
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و نهمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید هادی آذرسلیم تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
نور ۱۳ بهار علیه مزدوری و شقاوت
سیزده سال؛ فقط سیزده سال! این یک عدد نیست. مفاهیم به اعداد جان میدهند و آنها را معنادار میکنند. این چنین است که یک عدد ممکن است وزن کم یا زیادی پیدا کند. سیزدهِ این سطور هم از این قاعده مستثنی نیست. مجموع عمر و بهارهایی است که سه دختر بچه شهید ایرانی در عمر کوتاهشان تجربه کرده بودند. بهارِ دو ساله از نیشابور، ملینا سه ساله از کرمانشاه و آنیلا هشت ساله از اصفهان! تروریسم مزدوری که رگ حیاتش به سرویسهای امنیتی خارج ایران بند است اثبات کرد هیچ حد و مرزی برای شقاوت، خباثت و مزدوری قائل نیست.
تروریسمی بیمایه و بیریشه که نطفهاش نه حتی بر مبنای جربزه شخصی بلکه بر مبنای مزدوری برای اجنبی شکل گرفته. ماهیت این تروریستهای ایرانینما، مزدوری برای اجنبی است. این تروریسم شباهت بسیاری با دیگر نمونه ایرانی خود در سالهای دهه شصت دارد: سازمان جهنمی منافقین! سازوکار تروریستی آشوبهای اخیر ایران هرچند لعابی از اپوزیسیون بر چهره داشت اما از دو جهت بسیار شبیه به سازمان بدنام منافقین است.
شباهت نخست همین ماشین کشتار انسانی و شهروندی و اسلحه و چاقو و قمه کشیدن بر هموطن است. ماشین کشتاری که در میدان نه تنها به نیروهای نظامی و حافظ امنیت و نه تنها به شهروندان عادی بلکه حتی به بهار دو ساله و ملینای سه ساله و آنیلای هشت ساله هم رحم نمیکند. کسب و کارش کشتار است و اضافه کردن به اعداد قربانیان، تا در ادامه، این اعداد به کار خوراک تبلیغاتی و پروپاگاندای شیطانی دشمن آیند.
جالب آنکه هر دو الگو هم با حمایت اجنبی زندهاند. حکم جنین نامشروعِ خائنی را دارند که اگر بند نافِ رَحِم اجنبی از آنها قطع شود هیچ توان و توش و بنیهای حتی برای حیات نباتی هم ندارند. هم دستگاه بدنامِ دهه شصتی منافقین اینگونه بود هم تروریسم مدل ۱۴۰۴ شمسی فعلی. تروریسمی که هرچند در ظاهر، نقاب حاکمان واداده پیش از انقلاب اسلامی را بر چهره دارد اما در باطن همان ماهیت بدنام و خبیث صهیونیستی و آمریکایی است که پیش از این هم سفلگانِ بیچاره وطنفروش را ابزار خیمهشببازی خویش ساخته بود.
شباهت دیگر هر دو مدل کارکردی است که در راستای تجزیه تمامیت ارضی ایران دارند. هر دو مدل هرچند نقاب اپوزیسیون بر چهره داشتند و دارند اما کارکرد ساختاری هر دو در جهت تکه تکه کردن ایران و تبدیل ایران یکپارچه به چند دولت-ملّت کوچکتر است؛ چیزی که رویای چند دهه رژیم صهیونی محسوب میشود. ارباب منطقهای منافقین صدام بود و ارباب منطقهای تروریسم آشوبهای اخیر هم مسئولان دولت عبری و کارفرمای اصلی هر دو پروژه هم مسئولان کاخ سفید.
در چنین بستری بهتر مشخص میشود چرا وجود سراسر قساوت و ناپاک این پلیدان حتی در برابر بهار و ملینا و آنیلا هم به تردید و رعشه نمیافتد. بهار و ملینا و آنیلا دختران ایرانند. دخترانی از چند گوشه ایران زمین که پاکی و معصومیت آنها حالا عمق خباثت و پلیدی این جنایتپیشگان وطنفروش را در اعماق تاریخ بازتاب خواهد داد. در تاریخ خواهند نوشت جنایتپیشه مزدور برای خوشایند کودکآزاران جزیره اپستین ۱۱ هزار کیلومتر این سوتر در سرزمین مادری دست خود را به خون دختر بچههایی آلوده کردند که مجموع بهارهایی که تجربه کرده بودند ۱۳ بود.
