others/content
نسخه قابل چاپ

بعثت خون | گفت‌وگو با حجت‌الاسلام انجوی‌نژاد

جغرافیای سخن


http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif رهبر انقلاب در سخنرانی سال گذشته در دیدار با نخبگان حوزه گفتند که حوزه نسبت به انقلاب عقب هست و باید تحول پیدا کند. البته این عقب‌ماندگی طبیعی است؛ چون انقلاب خودش سرعت بالایی داشته و همه نتوانسته‌اند خودشان را با آن تنظیم کنند. ارزیابی شما از وضعیت تبلیغ خصوصاً منبر در این روزها چیست؟ منبر چقدر توانسته خودش را با انقلاب تنظیم کند؟ اثراتی که انقلاب توانسته روی این رسانه‌ی دینی بگذارد چه بوده؟
این‌گونه مسائل باید توسط کسانی خارج از اهالی منبر مثلاً یک گروه از کارشناسان بررسی شود. اهالی منبر برای اظهار نظر دو سه معذوریت دارند؛ من جمله این‌که وقتی از جایگاه منبری نظر می‌دهیم، فلش بیشتر اشکالات برمی­گردد به سایر منبری­ها.
به هر حال جای یک گروه کارشناسی خبره خارج از گود و مسلط به کار- نه فقط از نظر اجرایی بلکه کسانی که قبلاً کار کرده‌اند و قدرت تشخیص دارند- در این وادی خالی است. جای گروه منتقد قوی در همه‌ی مسائل فرهنگی خالی است، مخصوصاً در این‌گونه مسایل که حالتی از تقدس دارد. برخی مخالفت با روش‌ها را مخالفت اسلام یا روحانیت برداشت می­کنند. حتی شاید از سخنان انتقادی تخطئه را برداشت کنند. بنابراین بهترین کار این است که گروهی نقد درست و مصداقی را مطرح کنند. در مورد ورزش، این نقد مصداقی را داریم که مثلاً چرا فلانی را در بازی تعویض کردید، ولی در منبر فقط کلیات گفته می­شود که این کار را بکنید، آن کار را نکنید؛ این‌ها خوبند، آن‌ها بدند و... در صورتی که می‌توانیم بیست سی تا منبری مطرح در سطح کشور را زیر نقد دقیق بکشیم و یک کارشناس بیاید ساعت‌ها سخنرانی مذهبی را نقد ­کند. بعضی­ها سن­ زیادی دارند و سی چهل است دارند تبلیغ می‌کنند اما اصلاً نقد نشده‌اند.
گله­ای که از شهید مطهری و حضرت امام و بسیاری از بزرگان شروع شد، الان از زبان رهبر معظم انقلاب ادامه دارد، این است که الان حوزه واقعاً دارد دنبال جامعه می­دود. به جای این‌که جامعه خودش را با حوزه تطبیق بدهد، حوزه سعی می­کند با جامعه تطبیق پیدا کند؛ برای این‌که عقب است. اگر روزی حوزه جلو بیافتد، جامعه منتظر عکس­العمل حوزه می­شود، نه حوزه منتظر عکس­العمل جامعه.
منبری­های ما هم خروجی­های حوزه هستند و به نظرم یک‌سری مشکلات قالبی و مشکلات محتوایی دارند. مشکل قالبی­شان این است که زبان و ادبیات حوزه با جامعه متفاوت است. اصلاً تُن صدای حوزه با تن صدای جامعه متفاوت است. سلام کردن روحانی طوری است که انگار می‌گوید "اگر من زودتر دارم سلام می­کنم، از روی تواضعم هست و تو وظیفه‌ات بوده که زودتر سلام کنی!" این به اصطلاح عالمانه صحبت کردن، باعث می‌شود کسانی که با حوزه ارتباط ندارند اما مردمی صحبت می­کنند، کارشان بیشتر بگیرد. چرا بحث مذهبی­ یک دکتر در دانشگاه بیشتر از یک روحانی می­گیرد؟ برای این‌که دکتر اصلاً تن صدایش تن صدای دانشجویی است. اما آدم از تن صدای علمایی احساس فاصله می­کند.
در بحث­های دیگر مثل نوع نگرش به تبلیغ هم مشکل داریم. چون خودم منبری هستم متأسفانه نمی‌توانم نقد بکنم و بگویم مثلاً آداب منبری­ها چیست، اخلاق و رفتارشان با جامعه چگونه است و... الآن کادر هیئت­ها بدون مزد و شهرت دارند خدمت می­کنند اما برخی از ما منبری‌ها نه.
برخی اشکالات قالبی هم برمی­گردد به اشکالات اخلاقی. چیز­هایی مثل دوری از کبر، غرور و خودبرتربینی جزء ارکان اخلاق اسلام است؛ وقتی این‌ها رعایت نشود، هیچ تأثیری در کار نیست. بحث‌های دیگری مثل این‌که تأثیر دست کیست؟ چقدر مهم است؟ تأثیر روی جمعیت صد هزار نفره با تأثیر بر جمعیت دو نفره چقدر با هم فرق دارد؟ ارزش کار به بزرگی و کوچکی است یا به میزان تأثیر آن و اخلاص در کار؟ هم مطرح است.
اگر با پنجاه تن از مسؤولان هیئت­های مذهبی کشور راجع به رفتار هیئتی­ها و مداح‌ها و منبری‌ها صحبت کنید، آفات به خوبی درمی­آید؛ البته بدون این‌که از شخص خاصی نام ببریم. مهم­ترین کسانی که می­توانند قالب منبر و حتی محتوای آن را نقد کنند، کادر هیئت­های مهم کشور هستند که دارند این کار را انجام می­دهند.
در زمینه‌ی اخلاق منبر و منبری هم حرف زیاد است که اخلاق منبری باید این‌گونه باشد، آن‌گونه باشد. اگر کسی در مسایل بسیار ابتدایی نتواند خودش را کنترل کند، نمی‌تواند نفوذ کلام داشته باشد. مردم بدانند یا ندانند، تأثیر کلام منبری متفاوت می‌شود. شاید از این جهت منبری با مداح­ خیلی فرق داشته باشد. مردم از مداح­ انتظار معرفت دینی ندارند اما وقتی من صحبت از معرفت دینی می­کنم، بحث اخلاقی می­کنم، مردم توقع دارند که به حرف­های خودم عمل کنم. مداح شاید تأثیر کارش کم ­شود اما ما اگر عمل نکنیم، تأثیر منفی می­گذارد.

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif مهم‌ترین آسیب چیست؟
به نظرم مهم‌ترین آسیب محتوایی "منبرهای گردشی" است. گاهی کسی که چند دهه در سال برنامه دارد، در طول چندین سال در مکان‌های مختلف همان مطلب را تکرار می­کند. شاید سخنش برای مستمع جدید باشد اما فکر او را به رکود می­رساند. بعد هم این سخنرانی‌ها نوار و سی­دی می­شود و این طرف و آن طرف پخش می­شود و این شائبه را مطرح می­کند که اصلاً حرفی برای گفتن نیست! همان بحث‌های همیشگی است که در جاهای مختلف دارد تکرار می­شود.
بعضی‌ها که من خودم ارادت دارم خدمتشان، ده سال پیش هم همین حرف­هایی را می­زدند که الان دارند می­زنند. من می­دانم در مسیر علمی­شان پیشرفت کرده‌اند اما چون مستمعشان جدید است، فکر می‌کنند مجبورند همان حرف­ها را بزنند.
به روز نبودن یا ناتوانی از بیان احادیث و معارف طوری که قشر امروز هم از آن برداشت مناسبی بکند هم یک مشکل محتوایی دیگر است. درس‌های اخلاق و حتی تفاسیر قرآن‌مان هم پویا نیست.
مطلب سوم درباره‌ی محتوا بحث "منظر" است. الان کسانی که در منبر گُل می­کنند، کسانی هستند که منظرشان با دیگران فرق می­کند. یک روایت از پیامبر را ده نفر می­بینند و نقل می‌کنند اما آن کسی که از منظر بهتری نگاه می­کند، گل می­کند. گاهی چندین منظر در جواب یک سؤال می­تواند ارائه بشود. بعضی‌ها اصلاً این کار نمی­کنند. گاهی طلبه­های جوان­تر می‌خواهند از منظرهای بدیع تقلید کنند اما به جای منظر، مطلب را می‌گیرند. نتیجه این می‌شود که مطلب تکراری می‌شود و مخاطب می­گوید خب من نسخه‌ی اصلی­اش را می‌شناسم، همان را استفاده می‌کنم.
نوع نگاه کردن؛ این خیلی مهم است. یک مثال ساده خدمتتان می­زنم راجع به گناه چشم. ما سال‌هاست درباره‌ی نگاه به نامحرم صحبت می­کنیم. اما یک منظرهایی راجع به گناه چشم هست که مسئله را از بالاتر شروع می‌بیند. شاید یکی از گناه­های کوچک چشم، نگاه به نامحرم است. وقتی روی منبر نشسته‌اید و مستمعی که خسته شده و دارد پایش را تکان می­دهد یا یکی دو کلام حرف می­زند را به شکل خاصی نگاه می‌کنید، این شاید گناهش بالاتر از نگاه به نامحرم باشد.
چرا شیخ انصاری آثارش می­ماند؟ چون منظر عمیقی دارد. از بیست منظر به یک مسئله نگاه می­کند و بررسی‌اش می­کند. صد نفر را فرض می­کند که مستشکل هستند و اشکال می­گیرند. اشکال‌های آن‌ها را به ذهنش می­آورد و جوابشان را می­دهد. متنی می­نویسد که تا چندصد سال کسی نمی­تواند به راحتی حرفی در مقابلش بزند.
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif الان سی سال از انقلاب گذشته، آیا نسبت به گذشته تفاوتی کرده‌ایم؟ رشد داشته‌ایم؟ در کجا؟
بله، رشد داشته‌ایم. نسل جدید و جوانی هستند که خیلی خوب کار می­کنند. از نقاط قوت، خوب استفاده می­کنند اما باید مواظب باشیم آفت نگیرند. یک نیروی بازرسی باید روی سر این نسل باشد. باید سیستمی باشد تا روی اشکالاتشان کار کند و به آن‌ها تذکر دهد. جای امیدواری هست. با آن‌که معمولاً بین بیست و سه تا بیست و پنج سال دارند، بیان و ادبیاتشان خوب است، ارتباطشان با جوان­ها هم خوب است. اما به نظرم هنوز منظرشان مشکل دارد. هیچ کسی روی منظر این‌ها کار نمی­کند. نتیجه این‌ می‌شود که با آن‌که منبرشان جذاب هست اما تا یک جایی می­توانند جلو بیایند. منظر است که منبر را به روز می­کند.
گروه­هایی هم که تحت پوشش دفتر تبلیغات یا سازمان تبلیغات اسلامی روی تبلیغ کار می­کنند، با این‌که محدودند در دانشگاه­ها و دبیرستان­ها اثر مثبت می­گذارند. این از نقاط مثبت است. البته یک‌سری مشکلات هم به نظر من دارند. خیلی زود می‌خواهند برسند. زود از پای منبر بقیه بلند شده‌اند. من هنوز دست‌کم ماهی دویست ساعت سخنرانی گوش می­دهم؛ سخنرانی به روز. هر وقت برسم، پای یک منبر می­نشینم اما این نسل خیلی زود احساس استادی کرده و از پای منبر بلند شده‌اند. مداح و منبری تا وقتی پای منبر و مداحی بقیه می­نشیند به روز است و می­تواند ارتباط برقرار کند؛ هر وقت احساس استادی کرد، نقطه‌ی رکودش است؛ جلوتر نمی­رود.
آفت دوم دنیاگرایی است که باید مواظب این نسل باشیم. برخی فکر می­کنند ایجاد ابهت کردن و کلاس گذاشتن، از شرایط حتمی منبری است؛ باید باشد. اگر نباشد مردم قدر این‌همه زحمت را نمی‌دانند. انگار اگر عظمت و ابهت منبری حفظ نشود، تأثیرش کم می­شود. در صورتی که در تجربه دقیقاً برعکس است. هر وقت آدم این احساس را کرد، برعکس جواب می­دهد.
حفظ شئونات و تقدس منبر لازم است. زی طلبگی، کلمه­ی ساده‌ای است که دارد بد ترجمه می­شود. منبری نباید این‌طور باشد که اگر با یک ماشین ساده رفتند دنبالش، بگوید نمی­آیم؛ با یک ماشین بهتر بیایید تا به اصطلاح کلاس کار رعایت شود! امام در نود سالگی­شان می­گفتند ما یک طلبه‌ی معمولی هستیم ولی بعضی‌ها در بیست و پنج سالگی نمی‌توانند این را بپذیرند. شاید لزوماً هوای نفس هم نباشد اما چیز بدی است که دارد جا می­افتد.
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif به لحاظ محتوایی هم شما رشد را می­بینید؟ می‌شود با چهل سال پیش وضعیت‌مان را مقایسه کنیم؟
از نظر محتوایی هم رشد داریم. البته ما بر وضعیت چهل سال پیش مسلط نیستیم که بخواهیم نقد کنیم اما نسبت به ده سال پیش، مطالب به روزتر شده، مطالعات وسعت پیدا کرده و تنوع مطالعات بیشتر شده است. طلبه­ها به این نتیجه رسید‌ه‌اند که دروس حوزه برای منبر کفایت نمی­کند. باید تخصص­های دیگری داشته باشند. نفس حضور روحانیان در دانشگاه، منظرهای جدیدی را نشان می‌دهد و فکرها را باز می­کند. افکار متفاوت را شنیدن بر فکر انسان اثر می­گذارد.
متأسفانه برخی از میان نسلی که در منبر به پختگی رسیده­اند، منبرهای بسیار ساده­ای دارند که هیچ جذابیتی ندارد. گاهی با خودم فکر می­کنم این جوان­ها برای چه نشسته‌اند پای این منبر؟ من اگر جای آن‌ها باشم، بلند می‌شوم می‌روم. برای این‌که همان صحبت­های قبلی است؛ بدون هیچ‌گونه حاشیه دادن، مثال زدن، حدیث را از چند منظر مختلف ارائه کردن و...
در برخی موارد منبرها از عوام‌پسندی دارد به سمت خواص‌پسندی می­رود. هردوی این‌ها اشتباه است. وقتی می­گوییم خواص، دغدغه‌مان می­شود کلاس درس، حلقه­ی معرفت و... منبر باید طوری باشد که در طول منبر عوام بفهمند و خواص بپسندند. نه عوام بپسندند اما خواص پا شوند بروند. از آن طرف هر جا جمله­ای گفتیم ولی دیدیم خواص فهمیده‌اند اما عوام نفهمید‌ه‌اند، باید جمله را ترجمه کنیم. اشکالی ندارد. منبر یک‌ساعته باید بیست دقیقه برای خواص مطلب داشته باشد، چهل دقیقه برای عوام. خواص هم نباید احساس کنند وقتشان تلف شده؛ باید حس کنند دارند استفاده می­کنند.
یکی از مشکلات این است که کسانی که پای منبر می­نشینند، به منبری خط می­دهند. بعد هم به‌تدریج حرف‌ها برایشان تکراری می­شود. خب اگر واقعاً به آن درجه از معرفت رسیده‌اند که نیاز به کلاس درس و حلقه­ی معرفت دارند، می‌توانند بروند اما منبر عمومی را نباید خراب کنند.
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif رهبر انقلاب سال هفتاد و چهار در دیدار با روحانیان در فیضیه مسئله­ی تقسیم برون‌داد سیستم حوزه به سه قسمت را مطرح کردند. یک قسمت برای کلام، قسمتی برای فقه و یک قسمت هم برای تبلیغ. در مورد تبلیغ هم بر ایجاد تشکیلات برای این ‌کار و به‌کار گرفتن دانش‌هایی مانند روان‌شناسی و جامعه‌شناسی مخاطب تأکید کردند. یعنی منبر باید به سمت تخصصی شدن برای مناطق، اقشار و فرهنگ­های مختلف برود. فکر می‌کنید منبرهای عمومی هنوز کارایی لازم را داشته باشند؟
وقتی می­گوییم منبر عمومی یعنی درب حسینیه را باز کنیم تا همه بیایند داخل اما وقتی می­گوییم سخنرانی تخصصی یعنی مبلغ باید برود به دانشگاه و دبیرستان و جمع پزشکان و مهندسان و... صحبت کند. سخنرانی حتماً باید تخصصی باشد و شخص باید بتواند در جاهای مختلف صحبت کند. گاهی هم باید اعلام کند که من تخصص لازم را ندارم.
اما وقتی می­گوییم منبر، پرچم امام حسین(ع) که بالا می­رود، باید افاده‌ی عمومی کنیم. حرف من این است. البته در بعضی از مباحث باید روحانی تخصص‌هایی داشته باشد. روحانی که به دانشگاه می‌رود، باید تخصص کار در دانشگاه را داشته باشد. روحانی که می­رود به ارتش یا سپاه باید تخصص کار در محیط نظامی را داشته باشد. برای بخش‌هایی از جامعه که قشربندی شده‌اند، حتماً روحانی متخصص لازم داریم اما در مسجد یا حسینیه در شب شهادت نمی­توانیم بگوییم دانش­آموزها بیایند این‌طرف، دانشجوها بروند آن‌طرف! قشربندی برای سخنرانی است ولی برای منبر باید همه‌ی اقشار را در نظر گرفت تا عموم مردم بپسندند. این هنر یک منبری است که در یک ساعت منبر، به‌گونه‌ای صحبت کند که قشرهای مختلف استفاده کنند.
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif درست است ولی فرهنگ­های مختلف را چه کنیم؟ کسی که می­خواهد برود روستا با کسی که می­خواهد در شهر منبر برود حتماً کارش متفاوت است. کسی که می­خواهد برود خارج از کشور بیشتر با این موضوع درگیر است.
بله، دقیقاً. باید این کار انجام شود و هرکسی بداند مخاطبش در منبر چه کسانی هستند؟ چه خصوصیاتی دارند؟ به چه نیاز دارند؟ کارشناسی شدن مهم است. بسیاری از هیئت‌ها منبری دعوت می­کنند و می­گویند راجع به هرچه صلاح می­دانید صحبت کنید. باید بر اساس مخاطب‌شناسی سفارش موضوع داد. نیازها و مشکلات تعیین کننده‌ هستند.
از آن طرف این اشکال هم هست که گاهی منبری می­خواهد چیزی بگوید، هیئت می­گوید ما صلاح می­دانیم امشب شما درباره فلان چیز صحبت کنید. در صورتی که شاید سخنران از قبل یک روالی داشته، تا یک جایی بحث را کشانده و باید به همان ادامه بدهد. این‌ها باید از پیش مشخص شود.
مخاطب‌شناسی خیلی مهم است. شهر با روستا و شهرهای مختلف فرهنگ‌هایشان با هم فرق دارند. حتی ادبیات انسان در شهرهای مختلف باید فرق کند. منبری در پخش تلویزیونی نمی‌تواند مثل منبر عادی سخن بگوید. چون چند فرهنگ مخاطب هر شبکه هستند. سن و سال مخاطب هم مهم است. وقتی پای منبر هشتاد درصد بالای چهل پنجاه سال نشسته‌اند، لازم نیست منبری راجع به کنترل شهوت صحبت کند. مسایل مطرح شده در منبر باید مبتلا به مخاطب باشد.
شریعتی مطلبی دارد تحت عنوان "جغرافیای سخن" که من تا حالا فقط از ایشان شنیده‌ام. شاید اولین کسی است که در این باره خوب بحث می­کند که هر سخن جغرافیایی دارد. جغرافیای زمانی و جغرافیای مکانی. منبر سر شب با منبر صبح اول وقت، بسیار متفاوت خواهد بود. منبر بعد از مداحی با منبر قبل از مداحی خیلی فرق دارد. بعد از این زمان‌سنجی باید روی ادبیات کلام، شروع، اتمام و... کار کرد.
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif منبری چقدر فرصت دارد تا هم محتوای سخنرانی­اش را تأمین کند و هم کار علمی، مطالعاتی یا فکری کند تا به این‌ نکته‌ها و مهارت‌ها دست پیدا کند؟ باز هم می­رسیم به بحث تشکیلات. یعنی یک نفر نمی­تواند همه‌ی این کارها را با هم انجام دهد. باید عده­ای کمکش کنند و با هم­افزائی علمی و مهارتی کار را پیش ببرند. بستر لازم برای این تشکیلات چگونه مهیا می­شود؟ بزرگان حوزه باید به این بپردازند یا خود منبری­ها باید فکری کنند؟
راجع به نکته‌ی اولی که گفتید، اتفاقاً منبری وقت دارد. چرا وقت نداشته باشد؟ حتی خودش به تنهایی و بدون تشکیلات. اگر منبری شغل­ دیگری دارد، خب نباید داشته باشد؛ منبری باید منبری باشد. دوم این‌که شاید زیاد منبر می‌رود. به بعضی از شهرها که می­روم، به من می­گویند آقا شما چقدر کم کارید! می­گویم چرا؟ می‌گویند فلانی از صبح تا شب یازده تا منبر دارد! من فکر می‌کنم روزی یک یا حداکثر دو منبر را می‌شود به شکل مناسب برگزار کرد اما بیشتر از این را نه. منبری باید بتواند حرف مناسب جمع کند. با روزی یازده دوازده تا سخنرانی، مشخص است که اثر کلام تا چه اندازه پایین می‌آید و عمق مطلب کم می‌شود.
جلسه‌ و پرسش و پاسخ در مکان­های فرهنگی حسابش جداست اما منبر یک یا دو نوبت در روز مناسب است. گاهی می‌گویند نیاز است. بله اما قرار نیست همه‌ی نیازها را ما پر کنیم. قرار است نیازی که وظیفه‌ی خودمان هست را خوب پاسخ بدهیم. نمی‌توانیم همه‌ی جاهای خالی جامعه را پر کنیم. هرکسی وظیفه‌ی خودش را باید خوب انجام بدهد نه این‌که وظیفه‌ی دیگران را باری به هر جهت انجام بدهد. بعد از منبر هم منبری باید بنشیند پای مداحی و با آرامش گریه­اش را بکند، نه این‌که سریع پا شود برود. الان بعضی منبری‌ها با ماشین خودشان را می‌رسانند و با چهره‌ی عرق کرده می­روند روی منبر؛ از آن طرف هم می­دوند برای منبر بعدی. چیزی ته این منبرها نمی­ماند. من مخالفم.
شغل­های دیگر مثل برخی کارهای اجرایی و حتی مشاوره‌ای هم مانع هستند. گاهی انسان به هیچ‌کدام نمی­رسد و درست وسط دوران پختگی­اش تبدیل می­شود به یک آدم از کار افتاده که دیگر هیچ سودی ندارد و هیچ کاری نمی‌تواند بکند. کسانی که پنجاه شصت سال منبر رفته‌اند و منبرهایشان هم خوب بوده، روال کارشان این‌گونه نبوده است. اگر بخواهند خیلی به خودشان فشار بیاورند، دو منبر در روز با فاصله‌ی پنج شش ساعته را می‌پذیرند. در شرایط عادی منبری باید در همان روز منبر، چهار پنج ساعت کار کند. نه‌ این‌که جلسه و مشاوره و بقیه‌ی کارها را رها کند. اگر آن آفت‌هایی که گفتیم نباشد، ما در طول روز همیشه وقت داریم و منبری می‌تواند همه کار انجام بدهد.
اگر تشکیلات هم باشد، خیلی بهتر است. تشکیلاتی که کمک کند به حال منبر. جای یک سیستم بازرسی و نظارت و در عین حال کمک دهنده­ خالی است. اما خیلی وقت­ها تشکیلات به اندازه‌ی خود منبری قدرت تشخیص این‌که چه‌کار باید بکند را ندارد. گاهی آدم فقط خودش می­فهمد باید برای مسجد خودش، برای شهر و استان خودش، برای مستمع خاص خودش، چه‌کار کند. عقیده‌ی من این است که به عنوان یک مبلغ نباید شغل دیگری داشته باشم و نباید زیاد حرف بزنم. این دو باعث می‌شود که بتوانم رشد کنم. البته توقعات مردم هم زیاد است اما با کمی مقاومت، فروکش می­کند. گاهی هم از ما ناراحت می­شوند. اول که تماس می­گیرند، "خواهش می­کنم" است؛ بعد قسم می‌دهند و آخرش هم ناراحت می­شوند. اما چاره‌ای نیست. منبری باید بتواند وظیفه­اش را خوب انجام بدهد.
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif رابطه‌ی منبری و مداح هم یکی از آسیب‌های قابل توجه است. به هر حال مداح­ها الآن در جامعه‌ی ما رشد پیدا کرده‌اند و اثر قابل توجهی بر برخی قشرها دارند؛ هرچند شاید توقع زیادی باشد از آن‌ها. در مقابل به نظر می‌رسد نقش منبر در هیئت‌ها دارد کم‌رنگ می­شود. گاهی موقع سخنرانی، جمعیت هیئت کم است اما موقع مداحی، سیل جمعیت وارد مجلس می‌شود. بعضی‌ها به اسم مداح می­روند به هیئت نه به اسم منبری. چه چیزی باعث شده ما به این‌جا برسیم؟ آیا این ضعف است یا نه؟
اگر حرف شما عمومیت داشت، می­توانستیم راجع به آن صحبت کنیم ولی عمومیت ندارد. خیلی از جاها هم هست که مردم به اسم سخنران می­روند به یک هیئت. خیلی جاها وقتی سخنرانی تمام می­شود، یک عده­ پا می­شوند می­روند؛ البته درست هم نیست اما بالاخره وجود دارد.
مردم عموماً دنبال معرفت هستند. گاهی جلسه­های چندین هزار نفری برای شنیدن بعضی سخنرانی‌ها تشکیل می­شود. البته در مناسبت­های خاص که مداح موضوعیت دارد وضع متفاوت است. در محرم مردم می­خواهند برای امام حسین گریه کنند. می­گویند برویم گریه کنیم، سینه بزنیم. پس مداحی موضوعیت دارد؛ هرچند همان‌جا هم سخنرانی جایگاه خودش را دارد. از آن طرف در شب قدر سخنرانی و مناجات بیشتر موضوعیت دارد. در جلسات هفتگی که بعضی­هایشان سابقه­ی سی چهل ساله دارند هم همین‌طور است.
من اصلاً احساس رقابت بین این دو قشر نمی­بینم. مشکل از مداح نیست، از سخنران است. مداح هم البته می­تواند کارش را اصلاح کند اما اگر ما نمی­توانیم، بگوییم نمی­توانیم؛ چرا مداح را بکوبیم؟ یعنی مردم بد شده‌اند که می­روند سراغ مداحی؟ نه، مردم خیلی از جاها پای سخنرانی هم می­روند اما وقتی سخنران جلسه قوی نیست، مردم برای معرفت هم سراغ مداح می­روند. گناه از مداح نیست. نباید این دو را در مقابل هم به عنوان رقیب مطرح کنیم. متأسفانه هنوز هم بعضی از سخنران­های ما اعتقاد ندارند که مداحی هم برای جلسه مهم است. همان‌طور که بعضی از مداح­هایمان به اهمیت سخنرانی واقف نیستند. ما می­گوییم این دو همدیگر را تکمیل می­کنند، پس باید کنار همدیگر قدرت بگیرند و رشد کنند؛ مثل دو بال برای جلسه. هر کدام از این دو قوی­تر بال بزند، جلسه به دور او می‌چرخد اما رشد نمی‌کند.
الان همه‌ی آسیب­ها را گذاشته‌اند کنار و صبح تا شب، این طرف و آن طرف فقط آسیب‌شناسی مداحی را مطرح می‌کنند. کاش از آسیب منبر شروع می­کردیم. منبری‌ها در جامعه قشری بزرگ­تر از مداح‌ها هستند و علمشان هم بیشتر است، توقع مردم هم از آن‌ها بیشتر است. متأسفانه آسیب‌شناسی مداحی بیشتر دارد مداحی­ها را خراب می­کند تا این‌که اصلاح کند. یعنی وجهه‌ی مداحی را خراب می‌کند. گاهی از انتقادها احساس غرض‌ورزی می‌شود. البته مداحی ما هم رشد کمّی کرده، نه رشد کیفی. مداح مثل آن‌هایی که ده سال پیش داشتیم با آن هنرمندی، الان کم داریم.
منبر هم رشد کمی کرده نه رشد کیفی. موسیقی هم رشد کمی کرده نه رشد کیفی، هنرپیشه­های تئاتر هم می­گویند این تئاتر دیگر آن تئاتر اصیل نیست، سینما را هم می­گویند مبتذل شده. در این جهان همه چیز به خاطر ارتباطات و فن­آوری رشد کمی پیدا می­کند نه رشد کیفی. این یک پروسه‌ی جهانی است.
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif منبری می‌تواند کارکرد مداحی را هم داشته باشد؟
وقتی ما جایی دعوت داریم که یک مداح را هم دعوت کرده‌اند تا روضه و نوحه بخواند، دیگر لزومی ندارد منبری هم روضه بخواند؛ مگر همان گریز به ذکر مصیبت که همیشه رسم بوده است. گاهی سخنران روضه­ را خیلی خوب می­خواند اما مداح بیچاره یخ می­شود. ما داریم چه‌کار می­کنیم؟ رقابت می­کنیم یا می­خواهیم خودمان را ثابت کنیم؟ وقتی مداح برای جلسه دعوت شده باید او را در حیطه‌ی کارش آزاد بگذاریم. نباید کارمان قاطی بشود. از طرف دیگر سخنرانی که با مداحی­ آشنا نیست، نمی‌تواند مداحی را خوب نقد کند.
» ویژه‌نامه‌ی بعثت خون
....
لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :
ضمن تشکر ، نظر شما با موفقیت ثبت شد.
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی