شفاء / فلسفه مشاء
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
آقا بزرگ حکیم, میرزا مهدی حکیم مشهدی, شیخ اسد الله یزدی, آیت الله سید جواد خامنه‌ای, میرزا حبیب خراسانی, حاج فاضل سبزواری, علامه طباطبایی, اسفار اربعه, شفاء

همین مشهدی كه شما مثال زدید و تعجب میكنید كه مشهد طالب و مایل مسائل حِكمی و فلسفی است، خب این مشهد یك روزی در كشور ما كانون حكمت بوده است. یعنی حكمای بزرگی در این شهر حضور داشتند؛ مثل مرحوم آقا بزرگ حكیم، پسرش آقا میرزا مهدی حكیم، یا مثل مرحوم شیخ اسدالله یزدی كه عارف بود؛ اینها همه در مشهد بودند، مال دوره‌ی قبل از دوره‌ی اساتید ما هستند. یعنی پدر من، هم پیش مرحوم آقا بزرگ درس خوانده بود، هم پیش مرحوم آ شیخ اسدالله یزدی. طبقه‌ی قبل از ما و اساتید ما، اینها را درك كرده بودند قبل از اینها، مرحوم آ میرزا حبیب - عارف و حكیم - در مشهد بوده. یا مرحوم حاج فاضل سبزواری‌الاصلِ سَرخَروی در مشهد در عین حال كه ملّا و مدرّس فقه و اصول بود، لیكن اهل حكمت بود. بنابراین مشهد مركزِ اینجوری بوده. خب، دقت نكردند، توجه نكردند، یكباره از بین رفت؛ مشهد تبدیل شد به یك مركز ضد حكمت. یعنی توجه نكنید، اینجوری میشود.
به نظر من هنر بزرگ مرحوم علامه‌ی طباطبائی (رضوان الله تعالی علیه) این بود كه پافشاری كرد و كار خود را در شرائط مختلف ادامه داد. حتّی طبق آن نقلهائی كه ما شنیدیم - گرچه آن وقت هم بنده به ذهنم بود، منتها دقیق یادم نیست - هنگامی كه ایشان «اسفار» را تعطیل كردند، همان جا در همان مسجد سلماسی «شفاء» را شروع كردند. خب، این یعنی استقامت. پس كار اول شما این است.1391/11/23

لینک ثابت
فلسفه اشراق, فلسفه مشاء, شفاء, مارکسیسم, مارکس، کارل, سرمایه (کتاب)

ما در مورد كتاب واقعاً مشكل داریم. حالا مثلاً آقایان فرمودند كه ما میخواهیم فلسفه‌ی مشّاء یا فلسفه‌ی اشراق را برای طلبه‌ها تبیین كنیم. طلبه‌های ما از فلسفه‌ی مشّاء خبری ندارند. خب، چگونه تبیین میكنید؟ حتماً «شرح اشارات» بخوانیم؟ یا فرض كنید كه «شفاء» بخوانیم؟ باید حتماً این متن طولانیِ مفصلِ محتاج به تبیین كان یكون را خواند؟ راهش این است؟ یا نه، راه دیگری هم وجود دارد. امروز خواندن تفكراتِ مثلاً فرض كنید ماركسیستی حتماً متوقف به این نیست كه انسان بردارد كتاب «سرمایه» را تدریس كند، یا بردارد متن كتابهای كانت یا هگل را بخواند. چه لزومی دارد كه حتماً متن مطرح شود؟ متن باید در اختیار باشد؛ هر كس میخواهد، مراجعه كند.1391/11/23
لینک ثابت
شفاء, آیت الله مصباح یزدی, عبودیت، عبدالرسول, ملاصدرا, ابو علی سینا, علامه طباطبایی, بدایة الحکمة, نهایة الحکمة

من قبلاً در جمع آقایان راجع به فلسفه‌ی ملاصدرا مطالبی گفتم و خب، یكی دو تا كارِ خوب شد. جناب آقای مصباح هم یكی از كتابهائی را كه یكی از آقایان نوشتند - آقای عبودیت - كه خلاصه‌ی آراء ملاصدرا در مسائل گوناگون فلسفی است، برای من آوردند. اینها خوب است، اما كم است. به یك كتاب اكتفاء نشود؛ از نگاه‌های مختلف نوشته شود. در خود فلسفه‌ی ملاصدرا، در بخشهای مختلف میتواند یك منظومه‌سازی‌هائی بشود. عین همین قضیه، در مورد فلسفه‌ی اشراق است؛ عین همین قضیه، در مورد فلسفه‌ی مشّاء است. ما باید منظومه‌سازی كنیم. بالاخره مجموعه‌ی تفكرات فلسفی و عرفانی ابن‌سینا با همدیگر همراه است، غیر قابل انفكاك است. اینها چیست؟ كسی بخواهد اینها را بداند، حتماً لازم نباشد كه برود بنشیند مثلاً «شفاء» را بخواند؛ این خیلی لازم نیست. گاهی اوقات خواندن كتابی كه در هزار سال پیش نوشته شده است، با ادبیات آن روز، با مشكلاتی كه فهم این كلمات دارد، اصلاً خودش تضییع وقت محسوب میشود؛ ممكن است افرادی را از فلسفه دور كند؛ در حالی كه اگر شما بنشینید مثلاً یك كتابی درباره‌ی آراء فلسفی ابن‌سینا تبیین كنید، از آراء او منظومه‌سازی كنید، این مسلّماً جاذبه‌ی زیادی خواهد داشت. این جزو كارهای لازم است، اما این كار در حوزه انجام نمیگیرد. خب، مرحوم آقای طباطبائی این كار را در «بدایة» و «نهایة» به یك شكلی انجام دادند؛ منتها این كارِ آقای طباطبائی است، این كه كار نهائی نیست؛ كار یكی از بزرگانِ این قضیه است؛ و تازه، آراء خود آقای طباطبائی است، آراء ملاصدرا نیست؛ یعنی در كتاب «بدایة» و «نهایة» برای آراء ملاصدرا منظومه‌سازی نشده، بلكه خود ایشان نظراتی دارند، نظرات ابتكاری هم دارند، حرفهای خاصی هم دارند، چیزهائی هم اضافه كردند، اینها را ایشان بیان كردند. فرق میكند كه انسان خودش در فلسفه تألیفی بكند، یا اینكه یك فلسفه‌ی معروفی را تبیین و ارائه كند. این دومی جایش خالی است.1391/11/23
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی