اقتدار قضایی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
اقتدار قضایی

قوه‌ی قضائیه به دو عامل نیاز دارد تا بتواند موفق باشد. در هر نظامی، در هر اجتماعی، قوه‌ی قضائیه حل و فصل کننده‌ی اختلافات و حاکم کننده‌ی عدل در مقابل ظلم و تجاوز و فساد و اینهاست. برای اینکه قوه‌ی قضائیه در این هدف والا موفق بشود، به دو چیز احتیاج دارد: یکی قدرت و اقتدار - که باید قوی باشد - دوم، اعتماد؛ یعنی مردم باید به او اعتماد داشته باشند. قوه‌ی قضائیه این دو چیز را نیاز دارد. اقتدار قوه‌ی قضائیه را میتوان با همین زیرساختهای انسانی و فنی - که در این زمینه، شرحی از پیشرفتها را رئیس محترم قوه دادند؛ بنده هم تا حدود زیادی در جریان کارهائی که انجام گرفته است، هستم - تأمین کرد. قوه‌ی قضائیه با استحکام درونی، با تربیت و به کار گرفتن انسانهای شایسته، فاضل، امین و درستکار، قوّت و اقتدار پیدا میکند. با وضع قوانین درست، با نظارتهای متناسب، با بهره‌گیری از پیشرفتهای گوناگون فنی و سازمانی و استفاده‌ی از همه‌ی دنیا، این اقتدار به وجود می‌آید. ما از این که از دیگران یاد بگیریم - مکرر عرض کرده‌ایم - خجالت نمیکشیم. ما از هر ملتی، از هر کشوری، از هر نظام قضائی‌ای در دنیا که یک نکته‌ی خوب و روشن در کار خود داشته باشد، استفاده خواهیم کرد، از او یاد میگیریم. البته چشم‌بسته به روشها و حرفهای این و آن نمیگرویم؛ این غلط است. چون در دنیا اینجور رفتار میکنند، پس ما هم باید اینجور رفتار کنیم؛ نه، این غلط است. «و ان تطع اکثر من فی الارض یضلّوک عن سبیل الله ان یتّبعون الّا الظّنّ و ان هم الّا یخرصون». از روش این و آن اطاعت و تبعیت نمیکنیم. غربی‌ها اینجوری عمل میکنند، شرقی‌ها اینجوری عمل میکنند، فلان کشور اینجوری عمل میکند، پس ما هم بکنیم؛ نه، این غلط است. ما از تشخیص خودمان تبعیت میکنیم. یعنی وقتی دیدیم در نظام قضائیِ فلان کشور دورافتاده - بزرگ یا کوچک - این نکته وجود دارد که کار آنها را در امر قضا سهل کرده است و این فوائد را داشته است، عقل ما وقتی این را تشخیص داد، آن وقت این را عمل میکنیم. این تبعیت از او نیست، این تبعیت از عقل است؛ این خوب است. اینها برای قوه‌ی قضائیه اقتدار می‌آورد. تلاش زیاد، ابتکارِ روزبه‌روز و نوآوری اقتدار می‌آورد. نمیتوان همین طور نشست تا امور در جریان عادی خودش پیش برود؛ مسئولین قوه باید نگاه کنند، ضعفها را پیدا کنند، مشکلات را پیدا کنند، گره‌های کور را پیدا کنند، اینها را با ابتکار برطرف کنند؛ ذهنهای برتر و ذهنهای ممتاز میتوانند کمک کنند؛ بحمدالله در درون قوه هم هستند، از بیرون قوه هم استفاده بشود. زیرساختهای فنی تأمین بشود، زیرساختهای انسانی تأمین بشود؛ این میشود اقتدار قوه‌ی قضائیه؛ یک قوه‌ی قوی و مقتدر که توانائی حرکت به سمت اهداف خودش را دارد.1390/04/06
لینک ثابت
اقتدار قضایی

