شبهه‏‌افکنی / شبهه / شبهه پراکنی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
شبهه‏‌افکنی, شبهات دینی, روحانی‌ها, وظایف روحانیت

چه کسى باید مانع بشود از اقدام دشمن براى انحراف ذهن جوانان؟ جامعه‌ى علمى و مذهبى، یعنى روحانیّت، اوّلین و مهم‌ترین وظیفه‌اش این است.1395/06/16
لینک ثابت
شبهه‏‌افکنی, شبهات دینی, وظایف روحانیت

بعضى از شبهاتِ امروز، همان شبهات قدیمى است که لباس نو به آن میپوشانند، این [نوع شبهات‌] هست امّا بعضى اوقات هم شبهات جدیدى است؛ اینها را باید بشناسیم و بدانیم؛ اینها کارهاى حوزه‌هاى علمیّه است.1395/06/16
لینک ثابت
عزم ملی, اعتماد به نفس ملی, عزت ملی, شبهه‏‌افکنی

در تخریب فرهنگی، کاری که تخریب‌کنند‌گان فرهنگ انجام میدهند این است که به‌جای عزم راسخ ملّی، تردید را در مردم ترویج میکنند. یک ملّت تا عزم راسخ نداشته‌ باشد، نمیتواند به هیچ‌جا برسد؛ سعی میکنند عزم راسخ ملّت را در مسائل مهمّ مربوط به سرنوشت کشور به هم بزنند، در آنها تردید ایجاد کنند؛ جای احساس عزّت و اعتمادبه‌نفس ملّی، احساس حقارت ملّی را به آنها تزریق میکنند؛ جای ایمان راسخ، شبهه‌افکنی و بی‌اعتقادی؛ جای کار و تلاش و همّت بلند، لذّت‌جویی و شهوت‌رانی و از این قبیل؛ این کارها کارهایی است که انجام میگیرد. دستگاه‌های رسمی فرهنگی کشور بایستی وظایف خودشان را در مقابل اینها انجام بدهند.1393/01/01
لینک ثابت
شبهه‏‌افکنی

البته به زبان هم گفتن اینها آسان است. کاری که امام حسین (علیه السّلام) کردند، یک کار فوق‌العاده‌ای است. یعنی ابعاد آن از آنچه که ما امروز محاسبه میکنیم، خیلی بالاتر است. ما جوانبش را، ریزه‌کاری‌هایش را غالباً ندیده میگیریم. من یک بار در یک صحبتی، صبر امام حسین (علیه السّلام) را تشریح کردم. صبرش فقط این نبود که بر تشنگی صبر کند، بر کشته شدن یاران صبر کند؛ اینها صبرِ آسان است. صبرِ سخت‌تر این است که دیگران، افراد صاحب نفوذ، افراد آگاه، افراد محترم هی بگویند آقا نکنید، این کار غلط است، این کار خطرناک است. هی ایجاد تردید کنند. کی‌ها؟ افرادی مثل عبدالله جعفر، عبدالله زبیر، عبدالله عباس؛ این شخصیتهای برجسته‌ی بزرگ آن روز دنیا، آقازاده‌های مهم اسلام، اینها هی بگویند نکن این کار را. هر که باشد، اگر چنانچه آن عزم و آن اراده و آن ثبات در او نباشد، با خودش فکر میکند که من دیگر تکلیفی ندارم، اینها که دارند اینجوری میگویند، دنیا هم که دارد آنجوری حرکت میکند، بگوئیم و بگذریم. آن که در مقابل این اظهارات، در واقع وسوسه‌ها، تردیدافکنی‌ها، راه شرعی درست‌کردن‌ها بایستد و دلش نلرزد و قدم در این راه بگذارد، او همان کسی است که میتواند این تحول عظیم را به وجود بیاورد. و امام بزرگوار ما در این جهت تشبّه کردند و اقتفاء کردند به سید و سالار شهیدان، که من یک وقتی گفتم و حالا نمیخواهیم وارد این مقوله بشویم؛ شرحش مفصل است. این پاسداریِ امام حسین است.1390/04/13
لینک ثابت
شبهه‏‌افکنی

یک چیزی که ضد حالت اعتماد مردم است، این است که افرادی علیه قوه - چه این قوه، چه قوه‌ی مجریه یا قوه‌ی مقننه - بنا کنند تشکیک کردن. عادت بدی پیدا شده است - البته این جدید هم نیست، اینها همیشه بوده است؛ اما خب، حالاها چون وسائل ارتباط جمعی متکثر است، همه‌گیر است، فراگیر است، بیشتر خود را نشان میدهد - این عادت بد، تشکیک کردن در گزارشهاست. قوه‌ی قضائیه گزارش میدهد، یک نفر می‌آید میگوید که از کجا معلوم اینها راست است. یک شبهه‌ای به وجود می‌آورد. قوه‌ی مجریه گزارش میدهد، یکی پیدا میشود و میگوید آقا از کجا معلوم این آمارها درست باشد. تشکیک ایجاد میکند. عین همین قضیه در مورد قوه‌ی مقننه هم هست. نمیشود زحمات یک مجموعه‌ی انسانیِ فعال را با یک ان قلت بیجا و القاء شبهه‌ی بی‌مورد، همه را انسان زیر پا له کند؛ این غلط است. البته جلوی حرف کسانی که اختیار حرف زدن خود را ندارند، نمیشود گرفت؛ اما مسئولان متوجه باشند. رسانه‌هائی که احساس مسئولیت میکنند، متوجه باشند؛ بی‌دلیل گزارشهای رسمی مسئولان برجسته‌ی نظام را زیر سؤال نبرند. هم در قوه‌ی قضائیه این حرف هست، هم در قوه‌ی مجریه این حرف هست، هم در قوه‌ی مقننه این حرف هست. زیر سؤال بردن فعالیتها، زحمات را ضایع میکند. انسان می‌بیند این ایام در مورد آمارهای قوه‌ی مجریه خدشه میکنند، در مورد اظهارات و آمارهای قوه‌ی قضائیه خدشه میکنند، در مورد اقدامهای مثبت و فعالیتهای خوب قوه‌ی مقننه و مجلس القاء شبهه میکنند؛ این، اعتماد مردم را از بین میبرد. ما به عنوان کسی که مستمع و شنونده و مخاطب این گزارشهاست، باید هوشیارانه نگاه کنیم، اما گزارشها را تلقی به قبول کنیم. باید تلقی به قبول کنیم. البته در مواردی ممکن است یک آمار دروغ، آمار غلط، آمار اشتباهی هم داده شود؛ این را نباید تعمیم داد و شبهه کرد؛ این، اعتماد مردم را از دستگاه‌های نظام، از بدنه‌های نظام سلب میکند، ضایع میکند. مسئولین به این نکته توجه داشته باشند. بنابراین، این اعتماد هم خیلی مهم است.1390/04/06
لینک ثابت
شبهه‏‌افکنی

یکی دیگر از قلمهای واضحِ اساسی، رقیق کردن اعتقادات اسلامی و احساسات اسلامی و رسوخ دادن تفکرات الحادی و شبه‌الحادی از طرق مختلف است؛ این جزو سیاستهای اینهاست. دستگاه‌های گوناگونِ تبلیغاتی را با مبالغ کلان، با پیگیری‌های همه‌جانبه و گسترده، در خدمت تغییر فکر جوانان ما به کار میگیرند. البته این مخصوص جوانان ما هم نیست. امروز در همین کشورهای عربی که این قیامها و انقلابها اتفاق افتاد، عین همین قضیه دارد با شدت پیگیری میشود؛ دارند دنبال میکنند. میلیاردها دلار خرج کردند برای اینکه بتوانند ذهن و فکر جوانانی که در فلان میدان قاهره یا فلان میدان تونس اجتماع کردند و آن حوادث بزرگ را به وجود آوردند، تغییر دهند، عوض کنند. اینها اتفاقاتی است که دارد می‌افتد. اینها حدس و تحلیل نیست؛ اینها اطلاع است. خب، دشمن مشغول است؛ با همه‌ی قوا مشغول است. از این قبیل کارها به وسیله‌ی دشمن انجام میگیرد. ترویج فساد هست، ترویج فحشا هست، ایجاد تردید در عقاید هست.1390/03/08
لینک ثابت
شبهه‏‌افکنی

امروز شبهه‏هائی مطرح میشود که آماج آن شبهه‏ها نظام است. شبهات دینی، شبهات سیاسی، شبهات اعتقادی و معرفتی در متن جامعه تزریق میشود- بخصوص در میان جوانان- هدفش فقط این است که یکی را از یک فکری منتقل کند به یک فکر دیگری؛ هدفش این است که پشتوانه‏های انسانی نظام را از بین ببرد؛ مبانی اصلی نظام را در ذهنها مخدوش کند؛ دشمنی با نظام است. لذا برطرف کردن این شبهه‏ها، مواجهه‏ی با این شبهه‏ها، پاک کردن این غبارها از ذهنیت جامعه- که به وسیله‏ی علمای دین انجام میگیرد- این هم یک پشتیبانی دیگر، یک پشتوانه‏ی دیگر برای نظام اسلامی است. پس نظام اسلامی از جهات مختلف متکی به علمای دین و نظریه‏پردازان و محققان و دانشمندان حوزه‏های علمیه است.1389/07/29
لینک ثابت
شبهه‏‌افکنی

نکته‏ی سوم، تقویت ایمان دینی، تأمین نیازهای فکری و استفهامهای نسل جوان است؛ که این عمدتاً متوجه به روحانیت و حوزه‏های علمیه است. دائماً شبهه القاء میکنند؛ باید به طور دائم و به‏روز پاسخ شبهه‏ها را داد.1389/07/27
لینک ثابت
شبهه‏‌افکنی

یکی هم مسئله‏ی دین و بیّنات اسلامی و انقلاب اسلامی است. از توحید و نبوت و امامت و ولایت و از اینها بگیرید تا احکام و حجاب و حدود شرعیه و بقیه‏ی چیزها؛ دائم دارد شبهه‏پراکنی میشود. باید حواسمان باشد که اینها روش دشمن است. باید در مقابل اینها تدبیر داشت، باید کار کرد. البته در اینجا و در این شبهه‏هائی که به طرق مختلف مطرح میشود، همه وظیفه دارند که در برابر این هنجارشکنی‏های دینی که در این سایتها و در این اظهارات مشاهده میشود و این فرقه‏سازی‏هائی که وجود دارد، و این هنجارشکنی‏های اخلاقی و جنسی که انسان مشاهده میکند و از این قبیل چیزها، بایستند. اینها کارهائی است که نه اینکه همه‏ی این کارها را دشمن دارد از خارج میکند؛ نه، انگیزه‏های داخلی هم وجود دارد، اما دشمن تقویت میکند، جهت میدهد، کمک میکند و اینها را هل میدهد به جلو و دشمن از این چیزها خرسند است. باید این را مواظب باشیم. باید مواظبت کنیم.1389/06/25
لینک ثابت
شبهه‏‌افکنی

همه این را امروز فهمیده‏اند و دانسته‏اند که مواجهه‏ی استکبار با نظام جمهوری اسلامی، دیگر از نوع مواجهه‏ی دهه‏ی اول انقلاب نیست. در آن مواجهه، زورآزمائی کردند؛ شکست خوردند. مواجهه‏ی سخت بود؛ ایجاد جنگ بود، کودتا بود. در اول انقلاب کودتا راه انداختند، شکست خوردند؛ شورشهای قومی راه انداختند، سرکوب شدند و شکست خوردند؛ جنگ تحمیلی را به راه انداختند که هشت سال به طول انجامید، شکست خوردند؛ پس دنبال این راه‏ها نخواهند رفت، یعنی احتمالش ضعیف است. البته باید همیشه هشیاری نسبت به همه‏ی جوانب باشد. اما این، اولویت استکبار در مواجهه‏ی با نظام اسلامی نیست. اولویت، آن چیزی است که امروز به آن می‏گویند جنگ نرم؛ یعنی جنگ به وسیله‏ی ابزارهای فرهنگی، به وسیله‏ی نفوذ، به وسیله‏ی دروغ، به وسیله‏ی شایعه‏پراکنی؛ با ابزارهای پیشرفته‏ای که امروز وجود دارد، ابزارهای ارتباطی‏ای که ده سال قبل و پانزده سال قبل و سی سال قبل نبود، امروز گسترش پیدا کرده. جنگ نرم یعنی ایجاد تردید در دلها و ذهنهای مردم.
یکی از ابزارها در جنگ نرم این است که مردم را در یک جامعه نسبت به یکدیگر بدبین کنند، بددل کنند، اختلاف ایجاد کنند؛ یک بهانه‏ای پیدا کنند، با این بهانه بین مردم ایجاد اختلاف کنند؛ مثل همین قضایای بعد از انتخابات امسال که دیدید یک بهانه‏ای درست کردند، بین مردم ایجاد اختلافی کردند. خوشبختانه مردم ما بابصیرتند. این‏جور کاری در کشورهای دیگر اوضاع کشور را بکلی عوض کرد؛ در جاهای دیگر، تردیدافکنی در دلهای مردم نسبت به یکدیگر؛ یک بهانه‏ای مثل بهانه‏ی انتخابات را پیش بکشند، ایجاد تردید کنند، دلها را نسبت به یکدیگر چرکین کنند، مردم را در مقابل هم قرار بدهند؛ بعد در میانه، عناصر دست‏آموزِ مغرضِ معاند را به کارهای خلاف وادار کنند و مسئولین کشور نتوانند تشخیص بدهند کی بود، چی بود، چه شد. این جزو طرحهای اساسی است. این‏جور کاری را دنبال می‏کنند.1388/09/04

لینک ثابت
شبهه‏‌افکنی

ما یک سند چشم‏انداز داریم که تا سال 1404، مشخص کرده که خط ما از لحاظ پیشرفتهای کشوری و مادی کجاست؛ خیلی چیز مهمی است. معلوم کردیم که به کجا باید برسیم و از چه طریقی باید حرکت بکنیم. این‏ها عوامل امید است، این‏ها نقطه‏های قوت است. می‏خواهند این‏ها را به موجبات یأس تبدیل کنند؛ راجع به سند چشم‏انداز صحبت بشود، می‏گویند آقا به این سند توجهی نشده؛ راجع به پیشرفتهای علمی بحث بشود، می‏گویند این‏ها خیلی اهمیتی ندارد؛ راجع به انتخابات بحث بشود، این شبهه‏ها و خدشه‏ها را پیش می‏آورند؛ راجع به جوانها صحبت بشود، اشاره می‏کنند به تخلف چند تا جوان در یک‏طرفی! یعنی همه‏ی این نقاط مثبت، این قله‏های برجسته‏ای که همه‏اش امیدافزا هست، این‏ها را سعی می‏کنند در چشمها کم‏رنگ کنند. متقابلًا نقاط ضعف کوچکی که حتماً وجود دارد، بزرگ کنند یا نقاط ضعف را- نمی‏گوئیم هم کوچک، نقاط ضعفی وجود دارد- بزرگ‏نمائی کنند؛ چند برابرِ آنچه که هست، این نقاط ضعف را نشان بدهند؛ سیاه‏نمائی کنند؛ تلقی‏های بدبینانه‏ی نسبت به نظام را گسترش بدهند. می‏بینید دیگر؛ به‏زور می‏خواهند این یأس را به جامعه القاء کنند. وقتی یأس وارد جامعه شد، جامعه از پویائی خواهد افتاد؛ افراد مبتکر، افراد نخبه، افراد جوان و پُر نشاط منزوی می‏شوند، کناره‏گیری می‏کنند، دست و دلشان به کار نمی‏رود، مشارکتها کم می‏شود، پویائی جامعه از دست می‏رود. این یکی از خطوط کاری دشمن است؛ مرتباً القای بن‏بست کردن. شما اگر ببینید این تبلیغات رادیوها را- حالا امروز رادیوها دیگر نیست. یک‏وقتی می‏گفتیم ده‏ها رادیو، امروز مسئله‏ی هزارهاست؛ رادیو هست، تلویزیون هست، این وسائل اینترنتی هست- به طور دائم از مراکز مشخصی، مرتباً القای بن‏بست، القای بحران، القای سیاه بودن وضعیت می‏شود؛ هر مقداری که بگیرد، هر مقداری که مستمع و شنونده پیدا بکند و باورپذیر باشد برای آن‏ها؛ دارند در این زمینه کار می‏کنند. این یکی از خطوط کاری دشمن است.1388/07/02
لینک ثابت
شبهه‏‌افکنی

یکی از کارهای مهم نخبگان و خواص، تبیین است؛ حقائق را بدون تعصب روشن کنند؛ بدون حاکمیت تعلقات جناحی و گروهی و بر دل آن گوینده. این‏ها مضر است. جناح و این‏ها را باید کنار گذاشت، باید حقیقت را فهمید. در جنگ صفین یکی از کارهای مهم جناب عمار یاسر تبیین حقیقت بود. چون آن جناح مقابل که جناح معاویه بود، تبلیغات گوناگونی داشتند. همینی که حالا امروز به آن جنگ روانی می‏گویند، این جزو اختراعات جدید نیست، شیوه‏هاش فرق کرده؛ این از اول بوده. خیلی هم ماهر بودند در این جنگ روانی؛ خیلی. آدم نگاه می‏کند کارهایشان را، می‏بیند که در جنگ روانی ماهر بودند. تخریب ذهن هم آسان‏تر از تعمیر ذهن است. وقتی به شما چیزی بگویند، سوءظنی یکجا پیدا کنید، وارد شدن سوءظن به ذهن آسان است، پاک کردنش از ذهن سخت است. لذا آن‏ها شبهه‏افکنی می‏کردند، سوءظن را وارد می‏کردند؛ کار آسانی بود. این کسی که از این طرف، خودش را موظف دانسته بود که در مقابل این جنگ روانی بایستد و مقاومت کند، جناب عمار یاسر بود، که در قضایای جنگ صفین دارد که با اسب از این طرف جبهه، به آن طرف جبهه و صفوف خودی می‏رفت و همین طور این گروه‏هائی را که- به تعبیرِ امروز، گردانها یا تیپهای جدا جدای از هم- بودند، به هرکدام می‏رسید، در مقابل آن‏ها می‏ایستاد و مبالغی برای آن‏ها صحبت می‏کرد؛ حقائقی را برای آن‏ها روشن می‏کرد و تأثیر می‏گذاشت. یکجا می‏دید اختلاف پیدا شده، یک عده‏ای دچار تردید شدند، بگومگو توی آن‏ها هست، خودش را بسرعت آنجا می‏رساند و برایشان حرف می‏زد، صحبت می‏کرد، تبیین می‏کرد؛ این گره‏ها را باز می‏کرد.1388/05/05
لینک ثابت
شبهه‏‌افکنی

انتخابات 22 خرداد نشان داد که مردم، با اعتماد و با امید و با شادابی ملی در این کشور زندگی می‏کنند. این جواب خیلی از حرف‏هائی است که دشمنان شما در تبلیغات مغرضانه‏ی خودشان بر زبان می‏آورند. اگر مردم در کشور به آینده امیدوار نباشند، در انتخابات شرکت نمی‏کنند؛ اگر به نظام خودشان اعتماد نداشته باشند، در انتخابات شرکت نمی‏کنند؛ اگر احساس آزادی نکنند، به انتخابات روی خوش نشان نمی‏دهند. اعتماد به نظام جمهوری اسلامی در این انتخابات آشکار شد. و من بعد عرض خواهم کرد که دشمنان همین اعتماد مردم را هدف گرفته‏اند؛ دشمنان ملت ایران می‏خواهند همین اعتماد را در هم بشکنند. این اعتماد بزرگترین سرمایه‏ی جمهوری اسلامی است، می‏خواهند این را از جمهوری اسلامی بگیرند؛ می‏خواهند ایجاد شک کنند، ایجاد تردید کنند در باره‏ی این انتخابات و این اعتمادی را که مردم کردند، تا این اعتماد را متزلزل کنند.1388/03/29
لینک ثابت
شبهه‏‌افکنی

بنده در این دو سه هفته، رفتار و گفتار دولتمردان آمریکا و دولتمردان چند کشور اروپائی را دنبال کردم؛ در این هفته‏های نزدیک به انتخابات و آن روز انتخابات و شب بعد از انتخابات، بعد هم این دو سه روزِ بعد از انتخابات. یک وضع متغیر و متفاوتی داشت. اول، قبل از شروع انتخابات جهت‏گیری رسانه‏هایشان، دولتمردانشان، این بود که در اصلِ انتخابات ایجاد تردید کنند، شاید شرکت مردم کم بشود. البته همین نتائجی که از این انتخابات حاصل شد، همین نتائج را آن‏ها هم- هم اروپائی‏ها، هم آمریکائی‏ها- حدس می‏زدند؛ اما این حرکت عظیم مردم را انتظار نداشتند؛ این کارِ 85 درصدی؛ چهل میلیونی را باور نمی‏کردند. بعد از آنکه این حضور عظیم دیده شد، این‏ها شوکه شدند؛ فهمیدند چه اتفاق بزرگی در ایران افتاد؛ فهمیدند که باید خودشان را با این شرائط جدید وفق بدهند؛ هم در امور بین‏الملل، هم در امور خاورمیانه و جهان اسلام، هم در مسئله‏ی هسته‏ای. در مسائل ایران شوکه شدند؛ فهمیدند که سرفصل جدیدی در مسائل مربوط به جمهوری اسلامی پیدا شد، که مجبورند این را بپذیرند. این مال هنگامی بود که این حرکت عظیم مردم دیده شد و از اینجا مرتب به وسیله‏ی ایادی خودشان مخابره شد و همه‏شان اظهار تعجب کردند؛ از همان صبح جمعه این اظهارات شروع شد، آنجا هم برخی از بازخوردهای این اظهارات دیده شد.1388/03/29
لینک ثابت
شبهه‏‌افکنی

امروز شما برای اینکه اسلام را، دین را، حقیقت را، صراط مستقیم را، هم به مردم نشان بدهید، هم مردم را در این صراط به راه بیندازید، با مشکلات بزرگی روبه‏رو هستید. باید با زمان، خودمان را تطبیق دهیم. شبهه‏ها از قبیل شبهه‏های صد سال و دویست سال قبل نیست. شبهه‏هائی که در ذهن جوان شما، دانشجوی شما، حتّی دانش‏آموز شما القاء می‏کنند، شبهه‏هائی از جنس روز است. در مقابل این کی می‏خواهد بایستد؟ غیر از علمای دین، غیر از مرزداران عقیده چه کسی باید در مقابل این تیرهای مسموم و زهرآگین بایستد و قرار بگیرد؟1388/02/23
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی