treatise/content

اعمال عمره

مناسک حج

مسأله100

ميقات‌هاي احرام مكان‌هايي هستند كه براي احرام بستن تعيين شده‌اند و عبارتند از:

1ـ مسجد شجره

مسأله 101

مسجد شجره در منطقه ذوالحليفه در نزديكي مدينه منوّره واقع شده است، و آن ميقات كساني است كه از راه مدينه به مكه مي‌روند.

مسأله 102

تأخير احرام از مسجد شجره به جُحفه جايز نيست مگر در صورت ضرورت، از قبيل بيماري و ضعف و عذرهاي ديگر.

مسأله 103

احرام بستن در بيرون مسجد شجره مجزي نيست، ولي احرام بستن از همه‌ي قسمت‌هاي مسجد حتي قسمت‌هاي توسعه يافته و جديد آن مجزي است.

مسأله 104

زني كه داراي عذر است، مي‌تواند در حال عبور از مسجد محرم شود، به شرطي كه مستلزم توقف در مسجد نباشد. ولي اگر مستلزم توقف در مسجد هرچند بر اثر ازدحام و مانند آن باشد و نتواند احرام را تا برطرف شدن عذر به تأخير بيندازد، بايد از جُحفه يا مُحاذات آن محرم شود و جايز است با نذر از هر مكان ديگري قبل از ميقات محرم شود.

مسأله 105

در صحت نذر زوجه براي احرام پيش از ميقات در صورتي كه شوهر او غايب باشد، اذن شوهر شرط نيست؛ ولي اگر حضور داشته باشد، احتياط واجب آن است كه از او اذن بگيرد. و اگر بدون اذن شوهر نذر كند، نذر او منعقد نمي‌شود.

2ـ وادي عقيق

مسأله 106

وادى عقيق، ميقات مردم عراق و نَجد و كساني است كه از آنجا براي انجام عمره عبور مي‌كنند و داراي سه بخش است: بخش اول را مَسلخ و وسط آن را غَمره و پايان آن را ذات عِرق مي‌نامند و احرام بستن از همه‌ي قسمت‌هاي آن صحيح است.

3ـ جُحفه

مسأله 107

جُحفه ميقات اهل شام، مصر، مغرب و همه‌ي كساني است كه از آن جا براي انجام عمره عبور مي‌كنند، و احرام بستن از داخل مسجد و يا ساير مواضع جُحفه صحيح است.

4ـ يَلَمْلَم

مسأله 108

يَلَملَم نام كوهي است در جنوب مكّه‌ي مكرّمه، و ميقات مردم يمن و همه‌ي كساني است كه از آن جا براي انجام عمره عبور مي‌كنند. احرام بستن از همه‌ي قسمت‌هاي آن صحيح است.

5ـ قَرنُ المنازل

مسأله 109

قَرنُ المنازل ميقات مردم طائف و كساني است كه از آن جا براي انجام عمره عبور مي‌كنند. محرم شدن از قَرنُ‌المنازل، خواه از داخل مسجد باشد يا خارج آن در ساير مواضع قَرنُ المنازل، كافي است.

مُحاذات ميقات‌هاي پنج‌گانه

مسأله 110

هرگاه فردي از راهي برود كه به هيچ يك از ميقات‌ها عبورش نيفتد و به مكاني برسد كه مُحاذي يكي از ميقات‌ها است، بايد از مُحاذات ميقات محرم شود. مُحاذات يعني در راهِ رفتن به مكّه‌ي مكرّمه به نقطه‌اي برسد كه ميقات در سمت راست يا چپ او واقع شود، به گونه‌اي كه اگر بخواهد از آن جا بگذرد ميقات متمايل به پشت او شود.

مسأله 111

اين ميقات‌ها محل احرام عمره‌ي تمتع هستند. در اينجا ميقات‌هاي ديگري هم هست كه عبارتند از: 1ـ مكّه‌ي مكرّمه، و آن ميقات حج تمتع است. 2ـ منزل خود شخص و آن ميقات كسي است كه منزل او بين ميقات و مكه واقع شده است. بر چنين شخصي واجب نيست براي احرام بستن به يكي از ميقات‌هايي كه قبلاً ذكرشد، مراجعه كند. 3 ـ اَدني الحِلّ، و آن ميقات عمره‌ي مفرده براي خصوص كسي است كه در داخل شهر مكّه است و مي‌خواهد براي عمره‌ي مفرده محرم شود، و افضل آن است كه از حديبيّه يا جِعرّانه يا تنعيم محرم شوند.

مسأله 112

ميقات يا مُحاذات آن در صورت عدم علم، با بيّنه‌ي شرعي يعني گواهي دو شاهد عادل يا شهرتي كه موجب اطمينان شود ثابت مي‌شود و بررسي و تحقيق براي يقين پيدا كردن لازم نيست. اگر علم و بيّنه و شهرت وجود نداشته باشد، فرد مي‌تواند به ظن حاصل از پرسيدن از كساني كه اهل اطلاع از آن مكان‌ها هستند، اكتفا كند.

مسأله 113

احرام بستن پيش از رسيدن به ميقات صحيح نيست مگر آنكه فرد نذر كند از محلي كه پيش از ميقات است احرام ببندد، مثل اينكه نذر كند از مدينه يا شهر خودش محرم شود، كه در اين صورت بايد از همان مكان محرم شود و احرام او صحيح است.

مسأله 114

اگر از ميقات بدون احرام عمداً يا از روي غفلت يا ندانستن مسأله گذشته باشد واجب است براي احرام به ميقات برگردد.

مسأله 115

اگر از ميقات بدون احرام در اثر غفلت يا فراموشي يا ندانستن مسأله گذشته، و نمي‌تواند از جهت ضيق وقت يا عذر ديگر به ميقات برگردد، لكن هنوز داخل حرم نشده است، به احتياط واجب بايد به هر مقدار كه ممكن باشد به طرف ميقات برگردد تا از آنجا محرم شود، و اگر داخل حرم شده و مي‌تواند از حرم براي احرام خارج شود، بايد براي احرام از حرم خارج شود و اگر به علت تنگي وقت و مانند آن نمي‌تواند از حرم خارج شود، بايد داخل حرم از همان جايي كه عذرش برطرف شده است محرم شود.

مسأله 116

تأخير احرام از ميقات از روي اختيار جايز نيست، چه ميقات ديگري در پيش رو داشته باشد يا خير.

مسأله 117

اگر كسي از احرام بستن در يكي از ميقات‌ها منع شود، جايز است از ميقات ديگر محرم شود.

مسأله 118

هرگاه كسي از روي علم و عمد احرام بستن از ميقات را ترك كند و به جهت تنگي وقت يا عذر ديگر نتواند به ميقات برگردد و ميقات ديگري نيز در پيش رو نداشته باشد و در نتيجه وقت براي انجام عمره تنگ شود، عمره‌ي او فوت شده و حج وي باطل مي‌شود و در صورتي كه حج بر او مستقر شده يا مستطيع باشد، بايد سال ديگر حج به‌جا آورد.

مسأله 119

جدّه ميقات محسوب نمي‌شود و مُحاذي هيچ يك از ميقات‌ها هم نيست. بنابراين احرام بستن از جدّه براي عمره‌ي تمتع از روي اختيار صحيح نيست، بلكه واجب است انسان براي محرم شدن به يكي از ميقات‌ها برود. و در صورتي كه نتواند به يكي از ميقات‌ها برود، احتياط واجب آن است كه با نذر از جدّه احرام ببندد.

مسأله 120

هرگاه كسي پس از احرام بستن از ميقات و گذشتن از آن متوجه شود كه احرام او صحيح نبوده، اگر مي‌تواند به ميقات برگردد، واجب است به ميقات برگردد و از آنجا محرم شود. و اگر بازگشت به ميقات جز با آمدن به مكه برايش ممكن نباشد، بايد براي ورود به مكّه از اَدني الحِلّ به نيت عمره‌ي مفرده محرم شود و پس از انجام اعمال عمره‌ي مفرده به يكي از ميقات‌ها باز گردد و براي عمره‌ي تمتع احرام ببندد.

مسأله 121

خروج از مكّه‌ي مكرّمه بعد از عمره‌ي تمتع و قبل از اعمال حج براي كسي كه مطمئن است مي‌تواند براي انجام حج تمتع به مكه برگردد جايز است. هرچند احتياط مستحب آن است كه از مكّه‌ي مكرّمه خارج نشود مگر براي نياز و كار ضروري. در اين صورت بنابر احتياط ابتدا در مكه براي حج مُحرم شود و بعد خارج شود. و اگر مُحرم شدن براي او مشقت داشته باشد، مي‌تواند براي انجام كار خود بدون احرام خارج شود. افرادي كه قصد عمل به اين احتياط را دارند و ناچارند يك يا چند مرتبه به مكه وارد و از آن خارج شوند مانند خدمه‌ي كاروان‌ها، مي‌توانند براي ورود به مكّه‌ي مكرّمه، اول عمره‌ي مفرده انجام دهند و عمره‌ي تمتع را به تأخير بيندازند تا زماني كه بتوانند در آن وقت عمره‌ي تمتع را قبل از اعمال حج به‌جا آورند، در اين صورت بايد از ميقات براي عمره‌ي تمتع محرم شوند و هنگامي كه از عمره‌ي تمتع فارغ شدند از مكّه براي حج محرم شوند.

مسأله 122

ملاك خروج از مكّه‌ي مكرّمه بين عمره تمتع و حج، خروج از شهر كنوني مكه است. بنابراين رفتن به مكان‌هايي كه در حال حاضر جزو مكّه است، هرچند در گذشته خارج از مكّه‌ي مكرّمه محسوب مي‌شده، خروج از مكّه محسوب نمي‌شود.

مسأله 123

اگر بعد از انجام عمره‌ي تمتع از شهر مكه بدون احرام خارج شود، اگر در همان ماهي كه عمره انجام داده به مكه برگردد، نياز به تجديد احرام براي ورود به شهر مكه ندارد، ولي اگر در ماه بعد از ماه انجام عمره به مكه برگردد، مثل اينكه عمره را در ذي‌القعده انجام دهد و خارج شود، و در ماه ذي‌الحجه به مكه برگردد، و يا در ذي القعده عمره انجام دهد و در ذي الحجه خارج شده و مجدداً برگردد واجب است با احرام جديد براي عمره جهت دخول مكه محرم شود، و عمرة تمتع وي كه متصل به حج مي‌شود همين عمره‌ي تمتع دوم خواهد ‌بود. و اگر مجدداً محرم نشود و عمره دوّم را انجام ندهد حج تمتع وى صحيح نيست.

مسأله 124

بنا بر احتياط واجب نبايد بعد از انجام عمره‌ي تمتع و قبل از حج تمتع، عمره‌ي مفرده به‌جا آورد. ولي اگر به‌جا آورد، به صحت عمره و حج تمتع او خللي وارد نمي‌کند.

مسأله 125

مسائل مربوط به احرام به چهار بخش تقسيم مي‌شود: 1‌. اعمال واجب در حال احرام يا براي احرام 2. مستحبات احرام 3. محرّمات احرام 4. مکروهات احرام

اول ـ نيت

مسأله 126

شرايط و کيفيت نيّت به اين شرح است: الف) قصد انجام اعمال حج يا عمره، بنابراين كسي كه مي‌خواهد براي عمره‌ِي تمتع محرم شود، بايد از زمان احرام قصد انجام آن را داشته باشد. ب) قصد قربت و نيّت خالص براي اطاعت خداوند داشته باشد، زيرا عمره و حج و همه‌‌ي اعمال و مناسك آنها عبادت هستند و بايد به قصد تقرّب و نزديكي به خداوند تبارك و تعالي به‌جا آورده شوند. ج) كسي كه مي‌خواهد محرم شود بايد هنگام احرام قصد و نيت خود را تعيين كند يعني معيّن كند كه قصد انجام حج دارد يا عمره، و همچنين مشخص كند كه آيا حج تمتع است يا اِفراد يا قِران، حج را براي خود به‌جا مي‌آورد يا به نيابت از ديگري، حَجةالاسلام است يا حج نذري و يا حج مستحب.

مسأله 127

در قصد لازم نيست صورت تفصيلي اعمال و مناسك عمره يا حج در ذهن انسان خطور كند، بلكه خطور صورت اجمالي آن كافي است. و همين اندازه كه قصد انجام واجبات مناسك حج يا عمره را به‌طور اجمالي داشته باشد و سپس آنها را به تدريج انجام دهد كافي است.

مسأله 128

كسي كه محرم مي‌شود لازم نيست قصد ترك محرّمات را داشته باشد، بلكه قصد انجام بعضي از محرّمات هم ضرري به صحت احرام نمي‌زند، مگر آنكه قصد انجام محرّماتي را داشته باشد كه ارتكاب آنها عمره يا حج را باطل مي‌كند مثل نزديكي با زن در بعضي از موارد كه خواهد آمد. زيرا قصد انجام اين امور با قصد انجام مناسك حج قابل جمع نيست بلكه با قصد احرام منافات دارد.

مسأله 129

اگر بر اثر ناآگاهي از مسأله يا غفلت، به جاي نيت عمره، نيت حج کند، احرام او صحيح است. مثلاً اگر در نيت احرام عمره تمتع بگويد: «مُحرم مي‌شوم براي حج تمتع قربةً الي الله»؛ ليكن قصد انجام اعمالي را داشته باشد که ديگران انجام مي‌دهند، به تصور اين که آن اعمال «حج» نام دارد، احرامش صحيح است.

مسأله 130

به زبان آوردن نيت يا خطور دادن آن در ذهن در نيت شرط نيست، بلكه همين اندازه كه قصد انجام عمل را داشته باشد كافي است.

مسأله 131

نيت بايد همراه با احرام بستن باشد، بنابراين نيت قبلي كفايت نمي‌كند مگر آنكه تا زمان احرام استمرار داشته باشد.

مسأله 132

تلبيه در احرام، همانند تکبيرة‌الإحرام در نماز است، و هنگامي که حاجي تلبيه بگويد، محرم مي‌شود و اعمال عمره‌ي تمتع را آغاز مي‌کند. در حقيقت، تلبيه به منزله‌ي اجابت دعوت پروردگار مهربان است که مکلّفان را به حج فرا خوانده است، از اين رو شايسته است که ذکر تلبيه با خضوع و خشوع کامل ادا شود.

مسأله 133

صورت تلبيه بنا بر اصحّ، جملات ذيل است: «لَبّيكَ اللّهُمَّ لَبّيك، لَبّيكَ لا شريكَ لكَ لَبّيك». و اگر به اين مقدار اكتفا كند، احرامش صحيح است؛ و احتياط مستحب آن است كه بعد از تلبيات چهارگانه بگويد: «إنّ الحمدَ و النِّعمَةَ لَكَ و المُلك لا شريكَ لَكَ لَبَّيك». و اگر بخواهد بيشتر احتياط كند، پس از گفتن آنچه ذكر شد، بگويد: «لَبّيكَ اللّهُمَّ لَبّيك، إنَّ الحمدَ و النِّعمةَ لَكَ و المُلك، لا شريكَ لَكَ لَبّيك». و مستحب است اين عبارات که در روايت معتبر آمده، بعد از آن گفته شود: «لَبَّيكَ ذَا الْمَعارِجِ لَبَّيكَ، لَبَّيْكَ داعِياً إِلي دارالسَّلامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ غَفّارَ الذُّنُوبِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ أَهْلَ التَّلْبِيَةِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا الْجَلالِ وَالاِكْرامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تُبْدِئُ وَ الْمَعادُ إِلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تَسْتَغْنِي و يُفْتَقَرُ إِلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ إِلهَ الْحَقِّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا النَّعْماءِ وَالفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ كَشّافَ الْكُرَبِ الْعِظامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ عبدُ كَ وَابْنُ عَبْدَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ يا كَرِيمُ لَبَّيْكَ».

مسأله 134

مقدار واجب لبّيك يك بار است ولي مستحب است هر چه مي‌تواند آن را تكرار كند.

مسأله 135

واجب است شخص مقدار واجب تلبيه را صحيح و بي‌غلط تلفظ كند و اگر شخص با آنكه مي‌تواند آن را به‌طور صحيح ياد بگيرد و يا كسي به او در وقت گفتن تلقين كند، آن را اشتباه بگويد كافي نيست، ولي اگر نتواند ياد بگيرد هرچند بر اثر تنگي وقت باشد و نتواند آن را با تلقين نيز صحيح ادا كند، به هر نحو كه مي‌تواند بگويد. و در اين صورت احتياط آن است كه علاوه بر گفتنِ خودش، نايب هم بگيرد.

مسأله 136

هرگاه كسي عمداً تلبيه را نگويد، حكم كسي را دارد كه عمداً احرام بستن از ميقات را ترك كرده باشد.

مسأله 137

هرگاه كسي تلبيه را به‌طور صحيح نگويد و عذري نيز نداشته باشد، حكم كسي را دارد كه عمداً تلبيه را ترك كرده باشد.

مسأله 138

كسي كه براي عمره‌ي تمتع محرم شده، واجب است هنگام مشاهده‌ي خانه‌هاي مكّه‌ي مكرّمه ـ ولو خانه‌هاي جديد البناء در اطراف مكه كه در حال حاضر جزو شهر مكه محسوب است‌ ـ از لبيك گفتن خودداري كند. و كسي كه براي حج احرام بسته واجب است از ظهر روز عرفه لبيك گفتن را ترك كند.

مسأله 139

احرام در حج تمتع و عمره‌ي تمتع و حج اِفراد و عمره‌ي مفرده فقط با لبيك گفتن محقق مي‌شود، ولي احرام در حج قِران هم با لبيك گفتن محقق مي‌شود و هم با اِشعار و تقليد. اشعار مخصوص شتر است ولي تقليد در مورد همه‌ي قرباني‌ها مصداق دارد.

مسأله 140

اشعار عبارت است از اينكه كوهان شتر، مجروح و به خون آغشته گردد تا معلوم باشد كه قرباني است. و تقليد عبارت است از اينكه حاجي نعلين يا نخي را به گردن حيوان آويزان كند تا معلوم باشد كه آن حيوان قرباني است.

مسأله 141

يكي از دو جامه، «لُنگ» است كه بايد به كمر بسته شود و ديگري «رداء» است كه به دوش انداخته مي‌شود. اين دو جامه بايد بعد از بيرون آوردن همه لباس‌هايي كه پوشيدن آنها بر محرم حرام است، پوشيده شوند.

مسأله 142

بنا بر احتياط واجب، بايد دو جامه‌ي مذکور را پيش از نيت احرام و تلبيه بپوشد.

مسأله 143

لازم نيست لُنگ، از ناف تا زانو را بپوشاند بلكه همين كه لُنگ بر آن صدق كند و به نحو متعارف باشد كفايت مي‌كند.

مسأله 144

گره زدن لُنگ به گردن جايز نيست ولي سنجاق زدن و امثال آن و گره زدن بعض آن به بعض ديگر مانعي ندارد تا وقتي كه از صدق عنوان اِزار خارج نشود. و همچنين در رداء گره يا سنجاق يا گيره زدن آن يا گذاشتن سنگريزه در دو طرف و بستن آن با نخ به نحو متعارف تا زماني كه عنوان رداء بر آن صدق كند، جايز است.

مسأله 145

در پوشيدن جامه‌ي احرام، احتياط واجب آن است كه قصد تقرّب الي الله داشته باشد.

مسأله 146

جامه‌ي احرام بايد شرايط لباس نمازگزار را داشته باشد. بنابراين احرام بستن در جامه‌ي حرير يا جامه‌اي كه از اجزاي حيوان حرام گوشت يا مردار تهيه شده باشد يا جامه‌اي كه به نجاستي نجس شده باشد كه در نماز از آن عفو نشده است كفايت نمي‌كند.

مسأله 147

لازم است جامه‌اي كه لُنگ قرار داده مي‌شود نازك و بدن‌نما نباشد، ولي بدن‌نما بودن رداء اشكالي ندارد؛ مشروط بر اينكه رداء بر آن صدق كند.

مسأله 148

وجوب پوشيدن دو جامه‌ي احرام مخصوص مردان است. زنان مي‌توانند در همان لباس خودشان به هر نحو كه هست مُحرم شوند، چه دوخته باشد يا نباشد، مشروط بر اينكه شرايط لباس نمازگزار رعايت شده باشد.

مسأله 149

لباس احرام زن نبايد از حرير خالص باشد.

مسأله 150

لازم نيست لباس احرام، منسوج و بافتني و از جنس پنبه يا پشم و مانند آن باشد، بلكه اگر از پوست يا نايلون و پلاستيك باشد و عنوان لباس بر آن صدق كند و پوشيدن آن متعارف باشد نيز كافي است. همچنين اگر مثل نمد ماليده شده باشد و به آن «جامه» گفته شود و پوشيدن آن متعارف باشد، مانعي ندارد.

مسأله 151

اگر از روي عمد و علم در هنگام احرام لباس دوخته را از بدن خود بيرون نياورد، صحّت احرام او خالي از اشكال نيست و احتياط واجب آن است که پس از بيرون آوردن آن، نيت و تلبيه را تکرار کند.

مسأله 152

اگر بر اثر سرما و مانند آن، ناگزير از پوشيدن جامه‌ي دوخته باشد، مي‌تواند از لباس هاي معمولي مانند پيراهن استفاده کند، اما نبايد آن را بپوشد، بلکه آن را به صورت برعکس بالا به پايين يا پشت و رو، به روي خود بيندازد.

مسأله 153

فرد محرم مي‌تواند جامه‌ي احرام را براي استحمام و غسل يا تعويض به جامه‌ي ديگر و مانند آنها، از تن بيرون آورد.

مسأله 154

فرد محرم مي‌تواند براي پرهيز از سرما و مانند آن، بيش از دو جامه بپوشد و دو قطعه يا بيشتر بر روي شانه بيندازد يا دور کمر ببندد.

مسأله 155

اگر جامه‌ي احرام نجس شود، بنا بر احتياط واجب بايد آن را تطهير يا تعويض کند.

مسأله 156

طهارت از حدث اصغر يا اكبر شرط صحت احرام نيست، بنا بر اين مي‌تواند در حال جنابت يا حيض، محرم شود، البته غسل کردن پيش از احرام، مستحب مؤکد است و اين غسل مستحب، «غسل احرام» ناميده مي‌شود و احوط آن است که آن را ترک نکند.

مسأله 157

مستحب است قبل از احرام، بدن پاك باشد. و موهاي زائد بدن را زايل كرده و ناخن‌ها را كوتاه نموده باشد. مسواك زدن پيش از احرام نيز مستحب است. همچنين مستحب است كه پيش از محرم شدن در ميقات و يا پيش از رسيدن به ميقات ـ مثلاً در مدينه ـ غسل كند و گفته شد(1) كه احوط آن است كه اين غسل را ترك نكند. و مستحب است كه بعد از نماز ظهر، يا بعد از هر نماز واجب ديگر و يا بعد از دو ركعت نماز مستحب محرم شود، و در برخي احاديث آمده است كه [پيش از احرام] شش ركعت نماز مستحب است و فضيلت بيشتري دارد. و نيز براي کسي که مي‌‌خواهد حج بجا آورد مستحب است كه از ابتداي ماه ذي‌قعده، موي سر و صورت خود را كوتاه نكند. **1- مسأله 156**

مسأله 158

احرام در جامه‌ي سياه رنگ و كثيف و راه راه مكروه است، و بهتر آن است كه جامه‌ي احرام سفيد رنگ باشد. همچنين خوابيدن بر بالش يا بستر زرد رنگ در حال احرام مكروه است. استعمال حنا پيش از احرام نيز در صورتي كه رنگ آن تا زمان احرام باقي بماند، مكروه است. و نيز مكروه است در پاسخ كسي كه او را صدا كرده، واژه‌ي «لبيك» را به كار ببرد. رفتن به حمام و شستن بدن با كيسه و مانند آن نيز در حال احرام مكروه است.

مسأله 159

بر شخص واجب است كه از لحظه‌ي شروع احرام تا آن گاه كه محرم است، از برخي امور اجتناب كند كه به آنها «محرمات احرام» گفته مي‌شود.

مسأله 160

محرمات احرام بيست و دو چيز است، كه برخي از آنها فقط بر مردان يا فقط بر زنان حرام است. ابتدا به بيان اجمالي محرمات احرام و سپس به ذكر احكام و مسائل مورد ابتلا در هر يك از آنها مي‌پردازيم. محرمات احرام عبارتند از: 1ـ پوشيدن لباس دوخته براي مردان 2ـ پوشانيدن تمام روي پا براي مردان 3ـ پوشانيدن سر براي مردان و پوشانيدن صورت براي زنان 4ـ سايه بر سر قرار دادن براي مردان هنگام حركت و طي مسافت در طول روز 5 ـ استعمال بوي خوش 6 ـ نگاه كردن در آينه 7ـ انگشتر به دست کردن 8 ـ استعمال حنا 9ـ روغن ماليدن به بدن 10ـ كندن مو از بدن خود يا شخص ديگر 11ـ سرمه كشيدن 12ـ ناخن گرفتن 13ـ بيرون آوردن خون از بدن 14ـ فسوق (دروغ گفتن و همچنين دشنام دادن و فخر فروشي) 15ـ جدال كردن يعني گفتن «لا والله» و «بلي والله» 16 ـ كشتن حشراتي كه در بدن ساكن مي‌شوند. 17ـ كندن و بريدن درختان يا گياهان حرم 18ـ حمل سلاح 19ـ شكار حيوان وحشي صحرايي 20ـ جماع كردن و هر گونه لذت و تمتع بردن از زن مانند نگاه کردن، بوسيدن و لمس کردن 21ـ عقد كردن زن 22ـ استمناء

مسأله 161

برخي از اين اعمال در حالت عادي نيز حرام است و حرمت آن در حال احرام بيشتر است.

مسأله 162

پوشيدن لباس دوخته از قبيل پيراهن، قبا، شلوار، كت، پالتو، زير جامه و امثال آنها، همچنين پوشيدن لباس‌هاي دكمه‌داري كه با بستن دكمه‌ي آن به صورت پيراهن و مانند آن در مي‌آيد، براي مردان در حال احرام جايز نيست.

مسأله 163

در مسأله‌ي قبل، تفاوتي ميان لباس دوخته شده يا بافته و مانند آنها وجود ندارد.

مسأله 164

پوشيدن چيز دوخته که لباس محسوب نمي شود، مانند كمربند يا هميان كه پول در آن مي‌گذارند و همچنين استفاده از بند ساعت و مانند آن اشکال ندارد.

مسأله 165

شستن و خوابيدن بر روي زيرانداز دوخته شده يا لباسي که پوشيدن آن حرام است، مانعي ندارد.

مسأله 166

انداختن لحاف يا پتو و مانند آن که حاشيه‌ي آن دوخته شده بر روي شانه‌ها مانعي ندارد.

مسأله 167

دوخته بودن حاشيه‌ي جامه‌ي احرام بلا مانع است.

مسأله 168

اگر عمداً لباس دوخته بپوشد، بايد يك گوسفند کفاره بدهد، همچنين اگر چندين لباس دوخته مانند شلوار و پيراهن و کت و لباس زير بپوشد، بايد براي هر کدام از آنها جداگانه كفاره بدهد.

مسأله 169

هرگاه محرم به علت سردي هوا يا بيماري و يا عذرهاي ديگر به پوشيدن لباس دوخته ناچار شود، جايز است بپوشد، ولي بنابر احتياط واجب بايد يک گوسفند كفاره بدهد.

مسأله 170

پوشيدن هر نوع لباس دوخته براي زنان بلامانع است و کفاره ندارد، اما پوشيدن دستکش براي آنان جايز نيست.

مسأله 171

مرد محرم نبايد چكمه و جوراب بپوشد، و احتياط واجب آن است كه از پوشيدن هر چيزي که تمام روي پا را مي‌پوشاند مانند: کفش و گيوه و امثال آن اجتناب کند.

مسأله 172

پوشيدن نعلين و کفشي که بند پهن دارد، اما تمام روي پا را نمي‌پوشاند، اشکال ندارد.

مسأله 173

قرار دادن لحاف و روانداز و مانند آن بر روي پا در هنگام نشستن يا خواب اشکال ندارد و قرار گرفتن لباس احرام بر روي پاها نيز بلا مانع است.

مسأله 174

اگر شخص محرم ناگزير از پوشيدن کفش و مانند آن كه تمام روي پا را مي‌پوشاند باشد، مي‌تواند بپوشد، ولي بنا بر احتياط واجب بايد روي آن را شكاف دهد.

مسأله 175

پوشيدن کفش و جوراب و مانند آن که در مسائل پيشين ذکر شد، كفاره ندارد، اما در مورد پوشيدن جوراب، احتياط مستحب آن است که يک گوسفند به عنوان کفاره قربانى كند.

مسأله 176

حکم مذکور(پوشيدن جوراب و کفش و مانند آن) مختص مردان است، اما احتياط مستحب آن است که زنان نيز آن را مراعات کنند.

مسأله 177

براي مرد محرم جايز نيست سر خود را با كلاه يا عمامه يا حوله و دستمال و مانند آن بپوشاند.

مسأله 178

بنا بر احتياط واجب، بايد از گذاشتن هر چيز كه موجب پوشيده شدن سر مي‌گردد، مانند حنا و كف صابون، يا حمل اشياء بر روي سر و مانند آن اجتناب كند.

مسأله 179

گوش نيز بخشي از سر است و پوشاندن آن در حال احرام جايز نيست.

مسأله 180

پوشاندن قسمتي از سر به نحوي كه عرفاً مصداق پوشاندن سر باشد، ـ مانند گذاشتن كلاه كوچك در وسط سر ـ جايز نيست، اما در غير اين صورت، مانند گذاشتن قرآن و مانند آن بر روي سر و يا خشك كردن تدريجي بخشي از سر، اشكال ندارد، هرچند احوط آن است كه از آن نيز اجتناب كند.

مسأله 181

فرو بردن تمام سر در آب براي محرم جايز نيست، و بنا بر ظاهر، در اين مسأله تفاوتي ميان زن و مرد وجود ندارد؛ اما اگر تمام سر را در آب فرو برد، كفاره‌اي بر عهده‌اش نخواهد بو

مسأله 182

كفاره پوشاندن سر، بنابراحتياط واجب يك گوسفند است.

مسأله 183

اگر از روي فراموشي يا غفلت سر خود را بپوشاند، كفاره بر او واجب نمي‌شود.

مسأله 184

پوشاندن صورت در حال احرام به‌گونه‌اي كه متعارف زنان در حجاب از نامحرم يا خودداري از شناخته شدن است براي زنان جايز نيست. بنابراين پوشاندن بخشي از صورت به نحوي كه پوشاندن صورت بر آن صدق كند، مانند پوشاندن گونه‌ها و بيني و دهان و چانه جهت حجاب يا شناخته نشدن، مانند پوشاندن تمام صورت است و جايز نمي‌باشد.

مسأله 185

استفاده از ماسك براي پوشش بيني و دهان براي زنان در حال احرام مانع ندارد.

مسأله 186

پوشاندن اطراف صورت از بالا يا پايين و يا دو طرف آن، به طوري كه زنان هنگام پوشيدن مقنعه به نحو متعارف و يا هنگام پوشاندن سر در نماز انجام مي‌دهند و پوشاندن صورت بر آن صدق نمي‌كند، اشكال ندارد، چه در نماز باشد و چه در حال ديگر.

مسأله 187

پوشاندن‌ صورت با بادبزن و مانند آن(كاغذ و روزنامه و...) براي زنان حرام است، اما گذاشتن دست‌ها بر روي صورت اشكال ندارد.

مسأله 188

جايز است زن در حال احرام، چادر يا جامه‌اي را كه بر سر انداخته طرف آن را بر روي صورت بياويزد، به نحوي كه بخشي از صورت و پيشاني‌اش را تا بالاي بيني بپوشاند، اما احوط آن است كه اگر مرد نامحرم او را نمي‌بيند، از اين كار اجتناب نمايد.

مسأله 189

در مسأله‌ي قبل، احوط آن است كه پوشش مذكور با صورت تماس نداشته باشد.

مسأله 190

پوشاندن صورت كفاره ندارد، هرچند احوط آن است كه كفاره بدهد.

مسأله 191

سايه بر بالاي سر قراردادن در حال احرام و در حال حركت (مانند رفتن از ميقات به مكه و از مكه به عرفات و مانند آن) بر مردان جايز نيست، اما چنانچه در بين راه توقف كند، رفتن به زير سايه بلا مانع است و زماني كه در مقصد به خانه يا رستوران وارد شود، اشكال ندارد. بنا بر اين سفر كردن با اتوبوس مسقّف جايز نيست، اما پس از رسيدن به مكه، قرار گرفتن در زير سايه هنگام راه رفتن در منازل و رستوران‌ها و مانند آن اشكال ندارد.

مسأله 192

احوط آن است كه شخص محرم پس از رسيدن به مكه پيش از انجام مناسك عمره و همچنين در حال احرام در عرفات و مني، از قرار گرفتن در زير سايه‌هاي متحرك مانند اتوبوس مسقف و چتر، اجتناب كند.

مسأله 193

حكم مذكور در دو مسأله‌ي قبل، به طول روز اختصاص دارد و سوار شدن به اتوبوس مسقّف در شب مانع ندارد، هرچند رعايت احتياط در اين‌باره مطلوب است.

مسأله 194

احوط آن است كه در شب‌هاي باراني و سرد، از سوار شدن به اتوبوس مسقّف و مانند آن اگر براي فرار از باران و سرما باشد اجتناب كند.

مسأله 195

قرار گرفتن در سايه‌ي ديوار و درخت و مانند آنها و نيز عبور از زير سقف‌هاي ثابت مانند پل و تونل، حتي در روز اشكال ندارد.

مسأله 196

سايه بر سر قرار دادن فقط براي مرد حرام است و براي زنان اشكال ندارد.

مسأله 197

كفاره‌ي رفتن به زير سايه، يك گوسفند است

مسأله 198

اگر بر اثر بيماري و عذر، ناگزير از رفتن به زير سايه باشد، انجام آن برايش جايز است، اما بايد يك گوسفند كفاره بدهد.

مسأله 199

قرار گرفتن در زير سايه، در هر احرام فقط يك كفاره دارد، هرچند به دفعات انجام شود. بنا بر اين اگر در احرام عمره چندين بار به زير سايه برود، بيش از يك كفاره بر او واجب نمي‌شود. در احرام حج نيز چنين است.

مسأله 200

استعمال انواع عطر مانند مشك و عود و گلاب و ديگر عطرهاي رايج، در حال احرام حرام است.

مسأله 201

پوشيدن لباسي كه قبلا معطر شده، تا زماني كه از آن بوي خوش به مشام برسد، جايز نيست.

مسأله 202

بنا بر احتياط، استعمال صابون و شامپوي معطّر [در حال احرام] جايز نيست.

مسأله 203

بنا بر احتياط واجب، بايد محرم از بوييدن هر چيز معطر اجتناب كند، هرچند به آن عطر اطلاق نشود، مانند گل‌ها، سبزيجات و ميوه‌هاي خوشبو.

مسأله 204

خوردن غذايي كه در آن زعفران وجود دارد، براي محرم جايز نيست.

مسأله 205

خوردن ميوه‌هاي خوشبو مانند سيب و پرتقال و مانند آنها براي محرم اشكال ندارد، اما بنا بر احتياط واجب بايد از بوييدن آنها خودداري كند.

مسأله 206

فرد محرم نبايد بيني خود را از بوي نامطبوع بگيرد، اما بيرون رفتن از محلي كه بوي نامطبوع دارد و يا عبور از آنجا اشكال ندارد.

مسأله 207

احتياط واجب آن است كه براي استفاده‌ي عمدي از عطريات و بوي خوش، چه آن‌هايى كه در خوراك از آن استفاده مى‌شود مانند زعفران و چه غير آن‌ها، يك گوسفند كفاره بدهد.

مسأله 208

در حال احرام، نگاه كردن در آينه به قصد زينت حرام است، ولي نگاه كردن در آن بدون قصد زينت (مانند نگاه راننده در آينه‌ي خودرو)، اشكال ندارد.

مسأله 209

نگاه كردن در آب صاف يا در اجسام صيقلي كه تصاوير در آن ديده مي‌شود نيز همانند نگريستن در آينه است، كه اگر براي زينت باشد، جايز نيست.

مسأله 210

اگر در اتاقي كه آينه در آن است سكونت دارد و مي‌داند كه سهواً چشمش به آن مي‌افتد، ماندن در آن اتاق اشكال ندارد، اما بهتر است كه آينه را بيرون ببرد يا روي آن را بپوشاند.

مسأله 211

عينك زدن اگر براي زينت نباشد، اشكال ندارد.

مسأله 212

در حال احرام تصويربرداري با دوربين عكاسى يا فيلم‌برداري اشكال ندارد.

مسأله 213

نگاه كردن به آينه كفاره ندارد، اما احتياط واجب آن است كه پس از نگاه كردن در آن، لبيك بگويد.

مسأله 214

احتياط واجب آن است كه فرد محرم از به دست كردن انگشتر ـ اگر زينت به شمار آيد ـ اجتناب كند.

مسأله 215

اگر انگشتر براي زينت نباشد و به نيت استحباب يا غرض ديگر آن را به دست كند، اشكال ندارد.

مسأله 216

انگشتر به دست كردن در حال احرام كفاره ندارد.

مسأله 217

احتياط واجب آن است كه فرد محرم از استعمال حنا و رنگ كردن مو ـ اگر زينت به‌شمار آيد ـ بلكه از هر چيزي كه زينت محسوب مي‌شود، اجتناب كند.

مسأله 218

اگر پيش از احرام بر دست ها و پاها و ناخن هايش حنا گذاشته يا موهايش را رنگ كرده باشد و اثر آن تا زمان احرام باقي باشد، اشكال ندارد.

مسأله 219

استعمال حنا و رنگ مو كفاره ندارد.

مسأله 220

روغن ماليدن به بدن و مو براي فرد محرم جايز نيست، خواه با روغن‌هايي باشد كه براي زينت استعمال مي‌شود يا با غير آن، و خواه معطر باشد يا نباشد.

مسأله 221

اگر بوي روغن هاي خوشبو تا زمان احرام باقي مي‌ماند، پيش ‌از احرام نيز استعمال آنها جايز نيست.

مسأله 222

خوردن روغن و چربي در صورتي كه بوي خوش نداشته باشد، اشكال ندارد.

مسأله 223

اگر براي مداوا يا جلوگيري از تابش اشعه‌ي مضرّ خورشيد يا عرق كردني كه موجب التهاب و سوزش بدن مي‌شود، مجبور به استعمال روغن باشد، اشكال ندارد.

مسأله 224

بنا بر احتياط، كفاره‌ي ماليدن روغن خوشبو به بدن، يك گوسفند است، و در مورد روغن‌هاي غير خوشبو، سير كردن يك فقير است، اگر چه بعيد نيست در هر دو مورد واجب نباشد.

مسأله 225

در حال احرام، زايل نمودن موي هر قسمتي از سر و بدن حرام است و در حرمت زايل نمودن مو فرقي بين موي كم يا زياد و بين كندن و تراشيدن نيست و تفاوتي ندارد كه از بدن و سر خود مو زايل كند و يا از بدن و سر شخص ديگر.

مسأله 226

اگر در حال وضو يا غسل يا تيمم، مويي بدون قصد كنده شود، اشكال ندارد.

مسأله 227

اگر ناگزير از ازاله‌ي مو باشد، مانند موي زير پلك چشم كه موجب آزار او شود و يا موي سر كه باعث ايجاد سردرد باشد، ازاله‌ي آن اشكال ندارد.

مسأله 228

اگر فرد محرم موي سر خود را از روي علم و عمد بتراشد، بايد يك گوسفند كفاره بدهد، اما اگر از روي غفلت يا سهو و يا ندانستن مسأله باشد، كفاره ندارد.

مسأله 229

اگر ناچار شود موي سر خود را بتراشد، كفاره‌ي آن دوازده مُدّ طعام است كه به شش مسكين داده مي‌شود، يا سه روز روزه و يا يك گوسفند.

مسأله 230

اگر محرم موي سر خود را با قيچي يا ماشين كوتاه كند، بنا بر احتياط واجب بايد يك گوسفند كفاره بدهد.

مسأله 231

اگر محرم دست به سر خود بكشد و يك مو يا بيشتر بيفتد، احتياط مستحب آن است كه به قدر يك مشت گندم يا آرد و مانند آن صدقه بدهد.

مسأله 232

سرمه كشيدن اگر زينت محسوب شود، بر محرم جايز نيست، همچنين خط كشيدن به دور چشم‌ها كه زنان انجام مي‌دهند، جايز نمي‌باشد و در اين مورد تفاوتي ميان رنگ سياه و ديگر رنگ ها وجود ندارد.

مسأله 233

بر محرم حرام است ناخن دست يا پاي خود را بگيرد، چه تمام آن را بگيرد و چه قسمتي از آن را، و تفاوتي ندارد كه ناخن را ببرد يا كوتاه كند و يا بكَند، چه با قيچي يا ناخن‌گير يا چاقو باشد و يا با وسيله‌ي ديگر.

مسأله 234

اگر ناچار شود ناخن خود را بگيرد ـ مانند زماني كه بخشي از ناخن جدا شود و قسمت باقي مانده موجب آزار شخص باشد ـ اشكال ندارد.

مسأله 235

گرفتن ناخن افراد ديگر اشكال ندارد.

مسأله 236

كفاره‌ي گرفتن ناخن بدين ترتيب است: اگر يك ناخن يا بيشتر را از دست يا پاي خود بگيرد، براي هر ناخن بايد يك مد طعام كفاره دهد. اگر تمام ناخن‌هاي دست يا پا را كوتاه كند، بايد يك گوسفند كفاره دهد. اگر تمام ناخن‌هاي دست و پا را در يك نوبت كوتاه كند، بايد يك گوسفند كفاره بدهد و اگر ناخن‌هاي دست را در يك نوبت و ناخن‌هاي پا را نيز در نوبت ديگر بگيرد، بايد دو گوسفند كفاره دهد.

مسأله 237

احتياط واجب آن است كه محرم كاري نكند كه خون از بدن او بيرون بيايد.

مسأله 238

تزريق آمپول در حال احرام مانع ندارد، اما اگر موجب بيرون آمدن خون از بدن شود، احتياط واجب آن است كه جز در موارد ضرورت، از آن اجتناب كند.

مسأله 239

احتياط واجب آن است كه از كشيدن دندان ـ اگر موجب بيرون آمدن خون مي‌شود ـ جز در موارد ضرورت و نياز خودداري كند.

