1393/07/14

وصیت

وصیت

آنچه در زیر می‌آید، دروس "شصت‌ودوم و شصت‌وسوم و شصت‌وچهارم و شصت‌وپنجم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.
 
تعریف و اقسام وصیّت
تعریف: وصیت آن است که انسان سفارش کند بعد از مرگش برای او کاری انجام دهند یا بگوید بعد از مرگش چیزی از اموال او برای کسی باشد یا برای فرزندان خود قیّم (سرپرست) مشخص کند.

چگونگی وصیت
۱. با گفتار: یعنی وصیت خود را بیان کند.
۲. با نوشته‌­ای که مقصود وصیت خود را برساند.
۳. با اشاره که مقصود را بفهماند.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif نکته:
موارد بالا در صورتی نافذ، و اجرای آن لازم است که عرف مردم از آن گفتار یا نوشتار یا اشاره همان را بفهمند که یکی یا برخی از نزدیکان و ورثه برداشت می‌کنند و در صورت نزاع در تفسیر وصیت، باید به دادگاه و حاکم شرع (مجتهد جامع الشرایط) مراجعه کنند.

اقسام وصیت
۱. تملیکی:
وصیت کند چیزی از اموالش یا حقوق شرعی وی برای کسی باشد.
در وصیت تملیکی موصی(۱)، موصی­‌به(۲)، موصی­‌له(۳) وجود دارند و گاهی توسط موصی وصی(۴) نیز تعیین می‌شود.
مثال: اگر کسی وصیت کند پس از مرگم یک میلیون تومان از اموالم را به پسر عمویم یا سادات محل بدهید، این وصیت تملیکی است.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifچند نکته:
الف) تحقق وصیت و ترتب احکام آن متوقف بر قبول نیست؛ هرچند که در وصیت تملیکی‌ه­ای که برای اشخاص خاص است، تملک موصی­‌له متوقف بر قبول اوست و به صرف وصیت موصی، موصی­‌له قهراً مالک نمی­‌شود.
ب) هر چیزی که دلالت بر قبول کند، کافی است و لازم نیست لفظ باشد؛ مانند اینکه موصی­‌به را بگیرد و در آن تصرف کند.
ج) قبول می­‌تواند در زمان حیات موصی یا بعد از مرگ او باشد.
د) اگر موصی­‌له قبل از رد یا قبول موصی­به، فوت کند، ورثه او، حق قبول یا رد کردن وصیت را از موصی­له ارث می­‌برند؛ چه موصی­‌له در زمان حیات موصی بمیرد و چه پس از او. البته اگر قرینه­‌ای باشد که موصی فقط شخص موصی­‌له مورد نظرش بوده، نه ورثه او، دیگر ورثه موصی­‌له این حق را ارث نمی­‌برند. همچنین است اگر موصی­له در زمان حیات موصی بمیرد و موصی از وصیت خود برگردد.
۲. عهدی: وصیت کند که کارهایی برایش انجام شود؛ مثل امور کفن و دفن یا بجا آوردن حج یا نماز و روزه برای او.
در وصیت عهدیه، موصی، موصی­‌به و وصی وجود دارند؛ یعنی در این نوع وصیت، موصی‌­له وجود ندارد.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif نکته:
در وصیت عهدیه، قبول کردن وصی برای نفوذ وصایت اوست و تأثیری در لازم الاجرا بودن وصیت و تحقق وصیت شرعی ندارد.
۳. فکیه: وصیت به فک ملک، مانند اینکه وصیت کند برده‌­ای را آزاد کنند.

 موارد وجوب وصیت کردن
در صورت ظاهر شدن نشانه­‌های مرگ، واجب است درباره امور زیر اقدام شود و در صورتی­ که امکان انجام آن نباشد،‌ وصیت نماید:
۱. نماز و روزه­‌های قضا شده: در صورتی­ که پسر دارد بر عهده پسر بزرگ اوست که نماز و روزه او را بعد از مرگ انجام دهد. لکن اگر می­‌داند پسر بزرگ اشتباه انجام می­‌دهد یا مورد اطمینان نیست، باید وصیت کند. همچنین است اگر اصلاً پسری ندارد که عهده‌­دار این امور شود. 
۲. خمس و زکات و کفارات و سایر دیون: اگر اموالی از مردم نزد اوست، ولی نمی­‌تواند بپردازد یا موقع دادن بدهی او نرسیده، چنانچه از خودش مال دارد، یا مال ندارد، ولی احتمال می­‌دهد کسی به وصیت او عمل کرده و آنها را می­‌پردازد، واجب است وصیت کند و بر وصیتش شاهد نیز بگیرد.
 مسئله
اگر اموالی از مردم نزد اوست یا حقوق و وظایفی برعهده دارد، اما می­‌داند یا اطمینان دارد که بازماندگانش آن اموال را به صاحبانشان برمی­‌گردانند و حقوق و وظایف او را ادا می­‌نمایند، در این صورت رساندن اموال به صاحبانش و نیز وصیت کردن به آنها واجب نیست؛ هرچند که بهتر و احوط است که وصیت کند.
۳. اگر حج واجبی بر عهده‌­اش است(۵) باید وصیت کند.
۴. اگر فرزندانش نیاز به سرپرست دارند که بدون سرپرست، اموالشان یا خودشان از بین می‌روند، باید برای آنها قیّم مورد اعتمادی قرار دهد؛ یعنی وصیت کند آن شخص مورد اعتماد سرپرستی آنها را پس از مرگ وی به عهده بگیرد.
 
شرایط وصیت
۱. شرایط وصیت کننده
الف) عاقل و بالغ باشد.
ب) از روی اختیار وصیت کند. (مست یا مثلاً مجبور نباشد)
ج) محجور نباشد. (سفیه یا ورشکسته نباشد)
این شرط در زمانی است که وصیت مربوط به مال باشد.
د) قاتل عمدی خودش نباشد. ولی اگر وصیت کند و بعد از آن خودکشی کند، وصیت نافذ است و باید اجرا شود.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif نکته:
اگر بچه ده سال‌ه­ای که خوب و بد را تشخیص می‌دهد، برای امور خیر وصیت کند، صحیح است؛ مانند وصیت به ساختن مسجد. اگر کسی بعد از وصیت از هوش برود یا مجنون شود، نافذ است.
۲. شرایط کسی که به نفع او وصیت شده (موصی‌له)
الف) هنگام وصیت زنده باشد یا اگر هنوز به ­دنیا نیامده، هنگام وصیت در شکم مادر باشد. (اگر چه روح دمیده نشده باشد) به شرط آنکه زنده متولد شود.
ب) بنابر احتیاط مرتد فطری(۶) یا کافر حربی نباشد.
۳. شرایط مال با حق یا کار وصیت شده (موصی‌له)
الف) وصیت تملیکی:
می­‌بایست دو شرط در آن لحاظ شود.
یک- مال یا حق، قابل انتقال باشد و فرقی نیست که عین باشد یا دین یا منفعت.
دو- دارای منافع حلال عقلایی باشد؛ مثلاً کسی­ که حق گرفتن وام مسکن را از بانک دارد، اگر طبق مقررات نتواند آن را به دیگری واگذار کند، نمی­‌تواند وصیت کند که این حق، پس از مرگش، به برادر، فرزند یا دیگری برسد.
مسئله
لازم نیست در زمان وصیت حتماً عین مال موجود باشد. بلکه می‌تواند نسبت به اموالی که بعداً به‌وجود می‌آید، وصیت کند؛ مثل میوه­‌های درخت و... .
­ب) وصیت عهدی:
یک- کار مشروعی باشد. لذا برای راه‌زنی یا کمک به ظالم یا تعمیر کلیسا و چاپ کتب گمراه کننده، نمی­‌توان به وصیت عمل کرد و وصیت باطل است.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif نکته:
مشروع بودن نزد وصی ملاک است، نه وصیت کننده؛ چون او مجری است و مجری کار باید آن را مشروع بداند.
مثال: اگر وصیت کند که پس از مرگش اعضای او اهدا شود یا از جسدش برای کالبدشکافی استفاده شود، در صورتی­ که هتک حرمت به مسلمان نباشد، باید به وصیتش عمل شود.
دو- سفیهانه و عبث نباشد؛ مثلاً اگر کسی وصیت کند پس از مرگش، شب­‌ها درِ هفت مسجد و امام­زاده را بزنند، وصیتش باطل است.
سه- اگر وصیت کند که با وجود ولی، غیر ولی، امر تجهیز میت را به عهده بگیرد، احتیاط آن است که وصی از ولی اذن بگیرد و ولی هم به او اذن دهد.
۴. شرایط وصی
الف) مسلمان
ب) بالغ
ج) عاقل
د) مورد اعتماد
مسئله
۱. وصی امین است؛ یعنی ضامن نیست، مگر با افراط و تفریط.
۲. وصی حق کنار کشیدن یا وکیل کردن دیگران را در اجرای وصیت ندارد. مگر اینکه بداند غرض موصی انجام وصیت است؛ به وسیله هر کس که باشد.

تعدد وصی
موصی می­‌تواند دو یا بیش از دو نفر را به عنوان وصی قرار دهد؛ چه به صورت مستقل و چه به نحو مشترک.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif چند نکته:
۱. در صورتی­ که موصی وصایت هر یک از آنها را به صورت مستقل قرار داده است، هر کدام در عمل مستقل­اند و در این صورت، عمل شخصی­ که زودتر اقدام نموده، نافذ است. اگر موصی وصایت آنها را به نحو اشتراک بیان نموده یا مشخص نکرده و مطلق گذاشته است، باید با توافق هم به وصیت عمل کنند.
۲. باید در صورت نزاع آنها به حاکم شرع مراجعه شود.
۳. اگر یکی از آنها فوت کند و نحوة وصایت آنها به صورت اشتراک باشد،‌ حاکم شرع، شخص دیگری را ضمیمه می­‌کند.
۴. جایز است یک فرد را برای بعضی امور و فرد دیگری را برای بعض امور دیگر وصی قرار داد.

عزل و نصب وصی
در صور زیر وصی عزل می‌شود یا اینکه فرد دیگری به او ضمیمه می‌شود:
۱. خیانت وصی http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif حاکم شرع او را عزل یا شخص امینی را به او ضمیمه می‌کند.
۲. عجز وصی از انجام وصیت به تنهایی http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif حاکم شرع فردی را به او ضمیمه می‌کند.
۳. عجز کامل وصی از انجام وصیت http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif به صورت خودکار وصی معزول(۷) است و حاکم شرع فرد جدیدی را نصب می‌کند.
۴. موت وصی http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif حاکم شرع فردی را نصب می‌کند.
۵. عارض شدن جنون بر وصی، به‌­گونه­‌ای که امید برطرف شدن آن نیست http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif وصایت باطل می­‌شود و حاکم شرع فردی را نصب می­‌کند.

ناظر بر وصیت و وظایف او
موصی می­‌تواند افرادی را به عنوان ناظر بر وصیت قرار دهد.
۱. باید موصی محدودة وظایف ناظر را مشخص کند، اما اگر مشخص نکند، متعارف این است که ناظر از کارهای وصی اطلاع داشته باشد تا اگر وصی خواست برخلاف وصیت عمل کند، ناظر به او اعتراض کند.
۲. ناظر بر وصیت که از طرف وصی تعیین شده، اگر به عنوان وصی از طرف موصی پیش­‌بینی نشده است، حق اجرای وصیت را ندارد. مگر اینکه حاکم شرع ناظر را به عنوان وصّی نصب کند.
 
نحوه عمل به وصیت
با توجه به مورد وصیت، باید به صورت زیر عمل شود:
۱. واجبات مالی: دین، خمس، زکات، مظالم و کفارات http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif  از اصل مال برداشته می‌شود.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif نکته:
اگر شخصی وصیت کرده واجبات مالی، از ثلث مال او پرداخت شود، این کار انجام می‌شود و در صورت کافی نبودن از ثلث، کسری آن از اصل مال جبران می‌شود. اما اگر بیان نکرده که از ثلث مال یا از اموال به خصوصی واجب مالی ادا شود، باید از اصل ماترک برداشت شود.
۲. حج واجب، اگر چه به واسطه نذر واجب شده باشد، یا هر نذر مالی که باشد http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif از اصل مال برداشته می‌شود؛زیرا دین محسوب می‌شود.
توجه: نکته بند "الف" در بند "ب" نیز جاری است.
۳. وصیت تملیکی یا عهدی در غیر امور ذکر شده: مثلاً فلان اموال به فقرا داده شود یا برایش زیارت بجا آورده شود یا اقامه عزا شود یا واجب غیر مالی، مثل نماز و روزه قضا برایش بجا آورده شود http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif فقط در مورد ثلث اموال نافذ است؛ مگر ورثه اجازه دهند.
توجه: در این بند، کسری اموال، به خلاف بندهای الف و ب، از اصل ماترک میت برداشته نمی­‌شود؛ مگر اینکه همه ورثه اجازه دهند.

ملاک محاسبه ثلث اموال
ابتدا هزینه تجهیز میت و دیون میت؛ مثل مهریه زن، از اموال کسر می‌شود و به طلبکاران پرداخت می‌شود. سپس آنچه باقی می­‌ماند، ثلث آن محاسبه می‌شود.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif نکته:
۱. منظور از هزینه­‌های تجهیز میت، هزینه غسل و کفن و دفن در حد شأن میت است؛ نه هزینه­‌های شام و مجلس ختم و... . همچنین دیون میت، اعم است از بدهکاری به مردم، مهریه همسر، حج واجب، حج نذری که بجا آورده نشده است و قدرت بر انجام آن در زمان حیات بوده و استطاعت و شرایط آن وجود داشته است، همچنین خمس، زکات، کفارات و مظالم.
۲. ملاک اموال، هنگام فوت است.
۳.  دیة میت به عنوان ترکه محسوب می­‌شود.
۴.  جایز است مالی به عنوان ثلث ترکه کنار گذاشته شود، به شرط اینکه بعد از وفات، دو برابر آن برای ورثه باقی بماند. (۱۸۳۸)
مثال۱: شخصی به پسرش وصیت کرده قطعه­‌ای از زمین­ه‌ایش را فروخته، و با پول آن از طرف او حج بجا آورده شود. ولی پسر نتوانسته به موقع این کار را انجام دهد و مجبور است برای پدر نائب بگیرد. از طرفی پول زمین اکنون کافی نیست. http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif اگر در زمان حیــاتش حج بر او واجب بوده و انجام نداده(۸) و اکنون حتی حج میقاتی(۹) هم با پول زمین ممکن نیست، باید کسری آن از سایر اموال میّت (اصل ماترک) جبران شود و این جبران کسری، قبل از تقسیم شدن اموال است.
 مثال۲: میتی دارای یک زمین، منزل مسکونی، اتومبیل سواری و مقداری پول نقد در بانک است و وصیت کرده ۲۰۰ میلیون از اموال او صرف ساختن مسجد شود. بدهی این میت تنها ۱۰۰ میلیون، بابت مهریه همسرش است و ارزش کل اموال وی نیز ۶۰۰ میلیون است. http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif ابتدا دیون میت کسر می‌شود (یعنی: ۵۰۰ = ۱۰۰ – ۶۰۰)، ثلث ۵۰۰ میلیون، حدوداً برابر است با ۱۶۷ میلیون تومان. ورثه باید به همین میزان از اموال میت را صرف ساختن مسجد کنند و بیش از آن باید با اجازه ورثه باشد. البته هر یک از ورثه حق دارد از سهم الارث خود این کار را انجام دهد. اما دیگران را نمی­تواند مجبور کند.
 مثال۳: در مثال ۲ فرض کنید میت فقط وصیت کرده است که ۲۵۰ میلیون از ثلث مال او صرف بدهی­‌های او شود (فرض مسئله این است که در مجموع هم میت بابت مهریه و سایر بدهی­‌ها فقط ۲۵۰ میلیون بدهکار است.) http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif چون ثلث مال او ۲۰۰ میلیون است و مقدار وصیت بیش از آن است، کسری فوق را از اصل ماترک باید جبران کرد؛ زیرا مورد وصیت از دیون میت است.

 عمل کردن بر خلاف وصیت
۱. تغییر دادن وصیت بعد از مرگ وصیت کننده، مطلقاً حرام است؛ مگر آنکه وصیت کننده قبل از مرگ این حق را برای فردی قرار داده باشد.
۲. اگر ورثه به شدت محتاج اموال میت باشند، حق ندارند از اجرای وصیت میت ذره‌ای تخلف کنند یا آن را تغییر دهند.
۳. اگر حتی مقداری اندک از مال وصیت شده که لازم الاجراء است، عمل نشود و در مسیر دیگری صرف شود، به همان مقدار فرد استفاده کننده ضامن است.

 ابهام در وصیت
اگر وصیت­نامه مبهم است و هیچ قدر متیقنی(۱۰) ندارد http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif تکلیفی وجود ندارد.
مثال ۴: فرض کنید وصیت نامه به گونه‌­ای است که عدد نوشته شده در آن مشخص نیست؛ مثلاً معلوم نیست که ۲ میلیون نوشته است یا ۳ میلیون، در این حالت حتماً باید ۲ میلیون را اجرا کرد. یا اینکه وصیت کرده یک میلیون به کسانی بدهیم ولی معلوم نیست که فقرا نوشته شده یا سادات. در این حالت قدر متیقن فقرای سید هستند. بنابراین اگر به فقیر سید یک میلیون پرداخت شود، به وصیت عمل شده است. در مورد اول قطعاً به قسمتی از وصیت عمل شده، اما در مورد دوم به وصیت مطمئناً به طور کل عمل شده است.
 
نحوه عمل به وصایای متعدد در یک وصیت­نامه
در تمام موارد، وصایایی که در یک طبقه و رتبه قرار دارند، اگر در وصیت زودتر ذکر شده­‌اند، تقدم دارند؛ مگر از وصیت فهمیده شود که با وجود تقدم بعضی، اولویتی وجود ندارد:
۱. وصایای غیر متضادّ
منظور وصایایی هستند که با یکدیگر منافاتی ندارند؛ مثلاً اگر یک­بار میت وصیت کرده این زمین به فلانی داده شود و دوباره بگوید به دیگری داده شود، با هم تضاد دارند.
الف) نوع واحد
یک- واجبات مالی: از اصل مال هزینه می­‌شود.
دو- واجبات بدنی: از ثلث مال هزینه می­‌شود و اگر بیش از ثلث بود با اجازه ورثه از جمیع مال برداشته می­‌شود.
سه- تبرّعی(۱۱): مانند واجبات بدنی است.
 مسئله
اگر هزینه مخارج وصیت در واجبات بدنی یا تبرعی بیش از ثلث مال باشد و ورثه اجازه ندهند که از ثلث مال برداشته شود، در صورتی­که بین وصایا تقدیم و تأخیر فهمیده نشود، بر تمام آنها نقص وارد شده و مال بالنسبه توزیع می­‌شود و اگر از وصیت تقدیم و تأخیر فهمیده شود، طبق آن عمل می­‌گردد.
ب) چند نوع:
یک- محل خرج آن ذکر نشده (مثلاً نگفته از این قطعه زمین صرف شود یا حتی نگفته از ثلث اموال)
اول: واجبات مالی  http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif  از اصل مال پرداخت می­‌شود.
دوم: واجبات بدنی http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif از ثلث کل اموال، منهای واجبات مالی، پرداخت می­‌شود.
سوم: تبرعی­ http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif از ثلث کل اموال، منهای واجبات مالی، پرداخت می­‌شود.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif نکته:
باید ترتیب بالا رعایت شود. لذا ممکن است در همان مرحله اول دیگر نوبت به مرحله دوم نرسد.
دو- محل خرج آن ذکر شده و همچنین بیان شده از ثلث مال باشد (مثلاً از این قطعه زمین خرج شود):
اول: واجبات مالی(۱۲) و بدنی: از همان مال معین شده برای این واجبات خرج می‌شود. اگر ثلث کافی نبود و ورثه هم اجازه ندادند، هر کدام از واجبات مالی و بدنی که بر دیگری مقدم شده­‌اند، همان باید اول اجرا شود و اگر ترتیبی نداشته باشد، ثلث اموال از مال معین شده بر واجبات مالی و بدنی توزیع می­‌شود:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif در صورت کمبود ثلث مزبور برای اجرای واجبات مالی: کمبود از اصل ماترک جبران می‌شود.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif در صورت کمبود ثلث مزبور برای اجرای واجبات بدنی: کمبود با اجازه ورثه از ماترک جبران می‌شود.
دوم: تبرّعی (غیر واجبات): از همان مال تعیین شده مصرف می‌شود.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif نکته:
ترتیب اول و دوم باید مراعات شود؛ یعنی اول واجبات مالی و بدنی و سپس تبرعی­ها.
۲. وصایای متضاد
وصایایی که بعد از وصایای دیگر وصیت شده، وصایای قبلی را باطل می­‌کند؛ مثلاً یکی در تاریخ ۱۳۶۰ وصیت شده باشد و یکی در تاریخ ۱۳۷۲ و این دو وصیت با هم قابل جمع نباشند.
مثال۱: شخصی وصیت کرده از اموالم برایم حج واجب بجا آورید و مهریه همسرم را بپردازید. فرض کنید قیمت حج ۶ میلیون و مهریه زن ۳۰ میلیون باشد و ارزش اموال میت هم ۲۰ میلیون باشد و بدهی دیگری نداشته باشد http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif در این حالت از اصل مال میت به وصیت عمل می‌شود؛ چون هر دو از واجبات مالی است. با توزیع ماترک میت بین هزینه حج و مهریه زن، آنچه برای حج در نظر گرفته می­‌شود، برای انجام این فریضه کافی نیست. لذا ۲۰ میلیون برای مهریه پرداخت می­‌شود.
مثال۲: شخصی وصیت کرده از اموالش برای او ۱۰ سال نماز بجا آورده شود که هزینه آن مثلاً ۳ میلیون است و مهریه همسرش را که ۳۰ میلیون است، هم بپردازند و اموال میت فقط ۲۰ میلیون ارزش دارد http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif  باید کل اموال (به استثنای هزینه تجهیز میت) صرف مهریه شود؛ چون واجبات مالی مقدم است.
مثال۳: در مثال ۲ اگر اموال میت (با کسر هزینه تجهیز میت) ۳۵ میلیون باشد http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif مهریه زن ابتدائاً پرداخت می­شود و ثلث آنچه باقیمانده بعد از کسر مهریه، صرف نماز میت می­‌شود و بقیه به ورثه می­‌رسد.
مثال۴: در مثال ۳ اگر علاوه بر دو وصیت مذکور، وصیت شده باشد که ۲ میلیون به فلان فقیر محله صدقه بدهند، به دلیل آنکه باید مابقی اموال صرف نماز میت شود و از اموال او چیزی باقی نمی­ماند (و واجبات بدنی مقدم بر تبرعی‌­اند) لذا این وصیت عمل نمی­‌شود و شرعاً نباید به آن فقیر کمک کرد؛ مگر آنکه ورثه از سهم خود گذشت کنند.
مثال۵: اگر کسی وصیت کرده از اموالم ۱۰ سال نماز قضا (فرض کنید حداقل هزینه آن ۴ میلیون باشد) و ۴ سال روزه قضا (یک میلیون) و یک عمره مستحبی بجا آورید (۲ میلیون) و با فرض اینکه اموال وی ۱۵ میلیون (با کسر هزینه دفن) ارزش داشته باشد، چون واجبات بدنی (نماز و روزه) مقدم­اند، لذا نوبت به عمره نمی­‌رسد (زیرا ثلث مال او ۵ میلیون می‌شود و برای انجام عمره در کنار نماز قضا و روزه قضا کافی نیست) و اگر ترتیب دارد، یعنی گفته است نماز قضا بگیرید و بعد از آن روزه قضا، آن­گاه عمره بجا آورید، باید ابتدا نماز را انجام داد و آنچه بـــاقی می‌ماند، صرف روزه کرد و به عمره مستحبی هم نوبت نمی­‌رسد.

اجازه دادن ورثه نسبت به بیش از ثلث اموال
ورثه هر مقدار بیش از ثلث اموال را اجازه دهند، به همان مقدار نافذ است.
۱. بعد از مرگ میت اجازه دهند http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif مطلقاً نافذ است (حتی اگر در زمان حیات میت ردّ کرده باشند.)
۲. قبل از مرگ میت اجازه داده‌­اند http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif مطلقاً نافذ است (حتی اگر بعد از فوت میّت ردّ کنند.)
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif نکته:
اگر برخی از ورثه اجازه بیش از ثلث را صادر کنند، اجازه‌­دهندگان نسبت به سهم خودشان باید به بیش از ثلث عمل کنند.

روش اثبات وصیت
۱. وصیت در مورد سرپرستی کردن شیء یا فرزندان صغیر باشد http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif دو مرد عادل شهادت دهند.
۲. وصیت در مورد مال باشد http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif یکی از موارد زیر برای اثبات وصیت کافی است:
الف) شهادت دو مرد عادل
ب) شهادت یک مرد عادل و قسم خوردن
ج) شهادت یک مرد عادل با دو زن عادل
د) با اقرار همه ورثه
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifنکته:
در صورت اقرار بعضی از ورثه، وصیت در حق آن ورثه اقرارکننده نافذ و لازم الاجراء است

رجوع از وصیت
۱. موصی تا زمانی­ که زنده است، می­‌تواند از وصیتش برگردد.
۲. تحقق رجوع از وصیت یا با کلام و سخن است، مانند اینکه بگوید:"از وصیتم برگشتم" یا بگوید "آن وصیت باطل است". یا با عمل است، مانند اینکه موصی‌­به را بفروشد.
 
شک در رجوع موصی از وصیت
۱. وصیت مطلق باشد.(۱۳) http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif در صورت شک، اصل، عدم رجوع است.
۲. وصیت مقید به چیزی مثل مرگ موصی در سفر یا بیماری خاص باشد http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif اگر در آن سفر یا بیماری نمیرد، وصیت باطل می­‌شود.
 

(۱) وصیت کننده
(۲)آنچه در مورد آن وصیت شده است.
(۳) شخصی  یا افرادی که به نفع آنان وصیت شده است.
(۴) شخصی که انجام وصیت به او واگذار شده است.
(۵) یعنی با اینکه مستطیع بوده، آن را انجام نداده است.
(۶) مرتد: مسلمانى است که خدا یا رسول اکرم (ع) را انکار کند یا به طورى منکر یکى از ضروریات دین شود که انکار او به انکار رسالت برگردد.
مرتد فطرى: کسى­که هنگام انعقاد نطفه‌ او، پدر یا مادرش مسلمان بوده‌اند و خودش نیز مسلمان بوده و سپس مرتد شده است.
مرتد ملّى: کسى­‌که هنگام انعقاد نطفه‌ او، پدر و مادرش کافر بوده‌اند و خود نیز پس از بلوغ اظهار کفر نموده، بعد مسلمان شده و سپس مرتد شده است.
(۷) یعنی نیاز به عزل حاکم نیست و شرعاً این فرد وصی نخواهد بود.  
(۸) یعنی می‌توانسته ثبت­نام کند و اگر ثبت­نام می‌کرد، قبل از آنکه بمیرد می‌توانست حج برود.
(۹) مراد از حج میقاتی در مثال فوق آن است که از همان نزدیک میقات کسی اجیر شود، نه از شهر خود میت یا سایر شهرها؛ تا هزینه اجیر گرفتن به این صورت کمتر باشد.
(۱۰) منظور از قدر متیقن آن است که راهی وجود ندارد که عمل شود تا به صورت یقینی بتوان گفت با این نحوه عملکرد، حتماً تا حدی به وصیت عمل شده است.
(۱۱) منظور از وصیت تبرعی در اینجا آن است که مورد وصیت امر شرعی واجبی بر گردن میت نبوده و به صورت اختیاری وصیت کرده است.
(۱۲) شامل حج واجب هم است.
(۱۳) یعنی مقصود موصی آن است که در هر شرایطی به آن عمل شود.  

در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.
شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.

 

برچسب‌ها: احکام شرعی؛
لطفاً نظر خود را بنویسید:

*
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی