treatise/content
لوح | حضرت آیتالله العظمی شهید سیدعلی حسینی خامنهای
لوح | به نام نامی حیدر علیهالسلام
نماهنگ | رزوهداری؛ هدیه الهی به انسانها
مثبت ۱۰۰ ثانیه | ۴۷ سال تهدید
نماهنگ | ملت ایران را نترسانید
صفحه اصلی
اخبار
صفحه اخبار
حاشیه دیدارها
دیدارنگار
بیانات
صفحه بيانات
گزیده بیانات
پیامها و نامهها
نقشه راه
مرور سریع
پیشخوان
ابلاغیه
موضوعی
قرآن
حدیث
نهجالبلاغه
خانواده ایرانی
استفتائات
صفحه استفتائات
رساله آموزشی
راهنمای فتاوا
دیگران
صفحه دیگران
يادداشت
گفتگو
خاطرات
گزارش
پرونده
مقالات جستار
آرشیو پیشرفته
جستجو
عکس
صفحه عکس
دیدارها
ویژه
گفتگو
لوح
صوت
صفحه صوت
صوت کامل بیانات
صوت گزیده بیانات
کلیپ صوتی
نسخه پادکست
فیلم
صفحه فیلم
فیلم دیدارها
گزیده دیدارها
نماهنگ
گزارش خبري
زندگی نامه
درس خارج
شرح حدیث
خاطرات
جستار
صفحه جستار
مقالات جستار
کلیدواژه
صفحه ویژه
کتاب
صفحه کتاب
تلمیحات و اشارات
کتابخانه
انتشارات
عضویت
ارتباط با ما
صفحه نخست
صفحه ویژه
دیگران
آرشیو پیشرفته
درباره ما
خبر
حاشیه دیدارها
دیدارنگار
زندگینامه
بيانات
گزیده بیانات
پیامها و نامهها
نقشه راه
مرور سریع
پیشخوان
ابلاغیه
موضوعی
قرآن
حدیث
نهجالبلاغه
خانواده ایرانی
استفتائات
رساله آموزشی
راهنمای فتاوا
درس خارج
شرح حدیث
آرشیو خاطرات
جستار
مقالات جستار
تلمیحات و اشارات
کتابخانه
انتشارات
دیدارها
ویژه
گفتگو
لوح
صوت کامل بیانات
صوت گزیده بیانات
کلیپ صوتی
نسخه پادکست
فیلم دیدارها
گزیده دیدارها
نماهنگ
گزارش خبري
استفتائات
احکام سفر
مناسک حج
احکام خمس
ارسال استفتاء
خیار تخلف شرط
استفتائات جدید
س: كسى خانهاى را بطور مشروط مىخرد بدين صورت كه با پرداخت سى ميليون تومان مدت يكسال در خانه سكونت كند و پس از يكسال اگر فروشندهى خانه، چهل ميليون به آن شخص پرداخت كند خانه را تخليه كند و اگر نتوانست، خانه از آن او شود. حكم شرعى اين معامله چگونه است؟ اگر فروشنده بعد از يكسال چهل ميليون بپردازد ده ميليون اضافى چه حكمى دارد؟
ج) اگر بيع شرط، حيله و وسيلهاى براى فرار از ربا باشد، حكم ربا دارد و معامله باطل است هر چند بيع شرط جدى اگر حيله نباشد، از معاملات شرعيه و صحيح است.
احکام متفرقه خیارات
استفتائات جدید
س: فردى ملک خود را به مبلغ 14 ميليون تومان مىفروشد. يکى از شروط قرارداد اسقاط خيار غبن فاحش براى طرفين عقد است. پس از بيع، فروشنده متوجه مىشود ارزش ملک او بيش از 200 ميليون تومان است. آيا در چنين فرضى حق فسخ دارد؟
ج) خيار غبن با شرط سقوط خيار ساقط مىشود ولى به همان اندازه که مورد نظر بوده است؛ در فرض مذکور در مسأله که غبن فاحش ساقط شده است آن مقدار غبنى که عرفاً نسبت به معامله مذکور فاحش باشد مثلاً در معامله چهارده ميليون تومانى تا دو برابر آن فاحش حساب مىشود نه پانزده برابر، بنابراين در فرض مذکور فروشنده حق فسخ دارد.
س: مدتى پيش اينجانب اقدام به فروش ملك خود نمودهام و در پايان قولنامه، اين مطلب نوشته شده است كه اگر هر كدام از طرفين، پشيمان شوند بايد مبلغ پنجاه هزار تومان بابت حق پشيمانى بپردازند آيا متن فوق خيار شرط است و من مىتوانم با توجه به پشيمان شدنم با پرداخت پنجاه هزار تومان معامله را فسخ كنم؟
ج) اين شرط، شرط خيار محسوب نمىشود بلکه شرط پرداخت مبلغى در صورت انصراف از اتمام و تکميل معامله است و اين شرط اگر در ضمن عقد لازم باشد و يا عقد مبتنى بر آن منعقد شود اشکال ندارد. ولى بايد براى اين قبيل شرطها که در قيمت مبيع مؤثّر هستند مدّت معيّنى ذکر شود و الا باطل است.
س: مدتى پيش اينجانب اقدام به فروش ملك خود نمودهام و در پايان قولنامه ذكر شده است كه در صورت پشيمانى هر يك از طرفين معامله، آن شخص بايد مبلغ معيّنى را به طرف مقابل بپردازد. متن فوق آيا شرط خيار است؟
ج) اين شرط، شرط خيار محسوب نمىشود بلکه شرط پرداخت مبلغى در صورت انصراف از اتمام و تکميل معامله است و اين شرط اگر در ضمن عقد لازم باشد و يا عقد مبتنى بر آن منعقد شود اشکال ندارد. ولى بايد براى اين قبيل شرطها که در قيمت مبيع مؤثّر هستند مدّت معيّنى ذکر شود و الا باطل است.
آيا بايع در حالات زير مىتواند كالاى خود را پس بگيرد؟ 1ـ وقتى معلوم شود كه كالا را خيلى كمتر از قيمت واقعى آن فروخته است. 2ـ وقتى بخاطر پيشگيرى از يك وضعيت حرجى آن را فروخته، ولى بعد از آن، وضعيت حرجى رفع شده باشد. 3ـ در صورتى كه مشترى از ابتدا براى انصراف بايع و قصد پس گرفتن او جريمه بگذارد مثلاً يك سند بدهى مدّتدار معتبر از او بگيرد.
ج1) اگر با ناآگاهى از قيمت عادله، به مقدارى معتنى به مغبون شود خيار غبن دارد. ج2) ارتفاع حرج و اضطرارى كه او را وادار به انجام معامله كرده موجب حق فسخ نمىشود. ج3) در مورد داشتن حق فسخ، تعيين جريمه بر فروشنده در ضمن عقد معامله، موجب سقوط حق فسخ او نيست.
س: آيا احكام خيار غبن در بيع مرابحه نيز جارى است؟
ج) خيار غبن در بيع مرابحه نيز تصوير دارد، بدين معنا که جنسى را با اعلام قيمت خريد به مشترى با سود مثلاً پنج درصد فروخته باشد و بعداً معلوم شود که سود عادله چنين متاعى در بازار چهل درصد است.
س: آپارتمانى خريده و 80% قيمت آن را پرداخته و در آن سكونت كردهام فروشنده مصادرهاى بودن زمين آپارتمان مورد معامله را در موقع تنظيم مبايعه نامه مخفى كرده و آپارتمان را به عنوان و قيمت غير مصادرهاى فروخته است. نظر به اينكه در موقع تنظيم بيعنامه موضوع مصادرهاى بودن زمين آپارتمان را از فروشنده سؤال كردهام، آيا مىتوانم معامله را فسخ نمايم؟ حكم چنين معاملهاى چيست؟
ج) در فرض سؤال، هم از باب عيب و هم از باب غبن حق فسخ داريد.
موسیقی و غنا
استفتائات جدید
س: من دانشجوى دانشگاه كشمير هستم. در اينجا سالانه همايشى برگزار مىشود كه دانشجويان به اين مناسبت، برنامههاى فرهنگى مثل آواز، مسابقه، غزل و ... را به گونهاى هماهنگ و سازگار ارائه مىكنند من هم مىخواهم در اين همايش غزل ارائه كنم. آيا اين تصميم من درست است. لطفاً نظرتان را براى چنين برنامههايى بفرماييد.
ج) غزل خوانى و آواز فى نفسه اشكال ندارد ولى چنانچه كيفيت خواندن آواز و غزل به صورتى است كه همراه با ترجيع و طرب همراه بوده و مناسبِ مجالس لهو و گناه باشد، جايز نيست و نيز موسيقىاى كه همراه با آواز و غزل خوانى نواخته مىشود چنانچه به گونهاى است كه متناسب با مجالس لهو و عيش و نوش است، جايز نيست.
س: شرکت در کلاسهاى ورزشى که در آنها موسيقى پخش مىشود چه حکمى دارد اگر از هدفن استفاده کنيم به نحوى که موسيقى را نشنويم يا به طور ضعيف بشنويم چطور؟
ج) اگر موسيقى مطرب لهوى نباشد مانعى ندارد و تشخيص آن به عهده خود مکلّف است.
س: گوش دادن به آواز زنان در صورتى كه از لحاظ شعر و موسيقى لهو و لغو نباشد چه حكمى دارد؟
ج) اگر آواز زنان بگونهاى باشد كه مهيج شهوت گردد و يا گوش دادن به آن موجب ترتب مفاسد باشد جايز نيست گوش كند.
س: اگر مردى صداى خود را چه خودش و يا با دستگاهى شبيه زن کرده و کاملاً مثل صداى زن شود چه حکمى دارد؟
ج) اينگونه رفتارها خالى از اشكال نيست.
س: تشخيص غنا و موسيقى حلال از حرام براى اينجانب مشكل است تكليف چيست؟
ج) تشخيص غنا و موسيقى لهوىِ حرام، با نظر عرفى شخص مکلّف است.
س: اگر در موردى صداى زن مصداق غنا نباشد گوش دادن آن چه حكمى دارد؟
ج) در حرمت غنا فرقى بين اين که مغنّى زن باشد يا مرد نيست و شنيدن صداى زن اگر غنا نباشد، حرمت شرعى ندارد مگر آن که به قصد ريبه يا موجب ترتّب مفسده باشد ولى شنيدن خوانندگى زن که غالباً مشتمل بر مفسده است جايز نيست.
س: با توجه به اينكه فرزندان ما هنوز به تكليف نرسيدهاند و در رفت و آمد با اقوامى که نوار غنا گوش مىدهند ممكن است به آن نوار علاقه پيدا كنند و با توجه به اينكه چنانچه آنها را محروم كنيم ممكن است پنهانى آن را گوش دهند تكليف چيست؟
ج) گرچه بچه نابالغ تکليف شرعى ندارد و استماع غنا و موسيقى حرام، بر او حرام نيست ليکن اقدام بزرگترها بر در اختيار گذاشتن نوار موسيقى حرام و غنا براى اطفال جايز نيست؛ و تکليف شرعىِ والدين کوشش در آشنا کردن اطفال پيش از بلوغ بر ضوابط و موازين و اخلاق شرعى است و جايز نيست به عذر اين که بچه تکليف ندارد او را در ارتکاب هر عملى آزاد بگذارند.
س: آيا مداحى براى بانوان جايز است؟
ج) مداحى زن در جايى که مىداند نامحرم صداى او را مىشنود اگر موجب جلب توجه و تهييج نامحرم و يا مفسده ديگرى گردد، جايز نيست.
س: اگر محتواى شعرى نااميدى از لطف حق باشد و با ترجيع خوانده شده باشد ولى براى عرف مناسب با مجالس لهو و مطرب به حساب نيايد و مکلّف را نيز به گناه سوق ندهد چه حکمى دارد؟
ج) اگر محتواى شعرى موجب نااميدى و يأس از رحمت خدا باشد خواندن آن در هر صورت حرام است ولى اگر محتواى شعر، محتواى صحيح و حلال باشد خواندن آن به صورت غنا باز در هر صورت حرام است و چنانچه غنا نباشد اشکال ندارد.
س: خواهشمند است حكم آوازخوانى زنان در مجالس عروسى (غنا در شب زفاف) را بيان فرماييد.
ج) در غنا و موسيقى حرام (كه عبارت است از آواز لهوى مضلّ عن سبيل الله) فرقى بين عروسى و غير آن نيست.
س: فروش و كرايه دادن فيلمهاى هندى كه آهنگهاى غيرمجاز هم دارند، چه حكمى دارد؟
ج) اگر مشتمل بر موسيقى لهوى متناسب با مجالس عيش و نوش و خوشگذرانى باشد، جايز نيست.
س. آواز زن برای شوهر خود چه حکمی دارد؟
ج. آواز خواندن زن برای شوهر اشکال ندارد مگر اینکه غناء یا همراه با موسیقی حرام باشد.
س. آیا مرد میتواند به تک خوانی زن گوش دهد؟
ج. گوش دادن به خوانندگی زن که غالباً مشتمل بر مفسده است، جایز نیست.
رقص
استفتائات جدید
س: خواهشمند است حكم رقص، خواه رقص آقايان و خواه رقص بانوان را ـ ولو مهيج و تحريككننده نباشد ـ بيان فرماييد؛ و آيا حكم آن در مجلس عروسى تفاوت مىكند؟
ج) رقص مرد بنا بر احتياط واجب حرام است و رقص زن براى زنان اگر عنوان لهو بر آن صدق كند مثل اينكه جلسه زنانه تبديل به مجلس رقص شود، محل اشكال است و احتياط واجب در ترك آن است و در حكم فوق تفاوتى بين مجلس عروسى و غير آن نيست.
س: 13 سال پيش در جشن ازدواج يكى از اقوام در حالى كه روسرى بر سر نداشتم در مقابل داماد كه نامحرم بود به همراه چند تن از دختران فاميل دقايقى رقصيدم كه از مراسم فيلمبرداى نيز به عمل آمد (البته با جهل از عقوبت عدم رعايت حجاب در مقابل نامحرم و حرام بودن رقصيدن). اما پس از آن به دليل آگاهى نسبت به مسائل شرعى، مسائل شرعى را كاملاً رعايت نموده، در مراسم جشن ازدواج كه احتمال عدم رعايت مسائل شرعى مىباشد، شركت نمىكنم. اما مدام اين فكر كه به خاطر آن کار حرام در روز حساب مورد بازخواست قرار خواهم گرفت، آزارم مىدهد و اينكه آيا هربار كه آن فيلم توسط افراد نامحرم فاميل ديده مىشود براى من گناهى ثبت مىشود؟
ج) با فرض اينكه شما از عمل گذشته خود پشيمان شده و توبه نمودهايد، إنشاءالله خداوند مهربان شما را مىبخشد و در صورتى كه مىتوانيد، فيلم را از بستگان جمعآورى كنيد و در صورت عدم امكان، تكليفى متوجه شما نيست.
آنتنهای ماهواره ای
استفتائات جدید
س. آیا دیش ماهواره مالیّت دارد (می توان فروخت)؟
ج. از آلات مشترک محسوب می شود و خرید و فروش آن برای استفاده در امور حرام، حرام و برای استفاده های حلال، جایز است. ولی با توجه به اینکه غالباً در کارهای حرام به کار می رود و مفاسدی را به دنبال دارد، خرید یا فروش یا نگهداری آن جایز نیست مگر برای کسی که مطمئن باشیم استفاده حرام از آن نمی کند و مفسده ندارد. لکن اگر قانونی در این مورد وجود دارد باید رعایت شود.
تئاتر و سینما
استفتائات جدید
س: اينجانب در مجموعههاى نمايشى تلويزيون و سينمايى براى نمايشدادن و بهظهور رساندن شخصيتهاى غالباً منفى به اجبار و استلزام، بايد محاسن خود را از ته و با تيغ و يا غيره بتراشم، حكم لازم را مرقوم فرماييد.
ج) اگر عنوان تراشيدن ريش بر آن صدق كند، بنابر احتياط حرام است، ولى اگر كار هنرى شما، نياز ضرورى جامعه اسلامى محسوب شود، مبادرت به تراشيدن ريش به مقدار آن ضرورت، اشكال ندارد.
نقاشی و مجسمه سازی
استفتائات جدید
س: براى يک موضوع هنرى، آيا مىتوان براى رساندن پيام، از حيوانات و يا انسان نقاشى كرد؟
ج) فى نفسه مانع ندارد.
س: ساختن مجسّمه همچنين تنديسهاى شهداء و نصب آن در ميادين چه حکمى دارد؟
ج) مانع ندارد.
رشوه
استفتائات جدید
س: يکى از آشنايان ما در يک ادارهى دولتى مسؤليت مديريتى دارد (رئيس حسابدارى) بطورى که ارباب رجوع براى حل کارهايش به نظر مساعد او احتياج دارد. برخى اوقات براى او هدايايى مىآورند مثلاً در اواخر سال برايش سررسيدهاى تبليغاتى مىآورند (البته برخى اوقات مشاهده مىشود مثلاً وسط صفحات همان سالنامهها چک پولهايى هم هست که آنها را به صاحبانش عودت مىدهد و آن افراد هم ادعا مىکنند که فقط هديه دادهاند نه مثلاً رشوه و...) و او هم از همان هدايا به ما مىدهد. با توجه به اينکه آن شخص اهل رشوه گرفتن هم نيست آيا استفاده از اين هدايا براى ما جايز است؟
ج) اگر اين هدايا منجرّ به تبعيض در انجام خدمات ادارى به مشتريان شود و در نهايت باعث فساد و از بين رفتن حقوق ديگران گردد، مشتريان نبايد آن هدايا را به کارمندان بدهند و کارمندان هم حق گرفتن آنها را ندارند؛ هديه در محيط کار و از جانب ارباب رجوع يکى از خطرناکترين چيزهاست.
تعلیم و تعلم و آداب آن
استفتائات جدید
س: آيا براى زن مسلمان تحصيل در دانشكده مختلط در غرب علىرغم وضع بد اخلاقى و رفتار ناهنجار دختران و پسران دانشجوى آنجا، جايز است؟
ج) با مراعات وظايف شرعى (از جمله حجاب) فى نفسه اشكال ندارد.
س: اينجانب يکى از مخترعين ايران عزيز اسلامى مىباشم و از طرف دانشگاه هاى آمريکايى براى تحصيل و پژوهش دعوتنامههايى دريافت کردهام عنايت فرموده و بفرماييد اجابت اين دعوتنامهها چه حکمى دارد و در صورت جواز، برگشت و يا عدم برگشت از اين کشورها پس از پايان تحصيلات چه احکامى را دارا مىباشد؟
ج) با توجه به موضعگيرى کشورى مثل آمريکا در برابر اسلام و کشورهاى اسلامى و قيام با جنگ فيزيکى و فرهنگى عليه بلاد اسلامى، در دعوت مغزهاى متفکر براى تحصيل به آمريکا دو هدف دارد: 1ـ جمع کردن نخبگان بشرى و مغزهاى متفکر عالم در کشور خود براى بهرهبرداراى از آنان. 2ـ خالى کردن کشورهاى اسلامى از مغزهاى متفکر به منظور فلج کردن آنان از هرگونه پيشرفت علمى و صنعتى. با اين حال پيداست که کشور دعوت کننده از شما قصد خير براى شما و کشور شما ندارد بلکه قصد خيانت دارد با اين وصف آيا باز مايليد که دعوت چنين کشور خيانتکار را اجابت کنيد؟ مگر آنکه تصميم جدّى براى حصول پيشرفت علمى براى خود و عزم قاطع به برگشتن به ايران عزيز جهت بکارگيرى معلومات بدست آمده در پيشرفت و سربلندى مسلمين و ايران اسلامى داشته باشيد.
س: از آنجايى كه شغل اينجانب (دامپزشكى) ايجاب مىكند در جريان روند بيماريهايى كه از حيوان به انسان سرايت مىكنند و سبب بيماريهاى گاهاً مهلك (مثل تب مالت يا آنفولانزاى مرغى) مىشوند باشم و از آنجايى كه دسترسى به متخصصين معتبر خارجى از راه اينترنت ساده بوده و جواب سريع اخذ مىگردد آيا تماس با دانشمندان آمريكايى و اروپايى جهت كسب اطلاعات مورد تأييد روز در خصوص وضعيت بيماريهايى از اين قبيل جايز مىباشد؟
ج) تماس با دانشمندان براى كسب اطلاع، بخودى خود منع شرعى ندارد.
س: آيا ترك وطن براى ادامه تحصيل و صرف تحقيق علمى در تحت نظارت كسانى كه دشمن بودن دولتشان با پيشرفتهاى علمى ما ثابت شده جايز مىباشد؟
ج) اگر احتمال بدهيد به لحاظ خصومتشان، يا چيزى به شما نياموزند و يا در صدد انحراف شما باشند، حضور در مجامع آنها وجه شرعى ندارد.
س: تقلّب در موارد درسى چه حکمى دارد؟
ج) تقلب مطلقاً جايز نيست.
س. آیا نفقه تحصیل فرزندان مثلاً تحصیل در مقطع ابتدایی و... جزء نفقه واجب بر عهده پدر می باشد؟
ج. اگر فرزند توانایی مالی ندارد، در حدّی که عرفاً محتاج به تحصیل است، از قبیل مقطع دوره ابتدایی، هزینههای تحصیل به عهده پدر میباشد.
حقوق چاپ، تألیف و کارهای هنری
استفتائات جدید
س: نظر حضرتعالى راجع به شکستن قفل سى دى يا کپى رايت که الان بعضىها دست به چنين کارى مىزنند چيست و حكم خريد چنين سىدىهايى براى مردم چيست؟
ج) لازم است كه در نسخه بردارى و تكثير سى دى حقوق صاحبانش از طريق كسب اجازه از آنان رعايت شود و خريد آن خالى از اشكال نيست و رعايت مقررات و قوانين مربوط به آن لازم مىباشد.
از آنجايى كه تهاجم فرهنگى غرب از هر وسيلهاى براى حملهى خود كمك مىگيرد و امروز با ابزار رايانه، سىدى و اينترنت بيشتر اين تهاجم را انجام مىدهد، مىبينيم كه سىدى هاى مبتذل به صورت رايت شده و با قيمت خيلى نازل و فراوان در بازار عرضه مىشود و اين در حالى است كه سىدى هاى مذهبى با قيمتهاى گزاف عرضه مىشود كه خريد آن براى خيلىها مشكل است لذا افرادى قفل اين سىدى ها را شكسته و به صورت رايتى و با قيمت خيلى نازلتر عرضه مىكنند. حال با اين مقدمه چند سؤال از محضر شريف دارم: س1: استفاده از چنين سىدى هايى چه حكمى دارد؟ س2: آيا مىتوان سىدى رايتى را رايت كرد و از آن استفاده برد؟ س3: حكم سىدى رايتى هديهاى چيست؟ س4: سىدى هايى كه امانت مىدهند و سىدى امانتى در صورتى كه سىدى هاى آنها رايت شده باشد، استفاده از آن چه حكمى دارد؟ س5: با توجه به پيشرفت علم و تكنولوژى هر سال برنامههاى كامپيوترى پيشرفتهترى وارد بازار مىشود كه نسبت به برنامههاى ما قبلشان پيشرفتهتر و كاملتر هستند، آيا استفاده از سىدى هاى رايتى قديمىتر جايز مىباشد؟ س6: آيا در كل مسائل فوق مىتوان به مرجع ديگرى رجوع كرد؟
ج1) شكستن قفل سىدى و تكثير آن بدون اجازه ناشر اصلى آن جايز نيست و استفاده و خريد و فروش سىدى تكثير شده بدون اجازه ناشر اصلى جايز نيست. ج2) حكم همان است كه در پاسخ قبلى بيان شد. ج3) فرقى بين سىدى هديهاى و ابتياعى در اين باره نيست. ج4) حكم آن از بيان بالا روشن شد. ج5) بدون اذن ناشر اصلى اولى جايز نيست. ج6) مسأله از موارد رجوع به غير نيست.
تجارت با غیر مسلمان
استفتائات جدید
س. فردی با شرکتی قرارداد کار سه ماهه بسته است، بعد از گذشت یک ماه متوجه می¬شود که ۳۰% سهام این شرکت متعلق به فرقه ضالّه بهاییت می¬باشد. تکلیف این شخص چیست؟
ج. از هر گونه کار و عمل یا ارتباط با فرقه ضالّه بهاییت که موجب انحراف اشخاص و تقویت آنها بر علیه مسلمین گردد، پرهیز شود.
لباس شهرت و احکام پوشش
استفتائات جدید
س: در مسأله پوشش بانوان: الف: آيا بازگذاشتن وجه و كفين در ملأ عام، براى زن جايز است يا خير؟ ب: در صورتى كه جايز باشد، آيا نگاه مرد نامحرم به وجه و كفين بدون قصد لذت و خوف گناه، جايز است يا خير؟ ج: نگاه كردن به وجه و كفين گويندگان زن اخبار كه به صورت مستقيم پخش مىشود، چه حكمى دارد؟
ج) الف: در صورتى كه آرايش و زينت نداشته باشد، مانعى ندارد. ب: در فرض مرقوم اشكال ندارد. ج: اگر آرايش نشده باشد و نگاه همراه با لذت نباشد، اشكال ندارد.
س: اينجانب براى انجام و تكميل پروژه دكتراى خود نيازمند استفاده از فرصت مطالعاتى خارج از كشور هستم؛ بهطورى كه در غير اين صورت پاياننامه دكتراى خود را نمىتوانم انجام دهم. با توجه به دراز مدت بودن دوره خارج كشور بايد همسرم را هم با خود ببرم مسئولين سفارتخانه از خانم خواستهاند عكسى بگيرد كه در آن علاوه بر قرص صورت، دو گوش نيز پيدا باشند. آيا جايز است كه خانم چنين عكسى بگيرد؟
ج) در صورتى كه عكس توسط عكاس زن گرفته شود، مانعى ندارد.
س: اگر همسر حجاب را رعايت نکند آيا بايد شوهر، او را با دعوا و درگيرى به رعايت حجاب وادار کند؟
ج) در رعايت حجاب واجب و انجام ساير تکاليف شرعيه، شوهر حق دعوى و درگيرى و کتک کارى ندارد، و فقط مجاز است با ملايمت، امر به معروف و نهى از منکر زبانى نمايد.
س: زنان زيادى را ديدهام كه حجابهاى متفاوتى دارند حال مىخواهم بدانم پوشش زنان چگونه بايد باشد؟
ج) زنان بجز صورت به مقدارى که شستن آن در وضو واجب است و دستها از سر انگشتان تا مچ، بقيّه اعضاى بدن خود را بايد از نامحرم بپوشانند.
س: آيا زنان پير بايد رعايت حجاب كنند؟
ج) بلى واجب است.
س: دختران باكره قبل از ازدواج تا چه ميزان مىتوانند آرايش كنند؟ مثلاً آيا مجاز به گرفتن موهاى صورت و يا گرفتن ابرو هستند؟
ج) فى نفسه مانع ندارد ولى اگر بر اين کار مفسدهاى مترتب شود و يا در معرض ديد نامحرم باشند، جايز نيست.
س: آيا كسى كه عمل انحراف بينى همراه با عمل زيبايى انجام مىدهد موظف به پوشانيدن بينى خود مىشود؟
ج) در فرض سؤال پوشاندن بينى واجب نيست مگر آنکه عمل زيبايى، عرفاً زينت محسوب شود.
س: حكم حضرتعالى درباره تاتو كردن ابرو براى زنان چيست؟
ج) مانع ندارد، و اگر در نظر عرف زينت محسوب مىشود بايد از نامحرم بپوشانند.
س: آن مقدار از زيور زنان كه ظاهر است مثل حلقه نامزدى، آرايش معمولى ابروان و ... آيا واجب است پوشانده شود؟
ج) هر آنچه عرفاً زينت محسوب مىشود بايد از نگاه نامحرم پوشانيده شود.
س: پوشيدن لباس آستين کوتاه براى مرد چه حکمى دارد؟
ج) اگر مستلزم مفسده باشد، جايز نيست.
س: آيا چانه جزو محدوده حجاب زنان به حساب مىآيد؟ اگر به حساب مىآيد لطفاً محدوده آن را مشخص كنيد.
ج) چانه نيز جزو صورت محسوب شده و مقدارى از آن كه در ظاهر صورت قرار گرفته پوشش لازم نيست ولى زير چانه بايد پوشانده شود.
س: آيا براى خانمها استفاده از سرمهى چشم در صورت رؤيت آن توسط نامحرم اشکال دارد؟
ج) اگر زينت باشد و موجب جلب توجه نامحرم گردد، اشکال دارد.
س: استفاده مردان از سنگهايى از قبيل زمرد، فلوريت و... به عنوان دستبند يا مدال چه حكمى دارد؟
ج) فى نفسه اشكال ندارد.
س: آيا زدن عينك دودى در فصل تابستان براى يك خانم چادرى اشكال دارد؟
ج) اشكال ندارد مگر آنكه بگونهاى باشد كه جلب توجه نامحرم نمايد.
س: زدن كرمهاى ضد آفتاب در فصل گرما با توجه به بوى آنها چه حكمى دارد؟ و زدن عطر در اين فصل براى جلوگيرى از بوى عرق بدن چه حكمى دارد؟
ج) فى نفسه مانع ندارد ولى اگر جلب توجه نامحرم مىكند بايد از كنار نامحرم عبور نكند.
س: آيا پوشاندن پا براى زنان واجب است؟ اگر بله، آيا بايستى در نماز هم پوشانده شود؟
ج) پوشاندن پا از نامحرم واجب است، ولى واجب نيست قدم پا براى نماز پوشانده شود.
س: استفاده از ساعتى كه آن را به جاى رنگ آب طلا دادهاند براى مرد چه حكمى دارد؟
ج) اشكال ندارد.
س1: شركت در مجالس عروسى كه مىدانم در آن از موسيقىهاى غيرمجاز استفاده مىشود و رقص نيز در اينطور مجالس مرسوم است، چه حكمى دارد؟ س2: شركت در مجالس عروسى مختلط، در حالى كه بعضى زنان لباس مبتذل به تن دارند، با رعايت حجاب كامل خودم چگونه است؟ س3: اگر عدم شركت اينجانب در مجلس عروسى بىاحترامى به دعوت كننده محسوب شود، آيا لازم است با تقيّد، در مجلس آنها شركت كنم؟ س4: پوشيدن لباس نيمهلخت زن در مقابل زن و آرايش زن در بين زنان بهطورى كه تا حدى مورد توجه ديگر زنان شود، آيا جايز است؟
ج1) در فرض مرقوم شركت در آن جايز نيست. ج2) در صورتى كه حضور شما تأييد گناه محسوب شود، نبايد شركت كنيد. ج3) امر مذكور مجوز انجام گناه نمىشود. ج4) اگر مفسده نداشته باشد، مانعى ندارد.
س: با توجه به ممنوعيت حجاب شرعى در برخى از كشورهاى غيراسلامى، ادامهى اشتغال و تحصيل براى بسيارى از خواهران رهيافته با اشكال روبرو شده است؛ و از سوى ديگر نهى آنان از ادامه تحصيل و كار، سواى اين كه براى آنها خسارت معنوى و مادى در پى دارد موجب وهن مذهب نيز مىگردد. تكليف شرعى مؤمنات در اينگونه جوامع را بيان فرماييد.
ج) اگر ترك تحصيل، غيرقابل تحمل و يا حرجى باشد، ادامهى تحصيل مانع ندارد ولكن بايد در حفظ حجاب به مقدارى كه ميسّر است كوشش نمايد.
س: زن اگر ابروى خود را بردارد، آيا پوشيدن كل ابرو لازم است يا اينكه مقدارى از آن را بگيرد، كفايت مىكند؟
ج) در صورتى كه زينت محسوب شود بايد آن را بهطورى كه زينت معلوم نباشد، بپوشاند.
س: لطفاً بفرماييد پوشيدن لباس زنانه توسط مردان و برعكس براى بازيگرى چه حكمى دارد؟
ج) پوشيدن لباس جنس مخالف هنگام بازيگرى اگر سبب فساد نگردد اشکال ندارد.
س: به نظر جنابعالى کشيدن سرمه براى مرد چه حکمى دارد آيا مىتواند بکشد؟
ج) فى نفسه اشکالى ندارد.
س1: زدن كرمهاى ضد آفتاب در فصل تابستان با توجه به بوى آنها براى بانوان چه حكمى دارد؟ س2: زدن عطر در اين فصل براى جلوگيرى از بوى عرق بدن براى آنان چه حكمى دارد؟
ج1و2: فى نفسه مانعى ندارد ولى اگر جلب توجه نامحرم مىكند بايد از كنار نامحرم عبور نكنند.
س: آيا پوشيدن لباس مشكى جهت عزادارى امام حسين (عليه السلام) و ساير امامان استحباب دارد؟
ج) بطور كلى پوشيدن لباس مشكى اگر براى تعظيم شعائر باشد، داراى اجر و ثواب خواهد بود.
س: آيا کوتاه کردن موى سر در خانمها شبيه آقايان يا لباس پوشيدن شبيه آقايان و يا امورى از اين قبيل بدون قصد تشبه به آقايان براى خانمها اشکال دارد؟
ج) بدون قصد تشبه و بدون آن که شبيه مردان شوند، مانعى ندارد.
س. بلند کردن مو براى آقايان چه حکمى دارد؟
ج) اگر بخواهد خود را شبيه به زنان کند، جايز نيست.
س. حکم دست کردن انگشتر در دست چپ چیست؟
ج مانعیندارد؛ ولی بر طبق روایت انگشتر در دست راست از علائم مؤمن شمرده شده است.
تجسس و خبرچینی و افشاء اسرار
استفتائات جدید
افشاء اسامی مفسدین
يكى از دوستان اشاره كردند كه اميرالمؤمنين در فرمان خود به مالك اشتر فرمودهاند كه آدمهاى سوءاستفادهجو را رسوا كنيد؛ شما گفتهايد كه افشاء نكنيد. اميرالمؤمنين (عليهالسّلام) نفرمودند موردى را كه اثبات نشده، افشاء كنيد. هيچ وقت چنين چيزى در بيان اميرالمؤمنين نيست، و اين قطعاً از اسلام نيست. ما چطور چيزى را كه اثبات نشده، به صرف اتهام، افشاء كنيم؟ ممكن است اينقدر حجم اتهام زياد و وسيع باشد كه يك عدهاى به چشم يك امر قطعى و واقعى به آن نگاه كنند، اما هيچ پشتوانهى استدلالى نداشته باشد، جائى ثابت نشده باشد. ما هيچ حجتى نداريم كه اين را بگوئيم. حتّى من در همان جلسهای كه اشاره كردند، از اين بالاتر را گفتم. من گفتم حتّى جرمى كه ثابت شد، اصل نبايد بر افشاى آن جرم باشد. بالاخره يك مجرمى است، يك غلطى كرده، مجازات هم ميشود؛ خانوادهى او، فرزندان او، پدر و مادر او گناهى نكردهاند؛ ما چرا بيخود اينها را رسوا كنيم؟ مگر آنجائى كه خود نفس افشاء كردن، يك مصلحت بزرگى داشته باشد. بله، يك جائى هست كه نفس افشاگرى در يك مسئلهى ثابتشده، مصلحتى دارد؛ آنجا ايرادى ندارد. اين، منطق ماست. هيچ چيزى هم نه از اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) و نه از هيچيك از ائمهى هدى (عليهمالسّلام) برخلاف اين وجود ندارد. ما واقعاً حق نداريم افراد را به صرف گمان، متهم كنيم، مشهور كنيم؛ واقعاً جايز نيست؛ نه در سايت، نه در روزنامه، نه در تريبونهاى گوناگون. حيثيت افراد را بايد حفظ كرد. ۱۳۹۰/۰۵/۱۹
«متأسفانه یک کار زشتی در بین مردم رایج است که از لهجههای بعضی از ولایات تقلید میکنند؛ این آیا غیبت محسوب می شود یا نه؟
این مسلماً حرام است. در حرمت این عمل هیچ شکی نیست. لکن غیبت نیست. چون قیودی که در غیبت ذکر شد -که مقوّم معنای غیبت محرم شرعی است- در این جا وجود ندارد. یکی از قیود، مستور بودن بود. خب، این مستور نیست. علاوه بر این که عیب نیست اصلاً. کسی این را به عنوان عیب ذکر میکند، ولی اصلاً عیب نیست! بنابراین وقتی عیب نبود، پس غیبت نیست. مثل این است که مثلاً بگویند: آقا عمامه سرش است؛ این «عمامه به سر بودن» عیب نیست. ذکرش بنابراین غیبت نیست. علاوه بر این که امر ظاهری است، امر واضحی است. پس تعریف غیبت بر این صدق نمیکند. اما مسلماً حرام است. این از باب تمسخر و از باب استهزاء و اینهاست. اینجا دیگر فرقی نمیکند که علی نحو عام استغراقی مورد نظرش باشد؛ یا نه، مثلا فرض کنید فرد خاصی را مورد نظر قرار بدهد و لهجهی یک شخصی را –به عنوان اینکه لهجهی او، لهجهی عموم است- تقلید بکند. این صور مختلفی دارد. همهی اینها محرّم است. منتها تفاوتش این است که اگر غرض او لهجهی عموم باشد، این میشود اهانت به همهی آن جمعیت؛ که خب طبعا آثار خاص خودش را دارد. مثلا فرض بفرمایید اگر بخواهد استحلال بکند، بایستی از یکایک اینها استحلال بکند. آنجایی که یک نفر باشد، نه، از یک نفر استحلال میکند. این بحث عیبجوئی است. اگر چنانچه نه، تمسخر وجود نداشت، این از محل کلام خارج است. گاهی از این تقلیدها انجام می گیرد، اما هیچ قصد تمسخری هم نیست. یک وقتی چند سال قبل از این، در رادیو یک گویندهای تقریبا تمام لهجات ایران را در یک برنامهی رادیویی بیان میکرد! بعد هم ما آن شخص را دیدیم. گفتیم بالاخره تو کجایی هستی؟! چون هم ترکی را مثل خود ترکها حرف میزد که ما میفهمیدیم، هم مشهدی را مثل خود مشهدیها حرف میزد! نفهمیدیم بالاخره کجایی است، نگفت آخرش هم که کجایی است؛ گفت من ایرانی هستم. پس بنابراین گاهی تقلید لهجه به عنوان تمسخر نیست. کما این که تقلید لهجهی یک فرد هم به عنوان تمسخر نیست. یک عمل شیرینی است. خود آن فرد هم گاهی مینشیند و تماشا میکند که تقلیدش را دارند میکنند. خودش هم می خندد، خوشش می آید. پیداست که پس تمسخر نیست. این از محل کلام خارج است. آن جایی که قصد، استهزاء باشد، تمسخر باشد، آن جا میشود محرّم.»
س: ورود به منازل ديگران و تصويربردارى و انتشار آن چه حكمى دارد؟
ج) ورود به حريم خصوصى اشخاص بدون اجازه، شرعاً جايز نيست، اگر چه عنوان تجسّس بر آن منطبق نباشد؛ و گرفتن فيلم و عكس و مانند آن به صورت مخفيانه شرعاً حرام و انتشار آن حرام دوم است.
س: آيا ضبط کردن صداى ديگران (بدون قصد هيچگونه استفاده سوء) نيازمند کسب اجازه و دادن اطلاع است؟ در مورد عکس و فيلم چطور؟
ج) موارد مختلف است، اگر صحبت و حضور در جلسه عمومى و در ملأ عام نباشد، ضبط صدا و برداشتن عكس و گرفتن فيلم بدون اجازه طرف جايز نيست.
مصرف دخانیات و مواد مخدر
استفتائات جدید
س: سيگار کشيدن چه حکمى دارد؟
ج) حکم، تابع ميزان ضرر آن است اگر داراى ضرر قابل ملاحظهاى باشد يا موجب اذيّت و آزار ديگران گردد، جايز نيست.
دعانویسی و استخاره
استفتائات جدید
س: آيا استخاره كه در برخى سايتها است مىتواند ملاک قرار گيرد؟
ج) اگر طبق روشهاى معمول است مانعى ندارد.
احیاء مناسبتهای دینی
استفتائات جدید
س: نظر شما راجع به برگزارى مراسمى به اسم عيدالزهراء (سلام الله عليها) چيست؟
ج) هر عملى که وسيله سوء استفاده دشمنان اسلام يا موجب تفرقه بين مسلمين شود، حرام و ممنوع است.
احتکار و اسراف
استفتائات جدید
س: انبار كردن چه چيزهايى احتکار محسوب مىشود؟ و احتکار در چه مواردى است؟
ج) علاوه بر حرمت احتکارِ اغذيه عمومى مردم، هر چه که احتکار آن در قانون غير مجاز باشد، جايز نيست.
اموال پیدا شده و مجهول الممالک و اعراض شده
استفتائات جدید
س: اگر وسيلهاى پيدا كنيم كه مشخص باشد آن را دور انداختهاند، اما آن وسيله براى ما كارآيى دارد، آيا مىتوانيم آن را برداريم يا نه؟
ج) با احراز آنكه از آن وسيله اعراض شده، تصرف در آن مانع ندارد.
س1: آيا تصرفات جزئى مثل رد شدن از روى مصالح ساختمانى کنار خيابان، يا بعضى چيزهاى کم ارزش ديگران که به دست ما مىرسد، اشکال دارد يا نه؟ س2: و استفاده از سبزى خوردکنهاى عمومى بازار يا آبغوره و آبميوه گيرى که مقدارى از مال شخص قبلى در آن به جا مانده است و با مال ما قاطى مى شوند اشکال دارد يا نه؟
ج1و2) در هر دو فرض مرقوم استفاده اشكالى ندارد.
س: احتراماً مسئول خوابگاههاى دانشجويى ضمن اسكان دانشجو در خوابگاهها با آنها شرط مىكند در صورتى كه بعد از تخليه خوابگاه وسايلى از آنها باقى بماند به بيرون منتقل خواهد شد (دور ريخته خواهد شد) آيا اين شرط براى بيرون ريختن وسايل به جا مانده از قبيل: كتاب، قاشق، پتو و... كفايت مىكند، با توجه به اينكه اگر خواسته باشيم وسايل به جا مانده را نگه داريم و بعداً اعلام نماييم مشقت دارد.
ج) پس از توافق، انتقال اين اموال به خارج از محل مذکور مانعى ندارد.
س: من دو سال قبل ساعتى از اماکن تفريحى خارج از شهر پيدا کردم و تا الان آن را نگه داشتهام آيا مىشود آن را به برادرم فروخته و مبلغ آن را صدقه دهم؟
ج) وظيفه شما اين است که در مکانى که آن را يافتهايد، از صاحبش تحقيق کنيد و پس از مأيوس شدن مىتوانيد خود ساعت يا پول آن را به فقير بدهيد
س: من پس از اتمام مجلسى، كفش خود را نيافتم و فقط كفشى را يافتم كه نوتر و بسيار شبيه به كفش خودم بود. اكنون يك هفته از آن ماجرا مىگذرد اما كسى جهت تعويض كفش مراجعه نكرده است. آيا با توجه به اينكه آن فرد اشتباه كرده است و هنوز مراجعه نكرده است آيا جايز است من در آن تصرف كنم؟ در صورت منفى بودن جواب بفرماييد من بايد با اين كفش و كفش مفقود شدهام چه كنم؟
ج) جايز نيست و حكم مجهولالمالك را دارد كه با يأس از پيدا شدن صاحب آن بنابر احتياط با اجازه حاكم شرع از طرف صاحبش به فقير صدقه دهيد مگر آنكه بدانيد صاحب آن رضايت داشته يا خود صاحبِ كفشِ باقى مانده، كفش را برده است و در صورت اخير اگر قيمت كفش موجود از كفش شما بيشتر باشد مابهالتفاوت را از طرف صاحب آن به فقير صدقه دهيد.
احکام ربا
استفتائات جدید
س: با توجه به اينکه خريدارِِ بليط هواپيما، بليط را پس از پرداخت پول دريافت مىکند آيا قوانينى كه روى بليط هواپيما چاپ شده، معتبر و لازمالاجرا است و آيا قرارداد صحيح است؟
ج) رعايت شرايط مندرج در پشت بليط هواپيمايى براى خريدار بليط لازم است، علاوه بر اينكه اطلاع از مندرجات پشت برگ بليط، موقوف بر خريد بليط و پرداخت وجه آن از قبل نيست.
س: اگر دو چيز همجنس كه به لحاظ ارزش و قيمت متفاوت مىباشند و نيز فروش آنها بصورت وزنى و يا پيمانهاى مىباشد با هم معامله شوند آيا اين معامله صحيح است؟ اگر در اين معامله قصد ربا نباشد ولى اگر بخواهند يكى از آنها جنس خود را جداگانه بفروشد و بعد با پول حاصله جنس ديگرى را بخرد و اين روش برايش هزينه بردارد آيا در اين صورت مىتوانند آن اجناس را با هم معامله كنند؟
ج) اگر از نظر وزن مساوى باشند، اشکال ندارد ولى اگر از نظر وزن متفاوت باشند، ربا و حرام است مگر اينکه به آن که کمتر است يک چيز ديگر از جنس ديگر ضميمه کند.
س: آيا اگر طلاى مستعمل را با طلاى نو معاوضه كنيم و مبلغى را بابت خريد طلاى نو به طلافروش بپردازيم اشكال دارد؟
ج) طلاى مستعمل را به قيمت معيّنى به او بفروشيد و بعد طلاى نو را به قيمت معيّن بخريد.
س: اينجانب مبلغ يك ميليون تومان به كسى قرض دادهام و براى فرار از ربا همراه آن يك شيئ كم ارزش را به مبلغ دويست هزار تومان به او فروختهام و او هم به خاطر آن يك ميليون آن شيئ كم ارزش را خريده آيا اين چنين معاملاتى صحيح است؟
ج) چنين معاملهاى که در واقع نوعى حيله براى فرار از رباى قرضى است، شرعاً حرام و باطل است.
س: مبلغ پولى را به ربا خوارى بدهکارم آيا بايد به او پرداخت نمايم؟
ج) مقدار زائد بر بدهكارى را ضامن نيستيد.
س: در صورتی كه از تعاونی مصرفی ادارهای و يا حتی از طريق كوپن ارزاق عمومی مثلاً برنجی با كيفيت متوسط دريافت كنيم و بخواهيم اين برنج را با نوع بهتری تعويض نماييم حكم اين معاوضه چيست؟ آيا میشود آن را به صاحب برنج خوبتر داده و به عوض آن از نظر مقدار برنج بهتری اما كمتر از برنج اولی دريافت كرد؟ و يا اينكه بايستی برنج را فروخت و با پول آن برنج مرغوب را خريداری نمود؟ آيا معاملهی نوع اول از مصاديق ربا هست يا خير؟
ج) در فرض مرقوم، معامله نوع اول از مصاديق ربا است و نوع دوم صحيح و بدون اشکال است.
س. من به دلیل بدهکاری احتیاج به سه میلیون پول دارم. خواهرم هم پولی در بانک دارد. با توجه به این که ربا بین پدر و فرزند اشکالی ندارد آیا خواهرم میتواند پول را به پدرم قرض دهد و از پدرم سود بگیرد و مجدداً بنده این پول را از پدرم قرض گرفته و آن مبلغی که قرار شده سود بپردازد من آن مبلغ را به پدرم بپردازم. حکم شرعی چنین کاری چیست؟
ج. در فرض سؤال اگر قرض دادن به پدرتان صوری و حیلهای برای فرار از قرض ربوی باشد جایز نیست.
س. دفاتر خدماتی بعضاً به صورت نقد به قیمت مثلاً یک میلیون تومان و قسطی (مثلاً شش ماهه) به قیمت یک میلیون و دویست هزار تومان افراد را به زیارت می برند، آیا این اشکال دارد و ربوی است؟
ج. چنانچه دفاتر مذکور به عنوان کارگزار شرکت¬ های خدماتی و به نمایندگی از آنها فعالیت می کند و در زمان انعقاد قرارداد با مراجعه گنندگان ، مبلغ نقدی را از طرف آنها به شرکت های خدماتی نقداً می پردازند و سپس از مراجعه کننده آن مبلغ را به صورت قسطی و با مقداری اضافه تر دریافت می کنند ، در این صورت اخذ مبلغ اضافه در حکم ربا و حرام است. ولی چنانچه دفتر خدماتی از ابتدا به عنوان طرف قرارداد خدمات خود را به دو صورت نقد و اقساط و با مبالغ متفاوت ارائه کند، مبالغ اضافه اشکال ندارد.
س. آیا پدر بزرگ و نوه هم در مسأله معامله ربوی مانند پدر و پسر محسوب میشوند و از مستثنیات ربا هستند و اخذ ربا توسط پدر بزرگ از نوه مجاز میباشد؟
ج. احتیاط در اکتفاء به فرزند است.
حق شفعه
استفتائات جدید
س: ربا بين چه كسانى جايز است؟
ج) موارد جواز عبارتند از: 1- بين پدر و فرزند 2- بين زن و شوهر 3- بين مسلمان و كافرى كه در پناه اسلام نيست (يعنى ربا گرفتن مسلمان از كافر غيرذمى جايز است).
مشاغل
استفتائات جدید
س: آيا تمساح و کرکديل حرام هستند؟ آيا استفاده از پوست آنها براى ساخت کيف و کفش و مثل اينها که در نماز از آنها استفاده نمىشود حرام است؟ آيا پرورش اين حيوان که گوشت و پوست آن در خارج از کشور استفاده مىشود براى صادر کردن و ورود ارز به داخل کشور اشکال دارد؟
ج) تمساح و کرکديل حرام گوشتاند ولى اگر ذبح شرعى شوند، استفاده از پوست آنها اشکال ندارد ولى فروش گوشت آنها حتى به افرادى که خوردن آن را حرام نمىدانند، جايز نيست. و لکن تکثير و پرورش و فروش حيوانات حرام گوشت (مثل تمساح و کرکديل) اگر براى منفعت محلله مقصودهاى همچون استفاده از پوست آنها براى موارد مذکور در سؤال باشد و يا استفاده از گوشت اين حيوانات براى تعليف (خوراک) حيوانات ديگر باشد، اشکال شرعى ندارد.
س: در زمان خريد لوازم عقد با اصرار خانواده همسرم و با اکراه اجازه خريد انگشتر طلاى سفيد را دادم و فقط براى چند لحظه در شب عقد و عروسى آنرا بدست کردم. حال با توجه به مردانه بودن آن آيا میتوانم آنرا بفروشم و از پول آن استفاده نمايم؟ در صورت منفى بودن پاسخ آيا مأذون هستم که آن را با طلاى زنانه معاوضه نمايم؟ در صورت مثبت بودن، پرداخت يا دريافت وجه براى تعويض چه حکمى دارد؟
ج) اگر آن انگشتر قابل تغيير و تبديل باشد به شرطى که ندانيد خريدار و دريافت کننده آن را در مورد حرام بکار مىگيرد، در اين صورت واگذار کردن آن به ديگرى تحت عناوين مذکور در سؤال مانعى ندارد.
س: اگر كسى كافىنت داشته باشد و بداند كه برخى مشتريان براى چت (گفتگو) با افراد نامحرم و همچنين رفتن به سايتهاى غيراخلاقى به كافىنت مىآيند، در اين وضعيت تكليف او به عنوان صاحب كافىنت چيست و كسب درآمد از اين راه ( با شرايط ذكر شده) چه حكمى دارد؟
ج) با علم به اينكه مشترى از ابزارى كه در اختيار او قرار داده مىشود استفاده حرام مىکند، جايز نيست و كسب درآمد از اين طريق نيز اشكال دارد ولى در صورت شک در اينکه مشترى از آن بصورت حرام استفاده مىکند، اشكال ندارد.
س. آيا نگهدارى و خريد وسايل و لوازمى که داراى عکسهاى «باربى» که ساخت کشور آمريکا مىباشد که با اهداف خاصى توليد شده جايز مىباشد؟
ج) هرگونه خريد و فروش و نگهدارى وسايل و لوازمى که کمک به کشور غير مسلمان سازنده آن در جهت بهرهگيرى درآمد حاصل از ساخت آن در معارضه و مبارزه با اسلام و مسلمين باشد و يا موجب اشاعهى فساد گردد، جايز نيست.
س: آيا شخصى که به صورت واسطهاى معامله مىکند حتى اگر وجهى را مبادله نکند و صرفاً به دليل خوش سابقه بودنش معامله بدون وجه انجام مىدهد سودى را که بدست مىآورد مىتواند در آن دخل و تصرف کند؟
ج) اگر جنس را مىخرد و ثمن آن را به ذمّه مىگيرد و سپس آن را به ديگرى بفروشد، معامله مذکور بلامانع است.
س: شركتى براى انجام فعاليتهاى اقتصادى ـ توليدى در زمينههاى مشخص كشاورزى، صنعتى و خدماتى اقدام به جمع آورى سرمايه با عرضه سهام به سرمايه گذاران و در قالب عقود اسلامى جعاله، صلح، مضاربه و غيرذلك مىنمايد. اين شركت به منظور تشويق سهامداران موجود به جذب سرمايه گذاران جديد و توسعه سرمايه گذارى، از طريق اعطاى جايزهاى تحت عنوان "جايزه مشاركت در ايجاد امكان سرمايه گذارى مولد" به همه سهامدارانى كه تقدم خريد سهام داشته باشند، توسط سهامداران (كه متعاقباً آنها هم نسبت به بعديها تقدم پيدا مىكنند و جايزه دريافت خواهند كرد) نوعى گردش پول ايجاد مىنمايد. چنانچه اين موضوع با اطلاع و رضايت كامل همه سهامداران صورت گيرد و فعاليتهاى شركت هم در قالب عقود اسلامى و مشروع باشد آيا اين روش كار فاقد اشكال شرعى مىباشد؟
ج) روش كار مزبور با التفات به مفاد صدر و ذيل سؤال، صورت شرعى ندارد.
س: يک شرکت داخلى فروش کتاب، براى عضويت مبلغى دريافت مىکند و در ازاى آن کتابهاى درخواستى را با پست مجانى ارسال مىکند. همچنين اگر هر عضو، افراد ديگرى را به عضويت شرکت ترغيب کند، به ازاى هر دو نفر و با شرايط خاص، مبلغ دو هزار تومان به شخص معرفى کننده به عنوان حق بازار يابى پرداخت مىکند. عضويت افراد به صورت شبکهاى ثبت مىشود و هر شخص، داراى دو نفر زير مجموعه مىگردد. در صورت تشکيل يک زوج به عنوان زير مجموعه يک شخص، دو هزار تومان به او و همه افرادى که بالاتر از او مىباشند پرداخت مىگردد فرايند فوق چه حکمى دارد؟
ج) اينگونه معامله وجه شرعى ندارد.
س: برخى سايتهاى تبليغاتى براى اينکه تعداد بازديد کنندگانشان بالا برود، بابت بازديد ما از تبليغاتشان، مقدارى پول پرداخت مىکنند، و از اين راه با بالا رفتن تعداد بازديد کنندگان، از شرکتهاى توليدى سفارش تبليغات مىگيرند. با توجه به اينکه بازديد از تبليغات اين سايتها براى ما هم زمان مىبرد و هم هزينه، آيا گرفتن اين وجوه از اين سايتها مصداق اکل مال به باطل مىباشد؟ و آيا اصولاً اشکال ديگرى دارد؟
ج) اگر بازديد از سايتهاى تبليغاتى، ترويج فساد از قبيل نشر اكاذيب و ارائه مطالب باطله يا خوف وقوع در حرام نباشد، بازديد از سايتها و دريافت مبلغ مذكور اشكال ندارد.
س: آيا کسب درآمد و مصرف آن در زندگى از محلى که متعلق به عموم و همراه با ايجاد مزاحمت براى عابرين است حلال است؟
ج) تکليفاً مرتکب حرمت شده ولى پولى که تحصيل کرده، فىنفسه اشکال ندارد.
س: آيا دنبال كار و كسب درآمد رفتن واجب است؟
ج) براى تحصيل نفقه خود و عيال واجبالنفقه در صورت امکان در صورتى که کار مطابق آبروى او موجود باشد، واجب است کار کند.
س: در صورت حرام بودن آرايش زنى که خود را به نامحرم نشان مىدهد براى آرايشگر، آيا در مورد بچههاى كوچك نيز حكم همان است؟
ج) اگر به حدّى رسيدهاند كه موجب تحريك جنسى ديگران مىشود، حكم آرايش كردن افراد بالغ را دارد.
اجاره
استفتائات جدید
س: بنده پول يك جلسه آموزش رانندگى را به آموزشگاه بدهكار شدم، نصف پول را بدون اطلاع آموزشگاه به مربى پرداخت كردم، اما بعداً فهميدم كه طبق قانون نصف پول به آموزشگاه و نصفى به مربى تعلق دارد، آيا مىتوانم نصف ديگر را هم به مربى بپردازم؟
ج) بدهى را در هر صورت بايد بپردازيد و در پرداخت بدهى، آموزشگاه و مربى، هر دو را در جريان قرار دهيد تا بين خود به هر نحو که خواستند توافق کنند.
س: اگر کسى براى نماز و روزه شخصى اجير شده باشد و به هر دليلى نتواند آن روزه و نماز را بجا آورد و به شخص اجير كننده نيز دسترسى نداشته باشد، آيا مىتواند آن را به شخص ديگرى واگذار کند؟
ج) اگر احراز شود كه اجاره بر اصل انجام عمل واقع شده هر چند توسط غير شخص اجير صورت گيرد، واگذارى آن به ديگرى مانع ندارد هر چند احتياط آن است كه به كمتر از آنچه اجاره شده واگذار ننمايد.
س: چند سال پيش بابت انجام 15 سال نماز و روزه قضاى متوفى، مبلغ پانزده ميليون ريال به شخصى پرداخت کرديم. حال پس از گذشت هفت سال ايشان مراجعه و اعلام نموده که مقدارى از آن را بجا آورده و مابقى را انجام نمىدهد و مىخواهد اصل پول را به ما برگرداند. ليکن بنا به استعلام صورت گرفته براى انجام باقى ماندهى نماز و روزهى متوفى، بايستى مبلغ چهل ميليون ريال پرداخت نماييم. تکليف شرعى ايشان و ما را اعلام فرماييد.
ج) در فرض سؤال شخص اجير نمىتواند عقد اجاره را بهم بزند مگر آنکه صاحبان پول به اين امر، راضى باشند که در اين صورت نسبت به تفاوت ارزش، احوط مصالحه است.
س: در بين عموم رايج است كه در هنگام اجاره منزل مقدارى مبلغ تحت عنوان رهن به صاحب خانه مىپردازند و همچنين مقدارى به صورت اجاره پرداخت مىکنند و يا منزل را به صورت رهن كامل اجاره مى كنند. اولاً: حكم شرعى اين دو نوع معامله را بيان نمائيد. ثانياً: در صورت عدم صحت اين عمل روش صحيح براى اجاره كردن منزل را بيان نمائيد. ثالثاً: حكم وضو و نماز در منزلى كه به يكى از دو روش فوق معامله شده است چيست؟
ج) بطور کلّى اجاره به شرط قرض صحيح است (مثلاً اگر صاحب خانه به مستأجر بگويد: «خانهام را به اين مبلغ معيّن ـ مثلاً ده تومان ـ به شما اجاره دادم به شرط اينکه فلان مبلغ معيّن ـ مثلاً صد هزار تومان ـ به من قرضالحسنه بدهيد» و مستأجر قبول کند، اشکال شرعى ندارد)، ولى قرض به شرط اجاره، صحيح نيست، و در صورت اوّل هم بايد اجاره به نحو متعارف باشد، يعنى خانهاى که بطور متعارف اجارهاش از قرار ماهى مثلاً دويست هزار تومان است نمىشود بخاطر گرفتن قرض به ماهى هزار تومان تنزّل کند زيرا چنين اجارهاى متعارف نيست بلکه ممکن است آن را مثلاً به صد هزار تومان تقليل داد، و از همين جا معلوم شد اجاره به شرطِ رهنِ کامل (يعنى در قبال دريافت قرض، هيچ مبلغى را از مستأجر طلب نکند) نيز صحيح نمىباشد؛ و در هر صورت نماز و وضويى که در خانه با رضايت و اجازه صاحب خانه انجام شده صحيح است.
س: اجاره به شرط تمليک چه نوع قراردادى است؟ آيا اين قرارداد مشروعيت فقهى دارد؟ جايگاه فقهى حقوقى آن چيست؟
ج) اجاره به شرط تمليک عبارت است از واگذارى ملکى به اجاره ماهانه به مبلغ معيّنى تا مدّت مثلاً ده سال يا بيست سال يا کمتر يا بيشتر با شرط ضمنى تمليک آن به مستأجر در پايان مدّت اجاره مجاناً يا با دريافت مبلغ مختصرى که در ضمنِ شرط آن مبلغ را تعيين نمايند، چنين معاملهاى عبارت است از عقد اجاره به شرط تمليکِ عينِ مستاجره در پايان مدت اجاره به مستأجر و شرعاً صحيح و بىاشکال است و از نظر حقوقى مستأجر حق مطالبه تمليک عين مستأجره به خود را در پايان مدّت اجاره دارد و اجاره دهنده شرعاً و قانوناً مکلّف به عمل به چنين شرطى است.
س: اگر كسى ملكى را اجاره كرد و پس از مدت تعين شده تخليه نكرد چه حكمى دارد؟
ج) بدون اجازه مالک، بعد از مدّت اجاره، حکم غصب را دارد.
س: من راننده تاکسى هستم. آيا مىتوانم مسافرانى را كه مست هستند، سوار كنم؟
ج) در قرارداد اجاره و تعيين اجرت بايد طرفين قرارداد عاقل، بالغ و ملتفت باشند و شخص مست که مشاعرش کار نمىکند، صلاحيّت پرداخت اجرت به شما را ندارد.
س: به پيشنهاد مستأجر، اجاره يكسال بطور يكجا و در پايان زمان اجاره طى يك چك پرداخت مىشود. آيا اگر مبلغ چك، بيش از مجموع اجارههاى ماهانه باشد چنين كارى وجاهت شرعى دارد يا نه؟
ج) اگر از اول وجه اجاره را ـ به ملاحظه اينکه نسيه يکساله است ـ بيشتر از مقدار وجه اجاره نقد، در عقد اجاره تعيين کنند اشکال ندارد ولى افزودن مبلغى بر اجاره قراردادى در عقد اجاره به حساب مدت تأخير، ربا و حرام است.
س: آيا جايز است که در قرارداد اجاره که مستأجران قبل از رفتن به خانه بايد آن را امضاء کنند ذکر کنم: «چنانچه مستأجران مبلغ کامل اجاره را تا روز پنجم ماه ندهند بايستى براى هر روز تأخير مبلغى را به عنوان جريمه بپردازند به اضافه جريمه عدم پرداخت كه آنهم مستقلاً حساب مىشود و صاحبخانه نيز از حق دريافت کامل اجاره در تاريخ مورد نظر صرفنظر نخواهد کرد»؟
ج) جريمه تأخير در پرداخت وجه اجاره يا جريمه اصل امتناع از پرداخت وجه اجاره صورت شرعى ندارد هر چند در قرارداد اجاره شرط شود، و مستأجر بيش از مقدار اجاره که در قرار داد تعيين شده است و بايد حتماً بپردازد، چيز ديگرى بدهکار نيست.
س: اگر شخصى براى اجاره رستوران يا پذيرش مديريت آن شرط کند که در اين رستوران مشروب مىفروشد آيا اين شرط ضررى به عقد وارد مىکند؟ و آيا عقد اجاره صحيح است يا نه؟
ج) شرط استفاده حرام از ملك مورد اجاره، شرعاً باطل و بلا اثر است و اگر اجاره به منظور استفاده از چنين عمل حرامى هم باشد، چنين قرارداد اجارهاى باطل است.
س. اگر مستأجر پیش از موعد قرارداد، خانه را تخلیه کند تکلیف چیست؟ آیا بابت مدت اجاره باقیمانده در قرارداد، باید اجاره بدهد؟ آیا در این مسأله می توانیم به عرف رجوع کنیم؟
ج. چون اجاره عقد لازم است بنابراین تا موعد پایان نیافته باید اجاره را بپردازد. البته اگر اجاره را فسخ یا تراضی بر امری کنند مانعی ندارد.
شرکت
استفتائات جدید
س: در مغازهاى مشغول بکار هستم که سرمايه اوليه از کسى قرض گرفته شده و اصل سرمايه و سود آن به شخص برگردانده شده است. من هم اکنون يکى از شرکاى مغازهام. آيا رزقى که بدست مىآورم حلال مىباشد يا حرام؟
ج) در فرض مرقوم اشکال ندارد. هر چند شخصى كه قرض ربوى گرفته است كار حرامى مرتكب شده است.
س: اگر دو نفر در يك كار تجارى شريك شوند به شرط اينكه تأمين سرمايه از يكى و انجام امور به عهده ديگرى باشد و سود و زيان نصف شود و از هنگام شروع به درآمد زايى شريك دوم بطور اقساط از درآمد شركت سهم سرمايه گذارى را به نيابت از شريك اول پرداخت نمايد؛ آيا شريك سرمايه گذار حق دارد بجز هزينه هاى واقعى، مبلغ بيشترى به عنوان سود پول از شريك دوم طلب و دريافت نمايد؟
ج) اگر قرارداد مشارکت به عنوان مضاربه به نحو صحيح شرعى بسته شد و سهم هر يک از سود حاصله با درصد معيّنى تعيين گرديده است، هيچيک از طرفين حق مطالبه و برداشت زيادتر از سهم خود از سود را ندارد.
س: شخصى در شركتى بدون پرداخت مبلغ سرمايهگذارى اوليه شريك مىشود و بعداً از درآمد شركت سهم الشركه (سهم سرمايهگذارى) را مىپردازد آيا اين نحوه شراكت صحيح است؟ اين شخص قبل از سررسيد سال خمسى سهام خود را مىفروشد آيا مجاز است براى پرداخت خمس تا سال خمسى صبر كند يا اينكه بايد جداگانه خمس اين مبلغ را بپردازد؟
ج) بدون پرداخت سهم سرمايهگذارى، شرکت حاصل نمىشود و از سود حاصل از سرمايه ديگران سهمى ندارد و هر وقت مبالغى بابت سهم سرمايهگذارى پرداخته، به همان نسبت از سود حاصله سهم مىبرد؛ و مبالغ پرداختى بابت سهم سرمايهگذارى شرکت اگر متعلق خمس بوده و پيش از پرداخت خمس آن بابت سهم سرمايهگذارى پرداخته است، پول فروش سهام در سر سال خمسى خمس دارد ولى سود حاصل از فروش سهام جزو درآمد سال فروش محسوب است که اگر تا پايان آن سال خمسى نزد او باقى بماند، خمس دارد و چنانچه صَرف در مؤونه شده باشد، خمس آن را بدهکار نيست.
س: علاوه بر سرمايه شخصى مقدارى پول از چند نفر گرفتهام و در خريد و فروش چندين قلم كالا از آن استفاده مىكنم، آيا مىشود به هنگام دريافت سرمايه از مالك، بر پايه محاسبات رياضى و منطقى و با رضايت كامل طرفين، نرخ معقولى جهت سود علىالحساب تعيين و طبق آن عمل نمود؟ به شرط آنكه اگر سود حقيقتاً كمتر از نرخ توافقى باشد، عامل با رضايت كامل از سهم خود به مالك هديه نمايد. و اگر حقيقتاً سود حاصله بيشتر از نرخ توافقى باشد، مالك با رضايت كامل از سهم فروش به عامل هديه نمايد؟
ج) اگر کار با سرمايه خود و دريافتى از ديگران به عنوان مشارکت باشد پس از کسر حق الوکاله در بکار بستن سرمايه دريافتى از ديگران، بايد سود اختصاصى هر يک از شرکاء به نسبت سهم سرمايه بر مجموع سرمايه، حساب شود. و چنانچه کار شما مضاربه به نحو صحيح شرعى باشد بايد سهم سود صاحب سرمايه به صورت کسر مشاع (يعنى درصد) تعيين شود. در اين صورت توافق بعدى نسبت به مصالحه در مابهالتفاوت مبالغ پرداخت شده بصورت علىالحساب با سود واقعى اشکال ندارد، ولى اگر سهم سود صاحب سرمايه به صورت مبلغ معيّن تعيين شود چنين قراردادى شرعاً مضاربه نيست، در نتيجه قراردادِ تقسيمِ سود، باطل و سود حاصله از سرمايه هر کس تماماً به خودش اختصاص پيدا مىکند.
هبه
استفتائات جدید
س: هبهى معوضه چيست؟
ج) هبهاى است که در آن شرط ثواب و يا عوض شود چه در قالب صلح و يا هبه، مثل آنکه شرط شود در مقابل آن هبهاى که مىدهد هبه گيرنده نيز چيزى به واهب ببخشد و هکذا اگر شرط نشده ولى عملاً در مقابل هبه، هبه گيرنده نيز چيزى را به هبه دهنده ببخشد که در اين صورت معوضه مىشود و احکام خاص خود را دارد.
س: مادر زنى به دامادش دويست هزار روپيه بدون مطالبه داد بعد از مدتى بين طرفين اختلاف پيدا شد مادر زن از داماد خود پول را تقاضا نمود (بدليل اينکه پول مذکور قرض بود) ولى داماد مىگويد که اين پول هبه بود. جنابعالى نظر خود پيرامون مسأله بالا ايراد فرماييد.
ج) اگر داماد اقرار کرده که پول را از مادر زن گرفته است، مديون است آن را به مادر زن بپردازد مگر اينکه ثابت کند که به عنوان هبه گرفته است و مادر زن مبلغ را به او بخشيده است، اگر بينه نداشته باشد مادر زن نزد قاضى قسم مىخورد و يا قسم را به مدّعى ردّ مىکند.
س: مردى به زن خود هديهاى مىدهد. بعد از گذشت مدتى مرد هديه را طلب مىكند. اما به علت سهلانگارى محرز زن هديه به سرقت رفته است. آيا زن به مرد بدهكار مىشود؟
ج) اگر قبل از رجوع واهب عين موهوبه به سرقت رفته است، حقى بر زن ندارد و اگر بعد از رجوع و مطالبه آن، زوجه از پس دادن امتناع کرده است، ضامن است ولى احتياط آن است که مرد چيزى از او مطالبه نکند.
س: اگر وسيلهاى را از فردى هديه بگيرم و بعد از مدتى هديه دهنده اعلام نارضايتى كند حكمش چيست؟
ج) اگر موجود باشد و از ارحام هبه کننده نباشيد بايد برگردانيد.
1: شخصى ملک مسکونى خود را به فرزندش هبه نموده و شرط نموده اولاً آن را نفروشد ثانياً واهب تازمانى که زنده است حق داشته باشد در آن منزل سکونت نمايد. اما متهب با تخلّف از شرط، ملک را به ديگرى فروخته است. آيا خريدار ملک مىتواند واهب را از منزل بيرون کند؟ 2: آيا واهب مىتواند فقط عقد دوم را بهم بزند؟ در صورتى که واهب عقد هبه را به علت تخلّف شرط متهب بهم بزند آيا ملک از خريدار (متصرف بعدى) مسترد مىگردد؟
ج1) خريدار نمىتواند واهب را كه حق سكونت در آن منزل را دارد از آن منزل بيرون كند بلكه منزل مسلوبالمنفعة مادام حيات واهب، به خريدار منتقل مىشود و خريدار اگر از جريان اطلاع نداشته مىتواند معامله خريد خود را به استناد خيار عيب فسخ كند. ج2) واهب حق فسخ دوم را ندارد ولى مىتواند قرارداد هبه خود را به استناد تخلّف شرط فسخ كند كه در صورت فسخ ملك به خود واهب برمىگردد.
س: اگر انسان از کسى هديه درخواست بکند و شخص مقابل در رو در بايستى قرار بگيرد و از روى خجالت و به اكراه هديه را به شخص طلبكننده بدهد آيا اين هديه غصبى مىشود؟ حکم نماز خواندن با اين هديه چيست؟
ج) اگر بدانيد هديه دهنده راضى نيست، تصرف در آن جايز نيست و چنانچه لباس باشد، نماز با آن باطل است.
دین و قرض
استفتائات جدید
س: آيا برداشتن اموال فرد بدهکار بدون اطلاع و اجازه وى جايز است؟
ج) تقاص از طلبكار در صورتى مجاز است كه بدهكار، بدهى خود را انكار كند يا در پرداخت آن كوتاهى كند و براى رسيدن به حق راهى جز تقاص باقى نباشد؛ در غير اين صورت برداشتن مال از او بدون اذن و تصرف در آن جايز نيست.
س: شخصى به کسى که در وضعيت مالى بدى گير کرده پول به عنوان قرض بدون بهره داده و به او پيشنهاد کرده که اين پول و مقدارى از پولهاى خودش را به کسى بدهد و بهره آن را بگيرد و مشکلش را حل کند و در آخر فقط عين پول او را پس بدهد: الف: اولاً آيا کار خطايى انجام داده يا خير؟ ب: دوماً آيا پولى که پس مىگيرد حرام است يا نه؟ ج: سوماً اگر مشکل دارد با توجه به اين که از مقدارى از اين پول براى حج واجب استفاده شده چه بايد کرد؟
الف: اگر پول را به او قرض داده که او بواسطه آن پول از ديگرى ربا بگيرد، اين عمل خطا محسوب مىشود. ب: پولى را که پس مىگيرد اگر علم ندارد که عين مال حرام است، مانعى ندارد. ج: در فرضى که علم به حرمت عين مال ندارد، چيزى بر او نيست و هزينه کردن آن در راه حجِّ واجب، مانعى ندارد.
س. از كسى مبلغى پول مىخواهيم قرض بگيريم يا بدهيم. شخص پول دهنده شرط مىكند به شرط آنكه يك ونيم برابر آن را در چند قسط از شما بگيرم پول را به شما مىدهم. الف) آيا پول اضافهاى كه وام دهنده مىگيرد حلال است يا حرام؟ ب) آيا براى قرض گيرنده شرعاً مشكلى پيش مىآيد؟
ج) روش مذکور ربا است و ربا دادن و ربا گرفتن حرام است.
س: اگر پولى را به فردى قرض بدهيم و بعداً متوجه شويم كه او پول را در يك كسب حرام به كار بسته است و از سود آن كار حرام مىخواهد پول ما را پس بدهد. تكليف چيست؟ مىشود پول را از او قبول كرد؟
ج) اگر از عين مال حرام است، نمىتوانيد آن را قبول کنيد
س: آيا تعيين مدت در اداء دين لازم است؟ آيا دائن میتواند قبل از رسيدن وقت، دين را مطالبه كند؟
ج) تعيين مدّت در ادای دَيْن لازم نيست و در دَيْن مؤجّل (مدّتدار)، دائن قبل از رسيدن اجلِ دَيْن حق مطالبه ندارد.
س: اگر فردى چند سال قبل مبلغى به دلار بدهکار شده باشد و الان قصد باز پرداخت آن را دارد ولى ارزش دلار در حال حاضر نسبت به زمان ايجاد بدهى بسيار افزايش پيدا کرده است آيا بدهکار لازم است بر اساس ارزش فعلى دلار پرداخت کند و يا واجب است مصالحه کند؟
ج) ميزان در فرض مذکور همان مقدار از ارز مورد نظر است که بدهکار بوديد و افزايش قيمت سبب کاهش مقدار پرداختن شما نمىشود.
س: حكم اداى دين پس از مدت طولانى با فرض تحقق تفاوت قدرت خريد و مطالبه ما بهالتفاوت از طرف مقرض چيست؟
ج) اگر دين پول باشد، در مقدار تفاوت فاحش قدرت خريد، احوط تصالح است.
س: به اتفاق چند نفر از دبيران پنج سال است كه يك صندوق قرض الحسنه تشكيل دادهايم به اين صورت كه هر ماه به ازاى هر سهم عضويت پنج هزار تومان به حساب صندوق واريز مىكنيم و از مجموع اين پولها و اقساط وامهاى قبل به قيد قرعه به يك نفر وام مىدهيم آيا اين وامها اشكال شرعى ندارند؟
ج) دادن وام با رضايت همه اعضاى صندوق به كسى كه قرعه به نام او درآمده است، اشكال ندارد.
س: بدهكار در برابر طلبكارى كه فوت شده است چه وظيفهاى دارد؟
ج) وظيفه او اين است كه بدهكارى خود را به ورثه ميّت به نسبت ارثى كه مىبرند بپردازد و يا اگر ميّت وصى عادلى دارد، به او بپردازد.
س: شخصى مبلغى پول در دست من دارد بعنوان قرضالحسنه و اينجانب تعهد کردهام در جبران اين کار مدّت چند سال نماز و روزه براى اموات ايشان بجا آورم بطورى که اگر اين تعهد من نبود اين مبلغ را بطور قرضالحسنه نمىداد حکم مسأله از نظر شرع چيست؟
ج) اين تعهد و شرطِ منفعتِ حکمى در قرض است و شرعاً حرام و باطل است هر چند اصل قرض صحيح است.
س: كسى كه در دوران تحصيل در مدرسه يا دانشگاه استفادهى بىمورد از وسايل اعم از گچ و ماژيك و آب و…كرده و همچنين كارهايى را انجام داده كه باعث آسيب رساندن به بيتالمال مىشود (مانند نوشتن روى ميزها و…) براى اداى دين چه كارى بايد انجام دهد؟ باتوجه به اينكه انجام اين كارها به دليل عدم آگاهى بوده و هم چنين مقدار ضررى كه به بيتالمال زدهايم براى ما نامعلوم است.
ج) ضامن است و مقدار ضرر يقينى را بايد به بيتالمال بازگرداند.
وکالت
استفتائات جدید
س: عقد وكالتى بين اينجانب و شوهرم منعقد گرديد كه طى آن ايشان حق دخالت در تمام امور مالى و غير مالى مرا دارد (البته به استثناى فروش وسايل نقليه موتورى) و در ضمن عقد جايز وكالت شرط شده كه حق عزل او را از امر وكالت ندارم. آيا اشتراط چنين شرطى در عقد جايز از نظر شرعى صحيح مىباشد يا خير؟
ج) در مفروض سؤال شرط فى نفسه اشكال شرعى ندارد ولى لزوم عقد وكالت را موجب نمىشود و شما مىتوانيد عقد وكالت را فسخ كنيد كه بعد از فسخ، آن شرط، خودبخود باطل مىشود.
صدقه
استفتائات جدید
س: آيا دادن صدقه مستحبى به سيّد جايز است؟
ج) مانع ندارد.
س: اگر صدقه جمع شده با رضايت خودم به كسى قرض دهم تا مشكل طرف مقابل حل شود و بعد از حل مشكل به من برگرداند و براى صدقه استفاده كنم حكم آن چيست؟
ج) اگر مبلغ صدقه از خودتان بوده و جمع كردهايد و هنوز به فقير ندادهايد، از ملك شما خارج نشده و اختيار آن دست خود شماست مگر اينكه در صندوق كميته امداد ريخته باشيد.
وصیت
استفتائات جدید
س: اگر كه مادرى بميرد و وصيت كرده باشد كه سه سال نماز و روزه او را به جا آورند آيا عمل به آن وصيت بر پسر بزرگتر واجب است يا بر تمام فرزندان؟
ج) بر تمام فرزندان واجب است به وصيّت عمل نمايند، و اگر مالالإجاره به مقدار ثلث تمامى اموال ميّت باشد، اجازه ورثه لازم نيست ولى اگر زايد بر آن باشد، نسبت به مازاد بايد تمامى ورثه اجازه بدهند.
س: پدر و مادر از حقوق فرزند پسرشان كه فوت كرده ارث مىبرند يا نه؟
ج) مبلغ مذکور اگر به عنوان ترکه محسوب شود، بر اساس قانون ارث، والدين نيز از آن ارث مىبرند ولى اگر از نظر قانون و مقررات اين مبالغ پس از فوت به شخص يا اشخاص خاصى متعلق مىباشد در اين صورت به آنها اختصاص داشته و ديگران از آن سهمى ندارند.
س: پدر من در سال 71 فوت نموده و ثلث مالش را براى خودش وصيّت کرده بود. و منزلى که از او باقى مانده بود سال81 فروخته شد. آيا ما بايد ثلث مال را از قيمت منزل سال 71 حساب کنيم يا به قيمت منزل سال 81؟
ج) ثلث مال او به طور مشاع مربوط به وصيّت مىشود و مىبايست فوراً انجام داده باشيد و چون تأخير انداختهايد موقع فروش منزل ثلث قيمت آن را به قيمت روز فروش بايد به مصرف وصيّت برسانيد.
س: برادر بزرگ به وصيّت پدر عمل نكرده است. برادرها و يا خواهرهاى كوچكتر چه وظيفهاى دارند؟
ج) در وصيّت تمليکيّه (اگر وصيت کرده باشد که ثلث مالش را مثلاً صَرف کار خير کنند يا به افرادى بدهند) تا به وصيّت عمل نشود نمىتوان در ارث تصرف کرد و در وصيّت عهديّه هم بايد وصىّ را وادار کرد به آن عمل کند.
س: وصيّت کردن واجب است؟
ج) وصيّت به واجباتى که برگردن انسان است و ورّاث نمىدانند، واجب است.
س: مىخواستم بدانم متن وصيت نامه بايد شامل چه موضوعاتى باشد؟
ج) وصيّت يا تمليکيّه است و يا عهديّه، در تمليکيّه موصى (وصيت کننده) قسمتى از اموال خود را به ديگرى تميلک مىکند که پس از مرگ او مال آن شخص باشد که چنانچه موصىله (کسى که به نفع او وصيّت مىشود) قبول کرد پس از مرگ موصى مالک مىشود، و اين وصيت تا ثلث اموال موصى نافذ و بيش از آن را بايد ورثه اجازه بدهند. وصيت عهديّه هم يعنى موصى توصيه مىکند بعد از مرگ او کارى انجام دهند مثلاًً راجع به دفن و محل آن و يا راجع به نماز و روزه استيجارى و يا چيزهاى ديگر. بر انسان لازم است واجبات و ديون خود را وصيّت کند و براى اجراى آن وصىّ بگيرد.
س: آيا وصى در انجام كارها، به منزله ولى ورثه محسوب مىشود و درباره ورثه و ارثيه و صغار همان اختيارات ولىّ را دارد؟
ج) وصىِّ شرعى فقط در محدوده مفاد صريح وصيت، حق دخل و تصرف دارد.
س: پدرمان قبل از فوتش وصيّت كرده كه سهم دختران و پسرانش از ارث مساوى باشد آيا اين وصيّت نافذ است؟
ج) وصيت به پرداخت سهم دختر به مقدار سهم يك پسر از تركه نافذ نيست و باطل است، مگر آن كه مقدار زياده سهم دختر را از ثلث، وصيّت نمايد.
س: آيا مىتوانيم در صورت صلاحديد سهم خود را به صورت هديه به خواهر خود بدهيم؟
ج) اگر پسران بخواهند از سهم خود به خواهر به صورت هديه مبلغى را بپردازند تا مساوى با سهم پسر شود، اشكال ندارد.
س: ميّتى هزار متر زمين را ثلث خود قرار داده است ولى مشخص نكرده است كه آن زمين صرف چه مصارفى شود، حال فرزندان تصميم دارند كه اين هزار متر را خود خريدارى نمايند، آيا اين امكان براى فرزندان وجود دارد كه بتوانند اين پول در چند قسط و در طى چند سال، پرداخت نمايند، آيا اين كار از نظر شرعى اشكال دارد؟
ج) زمين مورد وصيت اگر براى او مصرف معيّنى از طرف ميّت تعيين نشده ليكن در عرف محل مال مورد وصيّت ميّت صَرف در قضاى نماز و روزه او و خيرات براى او مىشود بايد آن زمين را صَرف در همين جهت كند و مانع ندارد كه ورثه خودشان آن زمين را به قيمت عادله بخرند ولى پول آن را بايد نقداً در مصارفى كه ذكر شده است، صرف كنند و حق تقسيط تا چند سال و چند ماه را ندارند.
س: پدر اينجانب در سال 1379 فوت نمودهاند و كل هزينههاى مربوط به كفن و دفن و تشييع جنازه و مراسمات تا سالگرد مجموعاً چهل ميليون ريال شده است، كه طبق وصيت پدرم بايد از ثلث مالش كه عبارت از يك منزل مسكونى است، برداشته شود. در حال حاضر هشت سال از فوت ايشان مىگذرد و مىخواهيم منزل را فروخته و هزينههاى صرف شدهى مورد اشاره را از ثلث مال ميّت برداريم، با توجه به اينكه قيمت منزل نسبت به سال 1379 افزايش داشته است، مبلغ خرج شده را به چه نحوى بايد محاسبه كرد؟
ج) همان مبلغ هزينه شده از ثلث وجه فروش منزل ماترك ميّت برداشته مىشود، حق برداشت زائد را ندارند.
س: اگر خود متوفّی وصيّت نموده باشد كه اموالش بعد از فوت بين ورثه تقسيم نشود تا همه ورثه به حدّ رشد برسند چه حكمى دارد؟
ج) چنين وصيّتی نافذ نيست.
س: شخصى سالها پيش فوت شده و وصيت كرده كه جسدش به كربلا منتقل گردد اما تاكنون امكان انتقال نبوده است و جسد ميّت در جعبهاى روى خاك به امانت مىباشد آيا اكنون كه امكان سفر به كربلا فراهم شده با فرض اينكه وصى نيز در قيد حيات نمىباشد بر ديگران فرض است كه او را منتقل كنند؟
ج) اگر جسد ميت خاک نشده و بحال خود باقى است با فرض اينکه دفن شرعى نشده بلکه در جعبهاى روى خاک به امانت گذاشته شده است، دفن شرعى آن بر مؤمنين واجب مىباشد، و اما بردن جسد به کربلا براى عمل به وصيت با فرض اينکه وصى فوت کرده، بر ديگران واجب نيست، گرچه اگر ديگران خواستند اشكال ندارد جسد ميت را به کربلا منتقل کنند.
غصب
استفتائات جدید
س: اگر کسى در کودکى شيشه ساختمانى را بشکند ولى متوجه نباشد، آيا بعد از بلوغ بر کودک چيزى واجب مىشود؟
ج) ضامن است.
س: من قبلاً پولهاى حرامى برداشته و اکنون قصد بازگشت دارم بايد چه کار کنم؟
ج) بايد به صاحبانش برگردانيد و اگر نمىشناسيد مجهولالمالک است و بايد بنابر احتياط واجب با اذن حاکم شرع به نيّت صاحبش به فقير صدقه بدهيد.
س: مظالم چيست و کيفيت پرداخت آن چگونه است؟
ج) مظالم اصطلاحاً به اموال و بدهىهايى گفته مىشود که انسان از روى ظلم و بىعدالتى از بندگان خدا گرفته و نپرداخته است، و حکم شرعى آن اين است که اگر صاحب آنها را مىشناسد بايد عين اموال را به آنها برگرداند، و اگر صاحب آنها را نمىشناسد و معلوم نيستند، اين اموال و بدهىها را بايد از طرف آنها به فقرا صدقه بدهد و براى اين کار احوط آن است که از حاکم شرع اذن بگيرد.
س: سؤال من اين است كه اگر كسى به قصد سرقت وارد مغازه يا خانهاى شد و مقدارى اسباب و اثاثيه به سرقت برد و از خود چيزى مثل كيف يا پول يا اشيايى جا گذاشت آيا صاحب مغازه يا خانه مىتواند آن پول را براى خود بردارد؟
ج) صاحب مغازه نمىتواند در آن تصرف کند بلکه بايد نگهدارد تا وقتى از يافتن اجناس خود و پيدا کردن دزد مأيوس شود، آنگاه با اذن حاکم شرع مىتواند تقاصّ کند.
س: با توجه به قوانين نظام مقدس جمهورى اسلامى در خصوص منع حفر چاه غيرمجاز كشاورزى و استفاده غيرقانونى از نعمت آبهاى زيرزمينى، حكم حفر چاه غيرقانونى به لحاظ شرع مقدس چيست؟ درآمد حاصله از استفاده از اينگونه چاهها چه حكمى دارد؟ در صورت حرمت درآمد حاصله از اين طريق، كيفيت ردّ مظالم يا تطهير مال چگونه است؟
ج) حفر چاه جهت استفاده از آبهاى زيرزمينى بدون اخذ مجوز از اداره مربوطه قانوناً ممنوع و حرام است. ولى اگر خلاف كرد، آب استخراجى مباح مىباشد و درآمد حاصله از آن حلال است؛ ردّ مظالم و يا تطهير مال در اين رابطه مورد ندارد ليكن اگر چاه احداثى، آب چاههاى همجوار را، جذب بكند كه در نتيجه آب چاهِ ديگران خشك يا كم شود، در اين صورت استفاده از آب چنين چاهى حكم غصب را دارد كه بايد رضايت همسايه را تحصيل كند ولو به پرداخت خسارت.
س: فرض كنيد مردى مبلغ ده هزار دلار دزدى كرده و آن را در تجارتى سرمايهگذارى كرده و سودى از آن مثلاً يكصد هزار دلار در ده سال بدست آورده است. حالا آن مرد تصميم دارد كه پول را به صاحبش برگرداند، چه مبلغى را بايد برگرداند؟
ج) اگر صاحب اصلى پول همه معاملاتى را كه با آن پول انجام گرفته، امضا كند، اصل پول و تمام سود حاصله بايد به صاحب اصلى پول برگردانده شود و خودش هيچگونه حقى بابت انجام معاملات ندارد.
س: من در كودكى و نوجوانى از چند جا دزدى كردهام (از خانه، بستگان يا مغازه و...) ولى حالا كه مىخواهم جبران كنم، نمىدانم چكار كنم؟ چون خجالت مىكشم كه بگويم دزدى كردهام. آيا مىتوانم از طرف آنها صدقه بدهم؟
ج) اگر صاحبان اموال مسروقه، حتى ورثه آنها مشخص و موجود باشند، نسبت به آنها ضامن هستيد و به هر شكل مىتوانيد عين آنها و اگر عين تلف شده قيمت آنها را به صاحبانش برگردانيد و يا داخل اموال آنها بکنيد، و لازم نيست آنها مطلع شوند كه اين اموال از آنها به سرقت رفته است. اما اگر به صاحبان آن دسترسى نداريد مىتوانيد به نيت صاحبانش بنابر احتياط واجب با اذن حاکم شرعى به فقرا صدقه دهيد.
س. آیا تصرف و استفاده از آب چاه های غیر مجاز (توسط صاحب آن یا توسط مهمان یا رهگذر یا... و برای خوردن یا وضو یا شنا یا...) فقط تکلیفاً حرام است یا وضعاً هم اشکال دارد یعنی ضمان مالی می آورد؟
ج. در مواردی که آب چاهها سطحی محسوب نمیشود و ملک دولت اسلامی است، تخلف از مقررات نظام جایز نیست و موجب ضمان است.
ارث
استفتائات جدید
س: در چند مورد زن برابر مرد ارث مىبرد.
ج) بستگان مادرى مثل برادر و خواهر مادرى و يا دايى و خاله و امثال اينها مساوى ارث مىبرند.
س: آيا اتومبيل ميّت به عنوان حبوه به پسر بزرگ مىرسد؟
ج) ماشين و يا مرکب ديگر جزو حَبْوه نيست و جزو ميراث حساب مىشود و به همه ورّاث تعلق دارد.
س: جد مادرى من در زمان حيات، حق دو خواهرش را از ارث پدرىشان به صورت كامل به آنها واگذار نكرده آيا اكنون ورثه ايشان وظيفه دارند اين كار را بكنند يا نه؟
ج) اگر بدانيد حق آنان پرداخت نشده است، شما که ورثه او هستيد اگر از ميراث او به شما رسيده است، بايد حق ذىحق را بپردازيد و اگر خودشان نيستند به ورثه آنها طبق دستور ارث بپردازيد و بهتر آن است که با آنان مصالحه کنيد و رضايتشان را کسب کنيد.
س: اگر از ميت منزلى بجا مانده باشد و ورثهاى جز زوجه و فرزند نداشته باشد، آيا زوجه از زمين و ساختمان، هر دو، ارث مىبرد؟
ج) در فرض سؤال، زوجه فقط از قيمت زمين و قيمت ساختمان روى آن حق ارث دارد و از عين زمين ارث نمىبرد.
س: آيا امروزه مىتوان اتومبيل را بجاى اسب حساب كرد و آن را به پسر بزرگ خانواده داد؟
ج) اتومبيل جزو «حَبْوَه» محسوب نمىشود بلكه جزو تَرَكه متوفّى مىباشد.
س: در باب ارث زوجه از قيمت زمين دو فتوى بين فقهاى عظام وجود دارد و شنيدهايم كه نظر مبارك حضرتعالى اين است كه زوجه از قيمت زمين ارث مىبرد. خواهشمند است بفرماييد آيا در اين مسأله بين اينكه زوجه از ميّت، صاحب فرزند باشد يا خير تفاوتى وجود دارد؟
ج) زوجه خواه داراى فرزند از شوهرش باشد يا نباشد از قيمت زمين خواه زمين خانه يا مغازه يا زمين باغ يا مزرعه باشد ارث مىبرد.
س: سهم شوهر از زن متوفّى خود چه اندازه است؟
ج) اگر متوفّى اولاد داشته باشد، سهم شوهر يک چهارم اموال متوفى مىباشد.
س: اگر فرزند يك پدر زرتشتى، شيعه باشد آيا پس از مرگ پدر، فرزندان ديگر كه زرتشتى هستند از او ارث مىبرند؟
ج) در فرض سؤال، تنها وارث مسلمان از شخص متوفّى ارث مىبرد.
س: مردى فوت شده است که هم مردم از او طلب دارند و هم خمس مال او بايد داده شود و هم همسرش مهريه خودش را از اموال او طلب مىکند، کدام يک بر ديگرى مقدم است؟
ج) اگر مال او كفايت مىكند، بايد همه را از اصل مال بردارند والا بايد به نسبت، بين همه توزيع شود.
س: مهريه شخصى در سال 1352 مبلغ 3500 تومان بوده و شوهر زن در سال 1363 و زن در سال 1368 فوت نمودهاند حال پولى كه در سال 1384 بابت مهريه به وراث زن مىرسد چه مقدار مىباشد؟
ج) مهريه استحقاقى زن همان مبلغى است که در عقد نکاح تعيين و عقد بر آن واقع شده است ولکن با فرض تفاوت چشمگير قدرت خريد در زمان عقد نسبت به زمان حاضر، اگر طلب زن بابت مهريه تا به حال ادا نشده و ما تَرَک شوهر هم تقسيم نشده و به حال خود باقى است، احتياط در مصالحه مقدار تفاوت با ورثه زن مىباشد.
س: بدهى شخص ميّتى بيش از تركه اوست. و مورد بدهى او خمس، زكات، ديه، حج، رد مظالم و كفّاره است. تركه او را چگونه بايد صرف كرد؟
ج) اگر مالى که متعلق خمس يا زکات شده موجود باشد بايد اول مقدار بدهى بابت خمس و زکات را از ترکه بپردازند و بقيه تركه را بين بقيه واجبات توزيع نمايند، و اگر عين مال متعلق خمس يا زکات موجود نباشد، ترکه موجود را بين همه بدهىها به نسبت بايد توزيع نمايند و سهم حج اگر وافى به حج ميقاتى باشد لازم است صرف در حج شود وگرنه تکليف از زندهها در اين باره ساقط است.
س: اگر كسى قبل از پدرش فوت كند آيا بعد از فوت پدر به فرزندان او از سهمالارث پدرشان چيزى مىرسد يا نه؟
ج) در فرض سؤال ارث نمىبرند.
س: آيا ارثى كه از طريق مادر به فرزندان مىرسد همانند ارثى كه از طرف پدر مىرسد تقسيم مىشود؟ يعنى پسر دو سهم و دختر يك سهم مىبرد؟
ج) در حكم مذكور تفاوتى ميان تَرَكه پدر و مادر وجود ندارد.
س: در بين بعضى از مردم اين اعتقاد وجود دارد که طلاهاى متعلق به مادر پس از مرگش فقط به دختر تعلق دارد. مىخواستم ببينم آيا از نظر شرعى طلاهاى زينتى مادر پس از مرگش بين دختر و پسر تقسيم مىشود يا فقط به دختر مىرسد؟
ج) مطلب مذكور صحيح نيست و بايد بين ورثه ـ بر طبق قانون ارث که در رسالههاى عمليه مذکور است ـ تقسيم شود.
س: چنانچه دو يا چند نفر از يك خانواده در حادثه سقوط هواپيما در دريا و يا خشكى و يا غرق كشتى در دريا و يا غرق لنج و قايق در رودخانه و يا خرابى ناشى از بمباران، افتادن درخت، سقوط هواپيما در اثر برخورد موشك يا با زمين، برخورد و تصادم دو اتومبيل يا دو قطار يا دو هواپيما و... جان خود را از دست بدهند بطورى كه تأخر و تقدّم فوت آنها مشخص نباشد آيا از همديگر ارث مىبرند يا خير؟ آيا اين موارد را مىتوان شامل هدم و غرق دانست؟
ج) موارد مذكور حكم فوت در اثر غرق يا هدم را دارد كه ترتيب ارث آن در كتاب «تحريرالوسيله» مذكور است، مراجعه نماييد.
س1: پدر و فرزندى در سانحه رانندگى در آن واحد فوت نمودهاند و حسب نظريه (كمسيون پزشكى قانونى) تقدم و تأخر زمانى فوت نامبردگان مجهول مىباشد. اعلام فرماييد در مثل ما نحن فيه. اصل قاعده عدم توارث ثابت است يا اصل توارث؟ به بيان ديگر آيا متوفيان (پدر و پسر) از يكديگر ارث مىبرند يا خير؟ با توجه به اين كه زمان فوت نامبردگان مجهول و معلوم نمىباشد كه كداميك زودتر فوت نمودهاند. س2: با توجه به اينكه در ما نحن فيه، متوفيان از طبق اول ارث وارثى ندارند و صرفاً زوجه باقى است آيا تمام ماترك متعلق سهم زوجه است يا اينكه به طبق دوم ارث (برادر و خواهر متوفىٰ) نيز ارث تعلق مىگيرد؟ ميزان سهم هر يك نيز معيّن گردد؟
ج) در فرض سؤال يكى از دو متوفى خواه پدر باشد و يا پسر، فرض مىشود اول فوت كرده و ماترك او بين متوفاى ديگر و ساير ورثهى وى تقسيم مىشود، سپس فرض مىشود متوفاى ديگر اول فوت كرده و ماترك او بين ورثه تقسيم مىشود، ولى در اين فرض متوفاى دوم از آنچه از وى به متوفاى فرض اول ارث رسيده، ارث نمىبرد بلكه از باقى تركهاش ارث مىبرد و آنچه هر يك از همديگر ارث بردند از هر يك به ورثه شرعىاش هر كسى كه باشد، مىرسد و تعيين سهم هر يك را خودتان حساب نماييد.
شخصى به قتل مىرسد، ولى دم منحصر است به پدر و مادر مقتول، قبل از قصاص قاتل, مادرِ مقتول فوت مىنمايد: 1ـ آيا ورثه مادر در کنار پدرِ مقتول، «ولى دم» خواهند بود و حق درخواست قصاص دارند؟ 2- و يا در صورت مصالحه پدرِ مقتول به وصول ديه، ورثهى مادر ملزم به پذيرش قدرالسهم مادر خواهند بود؟ 3ـ در فرض مذکور، با وجود، پدر حق قصاص به طبقه بعد، از وراث خواهد رسيد يا خير؟
ج) با فوت مادر، ولىِّ دَمْ تنها پدر است و حق مادر به ورثهاش منتقل نمىشود و ورثه مادر سهمى در ديه تصالحى و يا حق قصاص ندارند.
س: اگر پدر و فرزندی همزمان با هم تصادف کرده و از دنيا بروند و مشخص هم نباشد که کدام يک از آنها زودتر از دنيا رفتهاند و تنها مادر زنده بماند، آيا تمام اموال به اين زن میرسد يا ساير افراد نظير خواهر و برادر مرد نيز چيزی به ارث مىبرند؟ به بيان ديگر آيا تصادف مصداق هدم میباشد؟
ج) با فرض شک در تقدم و تأخّر و تقارن موت پدر و فرزندش تَرَکهی پدر به خواهر و برادر مرد نمیرسد، و به همسر و فرزند منتقل و از فرزند به مادر میرسد و در نتيجه تمام تَرَکه او ملک مادر است که همسر متوفّیٰ است.
س. زن و شوهری کارمند بوده و پولهای خود را به صورت مشترک صرف در امور زندگی میکردهاند و مرد فوت کرده است، حال حکم این اموال چیست؟ آیا همه اموال، ترکه حساب شده و یک چهارم را زن میبرد و بقیه اموال (سه چهارم دیگری) مال سایر بستگان است یا اینکه نه. اینجا باید چطوری محاسبه کنیم؟
ج. زن اگر پول خود را هبه کرده جز ترکه محسوب می شود و اگر برای خودش خریده است مال خودش می باشد و در این صورت مواردی را که یقیناً زن با مال خود برای خود خریده است (یعنی علم داشته باشیم مثلاً این فرش با مال خودش برای خود خریده است) این مورد متعلق به زن است و بقیه ورثه در آن مورد حقی ندارند. و مواردی هم که با مال مشترک خریدهاند، به نسبت پول هر کدام محاسبه میشود و اگر نسبت مشکوک است و مشخص نیست، باید ورثه میت و این خانم مصالحه نمایند.
س. کسی در تصادفی که خودش مقصر بوده پدر و مادر یا فرزندش کشته شده است، آیا این قاتل از مقتول ارث می برد؟
ج. در فرض سؤال ارث میبرد.
س. در جایی که ورثه در ملکی از ترکه شریک باشند و با شرایط، بر اساس قرعه آن را تقسیم کنند آیا میتوانند با قرعه مخالفت کنند یا قرعه الزامآور است؟
ج. اگر قرعه به نحو شرعی انجام گرفته، الزام آور است و حق ابطال و فسخ و حتی اقاله آن را ندارند.
حجر و نشانههای بلوغ
استفتائات جدید
س) سؤال اين است كه با توجه به وجهه غير مالى عقد نكاح و اين كه ولايت و قيموميت بر افراد محجور صرفاً در امور مالى است؟ آيا رضايت و اراده (قصد) فرد سفيه براى عقد نكاح وى تاثيرى دارد يا نه؟ به عبارت ديگر ولايت در اين مورد استقلالى براى ولى يا قيم است يا اشتراكى است؟
ج) ولايت ولىّ شرعى اختصاص به امور مالى ندارد و سفيه اگر بالغ شده و همچنان سفيه مانده است. همان ولايت سابق بر بلوغ براى پدر ثابت است و تمام تصرفات اين سفيه اعم از معاملات معاوضى و نكاح و غيره، امرش بدست ولى است، و اگر در زمان بلوغ رشيد بود و از ولايت پدر خارج شد ديگر پدر بر او ولايت ندارد مگر اينکه حاكم شرع حكم به حَجرش نمايد و در اين صورت مقدار حَجر و اختيارات سفيه، دائر مدار چگونگى حكم حجر وى از سوى حاكم شرع است.
س: پدرم مقدارى زمين به من هديه داده ولى او بيمارى روانى خاصى به اسم «كژپندارى» دارد كه دائماً فكر مىكند كسى مىخواهد او را بكشد و هميشه خودش را يك فرارى حساب مىكند آيا قبول كردن اين هديه صحيح است؟
ج: اگر در حدّ جنون عرفى نرسيده باشد قبول كردن هديه مانع ندارد ولكن ملك شما شدن متوقف بر قبض شما است.
س: آيا شخصى که به اغما (کما) رفته باشد و بيمار مبتلا به آن با تحريکات شديد هم امکان به هوش آمدنش نباشد چنين شخصى محجور شناخته مىشود يا خير؟ يعنى مىتوان حکم به عدم اهليت او داد؟
ج) نياز به اذن حاكم شرع دارد.
س: آيا عقيقه به چيزهاى خاصى تعلق مىگيريد؟ (مثلاً فقط گوسفند)
ج) شتر و گاو را نيز مىتواند عقيقه محسوب كرد ولى اقل آن يك گوسفند است.
س: در خصوص آداب عقيقه براى فرزند و ميزان تصرف در آن و آيا مىشود معادل آن را بجاى ذبح گوسفند بصورت نقدى به شخص يا اشخاص مستحق داد و بهترين شرايط استحقاق كدام است؟
ج) قيمت گوسفند را به فقرا دادن كفايت از عقيقه نمىكند و گوشت گوسفند عقيقه را لازم نيست به مستحقين داد بلكه مىتوان بين فقير و غنى تقسيم كرد البته بهتر آن است كه به مستحقين هم داده شود.
س: در دوران تدريس در دبيرستان احياناً دانشآموزى را تنبيه بدنى کرده بودم آيا از لحاظ شرعى کارم مشکل دارد يا نه و اگر دارد چکار بايد بکنم؟
ج) اگر بدن دانشآموزى سياه يا قرمز و يا کبود شده باشد، ديه دارد و نياز به کسب رضايت دارد مگر اينكه يقين به رضايت آنها داشته باشيد.
س: اقدام به تفتيش وسايل دانشآموزان بدون اجازه صاحب کيف جهت ناامن كردن محيط آموزشگاه براى متخلّفين و كسانى كه اقدام به آوردن سى دىها و عكسهاى مستهجن مىنمايند از نظر شرعى چه حکمى دارد؟ در صورتى که مشکل شرعى داشته باشد چنانچه قبلاً اينگونه تفتيشها به اطلاع آنها برسد حکمش چيست؟
ج) اگر در هنگام ثبتنام دانشآموزان با آنان شرط کنند که روزانه هنگام ورودتان به مدرسه کيفهاى شما تفتيش مىشود و اگر محتوى سىدى و يا نوار غيراخلاقى باشد ضبط خواهد شد و يا اگر دانشآموزان به حدّ بلوغ شرعى نرسيده باشند و چنين شرايطى را در زمان اسم نويسى با اولياى آنان در ميان گذاشته باشند و يا بعداً از آنان اجازه بگيرند، اين عمل اشکال شرعى ندارد.
س: دستمزد كارى كه فرزند در دوران كودكى، نوجوانى و جوانى در كنار پدر انجام داده متعلق به چه كسى است؟ به پدر يا فرزند؟
ج) به خود فرزند تعلق مىگيرد.
س: براى رفع حجر از غير بالغ، آيا رسيدن او به سن بلوغ كافىاست يا بايد رشد او نيز احراز شود؟
ج) شرط رفع حجر از غير بالغ، علاوه بر بلوغ، رشد او است. و صرف رسيدن به بلوغ شرعى امارهى رشد نيست، بلكه ولىّ طفل بايد رشد او را نيز احراز كند. و بر ولىّ لازم است كه اختبار از حصول رشد را در وقتى و به نحوى انجام دهد كه او بتواند به مجرّد بلوغ و حصول رشد در مال خود تصرف كند و بخاطر كوتاهى ولىّ در اختبار، ممنوع از تصرف در مال خود نگردد. و ظاهر آن است كه در نزد قاضى نيز رسيدن به بلوغ، امارهى رشد محسوب نمىشود و قاضى براى حكم به عدم حجر در مورد كسى كه مسبوق به عدم رشد است، بايد با امارات مقررهى شرعيه استناد كند.
س: اگر بچه مميز در هنگام احرام بستن پدر و مادر حضور داشته و آنان قصد محرم كردنش را نداشته باشند، ولى خود بچه همراه با بقيه ذكر نيت و لبيك را گفته باشد، محرم حساب مىشود؟
ج) اگر با التفات به خصوصيات احرام و با نيت احرام تلبيه را به نحو صحيح گفته باشد، احرامش صحيح است.
س: آيا ولى قهرى (پدر يا جدّ پدرى) يا قيم انتخابى دادگاه در فرضى كه اولياى دم مقتول در قتل عمدى، جملگى صغير يا مجنون باشند مىتوانند براى درخواست قصاص يا ديه اقدام كنند؟
ج) از مجموع ادلهى ولايت صغير و مجنون چنين استفاده مىشود كه جعل ولايت براى آنان از طرف شارع مقدس بخاطر حفظ مصلحت مولى عليه است. بنابراين در مسألهى مورد بحث كه اولياى دم صغير و مجنون مىباشد ولىّ شرعى آنان بايد با ملاحظهى غبطه و مصلحت آنان اقدام كند و انتخاب او نسبت به قصاص يا ديه يا عفو معالعوض يا بلاعوض نافذ است بديهى است كه تشخيص مصلحت صغير و مجنون بايد با ملاحظهى همهى جوانب و از جمله نزديك يا دور بودن او از سن بلوغ صورت گيرد.
مضاربه
استفتائات جدید
س: مضاربه صحيح چگونه اجرا مىشود؟
ج) عقد مضاربه مختص به کارگيرى سرمايه در تجارت است و در اين عقد شرط است که سهم صاحب سرمايه و عامل، از سود، به صورت کسر مشاع مانند نصف و ثلث و غيره باشد بلى اگر هر ماه، عامل مبلغى را به عنوان علىالحساب به صاحب سرمايه در ازاى سهم سود او بپردازد و در پايان مدت مضاربه نسبت به سود حاصله با يکديگر مصالحه نمايند، اشکال ندارد و نيز اگر شرط کنند که در صورت بروز خسارت به سرمايه، عامل ضامن باشد، اشکال ندارد.
س: اگر کسى مالى را به وکيلش بدهد تا با آن با شخص معينى مضاربه بنمايد و وکيل با عامل، قرارداد كند که اضافه بر مبلغى که مالک توقع سود بردن دارد از او بگيرد، آيا مقدار زياده به او تعلق دارد يا به مالك؟
ج) هر مقدار سود پول ولو با چانهزنىِ وکيل براى سرمايه منظور شده، اختصاص به مالکِ سرمايه دارد و وکيل در آن سهمى ندارد، ولى وکيل مىتواند بابت حقالزحمه وکالت خود چيزى از مالکِ سرمايه به عنوان مزد مطالبه نمايد.
قوانین و مقررات دولتی
استفتائات جدید
س: اشغال بخشى از معبر عمومى که در حکم بيتالمال و متعلق به همه مردم است چه حکمى دارد؟
ج) اگر مزاحم عابرين بوده و يا مخالف مقررات باشد، جايز نيست.
س: براى خريد عينكى كه دكتر تجويز نموده بود پول كافى نداشتم. و پدرم هم به خاطر حقوق کم و عيال زياد نمىتوانست اين پول را تهيه كند. به همين خاطر از دفترچه بيمه برادرم كه كارمند بانك است براى اين کار استفاده نمودم. آيا اين کار من اشكال داشته است يا نه؟ نمازهايى كه با اين عينک خواندم چه حكمى دارد؟
ج) نمازهايى كه با عينك مذكور خواندهايد، صحيح است. شما با مراجعه به مسئولين بيمه مىتوانيد مسأله را حل كنيد.
س: اگر مالى حرام يا شبههناكى است ولى حق الناس نيست مىتوان آن را خرج مواد غير خوراكى و پوشاك كرد؟
ج) تصرف در مالِ حرام جايز نيست.
س: حق استفاده از آب رودخانه و آبهاى زير زمينى در صورت نياز مبرم و در حد نياز در مناطق مرتفع با اهالى همان منطقه است يا اهالى مناطقى كه دهها كيلومتر دورتر زندگى مىكنند؟
ج) اگر اهالى منطقه بالا ساختمان مسكونى يا مزرعهاى را پيش از اقدام اهالى منطقه پايين به اميد استفاده از آب رودخانه احداث نموده باشند، در اين صورت اهالى منطقه بالا در استفاده از آب رودخانه به مقدار نياز خودشان حق تقدم دارند و در مورد آبهاى زير زمينى، اگر حفر چاه در مناطق پايين، آب چاههاى بالا را به خودش جذب نكند، اهالى مناطق بالا حق ممانعت ندارند.
احکام قبرستان
استفتائات جدید
س: اگر ندانيم قبرى متعلق به مسلمان است يا غير مسلمان، آيا مجازيم نبش قبر کنيم؟
ج) اگر در بلاد مسلمين باشد جايز نيست.
س: رفتن به قبرستان و خواندن فاتحه براى اموات در وقت غروب و يا شب چه حکمى دارد؟
ج) اشکال ندارد.
س1: از قبرهايى كه سى سال از تاريخ آنها مىگذرد، مىتوان جهت تدفين مجدد استفاده نمود؟ در اين صورت آيا كسب رضايت خانوادهى متوفى قبلى لازم است؟ س2: احداث قبور دو يا چند طبقه در نقاط بكر اين قبرستان از نظر شرعى چه حكمى دارد؟ س3: در صورت مكانيابى در قبرستان، چنانچه به قبورى برخورد شود كه ضمن نداشتن آثار و علائم ظاهر، صاحب قبر و تاريخ تدفين آن نيز مشخص نباشد، لكن فقط استخوانهاى اموات موجود باشد، آيا مىتواند از آن به عنوان قبر جديد استفاده نمود؟
ج1) در صورت اطمينان به اينكه بدون متوفى در قبر تبديل به خاك شده و چيزى از اعضاى او باقى نمانده است، تدفين مجدد بلامانع است و كسب رضايت منوط به مالكيت قبر است. ج2) مانع ندارد. ج3) تا اطمينان به خاك شدن جسد حاصل نشود، نمىتوان آن قبر را براى دفن كسى مورد استفادهى مجدد قرار داد.
س: آيا خواندن نماز در قبرستان اشکال دارد يا خير؟
ج) اشكال ندارد، هر چند مكروه است.
س: در عمليات حفارى در قبرستان، حكم شرعى در مورد خاكهاى برداشته شده از محل چيست؟ آيا انتقال به قبرستان ديگر لازم است يا خير؟
ج) لازم نيست.
تراشیدن ریش
استفتائات جدید
س: در صورت كشف بقاياى اجساد و برخى از اعضاى بدن اموات تكليف چيست؟
ج) بايد دفن شوند.
مسائل قضایی
استفتائات جدید
س. آیا گرفتن پول در ازاء رفع ید از شکایت از کسی که محکوم به زندان شده جایز است؟
ج. اگر شکایت او بر حق نبوده جایز نیست .
انتخابات
استفتائات جدید
آیا شرکت کردن در راهپیمائی های بیست و دوم بهمن و روز قدس واجب است و شرکت نکردن حرام شرعی است؟
ج) شرکت نکردن اگر موجب تضعیف نظام اسلامى شود، حرام است.
س1: آيا رأى دادن در انتخابات ملى در كشور كافر جايز است؟ س2: اگر جايز است، آيا مىتوان به كانديدايى رأى داد كه مسلمانان در برخى از موضوعات (مثلاً عقب نشينى از عراق) او را پشتيبانى و تأييد مىكنند و نه به شخص ديگرى؟
ج1و2) رأى دادن به كانديداهاى مجالس ملّى براى تصدّى امور اجتماعى و سياسىِ مشروع، مانع ندارد و فرقى در اين باره بين كانديداى مسلمان و غير مسلمان نيست.
س: آیا شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی ایران شرعا واجب است و عدم شرکت حرام است؟
ج) شرکت درانتخابات نظام جمهورى اسلامى براى افراد واجد شرایط، یک وظیفه شرعى، اسلامى و الهى است.
س: آیا شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی ایران واجب عینی است یا کفایی؟
ج) واجب عینى است.
س: با توجه به این که زن جهت شرکت در انتخابات میبایست از منزل خارج شود آیا واجب است از شوهر اجازه بگیرد ؟ و اگر شوهر به همسرش اجازه شرکت در انتخابات را ندهد یا رضایت نداشته باشد تکلیف زن چیست؟
ج) شرکت در انتخابات منوط به اذن شوهر نیست.
س: حکم رأی دادن سفید و بی نام چیست؟ در صورت عدم شناخت و تحقیق ، یا تحقیق کافی و عدم وصول به نتیجه و تحیّر در انتخاب اصلح چطور؟
ج) در هر صورت اگر رأی سفید دادن موجب تضعیف نظام اسلامی باشد، حرام است.
س: در صورتی که به شخصی رأی داده شود و بعداً ایشان آن طور که باید به احکام اسلامی عمل نکند و موجب نارضایتی گردد ، آیا فرد رأی دهنده ، در محضر خداوند متعال مسئول خواهد بود یا خیر ؟
ج) اگر بر طبق موازین شرعی عمل کرده است، مسؤول نخواهد بود.
س: در ایام انتخابات جهت شناخت کاندیدای مناسب، میبایست نواقص و عیوب و امتیازات آنها را در گذشته و حال تفحص کرد تا فرد لایق را پیدا نمود، آیا صحبت کردن پشت سر کاندیداها برای انتخاب فرد اصلح، جایز است؟ ملاک چیست؟
ج) در امور مربوط به انتخابات در حد مشاوره، اشکال ندارد.
س: با توجه به نزدیکی زمان انتخابات آیا دعوت بسیج از کاندیداها برای تبیین مواضع خود در مسجد اشکال دارد؟
ج) باید بر طبق قوانین و مقررات نظام اسلامی عمل شود.
حکم شرکت یا عدم شرکت در انتخابات سایر کشورها چیست؟ آیا در این حکم فرقی بین کشور اسلامی و غیر اسلامی و انتخابات رسمی کشوری و انتخابات غیر رسمی کوچک وجود دارد یا خیر؟ اگر فرق دارد، حکم هر کدام چیست؟
ج) به طور کلى شرکت در انتخاباتى که موجب جلوگیرى از فساد و یا فساد بیشتر شده و یا شرکت نکردن موجب تضعیف اسلام و مسلمین شود، واجب است.
ورزش، مسابقات و تفریحات
استفتائات جدید
س: اگر براى برگزارى يك دوره مسابقه، از شركت كنندگان پول (حق شركت يا ثبت نام) دريافت شود و قرار باشد كه از محل همان دريافتها جوايزى به شركت كنندگان برتر داده شود، با توجه به اينكه هدف شركت كنندگان به دست آوردن آن جايزه است، آيا اين رويه شرعاً ايراد دارد يا خير؟ يعنى مصداق شرط بندى پيدا خواهد كرد؟
ج) اگر به صورتى نباشد که از بازنده چيزى بگيرند که به برنده بدهند، مانعى ندارد والا صورت شرعى ندارد و همان شرط بندى است.
س: به دليل علاقه به ورزش به خصوص فوتبال در پيشبينى بازىهاى ايرانى و خارجى شركت مىكنم و از بابت شركت كردن در اين مسابقه مقدارى پول مىپردازم و اگر تمام پيشبينىهاى اين بازىها را درست انجام داده باشم، در ليست برندهها قرار مىگيرم. مىخواستم بدانم كه اگر يك روز برنده شدم و در ليست گيرندگان جايزه قرار گرفتم، آيا پولى را كه به دست مىآورم مىتوانم خرج كنم يا نه؟
ج) عمل مزبور جايز نيست و نمىتوان در جايزه تصرف نمود.
س: «توتو» به برگههايى گفته مىشود كه در آن تيمهاى بزرگ فوتبال باشگاهى و ملى جهان ذكر شده و افراد آن برگهها را تهيه كرده، برد و باخت تيمها را پيش بينى مىكنند و بابت آن پول مىدهند، هرچه مقدار پولى كه مىپردازند بيشتر باشد، مىتوانند مبالغ مضاعفى را ببرند. شركت در اين پيشبينى با پرداخت پول چه حكمى دارد؟ پول حاصل از برنده شدن در آن حرام است يا حلال؟
ج) اين عمل شرطبندى محسوب شده و در حكم قمار است و جايز نيست و دادن و گرفتن اين پول هم حرام است.
س: اگر در شرطبندى گفته شود هر كسى در فلان بازى برنده نشد يك ختم قرآن يا زيارت عاشورا و نظير اينها را بهجا آورد، آيا در اينگونه موارد نيز شرطبندى حرام است؟
ج) شرطبندى مطلقاً جايز نيست.
س: اگر با تبانى با داور يا با دادن رشوه به وى، يك تيم ورزشى را برنده اعلام نموده يا موجب برنده شدن تيمى شوند، آيا جايزهاى كه فدراسيون يا غيره به بازيكنان چنين تيمى مىدهد شرعاً براى آنان حلال است يا نه؟
ج) اگر استحقاق آن را نداشته و برخلاف مقررات است، جايز نيست.
س: با توجه به اين كه امروزه در جنگ و جهاد در راه خدا به جاى اسب و تير و كمان و شمشير، تفنگ، مسلسل و ديگر ادوات جنگى، همچنين موتورسيكلت و هواپيما استفاده مىشود، آيا مىتوان تيراندازى با تفنگ و مسلسل و ديگر ادوات جنگى را با رهان انجام داد؟
ج) در تيراندازى و همچنين مسابقه با تانك و هواپيما و ساير ادوات جنگى كه كاربرد نظامى و دفاعى دارند، اشكال ندارد.
س: جواز شرطبندى در مسابقات تيراندازى، اسبسوارى كه در روايات وارد شده، تنها به مردان اختصاص دارد يا شامل زنان نيز مىشود؟
ج) رهان و شرطبندى در مسابقات تيراندازى، اسبسوارى اشكال ندارد و اين حكم با مراعات جميع شرايط شرعى اختصاص به مردان ندارد.
س: در محلهها اعلام مىشود كه مىخواهند مسابقه برگزار كنند. از مسابقه دهندهها پول مىگيرند كه اين پول را صرف پول دادن به داور و خريدن جايزه براى برنده و... نمايند. آيا گرفتن اين پول اشكال دارد؟
ج) اگر پول را از بازيكنان [براى شركت در مسابقه] مىگيرند و بعد از مال خودشان به برنده جايزه مىدهند بهطورى كه طرف ديگر چيزى نباخته باشد، اشكال ندارد ولى اگر پول را از شركتكنندگان دريافت مىكنند كه به برنده بپردازند، قمار و حرام است.
س. ما در بعضى از مواقع که رفقا با هم هستيم قرعه مىزنيم و يکى از رفقا براى همه بچهها مواد خوراکى و يا نوشيدنى با پول خودش مىخرد آيا اين کار مشکل شرعى دارد؟
ج) اگر شرط ابتدايى بوده و به عنوان برد و باخت و شرط بندى نباشد، بلکه همه مايليد که براى ديگران خرج کنيد ولکن در هر نوبت شخص داوطلب را از طريق قرعه تعيين مىکنيد، منع شرعى ندارد.
س: آيا شنا كردن در ساحلى كه زنان و مردان بطور مختلط در آن شنا مىكنند، اشكالى دارد؟
ج) شنا كردن در دريا و غيره منعى ندارد، ولى اختلاط زن و مرد و يا نظر زن و مرد به بدن لخت همديگر حرام است.
س: اگر مربى ورزش با آموزش نادرست، موجب نقص عضو يا مرض قابل درمان يا غيرقابل درمان در افراد شود، ديه يا ارش به عهده کيست؟ آيا فدراسيون ورزشى مسئول پرداخت آن است يا آموزش و پرورش و دانشگاهى كه او را به عنوان مسئول ورزش قرار داده و يا به عهده خود مربى است؟
ج) ملاك در اينگونه امور قانون و مقررات مربوطه مىباشد و بايد طبق آن عمل شود.
س1: آيا مرد مىتواند مربى ورزشى بانوان باشد و آنان را براى ورزشهايى همچون ژيميناستيك، ورزشهاى رزمى، فوتسال و... آماده كند؟ س2: انجام حركات موزون و يا ناموزون ورزشى براى بانوان در سالنها در حالى كه مردان هم تماشا مىكنند، خصوصاً در كشورهاى غيراسلامى كه مسابقات در آنها انجام مىگيرد، چه حكمى دارد؟ س3: مسابقات شناى بانوان با زنان غيرمسلمان چه حكمى دارد؟ س4: حضور زنان ورزشكار در سالنهاى مسابقات ورزشى كه مردان هم در آن حضور دارند آن هم با پيراهنهاى ورزشى كه غالباً كوتاه و بالاتر از زانوى بانوان ورزشكار مىباشد چه حكمى دارد؟
ج) زنان بايد تمام سر و بدن خود را بهجز صورت و دستها تا مچ كه زينت و آرايش نشده باشد با لباسى كه توجه نامحرم را جلب نكند و حجم بدن او را آشكار ننمايد، بپوشانند و بر مردان و زنان حضور در مكانها و انجام امورى كه به گناه و فساد منجر مىشود، جايز نيست.
س: نظر جنابعالى درباره چهارشنبه سورى چيست؟
ج) علاوه بر آنکه هيچ مبناى شرعى ندارد مستلزم ضرر و فساد زيادى است که مناسب است از آنها اجتناب شود.
س. در ورزش های رزمی گاهی ورزشکاران به یکدیگر ضرباتی می زنند که باعث شکسته شدن مثلاً انگشت، گوش یا بینی می گردد. آیا جایز است؟ در صورت رضایت و عدم رضایت چه حکمی دارد؟
ج. اگر خوف خطر جانی و یا ضرر معتنی به در میان نباشد، با توافق طرفین مانع ندارد و اگر رضایت به مسابقه به معنای اعلام گذشت از دیه ـ در صورت تحقق موجب آن ـ باشد، ضامن دیه نیست و گرنه ضامن است.
س. حکم استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی را بیان فرمایید.
ج. به طور کلی اگر استفاده از شبکه های اجتماعی و مانند آن مستلزم مفسده (مانند ترویج فساد، نشر اکاذیب و مطالب باطل، ضرر به اسلام و مسلمین) بوده یا خوف ارتکاب گناه باشد یا بر خلاف قوانین و مقررات نظام جمهوری اسلامی باشد، جایز نیست و تشخیص موضوع بر عهده مکلف می باشد.
حرمت سلاح کشتار جمعی
استفتائات جدید
پیام به نخستين كنفرانس بينالمللی خلع سلاح هستهای و عدم اشاعه سیدعلی خامنهای ۱۳۸۹/۰۱/۲۸ نداء الإمام الخامنئي للمؤتمر الدولي لنزع السلاح ۱/جمادیالاول/۱۴۳۱ Supreme Leader’s Message to International Conference on Nuclear Disarmament 17/04/2010 Mensaje del Líder Supremo a la Conferencia Internacional sobre Desarme Nuclear
به اعتقاد ما افزون بر سلاح هستهای، دیگر انواع سلاحهای کشتار جمعی، نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میکروبی نیز تهدیدی جدی علیه بشریت تلقی میشوند. ملت ایران که خود قربانی کاربرد سلاح شیمیایی است، بیش از دیگر ملتها خطر تولید و انباشت این گونه سلاحها را حس میکند و آماده است همهی امکانات خود را در مسیر مقابله با آن قرار دهد. ما كاربرد این سلاحها را حرام، و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابناء بشر از این بلای بزرگ را وظیفهی همگان میدانیم. نعتقد أنه فضلاً عن السلاح النووي تمثل سائر صنوف أسلحة الدمار الشامل كالأسلحة الكيمياوية و الميكروبية خطراً حقيقياً علی البشرية. و الشعب الإيراني باعتباره ضحية لاستخدام السلاح الكيمياوي يشعر أكثر من غيره من الشعوب بخطر إنتاج و تخزين هذه الأنواع من الأسلحة، و هو علی استعداد لوضع كافة إمكاناته في سبيل مواجهتها. إننا نعتبر استخدام هذه الأسلحة حراماً، و نری السعي لحماية أبناء البشر من هذا البلاء الكبير واجباً علی عاتق الجميع. We believe that besides nuclear weapons, other types of weapons of mass destruction such as chemical and biological weapons also pose a serious threat to humanity. The Iranian nation which is itself a victim of chemical weapons feels more than any other nation the danger that is caused by the production and stockpiling of such weapons and is prepared to make use of all its facilities to counter such threats. We consider the use of such weapons as haraam and believe that it is everyone's duty to make efforts to secure humanity against this great disaster. Creemos que además de las armas nucleares, otros tipos de armas de destrucción masiva como las armas químicas y biológicas también plantean una grave amenaza para la humanidad. La nación iraní - que a su vez es una víctima de las armas químicas - siente más que cualquier otra nación el peligro que es causado por la producción y el almacenamiento de dichas armas y está dispuesta a hacer uso de todos sus recursos para hacerle frente a dichas amenazas.
اصطلاحات فقهی
استفتائات جدید
س: منظور از جاهل قاصر چيست؟
ج) جاهل قاصر کسى است که احتمال نمىداده که کارش اشتباه است و يا امکان سؤال و دسترسى براى جواب نباشد.
س: در مورد روزه مستحبى گفته شده که اگر برادر مؤمنتان به شما غذا تعارف کرد بهتر است قبول کرده اما ثواب را کامل مىبريد حال منظور از برادر مؤمن چيست؟ يعنى مادر و خواهر شامل اين دسته نيستند؟ ملاک ايمان چيست؟ يعنى هر فردى را مىتوان مؤمن ناميد؟
ج) مؤمن يعنى کسى که شيعه اثنى عشرى است.
س: حقالناس چيست؟ و اگر صاحبان آن حق در دسترس نباشند چه بايد کرد؟
ج) «حقالناس» يعنى مالى که شخص از کسى تلف کرده يا جنايتى که موجب ديه است بر او وارد کرده و يا دينى از او بر گردن دارد و امثال اينها که در صورت دسترسى نداشتن به آنها ـ ولو در آينده و يا از طريق واسطه ـ بايد به ميزان حق مذکور با اذن حاکم شرعى بنابر احتياط واجب به فقير صدقه بدهد.
س: منظور از کلمه «فى نفسه» که در رسالههاى عمليه آمده است، چه مىباشد؟
ج) يعنى بدون ملاحظه جهات ديگر.
س: موضوع شناسى كار مجتهد است يا كار مقلد؟
ج) اگر موضوع از حقائق شرعيه و يا از موضوعات استنباطى از ادلّه شرعيه باشد، تشخيص آن با مجتهد است و در غير آن، موضوع شناسى وظيفه مقلّد است.
س: نيّت ما فىالذمه و نيّت رجاءً چيست؟
ج) «مافىالذمّه» يعنى انجام عمل به قصد وظيفهاى که بر عهده مکلّف است، و «رجاءً» يعنى انجام عمل به اميد مطلوبيّت يا درک ثواب.
س: منظور از ملاقى شبههى محصوره يعنى چه؟
ج) اگر يكى از چند چيز نجس باشد ولى ندانيم كداميك از آنهاست و چيز مرطوبى با يكى از آن چند چيز ملاقات كند، به آن چيز ملاقى شبهه محصوره گويند.
س: از آنجايى که بنا به فرموده شما ريا فقط در عبادت مصداق دارد بنابراين چه چيزى عبادت محسوب مىشود؟
ج) هرگونه عملى که صحت آن شرعاً موقوف بر قصد قربت باشد عبادت محسوب و ريا در آن موجب بطلان مىشود ولى ساير اعمالى که تحقق آن مشروط به قصد قربت نيست هر چند با قصد قربت عنوان عبادت پيدا مىکند و ثواب بر او مترتب مىشود، ولى آن عبادتى که ريا مضر به آن است نمىباشد.
س: مراد از روز در بحث محاسبه حيض و نماز و روزه مسافر، آيا از طلوع فجر ثانى تا اذان مغرب مىباشد يا يك شبانه روز كامل؟
ج) مراد از روز مابين طلوع فجر تا غروب خورشيد است ولى چون در تحقق حيض شرط است كه خون در سه روز متوالى استمرار داشته باشد لذا در سه روز اول تنها اگر شروع خون اول روز باشد دو شب وسط نيز داخل مىباشد و مراد از روز در باب نماز و روزه مسافر نيز از طلوع فجر تا غروب خورشيد است.
راههای سه گانه: احتیاط، اجتهاد، تقلید
استفتائات جدید
س: منظور از سن تمييز كه در بحث تكليف پسران مطرح مىباشد، چيست؟ آيا داشتن شهوت يا برانگيخته شدن شهوت در پسران مطرح مىباشد؟
ج) مقصود از تمييز، درك خوبى و بدى است و در صورتى كه نوجوان به مرحلهاى برسد كه نگاه او به نامحرم يا نگاه نامحرم به او موجب تحريك شهوت شود، در مقابل او حفظ حجاب لازم است.
س: چرا بايد مرجع تقليد داشته باشيم؟
ج) عقل حکم میکند که غیر متخصص به متخصص رجوع کند.
عدول از مجتهدی به مجتهد دیگر
استفتائات جدید
س: مىخواستم بدانم كه اگر شخصى بخواهد مرجع تقليد خود را به خاطر برخى ملاحظات عوض كند، آيا بايد اجازه مرجع تقليد را داشته باشد يا نه؟
ج) به طور کلی عدول از مجتهد زنده، به مجتهد زنده دیگر بنا بر احتیاط واجب جایز نیست؛ مگر این که اعلم یا محتمل الاعلمیه باشد.
بقا بر تقلید میت
استفتائات جدید
س: اينجانب مقلّد حضرت امام خمينى (ره) مىباشم آيا مىتوانم در صورت لزوم بعضى مسائل جديد به مراجع ديگر مراجع نموده و در حالى كه به تقليد خود از حضرت امام (ره) باقى بمانم؟
ج) عدول از مجتهد متوفّی به مجتهد زنده جامع الشرایط ولو در بعض مسائل، بلا مانع است.
مسائل متفرقه تقلید
استفتائات جدید
س: آیا کسی که در آموختن احکام دینیِ مورد نیاز خود کوتاهی میکند، گناهکار است؟
ج) اگر نیاموختن احکام به ترک واجب یا ارتکاب حرام بیانجامد، گناهکار است.
س: اگر شخصی فتوای مرجع تقلید را اشتباه برای دیگران نقل کند، چه تکلیفی دارد؟
ج) در صورت امکان واجب است اشتباهِ خود را اصلاح کند.
س: در مسائلى كه حضرتعالى بنا بر احتياط واجب حكم مىفرماييد تكليف مقلد چيست و اگر مقلد در صورت تمايل بتواند از مرجع تقليدى كه در آن زمينه حكم صريح داده تقليد كند آيا اجازه دارد و در صورت جواز آيا مرجع مورد نظر حتماً بايد اعلم بعد از مرجع تقليد مكلف باشد و اگر اينگونه است چگونه بايد آن مرجع را تعيين كرد؟
ج) در مسألهای که اعلم فتوا ندارد، رجوع به غیر اعلم جایز است و احتیاط واجب آن است که رعایت الاعلم فالاعلم را بنماید و مکلف با همان روشی که اعلم تعیین میشود فالاعلم را تعیین مینماید.
س: اگر فرد مسلمانى به تحقيق در مورد نظريات مربوط به اثبات يا ردّ وجود خداوند، آخرت، روح و... بپردازد، آيا مرتکب گناهى شده است؟ و آيا بر اعتقادات او ممکن است تاثيرگذار باشد؟ با توجه به اين که اکثريت ما جوانان بدون تحقيق اسلام آوردهايم؟
ج) تحقیق در مسائل اعتقادی مشروط به این که در سطح علمی و توان فکری او باشد امری مستحسن و گاهی لازم است، اما اگر شرط یاد شده را مراعات نکند به گونهای که شبهات باطل در او تأثیر سوء بگذارد و قدرت پاسخگویی نداشته باشد، جایز نیست.
س: مىخواهم بدانم اگر كسى مدت چند سال اعمال خود را بدون تقليد انجام دهد حكم اعمال وى چه مىشود؟
ج) اگر اعمال وی موافق احتیاط یا با نظر مجتهدی باشد که وظیفه داشته یا دارد از او تقلید نماید محکوم به صحت است.
تبعیض در تقلید
استفتائات جدید
س: در صورتی که مقلد از مرجع تقلید سؤال نماید ولی ایشان به دلایلی پاسخ ندهند و از سایر مراجع نیز جوابهای متفاوتی دریافت کرده باشد میتواند با رجوع به عقل خویش اقدام نماید؟
ج) در فرض مذکور جای رجوع به عقل نیست و باید احتیاط کند یا از مجتهد جامع الشرایط دیگری که در آن مورد فتوا دارد تقلید نماید.
احکام آبها
استفتائات جدید
س: جايى که ساکن هستيم، بيشتر اوقات آب به واحد ما نمىرسد. مجبوريم موتور پمپ حبابى را دقيقاً سر راه لوله آب نصب کنيم، تا هرگاه آب ضعيف بود آنرا پمپاژ کند. مدتى است متوجه شدم که موتور داراى شير يکطرفه است و هربار حباب خود را پر کرده و زمانى که آب را به بالا پمپاژ مىکند، توسط شير يکطرفه خود، آب شهر را قطع مىکند در اينصورت آب لوله ما کُر است يا خير؟
ج) اگر اتصال آن از آب شهرى قطع شود حکم آب کُر را ندارد مگر اينکه آب داخل لولهها و منبعى که بدان متّصل است، به اندازه کُر باشد.
س: اگر آب محلى از تانکر تأمين مىشود و کسى که در حال استفاده از آب است نداند که آيا مقدار آب تانکر کُر است يا نه چه حکمى دارد؟
ج: اگر به کُر بودن آن يقين داشته و شک دارد از کُر بودن افتاده باشد، بنا را بر کُر بودن بگذارد ولى اگر نمىدانسته کُر بوده يا نه، نمىتواند احکام کُر را بر آن جارى کند.
احکام تطهیر
استفتائات جدید
س: امروزه پشت قالیها موادی میزنند تا فرش محکم باشد، حال قسمتی از فرش با ادرار کودک نجس شد و تشتی زیر فرش گذاشتیم و با شلنگ متصل به آب شهری روی فرش آب ریختم به گمان اینکه آب از فرش عبور کرده، بعد از اینکه کمی با دست محل را فشار دادم، شیر آب را بستم و هنگامی که تشت را نگاه کردم دیدم اصلاً آبی از فرش عبور نکرده، حال فرش هنوز نجس است یا پاک شده؟
ج) اگر نجاست به داخل فرش نفوذ نکرده و ظاهر فرش نجس شده است، به صورت مذکور فرش پاک شده است و اگر به داخل فرش فرو رفته است، در صورتی که مطمئن باشید آب به همان محل نفوذ کرده و جابجا شده است، پاک شده است.
س. اگر داخل دهان به واسطه کشیدن دندان خونی شود، آیا تطهیر داخل دهان لازم است؟
ج. به طور کلی، با برطرف شدن عین نجاست از داخل دهان ـ هر چند با مستهلک شدن در آب دهان ـ دهان پاک میشود و نیازی به آب کشیدن نیست.
س: آیا برای تطهیر دهان وجود جرم و ذرات غذا روی دندان مانع از پاک شدن آن میشود یا باید علاوه بر تطهیر، دندانها هم تمیز شوند؟
ج) داخل دهان، با از بین رفتن عین نجاست، پاک میشود و نیاز به تطهیر ندارد.
س: اگر فرش یا مبل منزل که آب در آن نفوذ می کند با مدفوع بچه نجس شود چگونه باید آن را تطهیر کنیم؟
ج) بعد از برطرف نمودن عین نجاست به یکی از دو طریق میتوان تطهیر نمود: ۱ـ آب قلیل را روی محل نجس بریزد سپس آب غساله را با فشار دادن خارج کند. ۲ـ آب لوله را (که متصل به کر است) به محل نجس وصل کند به گونهای که همه آن محل را فرا بگیرد و بنا بر احتیاط واجب باید هنگام اتصال آب با دست کشیدن و مانند آن غساله از جای خود حرکت کند.
س: کیفیت تطهیر موکت چسبیده به زمین چگونه است؟
ج) بعد از زوال عین نجاست آب لوله را به جای نجس وصل کند بهگونهای که همه آن محل را فرا گیرد. و بنا بر احتیاط واجب با جابجا شدن آب در حین اتصال به کر هرچند با فشار آب و یا دست کشیدن، پاک میشود.
س: در صورت نجس شدن فضاى داخل بينى، آن را چگونه بايد تطهير کرد؟
ج) داخل بينى تطهير لازم ندارد و با زوال عين نجاست پاک مىشود.
س: لباسها و وسايل اتاق عمل که نجس مىشوند، در قسمت استريليزاسيون (C.S.R) با فشار و بخار آب تحت شرايط خاصى استريل مىگردند، آيا اين وسايل، علاوه بر استريل شدن، پاك نيز مىشوند؟
ج) چيز نجس با بخار پاک نمىگردد.
س: آيا با راه رفتن روى کاشى و موزائيک و سراميک هم پاى نجس پاک مىشود؟
ج) با راه رفتن روى کاشى و سراميک، پاى نجس پاک نمىشود ولى با راه رفتن روى موزائيک ـ با رعايت شرايط ـ پاى نجس پاک مىشود.
س: آيا آبهايى كه بواسطه باران در روى زمين جمع مىشود پاك كنندهى ته كفش پس از طى چند قدم مىباشد؟
ج) اگر موقع باريدن باران در آن آبها قدم بزنيد، در صورتى که عين نجاست از آن برطرف شود، پاک مىشود.
س: اگر دندانها به وسيلهى موادى پر شده باشند كه قابل جدا شدن از آنها نيستند، در صورتى که داخل دهان نجس شود، آيا نياز به آبکشى آن وجود دارد يا به صرف زوال عين نجاست، پاك مىشود؟
ج) اگر جزو دندان محسوب شود، پس از زوال عين نجاست پاك مىشود و آب كشيدن لازم نيست.
س: افرادى که داراى دندان پر شده يا با روکش ثابت هستند، در صورتى که داخل دهانشان با خون نجس شود آيا با از بين رفتن خون دهانشان پاک مىشود يا نياز به آب کشيدن دارد؟
ج) اگر بگونهاى باشد كه جزو دندان طبيعى محسوب شود، حكم دندان طبيعى را دارد و آب كشيدن داخل دهان لازم نيست.
س: اگر سه بار دستمال مرطوب را روى محل نجس بکشيم آن قسمت پاک مىشود يا خير؟
ج) اگر آب زير دستمال جارى نشود پاك نمىشود.
س: کيفيت تطهير زمينى را که محل خروج آب ندارد و ناچار محل رفت و آمد نيز هست بيان فرمایید.
ج) بعد از زوال عین نجاست به یکى از دو نحو مىتوان آنجا را تطهیر نمود: ۱ـ آب لوله را وصل کند به جاى نجس بگونهاى كه همه آن محل را فرا بگیرد. ۲ـ آب قلیل بریزد جاى نجس که قهراً آب در یک گوشهاى جمع مىشود و مىماند، آب غساله را با پارچه و مانند آن بردارد و دوباره آب بریزد و غُساله را با پارچه و مانند آن بردارد و پاک مىشود.
س: در فرض اينکه چيز نجس را با آب قليل يك مرتبه بايد شست تا پاك شود، براى يك مرتبه حساب شدن، آيا كافى است كه بعد از زوال عين نجاست زير آب قليل، جريان آب ادامه يابد يا بايد بعد از زوال عين نجاست آب قطع و دوباره وصل شود تا يك مرتبه حساب شود؟
ج) استمرار آب بعد از زوال عين نجاست، کافى است.
س: اگر بعضى از قسمتهاى فرش نجس باشد و انسان دقيقاً محل آنها را نداند آيا اگر شيئ خيسى با قسمتی از آن فرش ملاقات كند مىتواند بگويد آن شيئ نجس نشده است؟ چون محل دقيق نجاست فرش را نمىدانسته است؟
ج) در فرض مرقوم شيئ ملاقات كننده محكوم به طهارت است.
س: آيا دندان پر شده در دهان جسم خارجى محسوب مىشود و اگر كسى با داشتن دندان پر شده دندان ديگر را بكشد بايد با آب جارى دهان را پاک كند يا خير؟ و اگر بچه باشد و نشود اينكار را كرد يا بزرگسال باشد و نداند، حكم چيست؟
ج) اگر به گونهاى است كه جزو دندان طبيعى محسوب مىشود، حكم دندان طبيعى را دارد و آب کشيدن داخل دهان لازم نيست، و در مورد دندانى که کشيده شده همان قدر که عين نجاست از داخل دهان زايل شود، دهان پاک است؛ و در اين مورد فرقى بين بچه و بزرگسال و جهلِ به حکم نيست.
س: چگونه مىتوان عسل، شيره و مانند آن را که در آن نجاستى افتاده پاک نمود؟
ج) اگر مايع نباشد، فقط همان قسمت نجس را با مقدارى از اطرافش برداريد و بقيهاش پاک است و اگر مايع باشد، قابل تطهير نيست.
س: اگر يک قطره ادرار به بدن يا به لباس بچکد و آن را نجس کند به چه صورتى پاک مىشود؟
ج) با آب قليل پس از زوال عين نجاست با دو بار شستن پس از خروج غُساله، پاک مىشود و با آب کر پس از زوال عين نجاست با يک بار شستن بطورى که آب به همه محل نجس برسد و از آنجا حرکت کند، پاک مىشود.
شرایط وضو
استفتائات جدید
س: آیا جای چسب زخم برای وضو اشکالی دارد؟
ج) اگر مانع رسیدن آب به اعضای وضو باشد، باید برطرف شود.
س: آیا وجود کِرِم ضد آفتاب در اعضاء در حال وضوء اشکال دارد؟
ج) اگر کِرِم جذب پوست شده است و روی پوست چربی که مانع رسیدن آب به پوست باشد، باقی نمانده است، اشکال ندارد.
س: اگر بعد از گذشت مدتی از وضو، متوجه وجود مانع در اعضای وضو شوم و ندانم این مانع از قبل بوده یا خیر، آیا دوبار وضو بگیرم و نماز بخوانم؟
ج) اگر بعد از وضو چیزی که مانع از رسیدن آب است در اعضای وضو ببیند و نداند موقع وضو بوده یا بعد پیدا شده، وضوی او صحیح است.
س: شخصی وضو گرفته و در نماز متوجه میشود اکلیل بر صورتش میباشد حکم نمازش چیست؟ و اگر بعد از نماز متوجه شود حکم نماز چیست؟ چون قبلش آرایش کرده بوده؟
ج) اگر یقین دارد که مانع، هنگام وضو بوده است فرقی بین قبل از نماز و بعد از نماز نیست و در هر صورت باید مانع را برطرف کرده و مجدداً وضو بگیرد و نماز خوانده شده را هم اعاده کند.
س: کسی که موی مصنوعی گذاشته است، آیا برای وضو مسح بر موی مصنوعی جایز است؟ وظیفه او نسبت به غسل چیست؟
ج) موی مصنوعی اگر به صورت کلاه گیس باشد، واجب است برای مسح برداشته شود، ولی اگر موی مصنوعی بر پوست سرکاشته شده باشد و مانع رسیدن رطوبت مسح بر کف سر یا بُن موهای واقعی شخص باشد و برداشتن آن باعث عسر و حرج باشد، مسح روی آن کافی است، حکم غسل نیز همین است.
س: اگر قبل از وضو شک کند که مانعی در اعضای وضو وجود دارد یا نه، چه وظیفهای دارد؟
ج) چنانچه احتمال وجود مانع در نظر مردم به جا باشد - مثل آن که بعد از گِلکاری احتمال بدهد که گِل به دست او چسبیده- باید بررسی کند یا به قدری دست بمالد که اطمینان پیدا کند که اگر بوده بر طرف شده و آب به زیر آن می رسد.
س: آیا وضو گرفتن در حالتی که روی ناخن انگشتهای پا، لاکی که مانع رسیدن آب مسح به ناخن است زده باشیم، صحیح است؟
ج) اگر یکی از انگشتان پا لاک نداشته باشد و مسح پا از سر آن انگشت تا مفصل ساق انجام شود، وضو صحیح است.
س: آیا امدادگر در منطقه سیلزده که آب مطلق و خالص وجود ندارد میتواند با آب سیل که گلآلود است وضو بگیرد؟
ج) اگر گلآلودگی آب بهحدی است که به آن آب مطلق گفته نمیشود در صورتی که وقت تنگ نیست باید صبر کند تا آب صاف شود و گرنه باید تیمم کند.
س: آیا وضو با گلاب مستحب است؟
ج) گلاب آب مضاف است، و وضو با آن باطل است.
س: بعد از کار دستم را تميز کرده و در آن مانعى نديدم بعد از مدتى فهميدم مانعى بر روى دست من بوده و من با آن نماز مىخواندم تکليف چيست؟
ج) اگر احتمال مىدهيد آن مانع بعد از وضو گرفتن واقع شده است، وضوهاى گذشته صحيح است ولى اگر بدانيد مانع حين وضو بوده است، وضو و نمازى که با آن خواندهايد، باطل بوده است.
س: اگر در هنگام وضو گرفتن، ساعت را از دستمان خارج نكنيم ولى آن را چند بار بچرخانيم تا آب به سطح پوست برسد، براى وضو اشكالى دارد؟
ج) اگر آب به پوست مىرسد و از بالا به پايين شسته مىشود اشكال ندارد.
س: آيا در وضو در حالى که بر روى دست آب مىريزيم مىتوان با همان دست شير آب را بست؟
ج) باز و بسته نمودن شیر آب در بین وضو اشکال ندارد.
س: شخصى وضو گرفته و در نماز متوجه مىشود اكليل بر صورتش مىباشد حكم نمازش چيست؟ و اگر بعد از نماز متوجه شود حكم نماز چيست؟ چون قبلش آرايش كرده بوده؟
ج) اگر يقين دارد که مانع، هنگام وضو بوده است فرقى بين قبل از نماز و بعد از نماز نيست و در هر صورت بايد مانع را برطرف کرده و مجدداً وضو بگيرد و نماز خوانده شده را هم اعاده کند.
س: وضو گرفتن از آبهاى خنك مسجدالحرام و اطراف آن- كه براى آشاميدن اختصاص دادهاند اعم از كلمنها و شيرها- چه حكمى دارد؟
ج) صحّت وضو با شك در اباحه آب براى وضو محل اشكال بلکه منع است.
س: آيا مسح بر موى مصنوعى جايز است؟
ج) اگر موى کاشته شده قابل برداشتن نبوده و يا ازاله آن مستلزم حرج و مشقّت باشد و با وجود موها، امکان مسح بر پوست سر نباشد، مسح روى همان موها کافى است.
س: آيا آثار باقيمانده از صابون بر روى دست مانع وضو و غسل است؟
ج) مجرّد وجود اثر صابون كه بعد از خشك شدن اعضا ظاهر مىشود، ضررى به وضو يا غسل نمىرساند، مگر اين كه داراى جِرمى باشد كه مانع از رسيدن آب به پوست مىشود.
س: آيا در باران مىشود وضو گرفت؟
ج) مانع ندارد مشروط بر اينکه قطرات بارانى که به اعضاى وضو مىرسد، با آن قصد وضو نمايد و هنگام مسح، باران به کف دستها اصابت نکند و محل مسح خشک باشد.
س: آيا مىتوان عمداً کارى کرد که وظيفه، وضو و غسل جبيره شود مانند کاشت ناخن يا جراحى بينى که صرفاً به خاطر زيبايى انجام مىگيرد و ضرورتى ندارد؟ اگر جايز نيست، افرادى که داراى شغلهايى هستند که سبب ايجاد مانع مىشود و برطرف کردن آن برايشان مشقت دارد آيا در صورت امکان تغيير شغل، وظيفه دارند که آن را تغيير دهند؟ (مانند نقاشها که گاهى پشت بدنشان هم رنگى مىشود و بايد کسى اين مانع را برايشان برطرف کند و يا رنگ بگونهاى است که به راحتى برطرف نمىشود.)
ج) ايجاد مانعى كه موجب تبدّل وظيفه وضو و غسل به وضو و غسل جبيرهاى مىشود، چنانچه در غير وقت نماز باشد، مانع ندارد ولى در وقت نماز بايد وضو يا غسل را انجام دهد سپس مبادرت به ايجاد مانع نمايد، و افراد مشتغل به كارهايى كه موجب ايجاد مانع مىشود (مانند نقاشى، يا گچكارى و امثال آن) چنانچه نتوانند در وقت وضو يا غسل آن مانع را برطرف كنند شستن روى همان مانع كفايت میکند.
س: اگر شخص وضو گيرنده در اثر عدم آگاهى هنگام شستن دستها و صورت به قصد وضو، اقدام به باز و بسته كردن شير آب نمايد؛ آنهم در موقعى كه رطوبت (خيسى) روى شير آب در مسح او تداخل نمايد وضوى او باطل است. حكم نمازهايى که با اين حالت خوانده شده چيست؟
ج) در حال حاضر تا يقين به بطلان وضو و نماز ندارد، محكوم به صحّت است و تكليفى ندارد.
کیفیت وضو
استفتائات جدید
س. مقدم کردن مسح پای چپ بر مسح پای راست چه حکمی دارد؟
ج. جایز نیست.
س. اگر در بین وضو، از نیت ادامهی وضو منصرف شویم آیا میتوانیم بدون به هم خوردن موالات، وضو را ادامه دهیم و اگر بعضی از اعمال وضو را به حالت تردید در نیت انجام دهیم حکم چیست؟
ج. اگر قبل از آن که موالات به هم بخورد به نیّت اول خود برگردد و بقیه اعمال را به آنچه که با نیّت آورده بود، ضمیمه کند وضو صحیح است.
س. وضو گرفتن در شرایطی که شخص دیگری آب را بریزد و ما وضو بگیریم چه حکمی دارد؟
ج. اگر دیگری صرفاً آب را بریزد و شخص خودش شستن را انجام می دهد اشکال ندارد.
س. در مسح سر و پا، آیا مسح با سر انگشت کافی است یا میبایست با کف دست مسح نمود؟
ج. مسح با رطوبت باقیمانده در کف دست انجام می شود و فرقی بین سر انگشت و سایر کف دست نیست.
س: آیا میتوان بین وضو ـ بدون اینکه یکی از مبطلات وضو واقع شود ـ وضو را رها کرد و بدون فوت موالات، وضوی جدید گرفت؟
ج) بنا بر احتیاط واجب، صحیح نیست.
س: برای وضو مسح پا را تا برآمدگی پا میکشیدم و اخیراً متوجه شدم باید تا مفصل بکشم، آیا نمازهایی که مسح را تا برآمدگی پا میکشیدم باطل بوده؟
ج) نسبت به نمازهای گذشته تکلیفی ندارید، ولی از این پس مسح پا را تا مفصل بکشید.
س: هنگام وضو، برای شستن صورت و دستها حتما باید روی اعضاء دست کشیده شود؟ مثلا اگر دست را زیر شیر آب بگیریم و اطمینان کنیم که آب تمام دست را فرا گرفته است، کافی است؟
ج) اگر به نیت وضو آب از بالا به پایین ریخته و تمام عضو شسته شود، کافی است، اما مستحب است شستن اعضاء همراه با دست کشیدن باشد.
س: ۱) اینجانب از مجروحین دفاع مقدس میباشم، دست راست بنده طوری است که در هنگام وضو نمیتوانم با آن آب روی دست چپم بریزم لذا دست چپم را به نیت وضو زیر شیر آب گرفته و با دست راست بر روی آن دست میکشم و مسح سر و هر دو پا را با دست چپ میکشم آیا وضوی بنده درست میباشد؟ ۲) در موقع تیمم هم پیشانی را فقط با دست چپ میکشم.
ج) ۱. در فرض مرقوم مسح با دست چپ اشکال ندارد. ۲. اگر بتوانید از ذراع (بالای مچ) دست راست استفاده کنید تیمم را با دست چپ و ذراع دست راست انجام دهید.
س: آیا در هنگام مسح پا در وضو باید انگشتان دست خم شده و پوست جلوی ناخنهای پا را نیز مسح کند یا اینکه منظور از سر انگشتان پا همان نوک ناخنهای پا میباشد؟
ج) محل مسح پا، روی پا، از سر یکی از انگشتان تا مفصل است و مسح جلوی انگشت لازم نیست.
س: لطفاً بفرمایید کسانی که بمناسبت شغل و کار روزانه با انواع رنگها و روغنهایی که به دستانشان میچسبد و معمولاً شستشوی آنها به سختی ممکن است و چه بسا شستن آنها با نفت و بنزین میسّر است و نتیجه این امر ضرر به دست است تکلیف این افراد برای وضو و غسل چیست؟
ج) در فرض مذکور باید به وظیفه جبیره عمل نمایند.
س: در هنگام وضو ريختن آب غير وضو بر روى دست چه حکمى دارد؟
ج) مانع ندارد، و مىتواند به قصد وضو با آن آب، موضع را بشويد. آنچه اشکال دارد اين است که با آب غير وضو مسح کشيده شود.
س: در خصوص وضو گرفتن براى بانوان بفرمائيد آيا براى ريختن آب بر روى دست بانوان بايد از جلوى آرنج بريزند و مردان از پشت آرنج چنانچه اين موضوع رعايت نشود و زنان هم مانند مردان از پشت دست آب بريزند حکم چيست؟
ج) عمل مذکور براى زنان و مردان استحباب دارد، و اگر رعايت نشود وضو صحيح است.
س: آيا براى مسح پا، مسح بر انگشت شست کافيست؟
ج) اگر از سر انگشت شَست تا مفصل ساقِ پا کشيده شود کافى است.
س: ظاهراً بر حسب فتواى جنابعالى مسح پا بايد تا مفصل کشيده شود. لطفاً توضيح فرماييد اگر شخصى مسح پا را تا روى برآمدگى مىکشيده است، آيا بايد نمازهايى را که با اين نوع وضو گرفتن خوانده است قضا نمايد؟ آيا اين شخص به تکليف خود عمل نکرده است؟
ج) نسبت به گذشته محکوم به صحّت است و از اين به بعد، تا مفصل، مسح نمايد.
س: من فکر مىکردم که شستن دستها تا مچ کفايت مىکند چون مچ دست هنگام وضو خود به خود شسته مىشود. نمازهايى که به اين ترتيب خواندهام چه حکمى دارد؟
ج) هر نمازى را که يقين داريد با وضوى ناقص خواندهايد (يعنى تا مچ دست را بيشتر نشستهايد)، بايد آن نمازها را قضا کنيد.
س: آيا رساندن آب به زير ناخن در وضو واجب است؟
ج) اگر بيشتر از حدّ معمول بلند نباشد، لازم نيست.
س: آيا بايد براى مسح پا حتماً انگشت شست مسح شود يا هر کدام از انگشتها کافى است؟
ج) در مسح پا، انگشت شست تعيّن ندارد و مسح بر هر يك از انگشتها تا اوّل ساق پا كافى است.
س: در صورتى كه هنگام شستن عضوى مانند دست آب از خارج روى آن بريزد (يا از شير آب و يا از عضو شسته شده) وضو چه حكمى دارد؟ آيا حكم مقدار كم و مقدار زياد آب ريخته شده از خارج فرق دارد؟
ج) در بين شستنها اشکال ندارد ولى پس از تکميل شستن دست چپ نبايد به کف دستها آب خارج بريزد که ممکن است موجب اشکال در مسحها شود.
س: آيا با لاک روى ناخن پا مىتوان وضو گرفت؟ به شرط آنكه يكى از ناخنها لاك نداشته باشد.
ج) اگر از سر انگشتی که ناخنش لاک ندارد تا مفصل مسح شود، مانع ندارد.
س: اگر موى سر خيس باشد و وقت تنگ باشد به صورتى كه وقت نباشد موى سر را خشك كرد و با همان حالت مسح سر را بكشيم آيا وضو صحيح مىباشد؟
ج) اگر سر طورى خيس باشد که رطوبت دست بر آن اثر نمىکند نبايد به آن وضو اکتفا کند و بايد تيمم هم بکند.
س: اگر هنگام وضو گرفتن دستمان به دمپايى يا شير آب برخورد كند آيا با همين دست مىتوان مسح كرد يا بايد از اول وضو را تكرار كرد اگر آرى نمازهايى را كه بدين صورت خواندهام بايد قضا كنم؟
ج) در فرض مرقوم وضو اشكالى ندارد بلى اگر مسح سر يا پا با رطوبت شير آب يا جاى ديگر باشد، وضو صحيح نيست.
احکام وضو
استفتائات جدید
س. اگر کسی کاشت ناخن انجام داده و به جهت عسر و حرج و یا عدم توانایی در برداشتن آن وظیفهاش وضو و غسل جبیرهای باشد، حال اگر لاک بر روی آن ناخن کاشته شده باشد، آیا موظف به برطرف کردن آن است یا خیر؟
ج. اگر به گونهای نیست که جزو ناخن محسوب شود، برای وضو و غسل جبیرهای باید آن لاک را بر طرف نماید.
س. کسی که قدرت بر مسح دو پا ندارد و خجالت میکشد برای مسح، از دیگران کمک بگیرد، آیا مسح از او ساقط است؟ و یا تیمم بدل از وضو هم لازم است؟
ج. اگر خجالت به حدّ حرج و مشقّت شدید نرسد، عذر محسوب نمی شود و باید برای مسح نایب بگیرد. و در غیر این صورت مسح پاها ساقط است و انجام تیمم نیز موافق احتیاط است.
س. بعد از وضو و قبل از نماز، چیزی در اعضاء وضو می بینم و در مانعیت آن چیز در اعضاء وضو شک می کنم، آیا با این وضو می توان نماز خواند؟
ج) اگر نداند موقع وضو بوده یا بعد پیدا شده، وضوی او صحیح است.
س. اگر موقع مسح پا، برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد، آیا می توان دست را با آب تر کرد و مسح پا را کشید؟
ج) فقط می توان دست را با رطوبتی که در ریش یا ابرو باقی مانده است، تر کرد و مسح کشید.
س. میخواستم بدانم با لاک دائم (ژلیش) وضو باطل است یا خیر؟
ج. به طور کلی هر چیزی که جرمی دارد که مانع رسیدن آب به بدن و ناخن است، باید برطرف شود. و وضو و غسل با آن صحیح نیست و در نتيجه نماز باطل است و نیز روزه اگر محدث به حدث اکبر بوده باطل است.
س. اگر شخص وضو گیرنده در حین مسح سر متوجه شود که آب به قسمتی از دست نرسیده، آیا میتواند دست را از روی سر بردارد و آن قسمت را بشوید؟
ج) مانع ندارد ولی اگر دست راست بوده، باید دوباره دست چپ را بشوید و برای مسح هم قسمتی که مسح می کشد نباید مرطوب باشد.
س. اگر دست وضوگیرنده بعد از فراغت از مسح سر به قسمتی از رطوبت پیشانی تماس پیدا کند آیا در مسح پا اشکالی ایجاد مینماید؟
ج. اگر مسح پا با آن قسمتی از دست که با رطوبت پیشانی تماس پیدا کرده، انجام نشود، اشکال ندارد.
س: آيا با وضويى که براى نماز صبح گرفته شده مىتوان نماز ظهر را اقامه کرد؟
ج) وقتى وضوى صحيح گرفتيد (چه به قصد بجا آوردن نماز يا خواندن قرآن و دعا و يا به قصد طهارت)، تا وقتى که آن وضو باطل نشده است، مىتوانيد اعمالى را که نياز به وضو دارد انجام بدهيد اگر چه شک در باطل شدن آن داشته باشيد که در اين صورت مىتوانيد به شک اعتنا نکنيد و بگوييد وضويتان باقى است و باطل نشده است.
مبطلات وضو
استفتائات جدید
س: شخصى هستم كه نمىتوانم وضو خود را تا پايان نماز حفظ كنم (به علت باد معده) البته اگر تا پايان وقت نماز چندين بار وضو بگيرم و نماز بخوانم معمولاً مىتوانم نمازم را با وضوى سالم بخوانم. اما اين كار مستلزم عسر و حرج زيادى است به طورى كه علاوه بر خودم اطرافيان هم از نماز خواندن من خسته مىشوند و در واقع سختترين كار برايم نماز خواندن است. نماز اول وقت را نمىتوانم درك كنم و از مسجد و نماز جماعت هم محروم هستم حتى در بين نماز هم تمام توجهم به وضويم است؛ در واقع هيچ لذّتى از نماز خواندن نمىبرم لطفاً بفرماييد تكليف من چيست؟ راهى وجود دارد كه بتوانم در نماز جماعت شركت كنم؟ بفرماييد نمازهاى قضاى خود را با اين وضعى كه دارم به چه شكلى بخوانم؟
ج) با فرض اينكه وضو گرفتن در بين نماز موجب عسر و حرج است براى هر نماز يك وضو بگيريد و فوراً مشغول نماز شويد و با رعايت اين شرط مىتوانيد هم در جماعت شركت كنيد و هم نماز قضا بخوانيد و چنانچه مرض شما قابل علاج باشد، بنابر احتياط واجب هر چند خرج داشته باشد، بايد معالجه نماييد.
س: وضو و نماز كسى كه پى در پى و به مقدار كم از او باد خارج مىشود چه حكمى دارد؟
ج) اگر نمىتواند وضوى خود را تا آخر نماز حفظ كند و تجديد وضو در اثناء نماز هم براى او خيلى دشوار باشد، مىتواند با هر وضويى يك نماز بخواند، يعنى براى هر نماز به يك وضو اكتفا كند، هر چند وضوى او در بين نماز باطل شود.
مسائل متفرقه وضو
استفتائات جدید
س: اگر كسى ناخن مصنوعى بكارد، براى وضو و غسلش چه بايد بكند؟
ج) در صورت كاشت ناخن، براى وضو و غسل بايد مانع ـ ولو با صرف هزينه ممكن ـ برطرف گردد و چنانچه میداند امكان برطرفکردن آن نيست و يا رفع آن با مشقّت غير قابل تحمّل همراه بوده و يا ضرر قابل توجهى دارد، در وقت نماز بايد وضو يا غسل را انجام دهد سپس مبادرت به اين كار كند و وضو و غسلهاى بعدى را بايد بهصورت جبيره انجام دهد(يعنى با دست مرطوب مانع را مسح نمايد)؛ اما در صورتى که امکان برطرف کردن آن ـ ولو در روزهاي بعد ـ باشد و برطرف نكند، وضو و غسل جبيره باطل خواهد بود.
س: شخصى دست راستش را بر اثر شكستگى گچ گرفتهاند لذا نمىتواند پاى راست و سر خود را مسح كند آيا مىتواند سر خود را با دست چپ و پاى راست را هم با دست چپ مسح كند يا اين كه بايد نايب بگيرد؟
ج) در فرض سؤال مسح کردن با دست چپ اشکال ندارد.
س: آيا مىشود با وضوى نماز صبح نماز ظهر را هم به جا آورد با توجه به اينكه نيت براى نماز صبح بوده است؟
ج) اگر وضو را باطل نکردهايد، اشکال ندارد.
س: اگر کسى احتمال بدهد يا يقين داشته باشد که در همراهى با يک گروه کوهنوردى، به جايى خواهد رسيد که آبى براى طهارت و وضو پيدا نخواهد کرد و وقت نماز هم مىگذرد، آيا مىتواند به اين برنامه کوهنوردى برود يا نبايد برود؟ ضمنا اين موضوع در اکثر برنامههاى کوهنوردى، وجود دارد.
ج) اگر قبل از وقت نماز عازم كوهنوردى شود، اشكال ندارد و چنانچه در وقت نماز آب براى وضو پيدا نكند و با تيمم نماز بخواند، مانع ندارد.
س: وضويى كه به نيّت قرآن گرفته شده است، آيا با اين وضو مىشود قبل از خواندن قرآن، نماز خواند؟
ج) اشكال ندارد.
س: آيا شخص مسلوس و مبطون که براى نماز وضو يا تيمم گرفته، بعد از نماز تا زمانى که از او بول يا غائط خارج نشده مىتواند قرآن را مسح نمايد؟
ج) تا زمانى كه از او حدث سر نزده باشد، با همان تيمم، مسح قرآن كريم اشكال ندارد.
مس اسماء و آیات الهی
استفتائات جدید
س: تايپ آيات قرآن يا اسامى معصومين و اسماءالله بدون وضو چه حکمى دارد به خصوص با توجه به اينکه روى دستگاه تايپ يا صفحه کليد کامپيوتر، حروف برجسته مىباشند؟
ج) اشكال ندارد.
س: در مواردى مشاهده مىشود بعضى از صنوف مانند رستورانها و آشپزخانهها جهت انجام تبليغات خود در قالب نام و عنوان رستوران مبادرت به چاپ اسماء مقدس قرآن مانند «القرآن» و يا «ولى عصر (ع)» بر روى ظروفهاى يكبار مصرف و كيسهها و... مىنمايند. لذا با توجه به اين كه اين ظروف و كيسهها و... پس از مصرف در سطلهاى زباله انداخته مىشود و اينكه حرمت اينگونه اسماء و كلمات بايد ملاحظه شود، خواهشمند است تكليف شرعى و دينى صاحبان اين نوع صنفها و نيز مشتريان و مصرفكنندگان را در برخورد با فرض مذكور بيان فرماييد
ج) بايد بهگونهاى عمل شود كه موجب هتك حرمت اسماء مقدسه نشود.
س: مس پرده نمايش يا ديوار بدون وضو در هنگام نشان دادن آيات قرآن و يا اسماء جلاله و يا اسامى ائمه معصومين (عليهمالسلام) چه حكمى دارد؟
ج) اشكال ندارد.
س: جهت مفروش نمودن مسجد حضرت على(ع) حدود 400 متر فرش خريدارى شده كه در حاشيه اين فرشها «وقف مسجد على(ع)» نوشته شده كه طبعاً مردم روى آن مىنشينند و پا مىگذارند استدعا داريم در اين رابطه نظر مبارك را مرقوم فرماييد.
ج) نشستن و پا گذاشتن روى قسمتى كه نام مبارك اميرالمؤمنين على بن ابيطالب(عليه السلام) بر آن مرقوم شده است هتك محسوب مىشود و جايز نيست.
س: سكهاى ده تومانى مزين به نام مبارك حضرت ثامن الحجج (ع) از جبيم افتاده و وارد چاه دستشويى شد؛ استدعا دارم وظيفه مرا در اين شرايط كه دستشوئى ديگرى در منزل نداريم و تمكّن مالى چندان مساعدى هم براى پر کردن چاه فعلى و حفر چاه مجدّد وجود ندارد، بهطور مستوفى بيان نماييد تا از وسوسههاى شيطانى رهايى يابم.
ج) اگر يقين پيدا كرديد كه سكه از بين رفته ولو با مراجعه به اهل فن، وظيفهاى نداريد و الا بايد يا آنجا را تخليه نموده و يا از آن استفاده ننماييد.
س: چنانچه نستجير بالله تلفن همراه حاوى اطلاعات فوق به چاه توالت يا مخزن نجاسات بيفتد تكليف چيست؟
ج) تكليفى نداريد.
س: نظر مبارك خود را در خصوص امحاى اسماء جلاله با دستگاههاى خرد كن برقى جهت بهرهمندى ابلاغ فرماييد.
ج) در صورتى كه عرفاً هتك و حرمت نباشد، منعى ندارد.
س: عكس كعبه و حرم مطهر ائمه (عليهم السلام) را كه در كارت دعوتها استفاده مىشود را مىتوان دور انداخت؟
ج) اگر بىاحترامى محسوب شود، جايز نيست.
س. آیا حرمت مسَ آیات قرآنی شامل مثل زبان که عضو ظاهری بدن نیست هم میشود؟
ج. شامل اعضای باطنی هم میشود.
کیفیت غسل
استفتائات جدید
س: آيا مىشود وسط غسل آن را رها كرد و بعد از مدتى (مثلاً 4 ساعت) ادامه داد؟
ج) اشکال ندارد و تفاوتى ميان مقدار فاصله نيست.
س: اگر كسى براى غسل واجب پارچهاى را به آب بزند و با آن تمام بدنش را (به ترتيب غسل) بشويد كافى است يا خير؟ ضمناً اگر قبل از اتمام شستن عضوى در غسل عضو قبلى خشك شود اشكال دارد يا خير؟
ج) اگر صدق شستن کند، کافى است و خشک شدن عضو قبلى اشکال ندارد.
س: آيا در اثناء غسل مىتوان دوباره نيّت همان غسل را كرد و از نو شروع كنيم؟
ج) اگر غسل باطل نبوده است، مشروع نيست مگر بخواهد احتياط کند که در اين صورت مىتواند در ميان غسل دوباره اعضاى شسته شده را به نيّت غسل احتياطاً بشويد به شرط آن که منجر به وسواس نشود.
س: آيا در غسل مانند وضو بايد آب را از بالا به پايين ريخت؟
ج) لازم نيست.
س: در غسل کردن آيا بايد آب روى بدن جارى شود يا اين که میتوان دست را خيس کرده و با دست خيس غسل کرد؟ اگر جواب سؤال بالا مثبت است آيا بايد ترى دست بيش از اعضاى غسل باشد؟
ج) ملاک، صدق شستن بدن به قصد غسل است و جريان آب بر بدن شرط نيست و بايد طورى باشد که معلوم شود بدن بسبب آبِ غسل شسته شده است.
س: اگر شخصى در هنگام شستن طرف چپ در غسل ترتيبى شک کند که آيا مقدارى از طرف راست را شسته يا شسته نشده، آيا بايد دوباره غسل کند؟
ج) در فرض سؤال، بنابر احتياط آن قسمت از سمت راست را که شک دارد، بشويد و بعد مقدار باقی مانده از سمت چپ را شسته و غسل صحيح است.
س: در اثر کهولت سن يا بعضى عوارض جسمى، قسمتى از ظاهر بدن بوسيله قسمتى از پوست بدن پوشيده شده، آيا بايد براى غسل قسمتى که پوشيده شده را نيز بشويند يا جزء باطن محسوب مىشود و نيازى به شستن ندارد؟
ج) اگر جزو ظاهر بدن محسوب مىشود بايد شسته شود و تشخيص آن موكول به نظر عرفى مكلّف است.
س: كسى كه از اول قصد غسل كردن داشته باشد ولى هنگام شستن نيت غسل را فراموش كند بعد از شستن خودش، نيت به خاطرش بيايد چه حكمى دارد؟ يعنى غسلش صحيح است؟
ج) اگر از نيّت غسل برنگشته باشد به نحوى كه هنگام شستن بدن اگر كسى از او مىپرسيد چه مىكنيد جواب مىداد دارم غسل مىكنم، غسلش صحيح است.
س: آيا مىتوان يك غسل را به چند نيّت انجام داد؟ مثلاً غسل روز جمعه و شهادت و جنابت را با هم انجام داد و يك غسل كنيم؟
ج) اشكال ندارد.
آداب و شرایط غسل
استفتائات جدید
س: اگر شخصى غسل جنابت بر او واجب شده باشد و غسل را انجام داده باشد و بعد از اتمام يافتن غسل متوجه شود كه مانعى بر روى بدن او وجود داشته باشد (تكهاى از منى) كه آب به آنجا نرسد بايد چه كارى انجام دهد.
ج) غسل او در فرض مرقوم ناقص است و بايد مانع را از بدن برطرف کرده و محل را تطهير نمايد و سپس به نيّت تکميل غسل، آن محل را آب بريزد و اگر در سمت راست بوده، مجدداً تمام سمت چپ را بنابر احتياط واجب به نيّت غسل بشويد.
س: لطفاً بفرماييد کسانى که بمناسبت شغل و کار روزانه با انواع رنگها و روغنهايى که به دستانشان مىچسبد و معمولاً شستشوى آنها به سختى ممکن است و چه بسا شستن آنها با نفت و بنزين ميسّر است و نتيجه اين امر ضرر به دست است تکليف اين افراد براى وضو و غسل چيست؟
ج) در فرض مذکور بايد به وظيفه جبيره عمل نمايند.
س: آيا در غسل چركهايى كه زير ناخن پا است مانع آب است؟ (حتى مقدار كمى از آن)
ج) اگر ناخن از حدّ معمول بلندتر باشد (جلوتر از گوشت انگشت آمده باشد) و زیر آن مقداری که از حدّ معمول بلندتر است چرکی باشد که مانع رسیدن آب به ناخن است، باید برطرف کند و اگر ناخن بلند نباشد، چرک زیر آن مانعی ندارد.
س: غسل در زير باران صحيح است؟
ج) غسل ترتیبی اشکال ندارد.
س: آيا حدث اصغر در اثناى غسل باعث باطل شدن غسل مىگردد؟
ج) حدث اصغر در اثناى غسل به صحّت غسل ضرر نمىرساند و لازم نيست که غسل از ابتدا شروع شود، ولى در غسل جنابت چنين غسلى کفايت از وضو براى نماز و ساير اعمالِ مشروط به طهارت از حدث اصغر نمىنمايد.
س. با توجه به مطالبی كه در رساله جنابعالی در رابطه با برطرف كردن موانع رسيدن آب به اعضای وضو مطرح شده در مورد كسانی كه مثلاً شغل آنها نقاشی است و خيلی از اوقات بعد از صرف وقت زيادى برای از بين بردن اين موانع، پس از نماز متوجه میشوند كه هنوز موانعِ كمی وجود دارد تكليف چيست؟
ج) بايد موانع را برطرف کنند و وضو بگيرند و اگر عسر و حرج باشد، مثل وضوی جبيره عمل کنند.
س: سربازى هستم كه در يكى از پادگانها خدمت مىكنم، با توجه به اينكه براى ما استحمام محدوديت دارد حدود شش روز با عذر شرعى و تيمم نماز را به جا آوردم. آيا نماز من صحيح است يا نه؟
ج) با توجه به اينكه براى غسل حتماً لازم نيست كه از حمام استفاده شود بلكه مىتوان با يك پارچ آب سر و گردن، بعد بنابر احتياط طرف راست و بعد طرف چپ بدن را غسل داد اگر واقعاً آبى براى غسل نبوده يا وقت براى غسل كافى نبوده، تيمم صحيح و نماز با آن هم بىاشكال است و الا كافى نيست.
س: خانمى صورتش آرايش دارد، بعد از انجام غسل متوجه مىشود كه هنوز موارد آرايشى پاك نشده است. البته هنگام غسل كردن اصلاً يادش نبوده كه صورتش آرايش دارد و بعداً متوجه مىشود، آيا غسل او درست است يا خير؟
ج) در صورتى كه مواد آرايشى مانع از رسيدن آب به بدن باشد، بايد دوباره غسل كند.
س: براى كسى كه در غسل طول مى دهد اما مىگويد من وسواس نشدهام بلكه براى اطمينان از رسيدن آب به همه جاى بدنم غسلم طول مىكشد چه نظرى داريد؟
ج) اگر از متعارف خارج باشد نبايد اعتنا کند.
احکام غسل جنابت
استفتائات جدید
س: اگر انسان علم به جنب بودن خود نداشته باشد و چند روزى را با حالت جنب بگذراند و بعد از چند روز متوجه جنب بودن خود شود صحّت اعمال او نظير نماز و... چه حکمى دارد؟
ج) در فرض سؤال نمازهایی که در حال جنابت خوانده شده را باید قضا کند؛ ولی اگر در این ایام روزه گرفته باشد، روزههای او صحیح است، مگر این که روزهی قضای ماه رمضان گرفته باشد که در این صورت روزهاش صحیح نیست.
س: هرگاه شخصى از راه حرام جنب شود، و بدن خود را با آبگرم تطهير نمايد، و به خاطر گرماى حمام مجدداً در حين تطهير يا بعد از آن عرق كند آيا اين عرق وى حكم عرق جنابت از حرام را دارد و اگر در اين حال و بدون تطهير مجدد، غسل كند غسل او چه حكمى دارد؟
ج) عرق بدن او در فرض سؤال تا غسل نكرده عرق جنب از حرام محسوب است كه نجس نيست ولى نماز خواندن با آن بنابر احتياط صحيح نيست، بنابراين اگر بعداً بدون تطهير مجدد غسل كند، غسل او صحيح است.
مسائل متفرقه غسل
استفتائات جدید
س: اکليلهايى بر روى ناخنهاى پايم بود که در هنگام غسل واجب هر کار کردم نرفت و با همان اکليلها غسل کردم اکنون که اين اکليلها رفته است آيا بايد دوباره غسل خود را انجام دهم؟
ج) اگر در وقت غسل ازاله آن غير ممکن يا حرجى بوده، در صورتى که روى آن دست تر کشيده باشيد غسل شما جبيرهاى محسوب شده و صحيح است.
س. آیا برای ورود به حرم سیدالشهداء(علیه السلام) باید غسل کرد یا با گرد و غبار راه وارد حرم شد؟
ج. برای سفر زیارتی امام حسین (علیه السلام) غسل مستحب است و برای ورود به حرم رجائاً انجام شود.
س. اگر کسی هنگام غسل کردن ادرار کند آیا باید برای نماز وضو بگیرد یا خیر؟
ج. اگر غسل جنابت بوده است لازم است برای نماز وضو بگیرد، غسلهای دیگر هم کفایت از وضو نمی کند.
س. در غسل اگر چیزی روی ناخن باشد و شخص نداند که آن چیز، مانع آب است یا خیر، آیا تحقیق لازم است؟ آیا می توان اهمیت نداد؟
ج. باید تحقیق کند و نسبت به مانع نبودن آن مطمئن شود، وگرنه باید آب را به زیر آن برساند.
س. زنی که تتو انجام داده و ابرویش زخم یا جراحت دارد، می تواند به جای وضو یا غسل، تیمم کند؟
ج. اگر روی زخم باز است و آب برای آن ضرر ندارد، باید طبق معمول وضو و غسل انجام دهد و آن را بشوید و اگر آب برای آن ضرر دارد، باید اطراف آن را بشوید و احتیاط آن است که اگر ضرر نداشته باشد، روی آن دست تر بکشد.
س: اگر كسى ناخن مصنوعى بكارد، براى وضو و غسلش چه بايد بكند؟
ج) در صورت كاشت ناخن، براى وضو و غسل بايد مانع ـ ولو با صرف هزينه ممكن ـ برطرف گردد و چنانچه میداند امكان برطرفکردن آن نيست و يا رفع آن با مشقّت غير قابل تحمّل همراه بوده و يا ضرر قابل توجهى دارد، در وقت نماز بايد وضو يا غسل را انجام دهد سپس مبادرت به اين كار كند و وضو و غسلهاى بعدى را بايد بهصورت جبيره انجام دهد(يعنى با دست مرطوب مانع را مسح نمايد)؛ اما در صورتى که امکان برطرف کردن آن ـ ولو در روزهاي بعد ـ باشد و برطرف نكند، وضو و غسل جبيره باطل خواهد بود.
س: فردى كه دچار بيمارى پيسى است در نماز و غسلهاى واجب چه بايد بكند؟ آيا مىتواند براى بردن ثواب نماز اول وقت و ثواب نماز جماعت در نماز جماعت شركت كند؟
ج) تكليف او در نماز و غسلهاى واجب مثل ساير مكلفين است و اگر آب براى او ضرر دارد بايد بجاى وضو و غسل تيمم نمايد و شركت در نماز جماعت براى چنين شخصى اشكال ندارد.
س: در اثناى غسل جنابت يكى از مبطلات وضو پيش مىآيد، آيا در وسعت وقت مىتوان دوباره غسل كرد كه احتياج به وضو گرفتن مجدد نباشد و با همان غسل نماز خواند؟
ج) در فرض مرقوم بايد وضو بگيرد و تجديد غسل تأثيرى ندارد.
احکام تیمم
استفتائات جدید
س. کسی که پیش از اذان صبح، با حالت احتلام از خواب بیدار می شود، آیا می تواند تا نزدیک اذان، غسل نکند و تیمّم کند؟
ج. اگر غسل را به تأخیر اندازد تا جایی که وقت تنگ شود، گناه کرده است. در این صورت باید پیش از اذان صبح، تیمّم کند، و روزه او صحیح است.
س. آیا تیمم روی انواع سیمان (سیمان و ماسه مخلوط که در ساخت و سازها کاربرد دارد) صحیح است؟
ج. اشکال ندارد. اگرچه احوط ترک تیمم بر سیمان و موزائیک است.
س. آیا تیمم روی سرامیک ساده یا طرح دار صحیح است؟
ج. تیمم بر سرامیک صحیح نیست.
س. آیا بعد از تیمم بدل از غسل برای ادای نماز واجب وضو هم لازم است؟
ج. اگر بدل از غسل جنابت تیمم کند، لازم نیست برای نماز وضو بگیرد. ولی اگر بدل از غسلهای دیگر تیمم کند، باید وضو بگیرد و اگر نتواند وضو بگیرد، باید بدل از وضو هم تیمم دیگری کند.
س: کسى که کف دو دستش را طورى گچ گرفتهاند که نمىتواند براى تيمم دستها را به صورت کامل به زمين بزند، (قسمتهايى از کف دست با زمين برخورد نمىکند و فقط اطراف کف دست به زمين مىخورد) براى تيمم چه بايد بکند؟
ج) اگر پشت دستها به زمين مىرسد بايد با پشت دستها تيمم كند، و اگر پشت دست را هم گچ گرفته است بگونهاى كه تمام آن به زمين نمىرسد، نوبت به تيمم با ذراعين است و احوط جمع بين تيمم با ذراعين و تيمم با بعض كف دست است.
س: آيا منظور از کشيدن کف دست بر پيشانى در تيمم تا سر انگشتان است يا فقط کف دست کافى است؟ همچنين بر پشت دستها؟
ج) کف دست به تنهايى کفايت نمىکند و کشيدن تا سر انگشتان لازم است، و نسبت به پشت دست هم بايد تا سر انگشتان باشد.
س: آيا در صورتى که هنگام تيمّم دست تر باشد تيمم باطل است؟
ج) مجرد مرطوب بودن دست لطمه ای به صحت تیمم نمی زند.
س: تيمم به سنگ نماى ساختمان كه بطور عمودى به ديوار نصب شده است صحيح يا خير؟
ج) مانع ندارد.
س: تيمم بر شن مرطوب صحيح است يا نه؟
ج) اشکال ندارد.
س: معمولاً در زير قالى كه در اتاق پهن است گرد و خاكهايى جمع مىشود آيا تيمم با اين نوع خاك صحيح است يا خير؟
ج) تا امكان تهيهى خاك وجود دارد، تيمم بر گرد و غبار صحيح نيست مگر به اندازهاى باشد كه عرفاً بر آن خاك صدق كند.
س: كوهنوردانى كه براى فتح قلهها مىروند و بخاطر سردى فوقالعاده هوا وضو گرفتن آنها با عسر و حرج همراه بوده و از جمله موجب مريضى است، آيا جايز است تيمم نمايند؟ و اگر كوه پر از برف بوده و تيمم ممكن نباشد، تكليف نماز و روزهشان چيست؟
ج) در فرض سؤال تيمم مانع ندارد و در صورت عدم دسترسى به چيزى كه تيمم بر آن صحيح است احتياط مستحب آن است كه اعضاى وضو را با برف مسح كنند و با آن تيمم هم بكنند و بنابر احتياط واجب نماز را در وقت آن به جا آورند و بعداً در زمان تمكن قضاى آن را هم بهجا آورند.
احکام بانوان
استفتائات جدید
س. خانمی مطلقه برای زود سپری شدن عدّه، اقدام به خوردن قرص هایی می نماید که موجب می شود خانم زودتر از موعد، عادت ماهیانه شود؛ در این حال عادت دوم ایشان در روز نهم شروع شده است. با توجه به اینکه فاصله حیض دوم ۱۰ روز نبوده است، آیا این امر صحیح است؟
ج. خوردن قرص های مذکور فی نفسه اشکال ندارد، ولی در فرض مذکور که خون دوم شرایط حیض را نداشته، کفایت از اتمام عده نمی کند.
س: زنى كه داراى عادت استحاضه است و پس از پاك شدن بر اثر ندانستن مسأله در هنگام غسل به جاى گفتن «غسل استحاضه» از جمله «غسل حيض» استفاده كند و پس از چند هفته متوجه قضيه گردد بايد چه كند؟
ج) اگر نيت او غسل استحاضه بوده ولى در لفظ غسل حيض گفته است، غسل او اشكال ندارد.
احكام دوران عادت
استفتائات جدید
س. اگر خانم بارداری خونی در وقت عادت همیشگی ببیند که شرایط حیض دارد اما صفت آن را ندارد، آیا میتواند حیض قرار دهد؟
ج) حیض است.
س. اگر این خانم باردار مضطربه باشد و خون دارای صفت حیض نباشد، اگر تا سه روز این خون مستمر بود، میتواند حیض حساب کند و ترک عبادت نماید؟
ج) حیض است.
س. خانمی که دارای عادت وقتیه است و هر ماه، هفتم خون می¬دیده است، به مدت چهار ماه است که روزهای حیضش به این ترتیب شده است: ماه اول از این چهار ماه، روز ششم، ماه دوم روز نهم، ماه سوم روز پنجم، ماه چهارم روز هشتم خون دیده است و این ماه از روز هشتم خون دیده که بیش از ده روز است که ادامه دارد. (همه این ماهها یکی دو روز قبل یا بعد از عادت است) آیا این خانم هنوز صاحب عادت است تا براساس آن وقتش را تعیین کند یا مضطربه شده است که به وظیفهی مضطربه عمل نماید؟
ج) این مقدار اختلاف باعث به هم خوردن عادت نمیشود و عادت قبلی همچنان باقی است.
س: آيا زن در ايام قاعدگى مىتواند غذاى نذرى درست كند؟
ج) مانع ندارد.
س: آيا زن حائض مىتواند به حسينيه، مراسم عزادارى و نمازخانه و... وارد شود؟
ج) رفتن به حسينيه و مراسم عزادارى مانع ندارد ولى مكث در مساجد، گذاشتن چيزى در مسجد و رفتن در مسجدالحرام و مسجد النبى جايز نيست.
س: مىگويند براى قران خواندن در حالت حيض بايد وضو گرفت و قران خواند حال سوال من اين است که مگر حيض وضو را باطل نمىکند در اين حالت گرفتن و نگرفتن آن آيا فرقى هم مىكند و آيا اين وضو صحيح مىباشد و علت آن چيست؟
ج) وضوى مذکور صحيح است و مستحب است زن حائض در وقت نماز، خود را از خون پاک نمايد و پنبه و دستمال را عوض کند و وضو بگيرد و در جاى نماز رو به قبله بنشيند و مشغول ذکر و دعا و صلوات و تلاوت قرآن شود و در اين وقت تلاوت قرآن مکروه نيست.
س: مىخواستم بدانم حكم زنى كه حايض است و براى زيارت به مشهد مقدس رفته به چه نحو است؟ آيا مىتواند به زيارت بارگاه امام رضا (عليه السلام) برود يا نه؟
ج) بنابر احتياط واجب در حرم آن حضرت (عليه السلام) يعنى زير گنبد و اطراف ضريح مطهر، نمىتواند توقف نمايد ولى توقف در رواقها و قسمتهاى متّصل به حرم آن حضرت (عليه السلام) اگر مسجد نباشد، مانعى ندارد.
س: اگر زن روزهدار در روز مثلاً يك ساعت به غروب خون حيض مشاهده كند، تكليف روزهاش چگونه است؟
ج) روزه باطل میشود و بايد بعد از ماه رمضان، قضا كند.
س: خانم غیر وقتیهای که هفت روز خون باشرایط وصفات حیض دیده و هفت روز پاک بوده و سه روز به صفت استحاضه پیوسته خون دیده و بعد خونی با شرایط و صفات حیض دیده حکم این خون با صفات چیست؟ آیا اقل طهر با خون استحاضه که در سه روز آخر دیده تکمیل می شود؟
ج) اگر بعد از اتمام ده روز از پایان حیض، خون تغییر صفت دهد و دارای صفت حیض شود، حیض است.
س: بعضى از خانمهايى كه قرصهاى جلوگيرى از باردارى مصرف مىكنند قبل از تمام شدن يك بسته كامل از اين قرصها لكههاى خونى مىبينند كه البته مداوم نيست، اينگونه از زنان وظيفهشان چيست؟ استمرار خون بايد در داخل فرج باشد يا بايد بيرون بيايد؟
ج) اگر لكبينى محسوب مىشود و استمرار ندارد، حكم استحاضه را دارد و استمرار در باطن كافى است.
س: خانمى در ابتداى بلوغ به مدت حدود سه سال دوران قاعدگيش مشتمل بر سه روز بوده ولى بعد متوجه شده كه در دو روز بعد ترشحاتى دارد كه اگر چه مشخصات خون حيض را ندارد ولى مثل ايام پاكى او هم نيست و بناى دوران قاعدگىاش را بر پنج روز گذاشته است . پس از ازدواج اين اتفاق باز هم تكرار شده و آن خانم حالا دوران قاعدگىاش را هفت روز مىداند ولى كماكان معتقد است كه خون چند روز آخر، ويژگىهاى حيض را ندارد آيا بايد در آن ايام دستورات حائض را انجام دهد و از محرمات پرهيز كند، يا همچنان به سپرى شدن هفت روز اكتفا نمايد؟
ج) در فرض سؤال ترشحات مذكور اگر قبل از ده روز قطع نشود، حكم حيض را دارد و بايد از محرمات پرهيز نمايد.
س۱: عادت ماهانه من هفت روز بوده است، اما به علت ابتلا به بيمارى «كيست»، بعد از ايام عادت ماهانهام تا روز دهم لك بينى دارم، در ماه رمضان بعد از روز هفتم روزههايم را مىگيرم و نمازهايم را با غسل مىخوانم اما از كسى شنيدم كه گفت بعد از ماه رمضان بايد آن سه روز را دوباره قضا كنم، در اين مورد تكليفم چيست؟ س۲: گاهاً پيش مىآيد كه چند روزى قبل از عادت ماهانه لكهبينى دارم (يعنى چند ساعتى لكه و بعد پاك مىشوم و بعد از يكى دو روز عادت مىشوم) در اين روزها نماز خواندن چه حكمى دارد؟
ج۱) اگر لكبينى تا ده روز ادامه يافته و از ده روز تجاوز نمی کند، تمام ده روز محكوم به حيض است و در آن ايام نماز ساقط است و روزه صحیح نیست و بعد از پاک شدن و طهارت بايد قضاى روزهها گرفته شود ولى اگر مربوط به خون قروح و جروح است، حكم حيض را ندارد و نياز به غسل مجدد نيست و روزهها قضا ندارد. ج۲) حكم استحاضه را دارد که با مراعات احکامی که به تفصيل در رساله توضيح المسائل امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) گفته نماز خوانده می شود.
س: در چند سال ابتداى بلوغم نسبت به وجوب غسل بعد از حيض آگاه بودم منتها نمیدانستم بعد از مشاهده لكههايی كه اوصاف خون دارند قبل از ده روز بايد دوباره غسلم را تجديد كنم و اصلاً گمان نمیكردم اين كار اشكال داشته باشد تا اينكه استفتائات آقا را خواندم و به اين مطلب پی بردم. حال در مورد نمازها و روزههايی كه با اين غسل خواندهام حيرانم، آيا همهشان دوباره بايد مجدداً قضا شوند؟ آيا میتوانم بهجای قضا كردن كفارهی روزههايم را بدهم؟
ج) روزههايی را كه در ايام ديدن لك گرفتهايد، قضا نماييد ولی روزههايی را كه پس از قطع كامل خون بدون غسل گرفتهايد صحيح است و قضا ندارد ولى نمازهايی را كه پس از قطع كامل حيض بدون غسل خواندهايد، بايد قضا نماييد. ضمناً کفاره به جاى قضا کفايت نمىکند.
عبادات دوران عادت
استفتائات جدید
س. آیا زن حائض میتواند غسل مستحبی مانند غسل جمعه انجام دهد؟
ج. مانع ندارد، بلکه مستحب می باشد.
س: آيا زن در حال استحاضه قليله، مىتواند براى نماز جماعت وارد مسجد شود؟
ج) مانع ندارد.
س: آيا سجده زيارت عاشورا براى خانمهايى که عذر شرعى دارند، جايز است؟
ج) اشكال ندارد.
س: اگر زنى داراى عادت ماهانه حيض باشد، آيا قرآن خواندن براى آن زن جايز است؟
ج) خواندن قرآن بهجز آياتى كه سجده واجب دارد براى حائض جايز است اگر چه كراهت دارد.
احکام اموات
استفتائات جدید
س: لمس اعضايى كه از ميّت يا از بدن شخص زنده جدا شده چه حكمى دارد؟
ج) دست زدن به عضوى كه از بدن مرده جدا شده در حكم دست زدن به بدن مرده است ولى دست زدن به عضوى كه از بدن شخص زنده جدا شده است غسل ندارد.
س. در غسل میت اگر مماثل نبود مثلاً زن فوت کرده و زن دیگری پیدا نمیشود و مرد محرمی هم وجود نداشته باشد و شوهر هم نیست اما مرد نامحرم موجود است، تکلیف چیست؟ آیا از روی لباس نامحرم میتواند غسل بدهد؟ آیا غسل ساقط میشود یا وظیفه تبدیل به تیمم میشود؟
ج. غسل ساقط می شود.
س. دو قلوهایی که برعکس به هم چسپیدهاند را بعد از فوت چگونه دفن کنند؟
ج. حکم به تخییر میشود.
س. در صورتی که میت از ناخن مصنوعی استفاده کرده باشد و امکان کندن آن مقدور نیست تکلیف غسل چیست؟
ج. اگر قابل برداشتن نیست غسل داده شود و بعد از غسل احتیاطاً تیمم هم داده شود.
س: آیا میتوان در صورت جراحت و خونریزی، میت را به صورت جبیرهای غسل یا تیمم داد؟
ج) غسل میت به صورت فوری واجب نیست؛ بنابراین باید میت را رها کنند تا خونریزی آن بند بیاید؛ و اگر خونریزی قطع نمیشود، با مواردی مانند گچ، خون را بند بیاورند، و بعد از شستشوی گچ، میت را غسل دهند.
س. با توجه به اینکه همجنس بودن به عنوان یکی از شرائط غسل دهنده میت، شمرده شده است، نسبت به غسل دادن افرادی که بر اثر بیماری های مسری خطرناک از دنیا رفتهاند و احیانا همجنس حاضر نباشد، چگونه باید عمل کرد؟
ج) اولاً غسل میت بر هر فردی که توان انجام آن را داشته باشد، واجب است و مجرد عدم دسترسی موقت به کسی که میت را غسل دهد، مجوز ترک این واجب الهی نیست. دوماً غسل میت باید توسط همجنس انجام شود، اما همسر میت ـ حتی با وجود همجنس ـ می تواند میت را غسل دهد. سوماً در صورتی که غسل توسط همجنس یا همسر ممکن نباشد، محارم می توانند میت را غسل دهند، اما در صورت امکان غسل توسط همجنس یا همسر، بنابر احتیاط واجب غسل توسط محارم صحیح نیست. چهارماً در صورتی که غسل توسط هیچیک از همجنس، همسر یا محرم، ممکن نباشد (حتی با صبر کردن و یا انتقال میت به مکان دیگر)، غسل ساقط است.
س. الف) در یک حادثه آتشسوزی چند نفر مسلمان و غیر مسلمان سوختهاند، و مخلوط شدهاند، و امکان تشخیص و شناسایی هر یک نیست، وظیفه نسبت به غسل و نماز و دفن آنها چیست؟ ب) در همین فرض نیز اگر خانمی هم بین آنهاست، و قابل شناسایی نباشد، تکلیف چیست؟
ج. الف) در فرض سؤال بنابر احتیاط، غسل دادن و کفن نمودن و سایر واجبات، برای تمامی آنها واجب است. ب) هر یک از زن و مرد مسلمان، آنها را از پشت لباس، غسل دهند.
س. اگر پس از غسل دادن میت، بول یا غائط از میت خارج شود، اعاده لازم است یا نه؟
ج. اعاده غسل واجب نیست؛ اگر چه احتیاط مستحب در صورت بیرون آمدن بول یا غائط در اثنای آن، اعاده غسل است. البته بنا بر احتیاط پاک نمودن بدن میّت از نجاست واجب است، هرچند که بعد از قرار دادن در قبر باشد، مگر آن که ممکن نباشد، و لو به خاطر این که بیرون آوردن او از قبر هتک حرمت محسوب شود.
س. آیا حنوط اختصاص به میتی دارد که او را غسل دادهاند یا در تیمم بدل از غسل هم هست؟
ج) بعد از تیمم هم حنوط واجب است.
س. حنوط بچه غیر بالغ واجب است یا خیر؟
ج) بله، واجب است.
س. میتی را عوض غسل، تیمم میدهند، بعد از تیمم، لمس بدن او غسل مس میت دارد یا نه؟
ج) اگر وظیفه تیمم دادن میت بوده است، چنانچه بدن میت را بعد از تیمم سوم مس کنند، غسل مس میت مبنی بر احتیاط مستحب است و واجب نیست.
س. آیا غسل میت باید بعد از سرد شدن بدن میت باشد یا قبل از سرد شدن هم میشود غسل داد؟
ج) قبل از سرد شدن هم میشود.
س. در مواقع بحرانی که با کمبود شدید آب و کفن مواجه هستیم و تأخیر در غسل، تیمم و کفن موجب وهن یا متعفن شدن اجساد میشود، حکم موارد زیر چیست؟ ۱) اگر آب به اندازه یک یا دو غسل باشد؟ ۲) اگر آب فقط برای غسل دادن تعدادی از اموات وجود دارد؟ آیا تنها همان چند نفر غسل کامل داده شوند و بقیه را تیمم دهند یا هر کدام را مثلا یک غسل و دو تیمم بدهند؟ ۳) اگر پارچه برای کفن نباشد آیا میتوان از پتو، پلاستیک یا لباس آلوده و نجس میت به عنوان کفن استفاده کرد؟
ج. ۱) اگر جز به مقدار یک غسل آب نداشته باشد، باید او را یک غسل و دو تیمّم بدهد، پس اگر سدر و کافور یا تنها سدر یا تنها کافور داشته باشد باید آب را به مصرف غسل اول رسانیده و دو تیمّم برای دو غسل آخری بدهد. و همچنین است اگر سدر و کافور هم نباشد. و اگر آبی که دارد برای دو غسل کافی باشد، باید آب را در دو غسل اول مصرف نماید، و عوض سومی تیمّم دهد. ۲) تنها چند نفر که آب به مقدار غسلشان است، غسل داده شده و بقیه تیمم داده میشوند. ۳) اگر چارهای جز آن نباشد، منعی ندارد.
س. اگر دست تیمم دهنده، قبل از غسل بر اثر برخورد با میت نجس شود، آیا تطهیر آن برای تمیمم میت لازم است یا خیر؟ و در صورتی که تطهیر ممکن نباشد، تکلیف چیست؟
ج) تطهیر آن لازم نیست.
س. اگر امکان غسل میت به هیچ نحو نباشد و اعضای تیمم میت خون آلود باشد و خونها خشک شده باشد، آیا تطهیر اعضای تیمم در صورت امکان لازم است؟ یا تیمم بر همان اعضاء نجس باید انجام شود یا میت تیمم جبیرهای داده شود یا تکلیف ساقط است؟
ج) در فرض سؤال در صورت امکان باید موانع را از مواضع تیمم برطرف نمود و بعد از برطرف نمودن موانع، صرف نجس ماندن اعضا ضرری به صحت تیمم نمیزند؛ البته بدن میت برای دفن در صورت امکان پاک نمودن نجاست، میبایست پاک گردد.
س. پوشاندن کفنهایی که به آیات قرآن مزین شده به میتی که بدن او به خونهای خشک آلوده است اشکال دارد یا خیر؟
ج) اگر امکان ازاله نجاست از بدن میت نباشد، چنانچه سبب سرایت نجاست به کفن نمیباشد و عرفاً هتک آیات محسوب نمیشود، اشکال ندارد.
س. الف) آیا میتوان بر چند میت مذکر و مونث و بالغ و نا بالغ یک نماز خواند؟ ب) در صورت جواز چینش اجساد چطور باید باشد؟ و مقدار فاصله از روبرو و دو طرف چه قدر باید باشد؟
ج. الف) بله اشکال ندارد و در این صورت بعد از تکبیر چهارم در عباراتی که نمازگزار می گوید باید تثنیه یا جمع بودن اموات را مراعات کند. ب) جنازه ها با رعایت محاذات، جلوی روی نمازگزار قرار داده میشوند.
س. اگر جنازهها متعدد و از جهت جنسیت مختلط باشند، برای نماز خواندن آنها،. الف) آیا لازم است که جنازه زن پشت سر مرد باشد؟ ب) آیا باید به جنازه زنها جداگانه نماز خواند؟
ج. الف) لازم نیست ولی چیدن جنازهها باید به گونهای باشد که اولاً واجب است میّت را مقابل او به پشت بخوابانند، بهطوری که سر او به طرف راست نمازگزار و پای او به طرف چپ نمازگزار باشد. و ثانیاً فاصله آنها با نمازگزاران زیاد نباشد ولی کسی که نماز میّت را به جماعت میخواند، اگر از میّت دور باشد، چنانچه صفها به یکدیگر متّصل باشد، اشکال ندارد. ب) لازم نیست.
س. در نماز بر جنازههای مختلط زن و مرد، ضمیرها چطور باید گفته شود؟
ج) فقط بعد از تکبیر چهارم باید مراعات تثنیه یا جمع بودن میت را بکند و بقیه نماز با نمازی که برای یک میت خوانده میشود تفاوتی ندارد. اگر دو جنازه باشد می گوید: «اللهم اغفر لهذین المیتین» و اگر سه جنازه یا بیشتر بود میگوید: «اللهم اغفر لهؤلاء الأموات».
س. ۱) حکم نماز میتی که بدون اذن ولی خوانده شده و امکان اذن گرفتن وجود داشته است چیست؟ ۲) آیا علم به رضایت و اجازه بعدی کفایت میکند؟ ۳) اگر اذن گرفتن از ولی برای نماز میت به دلیل عدم شناخت یا عدم دسترسی، ممکن نباشد تکلیف چیست؟
ج. الف) در فرض سؤال نماز باطل است. ب) علم به رضایت _ اگرچه از شاهد حال قطعی به دست بیاید _ کفایت میکند و لکن اجازه بعدی کفایت نمیکند. ج) اگر دسترسی به ولیّ میت ممکن نباشد، باید از حاکم شرع اجازه گرفت.
س. آیا اگر شخص فاسقی اقدام به اقامه نماز بر میت مسلمان کند، تکلیف از دیگران ساقط میشود یا خیر؟
ج) بله با وجود سایر شرایط، کفایت میکند.
س. در حوادث و سوانح که افراد زیادی کشته میشوند و ناچار باید اجساد به صورت دسته جمعی دفن شوند، چینش اجساد به چه صورتی باید باشد؟ اگر اجساد مختلط بین زن و مرد باشد، چگونه باید قرار داد؟
ج) دفن اجساد به صورت دسته جمعی اشکال ندارد اگرچه در حال اختیار مکروه میباشد. و در هر صورت باید شرایط دفن (مثل رو به قبله بودن) در هر میتی به صورت جداگانه مراعات گردد و چینش خاصی شرط نیست و اختلاط هم اشکال ندارد.
س. در شرایط بحرانی مانند زلزله، سیل و... میتوان اموات را شبانه دفن کرد یا خیر؟ در غیر این صورت حکم دفن اموات در شب چگونه است؟
ج) دفن اموات در شب، اشکال ندارد.
س. اگر هنگام دفن، به جهت گرد و غبار غلیظ یا مه گرفتگی شدید مستمر، جهت قبله مشخص نباشد و تأخیر در دفن نیز به دلائلی ممکن نباشد، وظیفه چیست؟
ج) در فرض مذکور اگر با تأخیری که ضرر به میت و سایرین ندارد بتوان جهت قبله را مراعات نمود، باید تأخیر انداخت وگرنه به طرفی که گمان به قبله دارند دفن کنند.
س. چنانچه شخص مسلمان یا غیر مسلمان در چاه سقوط کرده و مرده است و امکان خارج کردن او وجود ندارد حکم آن چیست؟ در صورتی که خارج کردن همراه با به خطر افتان جان امدادگران باشد یا باعث وارد آمدن ضرر و زیان به دیگران باشد، تکلیف چیست؟
ج) نسبت به غیر مسلمان وظیفه ای ندارید و نسبت به مسلمان با فرض عدم امکان خروج آن، در همان چاه به حال خود رها می شود و چاه قبر او خواهد بود و اگر چاه ملک شخصی کسی نباشد و یا مالک آن به مسدود کردن آن راضی باشد، تعطیل کردن چاه و بستن آن واجب است.
س. الف) آیا نگهداری میت در الکل جایز است؟ ب) آیا مومیایی کردن جنازه جایز است؟
ج. الف) بعد از فوت شخص مسلمان، تجهیز جسد و دفن آن واجب است، بنابراین نگهداری آن با این نیت که آن را دفن نکنند جایز نیست. و همچنین اگر نگهداری جسد موجب هتک شود جایز نیست. ب) اگر منظور این است که اعضای فسادپذیر میت خارج شده و بعد مومیائی انجام میگیرد، جایز نیست و در هر صورت دفن میت مسلمان واجب است.
س. اگر جنازهای در قبرستان مسلمانان دفن کنیم و بعداً معلوم شود کافر بوده است، آیا باید نبش قبر نمود و سپس او را در جای دیگر دفن کرد یا وظیفه دیگری داریم؟
ج) باید نبش قبر شود، مخصوصاً اگر قبرستان وقف برای مسلمین باشد.
س. در وضعیت بحرانی پس از زلزله یا سیل که بسیاری از اموات بدون اذن ولی دفن شده اند، ولی آنها اصرار دارد میت را به محل دیگری انتقال دهند، آیا در اینگونه موارد نبش قبر جایز است یا خیر؟
ج) اگر با امکان دسترسی به ولیّ بدون اجازه او دفن کردهاند، ولیّ میتواند قبر را نبش کند البته در صورتی که برای دفن میت در مکان دیگر غرض عقلائی داشته باشد.
س. اگر میت بدون حنوط دفن شده باشد آیا نبش قبر برای حنوط کردن جایز است یا خیر؟
ج) اگر متمکن از حنوط بوده و بدون آن دفن شده است، چنانچه برای تدارک آن در صورتی که محذوری (از قبیل هتک حرمت میّت به خاطر آن که جسدش تباه شده و از قبیل حرج و مشقّت بر افراد زنده، به واسطه بو یا تجهیز او) نباشد، واجب است نبش قبر شود.
س. اگر به واسطه دیر رسیدن اهل فن و امدادگران به منطقه حادثه دیده، عده ای از مردم آن منطقه در اثر عدم آشنایی با دستورات شرعی و غیره برخی جنازه ها را بدون غسل و تیمم و کفن و نماز و یا در غیر مسیر قبله دفن کرده باشند، تکلیف چیست؟
ج) اگر غسل، تیمم و کفن ترک شده است، برای تدارک آن در صورتی که محذوری (از قبیل هتک حرمت میّت به خاطر آن که جسدش تباه شده و از قبیل حرج و مشقّت بر افراد زنده، به واسطه بو یا تجهیز او) نباشد، واجب است نبش قبر شود. و اگر نماز بر میت ترک شده و یا باطل خوانده شده است، نبش قبر میّت برای خواندن نماز جایز نیست، بلکه در صورتی که مدت زیادی از دفن نگذشته باشد و میّت در آن مدت متلاشی نشده و از اسم میّت بودن خارج نشده است، با مراعات شرایط از قبیل رو به قبله بودن و غیر آن نماز بر قبر او خوانده می شود.
س: فرد محتضرى را كه سنداژ شده است، بايد رو به قبله قرار داد يا خير؟
ج) شايسته است كه شخص مسلمان را در حال احتضار به پشت و به سمت قبله بخوابانند، بهطورى كه كف پاى او به جانب قبله باشد. بسيارى از فقها اين عمل را برخود محتضر ـ در صورتى كه قادر باشد ـ و بر ديگران واجب دانستهاند و احتياط در انجام آن ترك نشود.
س: با توجه به اينكه آناتومى از دروس رسمى دانشگاهى در رشته پزشكى مىباشد به نظر حضرتعالى لمس كردن استخوانهايى كه مربوط به مردهها مىباشد جهت آموزش موجب وجوب غسل ميت مىشود يا خير؟
ج) اگر مربوط به مسلمانى باشد که او را غسل ميّت داده باشند، غسل مس ميّت لازم نيست و در غير اين صورت واجب است.
س: دست زدن به بدن بيمار يا مجروحى که به خاطر سرما، بدنش سرد گرديده است و ناگهان مىميرد و سردى آن مربوط به قبض روح نمىباشد، چه حکمى دارد؟
ج) در فرض مرقوم، مس آن پس از مرگ غسل دارد.
س: شخصى در آب خفه شده و مدتى در آب مانده و بدنش متورم شده است در رابطه با غسل او چه بايد کرد؟
ج) اگر با غسل دادن، اعضاى ميّت متفرق و پراكنده نمىشوند، غسل دهند و اگر متفرق مىشود، تيمم دهند.
س: جسدى در اثر حادثه مجروح شده و با چسب و گچ نمىتوان جلوى خون را گرفت آيا صحيح است در چنين مواردى جسد را در کيسه پلاستيکى بگذاريم و از روى پلاستيک، لنگ و و پيراهن را بپوشانيم؟ چون بدون پلاستيک، کفن به خون آلوده مىشود؟
ج) اشكال ندارد.
س: آيا ميّت را مىتوان غسل ارتماسى داد؟
ج) بنابر احتیاط واجب، غسل ارتماسی در این سه غسل، به طوری که برای هر یک از آن ها یک مرتبه فرو برند، کفایت نمیکند، ولی در شستن هر عضوی از اعضای سه گانه در این سه غسل، فرو بردن آن عضو در آب کر با مراعات ترتیب جایز است.
س: در فرض فقدان آب براى غسل دادن ميّت، آيا مىتوان او را تيمم دارد؟ اگر مىشود چگونگى تيمم دادن ميّت را بفرماييد.
ج) اگر آب برای غسل دادن میّت موجود نباشد باید او را سه تیمّم بدل از سه غسل با مراعات ترتیب بدهند و بنابر احتیاط مستحب یک تیمّم دیگر بدل از هر سه غسل بدهند. احتياط ترک نشود، به اينکه تيمم هم با دست فرد زنده و هم در صورت امکان با دست خود ميّت باشد، گرچه بعيد نيست در صورت امکان فقط به دست ميّت اکتفا بتوان کرد. و کيفيت تيمم بدين ترتيب است؛ ابتدا بايد نيت نمايد و سپس کف هر دو دست را بر چيزى که تيمم بر آن صحيح است بزند و آن را به تمام پيشانى و دو طرف آن از جايى که موى سر میرويد تا ابروها و بالاى بينى بکشد، و سپس کف دست چپ را بر تمام پشت دست راست و کف دست راست را بر تمام دست چپ، بکشد و احتياط واجب اين است که بار ديگر دستها را به زمين بزند و سپس کف دست چپ را بر پشت دست راست وکف دست راست را بر پشت دست چپ بکشد.
س: در صورتی که به نظر اهل فن از نظر بهداشتی، تیمم دادن میت موجب بیماری افراد تیمم دهنده یا سرایت بیماریهای خطرناک بشود، در این صورت تکلیف چیست؟ آیا میتوان با دستکش تیمم داد؟
ج) در صورت امکان تیمم میت با دست خود میّت، استفاده تیمم دهنده از دستکش منعی ندارد.
س: اگر ميتى كه بدن و صورتش سوخته باشد را نتوانيم غسل ترتيبى بدهيم، آيا بايد غسل ارتماسى بدهيم يا بايد ميت را تيمم بدهيم؟
ج) در فرض مرقوم اگر غسل ارتماسى ممكن باشد، غسل ارتماسى متعيّن است.
س: در غسل ارتماسى ميت آيا بايد مقدار آب به اندازه آب كر باشد يا در آب قليل هم اشكال ندارد؟
ج) میبایست ميت را در آب كر (یعنی تقریباً ۳۸۴ لیتر) يا جارى غسل ارتماسى دهند.
س: من دانشجوى پزشكى هستم. من بايد هر روز استخوان انسانهاى مرده را لمس كنم. من مىدانم كه مس بدن ميت غسل مس ميت دارد لكن آيا مس استخوان بدون گوشت به تنهايى هم غسل مس ميت دارد؟
ج) مس استخوان مردهاى كه غسل داده نشده موجب غسل مس ميت است.
س: آيا لمس بدن ميّت با دستکش موجب غسل مسّ ميّت مىگردد؟
ج) تماس با دستكش موجب غسل مس ميت نيست.
س: آيا مس زوايد باقيمانده از مرده مانند عرق، خون و... موجب غسل مىشود؟
ج) صِرف مسّ عرق و خون ميّت در صورتى که همراه با مسّ بدن او نباشد موجب غسل نمىشود و عرق ميّت اگر قبل از غسل دادن ميّت باشد، محکوم به نجاست است.
س: اگر جنين مادر قبل از اينكه روح در آن دميده شود سقط گردد آيا باز هم غسل مسّ ميت بر مادر واجب است؟
ج) اگر چهار ماه او تمام شده، مسّ آن، غسل مسّ ميّت دارد ولى اگر کمتر از آن است، غسل مسّ ميّت واجب نيست گرچه احتياط مستحب است.
س: در محل ما چند وقتى است كه مرسوم شده بالاى سر ميّت، جهت شروع نماز ميت، اذان يا اقامه يا يكى از آن دو را مىخوانند. آيا گفتن اذان يا اقامه در اين مورد صحيح و جايز است؟ و ديگر اينكه بعضى اوقات بعد از اتمام نماز ميت، اقدام به قرائت اذان مىنمايند آيا در اين مورد جايز است و اگر به قصد رجاء در پايان نماز خوانده شود، چه حكمى دارد؟
ج) مشروعيت اذان و اقامه، قبل و بعد از نماز ميّت ثابت نيست و مىتوانند قبل از نماز ميّت سه بار بگويند: «الصلاة».
س: آيا بايد براى كودكى كه در دوران جنينى مرده است، احكام ميّت را جارى كرد؟
ج) اگر كمتر از چهار ماه دارد، در پارچهاى پيچيده شده و بدون غسل دفن مىگردد ولى براى جنين چهار ماهه به بالا بايد احكام مزبور جارى شود. البته نماز ميت ندارد.
س: حكم كسى كه در ژاپن زندگى مىكند و همسرش نيز اهل اين كشور مىباشد و تا آخر عمر در آنجا ساكنند در صورتى كه فوت كنند چيست؟ زيرا در اين كشور به هيچ وجه اجازه تدفين به سبك مسلمين داده نمىشود و فقط اجساد را مىسوزانند.
ج) اگر مسلمانى در آن بلد حضور ندارد که بتواند ميت مسلمان را به دستور اسلامى تجهيز و دفن کند و تنها مسلمانى که در اين باره حضور دارد نيز تمکن از اقدام به تجهيز و تدفين ميّتِ مسلمان ندارد، تکليف از او ساقط است، ليکن مجاز به مساعدت و تهيه مقدمات براى سوزاندن بدن ميّت مسلمان نمىباشد.
س: آيا غسّال مىتواند تمام بدن ميت يا بعض از آن (از ناف تا زانو) را در پلاستيك بپيچد و سپس كفن كند؟
ج) مانعى ندارد.
س1: آيا در دفن دست يا پاى قطع شده، رو به قبله بودن شرط است؟ س2: آيا بر عضو كامل جدا شده، مانند دست يا پا يا قلب، به تنهايى نماز ميت واجب است؟
ج1) استقبال شرط نيست. ج2) اگر سينه يا مشتمل بر سينه باشد، نماز بر آن واجب است همچنين اگر بعضى از سينه كه جايگاه قلب است، باشد، نماز واجب است.
س: نبش قبر (یعنی شکافتن قبر) چه حكمى دارد؟
ج) نبش قبر میت مسلمان جایز نیست؛ مگر در موارد خاصی از جمله: ۱. ميت در زمين غصبى كه مالك آن راضى نيست، دفن شده باشد. ۲. كفن يا چيز ديگرى كه با ميت دفن شده است، غصبى باشد و مالك آن راضى به آن نباشد كه در قبر بماند. ۳. ميت بدون غسل يا كفن، دفن شده باشد يا روشن شود كه غسل او باطل بوده است، يا به غير دستور شرع كفن شده است، يا او را در قبر، رو به قبله نگذاشته باشند. در تمام اين موارد در صورتى شكافتن قبر جايز است كه بیحرمتی به ميت نشود. ۴. براى ثابت شدن حقّى، بخواهند بدن ميت را ببينند. ۵. ميت در جايى كه موجب بىاحترامى به اوست (مثل قبرستان كفار يا محل زباله) دفن شده باشد. ۶. اگر استخوانهای میّت تبدیل به خاک شود نبش قبر وی جایز است.
س1: در هنگام دفن ميتى استخوانهاى ميت قبلى ظاهر گرديده است، استخوانها را بايد چه كار كرد؟ آيا مىشود ميت را آنجا دفن نمود؟ س2: ميتى در حال حيات وصيت نموده مرا در داخل قبر فلان بستگانم دفن نماييد، آيا جايز است؟
ج1) استخوانهاى مذكور بايد دفن شود و دفن ميت در محل مذكور در صورتى كه براى دفن مباح باشد و برخلاف مقررات نباشد، فى نفسه اشكال ندارد. ج2) اگر بدن ميت از بين رفته و خاك شده باشد، فى نفسه اشكال ندارد.
س: کندن قبرهاى اهل تسنن توسط شيعيان وبالعكس چگونه است؟
ج) كندن قبر براى اموات مسلمانان فى نفسه اشكال ندارد.
س: آيا جابجايى قبر بدون اينكه نبش شود و حتى با بررسى كارشناسان امر، آسيبى به ساير قبور هم وارد نشود، از نظر حضرتعالى جايز است يا نه؟
ج) در فرض مرقوم جابجايى قبر بدون تحقق نبش و هتك حرمت اشكال ندارد.
س: بيرون آوردن دندانهاى مرده که از جنس طلا هستند چه حکمى دارد؟
ج) چنانچه موجب هتک و بىحرمتى به او نباشد، اشکال ندارد.
س: آيا مىتوان در مجلس ترحيم شخصى كه داراى فرزند صغير است چيزى خورد؟
ج) در مالى كه بچه صغير در آن شريك است نمىتوان تصرف كرد مگر با اجازه قيّم شرعى آن كودك كه به مصلحت او كار مىكند ولى اگر معلوم نيست كه مخارج مجلس از اموال صغير برداشته شده اشكال ندارد.
س: با فرض نبود امكانات پزشكى حکم زن حاملهاى که فوت نموده و معلوم نيست فرزند داخل رحم او چه وضعيتى دارد، چيست؟
ج) در صورتى كه چهار ماه تمام شده باشد بدون احراز مرگ فرزند، دفن آن زن جايز نيست.
س: آيا انسان مىتواند براى ختم قرآن به نيابت از ميّت اجير شود در حالى که قبل از اجاره بخشى از آن را بدون نيت قرائت کرده و از اين به بعد نسبت به قبل و بعد، نيت نيابت کند؟
ج) كافى نيست.
خون
استفتائات جدید
س: آیا خونی که به خاطر کوبیده شدن، زیر ناخن یا پوست میمیرد، نجس است؟
ج) اگر طوری باشد که به آن خون نگویند، پاک است و اگر به آن خون بگویند، در صورتی که آب به آن برسد، باید برای وضو و غسل ـ اگر مشقت نداشته باشد ـ خون را بیرون آورند و اگر مشقّت دارد، باید اطراف آن را بهطوری که نجاست زیاد نشود بشویند، و پارچه یا چیزی مثل پارچه، بر آن بگذارند و روی آن به نیت وضو یا غسل، دست تر بکشند.
س) بعضى اوقات روى صورت جوشهاى چرکى ظاهر مىشود آيا اين آبى که در اثر ترکاندن آنها بيرون مىآيد نجس است؟ اگر نجس باشد تکليف نمازهاى خوانده شده و مکانهايى که با دستم در ارتباط بوده چيست؟
ج) اگر با خون همراه نباشد، نجس نيست.
س: خونى که پس از کشيدن دندان در محل آن باقى مىماند و روى دستمال اثر مىگذارد ولى آب دهان را رنگين نمىکند چه حکمى دارد؟ آيا غذا خوردن در اين صورت اشکال دارد؟ يا ظرفى که با آن غذا مىخوريم نجس مىشود؟
ج) در فرض سؤال غذا خوردن اشكال ندارد و ظرف غذا هم مادامى كه به خون آلوده نشده است، پاک است.
س: حکم عفونتهايى که از جوشها خارج مىشوند چه حکمى دارند؟
ج) اگر همراه با خون نباشد، پاک است.
نجاست داخل بدن انسان و حیوان
استفتائات جدید
س۱. خون باقی مانده در گوشت حیوان ذبح شده، پاک است و خوردن آن چه حکمی دارد؟ س۲. اگر ندانیم از نوع خون پاک است يا نجس چه حكمى دارد؟
ج۱) اگر پس از ذبح، به صورت طبیعی از حیوان خون خارج شود، خونی که داخل بدن باقی میماند گرچه نجس نیست، ولی خوردن آن حرام است، مگر آنکه هنگام پخت در غذا مستهلک شود یا به صورتی در گوشت باشد، که جزو آن محسوب شود. ج۲) محکوم به طهارت است.
س: اگر دهان انسان به واسطه خون داخل دهان و يا خارج از آن و يا حتى هر گونه نجس ديگر مثل شراب نجس شود ولى نجاسات مذکور با آب دهان مخلوط شود و از بين برود آيا آب دهان محکوم به طهارت است يا خير؟ و حکم فرو بردن آن چيست؟
ج) محکوم به طهارت است و فرو بردن آن مانع ندارد.
س1: بعد از كشيدن دندان اگر از آن محل خون جارى نباشد ولى اثر خون آن دستمال را آغشته کند، حال حكم غذا و آب دهانى كه از فضاى دهان خارج مىشود، چيست؟ با اين توضيح كه غذا و آب دهان خارج شده خونى نباشد و ضمناً اگر برخى از دندانهاى اين شخص ترميم شده يا قاب گرفته شده باشد، حكم چيست؟ س2: اگر داخل بينى شخص خون منجمد شده باشد حكم ترشحات داخل بينى كه با اين خون منجمد شده ملاقات داشته و از بينى خارج مىشود چيست؟
ج1و2) به طور كلى ملاقات در باطن موجب تنجس نمىشود، بنابراين غذا، آب دهان و ترشحات بينى كه خارج مىشود در صورتى كه آغشته به خون نباشد، پاك است.
س: آيا آب کشيدن داخل دهان بعد از خونريزى کم لثه و پس از پر کردن دندان لازم است؟
ج) لازم نيست.
بول و غائط و منی
استفتائات جدید
س. آیا بعد از ادرار، استبراء واجب است و چه خاصیتی دارد؟
ج) استبراء عملی مستحب است که مردها بعد از ادرار انجام میدهند. استبراء دارای اقسامی است که روشهای آن در رسالههای عملیه ذکر شده است. فایده استبراء این است که اگر بعد از بول رطوبتی خارج شود که معلوم نیست بول است یا نه، در صورت استبراء، رطوبت مذکور پاک محسوب میشود.
س. ادرار و مدفوع حیوانی مثل لاک پشت چه حکمی دارد؟
ج. بول و غائط حیوانی که خون جهنده ندارد، پاک است. و تشخیص این که لاک پشت از کدام نوع است با مکلف است.
س. اگر در برنج پخته شده فضله موش پیدا شود حکمش چیست؟
ج. نجس و خوردن آن حرام است.
س: آيا مدفوع پرندگانى كه داراى نوك كج مىباشند مثل طوطى نجس است؟
ج) اگر از قسم حرام گوشت هم باشد فضله آن نجس نيست، وطوطى حلال گوشت نيست.
س: اينكه مىفرمايند رطوبت بعد از استبراء پاك مىباشد، فاصله زمانى بعد از استبراء تا ديدن رطوبت چقدر است؟
ج) فاصله خاصى معتبر نيست.
بخار آب نجس
استفتائات جدید
س: از ظرفى كه محتوى آب كمتر از كر باشد و با خون يا فرآوردههاى خونى نجس شده باشد و به جوش بيايد، آيا بخار آن پاك است؟ اگر با همين شرايط به جاى خون ادرار باشد، بخار آن پاك است يا نه؟
ج) بطور كلّى بخار چيز نجس، پاك مىباشد.
شک در نجاسات
استفتائات جدید
س. اگر در صنایع غذایی، سرکه حرارت دیده و بجوشد، نجس میشود؟
ج. نجس نیست.
س: چرمهای طبیعی وارداتی که شک داریم از حیوانی است که ذبح شرعی شده یا نه، آیا نجس میباشد؟
ج) اگر بداند یا احتمال دهد حیوان ذبح اسلامی شده است، پاک است، وگرنه محکوم به نجاست است.
س. آیا آب تاول نجس است؟
ج. اگر همراه با خون نباشد، پاک است.
س. آیا آب آکواریومی که ماهی در آن مرده باشد، پاک است یا نجس؟
ج. پاک است.
س: آيا عرق جنب نجس است در غير اين صورت آيا مىشود با لباسى که با عرق جنب آلوده است مىشود نماز خواند؟
ج) پاک است و لکن احتياط واجب آن است که با عرق جنب از حرام نماز خوانده نشود، بله اگر عرق موجود در لباس مذکور خشک شده و يا شسته شده باشد، نماز خواندن با آن مانع ندارد.
س: اگر عضوى از بدن انسان قطع شود ولى به وسيلهى پوست نازكى به بدن اتصال داشته باشد آيا آن عضو نجس است؟
ج) تا متصل باشد، نجس نيست.
س: با توجه به قاعدهاى که مىگويد متنجس سوم نجسکننده نمىباشد اگر کسى شک کند که شئ يا محلى متنجس دوم است يا متنجس سوم تکليف چيست؟
ج) با شك در قلّت واسطه و سرايت نجاست، اصل بر طهارت ملاقىٰ است، اگر چه احتياط خوب است.
س: آيا روغن مار نجس است؟ (روغن مارى که به منظور جلوگيرى از ريزش مو، به مو ماليده مىشود).
ج) پاك است ولى خوردن آن جايز نيست.
احکام متنجس
استفتائات جدید
س. اگر بدانیم چیزی نجس است، اما ندانیم کدام قسمت چه حکمی دارد؟
ج. برای تطهیر آن باید تمام قسمتهایی که احتمال می رود که نجاست در آن قسمت باشد را تطهیر کرد. البته تا تطهیر نشده هم، اگر چیز تری با بعضی از قسمتهای آن برخورد کند، نجس نمی شود.
س. آیا پاک کردن وسایل الکترونیکی مانند رایانه و موبایل که نجس شدهاند، واجب است؟
ج. آنچه واجب است تطهیر اشیای نجسی است که برای خوردن و آشامیدن و نماز خواندن، مورد استفاده قرار میگیرند.
س: اگر كودك دو و نيم ساله اقرار به نجس شدن جايى بنمايد در صورتى كه ما نيز شك داشته باشيم نظر شريف جنابعالى را خواستارم.
ج) قول كودك حجّت نيست.
س: اگر قسمتى از يک لباس نجس شده باشد و انسان نداند که دقيقاً کجاى آن است و سپس جسم ترى به قسمتى از آن لباس برسد آيا نجس میشود يا خير؟
ج) نجس نمىشود.
س: در هنگام شستشوى لباس با آب متصل به كر، آبى كه موقع فشار دادن لباس از آن خارج مىشود، چه حكمى دارد؟
ج) اگر آب شير متصل به كرّ به همه جاى لباس متنجّس برسد و پس از زوال عين نجاست از آن بريزد و از آن عبور كند و خارج شود، لباس پاك است و احتياج به فشار دادن ندارد و چنانچه پس از خصوصيات ذكر شده لباس را فشار دهند، آبى كه از آن مىريزد، پاك است.
احکام مسکرات
استفتائات جدید
س: عموى من بيمارى سختى به همراه درد كشنده و غير قابل تحمل دارد كه مربوط به مسائل مغزى و حملات قلبى است. بيمارى او در حد مرگ و كشنده است. دكتر وى توصيه كرده براى آرامش روزى دوبار «ويسكى*» با چاى بخورد. كه باعث تخفيف درد مىشود. وى مىخواهد بداند آيا در اين شرايط جايز است و اگر نه آيا در شرايطى كه درد كشنده او را كاهش مىدهد باز هم جايز نيست.
ج) استفاده از هرگونه خوردنى يا نوشيدنىِ حرام، شرعاً جايز نيست مگر در موارد ضرورت علاج آن هم فقط به مقدار ضرورت، ولكن در روايات آمده است كه: خداوند منان شفا را در خمر قرار نداده است. * نوعى نوشيدنى الكلى
س: آشاميدن نوشيدنىهايى که به نام ماء الشعير وجود دارد، چه حکمى دارد؟
ج) ماء الشعير طبّى پاک است و خوردن آن اشكال ندارد، و با آب جو (فقاع) كه حرام است فرق دارد.
س. کاغذ و توتون برخی سیگارها را توی شراب میخوابانند و بعد از خشک شدن از آن استفاده میکنند، حکم استفاده از این سیگارها چیست؟
ج. اگر سیگار مذکور مسکر باشد و لو به مقدار زیاد آن، استفاده از آن مطلقاً حرام است.
س. آیا میتوان برای درمان مسمومیت، از الکل (اتانول) یا همان مشروبات الکلی به صورت تزریقی مصرف نمود؟
ج. بنابر احتیاط واجب استفاده از مسکرات به صورت تزریقی، فقط در صورتی که درمان منحصر در آن باشد، به مقدار ضرورت جایز است.
س: الكلهايى كه به عنوان الكل صنعتى به رنگهاى مختلف (بىرنگ و قرمز) در كشور در مراكز مجاز توليد مىشود از نظر پاك بودن چه حكمى دارد؟ آيا تفاوتى بين آنها است؟
ج) الکلهایی که نمیدانید از اقسام مشروبات مست کننده است یا نه، پاک محسوب میشود اما اگر بدانید از مشروبات مست کننده محسوب میشود، بنا بر احتیاط واجب نجس است.
س: دارويى بنا به دستور پزشك به صورتم ميزنم كه داراى الكل است ولى با دارويى ديگر محلول شده كه قابل خوردن نيست آيا اين دارو نجس است؟ حکم نماز با بدن و لباس آغشته به آن چیست؟
ج) الکل هایی که نمی دانید از اقسام مشروبات مست کننده است، پاک محسوب می شود و استفاده از مایعاتی که با آن مخلوط شده است و نماز خواندن با لباس و بدن آغشته به آن اشکال ندارد، اما اگر بدانید از مشروبات مست کننده محسوب می شود، بنا بر احتیاط واجب نجس است.
وسوسه و درمان آن
استفتائات جدید
س: اينكه حكم شده است كه فرد وسواس نبايد به شك خود اعتنا نمايد آيا منظور هر نوع از شك مىباشد؟ آيا مىتوان به هر نوع از شك كه براى فرد وسواس پيش مىآيد (چه شك در طهارت و نجاست و چه غير آن)، در حالى كه براى افراد عادى و غير وسواس اين نوع از شكها عرفاً وجود ندارد و يا كمتر پيش مى آيد اعتنا نكرد؟
ج) بله، هر نوع شكى را شامل مىشود.
اهمیت و شرایط نماز
استفتائات جدید
س. آیا اگر در نمازم مشکلی پیش بیاید که حکم آن را ندانم و یا به آنچه میدانم یقین نداشته باشم- اگرچه این مسأله در مقدمات نمازم باشد- میتوانم نمازم را تمام کرده واحتیاطاً دوباره آن را بخوانم؟
ج. در فرض سؤال باید به گونه ای عمل کند که مطابق احتیاط است و اگر احتیاط ممکن نیست به آنچه گمان دارد عمل نماید و بعد از نماز حکم آن مورد را سؤال کند و طبق وظیفه اش عمل نماید و به طور کلی بر مکلف لازم است قبل از نماز مسائلی را که احتمال میدهد در نماز نیاز به آن پیدا میکند یاد بگیرد.
س. آیا با وضویی که برای نماز صبح گرفته شده میتوان نماز ظهر را اقامه کرد؟
ج. تا وقتی که وضو باطل نشده، مانع ندارد.
س. من تا امروز تیمم را به این صورت انجام میدادم که فقط کف دو دست بدون انگشتان را بر پیشانی مسح میکردم و امروز فهمیدم که باید تا سر انگشتان باشد. تکلیف من نسبت به گذشته چه میشود؟
ج. نمازهایی که با تیمّم باطل خوانده شده است قضا شود.
س: اگر كسى عمداً نماز خود را به تأخير اندازد و هميشه در آخر وقت بخواند. آيا اين عمل حرام است؟ عقاب اخروى دارد؟
ج) سبك شمردن نماز شرعاً حرام و موجب استحقاق عقاب است و در غير اين صورت معصيتى نكرده، بلكه فضيلتى را از دست داده است.
وقت نماز
استفتائات جدید
س. با علم به عدم توقف اتوبوس در وقت نماز، سوار شدن جایز است؟
ج. اگر پیش از دخول وقت، سوار اتوبوس شده و موجب استخفاف و سبک شمردن نماز نمی شود، مانعی ندارد.
سؤال: در صورتی که برای نماز وقت کم باشد، کوتاهترین نماز که وقت کم نیاز داشته باشد، چگونه است؟
جواب: نماز بدون سوره، یک مرتبه تسبیحات اربعه در رکعتهای سوم و چهارم و حذف مستحبات مانند قنوت و اکتفاء به یک سلام در پایان نماز.
س: من در روز سفر نماز صبح را در فرودگاه كراچى خواندم و سپس در همان روز قبل از فجر، در قاهره فرود آمدم. آيا بايد دوباره نماز صبح را در فرودگاه قاهره بخوانم.
ج) واجب نيست.
س: اگر کسى عمداً وقت نماز خود را به تأخير اندازد آيا حرام است؟ آيا عقاب اخروى دارد؟
ج) اگر عمداً تأخير بيندازد تا قضا شود، گناه کرده و بايد قضاى آن نماز را بجا آورد و از گناهش توبه کند.
س: اگر شخصى به اشتباه گمان برد که وقت نماز صبح تمام شده و نماز خود را به نيّت قضا بخواند و هنگام نماز ظهر بفهمد که نماز صبح قضا نشده بود، حکم نمازى که خوانده چيست؟
ج) اگر به قصد وظيفه فعليه و آنچه بر عهده او مىباشد نماز را خوانده، صحيح است.
س: آيا در پايان وقت شرعى نيمه شب، نماز عشا قضا مىشود؟
ج) واجب است نماز عشا را تا قبل از نيمه شب شرعى بخوانند و بعد از آن به قصد قربت بجا آورده و نيت ادا و قضا نكنند.
س. اگر هنگام نماز صبح ندانیم آفتاب طلوع کرده یا نه، به چه نیتی نماز بخوانیم؟
ج. تا یقین نکردهاید که آفتاب طلوع کرده است، می توانید به نیت ادا نماز بخوانید و در هر صورت میتوانید به نیت نماز صبح همان روز – بدون نیت ادا و قضا - نماز را بجا آورید.
قبله
استفتائات جدید
س. آیا رعایت قبله در نمازهای مستحبی مثل نماز شب واجب است؟ آیا میشود نماز مستحبی را بدون رعایت قبله خواند؟
جواب: نماز نافله هم باید به طرف قبله خوانده شود، مگر اینکه در حال حرکت ـ راه رفتن یا سواره ـ خوانده شود، که رعایت قبله لازم نیست.
س. اگر امکان رعایت قبله برای نماز در وقت نباشد وظیفه چیست؟
ج. نباید نماز قضا شود و هر اندازه که می تواند باید در نماز فریضه رعایت قبله را بنماید و اگر فقط برای گفتن تکبیرة الاحرام یا برخی افعال نماز می تواند رو به قبله باشد به همان مقدار اکتفا می نماید و اگر اصلًا نتواند خود را رو به قبله کند رو به قبله بودن ساقط می شود، لیکن حتیالامکان به جهتی بایستد که نزدیکتر به جهت قبله است.
س. چنانچه نماز در هواپیما مانع استقرار و طمأنینه نشود و سایر شرایط، مثل قیام و رکوع و سجود مراعات گردد ولی جهت قبله را ندانند، آیا نماز در هواپیما جایز است و وظیفه چیست؟
ج. اگر میتواند علم و اطمینان به قبله پیدا کند و نماز را در وقت بخواند، باید صبر کند ولی اگر نماز قضا میشود به هر طرف که گمان بیشتر دارد، نماز بخواند و اگر هیچ راهی برای یافتن جهت قبله ندارد و گمانش هم به هیچ طرف نمیرود بنابر احتیاط باید به چهار طرف نماز بخواند و اگر برای چهار طرف وقت ندارد، به هر اندازه که وقت دارد نماز بخواند.
س. قبله یابی به کمک قواعد علمی (جهت یابی یا روشهای قبله یابی) و یا قبله نما یا قطب نما چه حکمی دارد؟
ج. اگر از قواعد علمی و یا قبلهنما اطمینان به جهت قبله حاصل شود مانع ندارد و میتوان به آن اعتماد کرد.
س: اگر در نماز سهواً صورت به طرف چپ يا راست برگردد آيا نماز باطل است؟
ج) اگر التفات صورت فاحش نيست به گونهاى که تمام صورت به طرف راست و يا چپ برگردانده نشود، اشکال ندارد.
س. میخواستم بدانم که در نماز انحراف از قبله تا چه حد مجاز است و به نماز لطمهای نمیزند؟
ج. در نماز نباید عمداً انحراف از قبله داشته باشد، اما اگر طبق دلیل معتبری به یک طرف به عنوان قبله نماز بخواند سپس روشن شود که آن طرف قبله نبوده است، چنانچه انحراف از قبله مابین طرف راست و چپ نمازگزار باشد نمازش صحیح است و اگر در اثنای نماز متوجه اشتباه و انحراف از قبله شود، آنچه که خوانده و گذشته صحیح است و در بقیه نمازها باید رو به قبله بایستد و فرقی بین باقی بودن وقت و عدم آن نیست. و چنانچه انحراف از قبله بیش از حد مابین راست و چپ او باشد، اگر وقت باقی است باید نماز را اعاده کند و اگر وقت گذشته، چیزی بر او نیست اگر چه معلوم شود پشت به قبله نماز خوانده است.
س: اهميت قبله در نماز چه قدر است و اگر در مکانى قرار داشتى که جهت قبله مشخص نبود وظیفه چیست؟
ج) نمازگزار باید به جهت قبله یقین و یا اطمینان پیدا کند، چه از راه قبلهنمای صحیح و معتبر یا از راه تابش خورشید و ستارگان (درصورتی که آشنا به استفاده از آنها باشد) یا از راههای دیگر، و اگر نمیتواند اطمینان پیدا کند به هر طرف که گمان بیشتر دارد، باید نماز بخواند؛ مانند گمانی که از محراب مسجد به دست میآید. کسی که برای یافتن جهت قبله هیچ راهی ندارد و گمانش هم به هیچ طرف نمیرود، بنابر احتیاط واجب باید به چهار طرف نماز بخواند و اگر برای چهار نماز وقت ندارد، به هر اندازهای که وقت دارد نماز را تکرار کند.
س. کسی که در حال اضطرار نمیتواند به طرف قبله نماز بخواند، آیا جهات غیر از قبله برایش یکسان است؟
ج. با امکان منحرف شدن به کمتر از ۹۰ درجه، انحراف تا حدّ ۹۰ درجه یا بیشتر جایز نیست و نماز مجزی نیست و هر گاه در حالتی باشد که به هیچ نحو نتواند رو به قبله یا رو به نقطه نزدیک به قبله نماز بخواند به همان حال که هست نماز بخواند و صحیح و مجزی است و قضا ندارد.
س: به نظر حضرتعالى خواندن نماز جماعت استدارهاى در مسجد الحرام صحيح است يا خير؟
ج) نماز کسانى که پشت سر يا دو طرف امام ايستادهاند، صحيح است لکن نماز افرادى که روبروى امام قرار دارند، صحيح نيست.
س: به من گفته شده كه در آمريكاى شمالى قبله به سمت شمال شرقى است. نظرتان در اين باره چيست؟
ج) ميزان در تشخيص قبله، خط امتدادى از جايگاه وقوف نمازگزار که بر روى کره زمين عبور کند و به کعبه معظمه برسد، مىباشد و تشخيص آن در هر مکانى با مکلف حاضر در آن مکان است که با ابزار علمى اطمينان بخش يا امارات شرعيه و يا شهادت شهود تشخيص دهد.
س: بنده در مسافرتهاى بين شهرى به قبلههاى سر راهى رستورانها اعتماد ندارم و از قبلهنما استفاده مىكنم، در يكى از مسافرتها قبلهاى كه من به سمت آن نماز مىخواندم با قبله اى كه از قبل در نمازخانه رستوران مشخص شده بود اختلاف زيادى داشت و بنده نيز چون يقين داشتم كه وظيفه اى نسبت به آگاه كردن بقيه مسافرها ندارم، حرفى نگفتم. آيا واقعاً بر گردن من حقى بوده است؟
ج) در فرض سؤال، شما وظيفهاى نسبت به ديگران نداريد.
س. شخصی برای مدتی به جهتی که توهم میکرده قبله است نماز خوانده و بعداً فهمیده که قبله کمی متمایل به راست یا چپ است چه حکمی دارد؟
ج. اگر طبق دلیل معتبری به یک طرف به عنوان قبله نماز خوانده سپس روشن شده که آن طرف قبله نبوده است، چنانچه انحراف از قبله مابین طرف راست و چپ نمازگزار بوده نمازش صحیح است و اگر دلیل معتبری برای جهت نمازش نداشته نمازهای گذشته صحیح نیست.
س: آيا امروزه مىشود از قبلهنما و يا خورشيد، براى نشان دادن قبله استفاده كرد و چه قدر قابل اعتبارند؟
ج) اگر موجب اطمينان است، مانعى ندارد.
س: در مدرسهاى براى تعيين جهت قبله و ساخت محراب از قبله نماهاى مدرج موجود در كشور استفاده شده است اما برخى معتقدند اعتماد به قبله نماى فوق معتبر نبوده و مىبايستى به شاخص رجوع كرد. نظر معظمله در خصوص اعتبار قبلهنما براى تعيين قبله چيست؟
ج) اگر اطمينان آور است، اعتماد به آن مانع ندارد.
مکان نمازگزار
استفتائات جدید
س: در برخى موارد، زائران بيتاللّه الحرام يا ساير مسافران، وقت نماز در هواپيما هستند، با توجه به اينكه نماز در هواپيما معمولاً مانع استقرار و طمأنينه نيست، در صورتى كه ساير شرايط، مثل قيام و قبله و ركوع و سجود مراعات شود، آيا در صورت علم يا احتمال اينكه پيش از اتمام وقت نماز به مقصد مىرسند و مىتوانند نماز را پس از پياده شدن از هواپيما بخوانند، نماز در هواپيما كفايت مىكند يا بايد تأخير بيندازند و در صورتى كه نماز را در آن حال خواندند و پيش از اتمام وقت نماز پياده شدند، اعاده نماز لازم است يا نه؟
ج) با تمكّن از استقرار و استقبال قبله، نماز صحيح و مجزى است، بلكه جهت درك فضيلت اوّل وقت افضل است.
س. آیا نماز خواندن اختیاری در ماشین، قطار، هواپیما و کشتی جایز است؟
ج. در صورتی که بتواند نماز را با رعایت احکام و شرایط آن از جمله طمأنینه بجا آورد مانعی ندارد.
س: کسى که نماز خوابيده مىخواند، در صورتى که ملحفه زير پايش نجس باشد آيا براى نماز اشکال دارد يا خير؟
ج) ملحفهى نجس اگر به صورت فرش زير پايش باشد، چنانچه نجاست مسريه نداشته باشد، نماز در آن حالت بر روى چنان ملحفهاى اشكال ندارد.
احکام مسجد
استفتائات جدید
س: آيا مىتوان قرآن را از مسجدالحرام جهت قرائت بيرون برد و مجدداً به مسجد بازگردانيد؟
ج) برداشتن آنها بدون اينكه از متصدى ذى ربط اجازه بگيرند جايز نيست.
س: آیا راه دادن بچههای کوچک به مسجد کراهت دارد؟
ج) راه دادن بچه به مسجد اگر به گونهای باشد که موجب مزاحمت برای نمازگزاران باشد یا احتمال دهند مسجد را نجس کند مکروه است و در غیر این دو صورت اگر باعث علاقهمندی آنان به مسجد و نماز شود مستحسن و نیکو است.
س: مسجدى وسايل مستعمل زيادى از قبيل منبر و درب و پنجره و ظروف اضافى و غيره دارد که مورد استفاده نمىباشد. آيا مىتوان آنها را جهت مخارج مسجد يا تعميرات آن فروخت و يا به مصرف حسينيه که در جنب مسجد است رساند؟
ج) اگر در همان مسجد قابل استفاده نيست بايد در مساجد ديگر به نحو اقرب فالاقرب استفاده شود و اگر اين هم ممکن نيست فروش آن جايز است ولى بايد در صورت امکان و نياز همان جنس فروخته شده تهيه شود.
س: حکم خواب در مسجد چيست؟
ج) خوابيدن در مسجد اگر انسان ناچار نباشد مكروه است.
س: مسجدى تجديد بنا گرديده و زير مسجد (محل اقامه نماز) زير زمين بنا شده اين زير زمين چه حكمى دارد و آيا آداب مسجد در آن مكان نيز بايد رعايت شود؟
ج) در فرض سؤال زيرزمين مسجد حکم مسجد را دارد و مسجد است.
س: بالكن مسجد چه حكمى دارد و آيا احكام مسجد بايد در آن مكان جارى شود؟
ج) بالکن اگر در داخل فضاى مسجد است، حکم همان مسجد را دارد.
س: استفاده از موقوفات مسجد بدون اذن متولّى آن چه حكمى دارد؟
ج) تصرف در موقوفه مسجد بايد در همان جهت وقف وبا اذن متولى شرعى وقف باشد.
س: در محل سكونت ما مسجدى است كه در نزديكى آن امامزادهاى واقع شده است. حرم امامزاده نياز به توسعه دارد و تنها مانع اين طرح مقدار مساحت كمى از اين مسجد مىباشد كه بايد خراب شود، شايان ذكر است در صورت تخريب، اين مسجد از طرف شرق و شمال قابل توسعه مىباشد كه نسبت به تجديد بنا اين مسجد اقدام خواهد شد با اين فرض آيا تخريب مسجد مجاز مىباشد؟
ج) تخريب مسجد ولو به مقدار مساحت كمى از آن جهت توسعه حرم امامزاده جايز نيست.
س. الف) قسمتی از زمین مسجد که کف زمین آن از خشت و گل هست نجس شده است با آب قلیل آن قسمت را شستهاند اما غساله آن به جای اینکه جمع آوری شود در زمین فرور رفته است.آیا نیازی به تطهیر زیر زمین که غساله آب قلیل در آن نفوذ کرده است می باشد؟ ب) در صورت مثبت بودن پاسخ راه حل تطهیر آن قسمت زمین مسجد چیست؟
ج. الف) در فرض سؤال لازم است باطن مسجد تطهیر شود. ب) اگر ممکن است با آب کر تطهیر شود و الا محل نجس را با مصالح پاک و مباح تعویض کنند.
لباس نمازگزار
استفتائات جدید
س. اگر عابری از کنار ذبح حیوان عبور کند و احتمال پاشیدن خون بدهد اما برسی نکند بعد از نماز متوجه شود خون بیشتر معفو در لباس است نماز خوانده شده صحیح است؟
ج. نماز صحیح است اگر چه احتیاط مستحب در صورت باقی بودن وقت، اعاده است.
س. حکم نماز کسی که به جهت جهل به حکم، پوشش لازم در نماز را مراعات ننموده چه میباشد؟
ج. در صورتی که جاهل به حکم باشد بنا براحتیاط واجب نماز باطل میباشد.
س. حکم نماز کسی که به جهت جهل به حکم، با بدن یا لباس نجس نماز خوانده چه میباشد؟
ج. کسی که نمیداند نماز با بدن و لباس نجس باطل است اگر با بدن یا لباس نجس نماز بخواند نمازش باطل است. مگر اینکه غافل یا جاهل قاصر* باشد؛ یعنی حتی احتمال باطل بودن نماز با لباس نجس را ندهد. -------------------- * کسی که یا اصلاً متوجه جهل خود نیست و یا اگر متوجه است راهی برای برطرف کردن جهل خود ندارد.
س. اگر کسی نجاست چیزی را فراموش کند و دست خیس بر آن بگذارد و نماز را با آن دست نجس بخواند و بعد نماز متوجه شود، آیا نمازش صحیح است یا باطل؟
ج. در فرض سؤال، نماز محکوم به صحت است.
س. آیا برای زن پوشاندن موی مصنوعی در نماز واجب است؟
ج. اگر در معرض دید نامحرم نباشد، واجب نیست.
س: نمازگزارى در حال نماز خواندن و يا در پايان نماز متوجه مىشود که بخشى از لباسش و يا بخشى از فرش محل اقامه نمازش نجس مىباشد حکمش چيست؟ و تکليف نمازش چه مىباشد؟ لطفاً ما را راهنمائى کنيد.
ج) نجس بودن فرش ضررى به نماز نمىزند مگر در صورتى كه فرش و يا بدن و يا لباس نمازگزار، تر باشد به طورى كه نجاست فرش به بدن يا لباس سرايت كند. و در مورد لباس چنانچه بعد از نماز متوجه شود كه لباسش نجس بوده، نمازى كه خوانده صحيح است و اگر بین نماز متوجه نجاست بدن یا لباسش شود و بداند كه نجاست از پيش بوده، چنانچه در وسعت وقت است، نمازش باطل است و بايد بعد از تطهیر، نماز را اعاده كند و در تنگى وقت، اگر آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس يا بيرون آوردن آن، حالت نماز را به هم نمیزند، بايد در حال نماز اینگونه عمل کند و پس از آن نماز را ادامه دهد و درصورتی که با انجام این کارها حالت نماز بههم میخورد، بايد با همان حال نماز را ادامه دهد و نمازش صحیح است.
س: لباسى که داخلش پَر (پرندگان) باشد و در کشورهاى غيراسلامى دوخته شده باشد چه حکمى دارد؟
ج) پر تمامى پرندگان پاک است ولى در صورتى كه پر از پرندگان حرام گوشت باشد، همراه داشتن آن در نماز موجب بطلان است.
س. اگر هنگام نماز دچار خون دماغ شویم، نماز باطل است؟
جواب: اگر خون داخل بینی باشد و به بیرون سرایت نکند، اشکال ندارد وگرنه، در صورتی که برطرف کردن نجاست از بدن بدون انجام عملی که منافات با نماز دارد ممکن باشد، باید پس از تطهیر بدن، نماز تکمیل شود و اگر برطرف کردن نجاست با حفظ حالت نماز امکان ندارد و وقت هم وسعت دارد، واجب است نماز قطع شود و با بدن پاک نماز خوانده شود.
س: آيا استفاده از چادر در حين نماز خواندن واجب است و نماز خواندن با مانتو و مقنعه و يا روسرى در صورت پوشش قسمتهاى مربوطه مشکل ايجاد مىکند؟
ج) براى زن واجب است در حال نماز تمام بدن خود را بپوشاند، فقط باز گذاشتن گردى صورت و دستها تا مچ و پاها تا مفصل ساق پا (در صورتى که نامحرم نباشد) نماز را باطل نمىکند و پوشاندن لازم نيست با چادر باشد.
س: اگر در نماز خانمها، لحظهاى هرچند كوتاه، قسمتى از اعضايى كه خانمها بايد در حال نماز بپوشانند ديده شود حكم نماز آنها چيست؟ (منظور اينكه لحظهاى ديده شود و سپس فوراً توسط نمازگزار پوشانده شود.)
ج) در فرض مذکور اگر بىاختيار باشد، نمازش اشکال ندارد.
س: اگر بدانى لباس كسى نجس است و ممكن است با آن نماز بخواند و به او نگوييم اشكال دارد؟
ج) لازم نيست بگوييد.
س: آيا همانگونه كه موى حيوان حرام گوشت مانند گربه اگر در لباس نمازگزار باشد نماز او باطل است حكم پر پرندگان حرام گوشت مانند طوطی هم همين است؟
ج) در حكم مذكور تفاوتى بين حيوانات حرام گوشت وجود ندارد.
س: خون داخل بينى که بيرون نمىآيد ولى با آينه ديده مىشود، آيا براى نماز اشکال دارد؟
ج) اشكال ندارد.
س: اگر دندانهاى مصنوعى به سبب خون دهان يا به سبب ديگر نجس شده باشد آيا شستن آن براى نماز لازم است؟
ج) اگر ظاهر دهان پاك باشد، نماز صحيح است.
س: اگر کسى بين نماز خون دماغ شد حکم نمازش چيست؟
ج) اگر امكان جلوگيرى از آن وجود دارد، جلوگيرى نمايد وگرنه چنانچه وقت نماز ضيق نباشد، نماز را بشكند و تطهير نمايد ولى اگر وقت ضيق باشد، مىتواند با همان حال نماز بخواند.
س: اگر در نماز وسيلهاى غصبى همراهمان باشد ولى جزئى از لباسمان نباشد، مثلاً يک تسبيح غصبى در جيبمان باشد، آيا نمازمان باطل مىشود و اشکال دارد يا خير؟
ج) اشکال ندارد.
س: فردى هنگام كشتن حيوانى حلال گوشت خون روى لباسش مىچكد، بعد با همان لباس نماز مىخواند، آيا نماز او صحيح است يا خير؟
ج) اگر به وجود خون روى لباسش جهل داشته و بعد از نماز فهميده و يا خون كمتر از درهم بوده، نمازش صحيح است و در غير اين صورت بايد نمازش را اعاده نمايد.
پوشیدن طلا و نقره و به کار بردن آن
استفتائات جدید
س: بنده در هنگام عقد ازدواج به تصور آنکه منظور از طلاى سفيد همان پلاتين است که محل اشکال نيست، به جاى طلاى زرد، حلقه طلاى سفيد به دست کردم و مدت يک سال واندى در هنگام نماز در دست من بوده است. اکنون بر اثر تذکر يکى از دوستان و مراجعه به طلا فروشى متوجه گشتم طلاى سفيد با پلاتين فرق دارد و با مراجعه به سايت حضرتعالى فهميدم استعمال طلاى سفيد نيز براى مرد حرام است. حال با توجه به خطاى تصورى بنده در مورد يکى دانستن طلاى سفيد با پلاتين آيا بايد نمازهاى اين يک سال خود را از نو اعاده نمايم؟
ج) در فرض سؤال اعاده لازم نيست.
اذان و اقامه
استفتائات جدید
س. در رسالههای عملیه گفته شده: «کسی که اذان و اقامه دیگری را شنیده، چه با او گفته باشد یا نه، در صورتی که بین اذان و اقامه و نمازی که میخواهد بخواند زیاد فاصله نشده باشد، میتواند برای نماز خود اذان و اقامه نگوید.» اگر از تلویزیون یا رادیو بشنود هم این حکم جاری است؟
ج. اگر مستقیم پخش شود، حکم مذکور را دارد.
س: آيا مىتوان به جاى مؤذن از نوار ضبط صوت استفاده كرد؟
ج) اذانى كه به وسيله نوار ضبط صوت پخش مىشود حكم اذان موذن را ندارد.
س: آيا گفتن اذان قبل از اقامه لازم است؟
ج) گفتن اذان و اقامه قبل از نماز مستحب است و مىتواند فقط اقامه بگويد ولى اگر مىخواهد هر دو را بگويد بايد حتماً اذان قبل از اقامه باشد.
نیت
استفتائات جدید
س: اگر فرد بعد از تكبير نماز ظهر يادش بيايد كه نماز صبحش قضا شده مىتواند نيت را به نماز صبح برگرداند؟
ج) اگر وقت براى انجام نماز ظهر تنگ نباشد، تبديل نيّت در فرض سؤال ممکن بلکه مستحب است.
س: آيا تغيير نيّت در ميان نماز جايز است؟
ج) در چند جا عدول (يعنى برگرداندن نيّت) از نمازى به نماز ديگر جايز است: مورد اول: در نمازهايى كه دنبال هم قرار دارند (مانند ظهر و عصر و مانند مغرب و عشا) كه اگر مكلّف داخل در نماز دوم شده و يا فراموش كرده كه نماز اول را نخوانده است در صورتى كه در بين نماز متوجه شود و از محلِ عدول به نماز سابق، تجاوز نكرده باشد، واجب است نيّت را به نماز اول برگرداند و اما اگر بعد از تمام شدن نماز متوجه شود و يا از محلِ عدول تجاوز كرده باشد (مثل اينكه در ركوع ركعت چهارمِ نماز عشا باشد) ديگر نمىتواند عدول كند و در فرض اول كه بعد از نماز متوجه شده، نمازى كه خوانده بعنوان نماز دوم (يعنى عصر يا عشا) صحيح است و بايد نماز اول را بخواند؛ و اما در فرض دوم كه در ركعت چهارم در حال ركوع يا بعد از آن متوجه شده، نماز را تمام نموده و نماز قبلى را بعد از آن بياورد و نزديكتر به احتياط آن است كه از نو نماز مغرب و عشايى به دنبال آن نماز عشا بخواند. مورد دوم: از موارد جواز عدول اين است كه مشغول نماز يوميه شده و در بين نماز بيادش بيايد كه نماز قضايى بر گردنش هست كه در اينجا مستحب است در صورت بقاى محل عدول و وسعت وقت، عدول كند و نماز قضا را بخواند و سپس به نماز يوميه خود بپردازد مگر آن كه در اثر اين عدول وقت فضيلت نماز يوميهاش فوت شود كه در اينجا مستحب بودن عدول محل تأمل است بلكه مستحب نبودنش خالى از قوت نيست. مورد سوم: عدول كردن از نماز واجب به نماز مستحب است كه در دو جا جايز است يكى در نماز ظهر جمعه است براى كسى كه قرائت سوره جمعه را فراموش كرده و بجاى آن سورهاى ديگر خوانده و به نصف آن سوره رسيده و يا از نصف هم تجاوز كرده باشد كه در اين صورت مىتواند نيّت خود را به نافله برگرداند؛ و موضع دوم جايى است كه نمازگزار مشغول نماز واجب باشد و در بين نماز، جماعتى برپا شود و او از اين نگران باشد كه اگر نمازش را تمام كند به جماعت نرسد كه در چنين وضعى مىتواند نيّت خود را از نماز واجب به نافله برگرداند و دو ركعتى سلام بدهد و به جماعت برسد (و اما اگر از دو ركعت تجاوز كرده و به ركوع ركعت سوم رسيده باشد، عدول از آن جايز نيست).
س: آيا مىتوان در رکعت دوم و پيش از رکوع از نماز عصر به نماز ظهر عدول کرد؟
ج) بطور کلّى اگر مشغول نماز بعدى شد و يادش آمد که نماز قبلى را نخوانده و وقت وسعت دارد، مىتواند نيّت را به نماز قبلى برگرداند ولى عکس آن جايز نيست.
س: يك نماز صبح و يك نماز ظهر از دو روز مختلف به گردنم بود، به نيت نماز قضای صبح شروع به خواندن نماز کردم اما به اشتباه در بعد از تشهد رکعت دوم قيام نمودم، بعد از اينكه متوجه شدم نيت را به نماز ظهر قضايی که داشتم برگرداندم و نماز را چهار رکعتی به پايان بردم اين نماز صحيح است يا خير؟
ج) در فرض سؤال صحيح نيست.
تکبیرة الاحرام
استفتائات جدید
س: افرادى که نمىتوانند تکبيرةالاحرام بگويند، (مانند افراد کر و لال) تکليفشان چيست؟
ج) بايد به هر نحوى كه مىتوانند بگويند و اگر هيچ نمىتوانند بگويند، بايد در قلب خود بگذرانند و براى تكبير اشاره كنند و زبانشان را هم اگر مىتوانند حركت دهند.
س: حرکت دستها هنگام تکبيرة الاحرام اول نماز چگونه باشد؟
جواب: مستحب است نمازگزار هنگام تکبیرةالاحرام، دستها را تا مقابل گوشها یا صورت بالا ببرد، به این صورت که با آغاز تکبیر، دستها ـ در حالی که انگشتان به هم چسبده و کف دستها به سمت قبله است ـ را به سمت بالا ببرد و در پایان تکبیر، دستها را برابر گوش یا صورت برساند.
قیام
استفتائات جدید
س: ۱. منظور از قیام متصل به رکوع چیست؟ ۲. آیا پس از اتمام سوره و قبل از خم شدن برای رکوع یک لحظه صبر کردن و ایستادن کافی است؟
ج. ۱) قیام پیش از رکوع را قیام متصل به رکوع میگویند. ۲) صبر کردن و ایستادن در فرض سؤال لازم نیست؛ بلکه اگر از حالت ایستاده به رکوع برود، صحیح است.
س: بلند كردن پاشنه پا در نماز چه حكمى دارد؟
ج) فى نفسه اشكال ندارد مگر اينكه با استقرار در نماز منافات داشته باشد و يا صورت نماز بهم بخورد.
س: اينجاب از مدتى پيش دچار كمر درد و ديسك كمر شدهام و مدتى است كه بر اثر فشارهاى ناشى از كمر درد از ناحيه هر دو زانوى پا نيز دچار مشكل گرديدهام بهگونهاى كه پزشك متخصص تأكيد نموده است كه به هيچ عنوان نبايد زانوهايم را خم كنم. لذا با توجه به مشكل به وجود آمده نمازم را بهطور ايستاده به سختى مىتوانم بخوانم كه اين امر باعث تشديد كمردرد و زانودردم مىشود. از چند نفر نيز سؤال نمودم كه گفتند هر طورى كه راحت هستم نماز بخوانم؛ بنابراين خواهشمند است جهت اداى صحيح نماز، راهنمايى لازم را بفرماييد.
ج) در فرض مرقوم، اگر بتوانيد با تكيه به ديوار يا عصا ايستاده نماز بخوانيد، بايد بايستيد و در صورتى كه ايستادن حتى با تكيه دادن موجب تشديد بيمارى و يا مشقّت شديده باشد، نماز را نشسته بخوانيد.
س. اگر کسی تعادلش را در نماز از دست داده و به پهلو یا با صورت به زمین بخورد ولی هنوز رو به قبله باشد، در مورد نمازش چه حکمی دارد؟
ج. اگر صورت نماز به هم نخورده، نماز را ادامه دهد و الا باید نماز را از اول بخواند.
قرائت و احکام آن
استفتائات جدید
س. بنده در تلفظ لغات در نمازخیلی دقت میکنم وسعی میکنم که درست تلفظ کنم. چند وقتی در نماز یومیه سوره کوثر را میخواندم و فکر میکردم عبارت «وانحر» با "ه" میباشد، برای همین آن را به صورت "ه" تلفظ میکردم. حکم نمازهای گذشتهی من چیست؟
ج. نمازهایی را که با اعتقاد به صحت به صورت مذکور خواندهاید، صحیح است.
س. با توجه به اینکه ملاک جهر(بلند خواندن)، آشکار کردن جوهر صدا و ملاک اخفات (آهسته خواندن) آشکار نکردن آن است؛ منظور از آشکار نکردن آن چیست؟
ج. ملاک آن است که جوهر صدا آشکار نشود، نه این که اصلاً شنیده نشود.
س. اگر ذکری اشتباه تلفظ شود و برای اصلاح فقط از حرفی که اشتباه بیان شده شروع شود صحیح است یا باید کل عبارت را از ابتدا تکرار کند؟ مثلاً در «بحول الله وقوته اقوم واقعد»، برای اصلاح تلفظ صحیح «ع» فقط، «عد» را تکرار کند؛ کسی که اینگونه نماز خوانده نمازش صحیح است؟
ج. در اذکار واجب نماز برای اصلاح کلمه ای که اشتباه تلفظ شده است، آن کلمه را تکرار کند و اگر کلمه «ال» مثل «المستقیم» دارد بنا بر احتیاط آن کلمه را با «ال» تکرار کند، همچنین اگر آن کلمه مضاف الیه بود مثل «المغضوب» احتیاطاً مضاف را هم تکرار کند؛ اما در قنوت و اذکار مستحب در صورتی که معنا تغییر نکرده باشد و غلط نیز از جهت ماده و اعراب، فاحش نباشد، تکرار لازم نیست. و در هر صورت چنانچه نمازهای قبلی را با اعتقاد به صحّت ، بهصورت غلط خوانده باشد، قضای آنها واجب نیست.
س. اگر کسی در نمازش عمداً یا سهواً یکی از سوره های سجده دار را بخواند حکم نمازش چیست و چه وظیفه ای دارد؟
ج. در نماز واجب، خواندن سورههای سجده دار جایز نیست و اگر عمداً یا سهواً یکی از آن سورهها را بخواند تا به آیهی سجده برسد باید بنابر احتیاط واجب سجدهی تلاوت را بجا آورد و برخیزد و اگر سوره تمام نشده آن را تمام کند و نماز را به آخر برساند سپس نماز را اعاده کند. و اگر قبل از رسیدن به آیهی سجده متوجه شد احتیاط واجب آن است که سوره را رها کند و سوره دیگری بخواند و نماز را تمام کند و سپس نماز را اعاده نماید.
س. برای قرائت در نماز اگر الفاظ گفته شود، اما صوت آن شنیده نشود، نماز اشکال دارد؟
ج. تکبیر و حمد و سوره و ذکر و دعا را باید طوری بخواند که خودش بشنود، و اگر به واسطه سنگینی یا کری گوش یا سر و صدای زیاد نمیشنود، باید طوری بگوید که اگر مانعی نباشد بشنود.
س. آیا در قرائت نماز قطع به حرکت جایز است؟
ج. وصل به سکون یا وقف به حرکت اشکال ندارد گرچه در مورد دوم احتیاط مستحب است که ترک نماید.
س: اگر در هنگام خواندن حمد و سوره انسان كمى حركت كند آيا نماز را بايد دوباره بخواند؟
ج) اگر مختصر و به نحوى باشد که با استقرار و آرامش نماز منافات نداشته باشد، موجب بطلان نماز نمىگردد.
س: آيا در نماز ظهر و عصر مىشود در رکعت اول و دوم «بسم الله الرحمن الرحيم» را بلند خواند؟
ج) مستحب است در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر «بسم الله» را بلند بگويد.
س. اگر در هنگام خواندن نمازهاى يوميه، خواندن حمد و سوره را در حين خميازه كشيدن ادامه دهيم، نماز ما چه حكمى دارد؟
ج) اگر قرائت صحيح خوانده شود، اشكال ندارد.
س: در جايى که سر و صدا زياد است اگر نماز ظهر يا عصر يا تسبيحات اربعه را آهسته بخوانم، صدايم به گوش خودم نمىرسد. آيا بايد آنها را بلند بخوانم؟
ج) بايد آهسته بخوانيد هر چند در مفروض سؤال.
س: اگر نمازگزار سهواً آيهاى از سوره را نخواند، حکم نماز او چيست؟
ج) اگر بعد از فوت محل تدارک متوجه شود، نمازش صحيح است.
س. مشغول خواندن نماز واجب یومیه هستیم کسی در خانه را میزند و کسی نیست که درِ خانه را باز کند. آیا میتوان قرائت سوره (منظور سورهای که بعد از حمد میخوانیم) را ترک کرد؟
ج. مورد مذکور فی نفسه از موارد جواز ترک سوره واجب نیست.
س: بلند خواندن قرائت حمد و سوره نماز ظهر روز جمعه چه حكمی دارد؟
ج) اشكال ندارد.
س. آیا میتوان در نماز بعد از سوره حمد چند آیه از سورههای بزرگ مثل بقره را خواند؟
ج. در نمازهای واجب یومیه، قرائت آیاتی از قرآن کریم به جای سوره کامل، مجزی نیست. ولی قرائت بعضی از آیات به قصد قرآن، اشکال ندارد.
س: کسانى که دندانهاى طبيعى آنان افتاده است و به همين علت نمىتوانند قرائت نماز را بطور کامل ادا کنند آيا در صورت قدرت و تمکن بابد از دندانهاى مصنوعى استفاده کنند؟
ج) در صورتى که قرائت آنها بدون دندان اشکال دارد در صورت تمکّن بايد استفاده کنند.
س: من در چند نمازم بعد از سوره فاتحه (حمد) سورهى قدر را مىخواندم، و بعد از مدتى فهميدم كه سوره را كامل نمىخواندهام. آيا بايد نمازهايم را قضا كنم؟
ج) اگر نمازهاى گذشته را با اعتقاد به صحّت، به صورت مذکور خواندهايد، در هر صورت قضاى آنها واجب نيست.
ذکر نماز
استفتائات جدید
س: اگر ذكرى در نماز در حالت خميازه گفته شود قبول است يا نه؟
ج) اگر ذكر بطور صحيح ادا شود، اشكال ندارد.
س: در مورد آرام بودن بدن در نماز توضيح دهيد.
ج) موقع گفتن اذکار واجب و مستحب، بدن بايد حرکت نداشته باشد، ولى حرکت مختصر دست و انگشتان اشکال ندارد.
س: اداى يک بار ذكر ركعت سوم و چهارم نماز به جاى سه بار در حالت عادى چگونه است اين كار در مواقع اضطرار مثلاً سرعت بخشيدن به نماز فرادا براى رسيدن به نماز جماعت چه حالتى دارد؟
ج) ذکر يک بار تسبيحات اربعه در رکعت سوم و چهارم نمازها حتى در حال اختيار مجزى است اگر چه مستحب، تکرار سه بار است.
س: اگر كسى به جاى تسبيحات اربعه حمد و سوره را بخواند آيا نمازش باطل مىشود؟
ج) اگر با قصد و اراده حمد را انتخاب كند و بخواند، اشكال ندارد ولى اگر فراموش كرد و بجاى تسبيحات اربعه حمد را خواند، اگر در حال ركوع يا بعد آن يادش آمد، نمازش صحيح است و اگر قبل از ركوع يادش آمد بايد مجدداً با اختيار و اراده يا حمد را بخواند و يا تسبيحات اربعه را بخواند؛ و در صورت انتخاب حمد بجاى تسبيحات، نبايد سوره را بخواند.
س: گفتن ذکر "بحول الله وقوته..." در هنگام بلند شدن درست است يا بايد بدن آرام باشد؟
ج) صحيح است و آرامش بدن لازم نيست.
س: در صورتى که مريض نتواند قرائت و ذکرهاى نماز را به حافظه بسپارد و همچنين قادر به خواندن از روى نوشته هم نباشد، آيا بر اطرافيان واجب است قرائت و ذکرهاى نماز را بلند بخوانند تا وى تکرار کند؟
ج) واجب نيست.
س1: تكرار كدام يك از اذكار، نماز را باطل مىكند؟ مثلاً ذكر تسبيحات اربعه يا ذكر ركوع و سجود را تا چند بار مجازيم تكرار كنيم؟ س2: ذكر قرائت حمد و سوره را چطور؟ مثلاً اگر اياك نعبد واياك نستعين را بد تلفظ كنيم مىتوانيم تكرار كنيم؟
ج1) تکرار ذکر به قصد مطلق ذکر اشکال ندارد. ج2) در فرض سؤال تکرار به قصد احتياط اگر منجر به وسواس نباشد، اشکال ندارد.
س: دو بار گفتن تسبيحات اربعه در ركعات سوم و چهارم نماز چه حكمى دارد؟
ج) يك بار كافى است و دو بار موجب بطلان نيست البته بار دوم را به نيّت مطلق ذكر بگويد.
س. اگر اذکار رکوع یا سجود در حال حرکت بدن گفته شوند، آیا نماز را باطل میکند؟
ج. در رکوع و سجود هنگامی که ذکر واجب را میگوید، باید بدن آرام باشد بلکه حتی در هنگامی که ذکری را به قصد استحباب آن در رکوع یا سجود میگوید (مانند تکرار «سبحان ربی...» و امثال آن)، احتیاط واجب آن است که بدن را آرام نگه دارد؛ و اگر در حالی که ذکر واجب رکوع یا سجود را میگوید، بدن او بیاختیار حرکت کند و حال طمأنینهی واجب را برهم بزند، باید پس از آرام گرفتن بدن، ذکر واجب را دوباره بگوید. ولی حرکت اندک بدن یا حرکت انگشتان و امثال آن اشکال ندارد.
س: برخى بهطور عرفى ياد گرفتهاند كه در حال برخاستن از ركوع يا سجده ذكر «الله اكبر» بگويند و چه بسا توجهى هم به اين ندارند كه از باب استحباب مىگويند يا به قصد ذكر مطلق و يا تفاوت مستحب بودن ذكر و قصد ذكر مطلق را نمىدانند، در اين موارد كه در حال حركت بدن ذكر «الله اكبر» را مىگويند، نمازشان چه حكمى دارد؟
ج) مانع ندارد.
س. آیا در اذکار نماز، قصد وجه لازم است به این صورت که شخص نیّت کند که این ذکر را به نیّت استحباب میگوید یا وجوب؟
ج. قصد وجه لازم نیست.
رکوع
استفتائات جدید
س. اگر بعد از رسیدن پیشانی به سجده و یا بین دو سجده، فرد یادش بیاید که رکوع نکرده است وظیفهاش چیست؟
ج. اگر پیش از آنکه وارد سجده دوّم شود یادش بیاید که رکوع نکرده است، باید برخیزد و پس از ایستادن، رکوع کند و پس از آن دو سجده را بهجا آورد و نماز را تمام کند و بعد از نماز بنابر احتیاط مستحب دو سجده سهو برای سجده زیادی انجام دهد.
س. اگر پس از قنوت اشتباهاً به سمت سجده برویم، پس از فهمیدن و در همان حالِ خمیده بازگشتن به رکوع چه حکمی دارد؟ وظیفهی ما چیست؟
ج. اگر رکوع را فراموش کند و پیش از آنکه به سجده برسد یادش بیاید، باید بایستد و از حال ایستاده به رکوع برود، و چنانچه به حالت خمیدگی به رکوع برگردد کافی نیست، و اگر به این رکوع اکتفاء کند نمازش باطل است.
سجده و احکام آن
استفتائات جدید
س. آیا در سجده نماز میشود در مواقع اضطراری به پشت دست سجده کرد؟
ج. اگر در بین نماز چیزی که بر آن سجده میکند گم شود و چیزی که سجده بر آن صحیح است در دسترس نداشته باشد، چنانچه وقت وسعت داشته باشد باید نماز را بشکند و اگر وقت تنگ است اگر چیزی که سجده بر آن صحیح است ندارد، یا به واسطهی سرما یا گرما و مانند اینها نمیتواند بر آن سجده کند، چنانچه لباس او از جنس کتان است یا چیزی که جنس پنبه و کتان دارد باید بر آن سجده کند و احتیاط آن است که تا سجده بر لباسی که از پنبه و کتان باشد ممکن است بر غیر آن یعنی غیر لباسی که از این جنس باشد سجده نکند. اگر ندارد بنابر احتیاط واجب بر پشت دست خود سجده کند.
س. آیا سجده بر سنگ عقیق صحیح است. و در صورتی که نگین انگشتر باشد سجده بر آن چه حکمی دارد؟
ج. سجده بر عقیق اشکال ندارد، همچنین اگر انگشتر هم باشد با رعایت سایر شرایط سجده بر آن صحیح است.
س. آیا در سجده، انگشتان نیز جزئی از کف دست محسوب میشود، و لازم است بر زمین قرار گیرند؟
ج. انگشتان جزئی از کف دست است، و در سجده بنابر احتیاط واجب باید کف دست به گونهای بر روی زمین گذاشته شود که عرفاً صدق کند تمامی کف دست روی زمین است.
س. آیا موقع سجده، قرار دادن انگشتان دست بر روی زمین لازم است؟
ج. بنا بر احتیاط واجب لازم است.
س. در سجده اگر موقع ذکر، سهوا یا عمدا انگشتان دست را بردارند حکم چیست؟
ج. اگر هنگام ذکر واجب عمداً انگشتان را روی زمین قرار ندهد بنا بر احتیاط نمازش صحیح نیست و اگر سهوا روی زمین قرار نداده قبل از برداشتن سر از سجده، ذکر واجب را پس از قراردادن انگشتان بر زمین تکرار کند و اگر پس از برداشتن سر از سجده متوجه شد نماز صحیح است.
س. مشغول نماز خواندن بودم میخواستم به سجده بروم که پسر کوچکم مهر مرا برداشت و من از روی اجبار وقتی به سجده رفتم پیشانی را بر دو تا از انگشتانم گذاشتم آیا نمازم درست است؟
ج. اگر در یادگیری مسأله کوتاهی کرده بنا بر احتیاط واجب باید نماز را اعاده نمایید و در این گونه موارد وظیفه این است که اگر چیزی که سجده بر آن صحیح است (مانند خاک و سنگ و چوب) در دسترس باشد باید بر همان سجده کند و اگر چیزی که سجده بر آن صحیح است در دسترس نباشد اگر وقت وسعت دارد نماز را بشکند و دوباره با چیزی که میتوان بر آن سجده کرد نماز بخواند و اگر وقت تنگ است و نماز قضا میشود چنانچه لباس او از جنس پنبه یا کتان است باید بر آن سجده کند و احتیاط آن است که تا سجده بر لباسی که از پنبه و کتان باشد ممکن است بر غیر آن یعنی غیر لباسی که از این جنس باشد سجده نکند. و اگر ندارد بنابر احتیاط واجب بر پشت دست خود سجده کند.
س. شخصی که انگشت شست پایش باندپیچی شده است یا بطوری کج است که به راحتی روی زمین قرار نمیگیرد، آیا باید به همان نحو سجده کند یا میتواند سایر انگشتان را بر زمین بگذارد؟
ج. در فرض سؤال باید آن را به زمین بگذارد و اگر نتواند باید بقیه انگشتان را بگذارد.
س. اگر ناخن پا به حدی بلند باشد که در موقع سجده مانع رسیدن انگشت به زمین شود، اشکالی دارد؟
ج. گذاشتن ناخن به تنهایی، کفایت نمیکند.
س: آيا در نماز واجب نشستن بين دو سجده واجب است در نماز مستحب چطور؟
ج) واجب است و تفاوتى ميان نماز واجب و مستحب نيست.
س: آيا واجب است که حتماً در هنگام سجده دو انگشت شست پا روى زمين قرار گيرد. اگر دو انگشت کنارى شست پا بزرگتر باشد و در هنگام سجده آنها نيز با زمين تماس داشته باشند اشکالى دارد يا خير؟ و اينکه اگر شست پاى کسى قطع باشد طبيعتاً انگشت کنارى شست با زمين تماس خواهد داشت در اين حالت آيا اشکالى به نماز فرد وارد است؟
ج) اگر شست پا دارد حتماً بايد سر انگشت شست به زمين برسد و نسبت به بقيه انگشتان وظيفه خاصى ندارد و تماس آنها با زمين اشکالى ندارد و اگر شست پا ندارد به همان شکل مذکور در سؤال اگر سجده کند، صحيح است.
س. آیا میتوانم بر دستمال کاغذی سجده کنم؟
ج. اگر از چوب یا گیاهان (غیر از کتان و پنبه) ساخته شده، مانع ندارد.
س. اکمال سجدتین در نماز در چه مقطعی انجام میشود؟ به محض قرار دادن پیشانی روی محل سجده، بعد از تمام شدن ذکر سجده یا بعد از سر برداشتن از سجده یا زمانی دیگر؟
ج. بعد از سر برداشتن از سجده دوم اکمال سجدتین است.
س. اگر هنگام سجده، چادر یا کلاه روی صورت بیفتد و پیشانی با واسطه چادر یا کلاه روی مهر قرار بگیرد، یا پیشانی بر چیزی که سجده بر آن صحیح نیست، گذاشته شود، چه وظیفهای داریم؟
ج. باید بدون بلند شدن از سجده، مانع ـ چادر یا کلاه ـ را کنار بکشید تا پیشانی بر مهر قرار گیرد یا پیشانی را به طوری که سر بلند نشود، بر چیزی که سجده بر آن صحیح است، قرار دهید.
س: اگر در هنگام سجده اول سر يک لحظه از مهر جدا شود و دوباره روى مهر قرار بگيرد آيا دو سجده محسوب مىشود و ديگر سجده دوم را نبايد بجا آورد يا اينکه موجب بطلان كل نماز مىشود؟
ج) اگر سر بىاختيار برگردد و به مهر برسد يک سجده حساب مىشود و چون بىاختيار بوده سبب بطلان نماز نمىشود.
س: اگر در سجده دست مرد تا آرنج روى زمين باشد چه حکمى دارد؟
ج) اشکال ندارد، هر چند براى مردان مستحب است آرنجها را از زمين جدا نگهدارند.
س. وظیفهی ما در مورد مهرهایی که سطح آنها تیره است، چیست؟
ج) صِرف تيره شدن، مانع سجده نيست، اگر چرکِ روى آن، ضخامت و جِرم دارد، بايد آن را برطرف کرد.
س. کسی که میتواند نماز را ایستاده بخواند، ولی نمیتواند به سجده رود، رکوع و سجده را چگونه انجام دهد؟
ج. پس از رکوع اگر میتواند روی زمین بنشیند ولی نمیتواند پیشانی را به زمین برساند باید به قدری که میتواند خم شود و مُهر یا چیزی دیگری را که سجده بر آن صحیح است، روی چیز بلندی گذاشته و طوری پیشانی بر آن بگذارد که بگویند سجده کرده است، ولی باید کف دستها و زانوها و انگشتان پا را اگر ممکن است بطور معمول بر زمین بگذارد و اگر چیزی که مهر را روی آن بگذارد وجود ندارد، باید آن را با دست بلند کند و پیشانی را بر آن بگذارد و اگر نمیتواند روی زمین قرار بگیرد وظیفه او سجده با ایما و اشاره است.
تشهد و سلام
استفتائات جدید
س. اگر سهواً مقداری از تشهد را در رکعت اول بخوانیم، سجده سهو واجب میشود؟
جواب: واجب نیست، اما مستحب است برای هر کار یا ذکر اضافهی سهوی در نماز، سجده سهو انجام شود.
س. در نماز، اگر شخصی در صحت یکی از سلامهای نماز شک نماید، آیا در صورتی که منشأ شک وسواس نباشد، میتواند سلام را احتیاطاً تکرار کند؟
ج. در صورت شک در صحت هر کدام از سلامها، لازم نیست آنها را تکرار نماید، اما اگر تکرار کرد اشکال ندارد.
س: در سلام نماز اگر بجاى كلمه «ايها النبي» بگوييم «يا ايها النبي» اشكال دارد يا نه؟
ج) اگر سهواً بوده اشكال ندارد ولى عمداً نمىشود چيزى بر نماز افزود.
س: اگر كسى در نماز اشتباه كند و يك تشهد اضافه انجام دهد چه بايد بكند؟
ج) تشهد اضافى در صورتى كه از روى عمد نباشد، مخلّ به صحت نماز نيست.
س. نظر به اینکه سلام اول نماز مستحب است حکم دو سلام بعدی چه میباشد؟ آیا گفتن یکی از دو سلام باعث خاتمه یافتن نماز میشود؟
ج. سلام نماز به این است که بگوید: «السلام علیکم» و بهتر است که اضافه کند: «و رحمة الله و برکاته» یا بگوید: السلام علینا وعلی عبادالله الصالحین. و مستحب است که پیش از آن بگوید: «السلام علیک أیها النبی و رحمة الله و برکاته».
س. در صورت فراموشی تشهد و یادآوری در ابتدای رکعت سوم وظیفه مکلّف چیست؟
ج. در فرض مذکور باید نشسته و تشهد خوانده شود و بعد از آن بقیه نماز انجام شود.
س: مىخواستم بدانم نمازگزار اگر بعد از صلوات تشهد وعجل فرجهم بگويد؟ آيا نماز باطل مىشود و اشكال دارد و يا خير؟
ج) به قصد ذکر و دعا مانع ندارد ولى نماز را به همان نحو که در رسالههاى عمليه بيان شده بجا آوريد.
س. اگر در نماز چهار رکعتی پس از خواندن تشهد رکعت دوم اشتباهاً سلام نماز را بگوییم، وظیفه ما در ادامه نماز چگونه است؟
ج. باید بر خیزد و نماز را ادامه دهد و اگر سهوا بگویید: "السلام علینا و علی عباد الله الصالحین" یا بگویید: "السلام علیکم " بنابر احتیاط باید دو سجده سهو بجا آورید، ولی اگر اشتباهاً مقداری از این دو سلام را بگویید، یا بگویید: "السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته" احتیاط مستحب آن است که دو سجده سهو بجا آورید.
مبطلات نماز
استفتائات جدید
س: در چه شرايطى مىتوان با کفش نماز خواند؟
ج) اگر مانع رسيدن انگشت شست پا باشد، جايز نيست مگر در نماز خوف.
س: در پايان سخنرانیها خطيب يا سخنران میگويد: «والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته» آيا جواب اين سلام همچون سلام تحيت واجب است يا خير؟
ج) اگر خطيب يا سخنران در پايان صحبت به عنوان سلام بر حاضرين «السلام علكيم ورحمة الله» گفته باشد، جواب واجب است ولی جواب يك نفر از بقيه كفايت میكند. لكن در غالب موارد، چنين جملهای دعا به حاضرين است نه سلام به آنان.
س: اقامه نماز در محلی كه موسيقی حرام پخش میشود يا به گوش میرسد چه حكمی دارد؟
ج) در فرض مرقوم نماز را در محل ديگری بخواند.
س: سلام دادن به اهل بيت (عليهم السلام) در نماز چه حكمی دارد؟
ج) سلام بر ائمه اطهار (عليهم السلام) در حال نماز، مبطل است.
س: گريه با صدا برای مصائب اهل بيت (عليهم السلام) در نماز چه حكمی دارد؟
ج) بنابر احتياط واجب ترك شود.
س: در صورت پاسخ به گوشی همراه با اذكاری چون تكبير و... نماز نمازگزار چه حكمی دارد؟
ج) به طور كلی اگر نمازگزار كلمهای را به قصد ذكر بگويد و هنگام گفتن ذكر، صدا را به قصد فهماندن مطلبی به ديگری بلند كند، اشكال ندارد ولی اگر فقط به قصد فهماندن به ديگری بگويد، نماز باطل میشود.
سلام کردن و جواب دادن
استفتائات جدید
س. اگر در وسط نماز کسی به انسان سلام کند، چطور باید پاسخ او را بدهد؟
ج. باید فوراً مثل سلامی که به او شده جواب بدهد، به گونهای که سلام مقدم باشد، مثلاً اگر به او گفت: «سلام علیکم» در جواب بگوید: «السَّلام عَلَیکم» یا «سَلامُ عَلَیکم» و نباید بگوید: «عَلَیکم السَلام».
س: اگر در نماز سلام كردند. آيا بايد جواب آنها را به عربى فصيح داد؟ يا مثلاً مىتوان گفت «سلام عليكم»؟ در جواب سلام در نماز اگر طرف گفته سلام آيا مى توان مثل او گفت: «سلام»؟
ج) اگر کسى در نماز سلام کند ولو به صورت غلط به گونهاى که عرفاً صدق سلام کند واجب است جواب او را با «سلام عليکم» به طورى که اهل لسان آن را صحيح بدانند بدهد.
شکیات نماز
استفتائات جدید
س. آیا کسی که در هنگام قرائت حمد و سوره شک بین یک رکعت و دو رکعت میکند میتواند قرائت را تمام کند و بعد فکر کند و اگر چنین کرد آیا نمازش باطل است؟
ج. از حین عروض شک باید تروّی* کند و اگر بدون تروی به انتظار این که بعداً تروّی می کند تا ببیند وظیفه چیست به عمل ادامه دهد، چنانچه نشانههایی که به واسطه آنها ممکن است یقین یا گمان به یک طرف شکّ پیدا شود از بین نمی رود، عمل او در صورتی که موافق با وظیفه اش انجام گرفته باشد اشکال ندارد. ________________________________________ *. تفکّر در موارد مشکوک نماز (رکعات یا أفعال آن)، برای رفع شک.
س. اینکه می فرمایید اگر انسان در تعداد سجده یا رکوع گمان کند باید بنابر احتیاط سجده یا رکوع را دوباره به جا آورد و نماز را هم اعاده کند، این احتیاط مستحب است یا احتیاطی است که باید به آن عمل شود؟
ج. اگر گمان کند سجده یا رکوع را انجام داده است و چون مطمئن نیست سجده یا رکوع را انجام می دهد، بنا بر احتیاط واجب باید دوباره نماز را بخواند، اما اگر گمان کند سجده یا رکوع را انجام نداده است و انجام بدهد، اعاده نماز لازم نیست.
سؤال: ۱) اگر در رکعت سوم یا چهارم شک کنیم که تسبیحات اربعه را دو بار گفتهایم یا سه بار وظیفه چیست؟ ۲) در صورتی که در این مورد بسیار شک کنیم و حالت وسواس باشد چه وظیفهای داریم؟
جواب: ۱) میتوانید یک مرتبه دیگر تسبیحات را بگویید. ۲) نباید به شک اعتنا کنید و باید بنا بگذارید بر این که تسبیحات اربعه سوم گفته شده است.
س. کسی شک میکند که این سجدهای که الآن رفت، سجده اول او بوده یا دوم، وظیفه او چیست؟
ج. اگر قبل از برخاستن براى ركعت دوم و چهارم يا قبل از شروع تشهد، شك كند يك سجده بهجا آورده يا دو سجده، باید یک سجده دیگر انجام دهد. همچنین اگر در حال برخاستن (قبل از ایستادن کامل) شك كند، بايد سجده را بهجا آورد.
س. در صورت فراموشی تشهد و یادآوری در ابتدای رکعت سوم وظیفه مکلّف چیست؟
ج. در فرض مذکور باید نشسته و تشهد خوانده شود و بعد از آن بقیه نماز انجام شود.
س. الف) نمازگزاری در رکعت سوم تشهّد و سلام را میگوید و بعد از گفتن ذکر سلام دوم متوجه میشود رکعت چهارم را نخوانده است. حال حکم نمازش چیست؟ ب) با توجه به سؤال قبل اگر بعد از اتمام ذکرِ سلام سوم سریعاً بفهمد رکعت چهارم را نخوانده است آیا باید نماز را دوباره بخواند؟
ج. الف) باید بلند شود و رکعت چهارم را بخواند و تشهّد و سلام نماز را بدهد و بعد بنابر احتیاط واجب دو سجده سهو برای سلام بیجا بجا آورد. ب) اگر هنوز کاری نکرده که نماز باطل شود، یعنی مثلاً پشت به قبله نکرده و وضوی خود را هم باطل نکرده، باید مثل مسأله قبل عمل کند.
س. شک در مورد تلفظ کلمات در غیر قرائت (حمد و سوره) مثلاً در تکبیرة الاحرام چگونه است؟
ج. در فرض مذکور اگر شک در وقوع آن دارد در صورتی که از محل نگذشته باشد، واجب است آن را بجاآورد و اگر از محل گذشته است به شک خود اعتنا نکند. ولی اگر شک در صحت و فساد آنچه که انجام داده دارد، نه شک در اصل وقوع آن، در این صورت حتی اگر هنوز در محل باشد به شک خود اعتنا نکند.
س: در مورد شک کردن زياد در نماز و وضو و... تکليف چيست، در مورد شک در ارکان نماز چطور، آيا شخص کثير الشک مى تواند به شک در ارکان نماز هم اعتنا نکند لطفاً به تفصيل و به طور کامل توضيح دهيد؟
ج) در هر موردى که زياد شک کند، نبايد اعتنا نمايد.
س. اگر بعد از سر برداشتن از سجده شک کند که یک سجده خوانده یا دو تا ولی احتمال بیشتر بدهد که دو سجده بجا آورده باید چه کار کند و حکم نمازهای گذشته که با احتمال دو سجده نماز را تمام کرده چیست؟
ج. اگر کثیر الشک نباشد، باید یک سجده دیگر به جا آورد و پس از تمام شدن نماز احتیاطاً نمازش را اعاده کند و احتیاطاً نمازهای گذشته را که میداند خلاف وظیفه عمل کرده است قضا کند.
س. برای ظن قوی در رکوع و سجود مطلبی را فرموده بودید. آیا کثیرالشک که ظن قوی پیدا میکند باید به آن دستورات عمل کند یا به حکم کثیرالشک؟
ج. اگر وسواس باشد ظن او هم حکم شک دارد و نباید به آن اعتنا کند.
س: لطفاً شک بعد از سلام را توضيح دهيد خصوصاً اگر بعد از سلام فراموش کنيم که چند رکعت نماز خواندهايم؟
ج) اگر بعد از سلام نماز در تعداد ركعات نماز شك كند در صورتى كه يك طرف شك او صحيح باشد مثلاً در نماز چهار ركعتى شك كند سه يا چهار يا پنج ركعت خوانده، اعتنا نمىكند ولى اگر هر دو طرف شك او باطل باشد مثلاً در نماز چهار ركعتى شك كند سه يا پنج ركعت خوانده است، نماز باطل است.
س: اگر نمازى را بخوانيم و بعد شک کنيم که آيا خواندهايم يا نه آيا بايد نماز را اعاده کنيم يا خير؟ و در فرض اعاده چگونه بايد نيّت شود؟
ج) اگر شک مذکور بعد از گذشتن وقت نماز باشد، اعاده لازم نيست ولى اگر قبل از آن باشد، بايد دوباره آن را بخواند؛ و نيّت آن مانند ساير نمازها است و گفتن آن به لفظ و گذراندن در ذهن لازم نيست.
س: اگر در بعد از برداشتن سر از سجده شک کنيم که يک سجده بجا آوردهايم يا دو سجده چه بايد کرد؟ در رکعات مختلف مثلاً رکعت سوم يا دوم تفاوتى دارد؟
ج) تا براى ركعت بعد بلند نشدهايد و يا وارد تشهد نشدهايد، بايد يک سجده ديگر بجا آوريد.
س. اگر كسى در سجدهاى شك كند كه آيا اين سجده شكر پس از نماز بوده يا سجده آخرين ركعت نماز وظيفه چيست؟
ج) در فرض سؤال اگر يقين به فراغ نداشته باشد، سجده آخرين رکعت قرار بدهد و نماز را تمام کند.
س: مواقعى، بعد از نماز يا وسط نماز شك مىكنم كه تشهد گفتهام يا نه. از يك نفر شنيدهام كه براى جبران سجده و تشهد فراموش شده، سجده سهو كافيست، ولى برادرم مىگويد اگر يقين نداشته باشيد كه گفتهايد، بايد نماز، دوباره خوانده شود. در اين مورد تكليف چيست؟
ج) شك در تشهد بعد از نماز يا شك در آن پس از قيام براى ركعت بعد، اعتبار ندارد و بهطور كلى به شك در چيزى كه محل آن گذشته و همچنين شك بعد از سلام اعتنا نمىشود.
س. در نمازهایم خیلی شکاک شدهام. در مورد تلفظ صحیح کلمات همیشه دو دل هستم و همیشه در آخر، سجده سهو بهجا میآورم. مخصوصاً در نمازهای ظهر و عصر که باید کلمات به آهستگی تلفظ شود، بیشتر شک میکنم. آیا در این نمازها اگر صدای ادای بعضی از حروف بلند شود، به وجوب اخفات در نماز ضرری نمیزند؟
ج. کثیرالشک به شک خود اعتنا نمیکند و همین که بهطور متعارف قرائت نماز را بر طبق لسان اهل زبان عربی بخوانید کافی است و رعایت محسنّات تجویدی لازم نیست و موارد سجدهی سهو موارد مشخصی است که در رسالههای عملیه مذکور است و در نمازهای اخفاتیه همین که در حال ادای حمد و سوره، جوهر صدا آشکار نشود، صحیح است.
س. آیا اگر در نمازم مشکلی پیش بیاید که حکم آن را ندانم و یا به آنچه میدانم یقین نداشته باشم- اگرچه این مسأله در مقدمات نمازم باشد- میتوانم نمازم را تمام کرده و احتیاطاً دوباره آن را بخوانم؟
ج. در فرض سؤال باید به گونهای عمل کند که مطابق احتیاط است و اگر احتیاط ممکن نیست به آنچه گمان دارد عمل نماید و بعد از نماز حکم آن مورد را سؤال کند و طبق وظیفهاش عمل نماید و به طور کلی بر مکلف لازم است قبل از نماز مسائلی را که احتمال میدهد در نماز نیاز به آن پیدا میکند یاد بگیرد.
س. کثیرالشک به چه کسی میگویند؟ آیا منظور از شک این است که دو طرف برایش یک مقدار احتمال را داشته باشد؟ آیا اگر کسی در یک نماز دو بار و در نماز بعدی یک بار شک کرد، که مجموعاً در دو نماز پشت سر هم سه بار شک کرده است، آیا او کثیرالشک میشود؟ آیا برای اینکه کسی کثیرالشک تشخیص داده نشود، میبایست شکهای سهگانه او در یک مورد خاصی باشد یا صرف شک کردن مورد نظر است و مصادیق آن مطرح نیست؟
ج. شک یعنی این که طرفین احتمال مساوی باشد. مرجع در تشخیص کثیر الشک بودن عرف است که مردم بگویند زیاد شک میکند و بعید نیست کسی که سه نماز پشت سر هم را بدون شک نخواند، کثیر الشک شمرده شود. و در صدق کثیر الشک بودن شرط است که این شکها در اثر عوارضی؛ همچون ترس یا خشم یا ناراحتی و مانند اینها از چیزهایی که حواس را پرت میکند، نباشد.
س. منظور از ظن (گمان) در نماز چیست؟ حکم آن چه میباشد؟
ج. ظن همان احتمال راجح است. اگر ظنّ در رکعات نماز باشد، حکم یقین را دارد و بنا را بر آن بگذارد و اگر در افعال نماز باشد اگر وظیفهاش با شاک (شک کننده) مختلف است ـ مثل اینکه گمان به انجام دارد و در محل آن عمل است ـ بنا بر احتیاط واجب در مثل قرائت، باید قرائت را به قصد قربت مطلقه بخواند و نمازش صحیح است و در مثل رکوع احتیاطاً رکوع را انجام دهد و بعداً نماز را اعاده نماید.
سجده سهو
استفتائات جدید
سوال: آیا داشتن وضو برای سجده سهو، لازم است؟
جواب: لازم نیست، بلکه احتیاط مستحب است.
س: اگر در نماز جماعت در ركعت دوم بعد از تشهد اشتباهاً سلام داده شود آيا سجده سهو لازم است؟
ج) اگر سلام دوم يا سوم را گفته، بنابر احتياط واجب بايد دو سجده سهو نمايد.
س: نحوه دقيق سجده سهو در نماز چگونه است؟
ج) براى سجده سهو، بايد بعد از سلام نماز، فوراً به نيّت سجده سهو، پيشانى را بر چيزى كه سجده بر آن صحيح است بگذارد و بنابر احتیاط بگويد: «بسم اللَّه و باللَّه، السلام عليك ايها النّبىُّ و رحمة اللَّه و بركاته» سپس سر از سجده بردارد و دوباره به سجده رود و ذكر را تكرار كند و پس از آن تشهد بخواند و سلام دهد.
س: اگر شخصى عمداً سجده سهو را انجام ندهد، نماز او چه حكمى دارد؟
ج) معصيت كرده ولى نمازش باطل نمىشود و بايد سجده سهو را انجام دهد.
س1: اگر شخصى سجده سهو را فراموش كند و بعد از شروع نماز دوم، يعنى در بين نماز يادش بيايد كه سجده سهو نماز اول را انجام نداده است چه وظيفهاى دارد؟ س2: اگر شخصى بعد از نماز اول، سجده سهوى را كه بر او واجب شده بود، فراموش كند و در بين نماز دوم يادش بيايد، در صورت وجوب سجده سهو مجدّد در نماز دوم، تكليف او چيست؟ آيا بايد اول سجده سهو مربوط به نماز دوم را بهجا آورد يا مربوط به نماز اول را؟
ج1) پس از اتمام نماز دوم، فوراً بهجا آورد. ج2) رعايت ترتيب لازم نيست ولى بهتر است سجده سهو نماز دوم را مقدّم بدارد.
س: تأخير در انجام سجده سهو عمداً يا سهواً چه حكمی دارد؟
ج) عمداً جايز نيست.
نماز احتیاط
استفتائات جدید
س: نحوه انجام نماز احتیاط چگونه است؟
ج) كسى كه نماز احتياط بر او واجب است، بايد بعد از سلام نماز (بدون آنكه از حالت نماز خارج شود) فوراً نيّت نماز احتياط كند و تكبير بگويد، سپس حمد را (بدون سوره) بخواند و به ركوع رود و دو سجده بهجا آورد، سپس اگر يك ركعت نماز احتياط بر او واجب است، پس از سجدهها تشهد بخواند و سلام دهد. اما اگر دو ركعت نماز احتياط بر او واجب است، بايد بعد از انجام سجدهها، يك ركعت ديگر مانند ركعت اوّل بهجا آورد و آنگاه تشهد بخواند و سلام دهد. نماز احتیاط، سوره و قنوت ندارد و نيّت آن نبايد به زبان آورده شود و احتياط واجب آن است كه سوره حمد؛ حتى «بسم اللَّه الرحمن الرحیم» آهسته خوانده شود.
س. در نماز احتیاط اگر علاوه بر سوره فاتحه سوره اخلاص هم بخوانم اشکالی دارد؟
ج. نماز احتیاط سوره ندارد و اگر به طور سهوی خوانده شود، اشکال ندارد.
س اگر بر نمازگزار خواندن يک رکعت نماز احتياط واجب شد و اشتباهاً در نماز احتياط، توحيد را خواند و بعد فهميد که توحيد را خوانده است وظيفه چيست؟ اگر در حين خواندن سوره توحيد متوجه شد که نماز احتياط است و خواندن توحيد لازم نيست وظيفه چيست؟
ج) اگر بعد از اتمام سوره فهميده، نمازش صحيح است و اگر در اثناى سوره فهميده همان جا سوره را رها كند و به ركوع رود و نمازش صحيح است.
س: در نماز ظهر بین رکعت سوم و چهارم شک کردم و یک رکعت نماز احتیاط بر من واجب شد، اما فراموش کردم آن را بخوانم. در رکعت چهارم نماز عصر متوجه «آن یک رکعت نماز احتیاط فراموش شده» شدم. تکلیف من چیست؟
ج. در فرض مرقوم چنانچه فوریت نماز احتیاط به هم خورده باشد باید نماز عصر را به ظهر عدول کند و بنابر احتیاط مستحب نماز ظهر را دوباره اعاده نماید.
س. در نماز احتیاطی که بهخاطر فریضه ظهر و عصر و عشا بر انسان واجب میشود، آیا جهر یا اخفات خواندن سوره حمد باید مراعات شود؟
ج. احتیاط واجب آن است که سورهی حمد و «بسم الله الرحمن الرحیم» آن در نماز احتیاط، آهسته خوانده شود.
نماز قضا
استفتائات جدید
س. اگر دکتر مریض را به دستور خود مریض بیهوش کند، آیا مریض نمازهای قضا شده را باید اعاده کند؟
ج. اگر بیهوشی مستند به خودش باشد یعنی خود او خواسته باشد که برای عمل بیهوش شود، قضای نمازهایش بنا بر احتیاط واجب است.
س: آيا نماز و روزه قضاى ميت مرد حتماً بايد توسط مرد بجا آورده شود يا اينكه زن هم مىتواند آن را به جا آورد؟
ج: زن مىتواند نماز و روزه ميت را ـ خواه مرد باشد يا زن ـ انجام دهد.
س: در نماز استيجارى اگر مثلاً شش ماه فقط نماز صبح و شش ماه نماز ظهر و عصر و شش ماه نماز مغرب و عشا خوانده شود صحيح است يا بايد به ترتيب روزانه باشد؟
ج) مانع ندارد مگر آن که در اجاره ترتيب خاصى شرط شده باشد.
س: در صورتى که فرد توانايى بجا آوردن قضاى روزه و نمازهاى فوت شده خود را نداشته باشد (نه از لحاظ مالى و نه جسمى) تکيف او چيست؟
ج) در مورد قضاى نماز اگر اميد به خوب شدن ندارد، واجب است به هر کيفيتى که مىتواند آن را انجام دهد و در هر صورت اگر انجام نداد بايد وصيّت کند تا پس از مرگ او بر طبق وظيفه عمل شود. ولى در صورت اميد به خوب شدن، احتياط آن است که تأخير بيندازد و در زمان خوب شدن آن را انجام دهد، ولى در مورد قضاى روزه اگر به هيچ وجه تا آخر عمر نتواند، بايد وصيّت کند که از مال خودش براى قضاى آنها اجير بگيرند، بلکه اگر مال نداشته باشد ولى احتمال بدهد کسى بدون آن که چيزى بگيرد آنها را انجام مىدهد، باز هم واجب است وصيّت نمايد.
س: آيا نماز قضا را مىتوان نشسته خواند؟
ج) با تمكن از ايستادن، صحيح نيست.
س: اگر بخواهم احتياطاً نمازهاى گذشتهام را دوباره بخوانم بايد به چه نيتى بخوانم؟
ج) به نيّت قضاى احتياطى.
س: اگر مسافر نمازش قضا بشود و به شهر خود برسد بايد نمازش را شکسته بخواند يا کامل؟
ج) اگر تا آخر وقت در مسافرت بوده و در سفر نمازش قضا شده، بايد بطور شکسته قضا کند.
س: مادر بنده مدت دو سال است که به بيمارى زونا مبتلا شده و ايستادن برايش بسيار مشكل است. آيا مىتواند نمازهاى قضاى خود را نشسته بخواند؟
ج) اگر اميد به خوب شدن ندارد، مىتواند نشسته بخواند وگرنه احتياط آن است كه تأخير بيندازد و در زمان خوب شدن آن را انجام دهد.
س: اگر شخصى نداند که نماز وى در بيرون از حدّ ترخص قضا شده يا در داخل آن، قضاى آن را بايد شکسته بجا آورد يا کامل؟
ج) در مفروض سؤال براى تحصيل يقين به فراغ ذمّه، بايد بين قضاى قصر و قضاى اتمام جمع كند.
س: فردى كه به علت بيمارى نمىتواند از بيرون آمدن باد معده، موقع نماز جلوگيرى كند و هر چه معالجه كرده است نتيجه نبخشيده است و احساس مىكند با توجه به مشكلات زندگيش اگر بخواهد منتظر بهبودى بنشيند، نمىتواند نمازهاى قضايش را بهجا آورد، چنانچه نمازها را قضا كرد و بعداً بيمارىاش رفع شد آيا بايد دوباره نمازها را قضا كند؟ در صورتى كه مشقّت داشته باشد چهطور؟
ج) در فرض مرقوم كه اميدى به بهبودى نداشته، نماز قضاهايى كه خوانده، صحيح بوده و نياز به اعاده ندارد.
س. بعضی کتابهای ادعیه درباره کسانی که فراموش کردهاند که چهقدر نماز قضا دارند، دستورالعملی را بیان کرده با این ادعا که دلیل آن روایت است و کیفیت بدین صورت است که در روز معیّنی روزه گرفته میشود و شب بعد از افطار آن روز، پنجاه رکعت (دو رکعتی) نماز خوانده شود و بعد از خواندن این نمازها هرچه نماز قضا بر گردن او بوده همه برداشته میشود. آیا چنین دستورالعملی معتبر است و میتواند به آنچه در این نوع کتب دعا آوردهاند، اعتماد نمود؟
ج. انجام عمل مذکور موجب رفع تکلیف و برداشت ذمّه نسبت به نمازهایی که بر گردن دارند نمیشود و واجب است افراد مذکور به مقداری که یقین دارند، نمازهای قضا را بهجا آورند.
نماز قضای پدر و مادر
استفتائات جدید
س. اگر در وقت فوت پدر، فرزند پسرش هنوز به دنیا نیامده باشد و بعد از وفات او به دنیا بیاید و میت پسر دیگری هم نداشته باشد آیا این پسر در مورد نماز و روزه قضای او تکلیفی دارد؟
ج. در فرض سؤال نماز و روزه ی قضا شده میت، بعد از بلوغ بر پسر واجب است.
س. شخصی در خواندن نمازهای قضای پدرش تعلل کرده است و اکنون معذور شده است و نمازهای خود را نیز نشسته میخواند، آیا بر او واجب است در صورت تمکن، برای نمازهای پدر اجیر بگیرد؟
ج. اگر امید ندارد بتواند ایستاده بخواند، میتواند نشسته بخواند در هر صورت میتواند برای قضای نمازهای پدر اجیر بگیرد.
س. آیا نماز آیات پدر و مادر بر گردن پسر بزرگتر است؟
ج. قضای نماز آیات پدر و بنا بر احتیاط واجب مادر بر پسر بزرگ واجب میباشد.
س: در صورت فوت پسر بزرگ خانواده، آيا قضاى عبادات پدر بر پسر دوم نيز واجب مىشود؟
ج) تکليف قضاى نماز و روزه پدر بر پسر بزرگى واجب است که هنگام وفات پدر زنده باشد، هر چند فرزند اول يا پسر اول پدر نباشد.
س: کسى که بيمارى آلزايمر داشته و اکنون فوت کرده آيا نماز و روزه بر او واجب بوده است؟ وظيفهى ما در اين باره چيست؟
ج) اگر به حدّى كه عنوان جنون بر آن صدق كند نرسيده، نماز و روزه بر او واجب بوده است و در صورتى كه از او نماز و روزه فوت شده، قضاى آن بر عهده پسر بزرگتر مىباشد مگر آنكه نسبت به آن وصيّت كرده باشد و از ثلث مال او هم تجاوز نكند كه در اين صورت مىتوانيد براى اين كار شخصى را اجير كنيد.
س. فردی که خودش نماز قضای واجب زیادی دارد؛ بهگونهای که قضا کردن آنها چند سال طول میکشد و از طرفی چون پسر بزرگ خانواده است نماز قضای والدینش نیز بر گردن اوست و بضاعت مالی هم ندارد که پول بدهد تا دیگران نماز والدینش را قضا کنند، چه تکلیفی دارد؟
ج. باید تا آنجا که توان دارد به هر دو وظیفه عمل کند و هم نمازهای قضای خود و هم قضای نماز پدر و بنا بر احتیاط واجب مادر را انجام دهد و مقداری از نمازهای قضای خود را که توان ندارد، وصیت کند.
نماز جماعت
استفتائات جدید
س. آیا گفتن «الحمدلله رب العالمین» بعد از قرائت حمد توسط امام جماعت جایز و مستحب است؟
ج. استحباب گفتن (الحمد لله) در پایان سوره حمد مختص به کسی است که سوره حمد را قرائت نموده - خواه امام باشد، در جماعت و یا فرادا میخواند - و یا اینکه (مأموم) آن را شنیده است.
س. آیا حائل با نبودن یک نفر در بین صف نماز جماعت صدق میکند بطوری که ارتباط این طرف با آن طرف صف قطع شود؟
ج. اگر از جلو به امام متصل نباشد، و به واسطه کسی که طرف راست یا چپ او اقتدا کرده نیز به امام متصل نباشد، چنانچه بیشتر از یک قدم بزرگ فاصله نباشد، نمازش صحیح است.
س. آیا از نظر مقام معظم رهبری«دام ظله» در نماز جماعتی که عدّهای از مأمومین مسافر هستند و در وسط نماز جماعت سلام میدهند و بلافاصله اقتدا میکنند، اتصال نمازهای دیگران بهم میخورد یا نه؟
ج. اگر بلافاصله اقتدا کنند، جماعت باقی میماند.
س. در نماز جماعت مانند حرم مطهر رضوی و یا نماز جمعه گاهی اتفاق میافتد که اتصال آقایان به جماعت توسط بانوان انجام میگیرد، آیا اشکال دارد؟
ج. اشکال ندارد.
س. در صورتی که نماز امام جماعت تمام شده برای درک ثواب نماز هنگام تشهد اقتدا کند و بنشیند و تشهد بخواند. سؤال این است که منظور از نشستن، تجافی است یا نشستن معمولی؟
ج. نشستن معمولی مراد است.
س. در صف جماعت اگر اطراف مأموم بچه ممیز و غیر ممیز نمازگزار باشد، حکم نماز شخص مکلف چیست؟
ج. در فرض سؤال اگر بچه ممیز فاصله شود چنانچه بدانند نماز او صحیح است، نماز جماعت اشکال ندارد، همچنین اگر یک یا چند بچه غیر ممیز یا بچه ممیزی که نمازش باطل است فاصله شود ولی از جلو و یا طرف دیگر اتصال باشد و یا اینکه فاصله بین دو مأموم بیش از یک قدم نباشد، نماز جماعت اشکال ندارد.
س. آیا در نماز جماعت وجود دختر بچه درصف مأمومین مرد اشکال دارد؟
ج. اگر ممیز باشد بنا بر احتیاط واجب، لازم است در حال نماز، بین او و مردان حداقل یک وجب فاصله باشد.
س. کیفیت تبعیت از امام در نماز جماعت چگونه است؟
ج. متابعت مأموم از امام در افعال نماز واجب است؛ یعنی مأموم بايد افعال نماز را با امام يا كمى ديرتر از امام بهجا آورد و اگر عمداً از امام جماعت جلو بیفتد يا مدتى بعد از او (به نحوی که متابعت از امام صدق نکند) انجام دهد، نمازش فرادا میشود. اما نسبت به اقوال و اذکار ـ جز تکبیرة الاحرام ـ تبعیت واجب نیست، اما در تکبیرة الاحرام نبايد تكبيرة الاحرام را پيش از امام بگويد، بلكه احتياط واجب آن است كه تا تكبير امام تمام نشده تكبير نگويد.
س. اگر بعد از نماز جماعت معلوم شود، فردی بنا به دلایل مختلف نمازش صحیح نبوده است، آیا صدمه به نماز سایرین میزند؟
ج. اگر هنگام نماز، یقین به بطلان نماز او نداشتهاند یا از طریق دیگران اتصال صفوف جماعت بر قرار بوده است، نماز سایرین اشکال ندارد.
س. به دلیل مصلحتی عقلایی به امام جماعتی که عادل نمیدانم اقتدا میکنم و بعد نماز را اعاده میکنم، اگر من واسطهی اتصالِ امام به مامومین باشم، واجب است به آنها بگویم که نمازم را اعاده میکنم؟
ج. لازم نیست بگویید.
سؤال: ۱) اگر قرائت امام جماعت صحیح نباشد، مثلا بجای کسره، فتحه بخواند، آیا اقتدا صحیح است؟ ۲) تکلیف نمازهائی که قبلا به ایشان اقتدا کردهایم، چیست؟
جواب: ۱) اگر قرائت امام جماعت ـ حتی نسبت به حرکات حروف ـ صحیح نباشد، اقتداء صحیح نیست. ۲) اگر نمیدانستید قرائت امام جماعت اشکال دارد یا اعتقاد داشتید اقتداء صحیح است، نمازهای گذشته صحیح است.
س. در نماز جماعت اگر بعضی از افراد صفهای دوم یا سوم یا...، به واسطهی دیوار یا مانع دیگری، نتوانند هیچ یک از افراد صف جلو را ببینند ـ هر چند به واسطهی افراد کنارشان به جماعت متصل هستند ـ آیا اتصالشان به نماز جماعت صحیح است؟
ج. اتصال به جماعت، صحیح نیست.
س. آیا زن میتواند امام جماعت گروه متشکل از زن و مرد یا فقط یک گروه از این دو باشد؟
ج. امامت زن در نماز جماعت فقط برای زنان جایز است.
س. کسی که میخواهد نماز جماعتش را به فرادا تبدیل کند آیا در همه جای نماز مثلاً بعد از دو سجده میتواند این کار را بکند یا جاهای خاصی دارد؟
ج. محل خاصی معتبر نیست.
س. اگر شخصی شک کند که به رکوع امام (موقع اتصال به نماز جماعت) رسیده است یا خیر؟ وظیفهاش چیست؟
ج. اگر به مقدار رکوع خم شود و چنین شکی کند، نماز او به صورت فرادا صحیح است و رکعت اول نماز او حساب میشود و باید نماز را ادامه دهد.
س. کسی که یک دست معیوب دارد و نمیتواند در هنگام سجده دست خود را به صورت کامل بر زمین بگذارد، آیا میتواند به عنوان امام جماعت به برپائی نماز اقدام کند؟
ج. اگر بتواند تمام کف دست یا قسمت معتنابهی از آن را در حال سجده بر زمین بگذارد به نحوی که تکیه بر زمین داشته باشد، امامت او اشکال ندارد.
س. شخصی به علت بیماری که دارد نمیتواند نمازهای صبح و مغرب و عشا را با صدای بلند بخواند، آیا اقتدا به او در آن نمازها صحیح است؟
ج. محل اشکال است.
س. همسرم روشندل هستند و من دوست دارم که در منزل با ایشان نماز جماعت بخوانم آیا از نظر شرعی مانعی وجود ندارد؟
ج. اگر شرایط جماعت را مراعات کنید، مانع ندارد.
س. آیا جایز است در خانه برای نماز جماعت به پدر خود اقتدا کرد؟ اگر وی راضی نباشد و بدون اطلاع، به وی اقتدا کنیم حکم چیست؟
ج. با وجود شرایط امامت جماعت، اشکال ندارد بلکه مستحب است؛ البته با دسترسی به روحانی به غیر روحانی اقتدا نشود.
س: اگر گروهى از مؤمنين اصرار كنند كه بنده امام جماعت آنها شوم اما من هم پافشارى كنم كه نمىشوم چرا كه مىدانم عادل نيستم، آيا مىتوانم امام جماعت شوم (بدون نيت امام بودن)؟
ج) امامت شما براى كسانى كه شما را عادل مىدانند اشكال ندارد و جماعت صحيح است و در عين حال اگر خودتان نخواستيد قصد امامت كنيد باز نماز شما صحيح است و اقتداء مؤمنين به شما نيز اشكال ندارد.
س: مأمومى كه در هنگام ركوع امام جماعت تكبيرة الاحرام گفته ولى به ركوع امام نرسيده وظيفهاش چيست؟
ج) اگر مأموم به ركوع رفته، نمازش فرادا مىشود و صحيح است و مىتواند براى درک جماعت آن را به مستحبى تبديل کند و اگر به ركوع نرفته، مىتواند نيّت فرادا كند و مىتواند صبر كند تا امام براى ركعت بعد برخيزد و آن را ركعت اول خود حساب كند؛ ولى اگر برخاستن امام به قدرى طول بكشد كه نگويند اين شخص نماز جماعت مىخواند، بايد نيّت فرادا كند.
س: در نماز جماعت حرم امام رضا (ع) گاهى اتفاق مىافتد كه در اطراف فرد تا چند نفر نمازشان شكسته است و زودتر به پايان ميرسد، سؤال بنده اين است كه آيا اتصال ما از بين مىرود و بايد نماز را فرادى ادامه دهيم يا نه؟
ج) در نماز جماعت لازم است مأموم از سمت جلو و يا سمت راست و يا سمت چپ به امام جماعت و يا به مأمومين اتصال داشته باشد (يعنى فاصلهاش بيش از يک قدم نباشد)، پس اگر از هيچ يک از اين اطراف اتصال برقرار نباشد، نماز فرادا مىباشد.
س. شخصی وارد مسجد شد دید امام در رکوع است از فاصله چهارمتری بعد از گفتن تکبیرةالاحرام به سرعت حرکت کرده و در رکوع به امام و مأمومین ملحق شده است نماز او چگونه است؟
ج. اگر طوری است که میترسد به رکوع امام نرسد با فاصلهای که صدق اقتدا بکند تکبیر را میگوید اگر چه فاصله طوری است که در حال اختیار جایز نیست و بعد به رکوع میرود و بعد خود را به صف میرساند.
س. در مساجدی که به صورت گذری قصد اقتدا بر امام داریم به نظر میرسد امکان احراز عدالت فراهم نیست چون فقط به اندازه اقامهی نماز توقف داریم. در این صورت تکلیف چیست؟ آیا میتوان اقتدا کرد؟
ج. از هر راهی که اطمینان به عدالت حاصل شود اگر چه با اقتدای عدهای از اهل بصیرت و صلاح باشد کافی است بلکه حسن ظاهر نیز کفایت میکند.
س: اگر بالكن شبستان مسجد كه عدهاى از مردان در آن مكان به امام اقتدا مىكنند داراى ديوارى باشد كه نمازگزاران در صف اول بالکن نتوانند صف جماعت را ببينند آيا اين اتصال صحيح است.
ج) محل اشکال است و احتياط ترک نشود.
س: اگر امام جماعت كارى كند كه به فتواى مرجع تقليد ما مبطل نماز باشد ولى احتمال بدهيم كه مرجع تقليد امام جماعت آن را مبطل نداند حكم اقتدا به اين امام جماعت چيست؟
ج) در فرض مذكور اقتدا به امام جماعت صحيح نيست.
س. تعریف، مفهوم و محدوده اصطلاح حُسْن ظاهر در احراز عدالت امام جماعت را به صورت شفاف و روشن بیان بفرمایید.
ج. حسن ظاهر یعنی رفتار و کردار شخص به گونهای است که نشانه مواظبت او بر امور شرعی و طاعات و ترک محرمات است، و اگر لغزشی از او سر بزند فوراً پشیمان میشود و توبه میکند.
س: آيا اين سخن صحيح است كه مىگويند طلاب نمىتوانند به غير از طلبه براى نماز جماعت اقتدا كنند؟ منظور از روحانى چه کسى است؟
ج) با دسترسى به روحانى به غير روحانى اقتدا نکنند، و منظور از روحانى کسى است که علاوه بر داشتن صلاحيتهاى لازم، ملبس به لباس مقدّس روحانيت نيز باشد.
س: وقتى كه مىخواهيم به امام جماعت در ركوع متصل شويم آيا بايد صبر كنيم كه ايشان در ركوع قرار بگيرند و بعد تكبير را بگوييم يا مىتوان در حال رفتن امام به ركوع تكبير را گفت؟ و اگر شک در رسيدن به ركوع امام كرديم وظيفه ما چيست؟
ج) در ركعت اول و دوم خواه امام در حال قرائت يا در حال ركوع باشد داخل شدن در جماعت اشكال ندارد و در ركعت سوم و چهارم اگر پيش از ركوع امام به وى اقتداء نموده بايد حمد و سوره را خودش بخواند و اگر وقت براى خواندن سوره ندارد بايد لااقل حمد را تماماً بخواند و به ركوع امام برسد و اگر بداند كه با خواندن حمد به ركوع امام نمیرسد احوط آن است كه پيش از ركوع امام داخل نشود و اگر در حال ركوع امام اقتداء كرده و به مقدار ركوع خم شده و شک دارد كه به ركوع امام رسيده يا نه، نماز صحيح است ولى فرادا است.
س: آيا اگر مأموم مساوى با امام بايستد نماز كداميک باطل است؟
ج) بنابر احتياط جماعت باطل است و نماز امام در هر حال صحيح است و اگر مأموم به وظيفه منفرد عمل کند نمازش به طور فرادا صحيح است.
س: اگر کسى خودش مىداند که عدالت ندارد و گروهى مثلاً در يک ميهمانى خانوادگى به هنگام نماز او را به عنوان امام جماعت انتخاب کنند آيا مىتواند جلو بايستد و نماز بخواند يا بايد از اين کار پرهيز نمايد؟
ج) نماز آنان که او را عادل دانستهاند، صحيح است و بهتر آن است که قبول نکند ولى اگر قبول کرد هم نماز خودش و هم نماز مأمومين صحيح است.
س: اگر مأموم در قرائت ركعت اول اقتدا كند و به علت جمعيت زياد جماعت يا به علل ديگر رفتن ركوع امام را متوجه نشود و موقعى متوجه مىشود كه امام به سجده رفته در اين حال ركوع را انجام داده و خود را به سجده اول يا دوم امام مىرساند آيا در اين صورت نماز وى باطل است يا خير؟ اگر به سجده دوم امام هم نرسد و در تشهد به امام رسيد چه صورت دارد؟
ج) در فرض مذکور اگر خود را به سجده امام برساند، نمازش صحيح است و در غير اين صورت نماز جماعتش باطل شده و نماز فرادا مىشود و مکلّف بايد بقيه نماز را فرادا به آخر برساند.
س: اداى نماز در مساجد بصورت فرادا در هنگامى که نماز جماعت يوميه در آن توسط روحانى مسجد در حال برگزارى است چه حکمى دارد؟
ج) اين عمل اگر تضعيف نماز جماعت و اهانت و بىاحترامى به امام جماعت محسوب شود، جايز نيست.
س: گاهى مشاهده مىشود كه هنگام برپايى نماز جماعت در مسجدالحرام و مسجدالنبى، بعضى از حجاج از مسجد خارج مىشوند و يا در كنارى ايستاده و تماشا مىكنند، لطفا نظر مبارك را در اين باره مرقوم فرماييد.
ج) بايد جداً از اين كار اجتناب كنند.
س: برپايى نماز جماعت در ادارات چه حکمى دارد؟
ج) با توجه به اهميت خاص نمازهاى يوميه و تأکيد زيادى که بر اقامه نماز در اول وقت شده است و با توجه به فضيلت بسيار زياد نماز جماعت، مناسب است کارمندان، روشى را اتخاذ کنند که بتوانند در خلال ساعات کار ادارى نماز واجب را به صورت جماعت در اول وقت و در کمترين زمان بخوانند ولى بايد به گونهاى مقدمات اين کار را فراهم کنند که نماز جماعت در اول وقت بهانه و وسيله براى تأخير انداختن کارهاى مراجعهکنندگان نشود.
س: چگونه مىتوان به عدالت امام جماعت پى برد؟
ج) از هر راهى که اطمينان به عدالت حاصل شود، اگر چه با اقتداى عدّهاى از اهل بصيرت و صلاح باشد کافى است بلکه حسن ظاهر نيز کفايت مىکند و در صورتى که عدالت محرز بوده، شک و ترديد فعلى مانع اقتدا نيست.
س: آيا خواندن نمازهاى ظهر و عصر و مغرب و عشا در زمان فضيلت و بطور فرادا افضل است يا اينکه هر دو نماز در وقت نماز اول و به جماعت خوانده شود؟
ج) هر دو را با جماعت بخوانيد افضل است.
س: کسى که میخواهد نماز جماعتش را به فرادا تبديل کند آيا در همه جاى نماز مثلاً بعد از دو سجده مىتواند اين کار را بکند يا جاهاى خاصى دارد؟
ج) محل خاصى معتبر نيست.
س. در صورتی که در نماز جماعت، امام به قنوت (که مستحب است) برود و مأموم سهواً به رکوع رفته و به دلیل اصل تبعیت، مجدداً به همان قنوت ملحق شود، حکم چیست؟
ج. نماز مأموم در فرض مذکور صحیح است، هر چند احتیاط مستحب است که در این صورت نماز را اعاده کند.
س: در صورتى که نماز جماعت در مسجد ديگر غير از مسجد محله پربارتر باشد (از نظر تعداد شرکت کنندگان يا از نظر معنويت حاکم بر سخنرانى و يا فضاى مسجد) آيا براى شرکت در هر يک از اين مساجد (مسجد محله و مسجد ديگر) مختار هستيم و اساساً شرکت در کداميک افضل است؟
ج) نسبت به شركت در هر يك از اين مساجد مخيّريد، هر چند مسجدى كه جامع است يا جمعيت شركت كنندگان در نماز جماعت آن بيشترند افضل است.
س: آيا در نماز جماعت، امام بايد نيت جماعت بکند؟
ج) نيّت جماعت لازم نيست ولى اگر بخواهد فضيلت نماز جماعت را درک کند بايد قصد جماعت نمايد.
س: اگر شخصى شك كند كه به ركوع امام (موقع اتصال به نماز جماعت) رسيده است يا خير؟ وظيفهاش چيست؟
ج) اگر به مقدار ركوع خم شود و چنين شكى كند، نماز او به صورت فرادا صحيح است.
س: آيا اقتدا كردن به امام جماعتى كه نمازش شكسته است صحيح مىباشد؟
ج) مانع ندارد هر چند كراهت دارد.
س: در صورتى كه بخواهيم در روز جمعه نماز ظهر و عصر خود را به صورت فرادا در منزل بخوانيم آيا بايد صبر كنيم تا نماز جمعه تمام شود يا اينكه مىتوانيم در اول وقت نماز را بجاى بياوريم؟
ج) صبر كردن لازم نيست.
س: آيا هنگامى که امام جماعت نماز عصر را برگزار مىنمايد ، کسى که نماز ظهر را نخوانده مىتواند به امام جماعت اقتدا کند؟ اين مورد در خصوص نماز مغرب و عشا نيز مورد سؤال است.
ج) مانع ندارد.
س. آیا در نماز جماعت به محض قامت بستن امام میتوان اقتدا کرد یا باید منتظر شد تا صفهای جلوتر اقتدا کنند؟
ج. بعد از تکبیر امام اگر صف جلو آماده نماز و تکبیر گفتن آنان نزدیک باشد، کسی که در صف بعد ایستاده، میتواند تکبیر بگوید ولی احتیاط مستحب آن است که صبر کند تا تکبیر صف جلو تمام شود.
س: موقع نماز جماعت آيا فرد مىتواند از جهت ارتفاع پايينتر از امام جماعت (تقريباً حدود 3 پله) قرار گيرد و به او اقتدا کند؟
ج) جايز نيست که مکان امام جماعت بلندتر از مکان مأمومين باشد.
س. در نماز جماعت فاصله بین صفها چند متر یا سانتی متر باید باشد؟
ج. اگر بین جای سجده مأموم و جای ایستادن امام بقدر گشادی بین دو قدم (حدود یک متر) فاصله باشد اشکال ندارد، و نیز اگر بین انسان و مأمومی که جلوی او ایستاده و انسان به وسیله او به امام متصل است به همین مقدار فاصله باشد، نمازش اشکال ندارد.
س: اگر امام جماعت به خاطر سنّ زيادش نتواند نماز را تند بخواند اگر ما ذکر را زودتر از او بگوييم، آيا اشکال دارد و از ثواب جماعت کم مىشود؟ من مثلاً مىخواهم ثواب زيادى در نماز جماعت بگيرم آيا درست است که ذکر بيشتر بگويم و به اين خاطر از امام جماعت جلو بزنم؟
ج) در اذکار نماز متابعت از امام جماعت لازم نيست ولى در افعال نماز لازم است.
س: تغيير نيّت در اثناى نماز جماعت به فرادا چه حكمى دارد؟
ج) اشکال ندارد.
س. اگر امام جماعت در حال قرائت تشهد باشد و مأموم یک رکعت دیرتر اقتدا کرده باشد، نشستن در حالت تجافی واجب است یا میتوان به صورت معمولی هم نشست؟ ذکر تشهد چه طور، قرائت آن واجب است یا خیر؟
ج. ذکر و تسبیح لازم نیست؛ ولی احوط آن است که تجافی کند و اگر نکرد جماعتش یا نمازش باطل نمیشود.
س: در نماز جماعت نماز امام تمام شده و يکى از مأمومين در حال ادامه نماز خود به صورت فرادا است آيا مىتوان به او اقتدا کرد؟
ج) اشكال ندارد.
س: اگر كسى تکبيرهالاحرام را قبل از امام بگويد حکمش چيست؟
ج) نماز خود را بايد به صورت فرادا بخواند.
س: در نماز جماعت آيا واجب است نيّت كنيم به فلان امام جماعت يا امام جماعت حاضر اقتدا مىكنيم؟
ج) بايد امام را معين نماييد ولى دانستن اسم او لازم نيست مثلاً اگر نيّت كنيد: «اقتدا مىكنم به امام حاضر» نمازتان صحيح است.
س: آيا مىتوان در نماز ادا به امام جماعتى كه نماز قضا را بجا مىآورد، اقتدا كرد؟
ج) اگر نماز قضاى حتمى باشد، مانع ندارد.
س. اگر در رکعت دوم نماز جماعت اقتدا کنیم، آیا در رکعت سوم امام(دوم خودمان)، باید هم حمد و هم سوره را بخوانیم، یا خواندن حمد به تنهایی کافی است؟ آیا باید به رکوع رکعت سوم امام، برسیم؟ اگر نرسیدیم چه؟
ج. اگر میدانید به رکوع امام میرسید باید حمد و سوره را بخوانید. و الا فقط حمد را بخوانید و اگر به رکوع امام هم نرسیدید خود را در سجده به امام برسانید و نماز به جماعت صحیح است و در صورت اخیر بهتر است که احتیاطا نماز را دوباره بخواند.
س. آیا اقتدا به امام جماعتی که حدود ۳۰ درجه از جهت قبله منحرف گردیده است، صحیح میباشد؟ و حدّ مجاز برای این مطلب چقدر است؟
ج. اگر امام جماعت با داشتن دلیل معتبر شرعی – مانند اطمینان یا بیّنه – به آن جهت ایستاده است، اقتدا اشکال ندارد، در غیر این صورت اقتدا صحیح نیست.
س: آيا مأمومى که بيمار است و روى تخت يا ويلچر نماز مىخواند، موجب قطع اتصال صفها مىشود؟
ج) مجرّد آن موجب قطع اتصال نمىشود.
س: آيا مأموم مرد تمام اذکار را بايد آرام بخواند يا اين که برخى اذکار (مثل قنوت يا ذکر رکوع و سجود) را مىتواند بلند بخواند؟
ج) مكروه است مأموم ذكرهاى نماز را طورى بگويد كه امام بشنود.
س: لطفاً بفرماييد در محلهاى شيعى که احتمال اختلاف نيست آيا مجاز هستيم در نماز جماعت بين حمد و سوره براى نشر سنت حقيقى پيامبر "الحمد لله" را بلند بگوييم؟
ج) مکروه است که مأموم ذکر را بگونهاى بگويد که امام بشنود و براى نشر سنّت حقيقى پيامبر «الحمدلله» را آهسته بگوييد.
س: اگر در انتهاى نماز جماعت هنگام ذكر سلام كمى جلوتر يا عقب تر از امام جماعت نماز را به پايان ببريم آيا در نيّت جماعت اشكالى ايجاد مىگردد؟
ج) اشكال ندارد.
س: در نمازهايى كه حمد و سوره در آنها بايد بلند خوانده شود اگر در نماز جماعت در ركعت آخر به امام ملحق شويم آيا پس از ايستادن براى ركعت دوم بايد حمد و سوره را بلند بخوانيم؟
ج) در فرض سؤال بايد قرائت را بلند بخوانيد.
س: آیا نمازگزار در بین نماز جماعت میتواند بدون آنکه حالت نماز خود را به هم بزند از صف عقبی به صف جلویی تغییر مکان دهد؟
ج. اگر در حال حرکت، اذکار واجب نماز را نگوید، اشکال ندارد.
س. شنیدهام که نظر مبارک در مورد کسی که نمازش را به جماعت خوانده این است که اعادهی آن نماز با جماعت دیگر وجهی ندارد، خواهشمند است در این خصوص و اینکه اگر جماعت دوم از جهاتی رجحان داشته باشد، آیا حکم همین است یا خیر؟
ج. نمازی که فرادا خوانده است میتواند با اقتدا به امام جماعتی اعاده نماید و یا اینکه برای جماعتی امامت کند و نمازی را که برای جماعتی امامت کرده میتواند یک بار دیگر برای جماعت دیگر امامت کند، در غیر این دو صورت اعاده وجهی ندارد؛ هر چند جماعت دوم دارای رجحان باشد.
س: اگر فرد از خاطرش برود كه گوشى تلفن همراه خود را قبل از نماز جماعت خاموش نمايد و در بين نماز، گوشى زنگ بزند، آيا مىتواند گوشى را از جيب در آورده و خاموش نمايد؟
ج) خاموش كردن آن اگر صورت نماز را بهم نزند اشكال ندارد.
س. در صورتی که امام جماعت، علاوه بر خواندن نماز بهصورت تمام، یکبار دیگر نماز را احتیاطاً شکسته هم بخواند، آیا میتوان در نماز احتیاطی شکسته اقتدا کرد؟
ج. اقتدا به نمازی که احتیاطاً خوانده میشود، صحیح نیست مگر اینکه مأموم هم همان احتیاط را بخواهد رعایت کند.
س. اگر قبل از اتمام تسبیحات اربعه در نماز جماعت، امام به رکوع رفت، آیا باید تسبیحات را تمام کرده سپس به رکوع برویم یا برای متابعت از جماعت تسبیحات را ناتمام بگذاریم؟
ج. چنانچه خوف آن را دارید که اگر تسبیحات را تمام کنید، به رکوع امام نمیرسید، در صورتی که یک بار آن را خواندهاید، باید آن را رها کرده و به رکوع بروید.
س: اگر نماز جماعت ظهر به امامت فردى و نماز جماعت عصر به امامت فرد ديگرى برگزار گرديد و پس از نماز عصر، امام جماعت اول (نماز ظهر) بيان کرد که من براى نماز وضو نداشتهام، وظيفه مأمومين در اين باره چيست؟ آيا دوباره بايد نماز ظهر و عصر را بجا آورند؟ و يا اينکه فقط نماز ظهر کافى است؟ و يا نماز مأمومين صحيح است؟
ج) در فرض سؤال نماز مأمومين صحيح است.
س: اگر بعد از نماز متوجه شوند که از اول نماز جماعت، اتصال صفوف برقرار نبوده است، نماز نمازگزاران چه حکمی دارد؟
ج. اگر نمازگزاران رکنی را – مانند رکوع – اضافه نکرده باشند، نمازشان صحیح است.
س: امام جماعت در ركعت سوم و مأموم ركعت دوم نماز است. در صورتىكه مأموم بخواهد سوره حمد را تا آخر بخواند امام سر از ركوع برمىدارد و وارد سجده مىشود. در اين حال آيا مأموم مىتواند سوره حمد را رها نموده و همراه امام ركوع را بهجا آورد؟ يا اينكه بايد سوره حمد را تا آخر بخواند و اگر به ركوع امام نرسيد، بعد از حمد سوره را نيز بخواند و نمازش را فرادا نمايد؟
ج) بايد حمد را تا آخر بخواند و اگر در سجده دوم هم به امام برسد، نماز جماعتش صحيح است.
س: در آخر نماز، امام جماعت سلام نماز را سريع مىخواند و سلام مأموم به طول مىكشد آيا مأموم پس از پايان نماز امام بايد نيت فرادا نمايد و يا اينكه خودبهخود و بدون عدول از جماعت به فرادا، تبديل به فرادا مىگردد؟
ج2) لازم نيست نيت فرادا كند.
س: در نماز جماعت براى اينكه مأموم به سجده امام برسد، آيا مىتواند در ذكر ركوع يك بار «سبحان الله» بگويد و به سجده برود يا خير؟
ج) بايد ذكر را كامل بگويد و خود را به سجده برساند و در صورتى كه به سجده اول نرسيده، در سجده دوم ملحق شود.
س: اگر به هنگام نماز جماعت مشكلى براى امام جماعت پيدا شود بهطورى كه نتواند به نماز ادامه دهد، در اين صورت وظيفه مأمومين چيست؟
ج) اگر در صف جلو فرد واجد شرايطى بود و جلو ايستاد مأموم مىتواند بقيه نماز را با او ادامه دهد يا فرادا بخواند.
س: اگر امام جماعت در حين نماز اشتباه كند مثلاً در ركعت دوم پس از سجده دوم بدون خواندن تشهد بلند شود در اين صورت چگونه بايد او را متوجه اشتباه كرد؟
ج) لازم نيست او را متوجه كنيد شما به وظيفه خود اقدام نماييد.
س: اگر كسى در ركعت چهارم نماز چهار ركعتى به امام اقتدا كرد، هنگامى كه امام تشهد و سلام را مىخواند آيا بايد تا پايان نماز امام جماعت به صورت تجافى بنشيند يا اين كه مىتوان قبل از خواندن تشهد از طرف امام بلند شده و ركعت دوم را شروع كند؟
ج) در ركعت آخر تجافى لازم نيست، گرچه موافق احتياط است.
س: اگر نماز امام و مأموم، هر دو احتياطى است يعنى هر دو براى يك ميّت نماز مىخوانند يا براى دو ميّت ولى هر دو نفر نماز فوت شده حتمى ندارند، آيا اين جماعت درست است يا نه؟
ج) اگر جهت احتياط امام و مأموم يكى باشد، اقتدا مانع ندارد.
س. در دعوایی، شخصی روحانی و امام جماعت میداند حق با کدام یک از متخاصمین است. اما برای ادای شهادت در محکمه حاضر نمیشود و از شهادت دادن کتبی نیز خودداری مینماید. عمل این روحانی از نظر شرعی چه حکمی دارد و آیا از عدالت ساقط میشود؟
ج. صِرف امر مذکور تا زمانی که احراز نشده شهادت ندادن او بدون مجوّز شرعی بوده، موجب سقوط عدالت نیست.
س. آیا بهواسطه افراد یا فرد ممیّز و غیر مکلّف اتصال نماز جماعت برقرار میشود؟ مکلّفین چگونه باید اتصال برقرار کنند تا نمازشان صحیح شود؟
ج. اگر بین کسانی که در یک صف ایستاده اند بچه ممیز یعنی بچهای که خوب و بد را میفهمد فاصله شود، چنانچه ندانند نماز او باطل است میتوانند اقتدا کنند.
س: اگر مأموم سهواً يا بهخاطر ندانستن مسأله در ركعت اول و دوم حمد و سوره را بخواند، آيا نمازش صحيح است يا بايد اعاده و قضا نمايد؟
ج) در فرض سؤال، اعاده و قضا ندارد.
س: برخى نمازگزاران، موقع اقامهى مثلاً نماز عصر به جماعت ملحق مىشوند و با اقتداى نماز ظهر خويش به امام، معمولاً زمان انجام قنوت در ركعت دوم از جماعت منفصل و بقيه نماز ظهر را به صورت فرادا اقامه كرده تا اين كه در ركعت سوم مجدداً به جماعت محلق و نيت اداى دو ركعت نماز عصر بنمايند. از آن جايى كه به نظر بعضىها اقامه نماز به شكل فوق محل اشكال است، مستلزم اعلام نظر مبارك حضرتعالى به مؤمنين مىباشد.
ج) اشكال ندارد.
س: اگر امام جماعتى بعد از [گفتن] تكبيرهالاحرام و اقتداى مأمومين، نمازش را به دليل اشتباهى بشكند و مجدّداً تكبيرهالاحرم بگويد، حكم نماز مأمومين چيست؟
ج) در فرض سؤال، نماز مأمومين به صورت فرادا صحيح است.
س. آیا مأمومی که میداند امام چند درجه [به میزان کم] از قبله منحرف ایستاده است میتواند به وی اقتدا کند؟ و در صورت صحّتِ اقتدا، وظیفهی مأموم در رعایت جهت قبله چیست و آیا مأموم وظیفه دارد امام را از انحرافش از قبله آگاه کند؟
ج. اگر انحراف امام به مقداری است که عرفا رو به قبله محسوب میشود، اقتدا مانع ندارد و لازم نیست جهت دقیق قبله را به امام اطلاع بدهد و مأموم باید جهت صحیح را مراعات نماید.
س: حداكثر فاصله ميان افراد در جماعت چه از بغل و چه از پشت تا چهقدر باشد نماز جماعت صحيح است؟
ج) اگر به اندازه گشادى بين دو قدم (حدود یک متر) فاصله باشد، اشكال ندارد.
س۱: چه ويژگىهايى را بايد در مسلمان مؤمن احراز كنيم تا بتوانيم نماز جماعت را به امامت او ادا كنيم؟ (صفات امام جماعت، اعم از صفات سلبى يا ثبوتى). س۲: در چه حالاتى نزد شارع، تبديل نماز جماعت به فرادا قبيح نيست؟ اگر بدون دليل نماز جماعت را تبديل به فرادا كنيم موجب بطلان و وجوب اعاده نماز مىشود؟
ج۱) امام جماعت بايد عاقل، عادل، شیعه دوازده امامی، حلالزاده و بنابر احتیاط بالغ باشد و نماز را صحیح بخواند و اگر مأموم مرد است امام هم مرد باشد. ج۲) عدول از جماعت به فرادا در همه حالات نماز جایز است هر چند که اضطراری در بین نباشد ولی احتیاط آن است که تا ضرورتی هر چند دنیایی برایش پیش نیامده قصد فرادا نکند.
س. نظر مبارک تان راجع به روشن یا خاموش نمودن گوشی همراه، ضمن اقامه نماز چیست؟
ج. اگر از حالت نمازگزار خارج نشود، اشکال ندارد؛ لکن با توجه به اهمیت حضور قلب در نماز، شایسته است از کارهایی که با حضور قلب منافات دارد، اجتناب کند.
حکم امام جماعتی که قرائت وی صحیح نیست
استفتائات جدید
س1) در نماز جماعت ظهر و عصر و يا در ديگر نمازها که قرائت امام به گوش نرسيده و صحت قرائت امام احراز نمىشود، وظيفه چيست؟ س2) آيا «عدالت» و «صحت قرائت» دو شرط اساسى براى امام جماعت مىباشد؟ س3) آيا داشتن «لهجه عربى» جزء «صحت قرائت» محسوب مىشود؟
ج1) اگر در صحّت قرائت امام شک داريد مىتوانيد اصل را بر صحّت گذاشته و وارد جماعت شويد. ج2) عدالت شرط اساسى براى امام جماعت است که مأموم بايد آن را قبل از ورود به جماعت ولو از راه حُسن ظاهر احراز نمايد ولى اگر پس از نماز، کشف خلاف شد، ضررى به نمازهاى قبلى نمىزند ولى صحت قرائت را مىشود قبل از ورود به جماعت با اصالة الصحة احراز کرد. ج3) داشتن لهجه عربى جزو «صحّت قرائت» نيست.
س. اگر امام جماعت تلفظ یکی از کلمات تشهد را یقیناً صحیح نخواند و علیرغم تذکر به وی اصلاح نکند حکم نماز چیست؟
ج. در فرض مذکور بنابراحتیاط اقتدا صحیح نیست.
س: اگر امام جماعت آيهاى از سوره را نخواند و مأموم در حين قرائت متوجه بشود، وظيفهى مأموم و حکم نماز امام جماعت چيست؟
ج) در فرض سؤال به نحوى ـ هر چند با گفتن ذکر يا خواندن آيه ـ امام جماعت را متوجه نمايد و در غير اين صورت مأموم نيت فرادا نمايد و سوره را بخواند.
س: نسبت به قرائت نماز بعضى از ائمه جماعات كه تلفظ حروفى مثل ذال، ضاد و ... را نمىتوانند فصيح و عربى ادا كنند، چه بايد كرد؟ اقتدا به ايشان به خصوص براى كسانى كه افصح هستند چه حكمى دارد؟ و آيا ايشان (ائمه جماعات) نسبت به عموم مردم در اين خصوص مسئوليتى ندارند؟
ج. رعایت نکات و محسّنات تجویدی لازم نیست؛ همین که قرائت او نزد اهل لسان (کسانی که عرب زبان هستند) صحیح باشد، اقتدا جایز است و در صورت شک نیز اقتدا صحیح است.
امامت شخص ناقص العضو
استفتائات جدید
س: همسرم روشندل هستند و من دوست دارم كه در منزل با ايشان نماز جماعت بخوانم آيا از نظر شرعى مانعى وجود ندارد؟
ج) مانع ندارد.
س: كسى كه يك دست معيوب دارد و نمىتواند در هنگام سجده دست خود را به صورت كامل بر زمين بگذارد، آيا مىتواند به عنوان امام جماعت به برپائى نماز اقدام كند؟
ج) اگر بتواند تمام کف دست يا قسمت معتنابهى از آن را در حال سجده بر زمين بگذارد به نحوى که تکيه بر زمين داشته باشد، امامت او اشکال ندارد.
س: شخصى به علت بيمارى که دارد نمىتواند نمازهاى صبح و مغرب و عشا را با صداى بلند بخواند، آيا اقتدا به او در آن نمازها صحيح است؟
ج) محل اشكال است.
شرکت زنان در نماز جماعت
استفتائات جدید
س: اين كه مىگويند زن در نماز مىتواند به شوهرش اقتدا كند، آيا به اين معنى است كه لازم نيست شوهر تمام شروط امام جماعت را داشته باشد؟
ج) در اقتداى زن به شوهر مثل ساير نمازهاى جماعت، تمام شرايط معتبر است.
س: بانوان در بالكن مسجدى كه به وسيله ديوارى آجرى كه تا سقف ادامه يافته و تنها سه باب پنجره يک متر در يک متر آن را از شبستان عمومى جدا مىکند، نماز جماعت را به جا مىآورند، اين در حالى است که امام جماعت و نمازگزارانِ مرد، قابل رؤيت نيستند. خواهشمند است نظر مقام معظم رهبرى (دام ظله) را در اين مورد اعلام فرماييد.
ج) در صورتى كه شبستان و بالكن مذكور عرفاً يك محل حساب شوند، نماز صحيح است.
نماز جمعه
استفتائات جدید
س. آیا شرط امام جمعه بودن، مسافر نبودن است؟
ج. کسی که نمازش قصر است نمی تواند امامت جمعه کند.
س: نماز جمعه را چهطور بايد نيت کرد؟ (واجب قربة الى الله يا رجاء قربة الى الله و يا استحباباً قربة الى الله و يا هيچكدام نباشد تنها نماز جمعه يا جماعت مىخوانم قربة الى الله؟)
ج) گفتن نيت به زبان لازم نيست و قصد كافى است و در فرض مذكور مىتواند به قصد واجب و يا صرف خواندن نماز جمعه انجام دهد.
س: محضر جنابعالى عرض مىشود که آيا مىشود در نماز جمعه يك نفر خطبه نماز جمعه را بخواند و نفر ديگرى نماز جمعه را بخواند؟
ج) صحيح و مجزى نيست، بلكه بايد خطيب و امام هر دو يكى باشند.
1- آيا نماز جمعه واجب است؟ 2- در صورت واجب بودن اگر بيش از سه هفته به نماز نروم حكم چيست؟
ج1) نماز جمعه در عصر حاضر (زمان غيبت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف) واجب تخييرى است و احتیاط مستحب آن است که در این زمان که حکومت عدل اسلامی در ایران برقرار است حتی المقدور نماز جمعه ترک نشود. ج2) شركت نكردن در نماز جمعه به سبب اهميّت ندادن به آن، شرعاً ناپسند است.
س: خواندن و بجا آوردن نماز قضا يا نماز مستحبى از سوى شخص در هنگام خواندن خطبههاى نماز جمعه توسط امام جمعه چه حكمى دارد؟ آيا داراى ايراد مىباشد؟
ج) بطور کلى آنچه که موجب گوش ندادن و از بين رفتن فايده خطبه مىشود، بايد ترک شود.
س. اگر شخصی در رکعت دوم نماز جمعه برسد، حکم چیست و ادامه نماز او چگونه خواهد بود؟ و آیا کفایت از نماز ظهر میکند؟
ج. اگر لحظاتی پیش از ركوع ركعت آخر، نماز جمعه را درك كند، میتواند به نیت نماز جمعه اقتدا کند و رکعت دوم خود را مانند رکعت دوم نماز جمعه بخواند و این نماز از نماز ظهر کفایت میکند.
س: در صورتى كه بخواهيم در روز جمعه نماز ظهر و عصر خود را به صورت فرادا در منزل بخوانيم آيا بايد صبر كنيم تا نماز جمعه تمام شود يا اينكه مىتوانيم در اول وقت نماز را بجاى بياوريم؟
ج) صبر كردن لازم نيست.
س: آيا خواندن نماز واجب يا مستحبى بعد از اتمام خطبهها و قبل از اقامه نماز جمعه جايز است يا خير؟
ج) مانعى ندارد.
س: اگر خطيب جمعه مقدارى از خطبه اول را بعد از دخول وقت ايراد كند، بدون اينكه تحميد وصلوة را اعاده نمايد و بعد نماز جمعه را اقامه كند، نماز به اين صورت از ظهر مجزى است يا نه؟ و حکم خواندن خطبهها قبل از اذان ظهر چیست؟
ج) در فرض مزبور هم نماز جمعه مجزى از نماز ظهر است و به طور کلی امام جمعه میتواند خطبههای نماز جمعه را قبل از ظهر بیان کند.
س: اگر دو محل اقامهى نماز جمعه داراى دو طريق تردد باشد كه فاصله در يك طريق كمتر از يك فرسخ شرعى باشد، آيا اقامه نماز جمعه در هر دو محل صحيح است؟
ج) با فرض فاصله بين دو محل اقامهى نماز جمعه به كمتر از يك فرسخ شرعى ولو از يكى از دو طريق متعارف تردد بين دو محل، بيش از يك نماز جمعه صحيح نيست.
نماز عید فطر و عید قربان
استفتائات جدید
س: آيا در حال حاضر و بسط يد ولى فقيه، اقامه نماز عيد فطر و قربان فقط توسط ولى فقيه و نمايندگان وى که مجاز به اقامه هستند بايد انجام شود يا اين كه ائمه جماعات هم در مساجد و جاهاى ديگر مىتوانند اقامه نمايند؟
ج) اقامه نماز عيد براى غير منصوبان از طرف ولى فقيه به قصد رجا، نه به قصد ورود، اشكال ندارد ولى اگر مصلحت اقتضا كند كه يك نماز عيد در شهر برگزار شود، بهتر است كه غير از منصوب از طرف ولى فقيه كسى متصدّى اقامهى آن نشود.
س: اگر کسى به رکعت دوم نماز عيد فطر يا قربان و رکعت دوم نماز جمعه برسد چه وظيفهاى دارد؟
ج) باقى نماز را خودش بجا آورد.
س: اگر شخصى در تعداد قنوتهاى نمازهاى عيد سعيد فطر و قربان شك كند كه آيا پنج قنوت خوانده يا چهار قنوت، نمازش چه حكمى دارد؟
ج) اگر از محل آن تجاوز نكرده، بنا را بر اقلّ بگذارد.
نماز مسافر
استفتائات جدید
س. اگر مسافر از سفر بعد از نصف شب به وطن برگردد و نماز مغرب و عشاء نخوانده باشد، آیا باید نماز عشاء را به صورت تمام بخواند و یا شکسته و به چه نیت؟
ج. بنا بر احتیاط نماز مغرب به نیت ما فیالذمه خوانده می شود و اما نماز عشاء به صورت جمع میان قصر(شکسته) به نیت قضا و تمام به نیت ادا خوانده می شود.
س. مسافری که به جایی میرود که میخواهد ده روز در آنجا بماند، وقتی به حدّ ترخّص برسد، نمازش چگونه است؟
ج. رسیدن به حدّ ترخّص شهری که قصد ماندن ده روز را دارد، بنا بر احتیاط واجب موجب اتمام نیست. و احتیاط واجب در جمع بین قصر و اتمام و یا تأخیر در نماز تا ورود به شهر است.
قصد اقامت و مسافت شرعی
استفتائات جدید
س1. راههای ثابت شدن مقدار مسافت تا مقصد چیست؟ س2. اگر نسبت به مسافت بودن بین وطن و مقصد شک کنیم تکلیف نماز چیست؟
ج1. اگر علم یا اطمینان داشته باشد و یا دو نفر عادل بگویند که سفر او حداقل هشت فرسخ (یعنی 41 کیلومتر) است، باید نماز را قصر بخواند. ج2. در صورتی که تحقیق کردن برای او مشکل نباشد (مانند اینکه به کیلومترشمار نگاه کند یا از چند نفر بپرسد)، بنابر احتیاط واجب باید تحقیق کند و چنانچه به نتیجهای نرسد، نمازش تمام است.
س. کسی که قصد دارد به محل معینی برود و شک دارد که تا آنجا به مقدار مسافت شرعی است یا نه و یا معتقد است که مسافت نیست (که وظیفهی او در هر دو صورت، نمازِ تمام است)، چنانچه بین راه برای او ثابت شود به مقدار مسافت است چنانچه از جایی که علم به مسافت پیدا کرده، تا مقصد، به مقدار مسافت نباشد، وظیفه چیست؟
ج. از همان جا باید نماز را قصر بخواند.
حد ترخص
استفتائات جدید
س. مسافری که به وطن خود میرود، وقتی به حدّ ترخّص برسد، نمازش چگونه است؟
ج. رسیدن به حدّ ترخّصِ وطن، برای تمام خواندن نماز، کافی است؛ گرچه احتیاط مستحب آن است که در حد فاصل بین حدترخص و ورود به شهر، نماز را به صورت جمع بین قصر و تمام بخواند.
س. روستایی دو جاده دارد، یکی به طرف شهر ۱۹ کیلومتر و دیگری ۲۲ کیلومتر است، اگرشخصی موقع رفتن از طرف ۱۹ کیلومتر برود و موقع برگشتن از طرف ۲۲ کیلومتر برگردد، نماز او به صورت تمام است یا شکسته؟
ج. با توجه به اینکه برای تحقق مسافت شرعی مسیر رفت باید کمتر از چهار فرسخ (۲۰.۵ کیلومتر) نباشد، نماز تمام است.
س. کسی که سی روز مردّد در محلی مانده و از روز سیویکم نماز را تمام میخواند، اگر به قصد پیمودن مسافت شرعی از آن مکان خارج شود حکم نماز خواندن قبل از خارج شدن از حد ترخص چیست؟
ج. بنابر احتیاط واجب قبل از حد ترخص بین قصر و تمام جمع کند.
س. اگر شخصی از محلی که قصد اقامت ده روز کرده به قصد پیمودن مسافت شرعی خارج شود و بعد از گذشتن از حد ترخص به دلیلی، دوباره به حدّ ترخص یا حتی به محل اقامت وارد شود حکم نماز در آنجا چیست؟
ج. اگر قصد اقامت ده روز نداشته باشد، نمازش قصر است.
سفر معصیت
استفتائات جدید
س. اگر سفر، موجب ترک کار واجبی شود، حکم نماز در آن سفر چیست؟
ج. چنانچه قصد او از سفر، ترک واجب باشد، مانند ترک ادای دین، در این صورت نماز تمام است. اما اگر قصد او ترک واجب نباشد؛ اگرچه قهراً واجب ترک شود، سفر معصیت محسوب نشده و نماز قصر است.
س. اگر با وسیلهی غصبی سفر کند آیا حکم سفر معصیت را دارد و نماز تمام است؟
ج. حکم سفر معصیت را ندارد و نماز قصر است؛ اگر چه احتیاط مستحب آن است که جمع بخواند.
س. اگر کسی سفرِ مباحی را شروع کند و بین راه (قبل از رسیدن به هشت فرسخ) طبق وظیفه، نماز را شکسته بخواند، سپس قصد او به حرام تبدیل شود، حکم نماز خوانده شده چیست؟
ج. باید نمازی را که به صورت شکسته خوانده، به صورت تمام در وقت اعاده و اگر وقت گذشته قضا کند.
س1. کسی که در ابتدای سفر، قصد معصیت دارد، چنانچه بین راه پشیمان شود و تصمیم بگیرد سفر را برای هدف مباح، ادامه دهد، حکم نماز در ادامه سفر چیست؟ س2. اگر در همان جایی که پشیمان شده بخواهد نماز بخواند تکلیف نمازش چه میباشد.
ج1. چنانچه باقی مانده مسیر، هشت فرسخ (امتدادی یا تلفیقی) باشد، نمازش قصر میشود، در غیر این صورت نماز تمام است؛ مگر آن که برگشت به تنهایی هشت فرسخ باشد که در این صورت از هنگامی که دوباره قصد مباح کرده، نمازش قصر است. ج2. نمازش تمام است، هرچند در این صورت احتیاط استحبابی در جمع بین قصر و تمام است.
س. آیا کسی که برای تفریح و تفرّج سفر میکند سفر حرام است و نماز تمام میباشد؟
ج. حرام نیست و نماز در آن شکسته است.
احکام وطن
استفتائات جدید
وطن اصلی چیست و چه مقدار بماند تا آنجا وطن اصلی او شود؟
ج. وطنِ اصلی مکانی است که انسان بخش عمدهای از اوایل زندگی (دوران کودکی و نوجوانی) را در آنجا رشد و نمو کرده باشد؛ و مقدار زمان لازم برای تحقق آن موکول به نظر عرف است؛ مثلاً اگر ده سال اول زندگی را در جایی گذرانده است، از نظر عرف وطن اصلی صدق میکند و اگر یکی دو سال مانده باشد، وطن صدق نمیکند.
س. چند وطن همزمان میتوان داشت؟
ج. داشتن دو یا سه وطن بالفعل اشکال ندارد؛ به این صورت که در هر یک خانه و زندگی دارد و در طول سال چند ماه در آن مکانها زندگی میکند؛ اما داشتن بیش از سه وطن بالفعل، محل اشکال است.
س. کسی که چند وطن دارد آیا لازم است در همه آنها به یک اندازه اقامت کند؟
ج. لازم نیست در همه آنها به یک اندازه اقامت داشته باشد، بنابراین کسی که دو وطن دارد اگر در یک مکان مثلاً پنج ماه و در مکان دیگر هفت ماه بماند و کسی که سه وطن دارد در یک مکان چهار ماه و در مکان دوم پنج ماه و مکان سوم، سه ماه بماند، در همه آنها احکام وطن جاری است.
س. اگر کسی همه ساله مدتی در شهری اقامت دارد آیا آنجا وطن او میباشد؟
ج. چنانچه قصد دارد برای همیشه یا سالیان متمادی سالی سه چهار ماه (مانند تابستان و ایام تعطیل) در آنجا زندگی کند، چنانچه وسائل زندگی مانند خانه و امثال آن را فراهم کند، آنجا از نظر عرف وطن دوم او محسوب میشود، اما اگر صرفا برای ییلاق و مانند آن، بدون قصد توطن و بدون فراهم آوردن لوازم زندگی آنجا برود، وطن او نمیشود.
تبعیت زن و اولاد در وطن
استفتائات جدید
س. تبعیت در وطن، آیا مختص به فرزند است؟
ج. تبعیت در وطن، اختصاص به فرزند ندارد و عرفاً شامل هر کسی که تابع دیگری باشد نیز میشود، مانند خدمتکاری که استخدام شده تا همیشه همراه فردی باشد یا همسری که شرط توطّن در محل خاصی نکرده و همواره با شوهرش زندگی میکند.
س. اگر فرزندی که نانخور والدین است اگر همراه والدین به محلی برود که آنها قصد توطن دارند، اما او قصد عدم توطن دارد آیا آنجا حکم وطن را برای او دارد؟
ج. آنجا برای او وطن محسوب نمیشود؛ هر چند نانخور والدین باشد.
س. فرزندی که به تبع والدین در مکانی قصد توطن کرده، اگر بعد ازمدتی (مثلاً یکی دو ماه) از قصدش برگردد حکم نمازش در آنجا چیست؟
ج. تا زمانی که از آن مکان خارج نشده، اعراض محقق نشده و نمازش تمام است.
نماز استیجاری
استفتائات جدید
س. کسی که تا ظهر مبطل روزه انجام نداده و نیت روزه هم از قبل نداشته میتواند قبل از ظهر نیت روزه استیجاری کند؟
ج. باید مورد اجاره طبق قرارداد اجاره و نیز آنچه متعارف بین مؤمنان است، انجام گیرد. در غیر این صورت باید به اجیر کننده مراجعه شود.
س: خواستم ببينم آيا در نماز استيجارى اكتفا به واجبات كافى است يا خير؟
ج) اگر برای نماز استیجاری، شرط خاصی قرار نداده باشند بر اجیر فقط لازم است که نماز را با واجبات آن انجام دهد.
س: اگر كسى چند روز نماز يا روزه استيجارى گرفته باشد اما اسم منوبعنه را فراموش كرده و امكان پرسيدن اسم او هم نباشد، وظيفهاش در اين باره چيست؟
ج) در فرض مذكور ذكر اسم منوبعنه لازم نيست بلكه همين مقدار كه اشاره به شخص خاصى شود، كفايت مىكند.
س: بنده از طرف وصى ميت اجير نشدم. بلكه شخصى اجير- با اذن يا بدون اذن- به علت كمبود وقت، مقدارى از نماز استيجارى خود را با مقدارى پول به بنده داد ، آيا اينگونه اجارهى نماز صحيح است يا خير؟ اگر صحيح نيست تكليف نمازهايى كه خوانده شده چيست؟
ج) شما نسبت به آن تكليفى نداريد.
س: شخصى نماز استيجارى گرفته بوده و بنده براى كمك به ايشان تبرعاً مقدارى از آن نماز را به عهده گرفتم. اولاً نمىدانم كه آن شخص اذن اين كار را داشته يا نه، دوماً نتوانستم سر مدت تعيين شده نماز را بخوانم و هنوز مقدارى از نماز باقى مانده است. آيا بنده بايد بقيه نمازها را خودم بخوانم يا به ايشان برگردانم؟ تكليف آن مقدار را كه نخواندهام چيست؟
ج) اگر اجير مجاز به اجاره غير هم بوده، نمازهايى را كه خواندهايد، صحيح است و نسبت به بقيه موضوع را به اطلاع اجير برسانيد.
س: پدر اينجانب شش سال نماز استيجارى گرفته بود كه خود آن مرحوم يكسال آن را خوانده ولى پنج سال ديگر باقى مانده است. به واسطه ناآگاهى از مسأله، چهار سال آن را بدون اجازه ورثهى كسى كه نماز از او قضا شده، خواندهايم و يك سال ديگر باقى است. اولاً تكليف ما در مورد آن چهار سالى که بدون اجازه ورثه خواندهايم چيست؟ و ثانياً براى خواندن يک سال باقى مانده، آيا بايد از ورثه آن مرحوم اجازه بگيريم ؟
ج) اگر اجاره مشروط به مباشرت پدرتان بوده است، نسبت به مقدار باقى مانده اجاره باطل مىشود و تابع رضايت و اجازهى صاحبان مبلغ مذكور مىباشد.
س: بنده به دليل مشكلات زياد مالى كه داشتم از دفتر حضرت امام خمينى (قدس سره) نماز و روزه گرفتم. ولى بعداً نتوانستم در سر قرار، آن را تمام كنم و حال پولى ندارم كه پس بدهم. وظيفهام چيست؟ بعد از وقت مىتوانم انجام دهم؟ با آن پول سجاده و لباس خريدهام آيا نمازم با آنها درست است يا خير؟
ج) اگر براى شما به منظور انجام نماز و روزه وقتى معيّن كردهاند در اين صورت انجام آن بعد از گذشت مدت صحيح نيست مگر با اجازه شخصى كه شما را اجير كرده است و اگر بدون اجازه انجام دهيد مستحّق اجرت نمىباشيد.
س: اگر شخصى به اجرت دويست هزار تومان، اجير شود تا يک سال نماز بخواند؛ الف: آيا آن شخص مىتواند نماز را به كسى ديگر بدهد تا تبرعاً بخواند ولى خودش آن مبلغ را بردارد؟ ب: آيا شخص مىتواند همه نمازها را به كسى ديگر بدهد و در مقابل سىهزار تومان اجرت به او بپردازد و صد و هفتاد هزار تومان براى خود بردارد؟ مرحوم حضرت امام (ره) در تحريرالوسيله [القول في صلاة الاستيجار مسأله 9] مىفرمايند: «لو تقبّل العمل من دون أن يؤاجر نفسه له يجوز أن يستأجر غيره له لكن حينئذٍ لا يجوز أن يستأجره بأقلّ من الأجرة المجعولة له على الأحوط، الا اذا أتي ببعض العمل و إن قلّ». آيا اين «إن قلّ» شامل «تلاش براى يافتن اجير ديگرى» مىشود؟ لطفاً توضيح دهيد.
ج1و2) اگر اجير شده است نمىتواند بدون اذن اجير كننده، كسى ديگرى را اجير كند و عبارت «بعض العمل و إن قلّ» شامل تلاش براى يافتن اجير ديگر نمىشود.
نماز آیات
استفتائات جدید
س. اگر نمازگزار در بین نماز آیات بفهمد که وقت نماز یومیه تنگ است وظیفه اش چیست؟
ج. باید نماز آیات را قطع کند و نماز یومیه را بخواند اگر غیر از نماز یومیه کاری که منافات با نماز دارد، انجام نداده میتواند نماز آیات را از همان جائی که قطع کرده ادامه دهد و تمام کند و نیازی به شروع از اول نیست وگرنه باید دوباره نمازآیات را از اول بخواند.
س: آيا در نماز آياتى كه به جماعت اقامه مىشود، خواندن حمد و سوره بر مأمومين واجب است؟
ج) حكم جماعت در نماز آيات مانند جماعت در نمازهاى يوميه مىباشد كه قرائت امام از قرائت مأموم کفايت مىکند.
س: در شهرى كه زلزله اصلى رخ مىدهد آيا براى تمام پسلرزهها (حتى اگر بيش از 30 مورد باشد) نماز آيات لازم است خوانده شود؟ با توجه به اينكه فاصله بسيارى از پسلرزهها آنقدر كم است كه نمىتوان تشخيص داد چند پسلرزه رخ داده است.
ج) هر زلزله اى، چه شديد و چه خفيف، اگر زلزله مستقلى محسوب شود، نماز آيات جداگانه اى دارد.
س: نماز آیات در مورد زلزله و خورشیدگرفتگی اگر از وقت خود عقب بیافتد آیا با نیّت قضا باید خوانده شود یا خیر؟
ج) نماز آیات برای زلزله همیشه ادا است و باید در خواندن آن تعجیل کند و مسامحه نکند ولی در خورشیدگرفتگی (کلی) اگر بعداً آن را بجا آورده، باید نیّت قضا کند.
س: اگر براى زلزله نماز آيات خوانده نشده، آيا قضا دارد يا خير؟
ج) نماز آيات براى زلزله قضا نمىشود و هر وقت بخواند بايد به نيت ادا خوانده شود.
س: آيا در نماز آيات مىتوان اكتفا به «بسم الله الرحمن الرحيم» كرد و به ركوع رفت يا بايد همراه آن آيهاى ديگر قرائت شود؟
ج) بنابر احتياط، كفايت نمىكند و بايد همراه آيه ديگر ـ اگر چه نيمى از يك آيه ـ خوانده شود.
س: اينجانب متوجه شدهام حضرت آقا «بسم الله الرحمن الرحيم» را به تنهايی آيه در نظر نمیگيرند در صورتی كه بنده تا قبل از اين در نماز آيات، سوره توحيد را میخواندم و آن را به پنج آيه ـ با حساب بسم الله به عنوان يک آيه ـ تقسيم میکردم. تكليف نمازهای آياتی كه به اين صورت خوانده شده چگونه است؟
ج) نمازهايی را كه تاكنون خواندهايد، صحيح است لكن بعد از اين بنابر احتياط به «بسم الله الرحمن الرحيم» به عنوان يك آيه اكتفا ننماييد، بلكه آيهای ديگر يا بخشی از آيه را با آن بخوانيد.
س: آيا نماز آيات را مىتواند به جماعت خواند؟
ج) اشكال ندارد.
س: اين كه در رابطه با نماز آيات فرمودهايد، سوره را مىتوان به پنج قسمت تقسيم كرد، آيا منظور از هر قسمت، يك آيه است يا مىتوان آيهاى را به دو قسمت تقسيم كرد؛ مثل اين که «لم يلد» يك قسمت و «ولم يولد» يك قسمت باشد؟
ج) تقسيم به نحو ذكر شده در سؤال، اشكال ندارد.
س: اگر كسى به ركوع دوم ركعت اول نماز آيات جماعت برسد، نمازش را چهطور بايد بخواند؟
ج) در فرض مرقوم، داخل شدن در جماعت، محلّ اشكال است.
نوافل و نمازهای مستحبی
استفتائات جدید
س. آیا میتوانیم نماز غفیله را به نیت یکی از نمازهای نافلهی مغرب بخوانیم که هم نافلهی مغرب حساب شود و هم غفیله؟
ج. نماز غفیله، کفایت از نافله مغرب نمیکند.
س. آیا در نماز نافله در حال سواره و راه رفتن و نیز در حال استقرار و اختیار میتوان رکوع و سجود را با ایماء و اشاره انجام داد و رو به قبله بودن را مراعات ننمود؟
ج. در حال سواره و راهرفتن لازم نیست قبله رعایت شود و رکوع و سجود با اشاره کافی میباشد. و اما در حال استقرار در مکانی باید هم قبله را مراعات کند و هم رکوع و سجود را به نحو صحیح انجام دهد ولی مانع ندارد نافله را در حال اختیار هم نشسته بخواند.
س: آيا جايز است كسى كه نماز قضا دارد، نماز مستحب بخواند؟
ج) مانعى ندارد.
س: اگر كسى اذكار مستحب نماز را غلط و يا ناقص تلفظ كند آيا نمازش صحيح است؟
ج) اگر غلط فاحش نباشد و موجب تغيير معنى نگردد، نماز باطل نيست.
س: طريقه بجا آوردن نوافل در حال حركت چگونه است؟ ركوع و سجود و تكبيرةالاحرام آن چگونه ادا مىشود؟
ج) در حال حركت به نيت ورود به نماز تكبيرة الاحرام گفته مىشود و پس از قرائت حمد و سوره ذكر ركوع به نيت ركوع و سپس ذكر سجود به نيت سجده انجام خواهد شد و براى انجام رکوع و سجود مىتوان به نيت رکوع کمى و براى سجود مقدارى بيشتر سر را خم کرد.
س: تعداد 40 نفر مؤمن که براى دعا در قنوت نماز وتر آمده است توقيفى است يا نمازگزار مىتواند تعداد بيشترى را هم دعا کند. البته منظور از سؤال اين است که آيا بر عدد 40 در اينجا مانند بسيارى از مواقع ديگر تأثيرى در نظر گرفته شده است يا خير؟ (مثلاً در تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله عليها) 34 بار بايد الله اکبر گفته شود و اگر عمداً 35 بار گفته شود با اين حال که الله اکبر ذکرى است مستحب اما ديگر اثر تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله عليها) را نخواهد داشت.)
ج) چهل نفر به قصد ورود بگويد و گفتن مازاد بر آن به قصد قربت مطلق، اشکال ندارد و بعيد نيست خصوص عدد چهل خصوصيتى داشته باشد.
س: آيا مىشود نماز مستحب را به نماز جماعت اقتدا كرد؟
ج) صحيح نيست.
س: آيا در نماز نافله در حال استقرار و اختيار مىتوان ركوع و سجود را با ايماء و اشاره انجام داد؟
ج) در حال استقرار در مكانى، بايد هم قبله را مراعات كند و هم ركوع و سجود را به نحو صحيح انجام دهد ولى مانع ندارد نافله را در حال اختيار هم نشسته بخواند.
س: بنده گاهی در ميان جوانان به عنوان امام جماعت قرار میگيرم؛ آيا ترک نوافل در اين شرائط برای جلوگيری از خستگی مأمومين جوان جايز است؟
ج) ترک نافله اشکالى ندارد ولى در فرض مرقوم مىتوانيد نافله را سريع ـ که وقت زيادى نگيرد ـ بخوانيد و به علاوه جوانان را نيز تشويق به انجام نافله بنماييد.
س: در صورت زيادی وقت، نماز غفيله مقدم است يا چهار ركعت نماز نافله مغرب؟ اگر بعد از نماز مغرب وقت كم باشد (در نماز جماعت) كداميك بهتر است بهجا آورده شود؟
ج) میتوانيد دو ركعت نافله مغرب را خوانده و دو ركعت ديگر را در قالب نماز غفيله بهجا آوريد.
س: اگر در نماز مستحبى شك ايجاد شود، چه حكمى دارد؟
ج) اگر شك در ركعات باشد، مخير است كه بنا را بر اقلّ بگذارد و يا بر اكثر لكن شك در افعال نافله، حكم شك در نماز واجب را دارد.
س: اگر يكى از مستحبات نماز، مثل قنوت را در نماز مستحبى نخوانيم، آيا اشكال دارد؟
ج) ترك قنوت مطلقاً مانع ندارد هر چند در نماز واجب باشد.
مسائل متفرقه نماز
استفتائات جدید
س: فرمودهاند در نماز مىشود قرآن تلاوت نمود؛ مستدعى است بفرماييد در چه مواضعى و تا چه ميزان؟
ج) قرآن خواندن در سجده مكروه است و در غير سجده (غير از آيات چهارگانه كه مشتمل بر سجده واجب مىباشند) اشكال ندارد.
س. با علم به عدم توقف اتوبوس در وقت نماز، سوار شدن جایز است؟
ج. اگر پیش از دخول وقت، سوار اتوبوس شده و موجب استخفاف و سبک شمردن نماز نمی شود، مانعی ندارد.
س. اگر در نماز آیه سجده را بشنود حکم چیست؟
ج. اگر در بین نماز آیهی سجده را بشنود، نمازش صحیح است و باید پس از شنیدن آیهی سجده، بجای سجده کردن، اشاره به سجده کند.
س: آيا مىتوان قضاى قنوت فراموش شده را بعد از رکوع يا آخر نماز بعد از سلام بجا آورد؟
ج) اگر در ركوع يادش بيايد، مستحب است بعد از ركوع قضا كند و اگر در سجده يادش بيايد، مستحب است بعد از سلام نماز، قضا نمايد.
س: آيا اگر در سجده دعايى را سهواً به فارسى بگوييم و بعد از نماز دو سجده سهو بجا آوريم نماز صحيح است؟
ج) دعا به صورت فارسى در نماز مانع ندارد و موجب سجده سهو نمىباشد.
س: آيا مىتوان در قنوت نماز به زبان فارسى دعا کرد؟ (واجب و مستحبى)
ج) مانع ندارد.
س: آيا در موقع قنوت نماز چرخاندن انگشتر و رو به صورت کردن انگشتر مستحب است يا واجب؟
ج) نه مستحب است و نه واجب؛ بلكه وجاهت چنين عملى شرعاً ثابت نيست.
س: چرخاندن سر به دو طرف بعد از گفتن سلام نماز چه حکمى دارد؟ آيا مستحب است يا خير؟
ج) مانع ندارد ولى استحباب آن ثابت نيست.
س: مىگويند در نماز به غير خدا نبايد توجه شود. سؤال من اين است که اگر در قنوت نماز، دعاى فرج (الهى عظم البلاء ..) خوانده شود که در آخر آن توسل به حضرت صاحبالزمان(عج) وجود دارد و نيز خوانده مىشود «يا محمدُ يا علي، يا علىُ يا محمد اكفياني ...»، آيا اين توجه به غير خدا محسوب مىشود يا خير؟ و حکم خواندن چنين دعايى در نماز چيست؟
ج) مخاطب قرار دادن غير خدا در نماز موجب بطلان نماز است.
س: در قنوت نماز، كشيدن دستها به صورت بعد از دعا چه حكمى دارد؟
ج) اين عمل كراهت دارد ولى نماز را باطل نمىكند.
س: فرمودهاند در نماز مىشود قرآن تلاوت نمود؛ مستدعى است بفرماييد در چه مواضعى و تا چه ميزان؟
ج) قرآن خواندن در سجده مكروه است و در غير سجده (غير از آيات چهارگانه كه مشتمل بر سجده واجب مىباشند) اشكال ندارد.
س: برنامه نمازگزاران در اين منطقه بدين صورت است كه بعد از نماز، تكبير و همان شعار معروف (اعلام انزجار از دشمنان) خوانده میشود و سپس تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله عليها) گفته میشود. عدهای از نمازگزاران بر اين اعتقادند كه تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله عليها) مقدم بر هر چيزی است و فضيلت آن در اين است كه بدون فاصله بعد از نماز گفته شود؛ ضمن اينكه اين افراد نيز دوست دارند كه اين شعارهای مذکور نيز داده شود و خود نيز بگويند، منتهی بعد از تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله عليها)، تکليف ما چيست؟
ج) به هر نحو كه عمل شود، مانعی ندارد و فضيلت تسبيحات حضرت فاطمه (سلام الله عليها) از همه تعقيبات بالاتر است لكن وارد نشده است كه بلافاصله بعد از نماز انجام گيرد بلكه آنچه وارد شده آن است كه نمازگزار تا از جای خودش برنخاسته، تعقيبات را بهجا آورد و بهتر است مؤمنين در اين مسائل با يكديگر اتحاد و اتفاق نموده و از اختلافات و تفرقه كه موجب تقويت دشمن و تضعيف دين میشود، پرهيز كنند.
س: آيا مىتوان هنگام اعمال واجب (مثلاً نماز واجب) نيّت کرد که ثواب آن را به کسى اهدا کنيم، يا اين کار فقط در مورد اعمال مستحب وارد است؟
ج) اهداى ثواب اعمال واجب به ديگران به اميد وصول به آنان، مانعى ندارد.
س: حکم نماز کسى که نمىتواند جلو ادرارش را بگيرد چيست؟
ج) اگر به بيمارى سلسالبول دچار شده است به طورى که هميشه قطرات بول بىاختيار از او خارج مىشود در صورتى که به اندازه خواندن نمازِ با طهارت و با بدن پاک وقت پيدا نمىکند، چنين شخصى براى هر نماز يک وضو بگيرد و با دستمال از رسيدن بول به لباس و بدن جلوگيرى کند و نماز را بخواند و نمازش صحيح است.
س: هنگام اذان مغرب، افطار كردن بهتر است، يا خواندن نماز مغرب و عشا؟
ج) خواندن نماز مغرب و عشا بهتر است؛ ولى اگر كسى منتظر او است يا بسيار گرسنه است كه نمىتواند نماز را با حضور قلب بخواند، افطار كردن بهتر است.
س: اگر کسى نماز خود را اشتباه بخواند آيا لازم است به او اطلاع بدهيم؟
ج) در اين مورد چيزى بر شما واجب نيست مگر اين که اشتباه ناشى از جهل او به حکم باشد که در اين صورت احوط ارشاد و راهنمايى وى است.
س: در صورت وجود عدم تمرکز در يک رکعت نماز واجب، آيا مىشود نيّت را به نماز مستحب برگرداند و نماز را تمام کرده دوباره نماز واجب را اعاده نماييم؟
ج) در فرض مذکور جايز نيست.
س: من معمولاً تکبير و قرائت را اعاده مىکنم و يا به قصد خواندن اقامه نماز را مىشکنم. آيا بايد نمازهايم را قضا کنم؟
ج) نماز واجب را پس از آنکه شروع کرديد، حق نداريد بشکنيد و در هر صورت اگر مرتکب خلاف شده و شکستيد و يا به يکى از مجوّزاتى که اجازه شکستن نماز را مىدهد تمسّک کرده و نماز واجب را شکستيد، بايد مجدّداً نماز را صحيحاً شروع کنيد و اگر بدون شکستنِ نماز، مجدّداً تکبيرةالاحرام را گفتهايد، نمازتان باطل شده است.
س: آيا مكبّر بودن ثواب نماز جماعت را دارد؟
ج) مکبّر بودن به قصد قربت کارى ارزشمند و داراى ثواب است ولى ثواب نماز جماعت اختصاص به شرکت در نماز جماعت دارد.
س: بهترين تعقيب مشترکه براى نمازها چيست (اگر شرايطى باشد که فقط امکان خواندن يک تعقيب وجود دارد)؟
ج) سعى کنيد تسبيح حضرت زهرا (سلام الله عليها) را بجا آوريد.
س: اگر در نماز واجبى توجه نداشته باشيم آيا مىتوانيم دوباره آن نماز را بخوانيم؟
ج) چون تکليف به نماز با همان نماز اولى ساقط شده، نمىتوانيد مگر آنکه نماز را فرادا خوانده و بخواهيد به جماعت اعاده کنيد.
س: آيا شخص شرابخوار هم بايد نماز و روزهاش را بجا آورد؟
ج) با شرب خمر وجوب اداى نماز و روزه ساقط نمىشود بلكه شرب خمر مانع از قبول نماز و روزه است.
س: آيا خواندن نماز در مقابل نامحرم براى بانوان اشکال دارد؟
ج) فى نفسه اشكال ندارد.
س: چنانچه بر طبق ضرورت در حال نماز به بيمار دارو خورانده شود، آيا اعاده نماز لازم است؟
ج) اگر بگونهاى است كه از حالت نمازگزار خارج شده باشد، اعاده لازم است وگرنه لازم نيست و نماز صحيح است.
س: اگر شخصى ناشنوا به دنيا آمده باشد و هيچگونه آموزشى براى صحبت کردن نديده باشد تکليف نماز آن شخص چيست؟
ج) واجب است که ياد بگيرد و نماز را انجام دهد و آنچه ذکر شده باعث سقوط تکليف نمىشود و اگر يادگيرى نماز موجب عسر و حرج شديد باشد به هر مقدارى که مىتواند بايد بخواند.
س: اگر كسى نماز ظهر را به هر دليلى غلط خوانده باشد و در هنگامى كه نماز عصر را مىخواند، متوجه شود كه نماز ظهرخوانده شده باطل است، آيا بعد از اين كه نماز ظهر را دوباره خواند بايد نماز عصر را هم اعاده کند؟
ج) اگر پس از نماز عصر متوجه شده باشد، اعاده عصر لازم نيست.
س: آيا میتوان به جهت بردن کودک به دستشويی و برای جلوگيری از نجسشدن اماکن متبرک، نماز را قطع نمود؟
ج) قطع نماز در مورد مذكور مانعی ندارد.
کفاره روزه و مقدار آن
استفتائات جدید
س. آیا لزوم انجام روزههای کفاره حنث قسم که به صورت پشت سرهم باشد، فتوا است یا احتیاط واجب؟ همچنین حکم نسبت به سه روز روزه کفاره افطار قضای روزه، فتوا است یا احتیاط واجب؟
ج. وجوب پشت سر هم بودن سه روز روزه ای که بعنوان کفاره ی قسم، یا به عنوان کفاره افطار قضای روزه می باشد، مبنی بر احتیاط است.
س. باتوجه به اینکه پرداخت کفاره عمدی درصورتی که توان پرداخت نباشد ساقط است آیا پرداخت کفاره غیرعمدی و فدیه هم درصورتی که توان پرداخت فعلی ندارد برای همیشه ساقط است یا هرگاه توان پیداکرد باید بپردازد؟
ج. حکم خصال کفاره را ندارد و هر زمان توانایی پیدا کرد، باید بپردازد.
قضای روزه
استفتائات جدید
س. الف) اگر شخصی میداند که تا سال آینده عذرش باقی است و نمیتواند روزه بگیرد؛ آیا این شخص می تواند کفاره روزه را قبل از رسیدن ماه رمضان آینده پرداخت نماید یا خیر؟ ب) اگر این شخص قبل از ماه رمضان سال آینده بمیرد آیا ورثه او باید کفاره روزههایش را پرداخت کنند یا خیر؟
ج. الف) تا رمضان آینده باید صبر کنند. ب) ورثه وظیفهای ندارند.
مسائل متفرقه روزه
استفتائات جدید
س. شخصی درماه مبارک رمضان به وطن می رسد ولی شک دارد که درهنگام اذان ظهر رسیده است و یا بعد از اذان آیا روزه آن روز او صحیح است؟
ج. اگر زمان رسیدن به وطن معلوم باشد اما نمیداند در آن موقع ظهر شده یا نه، روزه صحیح است.
فروش خانه، وسائل نقلیه و زمین
استفتائات جدید
س. زمینی را برای احداث خانه مورد نیازم از درآمد بین سال خریدم، سپس ارثیهای به من رسید و با آن خانه خریدم و نیازم به احداث خانه برطرف شد، آیا زمین خمس دارد؟
ج. در فرض سؤال احتیاط در مصالحه با ولی امر خمس و یا وکیل مجاز از طرف ایشان است.
مؤونه
استفتائات جدید
س. آیا مطلب زیر درست است؟ در مورد مواد غذایی مانند نخود و لوبیا و وسایل مانند کفش و لباس اضافه و کلا همه چیز که جزء موونه نبوده و یا اضافه میآید پرداخت خمس قیمت خرید یعنی خمس پولی که ما بابت خرید آنها پراخت کردیم کافی است. اما اگر هدف از خرید آنها تجارت و سود بردن بوده ما باید خمس قیمت بازار یعنی فروش انها در سر سال خمسی را بپردازیم چه قیمت کمتر شده باشد و چه بیشتر.
ج. تفاوتی نیست و به قیمت سر سال خمسی باید بپردازد.
سرمایه
استفتائات جدید
س. این که در اجوبه سؤال ۹۵۲ با شرایطی گفته شده سرمایه خمس ندارد، حال اگر بعداً وضع این شخص از نظر مالی خوب شد، آیا در اینجا هم خمس ندارد؟
ج. در فرض سؤال که سرمایه مؤونه شده، با خروج از مؤونه، متعلق خمس نیست.
مسائل متفرقه خمس
استفتائات جدید
س. پول ثبت نام برای حج که با کسر مقداری از آن قابل استرداد است، خمس دارد؟
ج. اگر پس از سال خمسی است، با توجه به قوانین بانکی و قرارداد فیمابین مطلقاً خمس دارد.
آلات قمار
استفتائات جدید
س: بعضى از سايتهاى خارجى بازیهاى اينترنتى دارند که بايد ابتدا مقدارى پول داد تا وارد بازى شد اگر ببريم اصل پولمان و جايزه به ما تعلق مىگيرد و اگر ببازيم پول خود را از دست مىدهيم. بازى کردن و پول دادن به اين سايتها چگونه است؟
ج) جايز نيست.
س) تماشاى پاسور بازى ديگران چه حکمى دارد؟
ج) اگر مستلزم مفسده و يا تأييد عملى آن محسوب شود، جايز نيست.
س: من فروشنده انواع صنايع دستى هستم تخته شطرنجى را خريد و فروش مىکنم که تماماً خاتمکارى شده و در وحله اول جنبه تزئينى دارد و چنانچه کسى هم بخواهد مىتواند براحتى با آن بازى کند. داخل اين شطرنج طورى است که اگر کسى مهرهها و يک جفت تاس تهيه کند (من اين دو قلم را نمىفروشم) مىتواند با آن تخته نرد بازى کند. لطفاً به من بگوييد با توجه به اين که اصل اين کالا تخته شطرنج است و من هم آن را با همين نام و با مهرههاى شطرنج به فروش مىرسانم و در عرف نيز با همين نام و با هدف شطرنج بازى تهيه و مورد استفاده قرار مىگيرد. حال از نظر شرعى خريد و فروش اين تخته شطرنج براى من چه حکمى دارد؟
ج) اگر مکلّف تشخيص دهد که در حال حاضر شطرنج عرفاً از آلات قمار محسوب نمىشود، خريد و فروش آن مانع ندارد و همچنين آلاتى که استفاده از آنها مشترک بين حلال و حرام است اگر به قصد حلال خريد و فروش شود، مانعى ندارد.
س: اخيراً ورزش بيليارد در سطع وسيعى رايج شده است نظر حضرتعالى درباره آن چيست؟
ج. اگر با برد و باخت و يا موجب ترتب مفاسد اخلاقى يا اجتماعى و يا مستلزم همراه بودن با محرّمى از محرّمات الهى باشد، جايز نيست.
جلوگیری از بارداری
استفتائات جدید
س: قرار دادن «نورپلانت» توسط پزشک مرد در صورتى که فقط سطح خارجى بازو مشاهده شود، چه حکمى دارد؟
ج) با وجود پزشك زن، پزشك مرد مبادرت به اين عمل ننمايد مگر آنكه ضرورتى در كار باشد مانند اينكه پزشك زن وجود نداشته، واين عمل براى آن زن لازم باشد.
س: آيا در صورتى که بچهدار شدن موجب بروز خطراتى براى مادر باشد، زن مىتواند با اذن شوهر از انعقاد نطفه جلوگيرى کند؟ بدون اذن شوهر چطور؟
ج) مانعى ندارد اما درصورتى که باردارشدن براى او خطر قابل توجه داشته وحرجى باشد بدون اذن شوهر نيز مىتواند مانع انعقاد نطفه شود.
س: شخصى با عمل جراحى خود را عقيم کرده، آيا واجب است دوباره خود را معالجه کند تا در صورت امکان به حالت اول درآيد؟
ج) واجب نيست.
س: در صورتى که بستن لولههاى زن يا مرد اجازه داده شود، حق تقدم با کدام يکى است؟
ج) در صورت رعايت شروط شرعى حق تقدمى در کار نيست و از جهت تفاوت موقعيت افراد با پزشک مشورت شود.
س: با توجه به اينکه در قرار دادن آى.يو.دى، در حال حاضر، لمس و نظر صورت مىگيرد. آيا انجام دادن اين عمل توسط پزشک زن، جايز است؟
ج) در فرض مرقوم جايز نيست مگر در مقام ضرورت.
س: از آنجايى که فرزند متولد شده از زوجى ديگر را مىتوان به فرزندى قبول نمود و فرزند خواندگى توسط شرع مقدس، تأييد شده است و سن مولود اهميتى در فرزند خواندگى ندارد آيا مىتوان جنين حاصل از نطفهى شوهر (اسپرم شوهر) و تخمک همسرش را پس از انعقاد نطفه و تشکيل شدن جنين در همان يکى دو روز اول در رحم مادرخواندهاش قرار داد که پس از تولد او را بزرگ نمايد؟
ج) فى نفسه منعى ندارد لکن بايد از لمس و نظر حرام اجتناب شود و فرزند ملحق به صاحب نطفه و تخمک مىباشد.
س: اجاره دادن يا اجاره کردن رحم زن براى تلقيح نطفهى مرد اجنبى، چه حکمى دارد؟
ج) عمل مذكور فىنفسه اشكال ندارد ولى واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود.
س: نگهدارى اسپرم غير شوهر (اعم از محارم زن يا غير محرم با زن) در بانك اسپرم يا محل نگهدارى دراز مدت اسپرم مرد و استفاده از آن در مواقع لزوم براى زن، چه حكمى دارد؟
ج) تلقيح زن از طريق نطفه مرد نامحرم فىنفسه اشكال ندارد ولى بايد از مقدمات حرام از قبيل نگاه و لمس حرام و غير آنها اجتناب شود و به هر حال در صورتى كه با اين روش كودكى به دنيا بيايد، ملحق به شوهر آن زن نمىشود بلكه ملحق به صاحب نطفه و به زنى است كه صاحب رحم و تخمك است.
س: بعد از انتقال تخم لقاح يافته تعدادى از آنها در آزمايشگاه باقى مىماند. حکم استفاده از آنها براى زن و شوهر نازاى ديگر و يا دور ريختن يا کارهاى آزمايشگاهى مانند مطالعات ژنتيک بر روى آنها چيست؟
ج) اشکال ندارد.
س: از آنجايى که در انجام لقاح آزمايشگاهى، جهت آبستنى مصنوعى، گرفتن اسپرم (نطفه) از شوهر و نيز برداشت تخمک از تخمدان زن ضرورت دارد، نظر مبارک حضرت عالى در موارد ذيل چيست؟ 1ـ برداشت تخمک از تخمدان با هدايت سونوگرافى (دستگاه تصويربردارى با کمک امواج ماوراء صوت) از طريق مهبل (واژن) زن، که اين کار توسط متخصص زنان و در اتاق عمل تحت شرايط کاملا استريل (بهداشتى) و با ضرورت نگاه به عورت زن انجام مى پذيرد. 2ـ برداشت تخمک با هدايت سونوگرافى، ولى از طريق لاپاراسکوپى (يعنى بازکردن شکاف کوچک در جدار شکم) که مستلزم نگاه به عورت زن نيست. شايان ذکر است در سالهاى اخير به خاطر پرخطر و پرهزينه بودن، از اين روش استفاده نمىشود.
ج) در تمامى موارد عمل مذكور فىنفسه اشكال ندارد ولى واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود.
س: تخمکهاى زنى ضعيف مىباشد و لذا فرزندان ناقص الخلقهاى به دنيا مىآورد آيا جايز است تخمک زن دومى را در آزمايشگاه با اسپرم شوهر زن اول لقاح دهند و سپس جنين را به رحم زن اول منتقل نمود؟
ج) فى نفسه منعى ندارد.
س: نظر اسلام در مورد كنترل توالد چيست؟ آيا مسلمانان مىتوانند از آن استفاده كنند؟ آيا استفاده از كاندوم و... صحيح است؟
ج) كنترل توالد و ازدياد اولاد واستفاده از كاندوم فى نفسه اشكال ندارد.
س: بر فرض جواز بارورى مصنوعى زن با اسپرم غير شوهر، پدر بچه کيست؟ شوهر يا فرد صاحب اسپرم؟ و بر فرض اگر صاحب اسپرم پدر تلقى شود و فرزند نيز دختر باشد، آيا شوهر زن به اين دختر محرم است؟ در صورتى که پسر باشد آيا زن به اين پسر محرم است؟
ج) پدر او فرد صاحب اسپرم است ـ در صورتى که عمل زناشويى بين زن و شوهر انجام شده اين دختر ربيبه او محسوب شده و به او محرم مى باشد ـ در فرض مذکور که تخمک از زن است به او محرم مىباشد.
س: استفاده از وسايل ضد باردارى که انسان بداند يا احتمال صحيح بدهد که ضرر دارند (مثل قرصهاى ضد باردارى که مشخصاً مخرب قلب و عروق هستند) چگونه است؟
ج: در صورتى که به تشخيص پزشک حاذق داراى ضرر چشمگير باشد جايز نيست.
اخيراً نطفه زن و مرد را گرفته، در خارج از رحم با هم لقاح مىدهند و در رحم زن قرار مىدهند: س1: آيا اين عمل در صورتى که زن و مرد، همسر هم باشند، جايز است؟
ج) عمل مزبور فى حد نفسه اشکال ندارد.
رحم بانويى به هر علت قادر به نگاهدارى جنين نيست و سقط مىکند. با آميزش نطفهى وى و شوهرش در آزمايشگاه و انتقال جنين به رحم زن ديگر که به اصطلاح مادر جانشين و يا مادر قائم مقام ناميده مىشود، بچه رشد مىکند و به موقع متولد مىشود و برابر قرارداد مزد معينى به مادر جانشين داده مىشود تا کودک تحويل زن و شوهر گردد: س1: آيا اين امر مىتواند جايز باشد؟ س2: اگر اين عمل چه جايز باشد و يا نه، به هر حال انجام بگيرد و با وجود اينکه، اين کودک در رحم مادر جانشين بزرگ شده است، اما داراى صفات ارثى زن اول مىباشد. با توجه به آيه دوم سوره مبارکه ى مجادله به کدام يک از اين دو زن تعلق دارد و وارث کدام يک از آنهاست؟
ج1) اين عمل فى حد نفسه منعى ندارد و بايد از لمس و نظر حرام اجتناب شود وگرفتن اجرت براى رحم مستاجره منعى ندارد. ج2) بچه ملحق به صاحب اسپرم وتخمک مى باشد و در زمينه احکام شرعى نسبت به رحم اجارهاى احتياط رعايت شود البته اگر اين زن با رعايت شرايط رضاع به بچه شير دهد محرميت حاصل مىشود.
س: اگر روش پيشگيرى از فرزنددار شدن، متوقف بر حرامى باشد، مانند نگاه پزشک غير مماثل (زن براى مرد و مرد براى زن) در چه حالتى اين حرمت برداشته مىشود. آيا محدود به صورتى مىشود که تنها استفاده از اين روش منحصر باشد، و يا در هر صورت براى حفظ مصالح عمومى اين حرمت برداشته مىشود؟
ج) در هر صورت بايد از روشهايى استفاده شود که مستلزم لمس و نظر حرام نباشد و منحصر بودن روش، مجوز ارتکاب اين عمل نمى باشد مگر در مقام ضرورت.
س. خانمی که مشکوک به بارداری است، آیا جایز است قرص ضد بارداری مصرف کند؟
ج. مادامی که یقین به انعقاد نطفه نداشته باشد مانع ندارد.
سقط جنین (کورتاژ)
استفتائات جدید
س: اگر باردارى باعث خجالت و آبروريزى من يا خانوادهام شود، آيا مىتوانم در سه ماهه اول آن را سقط كنم؟
ج) سقط جنين شرعاً حرام است و آنچه در سؤال ذكر شده مجوّز آن نمىباشد.
س: اينجانب زنى باردار هستم با توجه به وضعيت نامناسب جسمانى و ترس از تشديد کمخونى، ناراحتى معده و ضعف کلى بدن مايل به سقط جنين هستم. لطفاً حکم شرعى را بيان کنيد.
ج) سقط جنين جايز نيست و موارد مذکور موجب حليّت آن نمىباشد.
س: با پيشرفت علوم پزشکى و جنين شناسى در دوران باردارى اطباء ناقص الخلقه بودن جنين را تشخيص مىدهند و اگر بخواهند ناقص الخلقه بودن جنين را به اطلاع والدين برسانند ممکن است آنها اقدام به سقط جنين يا اقدام به رفع نقص جنين نمايند در حالى که احتمال بهبودى بسيار ضعيف است. در فرض سؤال اطلاع دادن دکتر جايز است يا نه؟
ج) اطلاع دادن فى نفسه واجب نيست مگر آنکه قانونى در اين زمينه موجود باشد، يا غرض از مراجعه به طبيب و پرداخت پول به او اطلاع از حال جنين باشد.
س: ديهى سقط جنين که با رضايت کامل پدر و مادر، و از راههاى مختلف انجام مىشود، به عهده كيست؟
ج: ديه بر عهده مباشر سقط مىباشد. اگر دکتر مستقيماً سقط را انجام دهد ديه بر عهده اوست و اگر پرستار تزريق نمايد به عهده اوست و اگر مادر دارو را خورده بر عهده مادر مىباشد و در همه موارد ديه بايد به ورثه طفل پرداخت شود که در موارد اول و دوم پدر و مادر و در مورد سوم پدر است که اگر ايشان عفو نمايند ساقط مىشود هر چند گناه آن که قتل نفس يا مشابه آن باشد ثابت است.
س: من در هفته دهم حاملگى عمداً جنين را سقط کردهام. نسبت به سقط جنين چه بايد بکنم؟
ج) سقط جنين بر شما حرام بوده است که مرتکب شديد ولى کفاره ندارد ليکن ديه شرعى جنين را ضامن هستيد، و بايد ديه را به وارث شرعى او بپردازيد و خودتان از اين ديه ارث نمىبريد.
س: آيا مىتوان با تشخيص قطعى بيمارى در جنينهايى كه دچار عيوب ژنتيك بوده و يا مادر آنها در طى باردارى بر اثر ابتلاء به بعضى بيمارىهاى عفونى بيمار شدهاند، قبل از دميده شدن روح (چهار ماه و ده روز) جنين را سقط نمود؟ لازم به ذكر است اين كودكان از بدو تولد تا پايان عمر دائماً در وضع مشقّتبارى به سر خواهند برد و خانواده و جامعه نيز بهاى گزافى را از نظر روانى و مادى بايد به دوش بكشند.
ج) اگر نگهدارى و بزرگ كردن طفل معلول و عقبمانده و ناقصالخلقه براى والدين داراى زحمت و مشقت بيش از متعارف باشد به مقدارى كه در عسر و حرج واقع مىشود، اسقاط جنين پيش از دميده شدن روح در او مانع ندارد.
س: زنى که از ابتدا نمىخواسته آبستن شود ولى بر اثر اصرار شوهر آبستن شده، اگر در غياب شوهر کارى کند که موجب سقط جنين شود، آيا ضامن خونبهاى اوست؟
ج) در فرض مرقوم گناهکاراست و علاوه بر آن ضامن ديه نيز مىباشد.
س: اگر طبيبى متوجه شد که جنينى درون شکم مادرى داراى نقص عضو مىباشد که در صورت اطلاع دادن به والدين او احتمال زياد مىدهد آنان اقدام به سقط جنين بنمايند و شايد هم در مقام معالجهى نقص عضو جنين برآيند که احتمال بهبودى بسيار کمى دارد، و در ضمن اگر اطلاع ندهد، در معرض شکايت والدين، نسبت به عدم اطلاع به آنان از وضعيت جنين قرار خواهد گرفت. بفرماييد وظيفهى طبيب در اينجا چيست؟
ج) فى نفسه اطلاع دادن واجب نيست مگر آنکه قانونى باشد يا غرض از مراجعه به طبيب و پرداخت پول به او اطلاع از حال جنين باشد.
س: اگر دكتر متخصص تشخيص دهد كه اگر جنين با عمل جراحى خارج شده و در دستگاه نگهدارى شود به حيات خود ادامه خواهد داد، آيا جايز است كه اقدام به عمل جراحى شود؟ آيا حكم مسأله قبل از ولوج روح و بعد از آن فرق دارد يا نه؟
ج) با فرض اينكه جنين در دستگاه زنده خواهد ماند، بيرون آوردن آن اشكالى ندارد و فرقى بين قبل از ولوج روح و بعد از ولوج روح نيست.
س: پدر و مادرى جنين چهل روزهاى را سقط كردهاند چون مادر بيمار بوده و پزشكان به صورت شفاهى گفته بودند كه زايمان براى مادر خطر دارد و از باردار شدن منع شده بوده است، آيا به عمل فوق ديه تعلق مىگيرد يا خير؟ در صورتى كه جواب مثبت است قيمت امروزى چقدر است و به چه جايى يا كسى پرداخت گردد؟
ج) جنين چهل روزه اگر بصورت علقه درآمده بود، ديهى اسقاط آن سى مثقال [بازارى] طلا است و ديه به عهده كسى است كه مباشر در سقط آن بوده است و به شخص مباشر اسقاط نمىرسد بلكه به ساير ورثه جنين از پدر يا مادر يا برادر و خواهر ارث مىرسد.
س: آيا خارج کردن جنين از رحم مادر، زودتر از موعد مقرر، و رشد آن تحت مراقبتهاى ويژه و يا در دستگاه مخصوص (انکوباتور)، جايز است؟
ج) عمل فوق فى نفسه اشکال ندارد.
تشریح میت و پیوند اعضا
استفتائات جدید
س: آيا مىتوان براى تشخيص جرم در مرگهاى مشکوک، کالبد شکافى کرد يا نه؟ آيا قاضى شرع، بدون رضايت ولى مىتواند اقدام کند؟
ج) اگر کشف حقيقت متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد و اجازه ولى شرط است مگر اينکه کشف حقيقت متوقف بر آن بوده و قاضى نيز آن را لازم بداند.
س: با توجه به اينکه در شرايط فعلى به دست آوردن جسد انسان کافر ممکن نيست و از طرفى جامعهى اسلامى هم محتاج پزشکانى ماهر و زبردست است تا از اين نظر به خودکفايى برسد، لذا خواهشمند است نظر مبارک خود را در مورد تشريح در شرايط فعلى مرقوم فرماييد.
ج) اگر نجات نفس محترمى يا کشف مطالب پزشکى جديدى که جامعه به آن نيازمند است ويا دستيابى به اطلاعاتى راجع به يک بيمارى که زندگى مردم را تهديد مىکند منوط به تشريح باشد، اين عمل جايز است. ولى سزاوار است که تا حد امکان از جسد متعلق به مسلمانان استفاده نشود لكن در صورت عدم امكان، مانعى ندارد.
س: در تعليم و تعلم طب، تشريح جسد معمول، بلكه ضرورى است. آيا براى اين موضوع مهم اجتماعى، تشريح جسد مسلمان جايز است يا نه؟ و آيا موجب ديه مىشود يا نه؟
ج) در صورت امکان استفاده از بدن غير مسلمان، از بدن مسلمان استفاده نشود و در صورت لزوم ديه ندارد.
س: آيا وصيت قبلى مسلمان در زمان حيات، در مورد استفاده از بدن او براى تشريح يا استفاده از بعضى اعضاى او مانند کليه، قلب و چشم، اثرى در حکم جواز و رفع ديه دارد يا نه؟
ج) در مورد تشريح، در صورت لزوم تأثيرى ندارد لکن در استفاده از اعضاء اگر با رضايت و اذن ميت قبل از مرگش و يا با اذن اولياء او بعد از مردنش باشد اشکال ندارد و موجب ديه نيست.
س: آيا تشريح جسدى كه در اسلام او ترديد است، جايز مىباشد؟
ج) تشريح مرده مشکوک که راهى براى حکم به اسلام او نباشد مانعى ندارد.
س: آيا دانشجوى پزشکى که موظف به تشريح است بايد از کم و کيف چگونگى تهيه اجساد براى تشريح آگاهى يابد يعنى تجسس کند که آيا مسائل شرعى رعايت شده يا نه؟ جسد مربوط به مسلمان است يا نه؟
ج) تجسس، لازم نيست.
س: در صورت جايز بودن کالبد شکافى، حکم عورتين و نگاه نامحرم به بدن ميت و مس ميت موقع کالبد شکافى را بيان فرمائيد؟
ج) اگر درمان بيماريها و يا نجات نفس محترمى متوقف بر آموزشى باشد که ياد گرفتن آن مستلزم نگاه به عورت ديگران است، اشکال ندارد. اگرميت را غسل نداده باشند در صورت مس كردن آن غسل واجب بر آن مترتب است.
س: آيا تفاوتى بين اهل تسنن و اهل تشيع، در عدم جواز تشريح جسد، وجود دارد؟
ج) تفاوتى بين مسلمانان، چه اهل تشيّع و چه اهل تسنّن نيست.
س: آيا مىتوان جسد افراد به ظاهر مسلمان (مسلمان شناسنامهاى) را که به خاطر ارتداد، فساد اخلاقى، قاچاق مواد مخدر، مسائل سياسى و ... اعدام شدهاند، تشريح کرد؟
ج) از اجساد متعلق به مسلمانان و يا کسى که محکوم به اسلام است استفاده نشود مگر آن که ضرورت باشد اما ارتداد محکوم به کفر است و استفاده از جسد او مانع ندارد.
س: در دانشگاههاى علوم پزشکى، از اجساد افرادى که صاحب ندارند، براى تشريح و يادگيرى دانشجويان استفاده مىشود و يا اعضاى آنها را مثل قلب، کبد و کليه اغلب بدون اجازه ى صاحبان ميت در شيشهها نگهدارى مىکنند، لطفاً نظرتان را در اين مورد بيان فرماييد؟
ج) نداشتن صاحب، دليل بر جواز امر مذكور نيست.
س: با وجود امکان تهيه جسد کافر از خارج که مستلزم تعيين بودجه و خريد آن است، آيا واجب است که مسئولين ذيربط به آن اقدام نمايند تا از تشريح ميت مسلمان جلوگيرى شود يا خير؟
ج) واجب است تا حد امکان از جسد ميت مسلمان استفاده نشود.
س: آيا مىتوان براى پيوند اعضا از اعضاى حيوانات چه حرام گوشت چه حلال گوشت وچه نجس العين براى انسان استفاده کرد لطفاً نظرتان را در اين مورد بفرماييد.
ج) مانع ندارد ولى نماز خواندن با آن اشکال دارد مگر اينکه از قبيل چيزهايى باشد که داراى حيات است که با پيوند آن به بدن انسان حيات پيدا کند و جزو بدن انسان گردد. و در حکم مذکور تفاوتى ميان انواع حيوانات، حتى نجسالعين نيست.
س: پس از پيوند عضو حکم آن از نظر طهارت و نجاست در حالات زير چگونه است؟ الف) در ابتداى عمل جراحى که پيوند صددرصد برقرار نشده است. ب) با گذشت زمان که پيوند صددرصد برقرار شده است.
ج: الف) اگر هنوز ميته باشد، نجس است. ب) چنانچه صدق ميته به آن نکند، پاک است.
س: گاهى اوقات ممکن است جسد مجهول الهويهاى پيدا شود که هيچ اطلاعى از مليت و مذهب او وجود ندارد؟ آيا چنين اجسادى قابل تشريح هستند يا نه؟
ج) اگر در بلاد اسلامى، باشد جايز نيست. چون حکم اسلام بر او مترتب است.
س: پيوند اعضاى مسلمان به غير مسلمان و برعكس چه حكمى دارد؟
ج) در اهداى عضو جهت پيوند، فرقى نيست كه گيرنده مسلمان باشد يا غير مسلمان.
س: در مواردى كه تحليل استخوانى فك شديد است نياز به پيوند استخوان مىباشد، شركتهايى هستند كه استخوانهاى ميت را فرآورى كرده و به فروش مىرسانند. آيا مىشود از اين استخوانها استفاده نمود؟ در صورت جواز آيا فرقى ميان استخوان ميت مسلمان و كافر و ميتى كه اطلاعى از هويت او نداريم وجود دارد؟
ج) فى نفسه اشكال ندارد و تفاوتى ميان انواع استخوان نيست، هر چند بهتر است با وجود استخوان ميت كافر از استخوان ديگر استفاده نشود.
س: قطع اعضاى غير رئيسه از شخص زنده چه حکمى دارد؟
ج) اگر حفظ نفس محترمى موقوف بر آن باشد جايز است.
س: قطع اعضاى مرده در صورتهاى ذيل چه حکمى دارد؟ ۱: وصيت کرده بر اينکه اعضاى او را پس از مرگ براى پيوند جدا کنند؟ ۲: وصيت نکرده ولى حفظ جان مسلمان بر آن متوقف است؟
ج1) با اجازه ولىّ ميّت مانع ندارد. ج2) در اين صورت اشکالى نيست.
س: پول گرفتن در برابر اعضاى جدا شده چه حکمى دارد؟
ج) مانع ندارد و مىتواند در مقابل واگذارى حق اختصاص يا در مقابل اجازه دادن پول بگيرد.
س: آيا انتقال خون بين مسلمان و غيرمسلمان، جايز است يا نه؟
ج) جايز است.
س: فروش خون چه حکمى دارد؟
ج) با فرض اينکه انتقال خون داراى منفعت عقلايى است فروش آن مانعى ندارد.
س: با توجه به اتفاق فقها در حکم "حرمت اضرار به نفس" مبناى حکم جواز "پيوند اعضاء" چيست؟ چنانچه مبناى اين حکم اهميت "حفظ جان مسلمان" در برابر "حرمت اضرار به نفس" باشد، اين سؤال مطرح مىشود که اگر شخص اهدا کننده عضو شيعه و شخص گيرنده عضو، غير شيعه يا غير مسلم باشد، آيا باز هم "حفظ جان چنين شخصى" از "اضرار به نفس يک شيعه" مهمتر است؟
ج) مطلق اضرار به نفس دليل بر حرمت ندارد و اهداى عضو جهت پيوند به بدن شخص ديگر از مصاديق اضرار به نفس به نحو کلى نيست زيرا ممکن است براى کثيرى از افراد ضرر به همراه نداشته باشد و در اهداى عضو جهت پيوند فرقى نيست که گيرنده مسلمانِ هممذهب باشد يا غير مسلمان، و اگر نجات جان گيرنده مسلمان متوقف بر پيوند عضو باشد چنانچه براى دهنده ضرر معتنابه نداشته باشد چه بسا واجب است که اهدا کند و يا بفروشد.
س: آيا وصيت به اهدا يا فروش اعضاى بدن، بعد از مرگ مغزى يا مرگ قطعى جايز است؟
ج) استفاده از اعضاى ميت براى پيوند به بدن شخص ديگر براى نجات جان او يا درمان بيمارى وى اشكال ندارد و وصيت به اين مطالب هم مانعى ندارد مگر در اعضايى كه برداشتن آنها از بدن ميت موجب صدق مُثله باشد و يا عرفاً هتك حرمت ميت محسوب شود.
س: آيا قطع عضو ميت در صورتى كه منفعت مورد اعتنايى براى ديگران داشته باشد، جايز است يا خير؟ و اگر جايز است، ديه دارد يا خير و در صورت وجوب، ديه بر عهده كيست آمر، پزشك يا استفاده كننده از عضو؟
ج) قطع عضو بدن ميّت مسلمان حرام است و موجب ديه مىشود و ديه بر عهده كسى است كه عضو را قطع كرده، ولى اگر با رضايت و اذن ميت قبل از مرگش برداشته شود، اشكال ندارد و موجب ديه نيست همچنين اگر نجات نفس محترمى متوقف بر اين امر باشد، اشكال ندارد.
آموزش پزشکی
استفتائات جدید
س: اگر آزمايشات طبى روى حيوانات انجام شود و در پايان، حيوانات از بين بروند، صرف نظر از ضمان، آيا چنين کارى براى پيشرفت پزشکى جايز است؟
ج) فى نفسه منعى ندارد لکن بايد طورى عمل شود که موجب اذيت و آزار حيوان نشود.
س: با توجه به مراجعه زنان به برخى پزشکان مرد و آثار مترتب بر آن، آيا بر زنانى که استعداد يادگيرى علوم پزشکى مربوط به زنان را دارند، واجب است که اين علوم را ياد بگيرند؟
ج) يادگيرى درحد رفع نيازهاى ضرورى، واجب كفائى است
س: اگر فايده آزمايشها به سود تمامى افراد بشر باشد، آيا مىتواند خود را در معرض چنين آزمايشهايى قرار دهد، با فرض اينکه علم به ضرر يا احتمال ضرر و يا عدم علم به ضرر داشته باشد؟
ج) جايز نيست مگر ضرورت پزشکى و مصلحت اهم اقتضا نمايد و تأمين اين ضرورت از راههاى ديگر و بىخطر و يا کمخطرتر امکانپذير نباشد.
س: در صورتى که آزمايش خاص پزشكى براى پيشرفت علم هيچگونه ضررى براى بيمار نداشته باشد، آيا پزشک بدون اطلاع به بيمار و بدون کسب اجازه او مىتواند چنين اقدامى نمايد؟
ج) جايز نيست.
س: آيا جهت امر آموزش بالينى دانشجويان و انترنها و رزيدنتها مجاز هستيم شرح حال مريض و بعضاً اسرار وى را در جمع پزشکان مطرح کنيم يا خير؟
ج) اگر اين امر به مصلحت بيمار بوده و يا براى آموزش دانشجويان مفيد باشد مانعى ندارد.
س: انجام دادن تحقيق و پژوهش در مورد حجامت و فصد (و ساير موضوعات پزشکى مشابه که در روايات موجود است)، مطابق با استانداردهاى علمى بين المللى و بررسى آمارى نتايج حاصل از آن، از نظر شرعى چه وجهى دارد؟
ج) با رعايت اصول و موازين پزشکى روز بلامانع مىباشد.
س: با توجه به مصيبتبار بودن بيمارى ايدز، آيا آموزش گروههاى مختلف سنى را در مورد راههاى انتقال و نحوه پيشگيرى از بيمارى ايدز، جايز مىدانيد؟
ج) فى نفسه منعى ندارد مگر آنكه مستلزم مفسده بوده و نتايج سوئى داشته باشد.
س: نگاه به عکسهاى عريان که در کتب پزشکى هست، اگر به قصد آموزش باشد جايز است يا خير؟ آيا بايد قدر ضرورت اکتفا نمود؟ اگر ريبهآور باشد، ولو براى آموزش، جايز است يا خير؟ اگر ريبهآور نباشد، آيا بدون قصد آموزش هم جايز است يا خير؟
ج: نگاه به عکسهاى مذکور اگر همراه با لذت نبوده و مستلزم مفسده هم نباشد مانعى ندارد. در غير اينصورت جايز نيست مگر آنکه ضرورتى مثل آموزش لازم در کار باشد.
س: آيا در صورتى که شخصى نداند جسدى را که تشريح مىکند مسلمان است يا نه و اگر مسلمان است غسل داده شده يا نه و آن را لمس کند غسل دارد؟
ج) غسل واجب است.
لمس و نظر پزشک
استفتائات جدید
س: اگر براى ازدواج، نياز به آزمايش خون باشد، چنانچه دکتر زن براى اين کار نباشد آيا دکتر مرد که نامحرم است مىتواند اين کار را انجام دهد؟ در صورتى كه دکتر زن وجود دارد ولى در اثر بىتوجهى و امثال آن، دکتر مرد اقدام به اين کار مىکند تکليف چيست؟
ج) اگر ضرورت باشد مانعى ندارد لکن سهلانگارى و بىتوجهى مجوز اين امر نيست.
س: آيا معاينه افراد غير بيمار براى کنترل سلامتى آنها، توسط پزشك نامحرم جايز است؟
ج) اگر ضرورت نباشد جايز نيست.
س: نگاه به جسد همجنس و غيرهمجنس، مسلمان باشد يا غيرمسلمان تا چه حدى جايز است؟
ج) نگاه به جسد همجنس غير از عورتين اشکال ندارد و در غير همجنس حکم زمان حيات را دارد
س: آيا نازايى حکم مرض را دارد تا مراجعه به دكتر مرد حاذقتر، مجاز باشد؟ و با توجه به بالا رفتن سن بنده و اينکه تا جايى که توانستهام نزد دکترهاى مجرب زن رفتهام، فعلاً مجاز به معاينه شدن توسط دکتر مرد هستم يا خير؟
ج) نازائى فى نفسه، بيمارى محسوب نمىشود و مجوز مراجعه به پزشک نامحرم براى لمس و نظر حرام نمىگردد بلى اگر احتمال عقلايى مىدهيد که نازايى شما ناشى از بيمارى قابل علاج باشد و دسترسى به پزشک زن که بتواند شما را معالجه و معاينه کند نداريد، مراجعه به پزشک مرد جهت معاينه و معالجه اشکال ندارد.
س: اگر بيمار خانمى که جانش در خطر است به تنها پزشک يک روستاى دورافتاده که مرد است، مراجعه کند آيا اين پزشک مجاز است هرگونه معاينه ضرورى را در مورد بيمار انجام دهد؟
ج) چنانچه مورد ضرورت باشد اشکال ندارد.
س: اگر زنى دچار بيمارى خفيفى شده بطورى كه جانش در خطر نيست، با فرض دورى او از شهر و وجود پزشك مرد در روستا حتماً بايد به پزشک خانم در شهر مراجعه کند و يا در همان جا پزشک مرد مجاز است با انجام معاينات ضرورى، اقدام به تشخيص و درمان نمايد؟
ج) چنانچه به طور عادى و بدون حرج و مشقت، رفتن به شهر ميسّر است، بايد در شهر به پزشک زن مراجعه نمايد.
س: در صورتى که شکم بيمار توسط دستيار زن باز شود، با توجه به اينکه نظر به پوست و ظاهر شکم صورت نمىگيرد و بيشتر داخل شکم مشاهده مىشود، آيا پزشک مرد مىتواند به عمل بستن لولهها بپردازد؟
ج) نگاه به باطن بدن زن و ظاهر آن فرقى ندارد و در هر دو صورت اگر ضرورت باشد جايز است و در غير اين صورت جايز نيست.
س: آيا به خاطر حفظ فضاى استريل اتاق عمل مىتوان مجروح را برهنه کرده و از مقابل انظار پزشکان و پيراپزشکان عبور داد؟
ج) مىتوان از لباسها يا ملحفهاى که قبلاً استريل شده، بعد از بيرون آوردن لباسهاى بيمار استفاده نمود تا بيمار برهنه نباشد.
س: بفرماييد در صورتى كه زنى نباشد تا به زائو در وضع حمل كمك كند، آيا مرد مىتواند دخالت كند؟
ج) اگر عدم دخالت مرد موجب تهديد حيات مادر يا كودك باشد، مانعى ندارد.
1- آيا مرد مىتواند نزد زن نامحرم حجامت کند؟ 2- آيا مرد مىتواند نزد دکتر زن نامحرم رود؟ (با لمس بدن)
ج1) با توجه به اينكه حجامت مستلزم نظر به بدن مرد و احياناً لمس است جايز نيست. ج2) با امكان لمس از روى لباس يا با دست كردن دستكش هنگام معالجه مانع ندارد و بهتر است اگر ضرورت ندارد مرد به دكتر زن مراجعه نكند وچنانچه مستلزم لمس يا نظر حرام باشد، جايز نيست.
س: با عنايت به اينکه زن نبايد به بدن مرد نامحرم نگاه کند، بفرماييد در مورد دختران جوان رشتههاى پزشکى و پرستارى و ... که به تناسب رشته خود گاه به بدن مرد نامحرم آمپول تزريق مىکنند و گاهى جهت آموزش و... ، از آنها خواسته مىشود سوند مثانه مرد نامحرم را بگذارند، در حالى که عمل مزبور مستلزم لمس عورت بيمار (نامحرم) است، تکليف چيست؟ نگاه کردن به عمل مزبور چه حکمى دارد، اگر ضرورت مجوز است، چه چيزى مىتواند ضرورت باشد؟ آيا صرف تحصيل در رشتههاى مزبور ضرورت محسوب مىشود؟ اصولا تحصيل در چنين رشتههايى براى خواهران چه حکمى دارد؟
ج: در جمهورى اسلامى لازم است به نحوى ترتيب اين کارها داده شود که دختر دانشجو مجبور نباشد به کارى که شرعاً حرام است، دست بزند. بلى، در موارد اضطرارى يعنى آنجايى که مرد نيست يا براى يادگرفتن چيزى که نجات جان مردان متوقف بر آن است مانع ندارد.
س: همانطور که مستحضر مىباشيد تخصصهاى علوم پزشکى بسيار زياد است و متخصصين خانم در هر رشته معمولاً در حال حاضر در ايران به جز در برخى رشتهها يا نادر يا کم مىباشند، فلذا در شهرهاى کوچک و بزرگ نيز بايد به خاطر تعداد زياد بيماران و تعداد کم پزشک، بيماران زن به پزشک مرد مراجعه کنند. در اين صورت وظيفه پزشک مورد مراجعه چيست؟ آيا اگر بتواند و يا احتمال دهد که مىتواند با معاينات مختلف و ضرورى بيمارى را تشخيص و درمان کند، مکلّف است چنين کارى را انجام دهد و يا بايد وى را به يک پزشک خانم ارجاع دهد؟ در شرايطى که خيلى از بيماران به دلايل فوق قادر به اين کار نيستند، آيا در صورت ارجاع و تأخير در تشخيص و درمان بيمارى وى، اين پزشک مسئول نيست؟
ج) به طور کلى با وجود پزشک مماثل رجوع به غير مماثل در صورتى که مستلزم لمس يا نظر حرام باشد جايز نيست ولى اگر پزشک مماثل در مورد يک بيمارى وجود نداشته و يا تخصص کافى را نداشته باشد، رجوع به غير مماثل اشکال ندارد لکن بايد به مقدار ضرورت اکتفا شود.
س: آيا براى درمان نابارورى زنان به روش تلقيح مصنوعى كه مستلزم نظر و لمس است، آيا ضرورت، مجوز اين نظر و لمس مىباشد؟
ج) ضرورت، مجوز لمس و نظر حرام مىباشد مشروط به اينكه به مقدار نياز و در حدّ ضرورت اكتفا شود و معناى ضرورت آن است كه انجام كارى اجتنابناپذير باشد به گونهاى كه ترك آن موجب وقوع مشكلات و وارد آمدن خسارات و ضررهاى سنگين و قابل ملاحظه باشد كه عادتاً قابل تحمل نيست و تشخيص آن بر عهده عرف مىباشد.
مسائل متفرقه پزشكى
استفتائات جدید
س: جراحى بينى و يا گوش جهت زيبايى شرعاً چه حکمى دارد؟
ج) اگر موجب ضرر قابل اعتنا و چشمگير نباشد، فى نفسه منعى ندارد.
س: با توجه به اينکه برخى از داروهاى ضرورى و حياتى از منابع حرام يا نجس مثل اعضاى انسان يا حيوان و غير آنها تهيه مى شوند و معمولا اين گونه داروها از کشورهاى خارجى و غيرمسلمان وارد مى شوند، حکم شرعى مصرف اين گونه داروها براى انسان و نيز معامله بر روى آنها چيست؟
ج) اگر معالجه بيمارى متوقف و منحصر در آن باشد اشكال ندارد.
س: دانستن مسائل شرعى براى پزشکان، دندانپزشکان، داروسازان، پرستاران و به طور کلى پيراپزشکان، در حين آموزش و کار تا چه حدّى لازم است؟
ج) اگر نياموختن احكام به ترك واجب يا ارتكاب حرام بيانجامد، گناهكار است.
س: در صورتى که فتواى مراجع با عملکرد و گفتار بعضى از رؤساى بيمارستانهاى آموزشى يا آزمايشگاهها مطابق نباشد، تکليف دانشجويانى که موظف به اجراى دستور اساتيد و پزشکان در امر معاينهاند، چيست؟ آيا بايد از اساتيد تبعيت کنند يا خير؟
ج) در اين زمينه دانشجويان بايد به مسئولين مافوق مراجعه کنند تا آنها هماهنگىهاى لازم را انجام دهند و در صورت عدم هماهنگى موارد آن مختلف است و در هر جا که ضرورت باشد بايد بر اساس آن عمل نمود.
س: با توجه به امکان نجس شدن لباس و بدن بيمار، آيا لازم است نجس بودن وسايل مورد استفاده در مصارف پزشکى (از قبيل: تخت معاينه، وسايل پزشكى، يونيت و ...) را به وى تذکر دهيم؟
ج) لازم نيست
س: اينجانب به علت نياز به عمل جراحى مجبور شدم به يکى از بيمارستانهاى خارج از کشور بروم. آيا تختى که بيماران روى آن استراحت مىکنند، نجس است؟ حکم خود بيمارستان از لحاظ طهارت و نجاست چيست؟
ج) تا يقين به نجاست آنها نباشد، محكوم به طهارت هستند.
س: آيا مىتوان پروندهاى را که اسرار بيمار در آن بايگانى مىشود، در اختيار پزشکان ديگر غير از پزشک معالج يا بستگان بيمار قرار داد؟
ج) موارد آن مختلف است و در صورتى که اين عمل باعث دستيابى به معالجه بيمار و يا نجات جان بيماران ديگر باشد مانعى ندارد و بلکه در مواردى لازم است.
س: اگر بيمار نارضايتى خود را از افشاى بيمارى خود اعلام نمايد، ولى ضرورت درمان اقتضا مىکند که نوع بيمارى براى بستگانش فاش شود، وظيفه پزشک معالج در اين صورت چيست؟
ج) در صورتى كه نجات جان او بستگى به آن داشته باشد، لازم است.
س: استفاده پزشك از نخهاى بخيه که احياناً بعضى از آنها از اجزاى حيوانات حرام گوشت به دست آمده است، چه حکمى دارد؟
ج) فى نفسه اشكال ندارد.
س: در مواردى که به علل غيرمربوط به کار پزشک (مثل اختلال در دستگاهها و رفتن برق و ...) به بيمار لطمهاى وارد مىشود، ضامن کيست؟
ج) در فرض مرقوم پزشک ضامن نيست و کسى که در بررسى دستگاهها و وصل برق ذخيره و از اين قبيل کوتاهى کرده ضامن مىباشد.
س: برخى از بيماران عاقل و بالغ که نيازمند عمل جراحى هستند، به علت ترس يا هر توجيه ديگرى حاضرند درد و رنج را تحمل نمايند، ولى تن به عمل ندهند، و اين در حالى است که پزشک مىداند که در صورت عمل نکردن، بيمار به زودى خواهد مرد يا دچار عوارض سختى خواهد شد. با اين فرض، آيا پزشک مىتواند با تصميم خود، او را عمل جراحى کند؟ اگر على رغم مخالفت بيمار، بستگان وى چنين اجازهاى را صادر کنند، تکليف پزشک چيست؟
ج) اگر نجات بيمار از مرگ مستلزم عمل جراحى است، اشكال ندارد.
س: برخى از خانمهاى حامله كه مىتوانند به وضع طبيعى زايمان كنند، اصرار دارند كه سزارين شوند تا درد كمترى را تحمل كنند. در اين زمينه نظر حضرت عالى چيست؟
ج) اگر ضررى براى خود مادر يا كودك نداشته باشد، منعى ندارد.
س: اگر دكتر متخصص تشخيص دهد كه اگر جنين با عمل جراحى خارج شده و در دستگاه نگهدارى شود به حيات خود ادامه خواهد داد، آيا جايز است كه اقدام به عمل جراحى شود؟ آيا حكم مسأله قبل از ولوج روح و بعد از آن فرق دارد يا نه؟
ج) با فرض اينكه جنين در دستگاه زنده خواهد ماند، بيرون آوردن آن اشكالى ندارد و فرقى بين قبل از ولوج روح و بعد از ولوج روح نيست
س: اگر بدانيم يا احتمال بدهيم بيمارى در اثر بيمارىاى مثل لوسمى، و يا متاستاز يا برخى از سرطانها و برخى تومورها به زودى خواهد مرد، آيا مجازيم براى افزايش طول عمر او (در حد چند ماه) از شيوههاى درمانى پرخطر و پرعارضه، مانند شيمى درمانى که اغلب عوارض آن بسيار شديدتر از بيمارى اوليه است، استفاده نمائيم؟
ج) اشكال ندارد بلكه بعيد نيست در برخى موارد لازم باشد.
س: نظر حضرتعالى در خصوص کاربرد «هيپنوتيزم» در علوم پزشکى و درمان بيماريهاى قابل علاج با اين روش چيست؟
ج) اگر به منظور غرض عقلايى و با رضايت كسى كه ميخواهد هيپنوتيزم شود صورت بگيرد و همراه با كار حرامى هم نباشد اشكال ندارد.
س: آيا استفاده از سلولهاى بنيادين استخراج شده از جنين انسان قبل از لانه گزينى در رحم براى مقاصد درمانى، جايزاست؟ (لازم به يادآورى است که مراکز تحقيقاتى معمولاً نمونههاى خود را از جنينهاى دور ريخته شده در موسسههاى بارورى (IVF) به دست مىآورند)
ج) فى نفسه منعى ندارد.
س: آيا تغيير ژنتيکى جنين انسان به منظور اصلاح نژاد و ايجاد اوصاف دلخواه در آن، مانند انتخاب رنگ پوست، افزايش ضريب هوشى و غيره، جايز است؟
ج) اگر مستلزم مفسدهاى نباشد، فى نفسه منعى ندارد.
س: بيمارانى که از نظر عرف، مرده به حساب مى آيند اما از نظر علم پزشکى زنده مىباشند و يا بالعکس چه حکمى دارند؟
ج) حكم انسان زنده را دارد.
س: گاهى به جهت تعجيل در راحت شدن محتضر، به او مواد مهلکه (کشنده) تزريق مىکنند؛ آيا اين عمل جايز است يا نه؟ و در صورت عدم جواز، آيا عاملان اينکار، در قتل او شريکند؟
ج) جايز نيست و در صورتى كه موجب قتل شود قصاص يا ديه آن واجب مىگردد.
س: گاهى به جهت تعجيل در راحت شدن محتضر، به او مواد مهلکه (کشنده) تزريق مىکنند؛ آيا اين عمل جايز است يا نه؟ و در صورت عدم جواز، آيا عاملان اينکار، در قتل او شريکند؟
ج) جايز نيست و در صورتى كه موجب قتل شود قصاص يا ديه آن واجب مىگردد.
س: بنا بر تشخيص اطباء حاذق در صورت ترک نمودن عمل جراحى بيمار، به زودى خواهد مرد و در صورت اقدام به عمل جراحى، به احتمال قوى زنده مىماند ولى تا پايان عمر دچار درد و رنج شديد و توانفرسا مىشود، تکليف اين بيمار چيست؟
ج) در فرض مذكور كه ترك عمل و معالجه موجب مرگ مىشود اقدام به عمل واجب است.
س: اگر بيمار روانىاى که هر زمان احتمال دارد دست به آدمکشى بزند، بيمارى ديگرى هم پيدا کرد، آيا جايز است براى اينکه جان افرادى تــوسط وى به خــطر نيفتد، از درمان بيمارى جديد او اعراض نموده و او را مورد معالجه قرار نداد؟
ج) در هر صورت حفظ جان انسان لازم است و ترك درمان در صورتى كه موجب مرگ شود، جايز نيست لكن بايد او را طورى نگهدارى كنند كه موجب آزار ديگران نشود.
س: شخصى که در اثر آسيب مغزى درک وشعور و شنوايى و بينايى و حس خود را از دست داده و فقط قلب او مىزند و حرکت مىکند: 1. اگر کسى او را در اين شرايط بکشد، آيا بايد ديه کامل بپردازد؟ 2. آيا مىتوان اين بيمار را به همان حال باقى نهاد تا قلب او هم از کار بيفتد؟
ج1) بلى ديه دارد. ج2) اگر دستگاهى به او وصل شده و برداشتن دستگاه موجب مرگ وى مىشود، نمىتوان چنين كارى را انجام داد.
س: آتانازى بر سه قسم است: 1) نوع فعّال (با تجويز داروى كشنده از طرف پزشك به زندگى بيمار خاتمه داده مىشود). 2) نوع انفعالى (به صورت خوددارى از ادامه مداوا و زنده نگاه داشتن بيمار محتضر) 3) نوع غير مستقيم (با قرار دادن داروهاى به مقدار زياد در دسترس بيمار تا بيمار شخصاً به زندگى پر رنج خويش پايان دهد) استفاده از كداميك بلااشكال است؟
ج) حفظ محتضر و تأخير مرگ او واجب نيست، بنابراين قسم دوّم مانع ندارد ولى هر كارى كه موجب مردن او باشد، مثل دو قسم ديگر جايز نيست.
س: نظر به اينکه قانوناً تجويز دارو به عهدهى داروساز نمىباشد، به استثناى داروهاى بدون نسخه، چنانچه مريض به حال اضطرار مراجعه کند و با توجه به فوريت، در صورت ندادن دارو، منجر به نقص، جرح يا فوت بيمار گردد، آيا داروساز در عواقب فوق متهم به قصور است؟
ج) با فرض اينکه طبق قانون رفتار کرده تکليفى متوجه او نيست.
س: با توجه به اينکه تشخيص بيمارى و تجويز دارو به عهده پزشک معالج واگذار شده و طبق قوانين موجود، داروساز موظف به تحويل داروى تجويزى مىباشد، آيا داروساز نسبت به عواقب يا عوارض ضررهاى ناشى از تجويز غيرعلمى يا غيرضرورى و احياناً تجويز بر اساس سودجويى و غيره ضامن است؟
ج) در فرض مرقوم ضامن نيست مگر اينکه بداند اين دارو عوارض و ضرر چشمگير براى بيمار دارد.
س: با توجه به اين که حق طبابت از لحاظ مادى، غيرقابل تعيين مىباشد؛ به نظر حضرت عالى بهترين راه تعيين ميزان حق طبابت چيست؟ آيا مقدار تعيين شده توسط دولت، در هر شرايطى قابل دريافت است و پزشک مديون نخواهد بود؟
ج) اگر طبق تعرفههاى معين شده، گرفته شود منعى ندارد.
س: آيا دريافت حق طبابت قبل از بهبودى بيمارى، طبق روش مرسوم صحيح است؟
ج) فى نفسه منعى ندارد.
س: اگر پزشک در طبابت خود کمال دقت و تلاش را براى بهبودى بيمار انجام دهد ولى بهبودى براى وى حاصل نشود، آيا پزشک نسبت به حق ويزيت مديون است يا نه؟
ج) در فرض سوال مديون نيست.
س: آيا دريافت حق طبابت و يا عمل جراحى، قبل از انجام آن کارها، جايز است؟
ج) اگر بر اساس توافق طرفين و مطابق مقرّرات نظام پزشكى باشد اشکال ندارد.
س: برخى از افراد به پزشک مراجعه مىکنند و از او تقاضاى گواهى پزشکى براى محل کار و… مىنمايند. مثلاً مىگويند که به علت سرماخوردگى دو روز به اداره نرفتهاند. آيا در صورت اطمينان به صحت گفتار آنها مىتوان گواهى برايشان صادر کرد؟
ج) در فرض مرقوم که پزشک اطمينان به بيمارى آنها دارد، اگر خلاف قانون و مقررات مربوطه نباشد، صدور گواهى مانعى ندارد.
س: صدور گواهى نادرست از طرف پزشک براى بيمار، سهواً يا عمداً، چه حکمى دارد؟
ج) عمداً جايز نيست و در صورت سهو بايد در صورت امکان آن را تدارک و جبران کند.
س: آيا گذاشتن روکش طلا روى دندان اشکال دارد؟ روکش پلاتين چطور؟
ج) گذاشتن روکش طلا يا پلاتين روى دندان اشکال ندارد، ولى پوشاندن دندانهاى جلو با طلاى زرد، اگر به قصد زينت باشد، خالى ازاشکال نيست.
س: کسى که دندانش را پر مىکند، هنگامى که دهانش خونى مىشود لازم است داخل دهان را نيز آب بکشد يا نه؟
ج) بطورکلى باطن بدن انسان با زوال عين نجاست پاک مىشود.
س: مراجعه بيمار زن به دندانپزشک مرد جهت معالجات دندانپزشکى چه حکمى دارد؟
ج) اگر براى اينگونه کارها، دسترسى به پزشک زن دارند، مراجعه به پزشک مرد (اگر مستلزم نظر و لمس حرام باشد) جايز نيست.
س: ورود مجدد و مکرر وسيلهاى که در اثر ترشحات آلوده به خون دهان خود بيمار نجس گرديده به داخل دهان او چه حکمى دارد؟
ج) ورود مجدد وسيله نجس به دهان بيمار اشکال ندارد.
س: در مواردى براى درمان بيمار، پزشك ناچار به ايراد لطمهاى ديگر به بيمار مىشود. مثلاً براى احياى قلب بيمار سكته كرده، ماساژ مىدهد كه منجر به شكستن دندهها مىشود يا براى تحريك رفلكس بيمار به او سيلى مىزند و پردهى گوشش پاره مىشود، آيا در موارد فوق پزشك ضامن است؟
ج) اگر نجات جان بيمار، مستلزم ايراد آسيبى بر وى باشد، پزشك ضامن نيست.
س: در مراكز آموزشى كه براى آينده پزشك متخصص تربيت مىنمايند و به دليل كمى مهارت دستياران و دانشجويان، عوارض و خطراتى متوجه جان بيمار مىگردد، اگر احياناً نقص عضو و فوتى واقع شود، آيا دستيار مربوطه ضامن است يا پزشك مسئول و استاديار مربوطه؟
ج) در فرض مزبور دستيار يا هر كس كه به بيمار آسيب رسانده، ضامن است.
س: آيا استفاده از ميوهها و مواد غذايى حاصله از تغييرات ژنتيکى، جايز است؟
ج) مانعى ندارد.
س: آيا کلونينگ (شبيه سازى) حيوانات، جايز است؟
ج) فى نفسه منعى ندارد.
س: نظر به اينکه قانوناً تجويز دارو به عهدهى داروساز نمىباشد، به استثناى داروهاى بدون نسخه، چنانچه مريض به حال اضطرار مراجعه کند و با توجه به فوريت، در صورت ندادن دارو، منجر به نقص، جرح يا فوت بيمار گردد، آيا داروساز در عواقب فوق متهم به قصور است؟
ج) با فرض اينکه طبق قانون رفتار کرده تکليفى متوجه او نيست.
س: اگر پزشك منتظر اجازه بستگان بيمار براى عمل جراحى شود ممكن است بيمار دچار نقص يا از كار افتادگى عضو شود در اين صورت آيا پزشك مىتواند بدون اجازه اقدام به عمل جراحى كند؟
ج) اگر خطر فوت بيمار در ميان باشد، تأخير جايز نيست. در مواردى که پزشک ضامن ديه است، بايد از مال خود بپردازد.
س: آيا تعيين جنسيّت جنين به كمك رژيم غذايى جايز است؟ و آيا اين عمل دخالت در، طبيعت و خواست الهى محسوب نمىشود؟
ج) فى نفسه اشكال ندارد.
س: با توجه به اينکه تمام مراجع بر اين عقيدهاند که خانمها نمىتوانند آستين خود را براى آمپول يا فشار خون يا نبض گرفتن و غيره در مقابل نامحرم بالا بزنند، مگر در مقام اضطرار، لطفاً اضطرار را توضيح دهيد.
ج) اضطرار يک مفهوم عرفى است و تشخيص آن مختلف است گاهى با عرف و گاهى به عهده متخصص در امور پزشکى و غيره مىباشد.
س: با توجه به محدوديت مکان و از طرفى لزوم شستن دستها تا آرنج به طرز مخصوص، آيا جايز است پرسنل زن و مرد در کنار هم دست بشويند؟
ج) در صورتى که بتوان سرويس هاى شستشو را اضافه نموده که زن و مرد در مکانهاى مجزا دستهاى خود را بشويند و يا شستن دستها با فاصله انجام شود لازم است اينگونه عمل شود و در غير اينصورت، اگر ضرورت ايجاب کند، مانعى ندارد.
س: اگر براى تشخيص حيات يا مرگ مصدومى، تنها راه شکافتن يکى از شريانهاى وى باشد، بفرماييد: ۱) آيا انجام دادن اين کار جايز است يا خير؟ ۲) آيا انجام دادن اين عمل، در صورت ضرورت، مستلزم پرداخت ديه است يا خير؟
ج) با اذن ولى جايزاست و ديه ندارد.
س: دندان گذاشتن شخص غير مسلمان براى مسلمان از نظر شرع مقدس اسلام چگونه است؟
ج) فى نفسه مانعى ندارد
س: اگر كسى براى بهبودى موقتى يا رفع درد از داروئى استفاده كند كه مرگ را بطور قابل ملاحظهاى جلو بيندازد حكم چيست؟ مثلا از «كورتيكو استرئيد» و يا «زيدودين» يا «سيكلو سپورين» استفاده شود.
ج) اگر موجب مرگ زود رس باشد علاج نيست و در هر صورت اگر ضرر معتنىبه عقلايى نداشته باشد در مقام علاج فى نفسه اشكال ندارد.
س: برخی پزشكان از بيمارانى كه مىخواهند عمل كنند مبلغى پول به عنوان حق الزحمه عمل جراحى (كه به زيرميزى مشهور شده) مىگيرند، حال مىخواستم بدانم اين پول چه حكمى دارد؟ حلال است يا حرام است؟
ج) پزشك اگر كارمند دولت در بيمارستان باشد كه حقوق خود را از صندوق دولت دريافت مىكند و يا عمل جراحى را بر اساس دريافت اجرت عمل از شركت بيمه دريافت مىنمايد، حق مطالبه مبلغ اضافى از بيمار را ندارد.
س: آيا فروش داروهاى كه مصرف آنها عوارض شديد در بردارد، بدون تجويز پزشك جايز است؟
ج) بدون تجويز دکتر، نفروشيد.
س: از آتا نازى در فارسى به (قتل از روى ترحم) و (بيماركشى با ترحم) تعبير مىشود و به منظور كوتاه كردن مدت درد و رنج بيمار لاعلاجى است كه بر اساس دانش پزشكى امروز هيچ اميدى به شفا و يا بهبود او وجود ندارد اقدام به اين كار چه حكمى دارد؟ آيا سرپرست يا نزديكان بيمار مىتوانند به پزشك همچين اجازهاى بدهند؟
ج) جايز نيست و قتل نفس محسوب مىشود.
امدادرسانی
استفتائات جدید
س: آيا وجوب امدادرسانى به مصدومين و آسيبديدگان، فقط اختصاص به اقدام و تلاش براى نجات جان آنها دارد يا كمكهاى مالى، همچنين نگهدارى از اموال آسيبديدگان را نيز شامل مىشود؟ حكم كلى در اين خصوص چيست؟
ج) اگر كمك مالى و نگهدارى اموال آسيبديده براى حفظ جان مصدوم لازم باشد اين نيز واجب است و در غير اين صورت نيز اگر نيروى امدادى از نظر مقررات ادارى موظّف به آن باشد واجب است عمل كند.
س: آيا اهمال و مسامحه در امداد كه منجر به نقص عضو يا موت مصدوم گردد، موجب ضمان و ديه مىباشد؟
ج) هرچند مسامحه در اينگونه امور گناه محسوب مىشود ولى موجب ضمان و ديه نيست.
س: چنانچه برخى سازمانها يا امدادگران ما را از اقدام امدادگرى و امدادرسانى نهى نمايند ولى اطمينان داريم كه مىتوانيم مصدوم را نجات دهيم و يا در نجات مصدوم كمك كنيم، وظيفه شرعى چيست؟
ج) اگر خلاف مقررات يا دستور مسئولين مربوطه نباشد بر فرض اطمينان به توانايى بر نجات مصدوم، اقدام واجب است.
س: اگر در حال انتقال اجساد، بر اثر پرت شدن جسد يا انباشته شدن آنها يا به سببى ديگر، جسدى آسيب ببيند، آيا امدادگر ضامن است؟ در صورت ضمان، آيا بين مواردى كه امدادگر از روى قصور يا تقصير يا ناچارى اقدام نموده تفاوتى وجود دارد؟
ج) اگر در انجام وظيفه خود كوتاهى نكرده باشد، ضامن نيست.
س: آيا در وجوب امداد و نجات مصدومين تفاوتى بين مسلمان و غير مسلمان وجود دارد؟
ج) امداد و نجات مسلمان واجب و غيرمسلمانى كه در حال جنگ با مسلمانان نباشد، مستحب است.
س: در مقام تزاحم امداد، ترجيح با چه مصدومينى مىباشد؟ در اينگونه موارد معيارهاى ترجيح را چه مىدانيد؟
ج) در وجوب امداد و نجات مسلمان تفاوتى بين افراد نيست مگر آنكه نسبت به فرد يا افرادى مصلحتى اهم وجود داشته باشد
س: اگر نجات انسان مشروط به تخريب با استفاده از اموال ديگران باشد، ضامن اموال كيست؟ اگر امدادگر ضامن باشد ممكن است در خيلى از موارد به همين علت از نجات مصدوم خوددارى كند، تكليف چيست؟
ج) در فرض سؤال، خسارت وارده بايد از بيتالمال پرداخته شود.
س: آيا چشمپوشى از حيات بعضى مصدومين يا عدم امدادرسانى به آنان كه بهمنظور از بين بردن بيمارىهاى مهلك و مُسرى و پيشگيرى از تلف شدن جمع زيادى از مردم آن منطقه صورت مىگيرد، جايز است يا نه؟ در صورت جواز، ديه دارد يا نه و بر عهده چه كسى مىباشد؟
ج) نجات مصدوم واجب است و در صورت امكان بايد مردم را از آنجا كوچ داد يا به طريقى ديگر از آسيب ديدن ديگران جلوگيرى كرد ولى در فرض يقين به اينكه با امدادرسانى به مصدوم، جمع زيادى تلف مىشوند و هيچ راهى جز ترك امداد وجود ندارد، تكليف ساقط است.
س: آيا تشخيص و گواهى اطبّا مبنى بر فوت افراد داراى مرگ مشكوك در حوادث و بلايا (صاعقه، زلزله، سكته و...) كفايت مىكند يا اينكه براى يقين به موت بايد تا مدتى صبر كرد؟ اگر نگهدارى ممكن نباشد، تكليف چيست؟
ج) بايد يقين حاصل شود هرچند به گفته طبيب باشد.
س: اگر متخصّصين براى كنترل يك بيمارى مسرى، مُصرّ به سوزاندن جسد ميّت مسلمان باشند، آيا سوزاندن آن جايز است؟ در صورت جواز آيا ديه هم دارد؟ اگر ديه دارد به عهده چه كسى است؟
ج) در صورت ضرورت و اضطرار اشكال ندارد ولى ديهى آن از بيتالمال پرداخته مىشود.
س: براى نجات افراد حادثه ديده و نيز بيرون آوردن مصدومين و جنازهها از زير آوار و عدم وجود امدادگر مَحرم، و عدم امكان پوشاندن بدنهاى عريان، ناچار به نگاه به بدن نامحرم يا لمس آن هستيم، وظيفه چيست؟
ج) در صورت ضرورت، به قدر ضرورت اشكال ندارد.
س: اگر مصدوم يا قيّم و بستگان او مانع امداد و نجات حادثه ديده شوند، تكليف امدادگر چيست؟
ج) اگر جان وى در خطر باشد، نجات دادن مصدوم واجب است و نهى ديگران تأثيرى ندارد.
س: تنفس دهان به دهان (CPR) نامحرم توسط امدادگر در موارد ذيل چه حكمى دارد: 1) در صورت نبود همجنس و مَحرم. 2) عدم آشنايى همجنس و مَحرم با امور امدادى 3) حادّ بودن حال مصدوم و عدم مجال رسيدن مَحرم و همجنس.
ج) در فرض نبود همجنس يا مَحرمِ آشناى به اين امور و ضرورت نجات مصدوم از اين طريق، جايز بلكه لازم است ولى اگر به هر طريق بتواند بدون لمس بدن نامحرم اين وظيفه را انجام دهد، لمس جايز نيست.
س: اگر شخص نامحرمى در حمام يا استخر مصدوم شده باشد آيا پوشاندن بدن وى، پيش از نجات در صورتى كه پوشاندن برايش مضرّ باشد، مثل گرمازده باز هم واجب است؟ همچنين اگر پوشاندن بدن باعث تأخير در نجات مصدوم و يا منجر به مرگ وى شود، چهطور؟
ج) اگر پوشاندن بدن مصدوم ضرر معتنابهى براى او داشته باشد يا سبب تأخير در نجات وى شده و ممكن است منجر به مرگ او بشود، لازم نبوده بلكه جايز نيست.
س: اگر نجات يك مصدوم متوقّف بر امرى غير شرعى (مثل خوراندن مشروب الكلى براى مسموميت با گازهاى خاص) باشد، وظيفه چيست؟
ج) اگر نجات جان مصدوم متوقف و منحصر به اين امر باشد به مقدار ضرورت اشكال ندارد ولى در صورتى كه راه ديگرى وجود دارد اقدام به عمل حرام براى نجات وى جايز نيست.
س: يكى از راههاى اضطرارى امداد سرمازده، ايجاد تماس بدنى وسيع با بدن امدادگر است در اين صورت اگر امدادگر به جهت تماس با مصدوم سرمازدهى نامحرم خوف وقوع در مفسده را داشته باشد يا در ملأ عام صورت خوشى ندارد، وظيفه چيست؟
ج) در غير مقام ضرورت جايز نيست و بايد براى نجات مصدوم از راه ديگرى اقدام شود و امكانات لازم را قبلاً فراهم نمايند.
س: اگر انسان زندهاى كه از زير آوار بيرون آورده مىشود، بر اثر نخوردن غذا و غيره (مثلاً كودكى كه بر اثر نبود شير و دارو) ممكن است جان بدهد، آيا مىتوان از مواد غذايى، دارو و وسايل ديگران بدون اذن آنها براى نجات اينگونه افراد استفاده كرد؟ ضمانت مال به عهده چه كسى است؟
ج) اگر هيچ راهى جز استفاده از اموال ديگران براى نجات مصدوم نباشد، جايز است ولى ضمان دارد و در صورتى كه مأمور امداد طبق وظيفه ادارى و حكومتى عمل كرده باشد، از بيتالمال پرداخته مىشود.
س: آيا استفاده از امكانات دولتى يا خصوصى در منطقه حادثه ديده بدون اجازه (چون امكان كسب اجازه نيست) جهت امدادرسانى حادثه ديدگان جايز است؟ در صورت ضمان آيا اجرةالمثل به عهده امدادگر است يا دولت؟
ج) در فرض ضرورت، استفاده از آنها اشكال ندارد و چنانچه امدادگر طبق وظيفه ادارى و استخدامى عمل كرده باشد، اجرةالمثل آن از بيتالمال جبران مىشود.
س: آيا نيروهاى امدادى كه به منطقه حادثه ديده رفتهاند، مىتوانند در حدّ ضرورت از ميوههاى درختان منطقه و مواد غذايى مغازهها و منازل ويران شده مجهولالمالك يا مالكين كه امكان اجازه از آنها نيست استفاده كنند؟ آيا استفاده موجب ضمان است يا خير؟
ج) در فرض ضرورت، مثلاً خوف مرگ يا ضرر نفسى غيرقابل تحمل يا اينكه اجناس در معرض فاسد شدن باشد، اشكال ندارد ولى ضمان دارد.
س: حكم استفاده نيروهاى امدادى از كمكهاى مردمى كه معلوم نيست فقط جهت استفادهى حادثهديدهگان فرستاده شده است يا نيروهاى امدادى هم حق استفاده از آنها را دارند، چيست؟
ج) جايز نيست مگر از قرائن معلوم شود كه اهداكنندگان راضى هستند.
س: آيا اشخاص مصدوم يا مصيبتزده را كه در محل حادثه هستند و مانع امداد و نجات ديگران مىشوند مىتوان اجباراً از منطقه خارج نمود يا با علم از نبود خطر جانى، آنها را چند ساعتى بيهوش كرد؟
ج) در فرض ضرورت خارج نمودن آنها از منطقه اشكال ندارد.
س: حكم اشتباه عمدى و غير عمدى امدادگر كه منجر به فوت يا نقص عضو مصدوم مىشود چيست؟ در صورت ضمان، اين ضمان به عهده امدادگر است يا دولت؟
ج) اگر فوت يا نقص عضوِ مصدوم، به سبب قصور يا تقصير امدادگر باشد ضامن است و در غير اين صورت اگر به وظيفه امدادگرى عمل كرده باشد، بر بيتالمال است.
س: اگر مصدومى زير آوار مانده و پايش گير كرده و احتمال ريزش بقيه آوار هم هست و ممكن است تلف شود و ما مىتوانيم با قطع كردن پايش او را نجات دهيم، در صورتى كه اين كار در تخصص ما نباشد، تكليف چيست؟ و در صورتى كه متخصص، پاى چنين فردى را براى نجات جان او قطع كرد آيا ضمان دارد يا خير و اگر ضمان دارد به عهده اقدام كننده است يا حكومت؟
ج) اگر براى نجات مصدوم از مرگ راهى جز قطع پاى او وجود ندارد، قطع پاى او جايز بلكه واجب است و با توجه به اينكه راهى غير از اين براى نجات مصدوم وجود نداشته، ضمان ندارد.
س: اگر بيرون آوردن زيورآلات ميّت موجب مجروح شدن بدن او يا قطع انگشت وى شود، وظيفه چيست؟
ج) اگر ارزش چندانى ندارد با او دفن شود، ولى اگر ارزشمند است بايد آن را بريده و درآورند و اگر راهى جز آنچه در سؤال ذكر شده براى بيرون آوردن آنها نيست اشكال ندارد.
س: 1) مرگ از ديدگاه فقهى چيست؟ آيا مرگ مغزى هم مرگ شرعى است؟ آيا مبتلاى به مرگ مغزى را مىتوان دفن كرد؟ 2) آيا قطع معالجه بيمار مبتلا به مرگ مغزى مانند جدا كردن دستگاه تنفس دهنده از بيمار جايز است؟
ج) اگر قطع معالجه و استفاده از اعضاى بدن بيمارانى كه در سؤال توصيف شدهاند براى معالجه بيماران ديگر، باعث تسريع در مرگ و قطع حيات آنان شود جايز نيست و در غير اين صورت اگر عمل مزبور با اذن قبلى وى صورت بگيرد و يا نجات نفس محترمى متوقف بر آن عضو مورد نياز باشد، اشكال ندارد.
س: آيا مرگ ترحمى (كشتن بيمارى كه مبتلا به مرض غيرقابل علاج شده است و از درد رنج مىبرد چه با موافقت بيمار يا بستگانش يا بدون اطلاع و موافقت آنها) جايز است؟ در صورت عدم جواز، ديه بر عهده كيست؟ و آيا قصاص دارد يا خير؟
ج) جايز نيست و موافقت بيمار يا بستگان وى حتى امر آنها تأثيرى در مسأله ندارد و در صورت اقدام به چنين عملى ديه بر مباشر عمل است و در فرض عمدى بودن موجب قصاص است.
س. در برخی ازحوادث غیرمترقبه مثل زلزله و تصادف که اشخاص زیر آوار قرار می گیرند، ما مجبوریم برای نجات آنها، با دست یا ابزار، آنها را بیرون بکشیم ولی در بین عملیات به بدن آنها آسیب وارد می شود. حال سؤال این است که آیا باید دیه آنها را بدهیم (البته در این موارد در حدّ معمول، دقت را انجام داده ایم)؟
ج. در فرض سؤال که نجات جان مستلزم آن بوده و کوتاهی نکرده، ضامن نیست.
مراسم عزاداری
استفتائات جدید
س. آیا میشود «اضافهخرج» مراسم فاطمیه را در محرم خرج کرد؟
ج. اگر نذر خاص نشده باشد که در مراسم فاطمیه مصرف شود و یا خلاف نظر اهدا کنندگان نباشد، اشکال ندارد.
س: آیا می توان از اموال بیت المال برای مراسم عزاداری استفاده کرد؟
ج. بطور کلی این گونه امور تابع قوانین و مقررات اداره مربوطه می باشد و تخلف از آن جایز نیست؛ و اگر بر طبق قوانین و مقررات باشد، مانع ندارد.
س. آیا سیاه پوش کردن مسجد و پوشیدن لباس مشکی در مراسم عزاداری کراهت دارد؟
ج. سیاهپوش کردن مساجد و پوشیدن لباس مشکی در ایام عزاداری خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) به منظور تعظیم شعائر الهی و اظهار حزن و اندوه موجب ترتب ثواب الهی است در هر صورت کراهت پوشیدن لباس سیاه در غیر نماز ثابت نیست.
س. آیا مالیدن گِل به سر و صورت در ایام عزاداری اشکال دارد؟
ج.اگر به نحو متعارف و به گونه ای باشد که از نظر عرفی از مظاهر حزن و اندوه در عزاداری محسوب شود، اشکال ندارد.
س. شنیدن صدای گریه و شیون نامحرم که در عزای اهل بیت علیهم السلام است (باتوجه به کنار هم بودن قسمت زنانه و مردانه هیئت) برایمردان چه حکمی دارد؟
ج. در صورتی که مفسده ای نداشته باشد، فی نفسه اشکال ندارد.
س. برهنه شدن در سینه زنی به شرط اینکه نامحرم نباشد اشکال دارد؟
ج. شایسته است عزاداری به شیوه مرسوم و سنتی ـ که با لباس انجام می گرفته ـ برگزار گردد.
س. آیا لطمه زدن به بدن در عزاداری ها جایز است؟
ج. لطمه زدن در عزاداری اگر ضرر قابل توجهی بر بدن داشته باشد و یا موجب وهن مذهب یا مؤمنین یا مراسم عزاداری معصومین (علیهم السلام) باشد، جایز نیست و در هر حال بهتر است مؤمنین مراعات شؤون عزاداری معصومین (علیهم السلام) بویژه سید و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (علیه السلام) را بنمایند.
س. هروله کردن و گفتن ذکر ائمه بصورت تند و پشت سر هم (شور) جایز است؟
ج. اگر موجب وهن مذهب یا مراسم عزاداری معصومین «علیهم السلام» نباشد فی نفسه اشکال ندارد
س. آیا استفاده از برخی از الفاظ مانند من سگ حسینم در عزاداری اشکال دارد؟
ج. گفتن این الفاظ شایسته نیست و در هر حال بهتر است مؤمنین مراعات شؤون عزاداری معصومین «علیهم السلام» بویژه سید و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین «علیه السلام» را بنمایند.
س. خرید و فروش در روزهای تاسوعا و عاشورا چه حکمی دارد؟
ج. فی نفسه حرام نیست، لکن شایسته است شخص به عزاداری اشتغال داشته باشد و خود را از ثواب بزرگ محروم نسازد.
س. پولهای ریخته شده در گهوارهی علیاصغر(سلام الله علیه) را صرف چه کارهایی میتوان نمود؟ آیا میتوان صرف مسجد یا صرف خرید دستگاه پرژکتور برای مسجد نمود؟
ج. باید در همان جهتی که نذر کننده یا هدیه کننده منظور نموده(مانند برگزاری مجالس روضهخوانی برای آن حضرت)، مصرف شود.
س. اگر شخصی در روضه ابا عبد الله(علیه السلام) از خود بی خود شده و به سر و صورت خود لطمه وارد کند و ضرر قابل توجهی به بدن خود وارد سازد، آیا این کار اشکال دارد؟
ج. اگر در موقع لطمه زدن حقیقتاً بیاختیار بوده، اشکال ندارد.
س. در برخی از هیئت ها، مراسم عزا داری برای مدافعان حرم یا مسائلی از این قبیل شکل میگیرد حال سوال این است که آیا سینه زدن برای این شهدای بزرگوار جایز است یا فقط میتوانیم برای ائمه(ع) سینه زنی کنیم؟
ج. اشکالی ندارد، یاد شهدا، یاد ائمه(علیهم السلام) و یاد خدا محسوب می شود.
ولادتها و اعیاد
استفتائات جدید
س. چند سالى است در شب اول ماه ربيعالاول حركتى در بعضى مساجد باب شده است شائبه بدعت و يا ترويج نوعى خرافه در آن مىرود، ماجرا از اين قرار است كه در شب اول ماه ربيعالاول از حدود نيمهشب تا اذان صبح افرادى كه غالباً خانمها هستند با در دست داشتن شمع پشت درب مساجد مراجعه و با كوبيدن به درب مساجد و خواندن اذكارى توسل جسته و حاجات خود را طلب مىنمايند، البته اين عمل را تا هفت مسجد ادامه مىدهند و خصوصاً اين حال توسل در هنگام اذان صبح به اوج خود مىرسد و معتقد هستند بدينوسيله اتمام ماه صفر و آمدن ماه ربيعالاول را خبر مىدهند نظر حضرتعالى در اين باره چيست؟
ج) عمل مذكور مستند روايى ندارد و شيوهاى قابل تأييد نيست. اگر چه اصل اذكار و ادعيه و طلب حاجات از خداوند متعال عمل پسنديدهاى است، لكن اشكال در شيوه عمل به نحو ياد شده است، آقايان علماى اعلام (دامت افاضاتهم) و مؤمنين (ايدهم الله تعالى) با پند و اندرز و موعظه و نصيحت از رواج چنين رفتارهايى كه چه بسا ممكن است منتهى به وَهْن مذهب گردد، جلوگيرى نمايند.
بیع فضولی
استفتائات جدید
س: اگر فضولى ملك غير را بفروشد و ثمن آن را هم دريافت نمايد مالك بعد از اطلاع آن را اجازه نمايد براى دريافت ثمن آيا مخير است به هر كدام از آنها يعنى مشترى و بايع فضولى رجوع نمايد يا اينكه فقط حق رجوع به بايع فضول را دارد؟
ج) اگر ثمن كلّى باشد و مالك اصلى قبض بايع را امضا كرده باشد، به بايع مراجعه كند والا به مشترى مراجعه كند.
س: در چنين فرضى اگر او براى دريافت ثمن به مشترى رجوع كند آيا مشترى مىتواند معامله را بهم بزند و ثمن را از بايع فضولى مسترد كند؟
ج) با فرض امضا، بيع لازم بوده و موجبى براى خيار فسخ موجود نمىباشد.
س: اگر فردى پولى را از ديگران بردارد مثلا 5000 تومان و از آن پول استفادههاى زيادى ببرد آيا به اندازهى همان پول مسؤول است يا به اندازهى استفادههايى که از آن مىبرد؟
ج) تمام معاملاتى که با پول ديگرى بدون اجازه صاحب پول انجام داده، فضولى و موقوف بر اجازه صاحب پول است و در صورت اجازه صاحب پول، تمام سودهاى حاصله اختصاص به صاحب پول دارد و شخص فضولى حتى استحقاق اجرت المثل را هم ندارد.
اولیای تصرف
استفتائات جدید
س. برای تصرف در اموال مریض مبتلا به آلزایمر، باید از طرف حاکم شرع قیم تعیین شود و تصرف در اموال او مشروط به قیم است؟ حدود و اختیارات او چیست؟
ج. صور مختلفی دارد و هر کدام حکم مخصوص به خود را دارد: صورت اول: چنانچه بیماری او در حدّی است که عرفاً مجنون محسوب میشود، شرعاً محجور است و تصرفات او نافذ نیست و تصرفات دیگران نیز در اموال وی نیازمند اذن حاکم شرع است. صورت دوم: چنانچه بیماری او در حدّ جنون نیست ولی طوری است که در معاملات و تصرفات نمیتواند خودش را از ضرر و فریب نگه دارد، سفیه محسوب شده و چنانچه از زمان بلوغ این بیماری ادامه داشته، شرعاً محجور است که اگر پدر داشته نیاز به اذن پدر دارد. اما اگر بیماری بعد از بلوغ ایجاد شده است، مادامی که حاکم شرع او را از تصرف در اموال منع ننموده، حق تصرف در اموال خود را دارد و تصرفات دیگران هم با اجازه او صحیح است. صورت سوم: چنانچه بیماری او در حدّ دو مورد بالا نباشد، مانند افراد بالغ و عاقل است و تصرفات او نافذ می باشد.
شروط ضمن عقد
استفتائات جدید
س: در عقد بيع براى تحويل جزئى از ثمن موعد معين گرديده و شرط شده هرگاه مشترى تا موعد مقرر باقيمانده ثمن را تحويل ندهد معامله بخودى خود منفسخ مىگردد، آيا چنين شرطى در معاملات صحيح است؟
ج) شرط انفساخ عقد بيع به نحو شرطِ نتيجه، دليلى بر صحّت ندارد.
س: شخصى به علت نياز به پول جهت تكميل ساختمان و جلوگيرى از نزول، تعدادى از واحدهاى ساختمان نيمه تمام خود را در غالب بيع پيشفروش فرضاً به قيمت مترى سيصد هزار تومان معامله كرده است و در ضمن آن شرط كرده كه پس از مدتى معين در صورت توانايى فروشنده، همان واحدهاى فروخته شده را با محاسبه سود سه درصد بنا به آنچه در عرف بازار است مثلاً به قيمت مترى سيصد و ده هزار تومان بخرد و در غير اين صورت معامله به قوت خود باقى بماند، آيا معامله مذكور صحيح است؟
ج) فروش به نحو مذكور با تعيين مشخصات دقيق واحدهاى مورد فروش و شرط خريد از خريدار به مبلغ قراردادى در آينده اشكال شرعى ندارد به شرط آنكه فروش و خريد جدّى باشد نه فرار از رباى قرضى كه بخواهد پولى از خريدار اسمى بگيرد و بعداً همان پول را با سود برگرداند.
س: آيا فروشنده مىتواند ضمن عقد شرط کند که خريدار مورد معامله را براى منظور خاصى استفاده کند مثلاً شخصى زمينى را به کسى بفروشد و با خريدار شرط کند که او زمين را فقط براى کشاورزى استفاده کند؟
ج) مىتواند شرط كند و خريدار پس از قبول شرط، مكلّف است كه بر طبق آن عمل نمايد و تخلّف نكند.
شرایط صحت بیع
استفتائات جدید
س: اگر در کشورم رستورانى راه اندازى كنم، آيا مىتوانم از غذاهايى كه حاوى خرچنگ، صدف و ماهىهاى بدون فلس است طبخ نموده و به برادران سنى و يا غير مسلمانان بفروشم؟
ج) فروش آن دسته از مواد غذايى كه خوردن آن حرام مىباشد باطل است و پول و درآمد حاصل از آنها نيز حرام مىباشد هر چند خريدار آنها را حلال بداند.
س: آيا خريدن کالاهاى شانسى جايز است؟
ج) اگر مورد معامله، همان كالاى داخل جعبه باشد، اشكال ندارد. ولو به اميد يافتن جايزه باشد. اما اگر مورد معامله چيز مجهولالخصوصية والمقدار باشد، چنين بيعى باطل است.
س. آيا خريد امتياز و مالکيت مغازهاى که غذاى حرام هم مىفروشد جايز است؟
ج) اگر امتياز، امتياز صرفاً اغذيه فروشى است، خريد امتياز محل کسب و ملک آن اشکال شرعى ندارد ولى شرعاً مجاز به فروش اغذيه حرام نيست.
س: آيا ملكيت زمانى، براى مدت محدودى در سال به اشخاص حقيقى يا حقوقى قابل واگذارى است؟
ج) واگذارى منفعت ملك به شخص حقيقى يا حقوقى براى مدّت محدود در يك سال يا براى همان مدّت محدود در چند سال به صورت اجاره يا صلح منفعت اشكال شرعى ندارد خواه واگذارى تمام منفعت به يك شخص و يا واگذارى منفعت به چند نفر به نحو مشاع كه در همان زمان واگذارى، همه افراد مورد نظر مالك آن منفعت باشند، لكن مشروط به اينكه بين خود توافق كنند كه هر فردى به تنهايى در يك زمان معين از آن استفاده كند. ولى ملكيت زمانى عين به نحوى كه عين را مالك باشد تا زمان مشخصى، اين صورت شرعى ندارد خواه به صورت فردى و خواه به صورت جمعى به نحو اشاعه، به نحوى كه نفر اول فقط در زمان اول و نفر دوم در زمان دوم مالك عين باشد و يا چند نفر مجموعاً به نحو مشاع تا زمان خاصى مالك آن عين باشد، اين صورت شرعى ندارد.
س: گاهى مردم عادى يا بنگاههاى اقتصادى براى تهيه كالاهاى مورد نياز خود به سازنده آن كالاها سفارش ساخت مىدهند. مانند سفارش ساخت در، پنجره، اتومبيل، كشتى، هواپيما، خانه، بيمارستان و... در اين موارد سازنده طى قراردادى متعهد مىشود كالاى مورد نظر را با مشخصات معين ساخته در تاريخ مشخص تحويل دهد و سفارش دهنده نيز متعهد مىشود مبلغ معينى را طبق زمانبندى مشخص بپردازد (براى مثال 25٪ پيش پرداخت، 50٪ زمان تحويل و 25٪ بعد از دو ماه پس از تحويل). در اين قراردادها بطور معمول مواد اوليه و مصالح به عهده سازنده است. مستدعى است نسبت به سؤالات زير راهنمايى فرماييد: س1: آيا چنين قراردادى صحيح است؟ س2: ايا اين قرارداد كه در كشورهاى عربى به عقد استصناع معروف است در قالب يكى از عقود متعارف قرار مىگيرد يا عقد مستقلى است؟ س3: در صورتى كه عقد استصناع عقد مستقل باشد، آيا عقد لازم است يا عقد جايز؟ س4: در صورتى كه عقد استصناع عقد مستقل باشد، چه نوع خياراتى در آن جارى است؟ س5: در صورتى كه عقد استصناع عقد مستقل باشد، شرايط صحّت آن چيست؟ س6: آيا سازنده مىتواند ساخت كالاى مورد نظر را به ديگرى واگذار نمايد؟ س7: آيا سازنده مىتواند كالاى ساخته شدهاى را خريدارى و به سفارش دهنده تحويل دهد؟
ج1) قرارداد مزبور از مصاديق بيع و شراء است و مشمول ادلهى صحّت و نفوذ بيع است. ج2) عنوان بيع و شراء بر آن منطبق است اگر چه شرايط بيع نسيه و بيع سلف را ندارد، زيرا شرايط مذكوره شرايط حكم است نه قصد مقوم موضوع. ج3) باز عقد لازم است. ج4) خيار شرط و خيار غبن در آن جريان دارد. ج5) همان شرايط عامهى صحّت بيع است. ج6) اگر شرط مباشرت خودش نشده باشد، مىتواند به ديگرى واگذار كند. ج7) اگر شرط مباشرت شخص خودش در ساخت آن نشده باشد، مانع ندارد ساختهى دست ديگرى را تهيه نمايد و تحويل مشترى دهد.
س: من در شرکتى کار مىکنم که محصولات آن مشابه خارجى دارد و البته عمدتاً نمونه خارجى، کيفيتى برتر يا مساوى و قيمتى گرانتر دارد. به درخواست يکى از نمايندگىهاى فروش، محصول توليدى اين شرکت بنام يک شرکت خارجى و به قيمت آن به مردم عرضه مىشود. با توجه به اينکه مصرف کننده، يقيناً بعنوان جنس خارجى اين محصول را خريدارى و مصرف مىکند در حالى که واقعاً اينطور نبوده و محصول کاملاً ايرانى است و مصرف کننده به همين خيال پول بيشترى نسبت به جنس ايرانى پرداخته است لطفاً مشخص نماييد که اين کار چه حکمى دارد؟
ج) اگر داخلى يا خارجى بودن خود آن وسيله با مشاهده براى مشترى قابل شناسايى و تميز باشد، بر ساخت آنها عنوان تقلّب و تدليس صدق نمىکند ولى اعلان و اخبار خلافِ واقع راجع به آنها کذب و حرام است و اگر بيع بر کالاى مذکور با وصفى که مخالف واقع است صورت بگيرد، معامله صحيح است ليکن اگر مشترى بعد از آن از واقعيت امر مطلّع شود، اختيار فسخ خواهد داشت.
س: خريد و فروش سگ چه حکمى دارد، آيا جايز است؟
ج) خريد و فروش سگ نگهبان و سگ گله و سگ شكارى اشكال ندارد ولى در غير اين موارد جايز نيست.
بیع نقد و نسیه
استفتائات جدید
س: آيا فروش كالايى به مبلغى بيش از قيمت روز در ازاى دريافت چک ده روزه بنا به تصميم و اختيار خريدار اشكال ربوى دارد؟
ج) نسيه فروختن اشکالى ندارد اگر چه از قيمت نقد بيشتر بگيرد.
س: جنسى كه بصورت قسطى فروخته مى شود و روى هر قسط آن سود كشيده مى شود چه حكمى دارد؟ آيا اين سود بايد به مقدار مشخص باشد؟
ج) اگر به هنگام فروش جنس، قيمت آن را به طور نسيه و يا قسطى تعيين كنند، معامله صحيح است، هر چند قيمت قسطى بيشتر از قيمت نقدى باشد. ولى اگر معامله بر قيمت نقد انجام گيرد و در تقسيط پرداخت ثمن چيزى بر آن بيفزايد، چنين قراردادى حرام و باطل است.
س: فعاليت اينجانب فروش اجناس به صورت قسطى مىباشد و خريدار ضرر و زيان عدم پرداخت بدهى خود را متقبل شده است آيا مىتوان از خريدار ضرر و زيان وارده را وصول نمود؟
ج) التزام به پرداخت ضرر و زيان ديرکرد و دريافت آن، صورت شرعى ندارد ولى فروشنده مىتواند شرط خيار براى خود در صورت تأخير پرداخت بدهى از مورد مقرر نمايد که اگر بدهى در وقت مقرر پرداخت نشده، اصل معامله انجام شده را فسخ نمايد.
س: اگر فروشندهاى به خريدارى بگويد كه اگر فلان كالا را نقداً بخرى قيمتش فلان است و اگر به صورت اقساط بخرى بايد علاوه بر قيمت اصلى ماهى مثلاً 4000 تومان اضافه بپردازى آيا پرداخت اين مبلغ اضافه اشكال دارد؟ در صورت اشكال اگر اين كار را انجام دادهايم بايد چه كنيم؟
ج) فروختن كالا به صورت اقساط به قيمتى بيشتر از قيمت نقد با تراضى طرفين اشكال ندارد.
س: شخصى ملك معينى را از ديگرى خريدارى مىكند. براى پرداخت ثمن اجل تعيين مىشود و براى تسليم مبيع نيز مدّت معين مىگردد، آيا اين بيع از نوع بيعالدين بالدين (كالى بكالى) است و باطل مىباشد؟
ج) با فرض اين كه مبيع، عين شخصى خاص باشد معامله به نحو مذكور اشكال ندارد.
بیع سلف
استفتائات جدید
س: قصد دارم كليه محصول گندم مزرعه خود را به صورت سلف به خريدار بفروشم با توجه به اين كه قيمت دقيق ارزش گندم با جوايز متعلقه به آن معلوم نيست و هنگام تحويل به دولت مشخص مىگردد با خريدار توافق نمودهام که 200ريال كمتر از خريد دولت، كليه محصول به خريدار تعلق گيرد و هم اكنون مبلغى به عنوان على الحساب از خريدار دريافت نمايم آيا اين معامله صحيح است؟
ج) در هر صورت اگر قيمت گندمى را كه به صورت سلف مىفروشد مشخص نباشد و در همان زمان فروش از خريدار تحويل نگيرد، معامله باطل است.
س: من در آمريکا راننده تاکسى هستم و ماهانه دو هزار دلار بعنوان اجاره (تاكسي) پرداخت مىكنم. اگر به صورت قسطى همراه با بهره اين ماشين را بخرم، بعد از 5 سال صاحب تاكسى مىشوم. همچنين در آپارتمانى مستأجرم و ماهى 800 دلار مىپردازم اگر آپارتمان را به همين صورت قسطى همراه با بهره بخرم، در آينده صاحب آپارتمان مىشوم. آيا دادن سود در اين مسايل درست است، راهنمايى فرماييد.
ج) اگر مقصود، خريد تاكسى يا آپارتمان به صورت نسيه و اقساطى باشد كه قيمت اقساطى آن بيش از قيمت نقدى است چنين تفاوتى ربا نيست و خريد بدين صورت اشكال شرعى ندارد، و اگر بخواهيد پول با بهره قرض كنيد و با پول قرضى ماشين يا مسكن بخريد و قسط قرض را با بهره بپردازيد چنين قرضى شرعاً حرام است ولى اصل قرض صحيح است و خريد ماشين يا منزل يا ساير احتياجات زندگى با پول قرض اين چنينى، اشكال ندارد.
مسائل متفرقه تجارت
استفتائات جدید
س: خريدن ماهى به منظور خوردن و غير خوردن، از بازار اهل تسنن يا اديان ديگر در صورتى كه ندانيم داراى فلس بوده يا تذكيه شده جايز است؟
ج) خريد از بازار مسلمين جايز است و از بازار کفّار در صورتى جايز است که بدانيد فلس دارد و زنده از آب گرفتهاند و در خارج آب مرده است، و خريد براى غير خوردن چنانچه منفعت عقلايى داشته باشد، مانعى ندارد.
س: آيا در كشور اسلامى كه اكثريت جمعيت آن مسلمان هستند، نيازى به تحقيق و سؤال در مورد گوشت است يا شخص مىتواند در هر جايى گوشت بخورد؟
ج) اگر از بازار مسلمين تهيه شود محكوم به حليت است و فحص لازم نيست.
س: اگر فروشندهاى به خريدارى بگويد كه اگر فلان كالا را نقداً بخرى قيمتش فلان است و اگر به صورت اقساط بخرى بايد علاوه بر قيمت اصلى ماهى مثلاً 4000 تومان اضافه بپردازى آيا پرداخت اين مبلغ اضافه اشكال دارد؟ در صورت اشكال اگر اين كار را انجام دادهايم بايد چه كنيم؟
ج) فروختن كالا به صورت اقساط به قيمتى بيشتر از قيمت نقد با تراضى طرفين اشكال ندارد.
س: اگر کسى بدون آنکه متوجه باشد به بازار رفته و پول تقلّبى را خرج کرده است و حتى نمىداند که به چه کسانى و چه مبلغى داده است خواهشمند است من را راهنمائى کنيد.
ج) كسى كه با پول تقلبى (ولو ندانسته) جنسى خريده و مصرف كرده، ضامن قيمتِ جنسِ خريدارى شده، براى فروشنده است.
س: اگر مورد معامله بذر پياز باشد لكن بعد از زرع معلوم شود بذر محصول ديگرى است آيا بايع مىتواند معامله را بهم بزند و با رد ثمن محصول را تملک كند؟ مشترى مىتواند تفاوت قيمت بذر را از بايع مطالبه كند؟ در فساد بيع آيا مشترى مىتواند غرامتى را كه در نتيجه زرع به او وارد شده از بايع مطالبه كند؟
ج) چون بذر دريافت شده توسط مشترى، مورد معامله نبوده است، در ملک بايع باقى است و اگر بايع بخواهد مىتواند آن را پس بگيرد ولکن بايد خسارت وارده به مشترى را جبران کند کما اينکه مشترى و بايع مىتوانند در اين مورد با يکديگر مصالحه کنند به اين شکل که، مشترى بذر پيازى را که از بايع طلب دارد با اين بذر موجود مصالحه کند، و در هر صورت اين معامله از موارد قابل فسخ نيست.
س: برادر من يک ماست بندى دارد. براى ماست کردن اول اينکه شير جوش بيايد، شير را برمىداريم. براى اينکه ميکروب تب مالت از بين برود بايد حدود نيم ساعت شير را بجوشانيم. حال آيا ما مىتوانيم به اندازه نيم ساعت جوشيدن (بخار آب) در شير آب بريزيم. و به جاى 5 دقيقه جوشيدن، 30 دقيقه بجوشانيم تا ميکروب تب مالت از بين برود. و خداى نکرده مردم تب مالت نگيرند؟
ج) اگر مشترى مطلع باشد مانعى ندارد.
س: مكانى مصادره سپس توسط دولت واگذار و آپارتمان سازى شده است پس از خريد و سكونت مطلع شدم. عدم رضايت خود را به فروشنده اعلام كردهام. آيا حق فسخ معامله را دارم؟
ج) صِرف عدم رضايت سبب فسخ معامله مذکور نيست.
س: خريد، فروش و استفاده از کالاهاى ساخته شده از چرم مثل کفش و کلاه و کمربند که احتمال تماس بدن و لباس خيس با آن مىرود چه حکمى دارد؟
ج) كالاهاى چرمى موجود در بازار مسلمين يا كشورهاى اسلامى در حكم مذكى(1) است خريد و فروش و استفاده آن اشكال ندارد و هم چنين اگر كشور سازنده آن كشور اسلامى باشد؛ ولى اگر از بازار غير مسلمين و از كشور غير اسلامى براى فروش عرضه شود، خريد و استفاده از آن در صورتى كه يقين داريد غير مذكى هست جايز نيست و اگر نمىدانيد كه مذكى يا غير مذكى است، محكوم به طهارت است و خريد و فروش و استفاده از آن اشكال ندارد اما نماز خواندن با آن صحيح نيست. 1- حيوانى كه ذبح شرعى شده است.
س: آيا انسان مىتواند در قبال گرفتن پول به نيازمندى خون بدهد يا خير؟
ج) پول گرفتن براى اينکه حاضر مىشود خون بدهد، اشکال ندارد.
س: خريد و فروش ماهىهاى بدون فلس در بازار جهت خوردن انسان يا جهت خوراك دام و طيور جايز است؟
ج) خريد و فروش ماهىهاى بدون فلس براى خوردن جايز نيست ولى اگر منافع عقلايىِ حلال مثل خوراک دام و طيور داشته باشد، خريد و فروش آن به قصد مزبور مانع ندارد.
س: فروش و صادرات آبزيان حرام گوشت يا حلال گوشتى كه در آب مرده به كسانى كه در دين و مذهبشان خوردن آنها را جايز مىدانند، جايز است؟ اگر جهت امرى غير از خوردن فروخته شود چه حكمى دارد؟
ج) فروش آن براى خوردن، جايز نيست اما براى مصارف حلال و عقلائى ديگر، منع شرعى ندارد.
س: آيا مىتوان ماهىهايى را که در تور ماهىگيرى و داخل آب مردهاند به کسى فروخت که آن را حلال مىداند؟
ج) براى استفادههاى غذايى انسان جايز نيست هر چند خريدار خوردن آن را حلال بداند.
س: آيا خريد امتياز و مالکيت مغازهاى که غذاى حرام هم مىفروشد جايز است؟
ج) اگر امتياز، امتياز صرفاً اغذيه فروشى است، خريد امتياز محل کسب و ملک آن اشکال شرعى ندارد ولى شرعاً مجاز به فروش اغذيه حرام نيست.
س: آيا پولى که در جابجايى دانشگاهها گرفته مىشود و با توافق طرفين همراه است اشکال دارد؟ (با توجه به اين مطلب که شخص در حقيقت حاصل تلاش خودش را مىفروشد) در حالت اضطرار چطور؟
ج) اگر به عنوان صلح در مقابل رفع يد از حقش و يا به عنوان هبه باشد، مانع ندارد.
س: آيا خريدن ماهى جهت خوردن از صياد مسلمانى كه رعايت مسائل شرعى را نمىكند جايز است؟
ج) جايز است، مگر بدانيد مرده از آب گرفته است و يا بدانيد فلس ندارد.
س: سايتهاى آموزشى خاصى در اينترنت ايجاد شده كه شركتهاى بزرگ تجارى در مقابل بازديد روزانه عدهاى از تبليغشان از طريق اين سايت هزينهاى را به آن سايت پرداخت مىنمايند. سايت آموزشى هم با ثبت نام عدهاى به ازاى بازديد روزانه اين افراد از سايت وجهى را پرداخت مىكند. مىخواستم بدانم اگر من هم جزو ثبت نام كنندگان اين سايت باشم و ماهيانه پولى را به خاطر همين بازديدها دريافت كنم اشكال شرعى دارد يا خير؟
ج) اگر بازديد از سايتهاى تبليغاتى، ترويج فساد از قبيل نشر اکاذيب و ارائهى مطالب باطله نباشد و مبلغ دريافتى به عنوان هديه باشد، بازديد از سايتها و دريافت مبلغ مذکور اشکال ندارد.
س. حکم خرید و فروش زمین های مصادره ای یا زمین های ستاد فرمان حضرت امام (ره) چیست؟ آیا می شود در آنها مسجد بنا کرد؟
ج. اگر احتمال می دهد حکم مصادره بر طبق موازین شرعی و قانونی بوده است، تصرفات مذکور بلااشکال می باشد.
بیع خیاری (بیع شرط)
استفتائات جدید
س: كسى خانهاى را بطور مشروط مىخرد بدين صورت كه با پرداخت سى ميليون تومان مدت يكسال در خانه سكونت كند و پس از يكسال اگر فروشندهى خانه، چهل ميليون به آن شخص پرداخت كند خانه را تخليه كند و اگر نتوانست، خانه از آن او شود. حكم شرعى اين معامله چگونه است؟ اگر فروشنده بعد از يكسال چهل ميليون بپردازد ده ميليون اضافى چه حكمى دارد؟
ج) اگر بيع شرط، حيله و وسيلهاى براى فرار از ربا باشد، حكم ربا دارد و معامله باطل است هر چند بيع شرط جدى اگر حيله نباشد، از معاملات شرعيه و صحيح است.
وام و معاملات بانکی
استفتائات جدید
س: صاحب حساب جارى بانكى در صورتى كه در حساب او موجودى كافى باشد، مىتواند از حساب خود برداشت كند. البته، بانك حتى اگر در حساب، اعتبارى نباشد نيز اجازه مىدهد صاحب حساب مقدار خاصى از حساب برداشت كند اين مسأله با اطمينان به مشترى انجام مىشود (جلب توجه مشترى). بانك نيز بر مقدار برداشت شده (بهره) سود وارد مىكند [بر حسب مدت]. اين مسأله را اضافه برداشت مىگويند. آيا در اين حالت برداشت بيشتر از حساب جايز است؟ در چه حالتى جايز است؟
ج) اگر اين كار در قالب يكى از عقود اسلامى باشد اشكال ندارد ولى اگر به قصد اقتراض از بانك با بناى پرداخت بهره باشد ربوى و حرام است.
س: در انگلستان، به دانشجويان وام پرداخت مىشود. يكى از شرايط اين وام اين است كه دانشجو موظف به بازپرداخت وام نيست تا وقتى كه بعد از فارغ التحصيلى پول دريافتى و حقوق سالانه او بالاتر از حد معين شود. هر چند قرض وام هم هر ماه افزايش پيدا مىكند و بر اساس نرخ تورم اقتصاد انگلستان اين رشد صورت مىگيرد. حال آيا قرض گرفتن اين پول براى تحصيل كه بر اساس سود مذكور است جايز مىباشد؟
ج) قرض مذكور كه شرط سود در آن شده از نظر تكليفى حرام است ولكن وام گيرنده مالك آن مىشود و تصرف در آن جايز است.
س: آيا فروش وام مسکن شرعاً اشکال دارد؟
ج) اگر از طريق شرعى حق وام پيدا شده باشد و از نظر قانونى منعى نداشته باشد، مصالحه امتياز آن مانع ندارد.
س: در صورتى كه گيرنده وام قصد مصرف آن در مورد قرارداد را ـ كه تعمير خانه است ـ نداشته باشد، حكم وضعى و تكليفى آن را بيان فرماييد؟
ج) اگر بانک وامى را براى کسى که مىخواهد خانهاش را تعمير کند اختصاص داده، شخص دريافت کننده اگر قصد تعمير منزل را ندارد از همان ابتداء حق گرفتن چنين مبلغى را نداشته و مالک آن نمىشود. و از تسهيلات بانكى بايد در همان جهتى كه تعيين شده استفاده كنند و در غير آن جايز نيست.
س: گرفتن کارمزد توسط صندوقهاى قرضالحسنه چه حکمى دارد؟
ج) کارمزد به عنوان مخارج صندوق، گرفته مىشود لذا مسئولين محترم صندوق بايد طورى محاسبه کنند که کارمزد به مقدار هزينههاى جارى صندوق مانند آب و برق و حقوق کارمندان و امثال آن باشد حال اگر اين محاسبه صورت گرفت و احياناً مبلغى اضافه آمد، مصرف آن بستگى به نظر مسئولين صندوق دارد.
س: در بين مردم باب شده كه تعدادى از افراد، مثلاً بيست نفر، ماهانه هر كدام ده هزار تومان طبق قراردادى كه همه آن را قبول كردهاند، روى هم مىگذارند و هر ماه آن را به قيد قرعه براى رفع گرفتارىهاى مالى به يكى از افراد مىدهند و فردى كه پول را مىگيرد همه ماهه همان ده هزار تومان را تا تمام شدن قسط مىپردازد و بقيه نيز به قيد قرعه و نوبت پول را مىگيرند و هيچگونه سود يا كارمزد به هيچ كس تعلق نمىگيرد، لطفاً حكم شرعى اين مسأله را بفرماييد.
ج) مشاركت در قرض دادن به اعضاى صندوق به شرح مذكور اشكال ندارد.
س: اينجانب براى خريد خودرو از صندوق قرضالحسنه مبلغى را به عنوان وام درخواست نمودهام، صندوق پرداخت مبلغ مذكور را مشروط به باز نمودن حساب با موجودى مبلغ يك ميليون تومان اعلام داشته، ضمن اينكه اين مبلغ تا پايان پرداخت اقساط وام (48 ماه) قابل برداشت نبوده و هيچ سودى هم در قبال اين مبلغ به دريافت كننده وام پرداخت نخواهد شد.
ج) اگر پرداخت وام در قرارداد وام مشروط به سپردن مبلغى به صندوق باشد، چنين قراردادى ربوى و حرام است، ولى اصل قرض صحيح و پول قرضى حلال است، و چنانچه از باب تخصيص اعطاى وام به كسانى باشد كه در صندوق سپرده دارند، اشكال ندارد.
س. وام هایی که برای خرید کالا دریافت میکنند و در موارد دیگر مصرف میکنند، برای رهایی از عمل انجام شده حکم شرعی آن شفاف نیست؟
ج. تابع مقررات مشروع و اختیارات قانونی مسئولان ذی ربط است.
احکام چک و سفته
استفتائات جدید
س: من از کارت دستگاه خودپرداز بانک استفاده مىکنم، که گاه (بدون اينکه پولى در حسابم باشد) از پول اعتبارى کارت خرج مىکنم ولى بايد يک درصدى اضافه بها به صورت ماهانه، نسبت به آن مقدار پولى که از کارت استفاده کردهام بپردازم. اگر اين بهره حساب مىشود، کفاره اين گناه چيست و چگونه مىتوانم خود و خانوادهام را از اين گناه در آينده خلاص کنم، چرا که بايد در طى بيست ماه آينده اين پول اعتبارى را با اضافه بها پس بدهم.
ج) اگر با استفاده از کارت اعتبارى پول را به عنوان قرض دريافت کردهايد که بعداً با بهره بپردازيد، اصل قرض صحيح است و پول قرضى حلال است، ولى درصد اضافه، اگر بابت كارمزد نباشد ربا و حرام است و شما شرعاً بدهکار آن نيستيد اگرچه بانک خواه و ناخواه از شما خواهد گرفت.
بیمه
استفتائات جدید
س: آيا دريافت و تصرف ديه و مخارج درمان ـ که ناشى از حکم نادرست قاضى است و از بيمه پرداخت مىگردد ـ براى مصدومى كه از عمل قاضى مطلع است، جايز مىباشد همچنين آيا وى مالک اين ديه مىشود يا خير؟
ج) دريافت و تصرف ديه و مخارج درمان به استناد حکم غير قانونى و باطل قاضى، جايز نيست و شرعاً موجب ضمان است.
س: در صورتى که قاضى نسبت به تغيير صحنه تصادف علم دارد، آيا حکم به پرداخت ديه و مخارج مصدوم از بيمه براى او، جايز است؟ و بر فرض عدم جواز آيا حكم مزبور، صحيح و نافذ مىباشد؟
ج) حکم پرداخت ديه و مخارج مصدوم از بيمه در فرض سؤال، فاقد اعتبار و غير نافذ مىباشد.
س: در صورتى که خودروى شخصى در سانحه تصادف، بيمه نبوده و اين شخص نيز توانايى پرداخت ديه و مخارج مصدوم را ندارد، آيا جايز است که به گونهاى خودروى پدر يا ديگرى را که داراى بيمه است با خودروى فاقد بيمه خود در همان سانحه جابجا کند تا از بيمه آن بهره مند گردد؟
ج) جابجايى براى سوء استفاده از بيمه جايز نيست.
س: در اداره ما برگههايى توزيع شد كه در آن مىتوان سهم هر نفر از وراث را از حقوق پس از مرگ و يا خسارت بيمه عمر بنا به دلخواه مشخص نمود (قرارداد بيمه عمر) و سازمان نيز موظف به رعايت آن مىشود. آيا با وجود در قيد حيات بودن همه ورثه مىتوان سهم هر يك را بر خلاف دستور ارث مشخص نمود مثلاً پدر را بخاطر عدم نياز مالى حذف و سهم او را به يكى از فرزندان و يا همسر واگذار كرد؟ آيا اصلاً اين قرارداد بيمه عمر تابع قوانين شرعى ارث است؟
ج) پرداختى شرکتهاى بيمه، در بيمه عمر و ساير خسارتها تابع چگونگى عقد قرارداد بيمهگذار با شرکت بيمه است، به هر نحو که قرارداد را منعقد سازند، اشکال ندارد؛ و اين موضوع ربطى به ماترک ميّت، ورّاث و ورثه بر طبق کتاب و سنّت ندارد.
س: برخى از شركتهاى بيمه خصوصى در ضمن عقد بيمه عمر قرارداد مىنمايند كه مثلاً با دريافت مبلغ سالانه يك ميليون تومان طى 15 سال شخصى را بيمه نمايند چنانچه شركت مزبور مدعى سرمايهگذارى در امور بازرگانى و يا بازار بورس باشد و تعهد نمايد مبلغى را به عنوان سود قطعى به بيمهپذير بپردازد و در صورتى كه در هر مقطع شخص به هر دليل فوت نمايد مبلغى قطعى مثلاً 40.000.000 تومان به ورثه پرداخت نمايد و در صورت عدم فوت و پرداخت حق بيمه به مدّت 15 سال، مبلغ 200.000.000 تومان بپردازد آيا پرداخت وجه به شركت مزبور و دريافت مبالغ فوق بدين شكل وجاهت شرعى دارد و يا خير؟
ج) قرارداد بيمه به نحو مذکور در سؤال صورت شرعى ندارد، ولى اگر قرارداد شرکت بين بيمه شونده و بيمه کننده و يا قرارداد مضاربه بين آن دو منعقد شود اشکال ندارد و هر يک از دو قرارداد ياد شده، احکام و آثار شرعى خاص خود را دارد.
س: شخصى براى پرداخت مهريه همسر خود از طريق بيمه مهريه با سازمان بيمه به اين نحو قرارداد بسته است كه بعد از پرداخت اقساطى طى چند سال، در پايان دوره، سرمايه بيمه را كه بيش از دو برابر مبلغ اقساط پرداخت شده مىباشد دريافت كند. آيا سر سال خمسى بايد خمس اقساط پرداختى را داد؟
ج) بيمه به نحو فوق الذكر صورت شرعى ندارد ولى اگر شركت بيمه بعد از دريافت حق بيمه متقابلاً مسؤول به پرداخت مهريه همسرش باشد، نه آنكه پول دريافتى اقساطى را ثانياً به بيمه شونده مسترد بدارد در اين صورت بيمه بدين نحو اشكال ندارد و اقساط پرداختى ماهانه جزو مؤونه بيمه شونده محسوب است كه خمس ندارد.
س. اینجانب تصادف کرده ام و مقصر بوده ام و بیمه پاسخگوی شخص مقابل بوده ولی ایشان از من بابت افت ماشین شکایت نموده اند. آیا بنده ضامن افت قیمت ماشین طرف مقابل هم هستم یا همان مبلغی که بیمه به عنوان خسارت میدهد کفایت میکند؟
ج. ضامن تفاوت قیمت هستید.
اموال دولتی
استفتائات جدید
به استحضار مىرساند جهت مصارف عمومى در يكى از مساجد تهران چند سالى از آب و برق عمومى بدون نصب كنتور و پرداخت پول استفاده شده است و پس از تخريب و تجديد بناى مسجد بخش عمدهاى از آب و برق استفاده شده در عمليات ساخت نيز آب و برق عمومى بوده است. در حال حاضر به دليل ساخت و ساز انجام شده، مسجد مبلغ بالايى مقروض مىباشد و با مشكلاتى حق انشعاب آب و برق پرداخت و كمتر نصب گرديده است. لطفاً بفرماييد: س1: تكليف افرادى كه در طول اين مدت از آب و برق عمومى در مسجد استفاده نمودهاند چيست؟ س2: تكليف وضو و نمازهايى كه افراد با شرايط مذكور در مسجد بهجا آوردهاند چيست؟ س3: در حال حاضر با توجه به اينكه مسجد با آب و برق عمومى بنا گرديده اقامه نماز در آن داراى چه حكمى است؟
ج1) افرادى كه اطلاع نداشتهاند وضو و نمازشان صحيح است. ج2و3) نمازهاى خوانده شده از اين جهت اشكال ندارد و صحيح است لكن در همه صور در حال حاضر بايد حقوق بيتالمال را جبران نمايند.
س: با توجه به اينكه مساجد شهرها از حق انشعاب معاف و از سوى قانون مكلف به پرداخت آببها مىباشند مشاهده مىشود كه بعضى از مساجد حق آببها را پرداخت نمىنمايند. نظرتان را در خصوص وضو در اين مساجد و تكليف هيئت امنا و امام جماعت مساجد اعلام فرماييد.
ج) امتناع از پرداخت آببها جايز نيست و در صورت علم، موجب بطلان وضو مىباشد و متصديان امور مساجد موظفند نسبت به انجام وظايف شرعى و قانونى اقدام كنند.
س1: چنانچه برخى افراد آببهاى منزل خود را پرداخت ننمايند و از آن آب علاوه بر استفاده گوناگون غسل واجب نموده و يا براى اداى نماز وضو بگيرند استفاده از آن آب مخصوصاً غسل و وضوى آنان چه حكمى دارد؟ س2: چنانچه برخى افراد هزينه برق مصرفى خانه و يا محل كار خود را پرداخت ننمايند از نظر شرعى چه حكمى دارد؟
ج1) امتناع از پرداخت آببها جايز نيست و موجب بطلان وضو و غسل مىشود. ج2) جايز نيست و موجب ضمان مىشود.
س: زندگى کردن در خانه کسى که بطور غير قانونى از آب و برق شهرى استفاده مىکند چه حکمى دارد؟
ج) استفاده از آب و برق سازمان آب و شرکت برق بدون اجازه و نصب کنتور انشعاب از طرف سازمانهاى مربوطه حکم غصب را دارد که حرام و انجام اعمال عبادى با چنين آبى باطل است، مگر آنکه در گذشته خودش غاصب نبوده، و موضوعاً اطلاع از غصب نداشته است که در اين صورت اعمال گذشته محکوم به صحّت است ولى ضامن هزينه آب و برق مصرفى است.
س: آيا مىتوان از برق شهرى براى چراغانى كردن هيأتهايى كه در ماه محرم برپا مىشود استفاده كرد؟
ج: اگر برخلاف مقررات باشد، اشکال دارد و موجب ضمان است.
س: من مبلغى را از دانشگاه جهت برپايى بازديد علمى دانشجويان از دانشگاه گرفتم و آن را صرف خريد غذا و تهيه ماشين بچهها کردم و مقدارى پول و مواد غذايى اضافه مانده است. آيا مىتوان اين مقدار اضافى را در حالى که بنده تمام کارها و زحمات اردو را کشيدهام به عنوان حقالزحمه بدون اجازه آنها بردارم؟
ج) اگر از انجام امور مذکور قصد مجانيّت نکردهايد، دريافت هرگونه حقالزحمهاى بايد با اجازه کسانى باشد که مبلغ را پرداخت کردهاند مگر آنکه اختيار تام به شما داده باشند.
س: برخى يگانهاى نظامى دولت به دليل مشكلات مالى، هزينه آب بهاى مصرفى خود را به سازمان آب و فاضلاب نمىپردازند و حتى گاهاً آب مصرفى بعضى از يگانها بصورت غيرقانونى به شبكه آب متصل است. خواهشمند است بفرماييد آيا با اين آب (كه متعلق به دولت است و ما نيز جزئى از دولت محسوب مىگرديم و در جهت خدمت به مردم تلاش مىكنيم) مىتوان وضو و غسل انجام داد يا بايد تيمم كرد؟
ج) بر مسئولين يگانها لازم است اجازه سازمان آب و فاضلاب را راجع به استفاده از آن آب تحصيل نمايند، ولى پرسنل اگر نمىتوانند از آب ديگرى كه مباح باشد استفاده نمايند مانع ندارد از آن آب براى وضو، و غسل و ساير تصرفات استفاده كنند.
س: شخصى بدون مجوز از سازمان آب، لولهاى از خيابان به منزل خود كشيده است، حكم غسل و وضوى انجام شده با آن آب چيست؟
ج) در فرض سؤال حكم غصب را دارد.
س: استفاده از خانههاى سازمانى دولتى براى کسانى که امکان مالى دارند يا خانه شخصى دارند از نظر شرعى چه حکمى دارد؟ و اگر به وسيله پارتى بازى و... به آن دست يابيم خواندن نماز در آن اشکال دارد يا خير؟
ج) اگر برخلاف مقررات است، جايز نيست و اگر از طريق نامشروع اشغال شده است، نماز در آن حکم غصب را دارد.
کار در مؤسسات دولتی
استفتائات جدید
س: آيا در محل کار و در ساعت کارى در زمانى که کار خاصى براى انجام دادن وجود ندارد مىتوان به کارهاى ديگر پرداخت؟
ج) شخصى که موظّف است در وقت معيّنى کارى انجام دهد، حتى در وقت بيکارى هم نبايد وقت خود را صَرف در کارهايى که مربوط به آنجا نيست بکند، مگر با اذن مسئولى که شرعاً و قانوناً حق اذن دادن داشته باشد.
س: حقوق كارمند در خارج از كشور مطابق قانون ايران به ارز خارجى مشخص شده است. اگر حقوق ماهيانه را نقداً يا به صورت چک به كارمند پرداخت كنند دقيقاً همان مقدار معلوم را دريافت مىكند. اما اگر حقوق ماهيانه را به حساب بانكى او (عليرغم عدم رضايت كارمند) بريزند كارمند براى دريافت حقوق ماهيانهاش از بانک بايد مقدارى را به عنوان كارمزد پرداخت كند. در اين صورت ديگر حقوق ماهيانهاش مطابق آن مقدار معلوم شده نيست بلكه به دليل كارمزد پرداخت شده كمتر است. آيا عمل به اين رويه كه متضمن ضرر به اصل حقوق كارمند مىباشد صحيح است؟
ج) هر طور که در قرارداد اوليه قيد مىشود بايد عمل شود و در غير اين صورت بايد با توافق طرفين باشد.
س: اينجانب، مدتى با اطلاع مدير مربوطه در محل كارم حضور نداشتهام. ليكن ايشان اين مدت را براى بنده حضور ثبت كرده و در نتيجه حقوق پرداخت شده است. البته اينجانب در مبلغ مذكور تصرف نكردهام و اكنون بر آن سال گذشته است. استدعا دارم در مورد چگونگى تصرف در مبلغ مذكور و پرداخت وجوهات آن، با توجه به اينكه بازگشت آن از نظر سيستم غير ممكن است، راهنمايى نماييد.
ج) تابع مقررات قانونى اداره مربوطه است و در صورتى که مقررات اجازه تملّک آن مال را به شما داده باشد، جزو درآمد شما محسوب شده و سر سال خمسى اداى خمس آن واجب است.
س: من يکى از کارکنان نيروهاى مسلح هستم و به علت مشکلات شخصى نمىتوانم خوب خدمت کنم وظيفه من چيست؟
ج) بايد به اطلاع مسئول آن اداره برسانيد و طبق مقررات عمل کنيد.
س: در صورتى که کارفرما مبلغ حقوق کارگران را طورى در نظر گرفته باشد که خرج زندگى آنها را تأمين نکند و کارگران علىرغم اينکه کارى ندارند اضافهکارى بمانند با توجه به اينکه در آن ساعات کارى انجام نمىدهند، آيا حقوق مربوط به اضافهکارى حلال است و مشکلى ندارد؟
ج) در مفروض سؤال اضافهکارى وجه شرعى ندارد و حقوق و مزدى که بابت آن دريافت مىشود اشکال دارد.
شرط صحت و لزوم وقف
استفتائات جدید
س: آيا احكام مسجد صرفاً با خواندن صيغه مسجد لازم الاجراء است؟
ج) احداث مكانى به نام مسجد و واگذار كردن آن به نمازگزاران و خواندن ولو دو ركعت نماز، در تحقق وقفيّت آن كفايت مىكند.
س: وقف عقد است يا ايقاع مثلاً اگر در وقف محصور، چيزى را به كسى وقف كنند او مىتواند رد كند؟
ج) وقف ايقاع است ولى در صحّت وقف، قبض موقوف عليه شرط است، فلذا در فرض سؤال اگر شخص «ب» عين موقوفه را تحويل نگيرد، وقف محقق نمىشود.
س: اگر زمينى چند وارث داشته باشد و يکى از ورّاث که در قيد حيات نمىباشد بدون اجازه بقيه ورّاث آن ملک را وقف نموده باشد حکم اين وقف چه مىباشد؟
ج) در فرض سؤال وقف آن ملک صحيح نيست.
س: آيا جمعآورى مبالغى با هماهنگى سازمانها و افراد خيّر براى اهداى جوايز به محققان دانشگاهى و نگهدارى آن وجوه بصورت وقف در حسابى ويژه براى استفاده از منافع سالانه آن جايز است؟
ج) تطبيق عنوان وقف با اين مورد محل شبهه است لكن دانشگاه مىتواند با اجازه صاحبان پول يا با اخذ وكالت از آنان، مبالغ مزبور را به شكل مورد نظر خود سپردهگذارى كند.
س: نحوه واگذارى زمين براى احداث مسجد و حسينيه از طرف مالكان حقوقى چگونه است؟
ج) وقف اموال از سوى مالك حقوقى مثل وقف املاك دولتى بوسيله دولت با لحاظ شرايط لازم، جايز است.
س: آيا کسى مىتواند ادعاى وقف بودن زمين مجهولى را داشته باشد؟
ج) براى ثبوت وقفيّت، وجود وقفنامه شرط نيست بلکه اعتراف ذواليد (که وقف در تصرّف آنان است) يا اعتراف ورثهى ذواليد بعد از فوت او، به وقف بودن آن ملک، کافى است و همچنين احراز سابقه رفتار با آن ملک به عنوان وقف يا شهادت دو مرد عادل بر وقف بودن آن و يا شهرت وقفيّت آن ملک بين مردم بخصوص افراد کهنسال به گونهاى که مفيد علم يا اطمينان باشد هم وقف بودن را ثابت مىکند. در نتيجه با وجود يکى از اين دلائل وقفيّت، حکم به وقف بودن مىشود و درغير اين صورت وقف محقق نيست.
س: قطعه زمينى وقفى در مجاورت مسجد قرار دارد كه سالها است بلااستفاده مانده است و هيچگونه دخل و تصرف معقول و منقول و يا حتى عرفى در آن نمىگردد، خواهشمند است نظر خويش را در مورد تبديل اين زمين موقوفه يا حداقل زير زمين آن را براى استفاده بهتر از قبيل حوزه علميه، حسينيه، كتابخانه، محل انجام فعاليتهاى فرهنگى ـ ورزشى ـ و يا منبع درآمد اقتصادى براى مسجد بيان فرماييد.
ج) با فرض اينكه آن قطعه زمين به عنوان مسجد وقف شده و با نماز خواندن اهالى محل در آنجا به عنوان مسجد به قبض مسجد درآمده و عنوان مسجديت تحقق پيدا كرده، حكم مسجد بر آن مترتب است، و استفادههاى ديگر از آن شرعاً جايز نيست ولى وصل كردن آن به مسجد جنب آن جهت توسعهى مسجد مانع ندارد.
س: زمينى وقفى در طرح تعريض خيابان قرار گرفته و شهردارى زمينى به عنوان معوض تعيين و تحويل داده است. آيا زمين معوض خودبخود وقف است يا نياز به صيغه وقفيت دارد؟ اگر متولى زمين معوض را به ديگرى بفروشد، معامله چه حکمى دارد؟
ج) انشاء لفظى در وقف شرط نيست زيرا تحقق آن به معاطات هم ممکن است و لذا اگر با تحقق قبض محقق شده باشد، حکم وقف را دارد و فروش آن جايز نيست.
س: زمينى است که ساليان گذشته در حوالى شهر بوده و وقف منفعت براى استفادههاى کشاورزى بوده، و حال در محدوده شهر قرار گرفته و مىخواهند در آن مسجد بسازند، آيا مىتوانند اين زمينها را وقف مسجد کنند؟ عدهاى مىگويند زمينهاى وقفى که وقف منفعت است را نمىتوان وقف مجدد کرد؛ نظر مقام معظم رهبرى را در اين زمينه بيان نماييد.
ج) وقف مجدد صحيح نيست، لکن اگر زمين را براى مدت طولانى اجاره کنند و در آن مسجد احداث نمايند، حکم مسجد بر آن مترتّب است.
س: كسى كه در مكانى زندگى مىكند كه وقف نامهاى دارد مثلاً طبق وقف بايد فرد هر روز يک جزء قرآن بخواند ولى به آن عمل نكرده وظيفه او چيست؟
ج) تخلّف از مورد و جهت وقف حرام است و نمىتواند در مکان مذکور تصرف نمايد.
احکام وقف
استفتائات جدید
س: اينجانب يك باب منزل را وقف حوزه علميه كردهام و توليت آن را در زمان حياتم به عهده خودم و بعد از حياتم به عهده شخص ديگرى گذاشتهام. آيا اجازه دارم اكنون توليت بعد از خودم را تغيير بدهم؟
ج) واقف فقط در وقت واقع ساختن وقف و در ضمن عقد آن اجازه قرار دادن حق توليت براى خودش يا ديگرى را دارد اما بعد از تمام شدن وقف، واقف بيگانه از وقف مىباشد.
حبس
استفتائات جدید
س: اگر در وقفنامه، توليت وقف بر عهده بزرگترين فرزند پسر خانواده از هر نسل گذارده شده باشد، آيا اين بدان معناست كه بعد از فوت پدر، با وجود عمو، نوبت به پسر آن مرحوم مىرسد يا عموى او متولى است؟
ج) ظاهر تعيين توليت وقف به نحو مزبور در فوق انتقال توليت از ولد اكبر به فرزند اكبر وى است.
فروش وقف وتبدیل آن
استفتائات جدید
س: اگر مهر نماز متعلق به مسجد در جيب كسى بماند تكليف چيست؟
ج) اگر براى خصوص آن مسجد وقف شده باشد بايد به آنجا برگرداند و در صورت شک نيز حکم همين است.
س: آيا با پول موقوفات و نذورات امامزادهها مىتوان ماشين به نام وقف و يا امامزاده خريد و آن را در اختيار اداره اوقاف قرار داد تا استفاده نمايد؟ آيا مىتوان کارمند و کارگر امامزاده و يا موقوفات که حقوقبگير وقف و امامزاده مىباشد به صورت تمام وقت در اختيار اداره اوقاف باشد؟
ج) در مصرف عوائد موقوفات بايد طبق نظر واقف عمل شود و نذورات نيز در هر راه مشروعى که نذر شده مصرف شود و نذر بر امامزاده بايد صَرف مصالح آن امامزاده شود، و از آن جمله است اجرت کسانى که براى آن امامزاده زحمت مىکشند.
س: شخصى از محل درآمد و عوايد موقوفه و از محل واگذارى حقوق استيجارى املاك آن، مبادرت به احداث اعيان بر روى عرصهى متعلق به ثالث كه وقف نبوده، نموده است و ملك و اعيان مورد بحث را ابتداءً به تصرف موقوف عليهم نيز داده است، نظر حضرتعالى را در خصوص اعيان مورد بحث و اينكه متعلق به چه شخصى مىباشد بيان فرماييد.
ج) اگر شرعاً مجاز به صرف درآمد موقوفه در احداث بناى اعيانى ديگر بوده، آن اعيانى احداثى حكم وقف را دارد كه بايد درآمد آن در همان جهت وقف موقوفهى اولى صرف شود.
س: مقدار زيادى كاسه مسى مربوط به حسينيه روستا است كه قابل استفاده نيست و استفاده از آنها معمول نيست تكليف ما در اين مورد چيست؟
ج) چنانچه آن ظرفها در آن حسينيه كه براى آن وقف شده، قابل استفاده نباشد و در حسينيههاى ديگر هم قابل استفاده نباشد؛ مىتوانيد آن را با ظرفهاى قابل استفاده مبادله نماييد.
س: زمينى جهت ساخت مسجد وقف شده در طراحى جهت ساخت ، قسمت زير زمينى آن جهت امور فرهنگى ـ ورزشى مسجد در نظر گرفته شده است. (اين قسمت از شبستان مسجد کاملاً مجزا است) آيا اين امر اشکالى دارد؟
ج) از ابتدا واقف مىتواند يک قسمت زمين خود را براى غير مسجد وقف کند، اما پس از وقف براى مسجد نمىتواند آن را تغيير دهد.
س: شخصى زمينى را به آموزش و پرورش هبه نموده و در سند زمين تأکيد کرده كه زمين نبايد از اختيار آموزش و پرورش خارج گردد و همچنين نام او نبايد از مدرسه برداشته شود. سند هم توسط معتمدترين فرد محل در زمان حيات واهب امضاء و تأييد شده است. 1: آيا آموزش و پرورش مىتواند به دليل عدم نياز فعلى، زمين را به غير بفروشد؟ آيا با وجود تأکيد واهب در زمان حيات و تأييد معتمد، مىتوان بعد از گذشت چند سال از فوت واهب به رضايت او نسبت به تغيير نام مدرسه يا تغيير کاربرى زمين علم پيدا كرد؟ 2: آيا آموزش و پرورش مىتواند زمين مزبور را معاوضه نمايد؟
ج1و2) اگر زمين را به آموزش و پرورش تمليک کرده، اختيار آن با آموزش و پرورش است اگرچه لازم است شرايط واگذار کننده را در صورت امکان مراعات نمايند ليکن اگر زمين را براى کاربرى بخصوصى در اختيار آموزش و پرورش قرار داده، اداره آموزش و پرورش حق تغيير و تبديل و فروش و معاوضه آن را ندارد.
زکات اموال
استفتائات جدید
س. آیا از نظر مقام معظم رهبری«دام ظله» فرزند طلبهای که واجبالنفقه پدر است تنها برای تهیه کتاب های مربوطه میتواند از زکات مال پدر استفاده کند یا شامل موارد دیگر هم میشود؟
ج. نمیتوان چیزی از زکات را بابت مخارج زندگی به آنها داد ولی برای مایحتاجی که تأمین آن بر پدر واجب نیست اشکال ندارد و اختصاص به کتاب ندارد.
س. زکات محصولی که آبیاری آن با پمپ از رودخانه انجام می شود آیا عشر است یا نصف عشر؟
ج. ملحق به آبیاری با دلو است و یک بیستم میباشد.
س: آيا سكه بهار آزادى در صورت رسيدن به حدّ نصاب، زكات دارد يا خير؟
ج) اگر سكه بهار آزادى در موقعيت كنونى سكه رايج معاملى محسوب نمىشود، زكات ندارد.
س: آيا به آرد گندم زكات تعلق مىگيرد؟
ج) اگر گندم متعلق زكات شده و تأديه نكرده اند زكات به آرد آن تعلق دارد.
س: آيا كشمشى كه هنوز بين انگور و كشمش است زكات دارد؟
ج) اگر در زمان كشمش شدن به مقدار نصاب برسد، انگور آن متعلق زكات است.
س: آيا براى متعلقات زكات مثل شتر،گاو و گوسفند معادلى امروزى مثل خودرو مىتوان در نظر گرفت؟
ج) اموال زَكَوى عناوين خاص به خودشان را دارند كه معادل ندارد وزكات به خود اموال زكوى تعلّق مىگيرد، نه به معادل آن.
س: در روستاى ما گندم بيشتر با آب چاه آبيارى مىشود البته تا عيد با آب باران آبيارى مىشود حكم زكات ما چگونه است؟ مثلاً در 40 تن گندم چقدر بايد زكات داد؟
ج) به نسبتى كه با آب چاه آبيارى شده، يك بيستم و به نسبتى كه با آب باران آبيارى شده، يك دهم؛ بنابراين اگر نصف با آب باران آبيارى شده و نصف با آب چاه آبيارى شده باشد، زكات چهل تن گندم، سه تن گندم مىشود.
س: در طى سالهاى متوالى همسر بنده مقدار زيادى طلا از اقوام و من هديه گرفته البته خودش خانهدار است و درآمد ندارد حال آيا به نظر معظم له به همسر بنده زکات تعلق مىگيرد يا خير؟
ج) به طلاى غير مسکوک زکات تعلق نمىگيرد.
زکات فطره
استفتائات جدید
س: پدرى كه زكات فطره نمىدهد، تكليف زن و فرزند او چه مىشود؟
ج) بر آنان تكليفى نيست و لازم نيست فطره بدهند.
س: اگر زن به جهت نياز شوهر، در تأمين مخارج زندگى كمك كند؛ چه كسى بايد زكات فطره آنها را بدهد؟
ج) اگر زن نانخور شوهر محسوب شود، بايد شوهر در صورت توانايى زكات فطره خود و همسرش را بدهد و اگر زن نانخور شوهر و كس ديگرى نباشد، بايد خودش زكات فطرهاش را بدهد.
س: زنى كه از تمكين شوهر خود دارى مىكند، آيا زكات فطره او از شوهرش برداشته مىشود؟
ج) خير، بايد شوهرش زكات فطره او را بدهد؛ مگر آنكه نان خور شخص ديگرى باشد.
س1: ميهمانی كه فقط شب عيد فطر به خانه انسان بيايد، تكليف فطرهاش چه میشود؟ س2: اگر ميهمان فطره خودش را بدهد، آيا از عهده صاحب خانه ساقط میشود؟ س3: اگر انسان شب عيد فطر ميهمان داشته باشد و صبح متوجه شود كه عيد بوده؛ آيا فطره آنها بر او واجب است؟
ج1) فطره او بر عهده صاحب خانه نيست. ج2) در فرضی که نان خور محسوب شود اگر با اجازه صاحب خانه و از طرف او فطره خودش را بدهد، از عهده ميزبان ساقط میشود. ج3) ناآگاهی از رؤيت هلال، تأثيری در حكم پرداخت فطره ندارد لكن گذشت كه فطره ميهمان يك شبه بر عهده خودش میباشد.
س: آيا پرداخت زكات فطره بر كسی كه توان مالی ندارد، واجب است؟
ج) اگر فقير باشد، زكات فطره بر او واجب نيست و اگر سه كيلو گندم و مانند آن و يا قيمت آنها را دارد، مستحب است آن را به عنوان زكات فطره بدهد و چنانچه افرادی تحت تكفل دارد، میتواند آن را به قصد فطره، بين نفرات خانواده دست گردان كنند و بهتر است نفر آخر، آن را به كسی بدهد كه از خودشان نباشد.
س: زكات فطره را بايد از قوت متعارف داد، يا قوت شرعی؟
ج) اگر از گندم، جو، خرما، برنج و مانند اينها داده شود، كفايت میكند و منحصر به قوت غالب نيست.
س: مقدار فطره چقدر است؟
ج) شخص بايد برای خودش و كسانی كه نان خور او محسوب میشوند، برای هر نفر سه كيلو از خوراك مردم (مانند گندم، جو، خرما، كشمش، برنج، ذرت و يا مانند اينها) و يا پول يكی از آنها را به مستحق بدهد.
س: اگر شخص فطره را كنار بگذارد، میتواند از آن استفاده كند و بعد به جای آن مال ديگری بگذارد؟
ج) خير، بايد همان را كه كنار گذاشته، برای فطره بدهد.
س: زمان كنار گذاشتن فطره و پرداخت آن چه موقع است؟
ج) بعد از اثبات حلول ماه شوال میتواند آن را کنار بگذارد اگر نماز عيد فطر میخواند، بنابر احتياط واجب بايد پيش از نماز پرداخت كند يا كنار بگذارد و اگر نماز عيد نمیخواند، تا ظهر روز عيد فطر مهلت دارد.
س: آيا جايز است پيش از ماه رمضان، فطره را به فقير داد؟
ج) خير، كفايت نمیكند؛ ولی میتواند آن را به عنوان قرض به او بدهد و در روز عيد فطر، طلب خود را بابت فطره حساب كند.
س: آيا جايز است زکات فطره را در شهر ديگری بدهيم؟
ج) اگر در محل و شهر خودش مستحق پيدا نشود، میتواند آن را به شهر ديگری ببرد.
مصرف زکات فطره
استفتائات جدید
س: آيا زكات فطره را مىتوان به خانواده فقير غير متدين داد؟
ج) در زكات فطره، عدالتِ گيرنده لازم نيست؛ ولى به كسى كه آشكارا گناه كبيره انجام مىدهد، بنابر احتياط نبايد زكات فطره داد.
س: آيا پدر مىتواند زكات فطره را به فرزند دانشجوى خود كه محتاج است، بدهد؟
ج) اگر فرزندان فقير باشند، پدر و مادر بايد مخارج واجب آنان را بپردازند و نمىتوان چيزى از زكات فطره را بابت مخارج زندگى به آنها داد ولى براى اداى دين و يا مايحتاجى كه تأمين آن بر پدر واجب نيست اشكال ندارد.
س: آيا جايز است زكات فطره را به عنوان هديه، به خويشاوندان آبرومند و مستحق داد؟
ج) میتواند به عنوان هديه بدهد و لازم نيست به او بگويد زكات فطره است؛ ولى بايد در نيت قصد زكات كند.
س: كسى كه سيد نيست، میتواند فطره را به سيد بدهد؟
ج) خير، جايز نيست.
س: آيا جايز است زكات فطره را در امور فرهنگى و مذهبى كه باعث نشر معارف دين میشود صرف كرد؟
ج) صرف زكات فطره در راه نشر معارف دين اشكال ندارد؛ ولى بهتر است آن را به فقير بدهند.
س: همسرم از سادات مىباشند با توجه به اينکه فطريه ايشان به عهده اينجانب مىباشد و من نيز سيّد نيستم و با عنايت به اينکه فطريه سادات جداگانه دريافت مىشود آيا فطريه مربوط به همسرم را در محل فطريه سادات بايد قرار داد؟
ج) ملاک در پرداخت فطريه معيل (پرداخت کننده فطريه) است نه عيال، بنابراين شما نمىتوانيد فطريه خود را به سيّد بپردازيد هر چند همسر شما از سادات باشد.
س: آيا فطريه را به سادات فقير مىتوان داد؟
ج) غير سادات نمىتوانند به سادات فطريه پرداخت نمايند.
س: اگر شخصى وضع مالى خوبى ندارد و براى مداواى بيمارى دختر بچهاش که هزينه زيادى دارد نيازمند پول است، آيا زکات فطره به او تعلق مىگيرد؟ و اگر بعداً معلوم شود كه اصلاً او مستحق نبوده حکم چيست؟
ج) اگر فقير است، زكات فطره بر او واجب نيست و مىتوانيد زكات خود را به او بدهيد و اگر بفهميد فقير نبوده چنانچه مالى را كه به او دادهايد از بين نرفته باشد، مىتوانيد پس بگيريد و به مستحق بدهيد و اگر نتوانيد پس بگيريد، بايد از مال خودتان فطره را بدهيد.
زمان و مدت اعتكاف
استفتائات جدید
تعریف:
اعتكاف، در لغت به معناى توقف در جايى است و در اصطلاح فقهى، عبارت است از ماندن در مسجد به قصد عبادت خداوند، با شرايطى كه خواهد آمد.
س. چه زمانى اعتكاف مستحب مؤكد است؟ و به عبارت ديگر در چه اوقاتى اعتكاف مستحب است؟
ج: اعتكاف وقت خاصى ندارد، هرچند اعتكاف در ده روز آخر ماه مبارك رمضان فضيلت بيشترى دارد.
س. آيا اعتكاف در ماه رجب مستحب است؟
ج: دليل خاصى بر استحباب اعتكاف در خصوص ماه رجب نيافتيم.
س. آيا شخص معتکف مىتواند در ابتداى اعتکاف هنگام نيت کردن شرط کند که اگر براى او عذرى پيش آيد حتى در روز سوم هم دست از اعتکاف بردارد؟
ج: بله مىتواند.
س. معتكفى مىخواهد سه روز اعتكاف كند و مدّت 72 ساعت اعتكاف انجام دهد، اگر اعتكافش را از بعد از طلوع فجر ـ مثلاً از ظهر ـ شروع كند و ظهر هم به پايان برساند بهگونهاى كه مجموع آن 72 ساعت شود، آيا اين اعتكاف صحيح است؟
ج: اعتكاف بايد از شروع روز اول تا پايان روز سوم باشد و تلفيق كردن ـ بدينگونه كه جزئى از روز اول را با جزئى از روز آخر يك روز كامل به حساب بياورد ـ صحيح نيست.
س. اگر معتكف مثلاً يك ساعت از ابتداى روز ـ بعد از طلوع فجر ـ تأخير كند آيا اين روز به عنوان روز اول اعتكاف حساب مىشود؟ چه تأخير عمدى باشد يا اضطرارى؟
ج: در اعتكاف بايد از ابتداى روز اول شروع كرد، لذا روزى كه ناقص مانده جزو اعتكاف محسوب نمىشود هرچند كه تأخير از روى اضطرار باشد.
س. اگر انسان نذر کند دو روز معتکف شود نه بيشتر از آن، آيا نذرش منعقد مىشود؟
ج: منعقد نمىشود.
س. اگر کسى نذر کند سه روز منفصل معتکف شود، آيا نذرش منعقد مىشود؟
ج: منعقد نمىشود.
س. آيا بيشتر از سه روز مىتوان معتکف بود بهطورى که آن زياده بخشى از يک روز يا شب باشد؟
ج: اعتکاف بيشتر از سه روز جايز و صحيح است و در طرف زياده حدّى ندارد، ولى زياد کردن بخشى از روز يا بخشى از شب به نيت اعتکاف محل اشکال است.
س. اگر معتكف نيّت چهار روز اعتكاف كند، آيا روز چهارم هم جزو اعتكاف است يا اينكه بايد شش روز را تكميل كند تا روز چهارم به حساب آيد؟
ج: روز چهارم نيز داخل در اعتكاف است، و اگر پنج روز اعتكاف كند، واجب است روز ششم را كامل كند.
شرائط اعتكاف و معتكف
استفتائات جدید
س. آیا اعتکافی که رجائا انجام میشود، احکام شرعی اعتکاف بر آن بار میشود؟ مثلا حرمت بیع در آن جاریست؟
ج. برای انجام اعتکاف رجائی، رعایت همه شرایط و احکام لازم است.
س. آيا بيمار و کسى که روزه برايش ضرر دارد مىتواند معتکف شود و اگر در اعتکاف باشد و روزه بگيرد ثوابى مىبرد؟
ج: با علم و يا احتمال عقلايىِ ضرر داشتنِ روزه، اعتکاف صحيح نيست.
س. آيا بيمار و کسى که روزه برايش ضرر دارد مىتواند معتکف شود و اگر در اعتکاف باشد و روزه بگيرد ثوابى مىبرد؟
ج: با علم و يا احتمال عقلايىِ ضرر داشتنِ روزه، اعتکاف صحيح نيست.
س. چه نوع روزههايى را نمىتوان در اعتکاف گرفت؟
ج: هر نوع روزهاى را در اعتکاف مىتوان گرفت.
س. آيا زنها مىتوانند معتکف شوند؟
ج: اعتکاف اختصاص به مردان ندارد ولى چنانچه اعتکاف وى موجب از بين رفتن حق شوهر باشد بنا بر احتياط واجب بايد از او اجازه بگيرد.
س. آيا اعتكاف بچه مميّز صحيح است؟
ج: اعتكاف او نيز صحيح است.
س. آيا مشغول بودن به عبادات بر معتكف واجب است يا صِرف ماندن در مسجد كافى است؟
ج: عبادات مستحبى، فى نفسه بر معتكف واجب نيست.
س. آيا عدالت امام جماعت مسجد جامع در صحّت اعتكاف شرط است؟
ج: عدالت امام جماعت مسجد در صحّت اعتكاف شرط نيست.
نيت اعتكاف
استفتائات جدید
س. زمان نيت اعتکاف چه وقت است آيا مىتوان اول شب نيت کرد؟
ج: وقت نيت اعتکاف، اول طلوع فجر روز اول است و نيت اول شب در صورتى صحيح است که اول شب شروع در اعتکاف نموده باشد.
س. آيا قصد وجه* در اعتکاف لازم است؟
ج: لازم نيست. ــــــــــــــ قصد وجه: نيت از جهت استحباب يا وجوب عمل
س. آيا تجديد نيت در روز سوم اعتکافِ مستحب لازم است؟
ج: لازم نيست، گرچه بهتر است.
س. آيا مىتوان به علّتى يا بدون علّت در روز اول يا دوم، اعتكاف را قطع نمود؟ و اگر در قطع نمودن اعتكاف ترديد كنم آيا نيّت اعتكاف بههم مىخورد و در نتيجه اعتكاف باطل مىشود؟ و آيا لازم است كه نيّت مستمر باشد؟
ج: در اعتكاف مستحبى جايز است كه در روز اول و دوم اعتكاف قطع شود و نيّت اعتكاف بايد تا پايان روز سوم ادامه پيدا كند.
س. آيا در اعتکاف نيازى به قصد نمودن عبادت ديگرى هم هست؟
ج: نيازى نيست.
مكان اعتكاف
استفتائات جدید
س. آيا مىتوان نذر کرد در شهر خاصى معتکف شد؟
ج: اگر اعتکاف در آن شهر، به نحوى رجحان داشته باشد، اشکال ندارد.
س. آيا اعتكاف در غير از مساجد چهارگانه جايز است؟ و نيّت آن چگونه مىباشد؟
ج: اعتكاف در غير از مساجد چهارگانه* (اعم از جامع و غير آن) به قصد رجاء مطلوبيت (به اميد اينكه مطلوب خداوند واقع شود) مانعى ندارد. * مسجد الحرام، مسجد النبى (صلى الله عليه وآله وسلّم)، مسجد كوفه و مسجد بصره
س. آيا اعتكاف در مسجدى غير از مسجد جامع باطل است و آيا ممكن است هر محله و حومهاى، مسجد جامعى غير از مسجد جامع شهر يا روستا داشته باشد؟ و آيا ممكن است كه در شهر چند مسجد جامع باشد؟
ج: قبلاً گذشت كه اعتكاف در هر مسجدى جايز است مشروط به اينكه در غير مساجد اربعه به قصد رجاء باشد يعنى به اميد اينكه مطلوب خداوند واقع شود و مختص به مسجد جامع نيست و ممكن است كه يك شهر يا روستا چند مسجد جامع داشته باشد.
س. اگر در يک شهر دو يا چند مسجد جامع وجود داشته باشد مىتوان در هر کدام که خواست معتکف شد؟
ج: به قصد رجاء اشکال ندارد.
س. مسجد جامع چيست؟ و راه تشخيص آن را بگوييد.
ج: مسجد جامع، مسجدى است که براى اجتماع عامه مردم شهر، بنا شده، بدون اين که اختصاص به گروه و محله خاصى پيدا کند.
س. اعتکاف در مساجد دانشگاههاى سراسر کشور چه حکمى دارد؟
ج: به قصد رجاء اشکال ندارد.
س. اعتکاف در مکانهايى که شک است که آيا جزء مسجد است يا نه، چه حکمى دارد؟
ج: غير از سرداب و محراب و پشت بام مسجد، در جاهاى ديگرى که معلوم نباشد جزو مسجد است يا نه، اعتکاف صحيح نيست.
س. آيا پشت بام مسجد تابع مسجد است يا بستگى به وقف كننده دارد؟
ج: پشت بام مسجد در حكم مسجد است مگر اينكه احراز شود كه هنگام وقفِ مسجد، پشت بام آن از وقف خارج شده است.
س. اعتکاف در حياط مسجد چه حکمى دارد؟
ج: اگر جزو مسجد نباشد، اعتکاف صحيح نيست.
س. آيا گذاشتن وسايل يا نوشتن نام موجب سبقت در محلى از مسجد مىشود؟
ج: بنا بر احتياط واجب گذاردن وسائلى مانند كيف موجب حق سبقت مىشود به شرط آن که از زمان گذاردن آن وسيله تا آمدن شخص زياد فاصله نشود، به نحوى كه منجر به تعطيلى مكان شود.
س. اگر کسى جاى شخصى را که معتکف بوده غصب کند در صورتى که جاهل بوده و يا عامد آيا ضررى به اعتکافش مىزند؟ و اگر ضرر مىزند آيا شامل کفاره و... مىباشد.
ج: گرچه بنابر احتياط مرتكب خلاف شده ولى اعتکاف صحيح است و کفاره هم ندارد.
س. الف) اگر در مسجدى که معتکف شده مانعى از ادامه دادن اعتکاف در آن مسجد برايش پيش آيد، آيا اعتکافش باطل مىشود؟ ب) چنانچه آن اعتکاف واجب باشد بايد در مسجدى ديگر معتکف شود و يا بعداً قضا کند؟ ج) اگر مانع برطرف شد آيا بايد به مسجد قبلى بازگردد؟
جواب: الف: باطل مىشود. ب: واجب است اعتکاف را در مسجدى ديگر يا همان مسجد بعد از رفع مانع، شروع کرده و يا قضا نمايد. ج: لازم نيست.
خروج معتكف از مسجد
استفتائات جدید
س. اگر داخل مسجد امکان وضو گرفتن باشد (مثل مسجد امام حسن عسگری قم علیه السلام) ولی معتکف به خاطر ندانستن مسأله، بعد از قضای حاجت در بیرون مسجد وضو نیز میگرفته است، اعتکاف او چه حکمی دارد؟
ج. اگر وضو گرفتن در آنجا رجحان داشته باشد، اشکال ندارد.
س. حکم ادامه دادن اعتکاف در مسجد دوم در صورتی که مسجدها به هم متصل بوده و یا به جهت مجوزشرعی از مسجد خارج شده و فاصله تا مسجد دوم به همان مقدار و یا کمتر باشد و ادامه اعتکاف در مسجد اول به جهت خوف خرابی مسجد ممکن نباشد چیست؟
ج. صحیح نیست.
س.رفتن به سرويسهاى بهداشتى متعلق به مسجد كه در خارج از مسجد است در موارد زير چه حكمى دارد؟ الف: براى حمام كردن(نظافت)؛ ب: براى غسل مستحب؛ ج: براى اينكه با وضو باشد؛ د: وضو گرفتن براى خواندن قرآن يا نماز مستحبى؛ هـ: براى شستن دندانها و دستها.
ج: خارج شدن از مسجد به دلايل مذكور اشكال ندارد، ولى بايد به قدر حاجت اكتفا كند و طول ندهد.
س. آيا در اعتكاف با بودن آب در مسجد مىتوان براى وضو به خارج از مسجد رفت؟
ج: در فرض مذكور معتكف نبايد از مسجد خارج شود.
س. آيا در هنگام اعتكاف، بيرون رفتن از مسجد براى غذا خوردن جايز است؟ و اگر خير، آيا خوردن در داخل مسجد جايز است؟
ج: خروج براى تهيه غذاى مورد نياز و يا غذا خوردن در بيرون اشكال ندارد؛ همانطور كه غذا خوردن در داخل مسجد فى حدّ نفسه منعى ندارد.
س. با توجه به مشکلاتى که صرف غذا در مسجد دارد، آيا صرف غذا در سالن غذاخورى که در محوطه مسجد قرار دارد براى معتکفين جايز است؟
ج) چنانچه عرفاً ضرورت دارد که براى صَرف غذا از مسجد بيرون رود جايز است، اما زياد معطّل نشود و اگر ضرورت عرفى ثابت نباشد، جايز نيست.
س. هيأت برگزارى اعتكاف كه متشكل از تعدادى از معتكفين است، وظيفه خدمت به معتكفين و فراهم كردن نيازمندىهاى آنها را بر عهده دارد لذا بايد نيازمندىهاى معتكفين مثل افطارى و سحرى را خريدارى كند، آيا اين مسئله به اعتكاف آنها ضرر نمىرساند؟
ج: خارج شدن از مسجد براى خريد چيزهاى ضرورى مثل غذا و غيره اگر در ضمن آن نيازمندىهاى خود را نيز تهيه مىكنند، اشكال ندارد؛ البته با رعايت قيودى که در استفتاى «خريد و فروش توسط معتكف» خواهد آمد.
س. حكم رفتن به حياط بيرونى كه ملحق به مسجد است چيست؟
ج: رفتن به جاهايى كه در حكم مسجد است، اشكال ندارد اما رفتن به خارج از مسجد جايز نيست مگر مواردى كه خروج از مسجد به خاطر آنها جايز است.
س.هنگام خروج از مسجد براى امور ضرورى، انتخاب کوتاهترين راه و رفتن زير سايه چه صورتى دارد؟
ج: احتياط واجب آن است که نزديکترين راه را انتخاب کند و واجب است در صورت امکان زير سايه ننشيند لکن راه رفتن زير سايه اشکال ندارد؛ گرچه احتياط مستحب ترك آن است.
س. در صورت نزديک بودن مکانی جهت قضاء حاجت يا وضو گرفتن يا مسواک زدن مسلم است که بايد به مکان نزديکتر برود؛ حال اگر مکان نزديک مستلزم صف ايستادن و معطّل شدن شود و مکان ديگری با فاصلهی کمی بيشتر باشد که معطّلی نداشته و زمان کمترى گرفته میشود تکليف چيست؟ (مثلاً سرويس بهداشتی در جنب شبستان اعتکاف هست ولی شلوغ است اما در وسط حياط مسجد حوض هست و میتوان آنجا بدون معطلی وضو گرفت) آيا بايد به مکان دوم برود؟ يا مستحب است؟ يا بهخاطر فاصله بيشتر، رفتن به مکان دوم جايز نيست؟
ج: رفتن به مکان دوم در فرض سؤال اشکالى ندارد.
س. آيا رفتن به تشييع جنازه در هنگام اعتكاف مدّت زمان مشخص دارد؟ حكم رفتن زير سايه در اين هنگام ـ چه در ماشين و يا غير آن ـ چيست؟
ج: زمان مشخصى ندارد و رفتن به تشييع جنازه در صورتی که ضرورت عرفی بهحساب آيد و آنقدر طولانى نشود كه باعث محو صورت اعتكاف شود، اشكال ندارد و در صورت امكان واجب است كه زير سايه ننشينند و احتياط مستحب اين است كه زير سايه حركت نكند.
س. نظر مبارکتان را در مورد «شرکت در امتحان براى معتکفين» بيان فرماييد.
ج: اگر شرکت در امتحان ضرورت ندارد خارج نشوند و براى افرادى که شرکت در امتحان ضرورت عرفى دارد مانع ندارد ولى خروج از مسجد نبايد به حدّى برسد که صورت اعتکاف محو شود.
س. آيا شخص معتکف براى شرکت در نماز جمعه مىتواند از مسجد محل اعتکاف خارج شود؟
ج: با انتخاب نزديکترين راه و معطّل نشدن در بين راه اشکال ندارد؛ ولى نبايد خروج او به مقدارى باشد كه صورت اعتكاف بههم بخورد.
س. آيا مىتوان براى غسل امّ داوود از محل اعتکاف خارج شد؟ بر فرض خروج (سهواً يا عمداً) آيا باعث ابطال اعتکاف مىشود؟
ج: با مراعات آنچه در جواب سؤال قبل گفته شد، اشکال ندارد.
س. آيا اشخاصى که مشغول کارند اعم از کارمندان، کارگران و معلمان و... مىتوانند در ايام کار معتکف شوند و در عين اعتکاف به محل کار رفته و بعد از اتمام کار به محل اعتکاف برگردند؟
ج: نمىتوانند.
س. اگر مكانهايى براى وضو و شستن دستها و دندانها در خارج از مسجد فراهم شده باشد، آيا واجب است مكان خاصى در داخل مسجد تهيه شود تا معتكف از مسجد خارج نشود؟
ج: صِرف نياز به خروج از مسجد براى طهارت و نظافت ـ براى جواز خروج ـ كافى است و تهيه مكانى در داخل مسجد واجب نيست.
س. اگر کسى سهواً به غير از جهاتى که تجويز شده براى بيرون رفتن از مسجد در هنگام اعتکاف بيرون رود، آيا اعتکافش باطل مىشود؟
ج: اگر به جهت فراموشى خارج شود و خروجش زياد طول نكشد، اعتکافش باطل نمىشود.
مبطلات و محرمات اعتكاف
استفتائات جدید
س. كارهاى حرام در هنگام اعتكاف چيست؟
ج: معتكف بايد از اين كارها پرهيز كند: * بوييدن چيزهاى خوشبو و عطريّات حتى گياهان خوشبو، همراه با لذّت؛ پس براى كسى كه حس بويايى ندارد اشكال ندارد. * خريد و فروش * ساير انواع تجارت؛ مثل صلح و اجاره و مضاربه و غير اينها (بنابر احتياط واجب). * مجادله و جدال ـ چه در امور دينى و چه دنيوى ـ به قصد غلبه بر ديگرى و اظهار فضل و برترى بر او؛ اما اگر به قصد اظهار حق و بازداشتن طرف از طريق باطل باشد، مانعى ندارد. * امور جنسى و شهوتآميز مانند بوسه، لمس و آميزش. * استمناء(1) (بنا بر احتياط واجب) ــــــــــــــ (1) گرچه استمناء در هر حال حرام و از گناهان بزرگ است ولى در حال اعتكاف گناهى بزرگتر است.
س. اگر معتكف به گمان اينكه مكانى تابع مسجد است، به آن مكان برود و بعد معلوم شود كه آنجا جزو مسجد نبوده، حكم اعتكافش چيست؟
ج: خروج عمدى از مسجد ـ ولو از روى جهل ـ اعتكاف را باطل مىكند.
س. اگر معتكف مبتلا به مرضى شود كه مجبور به افطار روزه است چه بايد بكند و حكم اعتكاف او چيست؟
ج: اعتكاف بدون روزه صحيح نيست لذا با افطار روزه، اعتكاف باطل مىشود.
س. آيا در صورت ضرورت يا عدم ضرورت مىتوان شخصاً در ايام اعتکاف خريد و فروش نمود و يا بايد توکيل يا نقل به غير بيع نمود؟
ج) خريد و فروش بر معتکف حرام است ولى هرگاه براى تهيه مواد خوراکى ناچار از خريد و فروش شود و شخص غيرمعتکفى که اين کار را انجام دهد، نيابد و تهيه اجناس مذکور بدون خريد نيز امکان نداشته باشد، در اين صورت خريد و فروش مانعى ندارد.
س. آيا جايز است كه معتكف كسى را براى خريد ـ چه ضرورى و چه غير ضرورى ـ وكيل نمايد؟
ج: اگر براى خريد نيازمندىهاى هنگام اعتكاف باشد، اشكال ندارد و اما در غير آن موارد اگر وكيل كردن در هنگام اعتكاف باشد، اشكال دارد.
س. موارد ضرورى كه خريد و فروش در آنها براى معتكف جايز است چيست؟
ج: مواردى كه در هنگام اعتكاف براى خودش و نفقه خانوادهاش به آن نياز دارد.
س. آيا اجاره و ديگر معاملات غير از خريد و فروش در هنگام اعتكاف جايز است؟
ج) ساير معاملات (غير از خريد و فروش) بنابر احتياط واجب در هنگام اعتكاف جايز نمىباشد.
س. آيا اجراى عقود و ايقاعات (غير از معاملات) در هنگام اعتكاف جايز است؟
ج: مانعى ندارد.
س. آيا گفتگو در مورد چيزهاى مباح هنگام اعتكاف جايز است؟
ج: اشكال ندارد.
س. انجام غسل براى معتکف در مسجد چه حکمى دارد و آيا فرقى بين غسل واجب و مستحب مىباشد؟
ج: غسل جنابت و حيض در دو مسجد شريف مکّه و مدينه، مطلقاً جايز نيست بلکه بايد تيمّم نموده فوراً خارج شود و در مساجد ديگر نيز اگر غسل، موجب درنگ کردن و يا آلودگى مسجد شود، جايز نمىباشد و ساير اغسال واجب و يا مستحب در صورت امکان و عدم مزاحمت براى ديگران اشکال ندارد.
س. عطر و گلاب زدن و يا بو کردن عطر و گلاب اعتکاف را باطل مىکند يا نه؟ اگر سهواً باشد چهطور؟
ج: در صورتى که عطر يا گلاب را براى لذت بردن بو کند، بنا بر احتياط واجب اگر اعتکاف واجب معيّن باشد بايد اعتکاف را به پايان ببرد و قضاى آن را بهجا آورد؛ و در واجب غيرمعيّن، اگر در دو روز اول باشد بايد اعتکاف را از سر بگيرد و اگر روز سوم باشد اعتکاف را اتمام و سپس از سر بگيرد و در اعتکاف مستحب قبل از اتمام روز دوم چيزى بر عهده او نيست و اگر روز سوم باشد بايد دوباره اعتکاف را از سر بگيرد و در آنچه ذکر شد بنا بر احتياط واجب فرقى بين عمد و سهو وجود ندارد.
س. کفّاره هر يک از مُحرّمات را بهطور جداگانه بيان کنيد؟
ج: اگر اعتکاف واجب را با آميزش جنسى (جماع) هرچند در شب باطل نمايد کفّاره بر او واجب مىشود اما در اعتکاف مستحب (در دو روز اول) اگر با اين عمل قصد دارد که از اعتکاف صرفنظر نمايد کفاره ندارد و در غير اين صورت بنا بر احتياط واجب کفاره ثابت است لکن انجام ساير مُحرّمات کفّاره ندارد گرچه احتياط مستحب پرداخت کفّاره مىباشد و کفّاره ابطال اعتکاف (در موارد وجوب کفّاره) کفّاره ابطال روزه ماه رمضان است.
س. با توجه به اينکه بوی خميردندان بوی خوشی است آيا مسواک زدن با خميردندان در حين اعتکاف مخلّ به اعتکاف هست؟
ج: مسواک زدن با آن مانع ندارد و آنچه حرام است بوييدن بوى خوش است.
س. اگر در مکانی از مسجد بوی خوشی میآمد آيا ترک آنجا لازم است؟ اگر وضوخانه بود و بوی خوش به سبب خميردندان يا صابون بود چه بايد کرد؟
ج: اگر بودن در آن مکان مستلزم بوييدن بوى خوش است بايد آنجا را ترک کند.
احكام مخصوص بانوان در اعتکاف
استفتائات جدید
س. حكم اعتكاف زنى كه در ايام اعتكاف ـ چه در روز اول يا دوم يا سوم ـ حيض يا استحاضه بر او عارض شده، چيست؟
ج: در صورت حائضشدن حتى اگر در ساعات آخر روز سوم باشد اعتكاف باطل مىشود و بايد فوراً از مسجد خارج شود؛ ولى در صورت استحاضه اگر به وظيفه مستحاضه نسبت به روزهاش عمل كند، اعتكافش صحيح است.
س. من در سال گذشته در ايام البيض در مسجدى معتكف شدم، پس از اتمام روز دوم اعتكاف، حائض شدم. با توجه به اين امر كه اعتكاف بر من واجب شده است، آيا قضاى آن حتماً بايد در ايام البيض ماه رجب و در همان مسجد باشد يا اينكه زمان و مكان آن مهم نيست؟
ج: با پيداشدن حيض ولو در بعض روز سوم اعتكاف باطل مىشود و قضا ندارد و اگر از قبل اعتكافى به سبب نذر بر او واجب شده قضاى آن را مىتواند در هر مسجدى و در هر زمانى بهجا آورد مگر آنكه در نذر، اعتكاف در مسجد خاص و زمان خاصى را ملحوظ داشته باشد كه در اين صورت بايد بر طبق همان نذر خود عمل كند.
س. حكم اعتكاف زنى كه شك در حيض يا استحاضه دارد، چه در روز اول يا دوم يا سوم، چيست؟
ج: اگر قبلاً پاك بوده، به شكش اعتنا نكند.
س. اگر زن در روزهاى عادت قرض بخورد تا از حالت عادت خارج شود مىتواند روزه بگيرد؟
ج: اشکال ندارد.
س. آيا غسلهاى استحاضه شرط صحّت اعتكاف است؟
ج: اين غسلها شرط صحّت اعتكاف نيست، مگر غسلهايى كه در صحّت روزه معتبرند.
قضاى اعتكاف
استفتائات جدید
س. اگر قضاى اعتكاف به علت بطلان، واجب باشد و ده روز پايانى ماه رمضان تمام شود. آيا جايز است كه براى درك فضيلت، قضاى اعتكاف را در ماه رمضان آينده بهجا آورد يا اينكه بايد فوراً قضا نمايد؟
ج: قضا در هر ماهى كه خواست اشكال ندارد، مگر اينكه نذر كرده باشد كه در ماه خاصى اعتكاف نمايد.
اعتكاف مسافر
استفتائات جدید
س. آيا مىتوان براى شركت در مراسم اعتكاف به شهر ديگرى كه بيش از چهار فرسخ با ما فاصله دارد مسافرت كرد و اعتكاف در صورت سفر صحيح است؟
ج: اگر قصد اقامت ده روز و يا نذر روزه در سفر نباشد، روزه در سفر صحيح نيست و با عدم صحّت روزه، اعتكاف هم صحيح نيست.
س. آيا انسان مىتواند در شهر ديگرى معتکف شود؟
ج: اگر مسافر باشد نمىتواند مگر اينکه نذر کرده باشد در سفر روزه بگيرد؛ و بنا بر احتياط واجب اين نذر بايد قبل از شروع سفر انجام گيرد.
س. من علاقه زيادى دارم كه در مراسم اعتكاف در مركز استان شركت كنم ولى چون در شهرستان زندگى مىكنم و اگر بخواهم به مركز استان بروم بايد نماز خود را شكسته بخوانم، آيا از اين نظر مشكلى نخواهم داشت؟
ج: كسى كه بخواهد در سفر معتكف شود، مىتواند نذر كند كه در سفر روزه بگيرد و مىتواند اعتكاف نمايد.
س. اگر كسى بخواهد در خارج از شهر خود اعتكاف كند، بهطور مثال در مكّه مكرّمه و از ساكنين مكّه نباشد و قصد ده روز هم نكند، آيا نذر كافى است؟ و صيغه آن چيست؟
ج: نذر روزه در سفر مانعى ندارد و با اين نذر روزه و اعتكافش صحيح است، ولى احتياط واجب آن است كه نذر قبل از شروع مسافرت باشد و صيغه آن عبارت است از: «لله علىّ أن اصوم في سفري إلى كذا».(1) ــــــــــــــ 1- و مىتواند ترجمه آن را بگويد كه عبارت است از: « براى خدا بر من است كه در سفر به فلان مكان روزه بگيرم»
مسائل متفرقه
استفتائات جدید
س. آيا اعلام عمومى اعتكاف در محافل عمومى با اخلاص منافات دارد؟
ج: اعلام اعتكاف اگر براى تشويق مردم باشد، مانعى ندارد.
س. اگر از معتكف سؤال شود كه آيا جزء معتكفين است بهتر است پنهان كند يا آشكار نمايد؟
ج: آشكار كردن مانعى ندارد، مگر اينكه براى ريا باشد
س. آيا جايز است دانشجويان معتكف درسهاى دانشگاهى خود را مرور كنند؟
ج: اشكال ندارد.
س. گفتگو با تلفن همراه در صورت ضرورت و يا عدم ضرورت در ايام اعتکاف چه حکمى دارد؟
ج) ضررى به اعتکاف نمىزند.
شرایط عقد ازدواج
استفتائات جدید
س: حكم زن غير مسلمانى كه با مرد غير مسلمان ازدواج كرده و بعد از ازدواج، آن زن مسلمان شده چيست؟ آيا بر شوهرش حرام مىشود؟
ج) زن بايد يك عدّه صبر كند، چنانچه در اين زمان شوهر نيز مسلمان شد، ازدواج باقى است والا فسخ مىشود.
س: آيا کتمان حقيقت وجود سابقه بيماريهاى صعب العلاج از قبيل سرطان زوجه در زمان عقد و مشخص شدن آن پس از ازدواج به عنوان فريب در ازدواج تلقى شده و امکان فسخ نکاح وجود دارد؛ در هر صورت آيا پرداخت مهريه بر شخص فريب خورده الزامى است يا خير؟
ج) اعلام عيوب لازم نيست بلكه پوشاندن عيوب در صورتى كه بدون پوشاندن براى بيننده قابل تشخيص باشد تدليس محسوب مىشود، بنابراين اگر عيب قابل تشخيص را پوشانده و مخفى كرده تا داماد مطلع نشود و يا در ضمن عقد نكاح شرط سلامت از عيب شده باشد، خيار فسخ دارد وگرنه ندارد.
س: همسر شخصى با رعايت آداب كامل از مادرش شير خورده است آيا محرمند و بايد از هم جدا شوند؟ در صورت محرميت آيا براى جدا شدن احتياج به طلاق هست؟
ج) در فرض سؤال محرم هستند و بايد از همديگر جدا شوند و نيازى به طلاق نيست.
س: آقايى بخاطر محرم شدن با خانوادهاى، با دختر آن خانواده صيغه عقد موقت خوانده است مسأله ازدواج اين دختر با پسرى که نوه دخترى آن آقا مىباشد، چگونه است؟
ج) آن دختر، جدّه ناتنى آن پسر محسوب شده و نمىتوانند با هم ازدواج كنند.
س: آقايى بخاطر محرم شدن با خانوادهاى، با دختر آن خانواده صيغه عقد موقت خوانده است مسأله ازدواج اين دختر با پسرى که نوه دخترى آن آقا مىباشد، چگونه است؟
ج) آن دختر، جدّه ناتنى آن پسر محسوب شده و نمىتوانند با هم ازدواج كنند.
س. شرط عدم نزدیکی و شرط عدم استمتاع در ازدواج دائم چه حکمی دارد؟ آیا خلاف مقتضای عقد محسوب نمیشود؟
ج. ازدواج مزبور اشکال ندارد و باید بر طبق شرط عمل شود.
س. در سند ازدواج، شوهر تعهد می کند بدون اذن همسر ازدواج نکند. آیا مبادرت به ازدواج بدون اذن همسر شرعا حرام است؟ آیا ازدواج موقت بدون اذن جایز است؟
ج. اگر ضمن عقد نکاح یا عقد لازم دیگری آن را شرط کرده باشند، باید به شرط عمل کند و بدون اذن همسر، ازدواج دائم یا موقت جایز نیست.
صيغه عقد ازدواج
استفتائات جدید
س: براى عقد موقت اگر مرد خودش وکيل زن شود بايد چگونه صيغه را قرائت کند تا صحيح باشد؟
ج) در عقد موقّت بعد از تعيين مَهر و مدّت و اخذ وکالت از زن، مرد مىگويد: «اَنْکَحْتُ مُوَکِّلَتى لِنَفْسى فِى المُدّة المَعلومَة على المَهْر المَعلوم»، و بعد بلافاصله مرد مىگويد: «قَبِلْتُ هٰکَذا».
س: آيا اگر مرد و زنى متوجه شوند كه عقدشان اشتباه بوده بايد دوباره بخوانند؟
ج) در صورت اطمينان به بطلان عقد، بايد آن را بطور صحيح انشاء کنند.
س: آيا عقد ازدواج به روش سنىها صحيح است يا خير؟
ج) در عقد ازدواج پس از حصول شرايط صحت، انشاء جدى عقد كافى است خواه بر اساس مذهب اهل سنت نزد عدلين باشد يا نباشد.
س: پدر من شهيد شدهاند و مادرم بعد از شهادت ايشان با آقايى ازدواج كردهاند كه يك پسر داشت بعد از اينكه ما به سن تكليف رسيديم مادرم و همسرشان تصميم گرفتند تا مسأله محرميت را در خانه حل كنند براى خواهر بزرگ من و پسر خواندهام، صيغه مدتدار محرميت خواندهاند و براى من و ابوى (پدر خواندهام) هم همينطور. ولى بدون اطلاع دقيق من و خواهرم، پدرخواندهام فقط به ما گفته بودند آيا مىخواهيد در خانه راحت باشيم و مشكل محرميت نداشته باشيم؟ و ما اظهار رضايت كرديم ولى نمىدانستيم اين محرميت چگونه حاصل مىشود يعنى نمىدانستيم قرار است ما را به عقد چه كسى درآورند، ولى ايشان همين اظهار رضايت براى راحت بودن با پسرشان را به مثابه اظهار رضايت براى صيغه تلقى كرده و صيغه را جارى كردند. با توجه به عدم علم من به چگونگى محرميت، نظر مبارك حضرت عالى در مورد صحّت اين عقد بفرماييد.
ج) اگر شما مىدانستيد آنچه قرار است اجرا شود، صيغه ازدواج موقّت شما با يك شخص است، ولو شخص را نشناسيد، اين ازدواج واقع شده و آثار شرعى بر آن مترتب است و همچنين اگر پس از اطلاع از اجراى صيغه و قبل از انقضاى آن سكوت اختيار نموده باشيد كه ناشى از رضايت باشد و در هر صورت رعايت احتياط در اين مسأله مطلوب است.
س. چه مقدار غلط خواندن به صیغه عقد ازدواج ضرر نمی زند و اگر عاقد الفاظ عقد ازدواج را غلط بخواند و بعد متوجه اشتباه خود شود، اولاً حکم عقد ازدواج مذکور چیست؟ ثانیاً تکلیف فعلی فرد عاقد چیست؟
ج. اگر غلط به گونه ای نباشد که معنا تغییر کند و عرفاً معنای مورد نظر از آن فهمیده شود ـ اگر چه به آن غلط می گویند ـ ، عقد محکوم به صحت است، و عاقد و زوجین در این باره تکلیفی ندارند؛ ولی اگر به گونه ای خوانده شده که معنا تغییر می کند و خلاف آنچه مورد نظر بوده را می فهماند، در این صورت اگر وکالت او برای خواندن عقد مدت معینی نداشته و باقی است باید فوراً عقد را به طور صحیح بخواند و اگر وکالت او زمان معینی داشته و مدت آن گذشته است، باید فوراً به زوجین اطلاع دهد و زوجین در صورت تمایل به زندگی مشترک اقدام به تجدید عقد نمایند. و روابط زناشویی آن دو در مدتی که از باطل بودن عقد اطلاع نداشته اند، وطی به شبهه محسوب می شود و نسبت به گذشته تکلیفی ندارند.
اولیای عقد
استفتائات جدید
س: در حدود 3 سال است که من و دختر عمويم به هم علاقهمنديم. سال قبل به خواستگارى او رفتم و بعد از انجام آزمايش قرار بر اين شد که تا اتمام درس همديگر صبر کنيم. آيا ازدواج موقت در شرايط فعلى بدون اطلاع خانواده با شرط نداشتن رابطه جنسى جايز است؟
ج) بنابر احتياط واجب ازدواج ولو موقّت بايد با اجازه ولىّ شرعى دختر باشد.
س: چندى پيش با دختر خانمى آشنا شدم و به هم علاقهمند شديم. اين مسئله را در خانوادهها مطرح کرديم و بعد از آشنايى خانوادهها راضى شدند که ما با هم نامزد باشيم، ولى بعلت عدم تقيد خانوادهها به مسائل مذهبى، علىرغم خوستههاى من و خانم راضى به خواندن صيغه و... نشدند و گفتند و مىتوانيم فعلاً با هم دوست باشيم و بعد از آنکه وضع کار من درست شد، يکجا عروسى کنيم مىخواستم بدانم براى افرادى مثل ما که پدر دختر مقيد نيست، راه حلى وجود دارد؟
ج) اگر ولىّ شرعى دختر به اصل ازدواج شما با وى رضايت دارد، براى اجراى صيغه اذن جديد شرط نيست.
س: آيا متعه با يك زن جوان مسيحى بدون اجازه والدينش جايز است؟
ج) نكاح موقّت با دختر مسيحى اشكال ندارد ولى اگر باكره باشد بنابر احتياط اذن پدر شرط است.
س: دخترى كه دم بخت است و موقع ازدواج او رسيده است اگر ولىّ قانونى او (يعنى پدر و جدّ پدرى) يا مفقودالاثر باشند يا حضور داشته باشند و با ازدواج چنين دخترى مخالفت داشته باشند در صورتى كه شوهر همكفو او محسوب شده و توانايى فراهم آوردن امكانات چنين ازدواجى را از نظر مادر دختر و معرفين داشته باشد، از نظر حضرتعالى آيا يكى از سر دفتران ازدواج مىتواند چنين ازدواجى را ثبت و امضاء نمايد يا خير؟
ج) ازدواج دختر باكره موقوف بر اجازه پدر يا جدّ پدرى است ولى اگر پدر و جدّ پدرى مفقود باشند يا در سفر باشند و دسترسى به آنان نباشد در اين صورت احتياج به اجازهى آنان نيست و همچنين اگر با ميل دختر به ازدواج، كفو شرعى و عرفى وى از او خواستگارى كند و پدر و جدّ پدرى از اجازهى چنين ازدواجى امتناع ورزند و پاى كفو شرعى و عرفى ديگرى كه مورد قبول پدر يا جدّ پدرى باشد در ميان نباشد، در اين صورت ولايت پدر و جدّ پدرى ساقط است و ازدواج دختر نياز به اجازه آنان ندارد.
س1: آيا مىتوان دختر باكرهاى را كه فاقد پدر و جدّ پدرى مىباشد براى محرميّت، به عقد فرزند نوزاد پسر مردى كه به منزل آنها تردد دارد (اعم از فاميل و...) درآورد؟ س2: در صورت خوانده شدن مجرّد عقد در قبل، آيا آنها به هم محرم بوده و آن دختر عروس آن مرد و مادرش مادر زن نوزاد محسوب مىشود؟ س3: محرميت و ازدواج آنها در آينده با يكديگر چه حكمى دارد؟
ج) دختر بالغه رشيده كه پدر و جدّ پدرى ندارد اختيار ازدواجش با خودش است و نياز به اجازه كسى ندارد، ولى در تزويج او با پسر نابالغ اگر چه شيرخوار باشد، بايد با ولايت پدر پسر باشد، و عقدى كه به قصد جدّى تزويج و به نحو صحيح خوانده شده، تمام آثار شرعى آن بر آن مترتب است.
عقد فضولی
استفتائات جدید
س: آيا صيغه نکاح به گونه فضولى صحيح است؟
ج) صيغه نکاح فضولى با اجازه متأخر (بعدى) تصحيح مىشود.
ازدواج موقت
استفتائات جدید
س: سؤالى كه من داشتم اين است كه آيا شخصى مىتواند زنى را به عقد موقت خود در آورد با اين شرط كه ده روز اول هر ماه بر هم محرم شوند؟
ج) صحيح نيست.
س: اگر زنى مردى را وکيل کند كه او را [مثلاً] دو روزه عقد کند و مرد فضولى کرده و او را سه روزه عقد کند ولى زن رضايت ندهد آيا عقد باطل است يا فقط مدت اضافى آن محكوم به بطلان است؟
ج) عقد مزبور كه برخلاف وكالت انجام گرفته و زن آن را امضاء نكرده است، باطل است.
س. خانمی در عقد موقت، از دبر، همبستری داشته است و به خاطر جهل به عدّه، بلافاصله بعد از اتمام مدت متعه اول با دیگری متعه شده اما دخول بعد از مدتی بوده که عملاً عدّه متعه اول تمام شده بود، آیا حرمت ابدی با دومی حاصل شده است؟
ج. در مورد مذکور حرمت ابدی ثابت است.
س. حکم کسی که در عقد موقت کسی بوده و بدون بخشیدن مدت به عقد مرد دوم درآمده است؟
ج. در صورتی که مرد علم داشته باشد و یا دخول صورت گرفته باشد حرام میشوند، اما اگر علم به موضوع و حکم ندارند و دخول صورت نگرفته، عقد باطل است اما حرمت ابدی نیست.
س. حکم عقد موقت در صورتی که مدت ذکر شده ولی مهریه ذکر نشده چیست؟
ج. عقد باطل است.
س. در صورتی که در عقد موقت، مهریه ذکر شده ولی مدت ذکر نشده حکم عقد چیست؟
ج. تبدیل به عقد دائم می شود.
س. در صورتی که در عقد موقت، مهریه و مدت ذکر نشده آیا عقد صحیح است؟
ج. باطل است.
س. حکم عقد موقت در صورتی که مهریه یا مدتی که در صیغه بیان شده است ابهام داشته باشد چیست؟
ج. اگر مهریه معلوم ولی مدت نامعلوم باشد، احتیاط واجب در این است هم مدت را هبه کند و هم طلاق داده شود. و اگر مهریه نامعلوم باشد، عقد باطل است.
موارد فسخ ازدواج
استفتائات جدید
س: آيا عدم توانايى مرد براى بچهدار شدن مىتواند باعث فسخ ازدواج شود؟
ج) اين مورد از موارد فسخ نمىباشد، بلکه جدايى زن در وضعيّت مذکور، نياز به طلاق دارد و طلاق در اختيار مرد است و زن در صورتى که ادامه زندگى براى او عسر و حرج باشد، مىتواند به حاکم شرع مراجعه نمايد.
س: اگر پس از جارى شدن صيغه عقد دائم معلوم شود که دختر باکره نبوده آيا عقد باطل است؟ و نيازى به خواندن صيغه طلاق است؟
ج) عيب مذکور به خودى خود موجب فسخ نکاح نيست.
س: تدليس در ازدواج در چه صورت موجب حق فسخ مىگردد؟
ج) اگر وجود صفت کمال يا سلامت از عيوب و نقائص در ضمن عقد، شرط يا دختر توصيف به آن شده باشد و يا قبل از عقد ذکر گرديده و عقد مبنى بر آن واقع شده باشد و سپس خلاف آن ثابت شود، زوج حق فسخ عقد را دارد و اگر دخول شده و مُدَلِّس (فريب دهنده) زوجه بوده، استحقاق مهر را ندارد و اگر مُدَلِّس غير زوجه بوده، مهرالمسمّى (مهريهاى که هنگام عقد مشخص شده) را استحقاق دارد و زوج بعد از پرداخت مهر به زوجه، مىتواند به مُدَلِّس رجوع و از او اخذ نمايد.
س: اينجانب در سال گذشته با دوشيزهاى آشنا شده و ايشان را بطور رسمى به عقد خويش درآوردم. نامبرده خود را قبل از ازدواج ديپلمه معرفى نموده بود كه بعد از ازدواج متوجه شدم به من دروغ گفته است مىخواستم بدانم آيا عمل ايشان مصداق تدليس در ازدواج مىباشد و آيا درست است بواسطه اين عمل عقد نكاح را فسخ نمايم؟
ج) عمل مذکور تدليس محسوب نمىشود و موجب فسخ نکاح نمىباشد.
س: هرگاه شخصى به خواستگارى دخترى برود و بگويد همسر و فرزندى ندارم و دختر با اين شرط آماده ازدواج با او شود و بعد از عقد معلوم شود که مرد دروغ گفته است آيا زن حق فسخ دارد؟
ج) اگر عنوان تدليس پيدا كند بطورى كه عقد مبنى بر آن واقع شده باشد، دختر حق فسخ دارد.
س. اگر کسی از روی فراموشی به این که محرم است، در حال احرام عقدی را به واسطه وکیل برای خود انجام دهد، آیا این عقد باطل است؟ در صورت بطلان آیا حرمت ابدی هم شامل این عقد می شود؟
ج. عقد باطل است و چنانچه حکم مسأله را می دانسته ولی فراموش کرده که محرم است، بنابر احتیاط، موجب حرمت ابدی میشود.
مهریه
استفتائات جدید
س: من براى خواستگارى و ازدواج اقدام كردم و در موقع تعيين مهريه با مشكل روبرو شدم به طورى كه در ظاهر و با اكراه و بخاطر شرايط حاکم بر مراسم با مبلغ مهريه پيش نهادى كه 500 سكه بود موافقت كردم سؤالم اين بود كه مسئله مهريه از نظر شرعى چه حكمى دارد؟
ج) اگر داماد با رضايت خود مبلغ زيادى را مَهر قرار دهد و عقد ازدواج بر طبق آن مهريه خوانده شود، آن مقدار مَهر بر عهده شوهر لازم مىشود.
س: در خصوص شرايط مهريه مىخواستم بدانم آيا از نظر شرعى تغيير شرط عندالمطالبه بودن به عندالاستطاعه بودن چگونه است؟
ج) با توافق زوجه بلامانع است.
س: اگر در عقدنامه (عقد دائم) مشخص نشده باشد ملاک مهريه، سکه طرح قديم است يا جديد آيا عقد بر آن صحيح است؟
ج) در فرض سؤال، اگر تعيين يكى از آن دو ـ هر چند با متعارف بودن آن ـ ممكن نيست، عقد صحيح است و شوهر بايد مهرالمثل را بپردازد.
س: مردى از دنيا رفته است و مهريه همسرش هشت ميليون تومان بوده است. قبل از ازدواج در مورد سه دانگ خانه كه فقط زمين آن موجود و مال زوج بوده است توافق شده بود كه مهر زن باشد در حاليكه هنوز خانه ساخته نشده بود. چيزى كه زوج نوشته و در حضور چند شاهد امضاء كرده به قرار ذيل است: «اينجانب بطور شرعى و قانونى ملزم مىشوم هر زمان ساختمان خانه مسكونى خودم واقع در ... تكميل گرديد 3 دانگ مشاع از 6 دانگ آن را به نام همسرم... در يكى از دفاتر اسناد رسمى انتقال دهم و ايشان مبلغ 8 ميليون تومان را رسيد نمايد». ضمناً در ذيل اين برگه پدر شوهر متعهد شده است كه 30 سكه به زوجه دهد (تعهد بعد از عقد) كه هنوز به وى نداده است. قبل از تقسيم ارث چه چيزى بايد به عنوان مهريه به زوجه پرداخت گردد؟ 3 دانگ خانه كه هنوز هم تمام نشده است يا 8 ميليون تومان؟ آيا پدر شوهر ملزم به دادن 30 عدد سكه به زوجه مىباشد؟
ج) مهريهاى را که شوهر بدهکار آن و زن طلبکار آن است خصوص همان مبلغى است که در حين اجراى عقد نکاح، عقد بر آن خوانده شده و با فوت شوهر، زن حق دارد آن مبلغ را از ترکه شوهر مطالبه و دريافت کند، و قرار بعدى شوهر و همچنين قرار بعدى پدر شوهر اعتبار شرعى ندارد و موجب حق مطالبه چيزى براى زوجه نيست.
حقوق زوجین
استفتائات جدید
س: ما در يك كشور خارجى زندگى مىكنيم اينجا آقايان همه وظايف و امور خانه را به عهده زنان گذاشتهاند و زنان در خانه براى خود وقت هيچ فعاليتى ندارند و مواقع تفريح هم براى آنها فراهم نمىکنند، اين چه حکمى دارد؟
ج) همسران مجاز نيستند زنان خود را مکلف به انجام کارهاى خانه کنند، و زنان شوهردار در کارهاى شخصى خود آزاد هستند و نسبت به شوهرانشان هيچ تکليفى زائد بر اداى حقوق زناشويى ندارند.
س: اگر مرد متأهلى شغل خود را از دست بدهد و زنش براى معاش خانواده بصورت موقت كار كند، آيا شوهر به زنش مديون خواهد شد؟
ج) زن اگر درآمد کار خود را خودش تبرعاً خرج زندگى مشترک مى کند شوهر ضامن عوض آن نيست ولى اگر به شوهر قرض دهد سپس از طرف شوهر آن را خرج زندگى کند و يا به امر و درخواست شوهر آن را خرج زندگى مشترک کند، شوهر ضامن عوض آن است.
مسائل متفرقه ازدواج
استفتائات جدید
س: آيا ازدواج دائم با اهل كتاب جايز است؟
ج) بنابر احتياط واجب جايز نيست.
س: من از کشورم و همسرم دور هستم و در بيمارستان محل كارم با زنى مسيحى آشنا شدهام آيا طبق نظر معظم له متعه با او برايم جايز است؟ اگر بله بايد به او چه بگويم و چه توضيحاتى برايش بدهم تا موافقت کند و اين مسئله را با مسائل قانونى و رسمى ازدواج در کشور مطبوعش اشتباه نگيرد چون اگر به او بگويم «دوستى» مىپذيرد و اين رابطه همه چيز را شامل مىشود ولى اگر بگويم «ازدواج» او اين مسئله را با تمامى بارهاى حقوقى و مالىاش که در حقوق مدنى اينجا مطرح است تصور مىکند. آيا مىتوانم به او بگويم که اين قراردادى بين من و توست تا براى مدت زمان معينى با هم رابطه داشته باشيم؟
ج) به هر حال اگر ازدواج متعه درست به او تفهيم نشود و رضايت به ازدواج متعه بدان نحو که صحيح است ندهد اين ازدواج محکوم به بطلان است.
س: من حدود 5 سال پيش به دين اسلام مشرف شدم ولى همسر و فرزندانم معتقد به فرقه مسيحى «مورمنها» هستند من هم قبل از اسلام به همين فرقه معتقد بودم. هر چقدر كه من معلومات و اعمال عبادىام را نسبت به اسلام افزايش مىدهم، تنش بيشترى در خانواده من ايجاد مىشود. من روى روابط خانوادگىام با شدت بيشترى فعاليت مىكنم ولى اين مسئله پيشرفت كمى مىكند. من چه بايد بكنم؟ آيا طلاق گناه خواهد بود؟ اگر طلاق ندهم گناه خواهد بود؟ همسرم به مقدار ملايمى نسبت به اسلام دشمنى مىكند. شرايط سختى است.
ج) با فرض اينكه شما و همسرتان هر دو مسيحى بوديد و بر طبق آئين دين مسيح ازدواج نموديد با اسلام شما و بقاى همسرتان بر دين مسيحيت اين علاقه زوجيت بين شما شرعاً بقوت خود باقى است و نيازى به طلاق و جدائى نيست و در هر صورت اختيار طلاق شرعاً با شوهر است.
س: مىخواستم بدانم در معاشرت با همسر شرعى و قانونى به لحاظ جارى شدن عقد دائم چه ميزان آزادى وجود دارد در حاليکه هنوز مراسم صورى ازدواج انجام نشده است؟
ج) پس از خوانده شدن عقد نکاح، هرگونه استمتاع بين زن و شوهر جايز است مگر آنکه با توافق طرفين يک نوع استمتاع خاص ممنوع و موکول به شب زفاف شده باشد که در اين صورت مرد بايد به شرط خود پايبند باشد.
س: آيا ازدواج با دخترى كه شش سال از پسر بزرگتر است اشكال دارد؟ ملاکهاى يك ازدواج خوب چيست؟
ج) فى نفسه مانع ندارد و ملاک ازدواج خوب آن است که بر اساس ايمان و اخلاق اسلامى استوار باشد.
س: آيا ازدواج با دختران سنى جايز است؟
ج) مانع ندارد.
س: اگر جوانى موقع ازدواجش است ولى به خاطر ترس از مشکلات مالى قادر بر ازدواج نباشد چه بايد بکند؟
ج) اگر منظور، ترس از مشكلات مالى در آينده جهت اداره زندگى است، براى آينده توكل به خدايتعالى نمايد و روزى را از خدا بداند و چنين ترسى را به دل راه ندهد بلكه بجاى آن كوشش كند كارى پيدا كند كه بوسيله آن بتواند امرار معاش نمايد.
مخالفت زوج با شاغل بودن زوجه س: اگر زوجه قبل از ازدواج شاغل بوده باشد و در زمان عقد زوج با توجه به شرايط موجود با شاغل بودن وى موافق بوده باشد اگر پس از گذشت مدتى از شروع زندگى مشترک زوج تشخيص دهد شاغل بودن زوجه به زندگيشان لطمه وارد مىكند. آيا زوج مىتواند با شاغل بودن زوجه مخالفت كند؟
ج) اگر ضمن عقد شرط کرده باشند، بايد به شرط عمل کنند مگر اينکه با هم توافق کنند.
س: ازدواج با پيروان اسماعيلية چه حکمى دارد؟
ج) ازدواج با چنين اشخاصى با رعايت شرايط صحّت ازدواج اگر مستلزم ترتب مفسده نباشد اشکال شرعى ندارد.
س: اگر پدر همسرم با مادرم ازدواج كند، آيا نكاح من و همسرم صحيح خواهد ماند يا خير؟
ج) موجب بطلان عقد شما نمىشود.
س: من يك زن شيعه هستم آيا مىتوانم به جاى يك شيعه با يك سنّى ازدواج كنم؟
ج) ازدواج زن شيعه با مرد سنى اگر خوف خطر براى مذهب نباشد، اشكال ندارد.
س: آيا گرفتن جشن و مراسم ازدواج براى کسى که مىداند اغلب اقوام او اهل رعايت احكام شرع نبوده و از منازل خود به قصد شرکت در جشن با آرايش و بدحجاب خارج مىشوند محل اشکال است؟ و آيا صاحب مجلس در گناه آنان سهيم نمىباشد؟
ج) اصل برپايى جشن و مراسم ازدواج و دعوت از اقوام و دوستان اشکالى ندارد ولى مجاز نيست مقدمات و اسباب حرام را در آن مجلس فراهم نمايد و بايد واردشدگان را در صورت تحقق موضوع «نهى از منکر»، نهى از منکر نمايند
س: اگر زنى مدعى عقد دائم با مردى باشد اما هيچ مدرك يا شاهدى نداشته باشد و مرد با ارائه شهود و ادلّه مدعى عقد موقّت باشد، حكم اين عقد چيست؟
ج) اگر مرد كه مدعى وكالت در اجراى عقد موقّت است نتواند اثبات كند كه وكالت در ذكر مدّت هم داشته و در عين حال ثابت شود كه عقد را با ذكر مدّت و به صورت عقد متعه خوانده، عقد باطل است مگر آنكه زوجه آن را تنفيذ و امضاء كند، و اگر ثابت نشود كه عقد را به صورت عقد متعه خوانده، عقد در فرض سؤال صحيح است و آثار عقد دائم بر آن مترتب است.
طلاق
استفتائات جدید
س: آيا صدور طلاق خلع بدون بخشيدن مبلغى از مهريه به گونهاى كه رضايت مرد فراهم شود صحيح است؟
ج) طلاق خلع، طلاق با عوض است كه اگر عوض نداشته باشد، طلاق خلع نخواهد بود و لازم نيست عوض، مَهر يا جزئى از آن باشد.
س: در حال حاضر بعضى دادگاهها به صرف دادن مبلغى از طرف زن به شوهر، طلاق را خلع محسوب مىکنند در حالى که زن کراهتى زيادى (که در طلاق خلع معتبر است) نداشته و يا با ادامه زندگى به معصيت دچار نمىشود ولى با وجود اين، خواهان طلاق است آيا از جهت شرعى مىتوان گفت چنين طلاقى طلاق خلعى است و اگر مرد در عده به زن رجوع کند با توجه به اينکه زن نسبت به آن مبلغ رجوع نکرده، آيا رجوع مرد صحيح است؟
ج) اگر كراهت از شوهر و ادامه زندگى با او از سوى زن نباشد، چنين طلاقى طلاق خلعى نخواهد بود و صِرف اين كه پولى به شوهر بدهد تا او را طلاق دهد براى ترتب احكام طلاق خلعى كافى نيست و در طلاق خلعى تا زن رجوع در بذل نكند مرد حق رجوع در طلاق ندارد و رجوع او بىاثر است.
س: در طلاق خلع مقدار بذل بايد چقدر باشد؟ اگر مقدار معتنابهى از مهريه زن هنوز بر ذمه شوهر باقيمانده باشد و بذل نشود آيا زن مىتواند با بذل مال بسيار اندکى طلاق رجعى را به خلع تبديل کند؟
ج) مقدار معيّنى ندارد بلكه هر چند مال كمى هم بذل شود، طلاق خلع محقق مىشود.
س: اگر مردى زن خود را دوبار طلاق دهد و بعد از طلاق دوم و انقضاى عدّه، كسى او را متعه كند، آيا عقد متعه اثر دو طلاق سابق را از بين مىبرد كه با طلاق سوم به محلل محتاج نباشد؟
ج) متعه هادم نيست علىالاحوط الوجوبى.
س: در طلاق مستوجب عسر و حرج، آيا صرف بخشيدن مهريه از طرف زوجه و اعلام تنفر مشاراليها از زوج، از موارد ايجاد عسر و حرج و حق طلاق برای زوجه خواهد بود يا خير؟
ج) صرف اين مطالب ذکر شده، از موارد عسر و حرج نيست.
س: سر دفترى طلاقهاى متعددى را جمع کرده تا پيش شاهد عادل بخواند. مستدعى است در موارد ذيل حكم را بفرماييد: الف) وکيل حين خواندن طلاق نمىداند شرط طلاق در مطلقه موجود است يا نه چون حضور ندارد و چندين روز گذشته ولو قبلاً از زن سؤال شده. ب) طلاق در جمع علما خوانده مىشود. بر فرض شهادت آيا مىتوانند آقايان شهادت دهند با اينکه طرفين را نديده و نمىشناسند و به علاوه تعداد طلاق زياد است؟
ج) آن چه که شرط صحّت طلاق مىباشد، اجراى آن در حضور دو شاهد عادل است ولى لزومى ندارد که شاهدها دو طرف (زوجين) را بشناسند، بله مجرى صيغه طلاق بايد در فرض غيبت زوجه، نام او را نزد شهود و در مجلس هنگام خواندن صيغه طلاق ببرد. و زياد يا کم بودن تعداد طلاق تغييرى در حکم مذکور ايجاد نمىکند.
س: آيا طلاق بدون رضايت قلبى طرفين و تنها با احراز رضايت زبانى، علىرغم وجود شواهد کافى بر عدم رضايت صحيح است يا خير؟
ج) طلاق اكراهى صحيح نيست ولى اگر بدون اكراه و اجبار با اراده و با اختيار و مراعات شرايط انجام بگيرد، صحيح است.
س: يکى از نزديکان اينجانب اخيراً طلاق خلع گرفته و وقوع طلاق در زمان پاکى زن بوده است اما روز قبل از وقوع طلاق و جارى شدن صيغه، اين زن و شوهر نزديکى داشتهاند. امروز مطلع شدم که طلاق باطل است و بعد از پاکى، نبايد نزديکى صورت گيرد. لطفاً وضعيت اين زن و مرد و تکليف آنها را بيان بفرماييد.
ج) در فرض مذكور طلاق باطل است و زوجيّت تا طلاق با شرايط آن صورت نگرفته، باقى است.
س: در بعضى از كشورهاى خارجى طلاق محلى بانوان مسلمان انجام گرفته ولى به علت مفقودالاثر بودن شوهر امكان ثبت شرعى و قانونى آن نيست و زن در بلاتكليفى بسر مىبرد كه بر اثر اين بلاتكليفى زوجه در عسر و حرج قرار گرفته و فرزندان حاصل از اين ازدواج نيز به دليل عدم حضور پدر از داشتن هرگونه مدرك هويتى كشورشان محروم گرديدهاند. آيا حاكم شرع مىتواند صيغه طلاق را در چنين شرايطى با مراجعه زوجه و تظلم او جارى نمايد؟
ج) وكيل حاكم شرع مىتواند در اينگونه موارد، صيغه طلاق را اجرا كند.
س: آيا مىتوان زن حامله را طلاق داد؟ اگر شرايط خاصى موجود است بفرماييد.
ج) طلاق زن حامله صحيح است.
س. در صورتی که مرد برای طلاق همسرش وکالت طلاق به وکیل بدهد و زن بگوید در پاکی هستم و صیغه طلاق جاری شود، بعداً بگوید در عادت بودم با توجه به اینکه صیغه طلاق صحیح نبوده است آیا زن می¬تواند دوباره به وکیل رجوع کند و تقاضای جاری کردن صیغه طلاق را داشته باشد؟
ج. تابع چگونگی وکالت است، چنانچه وکالت استمرار داشته باشد، مانعی ندارد.
س. مطلّقه رجعیه در زمان عدّه حکم زوجه را دارد، محدوده حلیت زوج نسبت به زوجه بدون قصد رجوع چه مقدار است؟
ج. در فرض سؤال انجام کارهایی همچون وطی که برای غیر زوج نسبت به زوجه اش حلال نیست ـ ولو بدون قصد رجوع ـ در صورتی که قصد آن فعل را داشته باشد و نظیر غافل و نائم و ساهی نباشد موجب رجوع است.
س. آیا زنی که در حال گذراندن عده وطی به شبهه است با وجود دیگر شرائط ،طلاقش صحیح است؟
ج. طلاق مانع ندارد و صحیح است.
عدّه
استفتائات جدید
س: خانمى که عقد موقتى داشته و با توجه به اينکه تخليه رحم کرده، نمىدانسته که بايد عدّه نگه دارد، بعد از مدتى که از اتمام مدت صيغه گذشته، ازدواج کرده و اکنون متوجه مطلب شده، با توجه به اينکه سه سال از آن زمان مىگذرد، نمىداند در واقع ازدواجش بعد از عدّه بوده يا در عدّه صورت گرفته است، آيا اين خانم به شوهرش حرام ابدى مىشود يا خير؟ آيا در حکم فرقى بين خانمى که علم به نگه داشتن عدّه دارد با خانمى که جاهل به آن است، وجود دارد؟
ج) اگر نمىداند كه عقدش در عدّه واقع شده يا بعد از آن، عقد محكوم به صحّت است ولى اگر بداند كه عقد در عدّه واقع شده ليكن نمىدانست كه بايد عدّه نگهدارد، آن عقد باطل است و اگر آن مرد با او نزديكى كرده بر هم حرام مؤبّد شدهاند.
س: مردى زن خود را طلاق داده است و قبل از اينکه عدّه زن تمام شود با هم ازدواج موقّت كردهاند، آيا اين كار جايز است؟
ج) اگر عدّه رجعيّه بوده عقد ازدواج موقّت باطل است و اگر بعد از عقد در زمان عدّه همبستر شدند، رجوع محقق شده و زوجيت بحال سابق برگشته است.
س: در علم پزشكى امروز گاه زنان با بستن لوله رحم به طور دائم نابارور مىشوند. آيا اين زنان هم جهت ازدواج موقّت نياز به نگهداشتن عده دارند در صورتى كه به طور قطع و يقين اختلاط مياه صورت نمىپذيرد؟
ج) در هر صورت، اگر مدخول بها باشد وبه سن يائسگى نرسيده باشد، عدّه دارد.
س: متمتعبها اگر مستقيمةالحيض نباشد و فاصله دو حيض او چندين ماه طول بكشد، آيا در حكم ممنلاتحيض است كه بايد 45 روز عدّه نگهدارد و يا در حكم منتحيض است كه بايد دو حيض ببيند؟
ج) اگر حيض مىبيند ولو با فاصله طولانى بايد تا عادت صبر كند.
قصاص، دیات و کفارات
استفتائات جدید
س: پول ديه ناشى از تصادف فرزند (شكستن پا) را پدر او مى تواند صرف تامين مخارج زندگى خود و خانوادهاش نمايد يا خير و آيا لازم است براى آن فرزند نگهدارى نمايد و يا بعداً به او برگرداند و يا براى او خرج نمايد؟
ج) فقط در صرف براى احتياجات بچه مجاز است و در غير آن جايز نيست.
س: ديهى با پشت دست زدن به دهان و خون آمدن از لب چيست؟ زن باشد و يا بچه نابالغ؟
ج) در فرض سؤال اگر پارگى در لب ايجاده شده باشد، ديه آن دو شتر است و تفاوتى هم ميان زن و يا بچه نابالغ وجود ندارد.
س1: اگر کسى را طورى کتک بزنيم که بدنش سرخ شود و البته بعد از چند دقيقه خوب شود آيا بايد ديه بدهيم؟ مقدار ديه چقدر است؟ س2: اگر با کودک صغيرى جورى شوخى بکنيم که بدنش سرخ شود آيا معصيت کردهايم؟ و بايد ديه بدهيم؟
ج1و2) ديه ثابت است و اگر در بدن باشد ديهاش سه چهارم دينار است (يک دينار شرعى معادل 6 /3 گرم طلا مىباشد).
س1: منظور از اينکه ديه زن اگر به ثلث ديه مرد برسد نصف مىشود چيست؟ س2: آيا مطالبه نکردن ديه دليل بر ابراء ذمّه است؟
ج1) ديه هر عضوى از اعضاى بدن زن اگر به حدّ ثلث ديه مرد نرسد بايد همان را به زن بپردازد، مثل آنکه دو انگشت يا سه انگشت زن را قطع کند، و اگر ديه عضوى را که بر آن جنايت وارد کرده بيش از ثلث ديه مرد باشد، نصف آن را به زن بدهکار است، مثل اين که يک گوش زن را ببرد، يا يک چشم او را کور کند و بدانيد که در بازگشت ديه زن در صورت تجاوز از ثلث ديه مرد به نصف، ميزان ديه هر عضوى است که جنايت بر آن وارد کرده است نه آن که مجموع اعضا جمع شود، و به حساب مجموع، ملاحظه زيادتر از ثلث و ارجاع به نصف گردد، مثلاً اگر دو انگشت زن را بريد و يک چشم او را کور کرد، ديه چشم، نصف ديه مرد است که ربع ديه کامله مىباشد و ديه دو انگشت خمس ديه کامله است که بايد آن را بپردازد و ديه دو انگشت با ديه چشم جمع نمىشود تا مجموع نصف گردد. ج2) در صورتى که مجنىّعليه نسبت به ديه عضوى ابراء ذمّه نمايد، جانى بدهکار ديه آن عضو نيست، ولى صِرف مطالبه نکردن، ابراء ذمّه نيست.
س: در مواردى که پرداخت ديه بر عهده عاقله است، هر گاه عاقله (عصبه) وجود نداشته و يا متمّکن از پرداخت ديه نباشند، آيا پرداخت ديه بر عهده خود جانى و در صورت اعسار او، بر بيتالمال است و يا آنکه پس از اعسار عاقله (عصبه) و يا فقدان آنها، مراجعه به جانى وجهى نداشته و ديه از بيتالمال پرداخت گردد؟
ج) در صورت فقدان يا فقر و عجز عاقله در قتل خطأى، ديه بايد از بيتالمال پرداخته شود.
س: فقهاى عظام با عنايت به روايت فرمودهاند که هرگاه قاتل عمد فرار کرده و به او دسترسى نباشد ديه از اموال او گرفته مىشود و چنانچه مالى نداشته باشد ديه از اموال نزديکان او به نحو الاقرب فالاقرب و اگر بستگانى نداشت و يا بستگان او متمکّن نبودند از بيتالمال پرداخت مىشود، با عنايت به اختلاف فتاوا: الف: آيا مراد از الاقرب همانگونه که بسيارى از فقها استفاده کردهاند عاقله است يا افرادى اعم از آنها، به نحوى که شامل فرزندان اناث، صغير و مجنون نيز گردد. ب: آيا حکم مزبور مختص به قتل عمد است و يا شامل قتل شبه عمد و خطاى محضى که پرداخت ديه بر عهده جانى است، نيز مىشود؟
الف) اناث و صغار و مجانين مشمول اين حکم نيستند. ب) اين حکم مخصوص به قتل عمد است، و در شبه عمد و خطأ محضى که ديه بر عهدهى خود جانى است، در صورت فرار جانى و باقى نگذاشتن مال، ديه از بيتالمال داده مىشود.
س: در مورد علم اجمالى هرگاه جانى مردد بين دو يا چند نفر معين بوده و امکان اثبات جنابت از طريق قسامه وجود نداشته باشد آيا ديه بطور مساوى از اطراف علم اجمالى گرفته مىشود و يا از بيتالمال و يا با قرعه مسئول پرداخت ديه مشخص مىشود؟
ج) احتياط آن است که ديه از بيتالمال داده شود، مگر در صورتى که منشأ علم اجمالى، اقرار دو نفر به قتل على نحوالاستقلال باشد که در اين صورت بعيد نيست تخيير ولىّ در گرفتن ديهى کامله از هر کدام از دو نفر.
س: آيا مطالبه نکردن ديه دليل بر ابراء ذمّه است؟
ج) در صورتى که مجنىّعليه نسبت به ديه عضوى ابراء ذمّه نمايد، جانى بدهکار ديه آن عضو نيست، ولى صِرف مطالبه نکردن، ابراء ذمّه نيست.
س: با توجه به اينكه ديه زن چنانچه به ثلث ديه كامل مرد برسد نصف ديه مرد مىشود حال چنانچه ارش جراحت زن به ثلث يا مازاد آن برسد همينطور نصف مىشود؟ يا قاعده فوق شامل ارش نمىشود؟
ج) ارش حکم ديات مقدّره در نصف شدن براى زن در زايد بر ثلث را ندارد.
س: مبناى محاسبه ديه سال وقوع عمل است يا اكنون؟
ج) ميزان، نرخ ديه در روز پرداخت است.
س: تأديب به چه معناست؟ آيا همان تعزير است؟ حدّ شرعى آن چيست؟ تاديب و ولايت بر تاديب كودک براى حاكم شرع، ولى كودک، معلم در تعليم و مومنان عادل به چه صورت است؟
ج) تأديب و تعزير و آنچه مربوط به حاکم شرع است به نظر خود حاکم بستگى دارد و تأديب از ناحيه پدر مثلاً و يا معلّمِ مجاز از طرف ولىِ طفل، مشروط به آن است که موجب ديه نشود و اگر سياه يا کبود و يا قرمز شود، ديه لازم مىشود.
حلیت و حرمت حیوانات
استفتائات جدید
س: آيا خوردن ماهىهاى كوچك به صورت زنده حلال است؟
ج) خوردن نوع حلالِ آن اشكال ندارد.
س: آيا خوردن ميگو حلال است و اگر حلال است شرط تذكيه آن مردن در خشكى است؟
ج) خوردن ميگو حلال است و تذکيه آن مانند تذکيه ماهى مىباشد.
س: آيا خوردن خاويار و تخم ماهىهاى فلسدار و بىفلس جايز است و اگر حلال است چنانچه ماهى در آب مرده باشد چه حكمى دارد؟
ج) خوردن خاويار و تخم ماهى فلسدار که تذکيه شده، مانع ندارد و نسبت به ماهى بىفلس و ماهى که در آب مرده، حرام است.
س: آيا خوردن محتويات صدف دريايى حلال است؟
ج) حلال نيست.
س: وقتى شكم ماهى بزرگى را كه صيد كرده بوديم شكافتيم، چندين ماهى كوچك از نوع ديگر به شكل بى جان ديده شد كه بعضى بليعده شده و سالم بودند و بعضى تكه تكه شده بودند آيا خوردن آنها حلال است؟
ج) از خوردن ماهىهاى داخل بدنش كه مرده خارج مىشوند و نمىدانيد موقع صيد در شكم ماهى زنده بوده و در خارج آب مردهاند، اجتناب كنيد.
س: خوردن گوشت ماهى اوزون برون يا خاويار چه حكمى دارد؟ (وقتى زنده از آب مىگيريم فلس ندارد اما كارشناسان مىگويند كه فلس داشته به عللى فلسها جدا شده است.) ملاك فلس دار بودن هنگام صيد آن است يا در خلقتش فلس داشته باشد كفايت مىكند و چنانچه جواب مثبت است تشخيص آن به عهده كيست اگر با گفته كارشناس به اطمينان برسيم كفايت مىكند؟
ج) اگر فلسدار باشد حلال است، هر چند پس از صيد فلس خود را از دست بدهد. و تشخيص فلسدار بودن با خود مكلّف است. و اطمينان از گفته كارشناس نيز كفايت مىكند.
س: در روشهاى جديد براى ذبح مرغ ابتدا بوسيله برق يک شوک به مرغ مىدهند تا مرغ بيحال شود و براى ذبح تقلا نکند بعضى از مرغها بوسيله اين شوک مىميرند آيا با علم به اين موضوع خوردن مرغ شرعاً اشکال دارد يا خير؟
ج) اگر بقيه شرايط ذبح شرعى رعايت مىشود، تا يقين پيدا نکردهايد که حيوان در اثر شوک مرده است، استفاده از آن مانعى ندارد.
س: خوردن خرچنگ و قورباغه و گوشت نهنگ حلال است؟
ج) حلال نيست. از حيوانات دريايى فقط ماهى فلسدار و ميگو و بعضى از پرندگان حلالند.
س: آيا مدفوع و امعاء و احشاء داخل شكم و سر و چشم ماهى حلال است؟
ج) از ماهى آنچه كه حرام است خون و كثافات آن است و بقيه اعضاى آن حلال است.
س: خروسى كه گوشت پخته مىخورد گوشتش حلال است؟ آيا مدفوع آن نجس است؟
ج) گوشت آن حلال و مدفوع آن نيز پاک است.
س: نوعى ماهى كه به نظر متخصّصين فلس دارد ولى فلسهاى آن ميكروسكوپى است و با چشم غير مسلح ديده نمىشود چه حكمى دارد؟ و آيا براى حليّت ماهى كافى است يا نه؟
ج) در فرض سؤال حكم به حليّت مىشود.
س: آيا گوشت و ساير قسمتهاى كوسه (بدون فلس) حلال است؟ فروش آن به غير مسلمانان چه حكمى دارد؟ ساير غذاهاى دريايى حرام چطور؟
ج) حلال نيست و فروش آن براى خوردن، حتى به كسانى كه آن را حلال مىدانند، جايز نيست.
س: آيا خوردن برهاى که در شکم گوسفند است و هنوز به دنيا نيامده و اندازه آن 10 تا 15 سانتىمتر است حرام است؟
ج) اگر بعد سر از بريدن گوسفند، بچه مردهاى از شكمش بيرون آوريد، چنانچه خلقت آن بچه كامل باشد و مو يا پشم در بدنش روييده باشد، پاك و حلال است.
س: چه حيواناتى حلال و چه حيواناتى حرام گوشت هستند؟
ج) چهارپايان ساكن در خشكى، دو صنف هستند: اهلى و وحشى. از حيوان اهلى جميع اصناف گوسفند و گاو و شتر حلال است، و اسب و قاطر و الاغ مکروه است اما کراهت اولى خفيفتر است، و غير اينها از حيوانات ساكن در خشکى حرام مىباشد مانند سگ و گربه و غير اينها. و اما از حيوانات وحشى آهو و گاو وحشى و قوچ کوهى و الاغ وحشى حلال مىباشد و از حيوانات وحشى، سباع حرامند (سباع حيواناتى هستند که درنده بوده و داراى ناخن و دندان باشند، چه اينکه نيرومند باشند مانند شير و پلنگ و يوزپلنگ و گرگ يا ضعيف باشند مانند روباه و کفتار و شغال). و همچنين خرگوش حرام است اگر چه از سباع نباشد. و همچنين همه حشرات حرامند مانند مار و موش و موش دو پا و جوجه تيغى و جيرجيرک و غير اينها از آنچه که قابل شمارش نيست. و همچنين آنچه مسخ شده مانند فيل و ميمون و خرس و غير اينها حرام مىباشد.
س: آيا پرنده فلامينگو که از لک لک سانان است، حلال گوشت مىباشد؟
ج) پرنده حلال از حرام آن به دو امر تشخيص داده مىشود كه هر كدام از آنها در شرع علامت حلال و حرام بودن ـ در موردى كه بر حليت و بر حرمت آن تصريح نشده باشد نه در موردى كه نصى بر حكم آن از حيث حليت و حرمت باشد ـ قرار داده شده است: يكى از آن دو امر «صفيف»* و «دفيف»** است پس هر پرندهاى كه صفيفش بيشتر از دفيفش باشد حرام است و هر پرندهاى كه عكس آن باشد به اينكه دفيفش بيشتر باشد، حلال است. دومى آنها «چينهدان» و «سنگدان» و «صيصيه»*** است؛ پس هر پرندهاى كه يكى از اين سه را داشته باشد حلال است و هر پرندهاى كه هيچ يك از اينها را نداشته باشد حرام است؛ و پرنده آب (دريايى) با غير آن در دو علامت ذكر شده مساوى مىباشد پس هر آنچه كه دفيفش بيشتر از صفيفش باشد يا در آن يكى از اين سه نشانه باشد، حلال است اگر چه ماهى مىخورد و آنچه كه صفيفش بيشتر از دفيفش باشد يا هيچ يك از آن سه را نداشته باشد، حرام است؛ و تشخيص موضوع بر عهده مكلّف است. ________________________________________ * صفيف: گشادن بالها در وقت پريدن است. ** دفيف: تكان دادن بالهايش در وقت پريدن است. * * * صيصيه: تيغى است كه در پشت پاى پرنده قرار دارد.
س: زرافه حيوانى است نشخواركننده و گياهخوار كه مانند گاو دست و پايش دو سمى است. با توجه به اين خصوصيات، آيا از حيوانات حلال گوشت شمرده مىشود؟
ج) دليلى بر حرمت گوشت زرّافه وجود ندارد.
صید، ذبح و شکار حیوانات
استفتائات جدید
س: چنانچه دریچه تخلیه آب حوضچههای پرورش ماهی را به نیت صید ماهی باز کرده تا آب کاملاً تخلیه شده و ماهیها جان دهند، آیا عمل مذکور صید محسوب شده و ماهیها حلال هستند؟
ج) در فرض سؤال تذکیه محقق است و ماهیها حلالاند.
س: در بعضى از مراكزى كه ماهى را به صورت زنده مىفروشند، بعد از گرفتن ماهى از آب، ضربهاى به سر ماهى زده و فوراً شكم آن را پاره كرده و امعاء و احشاء آن را خارج مىكنند در حالى كه هنوز ماهى زنده و كمى حركت دارد آيا خوردن چنين ماهىاى حلال است؟
ج) اشکال ندارد.
س: براى صيد ماهى از حوضچه هاى پرورش ماهى، از اتصال برق به آب استفاده مىكنند: الف: خوردن اين ماهىها چه حكمى دارد؟ ب: چنانچه بعضى از اين ماهىها به وسيله برق داخل آب بميرند و مخلوط با ماهىهاى نيمهجان به واسطه شک برق از آب گرفته شوند وظيفه چيست؟
ج) اگر با اتصال برق، ماهى در آب بميرد، حرام است ولى اگر آنها را زنده بگيرند و در خارج آب بميرند، حلال است؛ و اگر ماهىِ مرده و حرام با ماهىهاى حلال مخلوط شود و مجموعاً مقدار محدود و کمى باشند، از همه آنها بايد اجتناب شود.
س: در كشورى كه اخيراً بازديد انجام شد وسايل و ماشين به صورتى تعبيه شده كه امكان روبه قبله نمودن حيوان نمىباشد. با ذابح هم که صحبت كردم، گفت مىدانم روبه قبله نيست ولى من «بسم الله» را مىگويم. با توجه به اينكه فراوردههاى اين كشور به كشورهاى اروپا نيز به نام گوشت حلال صادر مىشود خواهشمند است حكم ذبيحهاى را كه رو به قبله نيست بفرماييد با علم به اينكه ذابح هم مىداند روبه قبله نيست.
ج) اگر يقين حاصل شود كه ذبيحه را با ترك استقبال قبله عالماً عامداً ذبح نموده آن ذبيحه حلال نيست ليكن از كجا چنين علمِ شخصى نسبت به موارد خاصه براى مكلف حاصل مىشود؟ و در هر صورت با فرض عدم اطلاع از چگونگى ترك استقبال قبله، ذبيحه محكوم به حليت است.
س: آيا ذبيحه اهل سنت براى شيعه مذكى مىباشد يا نه؟ بعضى از فقهاى اهل سنت اتجاه به قبله را شرط نمىدانند، در اين صورت ذبح آنها چه حكمى دارد؟
ج) ذبيحه مسلمان محكوم به حليت است و اخلال به استقبال ذبيحه از روى جهل مضرّ به حليت نيست.
س) آيا مرغ مىتواند توسط ماشين ذبح شود و آيا گوشتش حلال مىشود؟ حيوانات ديگر چطور؟
ج) در ذبح مرغ و هر حيوان ديگر علاوه بر وجوب رو به قبله بودن و ذکر «بسم الله» و آهن بودن آلت ذبح و مسلمان بودن ذابح بايد عمل ذبح به نحوى باشد که مستند به ذابح گردد مثل آنکه چند مرغ را بخواباند و تيغه ماشين را بکشد تا گردن آنها را ببرد.
س: در بعضى محافل شنيدم كه گوشت حيوان حلال گوشت را كه ذبح شرعى نشده مىتوان با يک «بسم الله» خورد، لطفاً توضيح دهيد؟
ج) خوردن گوشت حيوانى كه ذبح شرعى نشده است، حرام است و ذکر بسم الله موجب حليت آن نمىشود.
س: شرايط تذكيه ماهى حلال گوشت چيست؟
ج) شرطش اين است كه زنده از آب بگيرند و در خارج آب جان دهد.
س: آيا در كشور غير مسلمان خوردن ماهى كه توسط غير مسلمان صيد گرديده حلال است؟
ج) اگر بدانيد فلس دارد و زنده از آب گرفته و پس از گرفتن در خارج آب جان داده است، حلال است.
س: شنيدهام که خوردن گوشت ذبح شده توسط يهودى جايز است آيا درست است؟
ج) ذبح غير مسلمان حلال نيست، هر چند ساير شرايط تذكيه شرعيه را مراعات كرده باشند.
س: آيا با خالى کردن حوضچههاى پرورش ماهى و پس از جان دادن ماهىها مىتوان گفت ماهىها صيد شدهاند و حلالند؟
ج) در فرض سؤال تذکیه محقق است و ماهیها حلالاند.
س: اين كه گفته مىشود ماهى جهت حلال شدن بايد بيرون از آب جان دهد آيا شامل موارد ذيل مىشود؟ الف: آن را صيد كرده و داخل پلاستيك انداخته سپس جان بدهد. ب: آن را صيد نموده و زنده به سيخ كشيده و روى آتش قرار دهيم. ج: آن را با ضربهاى بى حس كرده و شكم آن را پاره كرده و مشخص نشود كه از بىآبى جان داده يا پاره كردن شكم. د: سر آن قبل از جان دادن بريده شود. هـ : ماهىهاى كنار ساحل كه بعد از وقوع جزر دريا به صورت مرده و زنده افتادهاند.
ج) در مورد اول اگر داخل پلاستيك آب نباشد، در فرض سؤال حلال است و ماهىهايى كه بيرون آب افتاده و قبل از آنكه كسى آنها را زنده بگيرد مردهاند، حرام هستند. اما بقيه اقسامى كه در سؤال آمده، اشكال ندارد.
س: قبل از ذبح گوسفند يادم بود که بسم الله بگويم ولى موقع ذبح يادم رفته بگويم اگر قبل از جان دادن بسم الله يادم بيايد بگويم چه حکمى دارد؟
ج) در فرض سؤال اشکال ندارد.
س: در هنگام سر بريدن حيوان اگر قبل از مفارقت روح از جسم سر حيوان بصورت كامل جدا شود، حكم گوشت ذبح شده و فعل صورت گرفته چيست؟
ج) اين کار حرام است ولى گوشت آن حرام نمىشود و حلال است.
س. الف: در صورتى كه حيوان در حال مرگ باشد، آيا با بريدن جوزك مىتوان حيوان را حلال كرد؟ ب: آيا اين بريدن نيز بايد رو به قبله باشد؟ ج: در صورتى كه در فرض «2» حيوان حلال مىشود سر حيوان چه حكمى دارد؟
ج. الف) اگر زنده باشد و فرصت بريدن اوداج اربعه (رگهاى چهارگانه گردن حيوان) باشد، حلال مىشود. ب) همه شرايط را بايد داشته باشد. ج) اگر موقع قطع اوداج اربعه سر متصل به بدن بوده است، سر نيز حلال است.
س: چنانچه دريچه تخليه آب حوضچههاى پرورش ماهى را به نيّت صيد ماهى باز كرده تا آب كاملاً تخليه شده و ماهىها جان دهند آيا اين صيد محسوب مىشود و ماهىها حلال است؟
ج) در فرض سؤال تذکیه محقق است و ماهیها حلالاند.
س: آيا ماهى براى اينکه حلال باشد حتماً بايد روى خاک جان بدهد؟ مثلاً اگر ماهى را زنده بخريم و داخل پلاستيک بياندازيم تا جان دهد اشکالى دارد؟
ج) اشكال ندارد.
س: در چه صورتى پوست حيوانات درندهاى مثل گرگ و پلنگ پاك مىشود؟
ج) حيوانات حرام گوشتى كه درنده و گوشتخوار هستند مانند گرگ و پلنگ، اگر آنها را به دستورى كه در رسالههاى عمليه ذكر شده سر ببرند يا با تير و مانند آن شكار كنند، پاك مىشوند.
س. درموقع صیدماهی اگرصیاد ببیند که چندماهی درداخل آب قبل از صید مرده ولی با ماهی های صید شده حلال وپاک مخلوط شده است و قابل جدا سازی نیست همچنین تعداد ماهی های صید شده زیاد است، حکمش چیست؟ اگر کم باشد حکمش چیست؟
ج. باید از همهی ماهیهایی که احتمال میدهد همان ماهی های مرده است، اجتناب کند.
شک در حلیت و حرمت
استفتائات جدید
س: من در آمريكا زندگى مىكنم و بسيارى از پنيرهايى كه در اينجا وجود دارد، داراى تركيب «رِنِت» (نوعى مايه پنير) مىباشد و من مىخواستم بدانم كه آيا خوردن اين پنيرها حرام است يا خير، زيرا اين ماده از لايه داخل معده حيوانات بدست مىآيد.
ج) پنير مايه اگر از حيوان مرده گرفته شود و يا از حيوان نجس العين باشد و يا در خارج با تماس با نجس متنجس شود، خوردن پنيرى كه با چنين پنير مايهاى درست شده، جايز نيست.
س: شركتهاى غذايى و محصولات در آمريکا، گاهى از تركيبات حيوانى و گاه از ترکيبات گياهى استفاده مىكنند، لذا نمىتوانند بگويند در كدام محصول هنگام توليد از تركيب گياهى استفاده شده و کدام از حيوانى، ما هم صددرصد نمىدانيم كدام حلال و كدام حرام است، آيا به خاطر اين ندانستن، خوردن اين محصولات حلال است؟ و آيا بايد آن را پاك و طاهر و حلال لحاظ كرد؟
ج) شركتهاى سازنده اغذيه و خوردنىها اگر احياناً از اجزاى حيوان نجس العين و يا حيوان قابل تذكيهاى كه تذكيه شرعى نشده است، استفاده مىكنند و از همان دستگاه ساخت اغذيه براى ساخت اغذيه با تركيبات نباتى هم استفاده مىكنند، خريد و مصرف اغذيه ساخت چنين شركتهايى جايز نيست، ولى اگر اغذيه با تركيبات نباتى را با دستگاههاى ديگرى توليد مىكنند در اين صورت استفاده از اغذيه آن شركتها مانع ندارد.
س: خوردن مرغهاى بستهبندى شده كه از طريقه ذبح شدن آنها آگاهى نداريم چه مسئلهاى دارد؟
ج) اگر از بازار مسلمانان تهيه شود، اشکال ندارد.
س: در مورد ماهىهايى كه شبهه در حلال و حرام بودن آن وجود دارد وظيفه چيست؟ به خصوص كه در سوق مسلمين به فروش مىرسد و زمان براى تحقيق وجود ندارد.
ج) در فرض سؤال اگر بدانيد فلس ندارد، جايز نيست والا جايز است. و اگر شبهه از جهت تذكيه يا عدم تذكيه آنها باشد، خريد آنها از سوق مسلمين و استفاده آن اشكال ندارد.
س: خونى که در حال کباب کردن گوشت حيواناتى مثل مرغ و گاو و گوسفند از آنها مىچکد چه حکمى دارد؟
ج) محکوم به طهارت است ولى خوردن خون حرام است.
س: آيا خوردن برهاى که در شکم گوسفند است و هنوز به دنيا نيامده و اندازه آ ن 10 تا 15 سانتىمتر است حرام است؟
ج) اگر بعد از سر بريدن گوسفند، بچه مردهاى از شكمش بيرون آوريد، چنانچه خلقت آن بچه كامل باشد و مو يا پشم در بدنش روييده باشد، پاك و حلال است.
س: بعضى از اجزاى حيوان حلال گوشت ذبح شده، شرعاً قابل خوردن نيست و بايد از لاشه حيوان جدا گردد. اگر اين اجزاء همراه با اجزاء حلال پخته شود بطورى كه جداسازى آن ممكن نبوده و قابل تشخيص نباشد، آن غذا چه حكمى پيدا مى كند؟
ج) در فرض مرقوم، خوردن غذا اشكال ندارد.
س: آيا شير حيوانات حرام گوشت تابع حرمت حيوان بوده و حرام مىباشد؟
ج) تابع حيوان مىباشد.
س: قبل از درست شدن سس سويا از لوبياهاى سويا مواد الکلى خارج مىشود، با اين تفصيل، آيا خوردن سس سويا جايز است؟
ج) اگر مسكر نباشد، اشكال ندارد.
س: در يك كشور غير مسلمان آيا براى خوردن گوشت اعم از گوشت قرمز و يا سفيد در رستوران فرد مسلمان بايستى از فروشنده درباره حلال بودن و يا ذبح شرعى گوشت سؤال شود؟
ج) اگر رستوران واقع در كشور غير اسلامى است خوردن غذاهاى گوشتى آن رستوران در صورتى كه صاحب آن اعلام به تذكيه شرعى آن نمايد اشكال ندارد و تفحص لازم نيست مگر آنكه ظن به كذب او داشته باشد كه در اين صورت بدون احراز تذكيه شرعى خوردن آن حرام است.
س: آيا الکلى که در داروها و يا مواد غذايى براى ماندگارى و تازگى آنها استفاده مىشود و به تنهايى قابل شرب نيست نجس و غير قابل شرب است؟
ج) اگر معلوم نباشد كه الکل مخلوط شده از قسم مايع بالاصاله و مست کننده است يا نه، اشکال ندارد؛ و در هر صورت اگر دارو مورد ضرورت براى استعمال باشد اشکال ندارد لکن در صورت مخلوط بودن با الکل مست کننده بنابر احتياط واجب بايد دست و دهان و موضع اصابت دارو را تطهير کند.
س: خوردن پوست لب، پوست داخل دهان (لپ) كه شخص با دندان آن را مىكَنَد، چه حكمى دارد؟
ج) خوردن آن جايز نيست.
س: «کارمين» نام نوعى ماده قرمز رنگ است که در صنايع غذايى به عنوان رنگ مجاز طبيعى کاربرد دارد و حاصل از جوشاندن، خشک کردن و صاف کردن نوعى حشره به نام «کوشنيل» مىباشد، با توجه به اينکه در بعضى کشورهاى اسلامى مصرف اين رنگ به عنوان ماده افزودنى در خوردنىها و آشاميدنىها حرام اعلام شده است، آيا حضرتعالى آن را حرام مىدانيد؟
ج) اگر آن حشره داراى خون جهنده نباشد، پاک است و چنانچه اجزاء آن در آن جوشانده موجود نباشد، استفاده از آن جوشانده در خوردنىها و آشاميدنىها اشکال ندارد.
مسائل متفرقه خوردنیها و آشامیدنیها
استفتائات جدید
س: دستور شريعت نسبت به نوشيدن آب در حال ايستاده چيست؟
ج) ايستاده نوشيدن آب در شب مكروه است.
س: آيا مصرف گياهان دريايى جايز است؟
ج) اشکال ندارد.
س: ماهى حرام گوشت كه در آب مرده نجس است؟
ج) مرده حيوانى كه خون جهنده ندارد، (همانند مار و ماهى) نجس نيست.
س: اگر كشمش را در روغن سرخ كنيم پاک است يا نجس؟ اگر نجس است طريقه صحيح پخت عدس پلو چيست؟ در مورد خرما چطور؟
ج) در هر دو مورد پاک است.
س: حکم قرصهاى مخمر آبجو (براى چاقى) چيست؟
ج) اگر مسکر نباشد، مانع ندارد.
س1: من در ژاپن زندگى مىكنم. دخترى 6 ساله دارم كه در مدرسه ژاپنى درس مىخواند. در مدرسه ژاپن به بچهها غذا مىدهند كه گاهى در آن گوشت خوك هست. از آنجا كه جدا كردن غذاى فرزندمان از غذاى ديگران هم مشكل است و هم از جهات روحى روى بچه تأثير منفى دارد و همچنين هنوز به سن تكليف نرسيدهاند سؤالم اين است كه تكليف چيست؟ آيا الزاماً بايد غذاى او را جدا كنيم ولو با حرج باشد؟ و يا اشكالى ندارد و مىتواند با همكلاسىها تغذيه كند ولو گوشت خوك در غذا باشد؟ س2: ضمناً در بعضى رسالهها ديدم كه خوراندن چيز نجس به اطفال اگر زيان نداشته باشد اشكال ندارد. آيا سؤال اول من هم از اين باب است؟
ج) خوراندن گوشت خوک و چيز نجس به بچه حرام مىباشد، و در فرضى كه شما چنين كارى را نمىكنيد وظيفهاى براى منع نداريد.
س: آيا رب خرما حرام و نجس است يا نه؟
ج) پاک و حلال است مگر آنکه مست کننده باشد.
س: آيا مىتوان با تربت کربلا (مهر هايى که از کربلا مىآورند) روزه را چه واجب و چه مستحب افطار کرد؟
ج) اگر احراز شود که تربت سيدالشهدا (ع) است، خوردن کمى از آن مانع ندارد (چه در موقع افطار و چه غير آن).
س: من در غرب زندگى مىكنم و اشتباهاً دو بسته كيك خريدم كه حاوى الكل است. از آنجا كه براى خريد آن هزينه كردهام آيا جايز است آن را به خانوادهام كه مسيحى هستند بدهم كه بخورند يا بايد آن را دور بريزم؟
ج) خوراندن غذايى كه محتواى الكل است به ديگرى هر چند غيرمسلمان باشد، جايز نيست.
س: در صورت انتقال ژن حيوان حرام گوشت به گياه، خوردن محصول آن چه حکمى دارد؟
ج) با فرض اينكه در جريان تبديل به ميوه، استحاله مىشود مانعى ندارد.
اهانت به دیگران
استفتائات جدید
س: اگر شخصى (الف) در مورد شخص ديگرى (ب) مطالب بد و غير واقعى را در جمع مثلاً در ايميلهاى مشترک بيان کند و او را بىاعتبار کند، فرد الف چطور مىتواند اشتباه خود را جبران نمود و حق ب را به طور کامل به جا آورد؟ آيا الف بايد براى همه آنهايى که ايميل توهين به شخص ب را دريافت کردهاند ايميل فرستاده و رفع توهين کند؟ اگر الف اين کار را نکرد و ب هم مصرّ باشد که وى در جمع عذرخواهى کند، آيا در اين حال الف بخشيده مىشود حتى اگر ب مصرّ باشد که وى در جلوى همه افرادى که شاهد توهين بودهاند عذرخواهى نمايد؟
ج) بايد گفتههاى خود را به هر کس که رسانده تکذيب کند و از شخصى که به او اهانت کرده تحصيل رضايت نمايد.
س: مى خواستم بدانم که: اگر به جاى محمد به دوستان خودمان بگوييم ممد اشکالى دارد يا نه؟
ج) اشکال ندارد ولى مناسب است اسم را صحيح بگوييد، و اگر اينگونه ناميدن موجب ايذاء يا هتک او شود جايز نيست.
س: گفتن يا شنيدن لطيفههاى رايج در کشور که مربوط به اقوام مختلف است چه حکمى دارد؟
ج) اگر غيبت بوده و يا موجب اذيت و هتک مؤمنى باشد، جايز نيست.
س. آیا در حرمت دشنام، حضور مخاطب شرط است؟
ج. در حرمت دشنام حضور مخاطب شرط است؛ چه مخاطب همان فرد مسبوب باشد و چه غیر او؛ بنابراین اگر انسان در خلوت که مخاطبی ندارد، دشنامی به دیگری بدهد، حرام نیست.
تقلب
استفتائات جدید
س: اخيراً کدهايى جهت کاهش هزينه استفاده از تلفن همراه بدستم رسيده است. استفاده از اين کدها براى فرد عادى مثل من که کارمند يک شرکت نيمه خصوصى هستم چه حکمى دارد؟
ج) تابع مقررات دولت اسلامى است.
دروغ
استفتائات جدید
س: در بعضى از موارد بيمارىهاى روانى فرد بيمار چون به اهداف و اميال مورد نظر دست پيدا نکرده است براى کمتر کردن بار فشار روانى ناشى از عدم توفيق به اهداف خود را در اين حالت تصور مىکند و گاه اين تا جايى پيش مىرود که فرد اين وضعيت را کاملاً باور نموده و براى ديگران وضعيت خود را آنگونه که تصور دارد و غاية الامال خويش مىداند تعريف مىکند آيا اين بيماران را حرجى است که با اين کار بار روانى را از دوش خود بردارند ولو به ارتکاب معصيت دروغ؟
ج) اگر مشاعر او همانند ساير عقلا کار مىکند، دروغ بر او شرعاً حرام است ولى بيان حالات خود بدانگونه که هست براى ديگران اشکال ندارد.
س: حرفى را که فکر مىکردم صحيح است گفتم و بعد فهميدم که اشتباه کردهام (يعنى دروغ گفتهام) آيا نيازى هست که آن را تصحيح کنم؟
ج) فى نفسه لزومى ندارد مگر آنکه حکم شرعى را اشتباهاً بيان کرده باشيد و يا در اثر حرف شما حقى از كسى ضايع شود و امثال اين مورد، که در اين صورت بايد کلام خود را تصحيح نماييد.
س: اگر شك داشته باشيم كه مطلبى درست است يا نه و آن را به نقل از منبعى بگوييم، آيا مرتکب گناه شدهايم يا نه؟ و اگر شدهايم حق ا... است يا حق الناس؟
ج) مىتوانيد چيزى را که اطمينان به صحّتش نداريد به نقل از منبع بازگو كنيد.
س. آیا دروغ گفتن به شوخی گناه دارد؟
ج. اگر خبری خلاف واقع بدهد و مقصودش این باشد که مخاطب آن را جدی بگیرد حرام است، اما اگر در آنچه که می گوید قصد جدی ندارد و نمی خواهد خلاف واقع مطلبی بگوید مثل این که به شوخی از زبان شخصی یا حیوانی مطلبی را نقل می کند، حرام نیست.
غیبت
استفتائات جدید
س: لطفاً غيبت را با توجه به مسائل ذيل بيان فرماييد: 1- اگر بين دو نفر مسأله معلومى درباره نفر سوم در حال گفتگو باشد. 2- اگر گفتگو در مورد محسنات يک نفر باشد. 3- اگر والدين براى تربيت صحيح فرزندان خود رفتار يكى از آشنايان را نقد مىكنند.
ج) بطور كلى اگر پُشت سر مؤمن، مطلبى گفته شود كه حقيقت دارد لكن اگر او مطلع شود ناراحت مىشود و اين مطلب به قصد تنقيص(1) گفته مىشود يا نزد عرف تنقيص به حساب مىآيد، غيبت است و جايز نيست و صِرف تربيت فرزند مجوّز غيبت نيست ولى گفتگو درباره خوبيهاى يک فرد حكم غيبت را ندارد، همچنين در مورد مشاوره نيز اطلاع دادن مانعى ندارد. (1) عيب جويى
س: اگر كسى يا كسانى كه در حق من بدى كردهاند و من از شدت ناراحتى و افسردگى در پشت سرشان با مادرم يا دوستم در ميان بگذارم حكم غيبت دارد يا نه مىتوانم از خودم دفاع كنم و به كسى ديگر بگويم؟
ج) اگر درد دل و شكايت نزد كسى باشد كه مىتواند مشكل شما را حل كند، اشكال ندارد.
س1: آيا غيبت شخص متجاهر به فسق جايز است؟ س2: ملاک تجاهر به فسق چيست؟
ج1) نسبت به صفتى كه تجاهر كرده، جايز است. ج2) عرفى است.
س: اگر ما از وجود صفت عصبانيت در شخص آشنايى صحبت كنيم و بدانيم كه به احتمال زياد فرد مزبور ناراحت نمىشود آيا مرتكب غيبت شدهايم؟
ج) نسبت به صفات ظاهره كه همه از آن آگاهی دارند اگر قصد هتك و تحقير نداشته باشد، اشكال ندارد.
تصرف در اموال غیر
استفتائات جدید
س: مادر من مقدارى از پولى را كه از بازنشستگى پدرم (كه 12سال قبل فوت كرده است) دريافت مىكند به خواهرم كه تنگدست است مى دهد ولى دو خواهر ديگرم راضى نيستند ايا آن دو حقى دارند و پول اهدايى چه حكمى دارد؟
ج) اگر پول به مادرتان تعلق داشته باشد اهداى آن در فرض سؤال مانع ندارد و رضايت ديگران شرط نيست ولى اينگونه پولها بايد طبق قانون در اختيار صاحبان آن قرار گيرد.
س: در باب تعاونىهاى مسكن معروض مىدارم تعاونى مسكنى كه در حال اجراى چندين پروژه است آيا مجاز مىباشد بدون رضايت بعضى از اعضا پول واريزى اين افراد را به نفع اعضاى پروژهاى ديگر با عناوين مختلف هزينه نمايد. آيا يكى بودن شماره حساب بانكى براى تمام پروژهها دليل شرعى اين عمل مىتواند باشد؟
ج) تصرف در مال غير بدون اذن جايز نيست و وحدتِ حساب بانکى مجوّز تصرف در مال غير نمىباشد.
س: اگر مبلغى براى مصارف معيّنى در اختيار انسان قرار گيرد و انسان با تدابيرى نحوه مصرف را بهينه و مديريت نمايد و بخشى از اضافه آن را براى ساير مواردى كه پيشبينى نشده مانند قرض به افراد در نظر بگيرد مشروط به اينكه به محض نياز عودت گردد چه حكمى دارد؟
ج) بايد به همان مصرف تعيين شده برسد مگر صاحب پول اجازه دهد در راه ديگرى صرف شود که در اين صورت جايز است.
س: آيا مىشود بدهى كمى را كه به شخص متوفىٰ دارم، شخصاً براى ايشان در راه خير خرج كنم؟
ج) در فرض سؤال بايد به ورثه ايشان بپردازيد.
س: مصرف ميوهاى كه به صورت تكى يا دستهاى در جويبار و نهر روستا يافت مىشود چه حكمى دارد؟ وظيفه چيست؟
ج) با اطمينان به اعراض صاحب آن، استفاده از آن مانع ندارد.
خودکشی
استفتائات جدید
س: شخصى اقدام به خودکشى کرده است. آيا جلوگيرى از کار او بر ديگران واجب است؟
ج) اگر نفس محترمه باشد، ديگران تا بتوانند بايد از خودكشى وى جلوگيرى كنند.
س: اگر بازدارى شخص از خودكشى، مستلزم استقبال از خطر جانى يا به خطر افتادن سلامت شخص نجاتدهنده باشد، تا چه اندازهاى بايد از اين خطر استقبال نمايد؟
ج) اگر احتمال عقلايى بر عدم تأثير جلوگيرى يا خطر جانى نجاتدهنده باشد، تكليف از او ساقط است
س: آيا در نجات جان شخص خودکشى کننده، فرقى بين مسلمان يا كافر حربى يا كافر غير حربى، وجود دارد؟
ج) در غير نفس محترمه اسلامى جلوگيرى واجب نيست، اگرچه نجات جان هر انسانى مطلوب است.
س: آيا براى ممانعت از خودكشى، رضايت يا عدم رضايت خودکشى کننده، مدخلّيت دارد يا خير و در صورت عدم رضايت اگر كسى اقدامى در جهت نجات جان وى انجام داد و در ضمن، آسيبى هم به شخص خودكشى كننده وارد شد، آيا منجى ضامن است؟
ج) رضايت طرف مقابل شرط نيست، ولى اگر در ضمن جلوگيرى وى آسيبى به وى رسيد كه اصل جلوگيرى از خودكشى فىنفسه مستلزم آن نبود، جلوگيرى كننده ضامن است.
احکام متفرقه
استفتائات جدید
س: اگر كسى در زندگى اشتباه كند، آيا خدا او را مىبخشد يا بايد نااميد شد؟
ج) توبه حقيقى و جدى به پيشگاه خداوند غفار، موجب بخشيده شدن گناه (اگرچه كبيره باشد) مىشود و نااميد شدن از حضرت حق، خود گناه است ولى بايد توجه داشت كه اگر حق الناس در ميان است، بايد پرداخت شود و نيز چنانچه حق الله از قبيل قضاى نماز يا روزه بر عهده شخص است بايد جبران شود.
س: حسادت و خراب كردن زندگى ديگران چه حكمى دارد و عقوبتش چيست؟
ج) خراب کردن زندگى ديگران حرام است و عقوبت آن در اختيار خداوند است.
س: متأسفانه همسايهاى داريم كه از روى ترحم گربه را غذا مىدهد همين امر موجب شده كه تعداد گربهها در كوچه زياد شود و موجب اذيت و آزار و احتمال بيمارى شده است لذا خواهشمندم بفرماييد آيا از نظر شرعى از بين بردن آنها چه حكمى دارد؟
ج) دفع حيوان موذى اگر مملوک شخص ديگرى نباشد، جايز است و ظلم به حيوانى که اذيت نمىکند، جايز نيست.
س: در بين دوستان شنيدهام كه پسر مىتواند براى يكبار ريشهايش را با تيغ بزند (براى درست رشد كردن ريش). آيا اين درست است؟
ج) تا وقتى كه مويى به صورت نروئيده است، كشيدن تيغ مانعى ندارد ولى اگر مو بر صورت روييده باشد ـ ولو به شكل پراكنده و كم ـ كشيدن تيغ، بنابر احتياط جايز نيست.
س: آيا مىشود در مقابل كسانى كه نفاق و دورويى و دروغ در رفتار و گفتار آنها مشهود است و به اين صفات مشهورند از حربههاى خودشان يعنى نفاق و دروغ و دورويى استفاده كرد؟
ج) جايز نيست.
س: اگر فردى در يک شرکت خصوصى شاغل باشد و به مرور زمان پى ببرد که قسمتى از درآمد شرکت از طريق نيرنگ و دروغ و مستندسازى مدارک جعلى حاصل مىشود، جهت ادامه درآمد و امرار معاش چه وظيفه شرعى دارد؟
ج) اگر مىدانيد كارى كه انجام مىدهيد حرام است، بايد ترک كنيد ولى اگر نمىدانيد، به صِرف احتمال ترتيب اثر ندهيد.
س: در جايى مىديدم که توبه از گناه، واجب فورى است. آيا اين جمله درست است؟ معناى دقيق آن چيست؟
ج) کسى که معصيتى کرده واجب است فوراً توبه کند و معناى توبه اين است که با پشيمانى از گناهى که کرده تصميم بگيرد تکرار نکند و اگر حقالناس است از عهده برآيد و اگر حقالله است و قضا دارد، قضا نمايد.
س: آيا خوردن مشروبات الکلى حتى به ميزان ناچيز نماز را تا 40 روز باطل مىكند؟
ج) منظور اين است که شرب خمر مانع از قبول نماز و روزه است، نه اينکه با شرب خمر وجوب اداى نماز و روزه ساقط شود و قضاء واجب گردد يا جمع بين اداء و قضاء لازم شود.
ارتباط با نامحرم
استفتائات جدید
س: با توجه به الزام آزمايش عدم اعتياد که با نمونهگيرى ادرار زوجين مشخص مىشود، فرد کارمند موظف به نگاه مستقيم به عورت فرد مراجعهکننده است و زوجين هم بايد جهت حصول اطمينان عورت خود را باز بگذارند، تکليف و وظيفه شرعى ناظر آزمايشگاه و زوجين را ذکر فرماييد.
ج) کشف عورت ديگران و نگاه کردن به آن و وادار کردن صاحب عورت به کشف عورت در برابر ديگران، جايز نيست مگر آنکه ضرورتى مثل رعايت قانون و يا معالجه، آن را اقتضا کند.
س: اگر زنى كلاهگيس گذاشته باشد و مرد به موى مصنوعى او نگاه كند، چه حكمى دارد؟
ج) اشكال دارد.
س: آيا دست دادن يا تماس بدنى با اهل کتاب حرام است؟
ج) دست دادن و تماس بدنى مرد با زن نامحرم حرام است اگرچه از اهل کتاب باشد، و دست دادن مرد مسلمان با مردى ديگر هر چند که از اهل کتاب است مانع ندارد.
س: با دخترى نامزد هستم خانوادهها هم در جريان هستند آيا مىشود براى هم از طريق اينترنت پيام يا ايميل بفرستيم؟ روابط ما تا چه حدّى شرعى است؟ (عقد يا صيغه هم به هيچ وجه فعلاً ممکن نيست).
ج) بايد از بيان مطالبى که محرّک شهوت و يا مناسب زن و شوهر شرعى باشد، اجتناب کنيد.
س: به تازگى فهميدم كه يكى از دوستانم دو جنسى مىباشد. حكم داشتن رابطه دوستى با اين فرد را از نظر شرعى و عرفى بگوييد.
ج) اگر محرز باشد واقعاً دو جنسى است اصل ارتباط و معاشرت با وى اشكال ندارد ولكن بايد از آنچه كه در معاشرت مرد با زن و زن با مرد شرعاً حرام است از قبيل لمس و نظر حرام و مانند آن اجتناب نمايد.
س: مستدعى است حدود ارتباط مردان و زنان مسلمان با يكديگر در عرصه جامعه را بيان فرماييد.
ج) بر هر زن و مرد مكلفى شرعاً واجب است در تماس و نشست و برخاست با جنس مخالف حريم ضوابط شرعى و مقررات اسلامى را دقيقاً مراعات نمايند و از هرگونه عمل و رفتارى كه آميخته به ريبه و يا موجب ترتب فتنه و فساد باشد، جداً احتراز نمايند.
س: با توجه به موقعيت كنونى كشورمان، لزوم صرفهجويى در مصرف بنزين و سهميهبندى شدن آن، كمك به پاكيزگى هواى محيط زيست و سلامتى افراد جامعه، نظر خود را در مورد دوچرخهسوارى بانوان جهت رفت و آمد به محل كار و... البته با رعايت حجاب اسلامى اعلام فرماييد.
ج) خانمها بايد از هر كارى كه موجب جلب توجه نامحرم مىشود، اجتناب نمايند.
س: با توجه به حضور خلبانان زن در برخى از شركتهاى هواپيمايى داخلى، حكم شرعى اشتغال بانوان به عنوان خلبان هواپيماهاى شركتهاى هواپيمايى ايرانى را با توجه به اينكه در هنگام پرواز در كابين خلبان، همزمان خلبان مرد يا مهندسين پرواز نيز حضور دارند و در طول مدت پرواز همواره امكان ورود و خروج مهمانداران هواپيما اعم از زن و مرد و ساير عوامل پرواز از جمله مأمورين حراست و امنيت پرواز وجود دارد، بيان فرماييد.
ج) در فرض مرقوم اگر امكان ورود افراد ديگر به كابين خلبان وجود دارد، اجتماع خدمهى پروازى زن و مرد در كابين با رعايت موازين و مقررات شرعى و قانونى مانعى ندارد.
س: در برخى از كشورهاى اسلامى دستدادن مرد با زن امرى عادى است و ممانعت از اين كار به نحوى توهين به طرف مقابل تلقى مىگردد. استدعا دارد حكم شرعى در اينباره را بيان فرماييد.
ج) دستدادن مرد با زن اجنبى و لمس بدن زن بر مرد اجنبى، شرعاً حرام است و امتناع از اين عمل به اظهار اينكه چنين برخوردى جزو دستورات دينى اسلام است هيچگونه تلقى توهين به طرف مقابل نخواهد شد و مسلمين موظفند عمل به وظايف شرعى را مقدّم بر همه امور خود بدارند و به هر بهانه اقدام به ترك واجب يا فعل حرام نكنند.
س: آيا پس از فوت شوهر يا پس از طلاق، رابطه محرميّت بين عروس و پدر شوهر باقى مىماند يا خير؟
ج) محرميّت ابدى است و پس از فوت شوهر يا پس از طلاق باقى است.
س. پدر من پس از مرگ مادرم با خانمی ازدواج کرده است. من به این خانم محرم هستم، ولی آیا مادر این خانم نیز به من محرم می شود یا خیر؟
ج. در فرض سؤال مادر این خانم محرم شما نیست.
فیلم و عکس نامحرم
استفتائات جدید
س: چسباندن عكس زنهاى بازيگر بىحجاب خارجى در مغازه و محل ديد چه حكمى دارد؟
ج) اگر موجب ارتكاب گناه و مفسدهانگيز بوده يا مخالف مقررات باشد، جايز نيست.
س1: آيا به قصد لذت مرد مىتواند به عكس يا فيلم همسرش نگاه كند؟ س2: اگر همسرش فوت كرده باشد حكم چگونه است؟
ج) نگاه به فيلم يا عكس همسر با قصد لذت مطلقاً جايز است.
س: آيا نگاه كردن به جلوى مو و پيشانى دختران و زنان در فيلمها و برنامههاى تلويزيونى جايز است؟
ج) نظر به موى سر و صورت و حتى بدن دختران و زنان در فيلمها و برنامههاى غير مستقيم تلويزيونى حکم نظر به نامحرم را ندارد مگر آنکه از روى شهوت و يا موجب مفسده و يا خوف فتنه باشد.
س: ظهور و چاپ عكسهاى خانوادگى و يا عروسى كه در آنها خانمها با محارم خود و بدون حجاب كامل مىباشند توسط عكاسىها چه حكمى دارد؟
ج) ظاهر كردن و چاپ آن نزد عكاسى كه آنها را نمىشناسد بدون قصد ريبه و لذت و خوف وقوع در فتنه و فساد اشكال ندارد.
س: حکم ديدن فيلمهاى مبتذل چيست؟
ج) ديدن فيلمهاى مستهجن و حاوى منکرات، موجب تقويت هواهاى شيطانى نفس، تضعيف اراده و ايمان و زمينهساز ترتب مفاسد و گناهان بوده و به هيچ وجه جايز نيست.
س: حكم شرعى الصاق عكسهاى مبتذل بر اجناس با هدف فروش بيشتر چيست؟ آيا اسلام به مشتريان هم توصيه به ترك خريد اين اجناس را مىكند يا نهى دينى فقط به فروشندگان است؟
ج) چاپ، نشر، خريد و فروش و ترويج عكسهاى مبتذل و الصاق آنها بر روى اجناس كه موجب انحراف و فساد جوانان شده و يكى از مظاهر تهاجم فرهنگی و ترويج فرهنگ منحطّ غرب مىباشد، جايز نيست.
س: برخى افراد وقتى از كارى نهى مىشوند آن را به دستور يا مجوزى كه از بالاتر دارند نسبت داده و لذا خود را معذور مىدانند؛ مانند بعضى صاحبان مغازههاى ويدئو كلوپ كه فروش فيلمهاى مشتمل بر حرام را به مجوز ارشاد مستند مىكنند. لطفاً حكم دين اسلام را درباره دستور يا تجويز مقام بالاتر و همچنين عمل فرد زيردست، بيان فرماييد.
ج) صِرف مجوز مذكور، حجّت شرعى بر حليّت نيست.
س: كوپلنهايى با عكسهاى زنان سر برهنه و با تصاوير رقاصى دستهجمعى كه توسط آقايان و خانمها بافته مىشود و از آنها در منازل و مغازهها استفاده مىكنيم، چه حكمى دارد؟
ج) حكم دائر مدار مفسدهانگيز بودن آن است.
س1: آيا نگاه كردن به تصوير زن مسلمانى كه او را مىشناسيم بدون قصد لذت و خوف گناه، جايز است يا خير؟ (با اين فرض كه تصوير غيرمستقيم و بدون پوشش كامل مىباشد) س2: قيد شناختن به چه معنايى است؟ آيا صِرف دانستن نام و تشخيص قيافه و چهره كافى است يا خير؟
ج1) در فرض مرقوم جايز نيست. ج2) همين قدر كه بداند او كيست، كافى است.
س: آيا فيلم بردارى از مراسمى که در آن موسيقى پخش شده و زنان بدون پوشش کامل در آن نشستهاند، جايز است؟
ج) اگر موسيقى حرام پخش شود ضبط آن با دوربين حرام است و گرفتن فيلم از خانمها اگر بعداً از آن استفاده حرام نمىشود، مانع ندارد و الا جايز نيست.
س. حکم نظر به عکس دختر بچهای که سرش لخت است و الآن سنش بالاست برای مرد نامحرمی که او را میشناسد چیست؟ آیا اگر به قصد لذت باشد و یا مفسده داشته و یا هتک باشد، حرام است؟ و یا مطلقاً حرام است؟
ج. حرمت مطلق ثابت نیست.
مسائل متفرقه معاشرت
استفتائات جدید
س: همسر اينجانب فوت شده و ازدواج مجدد كردهام دختر همسر اولم در شرف ازدواج است. آيا دامادم نسبت به همسر دومم محرم مىشود؟
ج) داماد شما به همسر دوم شما مَحْرم نمىشود.
س: مردى داوطلبانه وظيفه بزرگ كردن دخترى را به عهده مىگيرد تا اينكه دختر بالغ مىشود. آيا براى اين دختر حفظ حجاب جلوى اين مرد واجب است؟
ج) صِرف بزرگ كردن دختر محرميت نمىآورد.
س: از آنجا كه بچهدار نمىشويم پسر 4 تا 6 ماهه را به فرزند خواندگى گرفتهايم چه راههايى وجود دارد تا اين پسر با همسرم محرم گردد؟
ج) براى ايجاد محرميت در فرض سؤال راههايى موجود است؛ از جمله: ۱ـ اگر خواهر اين خانم شير داشته باشد چنانچه با رعايت شرائط مذكور در رساله اين بچه را شير دهد اين خانم، خاله او شده و با او محرم است. ۱ـ اگر مادر اين خانم شير داشته باشد و به او شير دهد اين بچه برادر رضاعى آن خانم بوده و محرم است. ۳- اگر خواهرزاده يا برادرزاده يا زن برادر اين خانم به او شير دهند.
س1: آيا با ازدواج مردى كه فرزند پسر دارد با زنى كه فرزند دختر دارد, آن پسر و دختر را بر يكديگر محرم مىكند؟ س۲: آيا آن پسر و دختر بر والدين و اجداد اين زن و مرد محرم مىشوند؟
ج1) ازدواج آن مرد و زن، موجب محرميت پسر و دختر نمىشود. ج2) پسر و دخترِ زن و مرد مذكور بر والدين و اجداد اين زن و مرد محرم نيستند.
س: اگر کودک پانزده مرتبه يا يک شبانه روز کامل شير زنى را بخورد ولى در اين مدت غذاى ديگرى هم خورده باشد، آيا اين مقدار، باعث محرميّت مىشود؟
ج) غذا خوردن در بين پانزده مرتبه مانع از تحقق محرميت نيست ولى در بين يك شبانهروز، مانع محسوب مىشود مگر آنكه غذا خوردن به قدرى كم باشد كه عرفاً نگويند غذا خورده است.
س: آيا با فوت يكى از زوجين رابطه محرميت زايل مىگردد يا به قوت خودش باقى است؟
ج) در فرض سؤال به مجرّد مرگ، محرميّت زايل نمىشود.
س: مقدار مجاز لمس بدن محارم چقدر است؟
ج) هر موضع از بدن محارم كه نظر كردن به آن جايز است، لمس آن هم بدون قصد ريبه اشكال ندارد.
س: نوجوانى 15 ساله كه داراى عقل و شعور مىباشد و نفع و نقصان و خوبى و بدى را درك مىكند، از نظر جسمى صددرصد فلج است و هيچگونه فعاليت جسمى را نمىتواند انجام دهد. از غذا خوردن گرفته تا رفتن به دستشويى و طهارت و... همه كارهايش را تا کنون مادرش انجام مىداده است. در حال حاضر او به حدّ بلوغ رسيده است. تكاليف شرعى او چگونه خواهد شد؟ نگاه مادر به اعضاى مخصوصه بدن او در حال نظافت چه حكمى دارد؟ در صورت مكلف بودن، او چگونه نماز، طهارت و وضو را انجام دهد؟
ج) در فرض سؤال بايد تكاليف شرعى همچون وضو و نماز را در حدّ توان ولو با كمك گرفتن از ديگران انجام دهد ولى براى تخلى با وجود فرد همجنس (مانند پدر)، همجنس بايد به او كمك كند و حتىالامكان با استفاده از آينه و دستكش از نگاه مستقيم به عورت و لمس آن خوددارى نمايد.
س: بعضى ارگانها به علت حساسيت شغلى براى معاينه بدنى و اطمينان از سلامت كامل جسمى جهت استخدام داوطلبين (مثلاً براى ورود به دانشگاه خلبانى يا ارگانهاى مشابه) شخص داوطلب را بهطور كامل برهنه كرده و اعضاى بدن را وارسى مىكنند. حكم شرعى چيست؟
ج) جايز نيست مگر اينكه به حكم قانون، الزامى باشد.
س: بنده خانمى هستم كه تخت كوچكى در خانه دارم كه از طريق آن به كار اپيلاسيون (از بين بردن موهاى زائد بدن از طريق موم سرد) مشغول مىباشم و خرج خودم و بچههايم را از اين راه تأمين مىكنم. آيا كار من حرام محسوب مىشود؟ در حالى كه بدون قصد و غرض بوده چون من خودم خيلى پايبند مسائل اسلامى و شرعى هستم. آيا اين پول حرام بوده و فعل حرام انجام دادهام؟ در حالى كه هيچ تخصصى در هيچ زمينهاى ندارم و فقط همين كار را بلد هستم كه آنهم تنها منبع درآمد خودم و بچههايم مىباشد.
ج) در مورد غير عورت اشكال ندارد، لكن نگاه به عورت و دست زدن به آن جايز نيست.
س: حکم نزديکى کردن با زنان کافر (غير اهل کتاب) چيست؟ آيا آنان کنيز به حساب مىآيند؟ راه شرعى کدام است؟
ج) نزديكى با زن كافره اگر از اهل كتاب باشد با اجراى عقد متعه با اجازه او، حكم زوجه را دارد و در غير اين صورت حكم زنا مترتب است.
س: آيا از نظر شرعى پدر و مادر زوج يا زوجه مىتوانند در امور زندگى دختر يا پسرشان بعد از ازدواج (عروسى) دخالت داشته باشند؟
ج) والدين زوج يا زوجه به عنوان ولّىِ شرعى حق دخالت در زندگى شخصى و خصوصى آنها را ندارند.
س: اگر ما كسى را كه به حجابش توجه ندارد به پارك ببريم گناه او گردن ما هم هست؟
ج) با علم به اينکه در معرض ديد نامحرم قرار مىگيرد اگر چنين کارى انجام دهيد، گناهکار محسوب مىشويد.
س: در برخى از فروشگاههاى لباس مجسمههايى قرار دارند که خيلى شبيه انسان هستند و در حالت عريان حالتهاى يک انسان واقعى را تداعى مىکنند آيا ديدن و لمس اين مجسمهها اشکال ندارد؟
ج) اگر مفسده نداشته باشد و موجب خوف ارتكاب گناه نباشد، مانع ندارد.
س: اگر مردى از زن اول خود فرزند داشته باشد و از زن بعدى نيز فرزنددار شود، و زن دوم هم قبلاً ازدواج نموده و فرزند داشته باشد، و در حال حاضر نيز اين زن و مرد فرزند داشته باشند، رابطه محرميت فرزندان اول زن، فرزندان اول مرد با هم و با فرزندان حال حاضر اين زن و مرد چگونه است؟
ج) فرزندانى که مرد از زن اول دارد با فرزندانى که از زن دوّم دارد، مَحْرم مىباشند و فرزندانى که زن دوم از ازدواج قبلى دارد با فرزندانى که زن دوم از اين مرد دارد، محرم مىباشند ولى نسبت به فرزندانى که مرد از زن اول دارد، مَحرم نمىباشند.
س: فروش و كرايه دادن فيلمهاى هندى كه آهنگهاى غيرمجاز هم دارند، چه حكمى دارد؟
ج) اگر مشتمل بر موسيقى لهوى متناسب با مجالس عيش و نوش و خوشگذرانى باشد، جايز نيست.
س: در كتاب شريف اصول كافى در حديثى از حضرت امام صادق (عليه السلام) آمده است: جواب دادن به نامه واجب است مانند جواب سلام (رد جواب الكتاب واجب كوجوب رد السلام). بر اساس اين حديث، آيا دادن جواب نامه واجب است؟
ج) احتياط در جواب دادن است
س: آيا مخالفت با سليقه پدر و مادر در کارها حرام است؟
ج) اگر منظور مخالفت با سليقه پدر و مادر در كار مربوط به خودشان است، شما حق دخالت نداريد ولى اگر مخالفت با سليقه آنان در رابطه با كارهاى خود شماست، صرف مخالفت حرام نيست لكن ايذاى والدين حرام است.
هیئت
استفتائات جدید
س: هيئتى داريم که با همت بچههاى محل تأسيس شده است از سال 77 تاکنون به مرور و با کمک افراد وسايلى از قبيل دستگاه صوتى، وسليل چراغانى، ظروف و... براى هيئت تهيه کردهايم ولى کسى آنها را وقف نکرده است که بگويد اينها وقف هيئت است بلکه کم کم که مردم کمک نقدى کردهاند بنا به نياز هيئت وسايل تهيه شده است. حال سوال اين است که اين وسايل چه حکمى دارد و آيا مىشود آنها را به افراد و اعضا هيئت جهت استفاده قرض داد با توجه به اينکه وسايل متعلق به شخص خاصى نيست و متعلق به هيئت است؟ و يا آيا مىشود وسايل را به افراد مختلف کرايه داد و هزينه دريافتى را صرف مخارج هيئت کرد؟
ج) اگر وقف بودن آنها محرز نيست کيفيّت استفاده از آنها، تابع اجازه اهدا کنندگان پول است.
س: مسؤول يك هيأت عزادارى براى تهيه امكانات و هزينه جارى هيأت از بانك مبلغى را به عنوان وام مضاربه به نيابت از هيأت دريافت مىكند و با بانك صلح مىكند در صورت منفعت و ضرر اصل وام و سود تعيين شده به بانك داده شود و اين وام در مدت سه ماه هزينه اجاره مغازه و حقوق كاركنان و دكور مغازه و خريد جنس مىشود اما بعد از مدتى بدليل عدم فروش مناسب، مغازه بسته مىشود. چه كسى ضامن اين خسارتها است؟ در صورت تفريط در مضاربه خسارت متوجه چه كسى مىباشد؟ و تشخيص آن با چه كسى است؟
ج) اگر مسئول هيئت به وکالت صريح از اعضاى هيئت اقدام به دريافت وام جهت تهيه امکانات و هزينههاى جارى هيئت نموده، همه اعضاى هيئت ضامن خسارت وارده هستند وگرنه شخص مسئول هيئت که پيش خود اقدام به دريافت وام نموده ضامن خسارت وارده است و اگر خسارت وارده در اثر تفريط باشد، هر کس که تفريط نموده ضامن است و تشخيص آن با اعضاى هيئت و عرف است.
س: بعضى از خيرين وسايلى را در مسجد يا حسينيه مىگذارند بدون عنوان وقف كه اضافه بر نياز است (مانند فرش) آيا مىتوان اين وسايل را فروخته و پولش را صرف نيازمندىهاى همان مكان كرد؟
ج) اگر صاحبان وسايل آنها را وقف كردهاند، قابل فروش و تبديل نيستند، و چنانچه در آن مساجد يا حسينيهها قابل استفاده نيستند به مساجد و حسينيههاى ديگر كه استفاده مىكنند بايد منتقل شوند؛ و اگر وقف نكردهاند، با اجازه صاحبان آنها مىتوان آنها را تغيير يا تبديل كرد و يا فروخت.
قرآن و ادعیه
استفتائات جدید
س: سجدههاى واجب قرآن چگونه انجام مىشوند؟
ج) در سجده واجب قرآن، گذاشتن پيشانى بر زمين کافى است و لازم نيست در آن ذکر گفته شود ولى گفتن ذکر در آن مستحب است و بهتر است اين ذکر را بگويد: «لاالهالاالله حقاً حقاً لاالهالاالله ايماناً و تصديقاً لاالهالاالله عبوديتاً ورقاً سجدت لک يا رب تعبداً و رقاً لامستنکفاً ولامستکبراً بل انا عبد ذليل ضعيف خائف مستجير».
س: آيا در سجده واجب قرآن رو به قبله بودن شرط است؟
ج) استقبال شرط نيست.
س. آيا شنيدن آيه سجده از راديو ضبط نيز سجده واجب دارد؟
ج) با شنيدن از نوار نيز سجده واجب مىشود.
س: يكى از مستحبات مكه، تلاوت قرآن و ختم آن است، آيا براى كسى كه اعمال حج به جا مىآورد و در روز عرفه و ايام تشريق، تلاوت قرآن را در عرفات و مشعر و منا ادامه مىدهد، همان استحباب وجود دارد، يا خصوص شهر مكه است؟
ج) اختصاص به شهر مكه دارد.
س: آيا درج عنوان «يادمان....» در نخستين صفحه قرآن براى اهداء به دوستان منع شرعى دارد؟
ج) فى نفسه مانع ندارد.
س: فضيلت قرائت قرآن از روى قرآن بيشتر است يا از روى صفحه رايانه؟
ج) هر دو ثواب دارد ولى از روى قرآن با ملاحظه آدابِ لازم آن بهتر است.
س: چندى پيش در مسجد محل حرز يكى از بانوان نمازگزار كه محتوى قرآن بوده است در چاه توالت افتاد براى اينكه آن حرز را پيدا كنند درب دستشويى را موقتاً بستهاند تكليف امام جماعت هيئت امنا و نمازگزاران مسجد چيست؟
ج) فقط براى کسى که برايش شرعاً ثابت شده است، رفتن به آن دستشويى جايز نيست و بايد صبر کند تا يقين کند حرز پوسيده شده و از بين رفته است و اما براى آنان که نمىدانند، تکليفى نيست و کسى که حرز را انداخته لازم نيست به ديگران بگويد و اگر عسر و حرج است لازم نيست چاه را تخليه کنند.
س: احتراماً معروض مىدارد جهت اشاعه فرهنگ ناب قرآن كريم و اسلام عزيز قرار است نسخهاى از قرآن كريم به ترجمه ارمنى تهيه و در اختيار غير مسلمانان قرار گيرد لذا خواهشمندم حكم شرعى اين عمل را بيان فرماييد.
ج) قرار دادن ترجمه قرآن كريم در اختيار كسانى كه مىخواهند از محتواى آن مطلع شوند، فى نفسه منع شرعى ندارد.
س: قاب شيشهاى که آيه قرآن روى آن نوشته شده است شکسته است با خرده شيشهها چه بايد کرد؟
ج) اگر بگونهاى باشد كه آيه قرآن محو شده باشد، وظيفهاى نداريد.
س: آيا در هنگام قرائت قرآن بايد به آياتى كه تلاوت مىشود گوش فرا دهيم و از انجام كارهاى ديگر خوددارى كنيم (مثلاً نماز خواندن)؟
ج) گوش دادن به قرائت قرآن به احترام قرآن خوب است ولى واجب نيست.
س1: آيا خمير كردن اوراق قرآنى بايد به شيوه خاصى صورت پذيرد؟ س2: آيا كاغذ استحصالى (در صورت از بينرفتن كامل خطوط قرآن) بايد در مصارف خاصى متناسب با شأن قرآن كريم استفاده شود؟ س3: آيا سىدى يا لوحهاى فشرده قرآنى از جهت لزوم رعايت احكام طهارت و آداب، به قرآن مخطوط ملحق مىشوند؟
ج1) شيوهى خاصى ندارد، همين مقدار كه موجب هتك حرمت نباشد، كافى است. ج2) واجب نيست. ج3) مسّ آن بدون وضو اشكال ندارد.
س: همراه داشتن تلفن همراه که قرآن و ادعيه در آن ذخيره شده در جاهايى مانند دستشويى و توالت چه حکمى دارد؟
ج) اشكال ندارد.
س: قرآنى كه بصورت متن يا صوت و يا تصوير در يك لوح فشرده يا حافظه گوشى موبايل مىباشد آيا حكم خود قرآن را دارد؟
ج) حكم قرآن را ندارد.
س: لطفاً نظر مبارك را در خصوص جلد و صفحات پاره و جدا شده قرآن مجيد (به صورت كلى و جزيى) و تخمير آنها جهت استفاده مجدّد مواد كاغذى (ساخت مقوّا) مرقوم فرماييد.
ج) در صورت نياز، تخمير آنها با آب اشكال ندارد.
س: لطفاً بفرماييد جملاتى كه در ادعيه مشهور مثل دعاى كميل و زيارت عاشورا سه مرتبه يا بيشتر تكرار مىكنند از نظر شرعى صحيح مىباشد يا خير و آيا روايتى در اين زمينه موجود مىباشد؟
ج) فى نفسه بدون قصد ورود مانع ندارد گرچه خوب است ادعيه و زيارات را همانگونه كه وارد شده است قرائت كنند.
س. در صورتی که در جلسه قران شخصی آیه سجده را تلاوت کند و دیگران نیز آن را خودشان بخوانند، آیا دو سجده بر انسان واجب می شود؟
ج. اگر انسان موقعی که آیة سجده را می خواند از دیگری هم بشنود چنانچه گوش داده دو سجده نماید و اگر به گوشش خورده یک سجده کافی است.
حرم ائمه اطهار
استفتائات جدید
س. آیا برای ورود به حرم سیدالشهداء(علیه السلام) باید غسل کرد یا با گرد وغبار راه وارد حرم شد؟
ج. برای سفر زیارتی امام حسین «علیه السلام» غسل مستحب است و برای ورود به حرم رجائاً انجام شود.
س. در سلام به امام رضا (علیه السلام) بعد نماز و بعد مراسمات، این که رو به حرم امام میایستند جایز است؟
ج. اگر رجاء انجام دهید اشکال ندارد.
لطفا به منظور مشاهده بهتر سایت و مرور ایمن در اینترنت ، مرورگر خود را به نسخه بالاتر ارتقاء دهید یا از دیگر مرورگرها استفاده کنید.