طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
عدالت اجتماعی

عزیزان من! این سخن نو - توحید، کرامت انسان و عدالت اجتماعی - در دنیا جا باز کرد؛ اینها سه رکن اصلی است. ما باید همه‌ی عقب‌ماندگیهای خود را در این سه رکن، عقب‌ماندگی بدانیم. هرچه شخصیت و رفتار ما مسؤولان از رفتار توحیدی فاصله بگیرد و احترام ما به زندگی، شخصیت، هویت و عزت مردم کاهش پیدا کند و به هر مقدار که شکافهای طبقاتی علاج نشود و عدالت اجتماعی به معنای حقیقی در کشور دنبال نگردد، این عقب‌ماندگی است. باید همه‌ی تلاش ما این باشد که عقب‌ماندگیها را جبران کنیم؛ فضای جامعه هم باید این‌چنین باشد. این‌که گاهی به بعضی کسان - مسؤولان و دیگران - هشدار می‌دهم، به‌خاطر همین نقطه نظرهاست.

من معتقدم تلاش برای عدالت اجتماعی و پر کردن شکاف طبقاتی، بزرگترین مسؤولیت ماست. خوشبختانه در این جلسه جمعی از مسؤولان استان هم حضور دارند که خواهش می‌کنم روی این مسائل فکر کنند. امروز مهمترین مسأله‌ی ما این است که بتوانیم شکاف طبقاتی بین فقیر و غنی را پر کنیم. بزرگترین خدمت به جوانان این است که بتوانیم استعدادهای آنها را بارور کنیم؛ امکانات تحصیلی برایشان فراهم نماییم و بعد به فکر شغل و کار برای آنها باشیم. این‌که من گاهی نهیب می‌زنم فلان مسأله‌ی فرعی و جنجالی یا دعوای سیاسی را وارد میدان مناقشات عمومی نکنید، به‌خاطر همین است، والا این‌که دو جناح و حزب در صد مسأله با هم اختلاف داشته باشند و به سر و کله‌ی هم بزنند، به هیچ جای کشور صدمه‌ای نمی‌زند. انتظار بنده از مجلس، دولت و مسؤولان در همه‌ی رده‌ها این است: به معنای واقعی کلمه، مسائل اساسی کشور را بشناسید.1382/07/22

لینک ثابت
مردمسالاری دینی

امروز دشمنان در تبلیغات خود می‌خواهند این‌طور وانمود کنند که ایران باید به سمت دمکراسی برود! انقلاب، ایران را از آزادترین نوع دمکراسی برخوردار کرد؛ امروز ایران کجا می‌خواهد برود؟! دمکراسی یعنی مردم‌سالاری؛ یعنی حکمیت و معیار بودن رأی مردم در شیوه‌ی سیاسی حکومت و اداره‌ی کشور. این کاری است که انقلاب به‌صورت معجزه در ایران انجام داد؛ کاری که اصلا تصورش در تمام طول دوران دهها سال بعد از مشروطه تا انقلاب اسلامی وجود نداشت. البته در دوران نهضت ملی که انتخابات آزاد وجود داشت، این‌کار عملی شد؛ ولی متأسفانه بر اثر اشتباهات مکرر مسؤولان وقت، این دوران بیش از حدود دو سال طول نکشید. به‌هرحال، منظور این است که غیر از آن دوران کوتاه، یک روز ملت ایران در این کشور برای انتخاب سرنوشت خود آزادی نداشت.

ملت ایران به برکت انقلاب توانست با کرامت خودش آشنا شود، بیندیشد، تصمیم بگیرد و اقدام و انتخاب کند. خوشبختانه ایمان عمیق ملت ایران به مبانی اسلامی به‌طور طبیعی مردم‌سالاری را بر پایه‌ی تفکرات دینی استوار کرد، که بهترین شکل مردم‌سالاری هم همین است. در چارچوب ارزشهای اسلامی و دینی است که می‌توان به‌طور مطلق از مردم‌سالاری حمایت کرد، و این به‌طور طبیعی در کشور ما پیش آمد؛ چون مردم ما مؤمنند و ایمانشان سطحی نیست.
1382/07/22

لینک ثابت
آرمانخواهی

دشمن، بعضی کسان را مرعوب می‌کند؛ به بعضی افراد تحلیل غلط از وضع کشور می‌دهد؛ بعضی افراد را وابسته‌ی به خود می‌کند - که اینها علاجی ندارند جز این‌که کار دشمن را بکنند و حرف او را بزنند - بعضی کسان را تشویق می‌کند که به طبل بی‌خیالی بزنند و پی شهوات و کیف کردن بروند؛ بخصوص در جاهایی که امید بیشتری به آنهاست. دنبال آرمانها نرفتن، اراده‌ی اصلاح را در دل از بین بردن و بی‌نظمی کردن، از کارهای دشمن است.1382/07/22
لینک ثابت
مقاومت با تدبیر ، شعار نظام اسلامی

امروز هم علاج کار ملت ایران در ایستادگی و مقاومت است.البته معنای مقاومت بی‌تدبیری نیست. من روایتی را از نبیّ‌اکرم صلّی‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم یادداشت کرده بودم که می‌خواستم اوایل صحبتم بخوانم؛ ولی الان آن را می‌خوانم. حضرت خطاب به «عبداللَّه‌بن‌مسعود» - صحابی معروف - می‌فرمایند: «یابن مسعود! اذا عملت عملاً فعمل بعلم و عقل»؛ ای پسرِ مسعود! هر کاری که می‌خواهی انجام بدهی، با دانش و خرد انجام بده. این، استثناء ندارد و شامل همه‌ی کارها می‌شود؛ اینها شعارهای اسلامی است. حالا عدّه‌ای می‌خواهند به مسلمانان - که این مطالب هزار و چهار صد سال جزو فرهنگشان بوده است - یاد بدهند که دنبال علم و خرد بروند! این حرفها کهنه بشو هم نیست؛ همیشه تازه است. «و ایّاک و ان تعمل عملا بغیر تدبیر و علم»؛ مبادا هیچ کاری را بدون تدبیر و دانش انجام دهی؛ همه‌ی کارها باید سنجیده و علمی صورت گیرد. «فأنّه جلّ جلاله یقول: ولا تکونوا کالّتی نقضت غزلها من بعد قوة انکاثا»؛ چون خداوند می‌فرماید: مثل آن پیرزنی نباشید که پشم را نخ می‌کرد، بعد نخها را دوباره پشم می‌کرد. اگر کار را بی‌منطق و بی‌دانش و بی‌تدبیر انجام دهید، قوّتی را که خدا به شما داده، واژگون کرده‌اید (1)و ذخیره‌ی علم و عقل را به زمین ریخته‌اید و به عقب برگشته‌اید. ما نباید به عقب برگردیم.

مقاومتِ باتدبیر، جزو شعارهای نظام اسلامی است و مسؤولان این موضوع را مدّنظر دارند. البته می‌توان هر کاری را تفسیری کرد تا از آن بی‌تدبیری بیرون بیاید. دشمن این کارها را می‌کند و یک عدّه هم مفت و مجّانی بلندگوی دشمن می‌شوند و همان چیزی را که دشمن می‌خواهد، تکرار می‌کنند؛ گویی روی این قضیه هیچ فکر و تدبیر و کارِ کارشناسی نشده است. البته نمی‌خواهم بگویم مسؤولان ما اشتباه نمی‌کنند؛ اشتباه مربوط به همه‌ی آحاد بشر است و از ما جدایی‌ناپذیر است؛ لیکن ضریب اطمینان وقتی بالا می‌رود که انسان بداند مسؤولان کشور فکر و تدبیر و مطالعه و مشورت می‌کنند؛ بخصوص در زمینه‌های حسّاستر که تعیین سیاستهای کلّی است و با زمینه و منطقه‌ی اجرا هم تماس مستقیم ندارد و خطوط را معین می‌کند و در آن، کارهای کارشناسیِ بسیار وسیع و دقیق و پی‌درپی صورت می‌گیرد. با این تدبیر، ملت ایران باید مقاومت کند و همین مقاومت موجب شده تا الان پیش برود.1382/07/22


1 )
مكارم الاخلاق، رضى الدين حسن بن فضل طبرسى‏ ص 446 ؛
بحارالانوار،علامه مجلسی ج 74 ص 112 ؛

..... يَا ابْنَ مَسْعُودٍ إِذَا عَمِلْتَ عَمَلًا فَاعْمَلْ بِعِلْمٍ وَ عَقْلٍ- وَ إِيَّاكَ وَ أَنْ تَعْمَلَ عَمَلًا بِغَيْرِ تَدْبِيرٍ وَ عِلْمٍ- فَإِنَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ يَقُولُ- وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً
ترجمه:
...اى پسر مسعود! هر گاه خواستى عملى انجام دهى با دانش و خرد انجام ده، زينهار مبادا كارى را بدون دورانديشى و دانش انجام دهى، خداى تعالى ميفرمايد:وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً
لینک ثابت
تحقیر استعداد ملت ایران توسط دشمن

یکی از کارهای دشمن این است که آنچه را داریم، تحقیر کند؛ درست مثل بعضی از شرخرها و کهنه‌دلّالها که اگر جنسی را بخواهند، توی سرِ جنس می‌زنند و آن را بی‌اهمیت می‌کنند تا دارنده‌ی آن جنس راحت آن را از دست بدهد! نظام اسلامی شما بسیار مهم، ارزشمند و بزرگ است؛ استعداد ملت ایران هم بسیار درخشان است؛ اما دشمن دائم توی سرِ جنس ارزشمند ما می‌زند. امام صادق علیه‌الصّلاةوالسّلام به صحابی خود فرمود: «اگر تو گوهر درخشانی در دست داشته باشی که قدر آن را بشناسی، همه‌ی دنیا هم که جمع شوند و بگویند این ریگ است، باور نمی‌کنی؛ اگر یک ریگ هم در دستت بگیری و همه‌ی دنیا شهادت بدهند که الماس است، باز هم باور نمی‌کنی! مهم این است که بدانی چه در دست داری.»(1) تلاش من این است که ملت ایران بداند چه سرمایه‌ی عظیمی در اختیار دارد و بداند چه امتداد باارزشی در دنیای اسلام دارد.1382/07/22

1 )
تحف العقول، ابن شعبه حرانی ص 383 ؛

يا هشام لكل شي‏ء دليل و دليل العاقل التفكر و دليل التفكر الصمت و لكل شي‏ء مطية و مطية العاقل التواضع و كفى بك جهلا أن تركب ما نهيت عنه يا هشام لو كان فی يدك جوزة و قال الناس فی يدك لؤلؤة ما كان ينفعك و أنت تعلم أنها جوزة و لو كان فی يدك لؤلؤة و قال الناس إنها جوزة ما ضرك و أنت تعلم أنها لؤلؤة
ترجمه:
هشام! اگر در دست تو گردو باشد و مردم گويند كه در دستت مرواريد است، تو را سودى ندهد در حالى كه مى‏دانى آن، گردو است و چون در دستت مرواريدى باشد و مردم گويند آن، گردو است تو را زيانى نرساند و حال آن كه مى‏دانى آن، مرواريد است.
لینک ثابت
نظام سرمایه‌داری غرب

پس از به وجود آمدن نظام اسلامی بر پایه‏ی مستحکم ایمان‏های مردم، چالش عظیم جهانی در برابر آن پیدا شد. چرا؟ چون این نظام به‏طور طبیعی با اختاپوس خطرناک نظامهای استکباری دنیا درگیر می‏شد. معنای این درگیری این نبود که ما می‏خواستیم به جنگ امریکا یا انگلیس یا فلان کشور برویم. شما جوانان بدانید که در طول دوران بیست و پنج سال انقلاب اسلامی، حتّی یک روز هم نشد که مسئولان انقلاب به ذهنشان خطور دهند که به جنگ و معارضه با این کشور و آن کشور بروند؛ نه، این چالش از ناحیه‏ی هویّت و ذات انقلاب است. وقتی یک کشور اسلامی با داشتن موقعیت حسّاس جغرافیایی و با فرهنگِ عمیق به میدان می‏آید و ایده‏ای را مطرح می‏کند و برای جان بخشیدن به آن، تمام مجاهدت و تلاش خود را می‏کند و نشانه‏های موفقیّت در چهره‏ی او آشکار می‏شود، به‏طور طبیعی منافع استکبار را در کلّ منطقه به خطر می‏اندازد. لذا دستگاه‏های استکباریِ آن روز- که در یک طرف اردوگاه لیبرالیزم سرمایه‏داری و در طرف دیگر اردوگاه سوسیالیزم ادّعاییِ الحادیِ دیکتاتوری بود- با انقلاب اسلامی درافتادند. عجیب این بود که این‏ها در نوددرصدِ مسائل با همدیگر اختلاف داشتند، اما در اینکه باید این شعله‏ی برافروخته را خاموش کرد و این نهال برآمده را کَند، باهم متّحد بودند! شما جوانان عزیز روی این مسائل فکر کنید؛ این‏ها حرفهای تکراری نیست؛ این‏ها راه ما را برای آینده روشن می‏کند.1382/07/22
لینک ثابت
احساس مسئولیت

همین آمریکاییها و وزیر دفاع کنونی‌شان که هرچند روز یک‌بار، یاوه‌ای علیه نظام جمهوری اسلامی می‌پرانند، کسانی بودند که از نزدیک با صدّام حسین- که الآن دنبالش هستند- همکاری داشتند و به او کمک علمی و تسلیحاتی و اطلاعاتی می‌کردند تا شاید بتوانند ایران را شکست دهند، که نتوانستند. به شما عرض کنم: تا وقتی شما بیدارید و تا وقتی مسئولان به معنای حقیقی کلمه احساس مسئولیت می‌کنند، امریکا و قدرتهای دیگر نمی‌توانند علیه این ملت و نظام هیچ کاری انجام دهند.1382/07/22
لینک ثابت
حکیم هیدجی

«حکیم هیدجی» که از برجستگان و مفاخر همین منطقه است و من دیروز یک بیت از شعرهایش را در سخنرانی‏ام خواندم، بیت دیگری دارد که با اندکی تغییر، آن را می‏خوانم:
خلقه بوگون ای شقی ناکس‏
عالمده ستم سن ایلیرن بس(1)
امروز هم علاج کار ملت ایران در ایستادگی و مقاومت است.1382/07/22

لینک ثابت
کرامت ملت‌ها

ملت ایران به برکت انقلاب توانست با کرامت خودش آشنا شود، بیندیشد، تصمیم بگیرد و اقدام و انتخاب کند. خوشبختانه ایمان عمیق ملت ایران به مبانی اسلامی به‏طور طبیعی مردم‏سالاری را بر پایه‏ی تفکّرات دینی استوار کرد، که بهترین شکل مردم‏سالاری هم همین است. در چارچوب ارزشهای اسلامی و دینی است که می‏توان به‏طور مطلق از مردم‏سالاری حمایت کرد، و این به‏طور طبیعی در کشور ما پیش آمد؛ چون مردم ما مؤمنند و ایمانشان سطحی نیست.1382/07/22
لینک ثابت
حرف نو جمهوری اسلامی

اگر انقلاب متّکی به اعتقاد دینی و ایمان اسلامی نبود، نمی‌توانست پیروز شود. ایمانِ یکایک مردم بود که توانست این حرکت را به‌وجود آورد و استمرار بخشد. قبل از انقلاب اسلامی همه نهضتهای صدوپنجاه سال اخیر همین هدف را دنبال کردند، ولی با ناکامی روبه‌رو شدند. انقلاب توانست در همان راه با قدرت پیش برود و بر عوامل ناکامی‌اش غلبه کند. چرا؟ چون انقلاب اسلامی حرف نویی را به میان آورد؛ حرف نویی که می‌توانست در دنیای افکار عمومی، بخصوص در دنیای اسلام، برای خود جا باز کند. قسمت اعظم این حرفِ نو توحید بود؛ با معنای عمیق و دقیق و همه‌جانبه آن. توحید یعنی حاکمیت ارزشهای الهی بر جامعه و نفی حکومتهای طاغوتی، استبدادی، فاسد و طغیانگر بر ارزشهای انسانی و اصیل. بنابراین توحید ستون فقرات و رکن اساسی شعار اسلامی و پیام انقلاب اسلامی بود.

رکن دیگر انقلاب اسلامی، توجّه به کرامت انسان است. جامعه‌ای که در یک مجموعه جغرافیایی و سیاسی زندگی می‌کند، کرامتش اقتضا می‌کند که آزاد و مستقل باشد و استعداد او شکوفا شود؛ بر سرنوشت خود مسلّط باشد؛ مورد تحقیر و اهانت قرار نگیرد و شخصیت ذاتی او بروز کند. این چیزی بود که در طول دوران حکومتهای استبدادی و سپس حکومت وابسته پهلوی نادیده گرفته شده بود. حکومتهای استبدادی گاهی خدمات بزرگی هم از قبیل فتوحات و عمران و آبادی به ملت کرده‌اند؛ اما بزرگترین ارزش انسانی هر انسان را که عبارت است از آزادی، اختیار، استقلال و در اختیار داشتن سرنوشت خویش، از ملت ایران گرفته بودند. این طبیعتِ همه حکومتهای دیکتاتوری است.

متأسّفانه باید به شما بگویم که در بسیاری از کشورهایی که پرچم دیکتاتوری ندارند، بلکه پرچم آزادی و لیبرالیزم و تکیه به رأی مردم دارند، باطن کار همان دیکتاتوری و تسلّط بر اراده‌های مردم است. در حقیقت امروزه در بسیاری از کشورهایی که شعار و شیوه سیاسی‌شان دمکراسی است، مردم از آزادی اندیشه، فکر و اختیار برای تصمیم‌گیری برخوردار نیستند و این آزادیها تحت لایه‌های گوناگون تبلیغات، پنهان می‌شود. این چیزی است که امروز روشنفکران برجسته غرب - چه در امریکا و چه در اروپا - به‌صراحت آن را بیان می‌کنند. کرامت انسان - که انقلاب اسلامی پرچمدار کرامت انسان است - نقطه مقابل این حالت و رویّه است.

امروز دشمنان در تبلیغات خود می‌خواهند این‌طور وانمود کنند که ایران باید به سمت دمکراسی برود! انقلاب، ایران را از آزادترین نوع دمکراسی برخوردار کرد؛ امروز ایران کجا می‌خواهد برود؟! دمکراسی یعنی مردم‌سالاری؛ یعنی حکمیّت و معیار بودن رأی مردم در شیوه‌ی سیاسی حکومت و اداره کشور. این کاری است که انقلاب به‌صورت معجزه در ایران انجام داد؛ کاری که اصلاً تصوّرش در تمام طول دوران دهها سال بعد از مشروطه تا انقلاب اسلامی وجود نداشت. البته در دوران نهضت ملی که انتخاباتِ آزاد وجود داشت، این‌کار عملی شد؛ ولی متأسفانه بر اثر اشتباهات مکرّر مسؤولان وقت، این دوران بیش از حدود دو سال طول نکشید. به‌هرحال، منظور این است که غیر از آن دوران کوتاه، یک روز ملت ایران در این کشور برای انتخاب سرنوشت خود آزادی نداشت.

ملت ایران به برکت انقلاب توانست با کرامت خودش آشنا شود، بیندیشد، تصمیم بگیرد و اقدام و انتخاب کند. خوشبختانه ایمان عمیق ملت ایران به مبانی اسلامی به‌طور طبیعی مردم‌سالاری را بر پایه تفکّرات دینی استوار کرد، که بهترین شکل مردم‌سالاری هم همین است. در چارچوب ارزشهای اسلامی و دینی است که می‌توان به‌طور مطلق از مردم‌سالاری حمایت کرد، و این به‌طور طبیعی در کشور ما پیش آمد؛ چون مردم ما مؤمنند و ایمانشان سطحی نیست.1382/07/22

لینک ثابت
حرف نو جمهوری اسلامی

عزیزان من! این سخن نو - توحید، کرامت انسان و عدالت اجتماعی - در دنیا جا باز کرد؛ اینها سه رکن اصلی است. ما باید همه عقب‌ماندگیهای خود را در این سه رکن، عقب‌ماندگی بدانیم. هرچه شخصیت و رفتار ما مسؤولان از رفتار توحیدی فاصله بگیرد و احترام ما به زندگی، شخصیت، هویّت و عزّت مردم کاهش پیدا کند و به هر مقدار که شکافهای طبقاتی علاج نشود و عدالت اجتماعی به معنای حقیقی در کشور دنبال نگردد، این عقب‌ماندگی است. باید همه تلاش ما این باشد که عقب‌ماندگیها را جبران کنیم؛ فضای جامعه هم باید این‌چنین باشد. این‌که گاهی به بعضی کسان - مسؤولان و دیگران - هشدار می‌دهم، به‌خاطر همین نقطه نظرهاست.

من معتقدم تلاش برای عدالت اجتماعی و پُر کردن شکاف طبقاتی، بزرگترین مسؤولیت ماست. خوشبختانه در این جلسه جمعی از مسؤولان استان هم حضور دارند که خواهش می‌کنم روی این مسائل فکر کنند. امروز مهمترین مسأله ما این است که بتوانیم شکاف طبقاتی بین فقیر و غنی را پُر کنیم. بزرگترین خدمت به جوانان این است که بتوانیم استعدادهای آنها را بارور کنیم؛ امکانات تحصیلی برایشان فراهم نماییم و بعد به فکر شغل و کار برای آنها باشیم. این‌که من گاهی نهیب می‌زنم فلان مسأله فرعی و جنجالی یا دعوای سیاسی را وارد میدان مناقشات عمومی نکنید، به‌خاطر همین است، والّا این‌که دو جناح و حزب در صد مسأله با هم اختلاف داشته باشند و به سر و کلّه هم بزنند، به هیچ جای کشور صدمه‌ای نمی‌زند. انتظار بنده از مجلس، دولت و مسؤولان در همه رده‌ها این است: به معنای واقعی کلمه، مسائل اساسی کشور را بشناسید.1382/07/22

لینک ثابت
پیچ تاریخی

ملت و کشور ما پس از گذراندن دوران طولانی سلطه‌های استبدادی و خاندانهای پادشاهی - که یکی پس از دیگری آمدند و رفتند - در حالی وارد مرحله دنیای نو شد که از طرفی عصر دیکتاتوری در آن تمام نشده بود، و از طرف دیگر دوران وابستگی در آن آغاز شده بود. اگر به مقطع اخیر تاریخی کشورتان - قبل از انقلاب - نگاهی بکنید، می‌بینید ما در حول و حوش این پیچ تاریخی که انقلاب آن را برای ما به‌وجود آورد، در چه وضعی بودیم؛ در این صورت می‌توانیم موقعیت کنونی خود را درست تشخیص دهیم. در آن مقطع، عصر استبداد و دیکتاتوری در این کشور به عصر وابستگی تبدیل شد. البته وابستگی کشور دفعتاً پیش نیامد، بلکه از اواخر دوران قاجار بتدریج وابستگی به اقتصاد و سیاستهای جهانی و دولتهای بیگانه با دادن امتیازات پی‌درپی به خارجیها - که به زیان ملت ایران بود - شروع شد. بعد وقتی دوران استبداد به‌خاطر نهضت مشروطیت و قضایای دیگر ضعیف گردید، ناگهان عَلَم شوم و ننگین وابستگی در حکومت پهلوی بلند شد؛ یعنی حاکمیت سیاستهای وابسته و قراردادهای تحت فرمان و حاکمان و شخصیتهای سیاسیِ دست‌نشانده و گوش به فرمان خارجی؛ البته دیکتاتوری هم در آن بود و روزبه‌روز خطرناکتر و مدرنتر و سخت‌تر هم می‌شد. انقلاب در چنین شرایطی به پیروزی رسید؛ یعنی ملت ایران در آنِ واحد حرکت عظیمی را شروع کرد که هم علیه دیکتاتوری و استبداد و حکومتهای خودکامه‌ای بود که قرنهای متمادی بر این کشور حاکم بودند، و هم این حرکت بر ضدّ وابستگی، دست‌نشاندگی، گوش‌به‌فرمان‌بودن و تابع قدرتهای بیرونِ این مرزها قرار داشتن بود. انقلاب در مقابل این دو عارضه که برای کشور ما بسیار عمیق و دیرین و خطرناک بود، پنجه‌درپنجه انداخت. لذا کار انقلاب دشوار بود.1382/07/22
لینک ثابت
شروع وابستگی کشور از اواخر دوران قاجار و ادامه آن در حکومت پهلوی

ملت و كشور ما پس از گذراندن دوران طولانی سلطه‌های استبدادی و خاندانهای پادشاهی- كه یكی پس از دیگری آمدند و رفتند- در حالی وارد مرحله‌ی دنیای نو شد كه از طرفی عصر دیكتاتوری در آن تمام نشده بود، و از طرف دیگر دوران وابستگی در آن آغاز شده بود. اگر به مقطع اخیر تاریخی كشورتان- قبل از انقلاب- نگاهی بكنید، می‌بینید ما در حول‌وحوش این پیچ تاریخی كه انقلاب آن را برای ما به وجود آورد، در چه وضعی بودیم؛ در این صورت می‌توانیم موقعیت كنونی خود را درست تشخیص دهیم. در آن مقطع، عصر استبداد و دیكتاتوری در این كشور به عصر وابستگی تبدیل شد. البته وابستگی كشور دفعتاً پیش نیامد، بلكه از اواخر دوران قاجار بتدریج وابستگی به اقتصاد و سیاستهای جهانی و دولتهای بیگانه با دادن امتیازات پی‌درپی به خارجیها- كه به زیان ملت ایران بود- شروع شد. بعد وقتی دوران استبداد به‌خاطر نهضت مشروطیت و قضایای دیگر ضعیف گردید، ناگهان عَلَم شوم و ننگین وابستگی در حكومت پهلوی بلند شد؛ یعنی حاكمیت سیاستهای وابسته و قراردادهای تحت فرمان و حاكمان و شخصیتهای سیاسیِ دست‌نشانده و گوش به فرمان خارجی؛ البته دیكتاتوری هم در آن بود و روز به روز خطرناك‌تر و مدرنتر و سخت‌تر هم می‌شد. انقلاب در چنین شرایطی به پیروزی رسید؛ یعنی ملت ایران در آنِ واحد حركت عظیمی را شروع كرد كه هم علیه دیكتاتوری و استبداد و حكومتهای خودكامه‌ای بود كه قرنهای متمادی بر این كشور حاكم بودند، و هم این حركت بر ضدّ وابستگی، دست‌نشاندگی، گوش‌به‌فرمان بودن و تابع قدرتهای بیرونِ این مرزها قرار داشتن بود. انقلاب در مقابل این دو عارضه كه برای كشور ما بسیار عمیق و دیرین و خطرناك بود، پنجه در پنجه انداخت. لذا كار انقلاب دشوار بود.1382/07/22
لینک ثابت
وجود انتخاباتِ آزاد در دوران نهضت ملی؛ تنها نمونه مردمسالاری قبل از انقلاب اسلامی

امروز دشمنان در تبلیغات خود می‌خواهند این‌طور وانمود كنند كه ایران باید به سمت دمكراسی برود! انقلاب، ایران را از آزادترین نوع دمكراسی برخوردار كرد؛ امروز ایران كجا می‌خواهد برود؟! دمكراسی یعنی مردم‌سالاری؛ یعنی حكمیّت و معیار بودن رأی مردم در شیوه‌ی سیاسی حكومت و اداره‌ی كشور. این كاری است كه انقلاب به صورت معجزه در ایران انجام داد؛ كاری كه اصلًا تصوّرش در تمام طول دوران دهها سال بعد از مشروطه تا انقلاب اسلامی وجود نداشت. البته در دوران نهضت ملی كه انتخاباتِ آزاد وجود داشت، این كار عملی شد؛ ولی متأسفانه بر اثر اشتباهات مكرّر مسئولان وقت، این دوران بیش از حدود دو سال طول نكشید. به‌هرحال، منظور این است كه غیر از آن دوران كوتاه، یك روز ملت ایران در این كشور برای انتخاب سرنوشت خود آزادی نداشت.1382/07/22
لینک ثابت
حمله صدام به ایران؛ طرح استکبار برای مقابله با انقلاب اسلامی

حمله‌ی نظامی رژیم «صدّام» که هشت سال ما را مجبور به مجاهدت و قبول مشکلات جنگ کرد، غیر متعارف نبود. این روش همیشگی استکبار علیه ملتهای مستقل و آزادی‌خواه است. در همان سالهای اوّلِ ریاست جمهوری بنده، «احمد سکوتوره» رئیس‌جمهور گینه‌ی کوناکری که یک چهره‌ی برجسته‌ی انقلابی، محترم، علمی و سیاسی آفریقا محسوب می‌شد و در تمام دنیا و اروپا هم خیلی آبرومند بود، به ایران آمد و در مذاکراتش با من مطلبی به این مضمون گفت که ما بعد از انقلاب، از حمله‌ی بغداد به شما تعجّب نکردیم؛ چون طبق تجربه، یکی از کارهایی که علیه اغلب کشورهای مستقل، از طرف استکبار به کار رفته، این است که از طرف مرزها به این‌ها فشار نظامی بیاورند تا با مشغول کردن و گرفتن منابع مالی و انسانی آن‌ها، مانع رسیدن آن کشورها به هدفها و آرمان‌هایی شوند که برای خود تعریف کرده‌اند. این، نقشه‌ی طرّاحی‌شده‌ی دشمن علیه ما بود. همین آمریکاییها و وزیر دفاع کنونی‌شان که هرچند روز یک‌بار، یاوه‌ای علیه نظام جمهوری اسلامی می‌پرانند، کسانی بودند که از نزدیک با صدّام حسین- که الآن دنبالش هستند- همکاری داشتند و به او کمک علمی و تسلیحاتی و اطلاعاتی می‌کردند تا شاید بتوانند ایران را شکست دهند، که نتوانستند.1382/07/22
لینک ثابت
استحکام ساخت درونی

من طرفدار حركتهای مؤمنانه و متدیّنانه و طرفدار جوانی هستم كه با انگیزه دینی در میدان سیاست، علم و اقتصاد وارد می‌شود. جوانی كه شعارش ارزشهای دینی است، برای من مثل یك موجود مقدّس و محبوب است. البته من همه جوانان را دوست دارم؛ اما جوانانی كه ارزشهای دینی برای آنها مهمّ است، در چشم من خیلی عزیزند. عدّه‌ای با تظاهر كردن به پایبندی به ارزشهای دینی، بی‌نظمی ایجاد می‌كنند كه من با این كار موافق نیستم. یكی از چیزهایی كه من از دانشگاههای زنجان خوشم آمد، این است كه گفتند در این دانشگاهها تشكّلهای گوناگون دانشجویی با هم با بی‌ادبی و هتّاكی و بدگویی و دست به یقه شدن رفتار نمی‌كنند. این رویّه خیلی خوبی است و توصیه می‌كنم همین‌طور باشید. هر كدام از تشكّلها كار خود را انجام دهند؛ اما با هم دوست باشند و به هم اهانت نكنند. البته چالش علمی و فكری برای پیش رفتن و رشد پیدا كردن، خوب است. مجموعه‌ای كه دارای فكر سیاسی و اجتماعی است، افراد آن در گوشه‌ای جمع شوند و بنا كنند به استدلال كردن و حرف زدن. وقتی كارشان تمام شد، مجموعه دیگری كه حرف اینها را قبول ندارد، در گوشه دیگری جمع شود و افرادش بنا كنند به استدلال كردن و حرف زدن:

دلایل قوی باید و معنوی‌

نه رگهای گردن به حجّت قوی‌

اگر این‌طور باشد، خیلی خوب است و من این را دوست دارم؛ اما دست زدن به بی‌نظمی در مقابل دشمن - كما این‌كه متأسفانه چند ماه قبل در تهران و البته خوشبختانه در ابعاد كوچكی شاهد آن بودیم - مضرّ است.

آنچه برای ما مهمّ است، استحكام ساخت داخلی است، كه این مطلب را چند ماه قبل به دانشجویان گفتم و الآن هم به شما می‌گویم تا همه بدانند كه وقتی ملتی ساخت داخلی‌اش مستحكم است، اختلاف سلیقه، افرادش را به دشمنان یكدیگر تبدیل نمی‌كند. این ملت برای مسؤولان و محورهای اداره كشورش اهمیت و احترام قائل است؛ چون این موضوع تعیین كننده است. وقتی دلهای این ملت با ایمان عمیق - مثل ایمان شما - همراه شد، هیچ قدرتی نمی‌تواند آن را شكست دهد و وادار به عقب‌نشینی كند. ما با این پشتوانه می‌توانیم با همه چالشهای بین‌المللی مقابله كنیم و پیش برویم.1382/07/22

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی