ارتباط با ماجستجوآرشیو پیشرفتهنسخه سریعتلکس رهبریویژه نامه هاصفحه اصلی
    RSS دیگران
    صفحه اصلیRSS سایت رهبریدرباره سایت رهبریتماس با مازبانهای دیگر
    امروز شنبه، ۴ خرداد ۱۳۹۲
    • يادداشت
    • گفتگو
    • خاطره
    • گزارش
    • پرونده
    • صفحات ویژه‌
    • مقالات جستار
    1389/05/31نسخه قابل چاپ

    بخشی از وصیت‌نامه‌ی شهید سید اسدالله لاجوردی

    بخشی از وصیت‌نامه‌ی شهید سید اسدالله لاجوردی

    هفت روز از شهادت سردار مبارزه با كفر و نفاق گذشته بود كه در مراسم بزرگداشت شهید سید اسدالله لاجوردی، فرزند وی وصیت‌نامه‌ای را قرائت كرد كه موجی از روشنگری را در پی داشت. او این وصیت‌نامه را در زمان حضور در جبهه‌های حق علیه باطل در سال 1366 نگاشته بود، اما در زمان شهادتش همچنان حرف‌های تازه‌ای داشت و اینك پس از 23 سال از زمان نگارش آن و در حالی كه تجربه‌ی فتنه‌ی سال گذشته به تجارب ملت ایران اضافه شده است، رگه‌های بصیرت آن شهید را بیش از پیش می‌توان از لابه‌لای خط به خط آن مشاهده نمود. اگرچه برخی هم‌رزمان شهید در جبهه‌ها خبر از دفترچه‌ای می‌دهند كه شهید به تفصیل بیشتری این وصیت‌نامه را در آن نوشته بود، اما تنها متن موجود از آن دغدغه‌ها همان است كه بخشی از آن را در ادامه خواهد آمد:

    خدایا تو شاهدی...
    http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif ... خدایا با تمام وجودم به این انقلاب عشق می‌ورزم و به همان مقدار كه دوست‌دار انقلابیونم، نسبت به حامیان ضد انقلاب نفرت دارم و با همه اینها، این مسئله را به خوبی یافته‌ام كه هركس به نفع دشمنان انقلاب و به خیال واهی و بی‌اساس رضایت به اصطلاح مردم و به خیال خام و پوچ پایگاه به اصطلاح ملی پیدا كردن موضع‌گیری كند، مصداق فرموده گرانقدر معصوم است كه: «من طلب رضی الناس بسخط الله فجعل الله حامده من الناس ذاما» خداوندا تو شاهدی به همان اندازه بلكه صد چندان كه به امام قاطع و سازش‌ناپذیرم، عشق می‌ورزم، نسبت به سازش‌كاران و مدافعان عملی ضدانقلاب (اگر در لفظ و اعتقاد هم مخالف باشند) نفرت دارم.

    بیم آن دارم كه حوادث مشروطه مجدداً تكرار شود و یا ایران اسلامی به سرنوشت الجزایر دچار شود. خدایا از تو مصرانه می‌خواهم دست و قدم و زبان و قلم همه كسانی را كه در جهت رهانیدن ضد انقلابیون و مرتدین و محاربین از چنگال عدالت اعمال قدرت و نفوذ كرده‌اند و همه كسانی كه پذیرای این ننگ شده‌اند (تا چند روزی به كام وهم و خیال رسند) برای همیشه از سرنوشت این مردم شهیدپرور و شاهد قطع فرمایی.

    رجایی و باهنر را می‌كشند و به سوگشان می‌نشینند
    http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif ... وصیتم به صاحبان قدرت و نفوذ این است كه اگر حركت‌شان را دوست می‌دارند، به جای شعارهای مردم‌فریب و سیاست‌مدارانه، توصیه‌هایی را كه تلفنی و شفاهی در جهت استخلاص ضدانقلاب و حرام‌خواران و حرام‌اندوزان اعمال می‌دارند، با شهامت و رشادت برای مردم بازگو كنند و از هر نوع توجیه و ماست‌مالی كردن‌های حفظ سمت و استمرار موقعیت صدارت! بپرهیزند كه خودفریبی و مردم‌فریبی بالأخره به پایان می‌رسد و سر و كار با خیرالماكرین افتد. باز توصیه‌ام به سردمداران این است كه به خدا توكل كنند و قاطعیت و سازش‌ناپذیری را از امام مردم بیاموزند و شعار نه شرقی و نه غربی را كه خواست و حق مردم است و علت موجده این انقلاب بوده، فراموش نكنند.

    خدایا تو شاهدی چندین‌بار به عناوین مختلف خطر منافقین انقلاب را همان‌ها كه التقاط به گونه منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر كرده است و همانا كه ریاكارانه برای رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمی بسیار بزرگ به بزرگی مجمع‌الاضداد به دست گرفته‌اند، هم رجایی و باهنر را می‌كشند و هم به سوگشان می‌نشینند، هم با منافقین خلق پیوند تشكیلاتی و سپس...! برقرار می‌كنند، هم آنان را دستگیر می‌كنند و هم برای آزادی‌شان و اعطای مقام و مسئولیت به آنان تلاش می‌كنند و از افشای ماهیت كثیف آنان سخت بیم‌ناك می‌شوند، هم در مبارزه علیه آنان و در حقیقت برای جلب رضایت مسئولین و نجات بنیادی آنان خود را در صف منافق‌كشان می‌زنند و هم در حوزه‌های علمیه به فقه و فقاهت روی می‌آورند تا مسیر فقه را عوض كنند. به مسئولین گوشزد كرده‌ام، ولی نمی‌دانم چرا اگرچه نسبت به برخی تا اندازه‌ای می‌دانم، چرا ترتیب اثر نداده‌اند؟

    خطری بالاتر از منافقین
    http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif به مسئولین بارها گفته‌ام كه خطر اینان به مراتب زیادتر از خطر منافقین خلق است، چراكه علاوه بر همه شیوه‌های منافقانه منافقین سالوسانه در صف حزب‌اللهیان قرار گرفته و كم كم آنان را در صفوف آخرین و سپس به صف قاعدین و بازنشستگان سوق‌شان داده و صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود در آورده‌اند به گونه‌ای كه عملاً عقل و اراده منفصل برخی تصمیم‌گیرندگان قرار گرفتند و در عزل و نصب‌ها و حفظ و ابقاءها دست به تخریب می‌زنند، اعمال قدرت می‌كنند، اینها همه پوچ است و بی اهمیت! مهم و بسیار مهم این است كه هدف غایی از همه این تلاش‌ها، گسترش فكر التقاطی و انحرافی سازمان ضد خدایی‌شان است كه جز اندیشه‌های مادی‌گرایانه و ماتریالیستی چیز دیگری نیست و با بهره‌گیری از تجربیات مثبت و منفی هم‌پالكی‌های چپ و منافقشان توانسته‌اند متأسفانه به نسبت بسیار زیادی و حتی زیادتر از توفیق منافقان خلق در سال‌های 51 تا 54 تا تعداد كثیری از روحانیون را تحت تأثیر قرار دهند و با لطایف‏ا‌لحیل بر ذهن و روان آنان اثرات دل‌خواهشان را بگذارند تا بدان‌جا كه بر اعمال جنایت‌كارانه آنان با دیده اغماض بنگرند و حتی در مواردی نظیر به شهادت رساندن باهنر و رجایی به دست روی دست مالیدن‌های مسامحه‌كارانه و مصلحت‌اندیشی‌های پشیمانی آورنده متوسل شوند ...

    پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی