others/content
نسخه قابل چاپ

به بهانه سالروز درگذشت مرضیه دباغ حدیدچی

مرضیه دباغ؛ پرچمدار زن انقلابی در تاریخ ایران

 «درگذشت بانوی مبارز و انقلابی خستگی‌ناپذیر خانم مرضیه حدیدچی دبّاغ را به بازماندگان محترم و دوستان و همرزمان ایشان تسلیت میگویم. این بانوی شجاع و فداکار در دوران طاغوت در شمار مبارزان مؤمنی بود که زندان و شکنجه‌های شدید نتوانست او را از این راه دشوار منصرف کند و در دوران جمهوری اسلامی نیز در مسئولیّت‌هایی مانند فرماندهی سپاه پاسداران در همدان و نمایندگی مجلس شورای اسلامی و تدریس در دانشگاه و حضور در سازمان‌های خدماتی انجام وظیفه کرد و مفتخر به عضویّت در هیئت اعزامی امام راحل برای رسانیدن نامه‌ معروف ایشان به سران شوروی سابق شد. غفران و رضوان الهی شامل حال این بانوی بااخلاص و فداکار باد.» (۱)
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این پیام، با تجلیل از صلابت و اخلاص این بانوی مبارز، به نقش‌آفرینی‌های مهم و کم‌نظیر او در دوران مبارزات علیه رژیم پهلوی و نیز مسئولیت‌های خطیرش در جمهوری اسلامی اشاره کردند؛ مسئولیت‌هایی که چهره‌ای از او ساخت که نامش با مجاهدت، خدمت و وفاداری به انقلاب اسلامی گره خورده است.
به مناسبت ۲۷ آبان‌ماه، سالروز درگذشت این بانوی چریک انقلابی،
بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR نیز در ادامه روایت زندگی پرفرازونشیب او، گزارشی تازه از لحظه‌ها و فداکاری‌های ماندگارش منتشر کرده است.

* از مکتب‌خانه همدان تا میدان مبارزه
حدیدچی دبّاغ در سال ۱۳۱۸ در خانواده‌ای مذهبی و فرهنگی در همدان به دنیا آمد. پدرش، علی‌پاشا حدیدچی، اهل درس و مباحث دینی بود و جلسات مذهبی برگزار می‌کرد؛ مادرش نیز در خانه جلسات قرآن داشت. کودکی او هم‌زمان با ورود نیروهای متفقین به همدان گذشت؛ حادثه‌ای که خانواده را ناچار به کوچ موقت از شهر کرد. دبّاغ تحصیل را در مکتب‌خانه آغاز کرد، اما به‌دلیل محدودیت‌های فرهنگی آن زمان، اجازه نوشتن نداشت و با بریده‌های کاغذ صحافی پدر نوشتن را خودش آموخت.

در ۱۴سالگی با محمدحسن دبّاغ بازاری مذهبی و اهل مبارزه ازدواج کرد و به تهران رفت. فعالیت‌های سیاسی همسرش، حضور در جلسات آیت‌الله کاشانی و نقش او در قیام ۱۵ خرداد، دبّاغ را بیش‌ازپیش با فضای مبارزه آشنا کرد. او در حالی که مادر سه فرزند بود، تحصیل علوم دینی را ادامه داد؛ ابتدا نزد آقا کمال مرتضوی و سپس نزد آیت‌الله علی خوانساری. خیلی زود خود نیز به تدریس درس‌های مقدماتی حوزه پرداخت؛ آغاز راهی که بعدها او را به یکی از چهره‌های اثرگذار مبارزه و انقلاب تبدیل کرد.(۲).

* آغاز دلدادگی و ورود به نهضت امام
با تصویب لایحه‌ انجمن‌های ایالتی و ولایتی در سال ۱۳۴۱، موجی از اعتراضات مردمی و روحانی به‌پا شد. در این میان، امام خمینی(ره) با صریح‌ترین مواضع، ماهیت ضدّ اسلامی لایحه را آشکار کردند و سخنرانی‌های ایشان جان تازه‌ای در میان مبارزان دمید. در همین فضا، دبّاغ که از بی‌عدالتی‌های آن دوران به ستوه آمده بود، با شنیدن شجاعت و صراحت امام که آن زمان با نام «حاج‌آقا روح‌الله» شناخته می‌شد ایشان را رهبر و مقتدای خود دانست و آرزو کرد که در مسیر مبارزه گامی بردارد.

نخستین فعالیت‌های دبّاغ از پخش اعلامیه‌های امام آغاز شد. همسرش اخبار و بیانیه‌ها را به خانه می‌آورد و او شبانه آنها را جاسازی و منتقل می‌کرد تا برای توزیع به شهرستان‌ها برسد. این تجربه، آغاز ورود جدی او به میدان مبارزه بود. در ادامه، دبّاغ نزد آیت‌الله سعیدی به فراگیری فقه و مباحث دینی پرداخت(۳) و پرسش‌های سیاسی خود را گاه مستقیما از امام(ره) می‌پرسید. آیت‌الله سعیدی، با شناخت توانایی و روحیه‌ شجاعانه او، وی را به فعالیت‌های سیاسی فراخواند و مأموریت‌های مختلفی بر عهده‌اش گذاشت. با افزایش مسئولیت‌ها، دبّاغ گاهی با مخالفت همسرش روبه‌رو می‌شد؛ اما پس از گفت‌وگوی آیت‌الله سعیدی با وی، مانع‌ها کنار رفت. همسرش با اطمینان از مسیر او گفت: «مرضیه برای اسلام، قرآن و آقای خمینی است؛ هر چه شما صلاح بدانید.»(۴)

* ایستادگی مادر و دختر
دبّاغ برای درمان بیماری قلبی فرزندش سفری به انگلستان کرد و در این مسیر با اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان اروپا و آمریکا آشنا شد. این فعالیت‌ها تحت نظر ساواک قرار گرفت و در سال ۱۳۵۲ دستگیر شد. او در بازجویی‌ها سکوت کرد و شکنجه‌های طاقت‌فرسا نتوانست اراده‌اش را بشکند.

دبّاغ در روایت خود از شکنجه‌ها گفته است: «حدود شانزده روز بدترین و وحشتناک‌ترین شکنجه‌ها را تحمل کردم، ولی هنوز مطلب با اهمیتی به مأموران نگفته بودم. این امر برای آنها و بازجوها بسیار گران آمد.» در اقدامی غیرانسانی، دختر دومش، رضوانه، که تازه به عقد درآمده بود، دستگیر و به کمیته نزد او آورده شد تا با فشار روحی، مقاومت مادر شکسته شود. رضوانه دانش‌آموز مدرسه رفاه بود و سرودها و اشعار رادیو مبارزان عراق را جمع‌آوری کرده بود. دفترچه او به دست ساواکی‌ها افتاده بود و این بهانه‌ای برای دستگیری‌اش شد.

مرضیه دبّاغ برای حفظ روحیه دخترش، خود را استوار نشان داد و به رغم شکنجه‌ها، به او دلداری می‌داد. مأموران برای دریدن حجاب و شکستن روحیه مادر و دختر، چادرشان را از سرشان برداشتند؛ اما آنها با استفاده از پتوهای سربازی به جای چادر از حجاب خود محافظت کردند و با این اقدام، مأموران را به استهزا وا داشتند.

شکنجه‌ها به همین جا ختم نشد؛ مأموران چند موش در سلول رها کردند تا دخترش وحشت کند. او به مادر می‌چسبید و گریه می‌کرد، اما دبّاغ با پتو سر خود و دختر، به آرامی او را دلداری می‌داد و از وضعیت واقعی آگاه می‌کرد. مأموران ساواک با تمسخر آنها را :« مادر و دختر پتویی صدا می‌زدند.»(۵)

* آغاز فعالیت‌های بین‌المللی
چند ماه بعد، دبّاغ پس از بهبود نسبی، دوباره دستگیر و به زندان قصر منتقل شد. در این دوران با بسیاری از فعالان سیاسی آشنا شد و در مواجهه با مأموران، خود را زنی عامی و بی‌سواد نشان داد.(۶) شکنجه‌های جدید و بیماری ناشی از عفونت زخم‌ها ادامه یافت تا جایی که هم‌سلولی‌های غیرمذهبی حاضر به هم‌نشینی با او نبودند. نهایتا با مداخله برخی هم‌سلولی‌ها و بررسی‌های پزشکی، بیماری او به عنوان سرطان پیشرفته پوست تشخیص داده شد و حکم زندان او از پانزده سال به یک سال و چهار ماه کاهش یافت و آزاد شد.(۷)

پس از درمان، دبّاغ با تهدیدهای جدید ساواک، مجبور به ترک ایران شد. او در حالی که هشت فرزند داشت، با گذرنامه جعلی به انگلستان رفت و پس از مدتی اقامت، ضمن فعالیت‌های اجتماعی و کار در هتل، با جلسات سخنرانی عبدالکریم سروش آشنا شد. پس از سه ماه، به همراه محمد منتظری راهی سوریه شد و در پایگاه اصلی گروه منتظری، با شخصیت‌هایی مانند سیدمحمد غرضی، ناصر آلادپوش و علی جنتی همکاری کرد و برنامه‌هایی چون سفر حج و تبلیغ اندیشه امام خمینی رحمه‌الله را اجرا نمود.(۸) او با هویت جعلی لیبیایی به عربستان رفت و پس از بازگشت، نماینده گروه منتظری برای دیدار با امام خمینی رحمه‌الله در نجف شد. در این دیدار، دبّاغ گزارش شرایط زندان و شکنجه‌های ساواک را ارائه کرد و از امام برای بازگشت به ایران کسب تکلیف نمود.

با اجازه امام، دبّاغ برای گذراندن دوره‌های جنگی و آموزش نظامی زنان مبارز به سوریه و لبنان رفت. در پایگاه‌های سازمان آزادی‌بخش فلسطین آموزش نظامی دید و در چند عملیات نامنظم علیه رژیم صهیونیستی شرکت کرد. او با شخصیت‌هایی چون امام موسی صدر و مصطفی چمران نیز همکاری داشت و آموزش زنان مبارز را برعهده گرفت.(۹) در طول مبارزه، دبّاغ با نام‌های مستعار «خواهر طاهره»، «دبّاغ» و «زینت احمدی نیلی» فعالیت می‌کرد. از دیگر فعالیت‌های او، شرکت در راهپیمایی بزرگداشت علی شریعتی در لندن و اعتصاب غذای جمعی در کلیسای سن‌ماری پاریس بود، که در اعتراض به افزایش دستگیری‌ها و شکنجه‌های رژیم پهلوی برگزار شد.

* ورود به نوفل لوشاتو و آغاز خدمت به امام
دبّاغ درباره نحوه حضورش در نوفل لوشاتو می‌گوید که هنگامی که امام خمینی به فرانسه آمدند، او در لبنان بود و از دفتر امام موسی صدر مطلع شد که باید با حاج مهدی عراقی تماس بگیرد. او که از نام عراقی آگاه بود و می‌دانست سال‌ها در زندان بوده، پس از تماس فوری و با کمک دوستان برای تهیه بلیت، رهسپار فرانسه شد و از پاریس مستقیم به نوفل لوشاتو آمد.

به گفته دبّاغ، زمانی که به نوفل لوشاتو رسید، چند روزی بود که امام در آنجا مستقر شده بودند. آقای عراقی به او اطلاع داد که دولت فرانسه قصد داشت در خانه امام پلیس زن بگذارد، اما امام موافقت نکردند و دوستان، از جمله آقای محمد منتظری، او را برای حضور در این مسئولیت مناسب تشخیص دادند. از آن روز، خانم دبّاغ در نوفل لوشاتو مستقر شد و امور خانه و تهیه غذا را بر عهده گرفت.(۱۰) همچنین در جلسات درس آیت‌الله سعیدی حضور داشت و از مجاهدت و علم ایشان بهره‌مند شد.

او پشت در اتاق امام می‌خوابید، نامه‌ها و مرسولات پستی ایشان را بررسی می‌کرد تا هرگونه توطئه احتمالی خنثی شود. در ۱۰ بهمن ۱۳۵۷، وقتی خبرنگاری تلاش کرد به امام نزدیک شود، درگیری فیزیکی اتفاق افتاد و امام به دلیل فشار عصبی به بیمارستان منتقل شدند. پس از بازگشت امام و به دستور ایشان برای حضور نیافتن زنان در پرواز، خانم دبّاغ همچنان در نوفل لوشاتو ماند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در ۲۸ بهمن ۱۳۵۷ به ایران بازگشت.

پس از انقلاب، به دلیل سابقه در آموزش‌های نظامی و رزمی، دبّاغ نقشی اساسی در تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایفا کرد. او به حکم جواد منصوری و همراه با حسن لاهوتی، مأمور تشکیل سپاه در غرب کشور شد و پس از راه‌اندازی تشکیلات مرکزی در کردستان، فرماندهی سپاه همدان را از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۱ به عهده گرفت. در این مسئولیت، او حضوری مستقیم در مبارزه با شورش‌ها، فرقه‌های ضدانقلاب، دموکرات‌ها و قاچاقچیان اسلحه و مواد مخدر داشت و دو بار از توطئه‌های سوء قصد جان سالم به در برد.(۱۱)  و اینگونه مرضیه دبّاغ از ابتدای انقلاب اسلامی تا کنون تنها فرمانده زن سپاه پاسداران شد.

* فراز پایانی یک عمر مجاهدت
پس از مجروحیت در عملیات گشت‌ و شناسایی سال ۱۳۶۱، دبّاغ از فرماندهی سپاه همدان کناره گرفت و مسئولیت بسیج خواهران تهران را برعهده گرفت. سپس در دوره دوم و سوم مجلس به‌عنوان نماینده تهران و عضو کمیسیون اصل نود فعالیت کرد و در جمعیت زنان جمهوری اسلامی نیز قائم‌مقام شد. اوج فعالیت‌های سیاسی او مأموریت تاریخی ابلاغ پیام امام خمینی به گورباچف در سال ۱۳۶۷ بود؛ حضوری که با پایبندی کامل او به اصول دینی در دیدار با رهبر شوروی همراه شد. سرانجام، مرضیه دبّاغ در ۲۷ آبان ۱۳۹۵ در سن ۷۷سالگی درگذشت و در حرم امام خمینی به خاک سپرده شد.

* تجسم زن اسلامی در عمل
او یکی از جلوه‌های زن ساخته شده در انقلاب اسلامی بود. آنچنان که رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به او تصویری روشن و شفاف از زن تراز اسلامی ارائه کردند: «خانم دبّاغ شخصیتی بود که در دوران مبارزات، همچون یک چریک مبارزه می‌کرد و در دوران حضور امام(ره) در پاریس، همراه امام مشغول فعالیت و تلاش بود و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز فرمانده سپاه همدان شد و در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی تا آنجا پیش رفت که امام وی را به عنوان یکی از اعضای هیات سه نفره اعزامی به مسکو برای دادن پیام به گورباچف انتخاب کردند.»

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه خانم دبّاغ با طیف عظیمی از فعالیت‌ها نمونه‌ای واقعی از زن اسلامی و انقلابی است افزودند: «همین یک نمونه می‌تواند مضمون و محتوای چندین کار هنری فعال باشد که تصویر واقعی از زن در نظام اسلامی را ارائه کند.»(۱۲)

زندگی دبّاغ نشان داد که «زن برجسته اسلامی» در ترکیب هویت خانوادگی، توان فکری، شجاعت اجتماعی و مسئولیت‌پذیری انقلابی شکل می‌گیرد و نه مسئولیت اجتماعی خود را تعطیل و نه مسئولیت محوری در خانواده را فراموش می‌کند.

 
پیام تسلیت رهبر انقلاب، ۲۵ آبان ۱۳۹۵
مرتضوی، سیدضیاء (۱۴۰۰). دانش‌نامه امام خمینی، جلد ۵: حوزه علمیه قم – روشنفکری. قم: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ص ۳۳۶–۳۳۷.
رنجبر، مقصود (۱۳۸۵). عروج از زندان (زندگی و مبارزات شهید آیت‌الله سعیدی). تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۶۰.
کاظمی، محسن (۱۴۰۳). مرضیه حدیدچی دبّاغ. تهران: سوره مهر، ص ۴۷.
کاظمی، مرضیه حدیدچی دبّاغ. ص ۷۲.
شفیعی، عالیه (۱۳۸۶). پرواز با نور. تهران: موسسه چاپ و نشر عروج (وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)). ص ۴۴ - ۴۵
مرتضوی، دانش‌نامه امام خمینی. جلد ۵.  ص ۳۳۸.  
شفیعی، پرواز با نور. ص ۴۶.
مرادحاصلی‌خامنه، تاریخ شفاهی: مبارزات سیاسی زنان مسلمان. ص ۱۴۷.
(۱۰ طباطبایی، فاطمه (۱۳۹۰). اقلیم خاطرات. تهران: پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی (وابسته به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره))، ص ۴۵۸.
(۱۱ مرتضوی، دانش‌نامه امام خمینی. ص ۳۳۹.

....
لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :
ضمن تشکر ، نظر شما با موفقیت ثبت شد.
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی