newspart/index2
رابطه دنیا و آخرت
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
لزوم رعایت جدانبودن دنیا و آخرت از هم، در الگوی پیشرفت

[مساله سوم در باب محتوای اسلامی الگوی اسلامی - ایرانیِ پیشرفت] بعد مسئله‌ی عدم تفکیک دنیا و آخرت است؛ «الدّنیا مزرعة الأخرة»،(1) که به نظرم بعضی از دوستان هم اشاره کردند؛ این خیلی مهم است. دنیا و آخرت از هم جدا نیستند. آخرت ما آن روی سکه‌ی دنیای ماست. «و انّ جهنّم لمحیطة بالکافرین»؛(2) کافر همین حالا توی جهنم است، منتها جهنمی که او نمیفهمد که الان توی جهنم است؛ بعد که این تجسم پیدا کرد، میفهمد. «ای دریده پوستین یوسفان / گرگ برخیزی از این خواب گران». الان او گرگ است، منتها احساس گرگی نمیکند. ما هم که چشممان بسته است، او را گرگ نمی‌بینیم؛ اما وقتی که از خواب بیدار شدیم، می‌بینیم این گرگ است. پس پیوستگی دنیا و آخرت به این معناست. اینجور نیست که حالا مثلاً فکر کنیم دنیا مثل بلیتهای بخت‌آزمائی است؛ نه، اصلاً آخرت آن روی این دنیاست، آن روی این سکه است.1389/09/10

1 )
إرشاد القلوب إلى الصواب‏ ، حسن بن ابى الحسن ديلمى‏ ج 1 ص 89 ؛
عوالی اللئالی ، ابن ابی جمهور احسائی : ج 1 ص 267  ح66 ؛ 
بحارالانوار ،علامه مجلسی : ج 107 ص 109 ؛

الدنیا مزرعة الاخرة
ترجمه:
2 ) سوره مبارکه التوبة آیه 49
وَمِنهُم مَن يَقولُ ائذَن لي وَلا تَفتِنّي ۚ أَلا فِي الفِتنَةِ سَقَطوا ۗ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالكافِرينَ
ترجمه:
بعضی از آنها می‌گویند: «به ما اجازه ده (تا در جهاد شرکت نکنیم)، و ما را به گناه نیفکن»! آگاه باشید آنها (هم اکنون) در گناه سقوط کرده‌اند؛ و جهنم، کافران را احاطه کرده است!
لینک ثابت
زندگی دنیا، محل مجاهدت برای قیامت

امیرالمؤمنین در خطبه‌ی نهج‌البلاغه می‌فرماید: «الا و انّ الیوم المضمار و غداً السّباق»؛ این دنیا محل آماده شدن و تمرین کردن است. در این اردوگاه بزرگِ آماده‌ی ورود به میدان لقاء الهی - که قیامت است - خودتان را برای مواجهه با حساب و مؤاخذه‌ی الهی آماده کنید. امروز، روز تمرین کردن و آماده شدن و خودسازی است و فردا - یعنی روز قیامت - روز شتاب و مسابقه گرفتن به سوی سرانجامی است که ما در همین جا برای خود، آن سرانجام را مشخّص و منجز کرده‌ایم. «والسّبقة الجنّة والغایة النّار» ؛ چیزی که فردای قیامت به برندگان خواهند داد، بهشت است؛ و چیزی که بازندگانِ فردای قیامت دچار آن خواهند شد، جهنّم و آتش است. «افلا تائب من خطیئته قبل منیّته»؛ آیا کسی نیست که قبل از مرگ از خطاهای خود برگردد و توبه کند؟ امیرالمؤمنین مردم را دعوت می‌کند به این‌که اگر خطایی از آنها سر زده است، آن را اصلاح کنند؛ راه هدایت را بیابند و در راه صلاح و سداد قدم بردارند. «ألا عامل لنفسه قبل یوم بؤسه»؛(1) آیا کسی نیست که قبل از روز بدبختی، برای خود کار کند و توشه ذخیره نماید؟ زندگی ما، میدان توشه ذخیره کردن است. کسب و تحصیل و کار علمی و کار سیاسی و خانه و همه‌ی عرصه‌های زندگی ما، محلّ عمل برای خدا و تلاش و مجاهدت برای فرداست.1382/09/05

1 ) خطبه 28 :از خطبه‏هاى آن حضرت است در بى‏وفايى دنيا و توجه به آخرت
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الدُّنْيَا أَدْبَرَتْ وَ آذَنَتْ بِوَدَاعٍ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ قَدْ أَقْبَلَتْ وَ أَشْرَفَتْ بِاطِّلَاعٍ أَلَا وَ إِنَّ الْيَوْمَ الْمِضْمَارَ وَ غَداً السِّبَاقَ وَ السَّبَقَةُ الْجَنَّةُ وَ الْغَايَةُ النَّارُ أَ فَلَا تَائِبٌ مِنْ خَطِيئَتِهِ قَبْلَ مَنِيَّتِهِ أَ لَا عَامِلٌ لِنَفْسِهِ قَبْلَ يَوْمِ بُؤْسِهِ أَلَا وَ إِنَّكُمْ فِي أَيَّامِ أَمَلٍ مِنْ وَرَائِهِ أَجَلٌ فَمَنْ عَمِلَ فِي أَيَّامِ أَمَلِهِ قَبْلَ حُضُورِ أَجَلِهِ فَقَدْ نَفَعَهُ عَمَلُهُ وَ لَمْ يَضْرُرْهُ أَجَلُهُ وَ مَنْ قَصَّرَ فِي أَيَّامِ أَمَلِهِ قَبْلَ حُضُورِ أَجَلِهِ فَقَدْ خَسِرَ عَمَلُهُ وَ ضَرَّهُ أَجَلُهُ أَلَا فَاعْمَلُوا فِي الرَّغْبَةِ كَمَا تَعْمَلُونَ فِي الرَّهْبَةِ أَلَا وَ إِنِّي لَمْ أَرَ كَالْجَنَّةِ نَامَ طَالِبُهَا وَ لَا كَالنَّارِ نَامَ هَارِبُهَا أَلَا وَ إِنَّهُ مَنْ لَا يَنْفَعُهُ الْحَقُّ يَضُرُّهُ الْبَاطِلُ وَ مَنْ لَا يَسْتَقِيمُ بِهِ الْهُدَى يَجُرُّ بِهِ الضَّلَالُ إِلَى الرَّدَى أَلَا وَ إِنَّكُمْ قَدْ أُمِرْتُمْ بِالظَّعْنِ وَ دُلِلْتُمْ عَلَى الزَّادِ وَ إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمُ اثْنَتَانِ اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الْأَمَلِ فَتَزَوَّدُوا فِي الدُّنْيَا مِنَ الدُّنْيَا مَا تَحْرُزُونَ بِهِ أَنْفُسَكُمْ غَداً .
ترجمه:
پس از حمد حق، دنيا پشت كرده خبر به وداع مى‏دهد، و آخرت روى نموده و سر بر آورده است، آگاه باشيد كه امروز روز تمرين، و فردا زمان مسابقه است، مزد برنده بهشت، فرجام بازنده آتش است. آيا كسى نيست كه قبل از رسيدن مرگش توبه كند آيا كسى نيست كه پيش از رسيدن روز سختى‏اش چاره انديشد هش داريد كه شما در روزگار آرزو هستيد كه به دنبالش مرگ است. كسى كه در ايام آرزو قبل از آنكه مرگش فرا رسد عمل كند عملش سودمند است، و مرگش به او زيان نرساند، و آن كه در روزگار آرزويش پيش از رسيدن مرگش تقصير كند محصول كارش خسارت است، و مرگش براى او زيان دارد. آگاه باشيد كه به وقت خوشى چنان عمل كنيد كه وقت ترس عمل مى‏كنيد. بدانيد كه مانند بهشت كه خواهانش‏خواب باشد نديدم، و همچون عذاب كه گريزان از آن در غفلت باشد سراغ ندارم. هشيار باشيد كسى كه حق سودش ندهد باطل او را ضرر زند، و آن را كه هدايت مستقيم ننمايد گمراهى او را به هلاكت كشاند. بدانيد شما به كوچ از دنيا امر شده، و بر تهيه توشه دلالت شده‏ايد. ترسناكترين چيزى كه از آن بر شما مى‏ترسم پيروى هوا و آرزوى دراز است. پس در اين دنيا از دنيا توشه‏اى برگيريد كه در آخرت خود را از عذاب محافظت كنيد. مى‏گويم: اگر سخنى باشد كه مردم را به زهد در دنيا و عمل مربوط به آخرت وادار كند همين سخن است. و همين بس كه اين كلام دل را از وابستگى به آرزوها قطع كند، و نور موعظه و قدرت باز داشتن انسان از گناه را در دل بر افروزد. و عجيب‏ترين جملات اين خطبه اين است كه مى‏فرمايد: «امروز روز تمرين، و فردا روز مسابقه، و مزد برنده بهشت، و عاقبت بازنده آتش است.» زيرا در اين سخن با وجود عظمت لفظ و بزرگى معنا و تمثيل درست، و تشبيه واقعى، سرّى شگفت و معنايى لطيف نهفته، و آن قول حضرت است كه مى‏فرمايد: «و السّبقة الجنّة، و الغاية النّار» كه چون معنى سبقه و غايت‏ مخالف هم است از آن حقيقت قيامتى به دو لفظ مختلف «سبقه- غايت» تعبير فرموده، زيرا مسابقه در كارى محبوب و هدفى مطلوب است و اين صفت بهشت است، نه دوزخ كه به خدا از آن پناه مى‏بريم، و شايسته نبود بگويد: «و السبقة النار»، بدين خاطر فرمود: «الغاية النار»، چه اينكه ممكن است پايان يك راه كسى را خوش نيايد، و ممكن است خوش آيد، بنا بر اين صحيح اين است كه براى هر دو صورت با كلمه غايت تعبير شود. غايت در اين زمينه مانند مصير و مآل است، چنانكه حق فرموده: قلْ تَمَتَّعُوا فَاِنَّ مَصيرَكُمْ الَى النَارِ، كه صحيح نيست در اينجا به جاى «مصير» كلمه «سبقه» آيد. در اين سخن انديشه كن كه نهانى شگفت و ژرفايى عميق و لطيف دارد، و بيشتر سخنان حضرت چنين است. در برخى از نسخه‏ها «سبقه» به ضمّ سين وارد شده. و سبقه به ضمّ سين نزد عرب مال يا متاعى است كه به برنده مسابقه جايزه مى‏دهند. و معنى سبقه به فتح و ضم به هم نزديك است، زيرا سبقه به ضم سين جزاء عمل ناپسند نيست بلكه پاداش كار خوب است‏
لینک ثابت
آخرت, آباد کردن آخرت, رابطه دنیا و آخرت, تعادل دنیا و آخرت, معاد

اصلاً آخرت بدون دنیا نمی‌شود و امکان ندارد که انسان بخواهد به آن مواهب معنوی برسد و دنیای ویرانی هم داشته باشد.1382/06/05
لینک ثابت
نزدیکی به بهشت و دوری از دوزخ

چرا ما نمیتوانیم از همین محدوده‌ی زندگی مادی خارج بشویم؟ و چرا نمیتوانیم فرض کنیم که ماورای این عالم جسم یک عوالم ناشناخته‌ی ملکوتی هم هست که وجود محدود ما و ذهن و هوش محدود ما نمیتواند آنها را درک کند؟ مگر نمیبینیم که دانش بشری با همه‌ی عظمتش حتی در محدوده‌ی جسمانی هم، هنوز به اعماق نرسیده؟ حقیقت جسم بشر و بسیاری از این حقایق عالم مادی هنوز کشف نشده، چگونه تصور میکنیم که این ذهن محدودمان باید بتواند عوامل ماورای این عالم را اگر باشد کشف کنیم؟ پیغمبران صادق مصدق با سخن وحی الهی دارند بما میگویند این عوالم هست و باید برای آن عوالم تلاش کرد و از عذاب آن عوالم باید ترسید! امیرالمؤمنین (ع) بزرگترین مرد تاریخ اسلام بعد از پیغمبر میفرماید: شغل من الجنه و النار امامه(1) آن کسی که بهشت و دوزخ پیش روی اوست. از هر هدف دیگری ذهنش منصرف و مشغول است. به فکر این است که خودش را بتواند به بهشت الهی برساند و از عذاب دوزخ الهی خودش را دور کند این آن توضیح مختصری بود که درباره‌ی آیه خواستم عرض کنم، که البته در خلال بحث تفسیری به مواردی از این قبیل خواهیم رسید.1371/02/23

1 ) خطبه 16 : از خطبه‏هاى آن حضرت است هنگامى كه در مدينه با او بيعت شد
ذِمَّتِي بِمَا أَقُولُ رَهِينَةٌ وَ أَنَا بِهِ زَعِيمٌ إِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمَّا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْمَثُلَاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوَى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهَاتِ أَلَا وَ إِنَّ بَلِيَّتَكُمْ قَدْ عَادَتْ كَهَيْئَتِهَا يَوْمَ بَعَثَ اللَّهُ نَبِيَّهُ ( صلى الله عليه وآله ) وَ الَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً وَ لَتُسَاطُنَّ سَوْطَ الْقِدْرِ حَتَّى يَعُودَ أَسْفَلُكُمْ أَعْلَاكُمْ وَ أَعْلَاكُمْ أَسْفَلَكُمْ وَ لَيَسْبِقَنَّ سَابِقُونَ كَانُوا قَصَّرُوا وَ لَيُقَصِّرَنَّ سَبَّاقُونَ كَانُوا سَبَقُوا وَ اللَّهِ مَا كَتَمْتُ وَشْمَةً وَ لَا كَذَبْتُ كِذْبَةً وَ لَقَدْ نُبِّئْتُ بِهَذَا الْمَقَامِ وَ هَذَا الْيَوْمِ أَلَا وَ إِنَّ الْخَطَايَا خَيْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُهَا وَ خُلِعَتْ لُجُمُهَا فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِي النَّارِ أَلَا وَ إِنَّ التَّقْوَى مَطَايَا ذُلُلٌ حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُهَا وَ أُعْطُوا أَزِمَّتَهَا فَأَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَ بَاطِلٌ وَ لِكُلٍّ أَهْلٌ فَلَئِنْ أَمِرَ الْبَاطِلُ لَقَدِيماً فَعَلَ وَ لَئِنْ قَلَّ الْحَقُّ فَلَرُبَّمَا وَ لَعَلَّ وَ لَقَلَّمَا أَدْبَرَ شَيْ‏ءٌ فَأَقْبَلَ . و من هذه الخطبة و فيها يقسم الناس إلى ثلاثة أصناف شُغِلَ مَنِ الْجَنَّةُ وَ النَّارُ أَمَامَهُ سَاعٍ سَرِيعٌ نَجَا وَ طَالِبٌ بَطِي‏ءٌ رَجَا وَ مُقَصِّرٌ فِي النَّارِ هَوَى الْيَمِينُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّةٌ وَ الطَّرِيقُ الْوُسْطَى هِيَ الْجَادَّةُ عَلَيْهَا بَاقِي الْكِتَابِ وَ آثَارُ النُّبُوَّةِ وَ مِنْهَا مَنْفَذُ السُّنَّةِ وَ إِلَيْهَا مَصِيرُ الْعَاقِبَةِ هَلَكَ مَنِ ادَّعَى وَ خابَ مَنِ افْتَرى مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَكَ وَ كَفَى بِالْمَرْءِ جَهْلًا أَلَّا يَعْرِفَ قَدْرَهُ لَا يَهْلِكُ عَلَى التَّقْوَى سِنْخُ أَصْلٍ وَ لَا يَظْمَأُ عَلَيْهَا زَرْعُ قَوْمٍ فَاسْتَتِرُوا فِي بُيُوتِكُمْ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ التَّوْبَةُ مِنْ وَرَائِكُمْ وَ لَا يَحْمَدْ حَامِدٌ إِلَّا رَبَّهُ وَ لَا يَلُمْ لَائِمٌ إِلَّا نَفْسَهُ .
ترجمه:
عهده‏ام در گرو درستى سخنم قرار دارد، و نسبت به آن ضامن و پاى بندم. كسى كه عبرتهاى روزگار كيفرهاى پيش رويش را بر او آشكار كند تقوا او را از در افتادن در اشتباهات مانع گردد. هشيار باشيد كه روزگار آزمايش به همان شكل خود در روز بعثت پيامبر (ص) به شما باز گشته. به خدايى كه او را به حق فرستاد هر آينه همه درهم ريخته مى‏شويد، و هر آينه غربال مى‏گرديد، و همچون محتواى ديگ جوشان درهم و برهم گشته تا آنجا كه ذليل شما گرامى و بالا نشينتان پست شود. واپس مانده‏ها كه كوتاهى كردند پيش افتند، و پيش افتاده‏هاى گذشته پس مانند. به خدا قسم سخنى را مخفى ننموده، و دروغى بر زبان نياورده‏ام، و به اين اوضاع و چنين زمانى آگاهيم داده‏اند. گناه و تقوا بدانيد خطاها اسبان سركشند كه افسار گسيخته سواره‏هاى خود را به پيش مى‏برند تا به جهنم وارد كنند. آگاه باشيد كه تقوا مركب‏هاى راهوار است كه مهارشان به دست سواره‏هاى آنها سپرده شده، در نتيجه آنان را وارد بهشت مى‏نمايند. اين وضع حق و باطل است، كه هر يك را خريدارى است، اگر باطل بسيار باشد از گذشته چنين بوده، و اگر حق اندك باشد زياد شدنش را اميد هست. هر آينه كم است جريانى كه از دست رفته به جاى اصلى خود برگردد. مى‏گويم: در اين سخن كوتاه جايگاهى از زيبايى است كه از هر گونه توصيف بيرون است، بهره‏اى كه از شگفتى در اين كلام به انسان مى‏رسد بيش از درك حقايقى است كه در آن وجود دارد. در اين سخن علاوه بر آنچه گفتيم اضافاتى از فصاحت هست كه زبان از بيانش عاجز، و انديشه از رسيدن به ژرفايش ناتوان است. اين گفتار مرا نمى‏فهمد مگر كسى كه عمرش را در صنعت فصاحت صرف كرده، و انديشه‏اش به ريشه‏هاى آن نفوذ كرده باشد، «و جز دانايان احدى قدرت تعقّل اين كلام را ندارد» و از همين خطبه است اقسام مردمان كسى كه بهشت و دوزخ را پيش رو دارد آسوده نيست. كوشنده با شتاب نجات يافت، و جوينده كند رو را اميد هست، و مقصّر در آتش سرنگون است. راست و چپ گمراهى است، و راه ميانه جاده اصلى است، كتاب ماندگار الهى و آثار نبوت بر اين راه است، و گذرگاه سنّت از اين راه است، و بازگشت كار همه به اين جايگاه است. مدّعى به ناحق هلاك شد، و دروغ باف زيان ديد. آن كه در برابر حق بايستد به هلاكت رسد. و در جهالت انسان همين بس كه اندازه خود را نشناسد. ريشه‏اى كه بر تقوا روييده نابود نگردد، و زراعت قومى كه آب تقوا خورده تشنه نشود. پس (براى دورى از فتنه) در خانه‏ها بمانيد، و امور بين خود را اصلاح كنيد، توبه پيش روى شماست. نبايد هيچ ستايشگرى جز خدا را بستايد، و هيچ ملامتگرى جز خود را ملامت نمايد
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی