treatise/content
لوح | حضرت آیتالله العظمی شهید سیدعلی حسینی خامنهای
لوح | به نام نامی حیدر علیهالسلام
نماهنگ | رزوهداری؛ هدیه الهی به انسانها
مثبت ۱۰۰ ثانیه | ۴۷ سال تهدید
نماهنگ | ملت ایران را نترسانید
صفحه اصلی
اخبار
صفحه اخبار
حاشیه دیدارها
دیدارنگار
بیانات
صفحه بيانات
گزیده بیانات
پیامها و نامهها
نقشه راه
مرور سریع
پیشخوان
ابلاغیه
موضوعی
قرآن
حدیث
نهجالبلاغه
خانواده ایرانی
استفتائات
صفحه استفتائات
رساله آموزشی
راهنمای فتاوا
دیگران
صفحه دیگران
يادداشت
گفتگو
خاطرات
گزارش
پرونده
مقالات جستار
آرشیو پیشرفته
جستجو
عکس
صفحه عکس
دیدارها
ویژه
گفتگو
لوح
صوت
صفحه صوت
صوت کامل بیانات
صوت گزیده بیانات
کلیپ صوتی
نسخه پادکست
فیلم
صفحه فیلم
فیلم دیدارها
گزیده دیدارها
نماهنگ
گزارش خبري
زندگی نامه
درس خارج
شرح حدیث
خاطرات
جستار
صفحه جستار
مقالات جستار
کلیدواژه
صفحه ویژه
کتاب
صفحه کتاب
تلمیحات و اشارات
کتابخانه
انتشارات
عضویت
ارتباط با ما
صفحه نخست
صفحه ویژه
دیگران
آرشیو پیشرفته
درباره ما
خبر
حاشیه دیدارها
دیدارنگار
زندگینامه
بيانات
گزیده بیانات
پیامها و نامهها
نقشه راه
مرور سریع
پیشخوان
ابلاغیه
موضوعی
قرآن
حدیث
نهجالبلاغه
خانواده ایرانی
استفتائات
رساله آموزشی
راهنمای فتاوا
درس خارج
شرح حدیث
آرشیو خاطرات
جستار
مقالات جستار
تلمیحات و اشارات
کتابخانه
انتشارات
دیدارها
ویژه
گفتگو
لوح
صوت کامل بیانات
صوت گزیده بیانات
کلیپ صوتی
نسخه پادکست
فیلم دیدارها
گزیده دیدارها
نماهنگ
گزارش خبري
استفتائات
احکام سفر
مناسک حج
احکام خمس
ارسال استفتاء
احکام وطن و قصد توطن
احکام سفر
س47. خواهشمندم در مورد حکم مسألهی وطن اصلی و اتّخاذی (جدید) توضیح بفرمایید.
ج) بهطور کلّی شخصی که در محلی به دنيا آمده و در آنجا رشد و نمو کرده است آنجا وطن او محسوب میشود و تا وقتی که از آن مکان اعراض ننموده، حکم وطن باقی است و همچنين کسی که به جايی غير از وطن اصلی خود رفته و قصد زندگی دائمی هر چند برای بخشی از سال در آنجا نموده و با اين قصد مدتی که عرفاً آن محل را وطن او بدانند، در آن مکان زندگی کرد، آنجا وطن او محسوب میشود و نيز اگر بدون قصد، آنقدر بماند که عرف آنجا را وطن او بداند، حکم وطن مترتب میشود. همچنين اگر کسی بنا دارد به مدّت مثلاً هفت، هشت سال در جايی زندگی کند آنجا نيز وطن او محسوب میشود.
س48. آیا محل تولد شخص هرچند در آنجا ساکن نباشد، وطن او محسوب میشود؟
ج) اگر در آنجا مدتی مانده و رشد و نمو کرده باشد، تا از آن اعراض نکرده است، حکم وطن را دارد و در غير اين صورت حکم وطن ندارد.
س49. دانشجویی خانهای را در شهر تبریز برای تحصیل در دانشگاه آن به مدت چهار سال اجاره کرده است، همچنین وی در صورت امکان، قصد ماندن دائمی در تبریز را دارد، در حال حاضر در ایام ماه مبارک رمضان گاهی به وطن اصلیاش رفت و آمد میکند، آیا آن دو مکان، برای او دو وطن محسوب میشوند؟
ج) اگر در حال حاضر قصد قطعی بر توطّن در محل تحصيل نداشته باشد، آنجا حکم وطن را برای او نخواهد داشت. ولی حکم وطن بودن وطن اصلی او تا زمانی که از آن اعراض نکرده، نسبت به وی باقی است.
س50. خانوادههایی که از وطن اصلی هجرت کردهاند حکم نماز و روزه فرزندان آنها با توجه به فرضیات زیر چگونه است؟ الف: وطن اصلی پدر و مادر یزد است ولی از آن اعراض نکردهاند، ولی برای مدتی زیاد (20 سال) در قم سکنی گزیدهاند برخی از فرزندان متولد یزد و برخی متولد قم هستند ولی همه در قم بزرگ شدهاند و سالی یک ماه گاهی 3 ماه به همراه پدر و مادر به یزد رفتهاند و بقیهی سال را قم بودهاند، آیا نماز و روزهی فرزندان در قم و یزد هنگامی که قصد عشره ندارند شکسته است یا کامل؟ ب: در صورتی که پدر و مادر در قم قصد توطن نکرده باشند و به قدری نمانده باشند که عرفاً اهل قم محسوب شوند حکم فرزندان آنها که بزرگ شدهی قم هستند چگونه است؟ و پدر و مادر چند سال که بمانند وطنشان محسوب میشود؟ ج) اگر فرزند طبق نظر پدر ـ که مقلّد مرجع دیگری است ـ عمل کرده و نمازش را در یزد تمام خوانده و روزه گرفته است ولی خود فرزند مقلد مقام معظم رهبری (دام ظله) بوده است آیا باید نمازهایی را که در یزد خوانده و روزههایی که گرفته را قضا کند یا خیر؟ د: برای اینکه مکانی وطن (اتخاذی) کسی محسوب شود چه شرایطی لازم است؟
جواب: الف: وطن اصلی پدر و مادر، وطن فرزند او حساب نمیشود، مگر آن که خود فرزند در آنجا متولد و نشو و نما نموده باشد، و يا بعد از بلوغ آنجا را وطن برای خود اتخاذ کرده باشد. ب: فرزندان اگر در قم متولد و در آنجا نشو و نما نمودهاند آنجا وطن اصلی ايشان محسوب است و پدر و مادر اگر قصد زندگی در قم ندارند، آنجا وطنشان محسوب نيست، مگر آنکه مدت زيادی بمانند که در نظر عرف اهل آنجا محسوب شوند. ج: اگر نماز را در آنجا به جهت جهل به خصوصيات سفر تمام خوانده بنابر احتياط قضا و اعاده دارد. د: در وطن اتخاذی، بايد يا در ابتدا قصد زندگی دائم يا زندگی معتنابه (هفت، هشت سال) در آنجا داشته باشد، و يا مدت زيادی در آنجا بماند که عرفاً آنجا وطن او محسوب شود.
س51. آیا حومه شهر، جزو شهر محسوب میشود؟ در شهری به دنیا آمده و در آنجا بزرگ شدم؛ سپس در هفت سالگی به حومه شهر منتقل شده و قبل از این که به شهر دیگری سفر کنم در آنجا ده سال زندگی کردم، و آنجا را وطن خودم به حساب میآورم و از آن اعراض هم نکردهام. آیا همچنان آنجا وطنم محسوب میشود؟
ج) اگر آنجا عرفاً از توابع شهر يا از باغات و مزارع شهر بهحساب آيد، پس جزئی از شهر است؛ و مادامی که از آنجا اعراض نکرده باشيد، احکام وطن بر آن مترتّب است.
س52. جایی كه به دنیا آمدهام و در همان جا رشد كردهام، محل سكونت پدر و مادرم بوده است (وطن آنها نبوده)، آیا آنجا ـ مادامی كه از آنجا اعراض نكردهام ـ وطن من میباشد ؟
ج) آنجا وطن شما محسوب میشود.
س53. من در شهر کرمانشاه به دنیا آمدهام و شش سال است که در تهران ساکن هستم و بدون اینکه از وطن اصلی خود اعراض کرده باشم، قصد توطن در تهران کردهام. اگر در هر یک یا دو سال از منطقهای به منطقه دیگری از مناطق تهران منتقل شوم، نماز و روزهام در آنجا چه حکمی دارد؟ و چون بیشتر از شش ماه است که در منطقه جدیدی از تهران ساکن هستیم، آیا آنجا برای ما حکم وطن را دارد یا خیر؟ هنگامی که در طول روز به مناطق مختلف تهران رفت و آمد میکنیم، نماز و روزه ما چه حکمی دارد؟
ج) اگر در تهران فعلی و يا محلهای از آن قصد توطن نمودهايد، سراسر آنجا وطن شما محسوب میشود، و در تمامی محلههای تهران حکم وطن بر شما جاری است و نمازتان تمام و روزه شما صحيح است و تردد شما در تهران فعلی حکم سفر را ندارد.
س54. اگر جایی محل تولد و وطن پدرش باشد، و شخص هم نیت كرده که در آینده در آن مکان دفن شود، ولی بهطور منظم به آنجا نمیرود. آیا آن محل وطن او بهحساب میآید؟
ج) صِرف وطنِ پدر بودن، مستلزم آن نيست که وطن فرزند هم بهحساب آيد.
س55. معتقد بودم که وطن اصلی من همان وطن پدر و مادرم میباشد، نه محل تولدم که هشت سال در آنجا زندگی کردم. آیا میتوانم محل تولدم را وطن اصلیام قرار دهم؟ در حالی که بعد از خارج شدن از محل تولدم جهت سكونت در شهر دیگری، هر وقت گذرم به محل تولد افتاده نمازم را در آنجا شکسته خواندهام.
ج) وطن اصلیتان که در آنجا متولد شده و نشو و نما کردهايد، وطنبودنش از بين نمیرود مگر اينکه از آن اعراض کرده باشيد. بنابراين نمازتان در آنجا تمام است، نه شکسته. و لزومی ندارد که در آنجا قصد وطن کنيد، بلکه بهطور قهری حاصل شده است؛ و نمازهايی را كه بر خلاف وظيفهتان خواندهايد، بايد قضا كنيد.
س56. اگر زایشگاه خارج از وطن پدر باشد و مادر ناچار باشد که چند روزی برای وضع حمل به زایشگاه منتقل شود و بعد از تولد فرزند برگردد، وطن این طفل کجاست؟
ج) اگر زايشگاه در وطن پدر و مادر که در آن زندگی میکنند قرار داشته باشد، همانجا وطن اصلی کودك هم خواهد بود، مشروط به اين که در آنجا رشد و نمو هم داشته باشد؛ در غير اين صورت مجرد تولد در شهری باعث نمیشود که آنجا وطن او شود، بلکه وطن وی همان وطن پدر و مادر است که بعد از تولد به آنجا برده شده و با آنها زندگی میکند.
س57. کسی که میخواهد سالیانی در مکانی بماند، تا چه مدتی بنای ماندن آنجا را داشته باشد، حکم وطن را دارد، و آیا بین ماندن در آنجا به قصد زندگی یا برای کار یا هر دو، تفاوتی وجود دارد؟
ج) اگر بنای زندگی در آنجا را به مدّت هفت، هشت سال داشته باشد برای ترتّب حکم وطن کافی است. ولی اگر برای کار يا امر ديگری غير از زندگی در آنجا، مدتی بخواهد بماند، حکم وطن مترتّب نيست.
س58. آیا برای صدق وطن، قصد و بنای زندگی بمدت هفت هشت سال لازم است و یا صرف اقامت این مدت ولو بدون قصد زندگی كفایت میكند؟ یعنی اگر مثلاً پنج سال در شهری اقامت داشت بدون اینكه از اول بداند چند سال خواهد ماند و بعد تصمیم بگیرد دو سال دیگر در آن شهر زندگی كند، این امر برای صدق وطن كفایت میكند؟
ج) اگر در طول اين مدت همواره ترقّب و احتمال خروج از اين محل را داشته است، صدق وطن مشكل است؛ ولی اگر از اول بنای ماندن در آنجا را و لو بدون تعيين زمان داشته و مثلاً پنج سال بر اين حال گذشته است و اكنون قصد دارد دو سه سال ديگر هم بماند ظاهر آن است كه بر اين شخص، مسافر صدق نمیكند و اين وضعيت برای صدق وطن كافی است.
س59. کسی که جایی را به عنوان وطن انتخاب کرده، چه مدّت زمانی در آنجا بماند، حکم وطن بر آن مترتّب است؟
ج) به مقداری که عرفاً صدق کند آنجا را وطن اتخاذ نموده، مثلاً دو سه ماه يا حتی کمتر به نحوی که عرفاً اهل آنجا محسوب باشد.
س60. آیا محل کار حکم وطن را دارد؟
ج) اشتغال به کاری در مکانی موجب نمیشود که آن مکان وطن گردد
س61. آیا قبیلههایی که یک یا دو ماه از قشلاق به ییلاق یا بر عکس منتقل میشوند، ولی بقیه سال را در ییلاق یا قشلاق بهسر میبرند، دارای دو وطن هستند؟ مسافرتهایی که در ایام اقامت خود در یکی از این دو مکان به مکان دیگر انجام میدهند، از جهت قصر یا تمام بودن نماز چه حکمی دارد؟
ج) اگر قصد نقل و انتقال هميشگی از ييلاق به قشلاق و بر عکس را دارند تا روزهايی از سال را در يکی و روزهايی را در ديگری بگذرانند و هر دو مکان را برای زندگی دائمی خود انتخاب کرده باشند، هر يک از آن دو مکان وطن آنان محسوب میشود و بر آنان در آن دو مکان حکم وطن جاری میگردد، و اگر فاصله بين آن دو به مقدار مسافت شرعی باشد، در راه سفر از يکی به ديگری، حکم ساير مسافرين را دارند.
س62. وطن شخصی تهران است و در حال حاضر قصد دارد در یکی از شهرهای نزدیک تهران ساکن شده و آن را وطن خود قرار دهد، ولی چون محل کسب و کار روزانهاش در تهران است، نمیتواند ده روز در آنجا بماند، چه رسد به شش ماه، بلکه هر روز به محل کارش میرود و شب به آنجا برمیگردد، نماز و روزه او در آن شهر چه حکمی دارد؟
ج) شرط تحقّق عنوان وطن جديد اين نيست که انسان بعد از قصد توطّن و سکونت در شهری، شش ماه بهطور مستمرّ در آنجا بماند، بلکه بعد از اينکه آنجا را به عنوان وطن جديد انتخاب نمود و با اين قصد، مدتی (اگرچه فقط شبها) آنجا سکونت نمود، وطن او محسوب میشود.
س63. من فردی عراقی هستم که قصد اعراض از وطنم عراق را دارم، آیا همه ایران را وطن خود قرار دهم یا منطقهای را که در آن ساکن هستم و یا برای انتخاب وطن حتماً باید خانهای بخرم؟
ج) در وطن جديد، قصد توطّن در شهر خاص و معيّن و سکونت در آن به مدتی که انسان عرفاً اهل آنجا محسوب شود، شرط است، ولی تملّک خانه يا غير آن شرط نيست.
س64. به غیر از وطن اصلی چند محل را میتوان به عنوان وطن انتخاب كرد؟
ج) داشتن دو وطن اتخاذی (جديد) اشكال ندارد ولی اگر خواست سه وطن اتخاذ كند كه در هر يك در طول سال چهار ماه زندگی كند منوط به صدق عرفی وطن است وگرنه وطن سوم اشكال دارد.
س65. آیا وطن زن، تابع شوهر است؟
ج) اگر مستقل در تصميمگيری در زندگی باشد، تابع نيست.
س66. من شش ماه از سال را در شهری و شش ماه را در شهر دیگری که محل تولدم و محل سکونت من و خانوادهام است، زندگی میکنم، ولی در شهر اول بهطور متوالی و مستمر ساکن نیستم، مثلاً دو هفته یا ده روز و یا کمتر در آن میمانم و سپس به محل تولد و سکونت خانوادهام بر میگردم، سؤال من این است که اگر قصد ماندن کمتر از ده روز را در شهر اول داشته باشم، آیا حکم مسافر را دارم یا خیر؟
ج) اگر آن شهر وطن اصلی شما نباشد و قصد توطن در آنجا را هم نداشته باشيد، در صورتی که قصد اقامت کمتر از ده روز را داشته باشيد، حکم ساير مسافرين را داريد، مگر آنکه آنجا محل کار شما باشد و حداقل هر ده روز يکبار جهت کار به آنجا رفت و آمد داشته باشيد که در اين صورت نماز شما تمام و روزهتان صحيح است.
س67. مراد از اِعراض از وطن چیست؟ آیا مجرد ازدواج زن و رفتن وی همراه شوهر به هر جایی که او میخواهد، اعراض محسوب میشود یا خیر؟
ج) مراد از اِعراض، خروج از وطن با تصميم بر عدم بازگشت به آن برای سکونت است. و مجرد رفتن زن به خانه شوهر در شهر ديگر، مستلزم اعراض از وطن اصلیاش نيست.
س68. کسی که قبل از بلوغ از محل تولد خود به شهر دیگری مهاجرت نماید و به مسأله اعراض از وطن آگاه نباشد، الآن که به سن تکلیف رسیده، نسبت به نماز و روزهاش در آنجا چه وظیفهای دارد؟
ج) اگر از محل تولد به تبعيت از پدرش مهاجرت کند و پدر وی قصد عدم بازگشت به آنجا را برای زندگی داشته باشد، آن مکان برای او حکم وطن را ندارد.
س69. محل کار و سکونت فعلی شخصی از اهالی روستا در تهران است و پدر و مادر او در روستا زندگی میکنند و در آن ملک و آب دارند، این شخص برای دیدار و کمک به آنجا میرود، ولی تمایلی به بازگشت به آنجا برای سکونت ندارد، با توجه به اینکه آنجا زادگاه وی است، نماز و روزهاش در آنجا چه حکمی دارد؟
ج) اگر قصد مراجعت به آن روستا برای سکونت و زندگی ندارد، بلکه تصميم به عدم مراجعت دارد، حکم وطن بر او در آنجا جاری نمیشود.
س70. محل تولد من و همسرم شهر کاشمر است، ولی بعد از استخدام در یکی از ادارات دولتی، به نیشابور منتقل شدم، پدر و مادر ما هنوز در زادگاهمان زندگی میکنند، در ابتدای رفتن به نیشابور، از وطن اصلی خود اعراض کردیم، ولی اکنون بعد از پانزده سال از این امر منصرف شدهایم، خواهشمندم به سؤالات زیر پاسخ فرمایید: 1. هنگامی که به خانه پدر و مادرمان میرویم و چند روز نزد آنها میمانیم، وظیفه من و همسرم راجع به نماز چیست؟ 2. فرزندان ما که در محل سکونت فعلی ما (نیشابور) متولد شده و در حال حاضر به سن بلوغ رسیدهاند، هنگامی که به شهر پدریمان (کاشمر) رفته و چند روز نزد آنها میمانیم، چه وظیفهای دارند؟
ج) بعد از آنکه از وطن اصلیتان (کاشمر) اعراض کرديد، ديگر حکم وطن در آنجا بر شما جاری نمیشود، مگر آنکه دوباره برای زندگی به آنجا برگشته و با قصد زندگی (ولو برای هفت، هشت سال) مدتی در آنجا اقامت کنيد و اين شهر نسبت به فرزندان شما هم حکم وطن را ندارد و همه شما در آنجا حکم مسافر را داريد.
س71. شخصی از وطنش اعراض نکرده است و در حال حاضر حدود شش سال است که در شهر دیگری اقامت دارد، در صورتی که به وطن خود برگردد، با توجه به اینکه بر تقلید امام راحل (ره) باقی مانده، آیا نماز خود را باید تمام بخواند یا شکسته؟
ج) تا از وطن سابق خود اعراض نکرده، حکم وطن نسبت به او باقی است و نماز وی در آنجا تمام و روزهاش صحيح است.
س72. اگر از وطن اصلی (محل تولد و وطن پدری) قصد اعراض نموده و در جای دیگری سكونت داشته باشیم، آیا میتوان قصد اعراض را تغییر داد؟
ج) مجرّد تغييرِ قصدِ اعراض، كافی نيست بلكه فقط در صورتی مجدداً برای شما وطن محسوب میشود كه بنا داشته باشيد كه در آنجا به قصد زندگی هرچند به مدّت مثلاً هفت، هشت سال بمانيد.
لطفا به منظور مشاهده بهتر سایت و مرور ایمن در اینترنت ، مرورگر خود را به نسخه بالاتر ارتقاء دهید یا از دیگر مرورگرها استفاده کنید.