آشیخ جواد بلاغی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
مخالفت مرحوم سیّد ابوالحسن اصفهانی با تحصیل زبان خارجی طلاب

مرحوم آقا سیّد حسن تهامی که از شاگردان خوب مرحوم میرزا و هم‌‌‌عرض و هم‌‌‌قران با آقای خویی و آقای میلانی و ملای حسابی‌‌‌ای بود، می‌‌‌گفت که ما ده، دوازده نفر شدیم که اسم آقای خویی و آقای میلانی و مرحوم آسیّد علی مدد قاینی و خودش و چند نفر دیگر را می‌‌‌آورد و بعد از اینکه مرحوم میرزا فوت کرد، چند صباحی دور و بر مرحوم آسیّد ابو الحسن رفتیم و گفتیم که ترتیبی به حوزه داده بشود؛ طلبه‌‌‌ها از مسائل جدید مطلع بشوند و احیاناً زبان خارجی بخوانند؛ آن وقتهایی بود که تازه این افکار اروپاییها راه افتاده بود و به همه جا می‌‌‌آمد. ایشان می‌‌‌گفتند که جلسه‌‌‌ی اول مرحوم سیّد از حرف ما استقبال کرد؛ اما جلسه‌‌‌ی دوم که برای نتیجه‌‌‌گیری رفتیم، به نتیجه نرسیدیم! ایشان می‌‌‌گفتند که بین بیرونی و اندرونیِ سیّد اتاق کوچکی بود که اتاقِ نشستن خود ایشان بود؛ دیدیم در باز شد و درحالی‌‌‌که عبا روی دوشش نیست و دکمه‌‌‌های قبایش را هم نبسته است پیدا بود که برای نشستن نیامده بود وارد جمع ما شد؛ ما بلند شدیم و احترام کردیم؛ گفت نه، من داخل نمی‌‌‌آیم؛ خواستم همین قدر بدانید که این وجوهاتی که من می‌‌‌دهم، ملک شخصی من است؛ برای اینکه من قبلًا قرض می‌‌‌کنم و شهریه را می‌‌‌دهم؛ بعد که وجوهات می‌‌‌آید، قرضم را ادا می‌‌‌کنم؛ بنابراین آن وقتی‌‌‌که این شهریه داده می‌‌‌شود، ملک شخصی من است که داده می‌‌‌شود و من راضی نیستم که جز فقه و اصول، طلبه به کار دیگری اشتغال داشته باشد و بخواهد شهریه بگیرد. این را گفت و در را بست و رفت! حالا در این فاصله‌‌‌ی یک هفته، ده روز چه کسی خدمت ایشان رفته بود و چه گفته بود، آدم نمی‌‌‌داند. می‌‌‌خواهم عرض بکنم که این قضیه مربوط به پنجاه، شصت سال قبل است؛ اما امروز بحمد اللّه این‌‌‌طور نیست؛ امروز آقا [آیت‌‌‌الله العظمی گلپایگانی(ره)] که در رأس حوزه‌‌‌های علمیه هستند و بحمد اللّه مقام عالی و شامخی هم دارند، به نظم و ترتیب در حوزه معتقدند. ایشان در لندن برای تبلیغات مرکز دارند؛ این‌‌‌ها خودش افکار نو و تجدد در امور است. ایشان در دستگاهشان کامپیوتر آورده‌‌‌اند؛ این‌‌‌ها خیلی مغتنم است. در سابق علما با کامپیوتر کاری نداشتند؛ اگر دنبال مطلبی بودند، باید کتابهای زیادی را ورق می‌‌‌زدند؛ کتابهایی که بعضاً نه فهرست داشت و نه حتّی شماره‌‌‌ی صفحه! من کتاب «مسالک» دارم که شماره‌‌‌ی صفحه ندارد! به نظر من امروز فضلای حوزه اگر حوزه را نظم ندهند، هیچ عذری ندارند. فضلا باید از وجود و از افکار و از حمایت ایشان استفاده کنند و حوزه را درست کنند. این قضیه‌‌‌ی آسیّد ابو الحسن، زمانی است که اوج نفوذ مارکسیسم در دنیاست؛ همان زمانی است که آشیخ جواد بلاغی در نجف به تنهایی مشغول رد افکار دهریون و مادّیون بود. بنده اطلاع دارم البته اطلاع شخصی نیست؛ ثبت شده است که جوانان طلبه‌‌‌ی نجف؛ کسانی که حتّی از بیوت مهم اهل علم و از بیت صاحب جواهر و امثال این‌‌‌ها برخاسته بودند، به بغداد رفتند و برای سوسیالیستها شعر گفتند! بر آسیّد ابو الحسن که اشکالی وارد نیست او فقیه و مجتهدی بود که تکلیفش را می‌‌‌دانست و برطبق تکلیفش عمل می‌‌‌کرد؛ اشکال شرعی بر او وارد نیست اشکال بر مجرای امور بود؛ امور این‌‌‌طوری جریان پیدا کرده بود. بله، امروز واقعاً هیچ عذری پذیرفته نیست.1370/12/02
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی