ملکی تبریزی، میرزا جواد / المراقبات
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
ملکی تبریزی، میرزا جواد, توبه

مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملکى (رضوان الله تعالى علیه) میفرمایند ماه ذى‌القعده ماه توبه است، ماه رجوع الى‌الله است، ماه مراقبت از خود براى اینکه مبادا خداى نکرده با عمل خودمان، محاربه‌ى با خداى متعال و رسول خدا بکنیم.1393/06/13
لینک ثابت
ملکی تبریزی، میرزا جواد, مراقبت معنوی

ایشان) حاج میرزا جواد آقاى ملکى (میفرمایند ذى‌القعده که ماه نشستن از جنگ با دشمنان خدا است، به طریق اولى‌ بایستى ماهى باشد که انسان مراقب باشد که مبادا دچار محاربه‌ى با خداى متعال بشود.1393/06/13
لینک ثابت
ماه ذیقعده, ملکی تبریزی، میرزا جواد, آیت‌الله سید علی قاضی

ماه ذى‌القعده است. مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملکى (رضوان الله تعالى علیه) میفرمایند ماه ذى‌القعده ماه توبه است، ماه رجوع الى‌الله است، ماه مراقبت از خود براى اینکه مبادا خداى نکرده با عمل خودمان، محاربه‌ى با خداى متعال و رسول خدا بکنیم. ایشان میفرمایند ذى‌القعده که ماه نشستن از جنگ با دشمنان خدا است، به طریق اولى‌ بایستى ماهى باشد که انسان مراقب باشد که مبادا دچار محاربه‌ى با خداى متعال بشود. و این عمل معروف یکشنبه‌ى ذى‌القعده(۲) را ایشان ذکر میکنند و تأکید میکنند، اصرار میکنند که این عمل را انجام بدهیم.
مرحوم حاج میرزا على آقاى قاضى (رضوان الله علیه) در ورود ماه ذى‌القعده یک مکتوبى، نامه‌اى دارند به دوستانشان، به مریدانشان و شاگردانشان که در این کتابى که شرح حال ایشان است، درج شده است. مرحوم آقاى قاضى به عربى اشعار برجسته‌اى دارند؛ به تعبیر مرحوم آقاى طباطبایى شاعرٌمفلق(۳) [بودند]؛ ایشان طبق تشخیص مرحوم آقاى طباطبایى (رضوان الله علیه) شاعر برجسته‌اى بودند. یک قصیده‌ى خیلى شیوایى ایشان انشاء میکند که اول آن این است: «تنبه فقد وافتکم الاشهر الحرم». این قصیده را ایشان مفصل [گفته‌اند]؛ و توصیه‌هایى دارند نسبت به شاگردانشان. فرصتى است براى ما، براى مردم که ان‌شاءالله از برکات این ماه - که آغاز سه ماه متوالى حرام است - بهره ببریم. و البته ماه ذى‌القعده، ماه حضرت ثامن‌الحجج (سلام‌الله‌علیه) هم هست که ولى‌نعمت همه - بخصوص ما ایرانى‌ها - هستند که از برکات مضجع ایشان و مرقد ایشان ان‌شاءالله بهره ببریم، استفاده کنیم و ان‌شاءالله خودمان را به ارزشهاى رضوى نزدیک کنیم.1393/06/13

لینک ثابت
ملکی تبریزی، میرزا جواد

روز میلاد حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌الصّلاةوالسّلام روز باعظمتی است. به فرمایش مرحوم آقای حاج میرزا جواد آقای تبریزی ملكی - عالمِ فقیهِ عارفِ بزرگوار - عظمت روز سوّم شعبان را باید به‌عنوان پرتوی از عظمت حسین‌بن‌علی به‌حساب آورد و به‌شمار آورد؛ روز بزرگی است. در این روز كسی متولد شد كه سرنوشت اسلام، به او، به حركت او، به قیام او، به فداكاری او، به اخلاص او بسته بود.1392/03/22
لینک ثابت
ملکی تبریزی، میرزا جواد

جان كسی مثل حسین‌بن‌علی (علیه‌السّلام) به همه‌ی آسمان و زمین می‌ارزد، جانهای پاك و طیب و طاهر آن اصحاب، آن جوانان، آن اهل‌بیت، قابل مقایسه‌ی با جان هیچ كسْ دیگر نیست؛ اینها در این میدان به خاك و خون غلتیدند، فداكاری كردند، فدا شدند، حرم معزز پیغمبر و امیرالمؤمنین به اسارت افتادند؛ این حوادث خیلی سنگین است، خیلی تلخ است، خیلی سخت است، اما آنچه كه بر تحمل این حوادث تلخ و سخت مترتب شد، آنچنان بزرگ است، آنچنان باعظمت و ماندگار است كه تحمل این حوادث سخت را بر كسی مثل حسین‌بن‌علی (علیه‌السّلام) و یاران او و خانواده‌ی او آسان میكند. این را بزرگان نقل كرده‌اند، مرحوم حاج میرزا جواد آقای ملكی (رضوان الله علیه) در مراقبات - كه حرف ایشان سند است، حجت است - تأكید میكنند كه در روز عاشورا هرچه مصیبتها سنگین‌تر میشد، چهره‌ی حسین‌بن‌علی (علیه‌السّلام) برافروخته‌تر، آثار شكفتگی در آن بزرگوار بیشتر آشكار میشد. این حقایق پرمغز، پر راز و رمز، اینها باید دائماً در مقابل چشم ما باشد.1391/09/01
لینک ثابت
ملکی تبریزی، میرزا جواد, المراقبات

مرحوم آقای میرزا جواد آقای ملكی (رضوان اللّه‌ علیه) در كتاب شریف «مراقبات»شان یك جمله‌ای به مناسبت ساعت لیلةالقدر دارند، كه من یادداشت كردم. البته این مربوط به همیشه است، اما ایشان به این مناسبت فرموده‌اند. «فاعلم یقینا انّك ان غفلت عن مثل هذه الكرامة و ضیّعتها باهمالك»،؛ اگر غفلت كنیم، این فرصتها را تضییع كنیم، از دست بدهیم، بعد: «و رأیت یوم القیامة ما نال منها المجتهدون». وقتی روز قیامت میشود و اعمال انسانها را حاضر میكنند و صورت ملكوتی اعمال ما در آنجا حضور می‌یابد، شما نگاه میكنید، می‌بینید همین عملی كه میتوانستید انجام بدهید و ندادید، این كلمه‌ی حرفی كه میشد بزنید كه در آن خیر مردمی بود و نزدید، این قدمی كه میشد بردارید كه كسان مستحقی از آن منتفع میشدند و برنداشتید، این كار كوچك، به وسیله‌ی كسانی انجام شده است؛ عده‌ای تلاش كردند، جد و جهد كردند و چه ثواب عظیمی خدای متعال آن روز به آنها میدهد. ما در آن روز از آن ثواب محرومیم. وقتی انسان مشاهده میكند دیگری كه این عمل را انجام داد، این كار خیر را انجام داد، این قدم را برداشت، این عمل عبادی را انجام داد، به چه دستاورد عظیمی در آن روزی كه همه محتاجند، دست پیدا كرده است، ایشان میفرمایند: «ابتلیت بحسرة یوم الحسرة»؛ اینجاست كه انسان دچار حسرت میشود؛ چه حسرتی! كه ای كاش این كار را من انجام داده بودم، این قدم را برمیداشتم، این حرف را زده بودم، این كار را یا این حرف را ترك میكردم. بعد ایشان میفرمایند كه حسرتِ «یوم الحسرة» مثل حسرتهای معمولی نیست. انسان در دنیا هم گاهی اگر یك كاری را بكند، دستاوردی خواهد داشت؛ نمیكند، بعد دچار حسرت و ندامت میشود. اما این كجا و آن كجا؟ ایشان میفرمایند: «الّتی تصغر عندها نار الجحیم و العذاب الألیم»؛ این حسرت آنقدر سخت است، آنقدر دردآور است كه در مقابل آن، آتش جهنم كوچك است. به تعبیری، حسرت مثل سرب گداخته در درون انسان سرازیر میشود. «فتنادی فی ذلك الیوم مع الخاسرین النّادمین یا حسرتی علی ما فرّطت فی جنب اللّه‌»، بعد «و لا ینفعك النّدم»؛ آن روز دیگر پشیمانی هم فایده‌ای ندارد.

امروز شما از نعمت زندگی برخوردارید، بسیاری‌تان از نعمت جوانی برخوردارید، بحمداللّه‌ همه‌تان یا اغلبتان از نشاط و توانائی جسمی و فكری برخوردارید، میتوانید كار كنید، میتوانید از این ساعات خوش بهره ببرید؛ از این شبها، این دعاها، این مناجاتها، این شب‌زنده‌داری‌ها، این نوافل. گاهی یك كار كوچك آنچنان اجر عظیمی دارد كه انسان در این نشئه و در لابه‌لای چهارچوبهای مادی كه قرار دارد، باورش نمی‌آید - «و هم لا یؤمنون»(۲) - اما هست. خب، این یك فرصت، كه فرصت ماه رمضان است؛ آن هم یك فرصت، كه فرصت خدمت است.1391/05/03

لینک ثابت
ملکی تبریزی، میرزا جواد

من آن روز در یك صحبتی از قول مرحوم حاج میرزا جواد آقای ملكی تبریزی گفتم معنویتی كه از روزه حاصل میشود، آن شكوفائی و علوّی كه از روزه در روح انسان به وجود می‌آید، چقدر ارزش دارد. خب، اتفاقاً شاعر كسی است كه با هیجانات روحی و دریافتها و دركهای معنوی سر و كار دارد. خصوصیت شاعر این است، اقتضاء لطافت شاعر همین است و خیلی راحت میتواند این معارف را درك كند. توجه به ماه رمضان، توجه به روزه، خیلی كمك میكند. بنابراین معرفت دینی خود را ارتقاء دهید.1390/05/24
لینک ثابت
ملکی تبریزی، میرزا جواد, روزه

مرحوم حاج میرزا جواد آقای ملكی تبریزی - عارف معروف و مشهور و فقیه بزرگوار - در كتاب شریف «المراقبات»شان میفرمایند: روزه یك هدیه‌ی الهی است كه خدای متعال این را به بندگان خود و به مؤمنین هدیه كرده است. تعبیر ایشان این است كه: «الصّوم لیس تكلیفا بل تشریف»؛ روزه را به چشم یك تكلیف نگاه نكنید؛ به شكل یك تشریف و تكریم نگاه كنید، كه «یوجب شكرا بحسبه»؛ این توجه به فریضه‌ی روزه - كه تكریم الهی نسبت به بندگان است - خودش مستوجب شكر است؛ باید خدا را سپاسگزاری كرد. ایشان برای گرسنگی و تشنگی كه مؤمنین در ماه رمضان خودشان را ملتزم به آن میدانند، فوائد متعددی را بیان میكنند كه متخذ از روایات و برخاسته‌ی از دل نورانی این مرد بزرگ است. از جمله‌ی آنها، یا اهمّ آنها - كه ایشان خودشان میگویند این خاصیت از همه مهمتر است - این است كه میگویند این گرسنگی و تشنگی یك صفائی به دل میبخشد كه این صفای قلبی زمینه را فراهم میكند برای تفكر، كه «تفكّر ساعة خیر من عبادة سنة».(1) این تفكر از نوع تفكرِ مراجعه‌ی به باطن و روح و دل انسان است كه حقایق را روشن میكند و باب حكمت را بر روی انسان میگشاید. از این باید استفاده كرد.
...
یك زمینه‌ی دیگر برای تفكر، همین دعاهاست. مضامینی كه در دعاهای مأثور هست، فوق‌العاده است. ایشان در همین «مراقبات» میفرمایند: حقایق و معارفی كه در ادعیه‌ی رسیده‌ی از معصومین (علیهم‌السّلام) وجود دارد، یك دهم آن در همه‌ی روایات و خطبِ رسیده‌ی از معصومین (علیهم‌السّلام) وجود ندارد؛ جز آن روایات توحیدی و خطب توحیدی. این دعاها خیلی اهمیت دارد.1390/05/16

لینک ثابت
سابقه برجسته علمی همدان

یک جمله در خصوص سابقه‌ی علمی همدان- به معنای شامل و عام آن، که استان همدان است- عرض کنیم. حقیقتاً در بین مناطق گوناگون کشور، همدان یک نمونه‌ی کم‌نظیر است. تعداد علما و فضلا و بزرگان و متبحرین در فنون مختلف و علوم گوناگون در این‌استان بسیار شگفت‌آور است. از خصوصیات این استان یکی هم این است که صادرکننده‌ی علماست؛ چقدر بزرگان همدانی، ملایری، نهاوندی و سایر شهرهای این استان و این منطقه در مناطق مختلف کشور منشأ خدمات علمی و عملی بودند. ما در مشهد از اوان کودکی با دو چهره‌ی علمیِ معروفِ نهاوندی آشنا شدیم؛ یکی مرحوم شیخ محمد نهاوندی بود؛ پسر شیخ عبد الرّحیم نهاوندی، که او هم از ملاهای بزرگ تهران بود. مرحوم شیخ محمد نهاوندی از اعلام و اساتید مشهد بود، که پدر من پیش ایشان درس خوانده بود؛ صاحب تفسیر نهاوندی، که چهار جلد است. ایشان شاعر خوبی هم بوده است. بنده ایشان را دیده بودم و با پدرم به منزل ایشان رفته بودیم؛ بسیار مرد فاضل، عالم، روشن‌فکر، مجتهد و متفننی بود. دیگری، مرحوم آقا شیخ علی اکبر نهاوندی که در بین عامه‌ی مردم مشهد تقریباً شخص اولِ روحانی محسوب می‌شد؛ الآن هم شبستان نهاوندیِ مسجد گوهرشاد به اسم ایشان است. این اولین آشنایی ما با این منطقه از لحاظ علمی بود. بعد هم بتدریج با نام علمای بزرگ این خطه آشنا شدیم؛ فقها و اصولیین بزرگی که در این خطه پرورش پیدا کرده‌اند؛ مرحوم آخوند ملّا علی نهاوندیِ صاحب «تشریع الاصول»، مرحوم آخوند ملا حسینقلی که علاوه‌ی بر مقام عرفانی و سلوکی و معنوی، فقیه بزرگواری هم بوده است؛ شاگرد شیخ و شاگرد میرزای شیرازی بوده است؛ مرحوم آقا شیخ محمد بهاری، مرحوم حاج آقا رضا همدانی واعظ؛ شخصیتهای برجسته‌ی علمیِ نزدیک به زمان ما. شاید قبل از این‌ها، مرحوم آخوند ملا حسین همدانی بوده؛ مؤسس همین مدرسه‌ی آخوند همدان، که بعد مرحوم آقای آخوند ملّا علی (رضوان الله علیه) آن را تجدید بنا کردند و در واقع از نو احیاء کردند. بنابراین همدان پُر از چهره‌های علمی است. در قم هم که ما بودیم، فضلای همدانی را می‌شناختیم. همین آقای صابری همدانی- که اینجا تشریف دارند- اوایل ورود ما در قم، ایشان و دیگران حضور داشتند و از فضلا بودند. امروز بحمد اللّه در عداد مراجع، آقای نوری همدانی را در قم داریم، و بقیه‌ی آقایان علمای همدان. بنابراین، این منطقه از لحاظ علمی بابرکت است. این‌ها تصادفی هم نیست؛ یقیناً خصوصیات و شرایط اقلیمی و جغرافیایی و تاریخی در این پرورش علمی تأثیر گذاشته است. همین رجل همدانیِ معروف- که مرحوم ابن سینا، هم در شفا و هم در مکاتبه‌ی خود با علمای بغداد از رجل همدانی اسم می‌آورد- هزار سال قبل در همدان کسی بوده است که ابن سینا در حق او شهادت می‌دهد و می‌گوید او در فنون مختلف متبحر و وارد است. ایشان در شفا می‌گوید: «کبیر السن، غزیر المحاسن». غزیر المحاسن، یعنی محسّناتش فراوان بوده. بعضی خیال می‌کنند غزیر المحاسن، یعنی محاسنش زیاد بوده! غزیر اللحیة که نگفته‌اند؛ غزیر المحاسن گفته‌اند. البته در باب کلیِ طبیعی نظری دارد که آن را قبول نکرده‌اند؛ لیکن این شخصیت خیلی مهم است. هزار سال قبل، ابن سینا- که فرید اعصار و دهور است، نه فرید عصر خود- در باره‌ی این مرد شهادت می‌دهد که محاسنش زیاد است، و بعد در آن مکتوبات می‌گوید این مرد در علوم مختلف متبحر بوده؛ که بعد از بیان او معلوم می‌شود هم در فلسفه، هم در منطق و هم در هندسه متبحر بوده است. این‌ها چیزهای مهم و عظیمی است. حالا روات و بزرگانی که همدانی بودند، به جای خود محفوظ؛ این متبحرین در فنون مختلف و کسانی که مغزها و ذهنهایشان با علم بارور شده بود، وقتی حساب می‌کنیم، می‌بینیم یکی پس از دیگری در ادبیات و در فنون مختلف، سرآمد بوده‌اند. رشید الدین فضل الله همدانی- صاحب رَبع رشیدیِ تبریز و صاحب کتاب «مجمل التواریخ»- یک شخصیت علمی است؛ از کار او در رَبع رشیدی می‌شود فهمید که او مرد علمی است. شما ببینید این مرد هفتصد سال قبل در تبریز دانشگاهی ساخته که شش هزار دانشجو داشته و این‌ها در فنون مختلف درس می‌خواندند. پنجاه یا صد نفر پزشک فقط در رَبع رشیدی جمع شده بودند و علم پزشکی را تدریس می‌کردند. این سلسله‌ی نسب علمی حوزه‌ی همدان را باید به یاد داشت؛ این‌ها را نباید فراموش کرد؛ این سلسله‌ی نسب علمی چیز خیلی مهمی است. شما فاضل و طلبه‌ی جوان که در حوزه‌ی علمیه‌ی همدان یا کفایه می‌خوانید، یا مکاسب می‌خوانید، یا درس خارج می‌روید و اسفار می‌خوانید، توجه داشته باشید که امتداد آن سلسله‌ی علمی هستید. من مرحوم آقای آخوند ملّا علی رااز نزدیک زیارت نکرده بودم؛ لیکن صیت علمی ایشان در قم و مشهد به ماها رسیده بود؛ می‌دانستیم شخصیت باعظمتی است و از لحاظ علمی جزو شاگردهای مبرز مرحوم حاج شیخ است. همچنین مرحوم آقای آقا شیخ محمد ثابتی و دیگران، که در زمره‌ی علما و شخصیتهای بزرگ همدانی بوده‌اند. این قبال کهن علمیِ همدان را فراموش نکنید و از دست ندهید؛ این چیز خیلی بزرگی است. شما دنباله‌ی آن‌ها هستید. چشمه‌ی نورانی و گوارای علم در این بلاد جاری شده و به همه جا رسیده است. نجف از این بزرگوارها استفاده کرده، قم استفاده کرده، مشهد استفاده کرده، تهران استفاده کرده.
حاج آقا رضا همدانیِ واعظ در حضور میرزای شیرازی منبر رفت، که این منبر بعد کتاب شد؛ «هدیة النملة الی رئیس الملة». این یک منبرِ حاج آقا رضا همدانی واعظ است؛ غیر از حاج آقا رضا همدانیِ فقیهِ صاحب «مصباح الفقیه». من «هدیة النملة» را دارم و خوانده‌ام؛ رد شیخیه است. این کتاب، متقن و دقیق و عمیق است. البته مرحوم حاج آقا رضا واعظ فقیه هم بوده، اما اهل طلاقت بیان و اهل منبر هم بوده و در حضور میرزای شیرازی منبر رفته و میرزا او را تحسین کرده است. گفته این منبر را بنویس، او نوشته است؛ بعد با عنوان «هدیة النملة الی رئیس الملة» چاپ شده است. البته من چاپ قدیم آن را دارم- چاپهای چهل، پنجاه سال قبل را- نمی‌دانم اخیراً چاپ شده یا نه. این کتاب به نجف استفاده رسانده است.
مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی کسی بوده است که جریان سلوکیِ عرفان متشرعیِ خالصِ ناب از آن بزرگوار جوشیده. مرحوم آقا سید علی شوشتریِ معروف که استادِ میرزا و استاد خیلی از بزرگان بود و خودش فقیه بزرگواری بود، توانست یک نفر را تربیت کند و او آخوند ملا حسینقلی همدانی است که این سلسله را به راه انداخته است. مرحوم آقا شیخ محمد بهاری، مرحوم آقا سید احمد کربلایی، مرحوم آقا میرزا جواد آقای تبریزی- پدر مرحوم آقا میرزا علی آقای قاضی- و بزرگان دیگر، هرکدام در این عرصه، تلاش فراوانی کردند.
چندین سال پیش، زمان ریاست جمهوری به اینجا آمدم؛ مرحوم آقای آقانجفی هم حیات داشتند؛ ایشان هم جزو شخصیتهای برجسته بودند. شما شخصیتهای علمیِ زیادی دارید، که هم همدان، هم سرتاسر کشور و هم حوزه‌ی نجف از این بذر سالم و این مزرع پُرمحصول و پُرنما استفاده کرده است. شما که می‌خواهید در حوزه‌ی همدان درس بخوانید، دنباله‌ی آن سلسله هستید. قدر خودتان را بدانید، قدر این حوزه را بدانید و روز به روز به این حوزه بپردازید و آن را تقویت کنید و عمق بدهید.1383/04/15

لینک ثابت
روایتی از برخورد میرزا جواد آقای تبریزی با ملاحسینقلی همدانی

قدم اول در راه خدا، شکستن خویشتن و خود را فقیر و تهیدستِ مطلق دیدن است. یعنی انسان در عین قدرت و ثروت و علم و برخورداری از مزایا و محاسن و خصوصیات مثبت و در اوج دارایی و توانایی، واقعاً - نه به صورت تعارف - خود را در مقابل خدا، نیازمند و تهیدست و محتاج و کوچک و حقیر ببیند. این، آن روحیه‌ی کمال انسانی است که البته باید با تمرین به این‌جاها رسید.
شنیدم مرحوم حاج میرزا جواد آقای تبریزی معروف - که از بزرگان اولیا و عرفا و مردان صاحبدلِ زمان خودش بوده است - اوایلی که برای تحصیل وارد نجف شد، با این‌که طلبه بود، ولی به شیوه‌ی اعیان و اشراف حرکت می‌کرد. نوکری دنبال سرش بود و پوستینی قیمتی روی دوشش می‌انداخت و لباسهای فاخری می‌پوشید؛ چون از خانواده‌ی اعیان و اشراف بود و پدرش در تبریز ملک‌التجار بوده یا از خانواده‌ی ملک‌التجار بودند. ایشان، طلبه و اهل فضل و اهل معنا بود و بعد از آن‌که توفیق شامل حال این جوان صالح و مؤمن شد، به درِ خانه‌ی عارف معروف آن روزگار، استاد علم اخلاق و معرفت و توحید، مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی - که در زمان خودش در نجف، مرجع و ملجأ و قبله‌ی اهل معنا و اهل دل بوده است و حتّی بزرگان می‌رفتند در محضر ایشان می‌نشستند و استفاده می‌کردند - راهنمایی شد.
روز اولی که مرحوم حاج میرزا جوادآقا، با آن هیأتِ یک طلبه‌ی اعیان و اشراف متعین، به درس آخوند ملاحسینقلی همدانی می‌رود، وقتی‌که می‌خواهد وارد مجلس درس بشود، آخوند ملاحسینقلی همدانی، از آن‌جا صدا می‌زند که همان‌جا - یعنی همان دمِ در، روی کفشها - بنشین. حاج میرزا جواد آقا هم همان‌جا می‌نشیند. البته به او برمی‌خورد و احساس اهانت می‌کند؛ اما خودِ این و تحمل این تربیت و ریاضت الهی، او را پیش می‌برد. جلسات درس را ادامه می‌دهد. استاد را - آن‌چنان‌که حق آن استاد بوده - گرامی می‌دارد و به مجلس درس او می‌رود. یک روز در مجلس درس، او که در اواخر مجلس هم نشسته بود، بعد که درس تمام می‌شود، مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی، به حاج میرزا جوادآقا رو می‌کند و می‌گوید: برو این قلیان را برای من چاق کن و بیاور! بلند می‌شود، قلیان را بیرون می‌برد؛ اما چه‌طور چنین کاری بکند؟! اعیان، اعیان‌زاده، جلوی جمعیت، با آن لباسهای فاخر! ببینید، انسانهای صالح و بزرگ را این‌طور تربیت می‌کردند. قلیان را می‌برد، به نوکرش که بیرون در ایستاده بود، می‌دهد و می‌گوید: این قلیان را چاق کن و بیاور. او می‌رود قلیان را درست می‌کند و می‌آورد به میرزا جوادآقا می‌دهد و ایشان قلیان را وارد مجلس می‌کند. البته این هم که قلیان را به‌دست بگیرد و داخل مجلس بیاورد، کار مهم و سنگینی بوده است؛ اما مرحوم آخوند ملاحسینقلی می‌گوید که خواستم خودت قلیان را درست کنی، نه این‌که بدهی نوکرت درست کند.
این، شکستن آن منِ متعرض ِ فضولِ موجب شرکِ انسانی در وجود انسان است. این، آن منیت و خودبزرگ‌بینی و خودشگفتی و برای خود ارزش و مقامی در مقابل حق قایل شدن را از بین می‌برد و او را وارد جاده‌یی می‌کند و به مدارج کمالی می‌رساند که مرحوم میرزا جواد آقای ملکی تبریزی به آن مقامات رسید. او در زمان حیات خود، قبله‌ی اهل معنا بود و امروز قبر آن بزرگوار، محل توجه اهل باطن و اهل معناست. بنابراین، قدم اول، شکستن منِ درونی هر انسانی است که اگر انسان، دایم او را با توجه و تذکر و موعظه و ریاضت - همین‌طور ریاضتها - پَست و زبون و حقیر نکند، در وجود او رشد خواهد کرد و فرعونی خواهد شد.1369/01/30

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی