فلسفه غیبت
حضرت آیتاللهالعظمی جعفر سبحانی
بررسی زندگی انسان در روی زمین، حاكی است كه وی در هر عصری، گامی به سوی تكامل برداشته و هر یك از تمدنهای گوناگون با نوآوریهای خاصی در جهت تكامل مادی او بودهاست. در این میان، نقش انبیاء در تعدیل این تكامل و همراهسازی تمدن مادی با معنوی بسیار موثر بوده، هر چند عوامل تعصب و جهل و نادانی، مانع از آن شده كه میان دو تكامل مادی و معنوی تعادل دقیق برقرار شود. بر این اساس، باید در انتظار روزی باشیم كه این تعادل به حد كمال برسد و بشر به جای تكامل یك بعدی، تكامل همهجانبه پیدا كند. جسم و جان، و تن و روان با هم پیش بروند و امكانات مادی با حفظ ارزشهای اخلاقی و عقلانی همراه باشد و در غیر این صورت، این تكامل به ضرر انسان بوده و بهسان این خواهد بود كه قلب كودك بزرگ شود، اما مغز او به همان حالت كوچكی باقی بماند.
اگر تكامل را یك قانون طبیعی جهان بدانیم و یا آن را به علاوه بر اقتضای طبیعی خواسته مشیت الهی بیاندیشیم، سرانجام باید این تكامل حالت واقعی پیدا كند و از حالت یكبعدی به دوبعدی تبدیل شود. این همان است كه تمامی شرایع آسمانی بر خروجی مصلحی در برههای از زمان اتفاق نظر دارند، از دیدگاه مسلمانان، رهبر این تكامل همهجانبه بشر، فرزندی از فرزندان پیامبر اسلام، به نام حضرت مهدی (عجاللهتعالیفرجهالشریف) خواهد بود، زیرا پیامبر گرامی (ص) میفرماید: «لَوْ لَمْ یبْقِ الدُّنْیا إِلاّ یومٌ واحِدٌ لَطَوَّلَاللهُ ذلِك الْیومَ حَتَّی یخْرُجَ مِنْ وُلْدِی فَیمْلاها عَدلاً وَ قِسْطاً كما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوراً؛ اگر از عمر جهان یك روز باقی نماندهباشد، خدا آن روز را به قدری طولانی میكند تا مردی از فرزندان من قیام نماید و دنیا را از عدل و قسط پر سازد، همانگونه كه با جور و ستم پر شدهاست.»
مهدی (عج) پایهگذار حكومت واحد جهانی
در حالی كه ایجاد حكومت واحد جهانی برای بشر كنونی ـ كه در اخلاق مادی فرو رفته و معنویات و احساسات پاك فروكش كردهاستـ به صورت یك آرزوی رؤیایی و طلایی در آمده است، احادیث اسلامی، تشكیل حكومت واحد جهانی اسلام را از ویژگیهای قیام مهدی موعود (عج) میداند و بیان میكند كه در پرتو عدل او، جهان زیر پرچم یك حكومت، یك دولت، یك قانون و یك قدرت درمیآید و بساط تمام ابرقدرتها و فرعونها و قارونها و قارونكهای زمان، از بزرگ و كوچك برچیده میشود و پرچم عدل و داد، در سراسر جهان به اهتزاز درآمده و صفا و صمیمیت و عشق به انسانها جهان را فرا میگیرد.
در قرآن كریم آمدهاست: «الّذینَ إِنْ مَكنّاهُمْ فِی الأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ اتُوا الزَّكاهَ وَ أَمَروُا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوا عَنِ الْمُنْكرِ عَنِ الْمَنْكرِ وَ لِلّهِ عاقِبَهُ الأُمور ؛ آنان كه اگر در روی زمین به آنان قدرت دهیم، نماز را به پای میدارند و زكات میدهند، و به نیكیها فرمان میدهند و از بدیها جلوگیری میكنند، و سرانجام كارها به دست خداست.»
امام باقر (ع) در تفسیر آیه یاد شده فرمود:
مصداق كامل این آیه حكومت مهدی (عج) است، خدا او و یاران او را بر شرق و غرب زمین مسلط میگرداند و دین خدا را آشكار میسازند و به وسیله او و یارانش بدعتها را از میان میبرد، همچنان كه بیخردان، حق را از میان برده بودند، تا جایی كه دیگر از ستم اثری دیده نمیشود، آنان مردم را به نیكیها امر میكنند و از بدیها باز میدارند، و سرانجام كارها به دست خداست ...
خصوصیات مهدی (عج) در روایات
... حضرت مهدی (عج) آخرین حجت معصوم الهی است كه برای تحقق آرمانی بزرگ (گسترش عدل فراگیر و به اهتزاز در آوردن پرچم توحید در جهان) در نظر گرفته شدهاست، و این آرمان نیاز به گذشت زمان و شكوفایی عقل و دانش و بشر و آمادگی روحی بشریت دارد، تا جهان به استقبال موكب آن امام عدل و آزادی رود. ظهور زودهنگام آن حضرت، قامی كلی و گستردهای را به دنبال نخواهد داشت، زیرا اگر ایشان پیش از فراهم شدن مقدمات در میان مردم ظاهر شود، سرنوشتی چونان دیگر حجتهای الهی (شهادت) یافته و قبل از تحقق آن آرمان بزرگ، دیده از جهان برخواهد بست.
پیشوایان معصوم در روایات نیز به این حكمت اشاره كردهاند. امام باقر (ع) فرمود: برای حضرت قائم (عج) غیبتی است قبل از ظهور. راوی از علت آن پرسید، امام فرمود: «برای جلوگیری از كشته شدن.» گذشته از این، در برخی روایات مسئله امتحان و آزمودن خلق مطرح شدهاست، بدین معنی كه مردم در عصر غیبت در بوته آزمایش الهی قرار میگیرند و مراتب استواری آنان در ایمان و اعتقاد سنجیده میشود.
اجمال سخن اینكه حضرت مهدی (عج) آخرین وصی از اوصیای الهی است كه برای تكامل همهجانبه بشر و ایجاد حكومت الهی آفریده شده است. این ایده و آرزو هنگامی تحقق میپذیرد كه در جامعه بشری، آمادگی برای پذیرش چنین حجتی وجود داشته باشد و در غیر این صورت، ظهور جز كشته شدن و نابودی نتیجهای نخواهد داشت و آن هدف عالی تحقق نخواهد یافت. از این جهت وجود حضرت، در پس پرده غیبت به سر میبرد و در حالی كه در میان مردم زندگی میكند و مردم او را میبینند، ولی او را نمیشناسند و از این طریق از گزند دشمنان حق و عدالت مصون میماند.
از این گذشته، از آنجا كه حكومت وی حكومت جهانی خواهد بود و تحقق این امر در گرو ایجاد شرایطی است كه در هنگام تولد، وجود نداشته است. این شرایط به مرور زمان تحقق پیدا كرده، و یا در حال پیدایش است ...
بهره مردم در زمان غیبت
... از نظر قرآن شریف، اولیای الهی بر دو نوعند: ولی ظاهر كه مردم وی را میشناسند؛ و ولی غایب از انظار كه مردم او را نمیشناسند، گرچه او در میان آنها بوده و از حال آنان با خبر است. در سوره كهف، وجود هر دو ولی به طور همزمان بیان شدهاست: یكی موسی بن عمران؛ و دیگری مصاحب موقت او در سفر دریایی و زمینی كه به نام خضر معروف است. این ولی الهی به گونهای بود كه حتی موسی با او آشنا نبود و تنها به راهنمایی خدا او را شناخت و از علمش بهره گرفت، چنانكه میفرماید: «فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیناهُ رَحْمَهً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمناهُ مِنْ لَدُنّا عِلماً * قالَ لَهُ مُوسی هَلْ أَتَّبِعُك عَلی أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمّا عُلِّمْتَ رُشْداً؛ موسی و همراهش بندهای از بندگان ما را (در لب دریا) یافتند كه وی را مشمول رحمت خود قرار داده و از جانب خویش به او علمی آموخته بودیم. موسی به وی گفت: آیا اجازه میدهی همراه تو باشم تا از علوم رشد آفرین خویش به من بیاموزی؟»
... اشعه معنوی وجود امام (ع) در حالی كه در پشت ابرهای غیبت نهان است، دارای آثار قابل ملاحظهای است كه علیرغم تعطیل مسئله تعلیم و تربیت و رهبری مستقیم، حكمت وجودش را آشكار میسازد. در اینجا به بیان برخی از این آثار میپردازیم:
الف) پاسداری از آئین الهی
با گذشت زمان و آمیختن سلیقهها و افكار شخصی به مسائل مذهبی و گرایشهای مختلف به مكتبهای انحرافی و دراز شدن دست مفسدهجویان به سوی مفاهیم آسمانی، اصالت پارهای از این قوانین از دست میرود و دستخوش تغییرات زیانبخشی میگردد.
این آب زلال كه از آسمان وحی نازل شده، با عبور از مغزهای این و آن، تدریجاً تیره و تار گشته، صفای نخستین خود را از دست میدهد. این نور پرفروغ، با عبور از شیشههای ظلمانی افكار تاریك، كمرنگتر میگردد. خلاصه با آرایشها و پیرایشهای كوتهبینانه افراد و افزودن شاخ و برگهای تازه به آن، چنان میشود كه گاهی انسان در بازشناسی مسائل اصلی، دچار اشكال میگردد. آن شاعر، خطاب به پیامبر میگوید:
شرع تو را در پی آرایشند / دین تو را از پی پیرایشند
بس كه فزودند بر آن برگ و بر / گر تو بینی نشانسی دگر
با این حال، آیا ضروری نیست كه در میان جمع مسلمانان كسی باشد كه مفاهیم فناناپذیر تعالیم اسلامی را به شكل اصلیاش حفظ و برای آیندگان نگهداری كند؟
میدانیم در هر مؤسسه مهمی، صندوق نسوزی وجود دارد كه اسناد مهم را در آن نگهداری میكنند تا از دستبرد دزدان محفوظ بماند و در صورت آتشسوزی، از خطر حریق مصون باشد، چرا كه اعتبار و حیثیت آن مؤسسه در گرو حفظ آن اسناد و مدارك دارد.
سینه امام و روح بلند او، صندوقچه حفظ اسناد آئین الهی است كه همه اصالتهای نخستین و ویژگیهای آسمانی این تعلیمات را در خود نگاهداری میكند، «تا دلایل الهی و نشانههای روشن پروردگار باطل نگردد و به خاموشی نگراید»؛ و این یكی دیگر از آثار وجود او است.
ب) تربیت منتظران آگاه
برخلاف آنچه بعضی میپندارند، رابطه امام در زمان غیبت به كلی از مردم بریده نیست، بلكه آنگونه كه از روایات اسلامی برمیآید، شمار اندكی از آمادهترین افراد - كه سری پرشور از عشق خدا و دلی پر ایمان و اخلاصی فوقالعاده برای تحقق بخشیدن به آرمان اصلاح جهان دارند ـ با حضرتش در ارتباطند.
معنای غیبت امام (ع) این نیست كه آن حضرت به شكل روح نامرئی و یا شعاعی ناپیدا درمیآید، بلكه او از یك زندگی طبیعی و آرام برخوردار است؛ به طور ناشناخته در میان همین انسانها رفت و آمد دارد، دلهای بسیار آماده را برمیگزیند و در اختیار میگیرد و آنها را بیش از پیش آماده میكند و میسازد. افراد مستعد، به تفاوت میزان استعداد و شایستگی خود، توفیق درك این سعادت را پیدا میكنند. بعضی از آنان چند لحظه و برخی چند ساعت یا چند روز و جمعی سالها با حضرت بقیهالله (ع) در تماس بودهاند.
آنان كسانی هستند كه آنچنان بر بال و پرِ دانش و تقوا قرار گرفته و بالا رفتهاند كه همچون مسافران هواپیماهای دور پرواز، بر فراز ابرها قرار میگیرند، آنجا كه هیچگاه حجاب و مانعی بر سر راه تابش جهانبخش آفتاب نیست، در حالی كه دیگران در زیر ابرها و در تاریكی و نور ضعیف به سر میبرند. به درستی حساب صحیح نیز همین است. كسی انتظار داشته باشد كه آفتاب را به پایین ابرها فرود آورد تا چهره آن را ببیند. چنین انتظاری، اشتباهی بزرگ و پنداری باطل بیش نیست. این ما هستیم كه باید بالاتر از ابرها پرواز كنیم، تا شعاع جاودانه آفتاب را جرعه جرعه بنوشیم و سیراب گردیم. به هر حال، ترتیب این گروه منتظر، یكی دیگر از حكمتهای نهفته در غیبت آن حضرت است.
ج) نفوذ روحانی و ناپیدا
چنانكه میدانیم، خورشید یك پرتو مرئی دارد كه از تجربه آنها، هفت رنگ معروف پیدا میشود؛ و یك سلسله اشعه نامرئی نیز دارد كه «اشعه ماوراء بنفش» و «اشعه مادون قرمز» نامیده شده است. همچنین یك رهبر بزرگ آسمانی، خواه پیامبر باشد یا امام، علاوه بر تربیت تشریعی - كه از طریق گفتار و رفتار و تعلیم و تربیت عادی صورت میگیرد- تربیت روحانی دارد كه از راه نفوذ معنوی در در دلها و فكرها اعمال میشود و میتوان آن را تربیت تكوینی نام گذاشت. در آن جا الفاظ و كلمات و گفتار و كردار به كار نمیآید، بلكه تنها جاذبه و كشش درونی موثر است.
در حالات بسیاری از پیشوایان بزرگ الهی میخوانیم كه گاه بعضی از افراد منحرف و آلوده، با یك تماس مختصر با آنان به كلی تغییر مسیر میدادند و سرنوشتشان یكباره دگرگون میشد و به قول معروف با 180 درجه بازگشت، راه كاملاً تازهای را برمیگزیدند و به یكباره به فردی پاك و مومن و فداكار تبدیل میشدند كه از بذل همه وجود خود نیز مضایقه نداشتند. این دگرگونیهای سریع و همهجانبه و این تحولات جهشآسا و فراگیر، آن هم با نگاه و برخوردی كوتاه - البته برای آنها كه در عین آلودگی، نوعی آمادگی نیز دارند- نتیجه جذبه ناخودآگاه است كه گاهی از آن به «نفوذ شخصیت» تعبیر میشود.
بسیاری این موضوع را در زندگی خود تجربه كردهاند كه به هنگام برخورد با صاحبان روحهای بزرگ و متعالی، چنان بیاختیار و ناخودآگاه تحت تاثیر آنان قرار میگیرند كه حتی سخن گفتن در برابر آنان برایشان مشكل میشود و خود را در میان هالهای مرموز و وصفناپذیر از عظمت و بزرگی میبینند. البته ممكن است گاهی این امور را با تلقین و امثال آن توجیه كرد، ولی مسلماً این تفسیر برای همه موارد صحیح نیست. راهی جز این نیست كه بپذیریم این آثار، نتیجه شعاع اسرارآمیزی است كه از درون ذات انسانهای بزرگ برمیخیزد.
سرگذشتهای فراوانی در تاریخ پیشوایان بزرگ میبینیم كه جز از این راه نمیتوان آنها را تفسیر كرد. در اینجا چند نمونه را ذكر میكنیم:
برخورد اَسعد بن زراره بتپرست به پیامبر اكرم (ص) در كنار خانه كعبه و تغییر جهشآسازی طرز تفكر او، و یا آنچه دشمنان سرسخت پیامبر (ص) نام آن را سِحر میگذارند و مردم را به خاطر آن از نزدیك شدن به او بازمیداشتند. تأثیر پیام امام حسین (ع) بر فكر «زُهَیر» در مسیر كربلا، تا آنجا كه با شنیدن پیام امام حتی نتوانست لقمهای را كه در دست داشت به دهان بگذارد و آن را به زمین نهاد و حركت كرد. كشش عجیب و فوقالعادهای كه «حر بن یزید ریاحی» در خود احساس میكرد و با تمام شجاعتش همچون بید میلرزید و همین حالت، سرانجام او را به صف مجاهدان كربلا كشید و به افتخار بزرگ شهادت نائل آمد …
همه این موارد، نشانه و نمونههایی از همین تأثیر ناخودآگاه است كه میتوان آن را شعبهای از ولایت تكوینی معصومین - اعم از پیامبر (ص) و امام (ع)- دانست؛ چراكه عامل تربیت و تكامل در اینجا، الفاظ و جملهها معمولی و عادی نیست، بلكه جذبه معنوی و نفوذ روحانی، عامل اصلی محسوب میشود.
... وجود مبارك امام (ع) در پشت ابرهای غیبت نیز، این اثر را دارد كه از طریق شعاع نیرومند و پردامنه «نفوذ شخصیت» خود، دلهای آماده را در نزدیك و دور، تحت تأثیر جذبه مخصوص قرار داده، به ترتیب و تكامل آنها میپردازد و از آنان انسانهایی كاملتر میسازد. ما قطبهای مغناطیسی زمین را با چشم خود نمیبینیم، ولی اثر آنها روی عقربههای قطبنما، در دریاها، راهنمای كشتیهاست و در صحراها و آسمانها، راهنمای هواپیماها و وسایل دیگر است.
در سرتاسر كره زمین، از بركت این امواج، میلیونها مسافر راه خود را به سوی مقصد پیدا میكنند. وسایل نقلیه بزرگ و كوچك به فرمان همین عقربه ظاهراً كوچك از سرگردانی رهایی مییابند.
آیا تعجب دارد اگر وجود مبارك امام (ع) در زمان غیبت، با امواج جاذبه معنوی خود، افكار و جانهای زیادی را كه در دور یا نزدیك قرار دارند، هدایت كند و از سرگردانی رهایی بخشد؟ البته نباید فراموش كرد كه امواج مغناطیسی زمین، روی هر آهنپاره بیارزش اثر نمیگذارد، بلكه تنها بر عقربههای ظریف و حساسی كه خاصیت آهنربایی یافتهاند و یك نوع سنخیت و شباهت با قطب فرستنده امواج مغناطیسی پیدا كردهاند، اثر میگذارد. بدینترتیب دلهایی كه ارتباطی با امام (ع) دارند و شباهتی را در خود ایجاد نمودهاند، تحت تأثیر آن جذبه روحانی قرار میگیرند.
آثار وجودی و بركات آن حضرت در زمان غیبت بیش از آن است كه در این مختصر بگنجد، از این رو به همین مختصر بسنده میكنیم. خوشبختانه محققان اسلامی در این باره به نگارش و شرح و بسط پرداختهاند كه مطالعه آنها را به علاقمندان توصیه میكنیم.
تأخیر در ظهور
برنامه حضرت مهدی (عج) با برنامه پیامبران و سایر پیشوایان یك تفاوت كلی دارد و آن این كه برنامه وی قانونگذاری نیست، بلكه یك برنامه به تمام معنی اجرایی در تمام جهان است. به این معنی كه او ماموریت دارد تمام اصول تعالیم اسلام را در جهان پیاده كند و اصول عدالت و دادگری و حق و حقیقت را در میان جامعه بشری بگستراند.
روشن است كه پیاده شدن یك چنین برنامه انقلابی جهانی كه به وسیله آن اصول عدالت و دادگری و حق و حقیقت در میان همه مردم جهان گسترش یابد، به شرایط و مقدماتی نیاز دارد كه تحقق آنها جز با مرور و تكامل همه جانبه اجتماع ممكن نیست؛ برخی از آن مقدمات عبارتند از:
1. آمادگی روحی
در درجه نخست باید مردم جهان برای اجرای این اصول، تشنه و آماده گردند و تا زمانی كه در مردم جهان تقاضایی نباشد، «عرضه» هر نوع برنامه مادی و معنوی مؤثر نخواهد بود. قانون عرضه و تقاضا نه تنها در نظام زندگی اقتصادی حكمفرماست، بلكه مشابه این نظام در عرضه برنامههای معنوی و اصول اخلاقی و مكتبهای سیاسی و انقلابی نیز حاكم میباشد و تا در اعماق دل مردم - برای این نوع امور- تقاضا و درخواستی نباشد، عرضه آن با شكست روبهرو شده و كاری از پیش نخواهد رفت.
امام باقر (ع) میفرماید: «إِذا قَامَ قائمُنا وَضَعَاللهُ یدَهُ عَلی رُؤوسِ الْعِبادِ، فَجَمَعَ بِها عُقُولَهم وَكمُلَتْ بِهِ أَحْلامُهُمْ؛ روزی كه قائم آل محمد (عج) قیام كند، خدا دست خود را بر سر بندگان میگذارد، در پرتو آن خردها را جمع میگرداند و شعور آنان به حد كمال میرسد.»
البته گذشت زمان و شكست قوانین مادی و پدید آمدن بنبستهای جهانی و كشیده شدن بشریت بر لب پرتگاه جنگ، مردم جهان را به تنگ آورده و آنان را به این حقیقت واقف خواهد ساخت كه اصول و قوانین مادی و سازمانهای به اصطلاح بینالمللی، نه تنها نمیتوانند مشكلات زندگی را حل كنند و عدالت را در جهان حكمفرما سازند، بلكه همین خستگی و یأس، مردم دنیا را برای پذیرش یك انقلاب بنیادی مهیا و آماده میسازد و میدانیم كه این موضوع نیاز به گذشت زمان دارد تا تجربههای تلخ زندگی ثابت كند كه تمام نظامات مادی و سازمانهای بشری در اجرای اصول عدالت و احقاق حق و برقراری امنیت و آرامش، عاجز و ناتوان میباشند و سرانجام باید بر اثر یأس و نومیدی، این تقاضا در مردم گیتی برای تحقق چنان آرمان الهی پدید آید و زمینه برای عرضه یك انقلاب جهانی به وسیله یك مرد الهی و آسمانی، از هر نظر مساعد گردد.
2. تكامل علوم و فرهنگهای انسانی
از سوی دیگر برای برقرار ساختن یك حكومت جهانی براساس عدل و داد، نیاز فراوانی به پیشرفت علوم و دانشها و فرهنگهای اجتماعی و مردمی وجود دارد كه آن نیز بدون پیشرفت فكری و گذشت زمان ممكن و میسر نمیگردد. برقراری حكومت جهانی كه در پرتو آن، در سراسر جهان عدل و داد و قانون حكومت كند و همه مردم جهان از كلیه مزایای فردی و اجتماعی اسلامی بهرهمند گردند بدون وجود یك فرهنگ پیشرفته در كلیه شؤون بشری امكانپذیر نیست و هرگز بدون یك فرهنگ كامل، جامه عمل به خود نمیپوشد. این نیز احتیاج به گذشت زمان دارد.
3. تكامل وسایل ارتباط جمعی
از سوی دیگر، چنین حكومتی به وجود وسایل كامل ارتباط جمعی نیاز دارد تا در پرتو آن بتواند مقررات و احكام و اصول انسانی را از طرق مختلف در مدت كوتاهی به مردم جهان اعلام كند. این امر نیز بدون تكامل صنایع انسانی و گذشت زمان محقق نمیشود.
4. پرورش نیروی انسانی
از همه اینها گذشته، پیشبرد چنین هدفی و پیریزی چنان انقلابی به یك نیروی فعال و سازنده انسانی نیاز دارد كه درواقع ارتش انقلاب جهانی را تشكیل میدهد. تشكیل چنین ارتشی و به وجود آمدن چنین افراد پاكباخته و فداكاری كه در راه هدف و حقیقت از همهچیز بگذرند، به گذشت زمان نیاز دارد.
اگر در برخی از روایات میخوانیم كه فلسفه طولانی شدن غیبت امام زمان، همان امتحان و آزمایش مردم است، ممكن است ناظر به همین نكته باشد؛ زیرا امتحان و آزمایش در منطق اسلام نه به معنای آزمونهای معمولی و كشف امور پنهانی نیست، بلكه مقصود از آن پرورش روحیات پاك و پدیدآوردن حداكثر ورزیدگی در افراد میباشد.
مجموع این جهات چهارگانه، نیاز به این دارد كه زمان قابل ملاحظهای بگذرد و جهان از بسیاری از جهات پیش ببرد و آمادگی فكری و روحی برای پذیرش حكومت جهانی بر اساس حق و عدالت در مردم پدید آید. آنگاه این برنامه با وسایل و امكانات خاصی در سطح جهانی به وسیله حضرت مهدی (عج) پیاده گردد و این است گوشهای از فلسفه غیبت طولانی امام (عج).
برگرفته از كتاب «راهنمای حقیقت»