دیکتاتوری بین‌المللی / دیکتاتوری مدرن/دیکتاتوری جهانی/دیکتاتوری آمریکا و صهیونیسم
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
دیکتاتوری بین‌المللی

شرائط کنونی جهان فرصتی شاید تکرارنشدنی برای جنبش عدم تعهد است. سخن ما آن است که اتاق فرمان جهان نباید با دیکتاتوری چند کشور غربی اداره شود. باید بتوان یک مشارکت دموکراتیک جهانی را در عرصه‌ی مدیریت بین‌المللی شکل داد و تضمین کرد. این است نیاز همه‌ی کشورهائی که مستقیم یا غیرمستقیم از دست‌اندازی چند کشور زورگو و سلطه‌طلب زیان دیده‌اند و می‌بینند.
شورای امنیت سازمان ملل دارای ساختار و سازوکاری غیرمنطقی، ناعادلانه و کاملاً غیر دموکراتیک است؛ این یک دیکتاتوریِ آشکار و یک وضعیت کهنه و منسوخ و تاریخ مصرف گذشته است. با سوء استفاده از همین سازوکار غلط است که آمریکا و همدستانش توانسته‌اند زورگوئیهای خود را در لباس مفاهیم شریف بر دنیا تحمیل کنند. آنها میگویند «حقوق بشر»، و منافع غرب را اراده میکنند؛ میگویند «دموکراسی»، و دخالت نظامی در کشورها را به جای آن می‌نشانند؛ میگویند «مبارزه با تروریسم»، و مردم بی‌دفاع روستاها و شهرها را آماج بمبها و سلاحهای خود میسازند. در نگاه آنها، بشریت به شهروندان درجه‌ی یک و دو و سه تقسیم میشوند. جان انسان در آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین ارزان، و در آمریکا و غرب اروپا گران قیمت‌گذاری میشود. امنیت آمریکا و اروپا مهم، و امنیت بقیه‌ی بشریت بی‌اهمیت دانسته میشود. شکنجه و ترور اگر به دست آمریکائی و صهیونیست و دست‌نشاندگان آنها صورت گیرد، مُجاز و کاملاً قابل چشم‌پوشی است. زندانهای مخفی آنها که در نقاط متعددی در قاره‌های گوناگون شاهد زشت‌ترین و نفرت‌انگیزترین رفتارها با زندانیان بی‌دفاع و بی‌وکیل و بی‌محاکمه است، وجدان آنان را نمی‌آزارد. بد و خوب، کاملاً گزینشی و یکطرفه تعریف میشود. منافع خود را به نام «قوانین بین‌المللی»، و سخنان تحکم‌آمیز و غیرقانونی خود را به نام «جامعه‌ی جهانی» بر ملتها تحمیل میکنند و با شبکه‌ی رسانه‌ایِ انحصاریِ سازمان‌یافته، دروغهای خود را راست، و باطل خود را حق، و ظلم خود را عدالت‌طلبی وانمود میکنند و در مقابل، هر سخن حقی را که افشاگر فریب آنها است، دروغ، و هر مطالبه‌ی برحقّی را یاغیگری مینامند.1391/06/09

لینک ثابت
دیکتاتوری بین‌المللی

امروز در کشورهای اسلامی علیه دیکتاتوری‌های وابسته قیام شده است؛ این مقدمه‌ای است برای قیام علیه دیکتاتوری جهانی و دیکتاتوری بین‌المللی، که عبارت است از دیکتاتوری شبکه‌ی فاسد و خبیث صهیونیستی و قدرتهای استکباری. امروز استبداد بین‌المللی و دیکتاتوری بین‌المللی متجسم است در دیکتاتوری آمریکا و پیروان آمریکا و شبکه‌ی شیطانی و خطرناک صهیونیستی. امروز اینها با روشهای مختلف و با ابزارهای گوناگون در همه‌ی دنیا دارند دیکتاتوری میکنند. آنچه شما در مصر انجام دادید، در تونس انجام دادید، در لیبی انجام دادید، در یمن دارید انجام میدهید، در بحرین دارید انجام میدهید، در کشورهای دیگر انگیزه‌ی آن بشدت به وجود آمده است، جزئی از مبارزه‌ی با این دیکتاتوری خطرناک و مضری است که دو قرن است دارد بشریت را فشار میدهد. این پیچ تاریخی‌ای که گفتم، عبارت است از تحول از سیطره‌ی چنین دیکتاتوری‌ای به آزادی ملتها و حاکمیت ارزشهای معنوی و الهی؛ این پیش خواهد آمد؛ استبعاد نکنید.1390/11/10
لینک ثابت
دیکتاتوری بین‌المللی

ما ملت ایران هم خوشحال و خوشوقتیم از این که می‌بینیم ملتهای مسلمان دارند حرکت میکنند و آزادی و کرامت خودشان را به دست می‌آورند. از آغاز پیدایش و پیروزی این انقلاب در ایران، مواضع انقلاب نسبت به مسائل منطقه، حرکتهای منطقه، قیامهای منطقه، روشن بوده است. هر جائی که حرکت بر ضد استکبار است، بر ضد صهیونیسم است، بر ضد دولت غاصب صهیونیستی در کشور عزیز فلسطین است، این حرکت، حرکت مقبول و مورد حمایت و تأیید ماست. هر جا حرکت علیه آمریکاست، علیه این دیکتاتوریِ بین‌المللی است - که امروز آمریکا یک دیکتاتوری بین‌المللی به وجود آورده است - هر جا حرکت علیه دیکتاتوری‌های داخلی است، برای احقاق حق ملتهاست، ما با آنها موافقیم.1390/04/09
لینک ثابت
دیکتاتوری بین‌المللی

عزیزان من! جوانان برومند دانشگاه‏های افسریِ ارتش جمهوری اسلامی ایران! شما یکی از پایه‏های مستحکم اقتدار این کشور محسوب می‏شوید. هر ملتی حق دارد و وظیفه دارد که در اقتدار خود بکوشد. ملتها اگر خود را به مرحله‏ی اقتدار نرسانند، در کشاکش درگیری‏های جهانی و قدرت‏طلبی‏ها لگدمال خواهند شد. آن ملتی که به ضعف خو کند، ضعف را برای خود عیب بزرگ نشمارد، آن ملت شایسته‏ی سربلندی و عزت نیست. قدرتها، چکمه‏پوشان عالم، سرنیزه‏دارانِ مستبد و دیکتاتور بین‏المللی، به چنین ملتی رحم نخواهند کرد. ملتها وظیفه دارند خود را مقتدر کنند.1388/07/14
لینک ثابت
دیکتاتوری بین‌المللی

ساخت استبدادی و دیکتاتوری به شکل بسیار مدرن و پیشرفته، امروز در بسیاری از کشورهای غربی و در رأس آن‏ها در امریکا مستقر و حاکم است. آنجا مردم به معنای انسانهای صاحب اختیار و صاحب اراده، نقشی در بر سر کارآوردن حکومتها ندارند؛ پول است و زورِ صاحبان سرمایه و زرسالاران است که همه چیز را تعیین می‏کند و همه چیز را در مجرای دلخواه خود به حرکت می‏اندازد.1386/03/14
لینک ثابت
دیکتاتوری بین‌المللی

کشور در حال یک تحرک جدی به سمت جلوست؛ هم از لحاظ علمی، هم از لحاظ سیاسی، هم از لحاظ نظامی و هم از لحاظ استحکام بنیه‏های اقتصادی. نظام اسلامی در عمل دارد نشان می‏دهد که یک نظام ریشه‏دار، اثرگذار و دارای اقتدار درون‏زاست؛ نه اقتداری که بعضی از کشورهای بیچاره و سیاستمداران نگون‏بخت دارند، که ناشی از حمایت فلان قدرت و بهمان قدرت است؛ نه، اقتدار نظام سیاسی جمهوری اسلامی، اقتدار درون‏زاست؛ مثل یک کوه که بیش از آن مقداری که از کوه دیده می‏شود و در زیرِ زمین، ریشه‏های آن کوه است؛ نظام اسلامی دارد نشان می‏دهد که این‏گونه است و روز به روز هم در این جهت جلو رفته است. ما داریم به سمت جلو حرکت می‏کنیم و حرکت هم حرکت آرامی نیست؛ حرکت سریعی است.
این ایستادگی را مستبدین عالم نمی‏پسندند. فلان پادشاهِ دورافتاده‏ی فلان کشور، در ردیف این مستبدین محسوب نمی‏شود. مستبدترین مستبدان عالم، آن کسانی‏اند که در رأس نظام استکبار جهانی نشسته‏اند. ظاهر قضیه در کشور آن‏ها، ظاهرِ دموکراسی است- که آن هم باطناً دموکراسی نیست- اما رفتار آن‏ها در سطح بین‏المللی، رفتار دیکتاتورمآبانه‏ی یک دیکتاتور خشن است. این‏ها نمی‏پسندند که یک ملتی، نظام سیاسی‏ای را بر سر کار بیاورد که این‏جور در مقابل مطامع آن‏ها و در مقابل دست‏اندازی‏های آن‏ها بایستد؛ ولی می‏بینند که ملتهای مسلمانِ دیگر، تحت تأثیر این حرکت عظیم و نیرومند اسلامی در ایران قرار گرفته‏اند.1386/02/12

لینک ثابت
دیکتاتوری بین‌المللی

نگاهی گذرا به جنایات تکان‏دهنده صهیونیست‏های غاصب در فلسطین که با حمایت دولت آمریکا صورت می‏گیرد و نیز مطالعه رفتار اشغالگران در عراق و افغانستان عمق شقاوت کسانی را آشکار می‏سازد که دنیا را از ادعای ریاکارانه حقوق بشر و طرف‏داری از دمکراسی و آزادی پر کرده‏اند.
آنان با شعار مبارزه با تروریسم، فجیع‏ترین شکل ترور را مرتکب می‏شوند، به نام آزادسازی ملت‏ها، دیکتاتوری و غارتگری خود را بر ملت‏ها تحمیل می‏کنند. آمریکا صریحاً خود را در تجاوز به کشورها و ملت‏ها ذی‏حق می‏شمارد. دولت صهیونیست صریحاً شخصیت‏های فلسطینی را به ترور تهدید می‏کند.1382/11/08

لینک ثابت
دیکتاتوری بین‌المللی

تناقض در رفتار و گفتار غربی‏ها و دستگاه استکبار و بخصوص امریکا- که ما امروز با امریکا کار داریم؛ با دیگران فعلًا کاری نداریم- خیلی بیش از این حرفهاست. این‏ها چقدر از حکومتهای غیر دمکراتیک را، یعنی حکومتهایی که برای یک‏بار هم در کشورشان صندوق انتخابات گذاشته نشده و از کسی رأی گرفته نشده، قبول کرده و با آن‏ها مثل یک حکومت دمکراسی رفتار کرده‏اند و چقدر از دمکراسی‏ها را با کودتای نظامی به هم زده‏اند! إن شاء اللّه عمرتان آن‏قدر طولانی خواهد شد که ده بیست سالِ دیگر که بتدریج اسناد کودتاهای بیست، سی سالِ گذشته‏ی امریکای لاتین را از آرشیوهای وزارت خارجه‏ی امریکا بیرون می‏دهند، ببینید- البته بعضی از این اسناد الآن هم بیرون آمده؛ بعضی‏اش را هم خودِ ما بدون اینکه آن‏ها از آرشیوشان بیرون بیاورند، می‏دانیم- که در سرتاسر امریکای لاتین شاید کشوری نماند که در آن اگر انتخاباتی شد و آزادی‏ای بود و اگر رئیس‏جمهور مورد علاقه‏ی مردمی بود، سیای امریکا وارد کار نشد و کودتا راه نینداخت؛ مزاحمت ایجاد نکرد و پدر دمکراسی‏های مردمی را درنیاورد. حالا شیلی معروف است و همه ماجرای آن کشور را می‏دانند. در آفریقا و آسیا و در جاهای مختلف دیگر هم این کار را کردند. چقدر حکومت دیکتاتوری به پشتوانه‏ی امریکا به وجود آمد که از نظامی در یک کشور، بی‏قید و شرط حمایت کردند و آن‏ها به پشت‏گرمی امریکا کُشتند، زدند، بردند و بیست سی سال حکومت کردند! در کشور خودِ ما حکومت طاغوت و دیکتاتوری سیاهِ دوره‏ی رضا خان را که نظیرش کمتر در تاریخ ما دیده شده، انگلیسی‏ها سرِ کار آوردند، بعد همانها محمد رضا را هم سرِ کار آوردند. پس از مدت کوتاهی که دکتر «مصدّق» با نهضت ملی سرِ کار آمد، یکی دو سالی هرطور بود تحمّل کردند، آخر تحملشان تمام شد و خودِ امریکا و انگلیس باهم همدست شدند و کودتای 28 مرداد را راه انداختند و بیست و پنج سال حکومت دیکتاتوری سیاهِ مبتنی بر کودتای سرلشکر «زاهدی» را در ایران سرِپا نگه داشتند.1382/09/26
لینک ثابت
دیکتاتوری بین‌المللی

امروز آمریکاییها در دنیا به دنبال ایجاد یک دیکتاتوریِ جهانی‏اند؛ غافل از اینکه دیکتاتوریِ جهانی، آن هم متّکی به زور سرنیزه و گلوله، به‏وسیله‏ی ملتهای آزاده‏ی دنیا سرکوب خواهد شد. ملتی که آزاده و دارای عزم باشد، دیکتاتوری را قبول نمی‏کند؛ داخل کشور خودش هم قبول نمی‏کند، از دیکتاتور محلّی هم قبول نمی‏کند؛ همچنان که از رژیم طاغوت، ملت ایران قبول نکرد، چه برسد از بیگانگان!
امروز ببینید در سرزمین فلسطین، رژیم ادّعایی و غاصب اسرائیل با مردم چه می‏کند! این نشانه‏های زورگویی و یک‏جانبه‏گرایی است. اسرائیل نسبت به مردم فلسطین که صاحبان آن سرزمین هستند، جنایت می‏کند؛ آمریکاییها هم از آن‏ها صریحاً حمایت می‏کنند. همین‏ها به عراق آمده‏اند و ملت عراق را زیر سلطه گرفته‏اند و با کمال وقاحت به آن‏ها زور می‏گویند. خیال هم می‏کنند کارشان به جایی خواهد رسید؛ اما قطعاً به جایی نمی‏رسد و ملت عراق تحمّل نخواهد کرد و یقیناً دیکتاتوریِ جهانی و بین‏المللی‏ای که امریکا به دنبال آن است، محکوم به سقوط و فناست.1382/03/22

لینک ثابت
دیکتاتوری بین‌المللی

البته آن‏ها در بلندگوها از بحث آزاد و گفتگو و دمکراسی سخن می‏گویند؛ اما این شعاری دروغین است. آن‏ها اهل گفتگو، دمکراسی و بحث آزاد نیستند. در داخل ایران، پلورالیسم، شکّاکیت، شک در مسلّمات و اوّلیات اعتقادی و تسامح و تساهل را ترویج می‏کنند؛ می‏گویند از عقایدتان بگذرید و نسبت به آن‏ها تساهل و تسامح داشته باشید. اما این مربوط به داخل جامعه‏ی ایران و جوامع اسلامی است. وقتی بحث به جایی می‏رسد که خودشان آن را ارزشهای امریکایی و غربی خطاب می‏کنند، دیگر جای گفتگو نیست. مشابه‏سازی، یکسان‏سازی و جهانی‏سازی، اعتقادات مسلّمی است که دنیا باید در مقابل آن‏ها کوچک‏ترین اعتراضی نکند! در اینجا دیگر چهره‏ی دیکتاتوری به خود می‏گیرند. پرچم دمکراسی و آزادی‏خواهی یک دروغ آشکار است. کدام امریکا می‏خواهد به مردم دنیا آزادی هدیه دهد؟! امریکایی که برای حفظ منابع خود، ملتها را با فجیع‏ترین وضع به بدبختی سوق می‏دهد؟! امریکایی که فجایعش در ویتنام و افغانستان فراموش نشده و نخواهد شد- این فجایع هنوز هم ادامه دارد- و امروز هم مردم عراق را تهدید می‏کند؟! در اینجا با پرچم دمکراسی پیش می‏آید؛ اما نوبت به مردم فلسطین که می‏رسد، از دمکراسی خبری نیست! آیا مردم فلسطین انسان نیستند؟!
امروز دنیا با سلطه‏ی استکبار جهانی وضع رقّت‏باری پیدا کرده است. فرهنگ اسلامی آن‏ها را به چالش می‏کشد. این نیّت و همّت و توکّل اسلامی است که یک ملت را قادر می‏سازد تا در مقابل ظلم و استبداد و دیکتاتوری جهانی بایستد و قرص و محکم حرف خود را بزند و ملتها بشنوند.1381/12/06

لینک ثابت
چاپ نکردن کتاب خاطرات راجع به تسخیر لانه جاسوسی در آمریکا؛ نشانه دیکتاتوری بین‌المللی پول

امروز پول در دنیا دیكتاتوری می‌كند و هرچه پول بخواهد و پولدارها بخواهند، تحقّق می‌یابد، ولو به‌دست خودِ مردم. چون مردم در رأی دادنها و اقدامات عمومی معمولاً تحت تأثیر رسانه‌هایند و رسانه‌ها هم معمولاً در اختیار پولدارهاست. چند درصد رسانه‌های دنیا دست غیرصهیونیستها و غیر سرمایه‌دارهای بزرگ است؟ شاید بتوان گفت كه همه‌ی این دستگاههای مهم و اثرگذارِ دنیا دست سرمایه‌دارهای مهم و عمدتاً صهیونیستهاست. آنها هستند كه خبرگزاریها را اداره می‌كنند، خبر تولید می‌كنند و به همه‌ی دنیا می‌فرستند و تلویزیونها را همان‌طور كه خودشان می‌خواهند، اداره می‌كنند. حالا هم كه این روشهای ارتباطی جدید، این سایتهای اینترنتی و فعّالیتهای رفت و آمد سریع اطلاعات در اختیار آنهاست. هر كس پول بیشتر دارد، می‌خواهد در این زمینه‌ها فعّالیت بیشتری كند و مقصود خود را برآورده سازد. بنده بارها گفتم این‌كه می‌گویند رسانه‌ها و روزنامه‌ها در دنیا آزادند، درست است؛ اما روزنامه‌ها مال چه كسانی‌اند؟ البته صاحبانِ روزنامه‌ها آزادند، هرچه می‌خواهند می‌نویسند، هرچه به صرفشان باشد، می‌نویسند و هرچه به صرفشان نیست، قطعاً نمی‌نویسند...
یكی از همین آشناهای خودمان از همان دانشجویان آن‌وقت كه امروز مشغول یك كار دولتی است، كتابی راجع به لانه‌ی جاسوسی و جریان تسخیر لانه‌ی جاسوسی و جوانان نوشته است - اصلِ كتاب را به انگلیسی نوشته و بعد هم داده به فارسی ترجمه كرده‌اند - گفت هرچه كردیم ناشرین امریكایی حاضر نشدند این كتاب را چاپ كنند! می‌گفت بالاخره یك ناشر كانادایی پیدا شد و با او قرارداد بستم و قبول كرد. بعد از مدّتی آن كانادایی می‌گفت پدرم درآمد، آن‌قدر مرا تهدید می‌كردند، آن‌قدر به من تلفن می‌زدند! مسأله‌ی نشر در دنیا این‌طور است. این، دیكتاتوریِ كاملاً پنهان و بسیار نافذ پول و شهوت است. البته در قبال كارهای آنها اگر كسی حرفی هم بخواهد بزند، خفه می‌كنند. خوب؛ این واقعیّتی است كه در دنیا وجود دارد. شما چرا نباید كاری كنید كه یكایك مردم و جوانان ما با این واقعیّت آشنا شوند و بدانند كه چنین چیزی وجود دارد تا لازم نباشد انسان برای بیان آن استدلال كند. باید كاری كنید كه بدانند چنین دیكتاتوری‌ای وجود دارد. دشمن، دیكتاتوری‌ای را كه نیست، با انواع شیوه‌ها و ترفندهای تبلیغاتی واقعیّت جلوه می‌دهد؛ امّا دیكتاتوری‌ای را كه با این وضوح وجود دارد، نمی‌گذارد كه مردم بفهمند و بدانند. این در تصمیم‌گیری مردم خیلی مؤثّر است.1381/11/15

لینک ثابت
دیکتاتوری بین‌المللی

هنوز نیم قرن از ظهور اسلام و اصل بعثت نگذشته بود که بیش از نیمی از دنیای متمدّن تحت تأثیر اسلام قرار گرفت. خیال نکنید حکومتهایی مثل امپراتوریهای قدرتمند، علم و عقل و تشکیلات و نیروی نظامی و ادّعا و غرور و تکبّر نداشتند؛ چرا، لیکن ایمانِ صریح، روشن و متّکیِ به منطق قوی وقتی در دل انسانهای باهمّت و بااخلاص و فداکار قرار گیرد، همه‌ی این موانع برداشتنی است. امروز هم همان‌طور است: ایمان اسلامی، ایمانی است که متّکی به منطق و استدلال و متضمّنِ خیر و سعادت بشر است. شاید اگر چهل، پنجاه سال پیش کسی این ادّعا را می‌کرد، خیلی قابل قبول نبود. آن روز سوسیالیزم با حجم عظیمِ خود همه را تهدید می‌کرد و با همه بر سر تحدّی بود. این طرف هم در مقابل، لیبرال دمکراسی غربِ پُر ادّعا بود. آن سرنوشت سوسیالیزم است که به آن روز دچار شد؛ این هم واقعیّتهای لیبرال دمکراسی غرب است. یک نمونه‌اش را شما در هیاهوی لشکرکشی به عراق می‌بینید که حکومتی مثل حکومت امریکا به خود حق می‌دهد در امور منطقه‌ی حسّاسی مثل خاورمیانه دخالت کند و این را حق خود بداند. این یعنی زورگویی و دیکتاتوری. به عنوان مقابله با دیکتاتوری، این‌ها بدترین شکل دیکتاتوری را اعمال می‌کنند؛ به سر وقت ملتها رفتن، به بهانه‌ی وجود کسی در رأس حکومت! در افغانستان هم به شکل دیگر، ملتها را زیر فشار اسلحه قرار می‌دهند و بعد برای آینده‌ی خود، برای نفت خود، برای پایگاه نظامی‌ و برای قدرت سیاسی خود، زمینه درست می‌کنند. این امروز عمل لیبرال دمکراسیِ حاکمِ بر دنیای غرب است. ممکن است بوق‌های تبلیغاتی فضا را تحت تأثیر قرار دهند، اما در بلندمدّت حقایق از چشم بشر پنهان نخواهد ماند. نمونه‌ی دیگرش، حمایت از رژیم غاصب صهیونیست است. این هم یکی از آثار و ثمرات همان لیبرال دمکراسی است.1381/07/13
لینک ثابت
دیکتاتوری بین‌المللی

ادّعای من این است که ما توانسته‏ایم در حدّ قدرت معقولِ انسان‏هایی در حدّ انسانهای ضعیفی مثل ما، علی‏رغم همه‏ی دشمنیهای جهانی، این راه را ترسیم کنیم و این شاخصها را به دنیا نشان دهیم. علّت جاذبه‏ای که امروز نام مبارک امام رضوان اللّه علیه و نام جمهوری اسلامی در دنیا دارد، همین‏هاست؛ چون توانسته‏ایم این شاخصه‏ها را در رفتار حکومت اسلامی ثبت کنیم. البته مزاحمت می‏کنند، مخالفت می‏کنند، اذیّت می‏کنند؛ اما تنها راه مقابله با مزاحمتها و اذیّتها و کارشکنیها، استقامت و ایستادگی است. ملت ایران بحمد اللّه ایستاده است. بخصوص جوانان بااراده و مؤمن ما ایستاده‏اند؛ ما هم به فضل الهی ایستاده‏ایم. این امواج جهانی و این تبلیغات‏ گمراه‏کننده نخواهد توانست ما را تسلیم خواسته‏های آن‏ها کند. آن‏ها می‏خواهند این نظام هم مثل نظامهای دست‏نشانده‏ی آن‏ها تسلیم خواست آن‏ها شود و برای اعمال سلطه‏ی دیکتاتوری بین‏المللی امریکا و اشباه امریکا راه را باز کند.1381/06/30
لینک ثابت
دیکتاتوری بین‌المللی

نکته‏ی دیگر این است که می‏گوید مردم ایران تمایل به پیشرفت و ترقّی دارند. در این شکّی نیست و سخت هم کار می‏کنند. مردم و مسئولان ایران بعد از انقلاب، میدان را برای پیشرفت و ترقّی باز دیدند و تلاش می‏کنند؛ اما این شما هستید که نمی‏خواهید؛ شما که دشمن ملت ایران هستید، به‏هیچ‏وجه این پیشرفت را برنمی‏تابید؛ لذا مانع‏تراشی می‏کنید. ببینید در صحنه‏ی بین‏المللی و در زمینه‏های اقتصادی، سیاسی و امنیتی چقدر رژیم ایالات متّحده‏ی امریکا علیه ملت و نظام مردمی ایران دسیسه‏چینی کرده است. می‏گوید ملت ایران مثل بقیه‏ی ملتهای دنیا پیشرفت می‏خواهند. بله؛ پیشرفت می‏خواهند. فقط این هم نیست؛ ملت ایران مثل اکثر ملتهای دنیا از شما متنفّر است؛ این هم یک واقعیت است. یکی دو ماه قبل از این، نظرخواهیها را منتشر کردند؛ معلوم شد در کشورهای اسلامی و کشورهای منطقه‏ی آسیا و خاورمیانه، منفورترین دولتها در چشم مردم، دولت امریکاست. این دیگر مخصوص ملت ایران نیست؛ ملت ایران در نفرت از شما با دیگر کشورها شریک است. شما ببینید یک روز بود که فقط در ایران پرچم امریکا یا آدمک رئیس‏جمهور امریکا و یا نماد امریکایی را آتش می‏زدند؛ اما امروز کجای دنیا این کار را نمی‏کنند؟ حتّی در اروپا و کشورهای آسیایی هم پرچم امریکا را آتش زدند. شما در دنیا بدنامید. رژیم دیکتاتور و مستبد بین‏المللی امریکا در دنیا بدنام و منفور است؛ این ابراز نفرت، مخصوص ملت ایران نیست. البته خیلی از ملتها جرأت نمی‏کنند؛ به خاطر اینکه بعضی از حکومتها مانعند. ملت و حکومت ایران به فضل پروردگار شجاعند؛ لذا آزادانه و بدون هیچ قید و بندی، احساسات خود را علیه امریکا ابراز می‏کنند و «مرگ بر امریکا» را جزو شعارهای اصلی خود قرار داده‏اند.
رئیس‏جمهور امریکا ادّعا می‏کند طرف‏دار جناحی به نام اصلاح‏طلب در ایران است. دروغ می‏گویید! اوّلًا شما طرف‏دار هیچ جناحی از جناحهای معتقد به انقلاب نیستید. ثانیاً طرف‏دار اصلاح هم نیستید. هر اصلاحی بخواهد در این کشور انجام گیرد، یقیناً برخلاف نظر رژیم دیکتاتور و مستبد و سلطه‏جوی بین‏المللی امریکاست. ثالثاً اگر برفرض چیزی به نام اصلاحات باشد که نسخه‏ی آن را شما برای مردم ایران بنویسید، آن‏ها این اصلاحات را اصلاحات امریکایی خواهند دانست و آن را در زباله‏دان می‏اندازند. بزرگترین حرکت اصلاحی را در این کشور، انقلاب اسلامی و امام بزرگوار این ملت انجام دادند. امروز هم هر حرکتی که در جهت تحکیم پایه‏های انقلاب و اعمال قانون اساسیِ مترقّی و مدرن ما انجام گیرد، بلاشک یک حرکت اصلاحی است و مردم از آن حمایت می‏کنند. هر کاری که از لحاظ علمی، دینی، عملی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی در جهت پیشرفت مردم ایران باشد، یک حرکت اصلاحی است و مردم از آن حمایت می‏کنند.1381/04/26

لینک ثابت
دیکتاتوری بین‌المللی

مهم‏ترین مسئله در مسائل خارجی ما- که به مسأله‏ی کنونی کشور ما هم ارتباط مستقیم دارد- فلسطین است. مسأله‏ی فلسطین فقط مسأله‏ی یک ملت نیست؛ مسأله‏ی حاکمیت دیکتاتوری بین‏المللی و حاکمیت زور است. شما ببینید امروز در اراضی فلسطین چه می‏گذرد! امروز ما فاجعه‏بارترین حوادث خونین را در فلسطین شاهدیم. دولت غاصب و جعلی اسرائیل با نیروی نظامی خود، با تانک و هواپیما و آتش بی‏رحمی و ظلم خود، شهرهای فلسطین را محاصره کرده است و یکی پس از دیگری وارد این شهرها می‏شود؛ مردم را قتل عام و خانه‏ها را ویران می‏کند؛ یک روز رام اللّه، یک روز نابلس، یک روز جنین و امروز الخلیل و شهرهای دیگر. فاجعه‏هایی که در این شهرها به وجود آمده است، قابل وصف نیست. نیروی نظامی وارد شهری شود، زن و مرد و کودک را دستگیر کند و بکُشد و یا زخمی کند! ده‏هزار مجروح و هزاران شهید در این شهرها امروز وجود دارد. هزاران جوان را از خانه‏هایشان ربودند و به نقاط نامعلوم بردند و خانه‏های بی‏شماری را ویران کردند. شنیدم در شهر جنین، هفتاد درصد خانه‏ها ویران شده است! هفتاد درصد خانه‏های یک شهر را تانکها بیایند ویران کنند! این جنایات، مقابل چشم بشریت است.1381/02/11
لینک ثابت
دیکتاتوری بین‌المللی

این مسأله‏ی قطع یکماهه‏ی نفت که ما گفتیم، یک مسأله‏ی اساسی است. با این مسئله نمی‏شود سطحی برخورد کرد. البته یک مسأله‏ی نمایشی هم نیست که دولتی تنها بایستد و بگوید من نفت خود را قطع می‏کنم؛ معلوم نیست چه طوری قطع می‏کند یا نمی‏کند. این یک مسأله‏ی جدّی و واقعی است و باید همه تصمیم بگیرند.
آمدند گفتند که قطع نفت به ضرر کشورهای قطع‏کننده است؛ در حالی که این طور نیست؛ این خطای در محاسبه است. قطع نفت به ضرر ملتها نیست؛ به سود آن‏هاست. همین الآن شما می‏بینید در نوسانات قیمت نفت، چند صباح قیمت به بیست و چهار دلار، بیست و پنج دلار می‏رسد؛ اما بعد از چند روز به پانزده دلار، شانزده دلار کاهش پیدا می‏کند. از بالا رفتن و پایین آمدن قیمتها ملتها این همه ضرر می‏بینند؛ چون اختیار در دست دیگران است. با قطع یک ماهِ نفت، این قدرت تصمیم‏گیری در ملتهای اسلامی آشکار خواهد شد. ملتها و دولتهای اسلامی نشان می‏دهند که می‏توانند علیه دیکتاتوریِ بین‏المللی و علیه خواستِ زورگویانی که فقط به سرنیزه متّکی هستند، اقدام کنند. باید این کار را بکنند؛ این اجتناب‏ناپذیر است.1381/02/11

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی