
تقویم زمستان در شانزدهمین روز خود، رو سفیدتر از همیشه نام «شهدای دانشجو» را برایمان زنده میکند و حماسه کربلایی هویزه در ۱۶ دی ۵۹ را یادآور میشود. روزی ماندگار که نماد تداوم مبارزه خونین و مظلومانه با آمریکا و مزدوران او توسط نسل دوم دانشجویان مسلمان انقلابی است.
۴۵ سال است ۱۶ دی با نام دانشجویان وطن خواهی گره خورده است که با نادیده گرفتن مدرک دانشگاهی و موقعیت اجتماعی در یک خیزش ملّی، پیشرو سایر مردم و جوانان برای مقابله با دشمن بعثی شدند و نشان دادند نخبگان علمی کشور در شمار نخستین فرماندهان و شهیدان دفاع مقدسند.
حماسه دانشجو محور هویزه به عنوان اولین حادثه برجسته دومین جنگ طولانی قرن بیستم، روایت جمعی جوان تراز انقلاب اسلامی است که در هر جبههای لباس مخصوص همان میدان را به تن کردند و خط سیری مجاهدانه از مبارزه با رژیم پهلوی به عنوان نماد استبداد تا تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و نبرد با استکبار -حتی در مواردی حضور در خارج از مرزها و همراهی با گروههای مقاومت فلسطینی، لبنانی و افغانستانی در جنگ با اسرائیل و شوروی- را دنبال نمودند و در نهایت نیز با مقاومت انقلابی تکلیف مدارانه و مظلومانه زیر شِنی تانکهای دشمن بعثی، دستاوردهای خود را ارتقا دادند و مبدأ تحولات دفاع قدسی ۸ ساله شدند؛ اما اینکه به تعبیر رهبر حکیم انقلاب این «حماسه» و «معجزه بزرگ الهی» چگونه رقم خورد و خونآوردش چه بود؛ در ادامه از نظرتان خواهد گذشت.
عملیّاتی برای اتمام جنگ
حدود ۳ ماه از اشغال خاک ایران میگذشت. جبهه آرام بود. مردم از مسئولان و نیروهای نظامی، آزادی سرزمینهایشان را میخواستند. با دستور و پافشاری رئیس جمهور وقت، در ۲۶ آذر ۱۳۵۹ فرماندهان نیروی زمینی ارتش، شتابزده طرح عملیّاتی را آماده کردند و نامش را «نصر» گذاشتند تا زمینهای اشغالی را آزاد کنند و به مرزهای بینالمللی برسند.
۲۹ آذر، رئیس جمهور، آیتالله خامنهای (نماینده حضرت امام در شورای عالی دفاع)، سرلشکر شهید ولیالله فلاحی و شهید سرتیپ فکوری به حضور امام خمینی
رحمهالله رسیدند. امام فرمودند: «شما تعرض کنید، امت مسلمان ایران پشتیبان شماست و من هم پشتیبان ارتش هستم.»
در بند ۵ طرح عملیّاتی، همکاری سپاه پاسداران و نیروهای مردمی با نیروی زمینی ارتش ابلاغ شده بود، اما همچنان مخالفانی داشت. در نهایت پس از رایزنیهای صورت گرفته، طرح نحوه شرکت نیروهای مردمی نیز با امضای قائم مقام فرماندهی کل قوا در ۱۱ دی ابلاغ شد تا همه چیز برای اولین جرقههای همراهی جدی ارتش و سپاه در دفاع مقدس مهیا گردد.
به این ترتیب سید محمدحسین علم الهدی (فرمانده سپاه هویزه) مسئولیت یکی از گروههای فعال در محور هویزه عملیّات را بر عهده گرفت.
۱۴ دی ۱۳۵۹ (یک روز قبل از عملیّات) نیروهای سید حسین که جمعی ۱۵۰ نفره از اقشار مختلف دانشجو، دانش آموز، معلم، طلبه، بسیجی، پاسدار، جهادگر، عشایر و... از شهرهای مختلف ایران اسلامی بودند خودشان را به شهر هویزه رساندند. همان شب سید حسین نیروها را توجیه و برای همراهی با تانکهای ارتش تقسیم کرد.
آغازِ امید
نیروهای ایران ساعت ۱۰ صبح ۱۵ دی ۱۳۵۹ مصادف با ۲۸ ماه صفر (سالروز رحلت نبی مکرم اسلام
صلواتاللهعلیه) از سه محور به دشمن حمله کردند. عمده نیروهای حسین علم الهدی، پیاده همراه تیپ یک لشکر ۱۶ زرهی قزوین در محور هویزه حرکت میکردند.
بچهها خودروهای بعثی در حال فرار را با آر پی جی هدف قرار می دادند. ۴ بالگرد هوانیروز هم تانکهایی که میخواستند به طرف «دشت جفیر» فرار کنند را منهدم مینمودند. بعثیها، مجال شلیک و مقاومت نداشتند و تنها به فکر نجات جان خود بودند.
پیاده در دل خط
«حدود ساعت دو و نیم، سه بعد از ظهر بود. نیروهای دشمن به کلی متواری شده بودند، یعنی متلاشی شده بودند. سازماندهیشان از دست رفته بود. منتظر این حمله نبودند و فرار کرده بودند... وقتی به کرخه کور رسیدیم در شمال منطقه ایستادیم و در آنجا متوقف شدیم... ناگهان دیدم که عدهای از برادران سپاه دارند پیاده می آیند و همین خطی را که ما آمدیم به سمت جلو و به طرف نیروهای عراقی درحرکتند. وقتی آنها مرا دیدند، آمدند جلو؛ من را شناختند. چند نفرشان را می شناختم؛ حسین علم الهدی؛ محمد حسن قدوسی، فرزند شهید [آیتالله] قدوسی و چند نفر دیگر... از آنها پرسیدم شما اینجا چه میکنید؟ گفتند: ما صبح زود از هویزه حرکت کردهایم و داریم پیاده میآییم. پرسیدم این چندین کیلومتر را پیاده آمدید؟ گفتند: آره. من خیلی اوقاتم تلخ شد. گفتم: پس چرا ماشینی، کامیونی، چیزی با خودتان نیاوردید که پیاده نیایید؟ گفتند: نداریم! من خیلی متأثر شدم که این بچهها بعضی با تفنگ و بعضی با آر پی جی و با این قبیل سلاحها پیاده آمده بودند...» (۱)
روز خنده ما بود؛ روز گریه دشمن
عصر ۱۵ دی در پایان گام نخست از مرحله اول عملیّات، پیشروی ۲۴ کیلومتری رزمندگان اسلام و تصرف توپخانه دشمن، خبر امیدوار کنندهای بود.
بعثیها غافلگیر شده و تا آن روز این قدر تلفات نداده بودند. نیروهایی که فرصت نکرده بودند فرار کنند، گروه، گروه از سنگرها بیرون میآمدند و تسلیم میشدند.
روی زمین، پُر از اسلحه و پوتینهای رها شده فراریها بود. تانکهای منهدم شده دشمن در آتش میسوخت. تا چشم کار میکرد تانک و نفربر و کامیونهای غنیمت گرفته شده بود، اما نه فرصت جمع کردن بود و نه نیرویی که آنها را عقب ببرد. تعداد زیادی اتوبوس مسافربری و کامیون آمده بود برای بردن اُسرا. ۸۰۰ نفر اسیر را تا غروب به اهواز بردند که بیسابقه بود.
رئیسجمهور برای امام و امام برای رزمندگان پیام تبریک فرستادند و نوشتند: «خبر پیروزی چشمگیر قوای مسلح اسلام با هماهنگی بین جمیع رزمندگان عزیز، موجب تقدیر و تشکر گردید. سلام و تقدیر اینجانب را به فرماندهان محترم و سران عزیز و سربازان و پاسداران معظم ابلاغ فرمایید.»(۲)
مردم هم از شوق در خیلی از نقاط کشور شبانه روی پشت بامها رفتند و الله اکبر فتح و پیروزی سردادند.
نبرد نابرابر
ساعت ۸ صبح روز ۱۶ دی ادامه عملیّات که روز قبل متوقف شده بود، آغاز شد. نیروهای حسین علم الهدی سریعتر از بقیه پیش رفتند و از ارتش فاصله گرفتند؛ غافل از اینکه دشمن خیلی زود نیروهایش را متمرکز کرده و انتظارشان را میکشد. ساعتی نگذشته که به یکباره صحنه جنگ تغییر میکند و جای مهاجم و مدافع عوض می شود.
آتش بسیار سنگین دشمن و حمله هواپیماها ادامه کار که پیشروی به سمت «پادگان حمید» و «جُفیر» بود را ناتمام میگذارد. بعثیها در هر ثانیه بیش از ۵۰ گلوله تانک بر سر بچهها میریزند. شدیدترین نبرد تانکها بین لشکر ۱۶ زرهی ایران و لشکر ۹ زرهی عراق در میگیرد.
جنگ، نابرابر شده و موشکهای ضد تانک مالیوتکای دشمن هر وسیله متحرکی را منهدم میکند.
ارتش برای تجدید قوا و اقدام مجدد، دستور تاکتیکی عقبنشینی یک خیز را صادر میکند، اما به دلیل به هم ریختگی اوضاع و برخی ناهماهنگیها، قوای زرهی خودی به سرعت صحنه را ترک میکنند.
صدای تانکهای دشمن لحظه به لحظه نزدیک تر میشود. حسین علم الهدی و یارانش که حدود ۱۵۰۰ متر جلوتر از نیروهای ارتش میجنگیدند، بیخبر از عقبنشینی به محاصره تانکهای دشمن درمیآیند.
مقاومت عاشورایی
بعدازظهر ۱۶ دی، خیلی زود رزمندگان خط شکن، اولین مدافعان عملیّات شدند. حسین علم الهدی و نیروهایش در محاصره، مردانه جنگیدند. دیگر راه گریزی باقی نمانده بود. به دستور سید حسین آنها که آر پی جی نداشتند، به زور عقب آمدند. بچهها با ژ۳ و کلاش به تانکها شلیک میکردند و نمیگذاشتند بعثیها سرشان را بیرون آورند. رگبار تانکها قطع نمیشد. نیروهای حسین یکی یکی تیر میخوردند. هویزه سرزمین نبردهای تن با تانک شده بود. لبها خشک بود و آبی نبود. سید حسین و ۵ آر پی جی زن در جلوترین نقطه، شجاعانه با تانکها درگیر و زمینگیرشان کرده بودند.
رهبر معظم انقلاب که خودشان در صحنه نبرد حضور داشتند در توصیف آن لحظات میفرمایند: «در این بیابانها چند هزار تانک و نفربر زرهی از دشمن مستقر بود. آن جمع کوچک برای مقابله با این جمع علی الظاهر بزرگ میآمد... آنگونه که حسین بن علی (علیه السلام) با جمع معدود در مقابل دریای دشمن ایستاد، قلبش نلرزید، ارادهاش سُست نشد و تردید در او راه پیدا نکرد، این جوانان واقعا همانطور بودند.»(۳)
و هویزه کربلا شد...
سیدحسین در میان دود و گرد و غبار، تنها دیده میشد. چهار تانک به ۱۰ متریاش رسیدند؛ بلند شد و آخرین گلولهاش را هم شلیک کرد. سه تانک با هم به طرفش شلیک کردند. همه چیز تمام شد و خط مقاومت شکست. دشمن جسور و کینه توز شده بود. چندتا تانک بودند؛ آمدند و آمدند؛ از روی ۵ جنازه گذشتند؛ دو تا تانک تغییر مسیر دادند رفتند سمت مجروحها! جیر جیر زنجیر تانک و داد و فریاد زخمیها در هم آمیخته بود. سر، دست، پا، سینه لِه شده و تکه پارههای گوشت و استخوان را روی شنی تانکها میدیدم! نشستم به گریه؛ یاد عصر عاشورا و گودال قتلگاه افتادم.(۴) «یزیدیا نَعلای تازه شونو کوبیدن این دفعه به زیر تانکا!» شیرینی پیروزی اولیه عملیّات نصر با شهادت بچهها در شب شهادت امام رضا
علیهالسلام تلخ شد.
اولین مقصد راهیان نور رهبر انقلاب
بعد از شهادت سید حسین و یارانش، روزهای سختی آغاز شد. منطقه در تصرف دشمن ماند تا سرانجام ۱۸ اردیبهشت سال ۶۱، پس از ۱۶ ماه در مرحله دوم عملیّات الی بیتالمقدس از اشغال دشمن آزاد شد و ارتش بعث از منطقه فرار کرد.
همزمان، تفحص پیکر علم الهدی و یارانش نیز از خرداد ۱۳۶۱ آغاز شد تا هویزه مظلوم، یادآور اولین تفحص در تاریخ دفاع مقدس هم باشد. جستجوگران هر شهیدی را مییافتند همانجا به خاک میسپردند؛ چون آن روزها هنوز پلاک شناسایی در کار نبود، تعداد زیادی از شهدا گمنام ماندند و برخی هم که از نشانهها و وسایل همراه شان شناسایی میشدند، با ایثار و اجازه خانوادهها به شهرها برنگشتند.
حالا محل رزم، شهادت و آرمیدن پیکر رزمندگان حماسه هویزه، زیارتگاهی آباد شده که اولین یادمان دفاع مقدس و تنها گلزار شهدای کشور در خط مقدم نبرد به شمار میآید. گوهر وجودی شهیدان هویزه سالانه هزاران نفر را به خود میکشاند. رهبر معظم انقلاب نیز ۲۰ اسفند ۱۳۷۵ در اولین سفر راهیان نورشان به هویزه تشریف فرما شدند که در تقویم به نام «روز ملّی راهیان نور» جاودانه گردیده است.
شاخصی برای شهدای دانشجو
فرمانده نامیرای حماسه هویزه، دانشجوی شهید سید محمد حسین علم الهدی است. آیتالله زادهای با اصالت شوشتری و متولد اهواز. پدرش آیتالله سید مرتضی علم الهدی اهوازی، فقیهی برجسته و ساده زیست بود که ۱۵ اجازه اجتهاد از مراجع بزرگ تقلید آن زمان داشت. ایشان عضو شورای استفتا و مسئول وجوهات زعیم الطائفه حضرت آیتالله العظمی سیدابوالحسن اصفهانی نیز بود.
نَسب سید حسین از سمت مادری به محدث کبیر سید نعمتالله جزایری و عارف شهیر، شیخ جعفر شوشتری میرسید. رهبر معظم انقلاب که سید حسین به شاگردیشان مفتخر است با تعبیر: «جوان نابغه مسلمان انقلابی» از او یاد میکنند. سید حسین، دریای دانش و دین است. او که در کلاس چهارم ابتدایی قرآن را ختم کرد تا لحظه شهادت، معلم و مُبلغ قرآن کریم و نهج البلاغه مولا علی
علیهالسلام بود و در هویزه (لحظه تفحص پیکر پاکش بعد از سه سال) قرآن، مُعرف او شد.
رهبر معظم انقلاب درباره این ویژگی ممتاز او میفرمایند: «من وقتی اطلاع پیدا کردم برادرمان حسین علم الهدی شهید شده، تصویری که در ذهنم نقش بست، تصویر جنگهایی بود در صدر اسلام که حاملان قرآن و قاریان اصلی قرآن را در کام خودش میگرفت و شهیدانی از قاریان قرآن برای جامعه به جای میگذاشت؛ به خاطر اینکه این جوان جزو افرادی بود که از روی عمق اعتقاد و ایمان به اسلام معتقد بود و اطلاعات اسلامی و دینیاش هم خوب بود.» (۵)
تعداد شاگردان حلقههای خلاقانه مطالعه و آموزش نهج البلاغه او در اهواز نزدیک به ۸۰۰ نفر تخمین زده میشود و چند برابر این تعداد نیز درس گفتارهای شیرین او را از طریق رادیو که رسانه مهم آن دوران بود دنبال مینمودند. با این همه قرآن و نهجالبلاغه تنها زینت گفتار سید حسین نیست و کار فکری و اعتقادی او را از عملگرایی باز نمیدارد. اتفاقاً سید حسین علم الهدی را باید در متن و بطن پدیدههای اجتماعی تحلیل و تفسیر کرد. حسین هیچ کجا نبود و همه جا بود. رفتار شهید علم الهدی همواره پاسخ به چه باید کردها در حوزههای مختلف از فرهنگ تا سیاست و اجتماع است. نخبگی سید حسین نه به خاطر دانشجو بودن که برای رها نکردن مسائل جامعه و کشورش است. او که خود را بدهکار نظام و انقلابش میداند، دائم به دنبال حل مسئله است.
سید حسین در دوران نهضت امام و انقلاب از اعضای مؤثر «گروه انقلابی و مسلحانه موحدین» با انبوهی فعالیت منحصر به فرد به شمار میآید. او در جریان مبارزات گسترده انقلابی از خراسان و کرمان تا تهران و خوزستان سه بار دستگیر و زندانی و در سن ۱۹ سالگی از سوی رژیم شاه به اعدام محکوم میشود که خود روایت دیگری است.
مشارکت در خنثی سازی کودتای نقابِ پایگاه شهید نوژه، تلاش مؤثر برای گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی، برپایی نمایشگاه جنگ ایران و عراق در اهواز قبل از آغاز رسمی تهاجم برای هوشیار کردن مسئولان و گوشزد کردن خطر دشمن؛ عضویت در شورای فرماندهی سپاه تازه تأسیس خوزستان، راه اندازی شورای مقاومت مساجد اهواز، برنامهریزی و اجرای دیدار تاریخی عشایر با امام خمینی
رحمهالله در ۵ دی ۵۹ جهت بی اثر کردن تبلیغات دشمن مبنی بر همراهی مردم عرب منطقه با آنها؛ راه اندازی جهاد خدمت رسانی به مردم جنگ زده، فعالیتهای هنری در عرصه تئاتر، سرود و شعر، تشکیل هیئت ثارالله در دوران دفاع مقدس و معرفی «حاج صادق آهنگران» به عرصه حماسهخوانی جبههها و... نمونههای ماندگاری است که سید حسین علم الهدی را در مدت ۲۲ سال عمر پربرکتش در نوک پیکان تصمیمهای عاقلانه و اقدامهای عاشقانه قرار میدهد و او و همرزمان هویزه آفرینش را به مظهر تام انسان تمدنساز انقلاب اسلامی و شاخصی برای شهدای دانشجو در تمام ادوار تاریخ ایران بدل میکند.
پاداش دانشجویان پیروخط امام
در حماسه هویزه علاوه بر شهید علم الهدی، تعدادی از دانشجویان پیرو خط امام نیز در کنار دیگر دانشجویان و سایر اقشار به شهادت میرسند. خبر شهادت این دانشجویان که به دلیل کار کارستان شان در ۱۳ آبان ۵۸ خیلی مورد علاقه مردم انقلابی بودند، موج عظیمی در کشور به راه انداخت و تحولی در اعزام نیروهای جوان به جبهههای نبرد رقم زد. شاید برای همین رهبر عزیز انقلاب درباره این شهدا میفرمایند: «شهدای هویزه بودند که به ملّت ما جان دادند و خونها را در رگها به جوش آوردند.»
«شهید علی حاتمی» اهل تهران، دانشجوی سال سوم رشته دامپزشکی؛ «شهید فرخزاد سلحشور» اهل فسا (استان فارس)، دانشجوی سال سوم رشته شیمی؛ «شهید محمد فاضل» اهل سبزوار، دانشجوی ترم ۴ مهندسی صنایع و «شهید جمال دهشور» اهل اهواز، دانشجوی ترم سوم رشته شیمی، چهار دانشجویی هستند که در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا نقش آفرینی داشتهاند و شهادت در هویزه، پاداششان برای به خاک مالیدن بینی شیطان بزرگ شده است.
آقازادههای واقعی
حماسه مردان هویزه، اتّحاد ملّی واقعی را در ۱۶ دی ۱۳۵۹ به نمایش گذاشتند. تنوع اقشار و فرهنگها در این واقعه مهم نشان داد میتوان زیرسایه یک عقیده و اراده جمع شد و از میدانی چنین نابرابر سرافراز بیرون آمد. شهادت برخی از آقازادههای واقعی این مرزوبوم و منسوبان مسئولان عالی کشور در حماسه هویزه گواه همین مدعاست: دانشجوی شهید محمد حسن (محمود) قدوسی؛ نوه ارشد علامه طباطبایی، (صاحب تفسیر نفیس المیزان) و فرزند شهید آیتالله علی قدوسی (دادستان کل انقلاب)، پاسدار شهید محمد شمخانی؛ برادر دریابان علی شمخانی (مشاور سیاسی رهبر انقلاب و فرمانده سپاه خوزستان در زمان عملیّات هویزه)، دانشجوی جهادگر شهید محمود فروزش؛ برادر مهندس غلامرضا فروزش؛ (وزیر جهاد سازندگی دولتهای چهارم و پنجم)، مهندس شهید محمد بهاءالدین؛ (از نوادگان جناب شیخ بهایی)، دانشجوی شهید سید محمد علی حکیم؛ (نوه آیتالله سید احمد حکیم و از نوادگان عارف بالله سید علی شوشتری) و دانشجوی شهید محمد اسماعیل اعتضادی جمع؛ (نوه شیخ محمد اصفهانی از مبارزان دوران کشف حجاب رضاخانی در مشهد).
راهگشای پیروزیهای بزرگ
در جنگهای دفاعی جهان، قهرمانان حقیقی ملتها ظهور میکنند. چهارچوبی که علم الهدی ماجرای هویزه را در آن فهم میکند، تحلیل یک نهضت است؛ نه یک عملیّات. معادله هویزه از جذب نیرو تا اجرا در میدان با منطق «نهضت اجتماعی» سامان مییابد. نهضتی که در پی تغییر سرنوشت جنگ از طریق مفهوم مقاومت مردمی و تقابل با تئوری جنگ کلاسیک است. منطقی که به تعبیر علم الهدی با تکرار مقاومت به استقامت میانجامد.
در حماسه هویزه و دیگر نبردهای دفاع هشت ساله بیش از آنکه سلاح ما صف آرایی کند، انسانهای جدیدی صف سینهها را جلو دادند که قدرت آنها از فطرت بیدارشان سرچشمه می گرفت. در هویزه اراده مقاومت، ماشین جنگی دشمن را زمینگیر کرد. حماسه هویزه در ظاهر با عدم الفتح همراه بود، اما منشأ و راهگشای پیروزیهای بزرگ بعدی شد. اگر خونهای بزرگ هویزه نبود، فتح خرمشهر هم در کار نبود. شهدای هویزه ما را به خودباوری رساندند و نشان دادند خط سیر دستیابی به پیشرفت از مسیر مقاومت و استقامت می گذرد؛ به یک معنا الگوی محور مقاومت و مبدأ ایستادگیهای دانشجویی در دفاع مقدس شدند و این شاید آن دلیلی باشد که به تعبیر رهبر انقلاب، هویزه آفرینان را در سراسر دوران جنگ برجسته و ۱۶ دی را به هویت ماندگار انقلاب تبدیل مینماید: «سراسر دوران جنگ سرشار از ماجراهای رؤیاگونه این راهبان شب و شیران روز است و گروه شهیدان هویزه از برجسته ترین آنانند.»(۶)
۱.بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در مصاحبه با گروه تلویزیونی سپاه به مناسبت سالگرد حماسه هویزه-۱۵ دی ۱۳۶۱.
۲.بخشی از پیام امام خمینی (ره) به مناسبت پیروزی روز اول عملیّات نصر خطاب به رئیس جمهور وقت./۱۵ دی ۱۳۵۹
۳.بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع زائران یادمان شهدای هویزه-۲۰ اسفند ۱۳۷۵
۴.روایت یکی از بازماندگان حماسه هویزه
۵. .بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در مصاحبه با گروه تلویزیونی سپاه به مناسبت سالگرد حماسه هویزه-۱۵ دی ۱۳۶۱.
۶. بخشی از یادداشت آیتالله خامنهای در دوران ریاست جمهوری بر کتاب حماسه هویزه.