مسأله 240

بيرون آوردن خون از بدن كفاره ندارد، اما مستحب است كه يك گوسفند كفاره دهد.

مسأله 241

فسوق به معناي دروغ گفتن و ناسزا گفتن و فخر فروشي است، بنا بر اين حرمت دروغ و ناسزا در حال احرام بيشتر است، اما فخر فروشي كه در حالت معمول حرام نيست، در حال احرام حرام است.

مسأله 242

فسوق، كفاره ندارد و فقط بايد استغفار كند.

مسأله 243

جدال كردن با ديگران اگر در بردارنده‌ي سوگند به خداوند باشد، براي محرم حرام است، مانند آن كه در مقام منازعه، «لا والله» و «بلي والله» بگويد.

مسأله 244

احتياط واجب آن است كه از قسم خوردن به نام‌هايي كه ترجمه‌ي واژه‌ي الله به زبان‌هاي ديگر است ـ مانند كلمه‌ي خدا در زبان فارسي ـ اجتناب كند. همچنين بنا بر احتياط واجب، بايد از قسم خوردن به نام‌هاي ديگر خداوند مانند رحمن، رحيم، قادر، متعال و... در حال منازعه خودداري نمايد.

مسأله 245

قسم خوردن به ديگر مقدسات (به‌جز خداوند متعال) جزء محرمات احرام نيست.

مسأله 246

اگر سوگند راست بر زبان آورد، در مرتبه‌ي اول و دوم فقط بايد استغفار كند و كفاره‌اي بر عهده‌اش نيست، اما اگر بيش از دو بار چنين كند، بايد يك گوسفند كفاره بدهد.

مسأله 247

اگر سوگند دروغ ياد كند، در مرتبه‌ي اول و دوم بايد يك گوسفند كفاره دهد، و احوط آن است كه در مرتبه‌ي دوم، دو گوسفند بدهد، اما اگر بيش از دو بار چنين كند، در مرتبه‌هاي بعد بايد يك گاو كفاره بدهد.

مسأله 248

بنا بر احوط، كشتن شپش بدن در حال احرام جايز نيست و در مورد ديگر انواع حشرات مانند كك نيز چنين است.

مسأله 249

قطع كردن و بريدن و شكستن درختان و گياهان روييده در حرم، بر محرم و غير محرم حرام است.

مسأله 250

گياهاني كه بر اثر راه رفتن كنده مي‌شوند و يا به عنوان علوفه‌ي حيوانات از آن استفاده مي‌شود، از اين حكم مستثني است.

مسأله 251

كندن گياه و بوته هاي خشك حرم كفاره ندارد ولي واجب است استغفار كند، اما اگر درختي را كه بريدن آن حرام است، ببرد، بنا بر احتياط واجب بايد يك گاو كفاره بدهد.

مسأله 252

حمل سلاح براي محرم جايز نيست.

مسأله 253

اگر براي حفظ جان خود و ديگران نياز به حمل سلاح داشته باشد، حمل آن جايز است.

مسأله 254

شكار حيوان صحرايي در حال احرام حرام است، مگر آن که از آزار آن بيمناک باشد. شکار پرندگان و ملخ نيز حرام است.

مسأله 255

خوردن گوشت شکار بر محرم حرام است، چه آن را خودش شکار کرده باشد يا ديگري، و خواه شکار کننده محرم باشد يا نباشد.

مسأله 256

صيد حيوانات دريايي مانند ماهي و خوردن آن براي محرم اشکال ندارد.

مسأله 257

ذبح و خوردن گوشت حيوانات اهلي مانند گوسفند و مرغ و مانند آنها براي محرم اشکال ندارد.

مسأله 258

شکار کردن در محدوده‌ي حرم جايز نيست، خواه محرم باشد يا نباشد.

تذکر:

احکام مربوط به شکار و کفاره‌ي آن بسيار مفصل است، اما از آنجا که در حال حاضر مورد ابتلا نيست، از بيان آن صرف نظر مي‌کنيم.

مسأله 259

در حال احرام، آميزش جنسي و هرگونه لذت و تمتّع از زن مانند بوسيدن، لمس كردن و نگاه همراه با شهوت حرام است.

مسأله 260

نگاه کردن زن و شوهر به يکديگر و نيز لمس‌کردن دست يکديگر اگر از روي شهوت ‌نباشد، اشکال ‌ندارد.

مسأله 261

محارم انسان مانند پدر و مادر و برادر و خواهر و عمو و عمه و مانند آنها، در حال احرام نيز به او مَحرم هستند و نظر به آنان بدون قصد ريبه اشكال ندارد.

مسأله 262

کفاره‌ي آميزش با همسر، يک شتر است و در برخي موارد اين كار موجب بطلان حج مي‌شود که تفصيل آن در کتب فقهي بيان شده است.

مسأله 263

هر يک از تمتّعات ديگر نيز کفاره‌اي دارد که در کتب فقهي به تفصيل بيان شده است.

مسأله 264

بر مُحرم جايز نيست كه در حال احرام زني را براي خود يا ديگري عقد كند، هرچند آن شخص ديگر در حال احرام نباشد و چنين عقدي باطل است.

مسأله 265

در حرمت اجراي عقد، تفاوتي ميان عقد دائم و موقت وجود ندارد.

مسأله 266

استمنا در حال احرام، حرام است و حکم آن همانند حکم جماع است، و مراد از آن انجام کاري است که موجب خروج مني شود.

مسأله 267

اگر يکي از محرمات احرام را سهواً و يا از روي غفلت مرتکب شود، کفاره بر او واجب نيست؛ جز در مورد شکار کردن که در هر حال کفاره دارد.

مسأله 268

محل ذبح كفاره‌ى صيد در عمره، مكّه‌ي مكرّمه، و در حج، مِني است. و احتياط آن است كه در كفارات ديگر نيز به همين صورت عمل كند، اما اگر در مكّه‌ي مكرّمه يا در مِني ذبح نكند و پس از بازگشت از حج، در وطن خود يا در مكان ديگر ذبح نمايد، كفايت مي‌كند.

مسأله 269

کسي‌که کفاره بر او واجب‌شده، نبايد از گوشت آن بخورد، اما خوردن گوشت قرباني واجب يا مستحب و يا نذري اشکال ندارد.

مسأله 270

كفّاره‌ى محرّمات احرام بايد به فقرا داده شود.

مسأله 271

پس از محرم شدن در ميقات، حجاج براي انجام ساير اعمال عمره، به سوي مکه‌ حرکت مي‌کنن

مسأله 272

پيش از ورود به شهر مکه، محدوده‌ي حرم آغاز مي‌شود و ورود به حرم و نيز ورود به مکه‌ و مسجد‌الحرام، ادعيه و آداب فراوان دارد که برخي از آنها را در اينجا ذکر مي‌کنيم. کسي که بخواهد به ساير اعمال و مستحبات عمل کند، به کتب مفصّلي که در اين‌باره وجود دارد، مراجعه نمايد.

مسأله 273

مستحب است هنگام ورود به محدوده‌ي حرم اين دعا را بخواند: «اَللّهُمَّ اِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتابِكَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ: (وَ أَذِّنْ فِي النّاسِ بِالْحَجِّ يَأتُوكَ رِجالاً وَ عَلي كُلِّ ضامِرٍ يَاْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَميق). اَلّلهُمَّ اِنّي اَرْجُو اَنْ اَكُونَ مِمَّنْ اَجابَ دَعْوتَكَ، وَقَدْ جِئْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعيدَةٍ وَ فَجٍّ عَميق، سامِعاً لِنِدائِكَ، وَ مُستَجيباً لَكَ، مُطيعاً لاَِمْرِكَ وَ كُلُّ ذِلكَ بِفَضْلِكَ عَلَي وَاِحْسانِكَ إلَي، فَلَكَ الْحَمْدُ عَلي ما وَفَّقْتَنِي لَهُ، أبْتَغِي بِذلِكَ الزُّلْفَةَ عِنْدَكَ، وَالْقُرْبَةَ إلَيْكَ، وَالْمَنْزِلَةَ لَدَيْكَ، وَالْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِي، وَالتَّوْبَةَ عَلَي مِنْهَا بِمَنِّكَ، اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ حَرِّمْ بَدَنِي عَلَي النَّارِ، وَ آمِنِّي مِنْ عَذابِكَ وَ عِقابِكَ، بِرَحْمَتِكَ يَا أرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».

مسأله 274

مستحبات ورود به مسجدالحرام عبارتنداز: 1ـ غسل كردن براي ورود به مسجدالحرام. 2ـ خواندن ادعيه‌ي مخصوص ورود به مسجد‌الحرام.

مسأله 275

دومين عمل واجب عمره، طواف است. كسي كه به قصد عمره‌ى تمتع احرام مي‌بندد و براي انجام ساير اعمال عمره وارد مكّه‌ي مكرّمه مي‌شود، اولين عملي كه بايد انجام دهد هفت دور طواف دور كعبه‌ى معظّمه است.

مسأله 276

شرايط صحت طواف چند چيز است: 1ـ نيت 2ـ طهارت از حدث اكبر و اصغر 3ـ طهارت از نجاست 4ـ ختنه بودن براي مردان 5 ـ پوشاندن عورت 6 ـ غصبي نبودن جامه‌‌ي طواف 7 ـ موالات

مسأله 277

نيت يعني بايد طواف عمره يا حج را به قصد «قربة الي الله» به‌جا آورد. بنا بر اين اگر طواف را ـ حتي در بعضي از شوطها ـ بدون نيّت انجام دهد، مُجزي نيست.

مسأله 278

در نيت، قصد قربت و اخلاص براي خداوند تعالي شرط است. بنابراين بايد عمل را به قصد اطاعت امر الهي انجام دهد، و اگر آن را به قصد ريا به‌جا آورد، معصيت كرده و عمل او باطل است.

مسأله 279

در نيت طواف بايد تعيين كند كه طواف عمره‌ى مفرده است يا طواف عمره‌ى تمتع. طواف حَجّة‌الاسلام است يا حج نذري يا حج استحبابي. و در صورتي كه طواف را به نيابت از ديگري به‌جا مي‌آورد، آن را نيز قصد كند.

مسأله 280

لازم نيست نيت طواف را بر زبان جاري كند و يا از دل بگذراند، بلكه همين اندازه كه قصد انجام عمل را دارد كافي است.

مسأله 281

شايسته است كه در حال طواف، همواره خشوع و حضور قلب داشته و به ذکر خدا مشغول باشد و ادعيه‌ي وارده را قرائت کند.

مسأله 282

در همه‌ى اقسام طواف واجب بايد طواف کننده از جنابت و حيض و نفاس پاک باشد و وضو هم داشته باشد.

تذكر:

طواف واجب، طوافي است كه بخشي از اعمال عمره و حج به شمار مي‌آيد، بنا بر اين طواف حج و عمره‌ي مستحبي نيز طواف واجب محسوب مي‌شوند.

مسأله 283

اگر شخصي كه حدث اكبر يا اصغر از او سر زده، طواف واجب به‌جا آورد ، طواف او باطل است و بايد طواف و نماز آن را تكرار كند، هرچند از روي ناآگاهي يا فراموشي باشد و يا بعد از اتمام اعمال عمره يا حج متوجه عدم طهارت خود شده باشد.

مسأله 284

طهارت از حدث اصغر در طواف مستحب شرط نيست، ولي براي نماز آن بايد طهارت داشته باشد. ليكن كسي كه جنب يا حايض يا در حال نفاس است علاوه بر آنكه دخول در مسجد‌الحرام بر او حرام است، طواف او بنا بر احتياط واجب صحيح نيست. تذکر: طواف مستحب، طوافي است که جدا از اعمال عمره و حج انجام مي‌شود، خواه به نيت خود، آن را به‌جا آورد و يا به نيابت از ديگران؛ و اين عمل از مستحبات مکه‌ي مکرّمه است و مستحب است که هرچه بتواند، طواف کند و اين عمل موجب اجر و پاداش خواهد بود.

مسأله 285

اگر هنگام طواف كردن حدث اصغر عارض شود، دو حالت دارد: 1ـ در صورتي كه حدث اصغر پيش از تمام شدن نصف دور چهارم، يعني قبل از رسيدن به مقابل ركن سوم كعبه‌ عارض شود، واجب است طواف را قطع كند و بعد از طهارت آن را اعاده نمايد. 2ـ در صورتي كه بعد از نصف دور چهارم عارض شود، بايد طواف را قطع كند و بعد از طهارت، آن را از همان‌جا ادامه دهد، به شرطي كه مُوالات عرفي به هم نخورد، اما اگر مُوالات عرفي از بين رفته باشد، بايد پس از وضو، بنا بر احتياط طواف قبلي را به نيت اتمام، كامل كند و يك طواف كامل جديد نيز به‌جا آورد؛ و مي‌تواند به جاي آن يك طواف كامل به قصد اتمام طواف ناقص گذشته يا طواف مستقل جديد به‌جا آورد، همچنين مي‌تواند آن طواف را به طور كلّي رها كرده و بعد از طهارت، طواف را دوباره از سر بگيرد.

مسأله 286

اگر در اثناي طواف حدث اكبر بر او عارض شود، واجب است فوراً از مسجدالحرام خارج گردد. در اين صورت اگر پيش از اتمام نصف دور چهارم باشد، طواف او باطل است و بايد آن را بعد از غسل اعاده كند. و اگر بعد از اتمام نصف دور چهارم باشد، بايد بعد از غسل طواف را از همان‌جا كه قطع كرده تمام كند، مشروط بر اينكه مُوالات عرفي به هم نخورده باشد. و اگر مُوالات عرفي از بين رفته باشد، احوط آن است كه همان طواف را تمام كرده و دوباره آن را انجام دهد. و همچنين مي‌تواند يك طواف كامل به قصد اعم از اتمام و تمام به‌جا آورد، و نيز مي‌تواند طواف قبلي را رها کند و بعد از غسل، طواف جديدي انجام دهد.

مسأله 287

كسي كه از وضو گرفتن و غسل كردن معذور است، بايد به جاى وضو و غسل تيمم كند.

مسأله 288

اگر به سبب عذر نتواند وضو بگيرد يا اگر غسل بر او واجب است نتواند غسل كند، چنانچه بداند تا پيش از پايان وقت طواف عذرش برطرف مي‌شود؛ مانند بيماري که بداند تا پايان فرصت بهبود مي‌يابد بايد تا هنگام برطرف شدن عذر صبر کند و سپس وضو بگيرد يا غسل كند؛ و احوط آن است که اگر اميد دارد که عذرش از وضو يا غسل مرتفع شود صبر کند تا وقت تنگ شود، يا از برطرف شدن عذر خود مأيوس گردد و آن‌گاه تيمم کند و طواف به‌جا آورد.

مسأله 289

كسي كه وظيفه او تيمم يا وضوي جبيره است، اگر بر اثر جهل به حكم، طواف يا نماز طواف را بدون طهارت انجام دهد، واجب است در صورت امكان خودش آنها را اعاده نمايد و اگر ممكن نيست، نايب بگيرد.

مسأله 290

اگر زن بعد از مُحرم‌شدن براي عمره‌ مفرده، حايض شود و نتواند منتظر بماند تا از حيض پاك شود و غسل كند و اعمال عمره‌ى مفرده را به‌جا آورد، بايد براي طواف و نماز آن نايب بگيرد، ولي سعي و تقصير را خودش انجام دهد، و با انجام اين اعمال از احرام خارج مي‌شود. و چنانچه با حالت حيض محرم شده باشد نيز همين حكم را دارد، ولي اگر زن در حال حيض محرم به عمره‌ى تمتع شد، يا بعد از احرام عمره‌ى تمتع حايض شد، و متمكّن از منتظر ماندن تا پاك شدن و انجام طواف عمره و نماز آن نباشد، براي او حكم ديگري است كه در سابق(1) گفته شد. **1- مسأله 21 **

مسأله 291

در اعمال عمره، داشتن وضو فقط براي به‌جا آوردن طواف و نماز آن واجب است و براي انجام اعمال ديگر عمره، لازم نيست وضو داشته باشد، هرچند داشتن وضو در همه حال افضل است.

مسأله 292

اگر شك كند كه طهارت دارد، وظيفه‌اش در حالات مختلف بدين ترتيب است: 1 ـ اگر پيش از شروع طواف شك كند كه وضو دارد يا نه، بايد وضو بگيرد. 2 ـ اگر قبلاً غسل بر او واجب بوده و پيش از شروع‌ طواف شك كند كه غسل كرده يا نه، بايد غسل كند. 3 ـ اگر وضو داشته و شك دارد كه وضويش باطل شده يا نه، لازم نيست وضو بگيرد. 4 ـ اگر قبلاً از جنابت پاك بوده و شك كند كه جنب شده يا نه؛ يا زن شك كند كه حايض شده يا نه، غسل بر آنان واجب نيست. 5 ـ اگر كسي بعد از تمام شدن طواف و پيش از بجا آوردن نماز آن شك كند كه طهارت داشته يا خير، نسبت به طواف به شك خود اعتنا نكند، ولي براي نماز طواف بايد طهارت تحصيل كند. 6 ـ اگر طواف را در حال طهارت آغاز كند و سپس در حين طواف شك كند كه حدث از او سر زده و وضويش باطل شده يا نه، به شك خود اعتنا نكند و بنا را بر طهارت بگذارد. 7 ـ اگر كسي در هنگام طواف شك كند كه در هنگام شروع طواف، وضو داشته يا خير، اگر پيش از آن وضو داشته، بنا را بر آن بگذارد و به شك خود اعتنا نكند و طوافش صحيح است. اما اگر وضو نداشته يا شك دارد كه وضو داشته يا نه، بايد تحصيل طهارت نموده و طواف را اعاده ‌كند. 8 ـ اگر غسل بر او واجب بوده و هنگام طواف شك كند كه غسل كرده يا نه، بايد فوراً از مسجد خارج شود و غسل كند و سپس طواف را اعاده نمايد.

مسأله 293

در حال طواف بايد بدن و لباس از خون پاك باشند و بنا بر احتياط واجب، بايد از ساير نجاسات نيز پاك باشند، اما پاك بودن جوراب و دستمال و انگشتر و مانند آنها شرط نيست.

مسأله 294

خوني كه از يك درهم كمتر باشد؛ و نيز خون جراحت‌ها و زخم‌ها كه موجب بطلان نماز نمي‌شود، به صحت طواف نيز خللي وارد نمي‌كند.

مسأله 295

اگر بدنش نجس باشد و بتواند طواف را به تأخير اندازد تا بدن را از نجاست تطهير كند، بايد چنين كند، البته تا هنگامي كه وقت تنگ نشود.

مسأله 296

اگر در پاك‌بودن بدن يا لباس خود شك كند، طواف در آن حال جايز و صحيح است، اما اگر بداند كه بدن يا لباسش قبلاً نجس بوده و شك كند كه آنها را تطهير كرده يا نه، طواف كردن با آنها جايز نيست.

مسأله 297

اگر پس از پايان طواف بفهمد بدن يا لباسش نجس بوده، طوافش صحيح است.

مسأله 298

اگر در حين طواف، نجاستي به بدن يا لباس او عارض شود، مثلاً بر اثر ازدحام، جراحتي در پايش پديد آيد، چنانچه بدون قطع طواف نتواند آن را تطهير كند، واجب است طواف را قطع كند و بدن يا لباسش را تطهير كند و بلافاصله بازگردد و اگر موالات از بين نرفته طواف را از جايي كه قطع كرده، ادامه دهد و طوافش صحيح است.

مسأله 299

اگر در حال طواف، در بدن يا لباس خود نجاستي ببيند و نداند كه آيا پيش از شروع طواف وجود داشته يا در حين طواف پديد آمده، بايد مانند مسأله‌ي قبل عمل كند.

مسأله 300

اگر در حال طواف دريابد كه بدن يا لباسش نجس است و يقين كند آن نجاست پيش از شروع طواف وجود داشته، همانند مسأله‌ي قبل (298) عمل كند.

مسأله 301

اگر كسي نجاست بدن يا لباسش را فراموش كند و در حين طواف به ياد آورد، حكم او همانند مسأله‌ي قبل (298) است.

مسأله 302

اگر كسي نجاست بدن يا لباسش را فراموش كند و با همان حال طواف كند و بعد از انجام طواف به ياد بياورد، طوافش صحيح است، اما اگر نماز طواف را نيز با همان بدن يا لباس نجس به‌جا آورده، بايد نماز را پس از تطهير اعاده نمايد؛ و احتياط مستحب آن است كه پس از تطهير، طواف را نيز تكرار كند.

مسأله 303

ختنه بودن شرط صحّت طواف مردان است و براي زنان شرط نيست. بنابراين طواف مردي كه ختنه نشده، باطل است؛ چه بالغ باشد و چه غير بالغ.

مسأله 304

بنا بر احتياط واجب، پوشاندن عورت در طواف شرط است.

مسأله 305

اگر زن هنگام طواف مقداري از موهاي سر يا جاهاي ديگر بدن خود را كه بايد پوشيده باشد نپوشاند، طواف او صحيح است، اگر چه مرتكب گناه شده است.

مسأله 306

از شرايط صحت طواف آن است كه جامه‌اش غصبي نباشد، پس اگر با لباس غصبي طواف كند، بنا بر احتياط واجب طوافش باطل است.

مسأله 307

بنابر احتياط واجب، بايد ميان اجزاى طواف، موالات عرفي وجود داشته باشد، يعنى ميان دورهاي طواف به اندازه‌اي فاصله نباشد كه آن را از شكل طواف واحد خارج كند، البته اگر بعد از نصف طواف (سه و نيم دور)، آن را براي اقامه‌ي نماز و مانند آن قطع كند، اشكال ندارد.

مسأله 308

اگر طواف واجب را پس از انجام نيمي از طواف براي اقامه‌ي نماز واجب قطع كند، پس از نماز ادامه‌ي آن را انجام داده و هفت دور را كامل مي‌كند، و اگر پيش از اتمام نصف طواف چنين كند، در صورتي كه فاصله‌ي زيادي ايجاد شود، احتياط آن است كه طواف را از ابتدا انجام دهد، ولي اگر فاصله‌ي زياد حاصل نشده باشد، عدم وجوب رعايت احتياط در اين مورد، بعيد نيست، اما رعايت احتياط در هر حال پسنديده است. در اين مورد، تفاوتي ندارد كه نماز جماعت باشد يا فرادى؛ و وقت نماز تنگ باشد يا نباشد.

مسأله 309

قطع طواف مستحبي و حتي طواف واجب، جايز است؛ هرچند احوط آن است كه طواف واجب را به اندازه‌اي كه عرفاً موالات از ميان برود، قطع نكند.

مسأله 310

واجبات طواف هفت چيز است: اول: شروع کردن طواف از حَجَرالاَسود دوم: پايان دادن هر دور از طواف به حَجَرالاَسود سوم: طواف کردن از سمت چپ چهارم: طواف کردن از بيرون حَجَر اسماعيل(عليه السلام) پنجم: بيرون بودن طواف از کعبه معظّمه و شاذروان ششم: بنابر مشهور واقع شدن طواف در فاصله ميان کعبه معظّمه و مقام ابراهيم(عليه السلام) هفتم: هفت دور بودن طواف

مسأله 311

واجب است طواف را از حَجَرالاَسود آغاز كند، به‌گونه‌اي كه شروع طواف از مُحاذات حَجَر باشد، اما لازم نيست كه از ابتداي حَجَر آغاز كند و تمام بدنش از برابر همه‌ي قسمت‌هاي حَجَرالاَسود عبور كند، بلكه همين كه عرفاً، شروع از ابتداي حَجَر صدق كند، كافي است، بنا بر اين مي‌تواند طواف را از مُحاذات هر نقطه از آن آغاز كند، اما بايد طواف را در همان نقطه‌ كه آغاز كرده، پايان دهد، مثلاً اگر از وسط حَجَرالاَسود آغاز كرده، بايد به وسط نيز ختم كند؛ و مانعى ندارد از باب احتياط اندكى زودتر وارد مسير طواف شود، با اين نيّت كه طواف او از مقابل حَجَرالاَسود باشد.

مسأله 312

واجب نيست در پايان هر دور، مقابل حَجَرالاَسود بايستد و سپس دور بعدي را آغاز كند، بلكه‌ همين كه هفت دور را بدون توقف طي كند و دور هفتم را در نقطه‌اي كه آغاز كرده، پايان دهد، كفايت مي‌كند، و البته مي‌تواند اندكي بيش از اين مقدار با نيت احتياط طي نمايد تا يقين كند كه در همان نقطه‌ي آغاز، طواف را پايان داده است.

مسأله 313

در طواف بايد مثل همه‌ي مسلمانان كه طواف مي‌كنند، بدون دقت‌هاي وسواس‌گونه، از مقابل حَجَرالاَسود طواف را آغاز كند و لازم نيست در هر دور، مقابل حَجَرالاَسود بايستد

مسأله 314

واجب است طواف كردن از سمت چپ، به‌گونه‌اي كه هنگام طواف، كعبه در سمت چپ او باشد و مراد از آن، تعيين جهت حركت است.

مسأله 315

معيار آن‌كه كعبه در سمت چپ قرارگيرد، مصداق عرفي آن است، نه معيار دقيق عقلي، پس اگر هنگام عبور از حِجراسماعيل(عليه السلام) و چهار گوشه‌ كعبه، اندكي منحرف شود، طواف او صحيح است و نيازي نيست در چنين حالتي شانه‌هاي خود را كج كند تا کعبه در سمت چپ او قرار گيرد.

مسأله 316

اگر بخشي از مسير طواف را بر خلاف حالت متعارف طي كند، مثلاً براي بوسيدن كعبه در هنگام طواف، به سوي آن رو كند، يا بر اثر ازدحام جمعيت، ناخواسته رو يا پشت به سوي آن كند و يا كعبه را در سمت راست خود قرار دهد، طوافش صحيح نيست و بايد مقداري را كه در اين حالت طي كرده اعاده نمايد.

مسأله 317

واجب است طواف كردن از بيرون حَجَر اسماعيل(عليه السلام)، به‌گونه‌اي كه هنگام طواف، حَجَر اسماعيل در داخل دايره‌ي طواف قرار گيرد.

مسأله 318

اگر از داخل حَجَر اسماعيل(عليه السلام) طواف كند و يا از روي ديوار آن بگذرد، طوافش باطل است و بايد آن را اعاده كند، و اگر در يكي از دورهاي طواف از داخل حَجَر بگذرد، فقط همان دور باطل است.

مسأله 319

اگر عمداً از داخل حَجَر طواف كند، همانند كسي است كه طواف را عمداً ترك كرده است؛ و اگر سهواً طواف را از داخل حَجَر اسماعيل انجام داده، مثل كسي است كه طواف را سهواً ترك كرده، كه احكام آن خواهد آمد.

مسأله 320

واجب است خارج از كعبه‌ي معظّمه و بيرون از پايه‌هاي ديواره‌ي كعبه كه به آن شاذروان مي‌گويند، طواف كند.

مسأله 321

دست گذاردن بر ديوار حَجَر اسماعيل(عليه السلام) و ديوار كعبه در هنگام طواف مانعي ندارد.

مسأله 322

بنا بر مشهور، طواف بايد در فاصله‌ي ميان كعبه و مقام ابراهيم (عليه السلام)؛ و در جهت‌هاي ديگر نيز در همين فاصله انجام شود، اما اقوي آن است كه طواف كردن در اين فاصله شرط نيست و مي‌تواند در خارج از اين فاصله و در ساير بخش‌هاي مسجدالحرام نيز طواف كند، به ويژه هنگامي كه ازدحام شديد مانع از طواف در آن فاصله باشد، البته بهتر است در صورت عدم ازدحام، در فاصله‌ي مذكور طواف كند.

مسأله 323

بعيد نيست كه طواف كردن در فضاي واقع ميان زمين مسجدالحرام تا مُحاذات ديوار كعبه‌ي معظّمه به نحوي كه صدق كند دور كعبه طواف كرده، صحيح باشد، هرچند خلاف احتياط است.

مسأله 324

هرگاه به هر جهت نتواند در صحن مسجدالحرام طواف كند، و ناچار باشد طواف را در طبقه‌ى دوم انجام دهد، به احتياط واجب بايد چنين شخصي خودش در طبقه‌ي دوم طواف كند و كسي را هم نايب بگيرد كه براي او در صحن مسجد طواف كند، و نماز را هم خودش در طبقه‌ى دوم، و نايبش در صحن مسجد بخواند، و اگر خودش بتواند در صحن مسجد نماز بخواند همان نماز او كفايت مي‌كند.

مسأله 325

واجب است كه هفت دور طواف كند.

مسأله 326

طواف از اركان عمره است و اگر عمداً تا زمان از دست رفتن فرصت ترك كند، عمره‌اش باطل مي‌شود و تفاوتي ندارد كه از حكم اين مسأله آگاه باشد يا نباشد.

مسأله 327

لازم نيست به محض ورود به مكه، طواف را به‌جا آورد، بلكه مي‌تواند تا زماني كه وقت وقوف اختياري در عرفات تنگ نشده، آن را به تأخير اندازد. (زمان وقوف اختياري در عرفات از ظهر روز نهم ذي‌حجه تا غروب شرعى است.) به گونه‌اي كه بتواند پس از انجام طواف و اعمال پس از آن، و احرام براي حج وقوف در عرفات را درك كند.

مسأله 328

اگر عمره‌ي شخص باطل شود ـ مانند حالتي كه ذكر شد و حالت‌هاي ديگري كه بيان خواهيم كرد ـ بنا بر احتياط، بايد حج خود را از تمتع به حج اِفراد تبديل كند و بعد از آن عمره‌ي مفرده به‌جا آورد و سپس در سال بعد، عمره و حج تمتع را اگر بر او واجب بوده به‌جا آورد.

مسأله 329

اگر طواف را فراموش كند و پيش از فوت وقت به ياد آورد، بايد طواف و نماز طواف را به‌جا آورد و سپس سعي انجام دهد.

مسأله 330

اگر طواف را فراموش كند وبعد از فوت وقت به‌ياد آورد، بايد در هر فرصت ممكن قضاي طواف و نماز را به‌جا آورد، اما اگر پس از بازگشت به وطن خود آن را به ياد آورد، اگر بتواند بدون مشقت و دشواري باز گردد، واجب است كه چنين كند، در غير اين صورت بايد نايب بگيرد، اما پس از قضاي طواف و نماز طواف، به‌جا آوردن سعي واجب نيست.

مسأله 331

كسي كه عمداً يا از روي فراموشي طواف را ترك كند و نيز كسي كه سهواً بخشي از طواف را انجام نداده باشد، تا زماني كه خود يا نايبش طواف را به‌جا نياورده، چيزهايي كه حلال شدنش مشروط به انجام طواف بوده بر او حلال نمي‌گردد.

مسأله 332

كسي كه بر اثر بيماري يا شكستگي و مانند آن، حتي با كمك ديگران نتواند پيش از فوت وقت طواف كند، بايد در صورت امكان او را در حال حمل طواف دهند و در غير اين صورت بايد نايب بگيرد.

مسأله 333

اگر پس از انجام طواف و بازگشتن ـ يعني خارج شدن از مطاف ـ در تعداد دورهاي طواف شك نمايد، نبايد به شك خود اعتنا كند، بلكه بنا را بر صحت بگذارد، ولي اگر در اثناي طواف، در تعداد اشواطي كه انجام داده شك كند، و نداند كه در دور هفتم يا كمتر است، طوافش باطل است و بايد اعاده كند.

مسأله 334

سومين واجب از واجبات عمره، نماز طواف است.

مسأله 335

واجب است بعد از طواف، دو ركعت نماز به‌جا آورد، و مي‌تواند آن را به صداي بلند (جَهر) يا آهسته (اِخفات) بخواند، و لازم است كه همانند طواف، در نيت، نوع آن را ذكر كند و آن را با اخلاص و قصد قربت به‌جا آورد.

مسأله 336

نبايد ميان طواف و نماز آن فاصله ايجاد شود، و معيار تشخيص ايجاد فاصله يا عدم آن عرف است.

مسأله 337

نماز طواف مانند نماز صبح است و مي‌تواند در آن، بعد از حمد هر يك از سوره‌هاي قرآن (به‌جز چهار سوره‌ي داراي سجده‌ي واجب) را قرائت كند و مستحب است كه در ركعت اول پس از حمد، سوره‌ي توحيد؛ و در ركعت دوم سوره‌ي كافرون را بخواند.

مسأله 338

واجب است نماز طواف پشت مقام ابراهيم و در صورت عدم ايجاد زحمت براي ديگران نزديك به مقام اقامه شود؛ و در صورتي كه اين امر ميسر نشود، مي‌تواند آن را در مسجدالحرام، پشت مقام و با فاصله از آن، به‌جا آورد.

مسأله 339

اگر نماز طواف را عمداً ترك كند تا وقت تدارك آن بگذرد، حجش باطل است، اما اگر سهواً ترك نمايد، پس اگر پيش از خروج از مكه به ياد آورد و برگشت به مسجد‌الحرام براي او حرجي نباشد، بايد [براي انجام نماز طواف] برگردد به مسجد‌الحرام و اگر پس از خروج از مكّه‌ي مكرّمه بيادش آمد كه نماز طواف را نخوانده است، بايد آن را در همان محلي كه به ياد آورده بخواند.

مسأله 340

در مسأله‌ي قبل، كسي كه مسأله را نمي‌داند، چه قاصر باشد و چه مقصر، در حكم كسي است كه آن را فراموش كرده باشد.

مسأله 341

اگر در هنگام سعي بين صفا و مروه به ياد آورد كه نماز طواف را فراموش كرده، بايد سعي را قطع كند و نماز را در محل آن به‌جا آورد، سپس باز گردد و سعي را از همان جايي كه قطع كرده بود، ادامه دهد.

مسأله 343

جايز بودن اقامه‌ي نماز طواف به جماعت معلوم نيست.

مسأله 344

بر هر فرد مكلف، به ويژه كسي كه مي‌خواهد حج به‌جا آورد، لازم است نماز صحيح را فرا گيرد تا تكليف خود را به درستي به انجام رساند.

مسأله 345

چهارمين واجب از واجبات عمره، سعي است.

مسأله 346

واجب است پس از طواف و خواندن دو ركعت نماز طواف، ميان صفا و مروه سعي كند. سعي عبارت است از راه پيمودن ميان آن دو، به گونه‌اي كه دور اول را از صفا شروع كند و در مروه پايان دهد و دور دوم را از مروه تا صفا طي كند و به همين صورت هفت دور را بپيمايد و در مروه به پايان برد، بنا بر اين آغاز سعي از مروه و پايان دادن آن در صفا صحيح نيست.

مسأله 347

براي انجام سعي بايد نيت كند. در نيت سعي نيز مانند نيت احرام، بايد نوع عمل تعيين شود و با قصد قربت و اخلاص همراه باشد.

مسأله 348

براي انجام سعي، داشتن وضو و طهارت از جنابت و حيض لازم نيست.

مسأله 349

سعي بايد پس از طواف و نماز آن انجام شود و انجام آن پيش از طواف صحيح نيست.

مسأله 350

به تأخير انداختن سعي پس از طواف و نماز طواف تا روز بعد از آن جايز نيست، اما تأخير در انجام آن تا شبِ همان روز مانعي ندارد.

مسأله 351

در هر دور، بايد تمام فاصله‌ي ميان صفا و مروه را بپيمايد، اما بالا رفتن از بلندي صفا و مروه لازم نيست.

مسأله 352

در زمان انجام سعي، هنگام رفتن به سوي مروه بايد رو به سوي مروه؛ و در هنگام رفتن به سوي صفا بايد رو به سوي آن داشته باشد و اگر در حال رفتن به طرف صفا يا مروه پشت به آن كرده، عقب عقب برود، سعي او صحيح نيست، اما گرداندن صورت به چپ يا راست يا به پشت سر مانعي ندارد.

مسأله 353

سعي بايد در مسير متعارف آن انجام شود.

مسأله 354

انجام سعي در طبقه‌ي دوم مَسعي صحيح نيست، مگر آنكه برايش محرز باشد كه طبقه‌ي دوم، ميان دو كوه واقع است نه بالاتر از آن، و كسي كه نمي‌تواند در طبقه‌ي همكف سعي كند، بايد براي خود نايب بگيرد، و سعيش در طبقه‌ي دوم صحيح و مجزي نيست.

مسأله 355

در هنگام انجام سعي، نشستن و خوابيدن در فاصله‌ي ميان صفا و مروه براي استراحت، حتي بدون عذر، جايز است.

مسأله 356

در صورت توانايي، هركس بايد سعي را شخصاً انجام دهد و انجام سعي به صورت پياده يا سواره اشكال ندارد، ولي پياده راه رفتن افضل است، و اگر راه رفتن بر وي متعذّر باشد، بايد از ديگران كمك بگيرد تا او را با كول كردن يا به نحو ديگر سعي دهند، و اگر آن هم برايش متعذر بود، بايد نايب بگيرد.

مسأله 357

سعي نيز همانند طواف، ركن است و حكم ترك آن، عمداً يا سهواً، همانند ترك طواف است كه پيش‌تر بدان اشاره شد.

مسأله 358

اگر سعي را فراموش كند و از احرام عمره خارج شود و با همسر خود آميزش كند، بايد علاوه بر قضاي سعي، بنا بر احتياط واجب يك گاو كفاره بدهد.

مسأله 359

اگر به‌خاطر فراموشى يك دور يا بيشتر بر سعي بيفزايد، سعي او صحيح است و كفاره‌اي بر او نيست و كسي كه مسأله را نمي‌داند، در حكم كسي است كه آن را فراموش كرده باشد.

مسأله 360

اگر هفت دور اضافه سعي به‌جا آورد ـ بدين معنا كه گمان كند هر رفت و برگشت، يك دور به حساب مي‌آيد ـ سعي او صحيح است و نيازي به تكرار آن نيست. همچنين اگر در حال سعي، به‌ ياد آورد كه بيش از هفت شوط سعي انجام داده، سعي او صحيح است، ولي بايد از زمان يادآوري، بقيه‌ي مقدار اضافه را ادامه ندهد.

مسأله 361

اگر كسي سهواً سعي را ناقص به‌جا آورد، پس از به يادآوردن بايد آن را به اتمام برساند، و اگر پس از بازگشت به وطن به ياد آورد، واجب است براي اتمام آن به مكه بازگردد، اما اگر در اين كار عسر و حرجي باشد، مي‌تواند نايب بگيرد.

مسأله 362

پنجمين واجب از واجبات عمره، تقصير است.

مسأله 363

واجب است پس از انجام سعي، تقصير كند يعنى اندكي از موي سر يا ريش يا سبيل؛ يا كمي از ناخن دست يا پاي خود را كوتاه كند.

مسأله 364

تقصير همانند ديگر اعمال عمره از عبادات است و بايد براي آن نيت كند، به گونه‌اي كه در مورد نيت احرام بيان شد.

مسأله 365

حلق (تراشيدن سر) براي خارج شدن از احرام عمره تمتع كافي نيست و براي خروج از احرام عمره تمتع، حتماً بايد تقصير كند. بلكه اگر پيش از تقصير، سر خود را عمداً و با علم به مسأله بتراشد، علاوه بر آنكه مجزي نيست بايد يك گوسفند هم كفاره دهد. اما اگر براي عمره‌ي مفرده مُحرم شده باشد، مي‌تواند بين تقصير يا حلق، يكي را برگزيند.

مسأله 366

براي خارج شدن از احرام عمره‌ي تمتع، كَندن مو كافي نيست، بلكه بايد به نحوي كه گفته شد، تقصير كند و اگر به جاي تقصير، موي خود را عمداً و با علم به مسأله بكَند، علاوه بر آنكه مجزي نيست بايد كفاره‌ي ازاله‌ي مو را هم بدهد.

مسأله 367

اگر به علت ندانستن مسأله، به جاي تقصير، موي خود را بكَند، سپس حج به‌جا آورد، عمره‌اش باطل است و حجي كه به‌جا آورده، حج اِفراد خواهد بود. در اين صورت اگر حج واجب بر عهده‌اش بوده، بنا بر احتياط واجب بايد بعد از انجام مناسك حج، عمره‌ي مفرده به‌جا آورد، و در سال بعد، عمره‌ي تمتع و حج را اعاده كند. حكم كسي كه به علت ناآگاهي از مسأله به جاي تقصير، حلق كرده و سپس حج به‌جا آورده باشد نيز چنين است.

مسأله 368

لازم نيست بلافاصله پس از سعي، تقصير كند.

مسأله 369

اگر عمداً يا به سبب ندانستن مسأله‌، تقصير نكند و بدون آن براي حج مُحرم شود، بنا بر اقوي عمره‌اش باطل است و حج او به حج اِفراد تبديل مي‌شود، و بنا بر احتياط واجب بايد پس از حج، عمره‌ي مفرده به‌جا آورد، و اگر حجّ او حجّ واجب بوده بايد در سال بعد، عمره و حج به‌جا آورد.

مسأله 370

اگر سهواً تقصير نكند و براي حج مُحرم شود، احرامش صحيح است و عمره و حج او نيز صحيح خواهد بود و كفاره‌اي بر او واجب نيست، البته مستحب است كه يك گوسفند كفاره دهد، بلكه احوط آن است كه دادن كفاره را ترك نكند.0

مسأله 371

پس از تقصير و خارج شدن از احرامِ عمره‌ي تمتع، همه‌ي مُحرّمات احرام، حتي زن بر او حلال مي‌گردد.

مسأله 372

در عمره‌ي تمتع، طواف نساء واجب نيست، هرچند احوط آن است كه طواف نساء و نماز آن را به اميد ثواب قبل از تقصير به‌جا آورد، اما اگر به نيت عمره مفرده مُحرم شده باشد، پس از تقصير يا حلق در صورتي زن بر او حلال مي‌شود كه طواف نساء و نماز آن را نيز به‌جا آورد، كه احكام و نحوه‌ي انجام آن با طواف عمره ـ كه پيش‌تر بيان شد ـ تفاوت ندارد.

مسأله 373

بنا بر ظاهر، براي هر عمره‌ي مفرده و هر حج، بايد يك طواف نساء جداگانه به‌جا آورد، مثلاً چنانچه دو عمره‌ي مفرده يا يك حج و يك عمره‌ي مفرده انجام داده باشد، براي حلال شدن زن بر او گرچه بعيد نيست يك طواف نساء كافي باشد، ولي براي تكميل اعمال، بايد براي هريك از دو عمره يا يك عمره و يك حج، يك طواف نساء جداگانه به‌جا ‌آورد.


استفتائات مناسبتی
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی