.
س85. در حال طواف نماز مستحب خواندن چه حکمي دارد؟
ج: اگر بتواند جمع بين قصد طواف و قصد نماز مستحبي در حال طواف نمايد، اشکال ندارد.
س86. اگر طواف حج و نماز آن يا طواف نساء و نماز آن به جهتي باطل شده باشد، قضاي آن بايد در ماه ذيالحجه باشد، يا همه وقت کفايت ميکند؟
ج: وقت طواف حج و نماز آن ماه ذيحجه است، ولي طواف نساء و نماز آن وقت معيني ندارد.
س87. آيا واجب است نماز طواف در نزديکترين مکان به مقام ابراهيم7 خوانده شود؛ هرچند اين کار باعث فشار و سختي براي طوافکنندگان شود يا براي احراز نزديكي بيشتر، نمازگزار در وسط طوافکنندگان واقع شود؟
ج: در فرض سؤال، نزديک به مقام بودن واجب نيست.
س88. آيا براي زن مسلمان جايز است از قرص و مانند آن براي تأخير انداختن عادت ماهيانه استفاده كند تا بتواند طواف و نماز آن را در وقتش ادا كند؟
ج: تا زماني که اين کار برايش ضرر قابل توجه نداشته باشد، جايز است.
س89. حکم کسي که براي احتياط يک شوط به طوافش اضافه ميکند چيست؟ و آيا فرق دارد که قبل از شروع طواف يا اثناء آن، قصد اين اضافه را بکند؟
ج: اگر از ابتدا قصد کرده که هفت شوط طواف کند، اين اضافه کردن به صحّت طوافش ضرري نميرساند.
س90. س1. کسي که عقيده دارد نيّت فقط با جاري کردن بر زبان منعقد ميشود با اين حال با عدّهاي طواف ميکند و در دلش نيّت كرده و به زبان نميگويد؛ لذا معتقد است آن شوط صحيح نيست، اگر آن شوط از طواف را لغو کند و شوط جديدي را با نيّت زباني آغاز کند، چه حکمي دارد؟ آيا اعراض به تنهايي کافي است يا بايد يکي از مبطلات طواف را انجام دهد؟ س2. کسي که بهخاطر جهل به مسأله يا اشتباه در حکم شرعي از يک شوط انصراف دهد چه حکمي دارد؟ س3. آيا اعتقاد به بطلان يک شوط به تنهايي براي انصراف از آن و از سرگيري شوطي ديگر بهجاي آن کافي است يا اينکه واجب است قصد اعراض کند و اعتقاد به فساد طواف يا سعي به تنهايي کافي نيست؟
ج1: جواز انصراف از يک شوط به تنهايي محلّ اشکال است. فقط انصراف از همهي مقداري از طواف که انجام داده و از سر گرفتن طواف از اول جايز است. و در انصراف از طواف گذشتِ مقداري زمان يا انجام مُبطل طواف شرط نيست؛ بلکه با خود قصد اعراض از طواف، انصراف حاصل ميشود. بههرحال در فرض مذکور، طوافش صحيح است و قصد انصراف از يک شوط و انجام شوط ديگر به جاي آن، باعث بطلان طواف نميشود. ج2: گذشت كه اين کار باعث بطلان طوافش نميشود. ج3: همانگونه که گذشت، قصد اعراض به تنهايي براي اعراض و انصراف کافي است، هرچند بهخاطر اعتقاد به بطلان شوط باشد.
س91. س1. کسي که معتقد است طواف و سعيش با انجام عملي باطل است ولي آن عمل در واقع مبطل نباشد، چه حکمي دارد؟ مثلاً معتقد باشد که عملي بين طواف ـ مانند نماز جماعت يا استراحت کوتاه يک يا دو دقيقهاي ـ آن طواف را باطل ميکند يا معتقد باشد نيت بايد به زبان آورده شود، يا کار ديگري که در واقع باعث بطلان طواف يا سعي نميگردد. س2. اگر بهخاطر اعتقاد به صحيح نبودن طواف قبلي، طواف جديدي را از سر بگيرد، چه حکمي دارد؟ س3. اگر بهخاطر اعتقاد به عدم صحّت تنها يک شوط، فقط آن شوط را از سر بگيرد، چه حکمي دارد؟
ج1: اگر بهخاطر اعتقاد به بطلان طواف از انجام آن منصرف شده و طواف جديدي را از سر بگيرد، طواف جديدش صحيح است. ج2: طواف جديد صحيح است و به اين خاطر چيزي بر عهدهاش نيست. ج3: جايز بودن انصراف از يک شوط به تنهايي، محلّ اشکال است؛ ولي طواف اصلياش صحيح است و ميتواند به آن اکتفا کند.
س92. هرگاه در طواف خانه خدا در چند قدم از طواف او را بدون اختيار ببرند، حکمش چيست؟
ج: اگر با اختيار خود ميرود ولي در اثر فشار جمعيت ممکن است گاهي به جلو يا به اين طرف و آن طرف برود مانعي ندارد، ولي اگر ديگري او را ببرد بهطوري که اراده از او سلب گردد اشکال دارد.
س93. در سعي بين صفا و مروه، عدهي زيادي در كنار كوههاي صفا و مروه تجمع ميكنند، بهگونهاي كه موجب دشواري حركت سعيكنندگان ميشود. آيا كسي كه سعي انجام ميدهد، بايد در هر دور دقيقاً به خود كوهها برسد، يا اين كه رسيدن به اولين سكوي سنگي (محل شروع سعي براي افراد ناتوان كه قدرت راه رفتن ندارند) كفايت ميكند؟
ج: بالا رفتن به سوي كوه صفا و كوه مروه به اندازهاي كه «رسيدن به كوه» و «پيمودن فاصلهي ميان دو كوه» بر آن صدق كند، كافي است.
س94. با توسعهاى كه در مَسعى بوجود آمده تمام مكان قبلى براى سعى از يك طرف قرار داده شده، و سعى طرف ديگر بايد در مقدار توسعهيافته انجام پذيرد. حال اگر شخصى احراز نكند كه مقدار توسعهيافته بين دو كوه صفا و مروه است و احتمال دهد كه فراتر از هر دو كوه و يا يكى از دو كوه است، وظيفهاش چيست؟
ج: سعى در آن صحيح و مُجزى است.
س95. سعى در طبقه فوقانى كه بالاتر از دو كوه فعلى است براى كسانى كه سعى در طبقه همكف برايشان امكان ندارد مثل معلولين و جانبازان چه حكمى دارد؟
ج: سعى در مسيرى كه بالاتر از صفا و مروه است مجزى نيست، وظيفهى عاجز از سعى ولو با وسيلهاى از قبيل چرخ دستی، آن است كه نايب بگيرد.
س96. کسي که بعد از سعي متوجّه ميشود در نماز طواف، سوره راكه با اعتقاد به صحّت خوانده، اشتباه خوانده است، چه حکمي دارد؟ آيا بايد طواف و نماز آن و سعي را دوباره انجام دهد يا تنها بايد نماز طواف را اعاده کند يا لازم نيست چيزي انجام دهد؟
ج: لازم نيست چيزي انجام دهد، بلکه بعد از آنکه اشتباه در قرائت سورهي نماز طواف عمدي نبوده، اعمالي را که انجام داده محکوم به صحّت است.
س97. حکم سعي با صندلي چرخدار با کمک کسي که آن را ميراند، در صورتي که ميتواند خودش آن را براند چيست؟
ج: اگر خودش ميتواند صندلي چرخدار را براند، راندن ديگري کافي و مُجزي نيست.
س98. کسي که بهخاطر جهل به حکم يا فراموشي چهارده (14) شوط سعي انجام دهد، چه حکمي دارد؟
ج: اگر از ابتدا قصد داشته هفت شوط سعي انجام دهد، سعيش صحيح است.
س99. س1: خدمهي كاروانها كه شب عيد قربان به همراه زنان و ناتوانان از مشعرالحرام حركت ميكنند و پيش از سپيدهدم به مِني ميرسند اگر بتوانند قبل از طلوع فجر به مشعر باز گردند و وقوف اختياري را درك نمايند، آيا بايد چنين كنند؟ س2: آيا رمي كردن آنان در شب به همراه زنان و از پا افتادگان كفايت ميكند، يا اين كه بايد در روز رمي كنند؟ س3: به فرض بازگشت براي وقوف اختياري، آيا امكان نايب شدن براي آنان وجود دارد؟ يا اينكه بيرون رفتن از مشعر در شب، موجب ميشود كه همانند معذورين، نايب شدن براي آنها نيز جايز نباشد؟
ج1: اگر براي همراهي زنان و ناتوانان پس از درك مسمّاي وقوف خارج شدند واجب نيست كه براي درك وقوف اختياري باز گردند. ج2: رمي شبانه براي آنان كفايت نميكند، مگر آن كه از انجام رمي در روز معذور باشند. ج3: بنا بر احتياط واجب، نايب نبايد شب از مشعرالحرام خارج شود، هرچند بتواند براي وقوف اختياري به مشعرالحرام بازگردد؛ اما اگر معذور نباشد و بدون اختيار خود از مشعر خارج نشده باشد، در صورتي كه بازگردد و وقوف اختياري را درك كند، نايب شدن او اشكال ندارد.
س100. با توجه به دشواريها و مقررات عبور و مرور كه از سوي نيروهاي انتظامى اجرا ميشود، آيا كساني كه در شب عيد قربان و پس از درك مصداق وقوف در مشعر، زنان و بيماران را به مِني ميبرند، واجب است كه پيش از طلوع فجر به مشعر باز گردند يا اينكه به همان وقوف بينالطلوعين اكتفا كنند و يا درك مصداق وقوف براي آنان كافي است؟ و آيا كسي كه حجّ نيابي بهجا ميآورد، در اين مورد با ديگران تفاوت دارد؟
ج: وقوف بينالطلوعين براي كساني كه همراهي و سرپرستي معذورين را به عهده دارند، واجب نيست و ميتوانند به وقوف اضطراري شبانه اكتفا كنند، اما اين كار براي كسي كه حجّ نيابي بهجا ميآورد، جايز نيست و چنين كسي بايد اعمال اختياري را انجام دهد.
س101. پس از وقوف در عرفات آيا حاجي مجاز است در شب عيد به مشعر نرود، مثلاً چند ساعتي به مکّه برود و پيش از اذان صبح يا پيش از نيمه شب خود را به مشعر برساند، يا بايد مستقيم به مشعر برود؟
ج: لازم نيست مستقيم به مشعرالحرام برود. ميتواند چند ساعتي به مکّه مکرّمه يا جاي ديگر برود و پيش از طلوع فجر خود را به مشعر برساند.
س102. اگر معذور پس از وقوف اضطراري مشعرالحرام از مشعر خارج شد، و پيش از طلوع فجر عذر او برطرف شد، آيا بازگشت به مشعرالحرام براي درک وقوف اختياري لازم است؟
ج: اگر اکتفا به وقوف اضطراري به مشعرالحرام بخاطر عذر بوده و بعداً کشف شده که عذر ندارد بايد با بود وقت، وقوف اختياري مشعرالحرام را درک کند.
س103. کسي که نيت کرده حجّة الاسلام واجب را ادا کند، آيا ميتواند موي سر و ريش را در ماه ذي القعدهي آن سال کوتاه کند؟
ج: جايز است، هرچند ترک آن شرعاً مطلوب است.
س104. آيا جايز است زنان در شب عيد قربان بعد از رمي جمره عقبه تقصير کنند؟ و آيا در اين حکم تفاوتي است بين اينکه براي ذبح يا نحر در روز عيد بعد از طلوع خورشيد براي خودش نائب گرفته باشند و اينکه نائب نگرفته باشند؟
ج: زني که قرباني بر گردنش نيامده، جايز است شب در مِني تقصير کند و اگر بخواهد، براي انجام مناسک حجّ به مکّه برود. امّا زني که قرباني بر گردنش آمده، واجب است صبر کندتا روز عيد قربانياش ذبح شود؛ و صِرف وکيل گرفتن براي ذبح قرباني در روز عيد، براي تقصير در شب کافي نيست
س105. آيا كسي كه براي ذبح قرباني نايب گرفته، ميتواند پيش از بازگشتن نايب و رسيدن خبر ذبح قرباني، حلق يا تقصير كند؟
ج: بايد منتظر بماند تا خبر ذبح قرباني از سوي نايب به او برسد، اما اگر در انجام حلق يا تقصير عجله كند و تصادفاً پيش از انجام ذبح توسط نايب، حلق يا تقصير كند، عملش صحيح است و لازم نيست اعاده كند.
س106. اگر کسي سهواً يا بهخاطر جهل به حکم، خارج از مِني تقصير کند چه حکمي دارد؟ آيا واجب است دوباره داخل مني تقصير کند؟
ج: تقصير در خارج مني مُجزي و کافي نيست گرچه بهخاطر سهو يا جهل باشد.
س107. کسي که در عمره مفرده تقصير را فراموش کرده و طواف نساء انجام داده، چه حکمي دارد؟ آيا بر او واجب است تقصير کرده و دوباره طواف نساء را انجام دهد يا فقط واجب است تقصير کند و نيازي به اعاده طواف نساء نيست؟
ج: واجب است پس از انجام تقصير، طواف نساء و نماز آن را دوباره انجام دهد.
س108. آيا كسي كه براي ذبح قرباني نايب گرفته، ميتواند پيش از بازگشت نايب از ذبح، بخوابد؟
ج: مانعي ندارد.
س109. در حال حاضر، ذبح قرباني در مِني ممكن نيست، بلكه براي آن جاي ديگري نزديك مِني در خارج مِني تعيين كردهاند، از طرفي میگويند گوشت قربانيها كه براي آن اموال زيادي صرف ميشود، بهدور ريخته ميشود و هدر ميرود، در حالي كه بسياري از مردم كشورهاي فقير به آن نيازمند هستند. آيا حاجي ميتواند در كشور خود قرباني كند و در روز عيد قربان، از طريق تلفن كساني را در كشور خود يا محل ديگر به ذبح آن مأمور كند تا گوشت قرباني به نيازمندان داده شود؟ يا اين كه ذبح بايد حتماً در همان محل قربانگاه انجام شود؟ و آيا ميتواند در اين مسأله به فتواي مراجعي كه اين كار را جايز ميدانند ـ چنان كه از برخي علما نقل شده ـ مراجعه كند؟
ج: اين كار جايز نيست و ذبح قرباني بايد در مِني باشد و در صورت عدم امكان ذبح در مِني، بايد در محلي كه اكنون ذبح در آن انجام ميشود، قرباني كند تا شعائر انجام قرباني كه از شعائر الهي است رعايت گردد.
س110. در حال حاضر كه متوليان امر، انجام ذبح در مِني را ممنوع كردهاند، آيا حجّاج ميتوانند قرباني را در خارج از حرم ذبح كنند؟ و آيا قرباني كردن در مكه كفايت ميكند؟
ج: ذبح قرباني جز در مِني جايز نيست، البته اگر از ذبح در مِني ممانعت شود، انجام آن در محلي كه نزديك مِني قرار دارد و براي اين كار در نظر گرفته شده كفايت ميكند.
س111. در عربستان مؤسسات خيريهاي وجود دارد كه به نيابت از حجّاج قرباني را ذبح ميكنند و آن را در اختيار فقرا و نيازمندان قرار ميدهند. ولي امر مسلمين در اينباره چه نظري دارند و چه شرايطي را لازم ميدانند؟
ج: لازم است شرايط انجام قرباني بهگونهاي كه در مناسك بيان شده، احراز گردد.
س112. آيا ميتوان قرباني را پس از ذبح، در اختيار مؤسسات خيريه قرار داد تا آن را به نيازمندان بدهند؟
ج: مانعي ندارد.
س113. عدهاى قربانیشان را در مكّه در نزديكى مِنى ذبح نمودند، الآن مردّد شدند كه آيا ذبح قربانیشان در مكّه صحيح و مُجزى بوده است يا اينكه مُجزى نيست و بايد تا ماه ذیالحجه باقى است دوباره در مِنى يا در معيصم قربانى را اعاده كنند؟
ج: در فرض عدم تمكّن از ذبح در خود مِنی، واجب است احتياطاً در هر نقطهاى كه به مِنى نزديكتر است ذبح كنند در صورت امكان؛ بنابراين اگر محلى كه قربانى ذبح شده است داراى فاصلهاى با مِنى بهقدر فاصله معيصم از مِنى يا از آن نزديكتر است قربانى مُجزى است.
س114. هرگاه ذبح در مكّه مُجزى نباشد، اعمال مكه (طواف حج و نمازش، سعی، طواف نساء و نمازش) را كه انجام دادهاند صحيح است يا آنكه لازم است آن اعمال هم اعاده شود؟
ج: علیالظاهر اعمال كسى كه قرباني را از روى جهل به مسأله تأخير انداخته صحيح است؛ اگر چه احتياط نيكو است.
س115. با توجه به اينكه در اعمال حج، حجّاج ميتوانند به جاي بيتوته در مِنى، شب را در مكّهى مكرّمه به عبادت بگذرانند، آيا اعمالي مانند خوردن، غسل كردن، وضو گرفتن و قضاي حاجت يا تشييع جنازهي مؤمنان، فاصلهاي بهشمار ميآيد كه مفهوم «انجام عبادت در طول شب» را خدشهدار كند؟
ج: خوردن و آشاميدن به اندازهي رفع نياز و بيرون رفتن براي قضاي حاجت و تجديد وضو يا انجام غسل واجب، به اشتغال به عبادت خدشهاي وارد نميكند.
س116. در پرسش قبل، اگر انجام عملي منافي با اشتغال به عبادت باشد، آيا كفارهاي بر او واجب ميگردد؟
ج: اگر به جاي بيتوته در مِنى حتي در مكّه عملي غير از عبادت انجام دهد و آن عمل از جملهي ضروريات (مانند خوردن و آشاميدن و قضاي حاجت) نباشد، كفّاره بر او واجب ميشود.
س117. كسي كه در شب دوازدهم در مِنى بيتوته كرده و پس از نيمه شب خارج شده است، آيا بايد پيش از زوال به مِنى بازگردد تا كوچ پس از زوال را ـ كه بر افراد حاضر در مِنى واجب است ـ به انجام رساند؟ و آيا اشكالي دارد كه صبح روز دوازدهم به مِنى برود و جمرات را رَمْي كند و سپس به مكه باز گردد، يا اين كه بايد در مِني باقي بماند؟ بهويژه زماني كه به اختيار خود، ميتواند جمرات را بعد از ظهر رمي كند و پيش از غروب از مِنى خارج شود.
ج: براي كسي كه در روز دوازدهم در مِنى حضور دارد، واجب است كوچ از مِنى بعد از زوال انجام شود، ولي در فرض سؤال ميتواند بعد از زوال، براي رمي جمرات از مكه به مِنى برود و پس از رمي و قبل از غروب، از مِنى حركت كند. بنا بر اين رفتن به مكه پس از نيمه شب دوازدهم جايز است، اما بايد در روز دوازدهم براي رمي به مِنى بازگردد و پس از زوال، از آنجا كوچ كند ولي كسي كه رمي جمرات در روز دوازدهم بر عهدهاش نيست مثل كسي كه وظيفهاش رمي در شب بوده، اگر پس از بيتوته تا نصف شب و رمي جمرات، شبانه از مِنى خارج شود، لازم نيست براي حصول كوچ بعد از ظهر از مِنى، به مِنى بازگردد.
س118. با توجه به ازدياد جمعيت حجّاج محترم، و محدوديت منطقه منى قسمتى از چادرهاى منى براى سكونت و بيتوته در منى در دامنه كوه طرف منى و در بالاى كوه مشرف به منى نصب شده است آيا بيتوته در اين چادرها مجزى است؟
ج: در صورتى كه متمكّن از بيتوته در منى نباشند، بيتوته در آن چادر مجزى است و كفاره ندارد.
س119. محدوده شب نسبت به بيتوته در مِنى و نصف شب نسبت به نماز مغرب و عشا چه زماني است؟
ج: ملاك نيمه شب در بيتوته منى، نصف فاصله بين غروب آفتاب تا طلوع فجر است و همينگونه است مقدار نيمه شب براي نماز مغرب و عشا.
س120. کسي که بعد از ظهر روز دوازدهم از مِنى کوچ کرده و به جهتي، مجدداً به مِنى برگردد، سهواً يا جهلاً يا عالماً، و غروب شب سيزدهم را درک کند، آيا بيتوته آن شب در مِنى يا رمي روز سيزدهم بر او واجب ميشود؟
ج: به هر جهت اگر حاجي در غروب روز دوازدهم در مِني باشد، بايد شب سيزدهم را در مِنى بيتوته کند و در روز سيزدهم رمى جمرات نمايد.
س121. حدّ مِنى آيا جمره عقبه است يا خود عقبه که گردنه بزرگي است؟
ج: بايد از اهل خبره ثقه استعلام شود ولي بهنحو کلّي حدود مشاعر از عرفات و مُزدَلفه و مِنى مبني بر مداقّه نيست، و ترتيب اثر بر آنچه که در نظر عرف از مشاعر ذکر شده محسوب است کفايت ميکند و ظاهر صحيحه معاوية بن عمار، خروج وادي محسّر و عقبه از مِنى است، که مِنى بين عقبه و وادي محسّر است.
س122. کسي که در اثناء بيتوته دوم در مِنى، بهخاطر جهل به محدوده منى از آن خارج شود، چه حکمي دارد؟ کسي که فوراً اشتباه را جبران کرده و وارد منى شود و نيز کسي که اشتباه خود را فوراً جبران نکند، چه حکمي دارند؟
ج: اگر در تمام نيمه اول يا نيمه دوم شب، در مِنى بيتوته کند، چيزي بر گردنش نيست. در غير اينصورت بايد يک گوسفند به عنوان کفّاره بدهد؛ مگر اينکه خروجش از مِنى دقايق بسيار اندکي ـ مثلاً دو تا پنج دقيقه ـ باشد، بهگونهاي که در صدق عرفي بيتوته منى در تمام نصف شب ضرري وارد نکند.
س123. کسي که قبل از ظهر روز دوازدهم از مِنى خارج شود، بدون اينکه نيت بازگشت به مِنى و سپس کوچ از آنجا را داشته باشد، آيا غير از حرمت تکليفي، حکم ديگري دارد؟
ج: غير از اينکه بهخاطر کوچ کردن قبل از زوال گناه کرده، چيزي بر گردنش نيست.
س124. هنگام رمي يا پيش از آن، يک ريگ مستعمل در کيسه ريگ ما ميافتد و با ريگهاي بکر مخلوط و مشتبه ميشود. آيا همين که هشت ريگ به جمره بزنيم که يکي از آنها احتمالاً ريگ مستعمل است کافي است؟
ج: با حصول يقين به تحقق رمي با ريگ بکر، رمي صحيح و مُجزي است.
س125. كسي كه بعد از ظهر عيد قربان ـ كه جمره عقبه خلوت است ـ خودش قادر است رمي كند، آيا مي تواند براي رمي در صبح عيد نايب بگيرد؟ در صورتي كه بخواهد خودش هنگام عصر رمي كند موفق به قرباني در روز عيد نميشود، آيا براي اينكه بتواند روز عيد قرباني كند مي تواند صبح براي رمي جمره نايب بگيرد؟ با اينكه عصر شخصاً قادر بر آن است؟ همچنين كسي كه چندين سال صبح روز عيد براي رمي نايب گرفته با اينكه عصر خودش قادر به رمي بوده است اكنون تكليفش چيست؟
ج: با فرض تمكّن از رمي در ساعتي از روز ولو در ساعات عصر، نايب گرفتن صحيح نيست. ولي اگر مأيوس از برطرف شدن عذر تا آخر روز بود و براي رمي نائب گرفت، و اتفاقاً عذرش بعد از عمل نائب برطرف شد، عمل نائب مجزي است، و اعاده بر او لازم نيست. و نسبت به سالهاي گذشته اگر نائب گرفتن به نحو غير صحيح بوده، بايد تدارك كند.
س126. با توسعه اخير جمرات، اگر قسمتي از ستون (ديوار 24 متري) جمره عقبه، خارج از مِني باشد، با فرضِ صدقِ جمره بر مجموع ديوار، آيا رمي آن قسمت صحيح است؟
ج: در صورت يقين به خروج قسمتي از جمره توسعه يافته از مِني، احوط رمي نقطهاي از قسمتي است که از مِني خارج نيست.
س127. با توجه به توسعهاى كه اخيراً در جمرات ايجاد شده، وظيفه مخصوصاً با جهل به قسمت اصلى چيست؟ و آيا رمى همه قسمتها كافى است؟
ج: اگر مي تواند بدون عسر و مشقّت، به آنچه در محلّ ستون قبلي قرار دارد رمي كند، واجب است به آن رمي نمايد. و اگر جستجو از محل آن و رمي به آن مستلزم عُسر و مشقّت است، به هر نقطه ي آن ديوار رمي كند مُجزي است، انشاءاللّه.
س128. با توجه به اينکه بانوان ميتوانند رمي روز دهم را شب انجام دهند، آيا حتماً بايد شب عيد باشد يا شب يازدهم نيز جايز است؟ و در فرض جواز، در صورتي که زن در اعمال حج نايب ديگري باشد، چه صورت دارد؟
ج: در صورت تمکّن بايد در همان شب عيد رمي جمره عقبه نمايد، مخصوصاً اگر حج او حجّ نيابي باشد و تأخير تا شب يازدهم صحيح نيست؛ ولي اگر در روز دهم ـ يعني روز عيد ـ رمي جمره عقبه نمايد، اشکال ندارد.
س129. آيا بهخاطر ترس از ازدحام در روز، زنان ميتوانند جمرات سهگانه را شب رمي کنند؟ و آيا رمي در شب براي آنها متعيّن است يا ميتوانند براي رمي در روز نايب بگيرند بدون اينکه منتظر رمي در شب شوند؟
ج: اگر ميتوانند در شب ـ هرچند شب بعد ـ رمي کنند، صحيح نيست براي رمي نايب بگيرند.
س130. سنگفرش مسجدالحرام با آب قليل تطهير ميشود و آب قليل را بر نجاست ميريزند، بهگونهاي كه معمولاً باقيماندن نجاست در محل مُحرَز است، آيا سجده بر سنگ فرش مسجد صحيح است؟
ج: معمولاً در فرض مذكور، نجاست تمامي نقاط مسجد مُحرز نميشود و بررسي و تحقيق واجب نيست، بنا بر اين سجده بر سنگ فرش آن صحيح است.
س131. هنگامي كه مسجدالحرام بر اثر خون يا ادرار يا نجاست ديگر نجس ميشود، كارگران براي تطهير آن روشي را به كار ميبرند كه به نظر ما پاك كننده نيست. در اين حالت، نمازي كه بر زمين مسجدالحرام (مرطوب يا غير مرطوب) خوانده شود، چه حكمي دارد؟
ج: مادامي كه به نجاست محل سجود يقين ندارد، نمازش صحيح است.
س132. آيا اقامهي نماز جماعت به شكل دايرهاي دور كعبه صحيح و مُجزي است؟
ج: نماز كسي كه پشت سر امام يا در يكي از دو طرف او بايستد، صحيح است، و بنا بر احتياط مستحب، كسي كه در يكي از دو طرف امام ايستاده بايد فاصلهي ميان امام جماعت و كعبه را رعايت كند و از امام به كعبه نزديكتر نباشد، اما نماز كسي كه در طرف ديگر كعبه مقابل امام بايستد، صحيح نيست.
س133. آيا اقامهي نماز جماعت پشت سر پيشنماز سني مذهب در مكّهي مكرّمه و مدينه منوّره، مُجزي است؟
ج: مُجزي است، إن شاءالله.
س134. جواز اقتدا به اهل سنت اختصاص به نماز ادا دارد يا در نماز قضا نيز ميتوان اقتدا کرد؟
ج: قدر متيقّن جواز اقتداء در نماز اداء است و صحّت اقتداء در نماز قضاء محل اشکال بلکه منع است.
س135. خارج شدن از مسجدالحرام و مسجدالنبي (صلى الله عليه وآله وسلم) هنگام اذان و اقامه چه حكمي دارد؟ با توجه به اين كه اهل سنت در آن هنگام به سوي مسجد ميروند، و در مورد خارج شدن ما در آن اوقات، گفتگو ميكنند و بر ما عيب ميگيرند.
ج: اين كار اگر از نظر ديگران، سبك شمردن نماز اول وقت بهشمار آيد و به خصوص موجب وهن مذهب باشد، جايز نيست.
س136. در برخي از استفتائات آمده است كه شما اقامهي نماز جماعت در هتلهاي مكّهي مكرّمه را جايز نميدانيد، آيا اقامهي نماز جماعت در منازل و خانههاي محل اقامت كاروانهاي حجّ جايز است؟ لازم به ذكر است كه اين منازل تنها به كاروانها اختصاص دارد و برپايي نماز جاعت، بهانهاي براي حجّاج در ترك نماز در مسجدالحرام نخواهد بود.
ج: اقامه نماز جماعت در منازل و خانه ها را نيز، در صورتي كه مايهي جلب نظر ديگران، و موجب عيبگيري بر حجّاج از جهت عدم مشاركت با مسلمانان در نماز جماعت در مسجد گردد، جايز نميدانيم.
س137. حكم نماز كسي كه قصد ده روز اقامت در مكّهي مكرّمه را دارد، در عرفات و مشعر و مِني، و نيز در مسير حد فاصل ميان آنها چگونه است؟
ج: اگر پيش از رفتن به عرفات، قصد اقامت ده روزه در مكّه را داشته باشد و با اين نيت، حداقل يك نماز چهار ركعتي كامل بهجا آورد، تا زماني كه سفر جديدي انجام نداده، حكم اقامت به حال خود باقي است، و پس از تحقق شرط اقامت، رفتن او به عرفات و مشعرالحرام و مِني سفر به شمار نميآيد.
س138. آيا حكم مخيّر بودن ميان قصر يا كامل خواندن نماز، در همه جاي مكّه و مدينه جاري است، يا تنها به مسجدالحرام و مسجد النبي (صلى الله عليه وآله وسلم) اختصاص دارد؟ و آيا ميان مناطق قديمي و جديد اين دو شهر تفاوتي وجود دارد يا خير؟
ج: تخيير بين قصر يا كامل خواندن نماز در همه جاي اين دو شهر مقدس وجود دارد، و بنا بر ظاهر، محلههاي قديمي و جديد آنها با هم تفاوتي ندارند، هرچند احتياط استحبابي اختصاص تخيير بين قصر و اتمام به محلههاي قديمي اين دو شهر، بلكه تنها به دو مسجد مقدّس است و نماز را در جاهاي ديگر اين دو شهر قصر بخواند، مگر در صورتي كه قصد اقامت ده روزه داشته باشد.
س139. حج كسي كه از شركت در مراسم برائت از مشركين خودداري كند، چه حكمي دارد؟
ج: اين كار به صحّت حجّ او خللي وارد نميكند، هرچند خود را از فضيلت شركت در مراسم اعلام برائت از دشمنان خدا محروم كرده است.
س140. آيا زن در زمان حيض يا نفاس ميتواند بر ديوار مشترك ميان رواق مسجدالحرام و مَسعي بنشيند؟
ج: مانعي ندارد، مگر آن كه ثابت شود ديوار، بخشي از مسجدالحرام است.
س141. مادرم از ذريّه پيامبر اکرم(صلى الله عليه وآله وسلم) است. آيا من نيز از سادات محسوب ميشوم؟ آيا ميتوانم عادت ماهيانهام را تا شصت سالگي، حيض قرار دهم و در آن ايام نماز و روزه خود را انجام ندهم؟
ج. تعيين سن يائسگي محل تأمل و احتياط است؛ بانوان ميتوانند در اين مسأله به مجتهد جامعالشرايط ديگر مراجعه نمايند.
س142. حج كسي كه به سبب اختلاف در رؤيت هلال، در انجام وقوفها و روز عيد شك كند، چه حكمي دارد؟ و آيا بايد حجّ را اعاده كند يا خير؟
ج: اگر مطابق با نظر و حكم مفتي اهل سنت در خصوص اثبات رؤيت هلال ذيحجه عمل كند، كافي است. پس هرگاه وقوفها را همراه با ديگر مردم درك نمايد، حجّ را درك كرده و مُجزي است.
س143. مقدار مسافت شرعي كه ساكنان در محدودهي آن ميتوانند حجّ اِفراد بهجا آورند، 16 فرسخ است. س1: اين فاصله از كجا بايد حساب شود؟ اگر ميزان، محاسبهي فاصله بين آخرين خانههاي جدّه و نخستين خانههاي مكّه باشد، آيا به نظر حضرتعالي، محدودهي شهر مكّه قابل گسترش است و ميتوان هر منطقهاي را كه عرف آن را جزء مكّه ميداند، بخشي از مكّه بهشمار آورد؟ س2: آيا نظر شما در مورد مبدأ محاسبهي مسافت، آخر شهر محل سكونت مكلّف است؟
ج: براي مكلّفي كه در شهر يا قريهاي نزديك مكّه سكونت دارد، معيار محاسبهي مسافت، آخرين نقطهي شهر يا روستاي او تا ابتداي مكّه است، و شهر مكّه قابل گسترش است، و معيار در تعيين فاصله، در طرف مكّه نقاطي است كه در حال حاضر آنها را عرفاً جزء مكّه بهشمار ميآورند. ج: چنانكه گفته شد، معيار تعيين مسافت ميان شهر او تا مكّه، فاصلهي آن تا شهر مكّهي كنوني است، هرچند احوط آن است كه فاصله را از منزل خود حساب كند.
س144. اگر كسي بخواهد پشت مقام ابراهيم به تلاوت قرآن يا خواندن دعا يا نماز مستحبي مشغول شود آيا در هنگام ازدحام كساني كه پشت مقام ابراهيم (عليه السلام) نماز طواف واجب بهجا ميآورند، جايز است با اشتغال به تلاوت قرآن يا خواندن دعا يا نماز مستحبي در آنجا، مكان را بر كساني كه نماز طواف واجب ميخوانند تنگ كند؟
ج: اَولي بلكه احوط انجام عبادات مستحبي مذكور در غير مكان ازدحام براي نماز طواف است.
س145. آيا در مسجدالنبی (صلى الله عليه وآله وسلم) سجده كردن بر فرش صحيح است؟ با ملاحظهي اينكه قرار دادن چيزي كه سجده بر آن صحيح است ـ مانند كاغذ و يا سجادهي حصيرى ـ موجب جلب توجه ميشود و نمازگزار را در معرض نگاههاي مغرضانه قرار ميدهد و بهانهاي براي تمسخر مخالفين ميگردد.
ج: جايي که انسان بايد تقيه کند ميتواند بر فرش و مانند آن سجده نمايد و لازم نيست براي نماز به جاي ديگر برود، ولي اگر در همان محل بتواند طوري که به زحمت نيفتد بر حصير يا سنگ و امثال آن سجده کند، بنابر احتياط واجب بايد بر اين اشياء سجده نمايد.
س146. آيا سجده بر سنگفرش مسجدالحرام و مسجد النبي (صلى الله عليه وآله وسلم) صحيح است؟ و بهطور كلي بر چه نوع سنگهايي مىتوان سجده كرد؟ و سجده بر آجر و سفال چه حكمي دارد؟
ج: سجده بر سنگ مرمر و ديگر سنگهايى که در ساخت يا زينت بنا بهکار میرود، صحيح است. همچنين سجده بر عقيق و فيروزه و دُرّ و امثال آن؛ هرچند احتياط آن است که بر اين دستهى آخرى سجده نکنند. سجده بر آجر و سفال و گچ و آهک و سيمان نيز صحيح است.
س147. اگر فردي شيعه در مسجد اهل سنّت قبل از نماز جماعت، دو رکعت نماز تحيّت مسجد بخواند، آيا جايز است بر چيزي که سجده بر آن صحيح نيست سجده کند؟
ج: اگر حفظ وحدت اسلامي اقتضاي به کار نبردن چيزي که سجده بر آن صحيح است را بکند، اين کار جايز است.
س148. در رسالهي مناسك حج آيت الله گلپايگاني (رحمه الله) مستحبات بسياري در خصوص مناسك حج ذكر شده است. ولي امر مسلمين در مورد عمل به آن مستحبات چه نظري دارند؟
ج: عمل به آن به قصد رجاء ثواب بلامانع است.
س149. وضو گرفتن از آبهاي خنك مسجدالحرام و اطراف آن ـ كه براي آشاميدن اختصاص دادهاند اعم از كلمنها و شيرها ـ چه حكمي دارد؟
ج: صحّت وضوء با شك در اباحه آب براي وضوء، محل اشكال بلکه منع است.
س150. در بين مردم متعارف است كه عمل مستحبي همانند زيارت و يا طواف و يا عمره مفرده را براي خود و ديگران بهجا ميآورند، آيا چنين عمل واحدي كه اصالتاً از ناحيه خود و نيابتاً از طرف ديگران ميباشد صحيح است؟
ج: شريك كردن ديگران در حجّ يا عمرهي مستحب خود، جايز است.
س151. اگر اعلم در مسألهاي فتوا نداده و تنها احتياط واجب كرده است، ولي فالأعلم آن احتياط را ندارد، آيا لازم است مقلّد اعلم بداند مرجعش احتياط واجب كرده و بايد نيت رجوع به فالأعلم كند، يا همينكه در مقام انجام وظيفه شرعي بوده و عملش طبق فتواي فالأعلم است كافي است؟ به عبارت ديگر، اگر نظر اعلم مثلاً در احرام از مكه قديم احتياط واجب است، ولي فالأعلم چنين احتياطي نداشته، و مقلّد اعلم از مكه جديد مُحرم شده و بعد از اعمال حجّ فهميده است كه اعلم چنين احتياطي داشته، آيا عملش صحيح است يا خير؟ و اكنون چه وظيفه اي دارد؟
ج: اگر عمل او در هنگام صدور مطابق با فتواي كسي بوده كه مي توانست شرعاً از او تقليد كند و بناي بر تقليد او بگذارد، صحيح و مُجزي است.
س152. در برخي موارد، زائران بيت الله الحرام يا ساير مسافران، وقت نماز در هواپيما هستند، با توجه به اينكه نماز در هواپيما معمولاً مانع استقرار و طمأنينه نيست، در صورتي كه ساير شرايط، مثل قيام و قبله و ركوع و سجود مراعات شود، آيا در صورت علم يا احتمال اينكه پيش از اتمام وقت نماز به مقصد ميرسند و ميتوانند نماز را پس از پياده شدن از هواپيما بخوانند، نماز در هواپيما كفايت مي كند يا بايد تأخير بيندازند و در صورتي كه نماز را در آن حال خواندند و پيش از اتمام وقت نماز پياده شدند، اعاده نماز لازم است يا نه؟
ج: با تمكّن از استقرار و استقبال قبله، نماز صحيح و مُجزي است، بلكه جهت درك فضيلت اوّل وقت افضل است.
س153. آيا استحباب سه روز روزه مستحبّي در مدينه منوّره براي برآمدن حاجت اختصاص به مسافر دارد يا براي اهالي مدينه و کسي که قصد عشره دارد نيز مستحب است؟
ج: اختصاص به مسافر ندارد، و ذکر مسافر جهت استثناء از صوم در حال مسافر بودن است.
س154. کسي که عمره تمتّع استحبابي بهجا آورده، آيا ميتواند بدون عذر و به دلخواه خود، آن را رها کرده و حجّ تمتّع بهجا نياورد؟ و در فرض جواز، آيا انجام طواف نساء نيز لازم است يا نه؟
ج) ميتواند رها کند و چيزي بر او نيست و احتياط مستحب آن است که طواف نساء را انجام دهد.
استفتائات جدید حج
مناسک حج
س: اگر هداياى ازدواج به ميزانى باشد که بتوان با آن براى حج تمتع ثبت نام کرد در صورتى که اطلاع از آينده و توان يا عدم توان پرداخت بقيه مبلغ و همچنين هزينههاى جانبى سفر را نداشته باشند آيا واجب الحج مى باشند يا خير در صورتى که مبالغى بدهکار باشند ولى بدهىها يا به صورت وام باشد يا با مهلت مسئله چطور مىشود اگر حج تمتع در مهريه عروس وبه عهده داماد باشد از اين محل قابل پرداخت است يا خير؟
ج) اگر به حسب ظاهر با انجام حج، خللى در زندگى شما ايجاد نشود، حجّ بر شما واجب است؛ و اگر هدايا به داماد داده شده باشد، ملک او مىباشد و پرداخت مهريه از آن صحيح است
س: من خانهاى در ملكيت خود ندارم در حاليكه مردم در سطح من و يا پايينتر از سطح من خانه شخصى دارند. آيا مىتوانم با پول موجودم که به مقدار حجّ مىباشد خانه بخرم و حجّ رفتن را به تأخير بيندازم؟
ج) اگر خانه نداريد و نياز داريد مستطيع نيستيد.
س: كسى كه با دريافت وام منزل مسكونى ساخته و يا ساير لوازم زندگى را بصورت قسطى تهيه كرده است، آيا در صورت فراهم بودن شرايط استطاعت بايد حجة الاسلام بجا آورد؟
ج) اگر مطمئن است كه در زمان پرداخت اقساط وام مىتواند آنها را ادا كند و ساير شرايط استطاعت را نيز دارد حج بر او واجب است.
س: خدمه كاروانها و پزشكان و امدادگران و افراد ديگرى كه با مأموريت به ميقات آمدهاند آيا مستطيع هستند و بايد حجةالاسلام بجا آورند يا نه؟
ج) اگر انجام مناسك حج مزاحم با وظايف مأموريت نباشد، و در برگشت از سفر حج وسايل ادامه زندگى متناسب با شؤون عرفى خود را در اختيار دارند مستطيع هستند.
س: اينجانب از سوى همسرم يك فيش حج واجب هديه دريافت نمودهام آيا بعد از انجام اين حج واجب اگر اينجانب از لحاظ مالى مستطيع شوم باز هم حج به من واجب است يا خير؟ در صورتى كه جواب مثبت باشد با توجه به اينكه دولت اعزام به حج واجب را يكبار مجاز دانسته تكليف من چيست؟
ج) اگر جهت رفتن به حج به شما بخشيده و مخارج ديگر حجّ را هم قبول كرده كه بپردازد و يا خودتان به راحتى مىتوانيد بقيه را تهيه كنيد، شما در اين شرايط با اين حجِّ بذلى مستطيع هستيد و كفايت از حجة الاسلام مىكند.
س: دارا بودن فرزند دوساله و مشكلات آن مىتواند دليل به تاخير انداختن حج تمتع باشد؟ مصاديق پاسخ سؤالات در خصوص اينجانب و همسرم كه هردو كارمند هستيم و درآمدمان با يكديگر پس انداز و يا خرج مىشود، چگونه است؟
ج) اگر کسى نباشد از او سرپرستى کند و با نبودن شما کودک بىسرپرست مىماند و خطر او را تهديد مىکند، مىتوانيد تأخير بيندازيد ولى اگر بتوانيد او را نزد شخص امين دلسوزى بگذاريد، حجّ بر شما واجب فورى است.
س: با وجوديکه در حال حاضر امکان حج تمتع در سال استطاعت محقق نيست به اين معنى که وقتى انسان از نظر مالى مستطيع مىشود همان سال نمىتواند به حج برود آيا مىتواند در اموال خود تصرف کند و خود را از استطاعت مالى خارج کند؟
ج) بنابر احتياط واجب نبايد خود را از استطاعت خارج کند.
س: کسى که از وجوه شرعى نظير خمس و زکات ارتزاق مىکند، اگر از آن خمس يا زکات اضافه آيد که به قدر مخارج حجّ باشد، آيا با وجود ساير شرايط مستطيع خواهد بود يا نه؟
ج) اگر استحقاق دريافت را به وجه شرعى داشت و باقيمانده وافى به هزينه حج بود و ساير شرايط را هم دارا بود، مستطيع است.
س: آيا کسى با اجازه ورثه مىتواند با فيش ميّت به حج مشرف شود، آيا استجازه از ساير ورثه به عنوان مقدمه واجب (مثل ثبتنام و تهيه بليط و امثال آن) واجب است يا نه؟ و نيز با فرض عدم استجازه چنانچه با همان فيش به حج برود و ساير شرايط را داشته باشد، حج او صحيح است و کفايت از حَجةالاسلام مىکند يا نه؟
ج) در استفاده از فيش ميّت اجازه ورثه لازم است، و چنانچه بدون اجازه از آن استفاده نمايد، اگر از ميقات به بعد هم استطاعت از ناحيه فيش باشد، حج او حجةالاسلام محسوب نيست ولى اگر از ميقات به بعد خودش هزينه حج را داشته باشد و ساير شرايط هم متحقق باشد حج او مجزى از حجةالاسلام است.
س: اگر مهريه من حج تمتع باشد و به من ارث هم برسد آيا بايد با پول ارث به مكه بروم يا بايد شوهرم مرا به مكه بفرستد؟
ج) بايد ابتداءً مهريه را از شوهرش مطالبه كند و چنانچه مهريه را نداد، به شوهر بگويد اگر با مالالارث خود به حج رفتم بايد هزينه حج تمتع را به من بدهى.
س: من مستطيع شدهام و فيش حج هم خريدهام. اکنون به خاطر مشکل برادرم نياز به پول دارم آيا مىتوانم فيش حج خود را فروخته و به برادرم بدهم؟
ج) كسى كه مستطيع شده، نمىتواند بعد از رسيدن زمانى كه بايد مال را براى رفتن به حج صرف كند، خود را از استطاعت خارج سازد. بلكه احتياط واجب آن است كه قبل از آن زمان نيز خود را از استطاعت خارج نكند.
س: آيا كسى كه مقروض است، جايز است كه به حج برود يا صدقه بدهد؟ يا بايد قرض خود را باز پس دهد؟
ج) اگر قرض مدتدار باشد و مدت آن سر نرسيده و يا طلبکار فعلاً مطالبه طلب خود نکند، مانع ندارد که حج برود يا صدقه بدهد.
س: من شاغل هستم و شرايط رفتن به حج تمتع را دارم آيا مىتوانم بجاى رفتن به حج تمتع پول آن را به خانوادههاى نيازمند بدهم و بعدها اگر توانستم حج تمتع بروم؟
ج) بر مستطيع واجب است فوراً حجّ بجا آورد.
س: آيا براى صحّت اعمال عمره و حج - براى كسى كه حسابرسى خمس ندارد، پرداخت خمس لباس احرام و لباسى كه در طواف و نماز طواف مىپوشد، كفايت مىكند يا بايد حسابرسى تمام اموال صورت گيرد؟
ج) در فرض سؤال پرداخت خمس براى اموال مذكور و همچنين براى پولى كه براى قربانى مىپردازد كفايت مىكند.
س: با اينكه خودرو شخصى ندارم براى خود و همسرم اقدام به ثبت نام حج تمتع نمودهام ليكن در حال حاضر به دليل نداشتن خودرو در عسر و زحمت هستم. با توجه به نداشتن پول خريد خودرو آيا اجازه فروش فيش حج خود و همسرم را دارم يا خير؟
ج) اگر در زمان ثبتنام واجد همه شرايط وجوب حَجةالاسلام براى خود بوديد و با فروش فيش حج امکان رفتن به حج از بين مىرود، مجاز به فروش آن براى خريد خودرو نيستيد ولى اگر در زمان ثبتنام و يا در حال حاضر استطاعت شرعى رفتن به حجّ را نداريد، فروش فيش حج براى شما اشکال ندارد.
س: حكم پسر بچهى دو و نيم ساله كه قصد بردن ايشان به عمره مفرده را داريم از لحاظ انجام اعمال و پوشيدن لباس احرام چگونه است؟
ج) محرم نمودن کودک غير مميز، توسط ولى او مستحب است؛ به اينگونه که به او لباس احرام بپوشاند؛ و نيّت کند که «اين طفل را محرم مىکنم براى حج» يا «اين طفل را مُعْتَمِرْ مىکنم به عمره تمتع»؛ و اگر ممکن باشد، تلبيه را به او تلقين کند، و گرنه خودش به جاى او بگويد؛ و بايد وظايف و اعمال را مطابق وظيفه انجام دهد، وگرنه در بعض صور، طفل در احرام باقى مىماند و تا تدارک نکند، نمىتواند ازدواج نمايد.
س: در مورد حد هوايى منطقه حرم (خانه خدا) و محاذات هوايى ميقاتها، تکليف مسافران هوايى را که بر فراز آنها حرکت مىکنند و قصد وررود براى حج (عمره يا تمتع) دارند (و يا آنها که فقط قصد عبور دارند) بيان فرماييد.
ج) اگر قصد ورود به مكّه را مستقيماً از طريق هوا ندارند، نيازى به احرام نيست.
س: خواهشمند است بفرماييد آيا زائران ايرانى بيت اللّه الحرام در موسم حج و ياعمره مىتوانند از ميقات حديبيّه محرم شوند؟ و آيا حديبيّه نيز مانند ساير مواقيت از قبيل ميقات شجره و جحفه مىباشد يا خير؟
ج) حديبيّه مانند تنعيم ميقات عمره مفرده است براى كسانى كه داخل مكّه هستند چه اهل مكه باشند و چه حاجيانى كه پس از اعمال حج مىخواهند عمره مفرده انجام دهند.
س: آيا حجاب بچه نابالغ (كه قادر به حفظ حجاب نيست) هنگام طواف از شروط صحت طواف است؟ و اگر مثلا" جوراب نپوشيده باشد ، اعاده لازم است؟ اگر زنى به اين واجب عمل نكند، چطور؟
ج) اشتراط حجاب كامل در طواف بر بچه نابالغ معلوم نيست اگرچه احوط مراعات حجاب است، و بر زن واجب است در طواف پاهاى خود را نيز تا مچ پا بپوشاند، كه اگر عمداً پوشاندن ساق پا را ترك كرده باشد طواف صحيح نيست.
س: شخصى چند سال قبل به حج عمره مشرف شده است. حال به ياد آورده كه در آن زمان غسلى بر او واجب بوده كه نمىدانسته است ولى تمام مراحل حج را از غسل كردن تا پايان طوافها تا جايى كه به ياد دارد درست انجام داده است، تكليف چيست؟
ج) در فرض سؤال، عمرهاش صحيح است ولى طوافهاى عمره و نمازهاى آن را بايد اعاده کند و اگر نمىتواند خودش بجا آورد، نايب بگيرد، و تا آنها را تدارک ننموده از محرماتى که با طواف نساء حلال مىشود دورى نمايد.
س: چنانچه محرمى قبل از اينکه خود تقصير کند سهواً محرم ديگرى را تقصير کند در اين صورت وضع اعمال هر دو چه حکمى دارد و آيا کفاره دارد يا خير؟
ج) در صورت سهو، چيزى بر مباشرِ عمل نيست و ضمناً تقصير آن شخص هم چنانچه قصد خروج از احرام داشته، صحيح واقع شده و از احرام خارج مىشود.
س: در صورت سرد شدن هوا آيا افراد مُحرم مىتوانند از پوشش ديگرى مثل پتو يا لباس استفاده نمايند؟
ج) چنانچه مخيط يا شبه مخيط نباشد اشكال ندارد ولى بايد مردان سرشان و زنان صورتشان را نپوشانند و دوخته بودن حاشيه پتو هم مانع ندارد.
س: استفاده از ماسکهايى که جهت جلوگيرى از تنفس هواى آلوده به دهن مىزنند و بند آن را پشت سر مىاندازند که بخش کوچکى از سر را مىپوشاند، براى مردان و زنان مُحرم چه حکمى دارد؟
ج) استفاده از ماسک براى زنان اگر در حدّ متعارف باشد مانعى ندارد و انداختن بند آن بر سر براى مردان جايز است.
س: پوشيدن جوراب روى پاى مصنوعى جانبازان در حال احرام چه صورتى دارد؟ پوشيدن جوراب روى پروتز جانبازان در حال احرام چه صورتى دارد؟
ج) پاى مصنوعى حکم پاى اصلى را ندارد، بنابراين هيچ يک از محرمات احرام شامل آن نمىشود.
س: آيا گره زدن در لباس احرام اشکال دارد؟
ج) مانعى ندارد مشروط بر اينكه از صورت رداء بودن خارج نشود.
س: آيا براى کسى که خودش محرم نيست جايز است چيزى روى سر مرد محرمى بيندازد، مثلاً محرمى که خوابيده پتو را روى سر او بيندازد و چنانچه خودش محرم باشد، چه حکمى دارد؟
ج) بر محرم پوشاندن سر خودش حرام است خواه خودش بپوشاند يا به ديگرى دستور دهد که سر او را بپوشاند، ولى پوشاندن سر ديگرى ولو محرم باشد از محرمات احرام نيست.
س: اگر مرد محرم به غير محرم بگويد وقتى که خواب رفتم، پتو را روى سرم بينداز چه حکمى دارد؟ و بر فرض که او هم به اين درخواست عمل کند کفّاره واجب مىشود يا نه و بر فرض وجوب، کفّاره بر عهده چه کسى است؟
ج) محرم مجاز به چنين درخواستى از ديگرى نيست، و اگر آن شخص به درخواست محرم عمل کند، ثبوت کفّاره معلوم نيست، و در هر صورت بر آن شخصى که درخواست را انجام داده کفّارهاى نيست.
س: در سفر عمرهاى که من امسال مشرف شدم در حين حرکت از مسجد شجره به مکه در شب با اتوبوس سقفدار باران آرامى شروع به باريدن گرفت و من نم باران را روى شيشهى اتوبوس مشاهده کردم. حال مىخواهم بدانم که آيا با بارش هر مقدار باران قربانى کردن گوسفند بر مکلف واجب مىشود يا بايد شدت باران به حدى باشد که در عرف با بارش آن انسان به زير سقف برود؟
ج) اگر عرفاً به آن شب (ولو بعض آن) شب بارانى گفته شود، کفّاره به احتياط واجب ثابت است.
س: شخصى بعد از تلبيه در مسجدالحرام متوجه مىشود كه آمپول انسولين را يادش رفته تزريق کند. حال وظيفه او چيست؟ با توجه به اينكه اگر آمپول بزند احتمال دارد از دستش خون بيايد آيا بخاطر خون آمدن از دستش بايد كفّاره بدهد يا نه؟
ج) اگر ناچار است، مىتواند آمپول بزند ولو خون بيرون بيايد و کفّاره هم واجب نيست، گرچه دادن يک گوسفند مستحب است.
س: اگر كسى بطور دائم از النگوى زينتى استفاده مىكرده است، آيا در صورت احرام بايد آن را خارج كند؟
ج) پوشيدن النگو در حال احرام اگر متعارفِ مكلّف باشد و به قصد زينت نباشد، اشكال ندارد.
س: اگر كسى از ايران نذر كند كه در جدّه محرم شده، سپس براى انجام عمره مفرده به مكّه برود، آيا اين نذر صحيح است؟ و احرام او صحيح مىباشد؟
ج) نذر و احرام او باطل است.
س: آيا طهارت لباس احرام يا ساير شرايط لباس نمازگزار، شرط صحتِ احرام نيز هست، و آيا با ترك عمدى آن، احرام صحيح است؟
ج) طهارت لباس احرام شرط صحّت احرام نيست
س: کسى که حسّ بويايى ندارد يا به علت زکام و سرماخوردگى بويى را احساس نمىکند، استعمال طيب و عطر زدن به بدن و لباس و گرفتن بينى از بوى بد بر او حرام است يا نه؟
ج) استعمال طيب در هر صورت جايز نيست اگرچه بوى آن به مشامش نرسد، و در گرفتن بينى حکم ساير مُحرمين را دارد.
س: آيا آويختن تسبيح و نظائر آن به گردن به هنگام وضو (درحال احرام) و يا دولايه كردن آن در بازو در حال احرام اشكال دارد؟
ج) اشكال ندارد.
س: كسى كه در ماه جديد بعد از آنكه در ماه قبلى عمره مفرده انجام داده است، مىخواهد وارد مكه شود در صورتىكه قسمتى از اعمال عمره مفرده ماه قبل را انجام داده و فقط طواف نساء و نماز طواف نساء باقى مانده، آيا مىتواند بدون احرام وارد مكه شود يا نه؟
ج) در فرض سؤال بايد با احرام جديد وارد مكه شود.
س: موالات ميان اشواط طواف و سعى، چگونه به هم مىخورد؟ آيا با خواندن دو ركعت نماز مستحبى يا فعلِ منافى با طواف، به هم مىخورد يا نه؟
ج) از بين رفتن موالات، موكول به نظر عرفاست و در سعى، موالات معتبر نيست، مگر آنكه شوط اول تمام نشده باشد كه در صورت از بين رفتن موالات، احتياطاً از سر بگيرد.
س: معيار كثير الشك در تعداد دورهاى طواف و تعداد ريگهاى رمى چيست؟ و عدم اعتنا به چنين شكى به چه معناست؟ آيا بنا بر اقلّ بگذارد يا اكثر؟
ج) معيار كثير الشك در طواف عرفى است و به همان معنايى است كه براى كثيرالشك در نماز بيان شده است و اما كثير الشك در رمى حكم خاصى ندارد و در صورت شك در عدد انداختن، بايد آن قدر بياندازد تا علم پيدا كند.
س: موالات ميان اشواط طواف و سعى، چگونه به هم مىخورد، آيا با خواندن دو رکعت نماز مستحبى يا فعلِ منافى با طواف بههم مىخورد يا نه؟
ج) از بين رفتن موالات موکول به نظر عرف است و در سعى موالات معتبر نيست مگر آنکه شوط اول تمام نشده باشد که در صورت از بين رفتن موالات احتياطاً از سر بگيرد.
س: اگر شخصى بعد از طواف واجب و قبل از نماز طواف وضوى خود را از دست داد و براى گرفتن وضو از مسجد خارج شد (اين کار چندين دقيقه طول دارد) آيا به موالات بين طواف و نماز طواف ضررى وارد مىكند؟
ج) در فرض مرقوم، مضرّ به توالى بين نماز و طواف نيست.
س: در صورتى که بين طواف جوراب نجس شود آيا بايستى طواف را قطع کرد؟
ج) اگر پا هم همراه جوراب نجس شده باشد، بايد طواف را از همانجا قطع كند و پس از تطهير پا اگر موالات بهم نخورده باشد، طواف را از همانجا ادامه دهد وگرنه از سر بگيرد. ولى اگر تنها جوراب نجس شده باشد ادامه طواف اشكال ندارد اگرچه احوط ادامه طواف پس از تطهير جوراب يا درآوردن جوراب و ادامه طواف بدون جوراب نجس است.
س: در هنگام ازدحام و يا تشكيل صفوف نماز صبح، مأمورين مسجدالحرام از انجام نماز طواف در خلف مقام، بهويژه براى خانمها ممانعت مىكنند و افراد را مورد توهين و يا ضرب و شتم قرار مىدهند. در چنين شرايطى آيا نماز خواندن در محدوده مقابل ركن حجر تا مقابل ركن عراقى كافى است؟
ج) نماز طواف بايد پشت مقام ابراهيم خوانده شود مشروط بر اينكه مزاحمت براى ديگران نباشد و در صورتى كه به خاطر ازدحام و يا كثرت طواف كنندگان، امكان اقامه نماز، نزديك مقام نيست مىتوان در مكانهاى دورتر بجا آورد.
س: اگر بعد از بازگشت به وطن بفهميم كه نماز طواف نساء را غلط بجا آوردهايم، وظيفه ما چيست؟
ج) در فرض سؤال نماز را در وطن بخواند و كفايت مىكند.
س: آيا طواف مستحبى را مىتوان بدون نماز طواف انجام داد؟
ج) در طواف مستحبى نماز جزو طواف نيست اگر چه خواندن آن بهتر است.
س: كسى كه طواف و نماز طواف را انجام داده، آيا مىتواند سعى را با فاصله زياد انجام دهد، مثلا روز ديگر و اگر طواف و نماز را شب انجام داده و بسيار خسته است آيا مىتواند سعى را فردا بجا آورد؟
ج) اگر طواف و نماز را در روز انجام داد جايز نيست اختياراً سعى را تا فردا به تأخير بياندازد ولى به تأخير انداختن آن تا شب همان روز مانعى ندارد.
س: در فتواى فقها، استحباب سعى وارد نشده است، آيا سعى استحباب نفسى دارد يا نه، و در مواردى که سهواً سعى را اضافه بهجا آورد، فتوا به استحباب هفت شوط دوم دادهاند، آيا از اين مورد، مىتوان استحباب سعى را استفاده کرد؟
ج) سعى استحباب نفسى ندارد.
س: من به علت جهل، سعى عمره تمتع را در طبقه بالا انجام دادم بعد از اتمام اعمال حج به من گفتند که حجت صحيح نيست. تكليف شرعى من چيست؟
ج) اگر در آن سال مستطيع بودهايد بايد حج را اعاده کنيد.
س: عدّهاى از كاروانهاى زيارتى به هنگام طواف و يا در اشواط سعى جهت حفظ تشكل و انسجام نفرات خود و به جهت شنيده شدن فقرات دعا آن را با صداى خيلى بلند مىخوانند كه قهرأ حال خشوع را از ديگران سلب مىكنند , اين شيوه شرعأ مستحسن است يا مرجوح؟
ج) اگر براى ديگران اذيت و مزاحمت باشد اشكال دارد.
س: آيا محرم قبل از آن كه خودش تقصير كند و از احرام خارج شود مىتواند براى ديگرى تقصير كند (ناخن بگيرد يا مو بچيند)؟
ج) ناخن گرفتن اشكال ندارد ولى چيدن مو جايز نيست.
س: فاصله بين دو عمره چقدر است، و آيا اين امر اختصاص به دو عمره مفرده دارد يا در فاصله بين عمره تمتّع و مفرده هم مراعات آن لازم است و آيا در عمره نيابتى هم مراعات فاصله لازم است يا نه؟
ج) فاصله معينى بين دو عمره شرط نيست ولى بنابر احتياط، در هر ماه فقط يك عمره براى خود مىتواند بجاآورد، ولى آوردن عمره براى غير خود، هر نفر يك عمره جايز است.
س: در مواردى که استحباب عمره مفرده قطعى نيست، بلکه رجاءً بهجا مىآورد، آيا مىتواند در حين اعمال، آن را رها کند؟
ج) نمىتواند.
س: آيا در فاصله بين اتمام عمره تمتع و احرام حج تمتّع مىتوان از شهر مكه خارج شد و در صورتى كه عمداً يا جهلاً يا سهواً از مكه خارج شود تكليف چيست؟
ج) اگر اطمينان داشته باشد كه خارج شدن مانع از انجام حج نخواهد شد مانعى ندارد، بلى در صورتى كه خروج و برگشت او در غير از ماهى باشد كه عمره تمتع انجام گرفته است، عمره قبلى باطل مىشود و براى حج تمتع لازم است مجدداً عمره تمتع انجام دهد.
س: شخصى كه كارمند سازمان حج و زيارت است وبه علّت مأموريت شغلى ممكن است از مكّه خارج شود؛ مثلا به مدينه برگردد، ولى يقين به اين امر ندارد، آيا وقت احرام در ميقات مىتواند به نيت عمره تمتّع محرم شود؟
ج) بلى مىتواند و خروج از مكه در صورتى كه اطمينان به رسيدن براى اعمال حج را دارد فى نفسه مانعى ندارد ولى بايد احكام خروج از مكه در مورد بطلان عمره سابق را رعايت كند.
س: کسى که عمره تمتّع استحبابى بجا آورده، آيا مىتواند بدون عذر و به دلخواه خود، آن را رها کرده و حجّ تمتّع بجا نياورد؟ و در فرض جواز، آيا انجام طواف نساء نيز لازم است يا نه؟
ج) مىتواند رها کند و چيزى بر او نيست و احتياط آن است که طواف نساء را انجام دهد.
س: شخصى در ماه شوال يا ذىالقعده عمره تمتع بجا مىآورد، و به مدينه برگشته و در ماه جديد مجدداً به مکه مىرود وظيفه او نسبت به احرام در مسجد شجره چيست، عمره مفرده يا تمتّع مجدد يا عمرهاى که بر ذمّه دارد؟
ج) در فرض سؤال بايد از ميقات به عمره تمتّع محرم شود، و عمره تمتّع حج وى همين عمره اخيره است.
س: بعضىها براى يادبود از صحراى عرفات سنگ بر مىدارند آيا برداشتن آن اشكالى دارد و اگر برداشتهاند بايد بروند و آن را همانجا بيندازند؟
ج) عرفات جزو حرم نيست و فى نفسه اشکال ندارد.
س: آيا بانوان، مطلقاً مىتوانند وقوف اضطرارى ليلى مشعر را انجام دهند و قبل از اذان صبح از مشعر بروند يا اختصاص به معذورين دارد؟
ج) اختصاص به معذورين ندارد.
س: اگر معذور پس از وقوف اضطرارى مشعرالحرام از مشعر خارج شد، و پيش از طلوع فجر عذر او برطرف شد، آيا بازگشت به مشعرالحرام براى درک وقوف اختيارى لازم است؟
ج) اگر اکتفا به وقوف اضطرارى به مشعرالحرام بخاطر عذر بوده و بعداً کشف شده که عذر ندارد بايد با بود وقت، وقوف اختيارى مشعرالحرام را درک کند.
س: پس از وقوف در عرفات آيا حاجى مجاز است در شب عيد به مشعر نرود، مثلاً چند ساعتى به مکه برود و پيش از اذان صبح يا پيش از نيمه شب خود را به مشعر برساند، يا بايد مستقيم به مشعر برود؟
ج) لازم نيست مستقيم به مشعرالحرام برود، مىتواند چند ساعتى به مکه مکرمه يا جاى ديگر برود و پيش از طلوع فجر خود را به مشعر برساند.
س: با توسعه اخير جمرات، اگر قسمتى از ستون (ديوار 24 مترى) جمره عقبه، خارج از منى باشد، با فرضِ صدقِ جمره بر مجموع ديوار، آيا رمى آن قسمت صحيح است؟
ج) در صورت يقين به خروج قسمتى از جمره توسعه يافته از منى، احوط رمى نقطهاى از قسمتى است که از منى خارج نيست.
س: اطلاعات حكايت از آن داردكه ستون قبلى جمرات در طبقات پايين و بالا در هرجمره به صورت ديوارى به طول 25 متر و عرض يكمتر ساخته شده است كه تشخيص محلّ قبلى ستونها و ايستادن در آن محلّ پرازدحام براى تشخيص آن، كارى دشوار و يا غيرممكن است، از اين رو خواهشمند است بفرماييد تكليف حجاج در رمى جمرات چيست؟ و آيا رمى تمامى ديوار 25 مترى كفايت مىكند يا خير؟
ج) اگر مىتواند بدون عسر و مشقّت، به آنچه در محلّ ستون قبلى قرار دارد رمى كند، واجب است به آن رمى نمايد. و اگر جستجو از محل آن و رمى به آن مستلزم عسر و مشقّت است به هر نقطهى آن ديوار رمى كند مجزى است. انشاء اللّه.
س: كسى كه بعد از ظهر عيد قربان كه جمره عقبه خلوت است، خودش قادر است رمى كند، آيا مىتواند براى رمى در صبح عيد نايب بگيرد؟ در صورتى كه بخواهد خودش هنگام عصر رمى كند موفق به قربانى در روز عيد نمىشود، آيا براى اينكه بتواند روز عيد قربانى كند مىتواند صبح براى رمى جمره نايب بگيرد؟ با اينكه عصر شخصاً قادر بر آن است؟ همچنين كسى كه چندين سال صبح روز عيد براى رمى نايب گرفته با اينكه عصر خودش قادر به رمى بوده است اكنون تكليفش چيست؟
ج) با فرض تمكّن از رمى در ساعتى از روز ولو در ساعات عصر، نايب گرفتن صحيح نيست. ولى اگر مأيوس از برطرف شدن عذر تا آخر روز بود و نائب گرفت براى رمى، و اتفاقا عذرش بعد از عمل نائب برطرف شد، عمل نائب مجزى است، و اعاده بر او لازم نيست. و نسبت به سالهاى گذشته اگر نائب گرفتن به نحو غير صحيح بوده، بايد تدارك كند.
س: با توجه به اينکه بانوان مىتوانند رمى روز دهم را شب انجام دهند، آيا حتماً بايد شب عيد باشد يا شب يازدهم نيز جايز است و در فرض جواز در صورتى که زن در اعمال حج نايب ديگرى باشد، چه صورت دارد؟
ج) در صورت تمکن بايد در همان شب عيد رمى جمره عقبه نمايد، مخصوصاً اگر حج او حجّ نيابى باشد و تأخير تا شب يازدهم صحيح نيست، ولى اگر در روز دهم يعنى روز عيد رمى جمره عقبه نمايد، اشکال ندارد.
س: هنگام رمى يا پيش از آن، يک ريگ مستعمل در کيسه ريگ ما مىافتد و با ريگهاى بکر مخلوط و مشتبه مىشود. آيا همين که هشت ريگ به جمره بزنيم که يکى از آنها احتمالاً ريگ مستعمل است کافى است؟
ج) با حصول يقين به تحقق رمى باريک بکر، رمى او صحيح و مجزى است.
س: آيا در اعمال روز عيد قربان، ترتيب شرط است و آيا مىتوان قربانى را قبل از رمى جمره عقبه انجام داد، براى معذور و غيرمعذور چه حكمى دارد؟
ج) به احتياط واجب بايد ذبح پس از رمى جمره عقبه انجام شود.
س: آيا مىتوانيم قربانى مراسم حج را توسط نماينده خودمان در ايران به صورت همزمان انجام دهيم يعنى از مکه به صورت تلفنى به نماينده خودمان در ايران وکالت بدهيم که از جانب ما قربانى را در ايران انجام دهد؟
ج) نمىتوانيد، يعنى چنين قربانى مجزى نيست.
س: احتراماً به استحضار مىرساند همانگونه كه مستحضريد يكى از شرايط هدى آن است كه لاغر نباشد، از طرفى نژاد گوسفندان به لحاظ تغيير محل جغرافيا متفاوت مىباشد، در اين صورت لاغرى و چاقى متناسب با نژاد آن سنجيده مىشود. حال بفرماييد لاغرى به حسب نژاد سنجيده مىشود يا حتماً مىبايست درشت باشد؟
ج) بزرگى و كوچكى گوسفند دخالت ندارد، چاقى و لاغرى هر گوسفندى به ملاحظه خودش محاسبه مىشود كه علاوه بر شرايط سنى و عدم نقص اعضاء بايد لاغر نباشد.
س: حدّ مِنى آيا جمره عقبه است يا خود عقبه که گردنه بزرگى است؟
ج) بايد از اهل خبره ثقه استعلام شود ولى به نحو کلّى حدود مشاعر از عرفات و مزدلفه و منى مبنى بر مداقّه نيست ترتيب اثر بر آنچه که در نظر عرف از مشاعر ذکر شده محسوب است کفايت مىکند و ظاهر صحيحه معاوية بن عمار خروج وادى محسّر و عقبه از مِنى است، که مِنى بين عقبه و وادى محسّر است.
س: يکى از مستحبات مکّه، تلاوت قرآن و ختم آن است، آيا براى کسى که اعمال حج بهجا مىآورد و در روز عرفه و ايام تشريق تلاوت قرآن را در عرفات و مشعر و منا ادامه مىدهد، همان استحباب وجود دارد، يا خصوص شهر مکّه است؟
ج) اختصاص به شهر مکّه دارد.
س: آيا مىتوان مبلغ لازم را جهت اجير نمودن به كسى كه بحج مشرف مىشود پرداخت كه در آنجا شخصى را اجير نمايد و بجاى من مناسك را انجام دهد و اگر امكان پذير است حج من چگونه است؟
ج) اگر مستطيع هستيد و توان انجام حجّ را داريد حجّ مذکور کفايت از حجّ واجب شما نمىکند، ولى اگر سابقاً حجّ بر شما مستقر شده و انجام ندادهايد و اکنون از انجام حجّ عاجز هستيد، واجب است نايب بگيريد، و مانع ندارد که براى نايب گرفتن، شخص ديگرى را وکيل کنيد، و نيز اگر بخواهيد شخصى را براى انجام حجّ مستحبى اجير کنيد، مىتوانيد شخص ديگرى را براى گرفتنِ اجير، وکيل کنيد.
س: معلولى که تنها يک دست يا يک پا ندارد و بهجز نقص در مواضع سجده، مشکلى از نظر اعمال اختيارى عمره و حج ندارد، آيا نيابت او براى حج کفايت مىکند؟
ج) چنين شخصى نمىتواند نيابت کند.
س: نايب مىداند براى حج تمتع اجير شده، اما نمىداند براى حجّةالاسلام نايب شده يا حج نذرى يا حج مستحب. اگر نيت کند «...حج تمتع براى منوب عنه خودم» يا «حجى که براى آن اجير شدهام» آيا کافى و صحيح است يا نه؟
ج) قصد اجمالى حجى که براى آن نائب شده، مجزى است.
س: اگر کودک نابالغ اما رشد يافته و مميز، عبادات را با شرايط و جزئيات فقهى و بطور کامل بجا آورد مىتواند در حج، در نماز يا در صوم نائب ديگران شود؟
ج) در حجّ بنابر احتياط نمىتواند نائب شود ولى در مورد روزه و نماز چنانچه صبى مميّز باشد، مىتواند نائب شود.
س: اگر شخصى از طرف وصى اجير شود که حج مستحبى را به نيابت از موصى بجا آورد اما نائب بعد از احرام و دخول در حرم فوت نمايد: اولاً: آيا عمل به وصيت شده است يا اينکه بايد شخص ديگرى براى انجام مناسک حج اجير شود؟ ثانياً: آيا نائب يا اجير، مالک اجرت شده است يا اينکه تمام اجرت حج از ورثه او گرفته مىشود؟ ثالثاً: اگر مورد نيابت حج واجب باشد با وجود اينکه حج از ذمه منوب عنه برداشته شده آيا موجبى براى استرداد اجرت حج از ورثه نائب وجود دارد؟
ج) در فرض مذكور عمل نائب محكوم به صحّت است و حج وى براى منوبعنه محسوب و عمل به وصيت شده است، و اجير متوفّى مالك اجرت شده كه بايد به ورثه او بپردازند و فرقى در اين باره بين حج واجب و مستحب نيست.
س: در موارد زير بهجا آوردن طوافِ مستحبى، به نيابت از ديگرى و نيابت کردن در طواف کسى که او نيز اعمال بهجا مىآورد، چه حکمى دارد؟ 1: پس از احرام عمره مفرده يا تمتّع، پيش از طواف و بقيه اعمال 2: پس از احرام حجّ، قبل از رفتن به عرفات. 3: پس از اعمال منا، پيش از اعمال مکّه
ج: 1و2) نيابت براى معذورين مانع ندارد ولى نيابت طواف مستحبى اگرچه احوط ترک است ولى به حج و عمره ضرر نمىزند. ۳) احوط آن است که تا اعمال واجب را انجام نداده طواف مستحبى نکند
س: تکليف شخصی که به عنوان نايب به حج مشرف میشود و میداند منوبعنه در زمان حيات خود اهل خمس نبوده است چيست؟
ج) اگر عين مال متعلق خمس در اختيار نائب قرار نمیگيرد، در اين رابطه وظيفهای ندارد.
س: آيا کسى که در اعمال عمره يا حج يا خصوص طواف اجير غير باشد، مىتواند به نيابت از شخص ديگرى تبرّعاً يا استيجاراً قرآن تلاوت کند؟
ج) اشکال ندارد.
س: در هنگام احرام در انجام عمره، من در روز زير سايه سفر كردم. لذا از والدينم خواستم كه كفاره بدهند. آنها هم براى كفاره، حيوانى را خريدارى كردند. مقدارى از گوشت را به خويشاوندان، مقدارى را هم براى خودشان و باقيمانده را هم براى نيازمندان در نظر گرفتند. آيا اين درست است؟ شرايط و وضعيت تقسيم گوشت گوسفند به عنوان كفاره چيست؟ يعنى به چه كسى و چه مقدار بايد داد؟
ج) کفاره محرمات احرام را تماماً بايد به فقير شرعى تسليم نمايد و تقسيم لازم نيست بلکه مىتوانند همه را به يک فقير هم بدهند و کفارهاى که مقدارى از آن را براى خود برداشته و مقدارى هم به خويشاوندان تعارف کردهاند کافى نيست.
س: آيا مى توان در حج براى احتياط در يک ماه براى خود دو بار عمره انجام داد؟
ج) مانع ندارد.
س: هم اكنون كسانى كه قصد تشرّف به حج يا عمره را دارند، بايد براى حفظ نوبت، مبلغ مقرّرى را به بانك بسپارند كه اين مبلغ مطابق قرارداد مضاربه است و سودى نيز به آن تعلّق مىگيرد و زمانى كه پس از حدود سه سال، نوبتِ تشرّف آنها فرا مىرسد، اصل پول و سود آن را دريافت مىكنند و به سازمان حج و زيارت مىسپارند و به عمره يا حج مشرف مىشوند. حال با توجّه به اينكه سپردن پول به بانك مقدّمه رفتن به عمره يا حجّ است و چنانچه كسى اين پول را به بانك نسپارد نوبتى را براى رفتن به عمره و يا حج نخواهد داشت و اكنون طريق رفتن به حج نيز همين است، آيا به اصل پول و سود آن خمس تعلّق مىگيرد يا نه؟
ج) در فرض مرقوم، اگر در همان سالِ خمسى سپردهگذارى به حج مىرود، خمس ندارد، ولى اگر نوبت حج او پس از آن سال خمسى است، به اصل پول خمس تعلق مىگيرد و سود آن از منافع سال وصول مىباشد.
س: تحيّت مسجدالحرام، نماز است يا طواف کعبه؟
ج) طواف است.
س: معيار کثيرالشک در تعداد دورهاى طواف و تعداد ريگهاى رمى چيست؟ و عدم اعتنا به چنين شکى به چه معناست، آيا بنا بر اقل بگذارد يا اکثر؟
ج) معيار کثيرالشک در طواف عرفى است و به همان معنايى است که براى کثيرالشک در نماز بيان شده است و اما کثيرالشک در رمى حکم خاصى ندارد و در صورت شک در عدد انداختن بايد آنقدر بيندازد تا علم پيدا کند.
س: آيا براى صحّت اعمال عمره و حج ـ براى کسى که حسابرسى خمس ندارد، پرداخت خمس لباس احرام و لباسى که در طواف و نماز طواف مىپوشد، کفايت مىکند يا بايد حسابرسى تمام اموال صورت گيرد؟
ج) در فرض سؤال پرداخت خمس براى اموال مذکور و همچنين براى پولى که براى قربانى مىپردازد، کفايت مىکند.
س: آيا استحباب غسل ورود به مسجدالحرام تنها براى قادم و کسى است که اعمال عمره بجا مىآورد يا براى هر مرتبه رفتن به مسجدالحرام نيز مستحب است؟
ج) اختصاص به ورود اول ندارد.
س: خارج شدن از شهر مکه و منى، مثلاً رفتن به جدّه، مدينه يا طائف در موارد ذيل چه حکمى دارد؟ الف: پس از اعمال روز عيد قربان پيش از اعمال مکه. ب: در روز يازدهم پس از رمى جمرات. ج: پس از بيتوته نيمه اول شب يازدهم يا دوازدهم. د: پس از اعمال ايام تشريق، پيش از اعمال مکه.
ج) در همه صور ياد شده بىاشکال است ولى بايد خروج به نحوى باشد که بتواند مناسک باقيمانده را در وقت خودش انجام دهد.
س: حج زنى که براى باز نگه داشتن صورت در حال احرام تلاش مىکرده و بدون اينکه خود بداند کمى از موهايش ديده مىشده قبول است؟
ج) حج صحيح است و إن شاء الله خداوند قبول مىکند.
س: شخصى که بطور مداوم از معدهاش باد خارج مىشود و وضويش باطل مىگردد در صورتى که بخواهد محرم شده و اعمال عمره يا تمتع را انجام دهد وظيفهاش چيست؟
ج) اگر نمىتواند وضوى خود را در طواف حفظ کند و تجديد وضو بين طواف هم حرجى است براى هر طواف و نماز يک وضو بگيريد.
س. اگر کسی به فردی بگوید تو نائب پدرم برای حج باش و پول ثبت نام اولیه را هم پرداخت کند، الآن که بعد از گذشت ۱۰ سال نوبت حج شده، فرزند میت بگوید منصرف شده ¬ام و خودم می¬ خواهم بروم، حکم مسأله چیست؟
ج. اگر اجارهی صحیح شرعی منعقد شده است، بدون وجود حق خیار، قابل فسخ نیست؛ ولی اگر به صورت وکالت بوده، برهم زدن آن فی نفسه اشکال ندارد.
س. آیا کسانی که به خاطر خوف از ازدحام جمعیت و خطرات احتمالی، معذور از ماندن در منا در روز دوازدهم می باشند، می توانند شب دوازدهم بعد از نیمه شب پس از مبیت واجب، رمی روز دوازدهم را انجام دهند و پس از آن به مکه بروند و دیگر به منا برنگردند؟
ج. در فرض سؤال میتوانند بعد از مبیت لازم شبانه رمی کرده و از منا کوچ کنند.
س. آیا کسانی که رمی جمرات روز یازدهم را ترک کرده اند، می توانند هنگام رمی روز دوازدهم در هر یک از جمرات سه گانه به این ترتیب عمل کنند که ابتدا هفت ریگ به قصد قضاء روز یازدهم و سپس هفت ریگ به قصد اداء روز دوازدهم به جمرات پرتاپ کنند؟
ج. اول قضای روز یازدهم را به ترتیب بجا آورد و سپس وظیفه روز دوازدهم را انجام دهد.
لطفا به منظور مشاهده بهتر سایت و مرور ایمن در اینترنت ، مرورگر خود را به نسخه بالاتر ارتقاء دهید یا از دیگر مرورگرها استفاده کنید.