نظام اسلامی و هر نظامی به قوّه‏ی قضائیّه‏ای نیاز دارد که هم مقتدر و هم مورد اعتماد باشد؛ این دو رکن در کنار هم لازم است. مورد اعتماد بودن به معنای این نیست که انسان برای وجاهت مردمی، از قدرت آن دستی که ضامن اجرای قوانین است، بکاهد. اساس قوّه‏ی قضائیّه برای حفظ قانون است. امروز بحمد اللّه در کشور ما همه‏ی مسئولان دم از تبعیّت از قانون می‏زنند. این امر بسیار مثبتی است؛ حفظ قانون، رعایت قانون. حفظ و رعایت قانون چگونه تضمین می‏شود؟ یک راه تضمین وجود دارد و آن، قدرت قوّه‏ی قضائیّه است. کسانی که اقتدار قوّه‏ی قضائیّه را آماج حملات خود قرار می‏دهند، بدانند که به بی‏قانونی و هرج‏ومرج و ابطال و تضییع حقوق ضعفا کمک می‏کنند؛ چون قوّه‏ی قضائیّه بازو و پنجه‏ی قدرتمند نظام است، برای اینکه گریبان متجاوز و متخلّف از قانون را بگیرد و او را سر جای خود بنشاند تا مردم بتوانند در پناه قانون زندگی کنند. پس، اقتدار قوّه‏ی قضائیّه یک اصل است، اما درعین‏حال این اقتدار باید به نحوی باشد که اعتماد مردم جلب شود و این با همین اصلاحاتی است که در قوّه‏ی قضائیّه طرّاحی شده است و باید با قدرت تمام دنبال شود. کارهایی که اشاره کردند، بسیار مهمّ است. علاوه بر این‏ها، انبساط عدالت در سرتاسر دستگاه‏های قوّه‏ی قضائیّه تا رده‏های پایین در همه جای کشور است. هر دادگاهی در هر نقطه‏ای که مرجع جمعی از مردم است- و لو جمع کوچکی- باید به نحوی عمل کند که دلگرمی و اعتماد مردم را به خود جلب کند؛ یعنی همه مطمئن شوند که این هسته‏ی قضائی که در اینجا مستقر است، برطبق قانون و عدل حکم خواهد کرد. طبیعی است اکثر مردم- که اکثر مردم خوبند- خشنود و دلگرم خواهند شد؛ اقلیتی هم که متجاوزان و خودسرها و متعدّیانِ به حقوق دیگران هستند، نگران خواهند گردید. این نگرانی، نعمت بزرگی است. بدانند که این پنجه‏ی قوی، در آن نقطه از کشور هم کارآمد است. شرط اعتماد مردم به قوّه‏ی قضائیّه این است. من مکرّر به دوستان و برادران این نکته را عرض می‏کنم که از تخلّف قضائی حتّی در گوشه‏ای از کشور هم نباید اغماض و صرف‏نظر کرد؛ چون بدنه‏ی متّصل به مردم، همین بخشهای منتشر در سرتاسر کشور هستند؛ مردم با این‏ها تماس دارند و نزدیکند. قضاوت در باره‏ی آن‏ها، تعمیم پیدا می‏کند به قضاوت در کلّ قوّه‏ی قضائیّه. گاهی می‏بینید یک قاضی یا یک کارمند قضائی در نقطه‏ای از کشور خدای نکرده به نحوی عمل می‏کند که نظر جمعی از مردم را نسبت به کلّ قوّه‏ی قضائیّه برمی‏گرداند و همه‏ی این زحمات و خدمات و تلاش‏هایی را که این‏قدر هم قیمت دارد، به‏کلّی از بین می‏برد. بنابراین، هم اقتدار قوّه‏ی قضائیّه یک اصل است، هم معتمَد بودنِ آن. باید به‏گونه‏ای عمل کرد که دل مردم گرم باشد.1382/04/07
لینک ثابت
قوه قضائیه‏, نظام جمهوری اسلامی ایران, اقتدار قضایی, اعتماد مردم به قوه قضائیه

نظام اسلامی و هر نظامی به قوّه‌ی قضاییّه‌ای نیاز دارد که هم مقتدر و هم مورد اعتماد باشد؛ این دو رکن در کنار هم لازم است.1382/04/07
لینک ثابت
قوه قضائیه‏, اقتدار قضایی, اعتماد مردم به قوه قضائیه

هم اقتدار قوّه‌ی قضاییّه یک اصل است، هم معتمَد بودنِ آن. باید به‌گونه‌ای عمل کرد که دل مردم گرم باشد.1382/04/07
لینک ثابت
قوه قضائیه‏, اقتدار قضایی, مسئولین قوه قضائیه

چشمهای جستجوگرِ مسؤولان عالی‌قوّه، به‌طور دائم در داخل قوه‌ی قضاییّه جستجو کند؛ آن‌گاه امنیت قضایی به معنای واقعی کلمه به‌وجود آید.1382/04/07
لینک ثابت
اقتدار قضایی, قوه قضائیه‏

كسانی كه اقتدار قوه‌ی قضائیه را آماج حملات خود قرار می‌دهند، بدانند كه به بی‌قانونی و هرج‌ومرج و ابطال و تضییع حقوق ضعفا كمك می‌كنند؛ چون قوه‌ی قضائیه بازو و پنجه‌ی قدرتمند نظام است.1382/04/07
لینک ثابت
عدالت, قوه قضائیه‏, عدالت‏خواهی, اجرای عدالت, استقرار عدالت, اقتدار قضایی

اگر ما تشنه‌ی عدالت هستیم، تضمین تحقّق عدالت، با سلامت و کارآمدی قوّه‌ی قضاییّه میسّر است.1381/04/05
لینک ثابت
قوه قضائیه‏, حقوق ملت ایران, اقتدار قضایی

اگر ما برای مردم و حقوق آنها ارزش درجه‌ی یک قائل هستیم، تأمین این حقوق، در گرو این است که قوّه‌ی قضاییّه بتواند کار خود را با قوّت، شجاعت و بصیرت انجام دهد.1381/04/05
لینک ثابت
اقتدار قضایی

انتقاد در جامعه چیز خوبی است؛ زیرا انتقاد موجب می‏شود انتقاد شونده بتواند نقاط قوّت و ضعف خود را بفهمد و همچنین ناظران صحنه بتوانند بفهمند. این به پیشرفت کار کمک می‏کند. لیکن انتقاد، غیر از عیب‏جویی، آن هم عیب‏جوییِ خصمانه است. نباید قوّه‏ی قضائیّه را تضعیف کرد. قاضی‏ برای اینکه بتواند در جایگاه پیغمبر، درست و با استقرار بنشیند و عمل کند، احتیاج دارد که مورد حمایت نظام باشد؛ باید احساس کند که حمایت و تقویت می‏شود و در چشم مردم دارای منزلت است. قاضی، منزلت در نظر عموم و حمایت از سوی مسئولان را لازم دارد. اگر باب انتقادهای غیر منطقی و خصمانه و عیب‏جویانه و احیاناً با انگیزه‏های سیاسی به سمت قوّه‏ی قضائیّه باز شد به این هر دو نیاز ضربه خواهد خورد: قاضی و دستگاه قضاء از چشم مردم می‏افتد و حمایت مسئولان را هم از دست می‏دهد. آن‏وقت ما چطور در این فضا توقّع داشته باشیم که قاضی بیاید با شجاعت بایستد و یک ظالم و متخلّف از قانون را- که هم زور و هم زر دارد- به پای میز محاکمه بکشاند و هیچ‏گونه تحت تأثیر او قرار نگیرد؟ این کار، آسان نیست. اگر ما بخواهیم قاضی این شجاعت و صلابت و اقتدار را داشته باشد که چنین بارهای سنگینی را که از او توقّع داریم، بردارد، باید او و دستگاهی را که حامی اوست، اوّلًا مورد حمایت قرار دهیم؛ ثانیاً منزلتش را در چشم مردم حفظ کنیم.1381/04/05
لینک ثابت
اقتدار قضایی

یک رکن اساسی از نظام کشور ما، قوّه‏ی قضائیّه است. سازوکاری هم که در قانون اساسی برای این قوّه پیش‏بینی شده است، از جهات مختلف بسیار متقن و اطمینان‏بخش است. وظایفی که برای قوّه‏ی قضائیه معیّن شده، نوع تکالیفی که بر دوش این قوّه گذاشته شده، شرایطی که برای مسئولان گوناگون در این قوّه در قانون اساسی و دیگر قوانین و مبانی اسلامی معیّن شده، تضمین‏کننده‏ی این معناست که دستگاه قضاء بتواند به وظیفه‏ی خود عمل کند. وظیفه‏ی اساسی دستگاه قضائی چیست؟ عبارت است از دفاع شجاعانه و قدرت‏مندانه از عدالت. روحِ کار، این است. اجرای قوانین، وظیفه‏ی همه است؛ اما تخلّف از قوانین، جرمی است که دستگاه قضاء به آن رسیدگی می‏کند. مجموعه‏ی قوانین در نظام جمهوری اسلامی باید به یک قلّه منتهی شود و آن عبارت است از عدالت؛ «بالعدل قامت السّماوات و الأرض»؛ عدالت در بنیان عالم و آفرینش، نقش اساسی دارد؛ یعنی سنّت آفرینش، عدل است و هر نظام اجتماعی اگر به دنبال این سنّت طبیعی و قانون الهیِ آفرینش حرکت کرد، ماندگار و موفّق و کامیاب است. انسان زمانی کامیاب است که خود را با قوانین آفرینش و سنّتهای الهی- که تغییر و تبدّل‏ناپذیر است- تطبیق دهد. بنابراین، بنا بر دیدگاه الهی، در مجموع آفرینش، عدالت یک ریشه‏ی تکوینی و طبیعی دارد. چه مرجعی باید این عدالت را تضمین کند؟ قوّه‏ی قضائیّه. چه مراکزی باید آن را اجرا کنند؟ همه‏ی دستگاه‏ها. درعین‏حال اگر دستگاه‏ها در اجرای عدالت تخلّف کردند، آن ترازوی دقیقی که می‏تواند این تخلّف را بدون اغماض‏ تشخیص دهد و بعد آن دست و پنجه‏ی قدرت‏مندی که می‏تواند متخلّف را به سزای تخلفش برساند، کیست؟ قوّه‏ی قضائیّه. بنابراین اگر قوّه‏ی قضائیّه حضور نداشته باشد، یا قدرت نداشته باشد، یا شجاعت نداشته باشد، یا امکان کار نداشته باشد، یا خدای نکرده دچار ضعفهای داخلی باشد، مطلقاً در جامعه عدالت تضمین ندارد. اهمیت قوّه‏ی قضائیّه از اینجا ناشی می‏شود. پس دفاع شجاعانه و قدرت‏مندانه از عدالت در جامعه، وظیفه‏ی قوه‏ی قضائیّه است.
البته این‏ عدالت، عرضِ عریضی دارد: گاهی در یک مرافعه‏ی خصوصی است؛ دعوا سر فلان مقدار پول، چند متر زمین، وقوع یک جنایت، ضرب و جرح و از این قبیل چیزها. گاهی در یک مسأله‏ی مهم‏تر است؛ آنجایی است که به سرنوشت و حقوق و مسیر زندگی مردم ارتباط پیدا می‏کند. گاهی یک امر مالیِ بزرگ است؛ کسانی دست تطاول به سوی اموال متعلّق به مردم و فقرا می‏گشایند؛ فرض بفرمایید هزاران انسان یا هزاران خانواده در روستا و یا در شهر باید با صرف مبلغی جاده‏دار و کارخانه‏دار شوند، امکانات زندگی و شغل و مزرعه و غیره برایشان فراهم شود؛ بعد یک انسان زیاده‏طلب و متجاوز می‏آید و همین پولی را که باید صرف این همه کار شود، یکجا به کیسه‏ی مطامع شخصی خود می‏ریزد. این جرم، بسیار بزرگتر است از اینکه یک نفر مثلًا به صورت دیگری سیلی بزند؛ البته آن هم جرم است و از آن هم نباید گذشت؛ اسلام حتّی «أرش الخدش» را نادیده نمی‏گیرد- اگر با ناخن، اثری بر روی پوست کس دیگری گذاشتید، چنانچه طرف، مدّعی باشد، اسلام از این هم نمی‏گذرد- اما جرائم، عرض عریضی از زمین تا آسمان دارد. بعضی جرائم در اوج جنایتند؛ لذا اهمیت این‏ها بیشتر است. وقتی شما می‏خواهید با کسی که بیت‏المال و اموال عمومی را با کمال وقاحت و بی‏رحمی به کیسه‏ی مطامع شخصی خود ریخته است، مقابله کنید، این کار شجاعت و اقتدار و حیثیّت قضائی در میان مردم می‏خواهد. کسانی که با بهانه‏های جزئی، مرتّب دستگاه قضائی را مورد تهاجم قرار می‏دهند، فکر این جاها را می‏کنند یا نه؟! خدشه وارد آوردن به حیثیّت دستگاه قضائی، یکی از مضرترینِ ضربه‏ها بر نظام زندگی مردم است و می‏شود گفت یک جنایت است. فرقی نمی‏کند؛ گاهی ممکن است خدای نکرده این خدشه از درون قوّه‏ی قضائیّه اتفاق بیفتد؛ گاهی هم از بیرون قوّه‏ی قضائیّه. پس دفاع از عدالت، چنان مصادیق سنگینی دارد.
گاهی قضیه از این هم بالاتر است. امروز نظام جمهوری اسلامی- که مستقل و دارای اعتماد به نفس است- در مقابل زیاده‏خواهی نظام استکبار جهانی ایستاده است. امروز برای نادیده گرفتن حقِّ ملت فلسطین، امریکا و دستیارانش و صهیونیستهای دنیا و پول‏دارهای درجه‏ی یک عالم، همه‏ی نیروی رسانه‏ای و سیاسیِ خود را صرف می‏کنند، برای اینکه چند میلیون انسان فلسطینی را به‏کلّی خفه و از صحنه‏ی معادلات جهانی و انسانی حذف کنند. هرجا هم که دستشان رسیده است، اعمال نفوذ کرده‏اند و دولتها را با خودشان همراه کرده‏اند؛ اما وقتی به ایران می‏رسند، شمشیرشان با صخره برخورد می‏کند و می‏بینند هیچ فایده‏ای ندارد. بنابراین با نظام جمهوری اسلامی مخالفت می‏کنند و می‏خواهند این مانع را از سر راه بردارند. اگر دستگاه استکباری، با انگیزه‏ی شوم و خباثت‏آمیز و با تکیه به پول و ارتباطات سیاسی و قدرت پوشش رسانه‏ایِ خود توانست در داخل کشور پایگاهی درست کند و انسانهای فریب‏خورده و زبونی را علیه مصالح کشورشان به خدمت گیرد و این‏ها در جهت خواست دشمن، عملی انجام دهند، این جنایت از آن جنایتِ مالی به مراتب بالاتر است. چه کسی می‏خواهد در مقابل این بی‏عدالتی علیه ملت ایران بایستد؟ این کار، شجاعت و اقتدار و انگیزه لازم دارد. عزیزان! کار بزرگی بر عهده گرفته‏اید. هر تلاشی در راه اعتلای قوّه‏ی قضائیّه، قدمی در راه اعلای کلمه‏ی اسلام و یک جهاد فی سبیل الله است.1380/04/07

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی