others/content
نسخه قابل چاپ

گفتگو با نویسنده‌ی کتاب خانوم ماه

یک پایداری زنانه

 خانم ساجده تقی‌زاده نویسنده‌ی کتاب «خانوم ماه» تأکید دارد که مهم‌ترین بخش کتاب «خانوم ماه»، روایت زندگی و پایداری همسر شهید در سال‌های پس از شهادت است؛ دوره‌ای که تمام لنز دوربین بر همسر شهید متمرکز می‌شود تا مقاومت او را در تربیت فرزندان و فعالیت‌های اجتماعی نشان دهد. او معتقد است روایت‌های ظریف و جزئی‌نگرانه‌ی زنانه، جنگ را از یک کتاب رزم به کتاب زندگی تبدیل کرده است. بخش کتاب رسانه KHAMENEI.IR به مناسبت تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «خانوم ماه» به گفت‌وگو با نویسنده این اثر پرداخته است.
 
* آشنایی شما با سوژه چطور آغاز شد و چه فرایندی را برای تولید محتوای کتاب طی کردید؟
* آشنایی من با حاج‌خانم به سال ۹۴ برمی‌گردد. درواقع برای کاری مربوط به «خانوم ماه» بود که با ایشان آشنا شدم. معمولاً در مصاحبه‌ها این موضوع را نگفته‌ام، اما این ارتباط برای من با یک حاجت شخصی گره خورده بود. حاجتی داشتم که به لطف شهید برآورده شد. به زیارت مزارشان رفتم و همان‌جا نذر کردم کاری برای شهید انجام بدهم. وقتی با همسر شهید آشنا شدم، ترجیح دادم این کار مرتبط با ایشان و زندگی‌شان باشد.

اولین مصاحبه‌ها را در سال ۹۵ انجام دادیم. در ابتدا قصد داشتم این روایت را در قالب رمان بنویسم؛ به همین دلیل شخصیت‌های فرعی هم وارد داستان شدند. انجام این کار تقریباً دو سال طول کشید. در سال ۹۷ نسخه‌ی پیش از چاپ را به حدود پنجاه نفر از اساتید، نویسندگان، مخاطبان عادی، خانم‌های خانه‌دار و اهل کتاب دادم تا پیش از انتشار بازخورد بگیرم. اغلب بازخوردها این بود که ای‌کاش داستان در قالب رمان نباشد و زندگی «خانوم ماه» به‌صورت روایتی صادقانه، خالص و بدون عناصر تخیلی و تکنیک‌های داستان‌پردازی بیان شود.

همین باعث شد تصمیم بگیرم کار را به شکل مستند بنویسم؛ صرفاً بر اساس مطالب و روایت‌هایی که در مصاحبه‌ها وجود داشت. حتی در بخش‌هایی لازم شد دوباره مصاحبه کنم و عملاً یک دوره‌ی جدید یک‌ونیم‌ساله طی شد تا کتاب به‌صورت مستندروایی بازنویسی شود. این اثر پیش از چاپ، در انتشارات علمی‌فرهنگی برگزیده‌ی بخش زندگینامه‌نویسی شد. در نهایت، کتاب در سال ۹۹ ــ در دوره‌ای که مردم به دلیل کرونا بیشتر به مطالعه روی آورده بودند ــ توسط انتشارات به‌نشر منتشر شد و خدا را شکر از همان ابتدا استقبال بسیار خوبی داشت. از سال ۹۹ تا مهر امسال، هم‌زمان با انتشار خبر تقریظ، کتاب تقریباً به ده چاپ رسید.

* در این مدت و تجدید چاپ‌های کتاب، بازخوردی هم داشتید؟
* بله، دقیقاً. می‌خواستم همین را بگویم. من کتاب‌های دیگری هم نوشته‌ام و مخاطبانی داریم که همه‌ی آثار را دنبال می‌کنند، اما بیشترین توجه و بازخوردها مربوط به کتاب «خانوم ماه» بوده است. آنچه برای من جالب‌تر است، بازخورد دختران و زنان جوان است. تصور می‌کردم چون فضای داستان مربوط به دهه‌ی شصت، انقلاب و دفاع مقدس است، شاید برای این نسل چندان جذاب نباشد؛ اما برخلاف تصورم، اتفاقاً این قشر بیشترین توجه را نشان داده‌اند.

* برخلاف آن چیزی که تصور می‌‌شود نوشتن از چنین سوژه‌‌هایی حتماً دشوار است. برای نوشتن خودتان را متعهد به چه چیزهایی کرده بودید تا بتوانید حق مطلب را درباره‌ی سوژه‌ی کتاب ادا کنید.   
* بله، اولاً خدا را شکر؛ نسبت به کارهای دیگری که انجام داده‌ام ـ که معمولاً میان راوی و نویسنده درباره‌ی این‌که چه مطالبی وارد کتاب شود یا نشود، چالش‌هایی وجود دارد ـ در کارِ مربوط به خانم‌ها این مسئله را بسیار کمتر تجربه کردم. اما از نظر فنی تلاش کردم کاملاً متعهد به زمان‌بندی تاریخی، پایبند به یک روایت خطی ساده و همچنین وفادار به نثری روان و خوش‌خوان باشم؛ به‌گونه‌ای که هر شخصیت با زبان متناسب با موقعیت و هویت خود سخن بگوید. برای مثال، زبان یک دختر کم‌سواد با زبان یک شهید یا یک روحانی تفاوت‌های طبیعی خود را داشته باشد. نکته‌ی دیگری که برایم اهمیت داشت این بود که چون این اثر در شیراز نوشته می‌شد و شخصیت اصلی نیز اهل شیراز بود، بتوانم فضای آن دورانِ شیراز را تا حدی در اثر بازتاب دهم. حتی در حد استفاده‌ی محدود از برخی لغات، اصطلاحات، رسوم، آداب، فضاهای شهری و موقعیت‌های جغرافیایی؛ البته تا اندازه‌ای که موجب آزار مخاطب نشود.

از نظر ساختاری نیز تلاش کردم روایت به صورت داستان‌های به‌هم‌پیوسته باشد؛ به شکلی که برای مخاطب ملال‌آور نشود و درگیر یک روایت طولانی و بی‌وقفه نگردد. فصل اول مربوط به دوران کودکی خانم ماه و دوران نوجوانی شیرعلی است. سپس وارد فصل دوم می‌شویم که با ازدواج آن‌ها آغاز می‌شود و با تولد فرزندان، رخدادهای انقلاب، دفاع مقدس و نهایتاً شهادت شهید پایان می‌یابد. اما فصلی که برای خودم بسیار اهمیت داشت ـ و بیشترین زمان و تعداد مصاحبه‌ها را به آن اختصاص دادم ـ فصل سوم بود. این فصل دوره‌ای طولانی را از زمان شهادت شهید، یعنی از ابتدای دهه‌ی شصت تا حدود نیمه‌های دهه‌ی نود پوشش می‌دهد. دلیل این توجه ویژه نیز آن بود که در این بخش، تمام تمرکز بر خودِ خانم ماه قرار می‌گیرد. تصمیم‌گیری‌های دشوار، انتخاب‌های مهم، و ویژگی‌هایی که او را از دیگران متمایز می‌کند، در همین بخش آشکارتر می‌شود. در واقع، پایداری و مقاومت او، تلاشش برای تربیت فرزندان، و یافتن نقش خود در مسائل اجتماعی و سیاسی پس از دوران دفاع مقدّس، از مواردی بود که برایم بسیار مهم بود در این فصل به شکلی دقیق و پُرمحتوا بیان شود. به همین دلیل می‌خواستم فصل پس از شهادت شهید، فصلی قوی و غنی در کتاب باشد.

* شما و اثر شما بخشی از جریان ادبیات دفاع مقدس محسوب می‌شود. در جایگاه ارتقای این جریان، مهم‌ترین چالش‌های ادبیات جهاد و مقاومت را چه موضوعاتی می‌دانید؟ 
* من فکر می‌کنم محاسن این حوزه آن‌قدر زیاد است که شاید هنوز برای نقد برخی بخش‌ها زود باشد. اما با این حال، به گمانم با دو یا سه چالش اصلی مواجه هستیم. نخست این‌که ما در حال روایت‌کردن موضوعی هستیم که راویان آن با سرعت در حال از دست رفتن‌اند و این مسئله را باید بسیار جدی گرفت. به نظر من لازم است این موضوع به یک نهضتِ ثبت و ضبط تبدیل شود و در مرحله‌ی اول، اولویت ما «ثبت و ثبت دقیق» باشد؛ نه اینکه حتماً مصاحبه یا کاری که انجام می‌دهیم فوراً تبدیل به کتاب یا محصول دیگری شود.

نکته‌ی دوم این است که اگر از نظر محتوایی به آثار دفاع مقدس نگاه کنیم، به نظرم یکی از چالش‌های مهم، غفلت از نسل جدید است. ما همچنان روایت‌های خود را برای نسلی می‌نویسیم که انقلاب و دفاع مقدس را دیده و شرایط آن دوران را لمس کرده‌ است و اکنون دوباره با همان فضا مواجه می‌شود. در حالی که توجه ما به نسل جدید بسیار اندک است. من این اثر را با دختران دهه‌ی نودی می‌خواندم. یکی از آن‌ها از من پرسید: «خانم، این کتاب را کی نوشتید؟» گفتم: «مثلاً سال ۹۴ شروع کردم.» گفت: «چه جالب، آن موقع من دو ساله بوده‌ام.» این برای من تلنگر جدی بود؛ اینکه ما اثری می‌نویسیم که البته خوب است نسل دهه‌ی نودی آن را می‌خوانند، اما چقدر الزامات و جذابیت‌های متناسب با سلیقه‌ی دختران امروز در آن رعایت شده است؟

نکته‌ی دیگر، به نظر من، مسئله‌ی تکرار است که آسیبی جدی به این حوزه وارد می‌کند. ما نباید در این زمینه‌ها دچار تکرار شویم. باید تلاش کنیم در محتوا، در ظاهر نثر و در بسیاری از جنبه‌های دیگر، هوای تازه به این جریان وارد کنیم تا برای مخاطب ملال‌آور نشود.

* به‌عنوان سوال آخر چرا ما به روایت‌های زنانه از جنگ نیاز داریم؟
* من فکر می‌کنم تا زمانی که به نقش تمامی اقشار توجه نکنیم، تابلوی دفاع مقدس تابلویی ناقص خواهد بود. این فقط به زنان محدود نمی‌شود؛ اقشار گوناگونی در دفاع مقدس نقش‌آفرین بودند. هر اندازه بتوانیم این تابلو را مردمی‌تر کنیم، آن را به واقعیتی که وجود داشته نزدیک‌تر کرده‌ایم. به‌گمانم در دو دهه‌ی نخست پس از جنگ، ما به‌شدت درگیر روایت‌های جبهه و روایت‌های مردانه‌ی جنگ بودیم، اما اکنون نوعی تعادل ایجاد شده است؛ چرا که نقش زنان، خانواده‌ها، فرزندان شهدا، همسران، مادران و پدران نیز دیده می‌شود و این بخش مهمی از واقعیت جنگ است.

نکته‌ی دیگر این‌که هیچ حماسه‌ای توسط یک قشر واحد خلق نمی‌شود. حماسه‌ها معمولاً مردمی و با حضور همه‌ی افراد جامعه شکل می‌گیرند. تاریخ ما نیز نشان داده که ایرانی‌ها مسائل را اغلب در قالب خانواده حل می‌کنند و هر جا با نگاه خانوادگی به موضوعی نزدیک شده‌ایم، موفق بوده‌ایم. این عرصه نیز چنین است و قطعاً باید به این نقش جامع توجه شود. به‌نظر من همین نکته باعث شده که از میان کتاب‌هایی که رهبر انقلاب اخیراً تقریظ کرده‌اند، سه عنوان مربوط به حوزه‌ی زنان باشد؛ برای تأکید بر نقش خانواده و آنچه که عرض کردم.

اما درباره‌ی پرسش دوم شما، مبنی بر تفاوت میان روایت‌های زنانه و مردانه، باید گفت این تفاوت، همان تفاوت طبیعی میان زنان و مردان در زندگی روزمره است. نگاه ریزبینانه، توجه به جزئیات، ظرافت در بیان و انتخاب دقیق موضوعاتی که شاید مردان از کنار آن‌ها کلی‌وار عبور کنند، از ویژگی‌های بارز روایت‌های زنانه است. برای مثال، مادری که همسرش شهید شده و اکنون فرزندش بزرگ شده، وقتی می‌خواهد به او نماز یاد بدهد و او را علاقه‌مند کند، این موضوع برایش یک چالش واقعی بوده و همان را ذره‌ذره و کاملاً مینیاتوری روایت می‌کند؛ اینکه چگونه پسری که توجهی به نماز نداشت، نمازخوان شد و اکنون حتی با چهل سال سن، همچنان به آن پایبند است. چنین جزئیاتی در روایت‌های مردانه کمتر دیده می‌شود، چرا که نگاه آن‌ها بیشتر معطوف به صحنه‌ی رزم است. همچنین وجود احساسات و عواطف در این کتاب‌ها سبب شده این آثار برای اقشار مختلف خواندنی باشد؛ یعنی از سطح یک کتاب صرفاً مرتبط با جنگ فراتر رفته و تبدیل به آثاری درباره‌ی زندگی با تمام فراز و فرودهای آن شده است.

نکته‌ای نیز درباره‌ی تقریظ‌ها عرض کنم. تقریظ‌ طبیعتاً آثار و برکات متعددی دارد که همگان کم‌وبیش از آن آگاه‌اند. اما نکته‌ای بسیار مهم این است که در خانواده‌های شهدا نسل‌های جدیدی مدام اضافه می‌شوند؛ فرزندان شهید ازدواج می‌کنند، نوه‌ها و نتیجه‌ها به دنیا می‌آیند. این افراد غالباً شناختی از شهید ندارند و گاهی شهید برایشان در آستانه‌ی فراموشی قرار می‌گیرد و فقط یک نام تاریخی محسوب می‌شود. اما من در این سال‌ها، در ارتباط با نویسندگان کتاب‌های تقریظ‌شده و خانواده‌های شهدا، دیده‌ام که تقریظ‌ها چقدر بر فرزندان، نوه‌ها و نتیجه‌های شهدا اثرگذار است؛ به‌گونه‌ای که شهید در ذهن آن‌ها دوباره مجسم می‌شود و عظمت او به شکلی تازه درک می‌شود. این نیز از دوراندیشی‌های حکیمانه‌ی رهبر انقلاب است؛ هرچند تقریظ‌ها آثار متعددی در ابعاد مختلف دارند، اما من خواستم به‌طور خاص، تأثیر آن را در خود خانواده‌ی شهید بیان کنم.
....
نام پرونده : «تب ناتمام»، «خانوم ماه»، «همسفر آتش و برف»
لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :
ضمن تشکر ، نظر شما با موفقیت ثبت شد.
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی