newspart/index2
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
بالابردن فرهنگ عمومی جامعه لازمه استحکام کارها

ما چگونه می‌توانیم این روحیه را در بین محققان کشور و یا در محیط کار اداری زنده کنیم؟ کار اداری، ارتباط مستقیم با توسعه‌ی اقتصادی دارد. اگر شما طرحهای اقتصادی را به دست یک مجموعه‌ی دیوان سالاریِ غلط و معوج و عاری از وجدان کار و عاری از سواد و آگاهی از کیفیت کار بدهید، آن را ضایع خواهد کرد و این طرح را به ثمر نخواهد رساند. ما چگونه می‌توانیم آگاهی و وجدان کار را در این مجموعه‌ی اداری خودمان - که هیکل حجیم دیوانی ما را تشکیل می‌دهد - تزریق بکنیم؟ یا چگونه می‌توانیم در زمینه‌ی تولید و ساخت و ایجاد محیطهای کارگاهی پُرتلاش در کارخانجات، توصیه‌ی اسلام را که گفته: «رحم‌اللَّه من عمل شیئا فاتقنه»(1)، جامه‌ی عمل بپوشانیم و اتقان و سلامت کار و استحکام و سنگ تمام گذاشتن برای تولید را به کارگر تزریق کنیم، که وقتی اتومبیل ما از کارخانه بیرون می‌آید، بعد از یک ماه مثلاً درِ آن لق‌لق نکند، یا فلان پیچش باز نشود؛ در حالی که تولید فلان نقطه‌ی دیگر دنیا، این‌طور نیست؟ یا چه کار کنیم که این فرد از کار در نرود؛ در حالی که دیگران به کار شوق دارند و بیشتر سعی می‌کنند کار کنند؟ ما چگونه می‌توانیم روح کار، جدیت در کار، وجدان کار، پیگیری کار و سلامت کار را در طرحهای توسعه‌ی اقتصادی خودمان در نظر بگیریم؛ بدون این‌که فرهنگ عمومی جامعه را بالا ببریم و فرهنگ کار و وجدان کار و معلومات مربوط به کار را به آنها تزریق کنیم؟ پس، می‌بیینید که به فرهنگ برگشت.1369/09/19

1 )
مسائل علی بن جعفر و مستدركاتها، علی بن جعفر (علیه السلام) ص 93  ؛

رحم اللّه امرءا عمل عملا صالحا فأتقنه
ترجمه:
خداوند فردی را كه كار نیكویی انجام دهد و آن [كار] را محكم ومتقن گرداند، مورد رحمت قرار میدهد.
لینک ثابت
فرهنگ کار

واقعاً ما برای کار در زمینه‏ی فرهنگ عمومی، میدان بازی داریم. اگر ما بخواهیم توسعه‏ی اقتصادی را به معنای صحیح کلمه در جامعه راه بیندازیم، احتیاج به تلاش فرهنگی داریم. مادامی که حتّی محقق و جستجوگر علمی ما، آن فرهنگ کار و وجدان کار و عشق به کار را، آن‏چنان‏که در یک فرهنگ سالم مطرح است که مظهر عالیش هم فرهنگ اسلامی است نداشته باشد، وجود این محقق، بی‏فایده خواهد بود. گیریم که ما محققان بزرگی تربیت کردیم و مثلًا آزمایشگاه‏های مهمی هم در اختیارشان گذاشتیم؛ این به یک کار شخصی تبدیل خواهد شد. این محققان بزرگی که ما در دنیا می‏بینیم، اعم از آن کسانی که در قرنها پیش، از میان خود ما برخاستند مثل ابن‏سیناها، خوارزمی‏ها، خیام‏ها و دیگران و چه آن کسانی که در قرون اخیر، از بین اروپاییها برخاستند از قبیل همین دانشمندان بزرگ شیمی و طبیعی و فلکیات و غیره وقتی به زندگی این‏ها نگاه می‏کنیم،می‏بینیم که حقیقتاً خودشان را در زندگی فراموش کردند و زندگی شخصی و راحتی و پول و نفع برای خودشان را اصلًا در درجه‏ی دوم قرار دادند؛ اقلًّا محور قرار ندادند، اگر نگوییم فراموش کردند. بعضیشان واقعاً آن موارد را فراموش کردند و به نفع تحقیق و علم و کار و پیشرفت، در فقر و مسکنت زندگی می‏کردند. بعضی دیگر هم اقلًّا به تحقیق و علم و کار و پیشرفت اهمیت دادند و زندگی شخصی را محور قرار ندادند؛ بلکه آن را در حاشیه گذاشتند.
ما چگونه می‏توانیم این روحیه را در بین محققان کشور و یا در محیط کار اداری زنده کنیم؟ کار اداری، ارتباط مستقیم با توسعه‏ی اقتصادی دارد. اگر شما طرحهای اقتصادی را به دست یک مجموعه‏ی دیوان‏سالاریِ غلط و معوج و عاری از وجدان کار و عاری از سواد و آگاهی از کیفیت کار بدهید، آن را ضایع خواهد کرد و این طرح را به ثمر نخواهد رساند. ما چگونه می‏توانیم آگاهی و وجدان کار را در این مجموعه‏ی اداری خودمان که هیکل حجیم دیوانی ما را تشکیل می‏دهد تزریق بکنیم؟ یا چگونه می‏توانیم در زمینه‏ی تولید و ساخت و ایجاد محیطهای کارگاهی پُرتلاش در کارخانجات، توصیه‏ی اسلام را که گفته: «رحم اللّه من عمل شیئاً فاتقنه»، جامه‏ی عمل بپوشانیم و اتقان و سلامت کار و استحکام و سنگ تمام گذاشتن برای تولید را به کارگر تزریق کنیم، که وقتی اتومبیل ما از کارخانه بیرون می‏آید، بعد از یک ماه مثلًا درِ آن لق‏لق نکند، یا فلان پیچش باز نشود؛ در حالی که تولید فلان نقطه‏ی دیگر دنیا، این‏طور نیست؟ یا چه کار کنیم که این فرد از کار در نرود؛ در حالی که دیگران به کار شوق دارند و بیشتر سعی می‏کنند کار کنند؟ ما چگونه می‏توانیم روح کار، جدیت در کار، وجدان کار، پیگیری کار و سلامت کار را در طرحهای توسعه‏ی اقتصادی خودمان در نظر بگیریم؛ بدون اینکه فرهنگ عمومی جامعه را بالا ببریم و فرهنگ کار و وجدان کار و معلومات مربوط به کار را به آن‏ها تزریق کنیم؟ پس، می‏بینید که به فرهنگ برگشت.1369/09/19

لینک ثابت
وجدان کاری

واقعاً ما برای کار در زمینه‏ی فرهنگ عمومی، میدان بازی داریم. اگر ما بخواهیم توسعه‏ی اقتصادی را به معنای صحیح کلمه در جامعه راه بیندازیم، احتیاج به تلاش فرهنگی داریم. مادامی که حتّی محقق و جستجوگر علمی ما، آن فرهنگ کار و وجدان کار و عشق به کار را، آن‏چنان‏که در یک فرهنگ سالم مطرح است که مظهر عالیش هم فرهنگ اسلامی است نداشته باشد، وجود این محقق، بی‏فایده خواهد بود. گیریم که ما محققان بزرگی تربیت کردیم و مثلًا آزمایشگاه‏های مهمی هم در اختیارشان گذاشتیم؛ این به یک کار شخصی تبدیل خواهد شد.
این محققان بزرگی که ما در دنیا می‏بینیم، اعم از آن کسانی که در قرنها پیش، از میان خود ما برخاستند مثل ابن‏سیناها، خوارزمی‏ها، خیام‏ها و دیگران و چه آن کسانی که در قرون اخیر، از بین اروپاییها برخاستند از قبیل همین دانشمندان بزرگ شیمی و طبیعی و فلکیات و غیره وقتی به زندگی این‏ها نگاه می‏کنیم، می‏بینیم که حقیقتاً خودشان را در زندگی فراموش کردند و زندگی شخصی و راحتی و پول و نفع برای خودشان را اصلًا در درجه‏ی دوم قرار دادند؛ اقلًّا محور قرار ندادند، اگر نگوییم فراموش کردند. بعضیشان واقعاً آن موارد را فراموش کردند و به نفع تحقیق و علم و کار و پیشرفت، در فقر و مسکنت زندگی می‏کردند. بعضی دیگر هم اقلًّا به تحقیق و علم و کار و پیشرفت اهمیت دادند و زندگی شخصی را محور قرار ندادند؛ بلکه آن را در حاشیه گذاشتند.
ما چگونه می‏توانیم این روحیه را در بین محققان کشور و یا در محیط کار اداری زنده کنیم؟ کار اداری، ارتباط مستقیم با توسعه‏ی اقتصادی دارد. اگر شما طرحهای اقتصادی را به دست یک مجموعه‏ی دیوان‏سالاریِ غلط و معوج و عاری از وجدان کار و عاری از سواد و آگاهی از کیفیت کار بدهید، آن را ضایع خواهد کرد و این طرح را به ثمر نخواهد رساند. ما چگونه می‏توانیم آگاهی و وجدان کار را در این مجموعه‏ی اداری خودمان که هیکل حجیم دیوانی ما را تشکیل می‏دهد تزریق بکنیم؟ یا چگونه می‏توانیم در زمینه‏ی تولید و ساخت و ایجاد محیطهای کارگاهی پُرتلاش در کارخانجات، توصیه‏ی اسلام را که گفته: «رحم اللّه من عمل شیئاً فاتقنه»، جامه‏ی عمل بپوشانیم و اتقان و سلامت کار و استحکام و سنگ تمام گذاشتن برای تولید را به کارگر تزریق کنیم، که وقتی اتومبیل ما از کارخانه بیرون می‏آید، بعد از یک ماه مثلًا درِ آن لق‏لق نکند، یا فلان پیچش باز نشود؛ در حالی که تولید فلان نقطه‏ی دیگر دنیا، این‏طور نیست؟ یا چه کار کنیم که این فرد از کار در نرود؛ در حالی که دیگران به کار شوق دارند و بیشتر سعی می‏کنند کار کنند؟ ما چگونه می‏توانیم روح کار، جدیت در کار، وجدان کار، پیگیری کار و سلامت کار را در طرحهای توسعه‏ی اقتصادی خودمان در نظر بگیریم؛ بدون اینکه فرهنگ عمومی جامعه را بالا ببریم و فرهنگ کار و وجدان کار و معلومات مربوط به کار را به آن‏ها تزریق کنیم؟ پس، می‏بینید که به فرهنگ برگشت.1369/09/19

لینک ثابت
اتقان کاری

ما برای کار در زمینه‏ی فرهنگ عمومی، میدان بازی داریم. اگر ما بخواهیم توسعه‏ی اقتصادی را به معنای صحیح کلمه در جامعه راه بیندازیم، احتیاج به تلاش فرهنگی داریم. مادامی که حتّی محقق و جستجوگر علمی ما، آن فرهنگ کار و وجدان کار و عشق به کار را، آن‏چنان‏که در یک فرهنگ سالم مطرح است که مظهر عالیش هم فرهنگ اسلامی است نداشته باشد، وجود این محقق، بی‏فایده خواهد بود. گیریم که ما محققان بزرگی تربیت کردیم و مثلًا آزمایشگاه‏های مهمی هم در اختیارشان گذاشتیم؛ این به یک کار شخصی تبدیل خواهد شد.این محققان بزرگی که ما در دنیا می‏بینیم، اعم از آن کسانی که در قرنها پیش، از میان خود ما برخاستند مثل ابن‏سیناها، خوارزمی‏ها، خیام‏ها و دیگران و چه آن کسانی که در قرون اخیر، از بین اروپاییها برخاستند از قبیل همین دانشمندان بزرگ شیمی و طبیعی و فلکیات و غیره وقتی به زندگی این‏ها نگاه می‏کنیم، می‏بینیم که حقیقتاً خودشان را در زندگی فراموش کردند و زندگی شخصی و راحتی و پول و نفع برای خودشان را اصلًا در درجه‏ی دوم قرار دادند؛ اقلًّا محور قرار ندادند، اگر نگوییم فراموش کردند. بعضیشان واقعاً آن موارد را فراموش کردند و به نفع تحقیق و علم و کار و پیشرفت، در فقر و مسکنت زندگی می‏کردند. بعضی دیگر هم اقلًّا به تحقیق و علم و کار و پیشرفت اهمیت دادند و زندگی شخصی را محور قرار ندادند؛ بلکه آن را در حاشیه گذاشتند.
ما چگونه می‏توانیم این روحیه را در بین محققان کشور و یا در محیط کار اداری زنده کنیم؟ کار اداری، ارتباط مستقیم با توسعه‏ی اقتصادی دارد. اگر شما طرحهای اقتصادی را به دست یک مجموعه‏ی دیوان‏سالاریِ غلط و معوج و عاری از وجدان کار و عاری از سواد و آگاهی از کیفیت کار بدهید، آن را ضایع خواهد کرد و این طرح را به ثمر نخواهد رساند. ما چگونه می‏توانیم آگاهی و وجدان کار را در این مجموعه‏ی اداری خودمان که هیکل حجیم دیوانی ما را تشکیل می‏دهد تزریق بکنیم؟ یا چگونه می‏توانیم در زمینه‏ی تولید و ساخت و ایجاد محیطهای کارگاهی پُرتلاش در کارخانجات، توصیه‏ی اسلام را که گفته: «رحم اللّه من عمل شیئاً فاتقنه‏»، جامه‏ی عمل بپوشانیم و اتقان و سلامت کار و استحکام و سنگ تمام گذاشتن برای تولید را به کارگر تزریق کنیم، که وقتی اتومبیل ما از کارخانه بیرون می‏آید، بعد از یک ماه مثلًا درِ آن لق‏لق نکند، یا فلان پیچش باز نشود؛ در حالی که تولید فلان نقطه‏ی دیگر دنیا، این‏طور نیست؟ یا چه کار کنیم که این فرد از کار در نرود؛ در حالی که دیگران به کار شوق دارند و بیشتر سعی می‏کنند کار کنند؟ ما چگونه می‏توانیم روح کار، جدیت در کار، وجدان کار، پیگیری کار و سلامت کار را در طرحهای توسعه‏ی اقتصادی خودمان در نظر بگیریم؛ بدون اینکه فرهنگ عمومی جامعه را بالا ببریم و فرهنگ کار و وجدان کار و معلومات مربوط به کار را به آن‏ها تزریق کنیم؟ پس، می‏بینید که به فرهنگ برگشت.1369/09/19

لینک ثابت
زبان فارسی

در شورای عالی انقلاب فرهنگی، همان‌طور که جناب آقای هاشمی فرمودند و در زمانی هم که من در شورا بودم، عمده‌ی همت ما در این شورا، به مسایل دانشگاهها صرف میشد و حالا هم همان‌طور است. البته به نظر میرسد که الان شاید یک مقدار بهتر از گذشته باشد. این چند موردی که ایشان فرمودند، یا این کارهایی که اخیراً تصویب و اعلام شده - مثل تشکیل فرهنگستانها - واقعاً کارهای خیلی خوبی بود و شاید یک مقدار بهتر از گذشته شده باشد. آن‌وقت هم ما مجموعه‌ی شورا که همیشه به خودمان مراجعه میکردیم، به این نقص اعتراف میکردیم و میگفتیم که ما از کارهای وسیعی که در این‌جا لازم است، غافل میشویم و به مسایل دانشگاهها منحصر میگردیم؛ در حالی که مسایل دانشگاهها، بلکه مسایل آموزشی - اعم از دانشگاهها و آموزش و پرورش - کار شورای عالی آموزشی کشور است؛ کمااین‌که آموزش و پرورش خودش شورایی دارد. این چیزی نیست که شخصیتهایی مثل حضار، بخصوص با حضور رؤسای محترم سه قوّه و این‌همه اشتغالاتی که مسؤولان و وزرای مختلف در کشور دارند، بخواهند فقط به آن بپردازند. چه بهتر که وقتی ما به جزییات مسایل آموزشی نگاه میکنیم، آن را از این شورا خارج کنیم.
البته مسایل آموزشی باید در حد سیاستگذاریهای کلی باشد و نگاه وسیعی به جامعه بشود و هم فرهنگ عمومی جامعه و هم مسایلی که مغفولٌ‌عنه بوده - مثل همین کارهایی که اخیراً شورای عالی کرده؛ تأسیس فرهنگستان علوم و فرهنگستانزبان فارسی و مسأله‌ی تحقیقات - مورد توجه قرار بگیرد.1369/09/19

لینک ثابت
بیکاری و اشتغال

کار اداری، ارتباط مستقیم با توسعه‌ی اقتصادی دارد. اگر شما طرح‌های اقتصادی را به دست یک مجموعه‌ی دیوان‌سالاریِ غلط و معوج و عاری از وجدان کار و عاری از سواد و آگاهی از کیفیت کار بدهید، آن را ضایع خواهد کرد و این طرح را به ثمر نخواهد رساند. ما چگونه می‌توانیم آگاهی و وجدان کار را در این مجموعه‌ی اداری خودمان که هیکل حجیم دیوانی ما را تشکیل می‌دهد تزریق بکنیم؟ یا چگونه می‌توانیم در زمینه‌ی تولید و ساخت و ایجاد محیطهای کارگاهی پُرتلاش در کارخانجات، توصیه‌ی اسلام را که گفته: «رحم اللّه من عمل شیئاً فاتقنه»، جامه‌ی عمل بپوشانیم و اتقان و سلامت کار و استحکام و سنگ تمام گذاشتن برای تولید را به کارگر تزریق کنیم، که وقتی اتومبیل ما از کارخانه بیرون می‌آید، بعد از یک ماه مثلًا درِ آن لق‌لق نکند، یا فلان پیچش باز نشود؛ در حالی که تولید فلان نقطه‌ی دیگر دنیا، این‌طور نیست؟1369/09/19
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی